جامعه شناسی سیستمی (همگرائی در مکاتب جامعه شناسی)
مقدمه : جامعه شناسی همانند هر علم نوپدید دیگری در کوره راه پرفراز و نشیب پیدایی و رشد خود، تلاشها و مساعی بسیاری از علما و فلاسفه علوم اجتماعی را پشت سر گذاشته و همچنان در کشاکش دست یابی بر شناخت، اندازه گیری و تبیین و توصیف پدیده های اجتماعی در دنیایی از کشمکش ها و تقابل نظری پیش می تازد.
در فرا راه رقابت و همپایی علوم اجتماعی، بویژه جامعه شناسی با دانشها و علوم تجربی و طبیعی، ضروری می نمود که اندیشمندان فعال در این دسته علوم، تلاش بیش از پیش خود را صرف هرچه دقیقه و محض ساختن وسایل و روشهای کشف حقایق و واقعیتهای اجتماعی بنمایند. در این راستا، کوششهای متعدد چند گونه ای انجام شد تا موفقیتهایی را که علوم دقیقه و محض از طرق روشهای آزمایشگاهی و تجربی بدست آورده بودند، دستاویز قرار داده و با غسل تعمید این روشها از آن نتیجه قابل قبولی برای علوم اجتماعی و جامعه شناسی بیرون آورند. عزم ها جزم شد و با کوله باری از اصول و مدلهای برگرفته از علوم تجربی، بر واقعیتهای جان سخت اجتماعی هجوم برده شد. این تلاشها در انواع خود به چنان سرانجامی، انجامید که هنوز بسیاری بر علمی بودن دانشهایی چون جامعه شناسی تردید می ورزند و بر ایدئولوژیک بودن آن صحه می گذارند. عده ای بر تحصلی پنداشتن این دسته علوم می تازند و آن را به محافظه کاری و نادیده گرفتن علل و ریشه های اصلی نهفته در بطن و متن روابط و مناسبات اجتماعی و به بهانه برائت ارزشی و پرهیز از قضاوتهای ارزشی، به حفظ وضع موجود نابرابر و غیرانسانی محکوم می نمایند و عده ای دیگر بر تندرویان و گاه واقع بینان منتقد یورش می برند که این دسته از علوم را با صبغه هایی ایدئولوژیک و داوریهای خودخواهانه و غیرعلمی آغشته می سازند.
با اینهمه نحله های عمده ای که در جامعه شناسی سر برآورده و هنوز جان سختی می نمایند، عبارتند از کارکردگرایی(Functionalism) ، ساختارگرایی (structuralism) و دیالکتیک گرایی (Dialecticism) ؛ که در هر یک از این نحله ها، رویکردهای گاه متعددی نیز روییده اند که بر پراکندگی و آشفتگی درونی این مکاتب منجر شده اند. بگذارید قبل از هر چیز تعریفی مشخص و تا حدی قابل قبول از روش تحقیق در علوم اجتماعی بدست دهیم و پس آنگاه به طرح و توضیح نحله های مذکور، بپردازیم. اصولاً « روش شناسی، مجموعه طریقه ها، شیوه ها و روشهایی است که در زمینه های مختلف دانشها و علوم جهت شناخت ویژگیهای قوانین حاکم بر پدیده ها بکار برده می شود. روش شناسی یا (Methodology) فن درست اندیشیدن و شیوه تحقیق و اسلوب علمی بررسی امور و پدیده هاست.» (گلابی، ۱۳). با این تعریف می توان گفت که روش تحقیق در علوم اجتماعی و بویژه جامعه شناسی نیز عبارتست از مجموعه روشهای کشف قانونمندیهای حاکم بر روابط میان پدیده ها و رخدادهای اجتماعی خواه به صورت آشکار یا پنهان، در بطن مناسبات اجتماعی، جهت استخراج صفات و ویژگیهای مشترک و تعمیم آنها برای ارائه و پیشنهاد یک قانون تجربی یا نظریه اجتماعی.
