رفتن به مطلب

Managerr

کاربر انجمن
  • تعداد ارسال ها

    756
  • تاریخ عضویت

  • آخرین بازدید

اعتبار در سایت

1,612 Excellent

درباره Managerr

  • درجه
    <b><font color="#0000CC" face="Tahoma">کاربر انجمن</b></font>
  • تاریخ تولد تعیین نشده

اطلاعات شخصی

  • جنسیت
    مذکر

اطلاعات شغلی و تحصیلی

  • رشته تحصیلی
    مدیریت
  • مقطع تحصیلی
    لیسانس

آخرین بازدید کنندگان نمایه

بلوک آخرین بازدید کننده ها غیر فعال شده است و به دیگر کاربران نشان داده نمیشود.

  1. اول اینکه هرکسی این توان رو نداره وتوان خریدش محدودیت هایی داره که امساک در خرج پول رو اجباری میکنه ویکی از روش های این صرفه جویی چانه زدن هست ودوم اینکه این مسئله مورد نظر شما در مورد اجناس با قیمت مقطوع ودر یک بازار تعادلی میتونه قابل قبول باشه وگرنه وقتی قیمت ها بیشتر به صورت دلبخواهی عرضه میشن ونقش کنترل کننده هایی مانند دولت یا سازمان حمایت از مصرف کننده به صورت کاذب در میاد چانه زدن فقط یکی از راههای اطمینان بخشی نسبی به خرید هست
  2. تحلیل رُمان "فرار کن، خرگوش" اثر "جان آپدایک" نوشته‌ی "جاش سیگل" (Josh Siegel) ترجمه از "ملیحه بهارلو" "فرار کن، خرگوشِ" جان آپدایک و تضاد انسانی بین "امیال شخصی" و "مسوولیت" "جاش سیگل" در هر داستانی حداقل دو جنبه وجود دارد: تضادی که هر فردی بین مسوولیت‌های زندگی و خواسته‌های دل‌اش در خود احساس می‌کند، بین همه‌ی افراد دیده می‌شود. رمان سال 1960 جان آپدایک، "فرار کن، خرگوش"، زندگی انسانی را توصیف می‌کند که بین مسوولیت‌های اجتماعی و امیال شخصی‌اش گرفتار مانده است. هری "ربیت" آنگستروم میل زیادی برای پیدا کردن جایگاه اجتماعی خود در دنیا دارد، اما روشی که برای رسیدن به این میل انتخاب می‌کند، کاملا عاری از هرگونه حس مسوولیتی نسبت به دنیای اطراف خود است. جان آپدایک شور و اشتیاقی را به تصویر می‌کشد که با شک و تردید پیش برده شده است. او می‌گوید پیدا کردن زمینه‌ی مشترک بین صدای قلب انسان با صدای جهان اطراف او، امری تقریبا ناممکن است. صدای جهان، هری را در یک زندگی یکنواخت، معمولی و خسته‌کننده، گیر انداخته است. همسر هری، "جنیس"، که باردار هم هست، معتاد به الکل می‌باشد. هری به دنبال فرار از این زندگی زناشویی کسل‌کننده‌ای است که هر روز همراه با جنیس و پسرشان نلسون آن را تکرار می‌کند. "این عین حقیقته، انگار تموم این مدت فقط خدمتکار بودم، و مدام سعی می‌کردم گندایی رو که اون می‌زد پاک کنم. نمی‌دونم، انگار با یه عالمه اسباب‌بازی خراب و شکسته، و شیشه‌های خالی، و تلویزیونی که همیشه روشن بود، و غذاهایی که دیر آماده می‌شد و یا اصلا آماده نمی‌شد، توی اون خونه اسیر شده بودم و هیچ راه فراری نداشتم. اما یکهو فهمیدم که چقدر راحت می‌شه فرار کرد، فقط کافی بود بلند شم و قدم به بیرون بذارم. لعنت به من، خیلی راحت بود." (صفحه‌ی 91) به‌علاوه، شغل هری طوری است که هیچ روزنه‌ای برای فرار یا هیچ امکانی برای بیان خود به او نمی‌دهد؛ کار او این است که در خرت‌وپرت فروشی‌ها طرز کار یک‌سری وسایل آشپزخانه مثل "پوست‌کن‌های جادویی" را به مردم نشان می‌دهد. میل هری برای فرار به نوعی بیان‌کننده‌ی خستگی او از یکنواختی زندگی است. به‌هرحال هری مستقیما از مسوولیت فرار نمی‌کند، بلکه در کل رمان در حال فرار از دیوارهای محدودیتی است که این احساس مسوولیت برای‌اش به‌وجود آورده است. این احساس، جای کمی برای آزادی باقی می‌گذارد. یکنواختی زندگی روزمره‌اش باعث شده او به حقیقتی دست پیدا کند که توانایی‌اش را برای تمرکز و تصمیم‌گیری به چالش می‌کشد. "با آن همه تابلو و موسیقی‌ای که پخش می‌شود، مغزش انگار به موجودی علیل و متزلزل و در عین حال هشیار تبدیل شده است." (صفحه‌ی 35) موسیقی، میل هری برای رهایی از روزمرگی‌ها و التزامات زندگی اجتماعی است. تابلوهای جاده، برنامه‌ی زندگی‌ای است که توسط جامعه طراحی شده است. تضادی که هری با آن روبه‌روست، بین قلمروی نامعلوم قلب‌اش و راه‌های ناهموار و سختی است که توسط طراحان جامعه به دقت رسم شده‌اند. او خانواده‌اش را به‌خاطر بی‌توجهی نسبت به آسایش و راحتی‌شان ترک نمی‌کند. بلکه دلیل‌اش برای ترک خانواده‌اش این است که مرزهای سخت زندگی خانوادگی‌اش به او آسیب می‌رسانند. زندگی‌اش "به‌نظر می‌رسد مجموعه‌ای از حالت‌ها و لحظات گروتسک و پُر از تناقضی است که گویی هیچ هدفی را دنبال نمی‌کند، مثل یک رقص سحرآمیز خالی از اعتقاد." (صفحه‌ی 170) مشکل هری عدم توجه به دیگران نیست. مشکل او این است که توانایی تحمل مرزبندی‌های سفت و سخت پیرامون‌اش را ندارد. درواقع این مرزها روی اعتقادات و باورهای هری تأثیر می‌گذارند و یک حس عدم اطمینان و بلاتکلیفی را برای‌اش به‌وجود می‌آورند. این عدم اطمینان بیانگر تمایل او به فرار است. همان‌طور که از جمله‌ی ذکر شده در بالا مشهود است، هری از عدم انعطاف و سخت‌گیری وحشت دارد و آرزو دارد آزاد باشد. اشتیاق هری برای آزادی و وحشت و ترس‌اش از انتظارات دقیق و غیرقابل تغییر آن‌قدر نیروی فکری او را به تحلیل می‌برد که توانایی استدلال‌اش را از دست می‌دهد. "هری خرگوش نمی‌تواند ذهن‌اش را از نقطه‌ای که توپ باید آن‌جا افتاده باشد دور کند، دستمالی کوچک و ایده‌آل به رنگ سبز با پرچمی به رنگ صورتیِ قشنگ، چشمان‌اش نمی‌توانند در تمام مسیر، توپ را دنبال کنند." (صفحه‌ی 112) این بازی گلف، نمادی از نتیجه‌ی تضادی است که هری با آن روبه‌رو است. هری روی جایی که توپ باید رفته باشد تمرکز می‌کند، اما به‌جای آن، قدرت دید و توانایی درک این که توپ کجا رفته است را از دست می‌دهد. او می‌داند که چه می‌خواهد. می‌خواهد از تضادهای زندگی روزمره آزاد شود، اما فقط نمی‌داند که در زندگی‌اش مشخصا می‌خواهد چه کاری انجام دهد. به لوسی، همسرِ جک اکلس، می‌گوید: "دیشب که با ماشین می‌اومدیم خونه، احساس کردم یه جاده‌ی صاف جلوی روم دهن باز کرده؛ تا قبل از اون انگار تو این عالم نبودم و برام فرقی نمی‌کرد از کدوم طرف می‌رم." (صفحه‌ی 180) هری تنها پس از ترک همسرش است که می‌فهمد صرف فرار کردن برای مقابله با سرخوردگی‌اش از روزمرگی زندگی و آرزوی پیدا کردن آزادی، کمکی به او نخواهد کرد. همسر و پسرش را ترک می‌کند. به دیدن مربی قدیمی بسکتبال‌اش، مارتی توترو، می‌رود. توترو به او می‌گوید: "هرکاری قلب‌ات بهت می‌گه، همون رو انجام بده. قلب، تنها راهنمای ماست." (صفحه‌ی 47) آنگستروم کاری که قلب‌اش دستور داده را انجام داده است. زندگی روزمره‌اش را رها کرده تا دنبال شور و اشتیاق و امیال شخصی‌اش بگردد و دلیلی برای‌شان پیدا کند، و مهم‌تر از همه این که به‌هرحال، جستجوی هری برای آزادی، سمبل و نشانه‌ای است از مبارزه‌ی بزرگ‌تر بشر برای پیدا کردن معنا و مفهوم در دنیایی که پُر از الزامات و مفاهیم غلط است. پدر خود هری اعتقاد دارد که زندگی خانوادگی و تعهدات برای هرکس بهترین چیز است و داشتن مسوولیت برای همه‌ی انسان‌ها ضروری است. او به‌خاطر این‌که پسرش، همسر و زندگی‌اش را ترک کرده، بسیار ناامید و عصبانی است. "وقتی به کار این پسره فکر می‌کنم، انگار یکی دل و روده‌مو می‌چلونه... اگه فقط دست‌ام بهش برسه، حتی اگه شده به قیمت جون‌ام، تیکه‌پاره‌اش می‌کنم." (صفحه‌ی 141) این نشان‌دهنده‌ی فشار اجتماعی خیلی زیادی است که افراد یک جامعه با آن روبه‌رو هستند و باید آن را با انتظاراتی که از آن‌ها دارند مطابقت دهند. میل شخصی هری برای این مبارزه و تلاش، در رابطه‌اش با فاحشه‌ای به اسم "روث" کاملا مشهود است. هری از روث می‌پرسد که چرا او را دوست دارد. "چون هنوز تسلیم نشدی. هنوز به روش احمقانه‌ی خودت داری می‌جنگی." (صفحه‌ی 80) "روش احمقانه‌ی جنگیدن" هری علیه انتظارات جامعه، نشان‌دهنده‌ی میل و اشتیاق محض او برای زندگی است. هری از این اشتیاق کاملا آگاه است. وقتی در اتاق انتظار بیمارستان، منتظر تولد دخترش است، احساس می‌کند "خوشحالی واقعی‌اش نردبانی است که سعی دارد از نوک‌اش باز هم بالاتر بپرد، چون می‌داند باید این کار را بکند." (صفحه‌ی 174) هری هم‌چنین از مسوولیت‌های‌اش آگاه است. "کمک‌ام کن، مسیح. منو ببخش. راه درست رو بهم نشون بده." (صفحه‌ی 78) او به عواقب سنگین ترک همسر و مسوولیت‌های خانواده‌اش واقف است. به‌هرحال، پس از تولد دخترش ربکا، دوباره جنیس را ترک می‌کند. این موضوع باعث می‌شود جنیس به عیاشی و شراب‌خواری ادامه دهد و به‌طور تصادفی نوزادش ربکا را غرق کند. به‌نظر می‌رسد آپدایک با خلق شخصیت هری و نوع زندگی او، به‌دنبال پاسخ به این سووال است که یک فرد تا چه حدی می‌تواند به‌راستی آزاد باشد و امیال شخصی‌اش را دنبال کند، بدون این‌که به دیگران آسیب برساند. آپدایک دو بحث متفاوت را پیش می‌کشد، یکی از طریق کشیش جک اکلس و دیگری از طریق مارتی توترو. توترو او را محکوم نمی‌کند و تشویق‌اش می‌کند به صدای قلب‌اش گوش دهد. کشیش به او می‌گوید: "حقیقت اینه که تو به‌طرز وحشتناکی خودخواهی. تو آدم ترسویی هستی. اصلا برات مهم نیست که چه کاری درست و چه کاری غلطه. به هیچ چیز اعتقادی نداری و فقط دنبال غرایزت هستی." (صفحه‌ی 115) کشیش سعی می‌کند به هری بگوید که آدم خودخواهی است، چون صرفا به دنبال امیال غریزی‌اش است. علاوه بر این، یکی دیگر از شخصیت‌ها، که متصدی پمپ‌بنزین است، در ابتدای رمان به هری خرگوش می‌گوید: "تنها راه برای رسیدن به جایی این است که قبل از رفتن، دقیقا بدانی به کجا می‌روی." (صفحه‌ی 26) متصدی پمپ‌بنزین معتقد است تنها راه برای به انجام رساندن هرچیزی در زندگی این است که یک برنامه‌ی درست و به‌دقت سنجیده شده را دنبال کنی. اعمال مربوط به میل "خودخواهیِ" هری برنامه‌ریزی نشده‌اند. آپدایک درستیِ یک برنامه‌ی سنجیده و فکرشده را در مقابل اصرار بر دنبال کردن احساسات قلب، می‌سنجد و در ترازو قرار می‌دهد. اگرچه آپدایک هیچ پاسخ قطعی و مشخصی به این مسأله‌ی مشکل نمی‌دهد، اما به‌نظر می‌رسد اشاره به این دارد که درواقع همه چیز به تصمیم فرد بستگی دارد. "اگر خداوند بخواهد به فلاکت و رنج پایان بدهد، می‌تواند به راحتی فرارسیدن قیامت را اعلام کند." (صفحه‌ی 146) این جمله که از زبان کشیش فریتس کروپنباخ، بیان می‌شود استدلال می‌کند که جامعه در جایگاهی نیست که دستورالعمل‌هایی برای زندگی افراد تعیین کند و به آن‌ها بگوید چه کارهایی باید انجام بدهند. (اگر خدا می‌خواست به عواقب تصمیمات فردی خاتمه دهد، این کار را می‌کرد.) تصمیم‌گیری در مورد دنبال کردن امیال شخصی یا انتظارات اجتماعی فقط و فقط در دست افراد است. اعمال، منجر به نتایج می‌شوند. هرکسی خودش باید مزیت‌ها و معایب تصمیم‌های‌اش را بسنجد. البته هری از هیچ طریقی نمی‌توانست بداند که غیبت دوم‌اش منجر به مرگ دخترش خواهد شد، اما باید گفت که قبل از هر عملی باید عواقب آن خیلی جدی بررسی شود. هری هرگز قادر نیست بین امیال و مسوولیت‌های‌اش تعادل برقرار کند. از نظر جک اکلس، مشکل هری "عدم احساسات" نیست، بلکه "کثرت و غلظت مهارناپذیر آن" است. (صفحه‌ی 146) این احساسات کنترل‌نشده شاید همان چیزی است که آپدایک می‌خواهد توجه خواننده را به آن جلب کند. هری آنگستروم نباید به‌خاطر داشتن امیال فراوان مقصر شناخته شود. به‌هرحال ترک مسوولیت این قهرمان باید مورد پرسش قرار بگیرد. شاید تنها از طریق تحلیل رابطه‌ی ظریف بین هوای نفس و احساس مسوولیت، بتوان فهمید جان آپدایک چه می‌خواهد بگوید. در طرح کلی داستان "فرار کن، خرگوش" می‌بینیم که هری خرگوش، پیوسته در حال فرار است. در ابتدای رمان، جنیس را ترک می‌کند و با فاحشه‌ای به نام روث زندگی می‌کند. پس از تولد دخترش، از روث فرار می‌کند و به خانه برمی‌گردد. پس از مدت خیلی کوتاهی، دوباره از خانه فرار می‌کند. رمان با فرار هری از مراسم خاک‌سپاری دخترش، ربکای نوزاد، تمام می‌شود. "دست‌های‌اش بالا می‌روند و باد را در گوش‌های‌اش احساس می‌کند. ضربه‌ی پاشنه‌های‌اش روی پیاده‌رو در ابتدا سنگین است، اما بعد انگار به واسطه‌ی نوعی ترس شیرین و خواستنی، سبک‌تر، سریع‌تر و بی‌صداتر می‌شود، شروع به دویدن می‌کند، آری: می‌دود. فرار می‌کند." (صفحه‌ی 264) همان‌طور که قبلا هم بحث شد، تضاد بین امیال نفسانی و مسوولیت‌های زندگی باعث می‌شود هری نسبت به زندگی‌اش نامطمئن باشد. ترسی که هنگام فرار کردن حس می‌کند، همگام با حس واقعی آزادی است. هری فرار می‌کند، زیرا احساس آزادی می‌کند. به‌هرحال، ترس تن دادن به هر نوعی از انتظارات روزمره‌ی اجتماعی باعث می‌شود هری به فرار کردن از یک موقعیت به موقعیت دیگر ادامه دهد. هری خرگوش در مراسم خاک‌سپاری دخترش، "می‌خواهد با صدای بلند گریه کند، به نظر کار نادرستی است، همین که بچه‌ی به آن کوچکی پیش مسوول کفن و دفن باشد، این که باید در کمال سادگی دفن‌اش کنند، مثل جسم یک پرنده، در چاله‌ای کوچک که در میان علف‌ها کنده شده. اما به علامت تأیید سر تکان می‌دهد. احساس می‌کند دیگر هرگز در برابر هیچ چیز مقاومت نخواهد کرد." (صفحه‌ی 233) زندگی بدون بار انتظارات اجتماعی، بسیار ساده‌تر خواهد شد. در عین حال، سپردن بی‌چون‌وچرای همه چیز به دست میل و هوس، عواقب جدی و اثرات شدیدی روی افراد دیگر خواهد داشت. مرگ ربکای کوچک، نتیجه‌ی تضاد بین نفس و مسوولیت است. هری خرگوش به دنبال امیال شخصی‌اش رفت و از دیوارهای محدود کننده‌ی زندگی خانوادگی فرار کرد. فرار او از جنیس باعث افسردگی، حواس‌پرتی و اعتیاد او به مشروبات الکلی شد. جنیس می‌توانست عکس‌العمل‌اش را نسبت به رفتن هری کنترل کند، اما این انتظار اجتماع که او باید همسر مطیعی باشد و نسبت به شوهرش وفادار بماند، باعث شد افسرده و دائم‌الخمر شود. او خودش را مقصر می‌دانست. همه‌ی این‌ها باعث مرگ یک بچه‌ی بی‌گناه شد. جان آپدایک در این رمان نشان می‌دهد که وقتی تضاد بین مسوولیت‌ها و نفسانیات به نهایت خود می‌رسد، چه اتفاقی می‌تواند بیفتد. این همان نهایتی است که "فرار کن، خرگوش" می‌خواهد نسبت به آن هشدار بدهد. تصویری که آپدایک از هری آنگستروم می‌سازد، هیچ پاسخ ساده‌ای برای این موضوع بی‌نهایت پیچیده ارائه نمی‌دهد. به‌جای آن، رمان تصویر مؤثری از زمانی را ارائه می‌دهد که به امیال و انتظارات اجازه‌ی جنگیدن در دنیای واقعی داده می‌شود و نکات مثبت و منفی هر کدام را روشن می‌کند. آیا هدف از زندگی، آزادانه زندگی کردن و دنبال قلب خود رفتن است، یا مسوولیت‌ها و تن دادن به آن‌ها مهم‌تر و برتر است؟ بدون در نظر گرفتن جواب، مهم این است که عواقب تسلیم شدن به هر کدام از این راه‌ها را کاملا بدانیم. وقتی که قلب و دنیا، هر دو با هم صدا می‌زنند، ذهن باید به هر دوی آن‌ها گوش دهد.
  3. Anton Chekhov آنتوان چخوف انتقام زن زنگ در را به صدا در آوردند. نادژدا پترونا ، مالك آپارتماني كه محل وقوع داستان ماست ، شتابان از روي كاناپه بلند شد و دوان دوان به طرف در رفت. با خود ميگفت: « لابد شوهرم است … » اما وقتي در را باز كرد ، با مردي ناآشنا روبرو شد. مردي بلند قامت و خوش قيافه ، با پالتو پوست نفيس و عينك دسته طلايي در برابرش ايستاده بود ؛ گره بر ابرو و چين بر پيشاني داشت ؛ چشمهاي خواب آلودش با نوعي بيحالي و بي اعتنايي ، به دنياي خاكي ما مينگريستند. نادژدا پرسيد: ــ فرمايش داريد ؟ ــ من پزشك هستم خانم محترم. از طرف خانواده اي به اسم … به اسم چلوبيتيف به اينجا دعوت شده ام … شما خانم چلوبيتيف نيستيد؟ ــ چرا … خودم هستم … اما شما را به خدا آقاي دكتر … معذرت ميخواهم. شوهرم گذشته از آنكه تب داشت ، دندانش هم آپسه كرده بود. خود او خدمتتان نامه نوشته و خواهش كرده بود تشريف بياوريد اينجا ولي شما ، از بس دير كرديد كه او نتوانست درد دندان را تحمل كند و رفت پيش دندانساز. ــ هوم … حق اين بود كه نزد دندانپزشكش مي رفت و مزاحم من نمي شد … اين را گفت و اخم كرد. حدود يك دقيقه در سكوت گذشت. ــ آقاي دكتر از زحمتي كه به شما داديم و شما را تا اينجا كشانديم عذر ميخواهم … باور كنيد اگر شوهرم ميدانست كه تشريف مي آوريد ، ممكن نبود پيش دندانساز برود … ببخشيد … دقيقه اي ديگر در سكوت گذشت. نادژدا پترونا پشت گردن خود را خاراند. دكتر زير لب لندلندكنان گفت: ــ خانم محترم ، لطفاً مرخصم كنيد! جايز نيست بيش از اين معطل شوم. وقت ماها آنقدر ارزش دارد كه … ــ يعني … من كه … من كه معطلتان نكرده ام … ــ ولي خانم محترم ، بنده كه نمي توانم بدون دريافت حق القدم از خدمتتان مرخص شوم! نادژدا پترونا تا بناگوش سرخ شد و تته پته كنان گفت: ــ حق القدم ؟ آه ، بله ، حق با شماست … بايد حق القدم داد ، درست مي فرماييد … شما زحمت كشيده ايد ، تشريف آورده ايد اينجا … ولي آقاي دكتر … باور بفرماييد شرمنده ام … موقعي كه شوهرم از منزل بيرون ميرفت ، كيف پولمان را هم با خودش برد … متأسفانه يك پاپاسي در خانه ندارم … ــ هوم! … عجيب است! … پس مي فرماييد تكليف بنده چيست؟ من كه نميتوانم همين جا بنشينم و منتظر شوهرتان باشم. اتاقهايتان را بگرديد شايد پولي پيدا كنيد … حق القدم من ، در واقع مبلغ قابلي نيست … ــ آقاي دكتر باور بفرماييد شوهرم تمام پولمان را با خودش برده … من واقعاً شرمنده ام … اگر پولي همراهم بود ممكن نبود بخاطر يك روبل ناقابل ، اين وضع … وضع احمقانه را تحمل كنم … ــ مردم تلقي عجيبي از حق القدم پزشك ها دارند … به خدا قسم كه تلقي شان مايه ي حيرت است! طوري رفتار ميكنند كه انگار ما آدم نيستيم. كار و زحمت ما را ، كار به حساب نمي آورند … فكر كنيد اينهمه راه را آمده ام و زحمت كشيده ام … وقتم را تلف كرده ام … ــ مشكل شما را مي فهمم آقاي دكتر ، ولي قبول بفرماييد گاهي اوقات ممكن است در خانه ي آدم حتي يك صناري پيدا نشود! ــ آه … من چه كار به اين « گاهي اوقات ها » دارم ؟ خانم محترم شما واقعاً كه … ساده و غير منطقي تشريف داريد … خودداري از پرداخت حق القدم يك پزشك … عملي است ــ حتي نميتوانم بگويم ــ خلاف وجدان … از اينكه نميتوانم از دست شما به پاسبان سر كوچه شكايت كنم ، آشكارا سوءاستفاده ميكنيد … واقعاً كه عجيب است! آنگاه اندكي اين پا و آن پا كرد … بجاي تمام بشريت ، احساس شرمندگي ميكرد … صورت نادژدا پترونا به قدري سرخ شد كه گفتي لپهايش مشتعل شده بودند ؛ عضلات چهره اش از شدت نفرت و انزجار ، تاب برداشته بودند ؛ بعد از سكوتي كوتاه ، با لحن تندي گفت: ــ بسيار خوب! يك دقيقه به من مهلت بدهيد! … الان كسي را به دكان سر كوچه مان مي فرستم ، شايد بتوانم از او قرض بگيرم … حق القدمتان را مي پردازم ، نگران نباشيد. سپس به اتاق مجاور رفت و يادداشتي براي كاسب سر گذر نوشت. دكتر پالتو پوست خود را در آورد ، به اتاق پذيرايي رفت و روي مبلي يله داد. هر دو خاموش و منتظر بودند. حدود پنج دقيقه بعد ، جواب آمد. نادژدا پترونا سر پاكت را باز كرد ، از لاي يادداشت جوابيه ي كاسب ، يك اسكناس يك روبلي در آورد و آن را به طرف دكتر دراز كرد. چشمهاي پزشك از شدت خشم درخشيدند. اسكناس را روي ميز گذاشت و گفت: ــ خانم محترم از قرار معلوم ، بنده را دست انداخته ايد … شايد نوكرم يك روبل بگيرد ولي … بنده هرگز! ببخشيد … ــ پس چقدر ميخواهيد ؟! ــ معمولاً ده روبل مي گيرم … البته اگر مايل باشيد مي توانم از شما پنج روبل قبول كنم. ــ پنج روبلم كجا بود ؟ … من همان اول كار به شما گفتم: پول ندارم! ــ يادداشت ديگري براي كاسب سر گذر بفرستيد. آدمي كه بتواند به شما يك روبل قرض بدهد ، چرا پنج روبل ندهد؟ مگر برايش فرق ميكند؟ خانم محترم ، لطفاً بيش از اين معطلم نكنيد. من آدم بيكاري نيستم ، وقت ندارم … ــ گوش كنيد آقاي دكتر ، اگر اسمتان را « گستاخ » ندانم ، دستكم بايد بگويم كه .. كم لطف و نامهربان تشريف داريد! نه! خشن و بيرحم! حاليتان شد؟ شما … نفرت انگيز هستيد! نادژدا پترونا به طرف پنجره چرخيد و لب به دندان گرفت ؛ قطره هاي درشت اشك از چشمهايش فرو غلتيدند. با خود فكر كرد: « مردكه ي پست فطرت! بي شرف! حيوان صفت! به خودش اجازه ميدهد … جرأت ميكند … آخر چرا نبايد وضع وحشتناك و اسفناك مرا درك كند؟ … لعنتي! صبر كن تا حاليت كنم! » در اين لحظه به سمت دكتر چرخيد ؛ آثار رنج و التماس بر چهره اش نقش خورده بود. با صدايي آرام و لحني ملتمسانه گفت: ــ آقاي دكتر! آقاي دكتر كاش قلبي در سينه تان مي تپيد ، كاش ميخواستيد درك كنيد … هرگز راضي نميشديد بخاطر پول … اينقدر رنج و عذابم بدهيد … خيال ميكنيد درد و غصه ي خودم كم است؟ … در اين لحظه دست برد و شقيقه هاي خود را فشرد ؛ خرمن گيسوانش در يك چشم به هم زدن ــ گفتي فنري را فشرده بود ، نه شقيقه هايش را ــ بر شانه هايش فرو ريخت … ــ از دست شوهر نادانم عذاب ميكشم … اين بيغوله ي گند و نفرت انگيز را تحمل ميكنم … و حالا يك مرد تحصيل كرده به خودش اجازه ميدهد ملامتم كند ، سركوفتم بزند. خداي من! تا كي بايد عذاب بكشم؟ ــ ولي خانم محترم ، قبول كنيد كه موقعيت خاص صنف ما … اما دكتر ناچار شد خطابه اي را كه آغاز كرده بود قطع كند: نادژدا پترونا تلوتلو خورد و به بازوان دكتر كه به طرف او دراز شده بود ، در آويخت و از هوش رفت … سر او به سمت شانه ي دكتر خم شد و روي آن آرميد. دقيقه اي بعد ، زمزمه كنان گفت: ــ بياييد از اين طرف … جلو شومينه دكتر … جلوتر … همه چيز را برايتان تعريف ميكنم … همه چيز … ساعتي بعد دكتر ، آپارتمان نادژدا پترونا را ترك گفت ؛ هم دلخور بود ؛ هم شرمنده ؛ هم سرخوش … در حالي كه سوار سورتمه ي خود ميشد ، زير لب گفت: « انسان وقتي صبح ها از خانه اش بيرون مي رود ، نبايد پول زياد با خودش بردارد! يك وقت ناچار ميشود پولش را بسلفد! »
  4. قسمتی از عادت های غلط مالی و اقتصادی ای را که در حوزه خانواده ها وجود دارد، باهم مرور می کنیم؛ عادت هایی که شاید، از وجود برخی از آنها، آگاهی لازم را نداشته باشیم و چون از قبل بوده اند، ما هم زیاد به آنها توجه نکرده ایم. مجله موفقیت: بخشی از نگرانی مالی خانواده ها، به این برمی گردد که آخر ماه، وقتی که حساب و کتاب می کنند و دخل و خرج را به چرتکه می سپارند، تازه متوجه می شوند که خرجشان، با دخلشان مساوی نبوده و احتمالا خرج، کمی تا قسمت قابل توجهی بیشتر بوده است. همین بیشتر بودن نیز، باعث می شود این فکر به ذهن برسد که بله، ما چقدر فقیریم و در نتیجه، احساس و باوری از فقر، به فرد منتقل شود. این، درصورتی است که ما می دانیم عادت های غلطی در حوزه فرهنگی، اجتماعی و اقتصادی داریم که با شناسایی و رفع آنها، می توانیم از این بی تعادلی دخل و خرج، جلوگیری کنیم؛ و در نتیجه، از بروز این احساس فقر و ناامنی مالی. قسمتی از عادت های غلط مالی و اقتصادی ای را که در حوزه خانواده ها وجود دارد، باهم مرور می کنیم؛ عادت هایی که شاید، از وجود برخی از آنها، آگاهی لازم را نداشته باشیم و چون از قبل بوده اند، ما هم زیاد به آنها توجه نکرده ایم. هر عادتی را، با پرسیدن کلمه چرا، می توان به چالش کشید؛ و اگر علت هایی که برای این کلمه چرا می آوریم، قابل قبول باشد، در آن صورت عادتی خوب و در غیر این صورت، عادتی است که از دیگران به ما رسیده و می توانیم و گاهی باید، کنارشان بگذاریم. 1 – تجمل تجمل، گاهی به خاطر دیگران است و گاهی به خاطر تجمل دوستی خود آدم. مثلا کار شما با یک واحد آپارتمانی 90 متری راه می افتد، اما خودتان را به زحمت افکنده و واحدی 120 متری خریداری می کنید. در نتیجه پولی که بابت 30 متر اضافه پرداخت می کنید، شما را دچار زحمت مالی می کند. این اتفاق، گاهی به صورت عادت در ما شکل می گیرد و اصلا فکر نمی کنیم که چرا باید این اتفاق بیفتد. ما، می توانیم از هر چیزی، خوبش را داشته باشیم، اما درگیر زندگی تجملاتی نشویم. سادگی نیز برای خودش، فلسفه و زیبایی هایی دارد. و البته سادگی، مترادف با بدزندگی کردن نیست. باید تعریف هرکدام از این واژه ها را، در ذهنمان تغییر دهیم. 2 – قانع نبودن حالا این ماه، کمی درآمدتان کمتر شده، یا خدای ناکرده، عضوی از خانواده بیمار شده و هزینه ای اضافه را روی دوشتان گذاشته است. اصلا جدا از همه اینها، قانع بودن خودش یک فضیلت حساب می شود. حالا تا درمد آدم زیاد شد، چرا باید برای خودش خرج بتراشد و دنبال امکانات بیشتر برود؟ آدمی بنده طمع است و حرص؛ هرچقدر بیشتر خرج کند برای رسیدن به آرامش، نه تنها به آرامش نمی رسد، که همین جور توی مرداب هزینه ها فروتر خواهد رفت. لطفا تعریف ها را تمیز کرده و دوباره از اول میزانشان کنید: قانع بودن، به معنای بد زندگی کردن نیست؛ به معنای این است که شما تحمل تان بالاست و در بدترین شرایط هم، می توانید دوام بیاورید و البته اگر پول اضافه هم رسید، با برنامه ریزی خرجش خواهید کرد. 3 – درست مصرف نکردن وقتی خانه با یک لامپ کم مصرف، به اندازه موردنیاز ما روشن می شود، چه نیازی به سه، چهارتا لامپ و حتی لوستر؟ وقتی یک دستگاه گیرنده تلویزیون کار ما را راه می اندازد، چه نیازی به چند تا ال سی دی؟ وقتی تلویزیون برنامه خوبی ندارد، چه نیازی است که روشن باشد؟ وقتی نیازی به برنج اضافی نداریم، چه لزومی دارد که انباری را از آذوقه دوساله مان پر کنیم؟ اگر از چیزهایی که داریم، خوب و حساب شده استفاده کنیم، به احتمال زیاد، به بسیاری از چیزهایی که احساس می کنیم باید داشته باشیم، نیاز پیدا نخواهیم کرد. تازه، پول قبض هایمان هم کمتر خواهد شد. 4 – چشم و هم چشمی آنتونی رابین زمی گوید که سعی کنید از نشست های فامیلی یا به تعبیر خودمان، نشست های غیبت مدارانه و بی محتوا خودداری کنید؛ چون در این صورت، شما با پیشرفت های مادی دیگران مواجه شده ود لتان می خواهد که کارهایی شبیه به آنها انجام بدهید، درحالی که ممکن است اهدافتان، چیزهایی دیگر باشند سعی کنید خودتان باشید و این قدر دنبال چشم و هم چشمی نباشید. البته باید باور کنیم که فرارکردن و چشم پوشی از حرف های در گوشی فامیل و مردم سخت است. ولی هدف نهایی شما، رهایی از استرس مالی است. نه بستن دهان دیگران. این سادگی و دوری از چشم و هم چشمی، و قتی که شما شأن اجتماعی بالایی هم داشته باشید، برای دیگران انگیزه بخش خواهد شد، چون دیگر نمی توانند اتهام خسیس بودن وناخن خشک بودن را به شما وارد کنند و این اتفاق را، از شعور بالای شما خواهند دانست. 5 – چانه نزدن در این مورد، دیگر چیزی نگوییم، بهتر است؛ چون از فردا فروشنده ها دیگر موفقیت نخواهند خواند. اما واقعیت این است که فروش، یک امر توافقی بین خریدار و فروشنده است. جدا از ا جناسی که قیمتی مقطوع داشته و تعدادشان زیاد هم نیست، باقی اجناس قابل چانه زنی و تخفیف هستند. لطفا به حرف های فروشنده ها هم در زمینه سود کمشان توجه نکنید. حتما به بورس اجناس رفته و اگر جایی نتوانستید خرید کنید، به مغازه های دیگر بروید. در این زمینه سعی کنید کوتاه نیایید؛ کاملا سنگدل باشید و تخفیف بگیرید. رابرت کیوساکی، می گوید وقتی که با همکارانش برای خرید خا نه و املاک می رفته، قیمت خیلی پایینی پیشنهاد می داده و بعد، می رفته بیرون. ممکن است در این جور مواقع، طرف حسابی شاکی بشود، اما اگر از هر ده تا معامله، دوتای آن هم به نفع شما تمام بشود، خودش کلی پول می شود. 6 – ارزان خریدن لابد این مثل معروف درباره بعضی از کشورها را شنیده اید که به آنها می گویند چرا گران خرید می کنند، جواب می دهند چون پول برای خرید ارزان ندارند. در گام اول، ارزان خریدن، یک برد حساب می شود. اما وقتی که هزینه های نگهداری و تعمیرت و... را حساب کنید، آن وقت است که قضیه فرق می کند. البته در این اصل نیز، باید حواستان به نیازها و خواسته ها باشد. 7 – حساب و کتاب نگه نداشتن دولت ها معمولا آخر هر سال، بودجه سال بعد را تنظیم می کنند تا بدانند که تکلیفشان برای یک سال چیست و چقدر درآمد داشته و چقدر خرج و هزینه دارند. شما، هم باید بودجه بندی سالانه داشته باشید، هم بودجه بندی ماهانه. بالاخره باید بدانید که تکلیفتان چیست. یک جورهایی، باید حسابداری خرج و دخلتان را انجام بدهید و حواستان باید که چیزی این ور و آن ور نشود. جز این اگر باشد، بدون اینکه متوجه شوید، پول کم می آورید. می گویند، پول قطره قطره به دست می آید، اما سطل سطل از دست می رود. سررسید برای این کار خیلی خوب است. 8 – قاطی شدن نیازها و خواسته ها جنس موردنیاز، چیزی است که واقعا لازمش دارید، مثل مواد و مقدمات شام شب. اما خواسته ها، آرزوها و هوس های ما را تشکیل می دهند، مثل قاشق و چنگال و بشقاب های تزیینی که توی خانه گذاشته ایم و زیباست و سالی، چندبار به مناسبت میهمانی از آنها استفاده می کنیم؛ شاید هم فقط جنبه زینتی داشته باشد. 9 – آنتی خریدکردن البته این، بیشتر عادت مردهاست که وقتی برای خرید به جایی می روند، چیزهای دیگری هم می خرند. شکل دیگر این قضیه، آن است که از چیزهایی که خانواده نیاز دارند، بیشتر از حدی که نیاز خانواده است، خریداری می کنند؛ بدون حساب این که چقدر هزینه داشته و ممکن است خراب شود و . . .
  5. هشت ویژگی که نشان از موفقیت کسب‌وکار شما دارد آیا کسب‌وکار شما موفق است؟ چگونه صاحبان کسب‌وکار‌های کوچک نسبت به ادامه فعالیت‌های خود یا تعطیلی واحد کسب‌وکارشان می‌توانند مطمئن شوند؟ اداره یک کسب وکار کوچک می‌تواند بسیار گیج کننده باشد، بر همین اساس بسیاری از صاحبان کسب وکارهای کوچک در واقع نمی‌دانند که کسب وکار آنها زیان ده است یا خیر، و چه زمانی برای خارج شدن از این کسب‌وکار مناسب است. مسیر رو به جلو اغلب نا مطمئن است و مدیران اغلب نمی‌دانند با امید به آینده فعالیت خود را ادامه دهند یا از آن خارج شوند؟ در این مقاله به هشت نشانه اشاره می‌کنیم که با دیدن آنها از موفقیت خود مطمئن می‌شوید: 1.در حالی که شما در تعطیلات هستید،شرکت شما پول در می‌آورد: «پیگه آرنوف فن»، مدیر موفق شرکت «Mavens and Moguls» می‌گوید: من برای تولد چهل سالگی‌ام به همراه خانواده، برای یک ماه به مسافرت رفتم. صادقانه باید بگویم من آن زمان دقیقا نمی‌دانستم که وقتی برمی‌گردم کسب‌وکار من هنوز باقی است یا خیر. وقتی برگشتم متوجه شدم شرکت در غیاب من نه تنها به فعالیت خود ادامه داده است بلکه رونق نیز پیدا کرده بود. این تجربه به من نشان داد که کسب وکار ما مسیر خود را پیدا کرده است. 2. نام شرکت شما در لیست اولین صفحات موتورهای جست‌وجو باشد. موتورهای جست‌وجوگر یاهو، گوگل، بینگ و...، از ابزارهای اصلی در عصر دیجیتال هستند که امروزه بسیار مورد استفاده قرار می‌گیرند. برخی صاحبان کسب‌وکار معتقدند که اگر نام کسب‌وکار آنها در اولین صفحات این مرورگرهای وب قرار گیرد، آنها در کار خود موفق بوده اند و نشان از آن است که شرکت به هدف نهایی خود دست یافته است. 3. زندگی مشتریانتان را تغییر دهید. بیشتر صاحبان کسب وکار در پی ایجاد تغییراتی در دنیای امروز هستند.آنها تلاش می‌کنند با خلق کالا و ارائه خدمات خود به این هدف دست یابند. اگر بازخوردهای مشتریان شما نیز بیان‌کننده ایجاد تغییرات در زندگی آنها باشد، قطعا لحظه افتخارآفرینی برای شما خواهد بود. 4. مشتریان در پی یافتن شما هستند. به یاد داشته باشید که مردم در ابتدا شما را نمی‌شناسند و ارتباط آنها با شما درست از زمانی آغاز می‌شود که برای اولین بار به شرکت شما مراجعه می‌کنند. بنابراین برخورد اول شما با مشتری بسیار تاثیرگذار است. علاوه براین در دنیای امروز مردم خرید و سفارشات خود را بیشتر به صورت آنلاین انجام می‌دهند و گاهی هیچ ارتباط نزدیکی با شرکت و کارکنان شما پیدا نمی‌کنند. بنابراین وقتی سفارشات آنلاین شرکت شما به خوبی پیش می‌رود، نشان می‌دهد که فعالیت‌های شرکت شما در جذب مشتریان بسیار موفق عمل کرده است. 5. شما باید بدانید که تنها نیستید. شما به عنوان مدیر یک کسب وکار در نهایت باید توجه داشته باشید که سایر رقبا نیز ممکن است شرایطی مانند شما داشته باشند. مثلا در دوران رکود صاحبان کسب‌وکارهای دیگر نیز شرایط و مشکلاتی همانند شما دارند. بنابراین سعی کنید هنگام مواجه با مشکلات ابتدا با بررسی دقیق شرایط، راهکاری مناسب برای آنها بیابید و زود دلسرد نشوید. 6.مشتریان مبلغ شما هستنند. یکی از نشانه‌های اصلی موفقیت شما، زمانی است که مشتریان مبلغ شما هستنند و کسب وکار شما را به دیگران نیز پیشنهاد می‌دهند. این تبلیغات رایگان می‌توانند به افزایش فروش و درآمد شما کمک کنند و نویددهنده مشتریان جدیدی برای شما باشند. 7. در رسانه‌های خبری قرار بگیرید وجود مقالات خبری از کسب وکار شما در روزنامه و رسانه می‌تواند معرف خوبی برای کسب‌وکار شما باشد. این مقالات تاثیر بسزایی در موفقیت شما دارند و طرفداران شما را به صورت چشمگیری افزایش می‌دهند. «سید بونی» مدیر و موسس گالری طلا وجواهر کالیکا می‌گوید: «من در سال 2002 کسب‌وکار خود را تاسیس کردم، ولی فعالیت اصلی ما زمانی آغاز شد که در سال 2004عضو ثابت مجله هفتگی مد شدیم. کسب وکار من از این طریق بسیار توسعه یافت. پس از آن درآمد ماهانه ما به اندازه درآمد کل سال پیش بود.» 8. تجربیات خود را ثبت کنید. وقتی ناشران و خبرنگاران از شما می‌خواهند تا به عنوان یک مدیر تجربیات خود را بنویسد، تا آنها را منتشر کنند؛ دیگرشما یک مدیر موفق و متخصص در کسب‌وکار خود هستید و این نشان می‌دهد که کسب وکار شما فاکتورهای موفقیت را دارا است و در دنیای تجارت شناخته شده هستید. منبع : دنیای اقتصاد
  6. منابع مهم آزمون ارشد مدیریت [TABLE] [TR] [TD=width: 119] نام درس [/TD] [TD=width: 53] ردیف [/TD] [TD=width: 203] منبع [/TD] [TD=width: 131] مولف [/TD] [/TR] [TR] [TD=width: 119] زبان عمومی وتخصصی [/TD] [TD=width: 53] 1 [/TD] [TD=width: 203] زبان عمومی [/TD] [TD=width: 131] محمدرضا ناصر زاده-یاشاردهدشتی [/TD] [/TR] [TR] [TD=width: 53] 2 [/TD] [TD=width: 203] زبان تخصصی مدیریت [/TD] [TD=width: 131] آرمان اشراقی [/TD] [/TR] [TR] [TD=width: 53] 3 [/TD] [TD=width: 203] زبان عمومی کار شناسی ارشد [/TD] [TD=width: 131] بابک رستمی [/TD] [/TR] [TR] [TD=width: 119] تئوریهای مدیریت [/TD] [TD=width: 53] 1 [/TD] [TD=width: 203] مدیریت عمومی [/TD] [TD=width: 131] مهدی الوانی [/TD] [/TR] [TR] [TD=width: 53] 2 [/TD] [TD=width: 203] مبانی سازمان ومدیریت [/TD] [TD=width: 131] علی رضائیان [/TD] [/TR] [TR] [TD=width: 53] 3 [/TD] [TD=width: 203] تجزیه وتحلیل وطراحی سیستم [/TD] [TD=width: 131] علی رضائیان [/TD] [/TR] [TR] [TD=width: 53] 4 [/TD] [TD=width: 203] مبانی مدیریت رفتار سازمانی [/TD] [TD=width: 131] علی رضائیان [/TD] [/TR] [TR] [TD=width: 53] 5 [/TD] [TD=width: 203] مدیریت منابع انسانی [/TD] [TD=width: 131] اسفند یار سعادت [/TD] [/TR] [TR] [TD=width: 53] 7 [/TD] [TD=width: 203] مجموعه سوالات طبقه بندی شده کنکور کارشناسی ارشد تئوریهای مدیریت [/TD] [TD=width: 131] [/TD] [/TR] [TR] [TD=width: 119] اقتصاد کلان [/TD] [TD=width: 53] 1 [/TD] [TD=width: 203] اقتصاد کلان [/TD] [TD=width: 131] محسن نظری [/TD] [/TR] [TR] [TD=width: 53] 2 [/TD] [TD=width: 203] 2000سوال چهار گزینه­ای اقتصاد کلان [/TD] [TD=width: 131] محسن نظری [/TD] [/TR] [TR] [TD=width: 119] اقتصاد خرد [/TD] [TD=width: 53] 1 [/TD] [TD=width: 203] اقتصاد خرد [/TD] [TD=width: 131] محسن نظری [/TD] [/TR] [TR] [TD=width: 53] 2 [/TD] [TD=width: 203] 2000سوال چهار گزینه­ای اقتصاد خرد [/TD] [TD=width: 131] محسن نظری [/TD] [/TR] [TR] [TD=width: 119] ریاضیات [/TD] [TD=width: 53] 1 [/TD] [TD=width: 203] ریاضیاتِ اقتصاد مدیریت وحسابداری [/TD] [TD=width: 131] کاوه حسین پناهی [/TD] [/TR] [TR] [TD=width: 119] آمار و احتمال [/TD] [TD=width: 53] 1 [/TD] [TD=width: 203] آمار وکار بردآن در مدیریت(1و2) [/TD] [TD=width: 131] عادل آذر- منصورمومنی [/TD] [/TR] [TR] [TD=width: 53] 2 [/TD] [TD=width: 203] تشریح مسائل آمار وکاربرد آن در مدیریت(جلد1و2) [/TD] [TD=width: 131] کاوه حسین پناهی [/TD] [/TR] [TR] [TD=width: 53] 3 [/TD] [TD=width: 203] آمار و احتمال اقتصاد، مدیریت و حسابداری [/TD] [TD=width: 131] کاوه حسین پناهی [/TD] [/TR] [TR] [TD=width: 119] پژوهش عملیاتی [/TD] [TD=width: 53] 1 [/TD] [TD=width: 203] پژوهش عملیاتی [/TD] [TD=width: 131] عارفه فدوی [/TD] [/TR] [TR] [TD=width: 53] 2 [/TD] [TD=width: 203] پژوهش عملیاتی + مفاهیم و نکات [/TD] [TD=width: 131] محمد رضا مهرگان [/TD] [/TR] [TR] [TD=width: 119] مدیریت مالی [/TD] [TD=width: 53] 1 [/TD] [TD=width: 203] مدیریت مالی-جلد 1و2 [/TD] [TD=width: 131] ریموند پی.نوو- ترجمه جهانخانی و پارسائیان [/TD] [/TR] [TR] [TD=width: 53] 2 [/TD] [TD=width: 203] مدیریت مالی [/TD] [TD=width: 131] رضا تهرانی [/TD] [/TR] [TR] [TD=width: 119] مدیریت بازار یابی [/TD] [TD=width: 53] 1 [/TD] [TD=width: 203] مدیریت بازار یابی [/TD] [TD=width: 131] روستا،ونوس، ابراهیمی(سه استاد) [/TD] [/TR] [TR] [TD=width: 53] 2 [/TD] [TD=width: 203] خلاصه درس و تست های طبقه بندی شده بر اساس کتاب اصول بازاریابی کاتلر [/TD] [TD=width: 131] داور ونوس، مهرداد پرچ، بهمن فروزنده [/TD] [/TR] [/TABLE] توجه: بدیهی است علاوه بر منابع فوق، منابع مفید دیگری برای مطالعه وجود دارد اما به منظور استفاده بهینه از زمان محدود، صرفاً به منابعی اشاره شده که بیشترین تاثیر را در موفقیت دانشجوی شرکت کننده در آزمون کارشناسی ارشد دارد. وانتظار می­رود مطالعۀ منابع فوق، برای شرکت در آزمون کارشناسی ارشد کفایت کند.
  7. کتاب فناوری اطلاعات در مدیریت در ادامه میتوانید کتاب فناوری اطلاعات در مدیریت نوشته افرایم توربان ترجمه حمدیرضا ریاحی را در 3جلد به صورت رایگان دانلود کنید: کتاب فناوری اطلاعات در مدیریت جلد ۱ کتاب فناوری اطلاعات در مدیریت جلد ۲ کتاب فناوری اطلاعات در مدیریت جلد 3
  8. Managerr

