رفتن به مطلب

Ala Agrin

مدیر بازنشسته
  • تعداد ارسال ها

    1,928
  • تاریخ عضویت

  • آخرین بازدید

  • روز های برد

    13

آخرین بار برد Ala Agrin در 12 آذر 1393

Ala Agrin یکی از رکورد داران بیشترین تعداد پسند مطالب است !

اعتبار در سایت

14,474 Excellent

درباره Ala Agrin

  • درجه
    <img src="images/users/279.gif">
  • تاریخ تولد تعیین نشده

اطلاعات شخصی

  • جنسیت
    مونث
  • محل سکونت
    آذربایجان شرقی

اطلاعات شغلی و تحصیلی

  • رشته تحصیلی
    پزشکی
  • مقطع تحصیلی
    فوق لیسانس

آخرین بازدید کنندگان نمایه

بلوک آخرین بازدید کننده ها غیر فعال شده است و به دیگر کاربران نشان داده نمیشود.

  1. هنگامی که گززینه انتخاب بین بد و بدتر باشد لاجرم بد رو ترجیح میدهی خود من بد رو حداقل شایسته میدونستم حال جناب بد جهانی رو به سمتی وحشتناک سوق میدهد ارماگدون تاریکی فراتر رفته اما من ادمی امیدم بر غلبه روشنایست در عصری که قوانین برای رباتها نیز در حال اجراست سخت است باور کنیم واقعیتهای پیرامونمان را......
  2. به درخواست خودم قرار است تمام پستهایم حذف شود حتی این یکی. کنار دوستانی که هرگز فراموششان نخواهم کرد سعادتی بود و ارزوی بهترینها رو برایشان دارم و امیدوارم به تمام ارزوهایشان برسند و همچنان مایه افتخار خود و خانواده و جامعه یشان باشند. این پستم نیز حذف خواهد شد و مخاطب خاصمم فقط عزیزانی بودند که دوستان واقعی بودند. محمد عزیز مدیر ارشد،ناصر،کومار،مهدی lean ، فاطمه (اریودخت)سودک، شیوا، سهند، مینا یوسفی،هستی و امیر عزیز NYC که خیلی بهش بدهکارم در پناه حق عزیزان
  3. Ala Agrin

    ازلذتهای کوچک زندگیت بگو........

    بودن در جایی که بهش تعلق داری و فاصله گرفتن از جایی که حس میکردی از جنس تو هستند.
  4. Ala Agrin

    ازلذتهای کوچک زندگیت بگو........

    زانو زدن در مقابل مادرم و بوسیدن دستانش جلو همکارا و پرسنل
  5. Ala Agrin

    بازداشت پناهجویان سوری

    بله دقیقاااااا اروپا از کار باز موندن و منتظر پناهجوها هستند که به دادشون برسند و اختراعات و اکتشافات این مناطق رو از دست ندهند این انسان دوستی بازی رو چرا کشورهای اسلامی و از جمله ایران و عربستان انجام ندادند ؟ اینم نوع قدر دانی ما غیر اروپائیاست دیگه به اب و اتیش خودمونو میزنیم که کشوری ما رو بپذیره بعدش شعار میدیم اونا دنبال مغز متفکرمون هستند و توطئه ای در کاره ...دنیای جالبی داریم
  6. طرف برمیگرده میگه نژاد پرستی عزیزم فکر کنم یه ذره وقت بذاری و یه ذره تاریخ بخونی و به مغزت فشار بیاری که حداقل معلوماتت رو بالا ببری بد نیست زندگی فقط تو یه مدرک یا یه تکه کاغذ خلاصه نشده ،مردمانی هستند به جرم هویتشان تحقیر میشوند، اسیر و بی خانمان، من فقط فریاد مردمی رو میزنم که خودم جزئی از ان هستم .تو اگر کسی به خانواده ات توهین کند و یا خانواده ات رو به اسارت و بردگی بگیرد سکوت میکنی؟ دوست داشتم تالار تاریخ رو پر بار کنم تا ذره ای متوجه ملتی درد کشیده میشدید اما به حرمت محمد و صلاح سایت پرهیز میکنم، من در کشور خودم شهروند درجه دوم هستم و در سرذزمین بیگانه بعد 5 سال شهروند درجه یک......درد من درد مردمم است و ابایی ندارم و تو هم هر چه دلت میخواهد بگو.......مهم نیست پست من لایک نخورد و پست معشوق از دست داده ات و غم عاشقیت کوه لایک... مهم اینست که هر کدام چجوری پیرامونمون رو مینگریم .چشمها را باید شست جور دیگر باید دید
  7. چون ایشون یه جنایتکارند و پشتیبان و حامی گروه تروریستی داعش و مردم خودشو قتل عام میکنه میخواد باز سلطه گری عثمانی رو راه بندازه ، یه فاشیست به تمام معنا هیچ بویی از انسانیت نبرده ایشون روی هیتلر و نتانیاهو رو سفید کردند.
  8. Ala Agrin

