PDA

توجه ! این یک نسخه آرشیو شده میباشد و در این حالت شما عکسی را مشاهده نمیکنید برای مشاهده کامل متن و عکسها بر روی لینک مقابل کلیک کنید : آموزش مجموعه لغتنامه تخصصی مهندسی ساخت تولید



S.F
17-08-2010, 20:13
سلام .
دوستان توی اولین پست این تاپیک
1- یه مجموعه لغت ارائه می شه .
2- هر کس میاد چند لغت یا همه لغت ها رو معنی می کنه .
3- بعد از اتمام پروسه معنی کردن لغت . پست های دوستان خذف می شه /
( برای جلوگیری از ایجاد صفحات زیاد و شلوغ شدن تاپیک )
4- مجموعه به همراه لغت ها در پست اول قرارمی گیره . البته اسم اعضایی که پست دادن و معنی لغت ها رو گفتم هم بالای پست نوشته می شه .
5- یه متن پیدا می کنیم . ( با توجه به لغات ترجمه شده )
و توی بخش ویژه کاربران مکانیک ([Only registered and activated users can see links]) مطرحش می کنیم . و ترجمه می شه .

S.F
17-08-2010, 20:42
خوب مجموعه اول رو خودم می زارم . البته به عنوان نمونه . اینها رو وی تاپیک
حل المسائل آنلاين نوانديشان(مخصوص رشته مهندسی مکانیک) ([Only registered and activated users can see links])
بررسی کردیم .


اینا رو ترجمه کنید::icon_redface:


cutting بريدن
نوعی از مرغک متحرک به کار رفته برای مواد نرم cup center
jewelers lathes نوعی بسیار کوچک از دستگاه تراش .اینقدر کوچیکه که می شه با یه دست جلوی حرکت سه نظان رو گرفت .
turret lathes. ماشین تراش برجک دار
index plate صفحه راهنما ( در قالب سازی ) یا صفحه شاخص
الحاقات دستگاه تراش جهت نگه داری قطعات lathe carrier
tailstock
Morse taper
Workbenchميز کار
پولیش و سنباده زدن روی دستگاه تراش sanding
, knurling آج زنی
عمليات دريل کاري drilling
deformation تغيير شکل دادن
قطعه کارworkpiece
potteryسفالي
. Ornamental lathes یه نوع دستگاه تراش .( احتمالا از انواع اولیه دستگاه ها )
سه نظامChuck
جا شمعی candlestick
خط کش راهنما ماشین تراش cue sticks
,table میز
ميل بادامکcamshafts.
موتورهای هستند به نام سرو موتور (توی درس برنامه نویسی .سی ان سی ) می خونید .اینجا منضور مکانیزم هایی بوده که با این موتورها کار میکنند .
(سیستم هایی کنترلی مدار بسته که سرعت و موقعیت را کنترل می کنند ) servomechanisms
swarf تراشه ( عموما با تراشه های مارپیچ و پیوسته گفته می شه )
تراشه Chip
headstock کله گی دستگاه
اسپيندل يا محور spindle
Morse taper اون ویسله ایکه داخل مرغک ثابت جا میزنند . مورس بهش می کن و یا برای دریل مکاری در دستگاه دریل جا می زنند.
گيربکسtransmission.
Tailstock مرغک ثابت دستگاه تراش
* یه قسمتی هست توی دستگاه تراش که سوپرت های طولی وعرضی .میز صلیبی و دسته ها رو اون هستند حمل Carriage
compound restسه پايه مرکب
* هرز گردleadscrew میل هادی که در پیچ تراشی به کار می ره
پوسته banjo
گیره قلبی و صفحه faceplate dogs
کلت های نگه دارهنده در پروسه های تراش و فرز کاری collet
نوعی ابزار برنده با انتهای مخروطی .الحاقی به تراش spur drive


موارد قرمز توسط کاربر pianist ([Only registered and activated users can see links])
و موارد مشکی توسط خودم ترجمه شدند .

صفحه ای که کیلاد لغت ها رو از اون در آورده بود .
[Only registered and activated users can see links]

S.F
04-09-2010, 11:40
خوب من یه پک ارائه می کنم . دوستان زحمت ترجمه کلمات رو بکشید . این مجموعه لغت مربوط به دنده زنی هست . نهایت سعی ام رو کردم که هر لغتی ازدنده زنی هست بیارم .
اگر لغتهایی می شناسید که مربوط به این پروسه هستند . بعد از تموم شدن این پک لغات خودتون رو قرار بدین .







