رفتن به مطلب

mohammad 87 سبز

عضو جدید
  • تعداد ارسال ها

    279
  • تاریخ عضویت

  • آخرین بازدید

اعتبار در سایت

2,382 Excellent

درباره mohammad 87 سبز

  • درجه
    <b><font color="#0000CC" face="Tahoma">کاربر انجمن</b></font>
  • تاریخ تولد 15 تیر 1366

اطلاعات شخصی

  • جنسیت
    مذکر
  • علاقه مندی ها
    سه تار-موسیقی سنتی-شنا -نوشتن...

اطلاعات شغلی و تحصیلی

  • رشته تحصیلی
    مهندسی نفت
  • مقطع تحصیلی
    لیسانس
  • شغل
    فعلا دانشجو!!
  1. اره چرا ادغام نشه ؟ به گفته دوستان موضوعات کامپیوتر و کلا علوم کامپیوتر همه زنجیر بار به هم متصلند و ربط دارن
  2. تنها میتونم حسم تو این جمله بیان کنم: بیوه اش کردند تا برقصد هر شب در آغوش مردان پست زنی که نامش ایران بود!
  3. mohammad 87 سبز

    فصیح به روایت فصیح

    [h=6]جامعه ما قهرمان زنده قبول نمی کند. باید مُرد تا قهرمان شد...! " زنده یاد اسماعیل فصیح "[/h]
  4. تــقــدیم به هــمــه ی خرچــــنگولیا ♥:icon_gol::icon_gol:
  5. mohammad 87 سبز

    امشب

    حال و هوای من خیلی خیلی شبیه این جمله صادق هدایته انگاری واسه من این جملات به امانت گذاشته بود تا به دستم برسه : نه امیدی است و نه آرزویی و نه آینده و گذشته‌ای. چهار ستون بدن را به کثیفترین طرزی می‌چرانیم و شبها به وسیلة دود و دم و الکل به خاکش می‌سپریم و با نهایت تعجب می‌بینیم که باز فردا سر از قبر بیرون آوردیم. مسخره بازی ادامه دارد...
  6. نمايش كهن خاستگاه نمايش در غرب به قرن ششم قبل از ميلاد و در يونان قديم باز مي گردد. اگرچه شواهد از اين دوره تاريخي كاملاً گويا نيست اما حاكي از آن است كه Thespis شاعر يوناني شكل تازه اي از موسيقي را ابداع كرده است به گونه اي كه خود در قالب يك كاراكتر با گروه كر ديالوگ را بيان مي كنند. در اين شكل جديد كه تراژدي ناميده شد، وي را مي توان اولين آهنگساز و سوليست، اولين نمايشنامه نويس و بازيگر در نظر گرفت. از صدها اثري كه نمايشنامه نويسان تراژيك يوناني خلق كردند تنها 32 نمايشنامه از سه خالق اصلي به جا مانده است. Aeschylus تفاوت بين كاراكترها را با معرفي بازيگر دوم در اين شكل ابداع كرده است. نام Sophocles سوفوكل را با نمايشنامه­هاي آنتيگونه، اديپ شهريار مي­شناسيم، نمايشنامه­ هايي كه به زبان­هاي مختلف ترجمه شده و امروزه نيز در كشورهاي مختلف اجرا مي­شود. از Euripides تعداد 18 يا 19 نمايشنامه از جمله زنان تروائي و الكترا به جا مانده است. جالب است بدانيم Euripides براي اولين بار كاراكتر مؤنث را وارد نمايشنامه كرده است. از قرن پنجم ميلادي شكل ديگري از نمايش به نام كمدي پا به عرصه گذاشت و تا قرن دوم قبل از ميلاد به سه دوره كمدي كهن، كمدي ميانه و كمدي جديد تقسيم مي­شود. يونانيان باستان از قرن چهارم ميلادي براي نوشتن نمايشنامه­ مسابقه برگزار مي­كردند و به بهترين نمايشنامه­ن ويس جايزه اهدا مي­كردند. Asechylus اولين جايزه بهترين نمايشنامه­نويس را براي يك نمايشنامه تراژدي تاريخي دريافت كرده است. نمايش در قرون وسطي نمايش قرون وسطي به تئاتر اروپا بين دوره سقوط امپراطوري روم و شروع دوره رنسانس بازميگردد. تئاتر قرون وسطي به اشكال مختلفي از نمايش اطلاق مي­شود زيرا اين دوره زماني در يك قاره تقريباً هزار سال بوده است. تئاتر قرون وسطي عمدتاً بخاطر متون بجا مانده بسيار كم، ميزان سواد مردم و مخالفت با كليسا و نيز انواع اجرا ، قابل استناد نيست. در آغاز اين دوره زماني، كليساي كاتوليك روم اجراي نمايش را بيشتر بخاطر جلوگيري از رواج تئاتر روم ممنوع مي­كند. تئاتر روم رو به افول بود زيرا شرايط اقتصادي و سياسي نمي­توانست از بخش گسترده نمايش حمايت كند، نمايشي كه در امپراطوري رشد كرده و شامل سيرك، مسابقات اسب­دواني، جنگ گلادياتورها و كمدي­هاي روم بود. از نمايش غيرمذهبي در اوايل قرون وسطي چيز زيادي بجا نمانده است. نمايشنامه­هايي باقي مانده كه كاملاً ظاهر تئاتر ندارد ، اما از فرهنگ غيرمذهبي نشأت گرفته است. شواهد نشان مي­دهد كه نمايش­هاي بدون كلام (چيزي شبيه پانتوميم امروزي)، نوازندگان سيار، آوازه­خوان­ها، قصه­گوها و شعبده­بازها براي يافتن تماشاچيان جديد و همچنين نياز مالي مسافرت مي­كرده­اند. متون بسيار كمي از اين دست باقي مانده است. يكي از مشهورترين نمايشنامه­ هاي غيرمذهبي، موزيكال "بازي رابين و ماريون" است كه در قرن سيزدهم توسط آدام د لا هال (Adam de la Hall) نوشته شده است.
  7. انکار نکنیم نام وطن هنوز هم چشمهایمان را تر می کند و هنوز هم بوی خزر که می آید دنیا ، دریا می شود...♥:icon_gol:
  8. mohammad 87 سبز

