رفتن به مطلب

farzandezamiin

عضو جدید
  • تعداد ارسال ها

    6
  • تاریخ عضویت

  • آخرین بازدید

  • روز های برد

    3

آخرین بار برد farzandezamiin در 2 تیر

farzandezamiin یکی از رکورد داران بیشترین تعداد پسند مطالب است !

اعتبار در سایت

6 Neutral

درباره farzandezamiin

  • درجه
    کاربر تازه وارد
  • تاریخ تولد تعیین نشده

اطلاعات شغلی و تحصیلی

  • رشته تحصیلی
    حقوق
  • مقطع تحصیلی
    لیسانس

آخرین بازدید کنندگان نمایه

بلوک آخرین بازدید کننده ها غیر فعال شده است و به دیگر کاربران نشان داده نمیشود.

  1. farzandezamiin

    تک بیتی های ناب از سعدی/بخش چهارم

    گردآوری: ابوالقاسم کریمی شنبه 1 تیر 1398 *** همه از دست غیر ناله کنند سعدی از دست خویشتن فریاد *** عافیت می‌بایدت چشم از نکورویان بدوز عشق می‌ورزی بساط نیک نامی درنورد *** هر که می با تو خورد عربده کرد هر که روی تو دید عشق آورد *** دیدار یار غایب دانی چه ذوق دارد ابری که در بیابان بر تشنه‌ای ببارد *** بی‌حاصلست یارا اوقات زندگانی الا دمی که یاری با همدمی برآرد *** گر من از عهدت بگردم ناجوانمردم نه مَردم عاشق صادق نباشد کز ملامت سر بخارد *** هر که می‌ورزد درختی در سرابستان معنی بیخش اندر دل نشاند تخمش اندر جان بکارد *** غم دل با تو نگویم که نداری غم دل با کسی حال توان گفت که حالی دارد *** عشق داغیست که تا مرگ نیاید نرود هر که بر چهره از این داغ نشانی دارد *** بگریست چشم ابر بر احوال زار من جز آه من به گوش وی این ماجرا که برد گفتم لب تو را که دل من تو برده‌ای گفتا کدام دل چه نشان کی کجا که برد *** هر که در شهر دلی دارد و دینی دارد گو حذر کن که هلاک دل و دین می‌گذرد *** زنده شود هر که پیش دوست بمیرد مرده دلست آن که هیچ دوست نگیرد *** اگر هزار غم است از جهانیان بر دل همین بس است که او غمگسار ما باشد *** به کسی نگر که ظلمت بزداید از وجودت نه کسی نعوذبالله که در او صفا نباشد *** آیین وفا و مهربانی در شهر شما مگر نباشد *** جنگ از طرف دوست دل آزار نباشد یاری که تحمل نکند یار نباشد *** کسان عتاب کنندم که ترک عشق بگوی به نقد اگر نکشد عشقم این سخن بکشد *** نامم به عاشقی شد و گویند توبه کن توبت کنون چه فایده دارد که نام شد *** ابنای روزگار غلامان به زر خرند سعدی تو را به طوع و ارادت غلام شد *** سود بازرگان دریا بی‌خطر ممکن نگردد هر که مقصودش تو باشی تا نفس دارد بکوشد *** هر که معشوقی ندارد عمر ضایع می‌گذارد همچنان ناپخته باشد هر که بر آتش نجوشد *** آن نه می بود که دور از نظرت می‌خوردم خون دل بود که از دیده به ساغر می‌شد *** اینان مگر ز رحمت محض آفریده‌اند کآرام جان و انس دل و نور دیده‌اند لطف آیتی‌ست در حق اینان و کبر و ناز پیراهنی که بر قد ایشان بریده‌اند *** دو دوست قدر شناسند عهد صحبت را که مدتی ببریدند و بازپیوستند *** عیب شیرین دهنان نیست که خون می‌ریزند جرم صاحب نظرانست که دل می‌بندند *** روا بود همه خوبان آفرینش را که پیش صاحب ما دست بر کمر گیرند قمر مقابله با روی او نیارد کرد و گر کند همه کس عیب بر قمر گیرند *** چنان که در رخ خوبان حلال نیست نظر حلال نیست که از تو نظر بپرهیزند *** مرا به علت بیگانگی ز خویش مران که دوستان وفادار بهتر از خویشند *** غلام همت رندان و پاکبازانم که از محبت با دوست دشمن خویشند *** تا مگس را جان شیرین در تنست گرد آن گردد که حلوا می‌کند *** ما روی کرده از همه عالم به روی او وآن سست عهد روی به دیوار می‌کند ***
  2. farzandezamiin

    ترانه:گریه های بی سرو صدا/ابوالقاسم کریمی

    ترانه:گریه های بی سر و صدا اینجا فضای زندگی شعری بلند و مبهمه که واسه ی سرودنش ردیف و قافیه کمه ما قُلکه آرامشو با گریمون پُر میکنیم سیسد روز از هر سالمون ماه عزا و ماتمه هر آدمی که قلبشو , به غصه ها فروخته مسیر سرنوشتش , یه راه پر پیچ و خمه شادیه ما قصریه که دیواراش از پلاستیکه کنار قصر شادیمون خونه ی سنگی غمه قانون اختیار میگه میتونی غم رو بکشی اما واسه کشتن غم قدرتمون خیلی کمه ابوالقاسم کریمی
  3. farzandezamiin

    آری اینچنین بود برادر/ابوالقاسم کریمی

    شاخه ها را از ساقه ها جدا کردیم چُنان که با زمین بیگانه شدیم وَ ریشه را از قلب تپنده ی خاک برکَندیم تا جایی , برای مُردن بنا کنیم حال خلاصه ی تمدن تقدیسِ کشتار است و بردگی «آری, اینچنین بود برادر» که تاریخ را در«گهواره ی تکرار نوشتیم» پیش از این پیامبران گفته بودند «آدمی, رنج را , زندگی خواهد کرد». ابوالقاسم کریمی 1/خرداد/1398
  4. farzandezamiin

