رفتن به مطلب

Sophist

عضو جدید
  • تعداد ارسال ها

    142
  • تاریخ عضویت

  • آخرین بازدید

اعتبار در سایت

807 Excellent

درباره Sophist

  • درجه
    <b><font color="#0000CC" face="Tahoma">کاربر انجمن</b></font>
  • تاریخ تولد 27 فروردین 1367

اطلاعات شخصی

  • نام واقعی
    نوید
  • تخصص ها
    ما زنده به آنیم که ارام نگیریم
    موجیم که آسودگی ما عدم ماست
  • علاقه مندی ها
    خوندن کتاب از نوع رمان و فلسفی
    علافی با دوستان
    موزیک

اطلاعات شغلی و تحصیلی

  • رشته تحصیلی
    مهندسی برق
  • گرایش
    کنترل(هوش)
  • مقطع تحصیلی
    فوق لیسانس
  • دانشگاه محل تحصیل
    دانشگاه تهران
  • شغل
    دانشجو!
  1. Sophist

    واقعا چرررررررررررررا؟

    مرسی از استاتر عزیز که واقعا نشون دادن تو همچنین جامعه ای هنوز ادم هایی پیدا میشن که انسانن و از زجر اطرافیانشون زجر میکشن :icon_gol: اما من اگه جای شما بودم به هر ترتیبی بود کمک میکردم به اون خانوم شده دنبالشم را بیفتم که کسی نبینه ببخشید من اینو گفتم مثل این بود که شما رو جای خواهرم فرض کردم چون یادمه خواهرم هر دفعه میومد ازینا بهم می گفت من کلی دعواش میکردم که چرا همون لحظه ولو به اندازه اپسیلونی مشکلش رو حل نکردی فقر خیلی چهره کریه و زشتی داره .ازین تاسف می خورم که تو تاریخ به اسم انسانیت. مذهب و بسیار دیگه ادم ها کشته شدند ولی همش به خاطر سرمایه بوده و پول و قدرت. یه خاطره بگم : اولا من پسرم و میتونم بگم از وقتی خودمو شناختم دنیا گریه منو ندیده چند سال پیش رفته بودم پایتخت کار داشتم .سوار پله برقی بودم دیدم یه دختر بچه خیلی خوشگل دتسفروش میگه اقااا ساعت چنده ؟گفتم هفت . بعد یه چند ثانیه با خودش کلنجار رفت دوباره پرسید یعنی تا ده چند ساعت مونده؟ گفتم سه ساعت . گفت سه ساعععععت؟؟؟چقد زییییییاد. با بغض گفت خسته شدم خو (نگو تا ده باید کار میکرد) من موندم چی کار کنم . اخه کاری از ذستم بر نمباد . گفتم خانم کوچولو بیا بریم هر چیزی دلت می خواد بخرم بخوری . بعد تعارف کرد که نه نمی خواااد. منم اصرار که نه . بردمش طبقه اخر پایتخت گفتم هرچییی می خوای بگو بخرم .گفت میشه ازون چیسبای چبسناک بگیری؟ گفتم چی؟؟؟گفت ازون چیسبای که دست ادم می چسبه. گفتم چیپس و پنیر یعنی؟ گفت اره هموون . دنیارو که انگار زد بودن تو سرم . خریدم براش با یه لحن شیرینی و کودکانه گفت عمو دستت درد نکنه. من فقط میدونم بغضی ته گلومو گرفته بود که از ترس اینکه نترکه سریع لپشو کشیدم اومدم بیرون و تا راه خونه اشک ریختم . اقایون خانوما .تمنا میکنم ازتون .التماس میکنم .هرکیو دیدید مثل بچه های خیابانی یا هرکسیی که به نظرتون نیاز داشت سرد و بی احساس ازش رد نشید . نگید که با کار من مشکلی ازش حل نمیشه .ثانیه لبخند رو چشم اون ادم ارزش داره به خدا. تو شیرخوارگاه امنه میتونید یه بچه رو با هرچقدر توانتون هست سرپرستیش رو قبول کنید . وقتی هر هفته به اون بچه سر میزنید میدونید حس میکنه مادر داره برادر داره . بزارید حس کنه معمولیه. اما دیدم بهضی از افراد نفرت انگیز و تهوع اور با افراد فقیر برخورد میکنند.فکر میکنند یه هزار تومانی بزارن کف دست یه فقیری دیگه ژان والژان شدن .اینکه من الان اینجام و اون دختر دنبال صدهزار تومان پول دلیلش اینکه بابای من پولدار بوده و بابای اون دختر نه .خیلی دلم می خواد ببینم کسی جرات داره ادعا کنه که نه من اگه بابام معتاد بود و دزد ،مادرم به خاطر خرج خونه تن فروشی بازم بگه نه من همینجور خفن می موندم . به خدا قسم چه بسار افرادی هستند که اگه شرایط منو داشتند الان هزار مراتب بیشتر از من کار کرده بودند .ولی شرایط اولیشون جور دیگه ای بوده اگه خونتون سررایدار دارید طوری رفتار کنید که فکر نکنه از بالا دارید باهاش برخورد میکنید . اگه محلتون افرادی هستند که به صورت نسیه از مغازه خرید میکنند برید به مغازه دار به صورت ناشناس بگید می خوام همه حسابش رو تصفیه کنم .
  2. Sophist