    نمونه اساسنامه

    ماده 36: در صورتی‌که بنا به هر دلیل عدة اعضای هیئت مدیره کمتر از حدنصاب مقرر شود و عضو علی‌البدل تعیین نشده یا وجود نداشته‌‌باشد، هیئت مدیره موظف است حداکثر ظرف مدت پانزده روز مجمع عمومی عادی شرکت را جهت تکمیل اعضاء هیئت ‌مدیره دعوت نمایند. تبصره: در صورتی‌که اشخاص حقوقی عضو هیئت مدیره نماینده حقیقی خود را حداکثر پانزده روز پس از انتخاب در مجمع معرفی ننمایند یا به هر دلیلی این پست به مدت یک ماه بلاتصدی بماند، در حکم استعفای شخص حقوقی از عضویت در هیئت مدیره می‌باشد. ماده 37: مدت مأموریت مدیران دو سال است. مأموریت آنها تا وقتی که تشریفات راجع به ثبت و آگهی انتخاب مدیران بعدی انجام گیرد خود به خود ادامه پیدا می‌کند. تجدید انتخاب اعضاء هیئت مدیره و اعضاء علی‌البدل برای دوره‌های بعد بلامانع است. ماده 38: صلاحیت حرفه‌ای اعضای هیئت مدیره اعم از اصلی و علی‌البدل و نمایندگان اشخاص حقوقی عضو هیئت مدیره باید طبق رویه‌ای که سازمان تعیین می‌کند، به تأیید سازمان برسد. چنانچه اعضای هیئت مدیره یا نمایندگان اشخاص حقوقی به تشخیص سازمان این صلاحیت‌ها را از دست بدهند یا مشخص شود از ابتدا صلاحیت‌های لازم را نداشته‌اند، خود به خود از عضویت در هیئت مدیره عزل می‌شوند. این اشخاص حق شرکت در جلسات هیئت مدیره را نخواهند داشت. چنانچه اعضای هیئت مدیره اعم از اشخاص حقیقی یا حقوقی صلاحیت‌های خود را از دست بدهند یا مشخص شود از ابتدا صلاحیت‌های لازم را نداشته‌اند، اعضای علی‌البدل جایگزین آنها می‌شوند. در صورتی‌که نمایندة اشخاص حقوقی فاقد صلاحیت باشند، شخص حقوقی عضو هیئت مدیره باید نمایندة جایگزین خود را حداکثر ظرف 15 روز از زمان اعلام سازمان به شرکت معرفی کند. ماده 39: هریک از اعضای هیئت مدیره باید در تمام مدت مأموریت خود مالک تعداد .......... سهم باشد و آن را به عنوان وثیقه برای تضمین جبران خساراتی که ممکن است از تقصیرات مدیران منفرداً یا مشترکاً بر شرکت وارد شود، به صندوق شرکت بسپارد. سهام مذکور با نام بوده و قابل انتقال نیست و مادام که مدیری مفاصاحساب دورۀ تصدی خود را در شرکت دریافت نداشته است، سهام مذکور، در صندوق شرکت به عنوان وثیقه باقی خواهد ماند. وثیقه بودن این سهام، مانع استفاده از حق رأی آن‌ها در مجامع عمومی و پرداخت سود آن‌ها به صاحبان‌شان نخواهد بود. ماده 40: هیئت‌مدیره در اولین جلسه خود، که حداکثر ظرف یک هفته بعد از جلسه مجمع عمومی عادی که هیئت‌مدیره را انتخاب کرده است تشکیل خواهد شد، از بین اعضاء هیئت، یک رییس و یک نایب رییس که باید شخص حقیقی باشند برای هیئت‌مدیره تعیین می‌نماید. مدت ریاست رییس و نیابت نایب رییس بیش از مدت عضویت آنها در هیئت‌مدیره نخواهد بود. رییس و نایب رییس قابل عزل و انتخاب مجدد می‌باشند. درصورت غیبت رییس و نایب رییس، اعضای هیئت‌مدیره یک نفر از اعضای حاضر در جلسه را تعیین می‌نمایند تا وظایف رییس را انجام دهد. هیئت‌مدیره از بین اعضاء هیئت، یا خارج یک نفر را به عنوان منشی برای مدت یکسال انتخاب می‌نماید. ماده 41: ترتیب برگزاری جلسات هیئت مدیره توسط هیئت مدیره تعیین می‌شود. هیئت‌مدیره در مواقع مقتضی که فاصلة آنها از یک‌ماه تجاوز نکند و به دعوت کتبی رییس یا نایب‌رییس و یا دو نفر از اعضاء هیئت‌مدیره و همچنین در موارد ضروری به دعوت مدیرعامل تشکیل جلسه خواهد داد. بین تاریخ ارسال دعوت‌نامه و تشکیل جلسة هیئت‌مدیره فاصلة متعارفی رعایت خواهد شد. چنانچه در هریک از جلسات هیئت‌مدیره، تاریخ تشکیل جلسه بعد تعیین و در صورت‌جلسه قید شود، ارسال دعوت‌نامه برای مدیرانی که در همان جلسه حضور داشته‌اند ضرورت نخواهد داشت. جلسات هیئت‌مدیره در مرکز اصلی شرکت یا در هر محل دیگری که در دعوت‌نامه تعیین شده باشد تشکیل خواهد شد. ماده 42: جلسات هیئت‌مدیره در صورتی رسمیت دارد که بیش از نصف اعضای هیئت‌مدیره در آن جلسات حضور داشته باشند. تصمیمات هیئت‌مدیره با اکثریت آراء حاضرین معتبر خواهد بود. مدیر عامل در جلسات هیئت‌مدیره شرکت خواهد جست و در صورتی که عضو هیئت‌مدیره نباشد حق رأی نخواهد داشت. ماده 43: هیئت‌مدیره برای هرگونه اقدامی به‌نام شرکت و هر نوع عملیات و معاملات مربوط به موضوع شرکت که انجام و اتخاذ تصمیم دربارة آنها در صلاحیت مجامع عمومی نباشد، دارای اختیارات نامحدود است، از قبیل: 1- نمایندگی شرکت در برابر صاحبان سهام، کلیة ادارات دولتی و غیر دولتی، مؤسسات عمومی، مراجع قضایی و سایر اشخاص حقیقی و حقوقی، 2- تصویب آیین نامه‌های داخلی شرکت به پیشنهاد مدیرعامل، 3- اجرای مقررات مصوب پس از ابلاغ، 4- اتخاذ تصمیم در خصوص تأسیس و انحلال نمایندگی‌ها یا شعب در هر نقطه از ایران یا خارج از ایران، 5- تصویب ساختار سازمانی، شرایط استخدام و میزان حقوق و دستمزد در چهارچوب مقررات، 6- پیش‌بینی و تصویب بودجة سالانه و برنامه‌های بلندمدت، میان‌مدت و کوتاه مدت شرکت در چهارچوب اساسنامه و مقررات، 7- افتتاح هر نوع حساب و استفاده ازآن به‌نام شرکت نزد بانک‌ها و مؤسسات قانونی دیگر، 8- دریافت مطالبات و پرداخت دیون شرکت، 9- صدور، ظهرنویسی، قبولی، پرداخت و واخواست اوراق تجارتی، 10- انعقاد هر نوع قرارداد، تغییر، تبدیل، فسخ و یا اقالة آن در مورد اموال منقول و غیرمنقول که مرتبط با موضوع شرکت باشد و انجام کلیة عملیات و معاملات مذکور در مادة 2 این اساسنامه و اتخاذ تصمیم در مورد کلیۀ ایقاعات، 11- اتخاذ تصمیم در مورد امور مرتبط با ثبت و معاملۀ کلیۀ حقوق غیرمادی یا معنوی از جمله هرگونه حق اختراع، نام یا علائم تجاری و صنعتی، کپی‌رایت، سرقفلی و کلیة امتیازات متصوره، 12- به امانت‌‌گذاردن هر نوع سند، مدرک، وجوه شرکت یا اوراق بهادار و استرداد آنها. 13- تحصیل تسهیلات از بانک‌ها، شرکت‌ها و مؤسسات رسمی با رعایت مقررات اساسنامۀ حاضر، 14- رهن‌گذاردن اموال شرکت اعم از منقول و غیرمنقول و فک رهن و لو کراراً، 15- اقامة هرگونه دعوای حقوقی و کیفری و دفاع از هر دعوای حقوقی و کیفری اقامه شده، در هریک از دادگاه‌ها، دادسراها، مراجع قضایی یا غیرقضایی اختصاصی یا عمومی و دیوان عدالت اداری، از طرف شرکت؛ دفاع از شرکت در مقابل هر دعوای اقامه شده علیه شرکت چه کیفری و چه حقوقی در هریک از مراجع قضایی یا غیرقضایی اختصاصی یا عمومی و دیوان عدالت اداری؛ با حق حضور و مراجعه به مقامات انتظامی و استیفای کلیة اختیارات مورد نیاز در دادرسی از آغاز تا اتمام، از جمله حضور در جلسات، اعتراض به رأی، درخواست تجدیدنظر، فرجام، واخواهی و اعادة دادرسی، مصالحه و سازش، استرداد اسناد یا دادخواست یا دعوا، ادعای جعل یا انکار و تردید نسبت به سند طرف و استرداد سند، تعیین جاعل، حق امضای قراردادهای حاوی شرط داوری یا توافقنامه داوری و ارجاع دعوا به داوری و تعیین و گزینش داور منتخب ( با حق صلح یا بدون آن)؛ اجرای حکم نهایی و قطعی داور، درخواست صدور برگ اجرایی و تعقیب عملیات آن واخذ محکوم‌‌به و وجوه ایداعی و تعقیب آنها، تعیین مصدق و کارشناس، انتخاب و عزل وکیل و نماینده با حق توکیل مکرر، اقرار در ماهیت دعوا، جلب ثالث و دفاع از دعوای ثالث، دعوای متقابل و دفاع در مقابل آنها، ورود شخص ثالث و دفاع از دعوای ورود ثالث، قبول یا رد سوگند، تأمین خواسته، تأمین ضرر و زیان ناشی از جرائم و امورمشابه دیگر، 16- استقرار نظام کنترل داخلی به منظور اطمینان از انطباق کلیة عملیات شرکت در جهت اهداف شرکت و در چهارچوب قوانین، اساسنامه، مقررات و آیین‌نامه‌های داخلی شرکت، 17- تنظیم صورت‌های مالی سالانه و گزارش فعالیت هیئت مدیره و ارائة آن به بازرس و حسابرس، 18- تنظیم صورت‌های مالی میان دوره‌ای در مقاطع سه ماهه و ارائة صورت‌های مالی 6 ماهه به حسابرس بازرس، 19- دعوت مجامع عمومی عادی و فوق‌العاده و تعیین دستور جلسۀ آنها، 20- پیشنهاد هر نوع اندوخته به جز اندوختة قانونی، 21- پیشنهاد تقسیم سود بین صاحبان سهام، 22- پیشنهاد اصلاح اساسنامه به مجمع عمومی فوق‌العاده، 23- هرگونه اختیارات و وظایفی که به موجب قانون و مقررات جزء اختیارات و وظایف شرکت یا هیئت مدیره قلمداد شده یا خواهد شد. تبصره: هیئت مدیره نمی‌تواند وظایف و اختیارات مندرج در بندهای 2، 5، 6، 20، 21و 22 را به دیگری واگذار کند. تفویض اختیارات و وظایف موضوع بند 23 در صورتیکه در مقررات پیش‌بینی شده باشد امکان‌پذیر است. هیئت مدیره می‌تواند سایر وظایف و اختیارات خود را به مدیرعامل تفویض کند مشروط بر اینکه این تفویض به صورت صریح و معین باشد. ماده 44: هیئت مدیره باید، گزارشی از عملکرد شرکت و واحدهای تابعة آن در هر سال مالی را، که شامل عملکرد شعبات و کمیته‌های شرکت و مقایسه با برنامه‌های مصوب است، به همراه برنامه‌های شرکت تهیه کرده و حداکثر ظرف 3 ماه پس از انقضای هر سال مالی جهت اظهارنظر در اختیار بازرس قرار دهد. سازمان می‌تواند موارد لازم برای درج در این گزارش را تعیین نماید. این گزارش یا نکات مهم آن باید در جلسة مجمع عمومی که بمنظور رسیدگی به عملکرد و صورت‌های مالی شرکت تشکیل می‌گردد، توسط رئیس یا یکی از اعضای هیئت مدیره قرائت شود. ماده 45: درصورتی که هر عضو هیئت مدیره بخواهد از سمت خود استعفاء دهد، باید حداقل 30 روز قبل موضوع را به سازمان، رئیس هیئت مدیره و بازرس اطلاع دهد. ماده 46: عدم حضور هر یک از اعضای حقیقی یا نمایندة اعضای حقوقی هیئت مدیره بیش از سه جلسه متوالی یا شش جلسة متناوب در طول یک سال شمسی بدون عذر موجه، خودبه‌خود موجب سلب عضویت در هیئت مدیره می‌شود.