    13 چالش جدی/مدرسه طبیعت

    13 سوال چالش برانگیز از همه ی مدیران و تسهیلگران مدارس طبیعت در سراسر کشور 1 با اینکه در کلان شهرها و بسیاری از استان های کشور با مشکل آلودگی شدید هوا رو به رو هستیم چرا در فضای اکثر مدارس طبیعت با بهانه های مختلف به خصوص در فصل پاییز وَ زمستان با هیزم های جمع آوری شده آتش روشن می شود؟ آیا این عمل به عنوان آموزش نادرست به کودکان نمی تواند تلقی شود؟ حتی دیده شده در روزهایی که آلودگی هوا در وضعیت هشدار بوده,چنین اتفاقاتی افتاده که میتواند برای سلامتی کودک ضرر داشته باشد. 2 با وجود آگاهی از بحران شدید آب , آیا درست است که در فصل تابستان که اوج تنش آبی به خصوص در استان های جنوبی ,شرقی وَ مرکزی کشور می باشد تسهیلگران مدارس طبیعت در طول هفته , مشغول پُر و خالی کردن حوض ها و استخرهای مدارس طبیعت برای آب بازی و آب تنی کردن کودکان باشد؟ آیا این عمل به عنوان آموزش نادرست به کودکان نمی تواند تلقی شود؟ شما خود آگاه هستند که به وسیله ی تانکر به تعداد زیادی از روستاهای کشور آب رسانی می شود 3 چرا در ساختار و برنامه ریزی در مدارس طبیعت, گاهی مشاهده می شود کیفیت فدای کمیت شده است؟ 4 بسیاری بر این باور هستند که در مدارس طبیعت نگاه مادی به کودک نقش اصلی را ایفا میکند,شما چه پاسخی به این سوال دارید؟ 5 چرا اساس پاسخ دادن به نقدها و انتقادات در فضای کلان مدیریتی مدارس طبیعت, گاهی تهدید آمیز و توهین آمیز می شود؟ 6 تسهیلگری که بیمه نیست,اگر در حین انجام کار در فضای مدرسه طبیعت آسیب ببیند هزینه ی درمان وی چگونه و از چه راهی تامین می شود؟چرا؟ 7 چرا در فضای مدارس طبیعت تسهیلگران زن و مرد بدون در نظر گرفتن معیار های سنی و جنسی گاهی کودکان را در آغوش می گیرند و می بوسند؟ 8 گاهی دیده شده است مدیر و یا تسهیلگر مدرسه طبیعت با کودکان رفتاری پرخاشگرایانه دارند آیا تدبیری برای برخورد و پیشگیری از این گونه رفتارها صورت گرفته است؟ 9 دیده شده است که در فضای مدارس طبیعت برخی از کودکان رفتارهای ضد اجتماعی مثل تمسخر کردن, دعوا کردن و حرف زشت زدن را از دیگر کودکان می آموزند و در محیط های مختلف نظیر مدرسه و خانه آنها را بروز می دهند که این باعث نگرانی عمیق والدین شده است,مدیران و تسهیلگران مدارس طبیعت چنین مسائلی را چگونه توجیه میکنند؟ و برای پیشگیری وَ یا به حداقل رساندن این معضل آیا چاره ای اندیشیده شده است؟ 10 آیا قانون کار شامل تسهیلگران مدارس طبیعت می شود؟ 11 دیده شده در برخی مدارس طبیعت هیچگونه نظارت درستی به حیواناتی که در آن محیط نگهداری می شوند صورت نمیگیرد به طور مثال نه واکسنی تزریق می شود نه دامپزشکی آنها را معاینه میکند و نه حتی شرایط نگهداری حیوان مناسب است,این مشکل چگونه توسط مدیران و تسهیلگران مدارس طبیعت توجیه می شود؟ 12 نظارت بر عملکرد مدارس طبیعت توسط چه ارگانی صورت می گیرد؟چرا؟ 13 این جمله را چگونه پاسخ می دهید«در فضای برخی از مدارس طبیعت به طور غیر مستقیم, آموزش نادرست به کودکان عرضه می شود» . . سوال کننده:ابوالقاسم کریمی(فرزندزمین) سه شنبه - ۱۶ بهمن ۱۳۹۷
  5. 1 عنه صلى الله عليه و آله :لا تُرَوِّعُوا المُسلِمَ ؛ فَإِنَّ رَوعَةَ المُسلِمِ ظُلمٌ عَظيمٌ . پيامبر خدا صلى الله عليه و آله : مسلمان را دچار وحشت نكنيد كه ترساندن مسلمان ، ستمى بزرگ است 2 رسول اللّه‏ صلى‏الله‏عليه‏و‏آله : كونوا عِبادَ اللّه‏ِ إخوانا ، المُسلِمُ أخُو المُسلِمِ ؛ لا يَظلِمُهُ ، و لا يَخذُلُهُ ، ولا يُحَقِّرُهُ . رسول خدا صلى‏الله‏عليه‏و‏آله : اى بندگان خدا ! برادر باشيد . مسلمان ، برادر مسلمان است ، به او ستم نمى‏كند ، او را وا نمى‏گذارد و او را تحقير نمى‏كند 3 عنه صلى‏الله‏عليه‏و‏آله : المُسلِمُ أخُو المُسلِمِ ، لا يَمنَعُهُ الماعونَ . رسول خدا صلى‏الله‏عليه‏و‏آله : مسلمان ، برادرِ مسلمان است و لوازم ضرورى زندگى را از او دريغ نمى‏دارد 4 عنه صلى الله عليه و آله :المُسلِمُ أخُو المُسلِمِ ؛ لا يَمنَعُهُ الماعونَ . پيامبر خدا صلى الله عليه و آله : مسلمان برادر مسلمان است و از نيكى به او خوددارى نمى كند 5 عنه صلى الله عليه و آله :المُسلمُ أخُو المُسلِم ، لا يَظلِمُهُ ولا يَشتُمُهُ . پيامبر خدا صلى الله عليه و آله : مسلمان ، برادر مسلمان است ، به او ستم نمى كند و ناسزايش نمى گويد 6 عنه صلى الله عليه و آله :المُسلمُ أخُو المُسلمِ ، لا يَخُونُهُ ولا يَكذِبُهُ ولا يَخذُلُهُ . پيامبر خدا صلى الله عليه و آله : مسلمان ، برادر مسلمان است ؛ به او خيانت نمى كند ، به او دروغ نمى گويد و او را تنها و بى ياور نمى گذارد 7 عنه صلى الله عليه و آله :أفضَلُ الصَّدَقةِ أن يَتَعَلَّمَ المَرءُ المُسلمُ عِلما ثُمّ يُعَلِّمَهُ أخاهُ المُسلمَ . پيامبر خدا صلى الله عليه و آله : برترين صدقه، اين است كه شخص مسلمان ، علمى بياموزد و سپس آن را به برادر مسلمان خود ياد دهد 8 عنه صلى الله عليه و آله :لا تُرَوِّعُوا المُسلِمَ ؛ فَإِنَّ رَوعَةَ المُسلِمِ ظُلمٌ عَظيمٌ . پيامبر خدا صلى الله عليه و آله : مسلمان را دچار وحشت نكنيد كه ترساندن مسلمان ، ستمى بزرگ است 9 عنه صلى الله عليه و آله :المُسلِمُ أخُو المُسلِمِ ؛ لا يَظلِمُهُ ، و لا يُسلِمُهُ . پيامبر خدا صلى الله عليه و آله : مسلمان ، برادرِ مسلمان است ؛ نه به او ستم مى كند و نه او را تسليم [مشكلات ]مى نمايد 10 عنه صلى الله عليه و آله :المُسلِمُ مِرآةُ المُسلِمِ ، فَإِذا رَأى بِهِ شَيئا فَيَأخُذُهُ . پيامبر خدا صلى الله عليه و آله : مسلمان ، آينه مسلمان است . پس هر گاه در او چيزى ديد ، آن را بر مى دارد 11 عنه صلى الله عليه و آله :لا يَحِلُّ لِامرِئٍ مُسلمٍ أن يَأخُذَ مالَ أخِيهِ بغَيرِ حَقِّهِ ؛ وذلكَ لِما حَرَّمَ اللّه ُ عَزَّوجلَّ مالَ المُسلمِ علَى المُسلمِ . پيامبر خدا صلى الله عليه و آله : بر هيچ مسلمانى روا نيست كه مال برادرش را به ناحق بگيرد؛ زيرا خداوند عز و جل مال مسلمان را بر مسلمان، حرام كرده است 12 عنه عليه السلام :المُصلِحُ ليسَ بكاذِبٍ . امام صادق عليه السلام : اصلاح دهنده [ميان مردم مسلمان]، دروغگو به شمار نمى آيد 13 رسولُ اللّهِ صلى الله عليه و آله :مِن إجلالِ اللّهِ إجلالُ ذي الشَّيبَةِ المُسلمِ . پيامبر خدا صلى الله عليه و آله : احترام نهادن به مسلمان سالخورده ، احترام به خداوند است 14 عنه عليه السلام :أعظَمُ الخَطايا اقتِطاعُ مالِ امرِئٍ مسلمٍ بغَيرِ حقٍّ . امام على عليه السلام : بزرگترين گناه ، به ناحق خوردن مال مسلمان است 15 رسولُ اللّهِ صلى الله عليه و آله :هَجرُ المُسلِمِ أخاهُ كَسَفكِ دَمِهِ . پيامبر خدا صلى الله عليه و آله : قهر كردن مسلمان با برادرش، مانند ريختن خون اوست 16 الإمام الصادق عليه السلام :ما رَأَيتُ شَيئا هُوَ أضَرُّ في دينِ المُسلِمِ مِنَ الشُّحِّ . امام صادق عليه السلام : من براى دين مسلمان ، چيزى زيانبارتر از بخل نديده ام 17 رسولُ اللّهِ صلى الله عليه و آله :قِتالُ المسلمِ أخاهُ كُفرٌ ، و سِبابُهُ فُسوقٌ . پيامبر خدا صلى الله عليه و آله : جنگيدن مسلمان با برادر خود كفر است، و دشنام دادن به او فسق 18 رسولُ اللّهِ صلى الله عليه و آله :التّاجرُ الأمينُ الصَّدوقُ المسلِمُ معَ الشّهداءِ يَومَ القيامةِ . پيامبر خدا صلى الله عليه و آله : تاجر درستكار، راستگو و مسلمان ، در قيامت با شهيدان است 19 رسولُ اللّهِ صلى الله عليه و آله :إنَّ أوَّلَ شيءٍ يُرفَعُ مِن هذهِ الاُمّةِ الأمانَةُ و الخُشوعُ ، حتّى لا تَكادُ تَرى خاشِعا . پيامبر خدا صلى الله عليه و آله : نخستين چيزى كه از ميان اين امت رخت بر مى بندد، امانتدارى و خشوع است، چندان كه تقريبا مسلمان خاشعى نمى يابى 20 عنه عليه السلام :مَن كانَ في حاجَةِ أخيهِ المؤمنِ المسلمِ كانَ اللّهُ في حاجَتِهِ ما كانَ في حاجَةِ أخيهِ . امام صادق عليه السلام : كسى كه به فكر برآوردن نياز برادر مؤمن مسلمان خود باشد، تا زمانى كه در فكر نياز او باشد، خداوند در كار نياز وى باشد 21 الإمامُ عليٌّ عليه السلام :رَوِّضوا أنفُسَكُم على الأخْلاقِ الحَسَنَةِ ؛ فإنّ العَبدَ المُسلِمَ يَبلُغُ بحُسْنِ خُلقِهِ دَرجَةَ الصّائمِ القائمِ . امام على عليه السلام : نفْسهاى خود را بر اخلاق نيكو تمرين دهيد ؛ زيرا كه بنده مسلمان، با حُسنِ خُلقِ خود به درجه روزه گيرِ شب زنده دار مى رسد 22 عنه صلى الله عليه و آله :لا ضَرَرَ و لا إضرارَ في الإسلامِ، فَالإسلامُ يَزيدُ المُسلمَ خَيرا و لا يَزِيدُهُ شَرّا . پيامبر خدا صلى الله عليه و آله : در اسلام ضرر و زيان زدن به ديگران ممنوع است ؛ زيرا اسلام بر خير مسلمان مى افزايد و شرّى به او نمى رساند 23 عنه عليه‏السلام: ما عُبِدَ اللّه‏ُ بِشَيءٍ أحَبَّ إلَى اللّه‏ِ مِن إدخالِ السُّرورِ عَلَى المُؤمِنِ . امام باقر عليه‏السلام : خداوند به چيزى كه نزدش محبوب‏تر از شادمان ساختن مسلمان باشد ، پرستيده نشده است 24 عنه صلى الله عليه و آله :مَن أصبَحَ لا يَهتَمُّ بِاُمُورِ المُسلمينَ فَلَيسَ بِمُسلمٍ . پيامبر خدا صلى الله عليه و آله : هركه صبح كند و به فكر گرفتاريهاى مسلمانان نباشد ، مسلمان نيست . . . . گردآوری:ابوالقاسم کریمی(فرزندزمین) چهارشنبه - ۱۵ اسفند ۱۳۹۷
