رفتن به مطلب

Waffen

عضو جدید
  • تعداد ارسال ها

    2,847
  • تاریخ عضویت

  • آخرین بازدید

  • روز های برد

    4

آخرین بار برد Waffen در 13 بهمن 1396

Waffen یکی از رکورد داران بیشترین تعداد پسند مطالب است !

اعتبار در سایت

15,113 Excellent

درباره Waffen

  • درجه
    <b><font color="#0066FF" face="Tahoma">کاربر فعال </b></font>
  • تاریخ تولد تعیین نشده

اطلاعات شخصی

  • جنسیت
    مذکر
  • تخصص ها
    build a wall behind it crawl and hide until it's light
  • علاقه مندی ها
    :)

اطلاعات شغلی و تحصیلی

  • رشته تحصیلی
    مهندسی کامپیوتر

آخرین بازدید کنندگان نمایه

بلوک آخرین بازدید کننده ها غیر فعال شده است و به دیگر کاربران نشان داده نمیشود.

  1. by all means به خودتون حق نافرمانی و عصیان بر علیه هرچی که دوست دارید بدید... یا نتیجه ی مطلوب رو میگیرید یا نمیگیرید... از من میشنوید داستان پیچیده تر از این حرفهاست... حرف هایی که شما میزنید بیشتر شبیه تفکرات ایدئولوژیک تو خالی هستند تا یک تفکر دقیق و فکر شده... من اینجا بیشتر احساسات میبینم... بگذریم... شما میتونی به خودت حق خیلی چیزها رو بدی... اینکه جامعه هم با شما در این تفکر و مسیری که انتخاب کردید هم عقیده هست یا خیر یک مسئله ی دیگست... مهم نیست شما به خودتون چه حقی میدید... مسئله اینه که تصویر از بالا به چه شکلی خودش رو نشون میده و تغییرات روی کل سیستم چه نتیجه ای میدند... من براساس چیزهایی که شما اینجا مطرح کردید نمیتونم بگم این شرایط رو میپذیرم یا خیر... چون توضیحات گنگ بود الان... یعنی خیلی پیچیده تر از پست قبلی شد... خیلی گسترده تر شد... توی پست قبلی چیزی بود که میشد به راحتی در موردش نظر داد... اینجا من نمیتونم بگم این سناریو قابل پذیرش هست یا خیر... ممکن هست بپذیرم ممکن هم هست نپذیرم این شرایط رو...
  2. Waffen

    زندگی من چه ارزشی دارد ؟

    اینو میگم:
  3. Waffen

    زندگی من چه ارزشی دارد ؟

    شعور رو من بخش تثبیت شده ی تفکر میدونم... برای همین گفتم نتیجه گیری ها... خوب دقیقا به همین دلیل اینطوری تعریف شده بود که مخصوص انسان باشه... شعور در جای دیگه هم مگه قرار هست معنایی داشته باشه؟ این تعاریف اگر عمومی باشند خیلی میتونند توی بحث مشکل ساز بشند... دادم ها... اونجا پرسیدم منظورت این بود؟ یکم باید بازترش کنی... فکر میکنم یک جای کار متوجه منظور هم نمیشیم...
  4. مسلما وقتی همچین چیزی باشه خوشحال میشم... سوال اینجاست که چرا باید اون جمع به این نیاز بنده cater کنند؟ به من بدهکاری دارند یا من پادشاه جایی شدم و خبر ندارم؟ اینجا تلقی کردن با برخورد کردن البته خیلی فرق داره ها... برخورد یک مسئله هست تلقی کردن یک مسئله ی دیگه... جواب من در مورد سوالت به برخورد کردن بود... اینکه من رو چی تلقی میکنند به خودشون مربوطه و نتیجه گیری اونهاست... من انفعالی در این مسئله نمیبینم... فکر میکنم تعریفمون از "انفعال" کمی با هم متفاوت هست...
  5. Waffen

