تبلیغات
تبلیغات


برخی از محصولات فروشگاه نواندیشان
پکیج آموزشی الکترونیک - مخابرات پکیج آموزشی قدرت - کنترل مجموعه کامل Solidworks
نقشه gis منطقه 1 تهران نقشه کد کامل تهران به صورت قطعه بندی شده نقشه gis منطقه 5 تهران
نقشه gis منطقه 2 تهران جزوه آموزش ADO نقشه gis منطقه 6 تهران
نقشه gis منطقه 3 تهران مجموعه مقالات مهندسی مکانیک ساخت و تولید نقشه gis منطقه 12 تهران

درخواست و دانلود مقالات علمي رايگان | انجام پروژه های معماری | مسابقات تالارها | ترجمه مقالات تخصصی با قیمت دانشجویی
صفحه 1 از 5 12345 آخرینآخرین
نمایش نتایج: از شماره 1 تا 10 , از مجموع 43

موضوع: 1 معمار....1 معماری

  1. #1

    تاریخ عضویت
    10-06-2011
    نوشته ها
    11,489
    مهندسی معماری
    معماری
    امتياز طلايي
    34
    سپاس
    950
    1,196 سپاس در 691 پست
    امتياز:49177Array


    پیش فرض 1 معمار....1 معماری

    باب اول
    معمار:ریچارد میر
    معماری:خانه ی داگلاس


    ریچارد میر متولد 1934 نیو جرسی در دانشگاه کرنل در رشته معماری تحصیل کرد. ریچارد میر ملقب به شوالیه سفید پست مدرنیسم پیش از تاسیس دفتر کار خود در نیویورک در سال 1963 ، با سام و مارسل بروئر همکاری می کرد.وی ابتدا در زمینه ساختنمان سازی برای طبقه مرفه فعالیت کرد همچنین مطالعات وسیعی در زمینه ساختمان های عمومی انجام داد و در سال 1969 ، به عضویت گروه پنج نیویورک در آمد.

    سفیدهای گروه پنج ( ریچارد میر، پیتر آیزمن ، مایکل گریوز ، جان هجداک ، چارلز گواتمی) برای مخالفت با ونتوری و گریز دوره سفید ، قهرمانان ، رایت ، گروپیوس ، تراگنی و به خصوص لوکوربوزیه را احیا کردند ، اما مسائلی از زیبایی شناسی را در خود به کار بردند که خالی از هر گونه تعهد و تعصب اجتماعی بود.


    سفید رنگ مورد علاقه ریچارد میر است و این چیزی بیش از یک تمایل شخصی است و سخنان زیادی را در مورد دیدگاه اصلی میر به معماری بیان می کند،او می خواهد ساختمان هایش در تضاد نور و رنگ با پیرامونشان و در کل با طبیعت باشند،تا اینکه با طبیعت ادغام شده و یا رشد خود را از دل طبیعت آغاز کنند،او می خواهد جهت های دید را به حداقل ممکن برساند تا اینکه بیننده بتواند بر روی چیزی که لوکوربوزیه بازی ماهرانه ،درست و باشکوه فرم ها در نور می نامند،تمرکز کند و نیز او مادیت ساختمان را (لذت استفاده از کیفیت های خاص مصالح ساختمانی مختلف)چنان با اهمیت نمی پندارد،اینکه مصالح از چوب،فلز یا بتن باشند تا زمانی که به رنگ سفید درآمده باشند فرقی با یکدیگر ندارند.ساختمان های میر تمایل به ایستادن در محیطشان و شناساندن خود به اطراف تا فرم ها،رنگ ها و بافت های آن را واضح و مشهود سازند.



    Atheneum


    modern white beach house

    ریچارد می یر بخاطر معماری و طرحهایش در تمام جهان شناخته شده و قابل احترام است.کمیسیونهای ارشد در ایالات متحده و اروپا شامل: کاخ دادگستری، تالارهای شهر، موزه ها،
    headquarterهای یکی شده، خانه سازی و اقامتگاههای شخصی را دریافت نموده. در میان اکثر پروژه های مشهورش، Getty Center در لس آنجلس، High Museum of Art در آتلانتا، جورجیا؛ موزه هنرهای تزئینی فرانکفورت آلمان، Canal + Television Headquarters در پاریس و موزۀ هنرهای معاصر بارسلونا در اسپانیا به چشم می خورند.

    خانه ی داگلاس

    خانه داگلاس

    خانه ی داگلاس نمونه ی کاملی برای روشن ساختن این مطالب است،این خانه با غرور میان درختان همیشه سبز و بر روی زمینی پرشیب و رو به مغرب در ساحل دریاچه ی میشیگان قزاز گرفته است و حضور آن ساحل را تغییر شکل داده و به آن مقیاس و شکوه می بخشد.خانه باعث می شود که محیطی طبیعی اطراف به عنوان موضوعی انسانی مطرح شود.در نگاه اول،خانه موضوعی تا حدی پیچیده به نظر می رسد،نمای رو به دریاچه با خطوط متقاطعی شبیه نقاشی های موندریان پوشیده شده است،فقط با این تفا,ت که سیاه نبوده و سفید می باشد و نیز رنگ خالصی در این میان به چشم نمی خورد.یک جفت دودکش فلزی که به طور هنرمندانه ای،غیر هم محور قرار گرفته اند،نقطه ی کانونی ترکیب بندی هستند و مانند میله ی راس کلیسا یا برج ساعت یک عمارت شهری به نظر می رسند.تراس های بازی در انتهای جنوبی خانه و بر روی سقف وجود دارند و اکثر فضاهایی که باز نیستند با شیشه محصور شده اند،هر چیزی دیگری از مصالح سفید مسطحی پوشیده شده است که در بررسی نزدیک تری،پوشش های چوبی می باشند که عمودی قرار گرفته،رنگ شده،جلا داده شده و اتصالاتشان از دید پنهان شده است.










    دیاگرام اصلی خانه به اندازه ی کافی ساده است، یک مکعب سه طبقه که در روی سکویی تو پر قرار گرفته و در مقطع به دو قسمت.یکی خصوصی،شامل محدوده ی اتاق خواب ها که رو به شیب هستند و دیگری عمومی که در برگیرنده ی زون نشیمن است و رو به دریاچه دارد،تقسیم شده است.این دیوار تقسیم کننده ی فضا صفحه ای ساده است که از پایین تا بالا کشیده شده و دارای نورگیر سقفی بزرگی در بالا و پنجره های افقی می باشد که برای دید از کریدور اتاق خواب ها به نشیمن آن را سوراخ کرده اند.






    دیاگرام



    در قسمت عمومی خانه،قسمت هایی از کف برای ایجاد فضاهایی به ارتفاع دو یا سه طبقه حذف شده اند و ارتباط میان اتاق های محصور و تراس های باز،با تغییر مکان دیوارهای بیرونی غیرباربر در هر تراز تغییر داده شده است.گاهی اوقات این برش ها و جا به جایی ها از فرم هایی منحنی تبعیت می کنند که یادآور فرم های خاص در ویلاهای لوکوربوزیه هستند.به یاد می آوریم که میر عضوی از گروه پنج معمار نیویورک می باشد که در دهه ی 1960 با شاهکار هایی از مدرنیست ابتدایی،مجددا مورد توجه قرار گرفت و میر فرم های آن ها و نه مصالح و سیاست های آرمان شهری شان را منبع الهام خود قرار داده بود.




    نشیمن دو طبقه

    نشیمن دو طبقه


    نمای رو به دریا

    نمای رو به دریا


    ورودی خانه در تراز سقف و از طریق پلی طولانی از فضای پارکینگی است که در دل شیب کنده شده است.یک پلکان ساده با دو بازو در گوشه ی شمال شرقی خانه ،تمام تراز ها را با یکدیگر مرتبط می سازد.پله ی خارجی دیگری با بیرون زدگی به سمت دریاچه،تراس ها در کنج مقابل به یکدیگر مرتبط می سازد.از پایین ترین پاگرد این پله می توان با نردبانی که در صخره ی طبیعی پای ساختمان نصب شده است به مسیری پیاده دسترسی پیدا کرد که به ساحل راه دارد.



