PDA

توجه ! این یک نسخه آرشیو شده میباشد و در این حالت شما عکسی را مشاهده نمیکنید برای مشاهده کامل متن و عکسها بر روی لینک مقابل کلیک کنید : معرفی ساز شناسي : سازهاي ايراني



shadmehrbaz
31-01-2010, 23:24
تار



[Only registered and activated users can see links] 91/tar.jpg



شكل ظاهري _قسمت كاسه ( شكم ) خود به دو قسمت كوچك و بزرگ تقسيم شده كه


قسمت كوچكتر را « نقاره » مي گويند .


روي كاسه و نقاره تار پوست كشيده شده و خرك تار بر پوست كاسه تكيه كرده است .


قسمت نقاره در انتهاي بالائي ( گردن ) متصل شده است .


دسته تار بلند ( 45 تا 50 سانتي متر است ) و بر كناره هاي سطح جلوئي آن دو روكش


استخواني چسبانده اند . دور دسته دستان ها ( پرده هائي عمود بر طول آن با فواصل معين


بسته شده . قطر هر دستان در داصوات اصلي دستگاه هاي موسيقي ايراني كمي بيشتر از


اصوات گذرا و كم اهميت تراين موسيقي است . تعداد دستان ها امروزه 28 است .




[Only registered and activated users can see links] Neck_original.jpg


جعبه گوشي (سر) در انتهاي بالائي دسته قرار گرفته و از هر طرف سه گوشي بر سطوح


جانبي جعبه جا گذاشته شده است .




[Only registered and activated users can see links] _original.jpg


تعداد سيم هاي تار شش عدد است كه از انتهاي تحتاني كاسه شروع شده است . از روي خرك


عبور مي كند ودر تمام طول دسته كشيده شده تا بالاخره به جعبه گوشي ها داخل و در آنجا به


دور گوشي ها پيچيده مي شوند . دو سيم زرد ( همصدا ) يك سيم سفيد نازك ( به نام زير ) و بالاخره


يك سيم زرد ( بم ) كه دوتاي آخري غالبا به فاصله اكتاو كوك مي سوند .


فاصله سيم هاي همصوت سفيد نسبت به سيم هاي زرد غالبا « چهارم » و سيم هاي سفيد نسبت به سيم بم


معمولا فاصله اكتاو يا هفتم را تشكيل مي دهند . ( به اين ترتيب اگر سيم هاي همصداي سفيد را « دو »


كوك كنيم سيم هاي زرد بايد غالبا « سل » و سيم بم « دو » يا « ر » كوك شوند ) .




[Only registered and activated users can see links]

shadmehrbaz
02-02-2010, 22:56
تنبک


[Only registered and activated users can see links] ([Only registered and activated users can see links])


تُمبَک، (تنبک، دمبک، دنبک یا ضَرب) یکی از سازهای کوبه‌ای پوستی است و از نظر سازشناسی جزء طبل‌های جام‌شکل محسوب می‌شود که از این خانواده می‌توان به سازهای مشابه مانند داربوکا در کشورهای عربی و ترکیه و همچنین زیربغلی در افغانستان اشاره کرد.

ساختمان

بدنه تنبک را در گذشته از جنس چوب، سفال و گاهی هم فلز می‌ساختند، لیکن امروزه از جنس چوب می‌سازند. تنبک از قسمت‌های پایین تشکیل شده است:


پوست
دهانه بزرگ
تنه
گلویی(نفیر)
دهانه کوچک(کالیبر)

تاریخچه

قدمت تنبک با نام‌های پهلوی دمبلک و تنبور به پیش از اسلام می‌رسد و طبق نظر دکتر معین دمبک صورت دگرگون‌شدهٔ همین نام است.
تمبک در چند دهه اخیر پیشرفت چشمگیری کرده و به عنوان سازی تکنواز و مستقل مطرح شده است. این پیشرفت مرهون تلاش استادان این ساز است که در این میان نقش استاد حسین تهرانی به قدری اهمیت می‌یابد که از او می‌توان با عنوان پدر تنبک‌نوازی نوین ایران یاد کرد. در جهانی ساختن این ساز، مرحوم ناصر فرهنگ‌فر، مرحوم امیر ناصر افتتاح، استاد محمد اسماعیلی، پژمان حدادی و بهمن رجبی نیز نقش مهمی داشته‌اند.
ریشه نام

دربارهٔ وجه تسمیه این ساز، هنوز یک رای نهایی حاصل نشده‌است. گروهی معتقدند که نام این ساز در اصل تنبک بوده و تبدیل آن به تمبک به دلیل قلب حرف «ن» ساکن به «م»، قبل از حرف «ب» است؛ مثل اتفاقی که در تلفظ واژهٔ «شنبه» می‌افتد. اما گروهی دیگر اعتقاد دارند که صورت «تنبک» منشاء منطقی نداشته و به همین دلیل به اشتباه در میان مردم رواج یافته است. اما در نوازندگی این ساز از تکنیک‌هایی به نام های «تُم»، «بک»، «پلنگ» و «ریز» استفاده می‌شود. بنابراین چندان بعید نیست اگر نامگذاری «تمبک» بر اساس همین اسامی صورت گرفته باشد. از دیدگاه زبان‌شناسان واژه Tambourine که در زبان‌های اروپایی برای تمبک به کار می‌رود از واژهٔ تنبور پهلوی وام گرفته شده‌است.

shadmehrbaz
04-02-2010, 18:54
سه تار

[Only registered and activated users can see links] 91/Setar.jpg ([Only registered and activated users can see links])

سه‌تار از سازهای مضرابی موسیقی ایرانی است که آنرا را معمولاً با مضراب نمی‌نوازند و با ناخن، زخمه می‌زنند.

سه‌تار و انواع سازهای شبیه به‌آن مانند دوتار و تنبور و چگور در نواحی مرکزی آسیا و خاورمیانه رواج داشته‌است. به نظر می‌رسد که سه‌تار از قرن چهارم رواج داشته‌است.

سه‌تار در گذشته سه سیم (تار) داشته و اکنون چهار سیم دارد(البته سیم سوم و چهارم آن نزدیک به هم قرار دارند و همزمان نواخته میشوند و مجموعهٔ آندو رامعمولا سیم «بم» مینامند). با گذشت زمان کسانی چون ابونصر فارابی، ابوعلی سینا، صفی الدین ارموی و از متأخران ابوالحسن خان صبا لزوم افزایش یک سیم دیگر (این سیم از نظر تاریخی سیم چهارم است ولی سیم سوم خوانده میشود) به این ساز را درک کرده و سه تارهای امروزی دارای چهار سیم هستند. سیم سوم سه تار به سیم مشتاق معروف است و به روایتی از ابوالحسن صبا این سیم را نخستین بار درویشی به نام مشتاق علیشاه به این ساز افزوده.

برخی از جمله عده‌ای از عرفا به آن «اوتار» نیز می‌گویند.

این ساز زیبا از بخشهای زیر تشکیل شده:

سیم‌ها:
سیم یکم یا سیم سفید از فولاد
سیم دوم یا سیم زرد از برنز
سیم سوم یا سیم مشتاق یا زنگ که دقیقا هم جنس و هم اندازهٔ سیم یکم است
سیم چهارم که آن هم زرد رنگ است و از دیگر سیمها قطورتر است.
کاسه: از نظر ساختاری مانند کاسهٔ عود یا تنبور است ولی کوچکتر از آنها (درازای کاسه سه تار از ۲۶ تا۳۰ سانتی متر، پهنای آن به تناسب بین ۱۲ تا ۱۶ سانتی متر و ژرفایش نزدیک ۱۳ سانتی متر می‌باشد.). و معمولاً از چوب توت ساخته می‌شود.
صفحه: روی کاسه جا دارد و دست راست نوازنده روی آن قرار می‌گیرد. صفحه دارای سوراخ‌هایی برای خروج صداست.
دسته: درازای دسته ۴۰ تا ۴۸ سانتی متر و قسمتی که گوشی‌ها در آن تعبیه می‌شوند ۱۲ سانتی متر و پهنای دسته ۳ سانتی متر است.
خرک
سیم‌گیر: در بخش پایانی کاسه ساز ابزاری چوبین برای نگهداری سیم هاوجود دارد که عموماً سیم گیر خوانده میشود.
شیطانک
گوشی: سیم از یک طرف به سیم گیر در انتهای کاسه و از طرف دیگر به گوشی‌های کوک شونده در انتهای دسته ساز بسته می‌شوند. با پیچاندن گوشی‌ها ساز کوک میشود.
پرده.


سه تار دارای صدایی مخملین و ظریف بوده از آنجاییکه که با کنار ناخن انگشت سبابه دست راست نواخته می‌شود، صدای ساز ارتباط مستقیمی با اعصاب و روان نوازنده پیدا می‌کند و از این رو سه تار را اغلب همدم اوقات تنهایی خوانده‌اند.

اغلب شنوندگان، ساز سه تار را دارای لحن و نوای غمگینی احساس می‌کنند، اما نوازندگان معاصر موسیقی ایرانی در تلاش برای توسعه موسیقی مدرن و نوی ایران، اثار زیبایی آفریده‌اند که با حال و هوایی که تا دو دهه پیش از این ساز تصور میشد کاملاً متفاوت است.

نوازندگان پیشین:
درویش خان، میرزا عبدالله، ابوالحسن صبا، احمد عبادی، نور علی برومند، یوسف فروتن، سعید هرمزی و...

نوازندگان کنونی:
جلال ذوالفنون، محمدرضا لطفی، حسین علیزاده، داریوش پیر نیاکان، مسعود شعاری، مجید درخشانی، قشنگ کامکار و رضا عباس زاده و ...

shadmehrbaz
14-02-2010, 19:01
رباب

[Only registered and activated users can see links] 91/rubab.jpg ([Only registered and activated users can see links])

ساز معروف مردم فارس و خراسان است )) مفاتيح العلوم خوارزمي

(( و آن سازي بود كه بعضي بر آن سه وتر بندند و بعضي چهار و بعضي پنج و اوتار آن مزوج ( جفت ) بندند ((چنانكه هر دو وتر را حكم يك وتر باشد و اصطخاب معهود آن همچون اصطخاب معهود عود باشد. رباب از الات (( ذوات الاوتار مقيدات )) است))مقاصد الاحان- مراغه اي

((كاسه رباب بيشتر از چوب زرد آلو مي سازند و اول آن را در چوب شير مي جوشانند يا در آب گرم ، اما شير بهتر باشد تاليونت بيشتر حاصل شود و در وقت نقر كاسه آسان تر بود . رباب 6 وتر دارد . از سه نوع ابريشم اول ريز كه اغلظ اوتار است و دوم حاد كه نسبت با زير ادق است و سيوم مثني كه نسبت با حاد ادق است )) كنز التحف - سه رساله فارسي در موسيقي - به اهتمام تقي بينش

(( رباب به ويژه در خراسان محبوبيت داشته است . هر چند اعراب نيز ازين ساز آن قدر حمايت كردند تا سرانجام آن را به يك ساز ملي مبدل ساختند . واژه رباب نزد اعراب گوياي چندين ساز زهي آرشه دار بوده است كه ظاهرا نوعي از آن كه رويه صاف و مسطح داشته به ارباب ملي اعراب تبديل شده بود و به همين سياق ايرانيان نيز رباب خود را (( كمانچه )) مي ناميدند و آن را نام عام سازهاي زهي كشيدني خود قرار داده اند . نوع خاص و قابل تشخيص ديگر رباب ايراني غيشك ( برابر شوشك ) اعراب است )) بهزاد باشي - تاريخ موسيقي خاور زمين - فارمر اصفهان

(( رباب در ايران و مخصوصا در خراسان از قديم معروف و معمول بوده و با وجود اينكه بعضي از نويسندگان عرب در سدر اسلام از آن نام برده اند نخستين كسي كه درباره آن به تفصيل سخن ميگويد حكيم بزرگ ابو نصر فارابي است . رباب كلمه اي است كه در سالهاي اخير به سازهايي كه با كمانه مي نوازند اطلاق مي شود ولي به احتمال قوي اين ساز را هم مثل بربط و تنبور ابتدا با ناخن يا زخمه مي نواختند و به تحقيق نمي توان گفت كه در چه تاريخي به صورت ساز آرشه اي در آمده است .

در كشور هاي خاور ميانه و نزديك هفت نوع رباب مختلف وجود داشته است :

1- رباب با كاسه مربعي شكل 2- رباب با كاسه استوانه اي 3- رباب با كاسه كشتي يا كشكول 4- رباب با كاسه گلابي شكل 5- رباب با كاسه كروي شبيه به كمانچه كنوني ايران 6- رباب با كاسه اي شبيه سه تار يا تنبور كنوني 7- رباب با كاسه اي بيضي شكل )) مهدي فروغ - مداومت در اصول موسيقي ايراني

رباب فعلي كه در جنوب شرقي ايران باقي مانده از دسته آلات زهي مضرابي است كه داراي 18 سيم است . سيم ها در انتها به يك دكمه متصل شده و پس از عبور از خرك موازي هم در امتداد دسته ساز به گوشيها متصل ميشوند . اين ساز داراي جعبه بزرگتر پوست كشيده شده است و روي آن خرك قرار دارد كه سيم هاي اصلي و فرعي از روي آن عبور ميكنند . دسته ساز از چوب است و در روي آن سه يا چهار پرده از زه قرار دارد . در روي دسته كه تعدادي روي جعبه دوم قرار گرفته سوراخهاي زيادي به شكلهاي مختلف كنده شده است . اين جعبه فقط براي اضافه كردن طنين بيشتر ساز است . رباب داراي 6 سيم زه اي اصلي است كه به گوش ها متصل است و اضافه بر اين 12 سيم فلزي فرعي دارد كه براي كمك به طنين صداي اصلي است و اين سيمها به وسيله 12 خرك كوچك عاجي به گوشيها كه به بدنه ساز نصب شده متصلند . براي نواختن ساز را روي زانو قرار ميدهند و با مضرابي كه به شكل مثلث است بر سيم ها ضربه وارد ميكنند . شهميري - صداشناسي موسيقي

افغان ها به ساز ساده رباب ، قيچك مي گويند . رباب واژه اي ايراني است كه به تعداد زيادي از ساز هاي متفاوت زهي مي گويند . اين ساز در گذشته با كمان و در حال حاضر با مضراب نواخته مي شود . در پاكستان و شمال هند در گذشته حداقل به 2 نوع ساز عود مانند رباب مي گفته اند كه يكي از آن دو در حال حاضر در افغانستان هنوز به همين نام متداول است .


***********************************

رباب:
رباب به ضم اول بر وزن غراب سازی باشد مشهور که می نوازند و آن طنبور مانندی بود بزرگ و دسته کوتاهی دارد و بر روی آن به جای تخته پوست آهو کشند.
شکل ظاهری: رباب معمولا از چهار قسمت شکم، سینه، دسته و سر تشکیل شده است.
شکم در واقع جعبه ای به شکل خربزه است که بر سطح جلویی آن پوست کشیده شده و خرکی کوتاه روی پوست قرار گرفته است. سینه نیز جعبه ای مثلث شکل است که سطح جلویی آن تا اندازه ای گرده ماهی و از جنس چوب است. در سطح جانبی سینه هفت گوشی تعبیه شده که سیم های تقویت کننده صدای ساز به دور آنها پیچیده می شوند. بر سطح جانبی دیگر( سطح پائینی) پنجره ای دایره ای شکل ساخته شده است. دسته ساز نسبتا کوتاه است و بر روی آن حدود ده دستان بسته می شود و بلاخره در سر ساز مانند تار، جعبه گوشی ها قرار گرفته و در سطوح بالائی و پائینی این جعبه گوشی ها کمی به طرف عقب ادامه یافته است.
تعداد سیم های رباب شش یا سه سیم جفتی است که سیم های جفت با یکدیگر همصوت کوک می شوند.
سیم های رباب در قدیم از روده ساخته می شده در حالیکه امروزه آنها را از نخ نایلون می سازند و سیم بم روی نایلون روکشی فلزی دارد.
مضراب رباب امروزی مانند مضراب عود از پر مرغ ساخته شده است.
رباب اساسا محلی است و بیشتر در نواحی خراسان و مرز افغانستان معمول است.

رباب سوپرانو:

سازی است با مقیاس کوچکتر از رباب معمولی که به پیشنهاد حسین دهلوی آن را رباب سوپرانو نام گذاردند و رباب معمولی، تنها در هنریتان موسیقی ملی و در موارد همنوازی در ارکستر در مقابل رباب ساخته شده سوپرانو نام رباب آلتو به خود گرفت.

shadmehrbaz
09-03-2010, 13:47
[Only registered and activated users can see links]



پیپا که معروف به گیتار چینی میباشد دارای سابقه ای به بیش از دو هزار سال می باشد. برخی اوقات آنرا لوت چینی نیز نام میبرند که بسیاری از سازهای آسیا بالاخص سازهای جنوب آسیا از این ساز بوجود آمده است و شاید بتوان آنرا مادر سازهای زهی جنوب آسیا دانست. از جمله biwa یک ساز چینی و ساز محلی کشور ویتنام đàn tỳ bà و همچنین پیپای کره ای، اما برخلاف پیپای چینی همتای کره ای این ساز مدتهاست که دیگر نواخته نمیشود و باید آنرا درون موزه ها دید؛ سعی و تلاش در جهت احیای دوباره آن بی ثمره مانده است.


اسم pípá از دو قسمت تشکیل میشود pí بمعنای فشار دادن انگشتان دست راست از طرف راست به چپ (بیش از یک انگشت میتواند در یک زمان چندین نت را بصدا در آورد) و قسمت دوم بعنی pá به معنای کشیدن انگشت شست دست راست از طرف چپ به راست.

در دوران گذشته سیمهای این ساز بوسیله مضراب به صدا در می آمد اما به مرور زمان، انگشتان دست راست جایگزین مضراب در نواختن شدند.

در زمان تحول در ساخت ساز در چین و تغییرات در ساختار سازها که در قرن بیستم به اوج خود رسید این ساز نیز مصون از تغییر نماند.

سیمهای ابریشمی جای خود را به سیمهای نایلونی با لفاف فلزی داد که از جنس ناخن نیز محکم تر بود برای همین از ناخنهایی مصنوعی در نواختن استفاده میشود.

تصاویر و عکسهایی از این ساز در نقاشی ها و نقوش باقی مانده از هزاران سال قبل نشان میدهد که دو نوع پیپا وجود داشته است که اولین مدل از این ساز دارای دست ای راست و صفحه صدایی مدور که دو طرف آن با چرم پوشیده شده است و نوع دوم بصورت بسیار ابتدایی تر بوده و دارای چهار سیم بوده است که به مرور زمان و با تغییرات در ساختار به سازی با عنوان ruan تبدیل شده است.

اما شاید جالب باشد که بدانید پیپای مدرن از یکی از سازهای ایرانی بوجود آمده است.

در حقیقت از ساز بربط که در زمان سلسله پادشاهی Jin (265-420 A.D.)وارد چین شده بود.

در دوره ای این ساز در محافل و جشن های حکومتی و محافل شادمانی پادشاهان بسیار مورد توجه قرار گرفت در زمانی که نوازندگان ایرانی در این کشور مراسم های مختلفی را برپا میساختند و به عنوان معلم موسیقی در این کشور فعالیت مینمودند.

در آن زمان پیپا دارای سردسته ای کج و شامل 4 الی 5 سیم ابریشمی و 5 تا شش فرت میشد و بصورت افقی و با مضراب نواخته میشد.

با گذشت زمان سر دسته کج جای خود را به سردسته صاف و مستقیم داد و تعداد فرتها به 14 الی 16 عدد افزایش پیدا کرد و حتی در قرن بیستم این تعداد به 17 - 24 - 25 و حتی 30 عدد هم رسید که میتوان فواصل پرده - نیم پرده و ربع پرده را نیز اجرا نماید.

این ساز در حال حاضر نیز مورد توجه قرار گفته است و حتی در ارکسترهای چین بکار برده میشود.

پی پا دارای صدایی نازک - زیبا و شفاف است که جلوه خاصی از موسیقی مشرق زمین را بیان میکند.

اما از میان نوازندگان مختلف معاصر از دو نفر باید نام برد که نقش بسیار مهمی در اشاعه این ساز توسط مهارت خود در نوازندگی را داشتند اسن دو نفر Li Tingsong و Sun Yude هستند

ARASH_NAZARI
11-04-2010, 21:47
قانون :قانون سازی است ایرانی الاصل که در حمله ی اعراب به ایران به دسته ی فراموشی سبرده شد و به راحتی به اعراب واگذار گردید واگذاری این ساز توسطه ایرانیان همانا و ادعدای مالکیت ساز قانون توسط اعراب همان شد که در ایران دیگر این ساز که ظاهری همانند سنتور و نوایی خوش آهنگ دارد بیش از قبل فراموش شد اما در این میان کسی هست که بر اصالت خود بابرجاست و این را فرا میگیرد سبس صاحب سبک ده انگشتی در این ساز می شود هم اکنون سالهاست که در ایران به آموزشه این ساز می بردازد و او کسی نیست جز سرکاره خانومه ملیحه ی سعیدی که زنده یاد استاد احمد ستوده همسر ایشان نیز به ساخت این ساز می برداختند.




رباب :رباب به ضم اول بر وزن غراب سازی باشد مشهور که می نوازد وآن تنبور مانندی بودبزرگ و دسته ی کوتاهی دارد و بر روی آن بجای تخته بوست آهو می کشند وشکلی که در برهان از رباب چاب شده شبیه تار است و کاسه ی آن شامل دو قسمت است به اصطلاح کاسه و نقاره خانه.عبدلقادر مراغی در مقاصد الالحان در وصف سازها می نویسد : اما رباب و آن سازی بود که بر( آ) سه وتر بندند و بعضی چهار و بعضی بنج واوتار آن مزوج بندند چنان که هر وتر را حکم یک وتر باشد و کوک آن مانند کوک عود باشد . دانلد یولچ انگلیسی در یک مجله می گوید که این ساز عربی است و رباب را به هیات چهار بهلو و کمانه است و از این ساز دو ساز اروبایی به وجود آمده.که به گفته عبدلقادر مراغی این ساز آن سازی که عربها به آن رباب می گفتند نبوده . رباب:مجمواا از 4 قسمت.شکم .سینه.دسته و سر تشکیل شده است.سیمهای رباب در قدیم از روده ساخته می شده.

ARASH_NAZARI
11-04-2010, 23:13
[Only registered and activated users can see links] neck_original.jpg




شكل ظاهري _قسمت كاسه ( شكم ) خود به دو قسمت كوچك و بزرگ تقسيم شده كه


قسمت كوچكتر را « نقاره » مي گويند .


روي كاسه و نقاره تار پوست كشيده شده و خرك تار بر پوست كاسه تكيه كرده است .


قسمت نقاره در انتهاي بالائي ( گردن ) متصل شده است .


دسته تار بلند ( 45 تا 50 سانتي متر است ) و بر كناره هاي سطح جلوئي آن دو روكش


استخواني چسبانده اند . دور دسته دستان ها ( پرده هائي عمود بر طول آن با فواصل معين


بسته شده . قطر هر دستان در داصوات اصلي دستگاه هاي موسيقي ايراني كمي بيشتر از


اصوات گذرا و كم اهميت تراين موسيقي است . تعداد دستان ها امروزه 28 است .


[Only registered and activated users can see links]



جعبه گوشي (سر) در انتهاي بالائي دسته قرار گرفته و از هر طرف سه گوشي بر سطوح

جانبي جعبه جا گذاشته شده است .



[Only registered and activated users can see links] _original.jpg

تعداد سيم هاي تار شش عدد است كه از انتهاي تحتاني كاسه شروع شده است . از روي خرك


عبور مي كند ودر تمام طول دسته كشيده شده تا بالاخره به جعبه گوشي ها داخل و در آنجا به


دور گوشي ها پيچيده مي شوند . دو سيم زرد ( همصدا ) يك سيم سفيد نازك ( به نام زير ) و بالاخره


يك سيم زرد ( بم ) كه دوتاي آخري غالبا به فاصله اكتاو كوك مي سوند .


فاصله سيم هاي همصوت سفيد نسبت به سيم هاي زرد غالبا « چهارم » و سيم هاي سفيد نسبت به سيم بم


معمولا فاصله اكتاو يا هفتم را تشكيل مي دهند . ( به اين ترتيب اگر سيم هاي همصداي سفيد را « دو »


كوك كنيم سيم هاي زرد بايد غالبا « سل » و سيم بم « دو » يا « ر » كوك شوند ) .

[Only registered and activated users can see links] ([Only registered and activated users can see links])

آریوبرزن
10-06-2010, 15:26
بربط یا عود

بربط یا عود یا رود سازی زهی است که در خاورمیانه و کشورهای عربی رایج است و از قدیمی‌ترین سازهای شرقی و ایرانی به شمار می‌رود.این ساز در حقیقت نوعی سمبل تاریخی برای سازهای ایرانی است.

تاریخچهٔ بربط

از آن‌جا که پیشینه‌ٔ این ساز به ۱۹۷۰ سال پیش از میلاد مسیح بازمی‌گردد، می‌توان آن را از اصیل‌ترین سازهای موسیقی ایران زمین به شمار آورد. آثار باستانی میان‌رودان متعلق به هزارهٔ دوم پیش از میلاد، نگارهٔ مردی ایستاده را نشان می‌دهد که به نواختن بربط مشغول است.
در حقیقت سومری‌های باستان نخستین مردمی هستند که در آثار به جای مانده از آن‌ها ردپایی از این ساز در دیده می‌شود. ساز عود در ایران پیش از اسلام به نام بربط شناخته می‌شد و پس از سومری‌ها و در دوران هخامنشیان رواج داشته‌است. این ساز در عهد ساسانی بیش از همه ادوار رواج داشته‌است.
گویا در اوایل اسلام به کشورهای عربی راه یافته و جانشین سازی به نام «مزهر» شده است. بر پایهٔ برخی از اسناد «ابن سریح ایرانی نژاد» نخستین کسی است که در عربستان و در قرن یکم هجری عود فارسی یا بربط را نواخته و نوازندگی آن را آموزش داده‌است. الاغانیعبدالله ابن زبیر» جمعی از ایرانیان را به مکهخانهٔ کعبه را تعمیر کنند. دیوارگران ایرانی عود می‌زدند و اهل مکه از ساز و موسیقی ایشان لذت می‌برند و آن را تحسین می‌کردند، ابن سریح پس به عود زدن پرداخت و در این صنعت سرآمد هنرمندان زمان گشت. می‌گوید:آشنایی او با عود از آنجا شروع شد که « دعوت کرده بود تا

و اما عود
چون سطح ساز بربط از چوب پوشیده شده بود، اعراب آن را عود نامیدند.(العود در زبان عربی به معنای چوب است). به باور برخی پژوهشگران موسیقی مانند اکارد نوبوئر (Eckhard Neubauer) این واژه در اصل عربی شدهٔ واژهٔ "رود" فارسی می‌باشد که هم نام دیگر بربط است و هم به معنای سیم در سازهای زهی می‌باشد.
بربط امروزه نقش بسیار کمتری در موسیقی ایرانی دارد. عود عربی بر خلاف بربط ایرانی از اصلی‌ترین سازهای موسیقی عربی است. این ساز پس از اینکه به اروپا برده شد، نام لوت بر آن نهادند. واژه لوت از نگارش كلمهٔ العود به وجود آمده و به تدریج به لوت تبدیل شده است. ابن خلدون در قرن ۸ هجری قمری آن را به ترکه‌های چوبینی که انعطاف‌پذیر است معنی نموده.
خود كلمهٔ بربط در واقع از دو كلمهٔ "بر" و بط" ساخته شده یعنی "مانند بط" و بط به معنی مرغابی است. در كل شكل این ساز به مرغابی تشبیه شده چون سینهٔ جلو داده و گردن كوچكی دارد. دیدگاه دیگر این واژه را برگرفته از نام "باربد" نوازندهٔ رود در دربار خسرو پرویز می‌داند. این واژه به صورت بربت نیز نوشته شده است





اصولا بربط یا همان عود در اندازه‌های مختلف ساخته می‌شود که اندازه متداول و معمول همان عودهای ساخت ایران است. نمونه‌های ساخت کشورهای عربی دارای کاسه‌ای بزرگ و عودهای ترکیه کوچک و عودهای ایرانی متوسط است.

انواع بربط

در قدیم بربط را دو نوع به حساب می‌آوردند: یکی بربط با کاسه‌ٔ بزرگ و دسته‌ٔ کوتاه و دیگر با کاسهٔ کوچک اما دستهٔ بزرگ. امروز به اشتباه ساز دسته بلند را بربط و ساز دسته کوچک را عود می‌نامند. در حالی که اینگونه نیست و براساس تحقیقاتی که انجام شده توسط سیگارچی هر دو عود یا همان بربط هستند و از یک ساختمان صدایی برخوردارند.

