كتاب رازها(فلسفه)
تبلیغات
آفرینش

تهران سازان

جملات کاربران:
برخی از محصولات فروشگاه نواندیشان بهترین مدیر، مسئول و کاربر انجمن در مردادماه
كتاب رازها(فلسفه)طرح توجیهی کویرنوردی یزد كتاب رازها(فلسفه)نقشه کد کامل تهران به صورت قطعه بندی شده كتاب رازها(فلسفه)مجموعه کامل آموزش Solidworks كتاب رازها(فلسفه) كتاب رازها(فلسفه)
كتاب رازها(فلسفه)نقشه gis منطقه 1 تهران كتاب رازها(فلسفه)نقشه کد نقشه gis منطقه 15 تهران كتاب رازها(فلسفه)نقشه gis منطقه 17 تهران
كتاب رازها(فلسفه)نقشه gis منطقه 2 تهران كتاب رازها(فلسفه)نقشه GIS کل تهران كتاب رازها(فلسفه)نقشه gis منطقه 6 تهران
كتاب رازها(فلسفه)نقشه gis منطقه 3 تهران كتاب رازها(فلسفه)نقشه gis منطقه 11 تهران كتاب رازها(فلسفه)نقشه gis منطقه 12 تهران sam arch آرتاش

جديد ترين اطلاعیه های انجمن نواندیشان و اخبار همایش ها و مطالب علمی را از این پس در کانال تلگرام نواندیشان دنبال کنيد

درخواست و دانلود مقالات علمي رايگان | فهرست آموزش های گروه انقلاب آموزشی | مسابقات تالارها | ترجمه مقالات تخصصی با قیمت دانشجویی
نمایش نتایج: از شماره 1 تا 2 , از مجموع 2

موضوع: كتاب رازها(فلسفه)

  1. #1
    کاربر انجمن

    تاریخ عضویت
    19-12-2009
    نوشته ها
    894
    سایر رشته ها
    سپاس
    0
    32 سپاس در 27 پست
    امتياز:11130Array

    پیش فرض كتاب رازها(فلسفه)

    دنياي تانترا
    سوترا :
    دوي مي پرسد :اي شيوا ، حقيقت وجودي تو چيست ؟
    اين عالم شگفت انگيز چيست ؟
    از چه تخمي تشكيل يافته است ؟
    چه كسي مركز چرخ عالم است ؟
    اين زندگي ماوراي تجلي شدن در شكلها چيست ؟
    چگونه مي شود كاملاً واردش شويم ، برتر از فضا و زمان ، نامها و توصيفات ؟
    بگذار ترديدهايم برطرف شوند !