    زندگی من چه ارزشی دارد ؟

    شعور رو بیایید رفتاری معنی بکنیم که در نتیجه ی انجام فعالیت های هوشیار ذهنی، براساس نتیجه گیری ها و پیش فرض های خاص و مشاهده ی هنجارها شکل گرفته باشه. یعنی فقط یکی از قدم های متد علمی هست... متد علمی شامل بخش های زیادی میشه... همه در نهایت "تجربه" رو نتیجه میدند... ولی چیزی که اونها رو متمایز از تجربیات در موارد دیگه میکنه همخوان بودن و قابل اندازه گیری بودن اون تجربیات هست... خوبی علم این هست که قابل اندازه گیری و ارزش گذاری و انتقال هست... اگر تجربه ی خالص بود و بدون معیار و غیر قابل اندازه گیری بود دنیا به سمت و سویی که الان رفته نمیرفت... به نظر من به سختی میشه چنین پروسه ای رو زیر سوال برد...
  6. الان من نفهمیدم اون اولش به حرفای من چه ربطی داشت... به هر حال در جواب حرفت... من چیزی رو بدون فکر نمیپذیرم... ولی گذشته از این به فرض که من چیزی بیشتر از یک اسفنج نباشم باز هم اگر قرار بر صحبت کردن باشه میتونید جواب بدید... این در حقیقت یک ad hominem بود... فرار به جلو و این حرفا رو بنده نمیدونم چی هست... من دارم نظرم رو میگم و چیزی که فکر میکنم هست اینه... باز هم میگم به جای این حرفها اگر مطلبی برای بیان هست باید اون بیان بشه... من واقعا خبر ندارم پدرم در اون زمان چه نگاهی به مادرم داشته... باید این رو از ایشون بپرسید... به هر حال این هم نظر شماست... هرچی که هست نظر من اینه...
  7. Waffen

    زندگی من چه ارزشی دارد ؟

    آها خوب اوکی... من آفرینش رو به عنوان یک پروسه ی هوشیار اصلا قبول ندارم که حالا بخوام براش هدفی در نظر بگیرم... برای من هدف فقط در فرد خلاصه میشه... من کلا توی ساختار جهان order نمیبینم... الان در مسیر درست تر قرار گرفتم؟
  8. Waffen

    زندگی من چه ارزشی دارد ؟

    من رفتار کوانتومی یا عمل و عکس العمل رو با شعور نمیبینم... همونطور که خودتون گفتید یک سری مکانیزم ها با قوانین مشخص هستند... تجربیاتی هست که با استفاده از یک مکانیزم مشخص بررسی شده... نمیشه گفت فقط تجربه ی خام هست... تجربه چیزی هست که شما بعد از زمین خوردن یا نوشیدن آب هم به دست میارید... یعنی اون چیز رو experience میکنید... این تنها بخشی از علم هست... تجربه یک چیز subjective هست... علم یک چیز objective هست... متوجه نشدم چرا میگید علم قابل انتقال به غیر نیست...
  9. Waffen

    زندگی من چه ارزشی دارد ؟

    نه بابا... خوب همین دیگه... میگم من دارم الان رو پایتون سرمایه گذاری میکنم... به نظر میاد بهتر از جاوا باشه واسه اون کار... البته میگم که تازه دارم میرم سمتش... من کارم الان اصلا به شبکه ربط داره... این پروژه ی دراز مدتمه... همین الان قبل از اینکه بیام اینجا داشتم جبر خطی تو پایتان رو میخوندم... فکر کنم Hadoop برام زود باشه... اصلا با syntax پایتان هم هنوز راحت نیستم حتی... حالا یه crash course دارم میشینم اونو میخونم... :5c6ipag2mnshmsf5ju3 نمیدونستم big data تو ایران اینقدر بازار کار داره...
  10. Waffen

