رفتن به مطلب

azarafrooz

کاربر انجمن
  • تعداد ارسال ها

    3,348
  • تاریخ عضویت

  • آخرین بازدید

  • روز های برد

    5

آخرین بار برد azarafrooz در 14 خرداد 1392

azarafrooz یکی از رکورد داران بیشترین تعداد پسند مطالب است !

اعتبار در سایت

14,221 Excellent

درباره azarafrooz

  • درجه
    <b><font color="#0066FF" face="Tahoma">کاربر فعال </b></font>
  • تاریخ تولد 5 دی

اطلاعات شخصی

  • نام واقعی
    آذر
  • جنسیت
    مذکر
  • تخصص ها
    به نام خدا هستم از بچگی بزرگ شدم !
  • علاقه مندی ها
    سفینه ... گودزیلا ... قورباغه ... پرتاب فیل با نیزه ...

اطلاعات شغلی و تحصیلی

  • رشته تحصیلی
    شیمی
  • گرایش
    ..........
  • مقطع تحصیلی
    لیسانس
  • دانشگاه محل تحصیل
    قعر جنگل های آمازون !
  • شغل
    راننده سفینه فضایی !

آخرین بازدید کنندگان نمایه

بلوک آخرین بازدید کننده ها غیر فعال شده است و به دیگر کاربران نشان داده نمیشود.

  1. azarafrooz

    خواستگاری دخترانه

    دوستان ما با اسثنا سر و کار نداریم عرض کردم تعمیم یعنی 99 درصد جامعه .... حرفهای من واقعیت رو خیلی خوب بیان میکرد ....جامعه ماسنتی هست و این دید در بین 99 درصد افراد جامعه وجود داره ... عرض کردم ازوداج با ریسک بالای 80 درصد مسئله پیچیده ای نیست ... گمانم ازدواجهای کماکان سنتی و پیش قدم شدن آقایان به خوبی این موضوع رو نشون میده .... همین تایپیک به یک استثنا در فرهنگ ایرانی اشاره داره .... من اینجا از عقاید شخصیم نمیگم ... به گمانم اگر میشد که بشود خیلی هم خوب بود .... اما من ریسک 80 درصد رو نمیپذیرم ... کما اینکه فعلا با توجه به آمار طلاق های ثبت شده میشود بیان کرد ازدواج در عصر حاضر با ریسک بالایی همراه هست چه برسد به ازدواجهایی که از نظر عرف و مسائل سنت گرایی ریسک خیلی بیشتری را دارد .... دوستان باز هم عرض میکنم اسثنا رو کنار بگذارید .... والسلام ....
  2. سلام من جدیدا زیاد از سایت بی دلیل پرت میشم بیرون :icon_razz: و نکته بدتر اینکه من یک پستی میام میزام هنوز دکمه ارسال رونزدم پیغام میده که این دومین پست مشابه هست که ظرف چند ثانیه اخیر ارسال نموده اید !!!!!! و دیگه اینکه من یه متن مینویسم بعد که ارسال رو میزنم پیغام میده که نوشتار شما کوتاه است کمتر از 5 کلمه است سایت شمارش بلد نیست ها 500 تارو 5 تا میشمره این مسئله که نوشته استارتر بیاد اول کمی رو اعصابه خصوصا برای برخی تایپیکها :icon_razz:
  3. [h=1]NEW TOOLS FOR A NEW WORLD[/h] Web technologies running on desktops and tablets are revolutionizing the way software is created and used. Our products help you build great-looking and fast browser-based chemistry software. [Hidden Content] thanks Richard..L.Apodaca
  4. Many cheminformatics technologies are vital to the practice of chemistry today. Some would include: structure-searchable databases; fast substructure searching; various file formats and line notations encoding molecular structure; numerous in silico property predictors; Molecular modeling; and 3-D visualization.Despite their diversity, a common link connects each of these technologies: the chemical structure editor. Also known as ‘molecular editor’ or ‘sketcher’, this genre of software plays the pivotal role between chemists with questions to answer and ... various cheminformatics tools that can provide those answers. :ws37:and here there is link of this useful site ... [Hidden Content]
  5. به نظرم بد نیست اینجا چند ماشین حساب رو به صورت آن لاین بگذارم برای استفاده دوستان د رسایت امیدوارم مورد استفاده قرار بگیره eCalc Web2.0Calc HRW Online Scientific Calculator MathOpenRef Online Scientific Calculator
  6. azarafrooz

    موهای سفید....