اساساً ویژگیها و وجوه تمایز علوم اجتماعی از علوم طبیعی عبارتست از: سریع تر بودن تحول موضوع این علم، عدم استمرار قانونمندیهای حاکم بر واقعیتهای اجتماعی، کثیرالابعاد بودن این واقعیتها، کیفی بودن آنها، قابل کنترل نبودن این واقعیتها و قرار گرفتن محقق در زیر بار ارزشها. از این روست که عدم توجه به این وجوه افتراق، موجب بروز رویکردهای یکسویه ای چون فردگرایی در برابر جمع گرایی، جبرگرایی در برابر اختیارگرایی، کمیت گرایی در مقابل کیفیت گرایی و تداخل علم و ارزشها یا تخصص و تعهد شده است (عبداللهی، ۱۶). چنین تداخلی تا جایی است که هر فرد غیرمتخصص و ناآشنا به این دسته از علوم و گاه حتی بدون آگاهی از دانش علمی امروز، در مسائل و معضلات اجتماعی اظهار نظرهای قطعی می کند و گاه در موقعیتهای خاص موجب تشدید آن معضلات اجتماعی میگردد.
با اینحال محقق جامعه شناسی باید آگاه باشد که هر پدیده یا مسئله اجتماعی در کلیت نظام یافته ای تحت عنوان جامعه یا نظام اجتماعی- انسانی، واقع است و هر بعد این نظام اجتماعی یا عینی و انسانی یا ذهنی، یک بعد مهمی را تشکیل می دهد که می تواند به عنوان علت یا معلول پدیده مورد بررسی ملحوظ نظر باشد. هلموت واگنر (H. Wagner) می نویسد:
« جامعه شناسان ممکن است آرزو کنند که رشته شان همچون یک پیکره واحدی بشود که در آن تمامی زمینه های خاص از لحاظ منطقی یکپارچه شده و از لحاظ سیستمی در پیوند متقابل قرار گیرند و تحت چتر جامع نظریه عمومی، وحدت یابند… ». به نظر او کوششهای قبلی جهت طبقه بندی نظریه های جامعه شناسی، اغتشاش تعدد بسیار رشته ها را منعکس می سازد. هیچ توافقی نه با تعداد طبقه بندیها و نه با عناوین آنها وجود ندارد. مثلاً کینگزلی دیویس و تالکوت پارسنز قصد کاربست صرفاً نظریه عمومی را دارند. روسکو و هینکل، دو طبقه را از هم تمیز می دهند : اثبات گرایی جدید و نظریه کنش اجتماعی؛ زیمرمن، سه مقوله را معرفی می کند: ساختارگرایی ایستا، تجربه گرایی نواثباتی و جامعه شناسی نوپویا؛ دانکن واسکز به تمایز رویکردهای فرهنگی، رفتاری و بوم شناختی می پردازند و مارتیندال از طبقه بندی پنجگانه استفاده می کند: ارگانیسم گرایی اثباتی، نظریه تضاد، نظریه رسمی، رفتارگرایی اجتماعی، کارکرد گرایی جامعه شناختی؛ و نیکولاس تیماشف از شش زمینه معاصر صحبت می کند: نو اثباتیون، بوم شناسی انسانی، کارکرد گرایی، جامعه شناسی تحلیلی، مکاتب فلسفی و جامعه شناسی تاریخی … (واگنر، ۷۳۶).
ادامه مطلب
جامعه شناسی اجتماعی کارل مانهایم
نویسنده: حسین بصیرت
مانهایم برخلاف مارکس، عامل تعیین کننده فکر را اقتصاد و حتی مشخص تر طبقه ندید بلکه مجموعه عوامل زیستی را دخیل دانست. از نظر او، مسائلی که پیش روی ذهن قرار می گیرند و راه حل هایی که به ذهن می رسند، به صورت اجتماعی ساخته شده اند؛ بدین ترتیب همه افکار و عقاید و ایده ها (حتی، حقایق)، “دیدگاهی” یا “پرسپکتیوی” اند و ناشی از یک وضعیت تاریخی و وابسته به یک محل و موقعیت در ساختار اجتماعی و فرآیند تاریخی
از آنجا که نظریات شلر از سویی بیشتر جنبه فلسفی داشت و دشوار فهم تر بود و از سوی دیگر، به زبان آلمانی منتشر می شد، نتوانست در کشورهای آنگلوساکسون بخت مناسبی برای رشد و توسعه پیدا کند. در طرف مقابل، افکار مانهایم که بیشتر جنبه اجتماعی و چپ داشت و به زبان انگلیسی هم منتشر می شد، توانست در کشورهای انگلیسی زبان نفوذ بیشتری پیدا کند و در این کشورها، جامعه شناسی معرفت، بیشتر از همه با نام مانهایم شناخته می شود. اگرچه مانهایم واضع اصطلاح جامعه شناسی معرفت نبود، شاید بیش از هر فرد دیگری تلاش کرد، تا این رشته را به دانش طلبان معرفی کند؛ لذا اکثرا او را بنیانگذار این رشته قلمداد می کنند. او جامعه شناسی معرفت را علمی تعریف می کند که رابطه میان معرفت و هستی را مورد بررسی قرار می دهد. این شاخه از دانش، به عنوان یک پژوهش تاریخی – جامعه شناسانه، در پی یافتن قالب هایی است که این رابطه در سیر عقلانی بشر به خود گرفته است.
