رفتن به مطلب

wheeler

کاربر انجمن
  • تعداد ارسال ها

    2,326
  • تاریخ عضویت

  • آخرین بازدید

  • روز های برد

    41

آخرین بار برد wheeler در 5 مرداد 1398

wheeler یکی از رکورد داران بیشترین تعداد پسند مطالب است !

اعتبار در سایت

8,625 Excellent

3 دنبال کننده

درباره wheeler

  • درجه
    <img src="images/users/281.gif">
  • تاریخ تولد 5 شهریور 1365

اطلاعات شخصی

  • نام واقعی
    Hamid
  • جنسیت
    مذکر
  • محل سکونت
    تهران
  • تخصص ها
    تخصصی ندارم
  • عنوان توضیحات پروفایل
    پاسخگوی هیچ سوالی در مورد فلزات و شیمی نیستم
  • توضیحات داخل پروفایل
    پاسخگوی هیچ سوالی در مورد فلزات و شیمی نیستم

اطلاعات شغلی و تحصیلی

  • رشته تحصیلی
    مهندسی شیمی
  • گرایش
    همه چیز
  • مقطع تحصیلی
    فوق لیسانس

آخرین بازدید کنندگان نمایه

4,851 بازدید کننده نمایه
  1. شاید به اون مفهومی که یکی علم غیب داشته داشته باشه نه اما با تکنیکهایی میشه اینکار رو کرد ..... مثلا یکی تو یک اتاق داره فکر میکنه و یکی دیگه دقیقا وارد میشه و در مورد همون چیزی که بهش فکر میکرده طرف حرف میزنه .....
  2. نمیدونم چرا هر چی روانشناس و روانپزشک دیدم همه اهل بخیه و کلا بیمار روانی بودن خودشون کمک لازم بودن شدید .... فقط یجا افرادی رو دیدم که نمیدونم روانشناسن یا چی هستند ، اونا رو با چشم خودم دیدم خیلی کارشون حرفه ایه ......تو فکر هم میکنی یهو طرف میاد تو در مورد چیزی که داشتی فکر میکردی حرف میزنه .......انگار ذهنتو میخونه ....
  3. wheeler