##چرخ دنده مخروطی مارپیچ برای حالتی که دیگر دنده پنیون باشه ring gear and pinion
[Only registered and activated users can see links]
[Only registered and activated users can see links]


* spur gears ................ دنده ملخی چرخ دنده معمولی ( استوانه ای )


straight bevel gears..................... چرخنده مخروطي دنده مستقيم(!)


* helical bevel gears....................... چرخدنده مخروطي حلزوني (فکر کنم)!!

چرخ دنده مخروطی مارپیچ


* helical gears ..............................چرخدنده حلزوني

چرخ دنده مارپیچ

backlash.............................پس زدن ، پس زني لقی (چالی دنده ها )

tooththickness.......................... ضخامت دندانه

idler gear چرخ هرزگرد


*gear hobbing machine مکانیزم فرز غلتکی . ماشین دنده زنی ( دنده تراشی ) هاب


herringbone gearsچرخدنده جناقی

lubrication..................... روغنکاري

چرخ و شانه rack and pinion gear


* pinion............................. چرخدنده پينيون . دنده شانه در مکانیزم چرخ و شانه .



* miter gears...................... چرخدنده فارسي بر. چرخ دنده های مخروطی در حالتی که تعداد دنده ها با هم برابر باشد و زاویه محور ها 90 باشد


worm gear چرخ دنده حلزونى .

چرخ دنده های عظیم . معروف به چرخ دنده های اسیاب girth gears

teeth....................... دندانه



موارد قرمز توسط pianist ([Only registered and activated users can see links])
موارد سبز توسط setare ariae ([Only registered and activated users can see links])
موارد مشکی توسط خودم.
ترجمه شده اند .

S.F
22-09-2010, 09:47
خوب
این مجموعه کوتاه مربوط به forging
اهنگر ..................smith

craftsmen.................... صنعتگر، تعمیرکار

فروشنده الات برنده ...........cutler

raw materials.............. ماده خام

توسط جچکش کاری تولید کردن ...... hammered out

Hot Forging..................... آهنگری گرم . فورج گرم

Mechanics of Deformation............................ مکانیک شکل دهی

Forward Extrusion اکستروژن مستقیم


موارد مشکی توسط pianist ([Only registered and activated users can see links])
مورد قرمز توسط میلاد ([Only registered and activated users can see links])
موارد آبی توسط خودم .
ترجمه شده اند .

baybak
25-09-2010, 12:17
Die ,to
die plate
die radius
die shoe
die space


die,to حدیده کردن
die plate در نقشه قالبهای برش یعنی ((ماتریس))
die radius شعاع لبه ماتریسکه فلز از طریق آن بداخل قالب کشیذه می شود
die shoe کفشک قالب
die space حداکثر فاصله از صفحات بالا و پایین پرس که می توان قالب را از آن جدا کرد
:a030:

S.F
27-11-2010, 07:34
خوب. بالاخره این هم جمع بندی این دفعه .

دوستان می تونید لغات خودتون رو با توجه به پست اول همین تاپیک به صورت دسته ای مطرح کنین . تا با هم معانی کلمات رو پیدا کنیم .




spun cast iron
چدن تابیده شده
(چرخش ماده در حین گرمایش آن روشی است برای سختی سازی سطح ماده، منظور چدنی است که این فرآیند بر روی آن انجام گرفته است)

leak proof=ضد آب

worm thread پیچ حلزون

buttress thread پیچ دنده اره ای

acme thraed=پیج دنده ذوزنقه ای

slight grinding سنگ زنی نمدی سنگ زنی بسیار ظریف که با سایش یه پارچه از روی کار پلیسه برداشته می شه . و صیقلی می شه . ) در سیستم های قدیمی علایم کیفیت سطح با 4 مثلث نشان داده می شود .


Investment casting ریخته گری دقیق


batch production تولید دسته ای ( تا 100000 عدد . صفحه 22 کتاب سی ان سی محسن لطفی )

mass production تولید انبوه ( تعداد بیشتر از تولید دسته ای هستش )

ماده شکل پذیر نرم یا سبک soft ductile material

premachined rod میله ماشن کاری نشده .( ماده خام میله )

die stock حدیده

split die حدیده شکاف دار

bore=قطر داخلی لوله یا حفره ( سوراخ )

حدیده ای که شکاف داره و حالت فنری داره= spring die

solid die=button die= حدیده ثابت




موارد سبز توسط ستاره خانم . setare ariae ([Only registered and activated users can see links])
موارد ابی توسط اقا مصطفی عزیز mostafanokhodian ([Only registered and activated users can see links])
موارد قرمز توسط عطا ataolah ([Only registered and activated users can see links])
موارد مشکی هم توسط خودم .
ترجمه شدند.