مانهایم، از شلر تندتر گام بر می دارد و برای خرد و شناخت ما کارکردی بیشتر اجتماعی قائل می شود و از این رو نظریه مشارکت شلر را به یک سو می نهد و از عامل های واقعی اجتماعی فکر سخن می راند. به عنوان مثال، او می کوشد تا در بررسی خود راجع به طرز تفکر محافظه کارانه و در جهت اثبات مفروضات و شرایط اجتماعی پیدایش این گونه سبک فکر، نه تنها به نشان دادن میزان تاثیر وضع و مناسبات زندگانی یک فرد محافظه کار بر روی زبان (کلمات، جملات و اصطلاحات) او بپردازد بلکه حتی مقولات فکری و نظام اندیشه ای محافظه کارانه را معلول وضع اجتماعی – تاریخی آن می داند.
با این وجود، مانهایم تحت تاثیر دیلتای و در تفارق با مارکس، بین شناخت و جامعه رابطه ای بیانگر و معرف معتقد است، حال آنکه مارکس، این رابطه را از نوع رابطه علی و معلولی می شمارد. از نظر مانهایم، نگاهی به روابط بین یک گروه و گروه دیگر نشان می دهد که مهمترین مشخصه آنها این است که پیوسته در حال تضاد و تعارض با یکدیگرند. هر گروهی برای کسب سلطه مبارزه می کند و همین امر بر نوع عقاید و اندیشه هایی که این گروه ترویج می کند، تاثیر می گذارد. از نظر مانهایم، رقابت بین گروه ها به خلق آرمان هایی می انجامد که از موقعیت حاضر هر گروه فراتر می روند و از دایره اعتقادات بسته آنها خارج می شوند. این اندیشه ها بر دو گونه اند. از یک سو ایدئولوژی ها قرار دارند و گونه دوم نیز اتوپیاست. هر اتوپیا مجموعه ای از اندیشه ها و عقایدی است که چشم اندازی بدیل برای آینده مطلوب جامعه به دست می دهد و هرگروه اجتماعی در پی تحقق بخشیدن به آن است. به عبارت دیگر اتوپیا، نوع خاصی از تفکر آرزومندانه است. اما در طرف مقابل ایدئولوژی ها، با واقعیت اجتماعی همگام نیستند زیرا شامل اندیشه های از مد افتاده ای هستند که از آنها حمایت می شود تا مانعی در برابر تغییراتی که عملادر جامعه روی می دهند، ایجاد کنند.هنگامی می توان یک ذهنیت را اتوپیایی قلمداد کرد که با شرایط و موقعیت واقعی که پیرامون آن اندیشه وجود دارد، منطبق نباشد و این عدم انطباق، از آنجا آشکار می شود که موضوعات مطرح شده در آن اندیشه، در زمینه اجتماعی موجود، وجود ندارد. اندیشیدن، همواره بر بنیاد آرزو در امور انسانی خودنمایی کرده است. مانهایم به چنین اندیشه هایی، اتوپیا می گوید. گاهی ایدئولوژی با اتوپیا خلط می شود؛ چرا که هر دوره از تاریخ، حاوی عقایدی فراتر از نظام موجود بوده که نقش عقاید اتوپیایی را برعهده نداشته است. تفاوت اندیشه های اتوپیایی با اندیشه های ایدئولوژیکی آن است که اندیشه های اتوپیایی برخلاف اندیشه های ایدئولوژیکی درصدد تغییر و انقلابند. (با کمی تسامح میتوانیم بگوییم این اتوپیا در اندیشه مارکس و لوکاچ تحت عنوان آگاهی طبقاتی عنوان شده است) از طرفی، همیشه گروه مسلط که در همنوایی کامل با نظام موجود است، تعیین کننده آن چیزی است که اتوپیایی تلقی می شود در حالی که گروه رو به اوج که با چیزهای موجود سر ستیز دارد، گروهی است که آنچه را ایدئولوژیکی نامیده می شود، تعیین می کند.