    ورودی به خانه از طریق پل








    تراس مشرف به ناهارخوری



    پلان طبقه همکف

    پلان طبقه اول


    نمای غربی


    نمای شمالی






    ریچارد می یر برترین افتخارات موجود در معماری را دریافت کرده است:
    -در
    ۱۹۸۹ موسسۀ سلطنتی معماران بریتانیا مدال طلای سلطنتی را به او تقدیم کرد
    - در
    ۱۹۹۲ دولت فرانسه امتیاز ویژۀ Officier de l’Ordre des Arts et desLettres را به او اعطا کرد.
    -
    Deutscher Architekture Preis را در ۱۹۹۳دریافت کرد .
    - در
    ۱۹۹۵ فرد منتخب آکادمی علوم و هنر آمریکا می شود.
    - در
    ۱۹۹۷ مدال طلای AIA را در تشخیص موفقیتی ابدی در هنرها از موسسۀ معماری آمریکا به خوبی Praemium Imperiale از دولت ژاپنی دریافت کرد.
    - در سال
    ۱۹۸۴ جایزۀ Pritzker را بخاطر بالاترین امتیاز در زمینۀ تفکر صحیح در معماری دریافت کرد؛ او جوانترین دریافت کنندۀ این جایزه در تاریخ Pritzker Prize بود. در همان سال می یر از نظر هیئت داوران برای طراحی ۱ میلیارد دلاری Getty Center در لس آنجلس- کالیفرنیا، معمار منتخب شناخته شد.
    او مقالات متعددی در سراسر جهان ارائه داده است و در موارد بیشماری از اعضای هیئت داوران مسابقات مختلف بوده است. کتابهای زیادی تالیف نموده و موضوع بسیاری از کتابها، ویژه نامه ها، روزنامه ها و مقالات بیشماری در مجلات بوده است.
    علاوه بر عضویت در هیئت مدیرۀ
    Cooper Hewitt National DesignMuseum و American Academy در رم همچنین عضو آکادمی هنر و علوم آمریکا، آکادمی معماری بلژیک و فرانسه، Bund Deutscher Architekten و آکادمی هنر و ادبیات آمریکا نیز می باشد؛ به واسطۀ اینکه جایزۀ Brunner در معماری را در ۱۹۷۶دریافت کرد
    می یر از سال
    ۱۹۵۶ در Cooper Union، دانشگاه Princeton، موسسۀ Pratt، دانشگاه هاروارد، دانشگاه Yale و UCLA آموزش دیده است. او کلاس Frank T. Rhodes (استاد دانشگاه در دانشگاه Cornell (را بدست می گیرد
    او هم چنین عضو موسسۀ معماران آمریکاست که نشان افتخار
    New York Chapter را در ۱۹۸۰ و مدال طلا از Los Angeles Chapter را در ۱۹۹۸ دریافت کرد. جوایز متعدد طراحی اش شامل:
    ۲۹ نشان افتخار AIA بین المللی و ۵۳ جایزۀ طراحی AIA نیویورک.
    آقای می یر مدرک معماری اش را در دانشگاه
    Cornell دریافت نمود و درجات افتخاری از دانشگاه Naples، موسسۀ تکنولوژی نیوجرسی، مدرسۀ جدید پژوهشهای اجتماعی، موسسۀ Pratt و دانشگاه بخارست.




    [لینک فقط برای اعضای ثبت نام شده قابل مشاهده می باشد ]

  2. # ADS
    Circuit advertisement
    تاریخ عضویت
    Always
    نوشته ها
    Many
     

  3. #2

    تاریخ عضویت
    10-06-2011
    نوشته ها
    11,489
    مهندسی معماری
    معماری
    امتياز طلايي
    34
    سپاس
    950
    1,196 سپاس در 691 پست
    امتياز:49177Array


    پیش فرض

    باب دوم
    معمار:پیتر آیزنمن

    معماری:خانه ی شش



    پیتر ایزنمن یک معمار ویک معلم میباشد پيتر آيزنمن در ۱۱ اگوست سال ۱۹۳۲ در نيویورك، ايالت نيوجرسي به دنيا آمد. او مدرك ليسانس معماري خود را از دانشگاه كرنل، مدرك فوق ليسانس خود را از دانشگاه كلمبيا و دكتراي خود را ازدانشگاه كمبريج دريافت كرد
    به وی یک دكتراي افتخاري هنرهای زيبا از طرف دانشگاايلينويزشیکاگو اهدا گردیده است.در سال 1967وی انستیتو نیویورک را برای دانشجویان معماری وشهر سازی تاسیس کرد پیترایزنمن ساختما نها را با دو معيار مي سنجد يكي اينكه چه مدت در تعلق به حال باقي مي مانند و ديگر اينكه چه مدت در تاريخ خودشان را حفظ مي كنند او معتقد است كه: بعضي از ساختمانهاي كنوني بودن خود را از دست ميدهند و هرگز جزئي از تاريخ نمي شوند . ساختمانها مي توانند 50 تا 100سال تعلق به حال داشته باشند.او در حال حاضر تنها مبحثي را كه در دانشگاه تدرس مي كند مر بوط به پالاديو است. در كار پالديو چيزي است كه او شيفته آن است وآن اختراع تيپولوژي است. اختراع( تيپولوژي اجتماعي و فرم ساختماني) كه با ديگر كارهاي زمانه اش در يك رديف قرار نمي گيرند و بايد اقرار كرد كه ما هنوز مشغول ساختن ويلاهاي پالاديويي هستيم و اين موضوع آيزنمن رابرانگیخته که پست مدرن نیسمها پالادیو را به خاطر اینکه جایی در اصول فکری انها ندارد سرکوب کرده اند و پالاديو را در حاشيه گذاشته اند وگمانه میزنیم که وجه اشتراک پالادیو وایزنمن در این است که هر دو به منتقدانشان ارتباطشان با تاریخ قطع شده است.در سال(۱۹۸۰)پس ازسالها تدريس و نوشتن كتاب و نوشتن تئوري هاي قابل قبول ،كار حرفه اي خود را در زمينه ي طراحي و ساختن آغاز كرد كه شامل خانه هايي با مقياس بزرگ و پروژه هاي شهري و نيز فعاليتهايي در زمينه ي آموزش دانشگاهي و يك سري خانه هاي شخصي بود.



    Memorial to the Murdered Jews of Europe, Berlin, Peter Eisenman1997-2004,




    خانه ی شش



    در مورد اینکه خانه ی شش صولا می تواند یک خانه و محلی برای زندگی باشد تردید وجود دارد.این خانه نمایانگر نقطه ی اوج مرحله ی اول حرفه پیتر آیزنمن است،مرحله ای که او در آن معماری مفهومی کاملی را ارائه داد. خانه های ابتدایی او از چیزی ترکیب شده بودند که وی رسمی و جهانی می نامید.عبارتی که به خودی خود معنایی نداشته و با کانسپت های عادی مانند زمینه و عملکرد،کاری نداشتند ولی با این حال به طریقی ذاتا معماری بودند.مطابق نظرات آیزنمن،خانه ی شش در نگرشی به صورت خاتمه یافتن یک روند،حتی یک شی یا موضوع محسوب نمی شود،بلکه تظاهر کالبدی و ثبت یک روند است،این روند نوعی بازی است که در آن ترکیبی از این جهان های رسمی تغییر شکل یافته و با یک سلسله حرکات ناشی از قوانینی نانوشته،پیچیدگی یافته اند.سطوح مستطیلی ،وید های مکعبی و عناصر خطی (که آن ها را دیوار،اتاق و ستون خطاب نمی کنیم) گام به گام جابه جا شده،تقسیم شده،تکثیر شده،از هم تفریق شده،دوران یافته و کشیده شده اند،و این عمل تا جایی ادامه یافته است که معمار بداند این روند به اندازه ی کافی پخته شده است و در این نقطه است که ترکیب بندی به دست آمده ،خانه نامیده می شود.



