رفتن به مطلب

پرچمداران

  1. shadmehrbaz

    shadmehrbaz

    مدیر بازنشسته


    • امتیاز

      71

    • تعداد ارسال ها

      3,922


  2. VINA

    VINA

    کاربر انجمن


    • امتیاز

      6

    • تعداد ارسال ها

      7,743


  3. roozbeh ameri

    roozbeh ameri

    کاربر انجمن


    • امتیاز

      3

    • تعداد ارسال ها

      2,078


  4. Mahnaz.D

    Mahnaz.D

    کاربر انجمن


    • امتیاز

      2

    • تعداد ارسال ها

      9,166



مطالب محبوب

در حال نمایش مطالب دارای بیشترین امتیاز در سه شنبه, 11 مهر 1396 در همه بخش ها

  1. 5 امتیاز
    یه خانمی به اسم حنا تو اینستا وجود داره كه خیلی اهل سفره منم كه كلا یكی از فانتزیام سفر كردن و سفر رفتنه كه به مدد همسر فعالم() معمولا خونه ایم تو این روزا شوخی شوخی یه چالشی راه افتاد كه نمیدونم چی شد یه دختر 17 ساله از تجاوز ها و آزار اذیتا های عموش تو سن 17 سالگی گفت همین شد سوژه و تو كمتر از چند ساعت كلی زن و دختر اومدن و از آزارهای جنسی كه تو بچگی توسط عمو ودایی بهشون شده بود حرف زدن ازارهایی كه باعث شده بود بعد از گذشت 20 سال همچنان عین شبه باهاشون باشه و تو رابطه زناشوییشون به مشكل بخورن نمیخوام بگم آی چرا ماها كثیف شدیم آی چرا وضع مملكت اینه اومدم بگم حواسمون به دختر بچه هامون باشه ، این داییشه من اعتماد دارم این عموشه هم خونشه رو ول كنیم ..متاسفانه با دیدن فیلم های پ . و. ر.ن خیلی ها سادیسم جنسی پیدا كردن ..خواهشا خواهشا خواهشا مواظب دختر بچه هاتون باشین یادمه وقتی 15 یا 16 سالم بود داداشم 21 سالش بود به خاطر یه شرایطی مامان و بابا مجبور به مسافرت چند روزه به تهران شدن ..منو با داداشمم تنها نمیزاشتن و مادر بزرگم باید میومد میموند ..همیشه تو حرفام میگفتن بابا خیلی شكاك ..بابا یه همه شك داره ...اما این دو روزه وقتی میخونم عموی 50 ساله به برادرزاده 12 سالش رحم نمیكنه ...پدر به بهونه اینكه همسرم پاسخگو نیازام نیست و به دختر 16 سالش تجاوز میكنه و برادر 17 ساله خواهرشو مورد ازار اذیت جنسی قرار میده از دنیای مردا متنفر شدم
  2. 2 امتیاز
    بعضی وقتا دلت میخواد یکاری بکنی ولی مجبور میشی یه کار دیگه بکنی که اصن دوست نداری ولی باید انجامش بدی و این زجر و عذابش وقتی بیشتر میشه که در یک بازه زمانی طولانی مجبور به انجام اون کار باشی دیگه از این ساده تر نمیشد بگم
  3. 1 امتیاز
  4. 1 امتیاز
    درود چه امضای زیبایی .......... من تقریبا هفته ای 3 یا 4 روز میرم شهرک صنعتی عباس آباد تهران ، طی این 50 کیلومتر مسیری که میرم شهرک های صنعتی دیگه هم خب جلومه و چه بخوام و چه نخوام باید از کنارشون رد بشم و اتفاقا یکی از این شهرک ها که حدود بیست کیلومتری شرق تهرانه سایت صنایع چوبه خودشون میگن سایت چوب ولی اسمش شهرک صنعتی خاورانه ، شانسه ما داریم آخه ؟ و از این بدتر اینکه تعداد زیادی از بچه های اون شهرک از دوستان هستند و تو خود عباس آباد هم باز هستند و حتی تعدادیشونم خارجی هستند ، آلمانی ، ترک و..... حالا اینا رو هر روز میبینم هی کشنده هاشونو ترانزیتاشون میانو میرن و تنوع زیادی هم تو محموله هاشون دارن و منم هر بار میرم میبینمشون و موقع احوالپرسی ناخود آگاه .............. بی خیال چند روز پیش یاد یکی از قسمتهای نوستالژی طنز آقای مدیری افتادم :ws28:! ساعت خوش که اگر اشتباه نکنم سال 73 یا 4 پخش میشد یا شایدم یکم اینور اونور ، بچه بودم دیگه زیاد دقیق سالشو یادم نیست. سریع سرچش کردم ببینم میتونم پیدا کنم یا نه و خوشبختانه تو یوتیوب پیدا کردم اون قسمتشو، مفهوم تنوع ،روش استعمال، سایز و............ خودتون ببینید من که حیرت زده شدم فقط عذر میخوام چون لینک یوتیوبه و..........
  5. 1 امتیاز
    نمیدونم نوشتن اینجا باعث میشه اشکام دیگه نیاد و ارووم شم امروز روز خیلی سختی بود مناقصه ای که دو هفته سرش کار کردیم رو نشد تو سایت اپلود کنیم و فیزیکشم نگرفتن !!! ولی که چند ساعته داغونم کرده مربوط به 25 الی 24 سال پیشه بدترین اتفاقی میشه گفت تو زندگیمون افتاد من دربارهش کلی میدونستم ولی امروز یه چی شنیدم که قلبم داره اتیش می گیره نمی تونم هضمش کنم مگه میشه !! مگه میشه کسی اینجور نااامرد باشه !! یعنی چیزی که من شنیذم درسته !!! دست خودم نیس همینجوری اشکام میاد از دوره دبیرستان رو کاغذ می نوشتم حرفای دلمو ولی یه مدته میام اینجا !!!
  6. 1 امتیاز
    اما آش نیکو صفت بالا سمت چپ میز آخر خیلی حال میده
  7. 1 امتیاز
    حال و هوای این روزام خیلی خوبه از تمام اتفاقات زندگی دارم لذت میبرم این خودش کم لذتی نیست اللهی که دل همه شاد باشه
  8. 1 امتیاز
    دزدان کاراییب جدیده گلشیفته هم با یه گریم عجیب نقش جادوگر رو توش بازی میکنه من خدایی نشناختمش
  9. 1 امتیاز
    وقتی میگم قضیه‌ش طولانیه معمولا معنیش اینه که نمی‌خوام بهت بگم .
  10. 1 امتیاز
    خوشحالم از اینکه همیشه کارایی رو انتخاب کردم که کسی تا حالا انجامش نداده از اینکه پیشگام بودم، از اینکه موفق شدم حتی بدون کمک حتی با همه ی سنگ پرت کردن ها، از اینکه هیچ وقت یه ساعت هم از زمان تعیین شده جا نموندم و بهش رسیدم و.... ناراحتم از اینکه کسایی هستن که در جایگاه خودشون تو این کشور جز نفرات برتر هستن دو سه برابر من سن دارن اما چشم ندارن یک موفقیت منو ببیین، از اینکه حتی چشماشون هم فریاد میزنه از اینکه اینجا هستی راضی نیستیم، از اینکه حتی آرومترین و به ظاهر متشخص ترین فرد هم سعی کرد به نحوی جلوم رو بگیره به نامرد ترین وضع ممکن، از اینکه با نارضایتی تمام مجبور شدن جلوی جمع اعتراف کنن که موفق شدم، من یاد گرفتم از همه ی ادما بگذرم و دعا کنم یه روزی وجدانشون بیدار بشه این بهترین کاری هست که میتونم در حقشون انجام بدم من از خودم راضیم همیشه راضی بودم چون شکست و موفق نشدن برام معنی نداره چون میدونم یک راهی برای من هست که تنها برای منه تلاش میکنم و بارها تلاش میکنم سالها که بگذره اگر در جایگاه این آدم ها قرار بگیرم چه در این کشور باشم چه نباشم مهمتر از هرچیزی هر عملی وجدانم رو بیدار نگه دارم و آرزو میکنم چشم و دل همه ی ادمهای دنیا اونقدر از موفقعیت و تلاش سیر باشه که به کسی نه حسادت کنن نه ارزوی بدبختیشو
  11. 1 امتیاز
    از بي حوصلگي جواب هيچكس نميدم حتي دخترعمه اي كه هزاربار صدام كرده پاشو بريم بيرون. پشت به همه دراز ميكشم محو لباساي تو كمد دختر عمه فكرم تو چمدونيه كه بايد فردا ببند. به فكر اينكه واسه كبوتراي حرم چيزي بخرم و ببرم. گوشيم صداش پخش ميشه... _الو؟ +جانم چندلحظه صبر كن برم بيرون. _سلام خوبي؟ +سلام خوبم چيزي شده الان زنگ زدي؟ _نه خونه ام چيزي نشده تو كجايي؟ +خونه عمه م،آخه اين ساعت زنگ نميزدي تعجب كردم! _كارت دارم +اره منم كارت دارم ديروز گفتي تماس ميگيري منتظر شدم ولي خبري نشد _اره ديگه مامان بردم خريد وقت نشد +خب چه خبر؟ _هيچي،بگو كارت راستي +من چهارشنبه ميرم مشهد _من چهارشنبه ميام ابهر +..... _الووو؟؟؟ +دروغ ميگي!بگو جون من _به جون تو +باور نميكنم _ميگم به جون تو...من جون تورو الكي قسم ميخورم؟؟ +من نيستممممم _قسمت نيست ببينمت +قسمت چيكار كنم الان من؟؟؟؟نميرم مشهد ميمونم خونه ماماني تا بياي ببينمت _نه بابا عزيزدلم چه كاريه من باز ميام ديگه +نميرم همين كه گفتم _ميري و رو حرف منم حرف نميزني +اينبار ميزنم شده داد ميزنم شده قهر ميكنم ولي نميرم مشهد _ميري مشهد.منم فردا ميام +دروغ ميگي نمياي. _من كي بهت دروغ گفتم كه حالا هر دوثانيه ميگي دروغگو بهم؟؟؟ +نميرم بخدا به جون تو نميرم _ميگم فردا ميام توام پس فردا ميري _از اولم قرار بود فردا بيام اذيتت ميكردم. +اشكم درآوردي _من غلط كنم +هيس _ميام فردا صبح +.... _باز چيشد؟ +هيچي بيا...منتظرتم _قهري؟ +يكم _ميدوني كه نخندي عين خودت قهر ميكنم؟هوم؟هرعملي عكس العملي داره ديگه؟درسته؟ +تا ظهر ميرسي؟ _بخند +ميري املاكي؟ _بخند +كمرمم درد ميكنه _بخند +مادرجون خوبن؟ _بخند +چمدونم هنوز نبستم استرس دارم كارام نكردم _نميام +ميخندم _بلند +چشم _آرومي؟ +نه _ميدونم ديگه واس همين نميگفتم فردا ميام +چيزي نيس شدم دختر كوچولوي لوس _كه بايد نازش كشيد +كه بايد كنارش بود _كمتر از ٤٨ساعت ديگه ايشاالله +نماز خوندي؟ _نه ديگه رسيدم گفتم زنگ بزنم بگم مرخصي گرفتم كارام درس شد +خودت زنگ ميزني به مامانم يا من بگم؟ _نه ميزنم خيلي وقته صحبت نكردم باهاشون. +ابهر نيس زنجانه بزار برسن بزن.١/٢ساعت ديگه _خوبي الان؟ +اره بخدا فقط هنوز باور ندارم _حق داري +حقمي _اون كه بعله +برم بيرون حالم خوب شه _آره فقط الان اون بغض از بين ببر صدات درس بشه جيگرمون ريش ريش نكنه. +معلومه؟ _خيلي +دكتري تو؟ _اره دكترمعماري و دكتر قلبِ تو. +آقاي دكتر نمازت دير شد _قلبت رو دوره تنده.ارومش كنم ميرم +اروم ميشه تو برو همون سرسجاده دعاكن برام كافيه _مواظبي؟ +اره بخدا _كمرت +مواظبم چشم _برم يني؟ +اوهوم _فكر نكن به فردا +سعي ميكنم _موفق باشي تو اين سعي +منتظرتم _ميبينمت +دعام كن _دعام تويي اول و آخر +مواظب خودت باش _مراقب خودت باش +چشم فعلا _چشم فعلا ٩٦/٦/٢٧ ٠٢:٣٢ بامداد سه شنبه