    چند نكته ي مقدماتي . نخست ، دنياي ويجيانا بايراوا تانترا منطقي و فلسفي نيست . اصول در آن بي معناست . آن از متد و تكنيك تشكيل يافته است . نه هرگز با قواعد كلي . واژه ي تانترا به معناي تكنيك ، روش و طريقت است . بنابراين آن فلسفي نيست ، به اين نكته توجه كن . آن از مسائل منطقي تشكيل نشده است . از چرايي در مورد چيزها تشكيل نشده است . آن چگونگي را شامل است . نه كه حقيقت چيست ، بلكه چگونه حقيقت مي تواند رخ دهد . تانترا يعني تكنيك . بنابراين اين رساله يك علم واحد است . علم از چرا تشكيل نشده است . آن شامل چگونگي است . اين تفاوت پايه اي ميان علم و فلسفه است . فلسفه مي پرسد : چرا اين هستي ؟ علم مي پرسد : چگونه اين هستي ؟ لحظه اي كه مي پرسي چگونه ؟ متد و تكنيك اهميت پيدا مي كنند . فرضيه ها بي معني مي شوند ، تجربه مركز مي شود . تانترا يك علم است ، تانترا يك فلسفه نيست . درك فلسفه آسان است زيرا فقط عقل تو درگير است . اگر بتواني زبان را درك كني ، اگر بتواني مفهوم را درك كني ، مي تواني فلسفه را بفهمي . نياز به تغيير نداري ؛ به هيچ تحولي نياز نداري . همان طور كه هستي مي تواني فلسفه را درك كني .. اما نه تانترا را . نياز به تغيير خواهي داشت . تا وقتي تغيير نكني تانترا نمي تواند درك شود ، زيرا تانترا يك مساله ي منطقي نيست ، آن يك تجربه است . تا وقتي كه آماده ي تجربه كردن نباشي آن به سمت تو نخواهد آمد . فلسفه از ذهن تشكيل شده است . سر تو كافي است ؛ تماميت تو لازم نيست . تانترا به تو در تماميت خودت نياز دارد . آن چالشي عميق تر است . تو كاملاً در آن خواهي بود . آن ناقص نيست . يك بينش متفاوت ، يك نگرش متفاوت ، ذهني متفاوت براي رسيدن به آن نياز است . به خاطر همين ، دوي كاملاً سؤالات فلسفي مي پرسد . تانترا با پرسشهاي دوي آغاز مي شود . در واقع ، هر پرسشي مي تواند به دو روش پرسيده شود : فلسفي يا تماميت ، منطقي يا وجودي . براي مثال ، اگر كسي بپرسد : عشق چيست ؟ تو مي تواني منطقي پاسخ دهي ، مي تواني تفسير كني ، مي تواني فرضيه ارائه بدهي . مي تواني سيستم خلق كني ، يك سري اصول ... و تو هرگز عشق را نخواهي شناخت . براي خلق اصول ، تجربه مورد نياز نيست . در واقع ، برعكس ، هرچه كمتر بداني بهتر است زيرا آنگاه تو مي تواني بلافاصله يك سيستم را پيشنهاد كني . فقط يك مرد كور به راحتي مي تواند روشنايي را تعريف كند . وقتي نمي شناسي ، شجاعي . ناداني هميشه شجاع است ؛ دانش ترديد مي كند . و بيشتر بداني ، بيشتر احساس مي كني كه زمين زير پايت دارد خراب مي شود . بيشتر بداني ، بيشتر احساس ناداني مي كني . و آنان كه خردمند واقعي هستند ، نادان مي شوند . به سادگي و ناداني كودكان مي رسند ، يا به ناداني ابلهان .كمتر بداني ، بهتر است . فلسفي بودن ، متعصب بودن ، آيين گرا بودن .. اين آسان است . هوشمندانه با مساله گلاويز شدن بسيار آسان است . اما وجودي با مساله گلاويز شدن .. نه فقط فكر كردن به آن ، بلكه زيستن در ميان آن ، رفتن به درون آن ، اجازه دادن به خودت تا از طريق آن متحول شوي .. دشوار است . براي شناخت عشق ، فرد بايد در درون عشق باشد . آن خطرناك است زيرا تو همان شخص قبلي نخواهي بود . تجربه تو را تغيير خواهد داد . لحظه اي كه وارد عشق مي شوي ، وارد شخص متفاوتي مي شوي . و وقتي كه بيرون آمدي قادر نخواهي بود چهره ي قديمي ات را تشخيص بدهي ؛ آن ديگر به تو تعلق ندارد . نا پيوستگي روي خواهد داد . حالا شكافي وجود دارد ، انسان قديمي مرده است و انسان جديدي آمده است . آن چيزي است كه به عنوان تولد شناخته شده است .. هستي دوباره .. متولد .تانترا فلسفي نيست ، وجودي است . بنابراين البته دوي سوالاتي مي پرسد كه فلسفي بودن را آشكار مي كنند ، اما شيوا براي پاسخ دادن به آنها آن گونه عمل نمي كند . بنابراين بهتر است آن را در همين آغاز درك كنيم ؛ وگرنه متعجب خواهي شد ، زيرا شيوا حتي به يك پرسش نيز پاسخ نمي دهد . تمام پرسشهايي كه دوي مي پرسد ، شيوا هرگز به آنها پاسخ نمي دهد . و با اين حال او پاسخ مي دهد ! و در واقع فقط او به آنها پاسخ داده است و نه هيچ كس ديگري .. اما با طرحي متفاوت .