رفتن به مطلب

پرچمداران

  1. Mohammad Aref

    Mohammad Aref

    مدیر ارشد


    • امتیاز

      393

    • تعداد ارسال ها

      33,172


  2. BISEl

    BISEl

    کاربر انجمن


    • امتیاز

      335

    • تعداد ارسال ها

      922


  3. نفحات

    نفحات

    کاربر انجمن


    • امتیاز

      247

    • تعداد ارسال ها

      73


  4. Rostam18

    Rostam18

    کاربر انجمن


    • امتیاز

      130

    • تعداد ارسال ها

      90



مطالب محبوب

در حال نمایش مطالب دارای بیشترین امتیاز از زمان سه شنبه, 30 مرداد 1397 در همه بخش ها

  1. 7 امتیاز
    در حوزه طراحی مهندسی شبکه های توزیع برق نیاز مبرم به محاسبات متداول مکانیکی و الکتریکی امری اجتناب ناپذیر می باشد . نرم افزاری جامع و کارآمد در این حوزه و پراکندگی منابع و بعضا وقت گیر بودن دسترسی آسان به آنها موجب شد فکر طراحی یک نرم افزاری کاربردی و با کاربری آسان به همراه بانک اطلاعاتی مورد نیاز به ذهنم خطور کنه. برای همین تصمیم گرفتم بوسیله یکی از زبانهای شی گرای برنامه نویسی نرم افزاری برای محاسبات روزمره خودمون در حوزه برق طراحی و به رایگان در اختیار متخصصان و مهندسین قرار بدم. نرم افزار محاسباتی ELC که طراحی شده قابلیت های ذیل را دارد: 1- انجام محاسبات ظرفیت ترانسفورماتور 2- انجام محاسبات برآورد وزن و طول سیم های مصرفی 3- انجام محاسبات سطح مقطع کابل زمینی بر اساس جریان مجاز و افت ولتاژ 4- انجام محاسبات تعیین رنج CT و بانک خازنی 5- انجام محاسبات مکانیکی جهت تعیین قدرت پایه های عبوری ، زاویه ایی و انتهایی در هر قسمت اطلاعات مورد نیاز و جداول کاربردی از مراجع معتبر و مورد تایید قابل دسترسی می باشد. شما میتونید این نرم افزار رو از لینک زیر دانلود کنید.منتظر نظرات و پیشنهادات دوستان متخصص جهت پیشرفت برنامه هستم. ELC.rar
  2. 7 امتیاز
    یه جا بودم یه خانومه بینی اش رو عمل کرده بود و بعد از یک ماه اومده بود پیش دکترش و از ظاهر بینی جدیدش ناراضی بود و میگفت دکتر من تا حالا نذاشتم شوهرم بینی ام رو تو این یک ماهه بدون چسب ببینه. من خیلی برام جالب بود چی میشه یه زن و شوهر انقدر برای هم غریبه میشن که زن یه نگرانی بزرگ مثل این رو از هم+سرش پنهان میکنه؟ خب شریک زندگیت مواقع ناراحتی و مشکل و استرس هم شریک زندگیته دیگه. قبول با وجود مخالفت همسرت و اصرار زیادت رفتی عمل کردی ولی شد دیگه. اتفاقاْ باید بهش بگی و اون تو این موقعیت کمکت کنه بدون اینکه جملات مزخرفی مثل "چقدر بهت گفتم!!" "دیدی گفتم!!" "به حرف من رسیدی؟؟" رو بشنوی. یا یکی از دوستام تعریف میکرد میگفت یکی از دوستاش با وجود مخالفت شدید خانواده و پدرش عمل میکنه بینی اش رو و یه مشکل براش به وجود میاد ولی از ترس واکنش خانواده (شامل : حقته! خودت خواستی! و ...) چیزی بهشون نمیگه. تا جایی که اون مشکل انقدر بزرگ میشه که راه رفتنش دچار مشکل میشه! و دیگه خانواده اونجا متوجه میشن و کار به بیمارستان میکشه. بعد ۲ سال الان اون خانم میتونه با کمک عصا راه بره! فقط به خاطر اینکه یه درد ساده رو نمیتونسته با خانواده مطرح کنه و زده بود به نخاع و همه جاش. همچین همسر و پدری نباشیم. (لطفاْ کلاْ‌تو زندگی این جملات مزخرف مثل "چقدر بهت گفتم!!" "دیدی گفتم!!" "به حرف من رسیدی؟؟" رو حذف کنید. اگر اونقدری کارت درسته که بتونی پیش بینی کنی یه کاری نتیجه بدی خواهد داشت اونقدری هم آدم باش نتیجه اشتباه رو به رخ طرف نکش.)
  3. 6 امتیاز
  4. 6 امتیاز
  5. 6 امتیاز
    چقدر اینجا غریب شده برام بعد مدتها برگشتم اینجا خیلی تصادفی زمونی شب و روزم اینجا بود بچه های قدیمی و جدید نوروز تون مبارک ایشالا تن تون سالم دلتون شاد و روزگارتون پر از پیروزی باشه
  6. 6 امتیاز
    چه دنیای متفاوتی شده کاش تغییرات سایت کمتر بود حس کردم محل تولدم خراب شده از نو ساختنش غریبِ غریب انگار رفتم انجمنی نو بگذریم................. برای همگی سلامتی و شادی آرزومندم
  7. 6 امتیاز
    سلام طبق صحبتی که در تاپیک تغییر ساختار انجمن داشتیم، در اینجا به مرور امکانات و مزیت های جدیدی که این ساختار جدید داره رو معرفی می کنم و به مرور تکمیل میشه. قطعاً سرعت بالاتر و سازگاری بهتر با موبایل از ویژگی های خیلی بارز نسبت به سیستم قدیمی هست.