    بازی خطوط و حجم ها







    اکنون در این محل طراحی شده،باید شخصی زندگی کند،سوزان و دیک فرانک اهل نیویورک یک تاریخ دان هنر و یک عکاس،این خانه را یک کلبه ی مخصوص تعطیلات آخر هفته قلمداد کردند.آن ها تجاربی جالب و گاهی مضحک را در کتابی به تالیف سوزان فرانک به نام خانه ی شش اثر پیتر آیزنمن،پاسخ کارفرما منتشر شده به سال 1994 بیان کردند.
    با نگاهی به طرح اولین اسکیس ارائه شده،مشخص می شود که خانواده ی فرانک اساسا با اهداف هنرمندانه ی آیزنمن موافق بودند.آن ها نقطه ی کانونی خانه را که تقاطع دو پلکان بود پذیرفته و حتی از آن محفوظ شده بودند.یکی از پله ها که به رنگ سبز بود،پله ای عادی بود که دسترسی به طبقه ی اول را به روشی معمول فراهم می نمود،پله ای دیگر در زاویه ی قائمه با آن و به رنگ قرمز از طبقه ی اول تا بام کشیده شده بود ولی بلااستفاده بود،چرا که برعکس تعبیه شده بود.خانواده ی فرانک از اینکه آیزنمن تنها یک اتاق خواب کوچک برای این خانه طراحی کرده و فضای نشیمن همکف را در ارتفاع دو طبقه طراحی کرده بود رضایت چندانی نداشتند،چرا که این،هدر دادن فضا بود و نشیمن دو طبقه باید حذف می شد،آبزنمن با اکراه این مسئله را پذیرفت و این فقدان را با حذف قسمت هایی از کف در کنار پلکان جبران کرد،به گونه ای که ارتباط بصری میان این دو تراز حفظ شود،او تاکید بر این داشت که اتاق خواب جدید ایجاد شده در بالای پذیرایی ،یک گشودگی در کف خود داشته باشد.جالب است که خانواده ی فرانک با این امر موافقت کردند و تختخواب دو نفره ی اتاق خواب را با دو تخت یک نفره،برای حفظ خلوص ایده ی طراحی عوض کردند.آن ها با وجود اینکه اصرار به وجود فضا برای یک میز نهارخوری شش نفره داشتند مجبور به قبول یک ستون ناخوانده که به ناچار،یک میهمانی اضافی شام بود گردیدند.در ساخت این خانه از برخی نکات عملی ساختمان سازی غفلت شده است.سازه ی اصلی ساختمان،یک قاب چوبی استاندارد امریکایی است که با تخته چندلا پوشیده شده و اندودکاری گردیده است.جزئیات ساختمانی ارائه شده توسط آیزنمن چیزی بالاتر از حالت بهینه بود و پیمانکار آمادگی برای چنین پیچیدگی اتصالات را نداشت و در نتیجه نازک کاری ترک برداشته،سقف چکه کرد و چوب شروع به پوسیدن نمود.خانواده ی فرانک هنگامی که شروع به بازسازی خانه به منظور خشک کردن فضاهای داخل نمودند متهم به نخریب اثر هنری شدند،با وجود این بر خلاف تمامی محاکماتی که باید تحمل می کردند،به خانه وفادار باقی مانده و از کیفیت های خاص آن لذت بردند،مخلوطی از نور دلچسب روز که از ترکیب پنجره ها،نورگیرهای سقفی و پانل های نیمه شفاف به نام کالوال به داخل فضا راه می یافت،دیدهای جذاب داخلی و نیز فرم بیرونی بسیار زیبا.





    سازه ی اصلی ساختمان،یک قاب چوبی استاندارد امریکایی است که با تخته چندلا پوشیده شده و اندودکاری گردیده است















    نمای شرقی



    نمای غربی



    نمای شمالی



    نمای جنوبی



    پلان همکف



    پلان طبقه اول







    در سال (۱۹۸۵)، آقاي آيزنمن جايزه ي (شيرسنگي) را براي پروژه ي رومئوژوليت خود در سومين بينال معماري در ونيز دريافت كرد. در بينال پنجم هم او يكي از دو معماري بود كه به عنوان نماينده ي ايالات متحده شركت داشت و پروژه هاي ارائه شده توسط ايشان در موزه ها وگالري هاي سر تاسر دنيا نمايش داده شد. در ضمن تا سال (۱۹۸۲)به عنوان بنيانگذار و مدير(انستيتو معماري و شهرسازي) بوده و به عنوان منبع تفكر و انديشه براي نقد معماري به شمار مي آمد.آيزنمن تعداد زيادي جايزه دريافت كرد بورس تحصيلي گوين هايم (۱۹۷۶)، جايزه ي( برانئر) از آكادمي هنر وادبيات و جايزه ي بين المللي براي هنر،جايزه ي افتخاري از انستيتو معماري آمريكا به خاطر مركزي در اهايو (۱۹۸۹)، جايزه ي بين المللي براي طراحي شركت مركزي( كوزميئي سانگيو) در توكيوي ژاپن(۱۹۹۱) نقطه شروع آيزنمن آيين افلاطوني است.نخست صورت ناب وذهني وكامل بود كه ازطريق هبوط پيوسته و متواتر به واقعيت نزديك مي شد. تفكر آيزنمن غيرديني است و چنين تفكري در شرايط امروزي اين احساس را به دست می دهدكه كاملا از اين گونه مسائل (مسائل دینی) جداست.معماري آيزنمن مي كوشد تا در سايه تحريك تخيل و تصور و پذيرش نا متعارفها از دام ماليخوليا بگريزد به اين ترتيب كه اينها را به عنوان عناصري مثبت در ساختن مكان جديدی براي لا مكانها يا مامني كه در آن معمار اراده فرماتيو خود را باز شناسد تلقي ميكند. اين محصول مصنوعي مكان بنا برهمه آن دلايل پاسخ مثبت اوست به لامكاني وبه ماليخوليايي فقدان وازدست دادنهايي كه پيوسته دركمين وهمراه با اين لا مكاني هاست.در كارهاي اخير او نشان از توهم ذهني وجود ندارد. حتي از كمترين و دقيقترين نشانه اي از، خود گول زني نيزوجود ندارد چرا كه هنر مدرن از تبار(آيزنمن و بودلر) آگاهانه و هشيارانه مسخ شدگي غير واقعيت رامي پذيرد.استراتژي نهفته در غوطه وري عميق تحليلي درهندسه كه پايه طرحهاي او را مي سازد هرگز نبايد به عنوان بازي!(صرف فرم) برداشت شود ودر وراي اين هندسه ها كه پيوستگي ابعاد خود را تكثير ميكنند و يا مدولاسيونهايي را كاهش و افزايش مي دهند.در(فراكتال) شكفتگي و سرشاري وجود دارد كه بدان وسيله گريز از متعارفها، ساختار حفاظتي اشراقي خود را پي مي ريزد.آيزنمن معمار فرمهاي مكعبي و سري خانه هاي 1 تا 10 به سمتي پيش مي رود كه مسئله مكان در پيش زمينه قرار گرفته است و با اين حال او كاري به ديگران ندارد وی با روح نوستالژيك هوشمندانه و نبوغ آساي خود خيال مي كند كه مي تواند مكان را در تسلط خويش در آورد و معماري خويش را بر آن بنا نهد.چنين به نظر مي رسد كه معماري آيزنمن درسالهاي اخيربرموقعيت تبعيدي اش همچنان پاي مي فشارد اين معماري اعم ازاينكه در شهرها ساخته شود يا در محيط هاي دانشگاهي ويا درتوابع وحومه هاي شهري، در آنچه كه خلق مي كند، ريشه ندارد به عبارت ديگرنه تنها ازتداوم منطق دروني با تمام براهين و مظامين قومي و تاريخي كه ظاهرا بايد نقطه عزيمتشان از توپوگرافي وخاطره ها كشف شود ناشي نمي شود بلكه برعكس نخستين وظيفه عبارت است از دريافت و شناخت اين غريبگي و غيبت مناسبات سمپاتيك بين معماري و مكاني كه اين معماري در آن ساخته مي شود.از زمان كانت به اين سوزيبايي شناسي مدرن با دوگانگي مواجه بوده كه معماري روحاني نتيجه شكست در رويا رويي با مشكل فرم مفروض است. معماري مورد علاقه آيزنمن معماري پالاديو(لوكوربوزيه – ترايني –مورتي)كاملا عكس اين معماري است، مقاوم دربرابرزيبايي شناسي روحاني و كوشا درجهت حفظ و موجوديت فرم هوگو فريد ريش در تفسير خود بر كتاب( "فلسفه كمپوزيسيون"اثر ادگار آلن پو) به نكته اي بر مي خورد كه تمام تازگي شعر آلن پو در آن است. طرح پيشنهادي احساس شاعرانه كلاسيكي به پيش زمينه مي دهد. آنچه كه در نتيجه ظاهر مي شود عين فرم و در حقيقت جوهر شعر است و آنچه كه هدف آن جوهر به نظر مي آيد در حقيقت حاصل فعاليت شاعرانه است. معماري اخير آيزنمن نيز همين روال را طي ميكند معني و دلالت اوليه كه بايستي از راه زبان فرمال به بيان درآيد وجود ندارد .‍‍ روش آیزنمن در عمل معماري، كاملا عكس درك كلاسيك گرته برداري و اصل تقليد به مثابه پايه هاي اساسي كار معماري است. تقليدي در كار نيست نه از آلونكي ابتدايي و نه از نظام طبيعت ونه از منابع عظيم زندگي مدرن اجتماعي، هيچ نشاني نيز از درك معماري مبتني بر تكميل مدلهاي الگويي يا درسهاي تاريخي وجود ندارد.شايد در عصر حاضر معمار ديگري نباشد كه چنين آشكارا از تمام مفاهيم تكاملي زيبايي شناسي معماري و پايه هاي تاريخي آن فاصله گرفته باشد و معماري او با كلماتي بي بديل از بي نظمي جهان مدرن، ضعف عمل انساني و ناتواني و فتور دانش ما و از محيط سخن مي گويد. اين خوداثراست كه به زبان سخن مي گشايد، اما اين سخن قصه گويي به روال رايج نيست، كه اين خانه شبيه فلان است و اين مكان مثل بهمان! منتهاي معماري او خود به عنوان مفهوم اين مكانها و ثبات ساختاري و حقيقت هندسه، در برداشتي كه بر تاكيد ها و نفي ها و بر شك و ابهام استوار است پرسش بر انگيز هستند. اما معماري او بعد تاويلي نيز دارد به گونه اي كه تفسير يك عمل به معني اجراي آن است درست مثل پيانيستي كه متن نوشته شده موسيقي را مي نوازد شرط تاويلي معماري آيزنمن در توليد و ساخت و بيان زمان و فضا شرط التزامي است.