    بازداشت پناهجویان سوری

    امیر حرفا می زنیااااا از کجا به این نتیجه رسیدی؟
  9. امروز یه روز بیکاری ،خواستم یکم به حیاط پشتی خونه برسم یه خانواده توجه ام رو جلب کرد کاملا تو دنیای کودکیم و خاطرات غرق شدم یه پدر و مادر جوان با بچه هاشون 3 پسر یه دختر، کوچکترینشون همون دختر بود و کلاس اولی میرفتن سمت مدرسه و پدر و مادر هم سر کار .دختر کوچولو دستش تو دست برادراش و مرتب سرش رو عقب برمیگردوند و واسه پدر و مادرش دست تکون میداد چه شباهتی انگار خودم بودم و خانواده ام به خودم که اومدم تنها خودم بودم و خودم پدر سالهاست رفته، مادر اون دور دورا و داداشا هر کدوم سر زندگی خود.چه دنیای مضخرفی یه خانواده کلی خاطره ،بزرگ شدن ، تنها شدن، عین یه سریال زنجیروار و هر بار بازیگران جدیدی.....امروز واقعا در ارزوی کودکیم هستم .چه زود بزرگ شدیم و چه افسوس
  10. جینان، دختر جوان ایزدی که از اسارت گروه «حکومت اسلامی» (داعش) گریخته، کتابی به نام «برده داعش» در فرانسه منتشر کرده است.این کتاب به کمک تیری اوبرله، خبرنگار روزنامه فیگارو نوشته شده است.جینان پس از اسارتش در اولین حملات پیکارجویان گروه «حکومت اسلامی» به شمال عراق، مدتی توسط این گروه به نقاط مختلف منتقل شد و در ‌‌نهایت توسط دو مرد، یک مامور سابق پلیس و یک روحانی خریداری شد. به نوشته سایت فرانسوی زبان، «لا لیبر» بلژیک، جینان می‌گوید «قیمت من ده هزار دینار عراق یا هشت دلار بود.»دختران و زنان ایزدی و مسیحی در بازارهایی که در عراق دایر شده‌اند به عنوان برده‌های جنسی به فروش می‌روند.جینان این دختر ۱۸ ساله ایزدی که خبرگزاری فرانسه گفت‌وگوی مفصلی با او انجام داده است، اوایل سال ۲۰۱۴ در شمال عراق توسط گروه خلافت اسلامی اسیر شد ولی حدود سه ماه پیش توانست فرار کند.جینان در مصاحبه با خبرگزاری فرانسه شرایط اسارت دختران ایزدی را اینطور توضیح داد: «آنها ما را شکنجه می‌کردند و می‌خواستند به زور دین ما را تغییر دهند. اگر مخالفت می‌کردیم ما را به شدت کتک می‌زدند و یا بیرون زیر آفتاب ما را با زنجیر می‌بستند و مجبورمان می‌کردند که آب کثیف که جسد موش در آن بود را بخوریم. گاهی اوقات تهدید می‌کردند که ما را با برق شکنجه خواهند کرد.»جینان می‌گوید: «اینها انسان نیستند و فقط به مرگ و کشتن فکر می‌کنند. همیشه در حال مصرف دارو و مواد مخدرند. از هر کسی که بتوانند انتقام می‌گیرند. می‌گویند یک روزی گروه خلافت اسلامی بر سراسر جهان حکومت خواهد کرد.»در بخشی از این کتاب با عنوان «برده داعش» که جمعه گذشته منتشر شد، جینان توضیح می‌دهد که در اولین روزهای اسارت، او و تعداد دیگری از زنان را در یک سالن بزرگ جشن در شهر موصل جمع کرده بودند.جینان چنین می‌گوید: «پیکارجویان داعش لابه‌لای ما می‌چرخیدند، وحشیانه می‌خندیدند و از باسن ما نیشگون می‌گرفتند.»جینان می‌گوید دقیقا به یاد دارد که یکی از مردان می‌گفت «من دنبال یک زن ایزدی چشم‌آبی با پوست روشن هستم و حاضرم برایش هر قیمتی بپردازم.» او در این بازارهای برده‌فروشی علاوه بر مردان عراقی و سوری، مردان اهل کشورهای غربی را هم دیده ولی ملیت آنها را نتوانسته تشخیص دهد.او افزود زیبا‌ترین دختران را برای مشتری‌های پولدار اهل کشورهای حاشیه خلیج فارس کنار می‌گذاشتند. پس از فروش جینان او را در خانه‌ای حبس کردند و خریداران او هر روز به سر وقتش می‌رفتند.یک هفت تیر در ازای یک مو قهوه‌ایاو یکی از صحنه‌های این بازار را اینطور تصویر می‌کند: «مسئول بازار وضعیت زنان را مثل حیوان بررسی می‌کرد و روی هر کدام قیمت می‌گذاشت. معامله‌گری در بازار خطاب به یکی از پیکارجویان گفت هفت تیرت را با این مو قهوه‌ای عوض می‌کنم. اگر می‌خواهی پول نقد بدهی قیمتش ۱۵۰ دلار است. دینار عراقی هم قبول می‌کنم.» هر دو مردی که صاحبان جینان بودند مطمئن بودند او عربی بلد نیست و با خیال راحت جلوی او صحبت می‌کردند. یک شب او مکالمه‌ای را شنید که نشان می‌داد تجارت برده‌های جنسی تا چه حد شبیه هر کار اقتصادی دیگری با نظم و مقررات پیش می‌رود.یکی از دو نفر به نام ابوعمار می‌گفت: «هیچکس نمی‌تواند بیشتر از سه برده بخرد مگر اهل ترکیه، سوریه و کشورهای خلیج فارس باشد.»دیگری به نام ابو انس در جواب گفت: «این برای کاسبی خوب است. مثلا کسی که اهل سعودی است به نسبت یک عضو گروه داعش که اینجاست برای سفرش پول زیادی خرج می‌کند و برای اینکه این هزینه را تامین کند باید حق داشته باشد تعداد بیشتری بخرد.»جینان پس از سرقت کلید خانه توانست از محل اسارت خود بگریزد و خود را به شوهرش برساند. او امروزه در اردوگاه پناهجویان ایزدی در کردستان عراق زندگی می‌کند.
  11. ای ادم حالش بهم میخوره این همه میگن وای بر ما مسلمانا چی شدیم یعنی درکش اینقدر مشکله و یا نمیبینیم دور و بر خودمون رو؟ غارت، دزدیهای کلان، اختلاص،کشتار،اوراه کردن هزاران هزار خانواده، بی خانمان کردن، تجاوز،برده فروشی و.......ایا اینها همه از نعمات بزرگ ....... نیست؟ اتفاقا اینجور کالاها رو مسلمونا خریداران ثابتشند چین یا هر کشور سازنده اینگونه محصولات طبق سفارش متقاضی صادر میکند .
  12. این مرتیکه، اردوغان خودش یه جنایتکار و فاشیسته، با چه رویی داره دم از انسانیت می زنه؟
  13. Ala Agrin

    بازداشت پناهجویان سوری

    دقیقا جای بحث داره و قضیه فراتر از این است.پلیس و یا مامورینی که مرزها رو میبندند چاره ای ندارند .اما یه چیزیم بگم همین پناهجویان سوری و فلسطینی جوری رفتار میکنند که انگار کل دنیا بهشون بدهکارند هم از مردم و هم از دولتها توقعات عجیبی دارند موراد زیاده که خارج از حوصله تاپیک هست. پدران زیادی هستند در دنیا که شرمنده کودکانشونند اما ایا همه رو میشه رسیدگی کرد؟
  14. Ala Agrin

    بازداشت پناهجویان سوری

    البته خب چیز عجیبی نیست و ورود غیر قانونی به هر کشوری ممنوع هست و باید بازداشت شوند شما تصور کنید کسی بی اجازه وارد خونه تون شود. مشکل جای دیگریست و از پریروز هم دولت المان تعدا زیادی از این پناهجویان رو با قطار از مجارستان به کشورش برد.
  15. تو محله ما یه اقایی هست 3 تا بچه داره فکر کنم از 4 تا 8 ساله 4 ساله ها دوقلون این بچه ها رو از مهد و مدرسه برمیگردوند یه ماشین کنترل دار میاورد وسط خیابون محله با بچه هاش مسابقه میدان حالا ما با ماشین رد میشدیم باید مواظب ماشین اسباب بازیشونم میبودیم و کلی معطلی داشت و اما همه براشون جالب بود حالا دیگه تقریبا تو محل همگانی ش شده و چند تیم تشکیل شده و هر خانواده یکی دوتا ماشین کنترل دار میارن و عصرها و روزهای اخر هفته با هم مسابقه میدند کلی هیجان داره پدرها و بچه ها تقریبا مادرها هم بهشون ملحق شدن من یکی خودم با دیدن این صحنه ها کلی لذت میبرم و دقیقا بچه ها با پدراشون بیشتر لذت میبرند.
×
×
  • جدید...