رفتن به مطلب

vahik

عضو جدید
  • تعداد ارسال ها

    124
  • تاریخ عضویت

  • آخرین بازدید

اعتبار در سایت

514 Excellent

درباره vahik

  • درجه
    <b><font color="#0000CC" face="Tahoma">کاربر انجمن</b></font>
  • تاریخ تولد تعیین نشده

اطلاعات شخصی

  • علاقه مندی ها
    ايران آزاد
    شنا
    موسيقي

اطلاعات شغلی و تحصیلی

  • رشته تحصیلی
    مهندسی مکانیک
  • گرایش
    جامدات
  • مقطع تحصیلی
    لیسانس
  1. vahik

    سخنان شیک!!!

    pianist عزيز ممنون كه اين بحثو مطرح كردي به نظر من تو محيط مجازي خصوصا در فضاي فوروم ها ، تنها راه ارتباط دوستان به هم ، همين پست ها و صحبت ها و نظراتيست كه ساير دوستان اظهار ميكنند. مسلما همه افراد از ابتدا درصد آگاهي بالايي ، به نسبت ، از اطراف و مسائل ندارند. طبيعيه كه بايد با مطالعه و معاشرت ، به حد مطلوب رسيد. به نظر من ، فكر نميكنم اين مسأله چندان مغايرتي با نظر مؤلفان كتب و نقل قولهاي آنها براي سايرين داشته باشه
  2. ممنونم كه دعوت كردي اول اينكه سفيد برفي ، نام كاربريه قشنگي داره آواتارشم ... دختر بسيار بسيار هنرمنديه ، هنرش كه به من يكي خيلي حال داد ، هر كي منكر هنرشه بهتره يه سر به تاپيك فرش هاش بزنه سفيد برفي جان دختر گرمي هستي مؤدبي به نظر بچه ها احترام ميذاري اينايي كه گفتم همه نكات مثبت بود اما... يك كم زود رنجي تو پست هايي كه يكي از بچه ها نظري خلاف نظر تو رو داره ، سريعا موضع متقابل رو از دست نميدي ، اين نشون از آستانه تحمل پذيريه پايين توست در عين اينكه بسيار گرم وبجوش هستي ، در جاي كه انتظارش نميره ، بسيار سرد و خشك ميشي . . . به هر ترتيب من به عنوان يه دوست ، بهت افتخار ميكنم ، چون خصايص مثبت زيادي رو از خودت نشون دادي اميدوارم موفق و سالم باشي اگه دوباره چيزي به ذهنم رسيد پُست ميزنم
  3. vahik

    بازيگر

    بازیگر عجله نکنید! ... تا آخر بخوانید مرد هر روز دیر سر کار حاضر می شد، وقتی می گفتند : چرا دیر می آیی؟ جواب می داد: یک ساعت بیشتر می خوابم تا انرژی زیادتری برای کار کردن داشته باشم، برای آن یک ساعت هم که پول نمی گیرم ! یک روز رئیس او را خواست و برای آخرین بار اخطار کرد که دیگر دیر سر کار نیاید... مرد هر وقت مطلب آماده برای تدریس نداشت به رئیس آموزشگاه زنگ می زد تا شاگرد ها آن روز برای کلاس نیایند و وقتشان تلف نشود ! یک روز از پچ پچ های همکارانش فهمید ممکن است برای ترم بعد دعوت به کار نشود... مرد هر زمان نمی توانست کار مشتری را با دقت و کیفیت ، در زمانی که آنها می خواهند تحویل دهد، سفارش را قبول نمی کرد و عذر می خواست ! یک روز فهمید مشتریان ش بسیار کمتر شده اند ... مرد نشسته بود. دستی به موهای بلند و کم پشتش می کشید . به فکر فرو رفت ... باید کاری می کرد. باید خودش را اصلاح می کرد ! ناگهان فکری به ذهنش رسید. او می توانست بازیگر باشد : _______________________________ از فردا صبح ، مرد ه ر روز به موقع سرکارش حاضر می شد، کلاسهایش را مرتب تشکیل می داد، و همه ی سفارشات مشتریانش را قبول می کرد! او هر روز دو ساعت سر کار چرت می زد! وقتی برای تدریس آماده نبود در کلاس راه می رفت، دستهایش را به هم می مالید و با اعتماد به نفس بالا می گفت: خوب بچه ها درس جلسه ی قبل را مرور می کنیم !!! سفارش های مشتریانش را قبول می کرد اما زمان تحویل بهانه های مختلفی می آورد تا کار را دیرتر تحویل دهد: تا حالا چند بار مادرش مرده بود، دو سه بار پدرش را به خاک سپرده بود و ده ها بار به خواستگاری رفته بود... حالا رئیس او خوشحال است که او را آدم کرده ، مدیر آموزشگاه راضی است که استاد کلاسش منظم شده و مشتریانش مثل روزهای اول زیاد شده اند! اما او دیگر با خودش «صادق » نیست. او الان یک بازیگر است! براستي چرا بايد اينگونه باشد؟ چرا ما محكوم به بازيگري هستيم؟
  4. من فكر ميكنم اين مسأله به سطح غير واقعي توقعات ما از سايرين برميگرده اصولا توقع چه زياد و چه كم ، در زندگي ، آرامش رو از انسان سلب ميكنه به نظر من ريشه اين ناهنجاري ، در همين موضوع هست
  5. vahik

