رفتن به مطلب

پرچمداران

  1. نفحات

    نفحات

    کاربر انجمن


    • امتیاز

      779

    • تعداد ارسال ها

      185


  2. Rostam18

    Rostam18

    کاربر انجمن


    • امتیاز

      702

    • تعداد ارسال ها

      392


  3. BISEl

    BISEl

    مدیر تالار


    • امتیاز

      578

    • تعداد ارسال ها

      1,351


  4. adamak-h

    adamak-h

    کاربر انجمن


    • امتیاز

      416

    • تعداد ارسال ها

      81



مطالب محبوب

در حال نمایش مطالب دارای بیشترین امتیاز از زمان سه شنبه, 20 آذر 1397 در همه بخش ها

  1. 16 امتیاز
    سلام خدمت همه نواندیشانی های عزیز ده سال از اولین روز تأسیس نواندیشان یعنی 5 شهریور 1388 گذشت. چقدر زود! ده سالی که بخشی از اون خیلییییی خلاصه تو تاپیک تاریخچه ای از فراز و نشیب های انجمن ذکر شد ده سال خاطره. خاطرات تلخ و شرینی مختلفی که هرکس تو این ده سال تو انجمن داشته اگه بخواد نوشته بشه طوماری میشه واسه خودش. ده سال تجربه. تجربه های مختلفی که از کنار هم بودن، از بحث و گفتگو و ... یاد گرفتیم. ده سال زندگی. زندگی که گاهاً خیلی بیشتر از یه ارتباط مجازی ساده بود. خیلی خوشحالم که تونستیم دهمین سالگرد نواندیشان رو هم کنار همدیگه جشن بگیریم. تو این مدت خیلیا اومدن و رفتن که از بعضیاشون خبر داریم و بعضیاشون نه. اگه بخوام از تک تک بچه ها اسم ببرم شاید یه روز کامل طول بکشه. دلمون واسشون تنگ شده. اما امیدوارم همگی حسابی موفق باشن. تو ده سالی که گذشت نواندیشان موفقیت های خوبی رو تونست بدست بیاره. از مجوزها و نمادهایی که گرفته تا انتخاب به عنوان بهترین سایت علمی و معرفی در برنامه به روز شبکه سه و همینطور بخش های مختلفی به انجمن اضافه شد که از صفحه اصلی سایت گرفته تا بخش های فروشگاه و کاریابی و آپلودسنتر و ... ولی بزرگترین موفقیتی که داشته و بهش افتخار میکنیم، صمیمیتی بوده که بین دوستان وجود داشته. صمیمیتی که از داخل پست ها و تاپیک های همین انجمن شروع شد و بعد از رفتن از انجمن هم بین دوستان باقی موند و همین باعث شد خیلی بیشتر از یک انجمن مجازی ساده باشه. امیدوارم نواندیشان بعد از این ده سال که تونست خودش رو به عنوان بهترین انجمن علمی ایران در فضای مجازی حفظ کنه، این راه موفقیت رو ادامه بده و به دستاوردهای خیلی بیشتری تو دهه بعدی برسه.
  2. 9 امتیاز
    ده سال خاطرات تلخ و شیرین شکستها و موفقیتها دعوا و آشتی ها دوستیها و وابستگیها تو یک فضای مجازی که حتی گاهی بیشتر از دوستیهای زندگی حقیقی خودمون هست ایده ها و نوآوریها برای یک حرکت رو به جلو یکدستی و یکرنگی ها چقدر از این دوستیها رنگ واقعیت به خودش گرفت محکم تر از قبل به کار خودش ادامه داد هیچوقت شوق و ذوقهایی که برای فعالیت و کمک به همدیگه داشتیم رو فراموش نمیکنم ده سال فراموش نشدنی با همه سختیها و مشکلاتش برای همه دوستان قدیم و جدید نواندیشانی آرزوی موفقیت و خوشبختی دارم و آرزو میکنم به هرچه که دوست دارن برسن?????
  3. 8 امتیاز