  12. 1 امتیاز
    امروز رفتم سر کار جدید. وای که چه خوب بود. ریلکس کارمو انجام دادم واز شرکت اومدم بیرون‌. با اینکه روز اول بود ولی خیلی خوب بود. آدمای مهربون و بی استرس. یه منشی تپل مکزیکی باحال. وقتی باهام رست داد و خودشو معرفی کرد حس کردم چه مهربونه و اولین کسی بود که اسممو واقعاً درست گفت . امروز آرایش چشم نکروم. یعنی یادم رفت یه جورایی. ولی عصر فهمیدم چقدر خوبه چون هر چقدر دلم بخواد میتونم تو چشمم دست بمالم!
  13. 1 امتیاز
    میبینم که دیگه کم کم نمیبینم چطوری سهند جان؟؟ عشقی پسر عشق یادش بخیر زمانی که مدیر تالار گفتگوی آزاد بودم بعدش شدم مدیر ارشد و تو رو طی حکمی کردم مدیر تالار گفتگوی آزاد چقدر زووووود گذشت اون روزها:sigh:
  14. 1 امتیاز
    مبحث تئوری موسیقی بدلیل پایه ای بودن، از اهمیت دوچندانی برخوردار می باشد. برای نوشتن و خواندن یک قطعه موسیقی باید علائمی بکار برد. در آموزش موسیقی به حروف الفبای موسیقی نت می‌گویند. اسامی نت‌های موسیقی در دو سیستم ارائه می‌شوند. ۱ - سیستم هجایی ۲ - سیستم الفبایی سیستم هجایی در سیستم هجایی اسامی نت‌های موسیقی بصورت زیر می‌باشد. (از چپ به راست بخوانید) Do Re Mi Fa Sol La Si امروزه به جای هجای Si از هجای Ti استفاده می‌شود. در ایران از سیستم هجایی استفاده می‌شود. نام نت‌ها به زبان فارسی. دو ر می فا سل لا سی سیستم الفبایی در سیستم الفبایی اسامی نت‌های موسیقی بصورت زیر می‌باشد. (از چپ به راست بخوانید) C D E F G A B در زبان آلمانی به جای حرف B (نت Si) از حرف H استفاده می‌کنند.
  15. 1 امتیاز
  16. 1 امتیاز
  17. 1 امتیاز
    پایان خب بعد از سالها بالاخره توفیق این رو داشتیم که آموزش تئوری موسیقی رو توی انجمن نواندیشان به پایان برسونیم امیدوارم تمام عزیزانی که از این تاپیک در انجمن بازدید کردند استفاده لازم رو برده باشن و تونسته باشیم قدمی در جهت افزایش دانش موسیقی علاقه مندان به این هنر برداشته باشیم. شاد و موفق باشید ، ساز زندگی تون کوک...
  18. 1 امتیاز
    شدت--- > شدت شدت موسیقی یعنی قوی و ضعیف بودن موسیقی را در ابتدا توضیح دادیم. شدت در نت نگاری با علایم مختلف نشان داده می شود و بر روی حامل از آن استفاده می شود که با آنها آشنا می شویم : این علائم در جاهای مختلف حامل قرار میگیرد و شدت مورد نظر آهنگ ساز را به نوازنده می گوید. در پایین به تعدادی دیگر از این علائم توجه کنید :
  19. 1 امتیاز
    ادامه ی دیرند--- > علائم سرعت علائم سرعت برای سرعت هر ضرب معمولا از عدد استفاه میکنند و آن را اول قطعه به صورت عدد مینویسند این عدد را تمپو نیز مینامند. برای مثال میگویند این قطعه را با تمپوی 60 اجرا کنید. برای آنکه بدانید هر تمپو چه زمانی است به این صورت در نظر بگیرید که اگر تمپو 60 باشد یعنی در هر ثانیه یک ضرب باید بزنید و اگر 120 باشد یعنی در هر ثانیه 2 ضرب بزنید. برای یافتن دقیق زمان تمپو باید از دستگاهی به نام مترونوم استفاده کنید که در انواع مختلف در بازار قابل تهیه میباشد. در مترونوم و نت های نوشته شده بعضی اوقات به جای شماره ی تمپو از کلمه ها استفاده میشود که در پایین جلوی هر کدام شماره ی تمپویی که منظور آنهاست نوشته شده است: علائم دیگر مربوط به سرعت :
  20. 1 امتیاز
    ادامه ی دیرند--- > تقسیمات فرعی دیرند قبلا با تقسیمات اصلی دیرند های اصلی ( گرد ، سفید و ... ) و با نشانه های افزایش دیرند (نقطه و دو نقطه ) و با طرز کار آنها آشنا شدیم. گاهی دیرندهایی در موسیقی اجرا میشوند که با هیچ کدام از روش هایی که تاکنون با آن ها آشنا شده ایم نمیتوان آنها را نمایش داد. برای مثال فرض کنید بخواهید در زمان یک نت سیاه 3 یا 5 و یا 7 نت مساوی اجرا کنیم چگونه میتوان آن را نشان داد ؟ در این صورت برای ثبت این دیرندهای فرعی به نشانه های دیگری نیاز داریم که با آنها آشنا میشویم: سه بر دو : هرگاه بخواهیم به جای دیرند دو نت هم شکل سه نت اجرا کنیم که فاصله های مساوی از هم داشته باشند از سه بر دو استفاده میکنیم که تریوله هم نامیده میشود : سه بر دو را میتوان این طور تعریف کرد : اجرای سه نت مساوی در زمان سه نت هم شکل در زیر به نمونه ای دیگر از تریوله توجه کنید : چهار بر سه : هرگاه به جای سه نت هم شکل چهار نت مساوی اجرا کنیم که مجموع دیرند دو گروه با هم یکسان شود به آن چهار بر سه میگویند. مانند شکل زیر: پنج بر چهار : هرگاه به جای چهار نت هم دیرند 5 نت هم دیرند اجرا کنیم به طوری که دیرند دو گروه یکی باشد آن را پنج بر چهار مینامند. مانند شکل زیر : پنج بر سه : هرگاه به جای سه نت هم دیرند پنج نت هم دیرند اجرا شود به طوری که دیرند دو گروه مساوی باشد آن را پنج بر سه می نامند: نکته : در مورد تفاوت پنج بر چهار و پنج بر سه توجه کنید که از نظر ظاهری کاملا شبیه به هم هستند و تنها راه تشخیص به این صورت است که ببینیم به جای چند نت آمده است و آن را میشود از روی میزان قبلی آنها و یا نشانه ی میزان تشخیص داد. شش بر چهار : هرگاه به جای چهار نت هم دیرند شش نت هم دیرند اجرا کنیم به طوری که دیرند کلی دو گروه شبیه به هم باشد آن را شش بر چهار مینامند: شش بر چهار را در صورتی که به شکل دو دسته ی سه تایی نوشته شود میتوان سه بر دو مضاعف نامید: هفت بر چهار: هر گاه به جای چهار نت هم دیرند هفت نت هم دیرند اجرا شود به طوری که مجموع دیرندهای دو گروه با هم برابر باشد گروه دوم را هفت بر چهار می نامند: هفت بر شش : گاهی ممکن است هفت نت به جای شش نت هم دیرند بیاید که به آن هفت بر شش میگویند مانند شکل زیر : نه بر هشت : هرگاه به جای هشت نت هم دیرند نه نت هم دیرند اجرا شود بطوری که دیرندهای دو گروه با هم برابر باشد به آن نه بر هشت میگویند مانند شکل زیر :
  21. 1 امتیاز
    ادامه ی دیرند--- > میزان های لنگ قبلا گفتیم که میزان ها بر سه نوع هستند : 1. ساده 2. ترکیبی 3. لنگ ما با میزان های ساده و ترکیبی در گذشته آشنا شدیم و اکنون می خواهیم با میزان های لنگ آشنا شویم. میزانهای لنگ از ترکیب میزان های دو ضربی و سه ضربی به وجود آمده اند به همین خاطر تعداد ضرب های یک میزان لنگ از 5 کمتر نخواهد بود. در میزان های غیر از میزان لنگ تاکید ها در فاصله های زمانی مساوی از یکدگیر قرار دارند ولی در میزان های لنگ تاکید ها اگرچه قانون خاصی برای خود دارند ولی فاصله مساوی با یکدیگر ندارند . حال در شکل زیر تاکید ها با علامت هر گاه این علامت را برای دومین بار در قطعه مشاهده کردید باید قطعه را از جایی که این علامت برای بار اول آمده است تکرار کنیم : میزان های لنگ هم مانند میزان های دیگر بسته به آن که واحد هر ضرب یک نت ساده یا نقطه دار باشد میتوانند ساده یا ترکیبی باشند که در زیر با آنها آشنا می شویم. میزان های لنگ ساده : به میزان هایی گفته می شود که از ترکیب میزان های دو ضربی و سه ضربی به وجود می آیند به عنوان مثال میزان های پنج ضربی که هر ضرب آن یک چنگ باشند و از ترکیب دو میزان 2/8 و 3/8 بوجود می آید و نشانه ی میزان آن را به صورت 5/8 نشان میدهیم. این میزان از نظر جای تاکید ممکن است به دو صورت وجود داشته باشد. اول این که تاکید روی ضرب اول و سوم میزان قرار گیرد و دوم آن که تاکید روی ضرب اول و چهار میزان قرار گیرد. در زیر نمونه های مختلف 5 ضربی و 7 ضربی را مشاهده کنید : میزان های لنگی ترکیبی: به میزان هایی گفته می شود که از ترکیب میزان های دو ضربی و سه ضربی ترکیبی به وجود آید. به عنوان مثال میزان پنج ضربی که هر ضرب آن یک چنگ نقطه دار باشد از ترکیب دو میزان 6/16 و 9/16 بوجود می آید و نشانه ی میزان آن را به صورت 15/16 نمایش میدهیم . این میزان ها هم مانند میزانهای لنگ ساده از نظر جای تاکید ممکن است به دو صورت وجود داشته باشد. در زیر انواع تاکیدهای میزان 5 ضربی و 7 ضربی لنگ ترکیبی را مشاهده میکنید: در بعضی موارد آهنگساز ممکن است در میزان های ساده با عوض کردن جای تاکید ضرب ها حالت ضرب مانند میزان های لنگ ایجاد کند و این باعث میشود آهنگساز هر میزانی را که علاقه دارد بسازد. برای مثال به میزان ساده ی زیر که جای تاکیدات آن عوض شده توجه کنید :
  22. 1 امتیاز