    همین الان داری به چه اهنگی گوش می کنی؟

    [Hidden Content]
  4. والا من قدیما کنسرت های چند تا خارجی رو رفتم خیلی هم حال کردم الان ویدئوشو میبینم بازم حال میکنم بستگی داره کی باشه و چی بلغور کنه
  5. خب این موضوع یکم جالب شد و از بحث خیانتو این حرفها بالاخره جدا شد .... من با این حساب یک افسردگی حاد و دیگه آب از سرم گذشته رو دارم ، من تو علائم بالا دو مورد رو دارم و مواردی که خودم اضافه میکنم ................. اول اینکه کلا از یک تاریخی به بعد تو زندگیم رو نمیخوام دور بندازم و توش موندم که البته غم انگیز نبوده و برعکس ، حدود ده ساله تو اون دوران گیر کردم ..... دوم بی خوابیمه که اصلا خواب ندارم که البته دلیل این بی خوابی عوارض مصرف حجم بالایی از استروئید در دوران نوجوانی بود ، یعنی تو اوج مصرف این عارضه ایجاد شد و دیگه هم از بین نرفت حالا شاید الان به این افسردگی هم مربوط بشه ..... من ده سال دقیقا از مصرف کننده های استروئید بودم تا سال 87 و بعد از سال 87 یعنی ده سال بعد و پارسال دوباره فیلم یاد هندستون کرد و دوباره به آمادگی برای مسابقات برگشتم و این یعنی دوباره استروئید و هزار چیز دیگه .... کل ماجرا اینه که علاقه دارم تو سال 85 بمونم ، از سال 77 که یک بچه مدرسه ای تو مقطع راهنمایی بودم تا الان روی یکسری موزیک و علایق خاص قفل کردم و دوستم ندارم دورشون بندازم ....البته از همون سال هم مصرف استروئید رو شروع کردم ....من بالای 20 ساله همچنان آلبومهای موسیقیم رو نگه داشتم و همچنان روزی صد مرتبه گوش میکنم اما بعد از سال 87 که مسیر زندگیم عوض شد و وزرش حرفه ای رو کنار گذاشتم فعالیت های شدید ذهنی و فکری داشتم و به قولی ذهنم رو ساچمه کردم ، جلو بردن چند فعالیت به صورت همزمان که بار سنگینی هم دارند آدم رو پیر میکنه ولی من بعد از ده سال با تمام موفقیت هایی که کسب کردم دوباره تصمیم گرفتم هر چی پست و عنوان مدیریتی اینور اونور دارم و یا هر کارخونه ای که هست رو رها کنم و دوباره به دوران قدیم و سال 85 که اوجش بود برگردم ......فقط دارم تلاش میکنم یک شرایط خلوت ایجاد کنم مثل همون موقع ............ کلا تو عوارض جانبی بودم ولی بعضی از اون عوارض ها لذت بخش بود ، در مورد مصرف افسار گسیخته استروئید من بی خوابی و احتمالا دیگه بچه دار نمیشم رو تجربه کردم که فقط بی خوابیش کلافه کننده هستش و دومی لذت بخشه .... اما در مورد فشار فکری و کارهایی که نیاز به تمرکز زیاد در زمان کم داشتن کار به جایی کشید که حتی مدتی لکنت زبون گرفته بودم و هنوزم وقتی حرف میزنم گاهی تپق میزنم ..... از داروهای خواب آور و هر چیزی که مربوط به استرس میشه هم نفرت دارم ، تخصص اصلی من صنایع پتروشیمی بود ولی کار کمیکال هم میکردم و گریزی دارو سازی هم میکردم ، دارو سنتز میکردم و میرفتم تو شرکتهایی که دوستان بودن استریل میکردم و تزریق میکردم اما عمده این فرآورده هایی که ساختم هورمون ها بودند و از داروهای مختلف که با اعصاب سروکار دارند نفرت دارم هم ساختمان شیمیاییشون هم خودشون .... افسردگی رو میپذیرم اما نه به این مفهومی که شکستی خورده باشم نه کاملا برعکسه و شاید بتونم اینجوری بگم که در برهه ای از زمان یک چیزی تبدیل شد به دنیای خاصم و متاسفانه جلوی زمان رو نمیشه گرفت و دنیای دیگه رو اصلا دوست ندارم ....اینقدر هم ترکیبات شیمیایی و هر چی بوده رو روی خودم تست کردم بازم جذابیتی مثل اون ده سال پیدا نکردم ، برای امتحان کردن حتی ترکیبات مرگبار هم تست کردم زمان تست میگفتم خب میکشه دیگه ، به فکر خودکشی نبودما اما انتظارشو داشتم اما اثری نداشتند حالا به هر دلیلی که نمیدونم و برام مجهوله .... الان فقط مرور میکنم اون گذشته خوب رو و لذت میبرم ، تو محیط کارم همه اختیارات رو به معاونم واگذار کردم چون حوصله سرو کله زدن با ملت رو ندارم و بیشتر اوقاتم با ورق زدن آلبومها و دیدن فیلمهای قدیمم میگذره ...... گاهی میشینم به تخریب فکر میکنم ، مثل ترکیبات شیمیایی خاص که خود زنی میکن وقتی میخوای آنالیزشون کنی و نابود میکنن خودشونو .....من دقیقا مدتیه دارم این کارو با خودم میکنم .... البته من الان داشتم به این متن و تمام دوران زندگیم فکر میکردم و یکی از عادتهایی که دارم اینه که زمان فکر کردن مینویسم .....نمیدونم چی نوشتم بعدا باید بیام بخونم ویرایش کنم اگر جایی اشتباه نوشتم
  6. wheeler