  8. 6 امتیاز
    سلام به همگی اقا من چند هفته پیش اینجا پست گذاشتم ارسالم شد ولی الان نیس ? اصن انگار کودتا شده معلوم نیس چی به چیه ? حالشم ندارم دوباره تایپ کنم ? خوشحالم از دیدنتون از قدیمیا ایشالا سلامت باشین
  9. 6 امتیاز
    عملکرد بهتر گروه های دسته جمعی و مطلع شدن از بروزرسانی هایی که داخل گروه ها انجام میشه.
  10. 6 امتیاز
    دنبال کردن راحت تر مطالب و تالارها و کاربران و اعلان های متنوع بهتر در بالای هر تالار یا موضوع، دکمه دنبال کردن هست، که به راحتی با دنبال کردن یک موضوع یا تالار می تونید از بروزرسانی های اون مطلع بشید. و همین افراد مورد نظر خودتون رو دنبال کنید تا اگر پست جدیدی زدن مطلع بشید. اعلان های متنوعی وجود داره که در تنظیمات حساب کاربری و قسمت تنظیمات اعلامیه ها می تونید لیست اونها رو ببینید و تعیین کنید که کدوماش رو میخواید به صورت ایمیل باشه و کدوما به صورت یک اعلان داخل خود انجمن.
  11. 6 امتیاز
    کسانی که نگران امنیت حساب کاربری خودشون هستن، جدای از اینکه در بخش حساب کاربری در این قسمت می تونن دستگاه هایی که پیش از این وارد اکانتشون شده رو چک کنن، امکان تأیید دومرحله ای واسشون مهیا شده که موقع تغییر ایمیل یا پسورد بکار میره. (البته موقع ورود با آی پی و دستگاه جدید هم میشد فعال کرد ولی اگه درخواست باشه، فعالش می کنیم) برای این منظور می تونید در بخش تنظیمات حساب کاربری به قسمت امنیت حساب کاربری برید و برای خودتون سوال های امنیتی در نظر بگیرید.
  12. 6 امتیاز
    امکان ورود و ثبت نام با اکانت شبکه های اجتماعی از جمله فیسبوک، توییتر و لینکدین و همچنین اکانت گوگل فراهم شده. کسانی هم که پیش از این ثبت نام کردن در بخش تنظیمات حساب کاربری می تونند اکانت خودشون رو به جیمیل و شبکه های اجتماعی که دارن متصل کنن.
  13. 5 امتیاز
  14. 5 امتیاز
    گاهی توی مکالمات روز مره با آدمهای زندگیمون گفتگو معنای خاصی پیدا میکنه یا طنز میشه , یا عاشقانه ست یا مفهومی با ارزش میگیره .: ثبتش کن :. ☘
  15. 5 امتیاز
    گنبد علویان- همدان حس فوق‌العاده عجیبی داشت :)) ثبت با گوشی
  16. 5 امتیاز
    یانور سماء آخه چرا :)) منم یکی دارم که داره گوشه اتاقم خاک میخوره ولی فکر فروختن ساز از مصادیق کفر هست برای ما :)) جزو برنامه های آینده س اگر فرصت بشه (اگر بشه ) . فعلا مقیم کوچه پس کوچه های سنتورم از تعبیر خودم پرت شدم توی نوجوانیم و شعرای سهراب :')♡ حال دوستم خراب بود و بالاخره بعد از یک ماه توی خودش بودن و بخود پیچیدن از رنجی که میبرد و میفهمیدمش ، دیشب دلشو پیشم سبک کرد . خوشحالم حالش بهتر شد. حالا کمی تازه نفس تر میره به جنگ مشکلش اما ره آورد این سنگ صبوری برام این بود که فهمیدم خیلی چیزای بظاهر معمول و عادی زندگی رو هم باید توی زرورق سکوتم بپیچم مبادا حواسم نباشه گرهی اضافه کنم به گره های دلِ نازک آدما.. باز به نسبت برخی ، زیاد چنین عادتی رو ندارم ، اما همین مقدار کم هم کاش از سرم بیفته ازش مبرا شم ... مرداد خوب شروع شد . خوب داره پیش میره . برعکس تیرماه که پر از سکون و بیهودگی بود. سیلیِ حضرت حافظ هم بی تاثیر نبود البته :') ششم مرداد ۹۸ بیچاره من که دستِ جنون است اجازه ام ...
  17. 5 امتیاز
    تا حالا شده برای خرید یه کفش، کلی فکر کنید؟ یا مثلا واسه رفتن به جایی ساعت ها دو دل باشید؟ آدمایی که برای تصمیم گیری هاشون بیش از حد فکر می کنن هیچ وجه اشتراکی با من ندارن و رک بخوام بگم، رو مخم هستن! همیشه میگفتم چرا چیزای بیخود رو کلی تو ذهنشون بزرگ می کنن و ساعت ها برای تصمیم گیری های ساده زمان میذارن! اما امروز که فکر می کردم فهمیدم شاید من خیلی همه چیو کوچیک می کنم! بحث سر کفش و جایی رفتن نیست؛ موضوع تصمیمات نسبتا جدی برای زندگیه.. وقتی تو یه موقعیت بار ها و بار ها قرار بگیری، هر چقدر هم غیر معمول باشه دیگه واست رنگ و بوی عادی بودن میگیره و حالا گرفتنِ هر تصمیمی، عادیه! تصمیم جدیدمو دوست دارم! نمیدونم، شاید ده سال، 15 سال و شاید حتی برای همیشه؛ ولی هر چی که هست دوسش دارم. آدما برای ادامه دادن به مسیرشون نیاز به «سوخت» دارن؛ نمیدونم، شاید سوختِ آدما همون امید و انگیزه هاشون باشه.. امیدوارم تو پمپ بنزین های زندگیتون کلی امید و انگیزه واسه ریختن تو باکتون داشته باشید! + گاهی باید به دور خود یک دیوار تنهایی کشید... نه برای اینکه دیگران را از خودت دور کنی، بلکه ببینی چه کسی برای دیدنت دیوار را خراب می کند!