    مجلس سنای انجمن

    پول چیه بابا قدیمی شدهههههههههههههه رد بول شارژ ایرانسل گونی سیب زمینی بنزین اینا الان مده اصلا نهار یا شام مفصل ندی که کسی نمیاد به حرفات گوش کنه کههههههههههه اینجا(مشهد) که مد شده دوستان بن 5 هزار تومنی محبت میکنن به مردم
  9. mohammad 87 سبز

    مجلس سنای انجمن

    طنز نمایش میدیییییییییییییییییییییییییییییییییییییییییییییییییی احزاب؟ جبهه هاااااااااااااااا؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟ کلاااااااااااااا یک حزب بیشتر نداریماااااااااااااااااااااااااا
  10. mohammad 87 سبز

    مجلس سنای انجمن

    اقا ازهمین تریبون اعلام میکنم بنده یک ادم انقلابی هستم به تمام ارزشهای مقدس انقلاب و ارمانهای مقوا ارج می نهم تمام این حرف و حدیثها پشت سر بنده صرفا توطئه ای بیش از جانب دست نشاندهای غرب و شیطان بزرگ می باشد بنده ادم مردمی و خاکی هستم (اب نپاشی گل میشیم) و با زیر سوال بردن بنده میخواهند کشور را به فساد و انحراف بکشانند مردمممممممممممممممم همیشه در صحنه گولللللللللللل این مفسدان فی الارض را نخوردید
  11. اولين نمايشنامه نويس ايراني – يعني ميرزا فتحعلي آخوند زاده – تا نمايشنامه نويسان همدوره او همچون ميرزا آقا تبريزي ، ميرزا احمد خان كمال الوزار، محمودي و مويد الممالك فكري ارشاد و بقيه ديگر همچون رضا كمال شهرزاد ، زبيع بهروز ، علي نصيريان و در ادامه اسماعيل خلج ، بيژن مفيد ، سيد علي نصر ، بهمن فرسي و… اغلب ديگر نمايشنامه نويسان اين نسل به شيوه ساختار كلاسيك سعي مي كردند اثر خود را بنويسند . در مقابل در همين زمان كساني هم بودند كه بر اساس شناخت خود از تئاتر معاصر غرب و تئاتر ايراني دست به نوشتن نمايشنامه هايي با شكل و ساختاري جديد و حرف هاي امروزي تر و جهاني تر اپراني تر زدند. از اين ميان مي توان به بهرام بيضايي ، غلامحسين ساعدي ، اكبر رادي ، عباس نعلبنديان ، محمود استاد محمد و بيژن مفيد و عباس جوانمرد اشاره كرد.د رمقابل اينان هنرمندان ديگر صحنه كه دست به تجربه كارگرداني زدند ، نمايشنامه مدرن اروپايي يا امريكايي را ترجمه كردند و به صحنه آوردند و كوشيدند آثار مدرن غرب را به علاقه مندان و هنرمندان ايراني معرفي كنند . از اين ميان مي توان به حميد سمندريان ، پري صابري ، ركن الدين خسروي و مهين اسكويي اشاره كرد . در سال هاي پس از انقلاب و جنگ عده ديگري از نمايشنامه نويسان و كارگردانان تئاتر كم كم وارد عرصه تئاتر شدند و از همان آغاز سعي كردند تا تئاتر مدرن كار كنند. كساني كه يا تحصيل كرده غرب بودند يا بر اساس استعدادها و علايق شخصي و داشتن جوهره تئاتري وارد اين عرصه شدند يا فارغ التحصيلان تئاتر از دانشكده هاي هنري داخل كشور بودند و در طي اين چند سال توانايي ها و استعدادهاي تئاتري خود را بر صحنه تئاتر به محك گذاشتند وتجربيات خودرا يكي پس از ديگري عرضه كردند. از اين ميان مي توان به دكتر قطب الدين صادقي ، حسين عاطفي ، محمد چرمشير ، محمد رحمانيان ، فرهاد آئيش ، چيستا يثربي ، نادر برهاني مرند ، حميرا مجد ، محمد يعقوبي ، حسين كياني و… اشاره كرد . با اين حال تعدادي از همين نمايشنامه نويسان و كارگر دانان فقط دل به نمايش يا نمايشنامه هاي مدرن نسپردند بلكه عرصه هاي ديگر تئاتري را نيز به تجربه نشستند و تئاتري غير مدرن هم كار كردند. به نقل از :بهزاد صدیقی