    این فرایند شامل غرق کردن موهای سفید در یک محلول از ترکیب طلای کلروآریک اسید، هیدروکسید کلسیم و آب مقطر بوده که آنها را به رنگ شفاف طلایی درآورده و سپس به رنگ قهوه‌ای تیره در می‌آیند. این محققان با استفاده از یک میکروسکوپ الکترونی تائید کردند که ذرات درون هسته مرکزی قشر مو شکل می‌گیرند و حتی پس از چندین بار شست‌وشو نیز رنگ مو تغییر نمی‌کند. این ذرات که حدود 40 هزار تا 60 هزار بار باریک‌تر از عرض موی انسان هستند، همچنین باعث درخشش قرمزی مو در زیر نور آبی می‌شوند که کاربرد دیگر این دستاورد به عنوان یک ریزحسگر برای نمکهای فلزی را به نمایش می‌گذارد. نتایج این یافته علمی در مجله Nano Letters منتشر شده است.
  7. azarafrooz

    همین الان داری به چه اهنگی گوش می کنی؟

    سلام ای کهنه عشق من .... ستار
  8. azarafrooz

    اصفونیا کوجاین پس؟

    بسیار بد ااست زمانش نمیتوانم بیایم
  9. azarafrooz

    اصفونیا کوجاین پس؟

    سلام
  10. مشكل بتوان گفت كه دهه اي در قرن سيزدهم / نوزدهم بدون كشف عنصري جديد سپري شده باشد. حتي در طي بعضي دوره هاي 10 ساله آن قرن،تعداد زيادي عنصر كشف شده اند فقط دهه ششم آن قرن استثنا است،چون در آن دهه عنصري كشف نشده است. اين موضوع عجيب بنظر ميرسد ولي علت آن است كه شيمي تجزيه آنچه را كه در توانايي اش داشته ست به انجام رسانده بود. تا حدود نيمه قرن سيزدهم/نوزدهم شيمي تجزيه تمام امكانات را براي كشف عناصري كه نياز به روشهاي دقيق تر نداشتندبه كار بسته بود و انها ر كشف كرده بود. عناصر كشف شده يا به حالت طبيعي فراوان بوده اند ويا شيمي دانان بر حسب اتفاق به كاني هاي محتواي عناصر نادر بر خورده بودند. تا نيمه قرن سيزدهم /نوزدهم حدود 60 عنصر كشف شده بود. گسترش روشهاي طيف سنجي در فاصله 1238/1859 تا 1239/1860 توسط بونزن و كيرشهف دانشمندان آلماني به وقفهپيش آمده در اكتشافات عناصر پايان داد و ناگهان گزارشها درباره كشف عناصر جديد از روي خطوط مشخصشان در دستگاه طيف سنج منتشر شد . چهار عنصر (سزيوم ، روبيديم ، تاليوم و آنديوم ) با توسل به روش طيف سنجي شناخته شدند . سزيم به حكم سرنوشت ، سزيم نخستين عنصر روي زمين است كه توسط روش طيف سنجي شناخته شده است و اگر اين روش به وجود نيامده بود بعيد نبود كه عنصر مزبور سرنوشت ديگري مي داشت. در سال 1225 /1846 برايتهائوپت كه معدنشناس بود، در ضمن بررسي كانيها و سنگهاي معدني جزيره البا به نمونه اي كوارتزيت رنگين برخورد كرد كه آن را پولوكسيا پولي سيت ناميد. اين نمونه بعدها به دست پلاتنر شيميداني از اهالي فرايبرگ آلمان كه استاد متالوژيك در آكادمي معدن بود افتاد . نمونهموجود در دسترس وي آنقدر اندك بود كه فقط انجام يك آزمايش تجزيه با ان مقدور بود . وقتي اجزاي آن سنگ معدني رامعلوم كرد ، در آن چيز تازه اي نيافت .تنها نكته اي كه توجه اش را جلب كرد اين بود كه جمع كل اجزا 75/92 درصد خود نمونه بود . نظر به اينكه كه وي ديگر نمونه اي براي آزمايش نداشت ، دليل اين كم شدن وزن را نتوانست پيدا كند . تنها نتيجه اي كه او از تجربه اش گرفت اين بود كه پولوكس از تمام سيليكاتهاي شناخته شده ، بيشترين مقدار مواد قلياييرا محتوا است . اكنون ميدانيم كه سزيوم توسط سديم و پتاسيم كه مقدارشان در نمونه خيلي زياد بود در استتار قرار گرفته بود و پلاتتنر قادر به استخراج آن نبوده است. در سال 1239 /1860 بونز و كيرشهف تركيب شيميايي آب چشمه هاي معدني مختلف را به روش طيف سنجي مورد مطالعه قرار داد . پس از جدا كردن كلسيم ، استرونسوم ،منيزيم وليتيوم از نمونه اي از اب معدني دوركهايم قطره اي از آن آب را تبخير كردند و مورد آزمايش طيف سنجي قرار دادند و