رفتن به مطلب

پرچمداران

  1. Rostam18

    Rostam18

    کاربر انجمن


    • امتیاز

      162

    • تعداد ارسال ها

      619


  2. نفحات

    نفحات

    مسئول بخش


    • امتیاز

      130

    • تعداد ارسال ها

      244


  3. meaning

    meaning

    عضو جدید


    • امتیاز

      70

    • تعداد ارسال ها

      6


  4. BISEl

    BISEl

    کاربر انجمن


    • امتیاز

      66

    • تعداد ارسال ها

      1,619



مطالب محبوب

در حال نمایش مطالب دارای بیشترین امتیاز از زمان جمعه, 16 اسفند 1398 در همه بخش ها

  1. 6 امتیاز
    عیدتون مبارک:) روزاتون خوش و دلاتون آروم و تنتون سلامت کنارعزیزانتون
  2. 5 امتیاز
    عید بر شما و تمام کاربرای انجمن مبارک اینوهم اضافه کنم زندگی انسان و اتفاقات ربطی به سال نداره انسان خودش و اطرافیانش هستند که زندگی را جهنم یا بهشت می کنند. اول من می گفتم پول و درآمد خوبه البته الان هم میگم ولی نه به اون شدت ! بهترین چیز زندگی راحت و در آرامش هست این تجربه تلخ را زمانی بدست آوردم که خودم آرامشم را از دست دادم . خدا کنه هیچ کس آرامش زندگیش را از دست نده . و بزارید اینم بگم نرید بیرون مواظب باشید تو را به خدا خودتون تنها نیستید واگیر داره . اگر من داشته باشم برم در جمع و خانه فردی اونم می گیره و شاید بدن اون مثل من قوی نباشه و ببخشید فوت کنه مواظب باشید خیلی زیاد احساس مسئولیت کنید میدونم سخته چیزی که زیاد طول بکشه عادی میشه و با ورزش خودتون را قوی کنید / موفق باشید
  3. 4 امتیاز
    چه متن خوبی آقای عارف سال ۹۸ برام سال عجیبی بود اراده کردم و خودمو از یه درگیری بی فایده روحی جدا کردم و خدا هم خواست کمکم کرد و در ازاش هدیه های معنوی خوبی داد بازم اراده کردمو و یکی از گره های زندگیم رو گذاشتم هدف اصلیم و خیلی عجیب بازم فرصتهای قشنگی در اختیارم گذاشت تغییرات زیاد داشتم این اواخر و دلم خواست پیله م رو باز کنم و هر جا نزدیک بود برم توی فاز منفی ، یه حساب کتابِ بی حساب و کتاب راهمو سمت آرامش کج کرد. سال عجیبی بود چون به موازات غم ها و مصیبت ها داشتم تجربه های جالبی برای خودم پیدا میکردم خیلی ها رو توی سال ۹۸ از دست دادیم. خیلی اتفاقات بدی افتاد. از همون ابتداش و پشت سر هم . وضعیت اقتصادی هم که خودش مصیبت جداییه . ولی روی هم رفته نمیتونم بهش برچسب سال بد رو بزنم چون روی خوشش رو هم دیدم. دوست دارم یه تغییراتی توی خودم و کاراکترم بدم . شاید سال ۹۹ هدفم این باشه و اگر همینم محقق بشه کافیه برام آرزوم اینه سال دیگه اینموقع حتی اگر آسمون به زمین رسیده باشه ، همین حال خوب و بلکه بهترش رو داشته باشم و از خودم راضی باشم همین رو برای بقیه میخوام و موقع تحویل سال از تغییر دهنده ی احوال طلبش میکنم سال نو همه پیشاپیش مبارک ♡
  4. 2 امتیاز
    بله دقیقا خدا خیرتون بده، حرف دل منو زدید شرایط از اون چیزی که توی تلویزیون میگن خطرناک و بحرانی تر هستش
  5. 1 امتیاز
    براساس بررسی‌های جدید، جوانانی که زمان زیادی از روز را صرف استفاده از شبکه‌های اجتماعی می‌کنند، در معرض ابتلا به اضطراب، افسردگی و بی‌خوابی قرار دارند. بیستم ماه می (۳۰ اردبیهشت) پایان هفته‌ی آگاهی از سلامت روان بود؛ کارزاری که توسط یک مرکز خیریه‌ی بریتانیایی به نام سلامت روان اجرا می‌شود. براساس تشخیص‌های پزشکی، نزدیک به یک‌چهارم از بزرگسالان بریتانیایی مبتلا به یکی از اختلالات روانی هستند. این مسئله به‌طور تقریبی سالانه ۴/۵ درصد از مجموع تولید ناخالص داخلی برای اقتصاد هزینه دربردارد. عوامل بسیاری مسبب چنین بیماری‌هایی محسوب می‌شوند؛ اما نتایج پژوهش‌های رو‌به‌رشد نشان می‌دهد که این بیماری‌های روانی در افراد جوان با استفاده‌ی شدید از شبکه‌های اجتماعی مرتبط است. براساس مطالعه‌ای از سوی یک مرکز خیریه‌ی بریتانیایی به نام انجمن سلطنتی برای سلامت عمومی که در سال ۲۰۱۷ انجام شد، افراد رده‌ی سنی ۱۴ تا ۲۴ سال معتقدند که فیسبوک، اینستاگرام، اسنپ‌چت و توییتر تاثیرات زیان‌آوری بر سلامتی آن‌ها دارند. به‌طور متوسط، آن‌ها گزارش دادند که این شبکه‌های اجتماعی فضای گسترده‌ای برای ابراز وجود و اجتماع‌سازی در اختیار آن‌ها قرار می‌دهند. اما آن‌ها همچنین گفتند که این پلتفرم‌ها اضطراب و افسردگی را تشدید و آن‌ها را از خواب محروم کرده، در معرض رفتارهای قلدرمآبانه قرار داده و نگرانی درباره‌ی تصویر بدنی و ترس از دست رفتن (فومو) را به آن‌ها القا کرده است. مطالعات آکادمیک نشان داده است که این مشکلات به‌شدت در میان کاربران معمولی شایع است. شان پارکر، نخستین مدیر کل فیسبوک، اعتراف کرده است که این شبکه‌ی اجتماعی با سوءاستفاده از آسیب‌پذیری روانی انسان فعالیت می‌کند. در همین راستا، ۵ مختصص مغز و اعصاب در سال ۲۰۱۴ با انجام آزمایشی به این نتیجه رسیدند که فیسبوک همان قسمت از مغز را که با قمار و سوء مصرف مواد مخدر تحریک می‌شود، برانگیخته می‌کند. با این حال، اثبات این موضوع که وسواس نسبت به لایک‌ها و کامنت‌ها موجب بیماری روانی می‌شود، بدون استفاده از راه‌های دیگر دشوار است. قابل قبول‌ترین تلاشی که در این باره صورت گرفته، مطالعه‌ای است که با بررسی گروهی ۵٬۲۰۸ نفره از آمریکاییان بین سال‌های ۲۰۱۳ و ۲۰۱۵ انجام شد و نتایج آن نشان داد که افزایش فعالیت در فیسبوک با کاهش سلامت روان مرتبط است. یک راه‌حل ساده برای این مشکل کاهش زمان استفاده از شبکه‌های اجتماعی است. حتی وسواسی‌ترین کاربران نیز باید قادر به انجام این کار باشند. مطالعه‌ی عصب‌پژوهانه‌ی یادشده درمورد فیسبوک نشان داد که توانایی شناختی افراد در جلوگیری از رفتارهای تکانشی در مقایسه با اعتیاد به مواد مخدر یا قمار کمتر آسیب دیده است. همچنین براساس داده‌های به‌دست آمده از مومنت، یک اپلیکیشن ردیاب فعالیت‌ها، مصرف‌کنندگانی که به‌میزان کم از شبکه‌های اجتماعی استفاده می‌کنند، می‌توانند احساس رضایت داشته باشند. این برنامه هر هفته از یک میلیون کاربر خود می‌پرسد که باوجود مقدار زمانی که صرف پلتفرم‌های مختلف می‌کنند، احساس خوشحالی دارند یا ناراحتی. بر همین اساس، نزدیک به ۶۳ درصد از کاربران اینستاگرام گزارش می‌دهند که احساس ناخشنودی می‌کنند. این میزان در مقایسه با دیگر شبکه‌های اجتماعی، درصد بالاتری محسوب می‌شود. این کاربران تقریبا به‌طور متوسط روزانه یک ساعت از زمان خود را در این اپلیکیشن سپری می‌کنند؛ در حالی که میزان مصرف ۳۷ درصدی که احساس رضایت داشتند، به‌طور متوسط تنها نزدیک به نیم ساعت به طول می‌انجامد. بیشترین نرخ رضایت با ۹۱ درصد متعلق به فیس‌تایم، یک اپلیکیشن تماس ویدئویی متعلق به اپل و ۸۴ درصد متعلق به تماس‌های تلفنی است. به‌نظر می‌رسد گفتگوهای واقعی در مقایسه با استفاده از شبکه‌های اجتماعی می‌تواند نقش بسیار پررنگ‌تری در خوشحال کردن افراد داشته باشد. منبع: زومیت
  6. 1 امتیاز
  7. 1 امتیاز
    بوی شراب می زند خربزه در دهان مکن +ثبت با گوشی
  8. 1 امتیاز
    Shadmehr Aghili [Hidden Content] Is Shadmehr Aghili/04 To Bi Man.mp3 [Hidden Content] Is Shadmehr Aghili/05 Rooze Sard.mp3 [Hidden Content] Is Shadmehr Aghili/11 Esmam Dare Yadam Mire.mp3 [Hidden Content] Is Shadmehr Aghili/13 Ghoroor.mp3 [Hidden Content] Is Shadmehr Aghili/15 Entekhab.mp3 [Hidden Content] Is Shadmehr Aghili/17 Tajrobeh Kon.mp3
  9. 1 امتیاز