    سلام دوستان عزیز نواندیشانی باتوجه به راه اندازی بخش آموزش نواندیشان دوستانی که علاقه مند به تدریس موضوعات و نرم افزارهای تخصصی هستند فرم همکاری با نواندیشان رو پر کنند تا هماهنگی های لازم برای این منظور باهاشون انجام بشه. شرایط همکاری: 1- محتواهای آموزشی می بایست به صورت رسانه های تصویری یا صوتی یا متنی باشد. 2- دوره ها و محتوای آموزشی جامع و مطابق با سرفصل ارائه شده و ویژگی های آن باشد. 3- فایل های جانبی مورد نیاز برای هر جلسه به طور کامل در اختیار دانشجویان ثبت نامی قرار گیرد. 4- محتوای جلسه اول هر دوره باید به معرفی دوره پرداخته و به صورت رایگان ارائه گردد (ارائه رایگان سایر جلسات اختیاری است). 5- حق الزحمه استاد به ازای هر دانشجوی ثبت نام شده ۷۵ درصد می باشد. حق الزحمه اساتید فعالی که با ارائه مطالب آموزشی رایگان عضو هیئت تحریریه می شوند، به ازای هر دانشجوی ثبت نام شده ۹۵ درصد می باشد. 6- تسویه حساب با اساتید به درخواست آنها ماهانه یکبار (با درآمد حداقل 50 هزارتومان) انجام می گیرد. (باتوجه به میزان درآمد، تسویه حساب با توافق طرفین می تواند قبل از موعد یکماه انجام گیرد) 7- تعیین قیمت مباحث آموزشی براساس توافق بین استاد مربوطه و مدیریت سایت نواندیشان می باشد. 8- اساتید می توانند تمرین ها و آزمون هایی را در حین آموزش جهت محک دانشجویان ثبت نامی در نظر بگیرند. 9- فرمت های پیشنهادی جهت تهیه محتواهای آموزشی، بعد از تأیید مدرس به اطلاع ایشان خواهد رسید. هر سوال و پیشنهادی هم در این زمینه داشتین، تو همین تاپیک می تونید مطرح کنید.
  4. 8 امتیاز
    روز بخیر دوستان پیشنهادم اینه اگر مایل بودین مسیح باز مصلوب نیکوس کازانتزاکیس ترجمه محمود سلطانیه محل وقوع داستان، یکی از روستاهای یونان است که توسط «آقا»، حکمران منصوب ازطرف دولت عثمانی اداره می‌شود. مانولیوس نام شخصیت اصلی این رمان است که الگوی خود را مسیح قرار داده‌است و داستان کلیِ رمان روایت‌کنندهٔ داستان زندگی وی و تلاش‌ها و کوشش‌هایی است که او برای کمک به مردم می‌کند. آقا، اختیاردار جان و مال و ناموس اهالی این آبادی است؛ ضمن این‌که در روابط خصوصی آن‌ها دخالتی ندارد. اختلاف بین آقا و ساکنان زمانی آغاز می‌شود که «یوسفک»، پسربچهٔ امردی که آقا از ترکیه آورده‌است و مونس ساعات خوش اوست، به قتل می‌رسد. @سین.دخت @پارادوکس @Rostam18 @BISEl @Tamana73 @Sunny77 @adamak-h @onemone
  5. 8 امتیاز
    تبریک میگم....ایشالا 100 سالگیش و امیدوارم خیلی زود به اون روزهای شلوغش برگرده که در عرض 10 دقیقه چندین تاپیک و پست گذاشته میشد.
  6. 8 امتیاز
    تبریک میگم آقایون عارف تازه وارد محسوب میشم البته اما همین مدت کم حس بسیار خوبی به همه تون و سایت دارم . چیزی که به نظر میاد اینکه همه صمیمی ، بی حاشیه ، با شخصیت و دلسوز برای سایت هستن . برای همه ی دوستان جدیدم آرزوی زندگیِ روال و موفقیت دارم ♡ همچنین برای ادمین محترم و سایت ?
  7. 8 امتیاز