    [لینک فقط برای اعضای ثبت نام شده قابل مشاهده می باشد ]

  4. #3

    تاریخ عضویت
    10-06-2011
    نوشته ها
    11,489
    مهندسی معماری
    معماری
    امتياز طلايي
    34
    سپاس
    950
    1,196 سپاس در 691 پست
    امتياز:49177Array


    پیش فرض

    باب سوم
    معمار:'گریت ریتولد
    معماری:خانه ی شرودر


    (Dutch, 1888-1964)

    جهانی را تصور کنید که تنها صور موجو آن،خطوط و صفحات شناور هستند،همگی در زاویه ی قائمه بوده و تنها رنگ های موجود،سیاه،سفید،قرمز،آبی و زرد هستند،به عبارت دیگر یک نقاشی سه بعدی وسیع توسط موندریان نقاش معروف آلمانی سبک کوبیسم و نئوپلاتیسیسم خانهی شرودر نمونه ی کوچکی از این جهان است،یک قطعه از شهر یکپارچه ی آینده که در آن زندگی و هنر نهایتا یکی شده اند.این تصور گروه دو استیل از نقاشان پیشرو و طراحانی بود که پس از جنگ جهانی اول در هلند کار می کردند.اعضای این گروه تئو ون دویسبورگ، جی جی پی اود، رابرت ونت هوف و البته پیت موندریان بودند.
    گریت ریتولد همکار طراحی خانه ی شرودر،در سال 1919 به عضویت گروه دو استیل در آمد.او اساسا طراح مبلمان بود و در سال قبل از این طراحی،یک مبل راحتی چوبی بنیادگرا طراحی کرده بود که رضایت بخش نبود.این مبل راحتی،رنگ نشده بود،اما زمانی در اوایل دهه ی 1920 با طرح رنگی از موندریان با نام مستعار صندلی آبی - قرمز به دنیای هنر معرفی شد.



    Red Blue Chair



    Housing Block Erasmuslaan 9 Utrecht The Netherlands Gerrit Rietveld 1931



    خانه ی شرودر



    ریتولد به غیر از طراحی مبلمان،تعداد کمی مغازه و فضاهای داخلی خانه های آپارتمانی را طراحی کرده بود،ولی خانه ی شرودر اولین ساختمان کامل او بود.کارفرمای این طرح تروس شرودر یک دارو ساز تجربی،اما با روحیه ای خلاق و ذاتا دوست دار هنر بود،هنگامی که همسرش (که وکیل بود) در گذشت،تروس شرودر تصمیم به آغاز زندگی جدیدی در خانه ی جدید با سه فرزند جوان خود گرفت.احتمالا ریتولد در آن زمان روابطی عاطفی با وی برقرار کرده بود.در غیر اینصورت،این روابط در هنگام مشارکت در طراحی خانه به وجود آمده بود.زمین پروژه کاملا معمولی بود،یک قطعه ی باقیمانده ی ، در انتهای ردیف خانه های تراسی آجری،اما در حومه ی شهر بود و و دید و منظر مناسبی به اطراف داشت،این منظر اکنون توسط شاهراهی مسدود شده است.
    خانه ی شرودر اگرچه دارای دیواری مشترک با آخرین خانه از سری خانه های تراسی است،کاملا به همسایه ی خود بی توجه است،گویی پیام ساختمان این است که آینده فرا رسیده و گذشته خارج از موضوع بحث است.این طرح نه تنها متشکل از دیوارها و سقف ها،بلکه صفحات مستقیم انتزاعی (آبستره)، در فرم های عمودی یا افقی و به رنگ سفید یا خاکستری می باشد.این صفحات چنان که ممکن است تصور شود از بتن نبوده،بلکه از آجر و چوب پرداختی ساخته شده اند.

















    صفحات به نظر شناور می رسند،خصوصا جلوی بالکن رو به جنوب شرقی و سقفی در بالای کنج شرقی که کاملا پوشیده از شیشه است.گویا عناصر خطی مانند جرزها،بندکشی ها،قاب در و پنجره و ستون های فلزی،به طور بارزی رنگ شده اند (سیاه،قرمز و زرد) تا نشان دهنده ی ساقه هایی باشند که صفحات ساختمان از آن بالا آمده اند،پنجره ها پوسته هایی از شیشه هستند که میان صفحات کشیده شده اند.قاب های لولایی تنها در دو حالت می توانند تنظیم شوند،باز یا بسته به صورت قائم






























    هیج تمایزی میان فضاهای داخلی و خارجی وجود ندارد.صفحات و خطوط قسمت های خارجی،مانند فضاهای داخلی ساختمان،سطوح خالص رنگ شده ای هستند که هیچ پرده یا فرشی در کنار آن ها وجود ندارد.مبلمانی که اکثر آن توکار طراحی شده است با همان زبان رسمی سخن می گوید.گنجه ها دو برابر تیغه های جداکننده هستند،میزها ادامه ی طاقچه ی پنجره ها بوده و تخت ها تشک هایی مسطح و جعبه مانند هستند.پلان در طبقه ی پایین،کاملا مطابق آداب و رسوم است و با دیوارهای باربری که شکل دهنده ی اتاق هایی متمایز طاحی شده است،اما در طبقه ی اول یک سیستم مبتکرانه از پارتیشن های لغزنده،فضا را به نشیمن روزانه و یا به مکانی برای تفریح و سرگرمی تبدیل می کند.


















    این پروژه اثری هنری محسوب می شود اما به عنوان یک خانه نیز به خوبی عمل می کند و تروس شرودر تا مرگ خود در سال 1985 در آن زندگی کرد.هم اکنون این ساختمان هم به عنوان یک بنا و هم به عنوان تصویری نمادین و خاطره ای هنری و در خشان جلوه می کند.این تصور دیری نپایید و پایان آن در سال 1924 آشکار شد،هنگامی که موندریان با ون دویسبورگ به دلیل اینکه جرات کرده بود خطوط اریب در نقاشی هایش به کار ببرد اختلاف نظر پیدا کرد.














































  5. #4

    تاریخ عضویت
    10-06-2011
    نوشته ها
    11,489
    مهندسی معماری
    معماری
    امتياز طلايي
    34
    سپاس
    950
    1,196 سپاس در 691 پست
    امتياز:49177Array


    پیش فرض

    باب چهارم
    معمار:مایکل گریوز
    معماری:خانه ی هنسلمن



    مایکل گریوز طلایه دار معماری و طراحی؛ متولد 1934 ایندیاناپولیس، امریکا.
    دریافت کننده بیش از 140 جایزه معتبر و تقدیر رسمی در رمینه معماری، طراحی داخلی و طراحی صنعتی از سران مملکتی، سازمانهای حرفه ای معماری همچون مؤسسه معماران امریکا AIA، مجامع طراحی، سازمانهای تجاری، نشریات و دانشگاهها. او بعنوان یک معمار، طراح و استاد دانشگاه مطرح است و دارای 11 دکتری افتخاری.

    در دانشگاه سینسیناتی اوهایو در دوره ای تحصیل کرد که متضمن تجربه عملی با Carl A. Strauss and Associates بود.
    تحصیلاتش را در هاروارد تکمیل کرد (1959) و با George Nelson معمار و طراح مشغول به کار شد. به اعتبار بورسیه ای از American Academy دو سال را در رم گذراند و بعد از بازگشتش (1962) در دانشگاه پرینستون ِ نیوجرسی – همانجاکه تا سال 1972 پروفسور معماری بود- به تدریس پرداخت.
    در 1964 مهارت شخصی اش را دریافت و در 1967 خانه هانسلمن در را فورت واین ِ ایندیانا ساخت
    .



    Walt Disney World Dolphin Resort Hotel Florida (1990) by Michael Graves



    مایکل گریوز در اواخر دهه ی 1960 به عنوان عضوی از گروهی به نام پنج نفر نیویورک با همکاری آیزنمن ، گواتمی ، هیدوک و میر توجه بسیاری را به خود جلب کرد.این گروه ، جمعی تا حدی مجازی بود که برای جلب اذهان عمومی تشکیل شده بود ، اما اعضا آن برخوردی همسان با معماری مدرن داشتند ، خصوصا دارای علاقه ای وافر به مدرنیسم پیوریست لوکوربوزیه همراه با بی اعتنایی کامل به ایده آل های ذاتی سوسیالیستی در سبک مدرن بودند.
    گریوز و همکارانش علاقه به فرم و فضا و نه آینده ی جامعه بودند.خانه های آن ها که به تفصیل در کتاب پنج معمار در سال 1975 انتشار یافت ، ظاهرا شبیه خانه های دهه ی 1920 و 1930 لوکوربوزیه بود ، به جز ساختمان هایی که مصالح غالبشان فلز و چوب به جای بتن مسلح و بلوک با اندودکاری بود.خانه ی هنسلمن اگرچه در ایندیانا ساخته شد، اما نمونه ای بارز از آداب و رسوم نیویودک می باشد.




