رفتن به مطلب

نفحات

کاربر انجمن
  • تعداد ارسال ها

    143
  • تاریخ عضویت

  • آخرین بازدید

  • روز های برد

    30

آخرین بار برد نفحات در 10 آبان

نفحات یکی از رکورد داران بیشترین تعداد پسند مطالب است !

اعتبار در سایت

659 Excellent

2 دنبال کننده

درباره نفحات

  • درجه
    کاربر انجمن
  • تاریخ تولد 1 آبان 1397

اطلاعات شخصی

  • نام واقعی
    پریا ...
  • جنسیت
    مونث
  • عنوان توضیحات پروفایل
    نَفَحات به معنای رایحه های خوش

اطلاعات شغلی و تحصیلی

  • رشته تحصیلی
    سایر رشته ها
  • مقطع تحصیلی
    فوق لیسانس

آخرین بازدید کنندگان نمایه

3,859 بازدید کننده نمایه
  1. زمانی میشه نظر بدم که بدونم منظورت کیه ... اینم بدون که از باورمندان متعصب عالم غیب هستم. این رو هم مدیون هوش و سوادم هستم نه اینکه از باورهای عامه چیزی وام گرفته باشم. دعا یک فاز قوی از امواج آلفاس که بهیچ وجه غل و غش بردار نیست . بسیار هم بستگی به مهارت شما برای اتصال و خلوص نیت داره. این مهارت هم مثل رمالی و فالگیری نیست. بالا و پایین روزگار یادت میده. معلمت تقدیر هست . شما بگو اون مستجاب الدعوه محمد یا مریم یا علی هست یا فاطمه و پسراش ... من همه زندگیمم میریزم به پاشون فقط برای یه جمله دعاشون در حقم . چون از سختی کشیدنشون ، مظلومیت و تلخ کامی هاشون و راه و روش زندگیشون باخبرم . بهمین صورت درباره ی آدمهای دیگه که بهم معرفی کنی. بشناسمشون نظر میدم .همینجوری نه ضمنا شما گفتی خواسته ش اینه پولش رو بجای خودش بدیم برای امور خیریه. این یعنی فرد دنبال سوداگری مالی نیست . دکان باز نکرده . ولی خب بازم نمیشه نظر داد. شاید دنبال شهرته (شاید) مراجعه کنندگان برای سلامت روحیشون بهتره خودشونم اهل دعا باشن . آدم گرسنه عقب نمیشینه از آدمِ سیر بخواد غذاشو جاش بخوره
  2. که اینطور راستش من درباره ی پول دادن بابت نماز و روزه ی افراد و انجام نیابتی این عبادتا هم هنوز به نتیجه ی قابل قبولی توی ذهنم نرسیدم. حالا اینکه فرد میمیره و دستش از دنیا گوتاهه و وراث مبلغی رو بابت نماز و روزه ی قضا شده ش بدن (برای امور خیر) قابل قبوله. چون میتونه توی دسته اعمال ماتاخر فرد باشه . ولی دیروز یه پیج اینستا فالو کرد، خوندم دیدم یک دختر طلبه س که در ازای نماز و روزه برای دیگران پول میگیره. استدلالشم این بود که حضرت زهرا فرمودن زن بیرون از خانه نباشه پس این راه کسب روزی رو انتخاب کرده !! چی بگم : )
  3. میدونستم اینو میگی :)) اینهمه اسم خدا لق لقه ی زبونشون بود ، بذار یکبارم من. رسمی که باهاش آشنان اینه آخه چاره چیه اینجا نه فردیناندی هست نه بوی استاری بذار راحت باشم :دی این چندتا پست در برابر حجم بی کران حرف آزاردهنده که این سه چهارسال تحمل کردم چیزی نیست.
  4. نفحات