  12. پديد آورندگان تئاتر (نمايشنامه نويس و كارگردان ) كوشش مي كنند تا تئاتر خود را با زبان متفاوت و ساختار تازه اي كه با زمان معاصر سنخيت داشته باشد ، عرضه كنند . از اين رو عنصر تفكر و انديشمندي در ساختار آثار آنان نقش مهم و به سزايي دارد. چنين هنرمندان تئاتر ديگر بر آن نيستند بر اساس سنت هاي قديمي و روش هاي كلاسيك دست به تجربه هاي صحنه اي براي تئاتر امروز بزنند. بلكه آنان در پي آنند که با شكل و شيوه و قالب جديدي اثر صحنه اي خود را به تماشاگر امروز عرضه كنند. اثري كه هم حرف تازه اي از ميان صدها يا هزاران تم و پيرنگ نمايشي داشته باشد و هم در ساختار و قالب جديد پيشنهاد نويني را براي اجرا مطرح كند . اما براي ورود به اين بحث لازم است ابتدا توضيحي از نمايشنامه مدرن ارائه بدهيم و سپس به بررسي اين مساله در آثار نمايشنامه نويسان و كارگردان تئاتر معاصر بنشينيم . كنت پيكر نيك در كتاب شناخت نمايشنامه مدرن در اين باره مي نويسد : «تمامي نمايشنامه هاي مدرن به طريقي موقعيت و شرايط سخت و ناخوشايند زندگي انسان را در دوران علم و صنعت مورد توجه قرار داده اند . همچنين نمايشنامه هاي مدرن از جهاتي منعكس كننده تغييرات قابل توجه در طرح وتكنولوژي تئاتر است كه از اواخر قرن 19 شروع شده و تا به امروز ادامه دارد . ديگر آنكه فرم نمايشنامه مدرن در مقايسه با نمايشنامه هاي شكسپير متفاوت است كه هم شامل نمايشنامه هاي بلند و هم شامل نمايشنامه هاي كوتاه است … »1 در فرهنگ اصطلاحات تئاتر درباره تئاتر مدرن نوشته شده است : « نمايش يا درام نو ، درام معاصر، درام اروپايي و امريكايي كه با نمايشنامه هاي هنريك ايبس (1828-1906 ) آغاز مي شود . نمايش درام نو در برابر درام كلاسيك يونان و روم باستان و در مقابل نمايش نو اينگونه معني شده است . نمايشي كه به درام نو تعلق دارد.»2 البته بايد به اين نكته نيز توجه داشت از آنجا كه سابقه اجراي تئاتر و نمايشنامه نويسي در ايران سابقه اي طولاني نيست و در حدود صدوپنجاه سال از ورود تئاتر و نمايشنامه به ايران مي گذرد ، بنابراين نمي توان ادعا كرد با چنين سابقه اي نمايشنامه هاي ايراني نمايشنامه هايي مدرن نيستند و در مقايسه با تئاتر غرب اين سابقه سابقه چندان طولاني نیست و در حدود صدوپنجاه سال از ورود تئاتر و نمايشنامه به ايران مي گذرد ، بنابراين نمي توان ادعا كرد با چنين سابقه اي نمايشنامه هاي ايراني نمايشنامه هايي مدرن نيستند و در مقايسه با تئاتر غرب اين سابقه سابقه چندان طولاني اي نيست . با آنكه بسياري از نمايشنامه نويسان ما هنوز به شيوه تئاتر كلاسيك مي نويسند و كارگردانان زيادي به شكل تئاتر معاصر كه دلبسته تئاتر مدرن هستند ، بيشتر از چنين پديد آورندگان تئاتري است...
  13. mohammad 87 سبز