ساختار بربط

شکم این ساز بسیار بزرگ و گلابی شکل و دسته آن بسیار کوتاه است. به طوری که قسمت اعظم طول سیم‌ها در امتداد شکم قرار گرفته‌است. سطح رویی شکم از جنس چوب است که بر آن پنجره‌هایی مشبک ایجاد شده‌است. بربط فاقد «دستان» است و خرک ساز کوتاه و تا اندازه‌ای کشیده‌است. بربط دارای ده سیم یا ۵ سیم جفتی است البته در برخی مواقع استادان قالب شکنی کرده و دو یا یک سیم در قسمت پایین قبل از سیم دو به ساز اضافه می‌کنند که این سیم‌ها فا زیر کوک می‌شود. سیم‌های جفت با هم همصدا (کوک) می‌شوند و هر یک از سیم‌های دهگانه، یک گوشی مخصوص به خود دارد؛ گوشی‌ها در دو طرف جعبه گوشی (سر ساز) قرار گرفته‌اند.
بربط(عود) بم‌ترین ساز بین سازهای زهی است؛ نت نویسی آن با کلید سل است(در واقع نت نويسي آن با توجه به وسعت و بمي صداي ساز بر اساس كليد فا مي باشد كه براي سهولت نت خواني و نوازندگي يك اكتاو بالاتر نوشته ميشود) که جمعا دو اکتاو است. «اکتاو» بم‌تر از نتبم (سُل پائین) معمولاً نقش «واخوان» دارد و گاه این سیم جفت نیست. صدای بربط(عود) به نحوی است که صدای اکتاو چهارم پیانو از راست به چپ برابری دارد و در اصل باید بربط(عود) را با کلید «فا» نواخت یعنی صدای اصلی بربط یک اکتاو پایین‌تر از آن است که امروز متداول شده‌است . نوشته شده حاصل می‌شود. سیم
مضراب بربط از پر مرغ (یا پر طاووس و شاه‌پر عقابو حتي پر لاشخور ) تهیه شده‌است و گاه نیز نوازنده با مضراب دیگری ساز را می‌نوازد. نوازنده‌های امروزی از مضراب‌های پلاستیکی استفاده می‌کنند.
صدای بربط بم، نرم و در عین حال گرم و جذاب و نسبتاً قوی است. این ساز نقش تک‌نواز و هم‌نواز هر دو را به خوبی می‌تواند ایفا کند.همانگونه كه مستحضريد بربت صدايي بم و تا حدودي تو دماغي داردكه دليل آن نوع زه (سيم) ساز و عدم وجود پرده بندي(مانند ويلن) روي دسته ي ساز است.پرده بندي موسيقي ايراني بخوبي روي اين ساز قابل بيان است.

احیاء عود (عود معاصر)

با تشکیل هنرستان عالی موسیقی در پنجاه سال پیش، استادانی چون اکبر محسنی، كاموسی و منصور نریمان که اکثرشان سه‌تار می‌نواختند، سعی کردند با تهیه‌ٔ عود و همنوایی آهنگ‌های پخش شده از رادیوهای عربی، شیوه صحیح نواختن عود را یاد بگیرند و به این ترتیب عود در عصر معاصر دوباره احیا شد.

عود نوازهای معروف جهان

ساز عود در یک‌صد سال اخیر کاملاً در قبضه‌ٔ عرب‌ها و به‌خصوص مصری‌ها بوده است. از جمله نوازندگان معروف این ساز منیر بشیر (عراقی) است. در کنار او می‌توان به نام‌هایی چون ریاض سنباطی، فريد الاطرش، ناصر شمه و انور براهم اشاره کرد.

عود نوازان معروف ایران

در ایران نیز پس از احیای ساز عود تلاش‌های مثمرثمری صورت گرفت. از جمله‌ٔ عود نوازان معروف می‌توان به منصور نریمان، حسن منوچهری، محمود رحمانی پور، اکبر محسنی و عبدالوهاب شهیدی اشاره کرد. در سال‌های اخیر هم که استادان دیگری به این جمع اضافه شدند و اکثر از کسانی هستند که در نواختن ساز عود نوآوری‌هایی داشتند، از جمله این افراد ارسلان کامکار، حسین بهروزی‌نیا، محمد فیروزی و جمال جهانشاد هستند. از عود نوازان معروف خطه جنوب استادانی مانندعلی محبوب ,علی میرشکال , محمد رفیع اشعری, محمد منصور وزیری از جزیره قشم و حسین وفادار از بندر عباس می‌باشند.از عود نوازان معاصر ایران می‌توان به شاهین علوی اشاره کرد که تبحر خاصی در نواختن این ساز دارند.ایشان این ساز را پس از کسب استادی در نواختن گیتار فلامنکو انتخاب و به تبحر رسیدند.

عودسازان ایران

عودسازانی مانندبرادران محمدی , محمد اژدری , عرفاتی , مانی جفرودی , عابدینی,ملکشاهی و نریمان آبنوسی در ساخت عود تبحر دارند و باعث رواج بیشتر این ساز اصالتاً ایرانی شده اند.
هم چنین ابراهیم قنبری مهر با ایجاد تغییراتی در ساختار عود عربی از جمله کوچک تر کردن کاسه و بلند تر کردن دسته به قالب جدیدی دست یافته و نام آن را بربت گذاشته است. این تغییرات مورد استقبال نوازندگانی چون حسین بهروزی‌نیا قرار گرفته است.
بسیاری از دیگر سازندگان این ساز نیز به تجربیاتی در تغییر ساختار فیزیکی عود رسیده اند.

آریوبرزن
10-06-2010, 15:47
دانلود گفت و گوی نی و عود (1) : استاد کسایی (نی) - شهرام میرجلالی(عود) ([Only registered and activated users can see links])





.

ARASH_NAZARI
21-06-2010, 23:17
=========


سنتور


=========


[Only registered and activated users can see links]
[Only registered and activated users can see links]
استاد کیانی در حال نواختن سنتور ایرانی.


سنتور یکی از سازهای موسیقی ایرانی است. فرهنگ دهخدا سنتور را اینگونه تعریف کرده است[۱]: « از سازهای ایرانی به شکل ذوزنقه که دارای سیم‌های بسیاری است و به وسیله دو مضراب چوبی نواخته می‌شود.»




[Only registered and activated users can see links]
[Only registered and activated users can see links]
سنتور الکتریک






پیشینه

سنتور بر پایهٔ شواهد و قراین یکی از کهن‌ترین سازهای منطقه به شمار می‌رود. کهن‌ترین اثری که از این ساز بر جا مانده، از سنگ‌تراشی‌های آشور و بابلیان[نیازمند منبع] (۵۵۹ قبل از میلاد) است. در این سنگ‌تراشی‌ها، صف تشریفاتی که به افتخار آشور بانیپال بر پا شده مجسم گردیده و سازی که شباهت زیادی به سنتور امروزی دارد، در میان آن صف دیده می‌شود.
ابوالحسن علی بن حسین مسعودی (مرگ به سال ۳۴۶ ه.ق) گذشته نگار نامدار و نویسنده کتاب مروج‌الذهب در شرح اوضاع موسیقی در زمان ساسانیان، هنگام نام بردن از سازهای متداول موسیقی ساسانی، واژه سنتور (سنطور) را ذکر می‌کند. در کتب قدیم و تألیفات ابونصر فارابی و ابن سینا نیز نام سنتور چند بار ذکر شده‌است.
عبدالقادر مراغه‌ای ساز یاطوفان را معرفی کرد که شبیه سنتور امروزی بود با این تفاوت که برای هر صدا فقط یک تار می‌بستند و با جابجا کردن خرک‌ها، آن را کوک می‌کردند.
نام سنتور در اشعار منوچهری نیز آمده‌است:
کبک ناقوس‌زن و شارک سنتورزَن است
فاخته نای‌زَن و بربط شده تنبور زنان سنتور، سازی کاملاً ایرانی است که برخی ساخت آن را به ابونصر فارابی نسبت می‌دهند که مانند بربط، ساز دیگر ایرانی بعدها به خارج برده‌شد.[نیازمند منبع]
برخی پژوهشگران بر این باورند که سنتور در زمان‌های بسیار دور از ایران به دیگر کشورهای آسیایی رفته‌است، چنان که امروزه نیز گونه‌های مشابه این ساز در عراق، ترکیه، سوریه، مصر، پاکستان، هند، تاجیکستان، چین، ویتنام، کره، اوکراین و دیگر کشورهای آسیای میانه و نیز در یونان نواخته می‌شود.
بر پایهٔ اسناد و مدارک، نگارگری‌ها و مینیاتورهای سده‌های پیش، آنچه که ما امروزه به عنوان سنتور در اختیار داریم در واقع سنتوری است که از نزدیک به یکصد و پنجاه سال پیش (زمان قاجار) با شکل و شمایل کنونی خود در اختیار هنرمندان این مرز و بوم قرار دارد. چنان که سنتورهای محمدصادق خان (که نخستین نمونه صوتی ساز سنتور به جا مانده از دوران قاجارحبیب سماع حضور و حبیب سماعی، در ابعاد، شمار خرک و چگونگی ساخت، بسیار نزدیک به سنتور امروزی است. متعلق به وی می‌باشد)،
بررسی تاریخ گردش و تحول ساز سنتور نشان می‌دهد که این ساز طیف گسترده‌ای از سبک‌ها و مکاتب گوناگون را در سدهٔ کنونی به خود اختصاص داده، به گونه‌ای که پس از یک بررسی اجمالی، می‌توان اذعان داشت حداقل ۱۵ سبک و مکتب گوناگون و فعال در این عرصه شهره خاص و عام‌اند.[نیازمند منبع]
تنوع و جوراجوری چشمگیر مکاتب و سبک‌ها باعث تنوع در صدادهی ساز، تکنیک نوازندگی و چگونگی آهنگ‌سازی و نغمه‌پردازی در سطوح گوناگون بوده‌است.
سنتور، یا آنچنان که استاد ابوالحسن خان صبا گاه می‌نوشت: سنطور، در سال‌های پایانی عصر قاجار، سازی تقریباً فراموش شده و رو به نابودی بود. سازهای اصلی، تار، تنبک و کمانچه[۲] بودند و دوره قاجار، در واقع «عصر تار» بود. تعداد کمی سنتور می‌نواختند و تعداد کمتری نیز سنتور می‌ساختند و می‌آموختند.
گسترش در جهان

با اتکا به قدمت آثار کشف شده گمان این است که این ساز از قلمرو ایران به کشورهای دیگر راه یافته و نام‌های مختلفی پیدا کرده‌است. سنتور با اندک تفاوتی در شکل ظاهر و با نام‌های مختلف در شرق و غرب عالم وجود دارد. این ساز را در کشور چین یان کین، در اروپای شرقیدالسی مر، در انگلستان باتر فلای‌ها، در آلمان و اتریش مک پر،در هندوستان سنتور، در کامبوج فی و در آمریکا زیتر می‌نامند که هر کدام دارای وجه تشابهاتی هستند. ساز سنتور در تعدادی از کشورها مانند ارمنستان و گرجستان نیز رایج هست. همچنین سنتورهای عراقی –هندی- مصری و ترکی که بعضی از آنها حدود ۳۶۰ سیم دارند.
ساختار ساز

این ساز از جعبه‌ای ذوزنقه‌ای شکل تشکیل شده که اضلاع آن عبارت‌اند از: بلندترین ضلع، نزدیک به نوازنده و کوتاهترین ضلع و موازی با ضلع قبلی و دور از نوازنده و دو ضلع جانبی با طول برابر که دو ضلع قبلی را به طور مورب قطع می‌کند. ارتفاع سطوح جانبی ۸ تا ۱۰ سانتیمتر است.
جعبه سنتور مجوف است و تمام سطوح جعبه چوبی است. بر روی سطوح فوقانی دو ردیف (معمولاً ۹تایی)خرک چوبی قرار دارد؛ ردیف راست نزدیک‌تر به کناره راست ساز است و ردیف چپ کمی بیشتر با کناره چپ فاصله دارد (فاصله بین هر خرک ردیف چپ تا کناره چپ را «پشت خرک» می‌نامند). از روی هر خرک چهار رشته سیم هم‌کوک عبور می‌کند ولی هر سیم به گوشی معینی پیچیده می‌شود. گوشی‌ها در سطح جانبی راست کنار گذاشته شده‌اند. سیم‌های سنتور به دو دسته «سفید» (زیر) و «زرد» (بم) تقسیم می‌شوند. دسته سیم‌های سفید بر روی خرک‌های ردیف چپ و سیم‌های زرد بر روی خرک‌های ردیف راست به تناوب قرار گرفته‌اند. طول قسمت جلوی خرک در سیم‌های سفید دو برابر طول آن در قسمت پشت خرک است و می‌توان در پشت خرک نیز از سیم‌های سفید استفاده کرد (صدای آن به نسبت عکس طول، یک اکتاو نسبت به صدای قسمت جلوی خرک بالاتر است). همچنین هر سیم زرد، یک اکتاو بم‌تر از سیم سفید بلافاصله بعد از آن صدا می‌دهد.


اطلاعات بیشتر ساختمان سنتور (به انگلیسی)



گذشته و امروز

ساز سنتور پیشتر با ۱۲ وتر سیم بم و ۱۲ وتر سیم زیر ساخته می‌شد و سنتور ۱۲ خرکیسنتور «لا کوک» نیز ساخته می‌شود. سنتور ۱۱ خرک، سنتور چپ کوک نامیده می‌شود. در واقع هر خرکی که به سنتور اضافه می‌شود صدای ساز یک پرده بم‌تر می‌گردد. سنتور ۹ خرک رایج‌ترین نوع سنتور است که سنتور «سُل کوک» نامیده می‌شود و نت‌های ردیف بر اساس آن نوشته شده‌اند. در سنتور ۹ خرک، چنانچه بر اساس راست کوک تنظیم شود، به ترتیب سیم‌ها از پایین بر مبنای می-فا-سل کوک می‌شوند و برای اجرای گروهی و ارکستر مناسب است. نامیده می‌شد. امروزه سنتور ۱۰ خرک و سنتور ۱۱ خرک و
ساز سنتور برای استفاده در ارکستر دارای نقایصی است که برای رفع آنها چندی است دو نوع سنتور یکی کروماتیک با افزایش ۷ خرک به خرک‌های معمولی و دیگری سنتور باس با صدای بم ساخته شده‌اند.
سنتور کروماتیک و سنتور کروماتیک بم

به منظور تکمیل فواصل کروماتیک بین اصوات و نیز به قصد تأمین اصوات بم، در حدود بیست سال اخیر دو نوع سنتور با تعداد زیادتر خرک ساخته شده‌اند. سنتور کروماتیک با همان میدان صدای سنتور معمولی ولی دارای خرک‌ها و اصوات کروماتیک بیشتر است. میدان صدای سنتور کروماتیک بم یک فاصله پنجم بم‌تر از سنتور کروماتیک است و وسعت آن سه اکتاو و نیم است. در دو نوع سنتور کروماتیک، هر صوت توسط سه رشته سیم هم‌کوک حاصل می‌شود. به عبارت دیگر روی هر خرک سه سیم تکیه کرده‌است. از هر دو سنتور کروماتیک و کروماتیک بم در حال حاضر تنها استفاده‌های هم‌نوازی می‌شود.
نوازندگی سنتور

نوازندگی سنتور بوسیله دو چوب نازک که به آنها «مضراب» گفته می‌شود، انجام می‌شود. مضراب‌ها در گذشته بدون نمد بودند ولی اکنون بیش‌تر به مضراب‌ها نمد می‌چسبانند که خود باعث لطیف‌تر شدن صدای سنتور می‌شود. در اکثر اوقات، نوازنده باید با هر یک از مضراب‌ها، نت متفاوتی را اجرا کند (به ویژه در برخی از چهارمضراب‌ها که بیش‌تر پایه قطعه با دست چپ و ملودی با دست راست اجرا می‌شود). به همین دلیل نوازندگی این ساز علاوه بر چابکی دست‌ها، به تمرکز ذهن نیز نیاز دارد که تنها با تمرین فراوان بدست می‌آید.
سنتور سازی است که اگر نوازنده بر آن چیره شود، می‌تواند بوسیله آن کارهای زیبا و ماندگاری بیافریند. این ساز به خوبی توانایی تکنوازی و همنوازی را دارا می‌باشد.
برابر نیمهٔ عمر تمرین سنتورنوازان، به کوک کردن آن می‌گذرد. چون ضربه‌های مداوم مضراب روی سیم‌ها و تاثیر گذاری رطوبت و حرارت روی چوب و سیم‌ها کوک را به هم می‌زند و ۷۲ سیم باید مرتب کوک یا هم خوان شود، از این رو سنتور، سازی شناخته می‌شود که همراه با زیبایی، بسیاری از عوارض طبیعی می‌تواند روی صدا و کوک آن تاثیر بگذارد و حتی نوازنده‌های کارکشته را برای یک کوک دلخواه ناکام می‌گذارد.
گفته شده‌است که حبیب سماعی نوازنده سرشناس سنتور روزی در مجلسی گفته‌است:
« کوک سنتور مرا پیر کرده‌است. »

shadmehrbaz
13-08-2010, 13:53
قانون

[Only registered and activated users can see links]
قانون يكي از قديمي ترين سازهاي ايراني است كه توانايي بيان گوشه هاي موسيقي ايراني را دارد ولي متاسفانه مدت مديدي است كه در سرزمين ما ناشناخته مانده ، در حالي كه در كشورهاي همجوار سالهاست كه ازاين ساز استفاده شده است . تقريبا از نيم قرن پيش تا كنون، موسيقي دانان ايراني به اجراي اين ساز روي آورده اند ، اما با وجود اينكه زمينه كار اينان بر نغمه هاي موسيقي ايراني مبتني بوده است ، به دليل تقليد ناآگاهانه از روش و سبك نوازندگي موسيقي عربي، اين پندار اشتباه به وجود آمده كه ساز قانون عربي است و آن را بايد به شيوه عربي نواخت، حال آنكه اين سبك در قانون نوازي ، علاقه مند به موسيقي ايراني را فرسنگها از شناخت اصول و ظرايف اين ساز كه كاملا با موسيقي ايراني منطبق است، دور مي سازد. از آنجا كه نوازندگي بر روي هر ساز و بيرون كشيدن « نغمه » هاي گوناگون از آن ، گذشته از توانايي و مهارت نوازنده ، بستگي به امكانات و موانعي دارد كه در خود ساز و ساختمان آن نهاده شده است ، اينك بايد انديشيد در ساز قانون كه قرنها خارج سرزمين ايران ، در كشورهاي عربي زبان ، ترك زبان و ارمني زبان ، بيرون از مسير موسيقي ايراني به رشد و تكامل خود ادامه داده و « بياني » غير ايراني يافته است ، آيا مي توان آن را به سازي با بيان موسيقي ايراني و با امكاناتي ويژه اصول و ظرايف اين موسيقي ، و با همان پرده بنديهاي مخصوص آن تبديل نمود ؟
اين تبديل البته غير ممكن نيست ، هر چند كه موسيقي دانان ، يعني آن گروه از نوازندگان پنجاه ساله اخير ، كه به معرفي اين ساز و اجراي آن دست يازيده اند ، متاسفانه به فكر اين تبديل نبوده و قانون را كماكان به همان شيوه عربي اجرا كرده اند و جاي بسي تاسف است كه برخي از نوازندگان پيش گفته ، حتي همان شيوه اجرايي را در تعليم به شاگردان خويش به كار گرفته اند ، در نتيجه اصالت راستين و نخستين آن به مرور از ميان رفته ولحني غير ايراني از اجراي ساز قانون انتظار مي رود . حال آنكه مي توان با احساس مسئوليتي لازم شيوه نوازندگي اين ساز را بر پايه نياز موسيقي ايراني منطبق كرد و بر اين زمينه به آموزش و فراگيري اين ساز پرداخت و شيوه هاي متداول در كشورهاي همسايه را به كلي فراموش كرد . قانونهاي فعلي موجود در ايران كه بر اساس پرده بنديهاي خاص خود از كشورهاي ديگر به سرزمين ما وارد شده و يا از روي همان الگوها در ايران ساخته شده اند ، هيچيك جوابگوي موسيقي ايراني نيستند . اين توضيحات ، از يك سو ظرايف موسيقي ما را به سادگي در اختيار نوازندگان و نو آموزان مي گذارد تا به ياري آنها بتوانند قانونهاي موجود را كه خارج از پرده بندي ايراني است ، از راه كوك و تغييرات جزئي ، با پرده بندي اين مجموعه تطبيق دهند و از سوي ديگر خود پيشنهادي همه جانبه است براي سازندگان ساز قانون كه از اين پس ، اين نكات را در نظر داشته باشند ، ضمنا يادآوري اين نكته نيز لازم مي نمايد كه با پرده بندي پيشنهاد شده و امكاناتي كه اين ساز مي تواند در اختيار نوازنده بگذارد ، نه تنها مي توان هر قطعه موسيقي ايراني را در همه مقامها و دستگاهها به اجرا در آورد ، بلكه توان اجراي اغلب قطعات نوشته شده براي سازهاي ديگر اعم از ايراني يا غربي را نيز خواهيم داشت .
تاريخچة ساز قانون و مخترع آن
عده‌اي معتقدند كه مخترع اين ساز فارابي است و برخي ديگر مي‌گويند منشاء آن خراسان بوده و در قرن سيزدهم (ميلادي) در موصل پيدا شده، هر چند هيچيك از اين نظردهندگان دليل بر ادعاي خود ندارند. واقعيت اين است كه در فرهنگ كلاسيك شرق، ردي از سازهاي خانوادة سيتار پيدا نشده و سرمنشاء قانون نيز، مانند سرچشمة بسياري از سازهاي ديگر، تاريك مانده است. آنچه بيشتر محتمل مي‌رسد اينكه قانون از سرزمينهاي شرق نزديك،, به اروپا رسيده و در كشورهاي اروپايي با مكانيزه كردن آن، بزرگترين ساز كلاويه‌دار سيمي را ساخته و پرداخته‌اند...
سيمون ژارژي مي‌نويسد:
كلمة «قانون» از نظر لغوي در زبان عربي، به معناي «قاعده» است ولي از نظر موسيقي، نام سازي است متعلق به خانوادة قديمي سيتار (Cythare)، كه در قرون وسطا تحت عنوان Canon يا miocanon به اروپا آورده شد، اين ساز داراي يك جعبة چوبي به شكل ذوزنقه است كه به وسيلة دو انگشت سبابه و دو مضراب (كه ميان حلقه‌اي كه به انگشت كرده‌اند و خود انگشت قرار مي‌گيرند) نواخته مي‌شود.
براي نواختن ساز، آن را بايد روي زانوها، يا روي ميز قرار داد.
سيمهاي ساز، به تعداد 72=3×24، به فواصل دياتونيك كوك مي‌شوند، براي تامين تغييرهاي كوچك كافي است جهت «كليد»هاي كوچكي را كه براي هر صدا پس از گوشي كوك تعبيه شده، تغيير دهيم. قانون به مثابة همراهي كنندة آواز كمتر به كار مي‌رود، ولي در شركت با اركستر، به همان خوبي عود صدا دهندگي دارد.
فارابی این ساز را هزار سال پیش، به صورت 45 سیمی اختراع و در کتاب خود «الموسیقی الکبیر» بیان کرده است. صفی الدین آن را «نزهه» نامیده است. امروزه در سراسر آفریقا و آسیا، ساز قانون از زدة سازهای سنتی و هنری اعراب به شمار می‌رود. قانون معمولاً توسط مردان (و استثنائاً به وسیلة زنان) اجرا می‌شود. تکنواز (سولیست) قانون، هر گاه با ارکستر همراهی می‌شود، در ردیف اول نوازندگان می نیشند و اگر در نقش همراهی با تکسرا اجرا کند، روبروی او قرار می‌گیرد که در این حالت نقش رهبر تکسرا را ایفا می‌کند.
قانون سازان مصری را می‌توان از صدها سال پیش، یکی از بهترین سازندگان آن معرفی کرد.
از لحاظ دسته بندي سازها قانون جزء سازهاي زهي مترابي از آلات (ذرات الاوتار مطلق است و تعداد سيمهاي آن در مجموع، از 63 تا 84 متغير،م و قانون معمول در تركيه داراي 72 سيم است. سيمها از رودة گوسفند يا نوعي نايلون ساخته شده، كه به دور گوشيهايي كه وضع ستوني دارند، پيچيده مي‌شوند.م وسيلة نواختن، مضرابي است كه توسط انگشتانه به انگشت سبابه مي‌كنند. هر سه سيم قانون هم صدا كوك شده و يك صوت از آنها بر مي‌آيد، از اين رو از قانون 72 سيمي، تنها مي‌توان 24 صوت به دست آورد. قانون مصري 78 سيمي و 26 صوتي است.
سطح فوقاني قانون متشكل از پوششي چوبي، به شكل ذوزنقه است كه سمنت راست نوازنده، قسمتي كم و بيش باريك آزاد است كه به پنج خانة چهار گوش (طي ارتفاع ساز) تقسيم شده، روي آن پوست مي‌كشند. ضلع سمت راست (به طول تقريبي 40 سانتيمتر) قائم به هر دو مبلغ موازي پيش گفته است و ضلع سمت چپ اضلاع موازي را به طور مورب قطع مي‌كند. گاه چهار تكة جداگانه يا يك تكه، روي پوست خرك نصب مي‌شود كه به پنج پايه در زير پوست تكيه مي‌كند. در طرف چپ نوازنده 26 گوشي سه تايي به طور عمودي، و 156 كليد تغيير دهندة كوچك مسي، يا از فلزي ديگر، قرار دارند به اين ترتيب، بر روي هر سه سيم هم صدا، 16 كليد، در محلي كه سيمها به گوشيها مي‌رسند، مورد استفاده قرار مي‌گيرد. با اين كليدها صداي ساز در هر سه سيم جداگانه، اندكي به دلخواه زير و بم مي‌شود، اما تنظيم كوك به وسيلة گوشيها صورت مي‌گيرد. هر گاه نوازنده بخواهد در مقامي ديگر بنوازد، با دست چپ كليدها را بالا يا پايين مي‌برد و در همين حال با دست راست روي سيمها مي‌نوازد.
نوازندة قانون در حاليكه روي صندلي نشسته است، ساز را در هنگام نوازندگي روي زانوي خود مي‌گذارد (تا 50 سال پيش، ساز خيلي پايين‌تر از بدن نوازنده قرار مي‌گرفت).
نوازنده دو دست خود را به فاصلة يك اكتاوروي ساز مي‌گذارد و دست چپ اندكي ديرتر از دست راست به سيم زخمه مي‌زند، در اين حالت صوتي دو صدايي، و همنام به فاصلة اكتاو از ساز شنيده مي‌شود.
اجزاي تشكيل دهندة ساز قانون
1- جعبة ذوزنقه شكل ساخته شده از چوب
2- پرده گردان: كليدهاي كوچك و متحرك كه در سمت چپ ساز بعد از شيطانك نصب شده و باعث تغيير صدا مي‌شود.
3- شيطانك
4- محل گرة سيمها
5- سيمها (هر سه سيم با يكديگر همصدا كوك مي‌شوند).
6- گوشي
7- خرك
8- پاية خرك
9- شبكه‌هاي صوتي
10- صفحة رو
11- صفحة زير
12- ضلع كوچك
13- ضلع بزرگ
14- پوست
15- حلقه‌هاي مضراب
16- مضراب
17- كليد كوك
طريقة نشستن: براي نواختن قانون، آن را روي ميزي كه تا اندازه اي به طرف نوازنه شيب داشته و با وضع نشستن متناسب باشد قرار داده، نوازنده مقابل آن مي‌نشيند به طوري كه قاعدة بلند جعبه (كه سيمهاي ضخيم دارد) در پايين و نزديك به نوازنده قرار گيرد. ميز از صندلي نوازنده كمي بلندتر (و بهتر است زير آن خالي) باشد، به طوري كه درحالت نوازندگي اعضاء بدن به شكل زير قرار گيرد:
1- ساعد با بازو يك زاوية قائمه تشكيل دهد.
2- پشت، كاملاً صاف باشد و به طرف جلو خم نشود.
3- آرنجها بيرون از بدن قرار نگيرد.
4- دستها روي سيمها تكيه نكند.
5- هر دو دست از شانه‌ها در حالت نواختن آزاد باشد. (به دست فشاري وارد نشود)
گاه ممكن است بنا به ضرورت مجبور به قرار دادن قانون بر روي پا باشيم.
در اين شرايط يك پا را بر روي پاي ديگر انداخته و ساز را روي پا قرار مي‌دهيم.
حتي مي‌توان روي زمين (به اصطلاح عاميانه چهار زانو) نشست و ساز را روي پاها قرار داد.
وسيلة نواختن:
عبارت است از دو حلقه فلزی که از جنس نقره، برنج و... که به طور پهن و مدور (به اندازه بند دوم انگشت نشانه) ساخته شده باشد.
مضرابهايي كه داخل حلقه قرار مي‌گيرد از شاخ گاو، گوزن، بز كوهي و... ساخته شده است.
حلقه‌ها را در انگشت نشانه (بند دوم) قرار داده و مضراب را به طرف داخل دست، ميان حلقه و انگشت جاي مي‌دهيم.
اندازة مضراب ساخته شده بايد از نوك انگشت نشانه كمي بلندتر باشد و از زير بند دوم انگشت، پايين‌تر نيايد.
طريقه مضراب زدن: ابتدا روي يكي از سيمها به وسيلة دست راست يا چپ ضربه‌اي بزنيد (موقع مضراب زدن انگشتهاي نشانه بايد از بند آخر خم شود) به طوري كه وقتي مضراب سيم را لمس كرد صدايي كه از آن برمي‌خيزد صاف و شفاف باشد و اين در صورتي امكان پذير است كه هر سه سيم هم صدا در يك لحظه و هم زمان به صدا درآيند.
براي انتقال نيرو به مضراب در يادگيري مراحل اوليه، و هنگام مضراب زدن با دست راست و چپ بايد انگشتي كه مضراب در آن جاي دارد انگشت شست را لمس كند. اين علم براي قوي شدن انگشت و مضراب موثر است، كه بايد آن را در تمرينهاي اوليه اموخت. در تمرينهاي مربوط به مراحل بالاتر كه اجراي ساز رفته رفته سريع‌تر شده و حالتهاي گوناگون به آن داده مي‌شود، ديگر نيازي به تماس انگشت نشانه با شست نيست. در هنگام ضمراب زدن انگشت شست زير انگشت نشانه قرار مي‌گيرد. ساير انگشتان (سه انگشت ديگر) نه بايد جمع و نه باز باشد (به حالت برداشتن مدادي كه به طور افقي در جايي قرار دارد).
طريقة اجرا:
براي نواختن ساز قانون معمولاً دو طريقه به كاربرده مي‌شود:
1- دستها در طرفين: هنگام اجراي ساز، دست راست به موازات پوست قانون (در قسمتي كه پوست به چوب مي‌چسبد) و دست چپ در سمت چپ ساز به موازات پرده گردانها و به طور مايل حركت كند. به اين ترتيب دستها در طرفين ساز قرار مي‌گيرند.
وسعت ساز قانون در كشورهاي مختلف:
سازقانون در كشورهاي مختلف (مانند مصر، تركيه، ارمنستان و شوروي، ايران و...) به اندازة ها و با وسعت‌هاي متفاوت ساخته شده است و بدين جهت تعيين يك وسعت واحد براي سازقانون مقدور نيست.
* قانونهاي (مصري) 26 صدايي
* قانونهاي (تركيه) 24 و 25 صدايي
* قانونهاي (ارمني) 22 صدايي
* قانونهاي (ايراني) 27 صدايي
هنری جورج فارمر چنین می‌نویسد: ساز «نزهه» دوبار بزرگتر از سازی است که ذوزنقه شکل بوده و به نام «قانون» خوانده می‌شود. در حالی که ساز دومی قانون به فارابی نسبت داده شده، ساز اولی «نزهه» را بایستی از ابداعات صفی الدین عبدالمومن دانست.
نوازندگان قانون
رحیم قانونی
جلال قانون
مهدی مفتاح
سینا آقارضی
ملیحه سعیدی

shadmehrbaz
16-08-2010, 14:00
دف

[Only registered and activated users can see links]