تشخیص موجه‌ بودن غیبت برعهدۀ هیئت مدیره است. ماده 47: هرسال طبق تصمیم مجمع عمومی، ممکن است نسبت معینی از سود خالص به عنوان پاداش با رعایت قانون اصلاح قسمتی از قانون تجارت در اختیار هیئت‌مدیره گذارده شود. این نسبت به هیچ وجه نباید از پنج درصد سودی که همان سال به صاحبان سهام پرداخت می‌شود تجاوز کند. ماده 48: اعضای هیئت‌مدیره و مدیرعامل شرکت و همچنین مؤسسات و شرکت‌هایی که اعضای هیئت‌مدیره یا مدیرعامل شرکت شریک یا عضو هیئت‌مدیره یا مدیرعامل آنها باشند، نمی‌توانند بدون تصویب هیئت‌مدیره در معاملاتی که با شرکت یا به حساب شرکت می‌شود به‌طور مستقیم یا غیرمستقیم طرف معامله واقع و یا سهیم شوند. احکام این‌گونه معاملات در قانون تجارت مقرر شده است. ماده 49: مدیرعامل شرکت و اعضاء هیئت‌مدیره به استثناء اشخاص حقوقی، حق ندارند هیچ‌گونه وام یا اعتباری از شرکت تحصیل نمایند و شرکت نمی‌تواند دیون آنان را تضمین یا تعهد کند. این‌گونه عملیات به‌خودی خود باطل است. ممنوعیت مذکور در این ماده شامل اشخاصی نیز که به نمایندگی شخص حقوقی عضو هیئت‌مدیره، درجلسات هیئت‌مدیره شرکت می‌کنند و همچنین شامل همسر و پدر و مادر و اجداد و اولاد و اولاد اولاد و برادر و خواهر اشخاص مذکور در این ماده هم می‌گردد. ماده 50: مدیران و مدیرعامل نمی‌توانند معاملاتی نظیر معاملات شرکت که متضمن رقابت با عملیات شرکت باشد انجام‌دهند. هر مدیری که از مقررات این ماده تخلف کند و تخلف او موجب ضرر و زیان شرکت گردد، مسئول جبران آن خواهد بود. منظور از ضرر در این ماده اعم است از ورود خسارت یا تفویت منفعت. فصل هشتم: مدیرعامل ماده 51: هیئت‌مدیره باید یک نفر شخص حقیقی را از بین اعضاء خود یا از خارج که صلاحیت حرفه‌ای وی قبلاً به تأیید سازمان رسیده است، به مدیریت‌‌عامل شرکت برگزیند و حدود اختیارات، مدت تصدی، حقوق و سایر شرایط استخدامی او را تعیین کند. مدیرعامل باید بلافاصله پس از انتصاب به این سمت مطابق مقررات سازمان قبولی سمت خود را به شرکت و سازمان ارائه دهد. هیئت‌مدیره می‌تواند قسمتی از اختیارات مشروحه در ماده 44را به مدیرعامل تفویض نماید. مدیرعامل شرکت درحدود اختیاراتی که به او تفویض شده، نمایندة شرکت محسوب و از طرف شرکت حق امضاء دارد. در صورتی که مدیرعامل عضو هیئت‌مدیره باشد، دورة مدیریت‌‌عامل او از مدت عضویت او در هیئت‌مدیره بیشتر نخواهد بود. مدیرعامل شرکت نمی‌تواند در عین حال رییس هیئت‌مدیرۀ شرکت باشد. تبصره 1: نام، مشخصات و حدود اختیارات‌ مدیرعامل، باید با ارسال نسخه‌ای از صورتجلسة هیئت‌مدیره به ادارة ثبت شرکت‌ها اعلام و پس از ثبت در روزنامة رسمی آگهی شود. تبصره 2: چنانچه مدیرعامل به تشخیص سازمان صلاحیت‌های لازم را طی دورۀ مسئولیت از دست بدهد یا مشخص شود که از ابتدا حائز این صلاحیت‌ها نبوده ‌است، هیئت مدیره باید او را از این سمت‌ عزل و شخص دیگری را با تأیید سازمان جایگزین وی نماید. تبصره 3: مدیرعامل می‌تواند برخی از وظایف و اختیارات خود را با حفظ مسئولیت به مدیران و کارکنان شرکت تفویض نماید. ماده 52: در صورتی‌که به‌دلیل استعفا، برکناری، فوت یا هر دلیل دیگری، سمت مدیر عاملی شرکت بلاتصدی شود، هیئت مدیره باید ظرف حداکثر یک ماه با رعایت مواد اساسنامه و مقررات، شخص دیگری را به این سمت برگزیند. در صورتی‌که انتخاب مدیرعامل بیش از یک هفته طول بکشد، هیئت مدیره باید تا انتخاب مدیرعامل مطابق این ماده، یک نفر را به عنوان نماینده با تصریح حدود اختیارات انتخاب نماید. ماده 53: کلیة اوراق، قراردادها و اسناد تعهدآور شرکت، توسط اشخاصی که هیئت‌مدیره تعیین کند، امضاء می‌شود. اسامی این اشخاص طی صورت‌جلسه‌ای به ادارة ثبت شرکت‌ها جهت درج در روزنامة رسمی اعلام می‌شود. فصل نهم: بازرس ماده 54: مجمع عمومی عادی باید برای هر سال از بین مؤسسات حسابرسی معتمد سازمان، یک بازرس اصلی و یک بازرس علی‌البدل انتخاب نماید تا پس از قبول سمت، برای انجام وظایف و مسئولیت‌های مقرر در قوانین و مقررات مرتبط و همچنین اساسنامة شرکت، اقدام نماید. تبصره 1: انتخاب مجدد و عزل بازرس براساس مقررات خواهد بود. تبصره 2: در صورتیکه بازرس اصلی یا علی‌البدل از فهرست حسابرسان معتمد سازمان حذف شود، خود به خود از وی سلب سمت می‌شود. تبصره 3: مؤسسات حسابرسی را نمی‌توان در دوران تعلیق از فهرست حسابرسان معتمد سازمان، به عنوان بازرس اصلی یا علی‌البدل شرکت انتخاب نمود. ماده 55: به جز سال اول فعالیت، هیئت مدیره باید حداقل 25 روز قبل از تشکیل جلسة مجمع عمومی جهت انتخاب بازرس اصلی و علی‌البدل، فراخوانی به منظور ثبت نام از داوطلبین تصدی این سمت‌ها از میان مؤسسات حسابرسی معتمد سازمان بورس و اوراق بهادار در روزنامة کثیرالانتشار و پایگاه الکترونیکی شرکت انتشار دهد و طی آن فرصتی 10 روزه جهت ثبت نام داوطلبین در نظر بگیرد. هیئت مدیره باید وضعیت داوطلبین ثبت نام شده را با شرایط مندرج در این اساسنامه و مقررات تطبیق داده و نتایج را به مجمع عمومی عادی گزارش کند تا این مجمع براساس ماده 55 نسبت به انتخاب بازرس اصلی و علی‌البدل اقدام نماید. ماده 56: بازرس علاوه بر وظایف تعیین شده در قانون تجارت برای بازرس شرکتهای سهامی و وظایف تعیین شده در قانون بازار اوراق بهادار، مقررات، سایر قوانین و سایر مواد این اساسنامه، وظایف و مسئولیت‌های زیر را برعهده دارد: 1)اظهارنظر راجع به صورت‌های مالی سالانه و شش‌ماهة شرکت با رعایت استانداردهای حسابرسی و حسابداری ملی؛ 2)اظهار نظر راجع به صحت اطلاعات مندرج در هرگونه گزارشی که هیئت مدیره به مجمع عمومی ارائه می‌دهد؛ 3)ارائه گزارش به مجمع عمومی، راجع به رعایت یا عدم رعایت قوانین و مقررات توسط شرکت، مدیران و کارکنان آن در طول سال مالی؛ 4)بررسی سیستم‌های کنترل داخلی مالی و غیرمالی شرکت در هر سال مالی و تهیة گزارش در این‌مورد شامل اظهار نظر راجع به کفایت سیستم‌های کنترل داخلی،موارد نقص، پیشنهادهای اصلاحی و ارایة آن همزمان به هیئت مدیره و کمیتة حسابرسی داخلی. تبصره 1: چنانچه بازرس در طول بررسی‌های خود از نقض قوانین، مقررات و آیین‌نامه‌های داخلی مطلع گردید باید بلافاصله موضوع را به هیئت مدیره، کمیتة نظارت داخلی و سازمان اطلاع دهد. تبصره 2: بازرس باید گزارش‌های موضوع این ماده را همزمان به شرکت و سازمان ارسال دارد. ماده 57: حق‌الزحمة بازرس توسط مجمع عمومی عادی تعیین می‌گردد. بازرس، مدیران و افراد تحت تکفل آنها حق ندارند وجه، دارایی و امتیازات دیگری غیر از آنچه به تصویب مجمع عمومی رسیده است، از شرکت دریافت دارند یا در معاملات شرکت به طور مستقیم یا غیرمستقیم ذینفع شوند. تبصره: حق‌الزحمة بازرس باید به طور جداگانه و به حد کافی در یادداشت‌های صورت‌های مالی شرکت افشا شود. ماده 58: در صورتیکه ادامة فعالیت بازرس امکان‌پذیر نباشد، هیئت مدیره مکلف است ظرف یک ماه از مجمع عمومی عادی به طور فوق‌العاده برای تعیین بازرس دعوت به عمل آورد. در هر حال بازرس قبلی همچنان تا انتخاب جایگزین، مسئول انجام وظایف مربوطه می‌باشد. ماده 59: بازرس باید مقرراتی را که سازمان در خصوص روابط او با شرکت وضع می‌کند، رعایت نماید. فصل دهم: کمیته ها ماده 60: هیئت مدیره باید حداقل دارای یک کمیتة نظارت باشد. سایر کمیته‌های هیئت مدیره با تصویب هیئت مدیره تشکیل می‌شوند. ماده 61: هر کمیتة هیئت مدیره دارای یک منشور است که در آن اهداف، وظایف، اختیارات، تعداد و ترکیب اعضاء و شرایط عضویت، چگونگی انتخاب اعضاء، چگونگی انتخاب رئیس کمیته و وظایف و اختیارات وی، چگونگی تشکیل و ادارة جلسات کمیته، زمانبندی تشکیل جلسات کمیته، نحوة رسیدگی و تصمیم‌گیری و سایر موارد لازم با توجه به مفاد این اساسنامه و مقررات درج می‌شود. تبصره: منشور کمیتة نظارت باید به تصویب سازمان و منشور سایر کمیته‌ها به تصویب هیئت مدیره برسد. ماده62: اهداف و وظایف کمیتة نظارت عبارتند از: 1-بررسی وجود و کفایت سیستم‌های کنترل داخلی شرکت و اجرای آن و در صورت نیاز ارائة پیشنهاد برای اصلاح و بهبود آنها؛ 2-بررسی کلیة مکاتبات مهم شرکت اعم از داخلی و خارجی؛ 3-بررسی رعایت مقررات سازمان ناظر بر فعالیت شرکت؛ 4-بررسی و اطمینان از ارائة اطلاعات کامل توسط شرکت در زمینة خدمات قابل ارائه و حدود وظایف و مسئولیت‌های آن به دریافت‌کنندگان خدمات. تبصره: کمیتة نظارت باید حداقل هر شش ماه یکبار نتایج بررسی‌های خود را به همراه پیشنهادهای اصلاحی به هیئت مدیره گزارش کند تا در جلسة هیئت مدیره طرح و تصمیمات لازم اتخاذ شود. فصل یازدهم: مقررات مالی ماده 63: سال مالی شرکت برابر یک سال شمسی است که از روز ........................... ماه .................. هرسال آغاز می‌شود، و در روز ................ماه .....................به پایان می‌رسد. سال اول فعالیت شرکت از تاریخ تأسیس تا پایان ................... ماه خواهد بود. ماده 64: هیئت‌مدیرۀ شرکت باید حداکثر ظرف دو ماه پس از انقضای هرسال مالی، صورت‌های مالی شرکت را به ضمیمة گزارشی دربارة فعالیت و وضع عمومی شرکت طی سال مالی مزبور تنظیم و به بازرس ارائه نماید. تبصره: هیئت مدیره باید صورت‌های مالی میان‌دوره‌ای شش ماهه را نیز تهیه و حداکثر یک ماه پس از گذشت شش ماهة اول همان سال، جهت اظهارنظر به بازرس ارائه دهد. ماده 65: صورت‌های مالی حسابرسی شده هر سال مالی، باید حداکثر ظرف مدت 4 ماه پس از انقضای سال مالی شرکت برای تصویب به مجمع عمومی عادی تقدیم گردد. ماده 66: وضع اندوختۀ قانونی از سود خالص شرکت مطابق قانون تجارت انجام می‌شود. به پیشنهاد هیئت‌مدیره و تصویب مجمع عمومی عادی، ممکن است قسمتی از سود خالص برای تشکیل سایر اندوخته‌ها کنار گذاشته‌‌شود. ماده 67: مجموع بدهی‌های شرکت حداکثر می‌تواند تا شصت درصد سرمایة شرکت باشد. فصل دوازدهم: انحلال و تصفیه ماده 68: مجمع عمومی فوق‌العادۀ شرکت، به پیشنهاد هیئت مدیره می‌تواند رأی به انحلال شرکت بدهد. گزارش پیشنهادی هیئت مدیره باید شامل دلایل و عواملی باشد که اعضای هیئت مدیره به استناد آن، پیشنهاد انحلال شرکت را ارائه نموده‌اند. این گزارش باید قبل از طرح در مجمع در اختیار بازرس شرکت قرار گرفته و با اظهارنظر بازرس به مجمع ارائه شود. تصمیم‌گیری در خصوص پیشنهاد هیئت مدیره بدون قرائت گزارش بازرس در مجمع امکان‌پذیر نمی‌باشد. مجمع عمومی فوق‌العاده‌، با موضوع انحلال اختیاری شرکت، با حضور حداقل 75 درصد از دارندگان سهام رسمیت خواهد یافت. ماده 69: در صورت لغو مجوز فعالیت شرکت مطابق مقررات توسط شورا، هیئت مدیره موظف است تشریفات لازم برای تشکیل مجمع عمومی فوق‌العاده را به انجام رساند. مجمع عمومی فوق‌العاده می‌تواند رأی به انحلال شرکت دهد یا با تغییر موضوع فعالیت، نسبت به ادامة حیات شرکت اتخاذ تصمیم نماید. ماده 70: در صورت انحلال اختیاری یا قهری شرکت، تصفیة امور آن با متابعت از قوانین و مقررات مربوطه به عمل خواهد آمد. فصل سیزدهم: سایر موارد ماده 71: درصورتی که مطابق مقررات تغییر در اساسنامة شرکت ضروری باشد، هیئت مدیره موظف است، تشریفات لازم برای تغییر در اساسنامه را به انجام رساند. همچنین هرگونه تغییر در اساسنامه منوط به تصویب سازمان و طی تشریفات قانونی است. ماده 72: درصورتی که سازمان تصمیم به توقف یا تعلیق هر یک از فعالیت‌های شرکت برای مدتی معین یا نامحدود بگیرد، شرکت باید طبق مقررات، آن فعالیت یا فعالیت‌ها را در آن مدت متوقف یا معلق کند. ماده 73: موادی که در این اساسنامه پیش‌بینی نشده مشمول قانون تجارت و سایر قوانین موضوعه و مقررات می‌باشد. ماده 74: این اساسنامه در 74 ماده و31 تبصره در تاریخ .................. به تصویب مجمع عمومی شرکت و در تاریخ ............................ به تصویب سازمان رسید.
  9. Managerr