میان اصطلاح ایدئولوژی و اصطلاحی که بیکن اشاره به سرچشمه های خطا به کار برده است، پیوندی وجود دارد. ایدئولوژی، به سپهری از خطاهای طبیعتا روانشناسانه اشاره می کند که برخلاف فریبکاری عمدی، از روی قصد و نیت صورت نمی گیرد، بلکه به نحوی اجتناب ناپذیر، بر اثر برخی عوامل تعیین کننده علی به طور ناآگاهانه و نسنجیده سر می زند. مطابق این تفسیر، تئوری بت های بیکن را باید تا اندازه ای، پیش زاد مفهوم جدید ایدئولوژی دانست. بت ها عبارتند از پندارها یا پیش دریابی ها که چنانکه می دانیم، انواعی دارند: طایفه ای، شخصی، بازاری و نمایشی. همه این بت ها سرچشمه های خطایند که گاه از خود طبیعت بشر بر می آیند و گاه ناشی از افرادند. همچنین می توان آنها را به جامعه و یا به سنت نسبت داد. بسیار محتمل است که تجربه روزافزون انسان از امور سیاسی، او را نخست، از عنصر ایدئولوژیکی در اندیشیدنش آگاه ساخته و نسبت به آن دیدی انتقادی به او بخشیده باشد.
ادامه مطلب
کارل مانهایم
کارل مانهایم (Karl Mannheim) در ۲۷ مارس ۱۸۹۳ در یک خانواده یهودى در بوداپست مجارستان به دنیا آمد، مادرش آلمانى و پدرش مجار بود. او پس از پایان دوره متوسطه تحصیلات خود را در دانشگاه هاى بوداپست و برلین ادامه داد. او همچنین تحصیلات تکمیلى خود را در فرایبورگ، هایدلبرگ و پاریس پى گرفت.مانهایم در سال ۱۹۱۵ در بازگشت به بوداپست انجمنى مرکب از روشنفکران طرفدار لوکاچ را شکل مى دهد. پس از پایان جنگ جهانى اول و به دنبال روى کار آمدن جمهورى شوراها در مجارستان، شکست جمهورى پس از مدتى کوتاه و اشغال بوداپست توسط ارتش رومانى و ارتش ضدانقلاب لوکاچ، مانهایم و بسیارى دیگر که اغلب از روشنفکران یهودى بودند از کشور گریختند. مانهایم در ۱۹۲۰ به هایدلبرگ گریخت و در سال ۱۹۲۶ در دانشکده فلسفه هایدلبرگ مشغول به تدریس شد. وى در ۱۹۲۹ به عنوان استاد جامعه شناسى و اقتصاد به دانشگاه فرانکفورت عزیمت کرد. در ۱۹۳۳ با افزایش قدرت هیتلر و حزب ناسیونال سوسیالیست، مانهایم به دعوت مدرسه اقتصاد لندن (LSE) پاسخ مثبت داد و بدین ترتیب دور دوم مهاجرت وى به عنوان یک پناهنده سیاسى آغاز شد. سرانجام مانهایم پس از سال ها فعالیت علمى و دانشگاهى در ۹ ژانویه ۱۹۴۷ در لندن درگذشت. کارل مانهایم را بیشتر به خاطر بسط جامعه شناسی معرفت می شناسند . او این عقاید را در کتاب ایدئولوژی و اوتوپیا شرح داده است .
به عقیده مانهایم وظیفه جامعه شناسى معرفت و یا جامعه شناسى دانش عبارت است از تحلیل روابط میان جامعه و دانش.