    زندگی من چه ارزشی دارد ؟

    نه فکر کنم من بد بیان کردم... گرچه شما درست متوجه شدید البته... من منظورم از هدف مطلق objective بود و هدف غیر اون یعنی هدف فردی یا subjective بود... خوب در خیلی از ادیان هدف مطلق وجود داره و اون خوشنودی و رفتن در مسیری هست که اون خدای مربوط به اون دین مشخص کرده... که در نهایت هم یک هدف مشخص رو میده برای همه... یا میری بهشت برای مثال یا میری جهنم... بیشتر ادیان یک همچین ساختار مشخصی داشتند... همه ی اهداف دیگر به کلی در حاشیه قرار دارند... به نظر وجود هدف غیر قابل اجتناب هست... به هر حال هدفی پیدا میشه... در غیر این صورت فرد دلیلی برای بودن نخواهد داشت... یعنی به شکلی بار بودن انسان رو به سمت نیستی میکشه... هدف میتونه خیلی چیز ساده یا پیش پا افتاده ای باشه... ولی به هر حال همیشه وجود داره... من فکر میکنم مغز انسان بدون یک motivator نمیتونه زنده بمونه... به بیان دیگه اگر هدف و درایو وجود نداشته باشه انسان بیشتر از گذشته به پوچی بودن پی میبره...
  11. باور کن یک ماه بیشتره الان که یک خط کتاب نخوندم... خوب بیرون بیان... خوب نیست دیگه... من نفهمیدم چی شد این قضیه ی زنان در ایران و جهان رو... یه چیزی فقط... اگر کسی به زن یا مرد یا هر چیزی به عنوان ابزار نگاه میکنه... حالا جنسی یا مالی یا هر چیز دیگه... به این دلیل هست که اون فرد برای فرد مقابل کاربردش در این حد هست... من نمیدونم چطوری میخواید این قضیه رو تغییر بدید... به نظرم یک چیز کاملا طبیعی و غیر قابل تغییره... بیشتر در حقیقت یک حرکت اخلاق مدار هست تا هر چیز دیگه ای... و به قول یک بنده خدای دنیا پر از فلسفه های اخلاقی سخت هست که هیچکس بهش عمل نکرده... حالا بدتر از اون این حرف که شما میزنید مستقیما به فلسفه ی نگاه به انسان به عنوان هدف در خودش شبیه هست... فلسفه ی کانت رو میگم... که خیلی خیلی سخته... سخت منظورم اینه که عملی نیست... با واقعیت انطباق نداره...
  12. به هر حال من که از بودنشون اطلاعی ندارم... اون هم با این همه خصوصیات ریز و درشت... در نتیجه برای بنده خیالی به حساب میاد... من خیلی خیلی شک دارم این چیزا به وضع جامعه ی ما ربط داشته باشه...
  13. Waffen

    ایدئولوژی 101

    من فکر میکنم یکم قضیه رو اشتباه متوجه شدید...
  14. Waffen

    ایدئولوژی 101

    خوب اینکه یک ایالت یا یک سری ایالت ها بیشتر به سمت یک تفکر خاص هستند چطور به نظر دیکتاتوری به نظر میاد؟ خیر. به این شکل نیست که تلاشی صورت نگیره. تلاش برای حفظ اون درصد از رای صورت میگیره که ممکن هست به دموکرات یا ریپابلیکن داده بشه... یعنی سعی میکنند مارجین ها تغییر نکنند زیاد... در همین حد میشه کار کرد... شما نمیتونی بری یک فرد تند روی اسلامی رو مجبور کنی به بی حجابی رای بده... همینطور هم نمیتونی در تگزاس انتظار رای اکثریت به دموکرات ها داشته باشی... دقیقا به همین دلیل هست که سعی در جذب اون ایالت هایی میشه که معلق هستند... یعنی دو طرف تفکر رو به شکلی تقریبا برابر دارند... اینطوری میشه مارجین ها را راحت تر تغییر داد... این دقیقا با دیکتاتوری چه ارتباطی داره؟
  15. Waffen

    اسلام رحمانی

    میشه توضیح بدید ساختار تفکر لیبرال با دینی مثل اسلام دقیقا چطور کنار هم قرار میگیرند؟
×
×
  • جدید...