    ∷ تا حالا شده ؟

    اولین باره میشنوم چنین افرادی هم برای مراجعه وجود دارن ... حس کنم کسی دلش پاکه یا پیش خدا ارجی داره ازش خواهش میکنم برام دعا کنه . چیزی بجز اینه مد نظر سوالت ؟ تاحالا توی موقعیتی بودی که گره گشای اقوام و دوستان بشی ؟
  5. :دی چی بگم اعتراف به خبث طینت ازین صریح تر ؟! : [Hidden Content] ممنونم از هامان که ناخواسته واقعیت شخصیتشو مثل تف به روش زد : ) هر چند بخشیدنشون برام دیگه غیر ممکن شده ولی خداروشکر که همه چی مجازی بود . لطف داشت خدا بهم که مجازی آموزش داد .
  6. سلام در اصل نوشتم راحت شم از سنگینیش رو ذهنم . هدف مغز طفلونکیه شما نبود :)) در اینکه شما پیرِ فروم هستی و کسی مثل من در برابر شماها تجربه ی مختصر داره شکی نیست. مطلب اینه که اصلا برای چنین جاهای ساخته نشدم. از کنار یکچیزهایی هم بی تفاوت نشد بگذرم . وجودم برنمیداشت . + الانم یه نگاه اونطرف انداختم دیدم درباره ی ری رای سماء هم مثل سوین ، باز توهم زدن که منم و تیکه انداختن و حرف بقول خود ابلهشون مفت زدن ! خدا خر رو میشناخت بهش شاخ نداد ... اینها ادعای هوش و عقل هم دارن ؟! نمیگنجه آخه ! این ژولیده نمیخواد چمبره شو از روی سایت برداره بره بچسبه به زندگی و همسر داریش؟ مغز اون پرشین رو که پوسوند و بدبین و کینه ایش کرد رفت . حسابی هم طبق میلش مرکز توجه و تملقه . مارو هم که خدا زده اصن ! از بس شوهر نداریم و معلم نیستیم داریم میمیریم . خفه کرد خودشو چهارساله از عقده و کینه . . دیگه چه مرگشه ؟! من میرم اونجا یوزر بسازم با این آدم کار داشته باشم ؟ در تب و تاب عشق پرشین دارم میسوزم که میرم اونجا ؟! ینی بلد نیستم جور دیگه عمل کنم اگر دنبال اونم ؟! این مزخرفات چیه میکنه تو مغزا و میره اونجا از دهن متعفنش میریزه بیرون آدم میره میخونه میبینه شهر بی کلانتره و قورباغه ها هفت تیر کش ... + واسه تبلیغ تور ، عکس صفحه های پاسپورتو میذارن جناب ؟ شماره ملی و شماره شناسنامه تونو شیر میکنید توی نت چرا !
  7. یه نوع چای ترکیبی از گیاهان با مزاج گرم .تازگی ها با پودر قهوه و شیر مخلوط میکنن و توی پذیرایی استفاده میشه . اولین خرید مجازیم موس لپ تاپم بود از دی جی کالا که خیلی راضی ام و چندساله بدون مشکل بهم کار میده آخرین پستت توی فروم مجازی دوست داری چی باشه ؟
  8. داشتم به پست خودم فکر میکردم و میخواستم چیزی بهش اضافه کنم اما توی این تاپیک بگم بهتره بعد از مرور این مدت که گذشته ، حس خوبی دارم که بجای نگه داشتن کینه توی دلم ، رفتم و با مریم هم صحبت و صمیمی شدم ( nora1212 ) بدبینی ما بهمدیگه نتیجه ی عملکرد اشتباه دیگران بود ... چه ماهیا گرفته نشد ... تعریفهای عجیب و اغراق آمیز اون پسر از ارتباطش با این زن و ممانعت کردنش از هم صحبتی ما ، اون زن رو در نظرم آدم اهل ارتباطهای عجیب جلوه داده بود. من رو هم در نظرش حسود و بی عزت نفس ! خداروشکر که همدیگه رو بیشتر شناختیم و از دل هم در آوردیم و از بارِ این اشتباه خلاص شدیم . مریم زن ساده ، نجیب و مهربونیه. سرش هم کاملا گرم زندگی و مشکلات خودشه ♡ حس لطیف مادرانه ای هم نسبت به هم صحبت های مجازیش داره
  9. اینجا هم که اینو نوشتی لئو :|... چکار کنم از دست زبون تو مازنی جان (هق هق ) :))) آره واقعا پشیمونم از اومدن به دنیای فروم . درگیر مسائلِ آدمایی شدم که اصلا به گروه خونیم نمیخورد. سکوت یا انفعال هم نمیتونستم داشته باشم چون اونوقت آدمِ خوبی که ادعا میکردم نبودم . فکر کنم اینجارو اشتباه کردم. افراد دوست ندارن بجز تایید کردن چیز دیگه ای براشون داشته باشی. چهارسال پیش با اون دختر سر ِ اینکه متوجهش کنم داره اشتباه میکنه آشنا شدم. داشت وارد رابطه ی اشتباه با آدمی میشد که خودم مصاحبت و دوستی باهاشو تجربه کرده بودم و دیده بودم هدفش از ارتباط چیه و نمیخواستم اون دختر که از نظر روحی داغون بود گرفتارش بشه . البته اون پسر خودش نیست خداش که هست ، تغییر کرد و