  6. 1 الإمام عليّ عليه السلام :لا يَكُن حُبُّكَ كَلَفا ، ولا بُغضُكَ تَلَفا ؛ أحبِب حَبيبَكَ هَونا ما ، وأَبغِض بَغيضكَ هَونا ما . امام على عليه السلام : نه دوست داشتنت ، سودايى باشد ، نه دشمنى ات ، نابود كننده ؛ بلكه دوست خود را در حدّ اعتدال، دوست بدار و دشمنت را در حدّ اعتدال، دشمن بدار 2 عنه عليه السلام :سِياسَةُ العَدلِ ثَلاثٌ : لينٌ في حَزمٍ ، واستِقصاءٌ في عَدلٍ ، وإفضالٌ في قَصدٍ . امام على عليه السلام : سياست عادلانه ، سه چيز است : نرمى در دورانديشى ، به نهايت رساندن عدالت ، و احسانِ به اعتدال 3 عنه صلى الله عليه و آله :ما مِن نَفَقَةٍ أحَبُّ إلَى اللّهِ عز و جل مِن نَفَقَةِ قَصدٍ . پيامبر خدا صلى الله عليه و آله : هيچ هزينه كردنى ، در نزد خدا محبوب تر از هزينه كردن به اعتدال نيست . 4 عنه عليه السلام :كَفى بالمَرءِ كَيسا أن يَقتَصِدَ في مَآرِبِهِ و يُجمِلَ في مَطالِبِهِ . امام على عليه السلام : آدمى را همين زيركى بس، كه در نيازهاى خود ميانه روى كند و درخواسته هايش راه اعتدال پيش گيرد. 5 رسول اللّه صلى الله عليه و آله :كونوا عِبادَ اللّهِ إخوانا ؛ لا تَعادَوا ولا تَباغَضوا ، سَدِّدوا وقارِبوا وأَبشِروا . پيامبر خدا صلى الله عليه و آله : اى بندگان خدا! با هم برادر باشيد و از دشمنى و كين ورزى به يكديگر بپرهيزيد ، درستْ عمل كنيد و راه اعتدال را بپوييد و خوش حال [و اميدوار ]باشيد 6 الإمام الرضا عليه السلام :إذا وَلِيَ الظّالِمُ الظّالِمَ فَقَدِ انتَصَفَ الحَقُّ ، وإذا وَلِيَ العادِلُ العادِلَ فَقَدِ اعتَدَلَ الحَقُّ ، وإذا وَلِيَ العادِلُ الظّالِمَ فَقَدِ استَراحَ الحَقُّ ، وإذا وَلِيَ العَبدُ الحُرَّ فَقَدِ استُرِقَّ الحَقُّ. امام رضا عليه السلام : هر گاه ستمگر بر ستمگر حاكم شود ، دادِ حق ستانده مى شود. هر گاه دادگر بر دادگر حاكم شود ، حق اعتدال مى يابد . هر گاه دادگر بر ستمگر حاكم شود ، حق مى آسايد . هر گاه بنده بر آزاد حاكم شود ، حق به بردگى گرفته مى شود 7 عنه عليه السلام :الفَضائلُ أربَعةُ أجْناسٍ ، أحَدها : الحِكمَةُ و قِوامُها في الفِكْرَةِ ، و الثّاني : العِفَّةُ و قِوامُها في الشّهْوَةِ ، و الثّالثُ : القُوَّةُ و قِوامُها في الغَضَبِ ، و الرّابعُ : العَدلُ و قِوامُهُ في اعْتِدالِ قُوى النَّفْسِ . امام على عليه السلام : فضايل بر چهار گونه اند: اوّل : حكمت كه جانمايه آن در فكر و انديشه است ؛ دوم : عفّت كه شالوده آن شهوت است ؛ سوم : قدرت و توانايى كه اساس آن خشم است و چهارم : عدالت كه ريشه آن، اعتدال هواى نفْس است 8 عنه صلى الله عليه و آله :الدُّنيا دُوَلٌ ، فَاطلُب حَظَّكَ مِنها بِأَجمَلِ الطَّلَبِ حَتّى تَأتِيَكَ دَولَتُكَ . پيامبر خدا صلى الله عليه و آله : دنيا دست به دست مى گردد ؛ پس بهره خود را با معتدل ترين تلاش از آن برگير تا باز نوبت تو رسد 9 رسولُ اللّهِ صلى الله عليه و آله ـ في قولِهِ تَعالى : «وَ كَذلِكَ جَعَلْناكُمْ اُمَّةً وَسَطا» ـ : عَدْلاً . پيامبر خدا صلى الله عليه و آله ـ در بيان آيه «و اين چنين شما را امّتى ميانه گردانيديم» ـ فرمود : يعنى معتدل 10 عنه عليه السلام :عَلَيكُم بِأَوساطِ الاُمورِ ؛ فَإِنَّهُ إلَيها يَرجِعُ الغالي ، وبِها يَلحَقُ التّالي . امام على عليه السلام : بر شما باد كارهاى ميانه (معتدل)، كه افراطكار به آن برمى گردد و وامانده به آن مى رسد 11 عنه عليه السلام :إذا أحَبَّ اللّهُ عَبدا رَزَقَهُ قَلبا سَليما و خُلْقا قَويما . امام على عليه السلام : هرگاه خداوند بنده اى را دوست داشته باشد، قلبى سليم و خويى خوش و معتدل به او روزى فرمايد 12 رسول اللّه صلى الله عليه و آله :إذا أرادَ اللّهُ بِأَهلِ بَيتٍ خَيرا فَقَّهَهُم فِي الدّينِ ، ورَزَقَهُمُ الرِّفقَ في مَعايِشِهِم ، وَالقَصدَ في شَأنِهِم ، ووَقَّرَ صَغيرُهُم كَبيرَهُم . وإذا أرادَ بِهِم غَيرَ ذلِكَ تَرَكَهُم هَمَلاً . پيامبر خدا صلى الله عليه و آله : هر گاه خداوند براى خانواده اى خيرى بخواهد ، آنان را در دين ، فقيه و آگاه مى گردانَد ، و ملايمت [ و معتدل بودن ] در معيشت و ميانه روى در كارهاشان را روزىِ آنان مى كند ، و كوچك آنها به بزرگشان احترام مى نهد ، و اگر براى خانواده اى ، غير از آن بخواهد ، ايشان را به حال خود ، رها مى كند 13 الإمامُ عليٌّ عليه السلام :أحبِبْ حَبيبَكَ هَونا ما فعَسى أن يَكونَ بَغيضَكَ يَوما ما ، و أبغِضْ بَغيضَكَ هَونا ما فعَسى أن يَكونَ حَبيبَكَ يَوما ما . امام على عليه السلام : دوستت را در حدّ معتدل دوست بدار؛ زيرا ممكن است روزى دشمن تو شود و دشمنت را در حدّ ميانه دشمن بدار؛ زيرا شايد كه روزى دوست تو شود 14 رسول اللّه صلى الله عليه و آله :عَلَيكُم بِالِاقتِصادِ ؛ فَمَا افتَقَرَ قَومٌ قَطُّ اقتَصَدوا . پيامبر خدا صلى الله عليه و آله : بر شما باد ميانه روى ؛ كه هيچ گروه ميانه روى فقير نشد 15 عنه صلى الله عليه و آله :رُحَماءُ اُمَّتِي أوساطُها . پيامبر خدا صلى الله عليه و آله : مهربانان امّت من، همان ميانه روهاى آنها هستند 16 عنه عليه السلام :كَفى بِالمَرءِ عَقلاً أن يُجمِلَ في مَطالِبِهِ . امام على عليه السلام : در خردمندىِ انسان همين بس كه در خواسته هايش ميانه رو باشد 17 عنه صلى الله عليه و آله :ما عالَ مَنِ اقتَصَدَ . پيامبر خدا صلى الله عليه و آله : هر كه ميانه رو باشد ، نيازمند نگردد 18 الإمامُ الصّادقُ عليه السلام :إنَّ القَصدَ أمرٌ يُحِبُّهُ اللّهُ عز و جل . امام صادق عليه السلام : خداوند عز و جل، ميانه روى را دوست دارد 19 الإمام عليّ عليه السلام :الِاقتِصادُ نِصفُ المَؤونَةِ . امام على عليه السلام : ميانه روى ، نيمِ توشه زندگى است 20 عنه عليه السلام :كُلُّ ما زادَ عَلَى الاِقتِصادِ إسرافٌ. امام على عليه السلام : هر چه فراتر از ميانه روى باشد ، اسراف است 21 الإمامُ الكاظمُ عليه السلام :خَيرُ الاُمورِ أوْسَطُها . امام كاظم عليه السلام : بهترين كارها، ميانه و معتدلترين آنهاست 22 الإمام عليّ عليه السلام :العَقلُ أنَّكَ تَقتَصِدُ فَلا تُسرِفُ ، وتَعِدُ فَلا تُخلِفُ ، وإذا غَضِبتَ حَلُمتَ. امام على عليه السلام : خردمندى ، اين است كه : ميانه روى كنى و اسراف نكنى ؛ وعده بدهى و خُلف وعده نكنى ؛ و چون خشمگين شدى ، بردبار باشى 23 عنه عليه السلام :إذا أرادَ اللّهُ بِعَبدٍ خَيرا ألهَمَهُ الاِقتِصادَ وحُسنَ التَّدبيرِ ، وجَنَّبَهُ سوءَ التَّدبيرِ وَالإِسرافَ . امام على عليه السلام : هر گاه خداوند براى بنده اى خير بخواهد ، ميانه روى و درست انديشى را به وى الهام فرمايد و از نادرست انديشى و اسراف كارى دورش دارد 24 لقما ن عليه السلام :لقما ن عليه السلام : إنَّ أخلاقَ الحَكيمِ عَشرَةُ خِصالٍ : الوَرَعُ ، والعَدلُ ، والفِقهُ ، والعَفوُ ، والإِحسانُ ، والتَّيَقُّظُ ، والتَّحَفُّظُ ، والتَّذَكُّرُ ، والحَذَرُ ، وحُسنُ الخُلُقِ ، والقَصدُ . لقمان حكيم : حكيم ده خصلت دارد : پارسايى ، عدل ، فهم ، گذشت ، نيكى ، بيدارى ، خود نگهدارى ، تذكر ، هشيارى ، نيك خويى و ميانه روى 25 عنه عليه السلام :سِياسَةُ العَدلِ ثلاثٌ : لِينٌ في حَزمٍ ، و استِقصاءٌ في عَدلٍ ، و إفضالٌ في قَصدٍ . امام على عليه السلام : سياستِ عادلانه به سه چيز است : مدارا توأم با دورانديشى ، و استيفاى حقوق همراه با عدالت ، و احسان و بخشش همراه با ميانه روى گردآوری:ابوالقاسم کریمی(فرزندزمین) چهارشنبه - ۱ اسفند ۱۳۹۷
  7. farzandezamiin