    نمونه اساسنامه

    به نام خدا فصل اول: تعاریف ماده 1: کلیة اصطلاحات و واژه‌هایی که در مادة یک قانون بازار اوراق بهادار جمهوری اسلامی ایران مصوب آذرماه 1384 مجلس شورای اسلامی (که از این پس قانون نامیده می‌شود) تعریف شده‌اند، به همان مفاهیم در این اساسنامه نیز کاربرد دارند. سایر واژه‌ها دارای معانی زیر می باشند: 1. مقررات: اعم است از مصوبات هیئت محترم وزیران، شورا، سازمان و نیز مصوبات سایر مراجع در حدود اختیارات تفویض شده به آنان تحت هر عنوان(از قبیل آئین‌نامه، دستورالعمل، رویة اجرایی و بخشنامه) در خصوص بازار اوراق بهادار و فعالان آن که جهت اجرا ابلاغ شده باشد. 2. شخص وابسته: شخص وابسته به هر شخص حقیقی عبارت است از همسر و اقرباء نسبی درجة اول از طبقة اول آن شخص. شخص وابسته به هر شخص حقوقی عبارت است از: الف- مدیرعامل، اعضاء هیئت مدیرة شرکت‌ها و همسر و اقرباء نسبی درجة اول از طبقة اول آنها؛ ب – هر شخص حقیقی که همراه اشخاص وابستة خود حداقل20 درصد سهام شخص حقوقی را مالک باشد؛ ج – هر شخص حقوقی که بتواند حداقل یکی از اعضاء هیئت مدیره را انتخاب کند. 3. سهامدار عمده: سهامداری است که به همراه اشخاص وابسته به خود حداقل 10 درصد سهام شرکت را داشته باشد. فصل دوم: نام، موضوع، مدت، تابعیت و مرکز اصلی شرکت ماده 2: نام شرکت، شرکت سرمایه‌گذاری ..................................................(سهامی عام) می‌باشد. ماده 3: موضوع فعالیت شرکت به قرار زیر است : 1- تشکیل و ادارة سبدی از اوراق بهادار از محل دارایی‌های شرکت به نام شرکت با هدف کسب انتفاع با لحاظ موارد زیر؛ الف) بیش از 5 درصد از دارایی‌های شرکت که به این فعالیت اختصاص یافته است به سرمایه‌گذاری در اوراق بهادار یک ناشر اختصاص نیابد. ب ) میزان سرمایه‌گذاری در اوراق بهادار یک ناشر در حدی باشد که کمتر از 20 درصد حق رأی از مجموع حق رأی لازم برای انتخاب هیأت مدیرة آن ناشر را در اختیار شرکت و اشخاص وابسته به شرکت قرار دهد. ج) در ترکیب اوراق بهادار سبد، اوراق بهادار منتشره از طرف شرکت های سرمایه گذاری قرار نگیرد. د) حداکثر 20درصد از دارایی‌هایی که به این فعالیت اختصاص یافته است صرف خرید اوارق بهادار ناشرینی شود که در یک صنعت فعالیت می کنند. 2- سبدگردانی اوراق بهادار به نام دیگران و مدیریت صندوق‌های سرمایه‌گذاری؛ 3- مشاوره در امور سرمایه‌گذاری؛ 4- مشاوره در امور مدیریت ریسک. تبصرة 1: شرکت حداقل 70 درصد از دارایی‌های خود را به موضوع فعالیت مذکور در بند یک این ماده اختصاص می‌دهد. بقیة دارایی‌های شرکت می‌تواند شامل دارایی‌هایی باشد که به منظور انجام فعالیت‌های شرکت ضرورت دارند. تبصرة 2: انجام فعالیت‌های موضوع بندهای 2، 3 و 4 منوط به کسب مجوز جداگانه از سازمان است. ماده 4: شرکت تابعیت ایرانی داشته و مدت فعالیت آن از تاریخ تأسیس نامحدود است. ماده 5: مرکز اصلی شرکت در شهر... استان ... است. انتقال مرکز اصلی شرکت به هر شهر دیگر در داخل کشور منوط به تصویب مجمع عمومی فوق‌العاده می‌باشد، لیکن تعیین و تغییر نشانی مرکز اصلی شرکت در همان شهر منوط به تصویب هیئت مدیره شرکت خواهد بود. هیئت مدیرة شرکت می‌تواند طبق مقررات اقدام به تاسیس شعبه یا نمایندگی نموده یا آن را منحل کند. فصل سوم: چارچوب فعالیت ماده 6: شرکت از مصادیق شرکت‌های سرمایه‌گذاری مذکور در بند 21 ماده(1) قانون بازار اوراق بهادار محسوب شده و براساس ماده(28) این قانون فعالیت آن تحت نظارت سازمان است و مجامع عمومی، مدیران، بازرس و کمیته‌های شرکت مکلفند کلیۀ قوانین و مقررات را رعایت و اجرا نمایند . فصل چهارم: سرمایه، ترکیب سهامداران و نقل و انتقال سهام ماده 7: سرمایۀ شرکت مبلغ .............................. ریال، (به حروف ............................................................... ریال) است که به .......................................... سهم عادی / ممتاز* ............................ ریالی با نام تقسیم شده است.(* در صورتی که ایجاد سهام ممتاز مورد نظر باشد، تعیین تعداد و خصوصیات و امتیازات این گونه سهام) از این مبلغ معادل ........................... ریال به صورت غیرنقد و ...................... ریال به صورت نقد می‌باشد. این مبلغ تماماً تأدیه شده است / ............................ ریال آن معادل ................................ درصد تأدیه و ........................... ریال آن معادل .............................. درصد در تعهد صاحبان سهام می‌باشد. تبصره: مبلغ تعهد شدة هر سهم باید ظرف مدت .......................... پرداخت شود. ماده 8: اوراق سهام شرکت متحدالشکل، چاپی و دارای شمارۀ ترتیب بوده و باید به امضای مدیرعامل و یک نفر از اعضای هیئت مدیره به انتخاب هیئت مدیره برسد. این اوراق باید ممهور به مهر شرکت باشد. در ورقۀ سهم نکات زیر باید ذکر شود: o نام شرکت و شمارۀ ثبت آن نزد مرجع ثبت شرکت‌ها، o شمارۀ ثبت ورقة سهم و شرکت نزد سازمان بورس و اوراق بهادار، o مبلغ سرمایۀ ثبت شده و مقدار پرداخت شدة آن، o تعیین نوع سهام، o مبلغ اسمی سهم و مقدار پرداخت شدة آن به عدد و حروف، o تعداد سهامی که هر ورقه نمایندۀ آن است، o نام و شمارۀ ملی دارندۀ سهم. تبصره 1: سهام شرکت غیر قابل تقسیم است. مالکین مشاع سهام باید در برابر شرکت به یک شخص نمایندگی بدهند. تبصره 2: تملک هر بخش از سهام شرکت، متضمن قبول مقررات این اساسنامه و تصمیمات مجامع عمومی است. ماده 9: تا زمانی که اوراق سهام صادر نشده است شرکت باید به صاحبان سهام گواهی‌نامة موقت سهم بدهد که معرف تعداد و نوع سهام و مبلغ پرداخت شدة آن باشد. این گواهی‌نامه در حکم سهم است ولی در هر حال ظرف مدت یک سال پس از پرداخت تمامی مبلغ اسمی سهم باید ورقة سهم صادر و به صاحب سهم تسلیم و گواهی‌نامة موقت سهم مسترد و ابطال گردد. ماده 10: انتقال سهام بایستی در دفتر ثبت سهام شرکت به ثبت برسد. انتقال دهنده یا وکیل یا نمایندۀ قانونی او، باید ثبت انتقال را در دفتر مزبور امضا نماید. هویت کامل و نشانی انتقال گیرنده نیز از نظر اجرای تعهدات ناشی از نقل و انتقال سهام باید در دفتر ثبت سهام قید شده و به امضای انتقال گیرنده یا وکیل یا نمایندۀ او برسد. تملک یا تحصیل هر بخش از سهام شرکت، متضمن قبول مقررات این اساسنامه و تصمیمات مجامع عمومی سهامداران است. ماده 11: سهامداران عمدة شرکت باید براساس مقررات مورد تائید سازمان باشند. هرگونه نقل و انتقال سهام یا پذیره‌نویسی سهام جدید که موجب شود تا شخصی به یک سهامدار عمده تبدیل شود، باید قبلاً توسط خریدار یا نمایندة وی به سازمان اعلام و به تأئید سازمان برسد. فصل پنجم: تغییرات سرمایۀ شرکت ماده 12: تغییرات سرمایۀ شرکت با رعایت قوانین و مقررات مربوطه اعم از مفاد قانون تجارت، قانون بازار اوراق بهادار و دستورالعمل ثبت و عرضۀ عمومی اوراق بهادار، انجام می‌شود. ماده 13: هرگونه تغییر در سرمایۀ شرکت منحصراً در صلاحیت مجمع عمومی فوق‌العاده است. مجمع عمومی فوق‌العاده می‌تواند به هیئت مدیره اجازه دهد پس از اخذ مجوز از سازمان بورس و اوراق بهادار، ظرف مدت معینی که نباید از پنج سال تجاوز کند، سرمایۀ شرکت را تا مبلغ معینی از طریقی که مجمع مشخص نموده‌است، افزایش دهد. ماده 14: سرمایۀ شرکت با تصویب مجمع عمومی فوق‌العاده و با رعایت مقررات مربوطه از طریق صدور سهام جدید قابل افزایش می‌باشد. تأدیۀ مبلغ اسمی سهام جدید به یکی از طرق زیر امکان‌پذیر است: · پرداخت نقدی مبلغ اسمی سهام، · تبدیل مطالبات نقدی حال شدۀ اشخاص از شرکت به سهام جدید، · انتقال سود تقسیم نشده، اندوخته یا عواید حاصل از اضافه ارزش سهام جدید به سرمایۀ شرکت، · تبدیل اوراق مشارکت شرکت به سهام تبصره: انتقال اندوختۀ قانونی به سرمایه ممنوع است. ماده 15: تأدیۀ مبلغ اسمی سهام جدید در صورت تصویب افزایش سرمایه از محل مطالبات نقدی سهامداران در مجمع عمومی فوق‌العاده، توسط هر یک از سهامداران موکول به اعلام موافقت آنان می‌باشد. تبصره: مطالبات نقدی سهامداران بابت سود با تصویب یا اجرای افزایش سرمایه از این محل، حال شده تلقی گردیده و در صورت مطالبۀ سهامداران پرداخت می‌شود. ماده 16: در صورت تصویب افزایش سرمایه، صاحبان سهام شرکت در خرید سهام جدید به نسبت سهامی که مالک می‌باشند، حق تقدم دارند. این حق قابل نقل و انتقال است. مهلت اعمال حق تقدم، بنا به پیشنهاد هیئت مدیره و بعد از تأیید سازمان بورس و اوراق بهادار، تعیین می‌شود. این مهلت از روزی که برای پذیره‌نویسی تعیین می‌گردد، شروع می‌شود. ماده 17: گواهی‌نامۀ حق تقدم باید توسط پست سفارشی قبل از شروع پذیره‌نویسی به آخرین آدرس اعلام شدۀ سهامداران ارسال شود. اعلامیۀ پذیره‌نویسی سهام جدید باید ضمن درج در روزنامۀ کثیرالانتشار شرکت، از طریق سایت اینترنتی رسمی آن نیز به اطلاع سهامداران برسد. ماده 18: با توجه به پیشنهاد و گزارش هیئت مدیره، مجمع عمومی فوق‌العاده می‌تواند مقرر نماید که برای افزایش سرمایه، سهام جدیدی با اضافۀ ارزش سهم، یعنی به مبلغی بیش از ارزش اسمی، به‌فروش برسد. عواید حاصل از اضافۀ ارزش سهام فروخته شده با تصویب مجمع عمومی فوق‌العاده به یکی از طرق زیر صرف می‌گردد: · انتقال به حساب اندوخته · تقسیم نقدی میان صاحبان سهام قبلی · صدور سهام جدید در ازای این اضافه ارزش جهت ارائه به صاحبان سهام قبلی ماده 19: علاوه بر كاهش اجباري سرمايه به علت از بين رفتن قسمتي از سرماية شركت، مجمع عمومي فوق‌العادۀ شركت مي‌تواند به پيشنهاد هيئت ‌مديره، درمورد كاهش سرماية شركت به‌طور اختياري نيز