به دو خط آبي پررنگ نزديك به هم برخوردند . آن دو دانشمند با توجه به اينكه عنصري داراي چنين خط طيفي تا آن زمان پيدا نشده بود ، آن خطوط را متعلق به عنصرناشناخته اي از خانواده فلزات قليايي دانستند . براي اين عنصر ، نام سزيوم (با علامت شيمايي Cs) پيشنهاد كردند . توضيح اينكه در روزگاران كهن اين واژه براي معرفي رنگ آبي قسمت بالاي افلاك به كار مي رفته است . بخار آب رنگزيباي سزيوم ، وجود مقدار اندك چند ميليونيم ميلي گرم از آن را به حالت مخلوط با سديم ، ليتيوم و استرونسيوم به اثبات رساند . در22 فروردين 1239 /11 آوريل سال 1860 بونزن نامه اي در باره كشف فلز قليايي جديد به روسكو (همكارش در يكياز تجربه هاي فتو شيمي ) نوشت. در 20 ارديبهشت دهم مه همان سال، اين موضوع را به آكادمي علوم برلن گزارشكرد . تا شش ما بعد بونزن توانست 50 گرم كلروپلاتينات سزيوم نسبتا خالص تهيه كند. براي بدست آوردن اين مقدار ازآن ماده مي بايستي حدود 300 تن آب معدني مورد آزمايش قرار گرفته باشد. در اين تجربه حدود يك كيلوگرم كلرورليتيوم به عنوان محصول فرعي به دست آمده بود . ارقام مورد اشاره ، براي آن آورده شده است كه به مقدار اندك سزيوم موجود در آبهاي معدني پي ببريم . چهار سالبعد پيزاني تجربه گر ايتاليايي ، به تجزيه پولوكس كه قبلا توسط پلاتنر انجام شده بود، همت گماشت. در اين كار وقتبا وي ياري كرد و در آن كاني ، سزيوم يافت و نشان داد كه دانشمند آلماني سولفات سزيوم را به اشتباه مخلوطياز سولفاتهاي سديم و پتاسيم تلقي كرده است . در هر حال سزيوم خالص در سال1261/1882 توسط ساتربرگ شيميدان آلماني ، از طريق الكتروليز مخلوط سيانورسزيوم و سيانور باريم به دست آمدبكتوف در روسيه تقريبا در همان زمان به طور مستقل از ساتربرگ ، سزيوم به دست آورد . روش وي مبتني بر كاهش يا احياي آمونياك سزيوم ( CsAlO2)توسط منيزيوم درزير جريان هيدروژن بود. روبيديوم در ضمن بررسي كاني كميابي به نام لپيدوليت (كه به خاطر رنگ ياس بنفش به نام ليلياليت نيز ناميده ميشد )دومينعنصر از طريق طيف سنجي كشف شد نخستين بار در اواخر قرن هيجدم كلاپرود تجزيه شيمايي دقيقي از اين كانيبه عمل آورد .اما در آن زمان اين تجزيه گر ورزيده به وجود مواد قليايي در كاني مزبور ، پي نبرد. كلاپرود كه به نتيجه آزمايش خود مشكوك شده بود ، تجربه مزبور را در سال1176/1797 تكرار كرد و اين بار به نتايج زيررسيد : دي اكسيد سيليسيم 5/54 ، اكسيد آلومينيوم 25/38 ، اكسيد پتاسيم %4 اكسيد منيزيوم 75/50 /2 درصداز دست رفته را وي مربوط به اب موجود در كاني دانست . مهم نيست كه چه دقتها و تدابيري را آن شيمي دان بكار بست ، ولي آنچه حائز اهميت است ، اين است كه وي به وجود دو جزء بسيار مهم آن كاني پي نبرد . آن دو جزء عبارت بودند از ليتيوم و فلوئور . در نتيجه طبيعت لپيدوليت شناخته نشد در اواخر سال 1239/آغاز سال 1861 نمونهاي از سنگ معدني ياد شده كه از ساكسوني آورده شده بود به دست بونزن و تيرشهف افتاد ، كه تركيبات قلياييآن را جدا كردند و پتاسيم را به صورت كلروپلاتينات متراسب كردند . پس از شستشوي كامل رسوب مزبور ، آنرا موردآزمايش طيف سنجي قرار دادند . در سوم اسفند 1239/بيست و سوم فوريه سال1861 آن دو شيميدان وجود فلز قليايي جديدي را در لپيدوليت به آكادمي علوم برلن گزارش كردند . دانشمندان مزبور به خاطر خط قرمزه تيره فلز جديد ، آن را روبيديم ناميدند و علامت شيمياي اش را rb قرار دادند.ايننام از واژه لاتين به معني قرمز تند گرفته شده است . بعد بونزن و كيرشهف در آب معدني كه يك سال قبل در آن سزيوم يافته بودند ، روبيديوم هم پيدا كردند .