    مجلس سنای انجمن

    این همه جریان انحرافی و غیر خودی هست حالا ماهم بیاییم وسط چی میشههههههههههه خووووو؟؟؟؟؟؟؟ جبهه مستقل تشکیل دادماااااااااااااااا حسودددددددددددددددد کلی برنامه واسه بد بخت ببخشید خوشبخت کردن احاد همیشه درصحنه دارم و میخوام تو دهنی محکمی به دوژژژژژژژژمن بزنم توهم بیا تو جبهه من ائتلاف میکنیمممممممممممممم:w73:
  14. mohammad 87 سبز

    مجلس سنای انجمن

    اینجانب ممل یخچال گرا از جبهه مستقل یخچال گرایان ایران رسما کاندیداتوری خودرا اعلام میدارم باشد که در زیر پرچم بنده رستگارشوید اگه به بنده رای دهید از بانکها اختلاسسسسسسسسسسس کرده و پول را بین احاد غیور و با بصیرت پخش میکنم از لحاظ سیاست خارجه تمام تلاش خودرامیکنم که به کره شمالی دوم تبدیل شویم و واحد پول خود را با کشور دوست و برادر کره شمالی یکسان کرده و بدون اخذ ویزا و روادید به وطن دوم (کره شمالی) رفت و امد شود فعلا این برنامه هام بود اگه به دوره دوم کشیده شد که یکسری برنامه جدید رو میکنم
  15. نخستین کسی که متن کامل دو اثر شکسپیر را از انگلیسی به فارسی برگردانده، ناصرالملک است. در واقع حاصل تمام جست‌وجوها، سیاه‌مشق‌ها و تجربه‌ها را در زمینه ترجمه آثار نمایشی فرنگی از زمانی که گزارش مردم‌گریز در استانبول و توسط میرزا حبیب اصفهانی به فارسی برگردانده شد تا دوره مشروطه که آثار بسیاری از نمایشنامه‌نویسان مختلف به فارسی ترجمه شد، باید در ترجمه داستان غم‌انگیز اتلو مغربی دروندیک جست‌وجو کرد. زیرا که مترجم به اظهار ناقدان، برگردانی زیبا، شیوا و تا حد ممکن دقیق از اثر جاودانی شکسپیر به فارسی ارائه داده است. ناصرالملک یکی از رجال مشهور دوره قاجار است. ابوالقاسم خان‌ قره‌گوزلو همدانی ملقب به ناصرالملک که در سال 1282 ه.ق متولد شد و در سال 1346 ه.ق در سن شصت‌وچهار سالگی دیده از جهان فرو بست. از نخستین ایرانیان تحصیل‌کرده در دانشگاه آکسفورد بود که مشاغل بسیار مهم و حساس سیاسی نیز بر عهده داشته است. وی در سال 1325 از طرف محمدعلی شاه مأمور تشکیل کابینه می‌شود و بعد از دو ماه استعفا می‌دهد. محمدعلی شاه او را زندانی کرد اما با دخالت سفارت انگلیس آزاد شد و سپس رهسپار اروپا گردید. در سال 1328 ه.ق به نیابت سلطنت برگزیده شد و بعد از تاج‌گذاری احمد شاه دوباره رهسپار اروپا شد تا سال 1345 ه.ق در آنجا اقامت کرد. در همین فاصله دست به ترجمه اتللو زد. فرزند او حسین‌علی قراگوزلو در نوشته به تاریخ تیرماه 1337 در پاریس انگیزه دست زدن به ترجمه اتللو را چنین ذکر می‌کند: «مرحوم ابوالقاسم خان ناصرالملک پس از پایان تصدی نیابت سلطنت در سال 1293 ه.