    siavash ghomeishi old [Hidden Content] Ghomeyshi/Siavash Ghomeishi - Taak/Siavash Ghomeishi - Taak/01)_Baghe_Baroon_Zadeh.MP3 [Hidden Content] Ghomeyshi/Siavash Ghomeishi - Roozhaye Bi Khatere/Siavash Ghomeishi - Roozhaye Bi Khatere/04)_Tasavor_Kon.mp3 [Hidden Content] Ghomeyshi/Siavash Ghomeishi - Roozhaye Bi Khatere/Siavash Ghomeishi - Roozhaye Bi Khatere/01)_Booseyeh_Baad.mp3 [Hidden Content] Ghomeyshi/Siavash Ghomeishi - Neghab/Siavash Ghomeishi - Neghab/07)_Neghab.MP3
  10. 1 امتیاز
    Michael Jackson [Hidden Content]
  11. 1 امتیاز
    mehrad jam [Hidden Content] Jam - Shomal (320).mp3
  12. 1 امتیاز
    Evanescence [Hidden Content]
  13. 1 امتیاز
    PARTY TIME ?? [Hidden Content] music/Sasy-Gentleman.mp3 [Hidden Content] Sasy Mankan & Mokhte Ft. Alishmas - Parmida.mp3 [Hidden Content] Songs (4).mp3 [Hidden Content] Abbas Golab - Dava (128).mp3 [Hidden Content] [Hidden Content] Bahmani - Begi Nagi (2).mp3 [Hidden Content] Afshar | Janam Bash (128).mp3
  14. 1 امتیاز
    Homayun Shajarian [Hidden Content](www.Next1.ir).mp3
  15. 1 امتیاز
    Hans Zimmer با handsfree گوش کنیـــد [Hidden Content] Zimmer/Hans Zimmer - Dream Is Collapsing.mp3 [Hidden Content] Zimmer/Hans Zimmer - Up Is Down.mp3 [Hidden Content]
  16. 1 امتیاز
    پاورپوینت طراحی نما در معماری که به اصول طراحی نمای ساختمان و معرفی انواع سبک نما و مصالح و ... پرداخته رو با فرمت PDF در 30 صفحه از لینک زیر می تونید دانلود کنید. طراحی نما در معماری
  17. 1 امتیاز
    طرح جامع شهر بیرجند واقع در استان خراسان جنوبی که در سال های 1376 تا 1379 توسط مهندسین مشاور زیستا تهیه شده رو از لینک های داده شده می تونید دانلود کنید. مرحله اول - جلد اول : گزارش تشریحی بررسی کل منطقه ای (دانلود) مرحله اول - جلد دوم: گزارش تشریحی بررسی حوزه نفوذ (دانلود) مرحله اول - قسمت اول: برداشت های وضعیت موجود (دانلود) مرحله اول - قسمت دوم: برداشت های وضعیت موجود (دانلود) مرحله دوم: تجزیه و تحلیل و استنتاج از بررسی ها (دانلود) مرحله دوم: طرح ها و برنامه های عمرانی شهر (دانلود) کلیات ضوابط و مقررات ساختمانی و شهرسازی در شهر و مناطق خاص شهری (دانلود)
  18. 1 امتیاز
    در این زمینه دو تعریف مبتنی بر دو مفهوم فضا را می‌توان دید؛ یک تعریف جنبه مطلق و ساکن را تعریف فضای عمومی عمده می‌کند. بنابراین، فضای عمومی را با فضای باز شهری یکی می‌بیند. اما گرایش دیگر، فضای عمومی را هر جایی می‌بیند که عرصه حیات اجتماعی شهری است و در تقابل با حیات خصوصی فردی. به عبارتی درک فضای شهری را با بیان روابط عرصه‌های عمومی و خصوصی همراه می‌کند. جان لنگ چنین تعریفی از فضا ارائه می‌دهد و قلمرو عمومی را برحسب امکان دسترسی عمومی تعریف می‌کند. به اعتقاد وی:قلمرو عمومی لزوماً با مستغلات دارای مالکیت عمومی، دارای یک مرز نیست. قلمرو عمومی از مکان‌ها و ارتباطاتی تشکیل می‌شود که برای همه قابل دسترس است، اگر چه این دسترسی ممکن است که در اوقات معینی تحت کنترل باشد. این تصویر که قلمرو عمومی صرفاً فضای بیرونی است، تصویری اشتباه است، اگر چه مطمئناً مقدار زیادی از آن چنین است – مثل میدان‌ها، خیابان‌ها، پارک‌ها. قلمرو عمومی ضمناً شامل مکانهای داخلی است که در حیطه عمومی قرار می‌گیرند – مثل تالارهای ایستگاههای راه آهن و ساختمانهای عمومی.البته وی بلافاصله به این نکته اشاره می‌کند که در مورد محدوده فضای عمومی و فضای خصوصی ابهام وجود دارد. به این دلیل که هر دو، سطوح مشترک کالبدی می­یابند.مدنی پور در تعریف فضای عمومی می‌گوید: فضای عمومی را می‌توان به مثابه فضایی تعریف کرد که اجازه می‌دهد مردم به آن و فعالیتهای درون آن، دسترسی داشته باشند، و فضایی است که یک کارگزار عمومی آن را کنترل می‌کند، و فضایی است که در جهت منافع عمومی، تأمین و اداره می‌شود. اما نکته اینجاست که بین فضای خصوصی، یعنی فضاهایی که حریم شخصی افراد محسوب می‌شود تا فضاهای بسیار عمومی، مثل میدان، یک سلسله مراتب فضایی وجود دارد که عرصه‌های نیمه عمومی تا نیمه خصوصی. چنین سلسله مراتبی، به ویژه در شهرهای سنتی ما کاملاً دیده می‌شود. به دلیل نحوه خاص شکل گیری آن‌ها که به قول راپوپورت «مبتنی بر حیاط یا محوطه‌های درونی یا شهری درون – برون فکنده است. بنابراین، محوطه‌های درون بناهای عمومی، مثل مساجد، کاروانسراها، سراها، حمام‌ها، امامزاده‌ها … عرصه‌های عمومی و نیمه عمومی هستند که دسترسی به آن‌ها یا مثل حمام تقریباً محدودیتی زمانی – و نه فردی.با تغییر نقش فضاها از طرفی و نیز سلطه درک مطلق گرا از فضا از طرف دیگر – به ویژه از زمان رنسانس به بعد – مفهوم فضای عمومی با فضای باز شهری یکسان دانسته شده است. بدین ترتیب، فضاهای بسته و محصور که در طول تاریخ نقش و عملکرد عمومی داشته‌اند، عملاً حذف شده و همراه با آن‌ها درکی که این گونه اماکن را فضای عمومی می‌دید، از بین رفته است. منبع: پژوهشکده شهرسازی و معماری سپیدار
  19. 1 امتیاز
    روش ها و انواع مداخله مرمت شهری الف) روش های مداخله مرمت شهری ۱) روش حفاظتی – بهداشتی: مجموعه اقداماتی است برای ارتقای کمی یا کیفی شرایط محیط زیست که در پی تبدیل ناپایداری­ های شهری به پایداری صورت می­ پذیرد. مجموعه اقداماتی که شهرداری ­های بزرگ برای بهبودهای قابل لمس روزمره انجام می­ دهند نیز از این دست هستند. قبل از هر چیز عامل محرک این طرح‌ها ناهماهنگی بافت های قدیمی شهرها برای پذیرفتن شرایط جدید زیست می­ باشد. و عامل اصلی استفاده از این روش عدم انطباق بافت کهن با شرایط زندگی نو می­ باشد. در واقع در این روش سعی می­ شود که سازمان فضایی – کالبدی از بعد بهداشتی مورد توجه قرار گیرد و هدف اصلی مداخله بازسازی سازمان فضایی در معنای ایجاد سازمانی کاملاً متفاوت با گذشته است. اقدامات مربوط به این روش معمولاً میل به تخریب و بازسازی دارد تا با تخریب وضع موجود به وضع مطلوب دست یابد. این نوع اقدامات بیشتر در کشورهای جنوب (جهان در حال توسعه) و اروپای شرقی استفاده شده است. ۲) روش حفاظتی – تزیینی: اقداماتی که به حفظ، نگهداری یا ارتقای زیبایی شناسی فضایی در پیکره، سیما و چهره­ معماری و شهرسازی می پردازند و با اهداف زیبایی شناسانه به بهتر جلوه دادن بناهای قدیمی، از بین بردن محله­ های غیر بهداشتی و احداث فضای باز داخل شهرها و بافت کهن و ایجاد روحیه­ ای هماهنگ و مشابه با شهرهای بزرگ می­ پردازد. هدف اصلی این روش زیباسازی بافت کهن به منظور ایجاد شهری جذاب است. این روش با نگاهی احساسی و محافظه کارانه به معاصرسازی سازمان فضایی برای پاسخگویی به نیازهای نو می­ پردازد. محرک اصلی این روش عدم ارتباط میان توده و فضاست و با عنوان شهرسازی تعویضی نیز کاربرد دارد. به این ترتیب این روش به دنبال چهره­ای نو در بافت کهن می­ گردد و عمدتاً با ابقا و احیا و نه تخریب مواجه است. پایه­ های نظری این روش به جان راسکین، موریس و کامیلو سیت می­ رسد و حتی ریشه در رنسانس نیز دارد. در دهه­ های آخر قرن ۲۰ این روش تحت عنوان آینده­ای برای گذشته و یا گذشته­ ای برای آینده در مرمت شهری پژواک یافته است. ۳) روش بازسازی شهری این روش ابتدا پس از جنگ جهانی دوم به دنبال تخریب­ های وسیع شهری مورد توجه قرار گرفت و به منظور نمایاندن غرور ملی و دامنه­ آن به سایر مناطق شهری کشیده شد و هدف از این روش بازگرداندن فعالیت به فضا و یا باز زنده سازی فضای شهری است که بیشتر با خواست­ها و اهداف فرهنگی- تاریخی و سیاسی انجام می­ گیرد و دارای دو درجه اساسی است: الف) بازسازی مو به مو: بازسازی مطابق با وضعیت گذشته­ بافت و بهترین نمونه­ آن و رشد است. ب) بازسازی در انقطاع با گذشته: عرضه­ چهره و تصویر جدیدی از شهر و انتساب فعالیت­ های جدید به بافت. در اقدامات مربوط به این روش سلطه­ محتوا بر شکل و یا فعالیت بر کالبد بسیار شایان توجه است. ۴) روش مداخله موضعی – موضوعی هدف عمده این روش: تقویت وضع اقتصادی و تقلیل عوامل فرساینده­ کالبدی بافت. در این روش به نیازهای ساکنان بافت توجه شده و رابطه­ مستقیم با مسئولان در دستور کار مرمت شهری قرار می­ گیرد. تفکر غالب این روش معماری شهری است و سعی می­ شود به دخالت­ های موضعی، بهبود شرایط محیطی و ارتقای فضای معماری پرداخته شود. ایجاد فضاهایی که برخورد اجتماعی را تسهیل کنند نیز از دیگر اهداف این روش است و سعی بر ایجاد هماهنگی میان شکل با فعالیت و فضا به صورت موضعی و کاملاً اجرایی است. اقدام در این روش در مقیاس طراحی شهری بوده و طرح ها با توجه به طرح ساختار شهری به اقدامات موضعی و موضوعی می پردازند و سعی در پایداری سازمان فضایی از طریق متعادل ساختن تراکم زیستی و سازگاری کاربردهای موجود دارند. این روش از دهه­ ۱۹۹۰ در کشورهای پیشرفته بسیار مورد توجه و استفاده قرار گرفته است چرا که فضاهای ساخته شده در این کشورها به حد اشباع رسیده است و تنها سازمند کردن آن ها در دستور کار قرار دارد. ۵) روش جامع مرمت شهری این روش مسائل بافت کهن را مورد توجه قرار می­ دهد و با توجه به مسائل کل شهر به تدوین یک روش جامع برای نوسازی کل شهر می­ پردازد و اعتقاد دارد که با برخوردها و مداخلات موضعی نمی­ توان باز زنده سازی بافت های کهن پرداخت. این روش به عوامل و متغیرهای شهر همچون موجود زنده­ای که در بستر منطقه ­ای شهر می­ زیند، می­ نگرد و در واقع کل شهر را مورد توجه قرار می ­دهد و سازمان فضایی را مورد طراحی قرار می­ دهد. جمع­ بندی روش های مداخله مرمت شهری در روش های حفاظتی-بهداشتی و حفاظتی- تزیینی تاکید بر کالبد بیش از فعالیت می­ باشد. که البته ممکن است برای رسیدن به بافت های بهداشتی و زیبا تغییراتی نیز در فعالیت فضای شهری بدهند. در روش بازسازی شهری، تاکید بر فعالیت بیش از کالبد است که گاه کالبد فضای شهری به منظور احیای فعالیت مورد توجه قرار می گیرد. در روش معماری شهری نگرش کاملاً اجرایی و واقع گراست. در روش جامع مرمت شهری به بافت شهری همچون جزئی از یک کل نگاه می­ شود. ب) انواع مداخله ۱) مداخله­ نوگرایانه متاثر از نظریه پردازانی چون رابرت آوئن، شارل فوریه، ریچاردسون، اتین کابه و پرودون بوده و ارتقای سطح بهداشت و رفاه و سلامتی را در دستور کار دارد و علم و فن را به عنوان ابزار معرفی می­ کند. این نوع مداخلات انقطاع از گذشته را برای حل مسائل پیشنهاد می­ کند و رو به آینده دارند. اصل مهم این مداخلات اصل عملکرد بوده و به منطقه بندی عملکردی اعتقاد دارند با توجه به اصل هندسه ساده به شبکه­ شطرنجی دست یافته­ اند که به خوانایی شهر نیز کمک می­ کند. این نوع مداخلات را با عنوان شهرسازی – بولدوزر و شهرسازی– چاقویی نیز باز می­ شناسند. ۲) مداخله­ فرهنگ گرایانه متاثر از پیش شهرسازانی چون جان راسکین، ویلیام موریس، کامیلو سیت، ریمون و آنون است و هدف آن زنده کردن ارزش های فرهنگی گذشته بوده و به بافت کهن شهر احترام می­ گذارد. در این نوع مداخله حل شدن مسائل شهری از طریق تداوم فرهنگی مورد توجه است و اصل قلمرو فضایی را مایه­ عدم سرگشتگی می­ داند و ارزش های فضایی را نیز باعث شکل دهی فضا می­ داند و بافت های کهن را به دلیل پیروی از این عوامل غیر قابل دخل و تصرف معرفی می کنند. ۳) مداخله­ فرانوگرایانه از دهه­ ۶۰ به بعد قرن ۲۰ میلادی مطرح شده و تلفیقی از دو روش قبلی می­ باشد و محور اصلی آن حفظ تار و پود بافت کهن در کنار دگرگونی­ های کالبدی – فضایی شهر است. در این نوع مداخله حفظ ارزش های بافت تا زمانی مطرح است که موجب آزار ساکنین نشود و بالعکس. ۴) مداخله­ مردم گرایانه متاثر از نظریه­ های شهرسازی مشارکتی قرن ۲۰ است و هدف آن بالا بردن میزان مشارکت مردم در تغییرات سازمان فضایی شهر است. این نوع مداخله، مخاطب خود را مردم و ساکنان حوزه­ عمل می داند و نظریه­ تداوم را در تکامل می­ بیند. در واقع سر در گذشته و رو به آینده دارد. این نوع مداخله بیشتر به درک فضای شهری می­ اندیشد و نه خلق آن و بیشتر از طراحی شهری به برنامه­ ریزی می اندیشد. منبع: کیمیافکر بزرگ
  20. 1 امتیاز
    فضای عمومی و فضای خصوصی ساکنان خانه نوعی اجتماع “بین شخصی” تشکیل می دهند. در خانه طیفی از خصوصی ترین تا عمومی ترین روابط و فضاها وجود دارد (از درب ورودی تا اتاق‌ها) بنابراین خانه نمی تواند بعنوان فضایی کاملا خصوصی تلقی شود چون هم با جهان بیرون در ارتباط است و هم وسیله‌ای برای ایجاد ارتباط بین ساکنانش است. در قرون وسطی کسی در خانه حریم خصوصی نداشت و همه با هم در فضایی تالار مانند زندگی و کار می کردند. در قرن ۱۵ با رواج آموزش آکادمیک در بین طبقه متوسط خانواده ها کودکانشان را به جای فرستادن نزد خانواده های دیگر برای شاگردی، در خانه نگه می داشتند و مفهوم خانواده مدرن که فرزند در کانون توجه آن است شکل گرفت. در فاصله زمانی بین پایان قرون وسطی و قرن ۱۷، فرزندان جایگاه خاصی در خانواده یافتند اما خانه همچنان کانونی برای اجتماعی شدن و ارتباط با دیگران بود. در دنیای مدرن بعد از قرون وسطی، خانه از کانون زندگی اجتماعی به زمینه‌ای برای گسترش زندگی فرد و خانواده هسته ای تبدیل شد. خانواده مدرن در قرن ۱۸ متولد شد و خانه به مکانی برای ابراز صمیمیت و روابط نزدیک افراد تبدیل شد. گسترش زندگی خانوادگی به ضرر روابط همسایگی، دوستی و … تمام شد. (ریشه خانواده های امروزی را می توان در خانه طبقه متوسط در قرون وسطی جستجو کرد) در قرن ۱۸ و ۱۹ گونه‌ای از مسکن یعنی خانه ردیفی در بریتانیا مورد استفاده اغلب مردم قرار گرفت. در اواسط قرن ۲۰ خانه نیمه مجزا که در حومه ها ساخته می شد بعنوان سبکی جدید مطرح شد که در اوایل دهه ۹۰ به نفع خانه های کاملا مجزا و ویلایی کنار رفت. در کنار این سبک ها تلاش هایی برای تولید آپارتمان صورت گرفت که هیچ گاه محبوبیت نیافت (بر خلاف فرانسه) قشر بندی و تمایز گزینی که همزمان با ظهور امپراطوری انگلیس و انقلاب صنعتی و تمرکز ثروت و جمعیت منتج از آن ها شکل گرفت به انواع مختلف جلوه کرد: شکاف اجتماعی و کالبدی بین کارگران و کارخانه داران، جداسازی خانه از محل کار و … تمایز عملکردی در طراحی خانه در قرن ۱۹ پیش زمینه عملکردگرایی در طراحی مدرنیستی بود. جداسازی عملکردی فضاها را می توان منتج از منطقی کردن فضای خانه دانست یعنی خردگرایی ابزاری که باعث شد جنبه های اجتماعی و زیبایی شناسی بر هم منطبق شوند. این موضوع را می توان نتیجه تحول در منابع و فناوری دانست (محدودیت در سوخت، خانوارها را مجبور می کرد که فضای کمتری مورد استفاده قرار دهند) در معماری مدرن طرح “پلان آزاد” مطرح شد که انعطاف پذیر بود و انواع کارکردها را تامین می کرد. این طرح به فضای عمومی اولویت می دهد. واکنش پست مدرن به طراحی مدرن منجر به رشد حیطه خصوصی مانند مالکیت خصوصی واحدهای مسکونی شد. نقد فمنیست ها بر جدایی عمومی و خصوصی: به همراه فرآیند جدایی درون و بیرون خانه، نقش جنسیت‌ها باز تعریف شده است. خانه با حیطه زن تعریف می شود در حالیکه عرصه عمومی متعلق به مردان است. زنانِ محدود شده به عرصه خصوصی، با وابسته بودن به مرد تعریف می شوند. خانه مکانی است که در آن “شخصی” و “بین شخصی” به هم می رسند و عرصه های خصوصی و نیمه خصوصی در کنار هم قرار می گیرند. کنترل کامل بر فضای شخصی و عرصه خصوصی یک آرمان هنجاری است و واقعیت ندارد (به طور کامل محقق نمی شود). فرآیند رشد حریم خصوصی و فردگرایی به دنبال تغییر فضاها و معماری خانه در جهت دستیابی به یکی از حقوق مهم افراد بوده است یعنی حق محرمیت و خلوت خانه و خانواده به جای آن که به تمام و کمال خصوصی باشند نهادهایی هستند که بین عمومی و خصوصی و بین غیرشخصی و شخصی وساطت می کنند. حیطه آن ها بین شخصی است و در تلاش برای تبدیل به حیطه صرفا شخصی هستند. منبع: کیمیافکر بزرگ
