این صفحه اصلی کتاب «بیشعوری» بر روی وب است. کتابی دربارهی بیشعورها یعنی کسانی که با قیافهی حق به جانب حق شما را میخورند و حقوق شما را نادیده میگیرند، و ضمنا منت بر سرتان دارند و مظلومنمایی هم میکنند. همهی این کارها را هم آگاهانه انجام میدهند، و درست به همین دلیل «احمق» نیستند، بلکه «بیشعور»ند. این کتاب به شما یاد میدهد که چگونه بیشعورها را شناسایی کنید و با آنها چگونه رفتار کنید (و ضمنا خودتان هم بیشعور نباشید!)
فرمتهای گوناگون کتاب «بیشعوری»، نوشتهی دکتر خاویر کرمنت با ترجمهی من (محمود فرجامی) را میتوانید در این صفحه دانلود کنید.
اگر میخواهید آن را روی کاغذ چاپ کنید یا از روی صفحه نمایشهای بزرگ (مثلا بزرگتر از ۱۳ اینچ) بخوانید توصیه میکنم فرمت مناسب چاپ را به حجم دو مگابایت دانلود کنید. برای این منظور کافیست تقهای روی شکل زیر بزنید (ویراست سوم ۱۰ خرداد ۹۰):
[فقط کاربران عضو شده قادر به مشاهده لینک ها می باشند. برای ثبت نام کلیک کنید]
اگر میخواهید با موبایل یا کتابخوانهای الکترونیک صفحه کوچک آن را بخوانید نسخهی زیر را انتخاب کنید، باهمان حجم دو مگابایت (ویراست دوم):
[فقط کاربران عضو شده قادر به مشاهده لینک ها می باشند. برای ثبت نام کلیک کنید]
هر دوی این فایلها پی دی اف هستند.
طرح روی جلد اثر مشترک من و ادوارد مونک است. (البته گویا ادی عجله داشته و قبل از اینکه طراحی جلد را شروع کنیم تابلو جیغ را کشیده است!) صدرا بهشتی هم البته به من و مونک کمک کرد و تایپوگرافیها کار اوست. تا یادم نرفته بگویم که ف م سخن، دوست خوب طنزپردازم قبل از انتشار الکترونیک عمومی، کتاب را خواند و با دقت اشکالات ویرایشی و تایپی را گوشزد کرد. حمید آقایی از دوستان فیسبوکی پس از انتشار نکات ارزندهای را متذکر شد. احمدرضا تقا با دقت و سرعتی که خاص حرفهایهاست ویراست دوم کتاب را به طور افتخاری آماده کرد. علاوه بر این دوستان، خوانندگان بسیاری با ارسال ایمیل اشکالات تایپی را گوشزد کردند یا پیشنهادهایی برای بهتر شدن محتوای کتاب دادند که سعیدپوربابک و فرانک حیدریان را به نمایندگی از آنها نام میبرم. از همگی سپاسگزارم و همینطور از سایر دوستانی که تشویق کردند که این کتاب به صورت الکترونیک منتشر شود.
این کتاب در راستای طرح بدیع «پیتزا کتاب» بر روی وب قرار میگیرد. بر طبق این طرح که کلیه حقوق معنویاش مهم نیست ولی حقوق مادیاش برای من محفوظ است؛ پس از دانلود کتاب، مبلغی معادل با یک پیتزای معمولی را به مترجم پرداخت میکنید، البته اگر دوست داشتید (و خواندن کتاب اثری داشت).
راههای گوناگونی برای این کار در متن و حاشیهی کتاب به کار گرفته شدهاند. البته روایت صحیحه است که ساکنان ممالک خارجه، بهتر است از طریق سایت پیپال وجه مذکوره را به اکانت
meem.fe@gmail.com واریز و از فیوضات معنوی دعای خیر مترجم بهرهمند گردند.