    خانه ی هنسلمن





    خانه ی هنسلمن از آنجا که ارائه از سبک هندسی ابتدایی می باشد، هم فیگوراتیو (نمایش تمثیلی فرم ها) و هم آبستره (انتزاعی) می باشد.تشخیص اینکه کدام یک از این قواعد بر دیگری چیره است دشوار است ، اگرچه این سوال با نگاهی به جهت گیری حرفه ای آینده ی گریوز اهمیت بیشتری می یابد.قطعا قسمتی از ترکیب بندی ، آبستره است چرا که به صورت فیزیکی وجود ندارد.از نظر تئوری فرم خانه نزدیک به دو مکعب است ، اما فقط یکی از مکعب ها ساخته شده است.حضور مکعب دیگر با جانمایی پله های ورودی ، دورتر از مکعب ساخته شده و در انتهای پلی طولانی مشخص شده است.













    طرح اصلی شامل یک اتاق کار کوچک در یک سمت پل و یک قاب فلزی لاغر بود که نشان دهنده ی مکعب ساخته نشده بودند، ولی این عناصر ساخته نشدند.ورودی در طبقه ی اول قرار دارد که طبقه ی اصلی ساختمان بوده وشامل نشیمن،ناهارخوری و آشپزخانه است،پایین پله ها با چهار اتاق خواب و یک اتاق بازی ، محدوده ی کودکان می باشد.یک پله ی مجزا به اتاق والدین و اتاق مطالعه در طبقه بالا ختم می شود.پلان یک مربع کامل می باشد که از نظر سازه ای توسط چهار ستون داخلی به 9 مربع کوچک تر تقسیم شده است و این چهار ستون گاهی با دیوارها یکی شده اند.











    در ویلای استین دومانزی لوکوربوزیه یک قاب سازه ای کلاسیک و عادی را با حذف قسمت هایی از دیوارها و کف ها و ترکیب با عناصر انحنادار نامتقارن ، به حالتی مدرن تبدیل کرد.گریوز نیز همین کار را کرد و با کنده کاری در گوشه ی جنوبی آفتاب گیر در مکعب طرح ، فضاهایی دو پهلو به صورت خارجی - داخلی ایجاد کرد، مانند تراس سقفی غیر معمول در طبقه ی بالا که مانند اتاق های عادی دارای دیوار و پنجره بوده و تنها سقف ندارد.این فضا دارای بالکنی مخصوص خود و مشرف به پل ورودی بوده و در سمت دیگر دارای دید به نشیمن می باشد.
















    خانه ی هنسلمن ممکن است طرحی فرمالیست و ماخوذ از جاهای دیگر باشد،اما قطعا یک ترکیب بندی مدرن محسوب می شود.
    هیچ کس در سال 1967 پیش بینی نمی کرد که گریوز به زودی سبکی جدید بر خواهد گزید که انتزاعی بودن را نفی کرده و با ذوق و شوق فراوان ، از فرم های تزیینی استفاده خواهد کرد، در سال 1980 طرح ساختمان پورتلند او به عنوان نخستین نمونه از کلاسیسم پست مدرن شناخته شد.





    Portland Building in Portland, Oregon (1982) by Michael Graves





    پنج سال بعد او ساختمان هایی را برای والت دیسنی طراحی کرد که در آن طرح ستون هایی به شکل زن و یا هفت کوتوله ی سحرآمیز بر روی سنتوری ساختمان ها طراحی شده بود.









    Team Disney Building, Michael Graves, Burbank, 1987.




















    جوایز حرفه ای و شخصی:
    -American Institute of Architects
    2001 Gold Medal

    -NJ-AIA special recognition award, 1982
    -Inducted as a Fellow, 1979
    -1999 National Medal of Arts Conferred by President Clinton
    -American Academy of Arts and Letters Inducted as a Member, 1991
    -New Jersey Governor's Pride Awards Walt Whitman Creative Arts Award 1991
    - University of Cincinnati
    Alumni Association
    William Howard Taft Medal, 1998

    - GQ Magazine
    Man of the Year, 1997

    - Design Alliance
    Most significant contribution to
    the design industry, 2000

    -American Academy of Achievement
    Golden Plate Award, 1986

    American Academy in Rome -
    Centennial Prize, 1996


    -Rome Prize, 1960-1962

    Arnold W. Brunner Fellowship, 1980-
    Christopher Columbus Fellowship Soc. -
    2001 $50,000 Frank Annunzio Award

    Manitoga, Russel Wright Center -
    First Russel Wright Award, 2000

    -New Jersey Center for Visual Arts
    Arts Person of the Year
    2000

    Interiors Magazine -
    Hall of Fame, 1991
    Designer of the Year, 1981

    House Beautiful Magazine -
    “Giants of Design” award, 2000

    -Euster Merchandise Mart
    Outstanding leadership in architecture
    and design, 1983

    -Boston University
    Silver Spoon Award, 1984


    جوایز معماری و طراحی داخلی:
    American Institute of Architects
    10 National Honor Awards
    2001 Gold Medal

    AIA and American Library Association
    Award of Excellence, 2001

    Progressive Architecture Magazine
    13 design awards

    Interiors Magazine
    3 design awards
    Designer of the Year, Hall of Fame, 1991

    American Sculpture Society
    Henry Hering Medal, 1986

    N.J. Business & Industry Association
    Firm Award for Achievement, 1990
    Good Neighbor Award

    Master Builders’ Association Award, 2000
    Friends of The Hague Citation for Improvement to the City, 1998
    Fukuoka Urban Beautification Award
    2 awards

    American Concrete Institute
    Merit Award, 1996

    AIA-New Jersey, other state chapters
    Over 60 design awards
    Special career recognition award, 1982

    Chicago Athenaeum
    2 American Architecture Awards

    Metropolitan Home Magazine
    Design 100 Award, 1990

    Architectural Digest
    AD 100 Best Architects and Designers
    3 5-year listings

    Downtown New Jersey, Inc.
    Urban design award, 1990

    U.S. Environmental Protection Agency
    U.S. Department of Energy
    Energy Star Award, 1999

    D.C. Building Congress Award, 2000
    Fukuoka Building Contractor’s Society Award, 1995
    Japanese Society of Commercial Space
    Designers Design Award, 1994

    Architectural Precast Institute Award
    for Design Excellence, 1995

    جوایز طراحی محصولات و گرافیک:
    Design Alliance
    Most significant contribution to
    the design industry, 2000

    Industrial Designers Society of America
    IDEA Award
    2 awards

    Design Zentrum, Nordrhein Westfalen
    Red Dot award for design quality
    2000

    Resources Council
    2 design awards

    Philadelphia Museum of Art
    COLLAB Award, 1995

    American Federation of Arts
    Graphic design award, 1990

    Manitoga, Russel Wright Center
    Russel Wright Award
    Inaugural award, 2000

    Chicago Athenaeum
    Good Design Award
    8 awards

    International Furnishings
    & Design Association
    33rd Annual Trailblazing Award, 2000

    Institute of Business Designers
    3 design awards
    Print Magazine
    Casebook



















  6. #5
    عضو جدید

    تاریخ عضویت
    10-11-2009
    نوشته ها
    75
    مهندسی معماری
    سپاس
    0
    4 سپاس در 3 پست
    امتياز:280Array

    پیش فرض

    مرسی از مطالب مفیدت دوست عزیز
    [لینک فقط برای اعضای ثبت نام شده قابل مشاهده می باشد ][لینک فقط برای اعضای ثبت نام شده قابل مشاهده می باشد ]
    [لینک فقط برای اعضای ثبت نام شده قابل مشاهده می باشد ]
    [لینک فقط برای اعضای ثبت نام شده قابل مشاهده می باشد ]
    [لینک فقط برای اعضای ثبت نام شده قابل مشاهده می باشد ]


  7. #6

    تاریخ عضویت
    10-06-2011
    نوشته ها
    11,489
    مهندسی معماری
    معماری
    امتياز طلايي
    34
    سپاس
    950
    1,196 سپاس در 691 پست
    امتياز:49177Array


    پیش فرض

    باب پنجم
    معمار:آلبرتو کمپو بیزا
    معماری:خانه ی گاسپار



    آلبرتو کمپو بیزا یک پیوریست (سبک هنری اوایل قرن بیستم با رد کوبیسم و تاکید بر خلوص احجام هندسی) است اما نه به روش لوکوربوزیه،نقاشی های پیوریست کوربوزیه ،موضوعات متداولی مانند مبز ،کتاب و بطری هستند.ساختمان های او نیز به همین ترتیب وسایل روزمره ی زندگی را از لوازم آشپزخانه گرفته تا اتومبیل مورد توجه قرار داده و در خود جای می دهند.ممکن است تزئینات سنتی از بین رفته باشند اما زندگی ادامه دارد.پیوریسم کمپو بیزا به ترتیبی دیگر است،ساختمان های او هیچ توجه ای به زندگی روزمره ندارند و حتی به محیط اطراف و ساختمان های همجوار بی اعتنا هستند.