    بهترین کارگزاری بورس

    در مورد سوال اولت باید بگم که هدف اصلی در کار نیست من که دنبال سرمایه گزاری نبودم ، ما چند محصول رو به عنوان مواد اولیه استفاده میکنیم که باید از چند پتروشیمی میخریدیم و از زمان احمدی نژاد خرید از پتروشیمی شد به روش بورس .....یعنی هدف نبود راه خرید بود اشتباه برداشت کردی من دنبال سرمایه گزاری نبودم تو اوراقو این چیزا برم اصلا نمیدونم اونو ... وقتی دنبال فلان ماده هستم باید برم تو بورس کالا یا انرژی دنبالش تو بورس اوراق که حواله و تانکر صادر نمیکنن اونجا سهمو سهامه .... در مورد کارگزاری هم من با بانک پاسارگاد کار میکردم ولی یکی دو تا از دوستان که کارگزار خصوصی داشتند هم بودن که تا اون جایی که یادمه فرقی نداشت حق کارگزاری ها تقریبا یکی بود فقط بانک خوبیش این بود ، گاهی تو تالار یک جنسی رو سلف میزنن و گاهی نقدی و اگر با بانک ارتباط خوبی بتونی برقرار کنی اون برات نقدیه رو میگیره ولی بهت اعتباری میده ، همین کاری که گفتم برای ما میکرد ، خود پول محموله رو میگفتن باید یک حساب جدا تو بانک ملت داشته باشی و مبلغی رو واریز کنی که حق پس گرفتن هم نداشتی و میرفتی تازه تو رقابت .....ما اینکارو هیچوقت نکردیم ، بانک پاسارگاد طرفش میومد میگفت فلان چیز امروز به این قیمت پایه عرضه شده و قیمت نهایی هم اینه و ما هم میگفتیم فلان ماشین بخر اونم میخرید .....یک حواله میداد دست ما که در اصل حواله نبود یک کاغذ پاره بود ، بارگیری میشد جنس میرسید این یکهفته بعد یا گاهی بیشتر یک فاکتور میزد و تماس میگرفت اگر آمادگی وجود داره از حساب برداشت کنم و اگر میگفتیم نه برداشت نمیکرد تو یک سر رسیدی که توافق میکردیم برداشت میکرد .. ....یعنی میومد جنس نقدی رو خودش میگرفت اعتباری به ما میداد حالا این وسط سودش رو از کجا میبرد نمیدونم و دنبالشم نبودم بدونم ... در مورد سوال آخرت .....ابتدای چه کاری ؟ من فقط کالا رو میدونم و اگر قصد خرید کالایی رو داری به تجربه میگم بانک ها راحت تر کنار میان و این ربطی هم به صفی که گفتی نداره و اگرم خیلی کار بلد باشی اصلا کارگزار لازم نداری اما برای شروع و خرید یک کالا برو یک حساب بانک ملی باز کن و کارای پروانه صنعتی یا هر چی که هست هم انجام بده برو بانک خریدتو بکن ....کارمزدای هر کی یجوره و بهترینشو انتخاب کن ولی خریدت ادامه دار باشه کارمزدشونو بانک ها کم میکن دوباره ....
  7. wheeler