اتخاذ تصميم كند، مشروط برآنكه بر اثر كاهش سرمايه به تساوي حقوق صاحبان سهام لطمه‌اي وارد نشود. کاهش اختیاری سرمایه از طریق کاهش بهای اسمی سهام به نسبت متساوی و رد مبلغ کاهش یافته هر سهم به صاحبان آن انجام می‌شود. ماده 20: شرکت می‌تواند با تصویب مجمع عمومی‌ عادی صاحبان سهام، نسبت به انتشار اوراق مشارکت اقدام نماید. دعوت از مجمع عمومی‌ عادی جهت بررسی موضوع انتشار اوراق مشارکت، موکول به اعلام تأیید سازمان بورس و اوراق بهادار مبنی بر رعایت مقررات ثبت و عرضۀ عمومی اوراق بهادار می‌باشد. مجمع عمومی عادی می‌تواند به هیئت مدیره اجازه دهد ظرف مدت معینی که نباید از دو سال تجاوز کند، پس از اخذ مجوز از سازمان بورس و اوراق بهادار، نسبت به انتشار اوراق مشارکت تا مبلغ معینی که مجمع مشخص نموده‌است، مبادرت نماید. تبصره: انتشار اوراق مشارکت قابل تبدیل و یا تعویض با سهام با تصویب مجمع عمومی فوق‌العاده صورت می‌پذیرد. فصل ششم: مجامع عمومی ماده 21: وظایف و اختیارات مجامع عمومی عادی و فوق‌العادۀ شرکت، همان وظایف و اختیارات مندرج در قانون تجارت، مقررات و مواد این اساسنامه برای مجامع عمومی عادی و فوق‌العادۀ شرکت‌های سهامی عام است. ماده 22: مجامع عمومی شرکت با رعایت مفاد قانون تجارت، به صورت زیر تشکیل می‌شوند: 1. مجمع عمومی عادی: این مجمع باید هر سال یک‌بار، حداکثر ظرف مدت چهار ماه از تاریخ پایان سال مالی، برای رسیدگی به موارد زیر تشکیل ‌شود: · استماع گزارش مدیران در خصوص عملکرد سال مالی قبل، · استماع گزارش بازرس یا بازرسان، · بررسی و تصویب صورت‌های مالی سال مالی قبل، · تصویب میزان سود تقسیمی، · تصویب میزان پاداش و حق حضور اعضای هیئت مدیره، · تعیین بازرس یا بازرسان اصلی و علی‌البدل شرکت و حق‌الزحمۀ آنها، · تعیین روزنامه/ روزنامه‌های کثیرالانتشار جهت درج آگهی‌های شرکت، · انتخاب مدیران، · انتشار اوراق مشارکت، · سایر مواردی که به موجب قانون تجارت در صلاحیت مجمع عمومی عادی می‌باشد. 2. مجمع عمومی فوق‌العاده: این مجمع در هر زمان جهت بررسی موارد زیر تشکیل می‌شود: · تغییر در مفاد اساسنامه، · تغییر در میزان سرمایه (افزایش یا کاهش)، · انتشار اوراق مشارکت قابل تبدیل و یا تعویض با سهام، · انحلال شرکت پیش از موعد با رعایت مقررات قانون تجارت. تبصره:تفویض تصویب میزان پاداش و حق حضور اعضای هیئت مدیره و تعیین بازرس یا بازرسان و حق‌الزحمۀ ایشان، به مدیران شرکت مجاز نمی‌باشد. ماده 23: دركلية مجامع عمومي، صاحبان سهام شخصاً، يا نماینده، وكيل يا قائم مقام قانوني آنها در مورد اشخاص حقیقی و نماینده یا نمایندگان شخص حقوقی، صرف‌نظر از تعداد سهام خود به شرط ارائه مدرک وکالت یا نمایندگی مي‌توانند حضور به‌هم رسانند. هر سهامدار، براي هريك سهم فقط يك رأي خواهد داشت. تبصره 1: در مجامع عمومی هر کس تنها می‌تواند به نمایندگی، وکالت یا قائم‌مقامی یک سهامدار عمده در جلسه حضور یابد یا وکالت یا نمایندگی آن عده از سهامداران را بپذیرد که مجموع سهام خود و موکلین وی بیش از 10 درصد کل سهام شرکت نشود. تبصره 2: هر سهامدار عمده یا نماینده، وکیل یا قائم‌مقام وی می‌تواند به همراه یک مشاور در جلسة مجمع عمومی حضور یابد که این مشاور حق دادن رأی و طرح موضوع را در مجمع عمومی ندارد. تبصره 3: در صورتی‌که هیئت مدیره یا بازرس حضور افرادی را برای ادای توضیحات یا ارائة مشاوره در مجمع عمومی ضروری تشخیص دهند، می‌توانند از آنان برای حضور در مجمع دعوت به عمل آورند. تبصره 4: حضور اعضای هیئت مدیره، مدیرعامل و بازرس در کلیة مجامع عمومی ضروری است. چنانچه هر یک از اعضای هیئت مدیره یا مدیرعامل بنا به عذر موجه قادر به حضور در مجمع عمومی نباشد باید دلیل عدم شرکت خود را به مجمع عمومی اعلام کند تا در ابتدای جلسه توسط رئیس مجمع قرائت شود. در هر صورت برگزاری مجمع عمومی بدون حضور بازرس امکان‌پذیر نخواهد بود. در صورت عدم حضور بازرس در مجمع عمومی هیئت مدیره موظف است مراتب را به سازمان گزارش دهد. تبصره 5: درصورت نقل و انتقال سهام، سهامدار جدید با ارائۀ یکی از مدارک زیر حق حضور در جلسۀ مجمع را خواهد داشت: · گواهی‌نامۀ موقت سهام، · اصل ورقۀ سهام. ماده 24: در دعوت، تشکیل، اداره و تصمیم‌گیری در مجامع عمومی علاوه بر قانون تجارت، مقررات نیز باید رعایت شود. در صورتی‌که تصمیمات اتخاذ شده توسط مجمع عمومی، قوانین یا مقررات را نقض کند معتبر نخواهد بود. ماده 25: براي تشكيل مجامع عمومي، ازطريق درج آگهي در روزنامة كثيرالانتشاري كه آگهي‌هاي مربوط به شركت در آن منتشر مي‌گردد و همچنین درج آگهی در سایت اینترنتی رسمی شرکت، از صاحبان سهام دعوت به عمل خواهدآمد. دستورجلسه، تاريخ، ساعت و محل تشكيل مجمع، درآگهي ذكر خواهد شد. تبصره 1: لحاظ نمودن آدرس پایگاه الکترونیکی شرکت در دعوتنامه مجمع ضروری است. تبصره 2: دستورجلسة مجمع در آگهی دعوت صاحبان سهام درج، و به طور همزمان در پایگاه الکترونیکی شرکت منتشر می‌شود. گزارش‌ها و اطلاعات اضافی مربوط به هر موضوع(نظیر گزارش هیئت مدیره از فعالیت‌های شرکت، صورت‌های مالی، گزارش بازرس) نیز همراه با دستور جلسة مجمع در این پایگاه الکترونیکی منتشر می‌شود. ماده 26: هیئت مدیره یا دعوت‌کنندة مجمع عمومی، موظف است ده روز قبل از تشکیل هر جلسة مجمع، سازمان را از برگزاری آن مطلع سازد. نمایندة سازمان به عنوان ناظر و بدون حق رأی در مجامع عمومی شرکت حضور می‌یابد. رئیس مجمع مکلف است تذکرات ناظر را به سهامداران حاضر در جلسه اعلام نماید. ماده 27: دستور جلسۀ هر مجمع عمومي را مقام دعوت‌كنندۀ آن معين مي‌نمايد. تمامی موارد دستور جلسه باید به صراحت درآگهي دعوت ذكر گردد. موارد مهم از قبیل انتخاب اعضای هیئت مدیره، انتخاب بازرس، تقسیم سود و اندوخته‌ها و تغییر موضوع فعالیت، قابل طرح در بخش "سایر موارد" نمی‌باشد. مطالبي كه در دستور جلسه پيش‌بيني نشده باشد، قابل طرح در مجمع عمومي نخواهد بود، مگر اينكه كلية صاحبان سهام درمجمع عمومي حاضر بوده و به قرارگرفتن آن مطلب در دستور جلسه رأي دهند. ماده 28: مجامع عمومی توسط هیئت رئیسه‌ای مرکب از یک رئیس، یک منشی و دو ناظر اداره می‌شود. ریاست مجمع با رییس یا نایب‌رییس هیئت‌مدیره و در غیاب آنها با ریاست یکی از مدیرانی است که به این منظوراز طرف هیئت‌مدیره انتخاب شده باشد. در مواقعی که انتخاب یا عزل بعضی از مدیران یا کلیة آنها در دستور جلسة مجمع باشد، رییس مجمع از بین سهامداران حاضر در جلسه با اکثریت نسبی انتخاب خواهدشد. دو نفر از سهامداران حاضر نیز به عنوان ناظر مجمع و یک نفر منشی از بین صاحبان سهام یا غیر آنها از طرف مجمع انتخاب می‌شوند. ماده 29: اخذ رأی به صورت شفاهی، مثلاً با بلند کردن دست یا قیام به عنوان اعلام موافقت صورت می‌پذیرد. در صورتی که به تشخیص بازرس قانونی شرکت به دلیل ترکیب سهامداران حاضر در مجمع، رأی‌گیری به صورت شفاهی امکان‌پذیر نباشد، اخذ رأی به صورت کتبی به عمل خواهد آمد. تبصره: اخذ رأی در خصوص انتخاب اعضای هیئت مدیره، الزاماً به صورت کتبی خواهد بود. ماده 30: در مجمع عمومی عادی حضور دارندگان ....... درصد سهامی (* میزان سهام با رعایت مفاد قانون تجارت) که حق رأی دارند ضروری است. اگر در اولین دعوت حدنصاب مذکور حاصل نشود، مجمع برای بار دوم دعوت خواهد شد و با حضور هر عده از صاحبان سهامی که حق رأی دارند رسمیت داشته و تصمیم‌گیری خواهد کرد. مشروط بر اینکه در دعوت جلسة دوم نتیجه دعوت اول قید شده باشد. عدة لازم برای تشکیل جلسة مجمع عمومی توسط بازرس احراز می‌شود. ماده 31: در مجمع عمومی عادی، تصمیمات همواره با اکثریت نصف به‌علاوۀ یک آراء حاضر در جلسۀ رسمی، معتبر خواهد بود، مگر در مورد انتخاب مدیران و بازرسان که اکثریت نسبی کافی است. در مورد انتخاب مدیران تعداد آراء هر رأی‌دهنده در عدد مدیرانی که باید انتخاب شوند ضرب می‌شود و حق رأی هر رأی‌دهنده برابر با حاصل ضرب مذکور خواهد بود. رأی‌دهنده می‌تواند آراء خود را به یک نفر بدهد یا آنرا بین چند نفر که مایل باشد تقسیم کند. ماده 32: در مجمع عمومی فوق‌العاده باید دارندگان بیش از ......... درصد (* میزان سهام با رعایت قانون تجارت) سهامی که حق رأی دارند حاضر باشند. اگر در اولین دعوت حد نصاب مذکور حاصل نشود، مجمع برای بار دوم دعوت می‌شود و این بار با حضور دارندگان بیش از ..... درصد (* میزان سهام با رعایت قانون تجارت) سهامی که حق رأی دارند رسمیت یافته و اتخاذ تصمیم خواهد نمود مشروط به اینکه در دعوت دوم نتیجه دعوت اول قید شده باشد. تصمیمات مجمع عمومی فوق‌العاده همواره با اکثریت دوسوم آراء حاضر در جلسة رسمی و معتبر خواهد بود. عدة لازم برای تشکیل جلسة مجمع عمومی توسط بازرس احراز می‌شود. ماده 33: منشی جلسة مجمع عمومی باید صورتجلسة مجمع را به تعداد نسخ لازم حاوی خلاصه مذاکرات، تصمیمات مجمع عمومی و نتایج رأی‌گیری تهیه کند و به امضای اعضای هیئت رئیسه مجمع عمومی برساند. منشی جلسه نسخ صورتجلسه مزبور را به همراه فهرست سهامداران موضوع ماده 99 قانون تجارت به دبیرخانه هیئت مدیره واقع در دفتر مرکزی شرکت ارسال داشته و دبیرخانه نیز یک نسخه از صورتجلسه به همراه فهرست مذکور را حداکثر ظرف یک هفته پس از برگزاری مجمع عمومی به سازمان ارسال می کند. فصل هفتم: هیئت مدیره ماده 34: شرکت بوسیلة هیئت مدیره‌ای مرکب از ..... (حداقل پنج نفر و حداکثر یازده نفر) عضو اصلی اداره می‌شود که بوسیلة مجمع عمومی عادی از بین صاحبان سهام انتخاب می‌شوند و همۀ آنها قابل عزل و انتخاب مجدد می‌باشند. عدة اعضای هیئت مدیره همواره عددی فرد است. اکثریت اعضای هیئت مدیره را اعضای غیرموظف تشکیل می‌دهند. ماده 35: مجمع عمومی عادی باید نسبت به انتخاب حداقل دو عضو علی البدل هیئت مدیره اقدام کند تا در صورت فوت، استعفا یا برکناری هر یک از اعضای اصلی به ترتیبی که مجمع عمومی عادی تعیین کرده است، جایگزین عضو اصلی شوند. مدت مأموریت عضو علی‌البدل جانشین، برابر مدت باقیمانده از مأموریت فردی از هیئت مدیره است که عضو علی‌البدل جانشین وی شده است.