پیکر دف از تألیف شش بخش مجزا حاصل میگردد :
1-)کمانه :
چوبی غالبا" از جنس درخت بید به طول 170 سانتی متر و عرضی بین 5 تا 5/6 سانت است که دو سر آن را در حالت مماس بر یکدیگر نصب می کنند.د رنتیجه حلقه ای چوبین حاصل میگردد که قطر آن غالبا" 50 تا55 سانتی متر می باشد . ضخامت این چوب از سمت بیرونی آن 5/1 سانت بوده و در سوی دیگر که محل نصب پوست می باشد با عمل پخ زدن به 2 تا 3 میلی متر می رسانند این عمل باعث می گردد تا صدای پوست در ناحیه ی کناره ساز کیفیت مطلوبی داشته باشد. همچنین بر روی کمانه فرو رفتگی کوچکی برای قرار گرفتن انگشت شست دست چپ تعبیه میگردد که شستی نامیده می شود . شستی موجب می شود تا کمانه راحت تر در دست نوازنده قرار گیرد.
انواع کمانه :
الف: یک کمه ، کمانه ی یک کمه تنها از یک لایه چوب به ضخامت 5/1 سانت تشکیل می شود و مزیت آن سبک بودنش است .
ب: دو کمه ، کمانه ی دو کمه از دو لایه چوب به ضخامت نهایی 5/1 سانت که لایه ها بر روی هم پرس شده تشکیل می گردد. این چوب از حجم بالاتری برخوردار است ومقاومت بیشتری نسبت به کج شدن در مقابل فشار پوست دارد.
2-) پوست :
پوست دف را می توان از حیوانات مختلفی نظیر آهو ، بز ، بزکوهی ، میش و ماهی تهیه نمود که غالبا" از پوست بز و میش بدلیل صدا دهی مطلوبشان استفاده میگردد.
پوست ساز باید ویژه گیهای زیر را دارا باشد:
الف ) پوست باید کهنه باشد بطوری که اگر قسمتی از آن را تر کنیم هیچ بویی از آن متصاعد نگردد.
ب) ضخامت پوست باید در تمام نقاط آن یکسان بوده و کلفت و نازک نشده نباشد .
ج) رنگ آن نیز باید یکنواخت بوده و دانه دانه و تگرگی نشده باشد.
د) موها وزوائد پوست با قرار گرفتن آن در آب گرفته شود و استفاده از آهک و مواد شیمیایی دیگر موجب آسیب رسیدن به کیفیت پوست می گردد.
3- ) گل میخ :
اتصال پوست بر روی کمانه به وسیله ی میخهای سر تختی شبیه به پونز که از جنس برنج ، مس و یا آهن می باشند انجام می پذیرد
4- ) قلاب :
در داخل کمانه میخها ی کج شده ای به شکل قلاب کوبیده می شود تا حلقه ها توسط آن آویخته شوند . این قلابها به فاصله 3 سانت از پوست و با فاصله یک سانت از یکدیگر تعبیه می گردند.
5- ) حلقه یا زنجیر :
حلقه هایی به قطر 2 سانتیمتر که از جنس برنج ، مس یا آهن هستند در دسته های چهارتایی به قلابها وصل می گردند که نوازنده با تکان دادن دف صداهای مختلفی توسط آنها ایجاد مینماید .
6- ) تسمه ی چرمی :
از تسمه چرمی برای دف نوازی های طولانی که موجب خستگی مچ دست نوازنده می گردد استفاده می شود به گونه ای که نوازنده تسمه نصب شده در قسمت داخلی کمانه را به مچ دست چپ خود بسته و بدین ترتیب فشار کمتری به دست او وارد می گردد . معمولا" در خانقاه ها و مراسم ذکر و سماع که نوازنده برای مدت طولانی ناگزیر به نواختن بوده وجود تسمه ی چرمی ضروری میگردد.

ARASH_NAZARI
24-09-2010, 22:03
يكي از دوستان در مورد نحوه ركورد ساز عود از بنده درخواستي كرده بود من لازم ديدم اول در مورد اين ساز كاملا و اصالتا ايراني مطالبي رو عنوان كنم. :


تاریخچهٔ بربط

از آن‌جا که پیشینه‌ٔ این ساز به ۱۹۷۰ سال پیش از میلاد مسیح ([Only registered and activated users can see links]) بازمی‌گردد، می‌توان آن را از اصیل‌ترین سازهای موسیقی ایران زمین به شمار آورد. آثار باستانی میان‌رودان ([Only registered and activated users can see links] F%D8%A7%D9%86) متعلق به هزارهٔ دوم پیش از میلاد، نگارهٔ مردی ایستاده را نشان می‌دهد که به نواختن بربط مشغول است.
در حقیقت‌ سومری‌های‌ باستان‌ ([Only registered and activated users can see links]) نخستین مردمی‌ هستند که‌ در آثار به‌ جای‌ مانده‌ از آن‌ها ردپایی‌ از این‌ ساز در دیده می‌شود. ساز عود ([Only registered and activated users can see links]) در ایران‌ پیش از اسلام‌ ([Only registered and activated users can see links] D8%A7%D9%86_%D9%BE%DB%8C%D8%B4_%D8%A7%D8%B2_%D8%A7 %D8%B3%D9%84%D8%A7%D9%85) به‌ نام‌ بربط‌ شناخته‌ می‌شد و پس از سومری‌ها و در دوران هخامنشیان ([Only registered and activated users can see links] 9%86) رواج داشته‌است. این ساز در عهد ساسانی ([Only registered and activated users can see links]) بیش از همه ادوار رواج داشته‌است.
گویا در اوایل اسلام به کشورهای عربی راه یافته و جانشین سازی به نام «مزهر ([Only registered and activated users can see links])» شده ‌است. بر پایهٔ برخی از اسناد «ابن سریح ایرانی نژاد» نخستین کسی است که در عربستان ([Only registered and activated users can see links]) و در قرن یکم هجری عود فارسی یا بربط را نواخته و نوازندگی آن را آموزش داده‌است. الاغانی ([Only registered and activated users can see links]) می‌گوید:آشنایی او با عود از آنجا شروع شد که «عبدالله ابن زبیر ([Only registered and activated users can see links] 84%D9%87_%D8%A7%D8%A8%D9%86_%D8%B2%D8%A8%DB%8C%D8% B1&action=edit&redlink=1)» جمعی از ایرانیان را به مکه ([Only registered and activated users can see links]) دعوت کرده بود تا خانهٔ کعبه ([Only registered and activated users can see links]) را تعمیر کنند. دیوارگران ایرانی عود می‌زدند و اهل مکه از ساز ([Only registered and activated users can see links]) و موسیقی ([Only registered and activated users can see links]) ایشان لذت می‌برند و آن را تحسین می‌کردند، ابن سریح ([Only registered and activated users can see links] %8C%D8%AD&action=edit&redlink=1) پس به عود زدن پرداخت و در این صنعت سرآمد هنرمندان ([Only registered and activated users can see links]) زمان گشت.
و اما عود

[Only registered and activated users can see links] ([Only registered and activated users can see links] hi%27ir_%C3%A0_la_coue_d%27Al-Hakam_II_.png) [Only registered and activated users can see links] ([Only registered and activated users can see links] hi%27ir_%C3%A0_la_coue_d%27Al-Hakam_II_.png)
«مجلس شعر» در دربار اندلس ([Only registered and activated users can see links])

[Only registered and activated users can see links]



چون سطح ساز بربط از چوب ([Only registered and activated users can see links]) پوشیده شده بود، اعراب ([Only registered and activated users can see links]) آن را عود نامیدند.(العود در زبان عربی ([Only registered and activated users can see links]) به معنای چوب است). به باور برخی پژوهشگران موسیقی مانند اکارد نوبوئر (Eckhard Neubauer) این واژه در اصل عربی شدهٔ واژهٔ "رود" فارسی می‌باشد که هم نام دیگر بربط است و هم به معنای سیم در سازهای زهی می‌باشد.
بربط امروزه نقش بسیار کمتری در موسیقی ایرانی ([Only registered and activated users can see links] D8%B1%D8%A7%D9%86%DB%8C) دارد. عود عربی بر خلاف بربط ایرانی از اصلی‌ترین سازهای موسیقی عربی است. این ساز پس از اینکه به اروپا ([Only registered and activated users can see links]) برده شد، نام لوت بر آن نهادند. واژه لوت از نگارش كلمهٔ العود به وجود آمده و به تدریج به لوت تبدیل شده است. ابن خلدون ([Only registered and activated users can see links]) در قرن ۸ هجری قمری آن را به ترکه‌های چوبینی که انعطاف‌پذیر است معنی نموده.
خود كلمهٔ بربط در واقع از دو كلمهٔ "بر" و بط" ساخته شده یعنی "مانند بط" و بط به معنی مرغابی است. در كل شكل این ساز به مرغابی تشبیه شده چون سینهٔ جلو داده و گردن كوچكی دارد. دیدگاه دیگر این واژه را برگرفته از نام "باربد" نوازندهٔ رود در دربار خسرو پرویز می‌داند. این واژه به صورت بربت نیز نوشته شده است از جمله در بیتی از منوچهری با واژهٔ بی‌دولت هم‌قافیه شده است:
تاک رزرا گفت ای دختر بی‌دلت
این شکم چیست چو پشت و شکم بربت اصولا بربط یا همان عود در اندازه‌های مختلف ساخته می‌شود که اندازه متداول و معمول همان عودهای ساخت ایران است. نمونه‌های ساخت کشورهای عربی دارای کاسه‌ای بزرگ و عودهای ترکیه کوچک و عودهای ایرانی متوسط است.
انواع بربط

در قدیم بربط را دو نوع به حساب می‌آوردند: یکی‌ بربط‌ با کاسه‌ٔ‌ بزرگ‌ و دسته‌ٔ کوتاه‌ و دیگر با کاسهٔ کوچک‌ اما دستهٔ‌ بزرگ. امروز به‌ اشتباه‌ ساز دسته‌ بلند را بربط‌ و ساز دسته‌ کوچک‌ را عود می‌نامند. در حالی‌ که‌ اینگونه‌ نیست‌ و براساس‌ تحقیقاتی‌ که‌ انجام‌ شده توسط سیگارچی‌ هر دو عود یا همان‌ بربط‌ هستند و از یک‌ ساختمان‌ صدایی‌ برخوردارند.
ساختار بربط

شکم این ساز بسیار بزرگ و گلابی شکل و دسته آن بسیار کوتاه‌ است. به طوری که قسمت اعظم طول سیم‌ها در امتداد شکم قرار گرفته‌است. سطح رویی شکم از جنس چوب است که بر آن پنجره‌هایی مشبک ایجاد شده‌است. بربط فاقد «دستان» است و خرک ([Only registered and activated users can see links]) ساز کوتاه و تا اندازه‌ای کشیده‌است. بربط دارای ده سیم یا ۵ سیم جفتی است البته در برخی مواقع استادان قالب شکنی کرده و دو یا یک سیم در قسمت پایین قبل از سیم دو به ساز اضافه می‌کنند که این سیم‌ها فا زیر کوک می‌شود. سیم‌های جفت با هم همصدا (کوک) می‌شوند و هر یک از سیم‌های دهگانه، یک گوشی ([Only registered and activated users can see links] %D8%A7%D8%B2%29&action=edit&redlink=1) مخصوص به خود دارد؛ گوشی‌ها در دو طرف جعبه گوشی (سر ساز) قرار گرفته‌اند.
بربط(عود) بم‌ترین ساز بین سازهای زهی ([Only registered and activated users can see links] DB%8C) است؛ نت نویسی آن با کلید سل ([Only registered and activated users can see links]) است(در واقع نت نويسي آن با توجه به وسعت و بمي صداي ساز بر اساس كليد فا مي باشد كه براي سهولت نت خواني و نوازندگي يك اكتاو بالاتر نوشته ميشود) که جمعا دو اکتاو است. «اکتاو ([Only registered and activated users can see links])» بم‌تر از نت ([Only registered and activated users can see links]) نوشته شده حاصل می‌شود. سیم بم ([Only registered and activated users can see links]) (سُل پائین) معمولاً نقش «واخوان ([Only registered and activated users can see links] 86&action=edit&redlink=1)» دارد و گاه این سیم جفت نیست. صدای بربط(عود) به نحوی است که صدای اکتاو چهارم پیانو ([Only registered and activated users can see links]) از راست به چپ برابری دارد و در اصل باید بربط(عود) را با کلید «فا» نواخت یعنی صدای اصلی بربط یک اکتاو پایین‌تر از آن است که امروز متداول شده‌است .
مضراب ([Only registered and activated users can see links]) بربط از پر مرغ ([Only registered and activated users can see links]) (یا پر طاووس ([Only registered and activated users can see links]) و شاه‌پر عقابو ([Only registered and activated users can see links]) حتي پر لاشخور ) تهیه شده‌است و گاه نیز نوازنده با مضراب دیگری ساز را می‌نوازد. نوازنده‌های امروزی از مضراب‌های پلاستیکی استفاده می‌کنند.
صدای بربط بم، نرم و در عین حال گرم و جذاب و نسبتاً قوی است. این ساز نقش تک‌نواز و هم‌نواز هر دو را به خوبی می‌تواند ایفا کند.همانگونه كه مستحضريد بربت صدايي بم و تا حدودي تو دماغي داردكه دليل آن نوع زه (سيم) ساز و عدم وجود پرده بندي(مانند ويلن) روي دسته ي ساز است.پرده بندي موسيقي ايراني بخوبي روي اين ساز قابل بيان است.
احیاء عود (عود معاصر)

با تشکیل‌ هنرستان عالی موسیقی‌ ([Only registered and activated users can see links] D8%A7%D9%84%DB%8C_%D9%85%D9%88%D8%B3%DB%8C%D9%82%D B%8C) در پنجاه‌ سال‌ پیش، استادانی‌ چون‌ اکبر محسنی، كاموسی‌ و منصور نریمان‌ ([Only registered and activated users can see links] D9%85%D8%A7%D9%86) که‌ اکثرشان‌ سه‌تار ([Only registered and activated users can see links]) می‌نواختند، سعی‌ کردند با تهیه‌ٔ عود و همنوایی‌ آهنگ‌های‌ پخش‌ شده‌ از رادیوهای‌ عربی، شیوه‌ صحیح‌ نواختن‌ عود را یاد بگیرند و به‌ این‌ ترتیب‌ عود در عصر معاصر دوباره‌ احیا شد.
عود نوازهای‌ معروف‌ جهان‌

ساز عود در یک‌صد سال‌ اخیر کاملاً در قبضه‌ٔ عرب‌ها و به‌خصوص‌ مصری‌ها ([Only registered and activated users can see links]) بوده‌ است. از جمله‌ نوازندگان‌ معروف‌ این‌ ساز منیر بشیر (عراقی ([Only registered and activated users can see links])) است. در کنار او می‌توان به‌ نام‌هایی‌ چون‌ ریاض‌ سنباطی، فريد الاطرش، ناصر شمه‌ و انور براهم‌ ([Only registered and activated users can see links] D9%85) اشاره‌ کرد.
عود نوازان‌ معروف‌ ایران‌

در ایران‌ نیز پس‌ از احیای‌ ساز عود تلاش‌های‌ مثمرثمری‌ صورت‌ گرفت. از جمله‌ٔ‌ عود نوازان‌ معروف‌ می‌توان به‌ منصور نریمان ([Only registered and activated users can see links] D9%85%D8%A7%D9%86)، حسن‌ منوچهری ([Only registered and activated users can see links] %D9%86%D9%88%DA%86%D9%87%D8%B1%DB%8C&action=edit&redlink=1)، محمود رحمانی‌ پور ([Only registered and activated users can see links] %B1%D8%AD%D9%85%D8%A7%D9%86%DB%8C%E2%80%8C_%D9%BE% D9%88%D8%B1&action=edit&redlink=1)، اکبر محسنی‌ ([Only registered and activated users can see links] %AD%D8%B3%D9%86%DB%8C%E2%80%8C&action=edit&redlink=1) و عبدالوهاب‌ شهیدی‌ ([Only registered and activated users can see links] 88%D9%87%D8%A7%D8%A8%E2%80%8C_%D8%B4%D9%87%DB%8C%D 8%AF%DB%8C&action=edit&redlink=1) اشاره‌ کرد. در سال‌های‌ اخیر هم‌ که‌ استادان دیگری‌ به‌ این‌ جمع‌ اضافه‌ شدند و اکثر از کسانی‌ هستند که‌ در نواختن‌ ساز عود نوآوری‌هایی‌ داشتند، از جمله‌ این‌ افراد ارسلان‌ کامکار ([Only registered and activated users can see links] 86%E2%80%8C_%DA%A9%D8%A7%D9%85%DA%A9%D8%A7%D8%B1&action=edit&redlink=1)، حسین بهروزی‌نیا ([Only registered and activated users can see links] D8%B2%DB%8C%E2%80%8C%D9%86%DB%8C%D8%A7)، محمد فیروزی‌ ([Only registered and activated users can see links] D8%B2%DB%8C) و جمال‌ جهانشاد‌ ([Only registered and activated users can see links] %D8%AC%D9%87%D8%A7%D9%86%D8%B4%D8%A7%D8%AF%E2%80%8 C&action=edit&redlink=1) هستند. از عود نوازان معروف خطه جنوب استادانی مانندعلی محبوب ([Only registered and activated users can see links]) ,علی میرشکال ([Only registered and activated users can see links] D8%A7%D9%84) , محمد رفیع اشعری ([Only registered and activated users can see links] %D8%A7%D8%B4%D8%B9%D8%B1%DB%8C), محمد منصور وزیری ([Only registered and activated users can see links]) از جزیره قشم ([Only registered and activated users can see links]) و حسین وفادار ([Only registered and activated users can see links]) از بندر عباس ([Only registered and activated users can see links]) می‌باشند.از عود نوازان معاصر ایران می‌توان به شاهین علوی اشاره کرد که تبحر خاصی در نواختن این ساز دارند.ایشان این ساز را پس از کسب استادی در نواختن گیتار فلامنکو انتخاب و به تبحر رسیدند.شاهین علوی ([Only registered and activated users can see links])
عودسازان ایران

عودسازانی مانندبرادران محمدی ([Only registered and activated users can see links] A7%D9%86_%D9%85%D8%AD%D9%85%D8%AF%DB%8C&action=edit&redlink=1) , محمد اژدری ([Only registered and activated users can see links] %98%D8%AF%D8%B1%DB%8C&action=edit&redlink=1) , عرفاتی ([Only registered and activated users can see links] 8C&action=edit&redlink=1) , مانی جفرودی ([Only registered and activated users can see links] %81%D8%B1%D9%88%D8%AF%DB%8C&action=edit&redlink=1) , عابدینی ([Only registered and activated users can see links] 86%DB%8C&action=edit&redlink=1),ملکشاهی ([Only registered and activated users can see links] 87%DB%8C&action=edit&redlink=1) و نریمان آبنوسی ([Only registered and activated users can see links] 86_%D8%A2%D8%A8%D9%86%D9%88%D8%B3%DB%8C&action=edit&redlink=1) در ساخت عود تبحر دارند و باعث رواج بیشتر این ساز اصالتاً ایرانی شده اند.
هم چنین ابراهیم قنبری مهر ([Only registered and activated users can see links] 8C%D9%85_%D9%82%D9%86%D8%A8%D8%B1%DB%8C_%D9%85%D9% 87%D8%B1&action=edit&redlink=1) با ایجاد تغییراتی در ساختار عود عربی از جمله کوچک تر کردن کاسه و بلند تر کردن دسته به قالب جدیدی دست یافته و نام آن را بربت گذاشته است. این تغییرات مورد استقبال نوازندگانی چون حسین بهروزی‌نیا ([Only registered and activated users can see links] D8%B2%DB%8C%E2%80%8C%D9%86%DB%8C%D8%A7) قرار گرفته است.
بسیاری از دیگر سازندگان این ساز نیز به تجربیاتی در تغییر ساختار فیزیکی عود رسیده اند.

ARASH_NAZARI
24-09-2010, 22:11
رباب ساز معروف مردم فارس و خراسان است.

رباب در عربی به فتح و در فارسی به ضم تلفظ میشود.


رباب و چنگ به بانگ بلند میگویند
كه هوش و گوش به پیغام اهل راز كنید


«حافظ»



من دوش به كاسه رباب سحری
می نالیدم ترانه كاسه گری


«مولوی»


سازی قدیمی است که خاستگاه آن شرق و جنوب شرق ایران قدیم که هم‌اکنون در قسمت‌های سیستان و بلوچستان ([Only registered and activated users can see links] %D9%84%D9%88%DA%86%D8%B3%D8%AA%D8%A7%D9%86) و افغانستان ([Only registered and activated users can see links] 9%86) کنونی می‌باشد. ساز اخیر قبلا دو سیم داشته که بعدها یک سیم دیگر به آن اضافه شده‌است. این ساز با کمانه به صدا درآمده و همان است که ما امروز آن را کمانچه ([Only registered and activated users can see links]) مینامیم. از نوازندگان این ساز در ایران می‌توان به استاد بیژن کامکار ([Only registered and activated users can see links] D8%A7%D8%B1) و استاد حسین علیزاده ([Only registered and activated users can see links] D8%A7%D8%AF%D9%87) اشاره کرد.
رباب به ویژه در خراسان محبوبیت داشته است . هر چند اعراب نیز ازین ساز آن قدر حمایت كردند تا سرانجام آن را به یك ساز ملی مبدل ساختند . واژه رباب نزد اعراب گویای چندین ساز زهی آرشه دار بوده است كه ظاهراً نوعی از آن كه رویه صاف و مسطح داشته به ارباب ملی اعراب تبدیل شده بود و به همین سیاق ایرانیان نیز رباب خود را «كمانچه» می نامیدند و آن را نام عام سازهای زهی كشیدنی خود قرار داده اند. نوع خاص و قابل تشخیص دیگر رباب ایرانی غیشك ( برابر شوشك ) اعراب است.


دو زلفونت بوه تار ربابم
چه می خواهی از این حال خرابم


«بابا طاهر»


با وجود اینكه بعضی از نویسندگان عرب در سدر اسلام از این ساز نام برده اند، نخستین كسی كه درباره آن به تفصیل سخن می گوید حكیم بزرگ ابو نصر فارابی است.
رباب كلمه ای است كه در سالهای اخیر به سازهایی كه با كمانه می نوازند اطلاق می شود ولی به احتمال قوی این ساز را هم مثل بربط و تنبور ابتدا با ناخن یا زخمه می نواختند و به تحقیق نمی توان گفت كه در چه تاریخی به صورت ساز آرشه ای در آمده است.


[Only registered and activated users can see links]


اجزاء تشکیل دهنده

رباب مجموعا از چهار قسمت شکم، سینه، دسته و سر تشکیل شده‌است، شکم در واقع جعبه‌ای به شکل خربزه‌است که بر سطح جلویی آن، پوست کشیده شده و خرکی کوتاه روی پوست قرار گرفته‌است. سینه نیز جعبه‌ای مثلث شکل است که سطح جلویی آن، تا اندازه‌ای گرده ماهی و از جنس چوب است. در سطح جانبی سینه (سطحی که هنگام نواختن در بالا قرار می‌گیرد)، هفت گوشی تبعیه شده که سیم‌های تقویت کننده صدای ساز به دور آنها پیچیده می‌شوند. بر سطح جانبی دیگر (سطح پائینی)، پنجره‌ای دایره‌ای شکل ساخته شده‌است. دسته ساز نسبتا کوتاه است و بر روی آن، حدود ده «دستان» بسته می‌شود و بالاخره در سر ساز، مانند، تار جعبه گوشی‌ها قرار گرفته و در سطوح بالائی و پائینی این جعبه هر یک سه گوشی تعبیه شده‌است، سطح جانبی جعبه گوشی‌ها کمی به طرف عقب ادامه یافته‌است.
تعداد سیم‌های رباب شش یا سه سیم جفتی است که سیم‌های جفت با یکدیگر همصوت کوک می‌شوند، سیمهای رباب در قدیم از روده ساخته می‌شده در حالیکه امروز آنها را از نخ نایلون می‌سازند و سیم بم روی نایلون روکشی فلزی دارد.


[Only registered and activated users can see links]


● در كشور های خاور میانه نزدیك هفت نوع رباب مختلف وجود داشته است :
۱) رباب با كاسه مربعی شكل
۲) رباب با كاسه استوانه ای
۳) رباب با كاسه كشتی یا كشكول
۴) رباب با كاسه گلابی شكل
۵) رباب با كاسه كروی شبیه به كمانچه كنونی ایران
۶) رباب با كاسه ای شبیه سه تار یا تنبور كنونی
۷) رباب با كاسه ای بیضی شكل

رباب فعلی كه در جنوب شرقی ایران باقی مانده از دسته آلات زهی مضرابی است كه دارای ۱۸ سیم است. سیم ها در انتها به یك دكمه متصل شده و پس از عبور از خرك موازی هم در امتداد دسته ساز به گوشیها متصل میشوند . این ساز دارای جعبه بزرگتر پوست كشیده شده است و روی آن خرك قرار دارد كه سیم های اصلی و فرعی از روی آن عبور میكنند . دسته ساز از چوب است و در روی آن سه یا چهار پرده از زه قرار دارد.

در روی دسته كه تعدادی روی جعبه دوم قرار گرفته سوراخهای زیادی به شكلهای مختلف كنده شده است . این جعبه فقط برای اضافه كردن طنین بیشتر ساز است . رباب دارای ۶ سیم زه ای اصلی است كه به گوش ها متصل است و اضافه بر این ۱۲ سیم فلزی فرعی دارد كه برای كمك به طنین صدای اصلی است و این سیمها به وسیله ۱۲ خرك كوچك عاجی به گوشیها كه به بدنه ساز نصب شده متصلند . برای نواختن ساز را روی زانو قرار میدهند و با مضرابی كه به شكل مثلث است بر سیم ها ضربه وارد میكنند.


هوشیار زمن فسانه ناید
مانند رباب بی كمانه


«مولوی»



افغان ها به ساز ساده رباب، قیچك می گویند. رباب واژه ای ایرانی است كه به تعداد زیادی از ساز های متفاوت زهی می گویند. در پاكستان و شمال هند در گذشته حداقل به ۲ نوع ساز عود مانند رباب می گفته اند كه یكی از آن دو در حال حاضر در افغانستان هنوز به همین نام متداول است.