    ادامه ی ارتفاع --- > گام های دیگر گام های ماژور و مینور حاصل تجربه ی سالها آزمون و خطا و نتیجه ی چندین الگوی گام هستند که اکثرا" دیگر استفاده نمیشوند و یا کم استفاده می شوند که به طور مختصر با آنها آشنا میشویم. گام های کلیسایی : این گام ها که از یونان باستان اقتباس شده است در حدود یک هزاره اساس موسیقی غرب بوده است. اگر هر بار یکی از نتهای دوماژور را نت آغاز یک گام قرار دهیم مدی به دست می آید که از مدهای کلیسایی می باشد: یونین : همان گام ماژور امروزی است که در موسیقی موسوم به کلاسیک تا هیپ هاپ مورد استفاده قرار میگیرد. دورین : این مد شبیه به مد مینور می باشد. این مد در انواع موسیقی راک ، بلوز ، جاز و فیوژن مورد استفاده قرار میگیرد: فریژین : این مد مورد علاقه ی اسپانیایی ها میباشد و در موسیقی فلامینکو ، فیوژن و متال سرعتی استفاده می شود . این گام بسیار شبیه به شور در موسیقی ایرانی است و ترانه ی امشب در سر شوری دارم در همین مد ساخته شده است : لیدین : در انواع موسیقی جاز ، راک ، فیوژن و موسیقی محلی آمریکا میتوان این مد را شنید : میکسودین : این مد هم در موسیقی راک ، بلوز ، محلی ، آمریکایی ، راک آبیلی مورد استفاده قرار میگیرد : آئولین : این همان مینور طبیعی است که در انواع موسیقی شنیده میشود : لوکرین : این مد به ندرت مورد استفاده در موسیقی راک و جاز است و به نظر غربی ها صدای بسیار عجیبی میدهد : توجه داشته باشید که این گامها را از هر نت دیگری میشود آغاز کرد و آنها را ساخت. گام کروماتیک این گام دارای دوازده درجه به فاصله ی مساوی نیم پرده است و به همین علت نقش درجه های مختلف آن بر خلاف دیگر گامها کاملا یکسان است و تنها در تئوری کاربرد دارد. گام کروماتیک شامل تمام صداها میشود که در موسیقی غرب بکار میروند. گام کروماتیک را از هر نتی به دو صورت بالا رونده و پایین رونده میتوان تشکیل داد. گام کروماتیک بالا رونده : در شکل زیر گام کروماتیک بالا رونده از نت دو را مشاهده میکنید در گام کروماتیک بالا رونده از نشانه ی دیز استفاده میکنیم : گام کروماتیک پایین رونده : گام پایین رونده ی دو مانند شکل فوق است فقط در حالت پایین رونده از نشانه ی بمل استفاده میکنیم .
  23. 1 امتیاز
    ادامه ی ارتفاع --- > پهنه ی صوتی صدای انسان در موسیقی کلاسیک غرب صدای خوانندگان را از نظر پهنه ی صوتی به شش گروه تقسیم میکنند که به ترتیب از بم به زیر از این قرار هستند: صدای مردان : 1. باس 2. باریتون 3. تنور صدای زنان: 1. آلتو 2. متسو سوپرانو 3. سوپرانو در شکل زیر میتوانید پهنه ی صوتی هر یک از این صداهای نام برده را مشاهده کنید . توجه داشته باشید که این پهنه ی ارائه شده نسبی میباشد و شامل نت هایی می شود که گروه ها براحتی میتوانند اجرا کنند :
  24. 1 امتیاز
    ادامه ی ارتفاع --- > کلید سازهای کوبه ای بعضی از سازهای کوبه ای مانند طبل ها وظیفه ی اجرای ریتم های مختلفی را برعهده دارند اما صدایی که تولید میکنند ارتفاع معینی ندارد . در این سازها ارتفاع صدا مهم نیست تنها چیزی که مهم است ریتم می باشد به همین دلیل به این کلید ، کلید خنثی گفته میشود و چون فقط ریتم را نشان میدهد کلید ریتم هم نامیده می شود. گاهی هم میتوان این کلید را با یک خط استفاده کرد :
  25. 1 امتیاز
    ادامه ی ارتفاع --- > حامل مضاعف برای سازهایی مانند ساز پیانو که دارای پهنه ی صوتی زیادی هستند نمی توان روی یک کلید به تنهایی نت نوشت زیرا یک کلید به تنهایی خیلی محدودتر از پهنه ی این سازها میباشد. برای حل این مشکل از دو خط حامل بر روی هم استفاده میشود که برای حامل بالایی سل و برای حامل پایین کلید فا درنظر گرفته شده است : علاوه بر حامل مضاعف به این حامل ، حامل بزرگ و حامل عمومی هم میگویند . از این حامل در آموزش و تحقیقات تئوریک موسیقی و هارمونی استفاده میشود. در شکل زیر به شیوه ی نت نگاری بر روی حامل مضاعف توجه کنید : توجه داشته باشید که یک خط نامرئی است که در واقع خط دو تکمیلی پایین کلید سل است :
  26. 1 امتیاز
    ادامه ی ارتفاع --- >کلید های دیگر در گذشته با کلید سل آشنا شدیم. حال این را باید بدانیم که نت ها به کلید سل و چند خط تکمیلی بالاتر و پایین تر محدود نمیشوند و وسعتی بیشتر از این دارند و برای رسیدن به این نتها در کلید سل باید از خطوط تکمیلی زیادی استفاده کرد تا به نتهای مورد نظر رسید که این خطوط تکمیلی بسیار زیاد باعث ناخوانا شدن نت و در نتیجه اجرای ضعیف نوازنده می شود برای حل این مشکل موسیقی دانان شروع به ساختن کلید های مختلفی به غیر از کلید سل کردند که وقتی روی حامل قرار بگیرد نام نتها را نیز تغییر میدهد و کار را برای آهنگ سازان و نوازندگان راحت تر سازد. در زیر شکل کلیدهای مختلف را بر روی حامل مشاهده میکنید که به با آنها آشنا خواهید شد : 1) کلید فا ( کلید باس ) این کلید را چون بم ترین نتها را در جای خود جای داده است کلید فا می نامند. این کلید نشان دهنده ی این است که نت روی خط چهارم نت فا می باشد. حال سوالی پیش می آید که این نت فا در کجای کلید سل قرار دارد ؟ جوابتان این سوال را در شکل زیر مشاهده کنید : حال نتهای روی حامل کلید فا را که نسبت به نت فا خط چهارم به دست آورده ایم مرور کنیم : از این کلید معمولا" برای سازهای بسیار بم ارکستر و یا خوانندگانی که صدای بم دارند استفاده می شود. برای سازهایی مثل کنترباس و توبا از این کلید استفاده میشود. این کلید را هم باید برای آشنایی مانند کلید سل تمرین کنید و آنرا خوب به خاطر بسپارید. 2)کلید باریتون: شیوه ی عملکرد این کلید هم مانند کلید فا است با این تفاوت که نت روی خط سوم نت فا میباشد و بقیه ی نتها هم به همین نسبت تغییر میکنند. این کلید از کلیدهایی است که امروزه اصلا استفاده نمیشود و همین آشنایی مختصر برای شما کافی است. 3) کلید دو : همانطور که در شکل اول دیدید این کلید بر روی هر پنج خط حامل قرار میگیرد و هر کدام مخصوص ساز و صدای خاصی هستند که ما اینجا به مهمترین آنها یعنی کلید آلتو ( کلید دو خط سوم) میپردازیم. این کلید ، کلیدی است که نشان میدهد نتی که روی خط سوم قرار میگیرد نت دو میباشد حال در پایین نت دو یی را که در کلید دو روی خط سوم قرار دارد را در کلید سل مشاهده کنید : در پایین نام دیگر نت ها را که نسبت به نت دو در خط سوم مشخص کرده ایم مشاهده کنید :
  27. 1 امتیاز
    ادامه ی ارتفاع --- >گام های همسایه به دو گام که کمترین اختلاف را از لحاظ تعداد نشانه های ترکیبی دارند گامهای همسایه میگویند. بعبارتی دیگر دو گام همسایه کمترین تفاوت را از لحاظ نشانه های ترکیبی با هم دارند. حال با گامهای همسایه ی اصلی مد های ماژور و مینور آشنا می شویم. الف ) گامهای همسایه ی گام ماژور هر گام ماژور سه همسایه ی اصلی دارد و دو همسایه ی فرعی دارد. _همسایه های اصلی گام ماژور : 1. گامی که به فاصله ی پنجم درست بالاتر از گام ما قرار دارد همسایه ی اصلی گام ما محسوب میشود . 2. گامی که به فاصله ی پنجم درست پایین تر از گام ما قرار دارد یک همسایه ی اصلی محسوب میشود. 3. همانطور که گفتیم هر گام ماژور یک مینور تئوریک نسبی برای خود دارد . حال بدانید که مینور نسبی هر گام ماژور یک همسایه ی اصلی محسوب می شود. _همسایه های فرعی گام ماژور : در بالا گفتیم که مینور نسبی گام ماژور یک همسایه ی اصلی محسوب میشود حال : 1. اگر در فاصله ی پنجم درست بالاتر از مینور نسبی گام ماژور یک گام مینور دیگر تشکیل دهیم آن گام یک همسایه ی فرعی برای گام ما خواهد بود. 2. اگر یک گام مینور در فاصله ی پنجم درست پایین تر از مینور نسبی گام ماژور تشکیل دهیم نیز یک همسایه ی فرعی دیگر برای گام ماژور ساخته ایم. برای درک بیشتر همسایه های اصلی و فرعی گام ماژور و مینور به شکل زیر توجه کنید : ب ) گامهای همسایه ی گام مینور هر گام مینور یک همسایه ی اصلی و 4 همسایه ی فرعی دارد. _ همسایه ی اصلی گام مینور : گام ماژوری که گام مینور ما از آن به وجود آمده است تنها همسایه ی اصلی گام مینور ما خواهد بود. _همسایه های فرعی گام مینور : 1. اگر در فاصله ی پنجم درست بالاتر از گام مینور مورد نظرمان یک گام مینور تشکیل دهیم آن گام از همسایه های فرعی گام مینور ما محسوب میشود. 2. اگر در فاصله ی پنجم درست پایین تر از گام مینور مورد نظرمان یک گام مینور تشکیل دهیم آن گام یک همسایه ی فرعی برای گام مینور ما محسوب میشود. 3. گفتیم که ماژوری که گام مینور ما از آن به وجود آمده است تنها همسایه ی اصلی است. حال اگر از آن گام ماژور یک پنجم درست بالا برویم و یک گام ماژور بسازیم گام ساخته شده یک همسایه ی فرعی خواهد بود. 4. گفتیم که ماژورری که گام منور ما از آن بوجود آمده است تنها همسایه ی اصلی است. حال اگر از آن گام ماژور یک پنجم درست پایین برویم و یک گام ماژور بسازیم گام ساخته شده یک همسایه ی فرعی خواهد بود. برای درک بیشتر گام های همسایه ی اصلی و فرعی گام مینور به شکل زیر دقت کنید:
  28. 1 امتیاز