    موافق یا مخالف آدولف هیتلر؟

    من باورم نمیشه بعضی از دوستان میگن با افکار هیتلر موافقن یعنی با اردوگاه های بوخن (عکس ها از بوخن هست) ایشویتز یا داخاوو موافقن پس یعنی با کشتار مردم بی گناه ...... هیتلر افکار نژاد پرستیش افکار کشتارش و همه تفکرات منحطش رو اگر نمیشناسید پیشنهاد می کنم کتاب خودش رو بخونید (نبرد من ) یا اگه نه اثرات کار هاش رو مشاهده کنید . بعد کی ادعا کرده هیتلر دلیل پیشرفت المان ها بوده یعنی کل فلاسفه المانی کل تاریخشون . رمانتیسم المانی هگل فیخته .... اینا همه یعنی هیچی ؟؟؟درسته نازیسم یه نوع انحراف از رمانتیسم المانی بود در واقع نوعی واکنش و سر خوردگی المان ها بوده به برتری فرانسوی ها .اگر المانی ها به جایی رسیدن نه رایش سوم نه هیچ تک شخص دیگه اون ها رو رسونده .یک جریان فکری بوده و کوشا بودن المان ها ببینم اگه یه کدوم شما خانوادش از قربانیان جنایت هیتلر بود باز همین حرفو می زدید؟محاکمه نورنبرگ رو بخونید لااقل وقتی به ردولف هوس (هس نه ها ) میگن در مرگ ۳.۵ میلیون دخیل بوده اینه جوابش : No. Only two and one half million—the rest died from disease and starvation. اینم منبع Applebome, Peter (14 March 2007). "Veteran of the Nuremberg Trials Can't Forget Dialogue With Infamy". The New York Times. Retrieved 15 March 2007. یعنی مرگ یک نفر نفرت انگیزه چه برسه به این تعداد نمیشه بگیم با این حرف هیتلر موافقیم ولی با کارش نه . تاریخ نشون داده افراد به بهانه نژاد پرستی دست به چه جنایت های کثیفی زدن چه این اقا چه کشتار ارامنه چه برده داری چه کشتار سربرنیسا
  3. Sophist

    تعریف شما از آزاد.....