S.F
30-11-2010, 14:54
موضوع: جوشکاری

sculptural process
فرآیند شکل دهی

coalescence
به هم جوش زدن

fcaw or fca = flux-cored arc welding
یه نوع جوش نیمه اتوماتیک با الکترود مصرف شدنی . پیوسته . توسط قوس هم انجام می شه

همون جوشکاری معمولی دستی .
manual metal arc (mma) welding =shielded metal arc welding (smaw

weld pool
حوضچه مذاب

tungsten inclusions
استفاده از تنگستن (در فرآیندهای جوشکاری)




موارد آبی توسط بابک .
موارد مشکی توسط مصطفی mostafanokhodian ([Only registered and activated users can see links])
وارد بنفش توسط خودم .
ترجمه شدند .

ataolah
02-12-2010, 20:46
حدیده _ وسیله ای که برای پیچ زدن خارج لوله ها به کار می رود pipe die
قلاویز میان رو _ قلاویز مرحله دوم plug tap
قلاویز پیشرو taper tap
کاربید سخت _ کاربید زینتر cemented carbide

S.F
12-02-2011, 16:24
موضوع : قالب تزریق پلاستیک



قالبگیری به کمک تزریق .تزریق پلاستیک
injection molding

گیره بندی clamping
خزینه - محفظه خوراک دستگاه - حوضچه لجن گیر - قیف ناودانی hopper
گرم کن - حرارت دهنده - هیتر heater
mold cavity
ماتریس ( در قالبهای فلزی ) حفره ( در قالبهای پلاستیک .- مورد بحث -)
moveable platen
صفحه های متحرک
nozzle
نازل تزریق
استوانه اصلی میکرومتر - توپی پوسته مدرج - بشکه - بدنه barrel
پیچ رفت و برگشتی reciprocating screw
sprue خودش به معنی گلوگاه . اما معمولا به صورت اسپرو بوش ( بوش اسپرو ) می یاد .
بوشی مخصوص که برای قالبهای تزریق برای ورود اویه مواد تزریقی استفاده می شه .
Core (& cavity)
core سنبه ( در قالبهای فلزی ) و ماهیچه ( در قالبهای پلاستیک .- مورد بحث -)
ejector pin
پین های پران ( وظیفه پران کردن قطعه تزریقی پس از تزریق رو دارن )
coolant
سیستم خنک کننده....مسیرهایی درون قالب (خارج از کویته) که آب خنک یا مایع خنک کننده عبور میکند برای خنک کنندگی
insertschase blocks=blocks
بعضی اوقات سنبه و ماتریس تزریق رو از چند مجموعه می سازند که به این مجموعه بلوک گفته می شه .
overmold تزریق پلاستیک به صورت چند لایه .(تزریق ماده ای در ماده ای دیگر )
runner
راهگاه....مسیری که مذاب عبور میکنه تا به gate برسه
gate دروازه ورود نهایی مواد پلاستیک تزریقی به حفره . (قسمت انتهایی مسیر انتقال مواد تزریقی به حفره که قطرش کمتر از مسیر های ماقبلشه .)

lifters اعضایی که هنگام روی هم نشستن دو تکه متحرک و محرک قالب . تنظیم بودن رو موجب می شن .
inserts
توی متن به معنی عمومی به کار می ره . معنی تخصصی نداره .

shot .
همون ضرب قالب ( قالب از صفخات مترک به سمت صفحات ثابت حرکت می کنه . بسته می شه و بعد تزریق میشه ) است .

خوب قالب ها می تونن چند حفره ( چند تا قطعه در یه ضرب _بسته شدن و تزریق _ ایجاد بشن .
یا تک حفره . (فقط یه قطعه با هر ضرب ایجاد بشه )
پس .کلمه impression زمانی به کار می ره که بخواییم بگیم . قالب تک حفره است یا چند حفره . که با کلمه cavityمترادف ه/
اما با توجه به متن وضعیت و موقعین قرار گیری در جمله مشخص می کنه که از اولی استفاده کنیم یا دومی .

air vent
خروجی هوا .
واسه اینکه انطباق های فیت قالب هوا رو می فشاره . یه سوراخ ریز . خیلی خیلی ریز ایجاد کنند .
(در حد اینکه مثلا با سوزن خط کش یه خط روی یه فلز بندازی. )


plastic granules گرانول : دانه های اولیه تشکیل دهنده پلاستیک ها .

shrinkage انقباض

resin
رزین : هر ماده ای که از ترکیب چندین ماده معمولا چسبناک بدست بیاید که ریشه گیاهی داشته باشد


موارد قرمز توسط کابر میلاد ([Only registered and activated users can see links])
موارد آبی توسط کابر ataolah ([Only registered and activated users can see links])
موارد مشکی توسط خودم
ترجمه شدند .