  21. 1 امتیاز
    تغییرات سایت یعنی : رهایی از مدل های وابستگی تکراری در ضمیر ناخودآگاه. رهایی از وابستگی های گذشته و خلق ارتباطات سالم و رشد دهنده جدید. بخاطر همین موارد من حتی یوزر خودمم عوض میکنم. کلا تازگی به هر شکلی قشنگه و به خلق باور ها و نگرشهای جدید و توانمند کمک میکنه.
  22. 1 امتیاز
    بعضی از مثلا مسئولان هم که قراره بشودشان هیچوقت ، شد، نمیشه. و عجب صبری خدا دارد.
  23. 1 امتیاز
    شد ، در مورد گران شدن است ، که فی الفور اتفاق می افته و ما بعد از شدن خبردار میشیم.و ممکنه در طول روز چندین بار اتفاق بیفته. اما میشود به این آسونی ها نیست . ممکنه بشود و ممکن تر هم هست که هیچوقت نشود.
  24. 1 امتیاز
    خودرو گران شد. ولی نمیتونی تو روزنامه ها بخونی که؛ خودرو ارزان میشود.
  25. 1 امتیاز
    استعفای بازنشستگان شاغل تصویب شد. اما اینکه اینا کی از کار بیکار میشوند رو نمیشه بهش رسید.
  26. 1 امتیاز
    دلار و سکه گران شد. ولی نمیشه دید یا شنید که تو اخبار بگه ؛ دلار و سکه ارزان میشود.
  27. 1 امتیاز
    زلزله هم همینطوره. فلان جا زلزله شد. اما کی آثارش ترمیم میشود رو کسی نمیتونه حتی حدسم بزنه.
  28. 1 امتیاز
    تا یادم نرفته در مورد کلنگ زنی هم بگم بد نیست. در ایام صدارت جناب احمدی نژاد هزاران مرتبه کلنگ زنی شد. اما اینکه بعد چند قرن اون کلنگ زنی ها به نتیجه ختم میشود را فقط خدا عالم است و بس.
  29. 1 امتیاز
    یه شد هم در مورد کنکور بوده که یه زمانی شده. اما یه حذف میشود هم داریم که در طول سال چندین بار خبرش میرسد ولی میشود به میشود نمی انجامد.
  30. 1 امتیاز
    عزیزم مردان خیلی وقته منقرض شده اند. مردی به کروموزوم y یا این جور چیزا نیست. مرد را مردانگی ست و بس که اونم خیلی وقته کیمیا شده.
  31. 1 امتیاز
    ما برای چی میریم دنبال سواد ؟ ما سواد یاد میگیریم که نگیم من فکر میکنم...... ما دانش را فرا میگیریم که بگیم علم چنین میگوید. نه اینکه من میگم ، ما دانش را فرا میگیریم که حدس نزنیم. ما درس میخونیم که بدونیم و بتونیم علمی بیاندیشیم و علمی عمل کنیم. اینکه 90 درصد شهرکهای صنعتی غیرفعال هست ،همه دلائلش مالی یا موارد شبیه اون نیست. مهمترین علتش اینه که ما خیال میکنیم که مدیر هستیم و هر تصمیمی بگیریم ،میشه مدیریت کردن.
  32. 1 امتیاز
    اینکه این جمعیت مثلا باسواد ، همش از خودشون میبافن و متوجه هم نیستند که دارن با معده شون فکر میکنن ،مال همون 50 درصد ندونسته هاشونه که خودشون اونو با چرت و پرتهایی پر کردن و تصورشان هم اینه که حق باهاشونه. اون بنظر من که میکن ، ریشه اش اینجاست.
  33. 1 امتیاز
    میدونی مشگل اصلی کار کجاست ؟ وقتی دانش آموز تو یه درس 15 میگیره ،میگن خوبه ،قبوله. وقتی یه دانشجو C یاB میگیره ،میگن قبوله و پاس!!! هیچکس نگران نمیشه که فک کنه اون 25 درصد یا اون50 درصدی که این دانشجو بلد نیست ، چیه و چطور باید جبران بشه که اونم بدونه. همین 25 و 50 درصد ندونستن ها هر سال بهش اضافه میشه تا پایان تحصیلاتم ادامه پیدا میکنه و دست آخر ما با یه درس خونده 50 درصد یادگیرنده طرف میشیم که بخشی از اون 50 درصدش هم بمرور زمان فراموشش شده ولی مدرکی که نشون میده ،اینو عیان نمیکنه. این اصلی ترین دلیل عقب ماندگی فکری و روانی فارغ التحصیلان ماست.
  34. 1 امتیاز
    گاهی لازمه که ما هنگام اندیشیدن بشکل هویتی نیاندیشیم. مثلا مردانه یا زنانه نیاندیشیم که پیش فرض های غلط ذهنی مان نذاره که نتیجه درست بگیریم. عالیترین شکل اندیشیدن ، بدون جنسگرایئ نتیجه میده. بصورت یک انسان و فارغ از اینکه از کدام جنس هستیم.
  35. 1 امتیاز
    اینکه میگم هست ، نه هر هستی است. هستن داریم تا هستن. اندیشه داریم تا اندیشه. اگر اندیشه را نیاندیشیم نمیتونیم جایگاهش را معین کنیم.اندیشیدن به درخت با اندیشیدن در باره رمز و راز حیات باهم یکی نیست. ما هیچوقت به فکر نمی افتیم که درباره دیدگاههای خودمون یه ارزشیابی داشته باشیم. براحتی رد میکنیم و براحتی جایگزین میکنیم. بسیاری از دانشجو ها درباره خیلی از مسائل و فرآیند ها آنچنان نظرفرسائئ میکنند که انگار قبلا در اون مورد چیزی مطرح و نتیجه گیری نشده و این حضرات برای اولین بار اینو فهمیدن و دارن تعریف میکنند. یعنی برای همه چی یه نسخه خویش فرما میپیچند و تنها باورشونم اینه که حق با خودشونه.
  36. 1 امتیاز
    با پیشرفت فناوری و دستیابی بشر به فناوری های تازه، زندگی هم آسان‌تر از همیشه شده است. در این بخش، 19 عکس قدیمی را گردآوری کرده‌ایم که زندگی مهندسان و نحوه کار آنها، قبل از معرفی نرم افزار مهندسی اتوکد را به تصویر می‌کشند. شاید پیشرفت‌های تکنولوژیک در بسیاری از زمینه‌ها سبب از بین رفتن مشاغل شده باشد، اما این موضوع در مورد تکنسین‌ها صدق نمی‌کند زیرا فناوری، میز کار آنها را کوچک‌تر و سبک‌تر کرده است. امروز می‌خواهیم یک سفر تصویری و هیجان‌انگیز به گذشته داشته باشیم؛ جایی که پیش از معرفی نرم افزار اتوکد، مهندسان از مداد و پاک‌کن استفاده می‌کردند. اتوکد یکی از محبوب‌ترین نرم افزارها برای ترسیم نقشه‌های مهندسی و صنعتی است که سال 1982 عرضه شد و تا سال 1994، بیش از 750 مرکز آموزشی در سراسر جهان به استفاده از آن روی آوردند. پیش از آن، مهندسان برای طراحی به وسایلی همچون مداد، پاک‌کن، خط‌کش T و البته صرف زمان بسیار زیاد نیاز داشتند. اما با پیشرفت فناوری، حالا ماوس و کیبورد به اصلی‌ترین وسیله کار اغلب طراحان تبدیل شده است. قطعا تعجب، اولین واکنش بسیاری از افراد از دیدن این تصاویر است؛ واکنشی که یکی از مهندسان قدیمی نیز با مشاهده این عکس‌ها داشته است: در این میان، برخی افراد نیز معتقدند که استفاده از کاغذ برای رسم نقشه‌ها، بهتر از کامپیوتر است. در ادامه می‌توانید سایر این تصاویر قدیمی را تماشا کنید: منبع: گجت نیوز
  37. 1 امتیاز
    سیاست مداران هوشمند کلی هزینه میکنند که یک خط از یک انسان فرزانه را کشف کنند و روش کار کنن که بتونن با اون یه خط کلام عالی ولی با استعمال آن در غیر جای اصلی اش ،کل مردمان یک قاره را دچار کج فهمی کنن و استعمار گریشان هم هیچوقت معلوم نشود ولی اون هدف شان نتیجه بده. یکیش همین جمله است : من می اندیشم پس هستم. ظاهرا جمله فاخر و پر معنایی است ولی حادثه آنجا اتفاق می افتد که من و من نوعی هم هیمن تصور را داشته باشیم که فکر کنیم چون میتونیم بیاندیشیم پس هستیم. ولی عقلمان قد ندهد که ببینیم اندیشیدن معیار داره و هر فکر و اندیشه ای آنچنان نمیتونه ارزشمند باشه که به اندیشیدن بیارزه. یه بیسواد هم همین توهم رو پیدا میکنه که چون میتونه به گوسفندانش بیاندیشه ،پس هستش.
  38. 1 امتیاز
    شعار بدبختی و شوربختی ما همین یه جمله است : چون من میگم پس درسته. چون کارخونه مال منه ،پس هرچی من میگم باید همون باشه. چون اینجا مال منه ،پس حق هم با منه. چون من اینجا وزیر یا مدیرکل هستم ،پس هر چی من بگم ، همونه.
  39. 1 امتیاز
    اینکه کارنامه جنابان وزیران اینقد تاریک و بی ثمر هست ،علتش همونه که بالا عرض کردم. اینکه مصیبت تا خرخره مون بالا کشیده اینه که همش میگیم ؛من میگم. نتونستیم بفهمیم و بگوئیم که علم نظرش چیه. همش خیال میکنیم که هر چه ما بگیم همونه. اینقده ناراحتم از این نوع کج اندیشی که نگو.
