نظریه روانکاوی زیگموند فروید

نظريه روانکاوي (1) زيگموند فرويد (2) يک ديدگاه جامع و فراگير است که تمام جنبه هاي مختلف شخصيت را از زمان پيدايش تا درمان اختلالات شخصيت شامل مي شود. اين نظريه رشد کودک را طي گذر از مراحلي که هر کدام از آنها روي يکي از اندام هاي مختلف بدن تکيه دارد، تفسير مي کند. در طي دوره اي که در آن کودک با والد همجنس خود رقابت دارد قسمت اعظم شخصيتش شکل مي گيرد.
شخصيت از سه سطح آگاهي(3) تشکيل شده است و به سه قسمت تقسيم مي شود: نهاد(4) ، خود(5) و فراخود(6) (نهاد، من و من برتر)، که هر کدام از اين قسمتها وظايف متفاوتي دارند. خود وظيفه مديريت سيستم را به عهده دارد، يعني، بدين ترتيب که به وسيله مکانيزم هاي(7) ، متعددي مي تواند در برابر اضطراب که نشانگر تهديدهاي نامتعادل و ناهماهنگي بين اين سه جزء شخصيت و دنياي خارج است، دفاع کند.
اختلالات(8) رواني زماني ظاهر مي شوند که خود نتواند به مسئوليت هايش عمل کند، به عبارت ديگر، نتواند بين سه جزء شخصيت تعادلي ايجاد کند. فرويد اين اختلالات رواني را با روانکاوي درمان مي کرد. روانکاوي، يعني، صحبت آزادانه بيمار درباره هر چيزي که به ذهنش خطور مي کند و از اين طريق درمانگر(9) مي تواند با فراخواندن تعارضهاي مزاحم از سطح ناهشيار به سطح آگاهي و هشياري به بيمار کمک کند. نظريه روانکاوي، ضعفها و تواناييهايي را داراست. از جمله نقاط ضعف اين نظريه اين واقعيت است که از زماني که فرويد نظريه خودش را ارائه داده تقريباً صد سال مي گذرد.
مقاله آغازگر زيگموند فرويد

يک نظريه جامع

ما بررسي خود را در مورد مفهوم سازي(10) از شخصيت، با نگاهي به کار زيگموند فرويد(1939-1856) کسي که نظريه روانکاويش منبع جامع مطالعه شخصيت بوده و هست، آغاز مي کنيم. نظريه روانکاوي فرويد شامل رشد، ساختار و عملکرد شخصيت هم در افراد طبيعي و هم در افراد غيرطبيعي است. ما فرصتي خواهيم داشت که نگاهي انتقاد آميز به کار فرويد بيندازيم، ولي در ضمن نمي توان منکر عظمت موفقيت هاي فرويد شد. رساله فرويد نگرش ما را نسبت به طبيعت انسان و حتي به خود فرهنگ غربي تغيير داد. رمانها، نمايشها، فيلمها، نظامهاي تعليم و تربيت، تحليل هاي تاريخي، بيوگرافي ها، سيستم هاي تبليغاتي، نحوه صحبت کردن با ديگران، شيوه تربيت فرزندان و حتي درمان اختلالات بيماران رواني که چه تاييد بکنيم و/ يا تاييد نکنيم، با اين حال، در تمام زمينه هاي مذکور، تمام و کمال، نشان خارق العاده بودن مغز زيگموند فرويد را مي توان مشاهده کرد.
کرپونيک(11) ، داروين(12) ، مارکس(13) و اينشتاين(14)، همگي مانند فرويد انقلابي عظيم در شيوه تفکر ما در مورد جهان و خودمان به وجود آوردند.

ادامه مطلب


درباره نویسنده

مطالب مرتبط

نظر بدهید

نشانی ایمیل شما منتشر نخواهد شد. بخش‌های موردنیاز علامت‌گذاری شده‌اند *