الان هم در شرف ازدواجه. از منم عذرخواهیشو کرده . اما اون زمان اون دختر خریت کرد و باز رفت سمتش و با اینکارش باعث شد اون پسر جسارت مزاحمت برامو پیدا کنه. بعلاوه اینکه شایعه زشتی هم درباره ی من و اون پسر به دیگران گفته که نتیجه ش براش فقط لعن و نفرینِ ماست . چند وقت بعد ازون هم دست به کاری زد که ما مثلا دوستاشو بشدت نگران کرد . سعی کردیم کمکش کنیم . ۴۸ ساعت واقعا زندگیامون از روال خارج شد که این خانوم رو نجات بدیم یا از حالش باخبر بشیم . اما نتیجه ش تنها طلبکار شدنش بود و ادعای اینو داره که ما باعث شدیم کارشو از دست بده . در حالیکه مقصر اصلی خودشه که برای جلب توجه ، مارو توی اون موقعیت پر استرس قرار داد و خبر هم نداره که مافوقش کاملا از مسائلش آگاه بود و نیازی نبود ما چیزی بگیم ! واقعا هم بما ربطی نداشت ! توی این مدت هرجا و هر فرومی رفتم ؛ از قبل اونجا بود و پشت سر حرف زدنهاش و راه و روش خصومت ورزیش هم سرجاش بود . و جالبه هرجا سعی کردم در برابر سم پاشی هاش از خودم و آبروم دفاع کنم شاکی بود که چرا درباره ش به دیگران میگم !!!! واقعا ناگزیر بودم از گفتن کارهایی که ازش سرزده . باید ازش پرسید چطور امثال تیمسار و پرشین بوی ِ تازه به کوچولو اومده و ماسالی ، هنوز منو نشناخته از مسائلی که داشتیم باخبر بودن اونهم به شکلی که انگار من یه موجود سیاه و خبیثم ؟!!!! و چی شده که ادمین سایت کوچولو اینطور نامحترمانه و بدبینانه رفتار کرد با یوزرهای من ؟! و هنوزم توجیه مشخصی نداره ! اینهمه ویز ویز زیر گوش این و اون ، تلاش برای جبهه سازی و یارگیری ، مظلوم نمایی و جلب ترحم ! بسته به موقعیت رنگ عوض کردن و ربط دادن نتیجه ی کینه توزی هاش به عدالت و چوب خدا و تاوان و اینطور اصطلاحات ... اینها طبیعی نیست ! هیچوقت نخواستم با این آدم بجنگم و نجنگیدم . عبور کردم از کارهاش . فقط وقتایی که ازش برای اذیت کردنم استفاده میشد واقعا بهم برمیخورد و بابتش با فرد اذیت کننده تندی میکردم . من حتی دوبار هم برای صحبت باهاش پا پیش گذاشتم ! اما با وجود نشون دادن رفتار دوستانه باهام ، همچنان به خصومت ورزیش ادامه داد. بعد هم که اتحادشون با این پسر بابلسری به محض پیش اومدن اختلاف ! این پسر از من انتظارات خودخواهانه داشت که برام ناممکن و تعریف نشده بود . پس خواستم از رابطه باهاش فاصله بگیرم. به تعبیر اون ناسازگاری ! واقعا دنبال هیچ چیزی نبودم اما سخن بردن سخن چینها شد تایید کاذبی که افکار اشتباهِ القاییِ اون دختر رو براش بولد کرد و بازی عجیب ِ دوست و دشمن راه افتاد توی فروم ها !! این آدم آزاری ها هیچوقت قابل بخشیدن و حلال کردن نیستن : تمسخر شرایط زندگیم مثل تجرد و شغل نداشتنم ، گذاشتن عکس و وویسم توی نت جایی که راضی نبودم اصلا ، تهمت جنسی که بارها تکرار شد ، پیام دادن و مزاحمت برای خانوادم و دروغ ساختن توی عالم خودشون خواستن منو در موقعیت بدی قرار بدن و انتقام بگیرن !! در حالیکه واقعا توی موقعیت بدی بودم ؛ توی مجازی اذیتهای اینها وتوی واقعیت هم مسئله ی بیماری پدرم بوجود اومده بود . من و خانوادم شدیدا درگیر و مچاله بودیم . چند نفر پیشنهاد شکایت رو دادن و گرچه من و خانوادم توی اون برهه ی سخت ، کشش و حوصله چنین چیزی رو نداشتیم اما تهدید کردم تا بلکه اینها بخودشون بیان که حتی اینم دستاویزشون شد ! و اون پسر تهدید کرد که به افراد فامیلم هم پیام میده ! آی دی ها رو از اینستا برمیداشت !!! بارها بخاطر وابستگی عاطفی که از قبل برام پیش اومده بود ، ندید گرفتم و رفتم صحبت کردم از درِ محبت . اشتباه خیلی ضایع دخترانه ای بود که فقط طرف مقابلم رو گستاخ تر و آزار دهنده تر کرد و درگیری های بعدی خوراک بیشتری برای اذیت و آزار داشت ... . تجربه ی تلخ مهمیه برام الهی شکر که مجازی بودن آدمهایی که قربانیِ تسلسل باطل ناجی - قربانی هستن و ممکنه دیگران رو هم همراه خودشون بکشونن توی این وضعیت : [Hidden Content]
  10. نفحات