    گردآوری 20 حدیث در خصوص قاضی و قضاوت

    1 رسول اللّه صلى الله عليه و آله :القُضاةُ ثلاثةٌ : قاضِيانِ في النارِ وقاضٍ في الجَنّةِ ، قاضٍ قَضى بالهَوى فهُو في النارِ ، وقاضٍ قَضى بغيرِ عِلمٍ فهُو في النارِ ، وقاضٍ قَضى بالحَقِّ فهُو في الجَنّةِ . پيامبر خدا صلى الله عليه و آله : قاضيان ، سه دسته اند: دو دسته از آنها در آتش اند و يك دسته در بهشت. قاضى اى كه به دلخواه داورى كند، اين قاضى در آتش است ؛ قاضى اى كه ندانسته حكم دهد، او نيز در آتش است ؛ و قاضى اى كه حكم حق [و درست] صادر كند ، اين قاضى در بهشت است 2 عنه عليه السلام :أيُّما مؤمنٍ قَدَّمَ مُؤمنا في خُصومَةٍ إلى قاضٍ أو سُلطانٍ جائرٍ فَقَضى علَيهِ بغَيرِ حُكمِ اللّهِ فَقَد شَرِكَهُ في الإثمِ . امام صادق عليه السلام : هر مؤمنى (شيعه اى) كه مؤمن ديگرى (همكيش خود) را در اختلاف و دعوايى به نزد قاضى يا سلطانى ستمگر برد و آن قاضى يا سلطان بر خلاف حكم خداوند حكمى صادر كند، آن مؤمن شريك گناه آن قاضى است. 3 رسولُ اللّهِ صلى الله عليه و آله :لِسانُ القاضِي بينَ جَمرَتَينِ حتّى يَصيرَ إمّا إلَى الجَنَّةِ، و إمّا إلَى النارِ . پيامبر خدا صلى الله عليه و آله : زبان قاضى ميان دو اخگر است تا اين كه يا به سوى بهشت رود و يا به سوى آتش. 4 عنه عليه السلام :للإمامِ عَلاَماتٌ : (أنْ) يَكونَ أعْلَمَ النّاسِ، و أحْكَمَ النّاسِ ، و أتْقَى النّاسِ ، و أحْلَمَ النّاسِ ، و أشْجَعَ النّاسِ ، و أسْخَى النّاسِ ، و أعْبَدَ النّاسِ . امام صادق عليه السلام : امام را نشانه هايى است: بايد داناترين مردم، قاضى ترين مردم، پرهيزگارترين مردم، بردبارترين مردم، دليرترين مردم، بخشنده ترين مردم و عابدترين مردم باشد. 5 الإمامُ عليٌّ عليه السلام ـ في خِطابهِ لشُريحِ بنِ الحارثِ قاضيهِ ـ : فانْظُرْ يا شُريحُ ، لا تَكونُ ابْتَعْتَ هذهِ الدّارَ مِن غَيرِ مالِكَ ، أو نَقَدْتَ الثَّمَنَ مِن غَيرِ حَلالِكَ ، فإذا أنتَ قَد خَسِرْتَ دارَ الدُّنيا و دارَ الآخِرَةِ . امام على عليه السلام ـ به قاضى خود شريح بن حارث ـ فرمود : توجه كن اى شريح ! مبادا اين خانه را جز از مال خودت خريده باشى، يا بهاى آن را جز از مال حلال داده باشى. در غير اين صورت هم در دنيا و هم در سراى آخرت زيان كرده اى. 6 عنه صلى الله عليه و آله :لَيَأتِيَنَّ علَى القاضي العَدلِ يَومَ القِيامَةِ ساعَةٌ يَتَمَنّى أنّهُ لم يَقْضِ بينَ اثنَينِ في تَمرَةٍ قَطُّ . پيامبر خدا صلى الله عليه و آله : روز قيامت لحظه اى بر قاضى دادگر مى گذرد كه آرزو مى كند اى كاش هرگز حتى درباره يك دانه خرما ميان دو نفر داورى نكرده بود. 7 دعائم الإسلام :رُوِيَ : أنّهُ [رسولَ اللّهِ صلى الله عليه و آله ]نَهى أن يُحابِيَ القاضي أحَدَ الخَصمَينِ بكَثرَةِ النَّظَرِ و حُضورِ الذِّهنِ ، و نَهى عَن تَلقينِ الشُّهودِ . دعائم الاسلام : روايت شده است كه رسول خدا صلى الله عليه و آله نهى فرمود از اين كه قاضى با نگاه كردن زياد و التفات به يكى از طرفين مخاصمه، از او جانبدارى كند و از تلقين كردن به گواهان نيز نهى فرمود. 8 رسولُ اللّهِ صلى الله عليه و آله :ما مِن قاضٍ مِن قُضاةِ المُسلمينَ إلاّ و مَعهُ مَلَكانِ يُسَدِّدانِهِ إلَى الحَقِّ ما لَم يُرِدْ غيرَهُ ، فإذا أرادَ غيرَهُ و جارَ مُتَعمِّدا تَبَرَّأَ مِنهُ المَلَكانِ و وَكَلاهُ إلى نفسِهِ . پيامبر خدا صلى الله عليه و آله : هيچ قاضى اى از قاضيان مسلمانان نيست، مگر اين كه دو فرشته با اويند و تا زمانى كه خواهان حقيقت باشد، او را به سوى آن راهنمايى مى كنند. اما هر گاه در پى حقيقت نبود و عمدا ستم و حق كشى كرد، آن دو فرشته از او بيزارى مى جويند و او را به خودش وا مى گذارند. 9 الإمامُ الصّادقُ عليه السلام :إيّاكُم أن يُحاكِمَ بعضُكُم بَعضا إلى أهلِ الجَورِ ، و لكنِ انظُرُوا إلى رجُلٍ مِنكُم يَعلَمُ شيئا مِن قَضايانا فاجعَلُوهُ بينَكُم، فإنّي قد جَعَلتُهُ قاضيَا فتَحاكَمُوا إلَيهِ . امام صادق عليه السلام : مبادا فردى از شما (شيعيان) از ديگرى نزد سلطان ستمگر شكايت كند. بلكه ببينيد چه كسى از خود شما با احكام و داوريهاى ما آشناست همو را ميان خود داور قرار دهيد؛ زيرا كه من او را قاضى شما قرار داده ام. پس براى داورى ميان خود، نزد او رويد. 10 عنه صلى الله عليه و آله :شِرارُ اُمَّتي مَن يَلِي القَضاءَ ، إنِ اشتَبَهَ عَلَيهِ لَم يُشاوِر ، وإن أصابَ بَطِرَ ، وإن غَضِبَ عَنَّفَ ، وكاتِبُ السُّوءِ كَالعامِلِ بِهِ . پيامبر خدا صلى الله عليه و آله : بدترين فرد امّت من ، آن قاضى اى است كه اگر امر بر او مشتبه شود ، مشورت نمى كند و اگر حكمى درست دهد ، مغرور مى شود و اگر در خشم آيد ، سرزنش مى كند . نويسنده بد ، همانند عمل كننده به آن است 11 رسول اللّه صلى الله عليه و آله :إنَّ القاضيَ العَدلَ لَيُجاءُ بهِ يَومَ القِيامَةِ فَيَلقَى مِن شِدَّةِ الحِسابِ ما يَتَمَنّى ألّا يكونَ قَضى بينَ اثنَينِ في تَمرَةٍ قَطُّ . پيامبر خدا صلى الله عليه و آله : در روز قيامت ، قاضى دادگر را مى آورند و چنان حساب سختى از او مى كِشند كه آرزو مى كند كاش هرگز حتّى درباره يك خرما ميان دو نفر ، داورى نكرده بود. 12 رسول اللّه صلى الله عليه و آله :مَنِ ابتُليَ بالقَضاءِ فلا يَقضِينَّ وهُو غَضبانُ . پيامبر خدا صلى الله عليه و آله : كسى كه گرفتار قضاوت شود، نبايد در حال خشم ، قضاوت كند. 13 الإمامُ الصّادقُ عليه السلام :مِن أكلِ السُّحتِ الرّشوَةُ في الحُكمِ . امام صادق عليه السلام : رشوه گرفتن در قضاوت ، از مصاديق مالِ حرام است . 14 عنه عليه السلام :أفضَلُ الخَلقِ أقضاهُم بالحَقِّ . امام على عليه السلام : برترين مردم كسى است كه بيشتر به حق قضاوت كند. 15 الإمامُ الصّادقُ عليه السلام :الرُّشى في الحُكمِ هُو الكُفرُ باللّهِ . امام صادق عليه السلام : رشوه در قضاوت ، كفر ورزيدن به خداست . 16 الإمامُ الصّادقُ عليه السلام :السُّحتُ ثَمَنُ المَيْتَةِ ، و ثَمنُ الكَلبِ ، و ثَمنُ الخَمرِ ، و مَهرُ البَغِيِّ ، و الرِّشوَةُ في الحُكمِ ، و أجرُ الكاهِنِ . امام صادق عليه السلام : مال حرام عبارت است از بهاى فروش مردار ، بهاى فروش سگ ، بهاى فروش شراب ، درآمد زنا ، رشوه گرفتن در قضاوت و مزد پيشگو . 17 رسول اللّه صلى الله عليه و آله :مَن وَلِيَ القَضاءَ فَقَد ذَبَحَ نفسَهُ بغيرِ سِكِّينٍ . پيامبر خدا صلى الله عليه و آله : هر كه عهده دار قضاوت شود، خود را بدون كارد ، سر بُريده است. 18 عنه صلى الله عليه و آله :لَعَنَ اللّهُ الرّاشِيَ و المُرتَشِيَ في الحُكمِ . پيامبر خدا صلى الله عليه و آله : خدا لعنت كند كسى را كه در كار قضاوت رشوه بدهد و رشوه بگيرد 19 عنه صلى الله عليه و آله :إذا ظَهَرَ في اُمَّتي عَشرُ خِصالٍ ابتَلاهُمُ اللّهُ بِعَشَرَةٍ : إذا مَنَعُوا الزَّكاةَ ماتَتِ المَواشي ، وإذا مَنَعُوا الصَّدَقاتِ كَثُرَتِ الأَمراضُ ، وإذا أكَلُوا الرِّبا كَثُرَتِ الزَّلّاتُ ، وإذا جارَتِ السَّلاطينُ ابتَلاهُمُ اللّهُ بِالعَدُوِّ ، وإذا حَكَموا بِغَيرِ عَدلٍ ارتَفَعَتِ البَرَكاتُ ، وإذا تَعَدَّوا عَن حُدودِ اللّهِ سَلَّطَ اللّهُ عَلَيهِمُ القَتلَ ، وإذا بَخَسُوا الميزانَ سَلَّطَ اللّهُ عَلَيهِمُ النَّقصَ . پيامبر خدا صلى الله عليه و آله : هر گاه در ميان امّتم ده چيز پديدار گردد ، خداوند ، آنان را به ده چيز مبتلا مى كند : هر گاه زكات ندهند ، دام ها مى ميرند هر گاه صدقه ندهند ، بيمارى ها بسيار مى شود . هر گاه ربا بخورند ، لغزش ها فزونى مى گيرد . هر گاه پادشاهانْ ستم كنند ، خداوند عز و جل آنان را به دشمنْ گرفتار مى كند . هر گاه به ناحقّ قضاوت كنند ، بركت ها مى رود . هر گاه از حدود خدا تجاوز كنند ، خداوند عز و جل قتل را بر آنان چيره مى گرداند . و هر گاه ترازو را كم بگذارند ، خداوند ، كاستى (/ معلوليّت) را بر آنان مسلّط مى كند. 20 رسولُ اللّهِ صلى الله عليه و آله :مَنِ ابتَغى القَضاءَ و سَألَ فيهِ الشُّفَعاءَ وُكِلَ إلى نفسِهِ ، و مَن اُكرِهَ علَيهِ أنزَلَ اللّهُ علَيهِ مَلَكا يُسَدِّدُهُ . پيامبر خدا صلى الله عليه و آله : هر كه جوياى منصب قضاوت باشد و براى رسيدن به آن متوسّل به اين و آن شود، خداوند او را به خودش وا گذارد و هر كه مجبور به پذيرفتن آن شود، خداوند فرشته اى بر او فرو فرستد كه استوارش بدارد. . . . گردآوری:ابوالقاسم کریمی(فرزندزمین) یکشنبه 14 بهمن 1397
