رفتن به مطلب

FrnzT

مدیر بازنشسته
  • تعداد ارسال ها

    2,134
  • تاریخ عضویت

  • آخرین بازدید

  • روز های برد

    6

آخرین بار برد FrnzT در 14 تیر 1389

FrnzT یکی از رکورد داران بیشترین تعداد پسند مطالب است !

اعتبار در سایت

18,194 Excellent

درباره FrnzT

  • درجه
    <img src="images/users/25.gif">
  • تاریخ تولد تعیین نشده

اطلاعات شخصی

  • نام واقعی
    فرناز
  • جنسیت
    مذکر
  • تخصص ها
    هزاران هزار زیسته ام ... هزاران هزار نیز خواهم زیست
  • علاقه مندی ها
    موسیقی ، آسمان آبی ، صدای آب

اطلاعات شغلی و تحصیلی

  • رشته تحصیلی
    گرافیک
  • گرایش
    طراحی و دیزاین
  • مقطع تحصیلی
    لیسانس
  • دانشگاه محل تحصیل
    هنرهای زیبا
  • شغل
    حالا دیگه فقط طراحی...طراحی...طراحی.

آخرین بازدید کنندگان نمایه

بلوک آخرین بازدید کننده ها غیر فعال شده است و به دیگر کاربران نشان داده نمیشود.

  1. FrnzT

    مسابقه خاطره اعضا از انجمن

    تمام خاطرات زیبا بود و حس نوستالژیک داشت خاطره دوم بسیار احساسی و زیبا نوشته بود...کم مونده بود گریه م بگیره با این حال چون از هیچکدوم نتونستم بگذرم به همه رای دادم :5c6ipag2mnshmsf5ju3:hanghead: ممنون سام عزیز از زحماتی که کشیدی
  2. FrnzT

    پای صحبت نواندیشانی ها

    خاطره که نمیشه گفت...من اینجا زندگی کردم...با دوستانم خندیدم..برای دوستانم گریه کردم...گاهی عصبانی شدم...گاهی دلشکسته زمانی بود که از دوستان اینجا بیشتر از اعضای خانوادم خبر داشتم..زمانی بود که دوستانم از خانوادم بیشتر حالمو میپرسیدنو خبر از اوضاعو احوالم داشتن. تعداد این دوستان بسیار زیاده که نام بردن از تک تک ممکنه امکانپذیر نباشه. ولی از کسی یاد میکنم که زمانی در کنار ما بود ولی عمرش مثل گل بهاری کوتاه بود. کامیار یا همون بردیا...هر بار که وارد انجمن میشم امکان نداره به پروفایلش سر نزنم. در کنارش بودن و رفتنش خط عمیقی روی خاطرات ذهنم حک کرد.دوست داشتم امشب یک یادی هم از این عزیز بکنیم. امیدوارم قدر دوستان خوبمون رو در زمان حیاتشون بدونیم اعتراف میکنم خطا و کمی و کاستی در دوستی داشتم که امیدوارم دوستانم به پای خامی و نادانیم بذارن و منو ببخشن و ممنونم از همه کسانی که با مهربانی و گذشت این دوستی رو حفظ کردن...به داشتن دوستانی مثل شما افتخار میکنم. آرزوی تندرستی و موفقیت همه دوستان عزیزم رو دارم :w36::w72:
  3. FrnzT

    چهارمین سالگرد تاسیس نواندیشان

    چه بزرگ شد هزار ماشالله منم به همه دوستان عزیزم تبریک میگم...نواندیشان یکی از بهترین اتفاقاتی بود که تو زندگیم افتاد و خاطرات زیبایی رو در کنار دوستان داشتیم. هر چند ممکن بود گاهی دلگیری هایی هم پیش اومده باشه ولی زندگیه دیگه از این پستی ها و بلندیها داره...مهم اینه که همه بازم در کنار هم قراره کیک تولد این بچه رو بخوریم.(محمد پس این کیک کوش؟ ) از همینجا گل روی تما دوستان عزیزم رو میبوسم :w36::aghosh::vi7qxn1yjxc2bnqyf8v:w70::w14::w63::heartshape2::4uboxsmiley:
  4. FrnzT