وسعت ساز (متداول امروزی در ایران) به ترتیب زیر است:



[Only registered and activated users can see links]

ARASH_NAZARI
25-09-2010, 14:12
قانون یکی از قدیمی ترین سازهای ایرانی است که توانایی بیان گوشه‌های موسیقی ایرانی را دارد ولی متأسفانه مدت مدیدی است که در سرزمین ما ناشناخته مانده، در حالی که در کشورهای همجوار سالهاست که ازاین ساز استفاده شده‌است.
تقریبا از نیم قرن پیش تا کنون، موسیقی دانان ایرانی به اجرای این ساز روی آورده‌اند، اما با وجود اینکه زمینه کار اینان بر نغمه‌های موسیقی ایرانی مبتنی بوده‌است، به دلیل تقلید ناآگاهانه از روش و سبک نوازندگی موسیقی عربی، این پندار اشتباه به وجود آمده که ساز قانون عربی است و آن را باید به شیوه عربی نواخت، حال آنکه این سبک در قانون نوازی، علاقه مند به موسیقی ایرانی را فرسنگها از شناخت اصول و ظرایف این ساز که کاملا با موسیقی ایرانی منطبق است، دور می‌سازد. از آنجا که نوازندگی بر روی هر ساز و بیرون کشیدن «نغمه»‌های گوناگون از آن، گذشته از توانایی و مهارت نوازنده، بستگی به امکانات و موانعی دارد که در خود ساز و ساختمان آن نهاده شده‌است، اینک باید اندیشید در ساز قانون که قرنها خارج سرزمین ایران، در کشورهای عربی زبان، ترک زبان و ارمنی زبان، بیرون از مسیر موسیقی ایرانی به رشد و تکامل خود ادامه داده و «بیانی» غیر ایرانی یافته‌است، آیا می‌توان آن را به سازی با بیان موسیقی ایرانی و با امکاناتی ویژه اصول و ظرایف این موسیقی، و با همان پرده بندیهای مخصوص آن تبدیل نمود ؟این تبدیل البته غیر ممکن نیست، هر چند که موسیقی دانان، یعنی آن گروه از نوازندگان پنجاه ساله اخیر، که به معرفی این ساز و اجرای آن دست یازیده‌اند، متاسفانه به فکر این تبدیل نبوده و قانون را کماکان به همان شیوه عربی اجرا کرده‌اند و جای بسی تاسف است که برخی از نوازندگان پیش گفته، حتی همان شیوه اجرایی را در تعلیم به شاگردان خویش به کار گرفته‌اند، در نتیجه اصالت راستین و نخستین آن به مرور از میان رفته ولحنی غیر ایرانی از اجرای ساز قانون انتظار می‌رود. حال آنکه می‌توان با احساس مسئولیتی لازم شیوه نوازندگی این ساز را بر پایه نیاز موسیقی ایرانی منطبق کرد و بر این زمینه به آموزش و فراگیری این ساز پرداخت و شیوه‌های متداول در کشورهای همسایه را به کلی فراموش کرد. قانونهای فعلی موجود در ایران که بر اساس پرده بندیهای خاص خود از کشورهای دیگر به سرزمین ما وارد شده و یا از روی همان الگوها در ایران ساخته شده‌اند، هیچیک جوابگوی موسیقی ایرانی نیستند. این توضیحات، از یک سو ظرایف موسیقی ما را به سادگی در اختیار نوازندگان و نو آموزان می‌گذارد تا به یاری آنها بتوانند قانونهای موجود را که خارج از پرده بندی ایرانی است، از راه کوک و تغییرات جزئی، با پرده بندی این مجموعه تطبیق دهند و از سوی دیگر خود پیشنهادی همه جانبه‌است برای سازندگان ساز قانون که از این پس، این نکات را در نظر داشته باشند، ضمنا یادآوری این نکته نیز لازم می‌نماید که با پرده بندی پیشنهاد شده و امکاناتی که این ساز می‌تواند در اختیار نوازنده بگذارد، نه تنها می‌توان هر قطعه موسیقی ایرانی را در همه مقامها و دستگاهها به اجرا در آورد، بلکه توان اجرای اغلب قطعات نوشته شده برای سازهای دیگر اعم از ایرانی یا غربی را نیز خواهیم داشت.
کلمه «قانون» (و در زبانهای اروپائی :kanon-kanun-kanon)، مفاهیمی گوناگون دارد که در پایین به مهم ترین آنها اشاره می‌شود:
canon قانون و قاعده‌ای که به ویژه بر حسب احکام شرعی کلیسای مسیحیت و منابع انجیلی وضع شده باشد.
canon آثار نبوغ آمیز و برجسته یک خلاق هنری
کانن شکلی از یک قطعه موسیقی، ساخته شده تحت قواعد پیچیده‌ای که یک بخش ملودی بتواند پس از پاسی از زمان، به فاصله همصدا، اکتاو، یا فاصله‌های جز آن، توسط بخش‌های دیگر تقلید شود.
در موسیقی یونان قدیم، kanon نام مونوکورد است و اینک برای نشان دادن «قانون»‌های فیزیک صوت در آزمایشگاه‌ها مورد استفاده قرار می‌گیرد.
یک «پسالتری» (psaltery) نوعی ساز که توسط اروپاییها از شرق گرفته شده و مشتق از کلمه «قانون» (qanun) عربی است. این کلمه و نه الزاماً ساز از ریشه kanon یونانی آمده‌است. در حجاری ستونهای کلیسای جامع سانتیاگو، می‌توان ساز canon,mezzo canon قانون متوسط را مشاهده کرد.
(qanun) Kanun نام عربی برای سازی شبیه به پسالتری به شکل ذوزنقه و با تعداد زیادی سیم است (۶۴ سیم در قرن ۱۴). این کلمه در یونان قدیم (به این شکل Kanon) به معنای مونو کورد به کار می‌رفته و آن دستگاهی است که در آزمایشگاه صوت شناسی مورد استفاده قرار می‌گرفته‌است. نام قانون در اوایل قرن دهم میلادی در کتاب شبهای عرب آمده‌است.م این ساز بعداً به اروپا برده شد (احتمالاً در قرن یازدهم).

تاریخچه ساز قانون و مخترع آن
عده‌ای معتقدند که مخترع این ساز فارابی است و برخی دیگر می‌گویند منشاء آن خراسان بوده و در قرن سیزدهم (میلادی) در موصل پیدا شده، هر چند هیچیک از این نظردهندگان دلیل بر ادعای خود ندارند. واقعیت این است که در فرهنگ کلاسیک شرق، ردی از سازهای خانوادة سیتار پیدا نشده و سرمنشاء قانون نیز، مانند سرچشمة بسیاری از سازهای دیگر، تاریک مانده‌است. آنچه بیشتر محتمل می‌رسد اینکه قانون از سرزمینهای شرق نزدیک، , به اروپا رسیده و در کشورهای اروپایی با مکانیزه کردن آن، بزرگ‌ترین ساز کلاویه‌دار سیمی را ساخته و پرداخته‌اند…
قانون را باید سازی از اوایل اسلام دانست. نام ساز از واژة یونانی Kanon گرفته شده، که در آن زبان به مفهومم «قانون، قاعده» مصطلح است. ترک‌ها، زمانی چند این ساز را فراموش کرده بودند، اما از زمان محمود دوم (۱۸۹۹-۱۸۰۸)، عمر افندی، آن را از شام به ترکیه آورد و به سرعت میان مردم رواج یافت.
سیمون ژارژی می‌نویسد:کلمة «قانون» از نظر لغوی در زبان عربی، به معنای «قاعده» است ولی از نظر موسیقی، نام سازی است متعلق به خانوادة قدیمی سیتار (Cythare)، که در قرون وسطا تحت عنوان Canon یا miocanon به اروپا آورده شد، این ساز دارای یک جعبة چوبی به شکل ذوزنقه‌است که به وسیلة دو انگشت سبابه و دو مضراب (که میان حلقه‌ای که به انگشت کرده‌اند و خود انگشت قرار می‌گیرند) نواخته می‌شود.
برای نواختن ساز، آن را باید روی زانوها، یا روی میز قرار داد.سیمهای ساز، به تعداد ۷۲=۳×۲۴، به فواصل دیاتونیک کوک می‌شوند، برای تامین تغییرهای کوچک کافی است جهت «کلید»های کوچکی را که برای هر صدا پس از گوشی کوک تعبیه شده، تغییر دهیم. قانون به مثابة همراهی کنندة آواز کمتر به کار می‌رود، ولی در شرکت با ارکستر، به همان خوبی عود صدا دهندگی دارد.فارابی این ساز را هزار سال پیش، به صورت ۴۵ سیمی اختراع و در کتاب خود «الموسیقی الکبیر» بیان کرده‌است. صفی الدین آن را «نزهه» نامیده‌است. امروزه در سراسر آفریقا و آسیا، ساز قانون از زدة سازهای سنتی و هنری اعراب به شمار می‌رود. قانون معمولاً توسط مردان (و استثنائاً به وسیلة زنان) اجرا می‌شود. تکنواز (سولیست) قانون، هر گاه با ارکستر همراهی می‌شود، در ردیف اول نوازندگان می‌نیشند و اگر در نقش همراهی با تکسرا اجرا کند، روبروی او قرار می‌گیرد که در این حالت نقش رهبر تکسرا را ایفا می‌کند.
قانون سازان مصری را می‌توان از صدها سال پیش، یکی از بهترین سازندگان آن معرفی کرد.از لحاظ دسته بندی سازها قانون جزء سازهای زهی مترابی از آلات (ذرات الاوتار مطلق است و تعداد سیمهای آن در مجموع، از ۶۳ تا ۸۴ متغیر، م و قانون معمول در ترکیه دارای ۷۲ سیم است. سیمها از رودة گوسفند یا نوعی نایلون ساخته شده، که به دور گوشیهایی که وضع ستونی دارند، پیچیده می‌شوند.م وسیلة نواختن، مضرابی است که توسط انگشتانه به انگشت سبابه می‌کنند. هر سه سیم قانون هم صدا کوک شده و یک صوت از آنها بر می‌آید، از این رو از قانون ۷۲ سیمی، تنها می‌توان ۲۴ صوت به دست آورد. قانون مصری ۷۸ سیمی و ۲۶ صوتی است.
سطح فوقانی قانون متشکل از پوششی چوبی، به شکل ذوزنقه‌است که سمنت راست نوازنده، قسمتی کم و بیش باریک آزاد است که به پنج خانة چهار گوش (طی ارتفاع ساز) تقسیم شده، روی آن پوست می‌کشند. ضلع سمت راست (به طول تقریبی ۴۰ سانتیمتر) قائم به هر دو مبلغ موازی پیش گفته‌است و ضلع سمت چپ اضلاع موازی را به طور مورب قطع می‌کند. گاه چهار تکة جداگانه یا یک تکه، روی پوست خرک نصب می‌شود که به پنج پایه در زیر پوست تکیه می‌کند. در طرف چپ نوازنده ۲۶ گوشی سه تایی به طور عمودی، و ۱۵۶ کلید تغییر دهندة کوچک مسی، یا از فلزی دیگر، قرار دارند به این ترتیب، بر روی هر سه سیم هم صدا، ۱۶ کلید، در محلی که سیمها به گوشیها می‌رسند، مورد استفاده قرار می‌گیرد. با این کلیدها صدای ساز در هر سه سیم جداگانه، اندکی به دلخواه زیر و بم می‌شود، اما تنظیم کوک به وسیلة گوشیها صورت می‌گیرد. هر گاه نوازنده بخواهد در مقامی دیگر بنوازد، با دست چپ کلیدها را بالا یا پایین می‌برد و در همین حال با دست راست روی سیمها می‌نوازد.
نوازندة قانون در حالیکه روی صندلی نشسته‌است، ساز را در هنگام نوازندگی روی زانوی خود می‌گذارد (تا ۵۰ سال پیش، ساز خیلی پایین‌تر از بدن نوازنده قرار می‌گرفت).
نوازنده دو دست خود را به فاصلة یک اکتاوروی ساز می‌گذارد و دست چپ اندکی دیرتر از دست راست به سیم زخمه می‌زند، در این حالت صوتی دو صدایی، و همنام به فاصلة اکتاو از ساز شنیده می‌شود.


[Only registered and activated users can see links]سایز این عکس تغییر یافته است. برای دیدن سایز اصلی اینجا کلیک کنید. سایز اصلی عکس 500x266.[Only registered and activated users can see links]

اجزای تشکیل دهندة ساز قانون
جعبة ذوزنقه شکل ساخته شده از چوب
پرده گردان: کلیدهای کوچک و متحرک که در سمت چپ ساز بعد از شیطانک نصب شده و باعث تغییر صدا می‌شود.
شیطانک
محل گرة سیمها
سیمها (هر سه سیم با یکدیگر همصدا کوک می‌شوند).
گوشی
خرک
پایة خرک
شبکه‌های صوتی
صفحة رو
صفحة زیر
ضلع کوچک
ضلع بزرگ
پوست
حلقه‌های مضراب
مضراب
کلید کوک

طریقه نشستن
برای نواختن قانون، آن را روی میزی که تا اندازه‌ای به طرف نوازنه شیب داشته و با وضع نشستن متناسب باشد قرار داده، نوازنده مقابل آن می‌نشیند به طوری که قاعدة بلند جعبه (که سیمهای ضخیم دارد) در پایین و نزدیک به نوازنده قرار گیرد. میز از صندلی نوازنده کمی بلندتر (و بهتر است زیر آن خالی) باشد، به طوری که در حالت نوازندگی اعضاء بدن به شکل زیر قرار گیرد:
ساعد با بازو یک زاویة قائمه تشکیل دهد.
پشت، کاملاً صاف باشد و به طرف جلو خم نشود.
آرنجها بیرون از بدن قرار نگیرد.
دستها روی سیمها تکیه نکند.
هر دو دست از شانه‌ها در حالت نواختن آزاد باشد. (به دست فشاری وارد نشود) گاه ممکن است بنا به ضرورت مجبور به قرار دادن قانون بر روی پا باشیم. در این شرایط یک پا را بر روی پای دیگر انداخته و ساز را روی پا قرار می‌دهیم. حتی می‌توان روی زمین (به اصطلاح عامیانه
چهار زانو) نشست و ساز را روی پاها قرار داد.

وسیله نواختن
عبارت است از دو حلقة فلزی که از جنس نقره، ورشو، برنج و… که به طور پهن و مدور (به اندازة بند دوم انگشت نشانه) ساخته شده باشد. مضرابهایی که داخل حلقه قرار می‌گیرد از شاخ گاو، گوزن، بز کوهی و… ساخته شده‌است. حلقه‌ها را در انگشت نشانه (بند دوم) قرار داده و مضراب را به طرف داخل دست، میان حلقه و انگشت جای می‌دهیم. اندازة مضراب ساخته شده باید از نوک انگشت نشانه کمی بلندتر باشد و از زیر بند دوم انگشت، پایین‌تر نیاید.
طریقه مضراب زدن: ابتدا روی یکی از سیمها به وسیلة دست راست یا چپ ضربه‌ای بزنید (موقع مضراب زدن انگشتهای نشانه باید از بند آخر خم شود) به طوری که وقتی مضراب سیم را لمس کرد صدایی که از آن برمی‌خیزد صاف و شفاف باشد و این در صورتی امکان پذیر است که هر سه سیم هم صدا در یک لحظه و هم زمان به صدا درآیند.
برای انتقال نیرو به مضراب در یادگیری مراحل اولیه، و هنگام مضراب زدن با دست راست و چپ باید انگشتی که مضراب در آن جای دارد انگشت شست را لمس کند. این علم برای قوی شدن انگشت و مضراب موثر است، که باید آن را در تمرینهای اولیه اموخت. در تمرینهای مربوط به مراحل بالاتر که اجرای ساز رفته رفته سریع‌تر شده و حالتهای گوناگون به آن داده می‌شود، دیگر نیازی به تماس انگشت نشانه با شست نیست. در هنگام ضمراب زدن انگشت شست زیر انگشت نشانه قرار می‌گیرد. سایر انگشتان (سه انگشت دیگر) نه باید جمع و نه باز باشد (به حالت برداشتن مدادی که به طور افقی در جایی قرار دارد).

طریقه اجرا
برای نواختن ساز قانون معمولاً دو طریقه به کاربرده می‌شود:
۱- دستها در طرفین: هنگام اجرای ساز، دست راست به موازات پوست قانون (در قسمتی که پوست به چوب می‌چسبد) و دست چپ در سمت چپ ساز به موازات پرده گردانها و به طور مایل حرکت کند. به این ترتیب دستها در طرفین ساز قرار می‌گیرند.

وسعت ساز قانون در کشورهای مختلف
ساز قانون در کشورهای مختلف (مانند مصر، ترکیه، ارمنستان و شوروی، ایران و…) به اندازه‌ها و با وسعت‌های متفاوت ساخته شده‌است و بدین جهت تعیین یک وسعت واحد برای ساز قانون مقدور نیست.
قانونهای (مصری) ۲۶ صدایی
قانونهای (ترکیه) ۲۴ و ۲۵ صدایی
قانونهای (ارمنی) ۲۲ صدایی
قانونهای (ایرانی) طبق پیشنهاد نگارنده ۲۷ صدایی

نام تعدادی از نوازندگان این ساز
متاسفانه این ساز طی سالهای دراز به دست باد سپرده شد، ولی می‌توان از نوازندگانی چون رحیم قانونی، جلال قانونی، مهدی مفتاح، سیمین آقارضی، ملیحه سعیدی و پریچهر خواجه نام برد. گفته‌ها و شنیده‌هایی دربارة ساز قانون چنین می‌نویسد: «و آن سازی است که کاسه و سطح آن مثلث بوده (تصویر ۱) و بر آن اکثر مباشران مفتول بندند و هر سه وتر را بر یک آهنگ سازند و طریقة اصطخاب آن و مجموع مطلقات چنان است که نغمات ملائمه ذی الکلی را به هشت نغمه تقسیم کنند هر دایره مناسب با نغمات و ابعاد آن دایره …»
هنری جورج فارمر چنین می‌نویسد: شکل پستالتریوم چهار گوش (تصویر ۲) نیز در همان کتاب خطی کشیده شده که شکل سازها در آن آمده‌است ساز «نزهه» دوبار بزرگ‌تر از سازی است که ذوزنقه شکل بوده و به نام «قانون» خوانده می‌شود. در حالی که ساز دومی قانون به فارابی نسبت داده شده، ساز اولی «نزهه» را بایستی از ابداعات صفی الدین عبدالمومن دانست.
تصویر ۳ پسالتریوم است. فارمر می‌گوید که این ساز را در سوریه «قانون» و در مصر «سنطیر» (Santir) می‌نامند و از این رهگذر آنها را از هم مشخص می‌سازد.هر گاه ساز ذوزنقه یا نزدیک به این شکل باشد، آن را سنطیر و اگر مستطی باشد، قانون می‌نامند. این ادعا البته با آنچه در زبان امروزی عربی و فارسی مشهود است در تناقض قرار می‌گیرد. فارمر به انتقاد می‌گوید که برخی سازندگان ساز، آن را از «نقره و طلا» می‌سازند و توصیه می‌کند که جعبه، به خاطر طنین آن، بهتر است از چوب ساخته شود. با آنکه رهنمودهای بالا مبنی بر این است که هر دو گونة پسالتریوم، در نواختن در سطح افقی قرار داده می‌شود، (تصویر ۳) جهت سیمها را عمودی نشان می‌دهد، که دست چپ نوازنده ساز را عمودی نگهداشته و با انگشتان دست راست بر سیمها زخمه می‌زند.
پسالتریوم چهار گوش «نزهه) بنظر مولف کنزالتحف «پس از چنگ، هیچ سازی شیرین‌تر از نزهه نیست.» وسیلة تقویت ارتعاشی آن به شکل چهار گوش دراز است. (تصویر ۴) مخترع آن را می‌توان صفی الدین عبدالمومن (فوت ۱۲۹۴ م-۶۷۳ه) نوازندة دربار آخرین خلیفة بغداد دانست. در ساختن آن از رودة گوسفند (زه) و چوب سر و استفاده شده روی دور ردیف خرک، ۸۱ سیم کشیده می‌شوند که از هر سه سیم یک صدا تولید می‌شده‌است و وسعت صدای ساز بنابراین ۲۷ صورت بوده و پسالتریوم ذوزنقه‌ای یا شبه ذوزنقه‌ای (قانون) طبق اطلاعات کنزالحف نصف مستطیل آن بوده‌است که ۶۴ سیم داشته‌است واین ساز در قسمت زیر، هر سه سیم یکصدا راحاصل می‌کرده. و در قسمت میانی (قسمت وسط ساز) سیمها دوتایی و در قسمت بم (پایین) تک سیمی بوده‌است. از آنجا که ساز، ذوزنقه‌ای شکل بوده (تصویر ۵) طبعاً سیمها در طول خود اختلاف داشته‌اند همانطوری که دبراه نزهه ذکر شده سیمها به گوشیها محکم می‌شوند. (تصایور ۴و۵ از کنزالتحف گرفته شده) فارمر می‌نویسد قانون، (پسالتریوم، هاکبرت Hackbrett) استناد داده شده به فارابی است اما او چیزی ذکر نکرده‌است. ابن حزم (Hazm) (فوت ۱۰۶۴) قانون را به عنوان رهبر سازها ذکر می‌کند.این ساز از ۶۴ سیم تشکیل شده که بیشتر سیمهای آن (هر سه سیم) یک صدا را حال می‌کند. این ساز بنام Canon از راه اسپانیا به تمام اروپا راه یافت.
قانون یکی از انواع یتار بوده، سازی است که ضلع سمت راست عمود بر دو قاعدة کوچک و بزرگ و ضلع چپ آن مایل به این دو قاعده‌است. سیمهای قانون، در طول ساز در جهت افقی قرار دارند و هر چه از نوازندة ساز دورتر شوند، کوتاهتر می‌گردند. خرک، سمت راست ساز، روی پوست قار رداده شده و وجود پوست زیر خرک صدای ساز را رساتر و روشنتر می‌سازد، هر صوت در این ساز به وسیلة سه سیم به صدا در می‌آید.
یکی از سازهایی که در ارمنستان طی قرنهای متوالی به تکامل رسیده، قانون است.
پیش از میلاد مسیح، سازی در ارمنستان وجود داشته که صوتی شبیه چنگ از آن برمی‌آمده. ولی برخلاف آن فاقد دسته بوده‌است. این ساز به ارمنی «کنار» - (Kunar) نامیده می‌شده (در ارمنستان همة سازهای هم خانوادة قانون را «کنار» می‌نامند).
پاستوس بوازند، مورخ ارمنی متعلق به قرن پنجم می‌نویسد: «در ضیافتها از ارکسترهایی، مرکب از سازهای «تنبور»، «لیر»، «عود»، «چنگ»، و «قانون» استفاده می‌کنند.»
هیسارلیان می‌نویسد: «نام این ساز از کلمة یونانی qanon گرفته شده. هر چند که یونان وطن قانون نبوده‌است». «گ. لوونیان»، در آغاز قرن حاضر از سازهای قانون و کنار نام می‌برد و از آن دو، تصاویری نیز ارائه می‌دهد. به استناد نظر او، قانون مستطیل شکل بوده، سیمهای آن سه به سه همصدا کوک می‌شده و در مجموع بیست و یک صوت وسعت داشته‌است. ولی کنار با ضلع سمت چپ خود، نسبت به دو قاعده مایل بوده، مجموع سیمهای آن ۳۹ است که سه ته سه تا همصدا بوده‌ اند.در این نقشها بعضی نی و برخی چنگ و عده‌ای سازی به شکل قانون می‌نوازند. شباهت ساز نزهه با قانون بسیار زیاد است. مولف کنزالتحف اختراع نزهه را به صفی الدین ارموی نسبت می‌دهد و راجع به قانون می‌گوید قطر جعبة صوتی کمی بیش از یک گره باید باشد و چوب آن را از تنة درخت مو انتخاب کنند. ضلع بلند جعبة ذوزنقه مانند قانون دو برابر ضلع کوتاه یا قاعدة فوقانی آن است و با لمس کردن این سیمها او تار مطلقه به صدا در می‌آیند و آن را با انگشت یا مضراب می‌نوازند و در تشریح ساختمان نزهه می‌گوید که از ترکیب چنگ و قانون درست شده، تنة ساز از چوب بید سرخ و شکل آن مربع کامل نبوده بلکه مربع مستطیل باشد. دو خرک روی صفحة ساز قرار دارد که ۸۱ تار بر آن طوری کشیده شده که هر سه تار آن با هم کوک می‌شوند. نام نزهه در «دره التاج» و «نفایس الفنون» نیز آمده‌است. کلمة قانون ممکن است از زبانی یونانی اقتباس شده باشد زیرا که اصل آن در زبان یونانی کانن است. در برهان قاطع نوشته شده‌است که قانون معرب کانون است و عربی نیست لیکن در عبی مستعمل است. سازی است تقریباً به شکل سنتور یا مضراب فلزی که مانند انگشتانه‌است و به انگشت سبابه می‌کنند و می‌نوازند. قانون از یک جعبة‌مجوف چوبی ساخته می‌شود که سطح قاعدة زیرین و زبرین آن ذوزنقه غیر منظم است. شکل واندازة آن در نواحی مختلف فرق می‌کند مانند قانون مصرفی، ترکیه و قانون بغدادی. معمولاً قانون مصری بزرگ و قانون ترکی کوچک‌تر است. هر قسمت از جعبة ساز نام خاصی دارد. برای خارج شدن ارتعاشات صوتی سه سوراخ که شکلهای متفاوت و از این نظر نامهای مختلفی دارد، ایجاد می‌کنند. در سطح فوقانی ضلع قائم سمت راست خرک بر روی پوستی که جنس آن از پوست اهو یا ماهی است قرار دارد. در طرف ضلع مورب بر حسب بزرگی و کوچکی قانون از ۲۱ تا ۲۹ ردیف سه تایی مجموعاً ۶۳ تا ۸۱ گوی دارد. طرف دیگر که ضلع ان عمود بر قاعده می‌باشد ۶۳ تا ۸۱ سوراخ ریز کوچک تعبیه شده‌است. زه‌ها (اوتار) از روی دو ردیف خرک از طرف راست به چپ می‌گذرد.

ARASH_NAZARI
25-09-2010, 14:14
تنبور

تنبور يكى از پرطرفدارترين و پرمخاطب ترين سازهاى موسيقى نواحى ايران است.جذابيت اين ساز، به دليل ماهيت اجراى مقام ها و جنبه عرفانى و معنوى به تدريج پارا از دايره ايران فراتر برده و در اروپا و آمريكا نيز، به اين ساز و اجراى آن توجه و رويكرد فراوان شده است.
ساز تنبور متعلق به موسيقى يارسان و حوزه اصلى رواج آن كرمانشاه و دو منطقه صحنه و گوران است.
موسيقى اجراشده به وسيله اين ساز شامل مقام هاى حقانى و كلام هاى مذهبى، مقام هاى باستانى و سرانجام مقام هاى مجلسى و مجازى است.
این ساز (تنبور) قديمي ترين ساز مضرابي و مقيد ايراني است كه با توجه به نقوش سنگي به جا مانده، حكايت از قدمتي چند هزار ساله دارد.



[Only registered and activated users can see links]سایز این عکس تغییر یافته است. برای دیدن سایز اصلی اینجا کلیک کنید. سایز اصلی عکس 600x370.[Only registered and activated users can see links]



نخستين مكتوب و مستند مربوط به آن، كتاب موسيقي الكبير ابونصر فارابي است. فيلسوف، دانشمند و موسيقيدان عصر سامانيان با دقتي تحسين برانگيز تمام زيروبم اين ساز را كاويده و در بخش سازشناسي كتابش، برايمان به يادگار نهاده است. او به ضرورت زمان خويش، كتاب را به زبان عربي نوشت تا سرانجام فرزندان خلفش پس از هزار سال به فارسي برگرداندند!

فارابي در موسيقي الكبير از دو نمونه تنبور مهم و رايج زمانه خويش نام مي برد. نخست تنبور بغدادي با كاسه اي كوچك و ديگر از تنبور خراساني ياد مي كند. امروزه تنبور خراساني با همان ويژگي هاي مكتوب فارابي يافت مي شود، چه از حيث ابعاد و اندازه ها و چه از نظر پرده بندي، اما تكليف تنبور بغدادي به درستي برايمان روشن نيست. شايد تنبور رايج در غرب ايران (كرمانشاه) با كاسه اي كوچكتر از نوع خراساني بازمانده همان تنبور بغداد باشد.

تنبور خراساني امروزه ديگر بدين نام خوانده نمي شود. بنابر ظاهر ساده و بي تكلفش، آن را دوتار مي نامند زيرا تنها از دو عدد تار (سيم) بهره مي برد. همچنين تنبور كرمانشاه را دوتار نمي خوانند. گويا به دليل تضاد اين عنوان با وضع موجود آن باشد.
تنبور امروز كرمانشاه داراي سه عدد تار (سيم) است. دوتار خراسان هم با دو گونه متفاوت هم اينك به حيات چند هزار ساله اش ادامه مي دهد. يكي نوع مربوط به شرق خراسان و به ويژه تربت جام كه ساده ترين دوتار ايران است يعني پرده هاي روي دسته ساز فقط نه عدد است. دوتار ديگر اين خطه متعلق به شمال خراسان با مركزيت قوچان، شيروان و بجنورد است.
در لغت نامه دهخدا در خصوص طنبار، طنبور و طنبوره و .... چنين آمده است:
طنبار معرب طنبور سازي است معروف.
طنبور يكي از آلات ذوات الاوتار است.

قسمتي از آن را شش تا گويند كه شش تار دارد و قسمتي ديگر را سه تا كه سه تار دارد. در قديم دو وتر بر آن بوده و امروز تا شش متر بر آن كنند

ساز ديگري در ايران بنام طنبور يا تنبور سابقه قديم دارد، اين ساز دو سيم داشته و مضرابي بوده كه با انگشتان دست راست نواخته مي شود، و هم اكنون در كردستان معمول است.شكل طنبور همه جا در نقاشي هاي قديم بخصوص در مينياتورها ديده مي شود و كاسه آن از چوب است و دهانه آن هم پوست ندارد، مثل سه تار ولي كاسه اش بزرگتر است به شكل يك نصفه خربزه.

تنبور داراي شكمي گلابي و دسته اي دراز است كه بر روي آن از 10 تا 15 پرده بسته مي شود. رويه جلويي شكم چوبي است. دسته اين ساز مانند سه تار، بر سر ساز متصل است و سر در حقيقت، ادامه دسته است كه بر روي سطوح جلويي و جانبي آن، هر يك دو گوشي كار گذارده شده كه سيم ها به دور آنها پيچيده مي شوند. سيمهاي تنبور 4 عدد و معمولاً به فاصله هاي مختلف كوك مي شده است. اين ساز معمولاً بدون مضراب و با انگشت نواخته مي شود.

چنانكه در تاريخ موسيقي ايراني نوشته شده در قديم سازي به نام تنبور وجود داشته و از آن انواع مختلفي ذكر كرده اند. مثلاً گفته شده كه فارابي تئوري دان مشهور موسيقي ايران، تنبور بغدادي و تنبور خراسان را دستان بندي كرده است.

قسمتی از گروه نوازی تنبور و دف:
[Only registered and activated users can see links] ([Only registered and activated users can see links])

Mohammad Aref
01-11-2010, 17:32
عود


[Only registered and activated users can see links]



شكم اين ساز بسيار بزرگ و گلابي شكل و دسته آن بسيار كوتاه است. به طوري كه قسمت اعظم طول سيمها در امتداد شكم قرار گرفته است. سطح رويي شكم از جنس چوب است كه برآن پنجره هايي مشبك ايجاد شده است. عود فاقد «دستان» و خرك ساز كوتاه و تا اندازه اي كشيده است. عود داراي ده سيم يا 5 سيم جفتي است. سيمهاي جفت با هم همصدا كوك مي شوند و بديهي است كه هر يك ازسيمهاي دهگانه، يك گوشي مخصوص به خود دارد؛ گوشي ها در دو طرف جعبه گوشي (سرساز) قرار گرفته اند. عود بم ترين ساز بين سازهاي زهي است؛ نت نويسي آن با كليد سل است كه صداي آن عملاً يك «اكتاو» بم تر از نت نوشته شده حاصل مي شود. سيم بم (سل پائين) معمولاً نقش «واخوان» دارد و گاه اين سيم جفت نيست. مضراب عود از پر مرغ (يا پر طاووس) تهيه شده است و گاه نيز نوازنده با مضراب ديگري ساز را مي نوازد. صداي عود كمي خفه، نرم و غم انگيز ولي نسبتاً قوي است. اين ساز نقش تكنواز و همنواز هر دو را به خوبي مي تواند ايفا كند. عود چنان كه گفته شده از اخلاف سازي قديمي به نام «بربط» است؛ از سوي ديگر ممكن است با نام عربي خود (العود) به اروپا راه يافته و در آنجا نام «لوت» گرفته باشد. عود سازي شهري است.