  8. 1 عنه صلى الله عليه و آله :الشّاةُ مِن دَوابِّ الجَنَّةِ . پيامبر خدا صلى الله عليه و آله : گوسفند ، از حيوانات بهشت است . 2 الإمام عليّ عليه السلام :لا تَجعَلوا بُطونَكُم مَقابِرَ الحَيَوانِ . امام على عليه السلام : معده هايتان را گورستان حيوانات نكنيد . 3 رسولُ اللّهِ صلى الله عليه و آله :لا تَضْرِبوا الدَّوابَّ على وُجوهِها ؛ فإنَّها تُسَبِّحُ بحَمْدِ اللّهِ . پيامبر خدا صلى الله عليه و آله : به صورت حيوانات نزنيد؛ زيرا آنها حمد و تسبيح خدا مى گويند. 4 عنه صلى الله عليه و آله :لَو غُفِرَ لَكُم ما تَأتونَ إلى البَهائِم لَغُفِرَ لَكُم كَثيرا . پيامبر خدا صلى الله عليه و آله : اگر ستمى كه به حيوانات مى كنيد بر شما بخشيده شود، بسيارى از گناهان شما بخشوده شده است . 5 سنن أبي داوود عن ابن عبّاس :نهى رسول اللّه صلى الله عليه و آله عنِ التَّحْريشِ بَينَ البَهائمِ . سنن أبى داوود ـ به نقل از ابن عبّاس ـ : پيامبر صلى الله عليه و آله از به جان هم انداختن حيوانات ، نهى فرمود . 6 عنه صلى الله عليه و آله :لو أنّ البَهائمَ يَعلَمْنَ مِن المَوتِ ما تَعلَمونَ أنتُم ، ما أكَلتُم مِنها سَمينا ! پيامبر خدا صلى الله عليه و آله : اگر حيوانات از مرگ آن دانند كه شما مى دانيد، هرگز حيوان فربهى نمى خورديد! 7 الإمام الرضا عليه‏السلام : الإِكثارُ مِن أكلِ لُحومِ الوَحشِ وَالبَقَرِ يورِثُ تَغَيُّرَ العَقلِ وتَحَيُّرَ الفَهمِ وتَبَلُّدَ الذِّهنِ وكَثرَةَ النِّسيانِ. امام رضا عليه‏السلام : زياده‏روى در خوردن گوشت حيوانات وحشى و گاو، سبب سرگشتگى خرد ، حيرانى فهم ، كودنى ذهن و فراموشى بسيار مى‏شود . 8 عنه صلى‏ الله‏ عليه‏ و‏ آله : ... إذا جارَتِ الوُلاةُ قَحَطَتِ السَّماءُ ، وإذا مُنِعَتِ الزَّكاةُ هَلَكَتِ المَواشي ، وإذا ظَهَرَ الزِّنا ظَهَرَ الفَقرُ وَالمَسكَنَةُ ، وإذا اُخفِرَتِ الذِّمَّةُ اُديلَ الكُفّارُ . پيامبر خدا صلى‏ الله‏ عليه‏ و‏ آله : ... هر گاه فرمان‏روايان ستم كردند ، خشك‏سالى پديد مى‏آيد و هر گاه از پرداخت زكاتْ خوددارى شود ، حيواناتْنابود مى‏گردند و هر گاه زنا پديدار شود ، فقر و تنگ‏دستى شايع مى‏گردد و هر گاه پيمان با اهل ذمّه شكسته شود، كافرانْ سلطه پيدا مى‏كنند . 9 عنه صلى الله عليه و آله :إنَّ الدَّابّةَ تقولُ : اللّهُمَّ ارْزُقني مَلِيكَ صِدْقٍ : يُشْبِعُني ، ويَسْقِيني ، ولا يُحَمِّلُني ما لا اُطيقُ . پيامبر خدا صلى الله عليه و آله : حيوانات مى گويند : خدايا ! صاحب خوبى نصيب من كن ؛ كسى كه مرا از آب و غذا سير كند و بيش از توانم بر من بار ننهد . 10 الإمامُ الباقرُ عليه السلام :لا يأكُلُ الضّالّةَ إلاّ الضّالُّونَ . امام باقر عليه السلام : [حيوان] گم شده را، كسى جز گمراهان نخورد. 11 الإمام الصادق عليه السلام :أقذَرُ الذُّنوبِ ثَلاثَةٌ : قَتلُ البَهيمَةِ ، وحَبسُ مَهرِ المَرأَةِ ، ومَنعُ الأَجيرِ أجرَهُ . امام صادق عليه السلام : كثيف ترين گناهان ، سه چيز است : كشتن حيوان بى زبان ، نپرداختن مهريه زن ، و ندادن مزد اجير. 12 عنه صلى الله عليه و آله :الثّالثُ مَلْعونٌ ـ يَعني على الدّابّةِ ـ . پيامبر خدا صلى الله عليه و آله : سومين نفر ، ملعون است (يعنى : سواره سوم بر پشت حيوان) . 13 الإمامُ الباقرُ عليه السلام :إنَّ اللّهَ تَبارَكَ و تَعالى يُحِبُّ إبرادَ الكَبدِ الحَرّى ، و مَن سَقى كَبدا حَرّى مِن بَهيمَةٍ أو غَيرِها أظَلَّهُ اللّهُ يَومَ لا ظِلَّ إلاّ ظِلُّهُ . امام باقر عليه السلام : خداوند تبارك و تعالى، خنك كردن جگر تفتيده را دوست دارد. هر كس جگر تشنه اى را، از حيوان و غير حيوان، سيراب كند، خداوند در آن روزى كه هيچ سايه اى جز سايه او نيست، سايه اش دهد. 14 عنه صلى الله عليه و آله :للدّابّةِ على صاحِبِها سِتُّ خِصالٍ : يَعْلِفُها إذا نَزلَ ، و يَعْرِضُ علَيها الماءَ إذا مَرَّ بهِ ، و لا يَضْرِبُها إلاّ على حقٍّ ، و لا يُحَمّلُها ما لا تُطيقُ ، و لا يُكلّفُها مِن السَّيرِ إلاّ طاقَتَها ، و لا يَقِفُ علَيها فُواقا . پيامبر خدا صلى الله عليه و آله : حيوان شش حقّ به گردن صاحب خود دارد : هر گاه از آن پياده شد علفش دهد ، هرگاه از آبى گذشت آبش دهد ، به ناحقّ آن را نزند ، بيشتر از قدرتش آن را بار نكند ، بيشتر از توانش آن را راه نبرد و مدت زيادى روى آن درنگ نكند . 15 عنه صلى الله عليه و آله ـ و قد مَرَّ صلى الله عليه و آله بحِمارٍ قد وُسِمَ في وَجهِهِ ـ : أ مَا بَلَغَكُم أنّي لَعَنْتُ مَن وَسَمَ البَهيمَةَ في وَجْهِها أو ضَرَبَها في وَجْهِها ؟! پيامبر خدا صلى الله عليه و آله ـ وقتى الاغى را ديد كه صورتش را داغ نهاده اند ـ فرمود : مگر نشنيده ايد كه من لعنت كرده ام آن كسى را كه صورت حيوان را داغ بنهد، يا بر صورت آن تازيانه زند؟ 16 رسولُ اللّهِ صلى الله عليه و آله :غُفِرَ لامْرأةٍ مُومِسَةٍ مرَّتْ بكلبٍ على رأسِ رَكِيٍّ يَلْهَثُ كادَ يَقْتُلُهُ العَطَشُ ، فنَزَعَتْ خُفَّها فأوْثَقَتْهُ بخِمارِها فنَزَعَتْ لَهُ مِن الماءِ ، فغُفِرَ لَها بذلكَ . پيامبر خدا صلى الله عليه و آله : زنى بد كاره سگى را ديد كه بر سر چاهى له له مى زند و كم مانده است از تشنگى بميرد . او كفش خود را در آورد و آن را به روسرى خود بست و به وسيله آن از چاه آب كشيد [و به آن حيوان داد] ؛ و به سبب اين كار آمرزيده شد. 17 عنه صلى الله عليه و آله :رأيتُ في النّارِ صاحِبةَ الهِرّةِ تَنْهَشُها مُقْبِلَةً و مُدْبِرَةً ، كانتْ أوثَقَتْها فلَم تكُنْ تُطعِمُها و لَم تُرْسِلْها تأكُلُ مِن خِشاشِ الأرضِ . پيامبر خدا صلى الله عليه و آله : در دوزخ زنى را ديدم كه گربه اش از هر طرف او را گاز مى گرفت ؛ علّتش اين بود كه [در دنيا ]آن حيوان را بسته بود و نه غذايش مى داد و نه آزادش مى كرد كه خودش حيوانى را شكار كند . 18 الترغيب و الترهيب عن ابن عبّاس :مَرَّ رسولُ اللّهِ صلى الله عليه و آله على رَجُلٍ واضِعٍ رِجلَهُ على صَفحَةِ شاةٍ و هُو يُحِدُّ شَفرَتَهُ ، و هي تَلحَظُ إلَيهِ بِبَصَرِها ، قالَ : أ فلا قَبلَ هذا ؟ أ وَ تُريدُ أن تُميتَها مَوتَتَينِ ؟ ! الترغيب و الترهيب ـ به نقل از ابن عبّاس : رسول خدا صلى الله عليه و آله مردى را ديد كه پايش را روى سينه گوسفندى گذاشته و مشغول تيز كردن كارد خود است و گوسفند به او خيره شده است. فرمود: نمى توانستى قبلاً كاردت را تيز كنى؟ نكند مى خواهى جان اين حيوان را دوبار بستانى؟! 19 الكافي عن عبداللّه بن سنان عن الإمام الصادق عليه السلام ، قال :سَأَلتُهُ عَن قَولِ اللّهِ عز و جل : « وَمَن دَخَلَهُ كَانَ ءَامِنًا » ، البَيتَ عَنى أمِ الحَرَمَ ؟ قالَ : مَن دَخَلَ الحَرَمَ مِنَ النّاسِ مُستَجيرا بِهِ فَهُوَ آمِنٌ مِن سَخَطِ اللّهِ ، ومَن دَخَلَهُ مِنَ الوَحشِ وَالطَّيرِ كانَ آمِنا مِن أن يُهاجَ أو يُؤذى حَتّى يَخرُجَ مِنَ الحَرَمِ . الكافى ـ به نقل از عبد اللّه بن سنان ـ : از امام صادق عليه السلام در باره اين سخن خداوند عز و جل : «و هر كه بدان وارد شود ، در امان است» پرسيدم كه: آيا مقصود ، خانه [ى كعبه ]است يا حرم؟ فرمود : «هر انسانى كه به حرمْ وارد شود و به آن پناهنده گردد ، از خشم خدا در امان است ، و هر حيوان وحشى و پرنده اى كه به آن وارد شود ، در امان است و نبايد آن را رَم داد يا اذيّت كرد تا از حرم ، خارج شود» . 