    خونه درختی

    بله درسته ولي فكر نميكنين كه با بالا رفتن درك شعور فرهنگي افراد ، كه مستقيم يا غير مستقيم به سطح علمي افراد بستگي داره ، ميتونه امكان برقراري اين ارتباطي كه گفتين راحت تر صورت بگيره ؟
  6. vahik

    خونه درختی

    البته با صحبت شما موافقم ولي فكر ميكنم تعداد اين افراد چندان چشمگير نباشه ، يا شايد من كمتر باهاشون برخورد داشتم ولي درسته ، حتي تعداد معدودي از اين افراد هم كل موضوع را زير سوأل ميبرند من فكر ميكنم مقاومت افراد به تغيير ، موجب بروز اين ناهنجاري ميشه البته فرهنگ و اقليم جغرافيايي هم ميتونه يكي ديگه از عوامل اين مسأله باشه هر چند كه اين موضوع براي عوام ، ناهنجاري به حساب نمياد ، ولي براي خواصي چون قشر تحصيل كرده ، صد در صد ناهنجاريست
  7. ميبينم كه لحظه به لحظه به تعداد آراي داريوش اضافه ميشه همينه
  8. سلام و ممنون خداييش تو اينا انتخاب سخته ولي منم به داريوش رأي دادم
  9. vahik

    چرا؟؟؟؟

    گاهي اوقات تأسف خوردنم بد نيست ديگه الآن بايد تأسفه رو بخوريم به ما ياد دادن هر كسي كه اين سوألها رو ازمون پرسيد ، همينا رو در جوابش از خودش بپرسيم ميبينين ، به ما گفتن فقط بايد سوأل طرح كنين ! ولي نگفتن كه اين همه سوألو بالاخره بايد جواب داد آخه مشكل پيش اومده همينه
  10. از بحث حاضر خوشحالم و ممنون راستش دوستان دارن يكم تئوريك صحبت ميكنن يادتون باشه ما توي يه جامعه تئوريك زندگي نميكنيم ببينين اصلا طرح اين موضوع ( منظورم پيش اومدن اين دست سوألها براي ما ) ، ضعف بزرگ مديريتي كشور رو ميرسونه ولي در حال حاضر ما محكوم به تحمل اين ضعف بزرگ هستيم يكم واقع بينانه به موضوع مطرح شده نگاه كنين ببينين تا كسي احتياج مبرم به كار و هزينه نداشته باشه ، هيچ زماني به دنبال كسب و در آمد نخواهد رفت پس احتياج به كار حس ميشود و در پس آن جستجو براي كار در اين جامعه وانفساي كنوني ، فكر نميكنم عده زيادي باشند كه به دنبال ايده آلها بگردند ايده آلها را در زمان كنوني ميتوان به رويا تعبير كرد
  11. كجاش به دِرك شبيه؟:icon_pf (34):
  12. چكارش دارين؟ داره به زندگيش ميرسه
  13. چه خوابي براي ملكه ديدين؟ ميخوايين دستي دستي به كشتن بدينش بابا بيخيالش شين داره زندگيشو ميكنه!
  14. نه بابا ميخواد بره دعوا
×
×
  • جدید...