Mohammad Aref
03-11-2010, 20:20
دوتار


[Only registered and activated users can see links]



داراي شكمي گلابي شكل و دسته اي نسبتاً دراز است. تعداد 17 تا 20 دستان بر دسته آن بسته مي شود. برخي از دو تارهاي محلي در نواحي مختلف جنوب فاقد دستان است. سطح روي شكم چوبي است. تعداد سيم هاي آن چنانكه از نام ساز بر مي آيد 2 تا است كه به فاصله هاي مختلف كوك مي شوند. طول دسته حدود 60 و مجموعاً تمام ساز حدود يك متر است. وسعت صداي ساز از نت «دو» تا «سل» است، با تمام فواصل كروماتيك مخصوص موسيقي ايراني: دو تار غالباً با انگشت- يعني بدون مضراب- نواخته مي شود. اين ساز جنبه اي بيشتر محلي دارد و در نواحي جنوب كشور ما بسيار متداول است.

shadmehrbaz
17-11-2010, 20:44
نـــی

[Only registered and activated users can see links]

ني يکي از مهم ترين سازهاي فولکلوريک بوده که نمونه بارز آن ني نوازي چوپانان است. در بعضي از استان هاي ايران از جمله مازندران فلوت کوچکتري به جاي آن مورد استفاده قرار مي گيرد. ني جايگاه ويژه اي در موسيقي عارفان دارد. ني سمبل دمي است که روح آدمي را به اصل خدايي خويش بالا مي برد و مهم ترين اشعار عارفانه که همان مثنوي جلال الدين رومي است با موعظه ي گوش دادن به ني آغاز مي گردد .
بشنو از ني چون حکايت مي کند از جدايي ها شکايت مي کند
کز نيستان تا مرا ببريده اند از نفيرم مرد و زن ناليده اند ...
(تاريخچه ):
ساده ترين و شايد در عين حال قديمي ترين سازي که در موسيقي کلاسيک ايران به کار رفته است ني مي باشد. تاريخ اين فلوت عمودي شکل به دوره هاي قبل از تاريخ در آسياي مرکزي برمي گردد. ساکس هم در کتاب تاريخ سازهاي موسيقي صفحه ي 90 به يکي از اين فلوت ها در هزاره ي چهارم قبل از ميلاد روي تخته سنگ هاي هيراکون پوليس ( Hieracon polis) اشاره مي کند. سازهايي شبيه ني را مي توان در آسيا و خاورميانه پيدا نمود .
(نی در تعداد زیادی از رسالات و نسخ خط فارسی موسیقی تحت عناوین متفاوت ، مثل نای ، نای هفت بند ، نای عراقی ، شش نای ، نی و ... معرفی می شود.)
(ساختمان ( :
ني سازي است متشکل از يک لوله ي استوانه اي از جنس "ني" که سراسر طول آن از هفت " بند" و شش " گره" تشکيل شده است ( به اين دليل اين ساز را " ني هفت بند" نيز مي گويند)."ني" به قطرهاي متفاوت ( از 5/1 تا 3 سانتيمتر ) و طول هايي مختلف ( حدود 30 تا 70 سانتيمتر ) ساخته شده, در تمام آن ها, روي لوله , کمي در قسمت پايين 5 سوراخ در طرف جلو و يک سوراخ در قسمت عقب قرار گرفته, و در يک يا دو انتهاي" ني " روکشي برنجي با طول کوتاه لوله ي نئي را پوشانده است, و لبه ي لوله در قسمت دهاني آنقدر تيز است که مي تواند لاي دندان ها قرار گيرد .
(نحوه ي نواختن) :
موقع نوازندگی 5 سوراخ روی لوله ی صوتی از محل دمیدن به ترتیب زیر انگشت گذاری می شوند:
انگشتان دست راست:
سوراخ اول : انگشت دوم / سوراخ اول و دوم : انگشت میانه "سوم" / سوراخ دوم : انگشت سبابه .
انگشتان دست چپ:
سوراخ سوم : انگشت دوم / سوراخ چهارم : انگشت میانه / سوراخ پنجم : انگشت سبابه / سوراخ پشت لوله ی صوتی : شست یا انگشت کوچک
نوازنده ي ني آن را رو به پايين نگه مي دارد که از بالا در آن دميده مي شود. يک جنبه ي غريب اين ساز دو موقعيت دهان است .
براي نواختن رژيسترهاي ( منطقه) بم تر, نوازنده اين ساز را در يک طرف لب هاي تقريباً بسته قرار مي دهد. براي رژيسترهاي زيرتر آن را داخل دو دندان جلويي قرار مي دهد, که لب بالايي کاملاً آخر لبک را مي پوشاند. براي انطباق با اين عمل و بر اثر تمرينات زياد بين دندان هاي جلويي بالايي بيشتر نوازندگان ني, فضاي خالي وجود دارد .
خوب نواختن ني کاري بسيار دشوار است . توليد صداي خالص و بدون نفس زدن زياد به ندرت حاصل مي شود. از اين روست که شمار نوازندگان ني کم است. نوازندگان محلي با ابتکارهاي سنتي, تا اندازه اي از قطع شدن صداي ساز , هنگام تازه کردن نفس جلوگيري مي کنند. توضيح آنکه در حين نواختن ، هوا را از بيني به ريه و نيز به "لُپ " ها داخل کرده, ذخيره مي کنند و اين هوا را به تدريج وارد لوله مي فرستند .
(کوک و وسعت صدايي آن ):
ني را نمي توان کوک کرد, بدين نسبت نمي توان آن را با سازهاي ديگر منطبق کرد و از اين رو معمولاً در نقش تکنواز ظاهر مي شود .
گاه -اگر چه بسيار به ندرت- که بخواهند از صوت ني در همنوازي ارکستر استفاده کنند, ناگزير نوازنده ساز تعدادي ني را با کوک ها ) ميدان صدا )ي مختلف فراهم کرده و در دسترس خود مي گذارد تا در طي هم نوازي يا همراهي صداي خواننده به تناسب موقع از يکي از ني ها استفاده کند .
وسعت صداي ني حدود دو اکتاو و نيم است, ولي ميدان صدا ( با کوک ) در سازهاي مختلف متفاوت است .

[Only registered and activated users can see links]


(بزرگان ):
در زمره ي نوازندگان ني, نايب اسد الله به" خداوند ني" معروف است .
از جمله ساير نوازندگان متبحر ني سليمان اصفهاني است که حتي برخي او را بر نايب هم ترجيح داده اند. ديگر ني زن ها ابراهيم آقاباشي است که استاد نايب اسد الله و خواننده ي زبر دستي بوده است .
از اساتيد دوران معاصر استاد حسن کسائي حائز يادآوري است

پیرهاید
19-12-2010, 16:41
تار

[Only registered and activated users can see links]




شكل ظاهري _قسمت كاسه ( شكم ) خود به دو قسمت كوچك و بزرگ تقسيم شده كه


قسمت كوچكتر را « نقاره » مي گويند .


روي كاسه و نقاره تار پوست كشيده شده و خرك تار بر پوست كاسه تكيه كرده است .


قسمت نقاره در انتهاي بالائي ( گردن ) متصل شده است .


دسته تار بلند ( 45 تا 50 سانتي متر است ) و بر كناره هاي سطح جلوئي آن دو روكش


استخواني چسبانده اند . دور دسته دستان ها ( پرده هائي عمود بر طول آن با فواصل معين


بسته شده . قطر هر دستان در داصوات اصلي دستگاه هاي موسيقي ايراني كمي بيشتر از


اصوات گذرا و كم اهميت تراين موسيقي است . تعداد دستان ها امروزه 28 است .




[Only registered and activated users can see links] neck_original.jpg


جعبه گوشي (سر) در انتهاي بالائي دسته قرار گرفته و از هر طرف سه گوشي بر سطوح


جانبي جعبه جا گذاشته شده است .




[Only registered and activated users can see links] _original.jpg


تعداد سيم هاي تار شش عدد است كه از انتهاي تحتاني كاسه شروع شده است . از روي خرك


عبور مي كند ودر تمام طول دسته كشيده شده تا بالاخره به جعبه گوشي ها داخل و در آنجا به


دور گوشي ها پيچيده مي شوند . دو سيم زرد ( همصدا ) يك سيم سفيد نازك ( به نام زير ) و بالاخره


يك سيم زرد ( بم ) كه دوتاي آخري غالبا به فاصله اكتاو كوك مي سوند .


فاصله سيم هاي همصوت سفيد نسبت به سيم هاي زرد غالبا « چهارم » و سيم هاي سفيد نسبت به سيم بم


معمولا فاصله اكتاو يا هفتم را تشكيل مي دهند . ( به اين ترتيب اگر سيم هاي همصداي سفيد را « دو »


كوك كنيم سيم هاي زرد بايد غالبا « سل » و سيم بم « دو » يا « ر » كوك شوند ) .




[Only registered and activated users can see links]




البته مدلی دیگر از تار به نام بم تار نیز از همین خانواده است
البته تغییراتی در ظاهر این ساز وجود دارد ، سه سیم خاصه بم (ابریشم پیج شده) - بدون پوسته و صدا مستقیما در کاسه (دل کوچ به دل بزرگ ) شارش می کند. این نوع تار در همنوازی هایی که نیاز به صدای بم برای جبران کاستی های هارمونیک قطعه است استفاده میشود . و در هیچ موردی به عنوان سل نوازی از آن استفاده نمی شود
موید باشید

پیرهاید
19-12-2010, 16:45
سیم سوم یا سیم مشتاق یا زنگ که دقیقا هم جنس و هم اندازهٔ سیم یکم است

این سیم در سه تار از دوران قاجار وارد شد و بنا به گواه تاریخ اولین بار توسط درویش مشتاق علیشاه استفاده گردید ، به همین دلیل به آن سیم مشتاق می گویند
نکته ای هم در مورد کاسه های سه تار ، کاسه های سه تار از دونوع دست کوچک و دست بزرگ استفاده میشود ، که نوع دست کوچک برای نوازندگانی که انگشتان نازک دارند استفاده میشود ( کودکان و بانوان ) نوع دست بزرگ هم بیشتر برای نوازندگان مرد مورد استفاده قرار میگیرد ، همچنین سه تار های کاسه خربزه ای برای نواخت های آکوردیک و یا گاها مقامی - تنبوری استفاده میشود(چون شره صدا را بیشتر نشان میدهد)
با تشکر

farid.wtpm
27-12-2010, 10:47
البته مدلی دیگر از تار به نام بم تار نیز از همین خانواده است
البته تغییراتی در ظاهر این ساز وجود دارد ، سه سیم خاصه بم (ابریشم پیج شده) - بدون پوسته و صدا مستقیما در کاسه (دل کوچ به دل بزرگ ) شارش می کند. این نوع تار در همنوازی هایی که نیاز به صدای بم برای جبران کاستی های هارمونیک قطعه است استفاده میشود . و در هیچ موردی به عنوان سل نوازی از آن استفاده نمی شود
موید باشید

البته استاد رضا ژاله تاری بنام مراژ(morazh) سالهاست که ساخته اند و ظاهرا به شکل یک ققنوس است و آقای خلیل موسوی(که در بهارستان مغازه دارند) از روی آن کپی برداری کرده اند.
این ساز بسیار چشم نواز زیبا و خوش صداست که جایگزین بم تار شده است.

شرمنده باز جسارت کردم و نظر دادم:ws36:

پیرهاید
27-12-2010, 14:07
البته استاد رضا ژاله تاری بنام مراژ(morazh) سالهاست که ساخته اند و ظاهرا به شکل یک ققنوس است و آقای خلیل موسوی(که در بهارستان مغازه دارند) از روی آن کپی برداری کرده اند.
این ساز بسیار چشم نواز زیبا و خوش صداست که جایگزین بم تار شده است.

شرمنده باز جسارت کردم و نظر دادم:ws36:
گمان کنم استاد شجریان هم ساغر را برای جایگزین بم تار ابداع کرده اند
اگر اشتباه نکنم


پ.ن: خواهش میکنم دوست گرامی

farid.wtpm
27-12-2010, 15:05
گمان کنم استاد شجریان هم ساغر را برای جایگزین بم تار ابداع کرده اند
اگر اشتباه نکنم


پ.ن: خواهش میکنم دوست گرامی

بله درست است اما مراژ زودتراز آن ساخته و كاربردى ترشده است
اگربنده هم اشتباه نكنم استاد ساغر را فقط خودشان استفاده كرده اند
نام اون ساز آرشه اى بم كه ٢سال پيش ساختند چى بود؟

پیرهاید
27-12-2010, 15:13
بله درست است اما مراژ زودتراز آن ساخته و كاربردى ترشده است
اگربنده هم اشتباه نكنم استاد ساغر را فقط خودشان استفاده كرده اند
نام اون ساز آرشه اى بم كه ٢سال پيش ساختند چى بود؟
صراحی بود
البته من مصاحبه استاد را دیدم ایشان گفته بود 5 الی 10 سالی بود که این سازها آماده بودن اما موقعیتش نبوده که ارائه شود
تا جایی هم که اطلاع دارم ، همایون آخرین آلبومش بهمراه استاد درخشان با تمامی این سازهاست( که در حال تهیه آن هستند)

ساغر:

[Only registered and activated users can see links]

صُراحی

[Only registered and activated users can see links]


شما که عود باز هستید این ساز هم جایگزین ساز عود هست "کرشمه"

[Only registered and activated users can see links]


استاد شجریان در کنار استاد درخشان و ساز ساغر

[Only registered and activated users can see links]


البته من کسنرت لندن استاد را مشاهده کردم (از تمامی سازها استفاده شد) نظرم شخصیم این بود کمبود صدای بم متوازن با زیر که در موسیقی ایرانی یک نقص است کاملا رفع شده بود

با تشکر

FrnzT
16-01-2011, 21:16
سلّانه



[Only registered and activated users can see links]





سلانه ساز زهی جدیدی است که در سال‌های اخیر سیامک افشاری با همکاری حسین علیزاده ساخته‌است.
سلانه، سازی است از خانواده تنبور با دسته بلند که براساس تصاویر تاریخی بازمانده از ایران باستان دارای سه سیم و سه گوشی بوده‌ است که از طریق اضافه کردن سیم‌های اصلی می‌توان به صداهای بم‌تری دست یافت.

سلانه متشکل از ۱۲ سیم که ۶ سیم جهت انگشت‌گذاری و ۶ سیم به منظور طنین صدا است. این ساز ترکیبی از بربط و سه‌تار است و به گفتهٔ سازنده، چون سلانه سلانه وارد موسیقی شده نام سلانه را به خود گرفته‌است.




[Only registered and activated users can see links]



سلانه نام سازي است غريب. نه آنکه نا آشنا باشد ولي جديد است.

كشف يا بهتر بگوييم اختراع آن مي‌تواند تحولي را در موسيقي اصيل ايراني و در ميان سازهاي زهي ايجاد کند.

به گزارش سرويس نگاهي به وبلاگ‌هاي خبرگزاري دانشجويان ايران (ايسنا)، در وبلاگ "تحرير" به نشاني [Only registered and activated users can see links] ([Only registered and activated users can see links]) در ادامه مي‌خوانيد: اين ساز با نام حسين عليزاده نوازنده‌ي تار و سه تار و همکار قبلي گروه محمدرضا شجريان شناخته شده است با اين حال زحمت ساخت آن را سيامک افشاري کشيده است.

سلانه کاسه‌اي به مانند عود دارد و دسته‌اي بمانند ساز تار. تعداد پرده هاي روي دسته‌ي ساز نيز همانند تار است. با اين وجود اين ساز صداي قريبي دارد. حسي عجيب در آن است. وقتي در سه گاه آن را مي‌شنويم ، حسي عجيب به ما دست مي دهد. حسي که شايد در بعضي مواقع قابل وصف نباشد.

اگر اشتباهي در کار نباشد فکر مي‌کنم تعداد سيم‌هاي ساز ‌٨ عدد باشد. آن را با زخمه مي نوازند و ...








سلانه – سيامک افشاري


سازهاي زهي مضرابي داراي کاسه ي طنين ، از لحاظ ساز شناسي ، غالبأ به دو رده ي اصلي دسته بلند و دسته کوتاه تقسيم مي شوند بربط و عود از نمونه هاي دسته کوتاه و تنبور و دوتار و سه تار از نمونه هاي دسته بلند سازهاي اين خانواده محسوب مي شوند. اين ساز ها بسيار قديمي اند آنچنان كه ردپاي آنها را تا ايران باستان مي توان جستجو كرد.

علاوه بر بربط كه ساز زهي مضرابي است و داراي كاسه طنين نسبتاً بزرگ ودسته اي كوچك است و يكي از ساز هاي باستاني و اصيل ايران محسوب مي شود و مي توان نام و تصويرش را از آثار بازمانده از دوران باستاني تاريخ ايران مشاهده كرد انواع مختلفي از سازهاي خانواده تنبور نيز در ايران از دوران باستان تا كنون رواج داشته اند.

ساز "سلاّنهِ" با الهام از تصاويري از يك نمونه ساز زهي مضرابي دسته بلند كه در اصل داراي سه سيم و سه گوشي بوده است در راستاي كنكاشي براي جستجوي صدايي گمشده ساخته شده است.

ساز مذكور (سلاّنهِ) همچنين در قرون 16 و 17 ميلادي در ايتاليا مقارن با دوران رنسانس تحت عناويني همچون "گلاسيكن" (Classikon) رواج داشته كه ظاهراً بر اساس نمونه هاي شرقي همين ساز(سلاّنهِ) شكل گرفته بوده است.

كوشش در جهت احياي چنين سازي به گونه اي كاملاً تجربي محملي شد. براي جامه عمل پوشاندن به اهداف، خواست ها و تاملاتي نظير :
۱) استفاده از واخوان ها جهت تقويت هارمونيك ها و حجم تنوع بخشيدن به رنگ آميزي صدا
2) امكان دست يابي به صدا هاي بم تر (از طريق اضافه كردن سيم هاي اصلي) به صورتي كه جنس و رنگ و حالت صداي ايراني بماند.

نكات قابل توجه در ساخت و طراحي فيزيك اين ساز عبارتند از :
1) تغيير تكيه گاه و محل عبور سيم ها و واخوان ها
2) استفاده از گوشي هاي واخوان ها در انتهاي كاسه
3) طراحي پنجه و غيره ...

كوشش در جهت نيل به اهداف فوق ساز "سلاّنه" را به با آورد.



سلانه – حسين عليزاده

آنچه که از موسيقي ايراني از قرن گذشته به صورت آثار صوتي باقي مانده در هيچ يک از آنان از سازهايي با وسعت و فرکانس‌هاي بم استفاده نشده است. حتي سازي مانند عود (بربط) که ريشه و اصل و نسب آن ايراني است در آثار ذکر شده مورد استفاده قرار نگرفته است.

استفاده از سازهاي سنتي در موسيقي دستگاهي (رديفي) در سال هاي متمادي چه در تکنوازي و چه در همنوازي ، رنگ و صداهاي يکنواختي را ايجاد کرده که حتي اگر آثاري جديد به وسيله‌ي اين سازها اجرا شود به علت رنگ‌ها و وسعت محدود آنها تکراري جلوه مي‌کند. جاي آن دارد با ريشه‌يابي از صداها و سازهاي قديم ايران (که بسياري از آنها منشا سازهاي ديگر کشورهاي جهان نيز هستند) سازهايي ساخته و يا احيا شوند که موسيقي ايراني را با رنگ و وسعت بيشتر غنا بخشيده تا راه براي ايجاد ذوق و ابتکار موسيقي دانان هموار شود. اين امر وظيفه‌ي مهمي بر دوش موسيقي‌دانان ، پژوهشگران و سازسازان قرار مي‌دهد که آينده‌اي پربار براي موسيقي اين سرزمين بيافرينند.
سيامک افشاري از آشنايان و علاقه مندان موسيقي و سازسازي که در هنر معماري تخصص دارد همواره در اين زمينه جست‌وجو گر و پر تلاش بوده است. حاصل اين تلاش ساز سلانه است. بديهي است سلانه تجربه‌اي است که نياز به طي مسير تکامل و تعمق و تامل بيشتري دارد.
چرا سلانه؟!
نام سلانه را سيامک افشاري انتخاب کرد. او معتقد بود که به خاطر دير رسيدن به اين ساز و يا سلانه سلانه رسيدن به آن ساختمان و صدا نام آن سلانه انتخاب شد.
پس از پايان کارهاي ساز او بزرگ روي ساز نوشته: سلانه براي ح. عليزاده ‌٢١/١٠/٨١

خبرگزاری ایسنا

FrnzT
16-01-2011, 21:17
حسین علیزاده – آلبوم سلانه
Hossein Alizadeh – Sallaneh

کوشش‌های حسین علیزاده برای بازسازی و احیای این ساز باستانی، و کاوش‌هایش در گوشه‌های فراموش شده موسیقی ایرانی به آلبومی به نام سلانه منجر شد. این آلبوم شامل بداهه‌نوازی‌های علیزاده با این ساز در دستگاه‌های بیات اصفهان، سه‌گاه، کرد بیات و افشاری است. این آلبوم در نزد اساتید فن و کارشناسان موسیقی واکنش‌های متفاوتی برانگیخت.


[Only registered and activated users can see links]






مهتاب (اصفهان )
پگاه ( سه گاه )
آفتاب ( بيات کرد )
شامگاه ( افشاري )




[Only registered and activated users can see links]




[Only registered and activated users can see links]




[Only registered and activated users can see links]




[Only registered and activated users can see links]




[Only registered and activated users can see links]




[Only registered and activated users can see links]

shadmehrbaz
05-03-2011, 15:22
بینجو

[Only registered and activated users can see links]

تاریخچه:
بینجو نیز خانواده ی سازهای زهی مضرابی است. اگرچه این ساز امروزه در تمام نواحی بلوچستان رواج دارد-اما یک ساز اصیل بلوچی نیست و از پاکستان به بلوچستان ایران مهاجرت کرده است.انواع مختلفی از این ساز در هندوستان و پاکستان رایج است.
● ویزگی های ظاهری و ساختاری:
سازی است با جعبه ی طنینی نسبتا کشیده و دراز.جعبه ی طنینی در مقطع سیم گیر-عرض بیشتری دارد و در قسمت دیگر و مقطع گوشی ها-دارای عرض کمتری است.بنابراین جعبه طنینی بینجو دارای دو ضلع جانبی متساوی و اضلاع بالایی و پایینی متفاوت(به ترتیب حدود ۲۴ و ۱۲ سانتی متر)و عمق نسبتا کم(در حدود ۵ تا ۶ سانتی متر)است.بر روی جعبه ی طنینی-صفحه ی چوبی قرار دارد و در قسمتی که محل نواختن مضراب است-سوراخی به شکل یا ایجاد شده است.وجود این سوراخ در ایجاد صدا و کیفیت طنین صدای بینجو اهمیت دارد.خرک در نقطه ی معینی که حدودا میان سیم گیر و سوراخ روی صفحه است بر روی صفحه ی ساز قرار می گیرد.بینجو ۶ وتر دارد.
وترها از یک طرف به سیم گیر و از طرف دیگر پس از عبور از خرک به دور گوشی های مربوط به خود پیچیده می شوند.بینجو دارای سه شیطانک است.شیطانک اصلی نزدیک به گوشی ها و در منتهی الیه پایه ی پرده ها قرار دارد.از روی این شیطانک دو وتر اصلی بینجو(وترهای وسط=وترهای سوم و چهارم)عبور می کند.دو شیطانک دیگر مربوط به وترهای جانبی(وترهای اول و ششم)است.هر کدام از این دو وتر یک شیطانک جداگانه دارند که شیطانک ها ی فرعی بینجو محسوب می شوند و هر یک شامل یک میخ فولادی است.هر کدام از این دو شیطانک فرعی دو وظیفه به عهده دارد:
۱)
کوتاه تر کردن طول وترهای اول و ششم برای تولید صداهای زیرتر
۲) ایجاد انحراف در مسیر حرکت این دووتر-برای دور کردن آن ها از وترهای میانی.
دو وتر دیگر بینجو(وترهای دوم و پنجم)فاقد شیطانک هستند.بنابراین همه ی وترها از یک طرف به سیم گیر واحد متصل اند و از روی خرکی واحد عبور می کنند.وترهای جانبی(اول و ششم)شیطانک های جداگانه و مستقلی دارند.وترهای میانی(سوم و چهارم)هر دو از روی شیطانک اصلی می گذرند.وترهای دوم و پنجم فاقد شیطانک هستند.
وترهای سوم و چهارم-وترهای اصلی هستند و پرده ها نیز با همین دو وتر تماس می یابند.سایر وترها واخوان هستند و با پرده های بینجو هیچ تماسی ندارند.
شیطانک اصلی بینجو(مربوط به وترهای سوم و چهارم)یک تیغه ی فلزی است که در منتهی الیه پایه ی پرده ها کار گذاشته شده است.روی صفحه ی بینجو و در طول آن یک تکه چوب نسبتا طویل به عنوان پایه برای پرده ها و شیطانک اصلی تعبیه شده است.این چوب در طول صفحه و در وسط آن و در حد فاصل سوراخ روی صفحه و گوشی ها با میخ به صفحه کوبیده شده است.روی این پایه ی طویل چوبی که در حکم دسته ی ساز است-شیارهای باریکی در فواصل معین ایجاد شده است و پرده ها و شیطانک اصلی در این شیارها جای می گیرند.
پرده های بینجو-تیغه های نازک فلزی هستند که تقریبا ارتفاع واحدی دارند.آخرین پرده که قدری از بقیه بلندتر است-همان شیطانک اصلی(برای وترهای سوم و چهارم )است.گوشی های شش گانه ی بینجو-مفتول های فولادی چهارگوشی هستند که به صورت تقریبا نیم دایره در کنار هم قرار گرفته اند.روی جعبه ی طنینی و در طول آن یک حفاظ چوبی وجود دارد که طول آن تقریبا برابر با طول پایه ی پرده ها است.دکمه ها یا شستی های بینجو در قسمت زیرین این حفاظ کار گذاشته شده اند.این حفاظ چوبی توسط سه پایه ی فلزی به ضلع های جانبی و عقبی جعبه ی طنینی متصل می شود.برای هر پرده یک دکمه یا شستی وجود دارد.
هر دکمه یا شستی یک قسمت گرد-محدب و دکمه مانند دارد که انگشتان دست چپ نوازنده روی آن قرار می گیرد.این قسمت دکمه مانند روی تیغه ای فلزی قرار دارد که این تیغه به منزله ی بازوی شستی است و توسط فنر در قسمت زیرین حفاظ چوبی متصل است.با فشار دکمه یا شستی –بازو(تیغه ی فلزی)با وترها برخورد می کند و آن ها را به یکی از پرده ها می چسباند.با برداشتن انگشت-تیغه و دکمه ی مربوط به آن توسط فنر به وضعیت اول باز می گردد. بنابراینه هر دکمه یا شستی بینجو شامل قسمت انگشتی-بازو یا تیغه ی فلزی و فنر انتهایی دست چپ نوازنده قرار می گیرد.وضعیت و ترتیب دکمه ها شبیه به وضعیت و ترتیب کلاویه های پیانو است.به این معنی که ردیف پایینی دکمه ها مربوط به صداهای دیاتونیک(معادل کلاویه های سفید پیانو)و ردیف بالایی دکمه ها مربوط به صداهای کروماتیک(معادل کلاویه های سیاه پیانو) است.
ترتیب دکمه ها ردیف بالا نیز مانند کلاویه های سیاه پیانو به صورت دوتایی و سه تایی است.دکمه های هر دو ردیف همه در یک سطح قرار دارند.در قسمت زیرین جعبه ی طنینی غالبا چند برآمدگی کوتاه چوبی وجود دارد که به عنوان پایه های کوتاه باعث می شود تا سطح زیرین جعبه ی طنینی-اندکی از زمین فاصله بگیرد.در قسمت جانبی وجلویی بینجو نیز معمولا دسته ای برای سهولت در حمل و نقل آن تعبیه شده است.روی صفحه ی چوبی بینجو و آن غالبا تزییناتی به صورت عکس یا نقاشی دیده می شود.در دو قسمت بالایی و پایینی صفحه ی چوبی بینجو بخاطر بالا بردن مقاومت صفحه و جلوگیری از آسیب دیدگی آن-دوصفحه ی چوبی نازک چسبانده می شود:
یکی در محل نواختن مضراب و دیگری در محلی که گوشی ها به صفحه ی ساز داخل می شوند.

تكنيك هاي اجرايي :
الف) تكنيك هاي اجرايي دست راست :
مضراب پلاستيكي بين انگشت شست و سبابه قرار ميگيرد و تأكيد نوازنده بيشتر روي وتر هاي سوم و چهارم است و بقيه ي وترها به صورت واخوان نواخته مي شوند .اين ساز تكنيكهاي دست راست زيادي ندارد و موارد زير تكنيكهاي مورد استفاده اند :
1- حركت رفت : درو كردن تمام وتر ها از بالا به پايين 2- حركت بازگشت : درو كردن تمام وترها از پايين به بالا 3- ريز 4- دراب : كه برخي نوازندگان استفاده ميكنند.

ب) تكنيكهاي اجرايي دست چپ :
استفاده از پنج انگشت براي فشردن دكمه ها.