————
تا کنون اشخاص بسیاری این کتاب را معرفی کردهاند که از همهی آنها سپاسگزارم. متاسفانه امکان نام بردن از تمام آنها و لینک دادن به نوشتههایشان برایم مقدور نیست. به نمایندگی از همه، بخشی از نوشتهی آقای نبوی درباره کتاب و مترجم را در اینجا نقل میکنم:
تقریبا همه ماها کمی تا قسمتی یا بیشتر بیشعور هستیم. ناراحت نشوید، وقتی در آغاز کار متوجه شدم که من هم تا حدی بیشعور هستم، اول تلاش کردم کتاب را کنار بگذارم، اما بدبختانه علامت سووال چنگک خودش را به مغزم انداخته بود و دیگر نمی شد نادیده اش گرفت. بعد که دقت بیشتری کردم، دیدم اکثر آدمهایی که به نظرم موفق می آیند و اتفاقا از خیلی هاشان نفرت دارم، مشخصات آدمهای بیشعور را دارند. و بعد متوجه شدم انگار بیشعوری یک بخش غیرقابل انکار از وجود بخش بزرگی از آدمهاست. خیلی ها این شانس را دارند که هرگز متوجه نمی شوند بیشعورند، البته می گویم شانس بخاطر اینکه لااقل تا آخر عمر فکر می کنند که همه چیزشان درست است، اما واقعیت این است که موجودات بیشعور علاوه بر اینکه خودشان و زندگی شان را به لجن می کشند، دیگران را هم دائما آزار می دهند. وقتی در کتاب خاویر کرمنت دقت کردم، دیدم به علت اینکه خیلی از مثال ها و موضوعات اش خاص جامعه آمریکاست، این توهم را ایجاد می کند که نکند بیشعوری خاص جامعه آمریکاست، اما بعدا دیدم نه، بی شعوری به دو شکل در آدم ها بروز می کند، یکی زمانی که قدرت فردی زیاد است و یک بیشعور می تواند تمام استعدادش را برای به گه کشیدن اطرافش بخرج دهد و گاهی اوقات یک بی شعور بزرگتر، در حکومت استبدادی امکان بروز کامل بیشعوری را می گیرد و همان دیکتاتور به جای همه بیشعورها جامعه را به گه می کشد. یعنی بیشعور کوچک و بیشعور بزرگ همدیگر را کامل می کنند. کتاب برای ما توضیح می دهد و چقدر هم خوب این کار را می کند، که بیشعوری با نادانی و حماقت فرق دارد. یک بیشعور می تواند و غالبا موجود موفقی به نظر می رسد، گاهی اوقات عکس اش را اگر نگاه کنیم به نظرمان طبیعی ترین موجود ممکن است باشد، اما وقتی همان عکس حرکت کند، تازه متوجه می شویم که با چه کسی طرف هستیم. به هر حال من فکر می کنم هر کاری دارید بگذارید کنار، مهم نیست که جنبش سبز به چه نتیجه ای می رسد، مهم نیست سیاستمداران چه غلطی می کنند، حتی مهم نیست زن تان الآن از شما خواسته حتما قبض تلفن را بپردازید. اینها را ول کنید، بروید و کتاب بیشعوری را بخوانید. ممکن است بعد از خواندن کتاب از اینکه تلفن تان قطع شده و شما کمتر مزخرف گفتید، ممکن است احساس بهتری داشته باشید.