    تولد بازی ی جمــــله : ده سال خاطرات و عقاید و علایق مختلف رو به خودش دیده و همچنـــآن به سمتــــ بالا حرکت کرده , موفق و شاد و مثبته . ی آرزو : روز به روز خلاق تر, به روزتر,مفیدتر و پُر بازدیدتر بشــــه (مثلا من در سن 38 سالگی بیام گذر کنم و ببینم اینجا هنـــوز زنده اس ) پ ن : جدیدا سرعتش رفته تو بازی Eror زیاد میــــده any way خوشـــم میاد ازش موفقییتش لبخند رو به روح میاره (همینـــطور موفقیتــــ خودتـــ عــارف ایده دهنده )
  8. 7 امتیاز
    @نفحات @سین.دخت @adamak-h @leo.unique @BISEl @Tamana73 @پارادوکس @Mohammad Aref
  9. 7 امتیاز
    خیلی تمیز و قرینه در نیومده چون من کار هنریو دوست دارم ولی خسته ام و حوصله ندارم:))
  10. 7 امتیاز
    سلام رفقا پیشنهاد همه خوب و مورد پسند بود و همه ش باید منتخب باشن با اجازه تون اول از این کتاب شروع میکنیم : فرار از اردوگاه ۱۴ کتاب فرار از اردوگاه ۱۴ با عنوان فرعی فرار اودیسه‌وار مردی از کره‌ی شمالی به سوی آزادی، ماجرای واقعی از داخل زندگی در کره شمالی و سپس فرار از آن می‌باشد. این کتاب روایت مستندگونه‌ای از زندگی در یکی از مخوف‌ترین و امنیتی‌ترین اردوگاه‌های زندانیان سیاسی در کره شمالی است. شین که هیچ آگاهی و دانشی پیرامون جهان زیست خود ندارد به تدریج در معاشرت‌های به شدت محافظه‌کارانه با زندانیان پیرامون خود که گاها از رده‌های بالای حکومتی بودند و یا جهان بیرون را دیده بودند شروع به ادراک این مفهوم می‌کند که دنیایی فراتر از قفس مخوف او وجود دارد. دنیایی به نام جهان آزاد، که در آن انسانها حق و حقوقی دارند و قدرت انتخاب دارند و می‌توانند هر چقدر که خواستند غذا بخورند! همین موضوع انگیزه‌ای می‌شود برای او تا یکی از بزرگترین و غیرممکن‌ترین فرارها را در تاریخ زندان‌های سیاسی کره شمالی رقم بزند. برای دانلود نسخه ی پی دی اف کتاب ، روی عکس کلیک کنید : } { نظرهامونو آخر هفته - پنجشنبه و جمعه - مینویسیم انشالله } @سین.دخت @پارادوکس @Rostam18 @adamak-h @Sunny77
  11. 7 امتیاز
    تبریک میگم ان شالله 100 سالگی?
  12. 7 امتیاز
    تولدت مبارک انجمن نواندیشان‌ ??
  13. 7 امتیاز
  14. 7 امتیاز
    یه جا بودم یه خانومه بینی اش رو عمل کرده بود و بعد از یک ماه اومده بود پیش دکترش و از ظاهر بینی جدیدش ناراضی بود و میگفت دکتر من تا حالا نذاشتم شوهرم بینی ام رو تو این یک ماهه بدون چسب ببینه. من خیلی برام جالب بود چی میشه یه زن و شوهر انقدر برای هم غریبه میشن که زن یه نگرانی بزرگ مثل این رو از هم+سرش پنهان میکنه؟ خب شریک زندگیت مواقع ناراحتی و مشکل و استرس هم شریک زندگیته دیگه. قبول با وجود مخالفت همسرت و اصرار زیادت رفتی عمل کردی ولی شد دیگه. اتفاقاْ باید بهش بگی و اون تو این موقعیت کمکت کنه بدون اینکه جملات مزخرفی مثل "چقدر بهت گفتم!!" "دیدی گفتم!!" "به حرف من رسیدی؟؟" رو بشنوی. یا یکی از دوستام تعریف میکرد میگفت یکی از دوستاش با وجود مخالفت شدید خانواده و پدرش عمل میکنه بینی اش رو و یه مشکل براش به وجود میاد ولی از ترس واکنش خانواده (شامل : حقته! خودت خواستی! و ...) چیزی بهشون نمیگه. تا جایی که اون مشکل انقدر بزرگ میشه که راه رفتنش دچار مشکل میشه! و دیگه خانواده اونجا متوجه میشن و کار به بیمارستان میکشه. بعد ۲ سال الان اون خانم میتونه با کمک عصا راه بره! فقط به خاطر اینکه یه درد ساده رو نمیتونسته با خانواده مطرح کنه و زده بود به نخاع و همه جاش. همچین همسر و پدری نباشیم. (لطفاْ کلاْ‌تو زندگی این جملات مزخرف مثل "چقدر بهت گفتم!!" "دیدی گفتم!!" "به حرف من رسیدی؟؟" رو حذف کنید. اگر اونقدری کارت درسته که بتونی پیش بینی کنی یه کاری نتیجه بدی خواهد داشت اونقدری هم آدم باش نتیجه اشتباه رو به رخ طرف نکش.)