    سفرنامه دریاچه شورمست

    سلام به دوستان عزیزم باز هم یک سفر با خاطرات خوب و به یاد ماندنی جا داره از لیدر خوب و مهربونمون و بقیه دوستانی که برای شکل گیری این سفر زحمت کشیدن و اطلاع رسانی کردن تشکر کنم. خوشحالم از دیدن دوستان قدیم و همچنین ملاقات بادوستان جدید که برای اولین بار میدیدم چه کسانی که فقط با نام کاربری میشناختم و چه کسانی که حتا نام کاربری هم نمیشناختم (ای روزگار) :icon_pf (34): مقصد که رسیدیم بالا رفتن اتوبوس از اون جاده های پر پیچ و خم با شیب 90 درصد رعب انگیز بود...ما دخترا که فکر میکردیم دریاچه همون نزدیکیاست گفتیم پیاده شیم بقیشو پیاده بریم وقتی رسیدیم بالا تازه فهمیدیم چه فکر عبثی داشتیم:icon_pf (34):،دو شبانه روز طول میکشید اون کوهو بریم بالا دریاچه هم خیلی زیبا بود حیف که در شرف تخریبه و بسیاری از درختهاشو قطع کردن و فضای بکر طبیعت اونجا رو فدای کسب و درآمدشون کردن ولی عجب مناظری داشت...تا چشم کار میکرد جنگل و کوه و ابر یه گیاهی داشت به نام گزنه که من ندونسته دستم خورد به برگش و خدا رو شکر یکی از بچه های گل شمالی(پاییزه) آشنا بود و بهم یه گیاهی رو داد که به دستم زدم و سوزشش برطرف شد بهترین خاطرات زمان رفت و برگشت تو اتوبوس شکل گرفت بازی های جالبی که داشتیم مافیا و پانتومیم بود...آخر شب هم که همه بیهوش بودن یک عده با تمام قوا به بازی یک مرغ دارم و هُپ ادامه دادن مافیای این بار رو یادم نمیره که چطور من شهروند مظلوم رو میخواستن به عنوان مافیا از دور خارج کنن :vahidrk: ولی خوشم اومد کیلر رو سریع از دور خارج کردیم :hapydancsmil: از همه جالبتر زمانی بود که خدای بیچاره از بس داد زد یهو صداش قطع شد دیگه نمیتونست حرف بزنه از همه لحظات برای من خاطره انگیز تر زمانی بود که آهنگ های ابی رو که سالها باهاش خاطره داشتم با بچه ها همصدا خوندیم...ماشالله این پسرا یکهو اوج میگرفتن یکی هم نمیدونم کی بود پاشد ادای ابی رو درآورد خیلی همذات پنداری کرد یه چیز جالب دیگه پسرا اولش به شدددددددددت ناز میکردن برا رقصیدن....اما آخرش هیشکی نمیشست سر جاش همه وسط اتوبوس منتظر آهنگ بودن یکی هم بود قدش خیلی بلند بود و دقیقا وسط اتوبوس وایمیستاد ما که ته اتوبوس بودیم نیمه اول اتوبوس رو کلا دیگه نمیدیدیم یه رقص توپ رو از دست دادیم (بعدنا تعریفشو شنیدیم) بخوام تک تک بگم خیلی زیاده از لحظات خوبی که داشتیم و اینها اشاره کوچیکی بود از یه روز خیلی شاد و مفرح البته یه موردی که کمی اذیتمون کرد ساعت برگشتش بود چون گفته بودن ساعت 9 ما برنامه ریزیمون طبق اون ساعت بود و آخرش دچار تنش شدیم.بغیر از این ما بقیش پرفکت بود. :icon_gol:
  5. FrnzT

    بررسی و بیان مشکلات فنی سایت

  6. سلام:w12: ممنونم از همه دوستان که با صفا و صمیمیتشون باعث شدن یک برگ از زندگیمون رو به خاطره ای به یاد ماندنی تبدیل کنیم.:aghosh: به جرات میتونم بگم این سفر یکی از بهترین سفرهای انجمن بود. امیدوارم باز هم این سفرها و این صمیمیت ها ادامه داشته باشه. به یاد ماندنی ها: پانتومیم بود مخصوصا دهقان فداکار با بازی محمد حسین () بازی مافیا هم خیلی جالب بود دیدن جوجو و ابراهیم بعد از 4 سال دوست نتی بودن واقعا برام جالب بود. دیدن سجاد فیلابی و اون همه متانت و شخصیت فوق العاده برام قابل احترامه آشنایی با دوستان عزیز و جدید: سارا خانوم و آقا محمود رضا (یه زوج دوست داشتنی که هم به بچه ها کمک میکردن هم پابه پای بچه ها شوخی و خنده داشتن که انگار سالهاست با همه آشنا هستن .) آرزو (یک خانوم وکیل با مصمم ) بابک (یک کوه نورد حرفه ای ) کسرا (یک عجق وجق که خیلی خوب میرقصید ) سیاوش (در انتهای گروه مراقب بود کسی عقب نیوفته و به مشکلی برنخوره) محمد (پسردایی زا ) آقا مجید (که به واقع خصلت یک لیدر رو داشتن و در عین صمیمیت گروه رو مدیریت کردن تا طبق برنامه حرکت کرده و به مقصد برسن.) فکر کنم بقیه رو میشناختم :JC_thinking: از آقا سیاوش و هادی و جوجو و پسردایی که به بچه های گروه کمک میکردن از موانع صعب العبور بگذرن بسیار تشکر میکنم. منم چندتا عکس دارم ولی کیفیت دوربین موبایلم زیاد خوب نبود. اگر کسی خواست بگه بهش بدم. یه فیلم هم گرفتم قرار شد اول ادمین ببینه اگر خوشش اومد بذاره برا بچه ها ... ( عبور ادمین از رودخانه خروشان :Ghelyon: و افتادن ژاکت ابراهیم در رودخانه :icon_pf (34):) دست گل همتون درد نکنه بازم از این کارا بکنید
  7. FrnzT