جامعه شناسی معرفت
جامعه شناسی معرفت به منزله ی حوزه ای جدی،مستقل و قدرتمند از دانش بشری، تا دهه هفتاد قرن بیستم حضور چندانی در مباحث و مناقشات فیلسوفان نداشت. اما از اوایل دهه هفتاد بسیاری از فلاسفه بطور روز افزون به این حوزه توجه کردند و جامعه شناسی معرفت با سرعت اعجاب آوری در دهه های هفتاد و هشتاد میلادی پروار و پر نظریه گردید.
در یک نگاه تاریخی همه آنها که محیط اجتماعی و تاریخی را سر منشا تاثیر و تغییر و به اصطلاح تعین فکر و معرفت در نظر گرفته اند از هواداران رسمی یا غیر رسمی رویکردی هستند که در تقسیم بندی های معاصر، مطالعات و تبعات جامعه شناسی معرفت نام گرفته است. در تاریخ تفکر غرب سابقه مرتبط دانستن فکر با واقعیات اجتماعی به دوره کلاسیک یونان باستان باز میگردد و حتی گفته میشود که این عقیده ی افلاطون که معرفت حقیقی را برای افراد طبقات پایین جامعه میسر نمی دانست گویای ارتباط میان جامعه و معرفت است . هرچند این ارتباط را به نحو شفاف تری میتوان در آرا اتمیستها و سوفسطاییان تشخیص داد. البته چنین دیدگاهی به غرب محدود نمیشود و در مکتب کنفوسیوسی چینی و هندوییسم و بطور بارز و مشخص در آرا ابن خلدون دانشمند مسلمان نیز رگه هایی از چنین تفکری وجود داشته است.
بعد از حدود سه قرن پس از ابن خلدون، فراسیس بیکن با صحبت از بت های چهار گانه ی خود به عنوان منابع غفلت و گمراهی انسان نگاه دوباره ای به بحث ارتباط میان جامعه و معرفت انسان داشت. پس از او در میان آمپریست های انگلیسی نظیر لاک، هیوم و میل با تالیف آثاری درباره ی فهم انسان این ارتباط بیشتر مد نظر قرار گرفت و در اروپا هم فلاسفه اجتماعی مانند ویکو،روسو و منتسکیو رابطه فکر و جامعه را از روزنه های متفاوتی تقویت کردند. کانت تلاش کرد در فلسفه خود دو اردوگاه حس و عقل را آشتی دهد. در تفکر او جایی برای مؤلفه های اجتماعی وجود نداشت، فلسفه دیالکتیک هگلی و ادامه آن توسط شاگردان هگل بخصوص هگلی های جوان مانند بائر، استرنر،فوئرباخ، روگ و در نهایت مارکس و انگلس سعی در پر کردن این خلا فلسفه ی کانت داشتند.
مارکس و سنت مارکسی شالوده ی تبیین فکر بر اساس تعین اقتصادی و طبقاتی اندیشه را پی افکندند و دورکم و سنت جامعه شناسی فرانسوی پیرو او مولفه های فکر را به اشکال و ماهیت های اجتماعی پیوند زدند و در نهایت ماکس شلر بود که به باز کردن ابواب و روزنه های جدیدتری در ارتباط فکر و جامعه دست یازید. پس از او مانهایم دومین شخصیتی بود که به شکلگیری جامعه شناسی معرفت کمک کرد و از آنجا که آثار او نسبت به آثار شلر از پیچیدگی های کمتری برخوردار بود با سرعت بیشتر منتشر شد و بطور رسمی معرف، جامعه شناسی معرفت شد. این حوزه ی فکری در حال حاضر علاوه بر آلمان که در واقع مهد جامعه شناسی معرفت است با سرعت فراوان و توسط جامعه شناسان بنام در فرانسه(در سنت دورکمی) در انگلستان(مانهایم، اشتارک،پولانی و…) در ایتالیا(پارتو و گرامشی) و در آمریکا در سه شاخه نظری اروپایی،پراگماتیستی-رفتارگرایی(تابعین دیویی،مید و جمیز) و شاخه ی کاربردی با سرعت فراوان رو به گسترش است.