    بهترین کارگزاری بورس

    کارگزاری برای چه کاری ؟ منظورم اینه که بورس چی ؟ کالا ؟ انرژی یا اوراقو این شرو ورها ؟ من هفته ای دو بار تالار بورس کالا بودم و محصولات پتروشیمی میگرفتم اما دوسالی میشه دیگه نمیرم بورس ........ما کارگزارمون یک بانک بود چون هم اهل زیرو و رو کشیدن بود میشد باهاش کنار اومد هم خرش میرفت الان خر خودمون بیشتر میره مستقیم زنگ میزنیم مدیر عامل پتروشیمی خبر دار می ایسته و بارو میفرسته ...... اون بانکه هم التماس دعا داره .... در مورد حقوق اون یارو والا به من چه از کجا میگرفت ولی به نظر یک کارمند بانک ساده بود و حقوق میگرفت چون ما مایه تیله رو به حساب بانک میزدیم به یارو نمیدادیم ....البته ما یکم داستانمون فرق داشت درجا مایه نمیزدیم بعد بریم تو رقابت ، یک اعتباری بود فقط به بانکه اطلاع میدادیم چه ماده ای رو چند تا ماشین میخوایم و کاری هم نداشتیم به محدودیت بر اساس پروانه کارخونه اونم خرید میکرد حالا هر جوری به ما چه ، قانونش این بود که مثلا دو تا ماشین در ماه فلان سهمم طرف خریدار بود بعد یهو ما میگفتیم بیست تا و میرفت میخرید حواله میزد فرداش هم بارگیری میشد و پسفرداش هم تهران تو کارخونه بود بعد تازه بانکه یک برگه میداد پولش رو میگرفت ..... هیچ کدوم از حواله ها هم به نام ما صادر نمیشد ، من یادم نمیاد تو این چند سال یک حواله راننده بده دستمون اسم ما و آدرس ما روش باشه ، مثلا ماشینه یک برگه میداد اسم تحویل گیرنده خورده بود شرکت گوشکوب سازان مقیم مرکز آقای گوشکوبیان بعد آدرس هم یهو مثلا اصفهان بود ! ولی ماشین تهران شهرک صنعتی عباس آباد بود ...حالا پیمانکاره عوض میکرد یا بانکه به ما چه مهم این بود بار دست ماست ...خنده دار بود بیست تا کشنده میومد همه هم با هم میرسیدن ، یکی زده بود آقای گوشکوب بیک آدرس اصفهان ، یکی خورده بود گوشکوب اوغلی آدرس تبریز بود یکی گوشکوب برقی تهران شمس آباد ، و خلاصه هر کدوم یک آدرس و اسم شرکتو مدیر عامل داشتن بعد همشون تهران عباس آباد بودن ..... حتی مورد داشتیم سه تا پتروشیمی میومدن تو تالار روی نماد یک محصول رو عرضه میکردن و خب کیفیتاشون متفاوت بود و قیمتاشون متفاوت بود و محلشونم فرق داشت کرایه هم متفاوت میشد ، طرف بانکیه یک بار زنگ زد گفت متانول شیراز ، فن آوران ، زاگرس الان اومده و اون تاریخ فن آوران نزدیک صد تومن ارزون تر بود نمیدونم چرا الان اینجوری نیست و تقاضایی هم نداشت چون محصولش خوب نیست بعد میگفت بذار به اسم فن آوران براتون خرید کنم کاریتون نباشه ، خرید میکرد از فن آوران تو ماهشهر بعد بار از مرودشت شیراز میومد هم یهو ارزون تر میشد هم کرایه حمل از شیراز تا تهران کجا ماهشهر تا تهران کجا ....متانول شیراز میگرفتیم به اسم فن آوران ... جالب هم بود نفهمیدیم چطوری به نام فن آوران میخرید بعد بار از شیراز میومد و قبض از پتروشیمی شیراز بود ، پول جنس درجه دو میدادیم درجه یک میومد ...
  8. جناب شما چند سال سن دارید  ؟ خودتون می دونید چه مطالبی نوشتید  ؟ شما تحصیلات پزشکی دارید یا مهندس شیمی هستید ؟ چطور این حجم از دانش را در اختیار دارید ؟ من می تونم شماره تماس شما رو داشته باشم ؟ خیلی مشتاقم با شما صحبت کنم و یک ملاقاتی داشته باشیم .

    بار موضوعاتی که به چالش می کشید خیلی سنگینه و من به شدت علامند هستم با شما صحبت کنم ! لطفا شماره تماستون رو به من بدید .

     

  9. سلام خسته نباشید 

    در مورد ژنراتور بدون سوخت سوال داشتم برای تهیه جایی رو سراغ دارید بفروشن من چند تا طرح دیدم برای ساخت ولی مطمعن نیستم درست جواب بده  برای کارم نیاز دارم اگه بتونید کمکم کنید ممنون میشم ازتون 