20 الإمامُ الصّادقُ عليه السلام :أرْبَعٌ مَن أتى بواحِدَةٍ مِنهُنَّ دَخلَ الجَنّةَ: مَن سَقى هامَةً ظامِئةً ، أو أشْبَعَ كَبِدا جائِعةً ، أو كَسا جِلْدَةً عارِيَةً ، أو أعْتَقَ رَقَبةً عانِيَةً . امام صادق عليه السلام : چهار كار است كه هر كس يكى از آنها را انجام دهد وارد بهشت مى شود: هر كس حيوان تشنه اى را آب دهد، يا شكم گرسنه اى را سير كند، يا بدن برهنه اى را بپوشاند، يا برده اسيرى را آزاد كند. 21 پيامبر خدا صلى الله عليه و آله : هان! لعنت خدا و فرشتگان و مردم، همگى، بر كسى باد كه چيزى از حق مرا پايمال كند ......... و بر كسى كه باحيوان نزديكى كند........... 22 عنه صلى الله عليه و آله :البَرَكَةُ في ثَلاثَةٍ : المَرأَةِ ، وَالدّارِ ، وَالفَرَسِ . پيامبر خدا صلى الله عليه و آله : بركت، در سه چيز است : زن، خانه و اسب. 23 عنه صلى الله عليه و آله :الخَيلُ مَعقودٌ في نَواصيهَا الخَيرُ إلى يَومِ القِيامَةِ . پيامبر خدا صلى الله عليه و آله : در پيشانى اسب ها تا روز قيامت، خير ، گِرِه خورده است. 24 عنه صلى الله عليه و آله :الإِبِلُ عِزٌّ لِأَهلِها ، وَالغَنَمُ بَرَكَةٌ ، وَالخَيرُ مَعقودٌ في نَواصِي الخَيلِ إلى يَومِ القِيامَةِ . پيامبر خدا صلى الله عليه و آله : شتر براى صاحبش عزّت است ، و گوسفند ، بركت است، و خير در پيشانىِ اسب ها بسته شده است، تا روز قيامت. 25 عنه صلى الله عليه و آله :أحَبُّ اللَّهوِ إلَى اللّهِ تَعالى إجراءُ الخَيلِ وَالرَّميُ . پيامبر خدا صلى الله عليه و آله : دوست داشتنى ترين تفريح نزد خداوند متعال ، اسب سوارى و تيراندازى است . 26 عنه صلى الله عليه و آله :ما مِن نَبيٍّ إلّا وقد رَعَى الغَنَمَ . پيامبر خدا صلى الله عليه و آله : هيچ پيامبرى نيست ، مگر اين كه گوسفند چرانيده است . 27 رسول اللّه صلى الله عليه و آله :الشّاةُ فِي الدّارِ بَرَكَةٌ ، والدَّجاجُ فِي الدّارِ بَرَكَةٌ . پيامبر خدا صلى الله عليه و آله : گوسفند در خانه، بركت است. مرغ در خانه، بركت است. 28 اُسد الغابة عن شيبة بن عبد الرحمان السلميّ :كانَ رَسولُ اللّهِ صلى الله عليه و آلهيُسَمِّي الشّاةَ بَرَكَةً. اُسد الغابة ـ به نقل از شيبة بن عبد الرحمان سلمى ـ : پيامبر خدا ، گوسفند را بركت مى ناميد. 29 الإمام الصادق عليه السلام :كانَ عَلِيٌّ عليه السلام يَكرَهُ إدمانَ اللَّحمِ ويَقولُ : إنَّ لَهُ ضَراوَةً كَضَراوَةِ الخَمرِ . امام صادق عليه السلام : على عليه السلام عادت به خوردن گوشت را بد مى شمرْد و مى فرمود : «آن را اعتيادى همچون اعتياد به شراب است» . 30 رسول اللّه صلى الله عليه و آله :مَن سَرَّهُ أن يُخَلِّصَ نَفسَهُ مِن إبليسَ فَليُذِب لَحمَهُ وشَحمَهُ بِقِلَّةِ الطَّعامِ ؛ فَإِنَّ مِن قِلَّةِ الطَّعامِ حُضورَ المَلائِكَةِ ، وَكَثرةَ التَّفَكُّرِ فيما عِندَ اللّهِ عز و جل . پيامبر خدا صلى الله عليه و آله : هر كه دوست دارد خويشتن را از ابليس برهاند ، بايد با كم خوردن ، گوشت و چربى خود را آب كند ؛ زيرا يكى از نتايج كم خوردن ، حاضر شدن فرشتگان [در نزد شخص] است و بسيار انديشيدن در آنچه نزد خداوند عز و جل است . 31 عنه صلى الله عليه و آله :لَحمُ البَقَرِ داءٌ ولَبَنُها دَواءٌ ،. پيامبر خدا صلى الله عليه و آله : گوشت گاو ، درد است و شيرش ، درمان 32 رسول اللّه صلى الله عليه و آله :الإِبِلُ عِزٌّ لِأَهلِها . پيامبر خدا صلى الله عليه و آله : شتر، براى صاحبش مايه عزّت است. 33 رسولُ اللّهِ صلى الله عليه و آله :مَن غَرَسَ غَرسا فَأثمَرَ ، أعطاهُ اللّهُ مِنَ الأجرِ قَدرَ ما يَخرُجُ مِن الثَمَرَةِ . پيامبر خدا صلى الله عليه و آله : هركه درختى بنشاند و آن درخت به بار نشيند ، خداوند به اندازه اى كه آن درخت ميوه دهد ، او را پاداش عطا فرمايد . 34 مسند ابن حنبل عن عمّ أبي رافع بن عمرو الغفاري :كُنتُ وأنا غُلامٌ أرمي نَخلاً لِلأَنصارِ، فَأتَى النَّبيُ صلى الله عليه و آلهفَقيلَ : إنَّ هاهُنا غُلاما يَرمي نَخلَنا! فَاُتِيَ بي إلَى النَّبِيِ صلى الله عليه و آله ، فَقالَ : يا غُلامُ! لِمَ تَرمِي النَّخلَ؟ قالَ : قُلتُ : آكُلُ. قالَ : فَلا تَرمِ النَّخلَ وكُل ما يَسقُطُ في أسافِلِها. ثُمَّ مَسَحَ رَأسي وقالَ : اللّهُمَّ أشبِع بَطنَهُ. مسند ابن حنبل ـ به نقل از عموى ابو رافع بن عمرو غفارى ـ : من كودك بودم كه به درخت خرماى انصار ، سنگ پرتاب مى كردم . پيامبر صلى الله عليه و آله كه آمد، به ايشان گفته شد : اين جا كودكى است كه به درخت خرماى ما سنگ مى زند . مرا نزد پيامبر صلى الله عليه و آلهبردند و ايشان فرمود : «اى پسر! چرا به درخت خرما سنگ مى اندازى ؟» . گفتم : [از آن ]مى خورم . فرمود : «به درخت ، سنگ نينداز و هر چه پايين آن ريخت ، بخور» . سپس [با مهربانى] دست بر سر من كشيد [برايم دعا كرد ]و فرمود : «خداوندا! شكم او را سيرگردان» . 35 عنه عليه السلام :مَكروهٌ قَطعُ النَّخلِ . امام صادق عليه السلام : قطع درخت خرما ، ناپسند است . 36 الإمام الباقر عليه السلام :حَرَّمَ اللّهُ حَرَمَهُ أن يُختَلى خَلاهُ ، أو يُعضَدَ شَجَرُهُ إلاَّ الإِذخِرَ ، أو يُصادَ طَيرُهُ . امام باقر عليه السلام : خداوند حرام ساخته كه گياه حرمش چيده يا درخت آن قطع شود ـ مگر گياه اِذخرـ يا پرنده آن صيد گردد. 37 سنن أبي داوود :لَعَنَ رسولُ اللّهِ صلى الله عليه و آله مَن قَطَعَ السِّدْرَ . سنن أبى داوود : پيامبر خدا صلى الله عليه و آله ، كسى را كه درخت سدر را قطع كند، لعنت كرد. 38 عنه صلى الله عليه و آله :عَلَيكُم بِهذِهِ الشَّجَرَةِ المُبارَكَةِ زَيتِ الزَّيتونِ فَتَداوَوا بِهِ ؛ فَإِنَّهُ مَصَحَّةٌ مِنَ الباسورِ . پيامبر خدا صلى الله عليه و آله : بر شما باد اين درخت مبارك ، زيتون ! با روغن آن، مداوا كنيد؛ چرا كه درمانِ بواسير است. 40 عنه عليه السلام :الكيمِياءُ الأَكبَرُ الزِّراعَةُ . امام صادق عليه السلام : كيمياى برتر ، كشاورزى است . 41 الإمام الصادق عليه السلام :كُلُوا الرُّمّانَ بِشَحمِهِ ، فَإِنَّهُ يَدبِغُ المِعدَةَ ويَزيدُ فِي الذِّهنِ . امام صادق عليه السلام : انار را با لايه نازكش بخوريد؛ زيرا معده را پاكسازى مى كند و بر ذهن مى افزايد . 42 رسول اللّه صلى الله عليه و آله :كُلُوا التُّفّاحَ عَلَى الرِّيقِ ؛ فَإِنَّهُ نَضوحُ المَعِدَةِ . پيامبر خدا صلى الله عليه و آله : سيب را ناشتا بخوريد ؛ چرا كه تميزكننده معده است . 43 الإمام الرضا عليه السلام :إنَّ رَسولَ اللّهِ صلى الله عليه و آله كانَ يُعجِبُهُ النَّظَرُ إلَى الاُترُجِّ الأَخضَرِ وَالتُّفّاحِ الأَحمَرِ . امام رضا عليه السلام : پيامبر خدا به نگريستن به تُرُنج سبز و سيب سرخ ، علاقه داشت . 44 الإمامُ الصّادقُ عليه السلام :شَكا نَبيٌّ مِن الأنبياءِ إلى اللّهِ الغَمَّ ، فأمَرهُ بأكْلِ العِنَبِ . امام صادق عليه السلام : يكى از پيامبران از غم و اندوه به درگاه خداوند شِكوه كرد ؛ خداوند به او دستور داد انگور تناول كند 45 الإمام عليّ عليه السلام :كُلُوا التَّمرَ ؛ فَإِنَّ فيهِ شِفاءً مِنَ الأَدواءِ . امام على عليه السلام : خرما بخوريد ؛ چرا كه شفاى دردها در آن است . 46 الإمام الرضا عليه السلام :فَضلُ خُبزِ الشَّعيرِ عَلَى البُرِّ كَفَضلِنا عَلَى النّاسِ ، وما مِن نَبِيٍ إلاّ وقَد دَعا لاِكِلِ الشَّعيرِ وبارَكَ عَلَيهِ ، وما دَخَلَ جَوفا إلاّ وأخرَجَ كُلَّ داءٍ فيهِ. وهُوَ قوتُ الأَنبِياءِ وطَعامُ الأَبرارِ ، أبَى اللّهُ تَعالى أن يَجعَلَ قوتَ أنبِيائِهِ إلاّ شَعيرا . امام رضا عليه السلام : برترى نان جو بر نان گندم، مانند برترى ما بر مردم است. هيچ پيامبرى نيست، مگر آن كه براى خورنده [نانِ] جو دعا كرده و برايش بركت خواسته است . آن، وارد هيچ شكمى نمى شود، مگر اين كه هر دردى را كه در آن است، بيرون مى كند. [ نان] جو ، قوتِ پيامبران و خوراك نيكان است. خدا نخواسته است كه جز جو را قوتِ پيامبرانش قرار دهد. 47 الإمام عليّ عليه السلام :حَسوُ اللَّبَنِ شِفاءٌ مِن كُلِّ داءٍ إلاَّ المَوتَ . امام على عليه السلام : نوشيدن شير ، شفايى براى هر درد است ، مگر مرگ . 48 رسول اللّه صلى الله عليه و آله :إنَّ التُّرابَ رَبيعُ الصِّبيانِ. پيامبر خدا صلى الله عليه و آله : همانا خاك ، تفريحگاه كودكان است . 49 عنه صلى الله عليه و آله :لا تُحرِقُوا النَّخلَ ولا تُغرِقوهُ بِالماءِ ، ولا تَقطَعوا شَجَرَةً مُثمِرَةً ، ولا تُحرِقوا زَرعا . پيامبر خدا صلى الله عليه و آله : درختان خرما را نسوزانيد و آنها را در آب ، غرق نكنيد و هيچ درخت ميوه اى را قطع ننماييد و زراعتى را به آتش نكشيد . 50 رسولُ اللّهِ صلى الله عليه و آله :في الوَضُوءِ إسرافٌ ، و في كُلِّ شَيءٍ إسرافٌ . پيامبر خدا صلى الله عليه و آله : در شستشو [نيز ]اسراف هست ، در هر چيزى اسراف وجود دارد . 51 عنه عليه السلام :القَصدُ مَثراةٌ ، وَالسَّرَفُ مَتواةٌ . امام على عليه السلام : ميانه روى ، افزايش دهنده است و اسراف، نابودكننده. انتخاب و گردآوری:ابوالقاسم کریمی(فرزندزمین) 30اردیبهشت1396