  40. 1 امتیاز
    اینو بخوبی میدونیم که هر چه ریاضیات پیشرفت کند, بازهم اصولش همانست. اما آیا وزن ریاضیات قدیم با ریاضی نوین یکی است,؟؟؟ با این مقدمه میخوام این سئوال رو داشته باشم که : آیا سختی ایام برای همه طبقات اجتماعی اعم از عامی و عالم و جوان تحصیلکرده و غیرآن یکی است ؟ و اینکه کدام طبقه سرنوشت بقیه رو رقم میزنه ؟ اینکه الان تو این اوضاع قرار داریم, (بقیه ش بماند)
  41. 1 امتیاز
    خلایق هر چه لایق رو آویزه ذهن کنی ،به جواب همه سئوالات این شکلی ات میرسی.
  42. 1 امتیاز
    کتاب مرجع «زبان عمومی دکتری زیر ذره بین» با هدف پوشش جامع زبان عمومی در کنکور دکتری نگاشته شده است. این جلد از کتاب، با وجود چند هزار تست، پاسخ تشریحی سوالات، آموزش گام به گام گرامر و واژگان و جملات ترجمه شده زبان انگلیسی، شما را از خواندن هر منبع تست دیگری برای کنکور دکتری بی نیاز خواهید نمود. ترجمه های این جلد، عاری از هرگونه اشکال بوده و سعی شده است تا به گونه ای ارائه شود که بیشترین میزان وفاداری به صورت سوال وجود داشته باشد. آنچه در این جلد می خوانید عبارتند از: پاسخ‌های واقعاً تشریحی کنکور دکتری کلیه رشته‌ها علوم انسانی، فنی‌مهندسی، علوم پایه، کشاورزی، علوم پزشکی، هنر و گروه زبان پاسخ جامع کنکور دکتری 1390 تا 1396 (کافی‌است پاسخ‌ها را قیاس کنید). آمـوزش جامع گرامـر (دستور زبان) – از مبتدی تا پیشرفته با بیان محاوره و طنز؛ حاوی 700 مثال ترجمه‌شده و 100 تست واقعاً تشریحی بیان دستور زبان صفر تا صد (از مبتدی تا پیشرفته) و ... پوشش کامل واژگان با پوشش صددرصدی از کتابهای معتبر و آزمونهای داخلی و بین المللی؛ آموزش جامع ریشه، پیشوند، پسوند؛ تحلیل آماری دقیق تعداد تکرار هر واژه در کنکور دکتری و ... آموزش کامل تکنیک‌های پاسخ به سؤالات درک مطلب بر اساس کنکور دکتری؛ تشریح کلیه تکنیک‌های درک مطلب به همراه ذکر مثال از منابع دست اول. نمونه سؤالات تألیفی شبیه‌سازی‌شده کنکور دکتری با پاسخ کاملا تشریحی از منابع معتبر روز هم اکنون می توانید در پیوست زیر، بخش‌هایی از این مرجع واقعی کتاب «زبان عمومی دکتری زیر ذره‌بین»، انتشارات نگاه دانش را به رایگان دانلود نمایید. GEUS-PhD-Book@GeneralEnglish.pdf
  43. 1 امتیاز
    درمیان نقاشان اواخر قرن نوزدهم نامی است که در آینده چراغ راه بسیاری از مکاتب گردید. هنگامی که مکتب امپرسیونیسم در غرب سروصدای زیادی راه انداخت و نقاشان رویکرد شرقی پیدا کردند و به خصوص به سراغ آثار ژاپنی رفتند. سزان (۱۹۰۶ ۱۸۳۹) از نقاشان تاثیرگذار آن روزها بود. پل سزان در اوان جوانی در نمایشگاههای امپرسیونیست ها شرکت کرد، ولی از برخوردی که با آنها می شد چنان آزرده خاطر گردید که به زادگاه خویش، شهر اکس آن پدوانس بازگشت و در آن جا، به دور از هیاهوی منتقدان، به مطالعه مسائل هنر خویش پرداخت. بی آن که نگران تامین معاش خودباشد زندگی منظمی را دنبال می کرد و دغدغه یافتن مشتری برای تابلوهایش را نداشت. بنابراین می توانست همه زندگی خویش راوقف آن مسائل هنری کند که برای خود مطرح کرده بود، و یارای آن را داشت که سخت گیرانه ترین معیارها را در کار خویش ملحوظ کند. جلوه بیرونی زندگی اش با آرامش و فراغت قرین بود، ولی برای رسیدن به آرمان تکامل هنری اش لحظه ای از پیکار شورمندانه خویش باز نمی ایستاد. با بحثهای نظری میانه ای نداشت، ولی به مرور که شهرتش در میان محدوده کوچکی از طرفدارانش بالا می گرفت، گهگاه سعی می کرد قصد و غایت خویش را در چند کلام برای آنها توضیح دهد. در آثار او احساس می کنیم همه چیز در جای خود قرار دارد و هیچ چیز تصادفی یا ابهام آمیز نیست. هر شکل با شفافیت کامل تصویر شده است و پابرجا و حجم دار به نظر می آید. مجموعه تابلو نوعی سادگی طبیعی را باز می نمایاند که قرین سکون و آرامش است. هنر مطلوب سزان هنری بود که بتواند از این شکوه و وقار بهره ای داشته باشد. ولی عقیده نداشت با دنبال کردن سبک پوسن به مقصود خویش نائل آید. استادان پیشین، در هر صورت رایگان این تعادل و شکوه را به دست نیاورده بودند. آنها هیچ تکلیفی در بازنمایی طبیعت به گونه ای که به چشممان می آمد، احساس نمی کردند. تابلوهای آنها چیزی غیر از ترکیب و تنظیم فرمهایی نیست که از مطالعه هنر باستانی فرا گرفته بودند. حتی فضا و حجم را بیشتر از طریق کاربست قواعد سفت و سخت بازمانده از قدیم مجسم می کردند تا نگاه مستقیم به خود اشیاء.سزان با دوستان امپرسیونیست خود هم داستان بود که این شیوه های هنر آکادمیک (مکتبی) هم خوان با طبیعت واقعی نیستند. او یافته های نوینی را که در زمینه رنگ و حجم نمایی به دست آمده بود، ارزشمند می دانست. او می خواست به برداشتهای مستقیم خویش از طبیعت دل بسپارد، و از شکلها و رنگهایی که می دید نقاشی کند، نه از چیزهایی که می دانست یا درباره شان به طور نظری کسب اطلاع کرده بود. ولی مسیری که هنر نقاشی در پیش گرفته بود. او را خرسند نمی کرد. امپرسیونیست ها در نقاشی از طبیعت به کمال استادی رسیده بودند. ولی واقعا این کافی بود؟ یا به راستی کم و کاستی تلاش برای طراحی هماهنگ، رسیدن به سادگی و تعادل کامل که ویژگی برجسته بزرگترین نقاشیهای گذشته بود، چه شده بود؟ از دید سزان وظیفه نقاش عبارت بود از نقاشی کردن از طبیعت، استفاده از دستاوردهای سرآمدان امپرسیونیست و در عین حال احیای حس نظم و ضرورت که وجه ممیز هنر پوسن بود. سزان از بی نظمی نفرت داشت. ولی مایل نبود که برای القاء حجم و برجسته نمایی به قراردادهای آکادمیک در مورد طراحی بازگردد. چنانکه نمی خواست برای رسیدن به طرحهای هماهنگ، به مناظر ساخته شده رجوع کند. او حتی هنگامی که درباره استفاده صحیح از رنگها به تامل پرداخت با مسئله مبرم تری رو به رو شد. سزان همان اندازه به رنگهای قوی و شدید علاقه داشت که به طراحی واضح و روشن. او می خواست رنگمایه های غنی و اشباع شده ای را که به طبیعت زیرآسمانهای جنوب تعلق داشت باز بنمایاند، ولی پی برد که صرف بازگشت به رنگ آمیزی سطوح گسترده با رنگهای خالص اولیه، تجسم واقعیت را به مخاطره می افکند. تصاویری که به این شیوه کشیده شوند، به شکلهای مسطح یا دو بعدی شبیه خواهند بود و نمی توانند القاء ژرفا کنند. سزان گویی می خواست پایبندی مطلق خود را به دریافتهای حسی اش از طبیعت حفظ کند، و از سوی دیگر می خواست امپرسیونیسم را به چیزی استوارتر و جاودانه تر، همچون هنر موزه ها، مبدل سازد. و این دو خواست او در تضاد یکدیگر بودند. به همین سبب، اغلب در آستانه یأس و ناامیدی قرار می گرفت، ولی لحظه ای دست از کار نمی کشید و بی وقفه در حال آزمون و تجربه بود. در منظره کوه سنت ویکتوار، کوه غرق در نور است ولی در عین حال، برجستگی ها و حجم ها را به خوبی نشان می دهد. ترکیب بندی واضح و روشن است، ضمن آن که ژرفا و فاصله را در حد کمال باز می نمایاند. نحوه ای که سزان راه بد و جاده و ادامه آن را در کمرکش تصویر به صورت یک محور افقی نشان داده و خطوط عمودی خانه واقع در پیش زمینه، حالتی از نظم و سکون را القاء می کند، بی آن که احساس کنیم که آن نظمی است که سندان بر طبیعت تحمیل کرده است. حتی رنگ گذاری با ضربات قلم موی او به گونه ای انجام شده که با خطوط اصلی جور درآید و احساس هماهنگی طبیعی را تقویت کند. نقاش هلندی با چیره دستی تمام سطوح نرم و پرزدار را بازنمایی کرده است، ولی سزان چهل تکه ای از رنگ گذاریهای نوک قلمی را ارائه می کند که موجب می شود دستمال سفره از جنس آلومینیومی به نظر آید. شاید به همین دلیل بود که نقاشیهای سزان در عرضه داشتهای اولیه اش، به عنوان رنگمایه های مذبوحانه ای، به باد طعن و تمسخر گرفته می شد. ولی