    ∵ هستی , نیستی ؟ (سرگرمی)

    یه گروه هست بجز بازی گروهی مافیا ، معما هم میذارن بچه ها و دور هم جواب میدیم گاهی که خیلی لذت داره : } شاید ! : } دچار نوسانات خُلقیِ بی دلیل ؟
  11. فایلی که مریم دیروز فرستاد تازه الان دان شد کامل !! چه شاهکاری خلق کردن دوستان توی روسیه ازین حس های موقع خوندن سرود ملی دارم :))
  12. نفحات

    ∵ هستی , نیستی ؟ (سرگرمی)

    همیشه نه ولی آره معما حل کن پایه ؟ :))
  13. نفحات

    داری یا نداری؟

    طبیعیه هانی . پیش میاد درد جسمی مزمن ؟
  14. ای بابا قابل هضم نیست یه پسر ۲۵ ساله ی مذهبی نما چنین رویه ی زندگی داشته باشه . تا این حد لمپن و پای نت نشین ، تا این حد وابسته و توی حریم آدما ، تا این حد خاله زنک ! اینکه تا من یوزر نفحات رو ساختم سریع فهمیده منم و رفته به نگار نامه زده که این شاتوت هست اخراجش کنید ، خب خودتو لو دادی و ینی تو اینجا رو دائم داری میخونی که میدونی نفحات کیه . قضیه ی نامه شو نگار بهم گفت و مطلعم و اینکه با وجودیکه اصلا دیگه کاری به کارش ندارم و نسبت به تلاش هاش برای اذیت هم بی تفاوتم ، باز کاری به کار من داره و ازون لحظه که پامو اون سایت گذاشتم زمین و زمانو بهم دوخته و به این و اون متوسل شده و خواسته عصبانیم کنه تا مدرک برای اخراج جور کنه ، اینم چندتا چیزو لو میده ازش اینکه خیلی درگیر و پیگیره اینکه وجود من اونجا برای دیگران تشخیص ایجاد میکنه و دستش رو میشه . پس نمیخواد باشم با بدگویی چهره ی منو پیش همجنسام مخدوش میکنه که مبادا صمیمیتی بینمون اتفاق بیفته . مثل حرفایی که هلنا توی خصوصیِ saviortrend زد و معلوم بود ذهنش پخته شده !! البته این اولین بار نیست. هلنا هم اولیش نیست پوفففف و اینکه این فرد با همه ی ادعا ها و نمایش ها شاد نیست و دوستاشو نمیپسنده و در جوارشون آرامشی که میخواد نداره برای همین چنین اعمالی ازش سر میزنه. حیف شد اخراج شد نفحات . نمیدونم کدومشون باز خباثت کرد به نگار فشار آورد . هومممم دلم پست بازی با دوستای قدیمو میخواست. تازه میخواستم برم به فاطی و مسعود بگم یوزر بسازن .. فاطمه بلوگرل بدون من نمیره اونجا آخه غنچه بچه ... تاپیک "لحظه ای با ... " دم دستم بود میخواستم آپ کنم ♡ { اسمایلی اشک حلقه زده در چشم :)) } هومممم حیف شد
  15. هیچکدوم فقط یکم صوزتم تپل تر باشه لطفا :)) بعدی بگه چای ماسالا تا حالا خورده ؟
×
×
  • جدید...