  18. 5 امتیاز
    نمایی از سقف طبقه همکف ساختمان چهل ستون-قزوین ثبت با دوربین گوشی و حیف این معماری ایرانی از دست رفته :))
  19. 5 امتیاز
    یه ویولون داشتم که همیشه کنج اتاقم بود. دیروز فروختمش :)) 9 سال تموم مونده بود کنج اتاق و به قول خواهرم تو قشنگ گردگیریش کردی :)) نمیدونم چرا قدم گذاشتن توی اون راه همیشه برام ترسناک بود!! ولی خب با فروشش سود بردم. :)) حالا ترجیح میدم یه ساز ایرانی و سبک تر رو امتحان کنم. اینکه 9 سال گذشته و هم چنان به آموزش موسیقی فکر می کنم شاید خنده دار باشه ولی خب آدمی شدم که شاید رویاهاش رو مدت های طولانی دنبال خودش می کشه، اما اخر عملیش می کنه!! 5/أمرداد/98
  20. 5 امتیاز
    تاپیکی برای تقدیم کردن هر آهنگی دوست دارید به شخص یا اشخاص مد نظرتون { منشن یادتون نره ... } 29 تیر 98
  21. 5 امتیاز
    سلام هشت سال پیش تنها راه ارتباطی یاهو مسنجر و این فروم ها بود خیلیامون عضو باشگاه مهندسان بودیم بعد اونموقع فیلتر بازاری بود یادش بخیر یهو باشگاه مهندسان فیلتر شد و همه اومدیم اینجا...کاربرای قدیمیِ اینجا بهمون می گفتن مهاجرین...یادش بخیر واقعا اونموقع مجرد بودم ... با شکست عشقی مهاجرین هر کدوم یه رنگی را برای فونت انتخاب کرده بودیم و کلی اینجا شاخ بازی در میاوردیم...بعله ... کلی شاخ بودیم وقتی شاخ بودن مد نبود. و خب یه دفعه درگیر کار و طمع پول درآوردن شدم و کلا وقتی نمیموند بیام اینجا این بود و اینطوری شد که کلا دیگه انجمن نمیومدم بعدشم که وایبر و فیسبوک تلگرام و هزار تا چیزِ دیگه اومد. دیروز داشتم برای شرکتمون که با معضل منشی درگیره دنبال مطلب می گشتم که توی گوگل روی یکی از نتایج کلیک کردم و دیدم تو انجمنم اصلا یه حالی شدم یادش بخیر...یادش بخیر... و به مدیر اینجا پیام دادم تا کاربریم رو برگردونه که از قضا آقا محمدِ خودمون هنوز هم مدیرن واااااااااااااای اصلا باورم نمیشد شب تو خونه با کلی ذوق و شوق برای همسرم ماجرا رو تعریف کردم . حالا من ترمه جون خانوم 8 ساله که همونجایی فعالیت می کنم که از اینجا جدام کرد...با کلی زحمت مدیر شدم...35 سالمه...متاهل شدم...بچه نداریم...4 ساله ازدواج کردم...سه تا گربه دارم...و خوشحالم که اینجام...امیدوارم بقیه دوستای قدیم رو هم پیدا کنیم قدیمیای محترم بگید چی شدید؟کجا هستید؟ چه خبر؟چه می کنید؟
  22. 5 امتیاز
  23. 5 امتیاز
  24. 5 امتیاز
    درختی پیر شکسته، خشک، تنها، گم ... نشسته در سکوت وهمناک دشت نگاهش دور فسرده در غروب مرده دلگیر و هنگامی که بر می گشت کلاغی خسته سوی آشیان خویش غم آور بر سر آن شاخه های خشک فروغ واپسینِ خنده خورشید شد خاموش ...
  25. 5 امتیاز
    دقیقا منم همین حس رو دارم انگار آدم برمیگرده و به گذشته خودش نگاه میکنه منم یاد روزای کارشناسیم انداخت
  26. 5 امتیاز
    یه چیزی بگم بخندین یه زمانی یکی از فانتزیام این بود که اینجا بالای اسمم عنوان مدیر تالار زده بشه....بعدش استعفا بدم و برام بزنن "*mini* مدیر بازنشسته" اصن به شوق همین اینجا مداوم فعالیت میکردم الان محمد میاد همین عنوانم پاک میکنه میگه دیگه نیا
  27. 5 امتیاز
    واکنش ها نسبت به پستم جالب بود..این کار جدید انجمن خوبه.. دوست محترم هرکس اینجا فعال بوده بخاطر حسش خوبش نسبت به اینجا بوده وگرنه کسی ویترین افتخارات یا حقوق وسنوات نمیگرفته که نگران عنوانش باشه پست منم بیشتر جنبه ی فان داشت ولاغیر.. وگرنه مدیر سابق بودن حقوقش بیشتر نبوده که الان از حقوق و بیمه ی بازنشستگیم بنالم بگم کفاف زندگیمو نمیده
  28. 5 امتیاز
    اگه میدونستم یه روزی اقای عارف میخواد اون فریم قبلی انجمن رو کنار بزاره این‌اخریا یه چندتا سلفی با تاپیکهاش مینداختم ... حالا خداروشکر یه چند تا اسکرین شات از انجمن قبلی دارم حالا کو تا به اینجا عادت کنم...
  29. 5 امتیاز