    ادامه ی ارتفاع --- >مدولاسیون معمولا در طول قطعات موسیقی برای جلوگیری از یکنواختی ناشی از شنیده شدن چند نت ثابت نت تونیک قطعه را عوض میکنند. برای مثال از دوماژور به سل ماژور تغییر میدهند. در بعضی موارد نیز مد قطعه را تغییر میدهند یعنی این که برای مثال از مد ماژور وارد مد مینور میشوند و از این طریق تنوع ایجاد میکنند. به این عمل مدولاسیون یا مدگری گفته میشود. اگرچه نحوه ی مدولاسیون کاملا سلیقه ای است و به ذوق آهنگساز بستگی دارد اما چون در هر مدولاسیونی نت های جدیدی که جای نت قبلی را میگیرند برای گوش بسیار ناآشنا هستند از این رو هر چه تغییرات کمتر باشد این انتقال و جابجایی نرم تر و قابل تحمل تر صورت میگیرد. معمولا برای مدولاسیون های نرم از یک گام به گام همسایه میروند. گامهای همسایه گامهایی هستند که کمترین تفاوت را با گام مبدا دارند...به زودی با گامهای همسایه آشنا میشویم.
  29. 1 امتیاز
    ادامه ی ارتفاع --- >گام مینور ملودیک در موسیقی غربی استفاده از فاصله ی دوم افزوده ( یک و نیم پرده ) که در میان درجه های ششم و هفتم مینور هارمونیک قرار دارد جایز نیست به همین دلیل موسیقی دانان تصمیم گرفتند که علاوه بر درجه ی هفتم ، درجه ی ششم را نیز نیم پرده کروماتیک بالا ببرند که فاصله ی دوم افزوده از میان برود. در زیر گام مینور ملودیک را مشاهده میکنید : این تغییرات و نشانه ها فقط در حالت بالا رونده در مینور ملودیک وجود دارد و در حالت پایین رونده نیازی به این تغییرات نیست زیرا هنگام پایین آمدن احتیاجی به محسوس نیست و مانند شکل زیر گام پایین رونده ی ملودیک عیناً نظیر گام مینور تئوریک است. چون این گام عیناً در ساخت ملودی استفاده میشود آن را مینور ملودیک نامیده اند. در شکل زیر یک گام لامینور بالا رونده و پایین رونده را مشاهده میکنید :
  30. 1 امتیاز
    ادامه ی ارتفاع --- >گام مینور هارمونیک هر یک از درجه های گام نسبت به یکدیگر دارای قدرت جذب متفاوتی میباشند. برخی از آنها دارای جاذبه ی کمتری بوده و میل زیاده به حرکت به سوی نت مجاور در جهت بالا یا پایین دارند. بعضی دیگر هم دارای جاذبه ی بیشتر بوده و تمایل کمتری به رفتن به سوی نت های دیگر از خود نشان می دهند. در گامهای ماژور درجه هفتم که نیم پرده از تونیک پایین تر است دارای کمترین جاذبه می باشد . قبلا درجه ی هفتم گام ماژور را محسوس نامیدیم ، هنگام شنیده شدن این نت به خاطر جاذبه ی کمی که دارد و از طرفی جاذبه ی زیادی که نت اکتاو دارد و فاصله ی نیم پرده ای که میان این دو وجود دارد با شنیدن درجه هفتم میل و احساس شدیدی در شنونده برای شنیدن اکتاو به وجود می آید. اما در گام مینور تئوریک درجه ی هفتم را نمیتوان محسوس نامید و آن حس میل به حرکت به سمت اکتاو وجود ندارد زیرا فاصله ی محسوس و اکتاو در مینور تئوریک یک پرده می باشد از طرفی در موسیقی چند صد سال اخیر فاصله ی نیم پرده ای میان محسوس و اکتاو برای فرود و حس خاتم در موسیقی بسیار اهمیت یافته است. در نتیجه فاصله ی یک پرده ای میان درجه ی هفتم و هشتم گام مینور تئوریک یک عیب بزرگ محسوب می شود و عملا در موسیقی از چنین گامی استفاده نمیشود. به همین خاطر است که آن را مینور تئوریک مینامند. برای رفع این نقص موسیقی دانان به اصلاح این گام پرداخته و درجه هفتم گام مینور تئوریک را نیم پرده ی کروماتیک بالا برده اند تا گام دارای نت محسوس شود. به این ترتیب الگوی فاصله میان درجه های گام به شکل زیر در آمد و آن را مینور هارمونیک نامیدند. از دیگر ویژگی های این گام وجود فاصله ی یک و نیم پرده ای میان درجه های ششم و هفتم است. برای مثال لامینور (تئوریک) که از دو ماژور گرفته شده است و هیچ نشانه ی ترکیبی ندارد اگر بخواهیم بصورت مینور هارمونیک در بیاوریم باید درجه ی هفتم آن یعنی سل را نیم پرده بالا ببریم :
  31. 1 امتیاز
    ادامه ی ارتفاع --- >گام مینور تئوریک ( طبیعی ) اگر درجه ششم هر گام ماژور را مبنای تشکیل یک گام جدید قرار دهیم و هشت نت متوالی پیش برویم الگوی جدیدی به وجود می آید که به آن مینور تئوریک می گویند. برای مثال ما درجه ششم گام دوماژور را مبنا قرار داده ایم و یک گام مینور تئوریک تشکیل داده ایم : الگوی بالا اگوی گام ماژور است همانطور که میبینید بین درجه های "دو و سه" و "پنج و شش" فاصله ی نیم پرده ای وجود دارد و در بین بقیه ی درجه ها فاصله ی تمام پرده وجود دارد. در این صورت اگر گام مینور تئوریک را به دو دانگ تقسیم کنیم الگوی زیر برای گام مینور تئوریک به دست می آید : در بالا میبینیم که دو دانگ با هم تفاوت دارند و شما باید این الگوی فاصله را به خاطر بسپارید. چون هر گام مینور تئوریک از یک گام ماژور به وجود آمده است آن را گام مینور نسبی آن گام ماژور می گوییم. روش یافتن گام مینور از روی نشانه های ترکیبی: در مواردی ممکن است به ما نشانه های ترکیبی بدهند و از ما نام تونیک مینور این نشانه ها را بخواهند. ما باید از این شیوه استفاده کنیم : ابتدا تونیک ماژور آن نشانه ها را به دست می آوریم (همانطور که قبلا آموختیم) سپس از تونیک ماژور به دست آمده یک سوم کوچک به سمت پایین حرکت میکنیم تا تونیک گام مینور به دست آید. برای مثال به ما دو نشانه ی ترکیبی دیز میدهند که میشود فا دیز ، دو دیز : ما ابتدا تونیک ماژور این نشانه ها را پیدا میکنیم که ر ماژور میشود. سپس از نت ر یک سوم کوچک پایین می آییم تا به تونیک مینور برسیم که جواب نت سی میشود. در واقع این نشانه های ترکیبی مربوط به سی مینور هستند. اگر ماژور این نشانه ها را بخواهند که همان ر ماژور میباشد به اصطلاح میگوییم: مینور نسبی گام ر ماژور ، سی مینور میباشد.
  32. 1 امتیاز
    ادامه ی ارتفاع --- >گام مینور همانطور که قبلا گفتیم موسیقی غربی از گامهای ماژور و مینور تشکیل شده اند و ما با گامهای ماژور آشنا شدیم ، حال به گامهای مینور میپردازیم : در موسیقی غربی سه نوع گام مینور (کوچک) وجود دارد: 1.مینور تئوریک یا طبیعی 2. مینور هارمونیک 3. مینور ملودیک
  33. 1 امتیاز
    ادامه ی ارتفاع --- > نشانه های موقتی ( عرضی) نشانه های عرضی نشانه های تغییر دهنده ای هستند که بر خلاف نشانه های ترکیبی در سراسر قطعه تاثیر ندارند و فقط در یک میران تاثیر و اعتبار دارند. برای مثال به ملودی زیر نگاه کنید : در ملودی بالا نت های فا و دو در سر کلید دیز شده اند و به این معناست که در همه ملودی این نت ها دیز هستند. اما جایی آهنگ ساز میخواهد برای چند ضرب کوتاه فقط نت لا را دیز کند برای این کار اگر لا دیز را به سر کلید اضافه کنید لا برای همیشه دیز می شود. برای حل این مشکل از نشانه ی عرضی استفاده می کنند. این نشانه ها در وسط نت هرجایی که ما بخواهیم می آیند و تا پایان میزانی که در آن قرار دارند اعتبار دارند ولی در میزان بعد به حالت اولیه بر میگردند برای مثال در شکل بالا لا در میزان آخر دیز شده است و اگر یک بار دیگر هم در این میزان از لا استفاده می شد (بدون علامت دیز ) باید به صورت دیز دار اجرا میشد . ولی در میزان بعدی باید به حالت اول بر میگشت و یا این که دوباره از علامت دیز استفاده می شد. در بعضی مواقع میتوانیم نتی را که در سرکلید تغییر کرده است را نیز با نشانه های عرضی تغییر دهیم ( مانند شکل زیر که می در سر کلید بمل شده است اما ما آن را بکار کرده ایم. در اینجا بکار هم نشانه ی تغییر دهنده محسوب می شود) در مواقعی ما نتی را در یک میزان تغییر می دهیم و همانطور که گفتیم تا آخر میزان این تغییر پا بر جاست اما ما میخواهیم در همین میزان یک بار دیگه از آن نت در حالت اولیه خود استفاده کنیم برای این کار باید دوباره از یک نشانه ی عرضی که نت را به حالت اول ببرد استفاده کنیم . (قواعد گفته شده مربوط به نشانه های عرضی را به یاد بیاورید ) برای مثال در شکل بالا می که در حالت عادی بمل است را در میزان دوم بکار کرده ایم و در همان میزان برای این که به حالت اول برگردد از نشانه ی بمل استفاده کرده ایم و آن را به حالت اول برگردانده ایم. نکته ی دیگری که در مورد نشانه های عرضی قابل ذکر است این موضوع است که بر خلاف نشانه های ترکیبی که علامت یک نت بر تمام اکتاوها تاثیر دارد در نشانه های موقتی تاثیر علامت فقط در همان نت و همان اکتاو می باشد و بر دیگر اکتاوها تاثیری ندارد.
  34. 1 امتیاز
    ادامه ی ارتفاع --- > گام های آنارمونیک (مترادف) گامهایی که تونیک آنها یا یک دیگر آنارمونیک هستند گامهای آنها نیز آنارمونیک نامیده می شود. برای مثال گام فا دیز ماژور (با شش نشانه ی ترکیبی دیز) و گام سل بمل ماژور ( با شش نشانه ی ترکیبی بمل ) گام های آنارمونیک هستند. گامهای آنارمونیک کاملا" مثل هم صدا می دهند و در واقع اجرای عملی گامهای مترادف اجرای یک گام واحد است که فقط نت های آنها اسامی مختلفی دارند. بعضی از گامهای آنارمونیک: 1.دو دیز ماژور و ر بمل ماژور 2.فا دیز ماژور و سل بمل ماژور 3.سی ماژور و دو بمل ماژور