    MA Andalucia’s Museum of Memory









    Casa Moliner by Alberto Campo Baeza





    آنچه برای کمپو بیزا اهمیت دارد،مسایل غیر مادی هستند که همه جا حاضر بوده و اجتناب ناپذیرند،یعنی نیروی جاذبه ی زمین،نور،فضا و زمان.او در کتابش به نام la idea construide می نویسد:نیروی گرانش فضا را می سازد،نور نیز زمان را ساخته و به آن معنا می بخشد.مسایل اساسی مورد توجه معماری ،چگونگی کنترل جاذبه و چگونگی رساندن نور است.ممکن است این مطالب را سخنانی عمیق یا مسائلی بدیهی بپنداریم اما این گفته،حداقل ،فضیلت ساده بودن را داراست،مانند شعار دیگر کمپو بیزا که بر پایه ی نظرات میس ون در رو بنا شده است: رسیدن به بیشترین ها با کمترین ها.







    Olnick Spanu House by Alberto Campo Baeza












    خانه ی گاسپار




    خانه ی گاسپار،تبلور کالبدی کامل این اصول است.این خانه کاملا درون گرا است و هرگونه تماسی با دنیای با دنیای خارج،توسط دیواری به ارتفاع 3.5 متر مسدود شده است،اگر خانه در مرکز یک شهر قرار داشت تعجبی نداشت،اما سایت این پروژه در یک باغ پرتقال واقع شده و دید های آن (به طور بالقوه) درختان و کشتزارهای اطراف هستند،این محیط از آن دسته محیط هایی نیست که مردم از آن گریزانند.خوشبختانه کارفرمای این طرح نیز به محرمیت خانه بیش از هر چیزی دیگری اهمیت می داد و از این رو دز تطابق با شعور معماری کمپو بیزا بود.










    بیگانگی خانه از محیط اطراف آن،با هندسه ی آبستره (انتزاعی) آن تشدید شده است،دیوار 3.5 متری،محدوده ای با تناسبات مربع کامل به وجود می آورد که شبیه یک تندیس هندسی افلاطونی آمده از بهشت می باشد.این مربع با دو دیوار دیگر 3.5 متری به سه نوار مسائی تقسیم شده است که تنها نوار مرکزی مسقف است.دو دیوار کم ارتفاع تر،مربع را در جهت دیگر تقسیم بندی کرده اند که این بار به صورت نا برابر و با تناسبات 1/2/1 می باشد،از این رو دیوارهای تقسیم کننده،شکل صلیبی را در این مربع پدید آورده اند.
    سقف قسمت مستطیلی محل تقاطع دیوارها ،تا 4.5 متر بالا آورده شده و نشیمن اصلی خانه را پدید آورده است.دو اتاق خواب،یک آشپزخانه و یک حمام،قسمت های با سقف کوتاه تر را در هر دو قسمت خانه اشغال کرده اند و هر یک از اتاق ها به جز حمام،به پاسیوی خصوصی خودشان در یک کنج خانه باز می شوند،پاسیوی کنار حمام تبدیل به پارکینگ شده است،این نوع تقسیم بندی،دو پاسیوی بزرگ مستطیل را دز شرق و غرب نشیمن ایجاد می کند.












    این گونه تقسیم بندی به عنوان یک پلان،کاملا منطقی بوده و به خوبی کار می کند،اما به نظر می رسد که تقارن سخت آن بیشتر از یک بازی هندسی به وجود آمده است تا از بررسی استفاده ی انسان.اگرچه خانه به هیچ وجه از جاذبه های احساسی تهی نیست،کمپو بیزا احساس فضای خالص را با سفید کردن همه چیز و مخفی نگه داشتن تمام دیتیل های ساختمانی تقویت کرده است،به عنوان مثال چهار پنجره ی نشیمن،همگی تک صفحات شیشه اای هستند که بدون قابی در گشودگی ساده و مربع شکلی کار گذاشته شده اند.قرار دادن پنجره ها در گوشه های پذیرایی، به خاطر اینکه دیوارهای پاسیو از شیشه عبور کرده و تبدیل به دیوارهای فضای نشیمن شوند هنرنمایی دیگر طراح است.
    اما هدف از تمامی این ساده سازی ها،تمرکز حواس بر روی نور است،در خانه های دیگر کمپو بیزا مانند خانه ی تورگانو در سال 1988 از نور مستقیم آفتاب برای روح بخشیدن به صفحات و یکپارچه کردن فضاها استفاده شده است.اینجا تقریبا تمامی نورها،از دیوارها و کف سازی پاسیوها منعکس شده و بازها بازتابانیده می شود.نورپردازی خانه به طور مداوم در طول روز تغییر می کند،اما همیشه لطیف و نافذ و کمب مرموز است،چنانکه گویا متعلق به این جهان نیست.






























    [لینک فقط برای اعضای ثبت نام شده قابل مشاهده می باشد ]







  8. #7

    تاریخ عضویت
    10-06-2011
    نوشته ها
    11,489
    مهندسی معماری
    معماری
    امتياز طلايي
    34
    سپاس
    950
    1,196 سپاس در 691 پست
    امتياز:49177Array


    پیش فرض

    باب ششم
    معمار:کنستانتین ملنیکوف
    معماری:خانه ملنیکوف



    کنستانتین 1890-1974 یک معمار و نقاش روسی بود.
    او یک هنرمند مستقل بود که به قواعد یک سبک خاص و یا گروه های هنری محدود نمی شد.

    کنستانتین فرزند چهارم خانواده و یک گیاه خوار بود.

    او در خانواده ای فقیر رشد کرد.خانواده ای که روستا زاده بودند.او به واسطه آشنایی با شخصیتی با نفوذ وارد نظام آموزشی شد و در رشته ی نقاشی و معماری تحصیل کرد.اغلب کارهای او در فاصله ی 10 سال از دهه 20 تا 30 انجام شد.و بعد بنا بر دلایلی دیگر کار نکرد و به آموزش نقاشی پرداخت.




    The Rusakov Workers' Club. Architect Konstantin Melnikov, 1927-29 years



    Burevestnik Factory Club, architect Konstantin Melnikov 1927-29 years






    خانه ی ملنیکوف





    خانه ای که کنستانتین ملنیکف برای خود و خانواده اش در خیابان مسکونی معمولی در مسکو ساخت،به عنوان اثری غیرمعمول و عجیب تلقی می شود.این طرح بیشتر شبیه یک کلیسا یا افلاک نماست تا یک خانه و منتقدین می پندارند که استوانه های سوراخ دار درهم ادغام شده با پنجره های لوزی شکل آن ،معنای مرموزی دارند.ملینکوف طراح پاویلیون شوروی،در نمایشگاه هنرهای دکوراتیو سال 1925 پاریس عقاید عجیبی داشت،به عنوان مثال در مورد خواب و معماری خواب.اتاق خواب خانه ملینکوف،سه فرم مقبره ای شکل دارد که با گچ کاری نرمی حجاری شده اند و با آرایشی متقارن در زمین تعیبه گردیده اند.این سه فضا به عنوان تختخواب های والدین و دو فرزند به کار می روند که توسط جفت پارتیشن های کوتاه ثابتی پوشیده شده اند.این اتاق بیشتر شبیه صحنه ای از یک فیلم علمی - تخیلی می باشد.مبلمان دیگر در این طرح حذف شده است و لباس ها در رختکن اشتراکی طبقه ی همکف قرار دارند.







    Burevestnik Factory Club, architect Konstantin Melnikov 1927-29 years













    اما از نگاهی دیگر،خانه کاملا معقول است.ملینکوف اجازه ساخت این بنا را به دلیل مجذوب شدن قدرت های مسکو در پتانسیل این طرح،به عنوان یک پیش الگو برای سبکی جدید به دست آورد.فرم طرح برخاسته از تجزیه و تحلیل منطقی خواص سازه ای مصالح غالب ساختمان،یعنی آجر باربر می باشد.استوانه، فرمی ایستاست که نیازی به پشت بند ندارد،همچنین فرم لوزی شکل گشودگی ها هنگامی پدید آمد که بازشوهای دیوار آجری از فرم قوس عای نگهدارنده ی بالا پنجره ها به جای نعل درگاه ها تبعیت کردند.بنابراین یک دیوار توپر تبدیل به قابی شبکه ای گردید که از آجر و ملات ساخته شده است.آجرها برش نخورده و به صورت کامل همراه با طرح بازشوهایشان با اندود ملات به یکدیگر چفت و بست شده اند.استوانهی سوراخ دار بدون اینکه تبدیل به وسیله ی دکوراتیو وسواس گونه ای گردد.سیستم دیوار باربر ارزان و قابل ساخت آسانی بود که کاربردهای زیادی داشت.سازه ی کف ها نیز به همان اندازه مبتکرانه است.پلانی به قطر 9 متر،تیرها و تیرک های معمولی را غیراقتصادی می ساخت،بنابراین ملینکوف از یک فریم تخم مرغی شکل ساخته شده از الوار چوبی لاغر با اتصال های نیم صلیبی استفاده کرد که با سقف ها و کف ها (با اتصالات کام و زبانه که در جهات مختلفی قزاز داشتند)مهار بندی شده و محکم نگهداشته می شدند.