  9. 139 دیگران از دوری ظاهر اگر از دل روند ما ز یاد همنشینان در مقابل می‌رویم 138 نه دین ما به جا و نه دنیای ما تمام از حق گذشته‌ایم و به باطل نمی‌رسیم 137 آسودگی کنج قفس کرد تلافی یک چند اگر زحمت پرواز کشیدیم 136 حسرت ما را به عمر رفته، چون برگ خزان می‌توان دانست از دستی که بر هم سوده‌ایم 135 هر تلخیی که قسمت ما کرده است چرخ می نام کرده‌ایم و به ساغر فکنده‌ایم 134 دست ماگیر ای سبک جولان، که چون نقش قدم خاک بر سر، دست بر دل، خار در پا مانده‌ایم 133 نیستیم از جلوهٔ باران رحمت ناامید تخم خشکی در زمین انتظار افشانده‌ایم 132 نیست یک نقطهٔ بیکار درین صفحهٔ خاک ما درین غمکده یارب به چه کار آمده‌ایم؟ 131 باور که می‌کند، که درین بحر چون حباب سر داده‌ایم و زندگی از سر گرفته‌ایم 130 فریب مهربانی خوردم از گردون، ندانستم که در دل بشکند خاری که بیرون آرد از پایم 129 شود جهان لب پرخنده‌ای، اگر مردم کنند دست یکی در گره گشایی هم 128 زنده می‌سوزد برای مرده در هندوستان دل نمی‌سوزد درین کشور عزیزان را به هم 127 دردها کم شود از گفتن و دردی که مراست از تهی کردن دل می‌شود افزون، چه کنم؟ 126 چگونه پیش رخ نازک تو آه کنم؟ دلم نمی اید این صفحه را سیاه کنم 125 گویند به هم مردم عالم گلهٔ خویش پیش که روم من که ز عالم گله دارم؟ 124 از جور روزگار ندارم شکایتی این گرگ را به قیمت یوسف خریده‌ام 123 مرد مصاف در همه جا یافت می‌شود در هیچ عرصه مرد تحمل ندیده‌ام 122 بر گرانباری من رحم کن ای سیل فنا که من این بار به امید تو برداشته‌ام 121 حاصل این مزرع ویران بجز تشویش نیست از خراج آسودگی خواهی، به سلطانش گذار 120 نسخهٔ مغلوط عالم قابل اصلاح نیست وقت خود ضایع مکن، بر طاق نسیانش گذار 119 جان قدسی در تن خاکی دو روزی بیش نیست موج دریادیده در ساحل نمی‌گیرد قرار 118 بغیر عشق که از کار برده دست و دلم نمی‌رود دل و دستم به هیچ کاردگر 117 فرصت نمی‌دهد که بشویم ز دیده خواب از بس که تند می‌گذرد جویبار عمر 116 روزی که آه من به هواداری تو خاست در خواب ناز بود نسیم سحر هنوز 115 در دیار ما که جان از بهر مردن می‌دهند آرزوی عمر جاویدان ندارد هیچ کس نرمی ز حد مبر که چو دندان مار ریخت 114 هر طفل نی سوار کند تازیانه‌اش 113 بازی جنت مخور، کز بهر عبرت بس بود آنچه آدم دید ازان گندم نمای جو فروش 112 ای که می‌جویی گشاد کار خود از آسمان آسمان از ما بود سرگشته‌تر در کار خویش 111 صحبت ناجنس، آتش را به فریاد آورد آب در روغن چو باشد، می‌کند شیون چراغ 107 گر چه افسانه بود باعث شیرینی خواب خواب ما سوخت ز شیرینی افسانهٔ عشق 108 همچنان در جستجوی رزق خود سرگشته‌ام گرچه گشتم چون فلاخن قانع از دنیا به سنگ 109 هر که از حلقهٔ ارباب ریا سالم جست هیچ جا تا در میخانه نگیرد آرام 110 انتخاب و گردآوری:ابوالقاسم کریمی(فرزندزمین) 5شنبه 27 دی 1397
  10. . . . 64 سر به هم آورده دیدم برگ‌های غنچه را اجتماع دوستان یکدلم آمد به یاد 65 دل ز همدردان شود از گریه خالی زودتر وقت شمعی خوش که پا در حلقه ماتم نهاد 66 ز شرم او نگاهم دست و پا گم کرد چون طفلی که چشمش وقت گل چیدن به چشم باغبان افتد 67 دلیل راحت ملک عدم همین کافی است که هر که رفت به آن راه، برنمی‌گردد 68 نمی‌گردد به خاطر هیچ کس را فکر برگشتن چه خاک دلنشین است این که صحرای عدم دارد 69 بزرگ اوست که بر خاک همچو سایهٔ ابر چنان رود که دل مور را نیازارد 70 ای کارساز خلق به فریاد من برس زان پیشتر که کار من از کار بگذرد 71 دولت سنگدلان زود بسر می‌آید سیل از سینه کهسار به سرعت گذرد 72 تار و پود عالم امکان به هم پیوسته است عالمی را شاد کرد آن کس که یک دل شاد کرد 73 مصیبت دگرست این که مرده دل را چو مرده تن خاکی به گور نتوان کرد 74 درین دو هفته که ما برقرار خود بودیم هزار دولت ناپایدار رفت به گرد 75 من که روزی از دل خود می‌خورم در آتشم وای بر آنکس که نعمتهای الوان می‌خورد 76 ای که چون غنچه به شیرازهٔ خود می‌بالی باش تا سلسله جنبان خزان برخیزد 77 گر از عرش افتد کس، امید زیستن دارد کسی کز طاق دل افتاد از جا برنمی‌خیزد 78 قسمت این بود که از دفتر پرواز بلند به من خسته بجز چشم پریدن نرسد 79 تیره روزان جهان را به چراغی دریاب تا پس از مرگ ترا شمع مزاری باشد 80 شکست شیشهٔ دل را مگو صدایی نیست که این صدا به قیامت بلند خواهد شد 81 از جوانی نیست غیر از آه حسرت در دلم نقش پایی چند ازان طاوس زرین بال ماند 82 از پشیمانی سخن در عهد پیری می‌زنم لب به دندان می‌گزم اکنون که دندانم نماند 83 ز رفتن دگران خوشدلی، ازین غافل که موجها همه با یکدیگر هم آغوشند 84 قامت خم , مانع عمر سبک رفتار نیست سیل از رفتن نمی‌ماند اگر پل بشکند 85 تار و پود موج این دریا به هم پیوسته است می‌زند بر هم جهان را، هر که یک دل بشکند 86 غافلی از حال دل، ترسم که این ویرانه را دیگران بی صاحب انگارند و تعمیرش کنند 87 بریز بار تعلق که شاخه‌های درخت نمی‌شوند سبکبار تا ثمر ندهند 88 چون صبح، زیر خیمهٔ دلگیر آسمان روشندلان به یک دو نفس پیر می‌شوند 89 عمر مردم همه در پردهٔ حیرانی رفت عالم خاک کم از عالم تصویر نبود 90 شیوه عاجز کشی از خسروان زیبنده نیست بی تکلف، حیلهٔ پرویز نامردانه بود 91 گر گلوگیر نمی‌شد غم نان مردم را همه روی زمین یک لب خندان می‌بود 92 سراب، تشنه‌لبان را کند بیابان مرگ خوشا دلی که به دنبال آرزو نرود 93 در طریق عشق، خار از پا کشیدن مشکل است ریشه در دل می‌کند خاری که در پا می‌رود 94 هیچ کس عقده‌ای از کار جهان باز نکرد هر که آمد گرهی چند برین کار افزود 95 به داد من برس ای عشق، بیش ازین مپسند که زندگانی من صرف خورد و خواب شود 96 سیل دریا دیده هرگز بر نمی‌گردد به جوی نیست ممکن هر که مجنون شد دگر عاقل شود 97 بوسه هر چند که در کیش محبت کفرست کیست لبهای ترا بیندو طامع نشود این لب بوسه فریبی که ترا داده خدا ترسم آیینه به دیدن ز تو قانع نشود 98 به هیچ جا نرسد هر که همتش پست است پر شکسته خس و خار آشیانه شود 99 چندان که در کتاب جهان می‌کنم نظر یک حرف بیش نیست که تکرار می‌شود دور نشاط زود به انجام می‌رسد می چون دو سال عمر کند، پیر می‌شود 100 روزی که برف سرخ ببارد ز آسمان بخت سیاه اهل هنر سبز می‌شود _خیلی زیبا_ 101 نتوان به آه , لشکر غم را شکست داد این ابر از نسیم پریشان نمی‌شود 102 رتبهٔ زمزمهٔ عشق ندارد زاهد بگذارید که آوازه جنت شنود 103 مرا ز روز قیامت غمی که هست این است که روی مردم عالم دو بار باید دید 104 از قید فلک بر زده دامن بگریزید چون برق، ازین سوخته خرمن بگریزید ماتمکدهٔ خاک ،سزاوار وطن نیست چون سیل، ازین دشت به شیون بگریزید 105 میدان تیغ بازی برق است روزگار بیچاره دانه‌ای که سر از خاک برکشید 106 زندگی با هوشیاری زیر گردون مشکل است تا نگردی مست، این بار گران نتوان کشید . . . . گردآوری:ابوالقاسم کریمی(فرزندزمین) سه شنبه 25 دی 1397
  11. farzandezamiin