  10. دفترچه ی سوالات - دانلود سوالات کارشناسی ارشد مجموعه ی مدیریت سال 1390 دانلود - دانلود سوالات کارشناسی ارشد مجموعه ی مدیریت سال 1389 ، 1007 دانلود - دانلود سوالات کارشناسی ارشد مجموعه ی مدیریت سال 1389 ، 1008 دانلود - دانلود سوالات کارشناسی ارشد مجموعه ی مدیریت سال 1389 ، 1009 دانلود - دانلود سوالات کارشناسی ارشد مجموعه ی مدیریت سال 1388 دانلود - دانلود سوالات کارشناسی ارشد مجموعه ی مدیریت سال 1387 دانلود - دانلود سوالات کارشناسی ارشد مجموعه ی مدیریت سال 1386 ، 1 دانلود - دانلود سوالات کارشناسی ارشد مجموعه ی مدیریت سال 1386 ، 2 دانلود پاسخنامه ی کلیدی - دانلود پاسخنامه ی کلیدی کارشناسی ارشد مجموعه مدیریت 1390 دانلود - دانلود پاسخنامه ی کلیدی کارشناسی ارشد مجموعه مدیریت 1389 ، 1007 دانلود - دانلود پاسخنامه ی کلیدی کارشناسی ارشد مجموعه مدیریت 1389 ، 1008 دانلود - دانلود پاسخنامه ی کلیدی کارشناسی ارشد مجموعه مدیریت 1389 ، 1009 دانلود - دانلود پاسخنامه ی کلیدی کارشناسی ارشد مجموعه مدیریت 1388 دانلود - دانلود پاسخنامه ی کلیدی کارشناسی ارشد مجموعه مدیریت 1387 دانلود - دانلود پاسخنامه ی کلیدی کارشناسی ارشد مجموعه مدیریت 1386 ، 1 دانلود - دانلود پاسخنامه ی کلیدی کارشناسی ارشد مجموعه مدیریت 1386 ، 2 دانلود
  11. قوانين مرجع و مقررات و راهنمای مراحل انجام کار [TABLE] [TR] [TD]» تقويم خسارت تأخير تأديه و مهریه - شاخص سالانه [/TD] [/TR] [TR] [TD]» تقويم خسارت تأخير تأديه - شاخص ماهانه [/TD] [/TR] [TR] [TD]» راهنمای رفع سوءاثر از سوابق چکهای برگشتی اشخاص [/TD] [/TR] [TR] [TD]» راهنمای مراحل اجرايی و پيگيری تامين مالی طرح‌ها [/TD] [/TR] [TR] [TD]» راهنمای انتشار اوراق مشارکت [/TD] [/TR] [TR] [TD] » راهنمای ارائه گزارشهای توجيهی فنی-مالی جهت پذیرش عامليت انتشار اوراق مشارکت [/TD] [/TR] [/TABLE] [TABLE] [TR] [TD]» مقررات ارزی [/TD] [/TR] [TR] [TD]» مقررات مربوط به سقف ورود و خروج پول رايج کشور توسط هر مسافر [/TD] [/TR] [TR] [TD]» مقررات مربوط به ورود زيورآلات طلای همراه مسافر، خروج زيورآلات شخصی و مصنوعات [/TD] [/TR] [TR] [TD]» آئين‌نامه ورود و صدور و معاملات طلا، نقره و پلاتين [/TD] [/TR] [TR] [TD]» دستورالعمل اجرايي عمليات بازار بين بانکي ريالي [/TD] [/TR] [TR] [TD]» آيين نامه اجرايی معاملات آتی ارز-ريال [/TD] [/TR] [TR] [TD]» دستورالعمل اجرائی قانون ساماندهی و حمايت از مشاغل خانگی [/TD] [/TR] [/TABLE] [TABLE] [TR] [TD]» قانون پولی و بانکی کشور [/TD] [/TR] [TR] [TD]» قانون برنامه پنجساله پنجم توسعه [/TD] [/TR] [TR] [TD]» قانون تنظیم بازارغیرمتشکل پولی [/TD] [/TR] [TR] [TD]» قانون مبارزه با پول‌شویی [/TD] [/TR] [TR] [TD]» قانون عمليات بانکی بدون ربا (بهره) [/TD] [/TR] [TR] [TD]» قانون تسهیل اعطای تسهیلات بانکی و کاهش هزینه‌های طرح و تسریع در اجرای طرح‌های تولیدی و افزایش منابع مالی و کارآیی بانک‌ها [/TD] [/TR] [TR] [TD]» قانون اجازه تاسیس بانک های غیردولتی [/TD] [/TR] [TR] [TD]» قانون الحاق یک تبصره به قانون اصلاح موادی از قانون برنامه چهارم توسعه و اجرای سیاست‌های کلی اصل 44 قانون اساسی [/TD] [/TR] [TR] [TD]» قانون اصلاح موادی از قانون برنامه چهارم توسعه و اجرای سیاست‌های کلی اصل 44 قانون اساسی [/TD] [/TR] [TR] [TD]» قانون الحاق دو تبصره به ماده پانزده اصلاحی قانون عملیات بانکی بدون ربا [/TD] [/TR] [TR] [TD]» لایحه قانونی اداره امور بانک ها [/TD] [/TR] [TR] [TD]» قانون منطقي کردن نرخ سود تسهيلات بانکي متناسب با نرخ بازدهي در بخش‌هاي مختلف اقتصادي[/TD] [/TR] [TR] [TD]» لایحه قانونی ممنوعیت خروج بدهکاران بانک‌ها [/TD] [/TR] [TR] [TD]» قانون بانکي و پولي کشور (1339) [/TD] [/TR] [/TABLE] قوانين مرجع و مقررات و راهنمای مراحل انجام کار [TABLE] [TR] [TD]» تقويم خسارت تأخير تأديه و مهریه - شاخص سالانه [/TD] [/TR] [TR] [TD]» تقويم خسارت تأخير تأديه - شاخص ماهانه [/TD] [/TR] [TR] [TD]» راهنمای رفع سوءاثر از سوابق چکهای برگشتی اشخاص [/TD] [/TR] [TR] [TD]» راهنمای مراحل اجرايی و پيگيری تامين مالی طرح‌ها [/TD] [/TR] [TR] [TD]» راهنمای انتشار اوراق مشارکت [/TD] [/TR] [TR] [TD] » راهنمای ارائه گزارشهای توجيهی فنی-مالی جهت پذیرش عامليت انتشار اوراق مشارکت [/TD] [/TR] [/TABLE] [TABLE] [TR] [TD]» مقررات ارزی [/TD] [/TR] [TR] [TD]» مقررات مربوط به سقف ورود و خروج پول رايج کشور توسط هر مسافر [/TD] [/TR] [TR] [TD]» مقررات مربوط به ورود زيورآلات طلای همراه مسافر، خروج زيورآلات شخصی و مصنوعات [/TD] [/TR] [TR] [TD]» آئين‌نامه ورود و صدور و معاملات طلا، نقره و پلاتين [/TD] [/TR] [TR] [TD]» دستورالعمل اجرايي عمليات بازار بين بانکي ريالي [/TD] [/TR] [TR] [TD]» آيين نامه اجرايی معاملات آتی ارز-ريال [/TD] [/TR] [TR] [TD]» دستورالعمل اجرائی قانون ساماندهی و حمايت از مشاغل خانگی [/TD] [/TR] [/TABLE] [TABLE] [TR] [TD]» قانون پولی و بانکی کشور [/TD] [/TR] [TR] [TD]» قانون برنامه پنجساله پنجم توسعه [/TD] [/TR] [TR] [TD]» قانون تنظیم بازارغیرمتشکل پولی [/TD] [/TR] [TR] [TD]» قانون مبارزه با پول‌شویی [/TD] [/TR] [TR] [TD]» قانون عمليات بانکی بدون ربا (بهره) [/TD] [/TR] [TR] [TD]» قانون تسهیل اعطای تسهیلات بانکی و کاهش هزینه‌های طرح و تسریع در اجرای طرح‌های تولیدی و افزایش منابع مالی و کارآیی بانک‌ها [/TD] [/TR] [TR] [TD]» قانون اجازه تاسیس بانک های غیردولتی [/TD] [/TR] [TR] [TD]» قانون الحاق یک تبصره به قانون اصلاح موادی از قانون برنامه چهارم توسعه و اجرای سیاست‌های کلی اصل 44 قانون اساسی [/TD] [/TR] [TR] [TD]» قانون اصلاح موادی از قانون برنامه چهارم توسعه و اجرای سیاست‌های کلی اصل 44 قانون اساسی [/TD] [/TR] [TR] [TD]» قانون الحاق دو تبصره به ماده پانزده اصلاحی قانون عملیات بانکی بدون ربا [/TD] [/TR] [TR] [TD]» لایحه قانونی اداره امور بانک ها [/TD] [/TR] [TR] [TD]» قانون منطقي کردن نرخ سود تسهيلات بانکي متناسب با نرخ بازدهي در بخش‌هاي مختلف اقتصادي[/TD] [/TR] [TR] [TD]» لایحه قانونی ممنوعیت خروج بدهکاران بانک‌ها [/TD] [/TR] [TR] [TD]» قانون بانکي و پولي کشور (1339) [/TD] [/TR] [/TABLE]
  12. مشتريان خود را زجر دهيد، آنها عاشق اين كار هستند! - Torment Your Customers (They'll Love It) - By Stephan Brown ترجمه: دكتر ميراحمد اميرشاهي مصرف‌كنندگان از اينكه ديگران درصدد ارضاء اميال آنها هستند،‌ خسته شده‌اند. آنها آرزو دارند،‌ درست مثل روزگاران قديم، بازاريابها سر به سر آنها گذارده و آنها را در حسرت يك فراورده نگهداشته و زجر دهند. چكيده: در طول دهه اخير، توصيه پيشروان بازاريابي، توجه به بازاريابي، ‌توجه به مشتري،‌ تمركز بر مشتري و حتي لرزيدن به خاطر شدت احساس مسئوليت نسبت به شعار «مشتري‌محوري» بوده است. ليكن پروفسور براون معتقد است كه اين تب همه‌گير بيش از حد گسترش يافته است. او در اين مقاله نظراتش را در مورد «بازاريابي رجعت» ارائه مي‌كند. دوراني بود كه در آن رمز موفقيت بازارياب‌ها،‌ به جاي ارضاء نياز مشتريان در زجر دادن آنها بود. براون، با استفاده از مثالهاي زنده نشان مي‌دهد كه اخيرا فعاليت‌هاي بازاريابي زيادي روي مصرف‌كنندگان صورت گرفته كه همگي متكي بر مشتري مداري نبوده‌اند. اين فعاليت‌ها به جاي مشتري‌سالاري، ‌بر پايه پنج اصل بازاريابي رجعت استوار گرديده‌اند. - استفن براون،‌ استاد تحقيقات بازاريابي دانشگاه اولستر ايرلند شمالي و استاد مدعو بازاريابي در مدرسه مديريت كلوگ Kellogg School of Management وابسته به دانشگاه نورث وسترن است. وي تاكنون دوازده جلد كتاب در زمينه بازاريابي به چاپ رسانده است. دانلود نسخه فارسی مقاله
  13. دانلود رايگان كتاب سه‌جلدي "فناوري اطلاعات در مديريت" نويسنده: افرايم توربان، ترجمه حميدرضا رياحي کتاب فناوری اطلاعات در مدیریت جلد ۱ کتاب فناوری اطلاعات در مدیریت جلد ۲ کتاب فناوری اطلاعات در مدیریت جلد 3
  14. مجله مدیریت بازاریابی از آذر سال 1385 بر اساس مجوز کمیسیون نشریات علمی دانشگاه آزاد اسلامی، در دانشکده مدیریت و اقتصاد دانشگاه آزاد اسلامی واحد علوم و تحقیقات تهران و با همکاری و حمایت علمی اساتید دانشگاه های تهران، اصفهان، تربیت مدرس، علامه طباطبایی و الزهرا، واحد علوم و تحقیقات دانشگاه آزاد اسلامی، ناوارای بارسلونای اسپانیا و ویرجینیای آمریکا راه اندازی و منتشر گردید. صاحب امتیاز: دانشگاه آزاد اسلامی واحد علوم و تحقیقات تهران نوبت انتشار: دو فصلنامه ( هر شش ماه یکبار یا دو شماره در سال ) زبان انتشار: فارسی ( به انضمام چکیده انگلیسی ) رتبه مجله: علمی - پژوهشی شاپا چاپی: (ISSN: 1735-949X) شاپا الکترونیکی (آنلاین): (ISSN: 2008-255X) جهت دانلود مستقیم روی لینک زیر کلیک کنید دانلود مستقیم مجله مدیریت بازراریابی شماره های زمستان 89 تابستان 90 رمز فایل فشرده : [www.miyaneh.org]
×
×
  • جدید...