مقدار روبيديمآب معدني مزبور اندكي بيش از مقدار سزيوم در آن بود . در سال 1242/1863 روبيديم فلزي توسط بونزن تهيه شد . تاليوم تاليوم سومين عنصري است كه توسط طيف سنجي سنگهاي معدني موجود در زمين به وجودش پي برده اند . برخياز خواص اين عنصر به خواص عناصري فلزي شباهت دارد و در نتيجه عده اي از دانشمندان تصور مي كردند كه تاليوم عنصر شيمياي مستقلي نيست و آن را مخلوطي از فلزات قليايي به ويژه هم گروههاي سنگين وزن روبيديم و سزيممي شمارند . براي از ميان بردن شك زمان لازم بود . هنگامي كه بونزن و كيرشهف دست اندركار بررسي عناصر جديدكشف شد ه بودند روش تجزيه طيف سنجي آنان ، توجه كروكس شيمي و فيزيك دان انگليسي را جلب كرد وي در آنزمان مورد تاييد جامعه علمي آمريكا بود و به ويژه به عنوان نويسنده و منتشر كننده نشريه صاحب شهرت يافت .بنابراين سر ورمزي در كار وجود نداشت و كروكس به روش خودش به كار اكتشاف پرداخت. در سال 1229 /1850 حدود دهپوند از سرباره اي كه در اتاقهاي سربي كارخانه اسيد سولفوريك سازي تيلكروب واقع در آلمان، توليد شده بود دريافتكرد . وي از آن سرباره سلينيوم را جدا كرد تا تركيبات به نام سلنو سيانورها را مورد بررسي قرار دهد كا البته نخستيننشريه علميش به همين ماده اختصاص يافت پس از خارج كردن سلينيوم و خالص كردنش ماده اي به جا ماند كه وي تصور كرد كه تلور باشد. چون اين عنصر از نظر خواص شيميايي به سلينيوم شبيه بود . به هر حال با روش هايي كه بهكار مي بست موفق به استخراج تلور از آن نشد به اين ترتيب بررسي به بن بست خورد. اما از ياري بخت وي باقيماندهسر باره را پس از بررسيهايش نگاه داشته بود(احتمالا به خاطر آنكه تصور مي كرد در آن تلور وجود داشته باشد كشفسزيوم و روبيديم توجه كروكس را خيلي جلب كرد . اين موضوع تنها جالب نبود بلكه ازنظر علمي هم ارزشمند بود و آندانشمند ناگهان متوجه شد كه روش طيف سنجي تا چه حد از نظر كارهاي تجزيه مي توان مفيد باشد . كروكس دستگاه طيف سنجي تهيه كرد و به كار به آن پرداخت . نوبت به نمونه هاي سرباره كارخانه اسيد سولفوريكسازي كه بيش از ده سال از نگهداريشان مي گذشت رسيد كروكس نمونه را در شعله قرار داد و آنا از نتيجه كارش ناراحت شد زيرا كمترين اثري از خطوط مربوط تلور در طيف آن وجود نداشت . خطوط ويژه سلينيوم ظاهر و سپس به تدريج محو شدند . در هر حال به جاي آنها خط سبز زيبايي در طيف ديده شد كه كروكس قبلا هرگز نظير آن را نديدهبود اين خط به عنصر شيميايي جديدي مربوط بود كه وي آن را تاليوم نام گذاشت . نخستين مطلب درباره كشف كروكس در دهم فروردين 1240 /سي ام مارس 1861 تحت عنوان «درباره وجود عنصري كه احتمالا به خانواده گوگرد تعلق دارد » منتشر شد . در اين قسمت از موضوع نويسنده اشتباه كرده بود. زيرا بنا بآنچه كه اكنون مي دانيم تاليوم نه با گوگرد و نه با هم خانواده هايش هيچ وجه تشابهي ندارد سال بعد كروكس به اشتباه خود پي برد و مطلب ديگري تحت عنوان « تاليوم عنصر شيميايي جديد » منتشر كرد كه در آن به شباهت آنبا گوگرد اشاره نشده بود به اين ترتيب تاليوم كشف شد . در اين جا عنوان كشف شدن معني اثبات وجود تاليوم بهكمك روش جديد بوده است . كروكس از مشاهده طيف عنصر نه عنصر خالص به دست آورد و نه تركيباتش را ساختاين كار را لامي شيميدان فرانسوي انجام داده است كه برخي وي را كاشف ديگر تاليوم ميدانند لامي براي نخستينبار طيف خطي سبزرنگ تاليوم را در نمونه اي از سلنيوم كه از سرباره كارخانه اسيد سولفوريك سازي استخراج شدهبود ديد اين واقعه در فروردين 1241 /مارس 1862 يعني يك سال پس از مشاهدات كروكس رخ داد و در تيرماه ژوئنهمان سال لامي نمونه اي از تاليوم فلزي را به وزن 14 گرم به آكادمي علوم پاريس تسليم كرد . كروكس هم موفقبه تهيه تاليوم فلزي شد