    گاهی زندگی چقدر زود ، سرد و بی رحم میشه ... البته که ذات زندگی همینه ،خوشی و غم توامان .... امروز صبح با یه انرژی فوق العاده روزم رو شروع کردم در حالیکه پایان زندگی یک جوان دیگه بود...! تازه 2 سال از شروع زندگی جدیدش میگذشت ... هر آدمی تو هر سن و سالی که باشه امیدها و آرزوهایی داره ،اما یک جوان آرزوها و امیال بیشتری داره ... و برای همسرش ،مرگ تدریجی یک رویا .....و مادرش .... و پدرش ....صبر خدایا صبر و آرامش آرزومندم... نمیدونم اصلا چی مینویسم فقط حس کردم باید بنویسم و بابت همین اومدم اینجا ،پناهگاه همیشگی من.... نمیشه چیزی گفت ،قطعا تقدیرش تا همینجا نوشته شده بود ،خدایی که حواسش به همه چیز هست .... و همینجاس که آدم یه تلنگر به خودش باید بزنه ،کجایی ،چیکار کردی و اگر همین حالا که داری این نوشته رو مینویسی قبل از ارسال زندگیت پایان بپذیره ،چی داری؟! سخت نگیریم ،دل نشکونیم ،مهربونتر باشیم ،بیشتر ببخشیم و زندگی کنیم ،تا جایی که باید زندگی کنیم ... و.....
  30. 5 امتیاز
    سلام دوستان عزیز نواندیش در ابتدا از همه دوستان عزیز معذرت خواهی می کنم و واقعاً شرمنده ایم که حدود دو هفته انجمن رو بسته بودیم. با توجه به اینکه vbulletin ایرادات زیادی داشت و نتونسته بود خودش رو با پیشرفت هایی که تو دنیای طراحی سایت و cms ها تطبیق بده و عقب مونده بود. تصمیم گرفتیم که به یک سیستم بروزتر و مناسبتر یعنی IPS تبدیل کنیم. با توجه به حجم خیلیییی زیاد اطلاعات، فرآیند خیلی سخت و دشواری بود. دو هفته خیلی سخت به خصوص واسه کامپیوتر شخصیم بود که 24 ساعت شبانه روز تو این مدت روشن بود. علت طولانی شدن فرآیند هم به خاطر همین سنگینی اطلاعات بود و فرآیند انتقال ناقص انجام میشد و بالاخره موفق شدیم انتقال رو با موفقیت انجام بدیم. البته با این وجود و هرچقدر تلاش کردیم ولی متأسفانه باز هم نتونستیم انتقال رو به صورت کامل و 100% انجام بدیم و برخی از پست های اخیر منتقل نشدن. این بهترین حالت ممکن برای انتقال بود که حداقل پست های کمتری رو از دست دادیم. ضمن اینکه هنوز بخشی از فرآیند انتقال که شامل پیغام های خصوصی میشه، انجام نگرفته و در حال انجام هست. در نهایت اینکه با توجه به اینکه انتقال تازه انجام گرفته قطعاً ایرادات و نواقص خیلییی زیادی چه به لحاظ فنی و چه به لحاظ ظاهری وجود داره که سعی می کنیم به مرور این مشکلات رو رفع کنیم. واسه همین هنوز واسه قضاوت هم خیلی زوده. در صورت اضافه کردن امکانات جدید هم در یک تاپیک مجزا ویژه همین تغییرات، اطلاع رسانی ها رو انجام میدیم. هرزمان تو این زمینه پیشنهاداتی هم داشته باشین کاملاً استقبال می کنیم. در پایان باز هم بابت تأخیر طولانی مدت در باز شدن انجمن معذرت خواهی می کنم.
  31. 5 امتیاز
    چرا من با این سایت جدید هیچ همذات پنداری ندارم ?
  32. 5 امتیاز
    امکانات جدید ادیتور و کارکرد راحت تر آن. برای گذاشتن تصاویر فقط کافیه، لینک تصویر رو مستقیم داخل ادیتور وارد کنید و خودش تصویر رو وارد میکنه. ابزار گذاشتن کد که امکان گذاشتن انواع کدهای html و php و sql و پایتون و جاوا و لاتکس و ... رو فراهم میکنه. امکان فرمول نویسی با ابزار فرمول نویسی که داخل ادیتور هست.
  33. 4 امتیاز
    . . هر چیزی که از ذهنت گذشت بنویس انتشار دهنده ی حس های خوب باشیم ❀✿❀
  34. 4 امتیاز
    وقتی ازون سمت مسخره استعفا دادم تنم میلرزید برا همین روزها، همین روزای بی سامون کارخونه که هیچگی به هیچکی نیست هیچ همکاری نیست ، یعنی ما با این همه سود دهی به چشمتون نمیایم؟ برای کوچیکترین مسائل باید صد دفعه زنگ بزنی و فک بزنی بابا ما برای شماییم ، شما برای کی!(یا ی همچین چیزی) دوست ندارم دوباره درگیر این قضایا بشم ولی این چند روز رو باید تحمل کنم تا همکار گرامی برگرده وبشینه سر جاش. جایی که قبلا جای من بود و الان کلی خوشحالم که رهاش کردم.. دلم میسوزه برا کارخونه ، حیفِ حیفـــــــ دلم هم خونه س هم اینجا و هم هر جای نگران دیگه ای.. عه که چقدر آدمای دل بزرگ خوشبخت و راحت و سرافراز و چه میدونم راحتند همه چی رو اون تو جا میدن بدون اینکه آب از آب تکون بخوره در کنار تمام آرزو ها و حسرت ها و .. واقعا بزرگترین آرزوم داشتن ی دل بزرگــــــــ بود ..
  35. 4 امتیاز