    خانه از نظر فضایی و در مقطع نیز مانند پلان مبتکرانه طراحی شده است.نشیمن با ارتفاع دو طبقه همکف که توسط پنجره ی بزرگ رو به خیابان کاملا روشن شده است در کنتراست با اتاق خوابی دارای بازشوهای لوزی شکل در همان طبقه در استوانه ی دیگر است.اتاق کار بالای اتاق خواب نیز دارای ارتفاع دو طبقه بوده و سه ردیف بازشوی لوزی شکل و یک گالری دارد که دسترسی به تراس روی سقف نشیمن را امکان پذیر می سازد.تراس دارای دید به به اتاق کار می باشد و اتاق کار به نوبه خود به نشیمن اشراف دارد و این امر تعادل را میان تداوم و استقلال فضاها ایجاد می کند.





























    برنامه ریزی برای سیرکولاسیون عمودی به نظر حل نشده و ناپخته می رسد.پله گردی که سطوح نشیمن و اتاق خواب را به یکدیگر مزتبط می سازد از طریق یک بازوی پله ی مستقیم به پایین تا هال ورودی خارج از مرکز ادامه می یابد و مسیر خود را به سمت بالا به صورت یک نردبان تا گالری و ترای مخفی ادامه می دهد.اما منطق پلان در دو پروژه ی دیگر برای خانه سازی کارگران که ملینکوف در سال تکمیل این ساختمان انجام داد،واضح تر می شود.آنچه که در این خانه،تنها یک دسترسی تک منظوره قلمداد می شود در این پروژه ها،تبدیل به یک ریتم عادی از مارپیچ ها و استوانه ها می گردد.


























    اما این پروژه ها هرگز ساخته نشده و این سیستم هیچ گاه در یک مقیاس بزرگ امتحان نشد.ده سال پس از ساخت خانه،ملینکوف مدرنیست،مجبور به حذف نقاشی ها از فضاهای مختلف ساختمان شد،چرا که طرفدارای از سازمان جدید معماری رئالیست-سوسیالیست (واقع نگر-جامهع گرا)را کنار گذاشته بود.او در دهه ی 1950،اعتبار از دست رفته ی خود را بازیافت و در زمان مرگش به سال 1974 هنوز در این خانه زندگی می کرد.

















































    http://www.melnikovhouse.org/home.php

  9. #8
    کاربر انجمن

    تاریخ عضویت
    16-08-2011
    نوشته ها
    602
    مهندسی معماری
    معماری
    سپاس
    0
    1 سپاس در 1 پست
    1 سپاس در 1 پست
    امتياز:1793Array

    پیش فرض

    میسی از مطالب و عکسا
    عکسا مخصوصا دوس داشتم
    **T.T**

  10. #9

    تاریخ عضویت
    10-06-2011
    نوشته ها
    11,489
    مهندسی معماری
    معماری
    امتياز طلايي
    34
    سپاس
    950
    1,196 سپاس در 691 پست
    امتياز:49177Array


    پیش فرض

    باب هفتم
    معمار:جان لاتنر
    معماری:اقامتگاه مالین



    جان ادوارد لاوتنر متولد ۱۹۱۱ در میشیگان، معمار آمریکایی تبار قرن بیستم بود.او را بخاطر طراحی ساختمانهای با طرحهای عصر فضایی در جنوب کالیفرنیا می‌شناسند.
    جان لانتر اکثر عمر خود را در لس آنجلس گذراند و بیش از صد خانه در جنوب کالبفرنیا طراحی کرد،اگرچه وی علاقه ی چندانی به این نواحی نداشت.او دوران کارآموزی خود را نزد فرانک لوید رایت سپری کرد و پس از مدتی به یک معمار ارگانیک و نه معماری سطحی که تنها تصاویری می سازد تبدیل گشت.هالیوود نگاهی قابل توجه به اقامتگاه مالین داشته و از این خانه در فیلم های متعددی مانند فرشتگان چارلی و بدلکار استفاده شده است.







    John Lautner’s Celebrated Homes














    garcia house


















    اقامتگاه مالین




    اقامتگاه مالین واقع در تپه های هالیوود به دلایلی نامعلوم گاهی به اسم شموسفر یا همان لایه ی بالایی اتمسفر نامیده می شود،نامی علمی که برای خانهی ای شبیه بشقاب پرنده مناسب است اگرچه این یک طرح تخیلی و مربوط به آینده نبست.کارفرمای این طرح که یک مهندس هواپیمایی جوان بود این نکته را دریافته بود که طرح این خانه باید طراحی عملی برای استقرار ساختمان در سایتی با شیب تند باشد.
    رینر بنهام در کتاب خود به نام لس آنجلس،معماری چهار اقلیم تکنولوژی های مختلف ساخت زمین های ارزشمند اما مشکل برای ساخت دامنه ی تپه های شمال شهر را بررسی کرد.دو روش متعارف وجود داشت،یکی اینکه زمین می توانست به روش خاکبرداری و خاکریزی به صورت سکویی تخت درآید،یا اینکه خانه می توانست بر روی یک شبکه ی آزاد از تیر و ستون های فلزی،ارتفاع خود را تنظیم کند.
    طرح اقامتگاه مالین هر دو روش را رد کره و به جای آن ها ساختمان را بر روی یک ستون عظیم بتنی بنا نهاده است،این ستون عمیقا در داخل زمین فرو رفته است.اما در عوض خط شیب صخره،آب های جاری روی تپه و حتی پوشش گیاهی آن،دست نخورده باقی مانده است.هزینه ی سلخت خانه با این روش،تقریبا نصف هزینه ی راه خل متداول با دیوارهای حائل و زه کشی های زیرزمینی بود.


























    خانه پلانی هشت گوش داشته و یک طبقه می باشد،کف خانه با دستک های قطری فولادی بر روی ستون مرکزی تکیه دارد.ستون بتنی مرکزی به جای اینکه تا سقف ادامه پیدا کند،در تراز کف خانه متوقف شده است.در مرکز سقف،جایی که باید ستون بتنی ادامه پیدا می یافت،یک نور سقفی دایره ای شکل،مرکز این پلان نسبتا عمیق را روشن می کند.سازه ی فوقانی از فولاد و چوب ساخته شده است.بتن می توانست از نظر معماری سازگارتز باشد اما سازه را سنگین می کرد و استفاده از آن در ناحیه ی زلزله خیز پرمخاطره بود.دستک های فولادی،انتهای تیرهای کف را که از ستون بتنی مرکزی منشعب شده اند با کمک تیرهای کششی محیط پلان مهار می کند.سازه ی سقف از قاب های پرتال خمیده ای از جنس چوب های چند لایه که از انتهای دستک های فولادی شروع شده و به دور رینگ نورگیر مرکزی ختم می شوند،تشکیل شده است.
    بنابراین کل معماری داخلی این ساختمان ،فضایی بدون ستون و انعطاف پذیر است که نیمی از آن توسط پلان بازی از فضاهای آشپزخانه،ناهارخوری و نشیمن با شاه نشینی شومینه دار،همراه با فضایی برای نشستن در میان پلان و درست در زیر نور سقفی اشغال شده است.نیمه ی دیگر مانند تکه های یک کلوچه ،به اتاق خواب ها تخصیص داده شده است.برای بهبود تناسبات اتاق ها،اصلاحات کوچکی بر روی آن ها انجام شده است.رفتار سازه ای محیط پیرامون پلان،یعنی جایی که کف خانه در تقاطع با بشقاب سر و ته سقف خانه قرار می گیرد کاملا متفکرانه طراحی شده است.پنجره ها برای کاهش اثر دورانی کل فضا در میان قاب های پرتال،به داخل فضا حرکت کرده اند اما در یک مقطع ،پانلی شیشه ای،پایین تراز آستانه ی پنجره آورده شده است تا بتوان محل پارک اتومبیل را مشاهده کرد.
    تنها سوالی که باقی می ماند،نحوه ی دسترسی به این ساختمان است.یک پل باریک از بالا،میان زمین طبیعی تا ورودی خانه در نزدیکی آشپزخانه کشیده شده است و این در جایی است که دیوار بیرونی برای شکل دادن یک بالکن عقب نشینی کرده است.بازدیدکنندگان از زیر ساختمان وارد یک آسانسور روباز می شوند که شیب زمین را با یک مسیر ریلی کوچک طی کرده و با عبور از زیر خانه به انتهای پل در سمت زمین طبیعی آن می رسد.




