منتها ماده مزبور به صورت پودر بود. در هر حال لامي مدعي شد كه نمونه اي را كه كروكسداده است فلز خالص نيست بلكه سولفور آن است . مجادله درگرفت و كروكس ادعا كرد كه پودر فلز را قبل از يازده اردوبهشت 1241 اول ماه مه 1862 تهيه كرده است اما به سبب فراربودن آن جرات نكرده است بصورت شمش درآورد كميته ويژه اي از طرف آكادمي علوم پاريس به عضويت دانشمندان برجسته اي مانند سن كلردويل پلوز و دومابه موضوع رسيدگي كرد و لامي را حائز اولويت شناخت . بررسيهاي دانشمند فرانسوي در مورد تاليوم بدون شكعميقتر از بررسي هاي كروكس بود .وي نشان داد كه فلز مزبور تركيبات سه ظرفيتي و يك ظرفيتي به وجود ميآورد . تاليوم يك ظرفيتي شباهت زيادي به فلزات قليايي دارند و تاليوم سه ظرفيتي رفتارش شبيه آلومينيوم است.دوماآن را فلز متناقض ناميد.شباهت تاليوم و پتاسيم موجب بروز اين نظر شده بود كه اين عنصر را مخلوطي از فلزاتقليايي ناشناس سنگين وزن تلقي كنند . مايه تاسف است كه افتخار مربوط به كشف تاليوم را منحصرا به كروكس نسبت ميدهند و غالبا تلاش موثر شيميدان فرانسوي را در اين را ناديده مي انگارند درسال 1245 /1866 نوردنشولد جهانگرد و معدنشناس مشهور و يكياز كاشفين سرزمين گرين لند سنگ معدني پيدا كرد كه محتواي نقره ، مس ، سلنيوم و تاليوم بود و وي پيشنهاد كرد كه آن را به افتخار كروكس ، كروكسيت بنامند زمان درازي تصور ميشد كه اين جسم تنها كاني محتواي تاليومبه اندازه قابل ملاحظه است. آنديوم در تاريخچه عناصر شيميايي غالبا كشف عنصر جديد مستقيما در كشف عنصر ديگر موثر واقع ميشود . از جمله اينموارد يكي آن است كه كشف تاليوم كمك به كشف آنديوم كرد . آنديوم آخرين عنصر از گروه چهار تايي كه به روشطيف سنجي كشف شده اند اين داستان در شهر فريبوگ آلمان رخ داد و افراد موثر در آن رايش استاد فيزيك در آكادمي معدن و دستيارش ريختر بود. زمان واقعه سال 1242 /1863بود . خواص تاليوم كه دو سال قبل از آن تاريخ كشف شده بود مورد توجه رايش قرار گرفت و وي تصميم به تهيه مقدار كافي از فلز مزبور جهت انجام تجربياتش گرفت. او در جستجوي يافتن منابع طبيعي تاليوم ، نمونه هاي كاني روي معدن هيملس فورست را مورد تجزيه قرارداد . آن كاني علاوه بر روي محتواي گوگرد ، آرسنيك ، سرب ، سيليسيوم ، منگنز قلع ، كادميوم و به طور خلاصه تعداد زيادي عنصر شيميايي بود . رايش عقيده داشت كه در آن كاني بايد تاليوم هم وجود داشته باشد گر چه تجربههاي شيميايي وقت گير وي عنصر دلخواهش را به دست نداد ولي رسوبي به رنگ زرد كاهي كه تركيبش ناشناختهبود بدست آورد گفته مي شود هنگامي كه وين كلر وارد آزمايشگاه رايش شد دوستش به او لوله آزمايشي محتوايرسوبي را نشان داد و گفت اين رسوب سولفور عنصري جديد است .نبايد تصور داشت كه رايش براي تاييد گمان خودبه طيف سنجي متوسل نشده است . مسلما رايش از طيف سنجي هم بهره مي گرفته است اما متاسفانه به سبب نوعي بيماري چشم قادر به تشخيصرنگها نبود و به همين سبب از دستيارش درخواست كرد كه تجزيه هاي طيف سنجي را انجام دهد .ريختر در نخستين كوششهايش به پيروزي رسيد . وي درطيف آن نمونه به خط آبي روشني برخورد كه با خطوط آبيسزيوم و ديگر عناصر قابل اشتباه نبود . به عبارت ديگر نتيجه تجربه خيلي مشخص بود رايش و ريختر معتقد بودند كهكاني هيملس فورست حاوي عنصر شيمايي جديدي است كه بر آن نام آنديوم گذاشتند . نكته اي كه موجب اعتباررايش شده اين است كه گزارش هاي اوليه مربوط به كشف آنديوم توسط هر دو دانشمند امضاءشده بود در حاليكهرايش معتقد بود كه اين كار غير عادلانه است و امتياز كشف عنصر مزبور منحصرا متعلق به ريختر است. اندك زمانيپس از اينكه آن دو دانشمند به كمك طيف سنجي وجود آنديوم را در طبيعت به اثبات رسانند مقدار كمي از آنرا تهيهكردند . تركيبات آنديوم شعله را به رنگ آبي مايل به بنفش در آوردند و اين رنگ آنچنان مشخص كننده است كه بدون توسلبه طيف سنجي مي توان از روي آن رنگ وجود اين عنصر را مورد تاييد قرار داد .