پیاده رو و حیات جمعی شهر

پیاده رو و حیات جمعی شهر

پیاده رو و حیات جمعی شهر

مقدمه

هر تبیین جامعه‏شناسانه، اگر به زندگی روزمره ارجاعی نداشته باشد، تبیینی ناکارآمد خواهد بود. بسیاری از بنیان‎گذاران علوم انسانی، مسئله اصلی‏شان زندگی روزمره جامعه مدرن بوده است. متفکرانی چون فروید، مارکس، وبر، زیمل و دیگران نه‌ تنها برای مسائل اصلی، نظریات خود را درون زندگی روزمره جست‌وجو کردند، بلکه مواد تحلیل خود را نیز از بستر زندگی روزمره اخذ کردند.تلاش و دغدغه این متفکران، نقد زندگی روزمره و امید به رهایی‌بخشی آن بوده ‏است. (کاظمی:۸ ۱۳۸)

شاید بنیادی ترین مسئله در رابطه با زندگی روزمره ابهام بیش از اندازه ی این اصطلاح باشد که تعریف و بیان مختصات آن را دشوار می سازد. ماهیت ظاهرا عادی زندگی روزمره یعنی پیوستگی های اجتناب ناپذیرش با امور مانوس و بدیهی گاه منجر به غفلت از اهمیت آن به عنوان یک موضوع اجتماعی ارزشمند میشود در حالیکه خود این پیوند آن را به موضوعی درخور توجه برای پژوهشهای اجتماعی تبدیل میکند.

ضمن اینکه زندگی روزمره بر خلاف ظاهر عادی و تکراری اش ماهیت بسیار کثرت گرا و پرمنازعه ای دارد.(بنت:۱۳۸۶) و درست مانند فرهنگ، دیگر نمی توان آن را اصطلاح یکپارچه و متجانسی به شمار آورد که بیانگر حقیقت راستین تجربه افراد درباره ی دنیای پیرامونشان است. زندگی روزمره اقلیمی است که مشحون از چالش و منازعه است. « فضا» ها و «مکان» های زندگی روزمره که پیش از این به واسطه ی وجود اجتماعات قومی متجانس و تقریبا ایستا به وضوح مرزبندی می شدند.

عنوان مطلب: پیاده رو و حیات جمعی شهر

مشاهده کامل مطلب: لینک به تالار گفتگو

منبع: نواندیشان

اشتراک گذاری این نوشته

پاسخ دهید

نشانی ایمیل شما منتشر نخواهد شد. بخش‌های موردنیاز علامت‌گذاری شده‌اند *