  10. wheeler

    روابط جنسی، خشونت و هورمونها

    به به ، واقعا لذت برم از این مطالب و بالاخره یک تاپیکی پیدا کردم تو این فروم ها که از مزخرف دور و به واقعیت نزدیک بود ، حیف که قدیمه اما دوست داشتم کمی تکمیلش کنم البته تستوسترون دلیل خشونت نیست و اون یاکریم نر که سینش سرخ میشه رو فقط باید موقع قور قور کردن گرفت و گازش گرفت ? بعد رهاش کرد ....خوشمزه هستش ... اما تستوسترون اصلی ترین هورمون در بدن نه فقط مردها بلکه خانمها هم هست ! کپ میکنه آدم اما استروژن فقط صفات زنانه رو تشکیل میشه و استرادیول و پریژسترون هم (اگر کلمه درستی باشه ) همولوگهای استروژن هستند که کارشون مشخصه و از تنظیم دوران قاعدگی تا رشد اندام های تناسلی اما تستوسترون بازیگر اصلی این داستانه که تمام هورمونهای بدن رو تجت تاثیر قرار میده ، همه هورمونها روی انگشت این آندروژن محبوب و دوست داشتنی میگرده ....هورمونهای زیادی تو بدن آدمیزاد وجود داره ، از هورمون به ظاهر رشد سوماتوتروپین و سایر پلی پپتایدهای دیگه که یا فاکتور رشد هستند و توسط همین سوماتروپین تحریک میشن و یا سایر پپتایدها مثل اکسی توسین که از مزخرف ترین هورمونهاست ....هورمونهای دیگه مثل انسولین و تیروئید و خلاصه هر نوع هورمون دیگه ای که اگر بخوام اسم ببرم از کادر میزنم بیرون .....تستوسترون عامل اصلی کنترل و حساسیت پانکراسه ! باور نکردنی و به نظر مزخرفه ؟ اما واقعیه ....ترشح انسولین با تستوسترون تنظیم میشه ، آدرنالین که بسیار خطرناکه هم به همین شکل و خلاصه مطلب اینه که تستوسترون یک اتاق فرماندهی هستش ...... البته وجود تستوسترون بالا نه تنها بد نیست بلکه به شدت قدرت ذهن و هر چیزی که فکر کنید رو بالا میبره اما به یک شرط !!! این که این هورمون دوست داشتنی تحت تاثیر روکتاز کمتر قرار بگیره ، در واقع تستوستون باعث خشونت و بیماری های روانی نمیشه و اون دی هیدروتسترونه که این حالتا رو ایجاد میکنه و جالبه که دی هیدرو تستوسترون به شدت حجم آدرنالین رو بالا میبره ....این دو با هم به شدت کوپل میشن و اون زمانه که از یک آدم سالم یک دیوانه میسازه ....در مورد آدرنالین و نور آدرنالین مطلب زیاد هست که اصلا نمیشه نوشت ولی همه چیز به ژنتیک بر میگرده ....تستوسترون رمز جوانیه ولی همونطور که گفتم به شرط اینکه کمتر به دی اچ تی تبدیل بشه ....دی اچ تی صفات ثانویه مردانه رو شکل میده اما بیش از حدش یک ترکیب باز و سیر نشده هستش که نظم بقیه هورمونها رو به هم میریزه ، اصلا خشونتو بذاریم کنار اما بعضی از آدمها وقتی طاس میشن و مو میکارن یک اعتماد به نفسی پیدا میکنن ، در واقعیت داشتن مو و نداشتنش اعتماد به نفس رو تغییر نمیده اما هورمونی هست که این حس رو تحت تاثیر قرار میده ...این دی اچ تی و آدرنالین به شدت مخرب میشن و سایر هورمونها رو به باد میدن ....برعکسشم هست و درست مشخص نیست دی اچ تی و آدرنالین به چه هورمونهایی حمله میکنن و ممکنه شما آدم طاس ببینید با اعتماد به نفس بالا و اصلا هم به داشتن مو فکر نکنه ...موضوع مو نیست موضوع اون هورمونه هستش که رفتار شخصیتی آدم رو تحت تاثیر قرار میده .....