    دل خوانده های من

    درود امیر جان کار بسیار خوبی شده...ولی چند نکته هست که من به عنوان یک شنونده تشخیص میدم نه یک متخصص...پس از قبل پوزش میخوام که پامو در کفش بزرگان میکنم اجراهای قبلیت رو هم گوش دادم و مقایسه کردم. کار آخرت نسبت به کارهای قبلی خیلی بهتر شده...نفست حجیم تر شده و متن های طولانی تری رو میتونی با یک نفس اجرا کنی...ولی باز هم جای کار بیشتری داره چون جاهایی با قدرت اجرا کردی ولی یک جا با اطمینان کمتری اجرا شده، من به عنوان یک شنونده احساس میکنم در اون زمان حواست جای دیگه پرت میشه...شاید حین اجرا بیشتر روی درست اجرا کردن گوشه ها و نت ها تمرکز داری تا راحتی صدات و زیر و بم کردن و ایجاد افکت ها...سایه روشن و تونالیته کمتر داره(گرافیکیشو توصیف کردم ) و به اصطلاح با یک صدای یکنواخته. و یه نکته دیگه اینکه از اوج که به فرود بر میگردی صدات لرزش داره...در واقع اوج ها رو بهتر اجرا میکنی...این نکته در شروع کار هم هست. البته این نکات رو بیشتر باید به پای کیفیت پایین ضبط هم گذاشت...امکان داره تو در اون زمان که من حس میکنم صدات در حال لرزشه در حال تحریر باشی ولی کیفیت پایین ضبط صدا رو لرزش دار نشون میده. و در پایان صدات گرمه و دلنشینه و یه حس قدیمی داره...با ساختن صدات این دلنشینی بیشتر هم میشه... بی صبرانه منتظر کارهای بعدیت هستم
  8. FrnzT

    سایت برای ساخت بارکد

    corel draw هم امکانات طراحی بارکد رو داره.به صورت خیلی پیشرفته.
  9. FrnzT

    کمک:در هنگام مصاحبه کاری چه بگوییم و چه نگوییم؟

    اولا استرس ورود به یه محیط کاری جدید و عادت به شرایط رفت و آمد و محیط جدید وجود داره دوم پذیرش همکاران از ورود یک تازه وارد به مجموعه...هر چه پستت مهمتر باشه پذیرش اطرافیان سختتره سوم استرس کنکور بغیر از اینکه میگی حقوقش پایه حقوقه و مسیرش طولانی ...عملا ساعاتی که برای درست میخوای بذاری هیچی انرژی نخواهی داشت. اگر واقعا عزمت رو جزم کردی که درس بخونی من جای تو باشم همین کار رو میکنم. فقط در یک شرایط ممکنه کار ارجح باشه و اونم اینه که تجربه عملی که تو اون کارخونه به دست میاری برای تحصیلاتت موثمر ثمر باشه...مثلا تزتو بخوای در اون راستا بنویسی. اگر بین کار و درس ، درس رو انتخاب کردی حتما تا پایه های بالا پیش برو. چون مدرک تو تعیین حقوقت تاثیر داره.
  10. FrnzT

    معرفی اثار ادبی برای نقد کتاب

    خیلی جذاب بود انقد بد ترجمه شده بود که نه تنها حسی از ادبیات فاخر یا رمان جذاب نداشت بلکه به زور تونستم 2 صفحه ش رو بخونم. مانور بیش از حد روی جزئیات، اصل موضوع که بهم پیوستگی اتفاقات و توصیف اصل داستان هست رو تحت تاثیر قرار داده.
  11. FrnzT

    معرفی اثار ادبی برای نقد کتاب

    من میخواستم خانه ارواح ایزابل آلنده رو پیشنهاد بدم...گفتم استارت دموکراسی رو بزنم
  12. FrnzT

    معرفی اثار ادبی برای نقد کتاب

    من هم موافقم با گراهام گرین میتونیم از هر نویسنده چند اثر بخونیم. اول هم با جان کلام شروع کنیم. بعد (مأمور ما در هاوانا) (مرد دهم)
×