بعدها رايش و ريختر با كمك هاي ارزنده وينكلر توانستند برخي از خواص آنديم را بررسي كنند.وقتي در سال 1246 /1867 آنديم فلزي توسط رايش و ريختر تهيه شد آن را به آكادمي علوم پاريس هديه كردند و درآن زمان قيمت آن آنديم 800 ليره انگليسي تخمين زده شده بود كه مبلغ هنگفتي بود . خواص شيميايي آنديم اندكزماني پس از كشفش مورد بررسي و شناسايي قرار گرفت ولي در تعيين جرم اتميش اشتباه شده بود و آن را 6/75 ذكر كرده بودند . مندليف با بررسي خواص شيميايي عنصرملاحظه كرد كه جرم اتمي تعيين شده متناسب با مكانواقعي اين عنصر درجدول تناوبي نيست و براي رفع اين اشكال پيشنهاد كرد كه جرمي حدود 50 درصد بيش از جرمتعيين شده را برايش منظور كردند . بعد مندليف ثابت كرد كه پيشنهادش به جا بوده است و بدين ترتيب آنديوم مكانواقعيش را در گروه سوم جدول تناوبي اشغال كرد.
  11. آیا تا به حال دقت کرده اید که چرا یخ های داخل یخچال شما به رنگ سفید است و شفاف نیست؟ یا زمانیکه آن را داخل آب می اندازید، چرا سفیدی را وارد آب نمی کند و آب شفاف می ماند؟ آبی که از لوله های شهری وارد خانه ها می شود، معمولا دارای املاح معدنی و در ایران، کلر بسیار زیادی است. معمولا این املاح باعث ایجاد ناخالصی در ویژگی های مختلف آب می شود. یکی از این ناخالصی ها خود را به هنگام یخ زدن نشان می دهد . همه می دانند که آب بی رنگ است و قاعدتا باید حالت جامد آن هم بی رنگ باشد؛ چون تغییر شیمیایی صورت نگرفته است. اما همانطور که گفته شد این املاح باعث سفید شدن یخ می شوند. اما برای اینکه یک یخ شفاف و بی رنگ داشته باشیم، لازم است که ۲ کار انجام شود: ۱-آب کاملاتصفیه شود ۲-آب حتما جوشانده شود. همه می دانند که جوشاندن فواید بسیار زیادی دارد اما در این قضیه، جوشاندن نقش وسیع تری را هم بازی می کند. اگر شما یک لیتر آب شهر را ۱ بار بجوشانید، بیشتر میکروب های آن کشته می شود و مقداری از املاح آن از بین می رود. اما اگر دوباره آن را بجوشانید، مقداری هوا داخل آب حل می شود و این باعث تجزیه شدن املاح معدنی و در نتیجه خنثی شدن آن ها می شود. برای درست کردن یک یخ شفاف مقداری آب تصفیه شده تهیه کنید (اگر تصفیه شده هم نبود، نتیجه خواهید گرفت) حالا آن را داخل یک ظرف بریزید و بجوشانید. آن را از روی گاز بردارید و بگذارید سرد شود. حالا دوباره آن را بجوشانید و داخل فریزر بگذارید! بعد از چند ساعت می توانید یخ شفاف را ببینید!
  12. دانشمندان در چین می گویند با مواد شیمیایی که ازفیلتــــــــــــــر سیگار استخراج کرده اند، راهی کم هزینه را برای جلوگیری از زنگ زدگی فولاد پیدا کرده اند .آنهاپس از انجام تحقیقی، که نتیجه آن در یکی از نشریات "انجمن شیمی آمریکا" چاپ شده است، گفتند وقتی فیلتـــــــــر سیگار در آب فرو برده می شود، ۹ماده شیمیایی متفاوت را تولید می کند. یکی از این مواد شیمیایی نیکوتین است. فیلتــــــــــر سیگار در آب پانزده سال دوام می آورد. مالیدن مواد شیمیایی خارج شده ازفیلتـــــــــر خیس به لوله های فولادی باعث شد که روند زنگ زدگی آن ها حتی در شرایط نا مناسبمحیطی، متوقف شود. جایگزین کردن لوله های زنگ زده برای تولید کنندگان نفت در سراسر جهان هزینه هنگفتی در بر داشته است. دانشمندان چین برای انجام تحقیقات خود یقینا با کمبود ته سیگار مواجه نیستند چون یک سوم از سیگارهای جهان در این کشور مصرف می شود.
  13. azarafrooz