فهرست خاویر کرمنت از کسانی که در معرض ابتلای بیشعوری قرار دارند جالب است. او افراد و گروههای در معرض شدید ابتلای بیشعوری را چنین نام می برد: ” ماموران اداره مالیات و ممیزها/ افسران راهنمایی و رانندگی/ کارمندان ادارات دولتی/ وکلای دادگستری/ تمام کسانی که می خواهند با بیچاره کردن انسانها حیوانات را نجات دهند/ مردمی که از زندگی در شهرهای بزرگ و دودآلود لذت می برند/ کارشناسان بیمه/ کسانی که در خیابان طوری رانندگی می کنند انگار ارث پدرشان است/ آدمهایی که با لبخندهای مصنوعی هی می گویند ” روز خوبی داشته باشید”/ آدمهایی که به زور می خواهند دیگران را به راه راست هدایت کنند/ نمایندگان کنگره آمریکا/ روانشناسان و روانکاوها/ منتقدان مطبوعاتی/ آدمهایی که توی صف خودشان را جامی زنند/ شرخرها/ آدمهایی که اصرار دارند کلمات معمولی را عجیب و غریب بنویسند/ استادان چپ گرای دانشگاهها/ دولت ایران/ زن هایی که پاتوق شان حراجی هاست/ کسانی که در خیریه ها کار می کنند و دائما کاسه گدایی دست شان است/ آدمهایی که درباره بیشعوری کتاب می نویسند/ آنهایی که صدای پخش ماشین شان را تا ته زیاد می کنند/ اعضای کمیسیون های تخصصی شورای شهر/ سران اتحادیه ها/ زنانی که اپیلاسیون نمی کنند/ کسانی که می خواهند تلفنی به زور چیزی را بفروشند/ کسانی که موقع غذاخوردن بحث می کنند/ پدر و مادرهایی که بچه های شان در اماکن عمومی هر غلطی می خواهند می کنند/ دیکتاتورهای خاورمیانه ای/ هر کسی که این کتاب را جدی بگیرد.” صورت تان درد گرفت؟ احساس کردید جزو لیست هستید؟ دارید به رفتارهای تان فکر می کنید؟ به نظرم این شروع خوبی است. شاید شاهکار بزرگ خاویر کرمنت در بازی او با خواننده است. بازی موثری که مثل یک سایکودرام یا بقول روانشناس های بی شعور بازی ” روان نمایشی” شما را با خودتان درگیر می کند. کتاب طنزی عمیق درباره انسان است. انسانی که رفتارهای احمقانه انجام می دهد. نویسنده در همه زمانها حضور دارد، او دائما فاصله شما را با خودش طی می کند. دائما به شما هشدار می دهد که جدی نگیرید و درست وقتی که شما فکر می کنید قضیه جدی نیست، تازه متوجه می شوید که موضوع بسیار جدی است. به نظر من شیوه و زبان کتاب، اگرچه در جاهایی توضیحات اضافی و بیهوده دارد و بارها چیزی را تکرار می کند، یک شاهکار است. کتابی که انگار خودتان دارید می نویسید یا در حقیقت در حال تولید آن هستید. یا شاید هم نویسنده هر لحظه دارد با شما مشورت می کند. همه اینها به کنار، محمود فرجامی کار مهمی را با این کتاب انجام داده است.
شاید محمود فرجامی را بشناسید. بعید می دانم نام او را نشنیده باشید. او طنزنویس بسیار خوبی است. و از آن مهم تر اینکه طنزنویس باسوادی است، هم مخاطبانش را می شناسد، هم طنز را می فهمد. منظورم از فهمیدن طنز چیزی بالاتر از تحلیل طنز یا شناختن آثار طنز یا مطالعه طنز یا خلق اثر طنز است. او رابطه انسان و طنز را می فهمد، اینکه طنز با انسان چگونه رفتار می کند، چگونه در او اثر می گذارد و چه تغییری در او ایجاد می کند. به دلایلی که معلوم است، بسیاری از کارهایش با نام های دیگر منتشر شده، اما از همین حالا که جوان است، یکی از پرتلاش ترین طنزنویسان است. اگرچه مدتی است بخاطر سفر به فرنگ کمتر کار کرده و امیدوارم کار را از سر بگیرد. نام او را در آینده بیشتر خواهیم شنید. او هم طنز می آفریند، هم با همت است و هم سیاست و فرهنگ ایرانی را می شناسد. ترجمه بیشعوری او کاری درخشان است. به همان اندازه که ساده و معمولی است دشوار و دور از دسترس است. او بازی نویسنده را گرفته و همان را به فارسی درآورده. شاید وقتی کتابش را می خوانیم بیش از یک کتاب معمولی به او مدیون خواهیم شد. او کتابی ویژه را به ما می دهد که می تواند تا عمق وجودمان رسوخ کند.
(متن کامل را میتوانید [فقط کاربران عضو شده قادر به مشاهده لینک ها می باشند. برای ثبت نام کلیک کنید]
بخوانید)
Bookmarks