نوازندگان نامي بينجو در منطقه ي بلوچستان :
بركت شكِّل زهي – مراد سميعي – درويش عبدالرئوف صاحب زاده .

shadmehrbaz
23-03-2011, 14:49
قيچك(سرود)

[Only registered and activated users can see links]


ساز قیچک با شکلی که امروزه در گروه های موسیقی شهری ایران به کار می رود، پیشینه ای تقریباً 50 ساله دارد. نخستین بار در کارگاه ساخت سازهای سنتی وزارت فرهنگ و هنر ایران توسط ابراهیم قنبری مهر با الگو برداری از یک ساز بومی بلوچستان صورت گرفت. قیچک از خانواده سازهای زهی آرشه ای است. نوع بومی اش که در بلوچستان سرود Sorud خوانده می شود، معمولاً دوازده سیم دارد. شش سیم نقش واخوان دارند و شش سیم دیگر در خدمت ملودی نوازی قرار می گیرند. سرود ساز اختصاصی بلوچ هاست و از طریق ایشان به اقوام همجوار سرایت کرده است. این ساز در فرهنگ بلوچی هم به صورت تکنوازی و هم گروه نوازی با تنبورک و دهلک نواخته می شود.
اما الگوی شهری سرود که امروزه در موسیقی شهری ایران کاربرد دارد، فاقد سیم های واخوان است و مانند ویولون و کمانچه فقط چهار سیم دارد و همانند کمانچه کوک می شوند. در واقع قیچک مورد استفاده در موسیقی شهری، نوعی کمانچه است که فقط شکل کاسه اش متفاوت ساخته می شود. کاسه طنینی قیچک همانند تار دو بخش است که بر روی دهانه کاسه کوچک آن، قطعه ای پوست بره یا بز می کشند و خرک بر روی آن قرار می گیرد. دهانه کاسه بزرگ تر، هیچ پوششی ندارد و بیشترین حجم صدای ساز هم از آن بیرون می آید.
امروزه نمونه های بم تر این ساز در موسیقی گروه نوازی و ارکستری ایران بیشتر مورد توجه اند. ساخت قیچک آلتو و قیچک باس با الگو برداری از خانواده ویولون صورت گرفته است. محدوده صدا دهی آن ها نیز دقیقاً با نظایر خود مانند ویولون آلتو و ویلنسل برابر است. شیوه نواختن نمونه های آلتو و به ویژه قیچک باس نیز همانند نواختن ویلنسل است.



قسمتهای اصلی قیچک عبارتند از:
۱. کاسه (چوب توت و گردو)
۲. دسته و سر پنجه (چوب توت و گردو)
۳. گریپ (آبنوس ، رز وود)
۴. خرک (چوب کبوده)
۵. گوشی ها(چوب گردو)
قیچکهای تولیدی دارای ۴ سیم اصلی و فاقد سیم های فرعی می باشند.
انواع قیچکهای تولید شده در کارگاه محمدی به شرح زیر است:
۱. سوپرانو(معادل ویلن ۴/۴)
۲. آلتو(معادل ویولا)
۳. باس (معادل ویلنسل)
نقشه زیر به انضمام جدول می تواند مقایسه ایی از اندازه های این سه سایز را نشان دهد



[Only registered and activated users can see links]


[Only registered and activated users can see links]




[Only registered and activated users can see links]












([Only registered and activated users can see links])

shadmehrbaz
14-04-2011, 22:02
سنتور


[Only registered and activated users can see links]

سنتور يکي از سازهاي اصيل ايراني است که ساخت آن را به فيلسوف عـاليقـدر و موسيقيدان بزرگ قرن چهارم، ابونصرفارابي نسبت داده اند . از طرفي ديگر، شواهد و علائم بجاي مانده از نقاشي ها و حکاکي هاي موجود از دوره هاي آشوري و بابلي، تصوير هايي را نشان مي دهد که در آن افراد ، آلاتي ذوزنقه شکل شبيه سنتور را که به وسيله طناب يا نخي که بدان متصل بوداز گردن آويخته و با آن مي نواختند.
اين ساز خوش صدا و قديمي در اکثر کشورهاي دنيا نيز استفاده مي شود . جاذبه صداي سنتور فوق العاده است و هـر شنونده ايي را تحت تأثير قرار مي دهد . سنتور بر خلاف شکل ساده داراي ساختمان پر رمز و راز و پيچيده ايي است . سادگي شکل سنتور باعث شده تا افراد زيادي به ساختن آن روي بياورند. در اين بين شخصي مي تواند موفق باشد و به صداي واقعي سنتور دست پيدا کند که به تاريخچه سنتور سازي توجه داشته باشد و از تجربه ها و ريشه هاي تاريخي آن استـفاده کند.



[Only registered and activated users can see links]

اجزا و سازمان کلي سنتور در شکل فوق نشان داده شده است


1- کلاف
سوراخ موجود در پايين کلاف براي انتقال صدا به بيرون و تسهيل حمل و نقل ايجاد مي شود
2- گوشي سنتور
3- سيم گير
4- صفحه روي سنتور
5- گل سنتور
گلهاي روي صفحه سنتور علاوه بر زيبايي سنتور ، جهت انتقال صدا به داخل بدنه و ايجاد رزونانس تعـبيه شده اند
6- شيطانک
دو قطعه چوب که در سمت راست و چپ صفحه سنتور نصب مي شوند
7- مفتول سيمي روي شطانک
مفتول فلزي به ضخامت 5/1 ميلي متر که بر روي شيطانک ها قرار مي گيرد و سيم ها در دو انتهاي صفحه با عـبوراز آنها به سيم گير ها و گوشي ها ختم مي شوند
8- خـرک
9- مفتول سيمي روي خرک
10- سيم هاي زرد
11- سيم هاي سفيد
12- سيم هاي سفيد پشت خرک
13- سيم هاي زرد پشت خرک
سيم هاي فوق قابل نواختن نمي باشند

براي آموختن جزئيات بيشتر از ساختمان سنتور ميتوانيد به اين تاپيك ([Only registered and activated users can see links])مراجعه كنيد.

shadmehrbaz
22-05-2011, 23:18
كمانچه

[Only registered and activated users can see links]


تاريخچه :
اولین نشانه‌های تاریخی در مورد کمانچه در کتاب موسیقی الکبیر اثر ابونصر فارابی در قرن چهارم هجری دیده شده‌است. او در این کتاب از کمانچه با نام عربی آن، رباب یاد می‌کند. کمانچه در دوران صفویه و قاجاریه جزو سازهای اصلی موسیقی ایران بوده‌است. نخستین صدای ضبط‌شده کمانچه به اوایل قرن بیستم میلادی بر می‌گردد.

شادرودان خالقى در كتاب سر گذشت موسيقى ايران كمانچه را تكامل يافته رباب مى نامد و مى گويد كه رباب اول دو سيم داشته و بعد ها يك سيم ديگر به آن اضافه شده و با كمانه به صدا در آمده و همان است كه ما امروز كمانچه مى‌گوئيم و در همين جا اضافه مى كند كه از دوره صفويه به بعد كمانچه يكى از اركان موسيقى ايران به شمار آمده است.


كمانچه در دوره قاجار:
مسئله انزواى كمانچه از اواخر دوره قاجار و بعد از آمدن ويولن به ايران شروع شد. بطورى‌ كه حسين خان اسماعيل زاده كمانچه نواز توانا و صاحب سبك در كمانچه به جوان هايى چون ركن الدين مختارى، ابوالحسن صبا،‌رضا محجوبى، حسين ياحقى، ابراهيم منصورى درس ويولن مى داد. از طرف ديگر به استثناى چند نفر از اساتيد شناخته شده و مورد احترام، كمانچه در دست كسانى بود كه از اين ساز صرفا به عنوان موسيقى رو حوضى و مطربى استفاده مى كردند كه اين نيز يكى ديگر از دلايلى‌ بود كه جوان ها از نواختن ساز كمانچه اكراه داشته و به ويولن روى آوردند. در نتيجه دوره فترت براى‌كمانچه آغاز گرديد.

كمانچه امروز:
خوشبختانه در دو دهه گذشته هنرمندان توانايى پيدا شدند كه توانستند ارزش هاى والاى اين ساز اصيل را درك كنند. و نقش ساز ود را در تكنوازى‌ و گروه نوازى چنان نشان دهند تا اينكه اين ساز به تدريج قدر و ارز و منلت خويش را به عنوان يكى از ساز هاى اصل مويقى اران زمين از يابد و تقبال نسل جوان از اين ساز شاهد اين ادعا و مايه اميدوارى است. امروز مى توان گفت كه كمانچه به عنوان اصلى ترين ساز كششى نقش خود را در موسيقى ايران باز يافته و به گواه اساتيد اهل فن، پيشرفت در نوازندگى اين سازغيرقابل تصور است.

ساختمان:
كمانى كه به آن كمانچه را مى وازند، كمانه نام دارد و همان است كه ويولن كلمه فرانسوى آرشه به معناى كمان كوچك جاى آن را گرفته است. قسمت اصلى كمانچه كاسه آن است كه به صورت هاى مختلف ساخته مى شود. كاسه كمانچه هنوز از نظر جنس چوب، اندازه ها و شكل يكسان و تثبيت شده نيست. از نظر شكل ظاهرى كاسه ها را به صورت كروى يا مخروط ناقص درست مى‌ كنند.

[Only registered and activated users can see links]

کمانچه های مخروط ناقص:
كاسه هايى كه به شكل مخروط ناقص هستند اكثرا پشت باز ساخته مى شوند. استفاده از اين كمانچه ها در قسمت هاى مركزى ايران به خصوص در لرستان متداول است. اين كمانچه ها صدايى پر قدرت و شفاف دارند و چون كاسه اى سبك دارند اجراى قطعاتى كه نياز به چرخيدن سريع كمانچه دارند بر روى اين كمانچه ها آسان تر است و اين امتيازى است براى اين نوع سازها. اين كمانچه ها اقلب سه سيم دارند ولى امروزه از چهار سيم هم استفاده مى شود. كمانچه هاى پشت باز معمولا از چوب توت و بصورت يك تكه ساخته مى شوند.

كمانچه هاي كروي :
كاسه هاى كروى به دو صورت يك تكه و تركه اى هستند. در كمانچه هاى تركه اى كاسه از به هم چسبيدن تركه هايى كه در روى قالب خم شده اند ساخته مى شود. ضخامت اين كاسه ها كم است و به همين دليل كاسه سبك است و چرخش كمانچه به سهولت صورت مى گيرد. كاسه هاى يك تكه از چوب هاى مختلف (معمولا از گردو) خراطى مى شوند. وزن كاسه از كاسه هاى تركه اى بيشتر و چرخش كمانچه تا حدى مشكل است. نوع ديگر از كمانچه نيز تقريبا كروى بوده و از چوب توت به صورت دو تكه ساخته مى شود. در مناطق مختلف ايران اندازه كاسه كمانچه متفاوت است. تركمن ها كمانچه را با كاسه هاى بسيار كوچك مى‌سازند و در مناطق ديگرى كاسه ها كوچك و غالبا از پوست نارگيل ساخته مى شوند. جنس دسته كمانچه از چوب گردو است. بر روى دهانه كمانچه پوست كشيده مى شود كه اين پوست معمولا از پوست دل گاو تهيه شده و گاهى هم از پوست آهو يا ديگر حيوانات استفاده مى شود. خرك بر روى پوست قرار مى گيرد و سيم ها با فشار، خرك را به پوست مى چسبانند.




آرشه:
آرشه كمانچه كه اسم اوليه اش كمانه بوده است از چوبى به بلندى شصت سانتى متر و موى دم اسب تشكيل شده است. موى آرشه كمانچه بر خلاف ساز هاى زهى غربى بر روى چوب محكم كشيده نمى شود بلكه نوازنده است كه به هنگام نوازندگى به تناسب احساس خود ميزان فشار را بر روى سيم تغيير مى دهد و آرشه طورى ساخته شده است كه فشار مو هاى‌ آن در حين اجرا قابل تغيير و در اختيار نوازنده مى باشد و هر جا بخواهد با شل و سفت كردن بند آرشه توسط انگشتان دست راست صداى قوى، ضعيف و يا ملايم را از ساز در مى آورد.


كمانچه مورد بي مهري:
كمانچه كه توانايى بسيار در بيان حالات و احساسات موسيقايى ما دارد، چنان مورد بى مهرى و بى توجهى قرار گرفت كه بسيارى از نوازندگان بلند آوازه آن به آموزش ويولن پرداختند. شادروان روح الله خالقى در كتاب سرگذشت موسيقى ايران نوشته اند: از آنجا كه ويولن سازى كوچك تر و از لحاظ خمل و نقل راحت تر و از جهت صورت ظاهر قشنگ ترى داشت،‌به تدريج جاى كمانچه را در ايران گرفت بطورى كه ديگر حالا كسى كمانچه نمى كشد. طبيعى است كه هميشه ساز كامل تر جاى ساز ناقص را مى‌ گيرد. چنانچه فلوت جاى نى را گرفته و ابوا به عوض سرنا نواخته مى شود. متاسقانه با اين شيوه نگرش كمانچه به عنوان سازى ناقص مورد بى مهرى قرار مى گيرد و از ساز هاى موسيقى ايران طرد مى شود.

shadmehrbaz
11-07-2011, 15:39
سُرنا

[Only registered and activated users can see links]


سُرنا به معنی بوق و با لغت "Horn" در انگلیسی از یک ریشه می‌باشند. در اصل در میان اقوامی که زبان هندواروپایی اولیه را صحبت می‌کردند این ساز به علت اینکه از شاخ حیوانات ساخته می‌شد به این اسم نامیده شده. شاهد دیگری که به این ادعا و مشابهت مهر تائید می‌زند نام ذوالقرنین، به معنی دارنده دو شاخ است. قَرن که مُعَرَّب کَرن است (که در اسم کَرنا مشاهده می‌شود) به معنی شاخ می‌باشد. البته سُرنای کنونی به مراتب از بوقهای شاخی اولیه پیشرفته تر است، ولی عضوی از خانواده سازهای بادی یا بوقی به شمار می‌آید.


[Only registered and activated users can see links]

اين ساز متشكل است ازيك لوله مخروطي شكل، كه درانتهاي بالائي آن «قميش» قرارمي گيرد. سرنا از دسته سازهاي «دوزبانه» است و به اين ترتيب«قميش» آن از دو تيغه متكي به هم تشكيل شده و انتهاي آن دو در حلقه اي مسطح محصورشده است.
در روي لوله، تعداد 6 تا 7 سوراخ تعبيه شده و نوازنده با گذاشتن و برداشتن انگشتان هر دو دست، اصوات حاصله را زير و بم مي كند.
وسعت صدا نيز در اين ساز كاملاً ثابت نيست و واضح است كه سرناهاي بزرگتر ميدان صدائي بم تر از سرناهاي كوچك دارند.
سرنا سازي نه تنها محلي بلكه قديمي است. در اشعار شعراي ايران به كرات نام «سرنا» يا «سورنا» يا «سورناي» آمده است.
در نواحي بختياري و دزفول سرناي كوچك معمول است. سرناي محلي معمولاً با دهل نواخته مي شود.

پیرهاید
13-07-2011, 18:45
سُرنا

[Only registered and activated users can see links]


سُرنا به معنی بوق و با لغت "horn" در انگلیسی از یک ریشه می‌باشند. در اصل در میان اقوامی که زبان هندواروپایی اولیه را صحبت می‌کردند این ساز به علت اینکه از شاخ حیوانات ساخته می‌شد به این اسم نامیده شده. شاهد دیگری که به این ادعا و مشابهت مهر تائید می‌زند نام ذوالقرنین، به معنی دارنده دو شاخ است. قَرن که مُعَرَّب کَرن است (که در اسم کَرنا مشاهده می‌شود) به معنی شاخ می‌باشد. البته سُرنای کنونی به مراتب از بوقهای شاخی اولیه پیشرفته تر است، ولی عضوی از خانواده سازهای بادی یا بوقی به شمار می‌آید.


[Only registered and activated users can see links]

اين ساز متشكل است ازيك لوله مخروطي شكل، كه درانتهاي بالائي آن «قميش» قرارمي گيرد. سرنا از دسته سازهاي «دوزبانه» است و به اين ترتيب«قميش» آن از دو تيغه متكي به هم تشكيل شده و انتهاي آن دو در حلقه اي مسطح محصورشده است.
در روي لوله، تعداد 6 تا 7 سوراخ تعبيه شده و نوازنده با گذاشتن و برداشتن انگشتان هر دو دست، اصوات حاصله را زير و بم مي كند.
وسعت صدا نيز در اين ساز كاملاً ثابت نيست و واضح است كه سرناهاي بزرگتر ميدان صدائي بم تر از سرناهاي كوچك دارند.
سرنا سازي نه تنها محلي بلكه قديمي است. در اشعار شعراي ايران به كرات نام «سرنا» يا «سورنا» يا «سورناي» آمده است.
در نواحي بختياري و دزفول سرناي كوچك معمول است. سرناي محلي معمولاً با دهل نواخته مي شود.





سرنا در جشن های آیینی قوم بختیاری جز سازهای پرکاربرد مقامی است
با سپاس از شما

shadmehrbaz
19-08-2011, 03:19
کُرنا

[Only registered and activated users can see links]


سازي است قديمي و تاريخي كه در استانهاي مختلف ايران به شكل هاي متفاوت ساخته و اجرا مي شود.
كرناي شمال: آن را اخيراً «درازناي» نام نهاده اند. لوله فاقد سوراخ است و به همين دليل حصول اصوات مختلف فقط به تغيير فشار هواي نفس آدمي ميسر مي گردد؛ در نتيجه تعداد اصوات آن بسيار محدود است. جنس آن ازني است و طول آن زياد و گاه تا 3 متر مي رسد. بر انتهاي تحتاني ساز«كدوي پرورش داده ي» خميده اي الصاق كرده اند. دهاني آن در واقع استوانه كوچكي است كه روي لوله محكم شده و يك سوي آن تراش خورده و از همين سو هوا وارد لوله مي شود.
كرناي مشهد: جنس لوله آن از فلز و در طول لوله، بر زمينه عقايد مذهبي سازندگان ساز سه عدد «قبه ي» تزئيني ساخته شده است. فاقد سوراخ و «سر ساز» است. دهاني آن در كرناي ساخت محل بسيار ساده ساخته شده و نواختن آن را بسيار مشكل مي كند. كرناي فارس: به مقياس بزرگتر عيناً شبيه به سرناي دزفولي و بختياري است و به همان تعداد سرنا (6 تا 7) روي لوله را سوراخ كرده اند. جنس آن نيمه بالائي از چوب است كه سوراخها در اين نيمه قرار گرفته و نيمه ديگر كه با سرعت بيشتري گشاده مي شود از فلزاست. كرناي فارس جديداً به دو اندازه مختلف ساخته شده است. اين كرنا سازي دو زبانه است. كرنا در تمام انواع خود سازي محلي است.
كرميل: نوعي ساز فلزي است و بسيار قديمي متعلق به دوره هاي قبل از اسلام بوده كه در قرون اخير متروك مانده است. از آنجا كه نوع ملي آن تا قبل از جشنهاي دو هزار و پانصد ساله اساساً وجود نداشته و در دسترس نبوده است.


[Only registered and activated users can see links]

shadmehrbaz
09-12-2011, 22:29
دوزله

[Only registered and activated users can see links]


سازی است از خانواده آلات موسیقی بادی . چنانکه از نامش پیداست ، دو استوانه است که به یکدیگر جفت یا متصل کرده اند و به همین سبب آن را جفته می نامند .

این ساز متشکل است از دو لوله ی مسی(وگاه نئی- یا از جنس پر((دال))یا استخوان قلم مرغان دیگر) که به توازی به هم الصاق شده یا بر هم بسته و محکم شده است.هر یک از لوله ها دارای قمیشی یک زبانه ای و مستقل از دیگری است.در طول هر لوله شش سوراخ تعبیه شده-به طوری که سوراخ ها همواره در کنار هم قرار می گیرند.انتهای تحتانی لوله ها-مانند تمام سازهای بادی که تا کنون دیده ایم باز است.دوزله به طول های مختلف ساخته می شود.(کوچک ترین آن-نوع ساخته شده در شهر به طول ۲۲ سانتی متر و قطر حدود ۲ سانتی متر است).

وسعت ساز حدود دو اکتاو است که-بسته به بزرگی و کوچکی ساز در میدان صدائی متفاوت قرار می گیرد.

دوزله-سازی است محلی و از انواع ((بادی های یک زبانه ای))است.در بعضی نقاط ایران-این ساز را ((جفته)) یا ((جفتی)) می نامند.
دارای اسامی مختلف از قبیل دونی، جفتی، جفته و قُمشه است. دونای دارای سابقه بسیار قدیمی است و فارابی این ساز را مزمارالمثنی یا مزدوج می نامد و بعضی از قدما آن را دو آهنگ می گفتند.
دوزله را در بیشتر نقاط ایران می نوازند و دارای دو قسمت است:
۱) زبانه‌ها
۲) لوله های صوتی
۱)زبانه‌ها
، که یک جفت هستند و جنسشان از نی است. این زبانه از نی باریکی ساخته می شود که قسمتی از روی آن را برش داده ، به طوری که از خود نی جدا نشود و آن را نازک می کنند و موقع نواختن، نوازنده آن را با آب دهان خیس می‌نماید. اندازه این دو زبانه حدوداً سه تا چهار سانتیمتر است. برای هم صدا بودن آن، قسمت نازک یا برشی را که قبلاً ذکر شده ، با انگشت از جا بلند می کنند تا وقتی که هم صدا گردند.
۲) لوله های صوتی
، که محل سوراخ‌هاست و از استخوان یا نی است (یا از جنس پر دال (پرنده ای از جنس و شبیه عقاب)) که به وسیله روده یا نخ یا نوارهای پلاستیکی یا زردپی گوسفند «کیسک» به هم متصل می شوند. روی این استوانه ها، پنج، شش، و یا هفت جفت سوراخ می باشد. طرز سوراخ کردن این ساز و کلاً سازهای بادی چوبی به این طریق است که میله ای به قطر سوراخ‌ها انتخاب می‌کنند و پس از داغ کردن آن به وسیله آتش ، آن را در محل‌های دلخواه و انتخاب شده فرو می برند.
طول دوزله را دقیقاً نمی توان تعیین نمود. چون در هر منطقه اندازه خاصی دارد و تعداد سوراخها نیز فرق می‌کند ولی حدوداً می توان گفت بین هیجده تا بیست و دو سانتیمتر است.
وسعت صدای این ساز تقریباً یک اکتاو است و در آنهایی که سوراخ بیشتری دارند، یک تا یک و نیم پرده بعدی را هم نوازندگان چیره دست و خبره می توانند اخذ نمایند.
این ساز جزو سازهای محلی محسوب می گردد و صدای آن شبیه به نی انبان، ولی درخشان تر و واضح‌تر از آن است و در مراسم جشن و سرور از آن استفاده می شود.


دانلود دونوازي دوزله و دهل
حجم فايل:901KB

لينك دانلود : [Only registered and activated users can see links]

([Only registered and activated users can see links])

felorans666
09-12-2011, 22:32
دوزله

[Only registered and activated users can see links]




سازی است از خانواده آلات موسیقی بادی . چنانکه از نامش پیداست ، دو استوانه است که به یکدیگر جفت یا متصل کرده اند و به همین سبب آن را جفته می نامند .

این ساز متشکل است از دو لوله ی مسی(وگاه نئی- یا از جنس پر((دال))یا استخوان قلم مرغان دیگر) که به توازی به هم الصاق شده یا بر هم بسته و محکم شده است.هر یک از لوله ها دارای قمیشی یک زبانه ای و مستقل از دیگری است.در طول هر لوله شش سوراخ تعبیه شده-به طوری که سوراخ ها همواره در کنار هم قرار می گیرند.انتهای تحتانی لوله ها-مانند تمام سازهای بادی که تا کنون دیده ایم باز است.دوزله به طول های مختلف ساخته می شود.(کوچک ترین آن-نوع ساخته شده در شهر به طول ۲۲ سانتی متر و قطر حدود ۲ سانتی متر است).

وسعت ساز حدود دو اکتاو است که-بسته به بزرگی و کوچکی ساز در میدان صدائی متفاوت قرار می گیرد.

دوزله-سازی است محلی و از انواع ((بادی های یک زبانه ای))است.در بعضی نقاط ایران-این ساز را ((جفته)) یا ((جفتی)) می نامند.
دارای اسامی مختلف از قبیل دونی، جفتی، جفته و قُمشه است. دونای دارای سابقه بسیار قدیمی است و فارابی این ساز را مزمارالمثنی یا مزدوج می نامد و بعضی از قدما آن را دو آهنگ می گفتند.
دوزله را در بیشتر نقاط ایران می نوازند و دارای دو قسمت است:
۱) زبانه‌ها
۲) لوله های صوتی
۱)زبانه‌ها
، که یک جفت هستند و جنسشان از نی است. این زبانه از نی باریکی ساخته می شود که قسمتی از روی آن را برش داده ، به طوری که از خود نی جدا نشود و آن را نازک می کنند و موقع نواختن، نوازنده آن را با آب دهان خیس می‌نماید. اندازه این دو زبانه حدوداً سه تا چهار سانتیمتر است. برای هم صدا بودن آن، قسمت نازک یا برشی را که قبلاً ذکر شده ، با انگشت از جا بلند می کنند تا وقتی که هم صدا گردند.
۲) لوله های صوتی
، که محل سوراخ‌هاست و از استخوان یا نی است (یا از جنس پر دال (پرنده ای از جنس و شبیه عقاب)) که به وسیله روده یا نخ یا نوارهای پلاستیکی یا زردپی گوسفند «کیسک» به هم متصل می شوند. روی این استوانه ها، پنج، شش، و یا هفت جفت سوراخ می باشد. طرز سوراخ کردن این ساز و کلاً سازهای بادی چوبی به این طریق است که میله ای به قطر سوراخ‌ها انتخاب می‌کنند و پس از داغ کردن آن به وسیله آتش ، آن را در محل‌های دلخواه و انتخاب شده فرو می برند.
طول دوزله را دقیقاً نمی توان تعیین نمود. چون در هر منطقه اندازه خاصی دارد و تعداد سوراخها نیز فرق می‌کند ولی حدوداً می توان گفت بین هیجده تا بیست و دو سانتیمتر است.
وسعت صدای این ساز تقریباً یک اکتاو است و در آنهایی که سوراخ بیشتری دارند، یک تا یک و نیم پرده بعدی را هم نوازندگان چیره دست و خبره می توانند اخذ نمایند.
این ساز جزو سازهای محلی محسوب می گردد و صدای آن شبیه به نی انبان، ولی درخشان تر و واضح‌تر از آن است و در مراسم جشن و سرور از آن استفاده می شود.


([Only registered and activated users can see links])






چیز جالبی ایست، شاید یکی برای خودمان خریدیم :ws37:

shadmehrbaz
15-02-2012, 20:14
نی انبان



[Only registered and activated users can see links]


نی انبان یا bag pipe یکی از قدیمیترین سازهایی است که در کشورهای زیادی آنرا به عنوان ساز اصیل می‌شناسند ولی شکل ظاهری آن مقداری با هم تفاوت دارد. در زمان‌های قدیم مردمی که از جایی به جای دیگر می‌رفتند، این ساز را نیز با خود جابه جا می‌کردند وبا تغییر دادن شکل ظاهری آن، آن ساز را در منطقهٔ جدید مورد استفاده قرار می‌دادند و پس از مدتی جز سازهای سنتی آن منطقه در می‌آمد.

این ساز کمی بزرگتر از دوزله معمولی (و گاه با هفت سوراخ) است که انتهای قمیش دار آن به کیسه ای به نام «انبان» الصاق و دقیقاً «هواگیری» شده است که از این نقطه الصاق هوا خارج و داخل نشود، در نزدیکی محل الصاق دوزله لوله دیگری به طول نامعین خارج شده (محل خروج این لوله نیز به دقت هواگیری شده) که نوازنده آن را به دهام می گذارد و از این طریق کیسه را پر باد می کند و در نتیجه فشاربازو آرنج بر روی کیسه که هنگام نواختن آن را زیر بغل گرفته است؛ هوا را به داخل لوله دوزله می فرستند و با انگشتان خود سوراخها را باز و بسته می کند.

نی انبان سازی بادی است که در ساده ترین شکل خود از قسمتهای زیر تشکیل شده است:
۱- Blow Pipe یا لوله دمیدنی : كه به آن مــمه نيز مي‌گويند، قطعه‌اي كوتاه از يك لوله است كه سر دوم آن در مشك قرار دارد و توسط يك تكه پلاستيك مهار شده است
۲- Chanter یا لوله صوتی : از دو ني ، دو پيكك (نوعي قميش)، موم و پنبه تشكيل شده است.
۳- Bag یا انبان یا مشک : خود مشك از پوست بز انتخاب مي‌شود كه معمولاً پس از زدودن موها از روي پوست و همين‌طور خارج كردن رطوبت اضافه، آن را در حنا مي‌گذارند و پس از خشك شدن آن را با روغن كنجد نرم مي‌كنند.


[Only registered and activated users can see links]


نی انبان از سازهاي ملوديك بوشهري میباشد كه در بوشهر نيز ساخته مي‌شود انواع مختلف اين ساز را انگليسي‌زبانها به Bag pipe مي‌شناسند. هرچند كه قدمت ني جفتي در شهر بوشهر از ني‌انبان بيشتر است، اما به جز مناطق و شهرهاي اطراف همچون دشتستان، در گذشته بوشهر نيز سابقه استفاده اين ساز نيز وجود داشته است. از جمله نوازندگان اين ساز مرحوم ميرغلوم بوده كه ساز او نيز 5 جفت سوراخ بيشتر نداشته با وجود اينكه به جز در تكنيك نوازندگي تفاوتهايي در حالتها، كششها، آريه‌ها و فواصل صوتي نيز وجود داشت رفته رفته ني‌انبان به جاي ني جفتي جايگزين شد و فرمهاي موسيقييايي ني جفتي نيز توسط ني‌انبان به اجرا درآمد. هرچند ني‌انبان در حال حاضر تقريباً به‌طور كامل جاي ني جفتي را گرفته ولي ني‌انبان در اطراف بوشهر سابقه‌اي ديرينه دارد؛ ازجمله مناطقي كه از گذشته‌هاي دور اين ساز را مي‌نواختند مي‌توان به برازجان اشاره داشت مردم اين ناحيه كه غالباً دامپرور و كشاورزند اين ساز را به گونه‌اي ديگر مي‌نوازند، مشك را بر دوش خود گذاشته و يكسره در آن مي‌دمند (همچون نوازندگي سرنا و يا ني جفتي).

