رفتن به مطلب

سین.دخت

کاربر انجمن
  • تعداد ارسال ها

    55
  • تاریخ عضویت

  • آخرین بازدید

  • روز های برد

    5

آخرین بار برد سین.دخت در 14 مرداد

سین.دخت یکی از رکورد داران بیشترین تعداد پسند مطالب است !

اعتبار در سایت

155 Excellent

درباره سین.دخت

  • درجه
    عضو جدید
  • تاریخ تولد 20 اردیبهشت 1281

اطلاعات شخصی

  • جنسیت
    مونث

اطلاعات شغلی و تحصیلی

  • رشته تحصیلی
    سایر رشته ها
  • گرایش
    علوم تربیتی
  • مقطع تحصیلی
    فوق لیسانس

آخرین بازدید کنندگان نمایه

554 بازدید کننده نمایه
  1. :)))))))) + و کاش این سفر حتما جور بشه وسط این همه اوضاع قاراشمیش! نیاز مفرط به جنگل!
  2. سین.دخت

    خروس - همخوانی گروهی (۱۳)

    اولین باره که یک کاری از ابراهیم گلستان می خونم. کتاب خوبی بود. جدل ها و اتفاقات توی داستان آدم رو با خودش همراه می کرد. تصویرسازی گرفتن و کشتن خروس و وقتی خونه آتیش می گیره و بلایی که سر حاجی آوردن واضح بود. داستان روان بود، جز برخی قسمت ها که البته به نظرم بخاطر نوع نوشتار بود. در واقع یک جاهایی سبک نوشتاری قدیمی که توی داستان بود، خیلی جملات رو سخت نشون می داد. خوانش سخت می شد. لحجه های محلی و نوع گفتار اون زمان به خوبی توی داستان مشهود بود. لحجه ها و نوع گفتار محلی، و یا به طور کلی گویش در زمان قدیم، بیان کلمه های به شکل خاص داستان خروس رو تنها در کتاب های محمود دولت آبادی خونده بودم. این دومین نویسنده است که باهاش آشنا شدم. به غیر از توصیفات بصری خوب، یک جایی بود توی داستان، وقت سحر، وقتی خروس ها آواز می خوندن و راویی درحال مونولوگ بود، این قسمت به نظرم نقطه عطف داستان بود. این قسمت از داستان رو خیلی دوست داشتم. تلفیق خرافه و نمادی که خروس توی داستان داشت کاملا واضح بود. ترس مردم از آگاهی! معمولا آدم های آگاهی رو که قصد افشاگری دارن رو سرنگون می کنن :)) به طور کلی لذت بردم از خوندنش، ممنون برای معرفی :)) بخشی از کتاب: « به هیچ چیز فکر نمی کردم جز آنچه را که می دیدم. تا آنکه، دور، خروسی اذان صبح را سر داد. به یاد خروس افتادم. چیزی ست در هوا که خروس از ان خبر دارد، می داند که صبح نزدیک است یا وقت ظهر رسیده است، می خواند. بی خواندن خروس صبح می آید، با وقت همراه است. اما خروس این هنر را دارد که می داند صبح می آید، با وقت همراه است. در انزوای پرستاره پایان شب جای خروس خالی بود. گلبانگ از خانه های همسایه ها جبران غیبت او نبود، تاکید غیبت او بود. انگار این خانه خالی بود، انگار این خانه احتیاج به آواز صبحگاهی داشت».
  3. تلوزیون داره فیلم شیدا رو میده یاد بچگی هام افتادم چقدر سر قرآن خوندن لیلا حاتمی بالا سر پارسا پیروزفر گریه می کردم چطور تونستن با احساسات یه بچه بازی کنن
  4. به بهانه پاییز دیگه درهم گذاشتم هرکی هرچی خواست برداره :دی @BISEl @leo.unique @adamak-h @نفحات @Rostam18 یه ساعت داشتم دنبال رستم 20 می گشتم ://
  5. وقتی حالم بد است صدای سه تار نوازی، پدرم را در می آورد!! خودم رو کشتم و حالا و دوباره یهو صدای سه تار باید بشنوم؟! خدایا شوخی داری با ما؟ البته که من میدونم ... :)) میدونی که الان رفته روی دور تکرار و من خودآزاری دارم!!
  6. سلام معذرت برای حضورهای گاه و بی گاه برای کتابخوانی قبلی هم نتوستم حاضر بشم یعنی هنوز نتونستم بخونمش!! که میخونم و نظرم رو هم توی تاپیک اعلام می کنم ولی با این کتاب هم موافقم، اگر عمری باشه سعی بر حضور هست :)) + به نظرم بهتره برای مطالعه هر کتاب یک فرصت دو هفته ای بذارید
  7. من این سیستم رو از پنجره پرت می کنم بیرون می گه آزمون شکیبایی چرا همه آزمونا باید رو من تست بشه
  8. سین.دخت

    اخرین فیلمی که دیدی چی بود؟

    دارکوب به هر حال واقعیت ها همیشه دردناک هستن سارا بهرامی واقعا لیاقت جایزه داشت
  9. سین.دخت

    ♪♬♫◈ این آهنگ رو تقدیم میکنم به ...

    دررون آینه @نفحات @leo.unique
  10. سین.دخت

    artistic black and white

  11. سین.دخت

    artistic black and white

  12. اینجا تاپیکی چیزی نداره مخصوص پرسیدن سوالای کامپیوتری؟ + یه ویندوز عوض شدا دو روزه درگیرم
  13. سلام بر دوستان پیشنهاد من هم کتاب هنر خوشبختی یا فلسفه خوشبختی آرتور شوپنهاور اگه نخوندید پی دی اف هم داره خیلی هم کم حجم و خوندنش راحته ولی بسیار عمیقه با توجه به یک فصلی که ازش خوندنم :)) + مسیح باز مصلوب رو خودم خیلی راغب هستم بخونم، مخصوصا که از دوره لیسانس یه وقفه طولانی افتاد برای خوندنش
  14. سین.دخت

    Think tangible thoughts

  15. سین.دخت

    Think tangible thoughts

×
×
  • جدید...