    موهای سفید....

    به گزارش سرویس علمی خبرگزاری دانشجویان ایران(ایسنا)، این دستاورد می‌تواند به موهای سفید بطور دائمی یک رنگ قهوه‌ای را ارائه کند. این فرایند شامل غرق کردن موهای سفید در یک محلول از ترکیب طلای کلروآریک اسید، هیدروکسید کلسیم و آب مقطر بوده که آنها را به رنگ شفاف طلایی درآورده و سپس به رنگ قهوه‌ای تیره در می‌آیند. این محققان با استفاده از یک میکروسکوپ الکترونی تائید کردند که ذرات درون هسته مرکزی قشر مو شکل می‌گیرند و حتی پس از چندین بار شست‌وشو نیز رنگ مو تغییر نمی‌کند. این ذرات که حدود 40 هزار تا 60 هزار بار باریک‌تر از عرض موی انسان هستند، همچنین باعث درخشش قرمزی مو در زیر نور آبی می‌شوند که کاربرد دیگر این دستاورد به عنوان یک ریزحسگر برای نمکهای فلزی را به نمایش می‌گذارد. نتایج این یافته علمی در مجله Nano Letters منتشر شده است.
  14. فناوری‌های باور نکردنی زیادی در فیلم‌ها و برنامه‌های پلیسی وجود دارد – کامپیوترهایی که می‌توانند یک قسمت کوچک از یک فریم ویدیو را بزرگ و تفویت کنند؛ ماشین‌هایی که می‌توانند یک صدای پیش زمینه‌ی خاص را در چند ثانیه از یک صدای ضبط شده‌ی خفه جدا کنند. بیشتر این تجهیزات کاملا تخیلی هستند که توسط نویسندگان درست شده‌اند تا بتوانند داستان را پیش ببرند. ولی یکی از عجیب و غریب‌ترین وسایل پلیسی درون تلویزیون، یک ماده‌ی شیمیایی خاص است که نشانه‌های نامرئی خون را آشکار می‌کند و کاملا واقعی است. [TABLE] [TR] [TD=align: right][/TD] [/TR] [/TABLE] در این مقاله، ما خواهیم یافت که چگونه این ترکیب عجیب، که عموما به عنوان لومینول (Luminol) شناخته می‌شود، صحنه‌های جنایی مخفی را آشکار می‌کند. همانطور که خواهیم دید، این ماده شیمیایی به همان اندازه‌ای که به نظر می‌آید جالب است، ولی اشکالات و محدودیت‌هایی دارد که معمولا در تلویزیون نشان داده نمی‌شود. لومینول چه کاری امجام میدهد؟ بیشتر تحقیقات صحنه جنایت، بر پایه‌ی تفکری هست که هیچ چیز بدون گزاشتن ردی از خود ناپدید نمی‌شود. این مطلب به خصوص در مورد قربانیان جنایات خشن حقیقت دارد. یک قاتل می‌تواند از بدن قربانی خلاص شود و استخری از خون را بشوید، ولی بدون مقداری ماده شیمیایی شوینده قوی، بعضی از شواهد باقی می‌مانند. ذرات کوچک خون به اکثر سطوح برای سال‌ها می‌مانند بدون اینکه کسی حتی بداند که آن‌ها آنجا هستند . [TABLE] [TR] [TD=align: right][/TD] [/TR] [/TABLE] ایده‌ی اساسی لومینول آشکار سازی این شواهد با یک واکنش شیمیایی تولید کننده‌ی نور میان چندین ماده‌ی شیمیایی و هموگلوبین و پروتئین‌های حامل اکسیژن درون خون، است. مولکول‌ها شکسته می‌شوند و اتم‌ها در یک آرایش جدید مولکول‌های متفاوتی ایجاد می‌کنند. در این واکنش ویژه، واکنش‌دهنده‌ها (مولکول‌های اولیه) انرژی بیشتری نسبت به محصولات (مولکول‌های حاصل) دارند. مولکول‌ها با آزاد کردن فوتون‌های نور مرئی انرژی اضافی را آزاد می‌کنند. این فرایند، که عموما بعنوان نور افشانی شیمیایی (chemiluminescence) شناخته می‌شود، دقیقا همان پدیده‌ای است که سبب درخشش کرم شب‌تاب می‌شود. کارآگاهان این ماده را در صحنه جنایت اسپری می‌کنند و محیط را تاریک می‌کنند و سپس به دنبال یک نور سبز مایل به آبی می‌گردند. اگر در محیط رد خونی وجود داشته باشد، حتما می‌درخشد. واکنش شیمیایی ساختار شیمیایی لومینول [TABLE] [TR] [TD=align: right][/TD] [/TR] [TR] [TD=align: right][/TD] [/TR] [/TABLE] هسته این واکنش ماده شیمیایی لومینول (C8H7O3N3) می‌باشد، یک ترکیب پودری که از نیتروژن، هیدروژن، اکسیژن و کربن تشکیل شده است. ماموران پلیس پودر لومینول را با یک مایع شامل هیدروژن پراکسید (H2O2)، یک هیدروکسید (-OH) و مواد شیمیایی دیگر مخلوط می‌کنند و مایع را درون یک بطری اسپری می‌ریزند. هیدروژن پراکسید و لومینول در اصل بازیکنان