    ببینید اولا چیزی که مسلمه اینه که ازادی رو اگه بخوایم به عنوان ارزش تعریف کنیم (که هست ) این ارزش میتونه با ازش های دیگه در ناسازگاری باشه .خیلی مشخصه که ازادی نمیتونه با برابری یک معنی رو بدن .اقای راکفلر در جامعه ازاد اون ثروت افسانه ایش رو بدست اورده ولی مسخرست اگه فک کنیم رای من با رای اون اقا برابره!! پس قدم اول اینه که بدونیم نمیشه تمام ارزرش هارو یک جا با هم داشت!اصلا معنی نداره جامعه ارمانشهری که همه ازاد باشند و همه برابر!(میشه شهر smurf ها بیشتر!!) به قولی میشه این حرف رو زد که گاهی ازادی گرگ ها یعنی مرگ بره ها اما معنی ازادی مثلا ازادی بیان .ببین شما اگه بخوای به عنوان دولت مرد هرگونه مانعی سر راه این کلمه قرار بدی میشه اولین قدم برای اینکه بخوای همه راه هارو ببندی!فرض کن تعریف میکنی همه در بیان ازادن مگر به کسی توهین بشه!خب این توهین یعنی چی؟کی توهین رو تعریف میکنه؟از چه منظر؟مثلا اعتقادات مذهبی منو شما زیر سوال بردی این توهینه؟یا توی یه برنامه طنز همه چیو مسخره کردی این توهینه؟ا ببین تعریف من اینه .هرکس ازاد هست هرکار که می خواست انجام بده تا زمانی که کار و نیاز اون فرد با نیازهای دیگران در تضاد قرار بگیره !اصلا اخلاق اینجا معنی پیدا میکنه.اخلاق جایی معنی داره که تضاد منافع پیش میاد. وگرنه بقیش روزمرگی هست. خب تعریف ناقصه . میگه تضاد منافع پیش میاد .خب حالا بعدش؟کی تعیین میکنه کی اینجا حق داره؟بر مبنای چه اساس و قانونی؟ ببین شما نیاز داری تا اونجا که ممکنه تعریف ازادی رو به جای اینکه centralized تعریف کنی به صورت distributed و decentralized تعریف کنی و بزاری هر جامعه بر اساس نیاز های خودش تصمیم بگیره .یعنی چی؟یعنی حتی تو امریکا 52 ایالت هست ولی دولت فدرال حق قانون گذاری در ایالت ها رو نداره و هر ایالت قوانین داخلی خودش رو خودش تعبییر میکنه.یه جا میگه حق اعدام هست یه جا میگه نیست...... حالا اینجا تضاد منافع پیش اومد .تصمیم در جامعه ایده ال باید بر این مبنا باشه که هر کس خودش رو بزاره جای طرف مقابل و ببینه ایا دوست داره اون کار باهاش انجام بشه یا نه؟ من در ابتدا میگم من ازادم که شما رو بکشم.خب اخلاق به من میگه خودت رو بزار جای طرف مقابل .ایا می خوای قربانی باشی؟نه!!!پس حق ندارم شما رو بکشم! حق ازادی های دیگه هم دقیقا همینه و هر جامعه خوش این ازادی رو تعیین میکنه ولی اشکال کار میدونید چیه؟اونجاست که افراد مسئول یک جامعه تصمیم بگیرند هیچ تغییری نباید صورت بگیره و وضع الان بهترین وضعی هست که باید باشد و هرچه جز این باشد مستحق مجازات! اما باز تعریف من یه باگ داره!فرض کن یک جامعه تعریف خودش رو از ازادی داد که یه عده حق حیات ندارن (جامعه المان نازی مثلا ) هیتلر کاملا هم بر اسا ازادی و حق رای اومده بود سر کار!تکلیف چیه خب؟ اینجا باید یکسری حقوقی تعریف بشه برای افراد یعنی بر هر موجود دوپا ی انسان با هر رنگ (حتی رنگ کشف نشده !!! ) و با هر جنسیت و با هر نژاد و قوم که یکسری حقی دارند که هیچ موجودی حق این رو ندارد و نخواهد داشت که اون ها رو از این حقوق سلب کنه .مثلا حق ازادی بیان و حق حیات .......