جامعه شناسی معرفت در معنای کلی و عام آن شاخه ای از جامعه شناسی است که رابطه ی فکر و جامعه را مورد بررسی قرار میدهد. جامعه شناسی معرفت در پاسخ به اینکه معرفت چه حوزه هایی را در بر میگیرد با این تقسیم بندی کلی موافق است که معرفت به چهار حوزه ی مجزای علم، فلسفه(اولی)، مذهب و ایدئولوژی تقسیم می شود. تمرکز این حوزه ی فکری بر شرایط اجتماعی معرفت است و در این ارتباط کل تولیدات فکری، اعم از ایدئولوژیها، مذاهب، فلسفه ها و علوم را به چهار چوب های تاریخی- اجتماعی شکل دهنده و دریافت کننده ی آنها متصل و مرتبط میداند و مسامحتا میتوان گفت که کار جامعه شناسی معرفت مطالعه ی رابطه ی زیربنای اجتماعی و روبنای ذهنی است. دکتر سعید زیبا کلام در کتاب معرفت شناسی اجتماعی طرح و نقد ارا مکتب ادینبورا تاریخ تکون و تطور جامعه شناسی معرفت را به سه دوره تقسیم میکند: دوره ی بنیان گذاری: که اجزا متفرّق و پراکنده ی جامعه شناسی معرفت در آثار مختلف مارکس، دورکم و شلر در حال تکوین و تقویم است. دوره ی دوم: دوره ی کاوشگری؛ که در آن جامعه شناسان معرفت عمدتا قابلیت ها و تبعات آن چارچوب کلی را که در دوره ی بنیانگذاری طراحی و پی ریزی شده بود کاوش میکنند. و دوره ی سوم ،دوره ی ادینبورا: از اواخر دهه شصت آغاز میشود که چرخشی بنیادین ، به لحاظ معرفتی در جامعه شناسی معرفت روی داد و با طرح نسبی انگاری بنیادین و تمام عیاری که به میان آورد در میان سایر مکاتب جدید جامعه شناسی .
به عقیده مارکس : شیوه تولید در زندگى مادى خصیصه کلّى فرایند هاى اجتماعى، سیاسى و معنوى زندگى را تعیین مىکنند . این آگاهى بشر نیست که هستى او را معین مىکند، بلکه متقابلاً این هستى اجتماعى اوست که آگاهى وى را مشخص مى سازد . یعنی طبقه ای که انسان در آن قراردارد افکار و نوع شناخت های او را مشخص می کند . یا به عبارت دیگر افکار مسلّط هر عصر، همواره افکار طبقه حاکمه آن بوده اند .
مانهایم و نسبیت گرایى عامّ ) universal relativism)
ادامه مطلب
de Julio – Buenos Aires, Argentina)
de Julioدر بنس آیرس پهنترین خیابان جهان است. نام این خیابان به دلیل بزرگداشت روز استقلال آرژانتین که انتخاب شده است که در روز ۹ جولای ۱۸۱۶ رخ داد.
این خیابان دارای ۹ لین است!

گیج کننده ترین میدان جهان! (Magic Roundabout – Swindon, UK)
میدان جادویی واقع در انگلستان در سال ۱۹۷۲ ساخته شد و شامل ۵ میدان کوچکتر است که به صورت دایره ای مرتب شده اند.

برای مشاهده متن کامل به لینک زیر مراجعه کنید:
زمانی را تصور کنید که کریستف کلمب و یارانش برای اولین بار با ساکنان آمریکا ارتباط برقرار کردند. از دید بومیان آمریکا که زندگی بدوی خود را داشتند کلمب و یارانش افراد خارق العاده ای به نظر می رسیدند که تا به حال نظیر آن ها را ندیده بودند. دید ساکنان کشتی کلمب نیز با این ارتباط دستخوش تغییر شد چراکه نگرش آن ها به کره زمین با این کشف کاملا دگرگون می شد. این ماجرا یکی از مواردیست که عده ای محقق به آن استناد می کنند تا دیگران را برای ارتباط با فضایی ها مجاب کنند. ارتباطی که ثمره آن از دید برخی مانند استفان هاوکینگ بدتر از بلایی است که بر سر بومیان آمریکایی آمد: نابودی کامل بشر.