  35. 1 امتیاز
    ادامه ی ارتفاع --- > گام های ماژور بمل دار اکنون میدانیم که گامهای ماژور دیز دار چگونه به دست می آیند حال با گام های ماژور بمل دار آشنا می شویم. اگر به ما بگویند گام فا ماژور را تشکیل بدهید در نتیجه به یک نشانه ی ترکیبی بمل میرسیم و آن سی بمل است که به این شکل نشان داده می شود: و یا اگر از روی نت سی بمل بخواهیم یک گام ماژور یعنی سی بمل ماژور را بسازیم به دو نشانه ی بمل میرسیم آن دو نشانه سی بمل و می بمل میباشند که به این شکل نشان داده میشود : با تکرار این عمل روی گام های دیگر به گام دو بمل ماژور می رسیم که در بین گام های ماژور بیشترین بمل را دارد. که به این شکل نشان داده می شود: ( ترتیب بمل ها را به رودی فرا میگیریم ) توالی بمل ها : بمل ها هم مانند دیز ها ترتیب خاصی دارند. نخستین بمل ، سی بمل است برای بدست آوردن بمل های بعدی به فاصله ی چهارم درست رو به بالا حرکت می کنیم که به این بمل ها می رسیم : سی بمل ، می بمل ، لا بمل ، ر بمل ، سل بمل ، دو بمل ، فا بمل که روی سر کلید به این شکل نوشته می شود : اگر دقت کرده باشید توالی بمل ها دقیقا بر عکس توالی دیز ها می باشد. نکته : همه ی گامهایی که نشانه ی بمل دارند در اسم خود تونیک هم بمل دارند (مانند: سی بمل ماژور ، دو بمل ماژور و...) تنها گامی که در اسم بمل ندارد ولی نشانه ی ترکیبی بمل دارد نت فا ماژور است که یک نشانه ی ترکیبی بمل دارد و آن سی بمل است. روش یافتن تونیک گام های ماژور از روی توالی بمل ها : روش یافتن تونیک گام های ماژور بمل بسیار ساده است ، در بعضی مواقع به ما نشانه های ترکیبی گامی را می دهند و میگویند مربوط به کدام تونیک و گام است. در توالی بمل ها ، بمل قبل از آخر تونیک گام مورد نظر است. برای مثال از ما میخواهند تونیک گامی را پیدا کنیم که سه بمل داشته باشد که می شود : سی بمل ، می بمل ، لا بمل در این صورت بمل ما قبل آخر می بمل است در نتیجه گام ما می بمل ماژور است. نکته : تنها گام بمل داری که از این روش به دست نمی آید گامی است که یک علامت بمل داشته باشد و آن سی بمل باشد. در این صورت آن گام فا ماژور است و این استثنا را باید به خاطر بسپارید. روش یافتن نشانه های ترکیبی در گام های ماژور بمل دار : همانطور که گفتیم به جز فا ماژور همه ی گامهای ماژوری که نشانه ی بمل دارند خود نت تونیک شان هم یک نت بمل است. در مواقعی نام نت و تونیک را میدهند و می گویند در الگوی ماژور چه نشانه های ترکیبی به خود میگیرد ؟ برای این کار باید ببینیم که نت داده شده حتما یا بمل باشد یا اینکه نت فا باشد (استثنا) بعد از این شروع میکنیم توالی بمل ها را به ترتیب مرور میکنیم هر وقت به تونیک گفته شده رسیدیم یک بمل دیگر را نیز میشماریم و به این ترتیب نشانه ی گام مورد نظر را پیدا می کنیم. برای مثال از ما میخواهند نشانه های گام لا بمل ماژور را بدست بیاوریم. ابتدا توالی بمل ها را مرور می کنیم و میبینیم که لا بمل سومین بمل است و یک بمل از آن بالاتر میرویم یعنی بمل چهارم که میشود ر بمل در واقع گام لا بمل ماژور چهار بمل دارد: سی بمل ، می بمل ، لا بمل ، ر بمل
  36. 1 امتیاز
    ادامه ی ارتفاع --- > گام های ماژور دیز دار به جز گام دو ماژور که همه نت های آن بکار هستند (هیچ نشانه ترکیبی ندارند) سایر گامهای ماژور با نشانه های ترکیبی مخصوص به خود نمایش داده می شوند. گام ها یا دیز دار هستند یا بمل دار هستند. ابتدا با گامهای دیز دار و سپس با گامهای بمل دار آشنا می شویم. اگر طبق قوانینی که آموختیم بخواهیم نشانه های گام سل ماژور را پیدا کنیم به یک نشانه و آن هم فا دیز میرسیم بنابرین سر کلید گام سل ماژور را به این شکل می نویسیم: حال بیایید نشانه های گام ر ماژور را پیدا کنیم که در نتیجه به دو علامت فا دیز و دو دیز میرسیم و آن را در سر کلید به این شکل نشان می دهیم: در گام بعدی اگر لاماژور را بررسی کنیم به سه نشانه ی تغییر دهنده میرسیم. اگر این روال را ادامه دهیم در نهایت به گام دو دیز ماژور میرسیم که بیشترین دیزها را در میان گامها دارد و در سر کلید به شکل زیر نشان داده میشود: توالی دیز ها : گفتیم که دیز ها در نشانه ی ترکیبی (سر کلید ) به ترتیب خاصی در کنار هم قرار میگیرند اگر در گامی فقط یک نت با نشانه ی دیز تغییر یافته باشد آن نت فا دیز است و اگر در گامی دو نت با نشانه ی دیز تغییر یافته باشد آن دو نت فا دیز و دو دیز هستند و اگر سه دیز باشد آن سه فا دیز و دو دیز و سل دیز هستند و... شما باید توالی دیز ها را حفظ کنید و به خاطر بسپارید. برای این کار کافی است نخستین دیز یعنی فا دیز را به خاطر بسپارید دیز بعدی فاصله ی پنجم درست از فا دیز یعنی دو دیز است و دیز سوم هم فاصله ی پنجم درست از دو دیز یعنی سل دیز است و... در انتها ما هفت دیز داریم که همه ی آن ها را مثل شیوه ی بالا می توان به کمک نت فا دیز به دست آورد که در نهایت به این ترتیب می رسیم: فا دیز ، دو دیز ، سل دیز ، ر دیز ، لا دیز ، می دیز ، سی دیز که روی سر کلید به این شکل نشان داده می شوند: روش یافتن تونیک گامهای ماژور از روی توالی دیز ها : بعضی مواقع ممکن است به ما تعدادی دیز بدهند در سر کلید و بگویند این چه گام ماژوری است. برای این کار ابتدا دیز ها را به ترتیبی که در بحث قبل یاد گرفتیم کنار هم قرار می دهیم. در مرحله بعد آخرین دیز را نیم پرده ی کروماتیک بالا میبریم. نت به دست آمده تونیک گام ماژور ما میباشد. برای مثال فرض کنید نشانه های ترکیبی ما سه نشانه ی ترکیبی باشد ، طبق ترتیبی که یاد گرفتیم این سه دیز باید فا دیز ، دو دیز و سل دیز باشند. حال برای یافتن تونیک این گام از آخرین دیز نیم پرده ی دیاتونیک بالا می رویم و به گام لاماژور میرسیم.
  37. 1 امتیاز
    ادامه ی ارتفاع --- > نشانه های سر کلید به ملودی زیر که در گام لاماژور ساخته شده است توجه کنید می بینیم که در کنار نت های فا ، دو و سل ، علامت دیز قرار گرفته است. زیرا همانطور که می دانید در گام لاماژور درجه های سوم و ششم و هفتم گام باید نیم پرده بالا روند اما وجود این همه علامت در خطوط مخصوصاً وقت هایی که دو و سه برابر از این هستند خواندن نت را بسیار سخت و اجرای آن را دشوار می کند برای حل این مشکل از نشانه های ترکیبی یا همان نشانه های سر کلید استفاده می کنیم. نشانه های ترکیبی بمل ها و دیزهایی هستند که در ابتدای حامل بعد از کلید سل نوشته می شوند. این نشانه ها نت هایی را که در طول قطعه قرار است تغییر کنند نشان میدهند و از تکرار آنها و سردرگمی جلوگیری میکنند. قطعه قبلی را با استفاده از نشانه های ترکیبی مینویسیم و با هم از نظر ظاهر مقایسه می کنیم: همانطور که دیدید با نشانه های ترکیبی خواندن نت ها بسیار ساده می شود. چند نکته: 1.نشانه های ترکیبی در همه ی قطعه تاثیر دارد و اعتبار دارد مگر اینکه نشانه ی تغییر دهنده ای در طول قطعه بیاید. 2.هر نتی که در نشانه های ترکیبی تغییر کرده باشد در اکتاو های دیگر نیز تغییر می کند برای مثال اگر نت فا روی خط پنجم در نشانه های ترکیبی دیز شده باشد در اکتاوهای دیگر هم دیز محسوب می شود. 3.در موسیقی غربی نشانه های ترکیبی یا فقط بمل هستند و یا فقط دیز و از ترکیب این دو به هیچ وجه استفاده نمیشود. در موسیقی ایرانی این موضوع صدق نمیکند. 4.نشانه های ترکیبی ترتیب خاصی دارند که در آیند آنها را خواهیم شناخت همچنین یاد میگیریم چگونه می توان از روی نشانه های ترکیبی تونالیته ی گام مورد نظر را مشخص کرد.
  38. 1 امتیاز
    ادامه ی ارتفاع --- > موسیقی تونال به هر نوع موسیقی که در آن یک نت ( یک درجه از گام یا دانگ ) بر سایر نت‌ها و درجه ها برتری و تسلط داشته باشد موسیقی تونال می گویند. به این ترتیب بخش عظیمی از موسیقی جهان از جمله موسیقی ایرانی موسیقی تونال محسوب می شود.
  39. 1 امتیاز
    ادامه ی ارتفاع --- > دانگ های گام ماژور هر گام ماژور از دو دانگ تشکیل شده است ( به شکل زیر توجه کنید) : پس می توان نتیجه گرفت که گام ماژور از دو دانگ تشکیل شده است و در بین دانگهای گام ماژور یک پرده فاصله وجود دارد. در نتیجه به آنها دانگ های منفصل می گویند. نکته ی دیگری که باید در مورد دانگ های گام ماژور به آن توجه کنید این است که از دو دانگ شبیه به هم به وجود آمده است که فواصل یکسانی دارند مانند شکل زیر : همانطور که در بالا میبینید این دانگ تشکیل شده است از فواصل : دوم بزرگ ، دوم بزرگ ، دوم کوچک یا همان فواصل پرده ، پرده ، نیم پرده از این پس به هر دانگی که از چنین فواصلی به وجود آمده باشد دانگ ماژور می گوییم. با این که دو دانگ گام ماژور از نظر ظاهری بسیار شبیه به هم هستند اما تفاوتی با هم دارند که در شکل آن ها را نمی بینیم و آن تفاوت این است که نت ایست در دانگ اول ، درجه ی اول دانگ می باشد و در دانگ دوم ، درجه ی چهارم دانگ می باشد .