  4. دوستان همونطور که اطلاع دارید هم وطن های ایرانی ما در صفحه شخصی فیسبوک اقای مسی بیش تر از 20 هزار کامنت به فارسی و انگلیسی گذاشتند که از پر از فحاشی و بی ادبی بوده .همین کار هم با پیج شخصی خانومی که لباس باز داشته و در قرعه کشی جام جهانی مجری بوده کردند. ابعاد این کار وسیع بوده و اولین بار هم نبوده انجام شده (مثالش اکادمی موسیقی گذشته بود که به پیج امیربهمن شرکت کننده این برنامه بود که انواع فحش های نژادی بهش دادند) اینا مردمی هستند که 1- به اینترنت ازاد (دانش کافی بابت رشد هر فرد )دسترسی دارند 2- عموما جز طبقه تحصیل کرده جامعه هستند 3-و مهم تر از این ها نماینده نسل جوانی هستند که قراره اینده کشورو بسازند:icon_pf (34): حالا سوال من اینه : ادعای شدیدی داریم که فرهنگ ایرانی خیلی خوبه و عالیه ما از نوادگان کوروش کبیر یا از نسل اریایی هستیم و ..... اگه به جمله بالا اعتقاد دارید خوب الان یک نمونه زنده و در دسترس که نشون بده اره واقعا این ماییم ایرانی برتر و نژآد برتر مثال بزنید .بگید این کار ما در دنیا تکه خاصه . ایرانی چه چیزی داره (از خودش از الان ) که افتخار میکنه که فرهنگ و نژآد والایی رو داره؟
  5. به شخصه از دید من مسئله اعتماد نیست اصلا و ابدا چون اگر قرار باشه دیگران با دیدن حقوق کم من منرو مسخره کنند یا با دیدن حقوق زیاد من بخوان نزدیکیشون رو با من زیاد تر کنند این دیگران همون قدر ارزش دارند که باکتریی که در شکم یک سوسک درختی هست میتونه ارزشمند باشه! اصلا این نیست به نظرم چیزی که مهمه نوعی حریم و اطلاعات شخصی هست و هیچ دلیلی هم برای این کار میتونه وجود نداشته باشه!ببینید مثلا یک سوال میتونه این باشه بخواد راجع به افراد از رابطه جنسیی که دارن سوال بشه یا سوال بشه دو دقیقه گوشی رو بده ببینیم چی داری توش یا سوال بشه غم هات رو به من بگو کامل مثلا ایا شوهر پدر ... کتکت زده تا حالا و خیلی سوال های دیگه .... اینا نگفتن و گفتنش به دیگران هیچ ضرر و هیچ سودی نداره ولی یک حریم شخصی هست که افراد تدارک دیدن و جواب این سوال ها رو به هر کس نمیگند .اصلا هم مهم نیست به نظرم چه دلیل منطقی بخواد پشتش باشه .مهم اینه که هست و این خواست منو در این رفتار میرسونه.شخصی ممکنه احساس قدرت کنه از نگفتن جواب ها .شخصی ممکنه احساس ضعف کنه از گفتن جواب ها .یکی ممکنه حس کنه بقیه دارن تو زندگیش فضولی می کنن ...... یعنی این عمل از جنبه احساسی بیشتر قدرت میگیره تا جنبه منطقی (که صد البته این هیچ دلیل بر بودن این رفتار نیست ) اما از جنبه منطقی سوال کننده دو حالت بیشتر نداره حالت اولش اینه که مثل شما داره برای یک سرشماری یا یک مبحث علمی این سوال رو میپرسه که خب من اینو جواب میدم حالت دوم اینه که سوال کننده حالت اول نباشه!! فرض کنید ما با حالت دوم روبه رو هستیم . خب هدف سوال کننده از این بحث چی بوده؟ ارضای کنجکاوی؟محض حنده >محض رضای خدا؟...... به نظر میرسه در حالت دوم سوال کننده هدف منطقی از این عمل نداره و سوالش بیهودست بره همین منطقی بخوایم نگاه کنیم جواب یک سوال بیهوده میتونه بیهوده باشه!
  6. Sophist