    فکر می کنم یه نفر توی مغزمه و بعضی وقتا فقط جیغ می زنه..مادرش مرده و هیچ کسی نیست که بتونه آرومش کنه..نمی فهمم چرا اس ام اسای بانکی نمیاد...کی حوصله داره بره تا بانک؟....کاش ننه زود بره خونشون..می دونم بدجنسیه اما روزی هزاربار می پرسه شوهرم مرده؟ روزی هزاربار باید دلم تنگ بشه و بگم آره مرده..خیلی وقته مرده...گاهی وقتا فکر می کنم اگه آدما قرار باشه غده ای به اسم روابط اجتماعی داشته باشن ,غده ی من احتمالا مثل نمودار سینوس شده..بعضی وقتا بالای بالاست بعضی وقتا پایین....قرصای محیا رو دادم؟ندادم؟.....دلم واسه دلمه های مادربزرگم تنگ شده....بعضی حرفا ممنوعه است...بعضی حرفا هم قشنگن اما مهمه کی بگه...برای عرفان چی بگیرم؟ کتاب؟ از جورابای گرون و رنگارنگی که می پوشه؟ امروز برم کتاب فروشی...کارت پستالم می خواد؟چی بنویسم اونوقت؟ امیدوارم توی سال جدید بلاخره آدم شی؟تولدت مبارک؟با آرزوی بهترین ها؟هر چی آرزوی خوبه مال تو؟پس تکلیف بقیه چی میشه؟! اصلا مگه آرزوهای بد دل ندارن؟! کاش آقای میم دیگه زنگ نزنه بگه برگرد سرکار....من دیگه تحمل حرفاشو ندارم..ولی اگه واقعا زنگ نزنه چی؟! یعنی تموم شه همه چی؟ به همین راحتی؟ یعنی از کتاب خوشش میاد بخرم؟دندون اسب پیش کشی بود که نمی شمردنش؟پس چیو میشمرن؟....بگم؟نه ولش کن...گاهی وقتا دلم می خواد خوب نباشم..چی میشد اگر می تونستم بدون اینکه گریم بگیره بهش بگم این رسمش نبود آقای میم؟... دلم برای کوچ تنگ شده...ولی برای دلمه بیشتر..مثل وقتایی که میگن باباتو بیشتر دوست داری یا پفکو؟ و تو ام میمونی که کدومو انتخاب کنی...از کرمی که مامانم میزنه خوشم میاد فقط روی پوست اونه که همچین بوی قشنگی داره...حالا شماره کارت کدوم بانکو بدم؟..از این که فکر میکنن من اشتباه کردم لجم گرفته....وقتی نگرانه چشماش قهوه ای تره...اما خوشحالم که الآن می خنده آبی یا صورتی؟شایدم هم آبی و هم صورتی...شایدم فقط آبی..صورتیو دوست داره ولی آبی بیشتر بهش میاد..چشماش با آبی مثل تیله میشه...همه چیز خیلی ساکته ولی تندم هست...تند پیش میره..عجیبه... مثل وقتایی که فیلمو می زنی میره جلو و صداش معلوم نیست...چه قدر آدما سریع بزرگ میشن..مگه همین دیروز نبود که داشتم انتخاب رشته می کردم؟آره همینه...یه کارت با رنگای شاد و یه نوشته مثل هرچی آرزوی خوبه مال تو....هووم..دوسش دارم...
  36. 4 امتیاز
    نمایی از سقف موزه چینی خانه شیخ صفی- اردبیل تصویر با گوشی ثبت شده
  37. 4 امتیاز
    به نظر می رسد حضور مزدک میرزایی در شبکه ماهواره ای ایران اینترنشنال قطعی است. پس از آن که زمزمه هایی مبنی بر حضور عادل فردوسی پور در این شبکه مطرح شده بود، حالا به نظر می رسد پروژه حضور مزدک در این شبکه در مراحل پایانی قرار دارد. مزدک از دیروز کلیه کانال های ارتباطی اش را بسته و تماس دوستانش را بی پاسخ گذاشته به طوری که حتی عادل فردوسی پور هم موفق به گفت و گو با وی نشده است.
  38. 4 امتیاز
    چه خبرتونه چه خبرتونه چه خبرتونه؟! :)) قشنگ معلومه کجا فعالیت می کردید قبلا. :دی پریا انتحاری زدی تو تالار :))) والا من روم نمیشه فعالیت کنم. میخوام دست به سینه مثل این بچه خوبا بشینم تو تالار علوم تربیتی وجهه جذاب علمی ام رو، رو کنم + تا دوباره کار رو نفرستاده بشینم فیلم ببینم :))
  39. 4 امتیاز
    با سلام به همه دوستان. چن روزی میشه یه کلیپ دیدم از یه ژنراتور که انرژی برای تولید برق رو از خودش تا مین میکنه به این صورت که به طور مثال یه موتور با توان 1 کیلو وات یه ژنراتور با توان سه کیلو وات رو میچرخونه و برق تولید میکنه که یه کیلوش برا خود موتور گرداننده مصرف میشه و باقی که 2 کیلو وات هست برای مصرف دیگه ای میشه استفاده کرد. در ادامه یک نمونه از این مدل رو براتون میزارم. سوالی که برام پیش اومده اینه که مگه برای تولید سه کیلو وات نباید حداقل سه کیلو وات انرژی جنبشی داشته باشیم؟ چطور میشه که یه موتور میتونه یه ژنراتور به اندازه سه برابر خودش رو راه اندازی کنه و ازش بهره برداری کنه؟ البته یه نمونه داخلی که با نیروی هیدرولیکی ساخته شده که ثبت هم شده ولی اینو نمیتونم درک کنم. به خیلی ها هم گفتم ولی میگن اصل بقای انرژی صادق نیست. Motor Flywheel FREE ENERGY Self Powered Generator free energy 161092022.rar
  40. 4 امتیاز