ش به سن پنجاه و هشت سالگی عازم اروپا گردید. شبی در حضور جمعی از دوستان که نزد ایشان گرد می‌آیند و از هر دری سخن می‌راندند صحبت از شاعر انگلیسی، ویلیام شکسپیر به میان آمد و یکی از حضار اظهار نمود که ترجمه منظومات و نقل معانی و عبارات آن شاعر شهیر به زبان فارسی امکان‌پذیر نمی‌باشد. ناصرالملک با این عقیده موافق نبود و از راه آزمایش تفنن در صدد برآمد چند سطر از یکی از آثار آن نویسنده را ترجمه نماید و به این منظور تصادفاً نمایشنامه اتللو انتخاب گردید. تفریح یک شب و ترجمه چند جمله، ایشان را بر آن داشت که تمام داستان را به فارسی درآورد و به فاصله چند سال بر اثر اصرار دوستان به ترجمه بازرگان و ندیم پردازد.» در دنباله مطلب، حسین‌علی قراگوزلو به بیان تفاوت‌های زبان فارسی و انگلیسی به منظور بیان اشکالات ترجمه شکسپیر می‌پردازد. در قسمت دیگری بیان می‌دارد که: «زبان فارس از زمان سعدی بلکه از دوره رودکی تا کنون چندان تغییر نکرده و اصطلاحات شعرا و نویسندگان آن عصر در زبان امروزه جاری و متداول است ولی زبان انگلیسی در این مدت تحولات زیادی نموده و درک آثار نویسندگان قدیم آن سرزمین بدون مطالعه مخصوص میسر نمی‌‌باشد. گرچه در دوره شاکسپیر، پایه زبان امروزه گذاشته شده بود، با این حال در سه قرن و نیم قرن اخیر، یعنی از عصر شکسپیر تا امروز نیز تغییرات مهمی در زبان انگلیسی راه یافته و یکی از اشکالات ترجمه شاکسپیر، همان الفاظ و عباراتی است که بعضی از آن‌ها منسوخ گردیده و برخی نیز تغییر معنی داده‌اند.» حسین‌علی قراگوزلو در قسمتی دیگر از نوشته خود به توضیح وظیفه مترجم می‌پردازد و رعایت امانت و فصاحت را دو شرط ترجمه می‌شمارد و در قسمتی چنین می‌نویسد: «در امر ترجمه، وظیفه هر مترجم است که دقت و صداقت کامل به کار برد و در حدود امکان از معنی و عبارات اصل تجاوز نکند و دور نشود و مطلب را با کلامی هر چه نزدیک‌تر به اصل بیان کند و در عین حال به طوری رعایت فصاحت را نماید که شیوه زبان ترجمه حفظ شود تا متن ترجمه برای خواننده به کلام عادی ماند. به پیروی از این قاعده، مرحوم ناصرالملک کوشیده است این دو نمایشنامه را به فارسی ساده و روان نقل کند و حتی‌المقدور از گفتار اصل دور نشود.» ناصرالملک در دی ماه 1306 ه.ش در تهران از دنیا می‌رود و پنج سال بعد یعنی در 1311 ه.ش هنرپیشه‌ای روسی به نام پاپازیان، به تهران می‌آید و تصمیم می‌گیرد نمایشنامه اتللو را به زبان فارسی نمایش دهد. به توصیه حسین علاء، فرزند ناصرالملک متن ترجمه را به پاپازیان می‌سپارد. پاپازیان که در نمایش آثار شکسپیر شهرتی کسب کرده است شبی در حضور جمعی، اتللو را با همکاری دسته‌ای از بازیگران جوان به روی صحنه می‌برد. پس از این اجرا، کسانی که به وجود این ترجمه پی برده‌‌اند در ترجمه‌های بعدی خود از آن استفاده می‌کنند. ناصرالملک در مدت توقف در اروپا چندین بار به تصحیح و اصلاح ترجمه خود می‌پردازد و اولین نسخه تصحیح‌شده در سال 1296 ه. ش به خط میرزا عیسی خان چاپ نخستین ترجمه اتللو در پاریس انجام می‌پذیرد. در سال 1961م. «مطبعه ملی پاریس» این ترجمه را تحت نظر هانری ماسه، رئیس مرکز زبان‌های شرقیه، چاپ می‌رساند. در دیباچه کتاب، ناصرالملک توضیحاتی را ذکر می‌کند.
×
×
  • جدید...