نی انبان ابتدا در ایران (بوشهر) اختراع شد و سپس توسط رومی ها به اسکاتلند برده شد ، در شکل زیر اجزای تشکیل دهنده ی نوع اسکاتلندی این ساز را مشاهده میکنید.

[Only registered and activated users can see links]

shadmehrbaz
01-03-2012, 00:00
بالابان (نرمه نای ، دودوک)




[Only registered and activated users can see links]






بالابان نامي است که آذري ها به اين ساز اطلاق کرده اند در زبان ارمني، دودوک خوانده مي شود و در مناطق کردنشين ايران به نام نرمه ناي مي شناسند. اين تفاوت نام البته در صدادهي و شخصيت موسيقايي ساز هم خود را نشان مي دهد. يعني علي رغم شباهت ظاهري هر سه نوع، به راحتي مي توان نواي دودوک ارمني را با صداي بالابان آذري و نرمه ناي کردي تشخيص داد.




بالابان‌ ، ساز بادي‌ چوبى‌ دو زبانه‌ به‌ شكل‌ استوانه‌ و از خانوادة ناي‌ و سُرنا میباشد.
اختلاف‌ در اندازة تنه‌ و شمار سوراخهاي‌ بالابان‌ و بى‌زبانه‌ يا يك‌ زبانه‌ و دو زبانه‌ بودن‌ آن‌، اگر ناشى‌ از اشتباه‌ نويسندگان‌ در شناخت‌ بالابان‌ نباشد، به‌ تنوع‌ ساخت‌ و بزرگ‌ و كوچك‌ بودن‌ اين‌ ساز در حوزه‌هاي‌ جغرافيايى‌ - فرهنگى‌ گوناگون‌ و شيوه ساختن‌ آن‌ به‌ شكل‌ نى‌ يا سرنا مربوط مى‌شود .

به‌ طور كلى‌، ساختمان‌ اين‌ ساز از چند بخش‌ تشكيل‌ يافته‌ است‌:
نخست‌، تنه استوانه‌اي‌ يا لوله‌اي‌ شكل‌ ساز كه‌ آن‌ را از چوبى‌ سخت‌ مانند چوب‌ توت‌، گردو ، شمشاد يا خيزران‌ و به‌ طول‌ 30 تا 40 سانتى‌متر و قطر 5/1 سانتى‌متر مى‌سازند در روي لوله هفت سوراخ در جلو و يك سوراخ در عقب تعبيه شده است.
دوم‌، زبانه ساز كه‌ دو تيغه‌ يا دو لبه‌ و از نى‌ است‌ و از اين‌ رو به‌ نى‌ و قَميش‌ (يا قاميش‌، لفظى‌ تركى‌ به‌ معناي‌ نى‌) شهرت‌ دارد
سوم‌، پوكه فلزي‌ استوانه‌اي‌ شكل‌ كوچكى‌ كه‌ يك‌ سرش‌ با خَرَك‌ به‌ زبانه‌ و سر ديگرش‌ به‌ تنه ساز مى‌پيوندد .



پيشينه‌:
بنابر اسناد و مدارك‌ در دسترس‌، نوعى‌ ساز بادی از خانواده نى‌ و سرنا دست‌كم‌ از سده‌هاي‌ نخستين‌ دوره اسلامى‌ در ايران‌ شناخته‌ شده‌ بوده‌ و در ميان‌ مردم‌ بخشهايى‌ از اين‌ سرزمين‌ به‌ كار مى‌رفته‌ است‌.
در «لغت‌ آذربايجانى‌ - روسى‌»، بالابان‌ به‌ معناي‌ ساز بادي‌ نه‌ چندان‌ بزرگ‌ و شبيه‌ زُرنا (= سرنا) ، در دائرةالمعارف‌ موسيقى‌ تركى‌» بَلَبَن‌ يا ناي‌ِ بَلَبَن‌ با اشاره‌ به‌مطلب‌ جامع‌الالحان‌، نوشتةعبدالقادر مراغى‌ و «سازهاي‌ تركى‌» نوشتة فارمر، سازي‌ بادي‌ شبيه‌ زُرنا، و در «فرهنگ‌ موسيقى‌ تركى‌» بَلَبَن‌ ساز بادي‌ شبيه‌ ساز نيين‌ مِى‌ متداول‌ در ارزروم‌ ، تعريف‌ شده‌ است‌.

در فرهنگها و دائرةالمعارفهاي‌ روسى‌ واژه بالابان‌ به‌ معناي‌ سازی بادی زبانه‌دار معمول‌ ميان‌ اقوام‌ قفقاز شمالى‌ و ايرانيان‌ آمده‌ است‌ .
بالابان‌ به‌ عنوان‌ سازي‌ بادي‌ و بومى‌ در حوزه‌هاي‌ جغرافيايى‌ - فرهنگى‌ آذربايجان‌ شرقى‌، به‌ ويژه‌ تبريز، و كردستان‌ ايران‌ و برخى‌ جاهاي‌ ديگر به‌ كار مى‌رود و گروهى‌ از نوازندگان‌ اين‌ مناطق‌ بالابان‌ نوازند. در زبان‌ كردي‌ اين‌ ساز را «باله‌وان‌» ، و در شوشتري‌ نى‌ را «بَلَبون‌» (= بلبان‌) مى‌گويند .

بالابان‌ به‌ عنوان‌ سازي‌ بادي‌ و بومى‌ در حوزه‌هاي‌ جغرافيايى‌ - فرهنگى‌ آذربايجان‌ شرقى‌، به‌ ويژه‌ تبريز، و كردستان‌ ايران‌ و برخى‌ جاهاي‌ ديگر به‌ كار مى‌رود و گروهى‌ از نوازندگان‌ اين‌ مناطق‌ بالابان‌ نوازند. در زبان‌ كردي‌ اين‌ ساز را «باله‌وان‌» ، و در شوشتري‌ نى‌ را «بَلَبون‌» (= بلبان‌) مى‌گويند .

shadmehrbaz
14-03-2012, 20:38
شمشال

[Only registered and activated users can see links]


شِــمشال سازی است از خانوادهً آلات موسیقی بادی، از ردهً نای. نواختن این نی در کردستان ایران بسیار متداول است.
ساختمان آن تشکیل می شود از یک استوانهً فلزی که دارای شش سوراخ در رو و یک سوراخ در پشت است. این ساز از لحاظ نوع صدا و وسعت در زمره سازهای بم با طنین خاص خود است و بیشتر مورد استفاده در حوزه درویشان است. گاه اوقات در مراسم مذهبی نیز در تکیه ها از آن برای همراهی ذکر و یا مناقب خوانی استفاده می کنند.
شمشال از ني ساخته ميشود و در جا هايي كه به ني دسترسي ندارند از آلياژ برنج و ساير فلزات استفاده ميشود در گذشته نيز از استخوان بال عقاب ساخته ميشده است .

طرز ساختن : ابتدا چهل الي پنجاه سانت را بريده و داخل ان شير ريخته و بعد از جذب شير داخل آن را روي لانه مورچه اي گذاشته تا محتويات داخل آن را كاملا بخورند و پوسته ي بسيار سبك و نازكي از آن باقي بماند.براي زيبايي و استحكام ني تكه چوب تری از جنس آلبالوي وحشي را تهيه میکنند پوست انرا بصورت حلقه هايي به اندازه هايي مساوي در مياوردند و حلقه ها را به تناسب سليقه ي خود به فاصله ها مورد نظر بر ني سوار میکنند و بدين صورت شمشال را زیباسازی میکنند و استحكام ان چند برابر ميشد سپس از چهار سانتیمتر مانده به انتهاي ني به قطر نيم سانت تعداد6الي7 سوراخ به فاصله هاي 3 سانت از هم تعبيه ميکنند .

shadmehrbaz
28-03-2012, 22:07
تمبک زورخانه ای

[Only registered and activated users can see links]

تنبک زورخانه ای از گل پخته ساخته میشود و ارتفاع آن 45 سانت و قطر دهانه ی پوستی آن 48 سانت میباشد. در گذشته برای ساخت پوستی این ساز از پوست گوسفند یا اهو استفاده می کردند ولی امروزه از پوست بز بهره می جویند.تنبک زورخانه ای از عمده ترین ارکان ورزشهای باستانی به شمار رفته و قویترین عامل شور و هیجان ورزشکاران سنتی میباشد.در زورخانه مرشد با خواندن اشعار حماسی و تغزلی و عرفانی و همراهی آن با تنبک شور و هیجان خاص در ورزشکاران بر انگیخته و فضای زورخانه را لبریز از عطر معنویت میسازد.

تنبک زورخانه ای از بقیه تنبکها بزرگتر میباشد همچنین تنبک زورخانه در قیاس با سایر تنبک ها در اجرای موسیقی دستگاهی، دهانه باز تری دارد و نفیر آن نیز کوتاه تر و گلوی اتصال نفیر با بدنه اصلی ،تنگ تر است.

اهمیت تنبک در بین سازهای کوبه ای به آن جهت میباشد که ساختمان ان بگونه ای است که نوازنده از میدان وسیعی برای نوازندگی برخوردار میباشد.
امروزه تنبک سفالی زورخانه را بیشتر در کارگاههای سفالگری یزد ، همدان و اصفهان می سازند . ساخت تنبک سفالی زورخانه در این مناطق ،با فهرستی که از پهلوانان سرشناس ایران از سده هفتم هجری تا کنون وجود دارد ،قرابت مکانی پیدا کرده است ؛نام پهلوانانی همچون پهلوان فیله همدانی ؛سده هفتم هجری ، پهلوان نداقی عراقی اصفهانی؛ سده دهم ،پهلوان کبیر اصفهانی؛سده دوازده ،پهلوان عسگر یزدی ؛ سده سیزدهم ،پهلوان ابراهیم یزدی ، پهلوان علی میرزای همدانی و ... می تواند نشانی از رواج بیشتر سنت زورخانه در این مناطق باشد. 3
در مجموع مبنای اصلی تمام حرکات ورزشی در زورخانه ،از سرنوازی تا سنگ گرفتن ، شنا ،میل گرفتن ،میل بازی ، چرخ ، کباده و ... ریتم های اجرا شده توسط تنبک است.ریتم های رایج در اجرای ضرب زورخانه و در همزاهی با حرکات ورزشی عمدتا عبارتد از:4/2، 4/3، 4/4،4/6، 8/6 ،و...
از نوازندگان شاخص تنبک زورخانه ای میتوان به «فرامرز نجفی تهرانی» اشاره کرد.

shadmehrbaz
19-04-2012, 01:39
دهل

[Only registered and activated users can see links]



دُهُل نام یکی از سازهای کوبه ای ایرانی است. در متن‌های مختلف نام آن، داول، تاول و داوول آمده است. اين ساز متشكل است از استوانه ی كوتاهی از جنس چوب كه قطر دايره آن حدود يك متر و ارتفاع آن 25 تا 30 سانتيمتر است .

بر دو سطح دايره ای شكل دو طرف دهل پوستی از گاو یا گاومیش كشيده شده است. نوازنده، دهل را با ریسمانی که از شانه‌ها می‌گذرد به خود آویخته و با دو مضراب مختلف می‌نوازد . این دو مضراب عبارتند از یک چوب بزرگ به نام "چوگان" Chogan که شبیه به عصا میباشد و به پوست سمت راست ضربه وارد میکند و یک چوب کوچک به نام "ترکه" Tarkeh که به پوست سمت چپ ضربه وارد میکند ، چوگان جهت ايجاد صداهايی عميق با فركانس پايين (بم) به كار می رود در حالی‌كه ترکه صداهايی با فركانس بالاتر (زیر) را ايجاد می كند. گاهی به جای استفاده از چوگان و ترکه، دهل را با دست می نوازند ( به ویژه اگر اجرا در مکان سربسته باشد ) . دهل در هنگام نواختن در جلوي سينه و شكم نوازنده طوري قرار مي گيرد كه سطوح پوست دار در جوانب راست و چپ واقع شوند. صداي اين ساز ارتفاعي نامعين دارد.
دهل غالباً در کنار دو ساز سرنا و کرنا مورد استفاده قرار می گیرد. گونه ای از دهل های بزرگ تر در مناطق مرکزی ایران مانند یزد، اردکان و نایین ویژه آیین های سوگواری وجود دارند که بدون همراهی هیچ ساز ملودیک، مورد استفاده قرار می گیرند.

دهل در مناطق مختلف ایران دارای اندازه های متفاوتی است. بزرگ ترین نمونه های آن را در مناطق کویری یزد، نایین و کاشان می توان یافت که منحصراً در آیین مذهبی عاشورا مورد استفاده قرار می گیرند و برای مردمان آن منطقه مقدس اند. دهل های رایج در کردستان اندازه ای متوسط دارند و نمونه دهل بختیاری کوچک تر از آن است. در برخی مناطق مانند سیستان هم، کاسه دهل در مقایسه با سایر نقاط ایران عمق زیادی دارد.

shadmehrbaz
09-05-2012, 23:49
نقاره


[Only registered and activated users can see links]



ناقاره از دو طبل کاسه مانند درست شده که کاسه ی بزرگتر صدای «بم» و کاسه کوچکتر صدای «زیر» می‌دهد. کاسه‌های نقاره(ناقاره) را از مس یا سفال درست می‌کنند و روی آن پوست گاو و یا گوسفند می‌کشند. برای نواختن این ساز معمولاً آن رابر روی پایه‌ای مخصوص سوار می‌کنند، در مجالس خانگی یا مشابه، ساز را بر روی قطعه فرشی قرار می‌دهند و با دو ترکه‌ی نازک چوب بر روی آن می‌کوبند.

تاریخچه
نقاره در زمانهای قدیم، هم در مواقع جنگ به کار می‌رفت و هم در مواقع صلح، به این معنی که به هنگام نبرد یک ساز رزمی محرّک و شورآفرین بوده که آن را بر کوهان شتر می‌بستند و نقاره‌چی‌ها سوار بر شتر شده و در میدان جنگ می‌نواختند و در موقع صلح به عنوان یک ساز بزمی در سورها و میهمانی‌ها، بر گردن می‌آویختند یا در محل‌های معینی روی جایگاه قرار می‌دادند و می‌نواختند.
فضل بن روزبهان خنجی در کتاب مهمان‌نامه بخارا، در حالات محمدخان شیبانی، سلطان ماوراءالنهرکه مشهد و ناحیه طوس را تصرف کرده بود، می‎نویسد:
«سلطان تصمیم گرفت به زیارت امام رضا برود، از این رو، با اعیان لشکر خود و قاضیان و محتشمان عازم مشهد گردید. من با گروهی قبلاً به مشهد رفتیم و در آن جا مراسم استقبال را فراهم کردیم. بر فوق بارگاه حضرت، محلّی که نقاره نوبت حضرت امام می‎زنند، جماعت نقاره‎چیان اردوی همایون و نفیرچیان ایستاده، مترصّد آن که چون موکب همایون برسد نقاره بکوبند و نفیر نوازند....»
از این متن معلوم می‎شود که در قرن نهم و دهم، نقاره نواخته می‎شده و جایی هم در بلندی برای نقاره‎زن هااختصاص داشته‌است.
در روزگاران پیشین، استفاده از شیپور و نقاره در دربار شاهان معمول بود و هر بامداد و شبانگاه، در کاخ‎ها و قصرها و محل‎های اقامت حاکمان و امیران در شهرها و بیابان‎ها نقاره می‎زدند و مردم را احضار و یا مرخص می‎کردند و طبل نواختن و شیپور زدن، نشان حاکمیت و اقتدار شاهان به شمار می‎رفته‌است.[۱]
در ایران، نواختن طبل و نقاره، تا زمان قاجاریه ادامه داشت و حاکمان هم در مراکز استان‎ها به هنگام معینی از آن استفاده می‎کردند و در مناطق شرقی کشور حتی تا اوایل قرن حاضر نیز معمول بود.

انواع
نقاره ی شمال: از دو کاسه ی سفالین(یکی کمی کوچک تر از دیگری)تشکیل شده است.این ساز را معمولا با دو چوب و گاه بادست می نوازند و قطر دهانه ی کوچک ۱۶ و بزرگ ۲۲ سانتی متر است.
نقاره ی کردستان: تقریبا به شکل بالا ولی بزرگ تر است که آن را گاه به اسب می بندند و نوازنده ی سوار اسب آن را با دست می نوازد.

نقاره ی فارس: مانند دو تای قبلی جفتی است ولی بزرگ تر از آن ها و اختلاف زیادتری در اندازه های هر یک نسبت به دیگری(قطر دهانه شان ۲۳ ۳۷ سانتی متر است).شکل آن ها نیز((خمره ای))فشرده است.نقاره ی فارس برای ساختن نقاره های جدید زمینه و مدل قرار گرفته است.

shadmehrbaz
24-05-2012, 00:46
گورگه

[Only registered and activated users can see links]



شكل خارجي ساز شبيه به سطل يا گلدان و از جنس فلزاست. روي آن را پوست كشيده اند و در نوع شهري شده ساز آن را بر روي سه پايه هايي محكم كرده اند و ته «گلدان» بسته است.

گورگه بوسیله ی دو چوب نواخته میشود . اين ساز اگر چه سازي محلي است اما اساساً فاقد شهرتي مانند«دهل» است.

shadmehrbaz
07-06-2012, 01:40
دمام


[Only registered and activated users can see links]



دمام ساز کوبه ای دوار و از خانواده ي پوست صداهاي دو طرفه است كه با تفاوت هاي جزئي در شكل و اندازه و نحوه استفاده با نام هاي مختلفي چون دمام ،دهل ، تيمبوك ،جوره ، گپ دهل , مارساز در بوشهر ،خوزستان ،بلوچستان ،و كرمان مشاهده مي شوند.

اين ساز نيز مانند ديگر سازهاي هم خانواده خود داراي بدنه استوانه اي چوبي (در برخي نمونه هاي جديد، فلزي)، طوقه ها كه پوست ها را بر آن مي كشند، طناب دور بدنه ، تسمه و چوب يا مضراب است اما با توجه به اهميت اين ساز و دقت و ظرافت در ساخت آن ، هر كدام از قسمت هاي مختلف دمام به تفكيك مورد بحث قرار مي گيرند.

موارد اصلي استفاده از دمام در چند دهه اخير به مراسم سوگواري محرم و گروه سنج و دمام و بوق محدود بوده است. در سال هاي اخير از اين ساز در موقعيت هاي ديگري چون مراسم يزله و همراهي ني انبان يا ني جفتي نيز استفاده مي شود.


[Only registered and activated users can see links]


دمام در گذشته كاربردهاي مختلفي داشته و در مراسم عزاداري محرم، در غير مراسم عزاداري محرم، كارهاي دريايي ، در مراسم اهل هوا و مراسم دم دم سحري اجرا مي شده است.براي نواختن دمام نيز چوب يا گرز دمام كه سر آن كمي خميده است در دست راست اجرا كننده قرار مي گيرد و دست هاي راست و چپ در ايجاد تقارن هاي متريك- ريتميك مكمل هم هستند و نوعي مكالمه موزون ريتميك ايجاد مي كنند. اين مكالمه در دمام معمولي ساده تر است و به ترتيب در دمام غمبر و اشكون پيچيده تر مي شود.

بدنه استوانه اي دمام به پيپ معروف است؛ همه پيپ ها يا بدنه هاي يكپارچه چوبي به "گرمي" معروف اند. ظاهرا گرم نام نوعي چوب يا درخت است كه در هندوستان يافت مي شود.از آنجا كه بدنه هاي يكپارچه هم اندازه و هم ضخامتند، وزن هاي متفاوتي دارند و اگر چه همه آنها را گرمي مي خوانند اما ظاهرا اين بدنه ها از چوب هاي مختلفي ساخته شده اند كه در منطقه ي بوشهر يافت نمي شوند و بنابراين تعيين دقيق نوع چوب آنها مشكل است.
ضخامت بدنه هاي يكپارچه در حدود دوسانتي متر مي رسد. در دو يا سه دهه اخير نوعي بدنه هاي تركه اي ساخته مي شوند كه عرض هر ترك آنها در حدود دوسانتي متر است. به خاطر مشكلات ناشي از تهيه چوب مناسب و نيز سختي تراش چوب بدنه، در چند دهه اخير پيپ هايي را هم از جنس فلز مي سازند كه به دليل منعكس كردن صوت ، صداي مناسبي ندارند.
براي پوست دمام نيز از پوست بز استفاده مي كنند. پوست سمت راست كه با چوب نواخته مي شود ضخيم تر است. در گذشته گاه از پوست آهو براي سمت چپ استفاده مي شد. در مجموع پوست سمت چپ كه با دست نواخته مي شود نازك تر است.هرچه پوست كهنه تر باشد صداي بهتري مي دهد.

براي چمبر(طوقه)دمام نيز از ني بامبو ، خيزران و گاه ميله ي فلزي استفاده مي شود. بعضي چمبره ها در دمام هاي قديمي از جنس چوب بدنه بوده اند. دور چمبره با مقدار زيادي پارچه يا لته پوشانده مي شود.
جنس طناب(بند كش يا بند كمبال)دور دمام نيز از اليافي مانند كنف كه بسيار محكم تهيه مي شود. اين نوع طناب را ظاهرا در گذشته از هندوستان مي آوردند اما امروزه غالبا از طناب نخي استفاده مي شود. براي چوب يا گرز دمام نيز از چوب پيش(برگ درخت نخل) استفاده مي شود.

shahdokht.parsa
07-06-2012, 04:05
چنگ


[Only registered and activated users can see links]

چنگ بسا کهن ترین ساز تاردار ایرانی باشد و نام آن بیش از هر ساز دیگر در کتابها آمده و نقش آن در آثار باستانی بجا مانده است.
بنا به اسناد موثق که از حجاریهای بابل و آشور و نواحی مجاور مجاور آن در دست است چنین برمی آید که در هشت قرن بیش از میلاد مسیح انواع و اقسام سازهای مختلف در نواحی مزبور به مراحل ترقی رسیده و در دست نوازندگان بوده است . نقشهایی که از آغاز این دوره ممتد تاریخ تمدن بشر از آلات موسیقی در دست است نشان میدهد که چنگ مثل سنتور و قانون از سازهای بسیار قدیمی است که از دو هزار سال پیش از میلاد در این مناطق رواج داشته است .نوع ابتدایی آن شکل مثلث و شامل یک تخته به طول تقریبا یک گز و یک میله چوبی است و معمولا شکل دست انسان را داشته است .
سیم های این ساز که معمولا ۸ یا ۹ تا بوده به موازات وتر این مثلث قائم الزاویه بین تخته و میله امتداد یافته است . یک سر سیم ها به تخته وصل می شده و انتهای دیگر آن دور میخها یا گوشی هایی که روی میله چوبی قرار داشته پیچیده میشده و باقی مانده آن سیمها از طرف دیگر آویزان بوده است . چنگهایی که در دوره های اخیر تاریخ بابل و آشور نقش شده از حیث شکل و طرز گرفتن و نواختن با چنگهای دوره های قدیم تفاوت بسیار دارد . برتعداد سیمها نیز افزوده شد. جعبه صوتی این نوع چنگ گاهی مستقیم و بدون انحنا و در موارد دیگر منحنی بوده است . طرز نواختن این ساز نیز تغییر کرده به این معنی که این را طوری می گرفتند که سیمها تقریبا عمود بر زمین باشد یعنی به خلاف قدیم که میله چوبی که به موازات زمین بود ولی سیمها عمود بر زمین نبود . نکته دیگر اینکه در نواختن این نوع چنگ زخمه بکار برده نمیشد بلکه آنرا با دست می نواختند و هر دو دست در نواختن آن دخیل بود .
در دوره ساسانیان چنگ معروفترین و محبوبترین سازها بوده است و در شاهنامه فردوسی نیز از آن فراوان نام برده شده است . نکیسا موسیقیدان معروف در بار خسرو پرویز در نواختن آن مهارت تام داشته است . مهدی فروغ - مداومت در اصول موسیقی ایران .
می توان انواع ابتدایی چنگ را در آثار هنری سومریها و مصریها مشاهده کرد . ایرانیان قدیم نوعی از چنگ را ون می گفتند . چنگ امروزی دارای سه قسمت متمایز : گردن ، ستون و جعبه طنینی است . زه ها از گردن ساز به موازات ستون ممتد و به جعبه طنینی متصل می باشند . چنگ را با فشار دادن کف دست بر روی سیم و یا لمس کردن ویا چنگ زدن به زه های آن به صدا در می آورد .
چنگ مثلث در اواخر قرون وسطی در اروپای غربی رایج بود . در سال ۱۷۲۰ در باواریا ، پدال هایی در پایه چنگ تعبیه شد و این امر برقدرت فنی چنگ افزود. در سال ۱۸۱۰ سباستین آرا چنگ را به شکل امروزی تکمیل نمود و بدین وسیله نواختن همه گامهای بزرگ و کوچک را ممکن ساخت و از آن به بعد چنگ در ارکستر معمول گردید . چنگ جدید ۴۷ سیم و ۷ پدال دارد .
چنگ نام یکی از نتهای موسیقی نیز هست که ارزش زمانی آن ۸/۱ نت گرد می باشد چنگ در میان اعراب پیش از اسلام نیز ساز شناخته شده بود . در ادوار مختلف تاریخی و در سرزمین های دور از یکدیگر شکل های خاصی به خود گرفته است . اهالی شمال افغانستان به (( زنبورک )) چنگ می گویند در صورتی که از بک های ترک زبان آسیای میانه به نوعی سنتور ایرانی (( چنگ )) می گویند .