    هرمزگان استانی که همیشه مظلوم است !!!

    البته فکر نمیکنم منظور شما این بوده باشه که باید برای کسی توضیح داد که اگر کسی سیاه بود و در هرمزگان زندگی میکرد پس حتما از نژاد بردگان افریقایی هست و این فرد سیاه رنگ نژاد اصیل رو در خودش دارا نیست و این کسر شان هست که گفته بشه رنگ جنوبی ها تیره هستش؟
  7. Sophist

    چرا زن ها ........؟

    به نظرم پاسخ روشنه یعنی چند تا دلیل داره اولا بگم من اقام خانوم نیستم (سوفی نیست اسمم بلکه سوفیست هست ) مرجع یک عمل اخلاقی عقل نیست بلکه احساسه .ممکنه من از نظر منطقی کسی باشم که اگه کشته بشم بسیار منفعت داره برای شما و هیچ تبعاتی نداره یعنی منطق میگه منو بکش ولی نمی کشی چرا؟چون احساس میگه نکش و احساس چیزی نیست جز حس هم ذات پنداری و خودتو بزاری جای طرف ببینی می خوای کشته بشی ؟میبینی نه!عمل اخلاقی بر پایه احساس عمل میکنه نه منطق خانوم ها هم ذاتا این بخش اونها قوی تره برای همین خانوم ها پایبند تر و اخلاقی تر به تفکرات خودشون هستند حتی اگر ضرر شخصی برای اون ها داشته باشه.یعنی منطق عموما به اقایون میگه اولا اقایون عموما نون به نرخ روزخورترباشند یعنی به وقتش ادم غیر مذهبی میشن و به وقتش مکه رو میرن حاجی میشن یعنی خیلی رک بگم به چیزی اعتقاد ندارن و منافع شخصی و لحظه ای براشون اهمیت بیشتری داره این نون به نرخ روز خوری و بادی به هر جهت در اقایون بیشتر عمومیت داره! میبینید ؟ این ادعایی که میشه اقایون منطقی ترن شاید درست تر باشه ولی عملا ارزشی نداره به نظرم رفتار منو در زندگی عمل اخلاقی هست که ارزشمند میکنه نه منطق و اخلاق بر پایه گفته هیوم و رورتی صحبت احساس هست نه منطقی نیست .برای هر عمل خرافه امیز و هر عمل مذهبی خانوم ها یک نمونه متناظر وجود داره در اقایون . اگر صحبت مذهبه و مذهبی که اعتقاد بهش واقعی بشه (نه بادی به هر جهت )خانوم ها پایبند ترند ولی صحبت خرافاتش به نظرم در جامعه کامل یکسانه اگر صحبت فال و فال گیری هست که فال حافظ همون قدر معتبره که فالی که خانوم ها میگیرن اگر صحبت چشم شور هست واین ها ببینید چه تعداد مهندس دکتر تحصیل کرده چه خانوم چه اقا چقدر به این مسئله باور دارند طوری که باعث تاسف میشه اگر یک خانوم ختم انعام میره یک اقا پامیشه میره هیئت سینه زنی خبر دارید که هیتلر و پل پوت و این ها هم دو دوتا چهار تا کردن میلیون میلیون ادمو کشتند یا نه؟یه مقاله هانا ارنت داره که جنایتکار ایشمن حیوون نیست و هیولا هم نیست بلکه کسی هست که داشته از تفکر منطقی و دستورات پیروی می کرده .اگر قرار باشه تفکر خودخواهانه امری ارزشمند باشه که جامعه خیلی وقت قبل تر متلاشی شده بود.شما فکر میکنی سران حزب نازی ادم های غیر منطقی بودن زدن این همه ادمو کشتن؟نه!ابدا!اتفاقا از منو شما منطقی تر بودن و چه بسا بسیار نابغه ولی مرگ یکسری افراد رو با یک حساب دودوتا به نفع خودشونمیدونستند. بله میگم اعتبار فال هندی فال چینی اینا همونقدر هست که تفعل بزنیم به فال حافظ یا چه میدونم استخاره! یا چرا راه دور بریم؟این گروه های تروریستی که عموما مرد ها رو جذب میکنند که میزنن طرف رو به خاطر بهونه های مختلف نابود میکنند مثل طالبان که با تحصیل خانوم ها مخالفند و قطع عضو (از کله بگیر تا انگشت )کار روتینشون هست برای پیاده سازی احکام و عقایدشون یا همین عقیده هاکه ریش و سیبیل چقدر خوبه مرد داشته باشه و سنت ما هست و این ها این جا کی خرافی تره ؟
  8. بینید دونکته .اولا این که واقعیت به نظرم با حقیقت فرق داره .حقیقت در قالب مناسبات اجتماعی بین انسان ها به نظرم ظاهرمیشه . مثلا چرا باید اخلاقی زیست ؟اخلاق اصلا چیه؟ اما واقعیت مناسباتی هست که در نبود انسان هم اتفاق میفته و بود و نبود ما هیچ نقشی نداره .اما نکته بعدی اینه که انسان همون واقعیت ها رو عموما نمیتونه هیچ وقت شناسایی مطلق کنه .و اون شناسایی بیشتر به نظرم در راستای تحقق و براورده ساختن نیاز ها بوده . همین مثال شما به نظرم در اون زمان اینکه کره زمین مرکز جهان هست واین ها در راستای براورده ساختن نیازهای مسحیت بوده . به نظرم برای جامعه اصلا مهم نیست نظریه علمی نیوتن چقدر حقیقیه مادامی که میتونه نیازهای اون جامعه روبرورده کنه اما زمانی که اون نیازها دیگه قابل براورده شدن نباشه سر و کله نظریه کوانتم پیدا میشه و ...... بله حرفتون رو قبول دارم قبول دارم اما بحث وجود حقیقت یک چیز هست و موضع گیری نسبت به مناسبات و جهان اطراف یک چیز دیگه .هر کس قطعا یک موضع گیری داره اما اصول اولیه این مواضع با هم میتونه متفاوت باشه .مثلا میگم اگه شما ادمی بودی که اصلا میگفتی انسان ها حقی در زندگی ندارند وما همه اومدیم بندگی کنیمو اینا من حرفم اینه حرف شما لزوما غلط نیست از دیدگاه من (یک موضع گیری متفاوت نسبت به من داری )بلکه اصول اولیه منو شما با هم فرق داره .