  15. 6 امتیاز
    تاپیکی برای تقدیم کردن هر آهنگی دوست دارید به شخص یا اشخاص مد نظرتون { منشن یادتون نره ... } 29 تیر 98 ?
  16. 6 امتیاز
    بعضی(طرز) نگاه ها گاهی واقعا جذابِ تلخ یا شیرین ..
  17. 6 امتیاز
    سلام به همگی یکی از حرکات جدیدی که برای مقابله با اعتراضات این بار انجام شد، قطع کلی اینترنت جهانی بود. اینترنت تو دنیای امروز که خیلی از ابعاد زندگی الکترونیکی شده و دنیای آی تی هست نقش خیلی مهمی داره. حالا به نظرتون این قطعی چه ضررهایی رو به مردم رو چه به لحاظ اقتصادی، چه به لحاظ اجتماعی یا ... به مردم زده؟ من یه سری بدیهیاشو در ابتدا میگم. دانشجویان و اساتید و فعالین تو حوزه پژوهش که عملاً دسترسیشون به مقالات علمی و دانش روز دنیا و ... قطع شد و قادر به انجام کارهای پژوهشی نبودن. از کار افتادن کسب و کارهای اینترنتی چه از طریق سایت، چه اپلیکیشن یا تلگرام و اینستاگرام و ... که تو سالهای اخیر خیلی ها به سمتش رفتن. واسه خیلی ها تنها منبع درآمدیشون بود. خیلی ها به خاطر وضعیت اسف بار اشتغال تو کشور، به سمت این نوع کسب و کارها رفتن تا درآمد حداقلی رو از این طریق کسب کنن. حتی کسب و کارهای بزرگ و شناخته شده مثل دیجیکالا و اسنپ و تپسی و ... هم خیلی متضرر شدن. خیلی از کسب و کارها هم به صورت غیرمستقیم به اینترنت وابسته بودن. ارتباطات اینترنتی بسیاری که از طریق ایمیل و تلگرام و واتساپ بود و این ارتباط قطع شد. کسانی که خارج از کشور بودن باید با هزینه خیلی بیشتر از قبل با اقوامشون در داخل کشور تماس میگرفتن تا از حالشون جویا بشن. خیلی از ارتباطات دانشجویان با اساتید داخلی و خارجی که از طریق ایمیل بود به مشکل خورد. اینها سه تا از موارد بدیهی بودن. بازم هست که میذارم با مشارکت دوستان گفته بشه. در آخر هم باید گفت که متأسفانه نه تنها هیچ شخص و نهادی پاسخگوی این ضرر و زیانها نخواهد بود، بلکه خودشون رو محق هم میدونن
  18. 6 امتیاز
  19. 6 امتیاز
    اصولا جایی که معتقد هستن که تمام کارها و برنامه ها بر اساس اصول هستش اعتراض معنایی نداره اعتراض زمانی هستش که طرف قبول کنه که ممکنه گاهی اشتباه کنه ولی بروبچ هیچ وقت اشتباه نمیکنن
  20. 6 امتیاز
    سلام دوستان بعد مدتی هفته قبل یه سری زدم امشب هم بیکار بودم داشتم انجمن رو شانسی نگاه می کردم یادش بخیر وقتی این تلگرام و اینستاگرام و موبایل بازی ها نبود این انجمن و باشگاه مهندسان غوغا بود همه از سروکله هم بالا میرفتند . بحث سیاسی و اجتماعی که داغ بود و نوشتن پروژه و پایان نامه و آموزش دروس ارشد و ...... . زندگی مون هم اینطوریه ها رفته رفته سال قبلمون نوستالژیمون میشه! یاشا
  21. 6 امتیاز
  22. 6 امتیاز