  40. 1 امتیاز
    ادامه ی ارتفاع --- > گام ماژور یکی از الگوهای میان درجه ای گام ماژور نام دارد. اگر الگوی فاصله های میان درجه های متوالی یک گام مانند الگوی زیر باشد آن را گام ماژور یا گام بزرگ می نامند : همانطور که در شکل بالا ملاحظه میکنید در یک گام ماژور فاصله ی میان درجه های سوم و چهارم و نیز هفتم و هشتم نیم پرده است و میان سایر درجه های متوالی یک پرده است . به گام زیر توجه کنید : این همان گامی است که قبلا با آن آشنا شده ایم و آن را گام دو نامیدیم. حال میبینیم که الگوی فاصله های میان درجه های آن همان الگوی گام ماژور است. در نتیجه میتوانیم گام بالا را گام دو ماژور بنامیم. اکنون میخواهیم یک گام با الگوی ماژور از نت سل بسازیم. در واقع میخواهیم گامی به نام سل ماژور تشکیل دهیم: ابتدا نت ها را به طور متوالی از سل تا سل اکتاو بالا مینویسیم . سپس الگوی میان درجه ها در حالت طبیعی را به ترتیب بررسی میکنیم و میبینیم که فاصله های میان درجه های ششم و هفتم و درجه های ششم و هشتم با الگوی گام ماژور متفاوت است : حال باید کاری بکنیم که فاصله های این گام مانند گام ماژور بشود . برای این کار ابتدا باید فاصله ی بین نت های می و فا را از نیم پرده به یک پرده تغییر دهیم: برای این کار نت فا را نیم پرده زیر میکنیم و به آن یک دیز میدهیم. در مرحله بعد باید فاصله ی نت های فا و سل (درجه هفتم و هشتم) را از یک پرده به نیم پرده تغییر بدهیم. اگر کمی دقت کنیم میبینیم که با همان دیز کردن نت فا در مرحله ی اول فاصله ی نت فا و سل هم به حالت مورد نظرمان تغییر میکند و تغییر دیگری لازم نیست: بنابرین در گام سل ماژور فقط یک نت تغییر یافته وجود دارد (فا دیز) و بقیه بدون تغییر و یا همان بکار هستند . حال بیایید با هم گام می ماژور را تشکیل دهیم: ابتدا از نت می تا اکتاو بالای آن را به ترتیب مینویسیم سپس فاصله های میان درجه هایش را مشخص میکنیم: حال الگوی به دست آمده را با الگوی گام ماژور مقایسه میکنیم و میبینیم که از همان ابتدا با گام ماژور متفاوت است. میان درجه های اول و دوم گام ماژور یک پرده فاصله میباشد برای همین نت فا را نیم پرده زیر میکنیم و به آن دیز می دهیم. در این صورت باید نت بعدی یعنی سل را نیز نیم پرده زیر کرده تا فاصله ی آن با فا دیز یک پرده شود. حال این روند را ادامه میدهیم و در نهایت به این نتیجه میرسیم که در گام می ماژور چهار نت تغییر یافته وجود دارد : فا دیز ، سل دیز ، دو دیز ، و ر دیز یعنی برای تشکیل یک گام می ماژور لازم است درجه های دوم و سوم و ششم و هفتم گام را نیم پرده ی کروماتیک بالا ببریم. حال گام می ماژور را با تغییرات گفته شده ملاحضه کنید : با توجه به مطالبی که بیان شد حال باید بتوانیم گام های ر ماژور ، لا ماژور ، سی ماژور و سل ماژور را نیز با همین آموخته ها تشکیل دهیم که آن را بعنوان تمرین بعهده ی شما قرار میدهیم. نکته : نت آغاز گام هم میتواند یک نت دیز دار یا بمل دار باشد. برای مثال میخواهیم یک گام با الگوی ماژور از دو دیز ( در واقع یک گام دو دیز ماژور) بسازیم : اگر توجه کرده باشید تا کنون همه ی نت های تغییر کرده ی ما از نشانه ی دیز استفاده کرده اند. حال باید بدانید که بعضی از گام ها هستند که برای تبدیل آنها به یک الگوی ماژور باید از علامت بمل استفاده کنیم. برای مثال تلاش میکنیم که یک گام ماژور از نت فا بسازیم در واقع می خواهیم یک گام فا ماژور بسازیم : در مثالی دیگر میخواهیم گام لا بمل ماژور را تشکیل دهیم : شما میتوایند بعنوان تمرین گام های سی بمل ماژور ، می بمل ماژور ، ر بمل ماژور ، سی بمل ماژور ، دو بمل ماژور و فا بمل ماژور را نیز تشکیل دهید .
  41. 1 امتیاز
    ادامه ی ارتفاع --- > نام و نقش درجه های گام هر یک از نت های یک گام یک درجه از آن گام محسوب میشوند. نت اول یک گام را درجه ی اول می گویند و به همین ترتیب ادامه می دهند ، مانند شکل زیر: نکته ای که باید به آن توجه شود این است که درجه های گام ها را معمولا با اعداد رومی نشان میدهند و لازم است این چند عدد بسیار ساده ی رومی را به خاطر بسپاریم: چون نت های این گام به تدریج زیر تر می شوند این نوع گام را گام بالا رونده می نامند و در اینجا چون گام ما دو می باشد آن را گام بالا رونده ی دو می نامیم. حال میخواهیم از نت دو ، یک گام پایین رونده بسازیم . به شکل زیر توجه کنید : باید متذکر شویم که فاصله ی میان درجه ها در هر گام با دیگری متفاوت است. بعبارت دیگر گامها از نظر فاصله های میان درجه های متوالی دارای الگوی متفاوت و ویژه ای هستند. برای مثال الگوی فاصله ها در گام دو را مشاهده کنید : در هر گامی هر یک از درجه های گام دارای نقش و اهمیتی متفاوت است و در میان درجه ها نت آغاز یا مبدا که گام را با آن نام گذاری میکنند مهم ترین نت گام محسوب میشود. الگوی فاصله های میان درجه های یک گام تاثیری مهمی بر حالت عاطفی گام مورد نظر دارد . هر یک از این الگو ها نامی ویژه دارند مانند ماژور یا مینور که با آنها آشنا خواهیم شد. هر یک از درجه های یک گام مثل شخصیت های یک نمایش و یا سمت های مختلف یک اداره مانند رییس ، معاون و....در ارتباط با سایر درجه های گام نقش و وظیفه ای مخصوص دارند و با توجه به این نقش نام ویژه ای هم برای خود دارند. در شکل زیر درجه ها نوشته شده است و نام آنها زیرشان ذکر گردیده است:
  42. 1 امتیاز
    ادامه ی ارتفاع --- > گام قسمت اعظم آهنگسازی در موسیقی غرب بر اساس گام های ماژور و مینور میباشد که با آنها آشنا خواهیم شد. البته گام در موسیقی ایرانی و برخی از کشورها به گونه های دیگر است ، امّا ما به گامهای موسیقی غربی یعنی گامهای ماژور و مینور خواهیم پرداخت. تعریف ابتدایی گام: همانطور که میدانیم اگر از یک نت به طور متوالی بالا برویم در نت هشتم به اکتاو بالای نت اول میرسیم ، به این توالی مرتب نت ها گام میگویند. هر گامی را با نت آغازش می شناسند برای مثال در شکل زیر گام دو را مشاهده میکنید : هر یک از نتهای موجود در یک گام درجه ای مخصوص به خود دارد که در پستهای بعدی با آن آشنا خواهیم شد.
  43. 1 امتیاز
    ادامه ی ارتفاع --- > دانگ(تتراکورد) به چهار نت متوالی (پشت سر هم) در صورتی که بین نت اول و چهارم فاصله ی چهارم درست باشد یک دانگ (تترا کورد) میگویند. دانگ یا تتراکورد سه فاصله را درون خود جا داده است ، برای مثال ما چهار نت زیر را به صورت متوالی فرض میکنیم : همانطور که میبینید هر تتراکورد سه فاصله را در درون خود جای داده است : 1.فاصله ی بین نت اول و دوم 2.فاصله ی بین نت دوم و سوم 3.فاصله ی بین نت سوم و چهارم این سه فاصله ی میانی در هر تتراکورد ممکن است فاصله های متفاوتی داشته باشد. اما در هر صورت فاصله ای که در تتراکورد به هیچ وجه تغییر نمیکند فاصله ی بین نت اول و چهارم تتراکورد است که حتما باید چهارم درست باشد. در دانگ ها یک نت همیشه از دیگر نت ها مهم تر است و بر سایر نت ها تسلط بیشتری دارد که به آن نت ایست میگوییم . به عبارتی دیگر نیروی جاذبه ی نت ایست از سایر نت ها در یک آهنگ بیشتر است .( در پستهای آینده بیشتر با این موضوع آشنا خواهیم شد)
  44. 1 امتیاز
    ادامه ی ارتفاع --- > فاصله های مطبوع و نامطبوع اگر دو نت یک فاصله را پشت سر هم و یا همزمان اجرا کنیم ممکن است صدای تولید شده خوش آیند و یا ناخوش آیند حس بشود. البته تشخیص دادن این که یک فاصله خوش آیند و یا نا خوش آیند می باشد یک امر نسبی و تا حدودی شخصی میباشد. با این حال بنا به نظر اکثریت موسیقیدانان یک تقسیم بندی بین این فاصله ها (هشت فاصله ی ساده) انجام شده و به یک نتیجه نسبی رسیده اند. در این تقسیم بندی دو گروه فاصله داریم که گروه اول فاصله های خوش صدا (مطبوع) و گروه دوم فاصله های بد صدا (نامطبوع) میباشند در ضمن باید توجه داشته باشید که فاصله ها در خوشایند بودن و نبودن یکسان نیستند در واقع بعضی بیشتر و بعضی کمتر این خصوصیتها را دارند. این تقسیم بندی به شکل زیر میباشد : 1- فاصله های مطبوع : فاصله های هم صدا (یکم درست ) ، هشتم درست ، پنجم درست ، چهارم درست ، ششم بزرگ ، ششم کوچک ، سوم بزرگ و سوم کوچک 2- فاصله های نامطبوع : اگر بخواهیم به ترتیب از بدترین به کمتر بد بنویسیم : هفتم بزرگ ، دوم کوچک ، هفتم کوچک ، دوم بزرگ و همه ی فاصله های افزوده و کاسته در این گروه قرار میگیرند. توجه داشته باشید که منظور از نامطبوع این نیست که این فواصل مورد نیاز نیستند و یا هیچگاه مورد استفاده قرار نمیگیرند ، بلکه در اکثر موسیقی های معروف دنیا این فاصله ها نیز مورد استفاده قرار گرفته اند. در مورد این تقسیم بندی نظریه های گوناگونی وجود دارد برای آشنایی بیشتر با این مبحث بایستی علم هارمونی را بیاموزید که ما وارد آن نمیشویم.