S.F
26-03-2011, 20:15
BSW= British Standard Withworth screw thread
رزوه پیچ برنجی استاندار انگلیسی
توضیح:رزوه پیچ با نیمرخ ویت وُرس که برای رزوه کاری لوله های نازک با 26 دندانه در هر اینچ، بدون توجه به قطر پیچ، به کار می رود.


فولاد تند بر HSS = High Speed Steel
توضیح: این فولاد سختی خود را در دمای بالا حفظ می کند و به همین دلیل برای ماشین کاری با سرعت بالا مناسب است.


ماشینکاری الکترو شیمیایی ECM = Electrochemical machining
توضیح: فرآیند براده برداری انتخابی از فلز یا آلیاژ از طریق حلال آندی


شکل دهی با تخلیه الکتریکی EDM = Electrical Discharge Machining
توضیح: فرآیندی برای شکل دادن فلزات که در آن از تخلیه جرقه الکتریکی با انرژی بالا بین دو الکترود فرو رفته در آب، همراه با فلزی که باید شکل داده شود، استفاده می شود.این تخلیه، موج شوکی شدیدی در اب ایجاد می کند که سبب شکل گرفتن فوری قطعه فلزی می شود.



Japanese Industrial Standards = jis

American National Standards Institute - ANSI
tpi=thread per inch
واسه معرفی گام در سیستم های اینچی از تعدا دندانه در هر اینچ استفاده می شه .
مثلا میگن 16tpi

ISO = International Standards Organization
سازمان بين المللي استانداردهاي جهاني

CMM = cordinate measuring machin
ASME = american society of mechanical engineers


موارد مشکی توسط خودم

موارد قرمز توسط میلاد ([Only registered and activated users can see links])

موارد ابی توسطmostafanokhodian ([Only registered and activated users can see links])

ترجمه شدند .

EN-EZEL
24-08-2011, 22:01
مهندس فیلابی

اگه متنش و داری. با متن بزار .
اخه می دونی خیلی هاش یا اصطلاح نیستن یا اینکه حالا من نمی دونم .

مثلا durable به معنی پایداری .
یا interior به معنی درونی .
اگه متن باشه و اینها هم به جای اصطلاحات به کار رفته باشن راحتر می شه معنی شون رو حدس زد .

توی این هم مواردی مثل
preparation هست . که به معنی تهیه کردن،حالا باز باید بافت جمله رو بررسی کرد .
هر چند که اینجا هم اصطلاحات خاص مثل
billet وجود داره که به معنی شمش ه .
اما .
نوع خاصی از شمش ه .
مثلا
bloom شمش مقطع مستطیلی و
اما billet می شه گفت مقطع گرد و یا مربعی داره

pianist

این سری در مود سنگ زنی هست



billet........................... شمش

mandrel....................................... سنبه
preparation....................................... ...................... آماده سازی
squeez...................... فشردن
tighten

اینا بیشتر در مور ریختگری هست

cure................... ماهیچه

distortion........................... شکستگی

durable.............. پایدار

facilitate.......................... تسهیل کردن

filament.......................................... .... رشته ، تار ، لیف

hazard.............. خطر

heat dissipation.................. اتلاف گرما

ingredient........................................ .... عناصر

interior

hamidbala
10-09-2011, 01:26
دیگه ادامه نمی دین؟!!

S.F
10-09-2011, 19:00
حمید جان .
سبک تاپیک اینه ک یک نفر ی سری لغت تخصصی بزاره .بعد باهم لعات رو ترجمه کنیم .
شما هر لغت تخصصی ک داشتی می تونی بزاری. با هم ترجمه می کنیم .
:icon_gol:

hamidbala
11-09-2011, 01:02
حمید جان .
سبک تاپیک اینه ک یک نفر ی سری لغت تخصصی بزاره .بعد باهم لعات رو ترجمه کنیم .
شما هر لغت تخصصی ک داشتی می تونی بزاری. با هم ترجمه می کنیم .
:icon_gol:


چشم برادر مشاوررررررر:texc5lhcbtrocnmvtp8:texc5lh cbtrocnmvtp8:texc5lhcbtrocnmvtp8:lol: