رفتن به مطلب

wheeler

کاربر انجمن
  • تعداد ارسال ها

    2,320
  • تاریخ عضویت

  • آخرین بازدید

  • روز های برد

    41

آخرین بار برد wheeler در 5 مرداد

wheeler یکی از رکورد داران بیشترین تعداد پسند مطالب است !

اعتبار در سایت

8,614 Excellent

2 دنبال کننده

درباره wheeler

  • درجه
    <img src="images/users/281.gif">
  • تاریخ تولد 5 شهریور 1365

اطلاعات شخصی

  • نام واقعی
    Hamid
  • جنسیت
    مذکر
  • محل سکونت
    تهران
  • تخصص ها
    تخصصی ندارم
  • عنوان توضیحات پروفایل
    پاسخگوی هیچ سوالی در مورد فلزات و شیمی نیستم
  • توضیحات داخل پروفایل
    پاسخگوی هیچ سوالی در مورد فلزات و شیمی نیستم

اطلاعات شغلی و تحصیلی

  • رشته تحصیلی
    مهندسی شیمی
  • گرایش
    همه چیز
  • مقطع تحصیلی
    فوق لیسانس

آخرین بازدید کنندگان نمایه

4,348 بازدید کننده نمایه
  1. جناب شما چند سال سن دارید  ؟ خودتون می دونید چه مطالبی نوشتید  ؟ شما تحصیلات پزشکی دارید یا مهندس شیمی هستید ؟ چطور این حجم از دانش را در اختیار دارید ؟ من می تونم شماره تماس شما رو داشته باشم ؟ خیلی مشتاقم با شما صحبت کنم و یک ملاقاتی داشته باشیم .

    بار موضوعاتی که به چالش می کشید خیلی سنگینه و من به شدت علامند هستم با شما صحبت کنم ! لطفا شماره تماستون رو به من بدید .

     

  2. سلام خسته نباشید 

    در مورد ژنراتور بدون سوخت سوال داشتم برای تهیه جایی رو سراغ دارید بفروشن من چند تا طرح دیدم برای ساخت ولی مطمعن نیستم درست جواب بده  برای کارم نیاز دارم اگه بتونید کمکم کنید ممنون میشم ازتون 

  3. wheeler

    روابط جنسی، خشونت و هورمونها

    به به ، واقعا لذت برم از این مطالب و بالاخره یک تاپیکی پیدا کردم تو این فروم ها که از مزخرف دور و به واقعیت نزدیک بود ، حیف که قدیمه اما دوست داشتم کمی تکمیلش کنم البته تستوسترون دلیل خشونت نیست و اون یاکریم نر که سینش سرخ میشه رو فقط باید موقع قور قور کردن گرفت و گازش گرفت ? بعد رهاش کرد ....خوشمزه هستش ... اما تستوسترون اصلی ترین هورمون در بدن نه فقط مردها بلکه خانمها هم هست ! کپ میکنه آدم اما استروژن فقط صفات زنانه رو تشکیل میشه و استرادیول و پریژسترون هم (اگر کلمه درستی باشه ) همولوگهای استروژن هستند که کارشون مشخصه و از تنظیم دوران قاعدگی تا رشد اندام های تناسلی اما تستوسترون بازیگر اصلی این داستانه که تمام هورمونهای بدن رو تجت تاثیر قرار میده ، همه هورمونها روی انگشت این آندروژن محبوب و دوست داشتنی میگرده ....هورمونهای زیادی تو بدن آدمیزاد وجود داره ، از هورمون به ظاهر رشد سوماتوتروپین و سایر پلی پپتایدهای دیگه که یا فاکتور رشد هستند و توسط همین سوماتروپین تحریک میشن و یا سایر پپتایدها مثل اکسی توسین که از مزخرف ترین هورمونهاست ....هورمونهای دیگه مثل انسولین و تیروئید و خلاصه هر نوع هورمون دیگه ای که اگر بخوام اسم ببرم از کادر میزنم بیرون .....تستوسترون عامل اصلی کنترل و حساسیت پانکراسه ! باور نکردنی و به نظر مزخرفه ؟ اما واقعیه ....ترشح انسولین با تستوسترون تنظیم میشه ، آدرنالین که بسیار خطرناکه هم به همین شکل و خلاصه مطلب اینه که تستوسترون یک اتاق فرماندهی هستش ...... البته وجود تستوسترون بالا نه تنها بد نیست بلکه به شدت قدرت ذهن و هر چیزی که فکر کنید رو بالا میبره اما به یک شرط !!! این که این هورمون دوست داشتنی تحت تاثیر روکتاز کمتر قرار بگیره ، در واقع تستوستون باعث خشونت و بیماری های روانی نمیشه و اون دی هیدروتسترونه که این حالتا رو ایجاد میکنه و جالبه که دی هیدرو تستوسترون به شدت حجم آدرنالین رو بالا میبره ....این دو با هم به شدت کوپل میشن و اون زمانه که از یک آدم سالم یک دیوانه میسازه ....در مورد آدرنالین و نور آدرنالین مطلب زیاد هست که اصلا نمیشه نوشت ولی همه چیز به ژنتیک بر میگرده ....تستوسترون رمز جوانیه ولی همونطور که گفتم به شرط اینکه کمتر به دی اچ تی تبدیل بشه ....دی اچ تی صفات ثانویه مردانه رو شکل میده اما بیش از حدش یک ترکیب باز و سیر نشده هستش که نظم بقیه هورمونها رو به هم میریزه ، اصلا خشونتو بذاریم کنار اما بعضی از آدمها وقتی طاس میشن و مو میکارن یک اعتماد به نفسی پیدا میکنن ، در واقعیت داشتن مو و نداشتنش اعتماد به نفس رو تغییر نمیده اما هورمونی هست که این حس رو تحت تاثیر قرار میده ...این دی اچ تی و آدرنالین به شدت مخرب میشن و سایر هورمونها رو به باد میدن ....برعکسشم هست و درست مشخص نیست دی اچ تی و آدرنالین به چه هورمونهایی حمله میکنن و ممکنه شما آدم طاس ببینید با اعتماد به نفس بالا و اصلا هم به داشتن مو فکر نکنه ...موضوع مو نیست موضوع اون هورمونه هستش که رفتار شخصیتی آدم رو تحت تاثیر قرار میده .....به هر حال این مقاله به اندازه کافی خوب و مفید بود و دیگه روش کامنتی ندارم ..... اما تستوسترون خودش عالمیه و اگر یک فرد خوش شانس باشه و میزان بیش از حدی تستوسترون در بدنش داشته باشه و همینطور میزان بیش از حدی تستوسترون در بدنش به دی اچ تی تبدیل نشه به جرات میتونم بگم اون فرد ذاتا یک نابغه از آب در میاد ..... پیری رو خیلی دیر تجربه میکنه و حتی در پیری هم جوانه ، قدرت ذهنی باور نکردنی داره ، هیچوقت بیماری هایی مثل دیابت و سایر بیماری های متابولیسمی رو تجربه نمیکنه و.............تستوسترون و انسولین ضریب هوشی فرد رو به شدت بالا میبره .... آدرنالین و سایر عوامل ترس رو به شدت سرکوب میکنه و......... ترس ، تغییر فاز ، تصمیمهای رو هوا و دیمی ، و در مواقع شدید تر توهم زدن ، افکار آزار دهنده ، افسردگی ، لرزش دست و پارکینسون ، ام اس و........... هیچ کدوم بیماری های عصبی نیست که با داروهایی مثل پرامی پکسول ، سیتالوپرام ، ونلافاکسین ، پرگابالین و یا هر آشغال دیگه ای بخواد درمان بشه ، سروتونین اصلا کیلو چنده . اینجاست که میگم پزشکی که با روان کار داره حالا هر چی چه اعصاب و روان و چه روان شناس و.........اصلا یک گرایش اشتباه علمیه ....اینایی که گفتم حاصل کار آدرنالین ، نور آدرنالین و دی اچ تی هستند ...قرار نیست برای لرزش دست سریع پرامی پکسول داد .....لرزش دست در جوانان معمولا با عصبانیت و بیقراری عصبی همراهه و تو سالمندان هم که دلیل روشنی داره ...در جوانان دی اچ تی و آدرنالین و در سالمندان کمبود خود تستوسترون و آدرنالین زیاد .... مثل اثری که سرب فلزی روی بدن داره ، جالبه که سرب دقیقا عامل باز دی اچ تی و آدرنالین رو پیدا میکنه و جذبش میشه ، یک کامپلکس جالب با 13 نیتروژن و فقط به جای اکسیژن سرب میشینه ...سرب نهگدارنده دو ترکیب آلی و البته به شدت نامحلول و خطرناک که وقتی زیاد میشه پالایشگاه بدن و خون رو هم تحت تاثیر قرار میده .... ....در مورد درمانشون حرف نمیزنم خود دانید ...
  4. حوصله این دولتی ها رو واقعا ندارم ....از الان فکر جلسه سه شنبه هستم و اصلا دوست ندارم برم تو اون جلسه و کت شلوار بپوشم بشینم حرف بزنم ...هم از کت و شلوار بدم میاد و هم از وزارت خونه ...........
  5. اول سلام دوم اطلاعات خاصی نبود سوم چرا میزنی میدونم تاریخش مال کی هستش و منم همینجوری داشتم میخوندم و میخواستم تو همه تاپیکها نظر بدم رندوم اینو زدم بقیه رو رها کردم ، بعدشم دختر گل سال 93 بوده دهه بیست میلادی که نبوده و منم نقل قول رو از منبعی که اینها رو نوشته گذاشتم نه تو که آخه ....بالاخره تو گوگل میشه پیداش کرد ، هر چند حرفهای من به نظر مزخرف میاد و اتفاقا این مقاله ای که گذاشتی مبنا قرار میگیره ....من فقط وظیفمه بگم بقیش با خودشون چهارم ، نه ناراحت نیستم فقط روزانه به دفعات زیاد میبینم ولی فقط شاهدم و کاری از دستم بر نمیاد ، یک پاتوق دارم تو یکی از بیمارستانها که اسم نمیبرم و متاسفانه شاهد این موارد زیاد هستم ...من فقط میرم چاییمو میخورم و گپ میزنم میام دیگه دخالتی نمیکنم بعدشم من تایپ نمیکنم کیبورد مجازی دارم که هم میشه با موس تایپ کرد هم با میکروفن گفت و خودش تایپ میکنه ، فقط گاهی اشتباه تایپی داره و یا تشخیص چپکی میده که ویرایش میکنم و چند نقطه میذارم بینشون..... مانا باشی صبای عزیز?
  6. چیه آخه این حرفهای الکی ، ماشاالله تو اینترنت تا دلت بخواد مزخرف پیدا میشه .... میگه کارشناسان اعتقاد دارند بروز سرطان در مردان و رابطه آن با طاسی به دلیل گیرنده های آندروژن است ! طاسی مرد فقط دلیلش دی هیدروتستوسترونه و گیرنده ای این وسط وجود نداره ، این دی اچ تی روی همه آدمها هم این تاثیر رو نمیذاره ، یک آنزیم روکتاز داریم که خود تستوسترون رو به دی اچ تی یا همون دی هیدروتستوسترون تبدیل میکنه که ذات این دی اچ تی هم بروز صفات ثانویه مردانه هستش و اگر بی از حد باشه و بازم تکرار میکنم ژنتیک فرد استعداد داشته باشه طرف ذات دی اچ تی رو میبینه که بدنش پشمالو میشه ، صداش عین لوله بخاری میشه ، پروستاتش میشه اندازه کله اش و موهای سرش میریزه و.......... اما تو بعضی از موارد دی اچ تی به شدت پارا و اورتو میشه و طرف نه کچل میشه و نه هیچی ولی یهو اسلحه رو برمیداره میره یک مدرسه رو میبنده به رگبار ...کارشناسان اگر میگفتن پروستات بیشتر تو خطر میوفته بهتر بود ولی بازم هیچ آندروژنی سرطان ایجاد نمیکنه !!! آندروژنها مسئول رفتار های شخصیتی میشن و نهایت عارضه ای که ایجاد میکنن تو بخش دی اچ تی اینه که طرف عین گوریل پشمالو میشه و ریشش متو کلفت و طاس میشه ....خودشون سرطان ایجاد نمیکنن و اگر پروستات هم بزرگ بشه باز میرن جراحی میکنن ، مثل جینکوماستی که اونجا تستوسترون به جای دی اچ تی به استروژن زنانه تبدیل میشه و پستان زنانه شکل میگیره در مردان که طرف سرطان سینه نمیگیره فقط سینشو میره جراحی میکنه و توده چربی رو خارج میکنه ..... اما اگر یک فرد خودش به دلیل دیگه دچار سرطان مثلا پروستات باشه بله دی اچ تی میتونه کمک به پیشرفتش کنه اما خود دی اچ تی سرطان زا نیست ....بازم میگن این تو همه آدمها نیست و آدمهایی هم هستند که شدید ترین حالت دی اچ تی در بدنشون وجود داره و یا ایجاد میکنن اما حتی پشمالو هم نمیشن و یک تار موهاشونم نمیریزه .....این یک بحث ژنتیک شناسیه که تو این تالار ها و تایپ نمیگنجه .... این یک سبک هستش که با دیدن طرف میشه ژنتیک و همه چیزش رو مثل یک تصویر اکسن شده در آورد ، تمام قسمت های بدن و رفتارشون و.......... بماند ..... آنکولوژ ها هم زده به سرشون ، البته این مقالات رو یک آنکولوژ حرفه ای نمیزنه تو اینترنت یک سایت الکی میذاره طرف تو هر سنی میتونه تغییرات هورمونی رو تجربه کنه که اتفاقا در مورد دیابت میخواستم یک تاپیک بزنم مثل همین تغییرات که بی خیال شدم ، حالا تو اون تغییرات آندروژنی یکی طاس میشه که دلیل نمیشه طرف رو به سرطان بره ..... به جرات میتونم بگم سلولهای سرطانی کلا خوابند و فقط با فاکتورهای رشد تحریک و بیدار میشن ، اسمشم روشه فاکتور رشد و مدام همه چیو تکثیر میکنه ، و اگر فعال بشن هوشمند تر از سلولهای معمولی هستند .... آندروژنها بازیگر اصلی رفتار بدن و نظم رفتار آدمیه ولی من با هر پزشکی صحبت کردم مثل چی از اینا میترسه و فقط یاد دوپینگ میوفته :| اصلا دخلی به دوپینگ نداره تو خود بدن هست و اینا میتونن هورمونهای پلی پپتایدی و همه هورمونهای دیگه مثل تیروئید و آدرنالین و دوپامین و هر هورمونی که اسمشو ببریم که یک لیست میشه رو کنترل میکنن.... انسولینم پروتئینیه دیگه ولی میگم وظیفه انسولین اصلا این نیست که قند یا کربوهیدرات خون و انتقال قند و پروتئین ها رو هدایت کنه میخندن ، این ده درصد وظایف انسولینه و اون آندروژنها حتی انسولین هم کنترل میکنن و خودشونم قادرن قند خونو پایین بیارن و دقیقا پل ارتباطی بین انسولین و سایر هورمونها هستند و به نوعی حکم میکنن چی کی واکنش بده و و از این حرفها ........ سر این حرفها با صد تا پزشک اینقدر بحث کردم که خسته شدم ، با یک متخصص غدد و یک آنکولوژ در این مورد اینقدر بحث کردیم که نزدیک بود فکشونو بیارم پایین و چون طرف میگفت من بیست ساله پزشکم بعد تو اومدی میگی فلان ؟ البته آخرش رفیق شدیم و خودشم تازه دوزاری شریفش افتاد ..... اینقدر بحث کردیم که آخر کاری از اونور بوم افتادن و حالا یکی میخواد اینارو برگردونه شدن هورمون باز ...کلا حد وسط ندارنا ... اصلا به من چه بابا ? طرف دیابتی نبود ولی صرفا چون یهو شروع کرد به وزن از دست دادنو چرت زدنو و.........ازش یک آزمایش به قول خودشون ناشتا گرفتن و دیدن بله..........ای وان سی بالا قند خون هم سی صد و سریع دست به نسخه شد لنتوز ، متفورمین و یک مشت شرو ور دیگه ، میگم بابا این تو دغییرات هورمونیه این چه آزمایشیه آخه ؟ کل سیستم غدد اینو آمار بگیر نمیفهمه قاطی میکنه ، منم قاطی کردم براش و دوستمونو نذاشتم از داروهای نسخه طرف استفاده کنه ...البته دوست مشترکمونه ، هم با من رفیقه هم با پزشکه ولی اینقدر روش کار کردم دو ماه فرصت بده اگر نشد برو هر کاری دوست داری بکن و همینم شد و با آزمایشهایی که کردیم یک دلیل پیدا کردیم و طرف چیدمان هورمونیش برقرار شد و این کار رو با یک آندروژن خفیف به اسم اکساندرولون کردیم و بعد از دو ماه دارو قطع و کلومیفن تجویز کردیم فیدبک منفی و احتمالی برطرف بشه و بعد از اینکار رفت آزمایش داد ، قند ناشتاش 86 بود .... اون وزنی هم که از دست داده بود برگشته بود خب آندروژنها آنابولیکن ....اونجا که پزشک داشت جواب آزمایشو میخوند دوست داشتم اون کتابی که رو میز دکتره بود رو بردارم تو سرش بزنم ولی رفیق بودیم دیگه ..... این دیابت نداشت ولی اگر میرفت تو مصرف داروهای دیابت دیابتی میشد و اونو دیگه نمیشد کاری کرد متاسفانه..... این ریفرم هورمونی برای همه تو هر سنی ممکنه اتفاق بیوفته و برای هر کسی هم یک چیزو تحت تاثیر قرار میده ..... شبیه به یک مرکز کل فرماندهی میمونه و یکسری رادار که با هم کوپل شدن حالا یک رادار قطع بشه و یا ریپ بزنه ، کل نظم میریزه به هم ..... حالا یارو دچار بی نظمی شده و یا دیوونش میکنن یا دیابتی و الانم که سرطانی و ............ عجیبه ها
  7. به یک معدن و رگه های عمیقش
  8. wheeler

    روزمرگی های ما

    یک مدیر برنامه دارم امروز اعصاب منو به هم ریخت .....
  9. سلام من به شدت افسار کسیخته هر کاری رو انجام دادم و این فقط مربوط به دارو نبوده اما حداقل خوشحالم هیچ کاری رو دیمی نکردم ، معمولا دارو بازی رو روی یک ورق کاغذ چرتو پرت میدن دست مردم و خوشحالم اینطوری نبوده اما اینکه خیلی زود رفتم سراغ این چیزا رو قبول دارم ولی اصلا از این موضوع پشیمون نیستم .... در مورد عوارض باید عرض کنم که چرا بارها و بارها یقه منو گرفتن ..... افسار کسیخته هم اگر کاری کردم هردنبیلی نبوده و عملا یک تیم حرفه ای داشتم که البته بعدا همه پروانه پزشکیشون باطل شد ? این چند پزشک با بقیه پزشکها فرق داشتن و با اینکه اصلا اطلاعاتی در مورد این کارا نداشتن ولی دوست داشتن فالو کنن و سر در بیارن و آزمایشات هم از هون طریق انجام میدادیم ...گفتم که شش ماه کلا تو چرخه دارویی بودم و شش ماه چکاپ و آزمایش .... بعضی از عوارض گذرا هستند و بعضی دایم و من از عوارض دایم چیزایی که برام موند اختلال خواب ، تغییر خلق و رفتار ، یعنی به طور کلی احساس از بین میره که این مربوط به آدرنالین بود ...ولی از آندروژنها چیزی به شکل دایم برام نموند و هر چی بود مدتی درگیر میکرد و برطرف میشد ... عوارضهایی مثل مسمومیت گوارش ، بالا رفتن آنزیم های کبدی ، ولی شخصا عوارض دی اچ تی و استروژن زنانه رو تجربه نکردم و این موضوعات ژنتیکیه ... کلا عارضه هر چیزی به ژنتیک بدن بر میگرده و بعضی ها زودتر و شدید گرفتار میشن و بعضی اصلا حس نمیکنن .... در مورد آنتی بیوتیک ها هم همینه یا حتی یک آنتی هیستامین ساده ، من قبل از این سالها هم کلا آدم کم خوابی بودم و معمولا پزشک هایی که با روان کار دارن چیزی جز اینکه چند تا قرص بریزن کف دستت ندارن ارائه بدن ولی من با هیچ قرص خوابی خوابم نمیبره ، برای کف دستم که جراحی کردم طرف فقط میخواست بخوابونه منو لازم نبود مورفین بزنه تو بیمارستان و یک دیازپام تزریق کرد انگار آب پرتقال زده ، خود مورفین هم که زد خمیازه میکشیدم و فک جراحه افتاده بود که چرا اینطوری هستی خب راستم میگه مورفینو تا میزنن طرف میره واسه خودش و من با دی اتیل اتر بیهوش شدم ولی آدمم داریم شربت دیفن هیدرامین میده دکتره سرفه نکنه باهاش بیهوش میشه ...تو هورمون هم همین بود طرف میومد یم هفته اکسی میخورد یهو سینش مثل خربزه میشد و جینکوماستی میگرفت و یا هزار مدل اتفاق دیگه ... من بعدها داروهایی رو خودم سنتز کردم و میدادم یک شرکت برام استریل میکرد و میریخت تو ویال که بتونم بزنم و در حد یکی دو تا بود ، این ترکیبات استروئید نبودن و نمیتونم دقیقا بگم چی هستند چون خودم اینا رو تو آزمایشگاه ساخته بودم و مقداری تغییر ژنتیکی رو تجربه کردم و دیگه تکرارش نکردم و به کسی هم نگفتم ، مخصوصا اون شرکت داروسازی که از دوستان خانوادگی بود و خیلی علاقه داشت بدونه چی بوده ....تغییرات ژنتیکی هم کوچک بود فقط در حد تغییر رنگ چشم و اندازه دست و این چیزا البته استروئیدها باعث مرگ نمیشن مگر در مواقع نادر ، شاید در هر هزار نفر یکی یک تزریق ساده تستوسترون انجام بده و آپنه کنه موقع خواب و یا قبلش یهو چت کنه ولی اینا بیشتر عوارضاشون هورمونیه ، حالا یا دی اچ تی که پروستات ، کچلی ، پرخاشگری و......رو داره و یا تبدیل شدنش به استروژن که سینه و موارد دیگه درگیر میشن و بعضی هم سمی هستند و گوارشو مورد فشار قرار میدن اما داروهای دیگه چرا به سرعت آدمو به کام مرگ میکشونه ، مثل انسولین که به سادگی میتونه در چند دقیقه آدمو بکشه و البته پلی پپتایدهای دیگه که اینا رو شخصا هیچ احترامی براشون قائل نیستم و اکثر مرگو میرهای الان هم برای همین مزخرفاته ترکیباتی مثل IGF-1 که فاکتور رشده و امثالش ، بله وقتی سمت اینا بری بعید میدونم بشه یکی دو سال بیشتر زنده موند ... در کل هزاران نفر بهم گفتن بهمون روش بگو و نگفتم و اصلا نه توصیه میکنم و نه رد میکنم چون اعتقاد دارم هر کس خودش مسئول زندگی خودشه ولی من به کسی هیچ نوع دارویی تجویز نمیکنم ، از داشتن بچه خوشم نمیاد ولی اگر داشتم شاید تنها به اون میگفتم چه کاری انجام بده .....تجربیات من در چارچوب کوچه بازار و زیر زمین های باشگاهی و یا تجربیات پزشکی نیست ، چون همونطور که گفتم خودم بعدها این دارو ها رو سنتز کردم و در ساختمونش دستکاری هایی انجام دادم یکم بیشتر داستان دارم ...من شیمیستم و اول از این دید رفتم جلو و بدن رو به راکتور تشبیه میکردم ... حالا خواهر زاده های شما هم قطعا دو راه دارن یا اینکه برن پیش پزشک که معمولا تجویز نمیکنه و یا برن پیش یک آدم دوزاری تو یک باشگاه که اسم خودشم نمیتونه بنویسه که هر دو رو من رد میکنم ....کلا در مورد همه داروها همینه و شما یک آنتی بیوتیک رو اصلا بگو ...فرمول شیمیایی ماده و پیوندهایی که ایجاد میکنه خیلی فرق داره با ادبیات پزشکی که میگه این برای اون خوبه و از این دست تجویزها ....این بیس شروع سرو کله زدن من با دارو بود و همچنان هم باهاشون سرو کله میزنم اما وارد همه نوع دارویی شدم ، و همه نوع شاخه ای رو بررسی کردم حالا میخواد آنتی بیوتیک باشه یا مقلدهای سمپاتیک یا هر چی ...دنبال پزشکی نبودما اشتباه نشه فقط دنبال داروشناسی و رفتار شناسی شیمیایی دارو ها بودم که بتونم در مواقع نیاز ازشون استفاده کنم ، ولی بیس کارم با غدد بود و اول حرفمم گفتم تا مدتی فقط هدفم سوء استفاده ورزشی بود بعدش بیشتر مطالعاتی شد ...الانم به این نتیجه رسیدم که کلا پزشک اعصاب و روان ، روانشناس ، و هر چیزی که در این شاخه قرار میگیره رو کلا قبول نداشته باشم ..... کاری به کار کسی ندارما فقط اینقدر این سر نخو گرفتم رفتم جلو ریشه یابی کردم .....حالا یکی کلیش عفونت میکنه پزشکه میتونه مثلا سیپروفلوکساسین بده و یا هر تشخیص دیگه و این به من ربطی نداره من کار خودمو میکنم ....یا یک بیمار دیابتی میتونه تجویز پزشکشو بگیره و سرگرم ای وان سی خودش باشه ....بعضی اوقات میبینم برای رسیدن به یک هدف پزشکان متخصص هم افسار کسیخته تر عمل میکنن که هیچ توجیه علمی هم برای کارشون ندارن ، یک حداقل و یک حداکثر دوز دارن و دست منم از پشت میبندن ... حالا مهم نیست این حرف ها تو این تاپیک هم که گفتم روش مصرف بگم منظورم این نبود بیام تجویز کنم ، نه فقط در حد اینکه چی با چی خوب در میاد و چی تداخل داره و از این دست حرفها .....
  10. زیر آبی میرویم نمیدونم چرا وقتی صحبت از استروئید میشه یک جنون خاصی بهم دست میده و کلا حالم خوب میشه نمیدونم شاید اینقدر توش ریز شدم و شاید هم چون سالهاست با این دوست داشتنی های خطرناک سرو کله زدم بهشون یک عرق خاصی دارم من تو سن خیلی خیلی کم استروئید مصرف کردم ، کلا تو حوزه پزشکی زیاد به این داروها علاقه ندارن مگر تو مواقع خاص ولی هیچوقت برای سوء مصرف هیچ استروئیدی تجویز نمیشه و البته بماند که زیاد هم توش مطلع نیستن ...اگر قرار باشه استانداردی رعایت بشه میگن زیر بیست یا 21 سال اصلا ممنوع مگر در مواقع خیلی خاص به هر حال من اولین بار سال 77 و زمانی که کلاس سوم راهنمایی بودم استروئید رو برای اولین بار شروع کردم و اونم با شدیدترین آندروژن و نه یک آنابولیک معمولی و ضعیف ... یادش بخیر شیشه های قهوه ای با درب سفید رنگ که توش قرص هایی بود اندازه کادیلاک ، اون قرص ها داروی قدرتمند اکسی متالون بود ، بچه مدرسه بودم و کله خراب و این داروها رو هم تحت تاثیر برادرم یاد شناختم که 15 سال از من بزرگتره و اون سالها استفاده میکرد و منم روش مصرفو از دفترچه های اون کش میرفتم و اینم بگم زیاد اون سالها کسی این دارو ها رو نمیشناخت ، من اولین تجربه رو اکسی شروع کردم و وقتی برادرم فهمید پراش ریخت ولی دیگه من حرف گوش کن نبودم و اونم دیوانه تر از من و خودش یک توضیحی داد و سعی کرد بفهمونه بهم نکن ولی وقتی دید حالیم نیست خودش بهم دارو میداد ... اون سال من اتفاقات خیلی عجیب در وجودم رو تجربه کردم و خیلی از موارد رو برام تغییر داد و کمترینش این بود که به شدت دگرگونی هایی رو چه از نظر جسمی و روحی و چه از نظر رفتاری تجربه کردم ، خب اینکه یک بچه مدرسه ای یهو صداش کلفت بشه و یا بیست کیلو یه و سایزو قواره بگیره و ............اینا چیز عجیبی نیست اما موارد روحیش خیلی خاص بود و اینم بگم یک مثلی داریم که میگن وقتی یکی حاجت میخواد دیگه کور میشه ....منم فقط اون سایزو قواره ای که بهم میداد رو حال میکردم و اینکه تو مدرسه انگار یک آدم 30 ساله کتو کلفت رو آوردی سر کلاس سوم راهنمایی و فقط صورتم بچه بود ، بعد از این دارو یک داروی دیگه ای بود به اسم اتیل استرانول که خیلی ساله دیگه ایران تولید نمیکنه رو خوردم و روزی اگر اشتباه نکنم 6 قرص میخوردم و چون قبل از این کارا آدم لاغر و قد بلندی بودم که 48 کیلو وزن داشت همه سایزم سفت و پر از رگ بود ، من رزمی و بسگتبال و فوتبال رو قبلش کار میکردم و با 193 سانتی متر قد فقط 48 کیلو وزن داشتم ولی وقتی این وزرشهای رو کنار کذاشتم و پرورش رو شروع کردم و با دارو بازی هایی که کردم به سرعت به نزدیکی صد کیلو رسیده بودم و تو مدرسه و محلمون تابلو بودم ... حالا ایناش مهم نیست اما اونجا که گفتم زیر آبی میریم یعنی میخوام ترکیب بعضی از دارو های مورد علاقه خودمو و روش مصرفو بگم و میدونم که این مطالب ممکنه فیدبک های منفی برای یکی که داره سرچ میکنه تو گوگل داشته باشه و تحریک کننده باشه ، برای همین اگر احساس میکنید این مطالب ترویج محسوب میشه و خلاصه داستان دار میشه بگید ادامه ندم پس تا قبل از اینکه نحوه مصرف بگم فقط از تجربیات خودم میگم و اگر مانعی نداشت بازی رو شروع میکنم کلا از 77 تا 87 و دقیقا ده سال حرفه ای بازی کردم و بعد کنار گذاشتم و الان دوباره بعد از دقیقا ده سال دوباره فیلم یاد هندستون کرده و دارم مسابقه میدم ، دوباره برگشتم و عشق بازی رو شروع کردم ... تو این سالها علاقه زیادی به چند مدل دارو داشتم و از تعدادی هم نفرت داشتم ، مورد علاقه های من اینا بود که میگم و عکس های اون زمانو هنوز نگه داشتم و به نوعی کلکسیون مونده برام ، کلا همه چیزو از قدیم نگه داشتم چه موزیک و چه لباس و غیره... انانتات اومنادرین دکادورابولین اورابولین مورد علاقه های تزریقی من بودن و مورد علاقه های خوراکیم هم سه دارو به اسم دیانابول های شرکت ال اس پی و پینک ، اکسی متالون های آندرولیک ، و آناوار بود که اسم ژنریکش اکساندرولون بود ... همیشه توی دارو بازی هایی که میکردم یکی دو تا از اینا بود و اصلا علاقه ای به داروهایی که تازه اومده بود و مربوط به قلمرو دامپزشکی بود مثل ترن بولون نداشتم ولی الان اینا مثل پشکل فراوونه ... داروهای غیر استروئیدی هم چند تا بودن که اونا هم همیشه باز تو هر چرخه دارویی که انتخاب میکردم یکیش بود ...مثل انسولین رگولار و ان پی اچ ، آدرنالین ، و لووتیروکسین از داروهای دیگه زیاد خوشم نمیومد و چند مدل هم کلا نفرت داشتم ، از استروئیدهایی که نفرت داشتم و هیچوقت نخواستم تو چرخه مصرفش قرار بگیرم و فقط یکبار امتحان کردم انداختم دور میتونم به پریموبولان و سوستانون اشاره کنم ، و غیر استروئیدی ها هم از هورمون رشد سوماتوتروپین نفرت داشتم و حتی یک 4 واحدی هم هیچوقت تزریق نکردم ... تو رژیم مسابقه خودم ذاتا اینقدر خشک بودم که هیچوقت کارم به سوماترو نکشید ...اعتقادی هم بهش نداشتم معمولا سبک دارو بازی رو طوری انتخاب میکردم که سایز بزرگ میگرفتم و از وسط کار یهو دارو ها عوض میشد و که بتونم حفظش کنم و احتباس آب رو بگیرم ...خرکی ترین سایزو قواره ای که گرفتم سال 85 بود که روزی 20 واحد انسولین میزدم ، دو تا اکسی میخوردم و 900 میلی گرم دکادورابولین تزریق میکردم که خودم از هفته چهارم به بعد ترسیدم واقعا .... حالا ادامه داستان بعد از تائید مدیران فقط اینو بگم این کارا بسیار خطرناکه ، انسولین هورمون بسیار خطرناکیه و خود منم چندین بار برای همین انسولین تا مرز مرگ رفتم ، هیپوگلیسمی شدید که چندین بار کارم به اورژانس کشید و بشکه بشکه سرم قندی بهم میزدن ، از بالا شربت قندی و از تو رگ سرم و مواقعی هم که از کنترلم خارج نمیشد چنان رعشه ای میوفتادم که.......... واقعا خطرناکه ... من بارها خطراتی مثل اقزایش حجم خون و خونریزی هایی از بینی رو تجربه کردم که آخرش مجبور میشدن فیتیله بکنن تو دماغم تا بند بیاد که این مربوط به اکسی متالون بود و این دارو به شدت سمی و خطرناکه ...خلاصه من اینجا در مورد تیتاب حرف نمیزنم و دهنم بارها و بارها سرویس شد (برعکس این مطالبی که مزخرف تو نت هست و آخرشم یارو فروشنده هستش دارم آگاهی میدم که اینا خطرناکن و سمتش نرید ) ولی اون بالا گفتم نمیدونم چه مرضی داره که با اینکه اون انسولینه اونجوری آدمو میتکوند و حتی تزریقهای دردناکی که آبسه میکردن رو بارها تجربه کردم ولی بازم دوست داشتم، یا آدرنالین که میرفتم پیش یک پزشک دیوانه که آخرشم مدرکشو باطل کردن? و رفت خارج از کشور و وقتی تزریق میکرد قلبم میخواست از گلوم بپره بیرون و هر لحظه ممکن بود سکته کنی ، مغزت میچسبید به سقف ، لکنت زبون و نفس های تند و خطرناک و ..... این دارو ها حتی خلق و رفتارهای روحی و عاطفی منو تغییر دادن ، شش ماه سال دارو مصرف میکردم و شش ماه تو آزمایشگاه و چک کردن بودم ، پس یهو فکر نکنید دارم در مورد ویتامین ب 12 حرف میزنم ! نه این ترکیبات به شدت آدمو تحت تاثیر قرار میده و اگر مطلع نباشی به سادگی آدمو به کام مرگ میکشونه ... من در مورد انسولین ، آدرنالین و پپتایدها هیچوقت حرف نمیزنم و به جز انسولین از بقیه نفرت دارم و اینجا هم فقط استروئید بازی ... چند تا هم از عکسهایی که داروهای خودم بودن و الان خیلی هاشون دیگه تولید نمیشن و یا کارخونشون دیگه نیست رو میذارم اصلا الان دیگه این سطح از کیفیت وجود نداره همه یا فیکن یا آتو آشغالهای کشورهای در پیت ولی اون زمان به سادگی داروی واقعی بود و برندهای مکزیکی دنکال و یا یک برند دیگه بود اسمش یادم نیست استرالیایی بود روش عکس کانگورو داشت عاشقشون بودم ... اومنادرین که دیگه تولید نمیشه و دکا دورابولین های اروگانون هم اصلا دیگه اصلش نیست همه فیک هستن .... همین چند تا عکس بسه چون خیلی عکس دارم و بخوام بذارم زیاد میشه ....
  11. چندین برابر این مبالغ رو سر یک شلوغ بازی داستان کردن چند ماه و همه رو دزد کردن و کلی تهمت زدن ، قوه قضاییه در دوره ریاست قبلی با بی برنامگی و بی هماهنگی رسما اومد تو تی وی چندین بار گفت مدیر عامل با فلان مبلغ فرار کرد ، در صورتی که مدیر عامل همون روز نیم ساعت قبلش تو دفتر پیش من بود و جلسه داشتیم ، دوباره دو سه روز بعد اسم آوردن که فلانی و فلانی جاعل و خلافن و باز تکرار کردن که همه فرار کردیم و بعد فرداش یک تکذیبیه زدن که فرار نکرده ، همین نه یک عذر خواهی نه هیچی ! طرف مالشه مدیر بخش خاصی نبوده که بخواد فرار کنه ، یک مجموعه خصوصیه کلی هم سرمایه گزار خارجی داشته مال خودشه و همه ما هم تو یک هلدینگ یک بخش رو مدیریت میکنیم و ایشون هم مدیر اون مجتمع ، تابستون پارسال اومدن دفتر هلدینگ و خودمم بودم ، من مدیر بخش دیگه ای از این مجموعه بودم و طرحهای ما رو برداشته بودن میگفتن پولش کجاست ! هر جا مگه از بانکی وام گرفتیم یا از ارگانی گرفته بودیم ؟ اصلا بخش من به اون بخش چه ربطی داره ؟ دارایی های خودمون از این همه سال فعالیت بوده و تازه اصلا طرحه هنوز روی کاغذ و در مرحله امکان سنجی بود دلیلی نداشت ما توضیحی بدیم .....الان ظاهرا وضع بهتر شده و امیدورام با رئیس جدید دیگه شاهد این اتفاقات نباشیم ، یک اتفاقات عجیب غریبی پارسال افتاد اصلا عجیب ، اونی که واقعا برده بود راحت رفت و اونی که اصلا کاری به این بحثا نداشت رو دچار داستان کرده بودن ... طرف اومده تو تی وی شبکه 2 گفتگوی ویژه خبری میگه فلان مجتمع به یکسری آدم خلاف و جاعل به قیمت 800 میلیارد واگذار شده و مفت دادن ....مفت نمیدادین مگه زوری گرفتیم ، شما یک کارخونه با قدمت 70 سال رو متروکه کرده بودید و خودتونم برای فروش گذاشتید و قیمت ما هم از بقیه بالا تر بود و الان از اون وضعیت متروکه در اومده و کاملا داره فعالیت میکنه یعو میگید بز دادیم رفت ؟ حالا به ما چه این یازده هزار میلیارد ارزش داشته شما 800 تومن فروختید ؟ 11 تومن ارزش داشته ده تومن مالیاتو هزار بدبختی داشته و قیمت دادیم فروختید و الانم رو به راه و از اون متروکه بودن در اومده و یهو براش داستان ساختید ...وقتی خود قوه و صدا و سیما اینطوری کردن دیگه از رسانه بیگانه چه توقعی هست ، هیچوقت فراموش نمیکنم که یک کلیپ از دوربین مداربسته یک پمپ بنزین بی بی سی گذاشته بود که این آقا تو کانادا دیده شده و زده به چاک ! همون روز تو دفتر پاسداران خودم کلیپو از نت برداشتم بهش نشون دادم گفتم تو که الان باید کانادا باشی اینجا چرا داری سیگار میکشی ؟ زنگ زد به فلان مسئول که این حرفا چیه تو خبر بیست و سی دیشب گذاشتید و بی بی سی داره از روش پروپاگاندا میکنه ؟ و هیچی به هیچی ....فردای اون روز جلسه داشتیم تو خاتم مدیر اون بخش هنگ کرد نیم ساعت داشت میخندید میگفت شما که دیشب گفتن در رفتید الان از کجا ظهور کردید ؟ یکی گفت فامیل معاون اول رییس قوه مجریه هست یکی گفت فلان مبلغو برداشت زد به چاک و هر کی یک حرفی خلاصه در آورد آخرشم............ آخرشم خودمون نفهمیدیم چی شد و با کی فامیلیم و فقط لبخند زدن و یک عذر خواهی هم نکردن .... به فعالیت اقتصادی ما تو افریقا گیر داده بودن پولش کجاست ? یعنی چی سرمایه گذار اون کارخونه که چار تا خارجی بودن اصلا ربطی به موضوعات داخل نداره ...رفتیم یک کارخونه تو افریقا زدیم با سرمایه گذار خارجی این چه ربطی به سیستم داخل داشت ? انشاالله با مدیریت رییس جدید قوه قضاییه و ارگانهای مربوطه دیگه این اتفاقات رخ نده ....
  12. wheeler

    احياء مستقيم

    چه تاپیک خوبی بوده این این کوره قوس بدجوری وحشیه اما اینجا در مورد کوره قوس الکتروگراف و آهن گفتن و من در ادامه در مورد کوره های قوس - های ولتاژ که برعکس کوره های قوس معمول هستند میخوام یکم ادامه بدم ، شکل کار این کوره های ولتاژ بالا به شکلیه که الکترودی به اسم گرافیت در کار نیست و برخوردی هم با خوراک نداره بلکه کل بار داخل راکتوری که با گاز آرکون شارژ شده قرار میگیره و دو الکترود تنگستنی از فاصله دو تا سه متری اینور و اونور بار قرار میگیرن ..این کوره ها برای ذوب فلزات بسیار دیر گداز و سوپر آلیاژهای این تیپی مورد استفاده قرار میگیره که خواص و خلوص بازی به شدت اهمیت داره ، دو الکترود با فاصله دو سه متر از هم هستند و وقتی 5 بار آرگون پرج شد جریان 65 هزار ولتی و حدود 5 آمپر که به شدت خطرناکه در راکتور آزاد میشه و صاعقه هایی یکدست و با صدای گوش خراش ایجاد میشه که از لحظه آزاد شدن جریان از کم به زیاد جلو میره و بار دقیقا وسط این صاعقه قرار میگیره ، آرکهای خطی شکل که شبیه به لیزر به بار برخورد میکنه ، فشار راکتور چند لایه مدام تغییر میکنه و گاز تخلیه میشه ، حدود 9 دقیقه در اوج ولتاژ عمل میکنه و اپراتور هر دو دقیقه مقداری از ولتاژ رو کم میکنه و نهایتا زمانی که ولتاژ به زیر هزار ولت رسید راکتور باز میشه و مذاب جوشان تخلیه میشه بیشترین تحملی که تا حالا ثبت شده 16 دقیقه بوده که تنگستن به دمای جوش رسیده ، تنگستن بالاترین دمای ذوب رو داره و جوشیدنش با دمای ذوب متفاوته بخار تنگستن فلزی فشار رو بالا میبره و دما دیوانه وار بالا میره و البته کسی هم قرار نیست به دمای 5000 درجه یا بالاتر برسه چون کاربردی نداره و خورشید هم لنگ میندازه ... این نوع کوره ها خطرات زیادی هم دارن که یکی عایق بندی افرادیه که کنار کوره هستند و همیشه یک جا ایستاده و تکه ای میله دور تنشون هست و در نهایت به یک ستون وصله و جریان برق از بدنشون عبور میکنه بدون اینکه بگیره و اگر به هر دلیلی اون اتصال قطع بشه اون انسان هم بخار میشه ...وقتی کوره در مرحله عملیاته تا فاصله زیادی کسی حق نداره از اونجا رد بشه چون عین آهن ربا طرفو میکشه و جزغالوویچ و کلا دو نفر در دو متری کوره هستند و نه جلو تر که بعضی از ولو ها رو بازو بسته کنن و یا کارای این شکلی ....زمان روشن شدن کوره صدای انفجارهای مهیب و گوش خراش به همراه نور سفید و قرمز زیادی اطرافو میگیره ، یک آزمایشگاهیشو دیدم تنگستنو عین کره ذوب میکنه و در مورد طرح و بخش های فنیش توضیح میدم ....یک کوره بسیار ناراحت ، خطرناک و کاربردی که به اسم کوره های لیزری میشناسن و معمولا برای ساخت قطعات بزرگ و سنگین با سرعت تولید بالا استفاده میشه ، شرکت لاگهید مارتین بیشترین تعداد این کوره رو داره و تلفات زیادی هم البته تا حالا داشته .. جالبه بدونید که مذاب بر روی تسمه ای از گاز متنقل میشه چون مذابی که نزدیک به 4000 درجه دما دراه رو عملا با هیچ چیزی نمیشه نگه داشت و یا انتقال داد ، قالب های گازی پر فشار که معمولا ترکیبی از کریپتون و زنون هستند .... توضیحات کامل و طراحیش رو به زودی میذارم
  13. غرق در خاطرات قدیم و خریت های لذت بخشی که انجام دادم و خیلی دوست دارم دست از همه چیز بردارم و دوباره همونکارا رو بکنم ....
  14. ? چطوری تیر ماهی، تولدت مبارک   ?

    1. نمایش دیدگاه قبلی  بیشتر 2
    2. saba mn

      saba mn

      نه نشنیدم این فامیلی رو  

       

      مگه فوتبال سیستم بخواد?

    3. wheeler

      wheeler

      فوتبال چیه ? نه آخه هر شهری زیر شاخه توش زیاد داره ، مثلا ترکها ، صد مدل ترک داریم تبریزی اردبیلی و.......لر هم خرم آباد هست یهو ملایر هم هست و ده بیست تا شهر دیگه که من بلد نیستم ، قطعا مثلا لر خرم آبادی با ملایری فرق داره خصوصیاتشون ، این سیری ها هم جالب بود برام چون پیر مرداشون میگن این قوم رونده شده بودن زمان رضا شاه ، نمیدونم اون ففیلم روزی روزگاری رو یادته ؟ ? مراد بیک و اینا ، اینا الان شدن لرهای تهران ولی هنوزم خاندانشون تو همون لرستانه ولی بیست کیلومتری شرق تهران که از شهر خارج میشی وسط کویر یک منطقه ای هست به اسم لپه زنک که کنارش قبرستون ارامنه و اون قبرستون معروف اعدامی های دهه 60 هستش که به اسم قبرستون خاوران  معروفه ، این سیری ها شدن بومی های اونجا و میخوام یک معامله باهاشون بکنم اما میخوام بدونم سیستمشون چند چنده ، من رفیق لر زیاد دارم اما اینا عجیب غریبن و حتی صحبت کردنشونم قاطیه ، لری حرف میزننا ولی وسطاش یهو یک زبون ناشناخته هم دارن ..میخوام ببینم اگر مال سمت ملایر و خدایی نکرده اراک هستند کلا سمتشون نرم ، خود خرم آبادی ها رو دوست دارم ولی این شهرهای اطراف اراک رو نه بدم میاد

    4. saba mn

      saba mn

      جالب بود نشنیده بودم اصلا 

      ولی لر،لرستان فکر نکنم باشن  مثل فامیلی هایشون اینجا نیست !نشنیدم اصلا 

  15. wheeler

    عطر سازی در خانه

    ??? حوزه هایی مثل ساخت ادوات و بخش هایی مثل تولید روغن جامد از مایع و اینا رو میپذیرم قبول اما در مورد دوشیدن گاو اینو میدونم دخلی به مهندسی شیمی نداره .....گرایش گاو چرونی،? تولید املت آماده معمولا رشته بچه هاییه که دنبال میکروبو نگهدارنده و این چیزا هستن که بهشون میگن صنایع غذایی حالا این وسط دو تا هیدروژناسیون روغن و چار مورد دیگه رو باشه قبول صنایع شیمیایی ... وزارت نیست که .... اما الان موندم چرا این عطر سازی تو شیمی معدنیه ؟ بحثو عوض نکن ? البته شوخی میکنما تالار شیمی به من ربطی نداره
×
×
  • جدید...