    ترانه دویدیم و دویدیم/ابوالقاسم کریمی

    دویدیم و دویدیم به جایی نرسیدیم ما نوک پرگار بودیم به دور خود چرخیدیم _ تلخی طعم زندان خنده رو از ما گرفت پشت نقاب خنده,با غصه ها جنگیدیم _ کلید شادی هامون تو قفل غم شکسته دری برای رفتن از این کویر ندیدیم _ مثل یه برگ جوون که افتاده رو زمین زیر پای روزگار تو سختی ها قلتیدیم _ «دویدیم و دویدیم تا رسیدیم به دیوار» دیدیم که روی دیوار نوشته ما تبعیدیم _ شاعر: ابوالقاسم کریمی(فرزندزمین) شنبه 22 دی 1397
  12. 31 رفتن از عالم پر شور به از آمدن است غنچه دلتنگ به باغ آمد و خندان برخاست 32 هر که افتاد، ز افتادگی ایمن گردد چه کند سیل به دیوار خرابی که مراست ؟ 33 اظهار عشق را به زبان احتیاج نیست چندان که شد نگه به نگه آشنا بس است 34 حفظ صورت می‌توان کردن به ظاهر در نماز روی دل را جانب محراب کردن مشکل است 35 عشق از ره تکلیف به دل پا نگذارد سیلاب نپرسد که در خانه کدام است 36 از بس کتاب در گرو باده کرده‌ایم امروز خشت میکده‌ها از کتاب ماست 37 کفارهٔ شراب خوریهای بی حساب هشیار در میانهٔ مستان نشستن است 38 در محرم تا چه خونها در دل مردم کند محنت آبادی که عیدش در بدر گردیدن است 39 از ما سراغ منزل آسودگی مجو چون باد، عمر ما به تکاپو گذشته است 40 هست امید زیستن از بام چرخ افتاده را وای بر آن کس کز اوج اعتبار افتاده است 41 بخت ما چون بید مجنون سرنگون افتاده است همچو داغ لاله، نان ما به خون افتاده است 42 داند که روح در تن خاکی چه می‌کشد هر ناز پروری که به غربت فتاده است 43 چون برگ خزان دیده و چون شمع سحرگاه از عمر مرا نیم نفس بیش نمانده است 44 نه کوهکنی هست درین عرصه، نه پرویز آوازه‌ای از عشق و هوس بیش نمانده است 45 امروز کرده‌اند جدا، خانه کفر و دین زین پیش، اگر نه کعبه صنمخانه بوده است 46 نادان دلش خوش است به تدبیر ناخدا غافل که ناخدا هم ازین تخته پاره‌هاست 47 تا داده‌ام عنان توکل ز دست خویش کارم همیشه در گره از استخاره هاست 48 بغیر دل که عزیز و نگاه داشتنی است جهان و هرچه درو هست، واگذاشتنی است 49 ما ازین هستی ده روزه به جان آمده‌ایم وای بر خضر که زندانی عمر ابدست 50 دل بی وسوسه از گوشه نشینان مطلب که هوس در دل مرغان قفس بسیارست 51 غمنامهٔ حیات مرا نیست پشت و روی بیداریم به خواب پریشان برابرست 52 سیل از بساط خانه بدوشان چه می‌برد؟ ملک خراب را غمی از ترکتاز نیست 53 نه همین موج ز آمد شد خود بی خبرست هیچ کس را خبر از آمدن و رفتن نیست 54 دل نازک به نگاه کجی آزرده شود خار در دیده چو افتاد، کم از سوزن نیست 55 گر محتسب شکست خم میفروش را دست دعای باده پرستان شکسته نیست 56 چون طفل نوسوار به میدان اختیار دارم عنان به دست و به دستم اراده نیست 57 چون وانمی‌کنی گرهی، خود گره مشو ابرو گشاده باش چو دستت گشاده نیست 58 ز خنده رویی گردون، فریب رحم مخور که رخنه‌های قفس، رخنه رهایی نیست 59 مجنون به ریگ بادیه غمهای خود شمرد یاد زمانه‌ای که غم دل حساب داشت 60 ز روزگار جوانی خبر چه می‌پرسی ؟ چو برق آمد و چون ابر نوبهار گذشت 61 جان به این غمکده آمد که سبک برگردد از گرانخوابی منزل سفر از یادش رفت 62 هر که آمد در غم آبادجهان، چون گردباد روزگاری خاک خورد، آخر به هم پیچید و رفت 63 وقت آن کس خوش که چون برق از گریبان وجود سر برون آورد و بر وضع جهان خندید و رفت . . . گردآوری:ابوالقاسم کریمی(فرزندزمین)
  13. گرد آوری ابیات ناب از اشعار حافظ بخش پنجم/ابوالقاسم کریمی . گرد آوری اشعار . .نکته های مهم. 1_در هنگام مطالعه ی شعر تلاش خواهم کرد ناب ترین ابیات را انتخاب کنم. 2_سعی خواهد شد ابیاتی که پند و اندرزی در آن وجود دارد گرد آوری شود. 3_ابیاتی که صرفا معنا و مفهوم عشق دنیایی دارد، جمع آوری نخواهد شد. گردآوری ابیات ناب/اشعارحافظ/بخش پنجم................................................................................................................................................ 1 جمیله ای است عروس جهان ولی هُش دار که این مخدره در عقد کس نمی آید 2 مکن ز غصه شکایت که در طریق طلب به راحتی نرسید آن که زحمتی نکشید 3 سر خدا که عارف سالک به کس نگفت در حیرتم که باده فروش از کجا شنید 4 پند حکیم محض صواب است و عین خیر فرخنده آن کسی که به صمع رضا شنید حافظ وظیفه ی تو دعا گفتن است و بس در بند آن مباش که نشنید یا شنید 5 میان عاشق و معشوق فرق بسیار است چو یار ناز نماید،شما نیاز کنید 6 هر آن کسی که در این حلقه نیست زنده به عشق بر آن نمرده به فتوای من نماز کنید 7 ز آنجا که پرده پوشی عفو کریم توست بر قلب ما ببخش که نقدی است کم عیار 8 سعی نابرده در این راه به جایی نرسی مزد اگر می طلبی طاعت استاد ببر 9 می خور به بانگ چنگ و مخور غصه ور کسی گوید تو را که باده مخور گو هوالغفور 10 پیاله بر کفنم بند تا سحرگه حشر به می ز دل ببرم هول روز رستاخیز 11 میان عاشق و معشوق هیچ حایل نیست تو خود حجاب خودی حافظ از میان برخیز 12 بنشین بر لب جوی و گذر عمر ببین کاین اشارت ز جهان گذران ما را بس 13 فلک به مردم نادان دهد زمام مراد تو اهل دانش و فضلی همین گناهت بس 14 دل ربایی همه آن نیست که عاشق بکشد خواجه آن است که باشد غم خدمتکارش 15 دلا دلالت خیرت کنم به راه نجات مکن به فسق مُباهات و زهد هم مفروش 16 لطف خدا بیشتر از جرم ماست نکته ی سر بسته چه دانی خموش 17 بر بساط نکته دانان خود فروشی شرط نیست یا سخن دانسته گو ای مرد عاقل یا خموش 18 خواهی که سخت و سست جهان بر تو بگذرد بگذر ز عهد سسست و سخن های سخت خویش 19 جهان و کار جهان جمله هیچ بر هیچ است هزار بار من این نکته کرده ام تحقیق 20 هر چند غرق بحر گناهم ز شش جهت تا آشنای عشق شدم اهل رحمتم 21 فاش میگویم و از گفته ی خود دلشادم بنده ی عشقم و از هر دو جهان آزادم 22 من مَلَک بودم و فردوس برین جایم بود آدم آورد در این دیر خراب آبادم 23 من از بازوی خود دارم بسی شکر که زور مردم آزاری ندارم 24 پدرم روضه ی رضوان به دو گندم بفروخت من چرا مُلک جهان را به جُوی نفروشم 25 از قیل و قال مدرسه حالی دلم گرفت یک چند نیز خدمت معشوق و می کنم 26 ما ز یاران چشم یاری داشتیم خود غلط بود آنچه می پنداشتیم 27 ما نگوییم بد و میل به ناحق نکنیم جامه ی کس , سیه و دلق خود ارزق نکنیم 28 عیب درویش و توانگر به کم و بیش بد است کار بد مصلحت آن است که مُطلق نکنیم 29 آسمان کشتی ارباب هنر می شکند تکیه آن به که بر این بحر معلق نکنیم 30 گر بدی گفت حسودی و رفیقی رنجید گو تو خوش باش که ما گوش به احمق نکنیم 31 سرم خوش است و به بانگ بلند میگویم که من نسیم حیات از پیاله می جویم . . گردآوری و تایپ:ابوالقاسم کریمی(فرزندزمین) . . .جمعه 25 آبان 1397
  14. پس از اعلام بررسی‌های مجامع علمی مختلف درباره خطر انقراض مردان به دلیل تضعیف کروموزم مردانه Y و ایجاد شایعه‌های غیر علمی در دنیا، مرکز معتبر و علمی بررسی ژنوم آمریکا تایید کرد که اگر برای مسئله ضعیف شدن این کروموزم چاره‌ای اندیشه نشود، مردان تا پنج هزار نسل دیگر منقرض خواهند شد. ((((سوال)))) 1_کیفیت زندگی زنان در آن دوران چگونه خواهد بود؟ 2_آیا نبود مرد به حیات بشری لطمه خواهد زد؟ 3_آیا صلح واقعی سرانجام در جهان مستقر خواهد شد؟ 4_آیا بشر برای ادامه ی نسل خود به هم جنسگرایی روی خواهد آورد؟ 5_آیا رازی در این رفتار طبیعت نهفته است؟ 6_آیا با این وجود میتوان هنوز ادعا کرد ، زنان در برابر مردان از نظر جسمی ضعیف هستند؟ 7_اگر (تو) تنها مرد دنیا باشی،چگونه زندگی خواهی کرد؟ 8_چرا باید مردان منقرض شوند؟ 9_واکنش زنان و مردان در برابر آگاهی از این مسئله که روزی مردان منقرض می شوند،چگونه خواهد بود؟ 10_تا به امروز وجود مرد برای زمین مفید بوده است یا مضر؟
×