نقش سبك رهبری توزيعی مديران بر عملكرد شغلی معلمان مدارس متوسطه شهر مهران: ارائه يك مدل

نقش سبك رهبری توزيعی مديران بر عملكرد شغلی معلمان مدارس متوسطه شهر مهران: ارائه يك مدل

هدف پژوهش حاضر مطالعه رابطه بین سبک رهبری توزيعی و عملکرد شغلی معلمان می باشد. رابطه مذکور از طریق نقش ميانجي دو متغير تعهد سازمانی و هوش هیجانی در تاثیرگذاری سبک رهبری توزیعي بر عملکرد شغلی (مدل مفهومي) بررسی شده است. روش تحقیق توصیفی از نوع همبستگی بوده و روش جمع آوری اطلاعات شامل بررسي پيمايشي می باشد. جامعه آماری شامل کلیه معلمان مدارس متوسطه شهرستان مهران (استان ايلام) بوده که با استفاده از روش نمونه گیری تصادفی ساده تعداد 186 معلم انتخاب و مورد مطالعه قرار گرفتند. نتایج بدست آمده از پیمایش صورت گرفته روی 186 معلم در مدارس متوسطه شهرستان مهران حاکی از آن است که رابطه بين سبك رهبري توزيعي و عملكرد شغلي معلمان به صورت غير مستقيم بوده و از طريق دو متغير تعهد سازمانی معلمان و هوش هيجاني معلمان تبيين مي گردد. در این تحقیق دلالت های اجرایی برای تحقیق و تجربه این یافته ها نيز مورد بحث و بررسي قرار گرفته است.

معلمان مهمترین ترین و موثر ترین عامل در مدرسه شناخته شده و در برابر عملکرد شغلی خود و پیشرفت تحصیلی دانش آموزان، و اعمال هدفمند در سازمان مسئول می باشند. لذا معلمان برای کسب عملکرد شغلی بالا مجبورند که برانگیخته شود و با انگیزه کار کنند. ایجاد انگیزه باعث تاثیر گذاری موفقیت فردی بر اثربخشی کلی مدرسه می شود (باولداوف و کراون ، 2000). اکثر محققان تلاش های خود را بر روي مطالعه معلمان متمركز نموده اند تا بدین وسیله عواملی که بر عملکرد شغلی آنها تاثیر می گذارد را درک و شناسایی نمایند(گولسبای و همکاران، 1992؛ پلانک و راید ، 1994). تحقیقات گذشته نشان داده اند که رفتار مدیران می تواند بر رفتارها و عملکرد معلمان تاثیر بگذارد. رهبری مدیر یا رفتار وی اثر قابل ملاحظه ای بر رفتارها و نگرش کارکنان دارد(باس ، 1981). رهبری نقش عمده ای در توسعه انسانی داشته و با هدف سوق دادن سازمان به سوی اهداف و نیات ویژه، بر اعضاي سازمان نفوذ قابل ملاحظه اي دارد(اسلک ، 1997).
اهمیت رهبری آموزشی و نقش آنها در موفقیت و بهسازی مدرسه بر هیچ کس پوشیده نیست. علارغم این مهم، محققان و سیاست گذاران آموزشی همواره براین باورند که رهبری ستون اصلی بهسازی مدرسه بوده و در راستای تشریح و تفسیر این اصطلاح بیان داشته اند که رهبری آموزش از دیگر اصطلاح های رهبری رايج در دیگر سازمانها متفاوت است(مک بث ، 2003). امروزه تاکید و توجه عمده بر نقش رهبری آموزش و رهبری مدرسه نسبت به دهه های اخیر فزونی یافته است. اگر درگذشته، مدیران قادر بوده اند که از مجرای رسمی و سلسله مراتبی در جهت اثربخشی مدارس حرکت نمایند، در شرایط امروزی تاکید صرف بر چنین اموری، اثربخشی مدارس را تضمین نخواهد کرد. به بیان دیگر نقش های مدیریتی دیگر در برابر چالش های نوین آموزشی کافی نبوده و مدیران در این بافت سرشار از چالش، نیازمند ابزاری تحت عنوان «مهارت رهبری کردن»، هستند(گروون ،2002a). نگرش سنتی به رهبری، تاثیر سلسله مراتب رهبر ـ پیرو را مورد نظر قرار مي دهد. در این پارادایم شخص رهبر اولین سازمان دهنده و هدایت گر نقش های رهبری است(پیرس و کانگر ، 2003). اکثر ادبیات و پیشینه ی تحقیقاتی رهبری، برمبنای همین رویکرد استوارند و در اکثر مطالعات ذی ربط، رفتارها، مهارت ها و نگرش های فردی رهبران مورد توجه است(باس و اويليو ، 1990). در حاليكه در اثر پیچیدگی، افزایش نوآوری و انعطاف پذیری، سازمان ها به طور کلی رهبری را به عنوان عملی مشترک و جمعی مد نظر قرار داده و شروع به حرکت از نقش های سنتی به نقش های نوین از جمله تیم سازی و کار گروهی و تیمی نموده اند(گروون، 2002b). يكي از تئوريهاي رهبري كه اخيراً مورد مطالعه بيشتر پژوهشگران واقع شده تئوري رهبري توزيعي است كه با توجه به شرايط كنوني سازمانها مي توان بعنوان يك تئوري رهبري مناسب مورد استفاده قرار گيرد.

متن کامل مقاله

دانلود کنید


درباره نویسنده

مطالب مرتبط

نظر بدهید

نشانی ایمیل شما منتشر نخواهد شد. بخش‌های موردنیاز علامت‌گذاری شده‌اند *