شما با فرض این که دو خط موازی به هم نمی رسند به هندسه اقلیدسی میرسی و با فرض اینکه به هم میرسند هندسه لوباچفسکی اما میشه بگیم کی داره غلط میگه؟ اما شما با اصولت یک دستاورد هایی داری و من با اصولم یک دستاورد هایی دیگه .مثلا ممکنه دستاورد من زندگی مادی بهتری برای انسان ها رغم بزنه ولی این دستاورد چه بسا برای شما بی اهمیت باشه .اما خب صحبت این میشه هیتلر هم عقیده داشت و استالین هم یک عقیده زدند میلیون ها ادمو کشتند اینو چه جوری توجیه میکنی؟ اینو من دلیل عقلانی نمیتونم بیارم ولی میتونم بر اساس اخلاقیاتم توجیه کنم که عقاید انسان ها تا وقتی محترم اند که موجب محدود وسرکوب کردن نیازهای دیگران نشند .اخلاقیات من میگه خودوبزار جای قربانی ایا دلت می خواست این رفتار باهات بشه یا نه؟
  9. دوست خوب حقیقت چیزی نیست که بیرون از انسان بیرون از واژگان ما وجود داشته باشه و ما درسرتاسر تاریخ به دنبال کشف این حقیقت باشیم نه ابدا معنی نداره, چیزی خارج از واژگان . بازی های زبانی انسان ها نیست حقیقت .مفهوم حقیقت و واقعیت رو البته اشتباه نگیرید بببینید این حقیقت چیزی نیست جز قواعد و اصول و مجموعه واژگانی که انسان ها میگذارند برای اینکه بتونند نیازهاشون رو درطی اون زمان بهتربراورده کنند حقیقت کشف نمیشه بلکه اختراع میشه این طور بهتره گفتنش اصلا ذات این که فکر کنیم حقیقت قابل کشف شدنه خطر ناکه و بسیار میتونه وحشتناک باشه اجازه بدید دو دلیل بیارم در زیر اولیش برای این هست که نشون بدم چرا این فکر خطرناکه و دومیش برای این هست که بگم چرا ادعا می کنم حقیقتی وجود نداره (کشفی) ببین اگه شما معتقد باشی حقیقت قابل کشف هست این حقیقتی که اگر شما کشفش بکنی مطمئنی انسان ها تا ابد زندگی بهشتی خواهند داشت و رستگار میشند پس اگر به همچنین چیزی معتقد باشی و افرادی رو ببینی که مثلا از روی نادانی و با قصد وغرض با این حقیقت شما مخالفت کنند هیچ چیزی رونمیتونی جلوی خودت ببینی که این افراد رو نابود کنی تادیگران به رستگاری برسند .اصلا وقتی قراره صحبت رستگاری میلیاردها میلیارد ادم باشه سرکوب و نابودی چند هزار یا چند میلیون نفر چه معنی میتونه داشته باشه؟شما با این حقیقت می خوای بشریت رو نجات بدی همون طور که نگاه کنی حکومت های استالین هیتلر مائو و خیلی های دیگه سر همین حقیقتی که فکر میکردند کشف کردند میلیون ها میلیون ادم رو کشتند .جالبه همه اون افراد هم فکر میکردند به حقیقت رسیدند (حقیقت مذهبی حقیقت پرولتاریا و بسیار دیگر ) حالا این حقیقت شما چه تضمینی هست که از حقیقت این افراد در تاریخ برتر باشه؟ نکته دوم این هست که در سرتاسر تاریخ فلسفه بر پایه تفکرات افلاطونی این اصل های زیررو که میگم دارا بوده : اولا فرض شده که در بیرون از ما انسان ها مجموعه حقایقی وجود داره که انسان میتونه به وسیله روش هایی این حقیقت روکشف کنه .جالا این روش میتونه پایه عقل گرایی داشته باشه یا برپایه تجربه باشه یا احساسات فرض دوم این هست که این مجموعه همه با هم سازگار هستند ودر یک راستا .یعنی چی ؟ یعنی حقیقت ها نمیتونند با هم ناسازگار باشند برای همین اگر انسان به این حقیقت ها دست پیدا کنه میتونه زندگی ابدی بهشتی داشته باشه اما واقعیت این هست که این حقایق لزوما با هم سازگار نیستند .شما نمیتونی هم ازادی رو بخوای هم برابری رو .ازادی گرگ ها یعنی مرگ بره ها .چطور ممکنه جامعه بر مبنای فرد گرایی باشه و در این جامعه رابرت مورداک میلیاردر داشته باشیم و این هم فرض کنیم که این اقا قدرت رای برابری با قدرت رای من داره ؟همیشه میگیم ادم کشتن بده ولی در جنگ ناگهان همه چی ازاد میشه وبه راحتی میتونی ادم بکشی و به خودت افتخار کنی .اصل و حقیقت اینکه همیشه باید راست گفت میتونه با اصل دیگه ای در تضاد باشه .اگه به شما بگن برای اینکه اطلاعات حیاتی از یک سرباز محکوم به اعدام کسب کنی که این اطلاعات جون خیلی ها رو نجات میده ولی باید بهش دروغ بگی که اعدام نمیشی ایا درسته این کار یا نه؟ در ثانی حقیقتی که در ایران کشف میشه با حقیقتی که در المان کشف میشه با حقیقتی که در قوم ازتک کشف شده همه با هم متفاوتند .شرایط زمانی و مکانی باعث میشه حقیقت ها متفاوت باشند .در زمان قدیم پدر چون مزرعه کار بود وازدواج بچه هاش اون بچه ها صاحب زمین میشدند و زندگی همین پدر رو در اینده میچرخوندند حق داشت که بگه این بچه باید با کی ازدواج کنه اما الان این کار ضد ارزشه ارمانشهر یک ایرانی میتونه برای یک اروپایی جهنم باشه .این چه حقیقتی هست که اولا با هم سازگار نیستند و دوما شرایط مکانی که تغییر میکنهو شرایط زمانی حقیقت هم باهاش تغییر میکنه؟
  10. Sophist