    چقدر اینجا غریب شده برام بعد مدتها برگشتم اینجا خیلی تصادفی زمونی شب و روزم اینجا بود بچه های قدیمی و جدید نوروز تون مبارک ایشالا تن تون سالم دلتون شاد و روزگارتون پر از پیروزی باشه ?
  23. 5 امتیاز
    امروز شبیه به یک زخم عمیق بر روی زندگی ام باقی می ماند.. از همان زخم هایی که سال ها بعد نگاهش کنم تا امروز را به یاد بیاورم گاهی فکر می کنم من همه ی تلاشم را کرده بودم... من به جای تمام دیوارهای زندگی ام, پنجره ساخته بودم اما اشتباه می کردم..پنجره ها آدم را از واقعیت دور می کند... پنجره ها, افکار را تبدیل به رویا می کنند و آن وقت , کارمان ساخته است! می بینی چه بر سرِ چهارفصلِ تفکراتم آمده؟ من در پاییز گیر کرده ام... کاش کسی باشد که بتواند برود در مغزم دستمالی دست بگیرد و گرد و خاکش را تمیز کند...خاطرات پراکنده را مرتب کند بعد تر خاطرات غمگین را بگذارد در یک چمدان و جایی پنهانش کند...جایی که دیگر دستم به آن نرسد... اما دلم می خواهد امروز را بچسباند به جایی که,فعلا, در دید باشد... تا هر بار به آن نگاهی بیندازم و با کوچک ترین کلمه ای به یاد بیاورم که چه شد که چه کردند که چه کردم..
  24. 5 امتیاز
    یکی از بدیهی‌ترین زیان‌هایی که به مردم وارد شده قطع ارتباط آسان بین دوستان و اعضای خانواده بوده. به حتم یک سری اپ‌ها این فرایند رو تسریع می‌کنند و باعث به وجود اومدن ارتباطات بیشتر بین اعضای خانواده، دوستان و فامیل می‌شن. شخصا ارتباطم با اعضای خانواده نسبت به قبل کمتر شده، از خیلی از دوستانم خبر ندارم، ارتباطم با استادم به کل قطع شده و فعلا هیچ دسترسی ندارم و بجز در حالت اضطرار حاضر نیستم هزینه تماس خارج از کشور رو بدم. در مورد کسب و کارها اشاره کردی، یک سری کسب و کارها قابلیت بروزرسانی خودشون با زیرساخت‌های داخلی رو دارن که از این بین میشه به تپ‌سی و اسنپ اشاره کرد، یه سری خرید و فروش‌های مجازی که در تلگرام و اینستا وجود داشت رو کماکان میشه به زیرساخت‌های داخلی جلو برد هرچند هردو گروه بشدت متضرر ضررهای زیادی میشن، مخصوصا افراد شخصی که هیچ تبلیغات عمومی مثل اسنپ و تپسی رو ندارن و مجبور هستن از نو خریداران خودشون رو در فضای جدید پیدا کنن، و این بین کماکان ضرر زیادی رو متوجه خودشون می‌بینن بخاطر وجود تفاوت تعداد کاربری بین اپلیکیشن‌ها. همینطور بدون وجود یک موتور جستجوی مناسب، این دوستان این نوع فروش رو هم از دست خواهند داد. اما تا به الان صرفا در مورد کسب و کارهایی بحث شد که می‌تونن با زیرساخت داخلی خودشون رو هماهنگ کنند، اما یک سری کسب و کارها بدون اینترنت بین الملل عملا تعطیل شدن، تریدرهای کریپتوکارنسی و فارکس و بازارهای مشابه، برنامه‌نویسان، افرادی که به صورت مشخص با افراد دیگه از کشورهای دیگه در ارتباط بوده و بصورت «دور کاری» مشغول به گرفتن پروژه هستند، شرکت‌‌های توریستی، و غیره. این افراد برخلاف گروه اول کاملا بجای خرید و جمع کردن ارز توی خونه مشغول ارزآوری هستن و به نوعی هرچند در ابعاد کم برای اقتصاد کشور هم مفید هستند. اما بدون وجود اینترنت بین الملل عملا زندگیشون تعطیل شده و از اونجا که اکثریت به صورت شخصی مشغول کار هستند، اگه تصمیم گرفته