    خوبه که در قبال هرچیزی اظهارنظرنکنیم مخصوصا درقبال نظر شخصی افراد که مطمئنا قرارنیس شبیه فکرما باشه! دوبار این نوع تغییرات من رو شوکه کرده. یکی اول بار که اثرش، حذف پیامهای صفحات بود و باردوم الان. این نوع سایت ها و فروم ها ،مخصوصا اینجا که من رو بواسطه جوی که داره و همچنین دونفرراس کار اقایون عارف، موندگار کرده ، بیشتر به خاطر پیشینه یی که هست معروف هستند و ادامه دار میشن . من اینجا رو همیشه به خاطرجو علمی و احترام شخصی که بینش هست دوس داشتم .شوکه شدم چون "توقع" داشتم به بچه های قدیم همونقدر اهمیت میداد که به جذب کاربران جدید میده. من اینجا رو به خاطر خاطره هایی که دارم و سیر صعودی فکرو عملکردم ه که دوس دارم و مسلما پیشرفتش باعث خوشحالی منه اما بیشتر دلخوری هاناشی از همون توقعی ه که خود سایت برای ماها ایجاد کرده و خب کاری هم نمیشه کرد (چون تغییرات ایجاد شدن) مسلما این سبک فروم هم برای ما عادی میشه ولی خب زمانبرهست.
  41. 4 امتیاز
    چرا ما آدمها ،گاهی اوقات، تعهدمون در قبال بعضی چیزها ،بعضی آدمها و حتی خودمون بشدت ناامید کننده س ...؟ چرا این جرئت و جسارت رو به خودمون میدیم که این قضیه شکل روتین بگیره ...؟ من نوعی وقتی در برابر خودم ،خواسته های خودم و خیلی چیزهایی که مربوط به خودمه از استانداردهایی که باید رعایت کنم ،کوتاه بیام یعنی تعهدم به خودم رو زیر پا گذاشتم،حالا مقایسه میکنم .... آیا این همون چیزیه که وقتی پا تو مسیر گذاشتی بهش متعهد شدی ...؟ و اگر جوابمون به این سوال منفی بود ،بیایید بهش فکر کنیم ..........
  42. 4 امتیاز
    با بالا رفتن سن حرف برای گفتن هم کمتر میشه
  43. 4 امتیاز
    سلام عزیز دل ، نه آقا مزاحم چیه .... نه اون گاز آرگون یک چیز دیگه بود ، تا حالا مدلهای مختلفی رو ساختمو استفاده کردم ، هر دفعه هم یک چیز جدید انجام میدادم ، تکنیکهای مختلف رو پیاده میکردم ، آخرینش با کمک روتینیوم بود که تموم شد رفت ....ببین کار من برق نبوده ، من تخصصم صنایع پتروشیمی هستش ولی خواسته یا نخواسته تو موضوعات مختلفی وارد شدم که یکیش هم همین برق بود ، البته موضوع اصلیم تولید برق نبود و این تولید برق بعدا پیش اومد ، البته الان دیگه از برق گذشتم و دیگه کاری باهاش ندارم و معمولا به جز پتروشیمی تو هر چی وارد شدم چند تا کار رو انجام دادم و وقتی سیر شدم ازش عبور کردم و وارد تخصص دیگه ای شدم و این وسط گاهی هم تخصص های مختلف رو عین آبگوشت با هم قاطی کردم و نتیجه های خاصی گرفتم ، الان کارم متالوژی تخصصی و ساخت سوپر آلیاژهای ناراحت روی 2600-700 درجه هستش ، مدتی قبل تو موضوع معادن هم ورود کرده بودم و هنوزم گاهی کار میکنم ، فقط صنایع پتروشیمی رو ده سال مداوم دنبال کردم و پاش موندم که اونم باز همه چیز رو توش وارد کردم ، یعنی هم وارد مکانیک شدمو خودم کمپرسورهای فشار بالا ساختم ، هم مخازن تحت فشار بالا ساختم ،پمپ های مختلف ساختم و........... تو خود پتروشیمی هم ، هم فرآیند و سنتز رو انجام دادم هم ساخت کاتالیست و بعدشم تو حوزه های مختلف باز وارد شدم برای همینم دنبال این نبودم که مثلا برقو کی میخره یا آلیاژ ایریدیوم رو کی میخواد ، من برای کار خودم متریال رو ساختم و دنبال ارائه به دولتو ارگانا نبودم ، کمپرسور هیدروژن فشار بالا تا 600 بار ساختم که برای کار خودم بود و همین کار خودم و باعث شد برم پای دستگاه خودم بسازم ....در مورد برق هم همین طور بود ، شما ورامین هستی منم کارخونمون شهرک صنعتی عباس آباد بعد پلیس راه شریف آباده و احتمالا رفتی سمتش ، سر در شهرک نیروگاهه ، وقتی میخوای تو شهرک کار خاصی انجام بدی باید بر اساس همون هم برقو آبو گازو این چیزا رو بگیری ، خب من قبلا به برق زیادی احتیاج نداشتم و خود کارخونه 100 آمپر برق داشت که ما 25 آمپر هم مصرف نداشتیم چون همه چیز شیمیایی بود ، اما وقتی یهو زدم کانال دو و به سرم زد کوره اینداکشن بیارم بذارم تو حیاط یهو برق لازم شدم که این برقو باید بری شیش ماه نامه نگاری کنی تا بیان بهت بدن ، تازه ذوب تو سایت شیمیایی ها ؟ خب باید همه چیز رو جمع میکردم میرفتم فاز یک شهرک که همه ریخته گرن و منم حال اینکه بیوفتم دنبال کاغذ بازی از وزارت صنایع اقدام کنمو بعد بیام برم شیش ماه هم سماق مک بزنم بیان برق بدن رو نداشتم وخودم برقمو تامین کردم که هم برام جذاب بود هم نیازمو برطرف میکرد ، مثل گاز که چند سال پیش لازم داشتم ! اونجا هم یک لوله بز پوندی نهایت گازی بود که بهت میدادن که اونم با کلی التماس باید میگرفتی ، گاز کنتوری دبی نداره و طبق روال دست به کار شدم و متان تولید میکردم ، کنتور گاز هم از جا کندم دادم دست مامور شرکت گاز ، برای یک پایلوت تولید فلان محصول شیمیایی گاز میخواستم که خوراک واحد بود و این که جنگولک بازی های شرکت گازو نداره ، بعدها پروپیلن و اتیلن هم ساختم و دیگه التماس پتروشیمی و بورسو نکردم ، برقه هم همین بود ، کلا شرکت گاز و نیروگاه اون شهرک به خون من تشنه هستن .......