به هر حال این مقاله به اندازه کافی خوب و مفید بود و دیگه روش کامنتی ندارم ..... اما تستوسترون خودش عالمیه و اگر یک فرد خوش شانس باشه و میزان بیش از حدی تستوسترون در بدنش داشته باشه و همینطور میزان بیش از حدی تستوسترون در بدنش به دی اچ تی تبدیل نشه به جرات میتونم بگم اون فرد ذاتا یک نابغه از آب در میاد ..... پیری رو خیلی دیر تجربه میکنه و حتی در پیری هم جوانه ، قدرت ذهنی باور نکردنی داره ، هیچوقت بیماری هایی مثل دیابت و سایر بیماری های متابولیسمی رو تجربه نمیکنه و.............تستوسترون و انسولین ضریب هوشی فرد رو به شدت بالا میبره .... آدرنالین و سایر عوامل ترس رو به شدت سرکوب میکنه و......... ترس ، تغییر فاز ، تصمیمهای رو هوا و دیمی ، و در مواقع شدید تر توهم زدن ، افکار آزار دهنده ، افسردگی ، لرزش دست و پارکینسون ، ام اس و........... هیچ کدوم بیماری های عصبی نیست که با داروهایی مثل پرامی پکسول ، سیتالوپرام ، ونلافاکسین ، پرگابالین و یا هر آشغال دیگه ای بخواد درمان بشه ، سروتونین اصلا کیلو چنده . اینجاست که میگم پزشکی که با روان کار داره حالا هر چی چه اعصاب و روان و چه روان شناس و.........اصلا یک گرایش اشتباه علمیه ....اینایی که گفتم حاصل کار آدرنالین ، نور آدرنالین و دی اچ تی هستند ...قرار نیست برای لرزش دست سریع پرامی پکسول داد .....لرزش دست در جوانان معمولا با عصبانیت و بیقراری عصبی همراهه و تو سالمندان هم که دلیل روشنی داره ...در جوانان دی اچ تی و آدرنالین و در سالمندان کمبود خود تستوسترون و آدرنالین زیاد .... مثل اثری که سرب فلزی روی بدن داره ، جالبه که سرب دقیقا عامل باز دی اچ تی و آدرنالین رو پیدا میکنه و جذبش میشه ، یک کامپلکس جالب با 13 نیتروژن و فقط به جای اکسیژن سرب میشینه ...سرب نهگدارنده دو ترکیب آلی و البته به شدت نامحلول و خطرناک که وقتی زیاد میشه پالایشگاه بدن و خون رو هم تحت تاثیر قرار میده .... ....در مورد درمانشون حرف نمیزنم خود دانید ...
  11. حوصله این دولتی ها رو واقعا ندارم ....از الان فکر جلسه سه شنبه هستم و اصلا دوست ندارم برم تو اون جلسه و کت شلوار بپوشم بشینم حرف بزنم ...هم از کت و شلوار بدم میاد و هم از وزارت خونه ...........
  12. اول سلام دوم اطلاعات خاصی نبود سوم چرا میزنی میدونم تاریخش مال کی هستش و منم همینجوری داشتم میخوندم و میخواستم تو همه تاپیکها نظر بدم رندوم اینو زدم بقیه رو رها کردم ، بعدشم دختر گل سال 93 بوده دهه بیست میلادی که نبوده و منم نقل قول رو از منبعی که اینها رو نوشته گذاشتم نه تو که آخه ....بالاخره تو گوگل میشه پیداش کرد ، هر چند حرفهای من به نظر مزخرف میاد و اتفاقا این مقاله ای که گذاشتی مبنا قرار میگیره ....من فقط وظیفمه بگم بقیش با خودشون چهارم ، نه ناراحت نیستم فقط روزانه به دفعات زیاد میبینم ولی فقط شاهدم و کاری از دستم بر نمیاد ، یک پاتوق دارم تو یکی از بیمارستانها که اسم نمیبرم و متاسفانه شاهد این موارد زیاد هستم ...من فقط میرم چاییمو میخورم و گپ میزنم میام دیگه دخالتی نمیکنم بعدشم من تایپ نمیکنم کیبورد مجازی دارم که هم میشه با موس تایپ کرد هم با میکروفن گفت و خودش تایپ میکنه ، فقط گاهی اشتباه تایپی داره و یا تشخیص چپکی میده که ویرایش میکنم و چند نقطه میذارم بینشون..... مانا باشی صبای عزیز?