شه که فقط به شرکت‌های خاص اینترنت بین الملل ارایه داده بشه این افراد معلوم نیست دچار چه وضعیتی بشن. ضررهای این افراد در این یک هفته خارج از حد تصور هست. این بین مترجمان و نویسندگان رو هم فراموش نکنیم که به حتم نیاز به ارتباط جهانی دارند به محققان اشاره شد. این محققان صرفا دانشجو نیستند و خیلی از شرکت‌ها بخشی رو به تحقیق می‌پردازن که این بخش در این مدت متاسفانه تعطیل بوده و معلوم نیست چه اینده‌ای در انتظارشون هست. خیلی از دانشجوها نیز کماکان به اینترنت دسترسی ندارند و یا دسترسی بشدت سختی دارند. راستی ، گیمرها رو هم نادیده نگیریم، این افراد دوست داشتنی و باهوش این روزها کنج خونه نشستن و افسرده شدن یوتیوبرها هم نادیده نگیریم، افرادی که از این طریق یک کسب درامد جزیی یا خوب دارند دنیای امروز ما بشدت وابسته به اینترنت بین الملل بوده و هست و نمیشه این موضوع رو نادیده گرفت، و امروزه یک ترس جمعی شکل گرفته که امروزه یا آینده نزدیک اینترنت بین‌الملل به صورت کلی محدود بشه و افراد دسترسی‌هاشون رو از دست بدن، خیلی از افراد بعد از این اتفاقات دنبال مهاجرت هستند، جایی که حداقل بتونن با خیال راحت‌تری از این فضای کارشون استفاده کنند و ترس قطع شدن اون رو نداشته باشند.
  25. 5 امتیاز
    hujv اعتراض مربوط به جایی هستش که اعتراض رو تاب بیارن وقتی جایی میگه حق اعتراض ندارید حتما نداریم دیگه:|
  26. 5 امتیاز
    در هم پیچیده ام.مثل يك پاييز گرم و بدون باد,كه خودش هم كلافه مي شود از اين "بودن"هاي غلط! دلم مي خواهد كمي دست از "ادا" بودن بردارم و در دقيقه ي نود زندگي ام،يك انتخاب اشتباه داشته باشم! پاییز گرم و پر اشتباهی است..من اما ...دلم می خواهد آفتابِ صبح, پوست یخ بسته ی احساسم را لمس کند... این روزها کم تر می خوابم..کمتر آدم ها را نگاه می کنم..کم تر زندگی می کنم...دنیای این روزها رنگش به من نمی آید... +بیا یه کم مهربون نباشیم..بیا باور کنیم آدمای خوب مردن...
  27. 5 امتیاز
    سلام دوستان. بریم که داشته باشیم پیشنهاد آقا میلاد (Rostam18) دانلود نسخه ی PDF رمان بامداد خمار زمان اعلام نقد و نظرمون هم پنجم آبان : } بامداد خمار یکی از پرفروش‌ترین رمان‌های معاصر ایران است و به همین دلیل از ادبیات عامه‌پسند می‌باشد. این رمان با بحث‌های داغ و نقدهای بسیار روبه‌رو شد. موافقان، آن را برای مقولهٔ روابط میان زنان و مردان جوان مفید دانسته یا درس عبرتی دانستند برای جوانان بی‌تجربه. مخالفان، آن را دفاع از اصالت و شرافت طبقات بالادست جامعه و تحقیر فرودستان دانستند @پارادوکس @adamak-h @سین.دخت @Rostam18 و سایر دوستان اگر علاقمند باشن
  28. 5 امتیاز
  29. 5 امتیاز
  30. 5 امتیاز
  31. 5 امتیاز