اصلی در این واکنش شیمیایی هستند، ولی برای تولید یک درخشش قوی، به یک کاتالیست برای تسریع واکنش نیاز است. این مخلوط در واقع خود یک کاتالیست را نمایان می‌کند، زیرا درون هموگلوبین خون آهن وجود دارد که بعنوان کاتالیست عمل می‌کند. برای انجام یک تست لومینول، ماموران پلیس خیلی ساده مخلوط را هر جایی که فکر می‌کنند ممکن است خون در آنجا باشد اسپری می‌کنند. اگر هموگلوبین و مخلوط لومینول در تماس قرار گیرند، آهن درون هموگلوبین باعث تسریع واکنشی میان هیدروژن پراکسید و لومینول می‌شود. در این واکنش اکسایش، لومینول نیتروژن از دست می‌دهند و اتم‌های هیدروژن دارای اتم‌های اکسیژن می‌شوند، که محصول حاصل 3-آمینوفتالات نامیده می‌شود. واکنش سبب می‌شود 3-آمینوفتالات در یک حالت برانگیخته قرار گیرد – الکترون‌های اتم‌های اکسیژن به اربیتال‌های بالاتر انتقال می‌یابند. الکترون‌ها بسرعت به سطح انرژی پایین‌تر انتقال می‌یابند، و انرژی اضافی را بصورت فوتون نور آزاد می‌کنند. با تسریع فرایند توسط آهن، نور به اندازه‌ای روشن است که در یک اتاق تاریک دیده شود. محققان ممکن است از مواد شیمیایی دیگری که باعث نورافشانی شیمیایی می‌شود نیز بجای لومینول استفاده کنند، مانند فلوئورسئین (ترکیب بلورین به رنگ سرخ مایل به زرد و به فرمول C20H12O5)، این مواد شیمیایی به همان روش پایه عمل می‌کنند، ولی روند کمی متفاوت است. [TABLE=class: cms_table_cms_table_MsoTableColorfulShadingAccent6] [TR] [TD][/TD] [/TR] [/TABLE] چگونه کاراگاهان از لومینول استفاده می کنند؟ اگر لومینول رد خون را آشکار می‌کند، کارآگاهان از صحنه جرم عکس یا فیلم می‌گیرند تا از رد خون الگوبرداری کنند. معمولا، لومینول تنها به کارآگاهان امکان وجود خون را در محیط نشان می‌دهد، زیرا مواد دیگر، شامل سفیدکننده خانگی، نیز می‌توانند سبب درخشش لومینول شوند. کارآگاهان با تجربه می‌توانند یک شناسایی قابل اعتماد بر اساس میزان سرعت واکنش انجام دهند، ولی باز هم نیاز به انجام تست‌های دیگر برای تشخیص دقیق خون انسان وجود دارد. لومینول به تنهایی یک پرونده قتل را حل نمی‌کند. این ماده تنها یک قدم در یک فرایند تحقیقاتی است. ولی می‌تواند اطلاعات حیاتی را آشکار کند که یک پرونده گره خورده را دوباره به حرکت در آورد. برای مثال، الگوی پخش خون مخفی می‌تواند به کارآگاهان کمک کند تا نقطه‌ی حمله و حتی نوع سلاح استفاده شده (یک گلوله خون را خیلی متفاوت‌تر از چاقو پخش می‌کند) را تشخیص دهند. لومینول می‌تواند همچنین خون بسیار کمرنگ روی کفش را نیز آشکار کند، که به کارآگاهان اطلاعات ارزشمندی درباره‌ی مهاجم و کاری که او بعد یا قبل از حمله انجاد داده است بدهد. [TABLE=class: cms_table_cms_table, align: center] [TR] [TD][/TD] [/TR] [/TABLE] در بعضی از موارد، لومینول کارآگاهان را به مدارک بیشتری هدایت می‌کند. برای مثال، اگر لومینول مقداری خون روی فرش آشکار کند، کارآگاهان فرش را بالا می‌زنند و مقدار بسیار زیادی خون آشکار روی زمین زیر فرش کشف می‌کنند. یک مشکل لومینول این هیت که واکنش شیمیایی شواهد دیگر در صحنه جنایت را از بین می‌برد. به این دلیل، کارآگاهان تنها از لومینول بعد از آزمایش گزینه‌های بسیار دیگر استفاده می‌کنند. مطمئنا این ماده یک وسیله بسیار ارزشمند برای تحقیقات پلیس است، ولی به گونه‌ای که در سریال‌های تلویزیون نشان داده می‌شود کاربرد ندارد. پلیس به محض ورود به صحنه جنایت شروع به اسپری کردن لومینول روی هر سطحی ‌نمی‌کند.
  15. فرمول و دانش فنی ساخت آسفالت مقاوم در اختیار این كشور ها قرار داشته است كه محققان دانشگاه امیركبیر با بررسی 50 نمونه آسفالتی و آزمایش پلیمرهای مختلف در اصلاح نمونه های مذكور به آسفالتی با شرایط مورد نظر دست یافتند. متاسفانه اطلاعات بیشتری ندارم .... اطلاعاتم تکمیلتر شد حتما پست میگذارم
×
×
  • جدید...