من گاز زیاد دارم و مجانی هم هست که میخواستم برقو با اون بگیرم ولی پشیمون شدم و گازو برای تولید هیدروژن استفاده کردم ..... اما در مورد کولر هوایی : منظورم خنک کننده بالای کولینگ تاوره که هم میتونه آبی باشه هم نوع دیگه ولی برای شما همین کولر های روی پشت بوم و همون آبی ها جواب میده ..... در مورد مکانیزم متوجه نشدم منظورت چیه ؟ عملکرد چیش چطور بود ؟ حالا انشاالله تو همکاریت با اون شرکت بهترین نتیجه رو بگیری و حالشو ببری
  44. 4 امتیاز
    عه عههه ببین سایت چی شده اصلا یجوری شدم میگن گاهی نمیشه که نمیشه گاهیم بدون اینکه بخوای و بهش فک کنی میشه( حالا یه همچین چیزی) چقدر این قسمت دوم شیرینه چقدر شیرینه و چقدر شیرینه همه میگن دنیاداره به سمت و سوی بدی میره ولی من دارم چیزای جدیدی رو کشف میکنم که سهم منن آدمایی که فقط برای منن و من برای اون، گلی که به خاطر لبخند من رشد میکنه و من هر روز میبنمش و بوش میکنم بچه ای که از دست مامانش گرفته خوابالو تو خیابون راه میره و به چشمک من لبخند میزنه قطره ی بارونی که میفته روی صورتت و احساس عشق بهت میده تلاشی که کم کم داره نتیجه میده ومن چقدر شادم از بابتش حتی اون پولی که میگن بی ارزشه، هم شیرینی خاص خودشو داره کی میگه دنیا داره تموم میشه؟ اینا ذره ای از اتفاقای خوب زندگین که باعث میشن من بگم دنیا برای من تمومی نداره هر غمی میاد و میره اما لبخند موندگاره به فریماه سوگند
  45. 4 امتیاز
    سلام این پایولتی که میگین منظوزتون همون ترکیب ژنراتور تولید برق و محرک هست؟یا کلا مکانیزم دیگه ای داره؟42000 امپر خودش یه نیروگاه هست ها!!! 42000 امپر 220 یا 380 سه فاز مصرف داشتین؟ به هر حال این مطلبی که من میگم اینه که یه ژنراتور نیاز داره شفت یا همون روتور چرخونده بشه تا برق تولید بشه تو نیروگاه ابی اب میچرخونه تو نیروگاه گرمایی بخار و ... حالا من میگم این ژنراتور رو با یه الکتروموتور بچرخه که برق مورد نیاز خودش رو از همون زنراتوری که داره میچرخونتش تامین میکنه و برق اضافی رو میشه جای دیگه استفاده کرد. البته برای استارت اولیه نیاز به برق داره تا شورع به کار کنه بعد اینکه راه افتاد از برق جداش میکنی و مدام چرخه تولید و مصرف در جریان هست.
  46. 4 امتیاز
    آره بابا هر از گاهی یک اسپم حواله میدم ، بابا یک غذا درست بردار بیار چیه همش خوراک سیرابی با فسنجون ، یک املت با رب زیاد بردار بیار بزنیم تو گوشش به ریش این ممده بخندیم ، سلام آقا ، آقا رد شدی از اینورا ، آقا خوبی ........ اینا تکه کلاماشه ، من عظمای انجمنم مهدیشونه که هی میگه آقا ؟ تولد چی میگه ؟ 5 شهریور بود بابا کجای کاری 32 ساله شدم مثلا ولی هنوزم تو اتاقم کبک نگه میدارمو با کبک بازی میکنم البته یک گربه وحشی هم بابامون آورده که نمیدونم از باغ وحش کش رفته یا چه شکلی پیداش کرده که دستاش اندازه دست خودمه ، اینم هم سن خودمه هر کیو خواستی پیدا کنی یکم در موردش فحش بنویس عین روح یهو پیداش میشه ، این بهترین روشه ، باور کن
  47. 4 امتیاز
    محمد جان چه بلای بر سر این خانه ی مفلوک آوردی؟! ?
  48. 4 امتیاز
    احسان الان استاد یکی از دانشگاه های مطرح کشوره و برای یکی از شرکت های مهم طراحی انجام میده و البته در شرف مهاجرت از کشور هم هست:a030:
  49. 4 امتیاز
    8 سال گذشت مثل برق و باد ............ عجب روزگاری بر ما گذشته خبر نداشتیم احسن بر حضرت ترمه و دورد بر روان آن سه گربه ی ملوست ما هم یه زمانی در مهندسان بودیم و بعدش به دعوت یه سری دوست ناباب از جمله علیرضا هاشمی اومدیم اینجا، البته علیرضا عشقه و فعالیت علمی پژوهشی و هنری رو در اینجا رسما دنبال کردیم من در یک خانواده مذهبی در سال 67 چشم به جهان گوشودم نمیدونم چرا یهو فاز چشم به جهان اون هم در خانواده مذهبی گرفتم و البته تنها چیزی که اینجا ادامه ندادیم فعالیت علمی فرهنگی بود خلاصه که اومدم اینجا و اول یه کاربر فعال و ساده بودیم یادش بخیر چقدر که شب ها با اون اینترنت نفتی که هی صدای بوق و خشش و هر از گاهی جیغ میداد می اومدیم اینجا وصل می شدیم بعد رفته رفته شدم مدیر تالار گفتگوهای آزاد بعد مهدی اغفالم کرد شدم مدیر ارشد و چندسال بعد با توجه به درگیری های شغلی متعدد مجبور به ترک انجمن شدم، ولی هیچگاه بچه ها رو و دوستام رو فراموش نکردم و این مهدی و محمد عارفی شاهد هستن هر وقت تونستم اومدم میتینگ ها و بچه های قدیمی رو دیدیم و البته من با بچه های اون دوران از قبیل حمید شهرساز و اسی و علیرضا که دوست قدیمیه و محمد و مهدی در ارتباط هستم توجه کنید فقط با نرها در ارتباط بودم اینم از شانس ما بود ماشااالله یکی از یکی خوشگل تر:ws28: البته خدمت برخی بانوان هم ارادت داشتم و دارم اسم نمیبرم چون میترسم حاجت ها قاطی بشه:ws3: اینا که مزاحه ولی هم دخترها و هم پسر های انجمن دوست داشتنی بودن و هستن. ولی انجمن رو خیلی دوس دارم اونم بخاطر بچه های با معرفتی که داشت و البته الانم داره خاطرات خوش زیادی داشتیم اینجا و البته جا داره از ممل و مهدی که واقعا جزء پسرهای ساده و بی آلایش و گاها بی آرایش اینجا هستن تقدیر و تشکر کنم بخاطر این سایتشون که هنوز که هنوزه یادآور خاطرات خوش جوانیه..... منم الان سی تا گاو دارم نخند جدی میگم سی سالمم هست شرکتمم 8 سال فعاله و البته با توجه به اوضاع اسفناک کشور بر خلاف میل باطنیم یکم تعدیل نیرو داشتم متاسفانه و الان هم که با شما صحبت میکنم فعلا ایران نیستم و در دیار کفار هستیم همون دیاری که آدم هاش قرار برن به جهنم و فقط ما ایرانی ها اونم از نوع شیعش قرار بریم بهشت البته اب زرررررررشک و تا شهریورماه امسال دیگه برای همیشه از جای که توش بدنیا اومدیم و رشد کردیم خاطره داریم و اسمش وطنه(البته وطن خسته)، مهاجرت میکینم برای همه ی دوستانی که اینجا هستن خصوصا قدیمی ها که کلی باهاشون خاطره دارم آرزوی موفقیت و شاد کامی میکنم.:icon_gol:
  50. 4 امتیاز
    سلاااااااااااام.چقدر این تاپیک خوبه. هرچند محمد ادمین رسما منو دعوت نکرد.ولی تو پیج هر کدوم از بچه ها رفتم لینک این تاپیکو دیدم.تبعیض تا چه حد آخه فکر میکنم منم جز فسیلهای این انجمن باشم.ورودم به انجمن و آشنایی با نواندیشان به باشگاه مهندسان برمیگرده. دنبال جواب یه سوال میگشتم که بچه های باشگاه مهندسان جوابمو ندادن ولی یکی از دوستام اینجا رو بهم معرفی کرد. هر چند اینجام جواب سوالمو پیدا نکردم ولی صمیمیت و مهربونی بچه ها منو موندگار کرد. اوایل کمتر میومدم همون موقع ها که به قول بچه ها اینترنت سکه ای بود. ولی چند سال بعد درست زمانی که دانشجوی ترمهای آخر کارشناسی بودم به شدت معتاد اینجا شدم.به طوریکه قید درسو میزدیم که دور هم باشیم.شبانه روز اینجا آنلاین بودیم.شبستانه رو با بچه ها نابود کردیم.روزی شاید 1000 تا پست میذاشتیم. بارها این جمله رو گفتم که اینجا برای من فقط یه انجمن ساده نبوده، نیست و نخواهد بود .من اینجا زندگی کردم.کلی تجربه ی قشنگ دارم.کلی دوست خوب پیدا کردم.دوستان مجازی که برام واقعی شدن. خیلیییی رو کمکشون حساب میکنم. و ارتباطمونو هنوزم حفظ کردیم و هر بار که باهاشون صحبت میکنم شور و شوق همون روزا رو دارم. با گذشت سالها از اون روزا ولی بازم از اینجا دل نمیکنم.هنوزم سعی میکنم حداقل یه چند ماه یکبار یه تجدید خاطره داشته باشم. ببخشید که پستم طولانی شد واقعا دلم نیومد اینا رو ننویسم. خیلی چیزای دیگم قصد داشتم که بنویسم ولی دیگه خیلییییییییییی طولانی تر میشد.بخاطر همین ازشون فاکتور گرفتم. و اما اصل ماجرا... روزی که اینجا اومدم یه جوان 17 -18 ساله بودم که میخواستم به خیلی چیزا برسم. الان 28 سالم.به خیلی چیزایی که میخواستم رسیدم یکیش ارشد بود اونم تو گرایشی که دوست داشتم.و خیلی چیزای کوچیکی که شاید اگه این انجمن و پست های قدیمیم نبود فراموش میکردم که روزی رسیدن به همونا ارزوم بوده البته به بعضی چیزام هنوز نرسیدم ولی میتونم ادعا کنم که مقدمه ی رسیدن به اون هدف ها رو تا حدی مهیا کردم. و در پایان واقعا دوست دارم که بازم دور هم جمع شیم و از تجربیات و دانش هم استفاده کنیم. و در نهایت امیدوارم همیشه همیشه شاااااااااااااد ، موفق و پرانرژی باشین.:icon_gol:
×
×
  • جدید...