    ‌ اینبار پیشنهاد هانیه جان کتاب خروس اثر ابراهیم گلستان >> نسخه ی PDF << داستان خروس کمتر از ۲۴ ساعت از زندگی دو مهندس نقشه‌بردار را نشان می‌دهد که برای مسّاحی به جزیره‌ای رفته‌اند و با جزیره‌نشینان سرمی‌کنند. خروس داستانی تمثیلی است که بر وقوع تغییرات اجتماعی دلالت می‌کند و دست به نمایاندن خرافات، نادانی و پلشتی زندگی آدم‌های داستان می‌زند. نسخهٔ کامل آن نخستین بار سال ۱۳۷۴ در انتشارات روزن درنیوجرسی و لندن و سپس در سال ۱۳۸۴ توسط انتشارات اختران درتهران منتشر شد. سال ۱۳۸۵، یک سال بعد از چاپ کتاب در ایران، مجوز انتشار خروس لغو و سال ۱۳۸۶ در بیستمین نمایشگاه بین‌المللی کتاب تهران فروش آن ممنوع اعلام شد. تلاش ناشر برای دریافت مجوز تجدید چاپ، ثمری نداشت. { تاریخ ثبت نقد و نظر ۱۰ ام مهرماه } @adamak-h @پارادوکس @Rostam18 @سین.دخت
  32. 5 امتیاز
    آدم اول که نامه های ابراهیم گلستان رو می خونه فکر می کنه با یک داستان یتیم و ملایم طرفه که حقش رو خوردن و جایی نداره تا بره حقشو بگیره... اما کاملا در اشتباهیم:دی از اول داستان انگار صحنه های داستان لخت و خالی هستن...همه ی صحنه ها و دیالوگا رک و صریح هستن و همین عجیبش کرده..هیچ چیز وجود نداره که واقعیت کتاب را کمی ملایم تر کنه یا چیزی رو بپیچونه...همه چیز در عین سادگی , خالی و واقعیه... نثر فوق العاده و شعر گونه ای داره که آدمو با هیجانات و داستان همراه می کنه و من همه اش فکر می کردم روی یه سکو توی خونه ی حاجی نشستم و دارم اتفاقا رو نگاه می کنم:) من واقعا کتابای ایرانی کمی خونده ام که انقدر خوب از کلمه ها استفاده کنه و آدم از خط به خطش لذت ببره... به نظرم اگر یکی بخواد داستان نویسی رو شروع کنه حتما باید چند بار کتاب خروس رو بخونه...پر از تکنیک و هوشه داستان پر از سمبل و نماده و هر کسی بعد از چند صفحه کاملا نمادین بودن اتفاقات رو متوجه می شه..این کتاب نیازی به توضیح اضافه و نقد معرفی نداره..خودش می تونه خودش رو معرفی کنه... به نظر میاد اوج داستان همون ماجرای کشتن خروسه که بهترین توصیف ها رو هم اونجا میبینیم و بعد از اون آتیش گرفتن خونه است که واقعا آدم انتظارش رو نداره.... به نظرم آخر داستان نیازی به این همه توضیح و دیالوگ نبود واقعا تمام داستان و اتفاقات خودش گویا و واضح بود و می تونست اون بخش رو جور دیگه ای بنویسه...
  33. 5 امتیاز
    به بهانه پاییز دیگه درهم گذاشتم هرکی هرچی خواست برداره :دی @BISEl @leo.unique @adamak-h @نفحات @Rostam18 یه ساعت داشتم دنبال رستم 20 می گشتم ://
  34. 5 امتیاز
    وقتی مامان یا خواهرا میرن چشم بازار رو در میارن و لباس قشنگای بازار رو میخرن بعد توی تن من قشنگترِ از تن خودشونه و میدنش بهم :)) زحمت خرید رفتن هم دیگه ندارم اینطوری :)))
  35. 5 امتیاز
    @سین.دخت @پارادوکس @Sunny77 @leo.unique @Rostam18 @adamak-h درباره اون پیشنهاد کتاب خوندن دور همی ، خود انجمن چنین زیر بخشی اختصاصا داره ، چقدر هم روال بوده کتابخوانی گروهی دیگه تاپیک جدید نزنیم. بریم همون تاپیک اول پیشنهادمون رو بنویسیم.. آخر سر اون پیشنهادی که بیشتر لایک داشت منتخب همه س و تاپیکشو میزنیم . خوبه دوستان ؟
  36. 5 امتیاز
    5 سال کنارتون:) بهترین دوستا بهترین روزا:) حتی خوشی این روزا رو شما باعث شدید برام بهترین بشه....:) همیشه همینقدر موفق و سربلند کنار هم باشید:) ممنونیم ازتون آقایون عارف:)
  37. 5 امتیاز
    گاهی توی مکالمات روز مره با آدمهای زندگیمون گفتگو معنای خاصی پیدا میکنه یا طنز میشه , یا عاشقانه ست یا مفهومی با ارزش میگیره .: ثبتش کن :. ☘