  13. چیه آخه این حرفهای الکی ، ماشاالله تو اینترنت تا دلت بخواد مزخرف پیدا میشه .... میگه کارشناسان اعتقاد دارند بروز سرطان در مردان و رابطه آن با طاسی به دلیل گیرنده های آندروژن است ! طاسی مرد فقط دلیلش دی هیدروتستوسترونه و گیرنده ای این وسط وجود نداره ، این دی اچ تی روی همه آدمها هم این تاثیر رو نمیذاره ، یک آنزیم روکتاز داریم که خود تستوسترون رو به دی اچ تی یا همون دی هیدروتستوسترون تبدیل میکنه که ذات این دی اچ تی هم بروز صفات ثانویه مردانه هستش و اگر بی از حد باشه و بازم تکرار میکنم ژنتیک فرد استعداد داشته باشه طرف ذات دی اچ تی رو میبینه که بدنش پشمالو میشه ، صداش عین لوله بخاری میشه ، پروستاتش میشه اندازه کله اش و موهای سرش میریزه و.......... اما تو بعضی از موارد دی اچ تی به شدت پارا و اورتو میشه و طرف نه کچل میشه و نه هیچی ولی یهو اسلحه رو برمیداره میره یک مدرسه رو میبنده به رگبار ...کارشناسان اگر میگفتن پروستات بیشتر تو خطر میوفته بهتر بود ولی بازم هیچ آندروژنی سرطان ایجاد نمیکنه !!! آندروژنها مسئول رفتار های شخصیتی میشن و نهایت عارضه ای که ایجاد میکنن تو بخش دی اچ تی اینه که طرف عین گوریل پشمالو میشه و ریشش متو کلفت و طاس میشه ....خودشون سرطان ایجاد نمیکنن و اگر پروستات هم بزرگ بشه باز میرن جراحی میکنن ، مثل جینکوماستی که اونجا تستوسترون به جای دی اچ تی به استروژن زنانه تبدیل میشه و پستان زنانه شکل میگیره در مردان که طرف سرطان سینه نمیگیره فقط سینشو میره جراحی میکنه و توده چربی رو خارج میکنه ..... اما اگر یک فرد خودش به دلیل دیگه دچار سرطان مثلا پروستات باشه بله دی اچ تی میتونه کمک به پیشرفتش کنه اما خود دی اچ تی سرطان زا نیست ....بازم میگن این تو همه آدمها نیست و آدمهایی هم هستند که شدید ترین حالت دی اچ تی در بدنشون وجود داره و یا ایجاد میکنن اما حتی پشمالو هم نمیشن و یک تار موهاشونم نمیریزه .....این یک بحث ژنتیک شناسیه که تو این تالار ها و تایپ نمیگنجه .... این یک سبک هستش که با دیدن طرف میشه ژنتیک و همه چیزش رو مثل یک تصویر اکسن شده در آورد ، تمام قسمت های بدن و رفتارشون و.......... بماند ..... آنکولوژ ها هم زده به سرشون ، البته این مقالات رو یک آنکولوژ حرفه ای نمیزنه تو اینترنت یک سایت الکی میذاره طرف تو هر سنی میتونه تغییرات هورمونی رو تجربه کنه که اتفاقا در مورد دیابت میخواستم یک تاپیک بزنم مثل همین تغییرات که بی خیال شدم ، حالا تو اون تغییرات آندروژنی یکی طاس میشه که دلیل نمیشه طرف رو به سرطان بره ..... به جرات میتونم بگم سلولهای سرطانی کلا خوابند و فقط با فاکتورهای رشد تحریک و بیدار میشن ، اسمشم روشه فاکتور رشد و مدام همه چیو تکثیر میکنه ، و اگر فعال بشن هوشمند تر از سلولهای معمولی هستند .... آندروژنها بازیگر اصلی رفتار بدن و نظم رفتار آدمیه ولی من با هر پزشکی