دانستن دلیل این بی دقتیهای ظاهری کار چندان دشواری نیست. سزان نقاشی بود که در درستی شیوه های سنتی شک کرد، و تصمیم گرفت که از نقطه صفر آغاز کند انگار که گویی قبل از او هیچ تصویری کشیده نشده است. نقاش هلندی، نقش اشیای خود را به گونه ای کشیده است که مهارت خویش را به نمایش گذارد. سزان نقش مایه های خود را به انگیزه مطالعه درباره مسائلی انتخاب می کرد که خواهان حلشان بود. می دانیم که او به رابطه رنگ با حجم نهایی، علاقه وافری داشت. بنابراین یک جسم گرد رنگین شفاف مانند سیب برای تفحص این موضوع، نقش مایه ای ایده آل بود. هم چنین می دانیم که تعادل ترکیب بندی از جمله دل مشغولی های او بود. سزان عنوان پدر هنر مدرن را یافته است. او در تلاش سترگش برای القای ژرفا بدون فدا کردن شفافیت رنگها، و برای محقق ساختن یک ترکیب بندی آراسته بدون فداکردن تجسم عمق در همه این پویشها و کاوشها او حاضر نبود که طبیعت را تحریف کند، ولی چنان چه تغییر کوچکی می توانست او را در رسیدن به تاثیر برانگیزی مطلوب یاری کند، چندان اهمیتی نمی داد. ژرفانمایی خطی که به وسیله برونلسکی در رنسانس ایتالیا ابداع شده بود برای سزان خیلی قابل توجه نبود. هر جا که آن را محدودکننده کار خویش می یافت، نادیده اش می گرفت. این ژرفانمایی علمی، به هر تقدیر، برای آن ابداع شده بود که نقاشان را در ایجاد توهم ژرفای فضایی یاری کند. چنانکه مازاتچو در دیوارنگاری خود در کلیسای سانتاماریا نوولا در فلورانس از آن بهره گرفته بود. سزان در پی ایجاد توهم نبود. او می خواست احساس حجم و عمق را منتقل کند و فهمید که می تواند بدون استفاده از طراحی سنتی برای ایجاد توهم ژرفا به مقصود خود نائل آید. بدون شک سزان تصور نمی کرد که این بی اعتنایی او به طراحی درست که وی سرمشقش را به دست می داد، سنت شکنی بزرگی را در هنر نقاشی سبب گردد. ساده کردن شکلها و روانی طراحی از جمله کارهایی بود که در آینده منجر به پیدایش کوبیسم گردید. پیکاسو تحت تاثیر شکست فرم از سوی سزان پایه گذار این مکتب مهم شد. آثار سزان در خود سادگی را حمل می کند. موضوعات بیش از حد معمولی هستند و او به تعمد به سراغ این موضوعات می رفته است تا فرم را تحت تاثیر قرار ندهد. سادگی آثار او از روح کوششگر او برمی خیزد. دریچه ای که سزان به ما نشان می دهد، دالانی است سهل و جلوی چشم اما به شدت سخت دست نیافتنی است. طبیعت های بی جان سزان با همان هارمونی رنگ و ترکیب بندی و چیدمان تبدیل به منابع ثابت دانشجویان هنر گردیده است. نقاشی که از طعنه ها و کنایه ها شانه خالی نکرد و به آن چه که باور داشت عمل کرد. هنرمندی راسخ که جهان و طبیعت را تنها از منظر خود نگریست. کاری که به شدت سخت است اما او با ممارست و تمرین فراوان به یک قرائت نوین از طبیعت رسید. منبع
  44. 1 امتیاز
    [TABLE=class: metadata plainlinks ambox ambox-style ambox-Tone] [TR] [TD=class: mbox-image][/TD] [TD=class: mbox-text] [/TD] [/TR] [/TABLE] [TABLE=class: infobox vcard, width: 22] [TR] [TD=class: fn, bgcolor: #6495ED, colspan: 2, align: center]پل سزان [/TD] [/TR] [TR] [TD=colspan: 2, align: center] [/TD] [/TR] [TR] [TD=width: 85px, align: right]زادهٔ[/TD] [TD]۱۹ ژانویهٔ ۱۸۳۹ اکس-آن-پروانس، فرانسه[/TD] [/TR] [TR] [TD=width: 85px, align: right]درگذشت[/TD] [TD]۲۲ اکتبر ۱۹۰۶ میلادی (۶۷ سال) اکس-آن-پروانس، فرانسه[/TD] [/TR] [TR] [TD=width: 85px, align: right]ملّیت[/TD] [TD]فرانسوی[/TD] [/TR] [TR] [TD=width: 85px, align: right]رشته[/TD] [TD]نقاشی[/TD] [/TR] [TR] [TD=width: 85px, align: right]جنبش[/TD] [TD]پُست‌امپرسیونیسم[/TD] [/TR] [TR] [TD=width: 85px, align: right]امضا[/TD] [TD][/TD] [/TR] [/TABLE] پُل سِزان (به فرانسوی: Paul Cézanne)‏ (۱۹ ژانویه ۱۸۳۹ -۲۲ اکتبر ۱۹۰۶) یکی از تاثیرگذارترین نقاشان مدرن فرانسوی و همچنین یکی از برجسته‌ترین نقاشان پسادریافتگر محسوب می‌شود. وی آثارش را در کنار آثار نقاشان دریافتگر به نمایش می‌گذاشت.[۱] در هر تاش قلم‌موی سزان ساختاری استوار را می‌توان دید. نوآوری‌های او چه در شیوهٔ اجرای نقاشی‌ها و چه در سبک،[۲] بعد نمایی، ترکیب‌بندی و رنگ‌آمیزی آن‌ها بر هنر سدهٔ بیستم تاثیر شگرفی گذاشت.[۳] پیکاسو ترکیب‌بندی‌های سطوح[۴] او را به شیوهٔ کوبیسم گسترش داد و ماتیس به رنگ‌آمیزی‌هایش دلبسته بود. از هر دوی این نقاشان آمده‌است که «سزان پدر همهٔ ما است».[۵] وی در همهٔ زندگی هنری‌اش بس آزرمگین و کم‌سخن بود و از این‌رو همواره در جمع هنرمندان بیگانه به شمار می‌آمد. شهرت هنری او دیرگاه فرا رسید و در دورهٔ کهنسالی‌اش بود که نقاشان جوان به اهمیت او پی بردند.[۶] [h=2]زندگی هنری[/h] جاده‌ای در شان‌تی‌یی، ۱۸۸۸ پل سزان در نوزدهم ژانویه ۱۸۳۹ در شهر اکس‌آن‌پروانس[۷] در شمال باختری فرانسه زاده‌شد. پدرش لوئیس اگوستوس سزان[۸] بانکداری توانگر بود که هزینه‌های زندگی پسر هنرمندش را می‌پرداخت و پس از مرگ مرده ریگی بسزا(۴۰۰، ۰۰۰ فرانک) برای او به جای گذارد.[۹] مادرش آن الیزابت اونورین اوبرت[۱۰] زنی بود دل‌زنده و رویاوا و بسیار نازک‌دل و رنجور. از او بود که پل نشان دید و انگاشت زندگی گرفت. پل و دو خواهر کوچکترش مری و رز روزگار کودکیی آرام و پرنواز داشتند. در ده سالگی او به دبستان شبانه‌روزی سنت جوزف در آیکس Aix رفت[۱۱] و راست انگاری را از یک راهب ترسای اسپانیایی بنام جوزف گیلبرت آموخت و در ۱۸۵۲ به دبیرستان بوریون در شد پل سزان که در نوجوانی درشت اندام و نیرومند بود از دوست کوچک و تکیدهٔ خویش امیل زولای یتیم و بینوا در کشمکش‌هایش با بچه محل‌هایش که او را به ریشخند «پاریسی» می‌خواندند پشتیبانی می‌کرد. زولا سالها پس از آن چنین از سزان یاد می‌کرد «ماکه از دید روانی در دو سوی رویاروی هم بودیم برای همیشه باهم یکی شدیم وبرای هم پیوندی‌هایی رازگون، که همان آشفته سری نا آشکار هردوی ما بود برای رسیدن به فرازمندی، به هم گراییدیم. هشیاری برتر ما در تراز با آن ناکسان کودن بی سروپا که با دیو خویی کتکمان می‌زدند بیدار می‌شد.»[۱۲] در سالهای ۱۸۶۱-۱۸۵۹ سزان با به سرنهادن به خواست پدر در دانشکده حقوق دانشگاه اکس‌مارسی[۱۳] به آموختن پرداخت و در همان هنگام آموختن طراحی را دنبال گرفت. در ۱۸۶۱ پس از گفتگویی ناخوشایند با پدرش که بر آن بود تا او را از رفتن به پاریس برای آموختن نگارگری بازدارد سزان جوان رهسپار پاریس شد اما آشنایی با کارهای نوآورانی چون اوژن دولاکروا،[۱۴] گوستاو کوربه[۱۵] او را بخود بس ناباور و دلسرد ساخت. [h=3]چرخهٔ تاریک یا دل‌وایانه ۱۸۷۰-۱۸۶۲[۱۶][/h] چهره‌نگار عمو دومینیگ ۱۸۶۷- ۱۸۶۵ ارتهٔ سزان، که او خود آنرا[۱۷] , «گستاخانه» می‌خواند به گشت گارهای پرده‌های نخستین اش می‌آمد. این گشت گارهایی بود از کشتار و دریده گری rapes و پتیارگی. به گفتهٔ تاریخ‌دان هنری فرانسوی ژان- کلود لبنستین[۱۸] «سزان جوان می‌خواست که تماشاگرانش را به جیغ کشیدن وادارد.. او از هرسوی راستاپردازی، رنگ آمیزی، ارته، اندازه بندی و گشت گار گزینی آفند می‌کرد... او ددمنشانه همهٔ دوست داشتنی‌ها را در هم می‌شکست» و از این روی بود که سزان از نهادهای نگارگرانی چون تن‌وایی‌های هنری erotic art تیتیان[۱۹] و بد افتادهای گویا[۲۰] پیروی می‌کرد.