زمانی که مردم به مبحث جست وجوی موجودات فرازمینی می اندیشند، اولین چیزی که به ذهن آن ها خطور می کند پروژه SETI یا همان “جستجوی هوش فرازمینی” است. هدف اول این پروژه جستجو جهت یافتن سیگنال های رادیویی فرازمینی است که از اعماق فضا منشتر می شود که البته تا کنون به جز یک مورد مشکوک چیز خاصی یافت نشده است. در کنار هدف اصلی، اعضای این پروژه به یافتن پالس های لیزری به عنوان وسیله ای جهت ارتباط در فواصل میان ستاره ای نیز مشغول هستند.
اما گویا امروزه به جز دو هدف قبلی هدف سومی نیز برای این پروژه تعریف شده است: جستجوی منابع نور مصنوعی در سطح سیارات فراخورشیدی. یعنی یافتن نورهایی مانند نور شهرهای کره زمین که از فضا قابل رویت هستند. ( مانند عکس زیر که از ایستگاه بین المللی فضایی از زمین گرفته شده است.)

برای مشاهده متن کامل مطلب به لینک زیر مراجعه کنید:
سری فوریه یک تابع،بیان آن تابع به صورت مجموعی از جملات سینوسی و کسینوسی با آرگومان های مختلف میباشد.
از آن جا که توابع سینوسی و کسینوسی با آرگومان های خطی،متناوب هستند،لذا بدیهی است شرط لازم برای وجود سری فوریه،متناوب بودن آن تابع است.
در نظریه سریهای فوریه نشان داده شده است که اگر (f(x در شرایطی مثل (شرط دیریشله) صدق کند، میتوان آن را به صورت سری هماهنگی به شکل زیر بسط داد.
شرایط دیریکله
شرایط کافی برای وجود سری فوریه عبارتند از:
۱- انتگرال معین تابع در یک فاصله تناوب آن،همگرا باشد.
۲- تعداد نقاط ناپیوستگی تابع در یک فاصله تناوب آن محدود باشد.
۳- تعداد نقاط ماکسیمم و مینیمم (اکسترمم) تابع در یک فاصله تناوب،محدود باشد.
سیستم ریسندگی سولو که تحت عنوان ریسندگی مدرن مطرح شده،اصلاح و بهبود روش متداول ریسندگی است.این تکنولوژی یک روش ساده و ارزان برای نخهای ریسیده شده از الیاف بلند میباشد که در سال ۱۹۹۸ ارائه و در سال ۱۹۹۹ در نمایشگاه ایتمای پاریس به نمایش گذاشته شد.
واژه سولو در واژه به معنای تک و در اصطلاح غلتکی است که روی ماشین رینگ جهت بهبود کیفیت نخ اضافه شده است. ابتکار سولو توسط CSIRO,WRONZ,WOOL MARK COMPANYگسترش پیدا کرده است.
این کار مربوط به غلتکی است که نقش الیاف سطح بیرونی را در نخ افزایش داده و موجب شکل گیری و بهبود کیفیت نخ در حال تولید میباشد.روش ریسندگی سولو که منجر به تولید نخ تک لا معادل نخ دولای رینگ معمولی میگردد،امکان تولید نخهای ظریفتر و امکان استفاده از الیاف ضخیمتر را دارد.همچنین آزادی عمل بیشتر و شانس تولید محصولات در وزن کمتر را به تولیدکننده میدهد که پیامد این امر قیمت ارزان تر برای محصول تولیدی میباشد.
ماشین ریسنگی سولو شبیه ماشین رینگ است با این تفاوت که به غلتک تولید تجهیزاتی اضافه شده است:
۱٫ پایه نگه دارندهBracket
2. صفحه اصطکاکیFriction pad
3. غلتک سولو Solospun
پایه حالت فنری داشته و به شفت غلتک فوقانی کشش متصل است.صفحه اصطکاکی که از ماده ای اصطکاک کم ساخته شده و از پلاستیک سخت پوشیده شده است،بروی قست صاف و بدون شیار غلتک تحتانی کشش به صورت اصطکاکی حرکت می کند.طرف دیگر پایه که حالت یاتاقان دارد،غلتک سولو روی آن قرار میگیرد و در هنگام تولید با شفت جلو در تماس بوده و به آ فشار وارد میکند و در اثر تماس با این غلتک به گردش در می اید.