    [لینک فقط برای اعضای ثبت نام شده قابل مشاهده می باشد ]



  11. #10

    تاریخ عضویت
    10-06-2011
    نوشته ها
    11,489
    مهندسی معماری
    معماری
    امتياز طلايي
    34
    سپاس
    950
    1,196 سپاس در 691 پست
    امتياز:49177Array


    پیش فرض

    باب هشتم
    معمار:
    لودویگ میس وان درروهه
    معماری:
    خانه فارنزوورت



    لودویگ میس در 27 مارس 1886 در شهر آخن آلمان به دنیا آمد. وی نام مادرش وان در روهه van der Rohes را بعدها به نامش افزود و گفت: هر کس که میس بگوید باید وان در روهه را نیز بگوید.
    وی بعد از تحصیلات در مدرسه حرفه ای در رشته بنایی در سال 1901 به عنوان طراح تزئینات مشغول به کار شد. در سال 1905 به برلین رفت و در اداره ساختمان منطقه Rixdorf مشغول به کار شد و بعدها در دفاتر مختلف معماری کار کرد.
    در کنار کار نیز وی به تحصیل در هنرستان هنر مشغول به تحصیل شد. از سال 1908 تا 1912 در دفتر معماری Peter Behrens کار کرد. در شروع دهه 20 طرح هایی برای ساختمان های بلند مرتبه با نمای شیشه ای و ایده هایی برای میادین مختلف شهر برلین داشت. طرح های وی برای ویلاهای شهری نیز به مرحله اجرا در آمد.





    Mies van der Rohe's Pavillion, Barcelona


    در سال 1926- 1927 او اولین مشاور و بعد مدیر هنری نمایشگاه ً آپارتمان ً که توسط ورک بوند Werkbund در شهر اشتوتگارت آلمان برقرار شده بود شد. در سال 1927 بمدت 10 سال با معمار داخلی بنام Lilly Reich همکارشد. در سال 1929 میس وان در روهه برای طراحی غرفه آلمان در نمایشگاه جهانی بارسلونا برگزیده شد و برای این نمایشگاه یک مبل چرمی نیز طراحی کرد.




    خانه فارنزوورت




    واضح است که میس ون در رو و کارفرمایش دکتر ادیت فارنزوورت روابطی رومانتیک داشتند و گهگاهی با همدیگر،سایت این پروژه را بازدید می کردند،داستان چنین ادامه می یابد که روزی میس از ادیت خواست تا بر روی ایوان بالا آمده ی خانه ی نیمه کاره بایستد تااینکه بتواند او را ببیند.ادیت از ایوان بالا رفته و لبخند می زند،میس می گوید:خوب شد،من فقط می خواستم مقیاس ساختمان را چک کنم.خانه بیشتر برای میس طراحی شده بود تا برای ادیت،چرا که فرصتی طلایی برای ساخت معماری ایده آلش فراهم کرده بود.یک ساختمان کامل و چکیده ی سبک خود او.تمامی شرایط مهیا بود،یک سایت بزرگ مسطح جنگلی،همراه یک رودخانه،یک توزیع برنامه ی مختصر و یک کارفرمای ثروتمند مجرد که می توانست بر وی تحکم کند.



















    خانه ی فارنزوورت،انتهای دورانی است که میس در آن کلیه ی امکانات پویای ترکیب بندی مدرن را تنها برای بازگشت به نقطه ی آغازش،با آرامش و رسمیت سبک نئوکلاسیک امتحان کرد.تقریبا تمامی ساختمان های بعدی میس،به صورت گونه هایی در زمینه ی طرح فارنزوورت دیده می شوند.عدم تقارنی سیال ومصالح متظاهر پاوویلیون بارسلونا و خانه ی تاگندات همگی کنار گذاشته شدند.از اینجا به بعد این قاب فولادی است که به عنوان نظام معماری کلاسیک حکم فرمایی می کند.سقف ها و کف ها،مستطیلی بوده و صفحات مسطح ظاهرا همانندی هستند که نه در بالا،بلکه میان چهار جفت ستون فولادی معمولی با مقطع H شکل قرار گرفته اند.کنسول هایی در هر انتهای ساختمان وجود دارند و صفخه ی کف ،1.5 متر بالاتر از زمین سیل خیز قرار گرفته است.یک دیوار شیشه ای با کمترین فریم،حدود دو سوم از فضای میان صفحات را محصور می کند و ایوانی باز در یک انتها باقی می گذارد.صفحه ی سومی کوچکتر اما دارای تناسبات دو صفخه ی دیگر،در تراز پایین به عنوان تراس ورودی تعبیع شده است.پله های عزیض و کم تعدادی،تراس را به محوطه و به ایوان مرتبط می سازند.داخل طرح یک ساختمان کوچکتر در داخل حجم کلی،فضاهای خدماتی را در بر گرفته است،یک آشپزخانه،دو حمام و یک اتاق تاسیسات،هیچ دیوار ثابت دیگری وجود ندارد.این توزیع برنامه ی مختصر،کل عملکردهای ساختمان را در بر می گیرد.هر چیز دیگر یک پیرایش محسوب می شود،به طور مثال عدم تقارن ظاهری ترکیب بندی کلی (ارتباط میان صفحه ی کف و دیوار شیشه ای محصور کننده یا ارتباط میان خانه و تراس) در بازدید های دقیق تر،تقارن های روی هم افتاده ی پیچیده ای در تزکیب با ستون ها را نشان می دهند.











    در نگاه به جزییات ساختمانی،می بینیم که جرزها و نازک ترین زوارهای فولادی،قطعات بزرگ شیشه ای را به مربع های کاملی تبدیل می کنند،همچنین مشاهده می شود که تمام کف ها در داخل و خارج از بنا ،با یک سنگ تراورتن سفید خاص سنگفرش شده است و همچنین درمی یابیم که دیوارهای چوبی داخلی در هسته ی خدماتی،از سقف کمی پایین تر آمده اند تا وحدت فضایی نشیمن حفظ شود.
    به گفته ی شخص میس،این خانه حقیقا یک ساختمان بی نقص است،اما بسیار بیش از هزینه ی تخمین زده شده برای آن،هزینه در برداشت و زندگی در داخل آن کمی دشوار بود.در زمستان گرمایش کفی،باعث میعان بخار در کفمی شد و در تایستان،داخل بنا به شدت گرم بود و استفاده از توری در ایوان به خاطر پشه ها اجتناب پذیر بود که شفافیت کل طرح را از بین می برد.



















































    نهایتا ادیت فارنزوورت خود را مغبون احساس کرد و صورت حساب میس را پرداخت ننموده او را به دادگاه کشاند و کل داستان با ناراحتی طرفین به پایان رسید.



    وی در سالهای 1930 تا 1933 به عنوان آخرین مدیر باوهاوس در دسائو و برلین بود. در سال 1938 به امریکا مهاجرت کرد و تا سال 1958 مدیر انستیتو تکنولوژی الینویز Illinois Institute of Technology بود و یک دفتر معماری در شیکاگو نیز تأسیس کرد.
    وی طراحی ساختمان های بسیاری را به عهده داشت که در معماری دهه بیست تأثیرگذار بود. از طرح های مشهورش Lake-Shore-Drive-Appartments در سال 1952، Crown Hall در سال 1956 در شیکاگو و Seagram Bilding در سال 1958 در نیویورک و گالری ملی در شهر برلین در سال 1968 بود. وی در 17 آگوست 1969 در شیکاگو از دنیا رفت.






    [لینک فقط برای اعضای ثبت نام شده قابل مشاهده می باشد ]



صفحه 1 از 5 12345 آخرینآخرین

اطلاعات موضوع

کاربرانی که در حال مشاهده این موضوع هستند

در حال حاضر 1 کاربر در حال مشاهده این موضوع است. (0 کاربران و 1 مهمان ها)

کلمات کلیدی این موضوع

Bookmarks

مجوز های ارسال و ویرایش

  • شما نمیتوانید موضوع جدیدی ارسال کنید
  • شما امکان ارسال پاسخ را ندارید
  • شما نمیتوانید فایل پیوست کنید.
  • شما نمیتوانید پست های خود را ویرایش کنید
  •  
صفحه اصلی سایت|تالار گفتگوی نواندیشان|فنی و مهندسی|علوم انسانی و علوم پایه|فرهنگ و هنر|مراکز علمی|آپلودسنتر|فروشگاه نواندیشان