    کی حاضره بازی رو به هم بزنه؟

    اتفاقا من در این مورد فکر کرده بودم .ببینید این ادعایی که میشه که میگه داره ما رو محدود میکنه بر خلاف ظاهرش بسیار دیکتاتور مابانه هست .این بی حجابی یا هر چیزی مشابه اون باعث درد و رنج نشده و محدودیت ایجاد نکرده .وگرنه هر ذهنی که دچار اختلالات روان پریشی حاد هست میتونه ادعا کنه هر عملی که شما مرتکب میشی بره من ازار دهنده هست و نباید انجام بدی! در واقع اصل رو باید گذاشت اولا تنوع بیشتر و در ثانی درد و رنج کم تر و در نهایت انتظاری که شخص داره وقتی عمل مشابه قرار باشه با اون صورت بگیره همین مثالی که شما عرض کردید .ببینید جامعه داره و باید به سمتی بره که ابراز هرگونه عقیده و رفتار در محیط عمومی که موجب هرج و مرج نشه باز تر و بهتر بشه اگر من از شما انتظار داشته باشم برای اینکه عقیده خودم به سرانجام برسه شما باید عقیده خودت رو محدود کنی این انتظار اصلا ارزشمند نیست .چون هیچ وقت نمی خواستم کسی من رو به این دلیل محدود کنه .خیابان و محیط عمومی متعلق به همه طیف هاست . تو خارج شوخی دختر پسر که سهل است لباس هایی که دختر ها می پوشن دربعضی مکان ها بشدت جلب توجه میکنه خصوصا اگه هوا گرم باشه (مثلا مینی شلوارک و لباس تنگ )خب اونجا ایا خانواده مسلمان ندارن ؟ ایا اون ها محدود شدن یا زندگیشون رو دارن با همزیستی مسالمت امیز ادامه میدن؟ میگم توجه به این نکته ضروری هست که هنجار ها ساخته و پرداخته دست انسان هستند .متاسفانه در تاریخ این قوانین عموما به نفع عده ای خاص بوده این عده از دید بالا در ابتدا مردان هستند و در ادامه قشر افرادی که قدرت و ثروت رو دارا هستند .شکستن این رسوم زمان میبره
  11. Sophist

    کی حاضره بازی رو به هم بزنه؟

    ببینید یک دختر اگر در جامعه و افکار سنتی انتخاب میکنه انتخابش بین کسانی هست که اون رو انتخاب کردند .اما یک پسر در انتخاب دست بازتری داره .در جامعه سنتی ما اگر یک پسر تا سن 30 40 سالگی ازدواج نکنه میگن نخواسته اما یک دختر بهش صحبت های نامربوط و پوچ بیان میشه مهریه هم همینه دوست من .وگرنه در جامعه معنی شیر بها و مهر چیه؟نه من مغازه نرفتم قطعا چون اگر ازدواج کنم با این دید ازدواج میکنم که من و زوجم دقیقا به یک اندازه مسئولیت داریم در زندگی .اگر چیزی بدست بیاریم ما بدست اوردیم نه اون و نه من .اما مفهوم مهریه نمیتونه خیلی ارزشمند باشه .شما در ازدواج احتیاج به ضمانت اجرا نداری دقیقا ! پس میبینید این ارزش ها از دیدگاه شخص با شخصی دیگه میتونه متفاوت باشه .اینجا در این جامعه دختر میتونه بره خواستگاری ولی در قشر سنتی این طور نیست من تمام صحبتم اینه ما انسان ها بابت اینکه نیازهامون سریع تر براورده بشه رو اوردیم به زندگی اجتماعی .این زندگی اگر قرار باشه ادامه داشته باشه باید قوانین و خط قرمز این جامعه حفظ بشه اما سوای این قوانین کلی عمل ضد اخلاق و ضد هنجار از نظر من هیچ تفاوتی ندارن هنجار و اخلاق جز رسوم اجتماعی هستند وفرض اولیه این هست که انسان ها اخلاقیت رو کشف میکنند .یعنی سوای اینکه من این کار رو بکنم یا نه و چه دیدی داشته باشم این عمل نیک هست . در صورتی که عمل اخلاقی عملی هست که کشف شده و در چارچوب این زندگی اجتماعی تعریف شده .مشابه هنجار اگر غیر از این باشه .افرادمیتونن به بهانه اخلاقی بودن ابدی یک عمل , شما رو با این استدلال بشدت محدود بکنند و برده یکسری عقاید خاص تعریفی که از اخلاق و عمل اخلاقی من میکنم این هست که شما اجازه داری هرگونه از نیازها و خواسته هات رو براورده کنی مادامی که عمل شما در راستای محدود کردن افراد دیگه نباشه .و همچنین چگونگی تمایل شما به رفتاری که می خوای در مورد مشابه با شما بشه (هر انچه برای خود می پسندی........) تمام این حرف ها رو گفتم به صورت بسیار بسیار خلاصه (یه صفحه چیه مریم ؟صد ها کتاب راجع به این نوشته شده اما هنوز به نتیجه نرسیدن ) که هرگونه سنت .هنجار و عمل به ظاهر همیشه اخلاقی قابل شکستن هستند .اگر ما می خواستیم قواعد بازی رو تغییر ندیم الان غار نشین بودیم نه شهر نشین . افراد موفق افرادی هستند که تونستند در راه تنوع بیشتر و درد و رنج کم تر قواعد بازی رو تغیر بدند
  12. Sophist

    کی حاضره بازی رو به هم بزنه؟

    اخه مسئله اینه گاهی اوقات این قواعد بی منطق اصلا و ابدا در ظاهر این طور نشون نمیدن خودشون رو مثلا میگم قانون نانوشته اینه که دختر بشینه خونش تا یه مرد بیاد اونو انتخاب کنه همین عمل در ظاهر منطقی هست .خب دختر لطیفه رسم بر این بوده که مرد بیاد جلو ابراز علاقه کنه و ازین حرف های پوچ .اما باطن اصلی این عمل یعنی مرد سالاری .یعنی دختر کالا ست من میام انتخاب میکنم و در نهایت پول این جنس رو (مهریه )پرداخت میکنم یا پول شیری رو که خورده (شیر بها ) راه دور چرا؟ شما وقتی می خوای دوست دختر یا دوست پسر پیدا کنی مثلا تو دانشگاه تا پسره نیاد جلو .دخترا و جامعه اینو درست نمیدونن که دختر بره جلو .مثلا میگن وای چقدر وقیح نگا چه جوری خودش رو داره بره پسر ول می کنه و ........ میبینی ؟ غیر منطقی بودن این اعمال در ظاهر مشخص نیست ولی اگه به باطنش نگاه کنی اوج بی منطقی درش مشخص هست .اما چند درصد حاضرن این تعادل رو بهم بزنن؟ حالا فرق یه عمل ضد اخلاق با ضد هنجار جامعه چیه ؟چطور میتونی بگی که این عمل اخلاقی نیست ؟یا این عمل بر خلاف هنجار جامعه هست؟
  13. Sophist

    کی حاضره بازی رو به هم بزنه؟

    اگه ممکنه از تجربت بگو هزینه برات داشته؟نظر عام مردم چی بوده؟ سوال اصلی از تمام دوستان اینه / این قواعد بازی ایا همش درستن ؟اگه درستن که جوابمو دادید اما اگه نادرستن ایا جرات بر هم زدن این قواعد رو دارید؟ یه ضرب المثل خوب داریم که رفتار ایرانی ها رو به خوبی نشون داده دیواری رو که نمیشه خراب کرد باید زیر سایش نشست یا دستی رو که نمیشه قطع کرد باید بوسید این دیوار و دست لزوما انسان نیستند بلکه قواعد و هنجارهای سنتی و به ارث رسیده ما جزشون هستند
  14. Sophist

    کی حاضره بازی رو به هم بزنه؟

    درسته .رسوم یا هنجار های اجتماعی هستند این ها نه قوانین حاکم و مقررات. به نظرم شکستن این هنجارها قدرت می خواد .سنت هایی که از پدرانمون به ما رسیده و انتظار میره ما هم همونو به نسل بعدی (یه مسابقه دو با پرچم)برسونیم تجربه شما هم در همین راستا هست . یک تجربه دیگه : یکی از اشناهای ما فوت شد .مثل بقیه مردم انتظار میرفت که ما مسجد بگیریم و یک روحانی دعوت کنیم که بیاد برامون از اون مرحوم بگه که چقدر ادم خوبی بود و چه کار هایی انجام داد اصلا ازین ادم بهتر نبود و اینا هرچند که به نظر دوره اشنایی این دو در طول زندگی فامیل ما صفر بوده!و اگرم ما کار بد کنیم میریم جهنم اما خانواده و فامیل چه کار کرد ؟در یک هتل خوب تهران یک سالن اونجارو به صورت خصوصی اجاره کرد و از چندین نوازنده ساز های ایرانی دعوت کرد برای اجرا .اهنگ های غمگین و دلنوازی اجرا کردن از خداحافظ احسان خواجه امیری تا اهنگ های شجریان .زن و مرد هم گریه میکردند و واقعا خالی شدند
  15. Sophist

    کی حاضره بازی رو به هم بزنه؟

    من بزارید خودم بگم اولیش رو که من درش تاثیر گذار بودم خواهر من قرار بود مراسم عروسیش رو بگیره و یک جشن مفصل هم باشه .اما من تو یک بحث هم خواهرم هم شوهر خواهرم رو قانع کردم که چرا طبق یک سنت میلیون ها میلیون پول خرج کنید که مردم بحورن و برقصن و شما کم ترین استفاده رو از مراسم عروسی بکنید و تازه اخرش هم فحش بدن که چقدر گرم بود یا چقدر هوا دم داشت و از این حرف ها خوشبختانه موافقت کردند حتی تمام خانواده مخالف بود (به جز بابای من ) همه میگفتن این چه کاریه ؟اصلا رسم نیست .پشیمون میشید و ............... اما این ها نصف پولشون رو گذاشتن جیبشون و با نصف هزینه عروسی یک ماه عسل دو هفته ای رفتند مالدیو بهشت عروس دوماد ها .رفتند رستوران زیر دریا غواصی کرد .سوار کروز شدن هواپیمای 3 نفره گرفتن و ده ها کار دیگه و الان جفتشون با خوشحالی از من یاد میکنن! مهریه هم کنسل شد .خودشون قرار گذاشتن که بعد از ازدواج هر اموالی که بدست بیارند نصف نصف تقسیم میشه بین خودشون و دیگه خبری از چند چند مهریه نبود دو عمل بر مبنای بهم زدن قواعد بازی
×
×
  • جدید...