وظیفه غلتک سولو جلوگیری از نفوذ کامل تاب به مثلث ریسندگی است.نقش دیگر غلتک سولو بهبود درگیری الیاف و بالا بردن نقش الیاف در ساختمان و خواص نخ است.
(ادامه…)
اکوتوریسم یا گردشگری طبیعی نوعی توریسم طبیعی و پایدار است که با مشارکت گردانندگان بومی و بهره گیری از پتانسیل های طبیعی گردشگری میسر می شود.سازمان جهانی گردشگری اکوتوریسم را اینگونه تعریف می کند: نوعی از گردشگری که در آن مسافرت به مناطق طبیعی (که به نسبت بدون آسیب مانده)با اهداف مطالعاتی و بهره مندی از مناظر و رستنی های طبیعی و حیات وحش و با توجه به جنبه های فرهنگی هم در گذشته و هم در حال حاضر صورت می گیرد.
برخی از نامهای مترادف برای واژه اکوتوریسم عبارتند است از:
· گردشگری دوست داران محیط زیست
· گردشگری در مناطق سخت گذر
· گردشگری مناطق غیر مسکونی
· گردشگری سیاحتی ـ اکتشافی
· گردشگری علمی ـ تجربی
· گردشگری حیات وحش
· گردشگری طبیعی
· گردشگری سبز
این واژه در عام این چنین تعریف شده است:اکوتوریسم سفر به مناطق تخریب نشده یا غیر آلوده طبیعی با هدف مطالعه، مشاهده و لذت از زیباییها و گیاهان و جانوران بومی، نیز نشانه های فرهنگی این مکانها می باشد.
(ادامه…)
دون شک یونانی ها اولین قومی بودند که به توضیح نور و اینکه اشیا چگونه دیده می شوند پرداختند. مدتها بعد تجربه های علمی، دو نظریه را راجع به نور مطرح ساخت. اولین نظریه مرتبط با نظریه ذره ای نور است که ابتدا توسط نیوتن مطرح گردید،وی پیشنهاد کرد که نور شامل جریانی از ذره است که از قوانین دینامیکی حرکت که خود از بنیان گذار آن بود تبعیت می کند. دومین نظریه توسط هوک و هویگنسپیشنهاد شد که فرض کردند که نور دارای طبیعت موجی است.
برای همین نظریه نور که بتواند قابل قبول باشد، لازم است که این نظریه پاسخگوی پدیده های مشاهده شده هم باشد. پراش واژه ایست که برای بیان انحراف نور از “لبه ها و گوشه ها” انتخاب شده است، بنابراین سایه های اجسام روی صفحه ای دور از جسم کاملا تیز نیستند. تداخل نور نیز نشان می دهد که نور دارای طبیعت موجی است. پدیده فوتوالکتریک، از جهت دیگر، با پذیرفتن طبیعت ذره ای نور قابل توضیح می باشد. بنابراین هر دو نظریه موجی بودن و ذره ای بودن نور قادرند به توضیح پدیده های فیزیکی که با نور سر و کار دارند بپردازند.
(ادامه…)
تدوین مطالبی درباره نحوه حسابداری انواع فعالیت های اقتصادی از یک سو ، بر دانش پیشرفته و امروزین حسابداری متکی و از سوی دیگر ، با شرایط خاص ، عرف تجاری و قوانین حاکم بر فعالیت های اقتصادی در ایران منطبق باشد یکی از زمینه های ضروری پژوهشی است که می تواند کاربرد روش های پیچیده حسابداری را آسان ساخته و در عین حال خدمات حسابداری در سطوح مختلف را کارآمدتر نماید علاوه بر این ، پژوهش هایی از این دست ، امکانات گسترش ، رواج و فراگیری ، اصول و ضوابط حرفه ای را افزایش داده و کار حسابداری واحدهای تجاری را در مجموع بهبود می بخشد امروزه مؤسسات عمومی و خصوصی اجرای عملیاتی نظیر : راه سازی – سد سازی – احداث ساختمان – تاسیسات – کشتی سازی – هواپیما سازی و ساخت قطعات پیچیده وسایل و تجهیزات را با انعقاد پیمان به مؤسسات پیمانکاری واگذار می کنند .

دانلود مقاله