صحبت کردم مثل چی از اینا میترسه و فقط یاد دوپینگ میوفته :| اصلا دخلی به دوپینگ نداره تو خود بدن هست و اینا میتونن هورمونهای پلی پپتایدی و همه هورمونهای دیگه مثل تیروئید و آدرنالین و دوپامین و هر هورمونی که اسمشو ببریم که یک لیست میشه رو کنترل میکنن.... انسولینم پروتئینیه دیگه ولی میگم وظیفه انسولین اصلا این نیست که قند یا کربوهیدرات خون و انتقال قند و پروتئین ها رو هدایت کنه میخندن ، این ده درصد وظایف انسولینه و اون آندروژنها حتی انسولین هم کنترل میکنن و خودشونم قادرن قند خونو پایین بیارن و دقیقا پل ارتباطی بین انسولین و سایر هورمونها هستند و به نوعی حکم میکنن چی کی واکنش بده و و از این حرفها ........ سر این حرفها با صد تا پزشک اینقدر بحث کردم که خسته شدم ، با یک متخصص غدد و یک آنکولوژ در این مورد اینقدر بحث کردیم که نزدیک بود فکشونو بیارم پایین و چون طرف میگفت من بیست ساله پزشکم بعد تو اومدی میگی فلان ؟ البته آخرش رفیق شدیم و خودشم تازه دوزاری شریفش افتاد ..... اینقدر بحث کردیم که آخر کاری از اونور بوم افتادن و حالا یکی میخواد اینارو برگردونه شدن هورمون باز ...کلا حد وسط ندارنا ... اصلا به من چه بابا ? طرف دیابتی نبود ولی صرفا چون یهو شروع کرد به وزن از دست دادنو چرت زدنو و.........ازش یک آزمایش به قول خودشون ناشتا گرفتن و دیدن بله..........ای وان سی بالا قند خون هم سی صد و سریع دست به نسخه شد لنتوز ، متفورمین و یک مشت شرو ور دیگه ، میگم بابا این تو دغییرات هورمونیه این چه آزمایشیه آخه ؟ کل سیستم غدد اینو آمار بگیر نمیفهمه قاطی میکنه ، منم قاطی کردم براش و دوستمونو نذاشتم از داروهای نسخه طرف استفاده کنه ...البته دوست مشترکمونه ، هم با من رفیقه هم با پزشکه ولی اینقدر روش کار کردم دو ماه فرصت بده اگر نشد برو هر کاری دوست داری بکن و همینم شد و با آزمایشهایی که کردیم یک دلیل پیدا کردیم و طرف چیدمان هورمونیش برقرار شد و این کار رو با یک آندروژن خفیف به اسم اکساندرولون کردیم و بعد از دو ماه دارو قطع و کلومیفن تجویز کردیم فیدبک منفی و احتمالی برطرف بشه و بعد از اینکار رفت آزمایش داد ، قند ناشتاش 86 بود .... اون وزنی هم که از دست داده بود برگشته بود خب آندروژنها آنابولیکن ....اونجا که پزشک داشت جواب آزمایشو میخوند دوست داشتم اون کتابی که رو میز دکتره بود رو بردارم تو سرش بزنم ولی رفیق بودیم دیگه ..... این دیابت نداشت ولی اگر میرفت تو مصرف داروهای دیابت دیابتی میشد و اونو دیگه نمیشد کاری کرد متاسفانه..... این ریفرم هورمونی برای همه تو هر سنی ممکنه اتفاق بیوفته و برای هر کسی هم یک چیزو تحت تاثیر قرار میده ..... شبیه به یک مرکز کل فرماندهی میمونه و یکسری رادار که با هم کوپل شدن حالا یک رادار قطع بشه و یا ریپ بزنه ، کل نظم میریزه به هم ..... حالا یارو دچار بی نظمی شده و یا دیوونش میکنن یا دیابتی و الانم که سرطانی و ............ عجیبه ها
  14. به یک معدن و رگه های عمیقش
  15. wheeler

    روزمرگی های ما

    یک مدیر برنامه دارم امروز اعصاب منو به هم ریخت .....
×
×
  • جدید...