دوي مي پرسد : حقيقت وجودي تو چيست ، سرورم ؟ او به آن پاسخ نمي دهد . برعكس ، او يك تكنيك مي دهد .. انجام بده و خواهي دانست .براي تانترا ، انجام دادن شناختن است ، و شناخت ديگري وجود ندارد . مگر اين كه كاري انجام دهي ، مگر اين كه تغيير كني ، مگر اين كه چشم انداز متفاوتي براي ديدن آن داشته باشي ، مگر اين كه تو به بعد كاملاً متفاوتي غير از عقل و خرد پا بگذاري ، پاسخي وجود ندارد . پاسخ ها مي توانند داده شوند .. آنها دروغ هستند . تمام فيلسوفان دروغگو هستند . تو پرسشي مي پرسي و فيلسوف به تو پاسخ مي دهد . آن تو را راضي مي كند و يا نمي كند . اگر تو را راضي كند ، به كيش فلسفه روي مي آوري ، اما تو همان چيزي كه هستي باقي مي ماني . اگر تو را راضي نكند ، به جستجوي فلسفه ي ديگري مي گردي تا به آن وابسته شوي . اما تو همان باقي مي ماني ؛ هرگز لمس نشده اي ، تغيير نكرده اي . چه هندو باشي چه محمدي چه مسيحي يا يك جين ، فرقي نمي كند . شخص واقعي پشت نماي خارجي ، يك هندو يا محمدي يا مسيحي يكسان است . فقط واژگان متفاوت اند ، يا لباسها . انساني كه به كليسا يا معبد يا مسجد مي رود انسان مشابهي است . فقط چهره ها متفاوت اند ، و آن چهره ها هستند كه كاذب اند ، آنها نقاب اند . پشت نقاب تو انساني مشابه را خواهي يافت .. همان خشم ، همان تجاوز ، همان خشونت ، همان طمع ، همان شهوت .. همه چيز يكسان است . تمايلات جنسي يك محمدي با تمايلات جنسي يك هندو متفاوت است ؟ خشونت يك هندو با خشونت يك مسيحي متفاوت است ؟ آن همان است ! حقيقت يكسان باقي مي ماند ؛ فقط لباسها متفاوت اند . تانترا به لباسهايت علاقه مند نيست . تاترا به تو علاقه مند است . اگر پرسشي مي كني آن نشان مي دهد كه تو كجا هستي . همچنين آن نشان مي دهد جايي را كه هستي را نمي تواني ببيني ؛ به همين دليل است كه پرسش وجود دارد . مرد كور مي پرسد : نور چيست ؟ و فلسفه شروع مي كند به پاسخ دادن كه نور چيست . تانترا فقط اين را مي داند كه : اگر يك انسان مي پرسد نور چيست ، آن فقط نشان مي دهد كه او كور است . تانترا عملياتي را روي آن انسان آغاز خواهد كرد ، تغيير دادن او ، به گونه اي كه خودش بتواند ببيند . تانترا نمي خواهد بگويد كه نور چيست . تاتنرا مي گويد كه چگونه به بينش مي توان رسيد ، چگونه به ديدن مي توان رسيد ، چگونه به بينايي مي توان رسيد . وقتي كه بينايي آنجاست ، پاسخ نيز آنجا خواهد بود . تانترا نمي خواهد كه به تو پاسخ بدهد ، تانترا مي خواهد به تو تكنيك بدهد تا به پاسخ برسي . حالا ، اين پاسخ نبايد عقلاني باشد . اگر چيزي در مورد نور به مرد كور بگويي ، اين عقلاني است . اگر مرد كور خودش بتواند ببيند ، اين وجودي است . به همين دليل است كه مي گويم تانترا وجودي است . بنابراين شيوا به پرسشهاي دوي پاسخ نمي دهد ، با اين حال ، او مي خواهد پاسخ دهد .. اولين نكته .نكته ي دوم : اين نوع متفاوتي از زبان است . شما بايد چيزهايي را در موردش بدانيد قبل از اين كه وارد آن بشويم . تمام رساله هاي تانترا گفتگوي ميان شيوا و دوي است . دوي مي پرسد و شيوا پاسخ مي دهد . تمام رساله هاي شيوا اين گونه آغاز مي شود . چرا ؟ چرا با اين روش ؟ آن بسيار پر معني است . آن گفتگويي ميان يك استاد و مريد نيست ، آن گقتگويي ميان دو عاشق است . و تانترا از اين طريق چيز بسيار پر معني اي را مي فهماند : كه آموزه هاي عميق تر نمي تواند داده شود مگر اين كه عشقي ميان دو نفر وجود داشته باشد .. مريد و استاد . مريد و استاد بايد عميقاً عاشق باشند . فقط آن زمان است كه تعالي ، ماورا ، مي تواند توصيف شود .بنابراين آن زبان عشق است ؛ مريد بايد در حالت عشق باشد . و نه فقط اين ، زيرا دوستان مي توانند عشاق باشند