[۲۱] کارهای نخستین سزان در این چرخه کارهایی تیره و با چیدگی‌هایی از رنگهایی سنگین و روانه، نشان از نگرانی و ناآرامی نگارگری جوان را می‌دهند. بیشتر این کارها که گاه با کاردک کار شده‌اند چهره‌نگاری[۲۲] و اندام نگاری پنداری[۲۳] و هر از گاه زیست‌های خاموش[۲۴] بودند. چهره‌نگاری او بسا که از میان بستگانش و یا خود-چهر نگاری[۲۵] بودند. کارهای اندام نگاری پنداری او بیشتر پتیاره انگیز[۲۶] و تندخویانه با رنگ آمیزیی بی پروایند و نماد از دلبستگی او به دلاکروا می‌دهند. و این پیداتر ست در باز نگاره‌های او از کارهای دلاکروا. هرچند این کارها پختگی شیوهٔ دلاکروا را ندارند. به هر روی سزان آسیمه‌سر و آشفته بسیاری از پرده‌های خویش در این چرخه را پاره و نابود کرد و دیگر آنکه نتوانست بیش از شش ماه در پاریس تاب آورد و افسرده دل به خانهٔ پدر بازگشت. هر چند پس از یکسال زندگی با پدر دوباره هوای نگارگری براو چیره آمد و این بار برای همیشه با او ماندگار ماند. سزان به پاریس بازگشت و چون در آزمایش برای درایی به دانشکدهٔ هنرهای زیبای[۲۷] پاریس درمانده ماند دگرباره بس آزرده دل گردید و از همه سختتر آنکه نگاره‌هایش برای نمایش در نمایشگاه[۲۸] پذیرفته نشدند. در این هنگام بود که با پیسارو آشنا شد. پیسارو برای سزان نه تنها یک استاد که بل یک دوست و همچون پدری دیگر بود. سزان دربارهٔ او همیشه به ستایش سخن می‌گفت و سی سال از آن پس از او به آوند «پیساروی فروتن و سترگ» یاد می‌کرد.[۲۹]> [h=3]چرخهٔ ساختارگی ۱۸۸۰-۱۸۷۰ [۳۰][/h] همسر سزان ارتنس فیکه Hortense Fiquet در گلخانه ۱۸۹۲-۱۸۹۱. سزان سی ساله بود که شیوهٔ نگارگری خویش را دگرگون نمود. رنگ آمیزی سیاه و هوای مردهٔ پرده‌هایش گام به گام به رنگ‌های زندهٔ چشم‌اندازهایش دگرگون می‌شود. ودر این میانه چرخه کارهای ساختارگی[۳۰] او آغاز می‌گردد. ویژگی کارهای این چرخه در گروه بندی پهلو به پهلو و زدش‌های قلم مویی شانه‌ای پدیدارست که می‌توانند نودشی از تنومندی و تنداری بیافرینند. هنایش پیسارو در کارهای سزان به روشنی بخشیدن رنگهای گذاشته روی تخته رنگش کمک نمود. سزان در درازای زندگی هنری خویش وفادارانه در برابر چشم‌اندازهای طبیعی ایستاد و نگارگری نمود. در ۱۸۶۹ سزان با ارتنس فیکه[۳۱] دختری نگاره‌شو و دوزنده آشنا شد که معشوقه او گردید و تنها پسر او پل را در ۱۸۷۲ به جهان آورد. سزان در نخست به بیمناکی از پدر سختگیرش این راز را از خانواده اش پنهان داشت. هرچند این راز در ۱۸۷۸ بر ملا شد و او سرانجام با ارتنس زناشوییی گرفت و این اندکی پیش از مرگ پدرش در ۱۸۷۸ بود که در آن هنگام دیگر از رویارویی با پسرش دست کشیده بود. در ۱۸۷۲ سزان همسر و فرزند خویش را باخود به پونتوآ[۳۲] شهرکی در شمال پاریس که دوستش پیزارو در آنجا می‌زیست برده بود. برای دوسال این دو نگارگر درکنار هم کار می‌کردند و پیزارو او را با در انگاشت گران Impressionist آشنا نمود و سرانجام در ۱۸۷۴ کارهای او در کنار کارهای آنان به نمایش گذارده شد. در این روزگاران بود که او در برخی از یکشنبه‌ها یا پنجشنبه‌ها که گاه گرد هم آیی‌های در انگاشت گران گروه بتینوی[۳۳] که از نگاره گرانی چون فردریک بازل،[۳۴] لوئی ادموند دورانته[۳۵] هنری فانتن-لاتور،[۳۶] ادگار دگا،[۳۷] کلود مونه،[۳۸] پیر- اگوست رنوار[۳۹] و آلفرد سیسیلی[۴۰] به گرد ادوارد مانه،[۴۱] ساختی گرفته بود می‌پیوست. اگرچه این گروه نگارگران پاریسی با خود پسندی هایشان و گفتگوهای پیچیدهٔ هنریشان او را که با لباسهای زمخت شهرستانی می‌آمد و با لهجهٔ پر چاشنی و زبانی خام سخن می‌گفت و رفتاری نابرازنده داشت هرگز از خود ندانست.[۴۲] ماری کاسات نگارگر آمریکایی در بارهٔ سزان در میهمانی شامی با او و گروهی دیگر از هنرمندان در روستایی نزدیک پاریس در پاییز۱۸۹۴ نوشته‌است: «رفتارش در آغاز مرا به شگفتی آورد. او ته تابه سوپ خویش را پاک کرد، سپس آن را برگرداند تا همهٔ چکه‌های مانده را توی کفگیرش به چکاند. او حتی استخوان‌های قلمه را به انگشت گرفت تا گوشتشان را از آنها جدا کند... اما با همهٔ بی سپاسی اش به دستور نامهٔ رفتاری، او به گونه‌ای با ما به ارجمندی رفتار کرد که هیچ مرد دیگر را توان نشان دادن آن نبود.» کلود مونه به یاد می‌آورد که یک روز سزان به کافهٔ گربوآ[۴۳] پاریس که جای گردهم آیی گروه بتینوی بود آمد و با همهٔ نگارگران در گرداگرد کافه دست افشرد اما همین که به ادوارد مانه رسید گفت «آقای مانه من با شما دست نمی‌دهم چون هشت روزیست که خودرا نشسته‌ام».[۴۴] او تنهامان بود و به دوستان و دوستداران و هنرمندان بدگمان بود: «می‌خواهند قلاب‌هایشان را در من فرو کنند». او هراسناک بود که دیگر نگارگران می‌خواهند اندیشه‌ها و یافته‌هایش به ویژه در بارهٔ رنگ‌آمیزی را بدزدند و برآن بود که گوگن چنین کرده‌است. او دوست نداشت که کسی به او دست زندو حتی پسرش اگر که می‌خواست بازویش را بگیرد باید از او پروا می‌گرفت. از زنان بیم داشت «زنهای نگاره شو مرا می‌ترسانند» در یک هراز گاه که زنی نگاره شو را به کار گرفت همین که دید او تا نیمه‌برهنه شده است دهشت کرد و او را از نگارگاهش بیرون انداخت. سزان پردهٔ خود " المپیای نوواً را در کنار کارهای در انگاشت گران در نمایشگاه نخست شان در ۱۸۷۴ در بلوار کاپوچین[۴۵] به تماشا گذاشت. این پرده که نیشخندی به پردهٔ المپیای ادوارد مانه بود همانند کار مانه با سرزنش و پوزخند تماشاگران روبرو شد.[۴۶] که پتیاره نگاری آن کار را به خوارگردانی هنر گرفتند. سزان در سومین نمایشگاه دریافت‌گرایان در ۱۸۷۷ با شانزده پرده شرکت کرد که در بهترین جای نمایشگاه به تماشا گذارده شدند. اما پرده‌ها تماشاگران را ناخوش آیند بودند. و در زمره این تماشاگران دوراند روئل دلال هنری بود که این پرده‌ها را خام و ناسزاگر می‌دیدند. از سوی دیگر سزان خویشتن را از در انگاشت گران جدا می‌دانست و هرگز همهٔ ارته‌ها و هنجارهای آنان را نپذیرفت. او بر کارهای در دریافت‌گرایان[۴۷] خرده می‌گرفت که هیچ گونه زیرساخت structure ندارند. و می‌گفت که بر آنست تا از دریافت‌گرایی «چیزی استوار و پایدار، همچون هنر در موزه هاً بسازد» و باز می‌گفت که آرمانش آنست که «باز آفرین کارهای پوسن[۴۸] باشد در نپیتر (طبیعت)» و نوآوری‌های او از کارهای در دریافت‌گرایان فراتر شد و اینک او را کنار پسادریافت‌گرایانی چون سورا،[۴۹] ون گوگ[۵۰] و گوگن[۵۱] در شمار می‌آورند. برای سالیان دراز زیستهای خاموش[۲۴] و چشم اندازها[۵۲] آوندهای هسته‌ای کارهای او بودند. او بیش از دویست هم‌چیدگی از زیستهای خاموش آفرید تا آنجا که می‌گفتند «سزان می‌خواهد بر پاریس با یک سیب چیره شود».. سزان در نگرشی بلند هنگام، به نازک بینی در مایه و رنگ چشم اندازها و زیستهای خاموش خودرا به دگرگونی نگاره می‌کند و می‌کوشد تا ریختهای زیرساختی همچون استوانه و هرم و کره را در آنها یافته و آشکار سازد. او بر آنست تا با قلم موی خویش رسانایی دهد به پیوند میان‌گشتگی و انگارهٔ نمایشگر آن.[۵۳]
  45. 1 امتیاز
    چرخهٔ استادی و فرزانگی ۱۹۰۰-۱۸۹۰ زیست خاموش با پرده (۱۸۹۵) در این پرده آزش فزایندهٔ سزان به سوی هم‌چیدگی ریخت‌ها و تنش پویا میان ریخت‌های هندسی او نمایان است. در دههٔ ۱۸۹۰ سزان کارهایی چون لاله‌ها و سیبها، ورق بازان، زیست خاموش با سبد سیب، پسری با جلیقه سرخ، چهره‌نگار گوستاو جفروی، زیست خاموش با فلفلدان، زیست خاموش با کیوپید گچی، زیست خاموش با سیب و پرتقال، دختر جوان ایتالیایی، خانه با دیوار ترک خورده، کاج بزرگ، خم جاده در مونت گرو و بسی دیگر از شاهکارهای خویش را آفرید. با این همه او در گمنامی بسر می‌برد. اما به ناوابستگی خویش خو کرده بود و تنها آنچه را که دوست داشت و به شیوه‌ای که دوست داشت نگاره می‌کرد و اگر کسی را ناخوشایند می‌یافت از دیدن او سرباز می‌زد چنانکه از پایان دادن به چهره‌نگار گوستاو جفروی خودداری نمود و آنرا نیمه کاره رها کرد زیرا که هنگامی که جفروی در برابر او می‌نشست از کلمانسو سخن می‌زد و سزان از او بیزار بود. تن شویان بزرگ Les Grandes Baigneuses، سزان در این پرده به استواری و تراز هندسی پوسن Poussin به کامیابی دست یافته‌است (۱۸۹۸- ۱۹۰۵). در ۱۸۹۱ به بیماری قند دچار آمد. و بناچار برای درمان به سویس، ویشی و سپس به تالوار[۵۹] درشد که درآنجا دریاچه آنسی[۶۰] در او ساوی[۶۱] را به پرده کشید. به فرجام امبروز ولارد[۶۲] یک نمایشگاه تک-تنه از کارهای او را در سال ۱۸۹۵ در نمایشگاه خود سامان داد. سزان پرده‌هایش را از چار چوبشان جدا کرده و آنها را لوله شده به نمایشگاه ولارد فرستاد. اگرچه این نمایشگاه صدایی نکرد اما بسی از نگارگران جوان را بسوی سزان در کشید. و چون سزان به هر از گاه دیده می‌شد باششی افسانه‌ای از خود برانگیخت. در پایان این دهه بسیار از نگار گاران پیشرو او را به آوند «فرزانه» ارجمند می‌داشتند.[۶۳] در ۱۸۹۷ مادرش درگذشت و لو جاس دو بو فان[۶۴] را به او گذاشت. ولی او را تاب بردن بار یادهای آن خانه نبود. سالهای پایانی در سالهای پایانی زندگی زناشویی سزان با همسرش ارتنس بی آرام و پر تنش بود. بسا هنگام که از هم جدا می‌زیستند. پس از مرگ مادر شوهر ارتنس چندگاهی با پسرش پل به پیش سزان بازگشت اما پرخاش‌ها و ناخرسندی‌ها از سرگرفته شد. ارتنس یادداشت‌های مادر شوهر خودرا پس از مرگش سوزاند و سزان در خواستارهٔ مرگ خویش همه دارایی خود را به پسر بخشید و ارتنس راهیچ نگذاشت. سزان در جهان نگاره‌های خویش آرامش می‌یافت و از این روی بود که در ۱۹۰۲ خانه‌ای به همراه یک کارگاه نگارگری برای خود بر فراز تپه‌های آیکس ساخت. هنگامی که برای نگارگری به هوای آزاد می‌رفت همچون کشتگران جامه بر تن می‌نمود و با گاری اسبی که با مخمل سرخ آراسته شده بود به جایگه نگاره گری می‌شد. در سالهای ۱۸۹۹ و ۱۹۰۱ از او درخواست شد که در نمایشگاه ناوابستگان[۶۵] پرده‌هایش را به نمایش بگذارد و این نشان از نام‌آوری او بود و موریس دنیس[۶۶] که از دوستداران کارهای او بود پردهٔ در ستایش سزان[۶۷] را کشید نه در نمایشگاه بروکسل در ۱۹۰۱ به تماشا گذاشته شد. و دنیس بود که او را به نمایش در سالون پاییز Salon d' Automne پاریس زیر آوند[۶۸] درخواند و این نمایشگاهی بس کامیاب بود و بسیار از تماشاگران که می‌پنداشتند سزان درگذشته‌است از این که او را هنوز در میان خویش می‌دیدند به شادی می‌آمدند و برای سزان این مایهٔ خرسندیی دیر رسیده بود واین شناسایی با نمایشگاهی که ولارد برای او زیر آوند نمایشگاه یادمان سزان[۶۹] در ۱۹۰۷ برآورده شد به اوج رسید. ماردی گرا، ۱۸۸۸ م. موزه پوشکین و او همچنان آزمون‌های نگارگری خویش را پافشارانه دنبال می‌کرد ومی گفت که آرزو دارد تا «منحنی‌های اندام رنان را با شانه‌های تپه‌ها به پیوند آرد» و می‌نوشت که «هنگامی که رنگ در توانگرترین خویش است ریخت به برترین برازایی می‌رسد». تا آنکه در یک روز بارانی هنگامی که با افزار نگارگری بر پشت خودرا در جاده‌ای گل آلود به پیش می‌کشید به سکته دچار آمد و در کنار جاده بر زمین غلتید. یک گاری لباس شویی کالبد نیمه جانش را از زمین برگرفت اما او یک هفته از آن پس به سینه پهلو در شصت و هفت سالکی درگذشت. داوری: هنری که آفرینندهٔ هنر ست سزان بی گمان از نگارگران بس هشیار و اندیشمند است. او برآن بود که به گونه‌ای نمایانه‌ای از ریختار بیافریند و تماشاگر را وادار کند تا باور کند که او به ریختارهایی که به راستی در جایی بوده‌اند می‌نگرد اما او همچنین می‌خواست که تماشاگر فراموش نکند که آنچه در برابر اوست نمایانه‌ای بیش نیست. پیش از سران نگاره گران پس از رنسانس می‌خواستند که تا آنجا که شدایی داشت ریختارهایی همتا و همگون با آنچه می‌دیدند را در پرده‌های خویش باز سازی کنند. برای سزان این هنری بود که می‌خواست خود هنر را در یک پرده از تماشاگر پنهان دارد ولی سزان را برایش آن بود که هنر را در پرده‌های خویش آشکاری دهد و این به دریافت هنر شناسانی چون کیث رابرتز «هنری ست که هنر می‌آفریند.»[۷۰] جاده‌ای روبروی کوه سن ویکتوار، روشنایی ویژهٔ سزان را هرگز نمی‌توان در چشم اندازی یافت. ۱۹۰۲-۱۸۹۸. پژوهش دیداری سزان پژوهشی بسیار پیچیده و بنیانی است زیرا او بر این باور ست که دچارش های بسیاری را در نگاره گری می‌بایست چاره کرد. هر زدش رنگ سزان به پرده می‌باید که با خود بار همهٔ باورهای او را برساند. او به قلم گیری و راستاپردازی پیرامونهٔ در کارهای نگار گران پیشین ناباور بود. به گفتهٔ او «راستا پردازی ناب، گونه‌ای هم‌پاشیدگی است» راستاپردازی پیرامونهٔ و قلم گیری کناره‌ها در نپی تر و طبیعت دیده نمی‌شود زیرا به باور او همه چیز در نپیتر رنگ دارد. در گفتگویش با امیل برنار گفت: " در همانگاه که نگاره می‌کنیم داریم راستا ی پیرامون را پرداخت می‌کنیم. هرچه رنگ هم آهنگتر شود پیرامونه پردازی هم درستتر و نزدیکتر می‌گردد. هنگامی که رنگ توانگر است، ریختار به والا یی رسیده‌است. زدایی و پیوند سنگینی‌ها راز راستاپردازی و ریختار ست." نیرومندی هسته‌ها ی انگاشت در هنر سزان، اینکه می‌توان هر بخش آنرا زیر پژوهش و کاوش آورد و در هر زدش قلم موی او برایش و بایشی هوشمندانه و اندیشمند یافت کارهای او را در تراز شاهکارهای جاودانه می‌نهد. کارهای راهنمای آموزشی بسیار از نگاره گران گردید که تنها شماره‌ای اندک از آنان همچون پیکاسو، براک و ماتیس در پیروی از او به سرفرازی و کامیابی رسیدند و آن بسیار از دیگران سر خورده و فراموش شده ماندند زیرا هرگز در نیافتند که کارهای سزان آمیزه ایست شگرف و پر شگفت از اندیشاری و کنجکاوی و شور و دل‌نگرانی و کاوش و نگرش‌ها و خیره ماندن هاو آزمونها و از خودگذشتگی‌ها. و در پایان دستاوردهای سترگش آنچنان آشکار بود که به جواکیم گاسکه[۷۱] گفت: «من خیلی پیر هستم، خیلی زود آمدم ولی من گذرگاه را نشانه گذاشتم و دیگران آنرا دنبال خواهند نمود.» منبع
  46. 1 امتیاز
    اگه دلیل و علت کدورت بدرستی و بصورت علنی ریشه یابی نشه و آسیب شناسی روشون انجام نشه , این مشکل نمیتونه کاملا حل بشه. یکی از دلائل ریشه کن نشدن کدورت ها اینه که ما در مواجهه با همدیگه , قادر نیستیم رودربایستی هامونو کنار بذاریم و حرفامونو مودبانه و خیلی شفاف بیان کنیم. این فرهنگ تعارف کردن در ایران و ایرانی بیداد میکنه. تا زمانی که فرهنگ تعارفات از ذهن ما ریشه کن نشه , مشکلات ما حل نخواهد شد. منم منم ها باعث میشه که کدورت ها زیاد تر بشه. امیدوارم بتونیم لارج تر و شفاف تر باشیم و از اینکه ایرادمون رو میشه هراسی نداشته باشیم و مطمئن باشیم که هدف اعتلای ماست نه چیز دیگه. بزرگتر های انجمن با سعه صدری که دارن همیشه عذرخواهی میکنند , حتی اگه مقصر هم نباشن ولی من و ما ها هنوز به اون حد نرسیده ایم که پا رو غروز کاذبمون بذاریم و حلالیت بطلبیم.
  47. 1 امتیاز
    شب رو شدم در سکوت سنگین شهر... فریاد شدم بی صدا برای خود خوری...
  48. 1 امتیاز
    جلدهای آیین نامه طراحی راه های شهری به خصوص جلد اول که مبانی هستش. تو مجموعه کتابای آموزشی شهرداری، بعضی جلدها مربوط به حمل و نقل هستش که شاید مفید باشه: http://www.noandishaan.com/forums/thread106537.html یکی هم سه جلد کتاب تقاطع های همسطح شهری: http://www.noandishaan.com/forums/thread77934.html
  49. 1 امتیاز
    این جزوه هم بر اساس قانون مجازات اسلامی تهیه شده توسط دکتر سارا آقایی هستش که شامل مباحثی از کتاب دکتر میر محمد صادقی و کتاب قانون مجازات رضا شکری هستش و تو 121 صفحه به صورت PDF از لینک زیر می تونید دانلود کنید. دانلود جزوه منبع: سایت 1قاضی
  50. 1 امتیاز
    فایل پیوست شد : %D8%B0%D9%87%D9%86%20%D9%86%D8%A7%D8%A2%D8%B1%D8%A7%D9%85.pdf

اطلاعیه ها

×
×
  • جدید...