  38. 5 امتیاز
    تارعنکبـــوتــــ . قاصـــدکــــ http://
  39. 5 امتیاز
  40. 5 امتیاز
  41. 5 امتیاز
    خیلی خیلی تبریک میگم ان شاءالله همیشه نواندیشان در حال صعود به قله های مرتفعتر موفقیت باشه
  42. 5 امتیاز
  43. 5 امتیاز
  44. 5 امتیاز
    گنبد علویان- همدان حس فوق‌العاده عجیبی داشت :)) ثبت با گوشی
  45. 5 امتیاز
    تا حالا شده برای خرید یه کفش، کلی فکر کنید؟ یا مثلا واسه رفتن به جایی ساعت ها دو دل باشید؟ آدمایی که برای تصمیم گیری هاشون بیش از حد فکر می کنن هیچ وجه اشتراکی با من ندارن و رک بخوام بگم، رو مخم هستن! همیشه میگفتم چرا چیزای بیخود رو کلی تو ذهنشون بزرگ می کنن و ساعت ها برای تصمیم گیری های ساده زمان میذارن! اما امروز که فکر می کردم فهمیدم شاید من خیلی همه چیو کوچیک می کنم! بحث سر کفش و جایی رفتن نیست؛ موضوع تصمیمات نسبتا جدی برای زندگیه.. وقتی تو یه موقعیت بار ها و بار ها قرار بگیری، هر چقدر هم غیر معمول باشه دیگه واست رنگ و بوی عادی بودن میگیره و حالا گرفتنِ هر تصمیمی، عادیه! تصمیم جدیدمو دوست دارم! نمیدونم، شاید ده سال، 15 سال و شاید حتی برای همیشه؛ ولی هر چی که هست دوسش دارم. آدما برای ادامه دادن به مسیرشون نیاز به «سوخت» دارن؛ نمیدونم، شاید سوختِ آدما همون امید و انگیزه هاشون باشه.. امیدوارم تو پمپ بنزین های زندگیتون کلی امید و انگیزه واسه ریختن تو باکتون داشته باشید! + گاهی باید به دور خود یک دیوار تنهایی کشید... نه برای اینکه دیگران را از خودت دور کنی، بلکه ببینی چه کسی برای دیدنت دیوار را خراب می کند!
  46. 5 امتیاز
    نمایی از سقف طبقه همکف ساختمان چهل ستون-قزوین ثبت با دوربین گوشی و حیف این معماری ایرانی از دست رفته :))
  47. 5 امتیاز
    یه ویولون داشتم که همیشه کنج اتاقم بود. دیروز فروختمش :)) 9 سال تموم مونده بود کنج اتاق و به قول خواهرم تو قشنگ گردگیریش کردی :)) نمیدونم چرا قدم گذاشتن توی اون راه همیشه برام ترسناک بود!! ولی خب با فروشش سود بردم. :)) حالا ترجیح میدم یه ساز ایرانی و سبک تر رو امتحان کنم. اینکه 9 سال گذشته و هم چنان به آموزش موسیقی فکر می کنم شاید خنده دار باشه ولی خب آدمی شدم که شاید رویاهاش رو مدت های طولانی دنبال خودش می کشه، اما اخر عملیش می کنه!! 5/أمرداد/98
  48. 5 امتیاز
    درختی پیر شکسته، خشک، تنها، گم ... نشسته در سکوت وهمناک دشت نگاهش دور فسرده در غروب مرده دلگیر و هنگامی که بر می گشت کلاغی خسته سوی آشیان خویش غم آور بر سر آن شاخه های خشک فروغ واپسینِ خنده خورشید شد خاموش ...
  49. 5 امتیاز
    دقیقا منم همین حس رو دارم انگار آدم برمیگرده و به گذشته خودش نگاه میکنه منم یاد روزای کارشناسیم انداخت
  50. 5 امتیاز
    یه چیزی بگم بخندین یه زمانی یکی از فانتزیام این بود که اینجا بالای اسمم عنوان مدیر تالار زده بشه....بعدش استعفا بدم و برام بزنن "*mini* مدیر بازنشسته"????? اصن به شوق همین اینجا مداوم فعالیت میکردم???? الان محمد میاد همین عنوانم پاک میکنه میگه دیگه نیا??
×
×
  • جدید...