  45. 1 امتیاز
    ادامه ی ارتفاع --- > معکوس فاصله هر فاصله ی ساده ای را میتوان معکوس کرد. معکوس فاصله خود فاصله ای جدید می باشد برای معکوس کردن یک فاصله ساده کافیست عدد 9 را منهای عدد فاصله کنیم. در واقع باید از هم تفریق کنیم. عدد فاصله – 9 =فاصله معکوس برای مثال اگر از ما معکوس فاصله ی پنجم را بخواهند عدد 9 را منهای عدد 5 کرده و به جواب 4 میرسم در نتیجه فاصله ی چهارم ، معکوس فاصله ی پنجم می باشد. حال باید به این نکته توجه داشته باشید که بنیه ی معکوس های هر فاصله با هم متفاوت است در نتیجه باید مطالب زیر را به خاطر بسپارید: هر فاصله ی درست در معکوس خود نیز درست میباشد. هر فاصله کوچک در معکوس خود بزرگ می شود. هر فاصله ی بزرگ در معکوس خود کوچک می شود هر فاصله ی کاسته در معکوس خود افزوده می شود. هر فاصله ی افزوده در معکوس خود بزرگ می شود. مثال: معکوس فاصله ی ششم افزوده میشود سوم کاسته
  46. 1 امتیاز
    ادامه ی ارتفاع --- > فاصله های ساده و ترکیبی (قسمت دوم) پیش از این با فاصله های ساده و ترکیبی و شیوه ی ساده کردن فاصله های ترکیبی آشنا شدیم ، اینجا لازم است که به یک نکته دیگر در ارتباط با فاصله های ترکیبی توجه شود. هنگام ساده کردن فاصله های ترکیبی نباید بنیه ی فاصله را هیچ تغییری بدهیم برای مثال فاصله ی ترکیبی دوازدهم درست ، پس از ساده شدن به فاصله ی پنجم درست تبدیل میشود. پس هنگام ساده کردن فاصله های ترکیبی ، بنیه ی فاصله ثابت میماند.
  47. 1 امتیاز
    ادامه ی ارتفاع --- > جدول دقیق فاصله ها جدول زیر بنیه ی فاصله های گوناگون و تعداد پرده های هر یک را نشان میدهد: نکات جدول: 1.در ستون اول عدد فاصله ها و در ستون های بعدی بنیه های مختلفی که هر یک از آنها می تواند داشته باشد درج شده است. 2.اعداد موجود در این جدول تعداد پرده ها را نشان می دهد. 3.فاصله های یکم ، چهارم ، پنجم و هشتم سه بنیه ای هستند در نتیجه این فاصله ها بنیه های بزرگ و کوچک ندارند. 4. فاصله های دوم ، سوم ، ششم و هفتم چهار بنیه ای هستند و این فاصله ها بنیه ی درست ندارند. 5. همه ی فاصله ها چه سه بنیه ای و چه چهار بنیه ای دارای بنیه های افزوده و کاسته هستند.
  48. 1 امتیاز
    ادامه ی ارتفاع --- > بنیه ی فاصله ها (سه بنیه ای و چهار بنیه ای) همانطور که خواندیم عدد فاصله تنها به ما تعداد نت هایی را میگوید که بین دو نت تشکیل دهنده ی فاصله وجود دارد. به شکل زیر توجه کنید: همانطور که در شکل میبینید با این که عدد فاصله موجود در هر سه نت سوم است اما فاصله های بین آنها با هم متفاوت است و نشانه های تغییر دهنده هیچ تاثیری بر عدد فاصله ندارند. حال میشود نتیجه گرفت که عدد فاصله به تنهایی نمیتواند به طور دقیق اختلاف بین زیر و بمی دو نت را نشان دهد. برای تعیین دقیق فاصله (میان دو نت) باید از ویژگی دیگری به نام بنیه ی فاصله ( یا رنگ فاصله ) استفاده کنیم. یاد گرفتیم که برای تعیین دقیق عدد فاصله به دو ویژگی نیاز داریم : 1.عدد فاصله (که با آن آشنا شدیم) 2.بنیه فاصله بنیه فاصله را میتوان نوعی پسوند برای عدد فاصله دانست که با آن آشنا خواهیم شد. از لحاظ بنیه ی فاصله ما فاصله های ساده (یکم تا هشتم) را به دو گروه تقسیم میکنیم: 1.فاصله های سه بنیه ای 2.فاصله های چهار بنیه ای 1.فاصله های سه بنیه ای: به فاصله های یکم ، چهارم ، پنجم و هشتم فاصله های سه بنیه ای میگوییم. که باید آنها را به خاطر بسپاریم.همانطور که بیان شد بنیه ی فاصله را میتوانیم نوعی پسوند برای عدد فاصله در نظر بگیریم. به این فاصله های سه بنیه ای گفته میشود زیرا فقط سه پسوند (بنیه) میتوانند به خود بگیرند در واقع میتوان گفت از نظر بنیه فقط سه حالت دارند. این سه بنیه (پسوند) عبارتند از : افزوده ، درست و کاسته. برای درک بیشتر به شکل زیر توجه کنید : در شکل بالا سه فاصله ی متفاوت نشان داده شده است که عدد هر فاصله ی سه چهارم می باشد در صورتی که از لحاظ تعداد پرده ها با یکدیگر متفاوت هستند برای تعیین فاصله ی دقیق باید بنیه ی آنها را حساب کنیم. فاصله ی چهارم (همانطور که قرار بود به خاطر بسپاریم) یک فاصله ی سه بنیه ای محسوب میشد. حتما این سوال برایتان پیش آمده است که چه تفاوتی میان این سه بنیه (کاسته ، درست و افزوده) وجود دارد ؟ در جواب توجه شما را به شکل قبل جلب میکنم. به بنیه هایی که برای این سه فاصله ی چهارم انتخاب شده دقت کنید: در شکل بالا برای هر کدام از آن فاصله های چهارم یک بنیه انتخاب کردیم. بنیه اول فاصله همیشه بعد از عدد فاصله نوشته میشود. مثلا در شکل بالا فاصله ی اول را به شکل چهارم کاسته و فاصله دوم را چهارم درست و فاصله ی سوم را چهارم افزوده مینویسیم حال این سوال پیش می آید که از کجا باید بفهمیم که کدام فاصله ی چهارم کاسته و کدام افروده و کدام درست است ؟ این فواصل را باید به خاطر بسپاریم و حفظ کنیم: که اگر عدد فاصله ما چهارم بود و تعداد پرده های بین دو نت داده شده 2 پرده بود ما یک فاصله چهارم کاسته داریم و اگر فاصله ی ما چهارم بود و تعداد پرده های بین دو نت داده شده 2 پرده و نیم بود ما یک فاصله ی چهارم درست داریم و اگر فاصله ی ما چهارم بود و تعداد پرده های بین دو نت داده شده 3 پرده بود ما یک فاصله ی چهارم افزوده داریم. حال که بنیه ی فاصله را یاد گرفتیم می توانیم به راحتی فاصله ی دقیق میان دو نت را حساب کنیم. این سه بنیه برای همه فاصله های سه بنیه ای (یکم ، چهارم ، پنجم ، هشتم) استفاده میشود. اگر دقت کرده باشد متوجه شده اید که بنیه های فاصله معمولا با یکدیگر نیم پرده فاصله دارند برای مثال به شکل زیر توجه کنید : در شکل بالا میبینیم که چهارم کاسته نیم پرده از چهارم درست کوچکتر است و همینطور چهارم افزوده نیم پرده از چهارم درست بزرگتر است. با این توضیحات می توان نتیجه گرفت : اگر ما از یک فاصله ی درست نیم پرده ی کروماتیک کم کنیم به یک فاصله ی کاسته میرسیم و اگر از یک فاصله ی درست نیم پرده اضافه کنیم یه یک فاصله ی افزوده میرسیم ، با این حال دیگر لازم نیست که در مورد فاصله های سه بنیه ای تعداد پرده های هر سه بنیه را به خاطر بسپاریم و فقط کافی است تعداد پرده های بنیه ی درست هر فاصله را به خاطر بسپاریم. برای مثال: وقتی که ما فقط بدانیم که فاصله ی چهارم درست 2 پرده و نیم میباشد اگر از ما تعداد پرده های فاصله ی چهارم کاسته را بخواهند میتوانیم با کم کردن نیم پرده ی کروماتیک از چهارم درست جواب را بدست آوریم که جواب میشود: فاصله ی چهارم کوچک 2 پرده میباشد و اگر از ما تعداد پرده های فاصله های چهارم افزوده را بخواهند در جواب میتوانیم به تعداد پرده های چهارم درست (که به خاطر سپرده ایم) نیم پرده ی کروماتیک اضافه کنیم و به جواب برسیم که جواب میشود: فاصله ی چهارم افزوده 3 پرده میباشد این روشی که یاد گرفتیم را برای دیگر فاصله های سه بنیه ای میتوانیم به کار ببریم البته یادتان نرود که باید تعداد پرده های بنیه ی درست را در هر عدد فاصله به خاطر بسپارید. بنیه های درست در فواصل سه بنیه ای : یکم درست = صفر پرده (در واقع هیچ تغییری نمیکند) چهارم درست= 2 پرده و نیم پنجمن درست = 3 پرده و نیم هشتم درست= 6 پرده باید چهار عدد بالا را خوب به خاطر بسپارید. حال که با تعداد پرده های بنیه های درست در فواصل سه بنیه ای آشنا شدیم با توجه به روشی که یاد گرفتیم به راحتی میتوانیم تعداد پرده های بنیه های افزوده و کاسته را در هر یک از فواصل سه بنیه ای پیدا کنیم. مثال: از ما میخواهند که بگوییم در فاصله ی یکم افزوده چند پرده وجود دارد ؟ جواب: در ابتدا لازم است که به یاد بیاوریم فاصله ی یکم درست که قبلا به خاطر سپرده ایم چند پرده بوده است و سپس به خاطر آن که یکم افزوده نیم پرده از یکم درست بیشتر ست باید نیم پرده به آن اضافه کنیم. یکم درست=صفر پرده و اگر نیم پرده به آن اضافه کنیم در جواب به نیم پرده میرسیم در نتیجه فاصله ی یکم افزوده= نیم پرده میباشد . در سوال برای مبحث فاصله ممکن است سوالها به شکلهای مختلف مطرح شود که ما با اصول همه ی آنها آشنا شده ایم. ممکن است نتی را به ما بدهند و یگویند برای مثال در فاصله ی چهارم درست این نت چه نتی قرار میگیرد؟ در جواب باید به دقت مراحلی را که گفته میشود انجام دهیم (به مثال زیر توجه کنید) سوال: در فاصله ی پنجم درست از نت سی چه نتی قرار دارد؟ در ابتدا باید به عدد فاصله (یعنی پنجم) توجه کنیم و نت مورد نظر را با توجه به آن به دست آوریم یعنی ببینیم در فاصله ی پنجم نت سی چه نتی قرار دارد ؟ در جواب به نت فا میرسیم با این که ما نت مورد نظر را پیدا کردیم هنوز تعداد پرده های این فاصله را مشخص نکرده ایم در واقع ما نت فا را به دست آورده ایم اما هنوز نمیدانیم که نت مورد نظر ما فا میباشد یا فا دیر یا فا بمل و یا... برای پیدا کردن این موضوع در مرحله دوم به بنیه ی فاصله نگاه میکنیم (درست) و همانطور که قرار گذاشته بودیم در فاصله های سه بنیه ای (یکم ، چهارم ، پنجم ، هشتم) باید بنیه ی درست در هر کدام را به خاطر میسپردیم.حال به یاد میاوریم که فاصله ی پنجم درست از 3 پرده و نیم تشکیل شده است و برای این که فاصله ی بین نت های سی و فا یک فاصله ی درست باشد باید بین آنها 2 پرده و نیم فاصله وجود داشته باشد. با برسی میفهمیم که بین نتهای سی و فا 3 پرده فاصله وجود دارد پس یک فاصله ی درست نمیباشد . در اینجا با کمک گرفتن از علامت دیز نت فا را نیم پرده بالا میبریم تا فاصله ی بین این دو نت به 3 پرده و نیم برسد و ما یک فاصله ی پنجم درست داشته باشیم مطابق شکل زیر: شکل دیگر سوالهایی که ممکن است در مبحث فاصله با آن برخورد کنیم به این صورت میباشد که دو نت را در فاصله ای معین به ما میدهند و از ما میخواهند که نسبت به اطلاعاتی که دارید فاصله دقیق بین آن دو را به دست آورید. به مثال زیر توجه کنید: سوال فاصله ی دقیق داده شده در شکل زیر را حساب کنید : جواب: در این شکل سوال ها ابتدا باید عدد فاصله ی این دو نت را پیدا کنیم و برای این کار تعداد نت های موجود میان این دو را میشماریم (به اضافه نت اول). در جواب به عدد فاصله ی پنجم میرسیم همانطور که یاد گرفتیم فاصله ی پنجم یک فاصله ی سه بنیه ای میباشد. در این جا کافی است تعداد پرده های پنجم درست را به یاد بیاوریم (که قبلا حفظ کرده ایم) که آن 3 و نیم پرده میباشد . حال تعداد پرده های بین دو نت داده شده را به دست می آوریم و با تعداد پرده های پنجم درست مقایسه میکنیم: تعداد پرده های دو نت داده شده 3 پرده میباشد. در مقایسه به این نتیجه میرسیم که فاصله ی داده شده نیم پرده از پنجم درست کم تر است. همانطور که قبلا آموختیم اگر از فاصله ی پنجم درست نیم پرده کم کنیم فاصله ی ما فاصله ی پنجم کاسته میشود در نتیجه فاصله داده شده یک فاصله ی پنجم کاسته است. نکته های مهم: به فاصله ی بین یک نت و هم صدای آن نت یکم درست گفته میشود در واقع فاصله ی بین آنها صفر پرده میباشد و همصدا هستند. به همین دلیل به فاصله ی یکم درست همصدا نیز گفته میشود. بنا بر به فاصله ی دو نتی که روی حامل موقعیتی یکسان داشته باشند و نشانه های تغییر دهنده ی آنها یکسان باشد یکم درست میباشد ، به شکل زیر توجه کنید: فاصله ی هشتم درست هم زمانی به وجود می آید که دو نت مورد نظر6 پرده با هم اختلاف داشته باشند در واقع یک اکتاو با هم فاصله داشته باشند (دو نت هم نام باشند). 2.فاصله های چهار بنیه ای: همانطور که در گذشته خواندیم 4 فاصله در فاصله های اصلی (یکم تا هشتم) فاصله های سه بنیه ای محسوب میشوند حال می آموزیم که 4 فاصله ی باقی مانده از هشت فاصله ی اصلی را (دوم ، سوم ، ششم و هفتم) فاصله های چهار بنیه ای مینامیم. پس نتیجه میگیریم: فاصله های سه بنیه ای : یکم ، چهارم،پنجم، هشتم فاصله های چهار بنیه ای : دوم ، سوم ، ششم، هفتم فاصله های چهار بنیه ای همانطور که از روی اسمشان معلوم است چهار بنیه به خود میگیرند و این چهار بنیه شامل:افزوده ، بزرگ،کوچک و کاسته می شود. در فاصله ی چهار بنیه ای ما باید فقط تعداد پرده های بزرگ این فاصله ها را حفظ کنیم تا با استفاده از آن به بفیه بنیه ها برسیم. در فواصل چهار بنیه ای هم بنیه ها با یکدیگر فاصله ی نیم پرده دارند در واقع اگر به فاصله ی بزرگ نیم پرده اضافه کنیم به فاصله ی افزوده می رسیم و اگر از فاصله ی بزرگ نیم پرده کم کنیم به فاصله ی کوچک میرسیم و اگر دوباره نیم پرده از آن کم کنیم به فاصله ی کاسته میرسیم. در این صورت میتوانیم نتیجه بگیریم که اگر یک پرده از فاصله ی بزرگ کم کنیم به فاصله ای کاسته میرسیم. حال باید تعداد پرده های بنیه ی بزرگ فواصل چهار بنیه ای را حفظ کنیم: دوم بزرگ= 1 پرده سوم بزرگ= 2 پرده ششم بزرگ=4 پرده و نیم هفتم بزرگ = 4 پرده و نیم به همان شیوه ای که در فواصل سه بنیه ای یاد گرفتیم میتوانیم به سوالهایی که در این زمینه پرسیده میشود پاسخ دهیم.
  49. 1 امتیاز
    ادامه ی ارتفاع --- > فاصله های ساده و ترکیبی(قسمت اول) اگر عدد فاصله ای کمتر از 8 باشید آن فاصله را ساده و اگر بیشتر از 8 باشد آن را ترکیبی میگویند. فاصله ی هشتم بین فاصله ی ساده و ترکیبی محسوب میشود در واقع هم فاصله ساده هم فاصله ترکیبی میباشد. حال میخواهیم با شیوه ی تبدیل فاصله های ساده به فاصله های ترکیبی آَشنا شویم: اگر به این نکته دقت کرده باشید که همیشه بعد از فاصله ی هفتم ما دوباره به نت شروع خود میرسیم و همان نت های قبلی را تکرار میکنیم می توان نتیجه گرفت که هر فاصله ی ترکیبی یک فاصله ی ساده شبیه به خودش دارد. به همین دلیل به راحتی میتوان یک فاصله ی ترکیبی را به یک فاصله ساده تبدیل کرد. برای تبدیل فاصله ی ترکیبی به ساده میتوان نت بم تر فاصله را یک اکتاو بالا برد تا با نت بعدی یک فاصله ی ساده تشکیل دهد (عدد فاصله کمتر از 8 شود) برای نمونه در شکل زیر دو نت لا و می را مـشاهده کنید: همانطور که در تصویر بالا میبینید ما یک فاصله ی دوازدهم داریم چون بیشتر از 8 است یک فاصله ی ترکیبی محسوب میشود حال میخواهیم آن را به یک فاصله ی ساده تبدیل کنیم برای این کار دو راه داریم که به آنها میپردازیم: راه اول این است که نت بم تر ( در این نمونه نت لا) را یک اکتاو بالا میبریم تا به یک فاصله ی ساده برسیم: حال با این کار ما به فاصله ی پنجم که یک فاصله ی ساده است رسیده ایم. راه دوم برای تبدیل یک فاصله ی ترکیبی به ساده این است که نت زیر تر را یک اکتاو بم نموده تا به فاصله ای ساده برسیم: اما در صورتی که با یک بار بالا و پایین آوردن نت ها به فاصله ای ساده نرسیدیم این کار را آنقدر تکرار میکنیم تا فاصله ی به دست آمده ی ما یک فاصله ی ساده شود یعنی زمانی که عدد فاصله ی ما کمتر از 8 شود ، به شکل زیر توجه کنید: همانطور که میبینید سل را هر بار به اندازه ی یک اکتاو بالا آورده ایم و آنرا آنقدر تکرار کردیم که به یک فاصله ی ساده رسیدیم. تا به حال حتما متوجه شده اید که بدون رسم شکل نت ها نیز به آسانی میتوان با یک یا چند بار کم کردم عدد 7 از یک فاصله ی ترکیبی آن را به یک فاصله ی ساده تبدیل کرد. برای نمونه برای اینکه بدانیم فاصله ی بیست و سوم نت فا چه نتی می باشد فقط کای است که عملیات ریاضی انجام دهیم: عدد بدست آمده نشان میدهد که فاصله ی نت فا با نت بیست و سوم برابر است با همان نت دوم که در واقع نت سل میباشد.
  50. 1 امتیاز
    ادامه ی ارتفاع --- > فاصله ابتدایی ترین کاری که برای بدست آوردن فاصله ی میان دو نت انجام میدهیم باید ببینیم که بین دو نت داده شده چند نت قرار دارد و چقدر با یک دیگر فاصله دارند. نکته ای که برای پیدا کردن این شماره باید به آن دقت کنیم این است که هنگام به دست آوردن عدد فاصله خود نت اول را نیز حساب کنیم برای مثال میخواهیم عدد فاصله ی بین دو نت سل و سی را حساب کنیم (به شکل توجه کنید) طبق توضیح قبل تعداد نت های بین این دو نت را با در نظر گرفتن نت اول می شماریم و عدد فاصله را بدست می آوریم: به این نتیجه رسیدیم که فاصله ی بین دو نت سل و سی عدد 3 میباشد. حال به چند نمونه ی دیگر توجه کنید: عدد فاصله ی بین دو نت ر تا لا چه عددی میباشد؟ همانطور که در شکل میبینید عدد فاصله ی نت ر تا لا عدد 5 میباشد. عدد فاصله بین نت می و می اکتاو بعدی آن چه عددی میباشد؟ همانطور که در شکل بالا مشاهده میکنید عدد فاصله ی یک نت با اکتاو خودش فاصله ی 8 میباشد. نکته ی دیگری که باید به آن توجه داشته باشید این است که نشانه های تغییر دهنده هیچ تغییری در عدد فاصله نمی دهند (به شکل زیر توجه کنید) همانطور که در شکل بالا میبینید فاصله ی نت ر تا لا در همه ی موارد فاصله ی پنجم میباشد با این که نشانه های تغییر دهنده متفاوتی دارند. برای پرهیز از ابهام در گفتن عدد فاصله همیشه عدد پایینتر را ابتدا نام میبریم. به شکل بعد نگاه کنید که با جا به جا شدن اسم نت ها چه تغییری در فاصله آنها ایجاد شده است: در نمونه ی الف فاصله ی می تا سل سوم است ولی در نمونه ی ب فاصله ی سل تا می ششم میباشد. با جمع بندی نمونه های بالا میتوانیم به این نتیجه برسیم که فاصله ی دو نت متوالی فاصله ی دوم است .برای مثال فاصله ی نت دو تا نت ر یک فاصله دوم میباشد و فاصله ی نت دو تا نت سی قبلی یک فاصله ی دوم میباشد. عدد فاصله بین دو نت را برعکس نیز حساب کنیم همان عدد به دست می آید به شکل زیر توجه کنید: همانطور که در نتهای بالا میبینید اگر فاصله ای را بر عکس نیز حساب کنیم به همان عدد فاصله ی اولیه میرسیم.
×
×
  • جدید...