  2. # ADS
    Circuit advertisement
    تاریخ عضویت
    Always
    نوشته ها
    Many
    آفرینش گستر
     

  3. #2
    کاربر انجمن

    تاریخ عضویت
    19-12-2009
    نوشته ها
    894
    سایر رشته ها
    سپاس
    0
    32 سپاس در 27 پست
    امتياز:11130Array

    پیش فرض

    تانترا مي گويد مريد با پذيرندگي حركت مي كند ، بنابراين مريد بايد در يك پذيرندگي زنانه باشد ؛ فقط آن زمان ممكن است كه چيزي روي دهد . تو نيازي نداري كه يك زن باشي تا بتواني يك مريد باشي ، اما تو نياز داري كه در يك حالت پذيرندگي زنانه قرار بگيري . وقتي دوي مي پرسد ، به معني آن است كه پذيرندگي زنانه مي پرسد . چرا اين تأكيد بر پذيرندگي زنانه ؟مرد و زن فقط از نظر فيزيكي متفاوت نيستند ، آنها از لحاظ روان شناسي نيز متفاوت اند . سكس فقط در بدن متفاوت نيست ؛ در روان ها نيز تفاوت وجود دارد .ذهن زنانه يعني پذيرندگي .. پذيرندگي كامل ، تسليم ، عشق . يك مريد نيازمند يك پذيرندگي زنانه است ؛ وگرنه قادر به يادگيري نخواهد بود . تو مي تواني بپرسي ، اما اگر باز نباشي نمي تواني پاسخ را دريافت كني . تو مي تواني پرسش كني و همچنان بسته باقي بماني . پس پاسخ نمي تواند در تو نفوذ كند . درهاي تو بسته اند ؛ تو مرده اي . باز نيستي .يك پذيرندگي زنانه يعني پذيرندگي اي همچون يك زهدان در عمق درون ، كه بتواني دريافت كني . يك زن فقط دريافت كننده نيست ، لحظه اي كه آن را دريافت مي كند ، آن بخشي از بدن او مي شود . يك كودك دريافت كرده است . يك زن حامله شده است ؛ لحظه اي كه لقاح صورت مي گيرد ، كودك بخشي از بدن زنانه مي شود . آن بيگانه نيست ، خارجي نيست . آن جذب شده است . حال كودك همچون چيزي كه به مادر اضافه شده است نمي زيد ، بلكه او بخشي از او است ، بخشي از مادر است . و فقط كودك را دريافت نمي كند : بدن زنانه آفريننده مي شود ؛ كودك شروع به رشد مي كند . يك مريد نيازمند پذيرندگي زهدان- مانند است . هرچه كه برسد نبايد همچون يك دانش مرده جمع شود . آن بايد در تو رشد كند ؛ بايد خون و استخوان تو شود . آن حالا بايد تبديل به يك عضو شود . بايد رشد كند ! اين رشد تو را تغيير خواهد داد ، تو را متحول خواهد كرد .. دريافت كننده . به همين دليل است كه تانترا اين شيوه را به كار مي گيرد . هر رساله اي با پرسش دوي و پاسخ شيوا آغاز مي شود . دوي همسر و شريك شيوا است ، بخش زنانه ي او . و يك نكته ي ديگر ... حال روان شناسي مدرن ، مخصوصاً روان شناسي شناخت ، مي گويد كه انسان هم مرد است هم زن . هيچ كس فقط مرد و هيچ كس فقط زن نيست ؛ هر كسي دو جنسي است . هر دو جنس آنجا هستند . اين تحقيق بسيار جديد در غرب است ، اما در تانترا هزاران سال است كه اين يكي از مفاهيم اساسي و پايه بوده است . بايد تصاويري از شيوا را ديده باشيد .. آرد هانا ريشوار .. نيم مرد ، نيم زن . مفهومي شبيه آن در كل تاريخ انساني وجودي ندارد . شيوا همچون يك نيم مرد ، نيم زن مجسم شده است .بنابراين دوي فقط يك همسر و شريك نيست ، او نيمه ي ديگر شيوا است . و تا وقتي كه مريد نيمه ي ديگر استاد نشود ممكن نيست كه آموزه ي متعالي منتقل شود ، روشهاي محرمانه . وقتي شما يگانه شديد ديگر شك و شبهه اي وجود ندارد . وقتي كه با استاد يگانه هستي .. كاملاً يگانه ، عميقاً يگانه .. منطق و استدلالي وجود ندارد ، دليلي وجود ندارد . فرد به سادگي جذب مي كند ؛ فرد يك زهدان مي شود . و آنگاه آموزه در تو رشد مي كند و تو را تغيير مي دهد . به همين دليل است كه تانترا به زبان عشق نوشته شده است . چيزي در مورد زبان عشق بايد فهميده شود . دو نوع زبان وجود دارد « زبان منطقي و زبان عشق . تفاوتهاي مقدماتي ميان هر دو وجود دارد . زبان منطقي خشن و سخت و جدلي است . اگر زبان منطقي را به كار برم سلطه گر ذهن تو مي شوم . سعي مي كنم تو را متقاعد كنم ، تو را تبديل كنم ، از تو يك عروسك خيمه شب بازي بسازم . استدلال من درست است و تو اشتباه مي كني . زبان منطقي خود محور است : من درست مي گويم و تو اشتباه مي كني ، بنابراين من بايد ثابت كنم كه تو اشتباه مي كني و من درست مي گويم . من به تو علاقه مند نيستم . من به نفس خود علاقه مندم . نفس من هميشه درست مي گويد . زبان عشق كاملاً متفاوت است . من به نفسم علاقه مند نيستم ؛ من به تو علاقه مندم . من علاقه مند نيستم كه چيزي را ثابت كنم ، تا نفسم را نيرومند كنم . من علاقه مندم تا به تو كمك كنم . كمك به رشد تو يك شفقت است ، كمك به تو براي تحول ، كمك به تو براي تولد دوباره . دوماً ، منطق هميشه عقلاني مي باشد . اصول و عقايد مهم مي باشند ، استدلالات مهم مي باشند . با زبان عشق چيزي كه گفته شده زياد مهم نيست ؛ واژه مهم نيست ؛ محتوي و پيغام بسيار مهمتر است . آن گفتگويي قلب به قلب است ، نه يك مناظره ي ذهن به ذهن . آن مذاكره نيست ، آن مشاركت است . بنابراين اين كمياب است : او در آغوش شيوا نشسته است ، و شيوا پاسخ مي دهد . اين گفتگوي عشق است .. نه ستيز و كشمكش ، همچنان كه اگر شيوا با خود صحبت كند ، چرا اين تأكيد بر عشق .. زبان عشق ؟ زيرا اگر تو با استادت در عشق باشي ، سپس كل تركيب عوض مي شود ؛ متفاوت مي شود . آنگاه تو واژگان او را نمي شنوي . آ»گاه تو او را مي نوشي . آنگاه واژگان نامربوط هستند . در واقع سكوت ميان واژگان بسيار مهمتر مي شوند . چيزي كه او مي گويد ممكن است با معني باشد يا نباشد . .. اما آن چشمان او است ، حركات او ، شفقت او ، عشق او .به همين دليل است كه تانرا شيوه ي ثابتي دارد ، يك ساختار . هر رساله با پرسش دوي و پاسخ شيوا آغاز مي شود . هيچ استدلالي وجود ندارد ، هيچ تفريط كاري در واژگان . گفته هاي ساده اي از حقيقت در آن وجود دارد ، پيغام هاي كوتاه بي هيچ مروري يراي متقاعد كردن ، بلكه فقط شرح دادن . اگر با شيوا رويا رو شوي با يك پرسش و با يك ذهن بسته ، او به تو با اين شيوه جواب نخواهد داد . نخست بسته بودن تو بايد شكسته شود . سپس او بايد مهاجم باشد . سپس عقايد و تعصبات تو بايد خراب شوند . تا وقتي كه گذشته ات را كامل پاك نكرده اي ، هيج چيز به تو نمي تواند داده شود . اما در مورد دوي ، دوي گذشته اي ندارد . به ياد داشته باش ، وقتي كه تو عميقاً در عشقي ذهن تو باز مي ايستد . گذشته اي وجود ندارد ؛ فقط لحظه ي حاظر همه چيز مي شود . وقتي كه تو در عشقي ، لحظه ي حاظر تنها زمان است ، حال ، كل است .. نه گذشته اي ، نه آينده اي . بنابراين دوي باز است . دفاعي وجود ندارد .. چيزي براي پاك شدن وجود ندارد ، چيزي براي خراب شدن وجود ندارد . خاك آماده است ، فقط يك دانه بايد انداخته شود . خاك فقط آماده نيست ، بلكه پذيرا است .

اطلاعات موضوع

کاربرانی که در حال مشاهده این موضوع هستند

در حال حاضر 1 کاربر در حال مشاهده این موضوع است. (0 کاربران و 1 مهمان ها)

موضوعات مشابه

  1. دانلود كتاب ميكرو الكترونيك رضوی
    توسط spow در انجمن کتب فارسی
    پاسخ ها: 2
    آخرين نوشته: 03-07-2015, 17:09
  2. پاسخ ها: 0
    آخرين نوشته: 30-12-2011, 11:12
  3. پاسخ ها: 0
    آخرين نوشته: 18-09-2010, 21:48
  4. دانلود: مجموعه كتابهاي دكتر علي شريعتي
    توسط Architect در انجمن کتابخانه ادبیات
    پاسخ ها: 6
    آخرين نوشته: 29-08-2010, 04:31

کلمات کلیدی این موضوع

Bookmarks

مجوز های ارسال و ویرایش

  • شما نمیتوانید موضوع جدیدی ارسال کنید
  • شما امکان ارسال پاسخ را ندارید
  • شما نمیتوانید فایل پیوست کنید.
  • شما نمیتوانید پست های خود را ویرایش کنید
  •