------------------
[Only registered and activated users can see links]

چنگ گونه‌ای ساز زهی ([Only registered and activated users can see links]) باستانی است. در کنار ساز رود (عود) ([Only registered and activated users can see links] en) از مشهورترین سازهای ایران باستان به شمار می‌آمده است. در ادبیات پارسی ([Only registered and activated users can see links]) بسیار از این ساز یاد شده است و سیارهٔ زهره ([Only registered and activated users can see links] D9%87?match=en) را چنگ‌زن دانسته‌اند. نقش‌برجسته‌های ([Only registered and activated users can see links] 3%D8%AA%D9%87?match=en) طاق بستان ([Only registered and activated users can see links] match=en) نوازندگان چنگ را نشان می‌دهد که در قایق برای شاه ساسانی ([Only registered and activated users can see links]) که به شکارگاه ([Only registered and activated users can see links] n) آمده چنگ می‌نوازند. به مرور زمان همچون بسیاری از سازهای دیگر مهجور و فراموش شده است.
انواع ساز چنگ در قرن‌های مختلف در ایران یافت شده است از جمله چنگ منحنی مربوط به قرن هفتم هجری قمری از صفی‌الدین عبدالمؤمن اُرُمَوی (ارومیه‌ای) ([Only registered and activated users can see links] C%D9%86_%D8%A7%D8%B1%D9%85%D9%88%DB%8C?match=en). تصویر چنگ در تمام آثار باستانی ایران از دوران هخامنشیان گرفته تا سلوکیان دیده می شود.
ساز چنگ در ایران دارای چهار رشته سیم بوده است که در دورهٔ ساسانیان به ۱۱ رشته می‌رسد و در دوران اسلامی تا ۳۵ رشته هم می‌رسد. پیدایش چنگ از پیدایش کمان نشأت گرفته است، در اثر تیراندازی زه مرتعش می‌شد و صدای کمی به گوش می‌رسید. چنگ‌های اولیه شبیه کمانی از نی و چوب بوده که زهی میان آن کشیده شده است.
انواع ساز چنگ یا "هارپ" به چهار دستهٔ کلی چنگ ارکستری، چنگ سنتی، چنگ باستانی و چنگ تزیینی تقسیم می‌شود که خود از لحاظ شکل ظاهری به ۱۷ نوع الگو و فرم چنگ تقسیم می‌شود از جمله "چنگ زاویه‌دار، چنگ منحنی، چنگ ون، چنگ لیر (چنگی در یونان که به شکل U است)".
ساز چنگ به عنوان قدیمی‌ترین ساز سیمی جهان مربوط به شش‌هزار سال پیش در خوزستان ایران یافت شده است، اما اکنون در میان اسامی چنگ‌نوازان مشهور جهان که در ویکی‌پدیا آمده نامی از چنگ‌نوازان ایرانی نیست. در ایران، تعداد چنگ‌نوازان بسیار معدود است و شاید فقط یک چنگ‌نواز باشد که به اجرای برنامه و کنسرت می پردازد. "عبدالعلی باقری نژاد"، استادکار ساخت آلات موسیقی و احیاگر چنگ ایرانی به گفتهٔ خودش تنها چنگ‌نواز ایرانی است که به صورت گروهی برنامه اجرا می‌کند.
گرچه اروپاییان مدعی ابداع چنگ‌های پدالی هستند و ادعا می‌کنند این چنگ‌ها در قرن ۱۸ میلادی در آلمان پایه‌گذاری شده اما همین چنگ‌ها نیز بر اساس چنگ‌های زاویه‌دار شرقی ساخته شده است.
چنگ، سازی رشته‌ای است که با انگشت نواخته می‌شود که تکنیک نوازندگی در جهان هشت‌انگشتی است اما تکنیک نوازندگی در ایران طبق اطلاعات استخراج‌شده از مستندات باستانی، ده‌انگشتی است.
ساز چنگ غالباً از چوب‌های گردو و افرا ساخته می شود. چنگ‌های بزرگ را در ایران اشتباهاً "هارپ" می‌گویند در حالی که در جهان به هر نمونه از چنگ، "هارپ" می گویند. قیمت چنگ‌ها از ۴۵۰ هزار تومان تا مدل‌های پدالی که قیمت آن به ۱۵ تا ۳۰ میلیون تومان می‌رسد، متغیر است این گرانی قیمت به خاطر ساختمان پیچیده و ساختن دشوار آن است.
آخرین چنگ‌نواز ایرانی در دوران صفویه به نام "سلطان محمد چنگی" بوده است و اکنون چنگ‌نواز استاد و ماهری در ایران وجود ندارد. اخیراً کوشش‌هایی در راستای بازسازی این ساز صورت گرفته است. عبدالعلی باقری‌نژاد ([Only registered and activated users can see links] B9%D9%84%DB%8C_%D8%A8%D8%A7%D9%82%D8%B1%DB%8C%E2%8 0%8C%D9%86%DA%98%D8%A7%D8%AF&action=edit&redlink=1&preload=%D8%A7%D9%84%DA%AF%D9%88:%D8%A7%DB%8C%D8%A C%D8%A7%D8%AF+%D9%85%D9%82%D8%A7%D9%84%D9%87/%D8%A7%D8%B3%D8%AA%D8%AE%D9%88%D8%A7%D9%86%E2%80%8 C%D8%A8%D9%86%D8%AF%DB%8C&editintro=%D8%A7%D9%84%DA%AF%D9%88:%D8%A7%DB%8C%D8 %AC%D8%A7%D8%AF+%D9%85%D9%82%D8%A7%D9%84%D9%87/%D8%A7%D8%AF%DB%8C%D8%AA%E2%80%8C%D9%86%D9%88%D8%A A%DB%8C%D8%B3&summary=%D8%A7%DB%8C%D8%AC%D8%A7%D8%AF+%DB%8C%DA%A 9+%D9%85%D9%82%D8%A7%D9%84%D9%87+%D9%86%D9%88+%D8% A7%D8%B2+%D8%B7%D8%B1%DB%8C%D9%82+%D8%A7%DB%8C%D8% AC%D8%A7%D8%AF%DA%AF%D8%B1&nosummary=&prefix=&minor=&create=%D8%AF%D8%B1%D8%B3%D8%AA+%DA%A9%D8%B1%D8%AF %D9%86+%D9%85%D9%82%D8%A7%D9%84%D9%87+%D8%AC%D8%AF %DB%8C%D8%AF)، مجید ناظم‌پور ([Only registered and activated users can see links] %A7%D8%B8%D9%85%E2%80%8C%D9%BE%D9%88%D8%B1&action=edit&redlink=1&preload=%D8%A7%D9%84%DA%AF%D9%88:%D8%A7%DB%8C%D8%A C%D8%A7%D8%AF+%D9%85%D9%82%D8%A7%D9%84%D9%87/%D8%A7%D8%B3%D8%AA%D8%AE%D9%88%D8%A7%D9%86%E2%80%8 C%D8%A8%D9%86%D8%AF%DB%8C&editintro=%D8%A7%D9%84%DA%AF%D9%88:%D8%A7%DB%8C%D8 %AC%D8%A7%D8%AF+%D9%85%D9%82%D8%A7%D9%84%D9%87/%D8%A7%D8%AF%DB%8C%D8%AA%E2%80%8C%D9%86%D9%88%D8%A A%DB%8C%D8%B3&summary=%D8%A7%DB%8C%D8%AC%D8%A7%D8%AF+%DB%8C%DA%A 9+%D9%85%D9%82%D8%A7%D9%84%D9%87+%D9%86%D9%88+%D8% A7%D8%B2+%D8%B7%D8%B1%DB%8C%D9%82+%D8%A7%DB%8C%D8% AC%D8%A7%D8%AF%DA%AF%D8%B1&nosummary=&prefix=&minor=&create=%D8%AF%D8%B1%D8%B3%D8%AA+%DA%A9%D8%B1%D8%AF %D9%86+%D9%85%D9%82%D8%A7%D9%84%D9%87+%D8%AC%D8%AF %DB%8C%D8%AF) و سیامک مهرداد ([Only registered and activated users can see links] %85%D9%87%D8%B1%D8%AF%D8%A7%D8%AF&action=edit&redlink=1&preload=%D8%A7%D9%84%DA%AF%D9%88:%D8%A7%DB%8C%D8%A C%D8%A7%D8%AF+%D9%85%D9%82%D8%A7%D9%84%D9%87/%D8%A7%D8%B3%D8%AA%D8%AE%D9%88%D8%A7%D9%86%E2%80%8 C%D8%A8%D9%86%D8%AF%DB%8C&editintro=%D8%A7%D9%84%DA%AF%D9%88:%D8%A7%DB%8C%D8 %AC%D8%A7%D8%AF+%D9%85%D9%82%D8%A7%D9%84%D9%87/%D8%A7%D8%AF%DB%8C%D8%AA%E2%80%8C%D9%86%D9%88%D8%A A%DB%8C%D8%B3&summary=%D8%A7%DB%8C%D8%AC%D8%A7%D8%AF+%DB%8C%DA%A 9+%D9%85%D9%82%D8%A7%D9%84%D9%87+%D9%86%D9%88+%D8% A7%D8%B2+%D8%B7%D8%B1%DB%8C%D9%82+%D8%A7%DB%8C%D8% AC%D8%A7%D8%AF%DA%AF%D8%B1&nosummary=&prefix=&minor=&create=%D8%AF%D8%B1%D8%B3%D8%AA+%DA%A9%D8%B1%D8%AF %D9%86+%D9%85%D9%82%D8%A7%D9%84%D9%87+%D8%AC%D8%AF %DB%8C%D8%AF) در ایران و فکرت کاراکایا ([Only registered and activated users can see links] %A7%D8%B1%D8%A7%DA%A9%D8%A7%DB%8C%D8%A7&action=edit&redlink=1&preload=%D8%A7%D9%84%DA%AF%D9%88:%D8%A7%DB%8C%D8%A C%D8%A7%D8%AF+%D9%85%D9%82%D8%A7%D9%84%D9%87/%D8%A7%D8%B3%D8%AA%D8%AE%D9%88%D8%A7%D9%86%E2%80%8 C%D8%A8%D9%86%D8%AF%DB%8C&editintro=%D8%A7%D9%84%DA%AF%D9%88:%D8%A7%DB%8C%D8 %AC%D8%A7%D8%AF+%D9%85%D9%82%D8%A7%D9%84%D9%87/%D8%A7%D8%AF%DB%8C%D8%AA%E2%80%8C%D9%86%D9%88%D8%A A%DB%8C%D8%B3&summary=%D8%A7%DB%8C%D8%AC%D8%A7%D8%AF+%DB%8C%DA%A 9+%D9%85%D9%82%D8%A7%D9%84%D9%87+%D9%86%D9%88+%D8% A7%D8%B2+%D8%B7%D8%B1%DB%8C%D9%82+%D8%A7%DB%8C%D8% AC%D8%A7%D8%AF%DA%AF%D8%B1&nosummary=&prefix=&minor=&create=%D8%AF%D8%B1%D8%B3%D8%AA+%DA%A9%D8%B1%D8%AF %D9%86+%D9%85%D9%82%D8%A7%D9%84%D9%87+%D8%AC%D8%AF %DB%8C%D8%AF) (Fikret Karakaya) در ترکیه، نمونه‌هایی از اين ساز را بازسازی نموده‌اند.

[Only registered and activated users can see links] [Only registered and activated users can see links]

shadmehrbaz
20-06-2012, 22:36
کوزه


[Only registered and activated users can see links]




کوزه ، سازی کوبه ای ست از جنس سفال که با ضربه مستقیم نواخته می شود. این ساز با شکل ها و شیوه های نواختن گوناگون در استان های هرمزگان، کرمان و سیستان و بلوچستان دیده می شود.
امروزه کوزه های هرمزگان و سیستان بیشتر مورد استفاده قرار می گیرند.
در هرمزگان کوزه را با نام (( جله )) مشناسند و نحوه ی نواختن آن با کوزه سیستان متفاوت است. کوزه سیستانی دارای روش ساخت، پخت و همچنین خاک متفاوتی است و معمولاَ آن را در کنار سینی گذاشته و می نوازند.

بر خلاف تصور، کوزه با وجود سادگی ساختمان دارای صدادهی و توانایی های بسیار بالایی در اجرای قطعات و ریتم های مختلف است، که متاسفانه مورد توجه قرار نگرفته است و اکثر نوازندگان و آهنگسازان به صورت اِفکتیو از آن استفاده می کنند و یا آن را به عنوان سازی مستقل نمی شناسند.
مسأله دیگر در چند سال اخیر در بین نوازندگان و بخصوص کوبه ای نوازان دیده می شود، نواختن سازهای کوبه ای خصوصاَ کوزه با تفکری اشتباه است، به صورتی که آن را همانند دف و تنبک با همان لحن می نوازند که البته شیوه نادرستی است. چون هر سازی باید با توّجه به نوع صدادهی و لحن مخصوص خود نواخته شود و باید از ترکیبات ریتمیک متناسب با هویت ساز استفاده نمود.
ساز کوزه افزون بر این که خاستگاه ایرانی دارد ، دارای صدادهی بسیار نزدیکی با طبلاست و در سازبندی موسیقی ایرانی دارای رنگ جدید و خوبی نیز هست.


کوزه سیستان و بلوچستان

[Only registered and activated users can see links]

عموما به صورت جفتی و به همراهی یک طشت فلزی نواخته میشود. کلپورگان مرکز توليد نوعی سفال در بلوچستان است که در 30 کيلومتری شهرستان سراوان واقع شده و نوع خاص سفال کلپورگان در ايران کاملاً مشخص است و شباهتی از نظر توليد و رنگ به سفالهای. ديگرمناطق ايران ندارد سفال کلپورگان توسط زنان بلوچ و به صورت کاملاً ابتدايی توليد می شود. در ساخت سفال، مردان فقط وظيفه حمل خاک از تپه تا محل سفالگری و آماده کردن گل را به عهده دارند و تمامی مراحل ساخت همانطور که گفته شد توسط زنان انجام می گيرد. گل با دست زنان سفال ساز شکل می گيرد و تراش داده می شود .این سفالها به صورت دست ساز و به رنگ قرمز وعموما با وزن نسبتا زیاد ساخته میشوند .نوازنده ساز جهت کوک کردن و تولید صدای دلخواه از آب استفاده میکند بدین صورت که کوزه ها را به اندازه لازم از آب پر میکند.جالب است بدانید از این کوزه برای مصارف دیگر روزانه نیز استفاده می شود.

کوزه میناب

[Only registered and activated users can see links]

در میناب کوزه هائی به مراتب نازکترازکوزه های سیستان و به رنگ سفید ودر اندازه های مختلف ساخته می شود. این کوزه ها نیز مصارف گوناگون از جمله نواختن دارند. این ساز دارای بدنه کروی شکل است که ایستائی آن را مشکل میکند همچنین دارای گلوئی استوانه ای شکل دارد و نوازنده برای تولید صوت از دهانه و بدنه آن استفاده میکند.

shadmehrbaz
18-07-2012, 23:02
شور انگیز


[Only registered and activated users can see links]

شور انگیز ساز زهی شبیه به سه‌تار است که در آن به جای صفحهٔ چوبی از صفحه‌ای با ترکیب پوست و چوب استفاده می‌شود. ساز شورانگیز سال‌ها پیش برای اولین بار به پیشنهاد علی تجویدی و توسط ابراهیم قنبری مهر ساخته شده بود. شورانگیز در واقع سه تاری است که صفحه آن علاوه بر چوب، از قطعه‌ای پوست هم بهره می‌برد و به همین دلیل طنین بیشتری دارد.
صدای شورانگیز کمی بم تر از سه تار معمولی است. سه تار شورانگیز معمولاً در دو اندازه کوچک و بزرگ ساخته می‌شود. انواع کوچک همانند سه تار معمولی چهار سیم دارند ولی اندازه‌های بزرگ تر دارای شش سیم هستند. یعنی دو سیم اول و دوم به صورت جفت بسته شده‌اند.
ویژگی که سبب ایجاد چنین صدایی شورانگیز می شود پوست استفاده شده در این ساز است .
این ساز اولین بار توسط استاد علیزاده در کنسرتی مطرح شد و همگان را شیفته خود کرد و در آلبوم های بعدی استفاده شد .

shadmehrbaz
30-08-2012, 00:27
تال
[Only registered and activated users can see links]


تال یا همان کمانچه لری سازی است اصیل و خاص لرستان بویژه خرم آباد.نواختن این ساز از زمان های بسیار دور نیز در این منطقه مرسوم بوده است .با اینکه در لرستان سازهای زیادی مورد استفاده قرار می گیرد ولی تال جایگاه ویژه ای در میان مردم این خطه دارد به صورتی که موسیقی لرستان را با این ساز می شناسند واین ساز در حقیقت سمبل موسیقی لرستان است.
کمانچه لری ویژگی های خاص خود را دارد که آن را از کمانچه سنتی ایران متمایز می کند ،این ویژگی ها عبارتند از:


کاسه تال پشت باز ، کوچکتر و سبکتر از کمانچه سنتی است و نیز کاسه آن مخروطی شکل است.
تال دارای سه سیم است که امروزه نوع چهارسیم آن نیز در لرستان رواج دارد/البته کمانچه سنتی ایران نیز قبل از ورود ویولون به ایران سه سیم بوده است.
دسته کمانچه لری حدود یک سانتیمتر از دسته کمانچه سنتی ایران بلندتر است.
صدای تال نسبت به کمانچه سنتی تیزتر و رساتر است.

و همچنین
کاسه تال را معمولا از چوب توت به خاطر انعکاس بهتر صدا و دسته آن را از چوب گردو می سازند.

طریقه ی ساخت تال :

كاسه تال را از چوب يك دست مي تراشند و معمولا چوب توت مورد استفاده قرار مي گيرد . در ابتدا مخروطي را كه دو طرف آن باز است مي تراشند (همان مخروط ناقص )قطر قسمت جلويي (جايي كه پوست كشيده مي شود) معمولا حدود ١٠ سانتي متر وطرف ديگر كاسه معمولا حدود ١٤ سانتي متر بوده است . ضخامت بدنه كاسه حدود 1 تا 5/1 سانتي متر و عمق آن 5/10 سانتی متر بوده است

دسته تال بر خلاف كاسه تقريبا در يك شكل ساخته مي شود. جنس دسته از چوب گردو و شكل آن مخروط ناقص يا استوانه مي باشد.طول دسته حدود ٣٣ تا ٣٤ سانتي متر و قطر آن در شيطانك ٣٧ميلي متر و در محل اتصال به كاسه ٣١ ميلي متر است .دسته در قسمت كم قطر(5/9 تا ١٠ سانتي متر)كاسه مخروطي نصب مي شود.. طول دسته تال حدود ٣٣ سانتي متر است .سه گوشي چوبي(هر كدام حدود ١٠ تا 12سانتي متر ) بر روي دسته تال قرار مي گيرد(جعبه گوشي ها كه بر روي دسته تراشيده شده)، و سيمها پس از رد شدن از روي شيطانك و عبور از روي دسته , كاسه وخرك به سيم گير مي شوند. سيم ها معمولا از جنس فولاد سفيد مي باشند . سیم گیرغالبا شامل ٣ زايده است كه سيم ها به آنها وصل مي شوند . بر روي دهانه قسمت كم قطر كاسه پوست كشيده مي شود و اين پوست معمولا پوست بره گوسفند , بز, پوست آهو و غيره مي تواند باشد.

خرك به طور افقي بر روي پوست قرار مي گيرد(حدوداً در فاصله۵ سانتي متري سيم گير (مقطع پوست )و سيم ها با فشار , خرك رابه پوست مي چسبانند . خرك معمولا از چوب توت تراشيده مي شده است و طول خرك (در مقطع پايه) حدود ۴ سانتي متر بوده است .
ميله فلزي ,كه به دسته متصل است و از درون كاسه ميگذرد .اين ميله(ميل- سيخ ) كه حدود ١٠ سانتي متراز طرف ديگر كاسه بيرون مي آيد , به عنوان پايه اي براي قرار گرفتن ساز بر روي پاي نوازنده و با نصب چند زايده به عنوان سيم گير استفاده مي شود . نوازنده ها به صورت نشسته چهار زانو يا دو زانو ساز مي زده اند .
آرشه يا كمانِ ساز تال از زير مجموعه سازهاي زهي آرشه اي مي باشد . موي كمان از جنس موي اسب مي باشد. طول كلي كمان اين ساز در حدود ٦٠ سانتيمتر (بین 5/55 تا ۵٩ سانتيمتر) می باشد.

نام قسمت هاي مختلف ساز به زبان لری :
خرك = زير تال
ميل(سيخ)= چِز(CHEZ)
شيطانك = زير سيم- سيم گير
تاج- سر تاج - لانه كوك = تِلاسه (TELASEH)


طريقه اجرا بر روي ساز


[Only registered and activated users can see links]


براي نواختن اين ساز نوازنده از كمان استفاده مي كند .كمان را با دست راست گرفته و موهاي آن را با انگشتان دست راست مي كشد. سپس آن را به صورت افقي بر روي سيم ها مي كشد. ايجاد صدا از طريق كشش سيم در بر خورد با موهاي كمان مي باشد و به صورت دست بازيا گرفتن سيم ها با انگشتان دست چپ صورت ميگيرد . ۴ انگشت دست چپ براي گرفتن سيم ها استفاده ميشوند و انگشت شست در پشت دسته قرار مي گيرد .

موي كمان تال بر خلاف سازهاي زهي آرشه اي غربي بر روي چوب محكم كشيده نميشود ، بلكه نوازنده است كه به هنگام نوازندگي به تناسب احساس , فشار را بر روي سيم ها تغيير مي دهد . و اين موضوع باعث به وجود آمدن تكنيك هاي صدايي خاصي براي اين سازمي شود .

چگونگي صداي تال به عواملي بستگي دارد كه بعضي از آنها از اين قرارند: جنس چوب، ضخامت در نقاط مختلف كاسه، شكل كاسه، اندازه هاي كاسه، چگونگي سطح كاسه از نظر تراش، نوع و ضخامت پوست،جنس و شكل و اندازه و محل قرار گرفتن خرك، چگونگي شيطانك،جنس سيم، زاويه اتصال دسته به كاسه.

از اساتید کمانچه در لرستان می توان شادروان علیرضا حسینخانی ، شادروان پیرولی کریمی ،شادروان همت علی سالم ،شادروان حسین سالم و شادروان رامین دربندی را در گذشته و علی اکبر شکارچی ،درویش رضا منظمی، فرج علیپور و نبی الله فیروزی را در حال حاضر نام برد.

shadmehrbaz
12-09-2012, 21:00
هفت بند


[Only registered and activated users can see links] 91/ney 7band.jpg




نای هفت‌بند از گیاه نی ساخته می‌شود و طوری آن را می‌برند که از سر تا ته آن شامل هفت بند شود. نی هفت‌بند یا به اصطلاح نی متشکل از ۵ سوراخ در جلو و یک سوراخ در پشت آن است که توسط انگشتان دوم و چهارم از یک دست و انگشتان اول تا چهارم از دست دیگر پوشیده می‌شوند. وسعت صدای آن به ۳ اکتاو و چند صدا می‌رسد. ۵ صدای بم(۱)، بم نرم (1p یا 1 piano) ، زیر، غیث و پس غیث (تا فا) دارد که نت Si در صدای بم آن روی نی وجود ندارد و نوازندگان آن را با لب می‌نوازند. . به طور کلی نی را با جا گرفتن بین دو دندان نیش و گرد کردن زبان در پایین و پشت آن می‌نوازند اما اساتیدی همچون جمشید عندلیبی زبان را در بالا می‌گذارند.

shadmehrbaz
26-09-2012, 20:50
کوس


[Only registered and activated users can see links]


کوس یکی از سازهای عمده نظامی قدیم ایران بوده‌است. کلمه کوس به معنی فرو کوفتن است و در زبان فارسی به صورت مصدر هم بکار برده شده است کوستن به معنی کوفتن و زدن است. در کتاب های لغت آن را به طور اجمال به دهل و طبل و نقارهٔ بزرگ تعریف کرده‌اند ولی تفاوتش با سازهای دیگر ضربی این بوده که بدنهٔ آن به شکل کاسه و یا نیم کاسه بوده‌است. این آلت ضربی عظیم را معمولاً روی شتر یا فیل می‌بستند و می‌نواختند. کوس بزرگ‌ترین ساز از خانوادهٔ آلات موسیقی کوبه‌ای است که در ساختمان آن پوست بکار رفته‌است. این ساز تشکیل می‌شود از کاسه‌ای بزرگ از روی و مس که بر دهانهٔ آن پوست خام گاومیش یا گاو یا شتر برکشیده‌اند.
در اعصار مختلف و مواضع گوناگون کوس از لحاظ جنس کاسه و پوست و کوبه تغییر کرده‌است ولی درهمه حال ساختمان ظاهری آن یکسان مانده‌است. گاه کاسهٔ آن را از روی ساخته و آن را کوس رویین نام نهاده‌اند و گاهی کاسه را از طلا ساخته و دربارگاه سلاطین نواخته و نامش را کوس زرین نام نهاده اند. در میان آلات موسیقی رزمی این ساز اعتبار و حرمت بیشتری داشته و چنان که پیداست هر فرماندهی و یا هر امیری بی‌اجازه حق داشتن کوس و نواختن آن را در محیط فرماندهی و یا سراپرده خویشتن نداشته‌است.

برخی از شعرا از جمله فردوسی کوس را به صورت کوست بکار برده‌اند.

"دلیران نترسند ز آواز کوست که آنجا دوچوب است و یک پاره پوست"

در شاهنامه کوس یکی از ساز های کوبه ای و رزمی است که به هنگام نبرد با کرنای ، هندی درای ، روئینه خم ، بوق ، شیپور و نای همراه می شده است.
بوق بعنوان ساز بادی و کوس یک ساز ضربی طبق گفته شاهنامه مورد استفاده در رزم پهلوانان نامداری (چون گیو ،گودرز و طوس ) به هنگام نبرد بوده است .
انطور که فردوسی در اشعارش بیان می دارد این ساز از صدایی بسیار بلند و گوش خراش بر خوردار بوده است چنان که در جایی می فرماید :
"جهان کر شد از ناله بوق و کوس/زمین اهنین شد سپهر ابنوس "

shadmehrbaz
27-11-2012, 22:03
چگور (چُگور، چوگور ، قُپوز)



[Only registered and activated users can see links]


چُگور، چوگور یا قُپوز سازی است از خانوادهٔ سازهای زهی مقید از ردهٔ تنبور که به آن دوتار نیز می‌گویند. چگور مرکب از یک قطعه چوب مجوف بر شکل عودی کوچک است که دارای پنج وتر می‌باشد.
ساختمان این ساز از یک کاسه طنینی گلابی شکل و دسته‌ای مانند دسته تنبور تشکیل می‌شود. کاسه اش از سه‌تار بزرگ‌تر است. نوعی از چگور، دو تار فلزی دارد و به همین سبب به آن دوتار نیز می‌گویند. نواختن این ساز هنوز هم میان ترکمانان و اهالی آذربایجان ایران رایج است. چگور رایج در جمهوری آذربایجان و نواحی ترک‌نشین ایران، معمولاً نُه‌سیمه است و نسبتاً از دوتار و تنبور بزرگ‌تر است.
چگور نزد عاشیق‌ها در آذربایجان قُپوز نامیده می‌شود و سازی شبیه باغلاما است.
تفاوت چگور معمول در منطقه همدان با قوپوز یا ساز عاشیق‌های مناطق دیگر آذربایجان و سازهای مشابه ترکیه‌ای (چؤگؤر، باغلاما، تامبورا و دیوان) در کوک سیمها و تعداد و فواصل پرده‌هاست؛ همچنین سازهای مذکور در شکل و اندازهٔ کاسه و صفحه تفاوتی اندک با هم دارند.

کوک چگور رایج در بین ترکهای همدان
چؤگؤر یا چگور مورد استفاده در مناطق ترک نشین همدان معمولاً نه سیمه است و به طور معمول درحالت دست باز، سه سیم پایین چوگور کوک re و شش سیم بالا کوک do دارند.
گونهٔ دیگر از کوک چوگور هم به همین صورت است؛ جز اینکه سیم چهارم کوک sol می‌گیرد. این کوک، زارِنجی نام دارد و کاربرد آن در مقایسه با کوک پیشین، کمتر است.
در گذشته گونه‌ای کوک به نام زنگ شتر رایج بود که امروزه تقریباً به فراموشی سپرده شده است.
برای اجرای مقامهای شبیه به دستگاه ماهور (یا راست‌پنجگاه همچون کوراوغلو) بهتر است سیم زارنجی (سیم چهارم) را فا کوک کرد.
برای اجرای سه گاه ترکی بهتر است سیم زارنجی (سیم چهارم) را می کوک کرد.
پرده بندی چگور همدانبه طور معمول چگور دارای یازده الی سیزده پرده است؛ اما نوازندگان حرفه‌ای این ساز گاه چندین پرده روی صفحه چگور تعبیه می‌کنند (با نواری باریک از جنس حصیر یا نخ پلاستیکی). معمولاً غیر از پرده اول چگور که ربع پرده یا اصطلاحاً کرن است، بقیه پرده‌ها یا اصلی است یا نیم‌پرده.
پرده‌هایی که در نواختن اغلب مقامها و نغمه‌های ترکی به کار می‌رود، عبارت است از اول، سوم، پنجم، هفتم، هشتم و دهم.
چوگورنوازان در اجرای برخی از مقامها با انگشت شست بر سیمهای واخوان (شش سیم بالا) پرده‌گیری می‌کنند (عاشیقهای آذربایجان و به‌خصوص اوزانهای ترکیه در استفاده از سیمهای چهارم به بعد مهارت بیشتری دارند(
از تکنیکهای نواختن چگور می‌توان به نواختن سرانگشت سوم یا چهارم دست راست بر صفحه چگور اشاره کرد که در بین نوازندگان سازهای خانواده باغلاما در کشور ترکیه نیز مرسوم است. در پرده‌گیری نیز در حالت نزولی دست چپ بر دسته ساز، نوازنده معمولاً با انگشت سوم بر پرده la کرن پس از پرده la وsol بمل پس از پرده sol اشاره می‌کند. این فن در نواختن کمانچه محلی نیز کاربرد دارد.

shadmehrbaz
11-04-2013, 01:14
تنبورک
[Only registered and activated users can see links]


تنبورک سازي است از خانواده آلات موسيقي رشته اي مقيد ، از رده تنبور . و آن تنبوري است از لحاظ حجم و بلندي دسته ، كوچكتر و كوتاهتر از تنبور معمولي .

زاكس نوشته است : « تنبورك ، تنبور كوچكي است كه داراي هشت سيم است. »

اين ساز هم اكنون در بلوچستان ايران رواج دارد و داراي سه سيم است كه با چهار انگشت نواخته مي شود . تنبورك به تنهايي نواخته نمي شود و هميشه همراه رباب و يا سرود است و ساز پشتيبان رباب محسوب مي شود .

از جمله بزرگترین نوازندگان تنبورک ماشاالله بامری بود که مرداد 90 درگذشت.

shadmehrbaz
10-09-2013, 21:28
قوشمه


[Only registered and activated users can see links]


قوشمه قدمت زیادی دارد و در دوران قدیم سازی رزمی به حساب می آمده است و به همین منظور اکراد خراسان از آن بهره می گرفته اند و در جنگ ها به صورت گروهی با شش نوازنده اجرا می شده است.

اجرای گروهی این ساز، تاثیرات رزمی آن را تشدید می کرده است. قوشمه در زمان قدیم در مراسم کشتی گیری هم نواخته می شده است. امروز این ساز در مراسم عروسی و جشن ها و اعیاد مختلف اجرا می شود. البته برخی نوازندگان قوشمه از این ساز به منظور بهبود بیماران(موزیکو تراپی) بهره می گیرند که به این نوازندگان در بجنورد و حوالی آن سوپی یا سوپی جن گیر نیز می گویند.

درباره مفهوم قوشمه نظریات متفاوتی وجود دارد؛ این واژه به عقیده مرحوم علی یزدانی ملقب به آبچوری، واژه ای کردی است و با جنس ساز که از استخوان پرنده قره قوش(قوش) ساخته می شود ارتباط دارد. آبچوری همچنین با ارائه نظریه دیگری درباره نام این ساز می گوید:«قوشمه واژه ای ترکی به معنای جفت است. این معنی به احتمال قوی چگونگی نصب دو لوله صوتی ساز را در کنار یکدیگر توجیه می کند.

نحوه نصب دو لوله صوتی در کنار یکدیگر به گونه ای است که به این ساز شکل واحدی می بخشد. اجرا کننده ساز قوشمه، موقع نواختن، قمیش ساده ساز را کاملا در دهان قرار می دهد؛ سوراخ های صوتی نزدیک قمیش با دست چپ و سایر سوراخ های صوتی با دست راست به کار گرفته می شوند. نوازنده در حین اجرا گاهی در هنگام دمیدن به قدری به خود فشار وارد می کند که رگ های گردن او متورم می شود.

قوشمه معمولا به همراه دایره اجرا می شود. به قطعاتی که با قوشمه اجرا می شود مقام، آهنگ و گاهی نیز هنگ گفته می شود. تعداد مقام هایی که با این ساز اجرا می شود به 40 مقام می رسد که از آن جمله می توان به یکه قرسه، دو قرسه، شش قرسه، جعفرقلی و چپرس اشاره کرد.

طول لوله صوتی ساز قوشمه 142 میلی متر، عرض لوله صوتی 20 میلی متر، طول لوله صوتی همراه با قمیش 190 میلی متر و طول خود قمیش 50 میلی متر است. فاصله سوراخ های صوتی قوشمه نیز حدود 20 تا 22 میلی متر از یکدیگر است. هر یک از لوله های صوتی قوشمه نیز 7 سوراخ دارد.