رفتن به مطلب

D.yates

کاربر انجمن
  • تعداد ارسال ها

    69
  • تاریخ عضویت

  • آخرین بازدید

  • روز های برد

    4

آخرین بار برد D.yates در 11 شهریور

D.yates یکی از رکورد داران بیشترین تعداد پسند مطالب است !

اعتبار در سایت

94 Excellent

1 دنبال کننده

درباره D.yates

  • درجه
    عضو جدید
  • تاریخ تولد 5 شهریور 1365

اطلاعات شخصی

  • نام واقعی
    هرچی
  • جنسیت
    مذکر
  • محل سکونت
    تهران

اطلاعات شغلی و تحصیلی

  • رشته تحصیلی
    مهندسی شیمی
  • مقطع تحصیلی
    فوق لیسانس
  • شغل
    مدیر عامل هلدینگ فلان ، صنایع پتروشیمی ، متالوژی و داروسازی

آخرین بازدید کنندگان نمایه

202 بازدید کننده نمایه
  1. D.yates

    روش تولید هیدروژن از زغال‌سنگ

    ممده دیگه .... و من الله توفیق
  2. D.yates

    آروماتیک ها

    عه ، اینارو چرا اینجا گذاشتم ؟ مقام عظمای انجمن یک شرایطی ایجاد کن لطفا بشه پست ها رو پاک کرد ، ویرایش بدرد نمیخوره پاک کنم متنو جاش هویج بذارم ؟ من چه پستهای نادخی گذاشتم قبلا الان میخونم میمونم چرا اینارو تو نت گذاشتم لطفا شرایط حذف پستو بذارید بالاخره هر کسی مالک نوشته های خودشه .....
  3. چه کاریه ، سری که درد نمیکنه رو چرا دستمال میبندم نمیدونم به قول خودم تینر همون ساندیسه ، هر چی فکر میکنید درسته همون ساندیسه بابا اشتباه منه میشینم مینویسم .. ویرایش کردم و متنهامو برداشتم و دیگه هم متنی در مورد هیچ چیزی نمیذارم
  4. غروبی رفته بودم محل قدیمی و یکی از همسایه ها رو دیدم مال 20 سال پیش ....دهنم سرویس شد چون هنوزم همونجوری دیوونس و پیر ترم شده بدتر شده و پسرش هم پاشو جای پدرش گذاشته و تدریس میکنه و میتونم بگم ورژن دنگولی و به روز شده پدرشه : دی البته با اون فشاری که پدر مادر این روش میاوردن و همش کلشو تو درس کرده بودن توقع نداشتم غیر از پدرش بشه ، بیچاره خلاف سنگینش دیدن کلاه قرمزی بود که با اردوی مدرسه رفته بود سینما سال 75 ....فقط زنو بچه داره دلم برای بچه 5 سالش میسوزه که با داشتن این پدر بزرگ و این پدر چه دهنی قراره ازش سرویس بشه ...اون دیگه چه ورژنی بشه خدا میدونه ... یک همسایه داشتیم از این اتو کشیده ها که میترسن بچشون یکوقت النگوهاش بشکنه و همش این بچه رو تو درسو کلاس های درسی مچل کرده بودن و از اون بچه مثبت های رو مخ بود که موهاشونو یوری شونه میکنن یک عینک قهوه ای هم میزننو همش بند یک کیف دور گردنشه ، میومد سمت من همش از شعرو ادبیات میگفت منم نفرت داشتم و فقط تنها درسی که توش نمره بالا میگرفتم ریاضی بود بقیه ده و یازده ، بعد ها تو دبیرستان به بعد شیمی هم بالا بود ولی همچنان بقیه ده یازده ، میومد پیشم میخواستم خفش کنم ، میکاشتمش الان میام جیم میزدم بعد این همونجوری همونجا عین میخ منتظر میموند ،نمیدونمم چه گیری داده بود با منو دوستم بچرخه ... دقیقا از اینایی که پاچه خوار معلم بودن که آقا مشقا رو نمیبینید ؟ اماپدرش ...... باباشم یک تختش کم بود کلا رد داده بود هر وقت منو میدید یک آب نبات در میاورد و مرض قند گرفته بودیم از بس آبنبات بهمون داده بود و دو خط شعر در مورد آبنبات میگفت معلوم نبود با کی کار داره ، کار داشت میومد جلو خونه با زبون شعر باهات حرف میزد ، دسته تبر دسته کلنگ حافظا ، خر در چمن تیر تو کلنگ من اوسکولم اون اوسکوله هاکزا ... بعد معنی هم میکرد که منظور حضرت حافظ اینه که نعشه بوده یک چیزی گفته .....این همه چرتو پرت میگفت که تهش بگه به پدرت بگو بیاد دم در ، خب د...ی...و....ث مثل آدم حرف بزن ببینم چی داری میگی تسمه تایم پاره کردم تا بفهمم چی میگی ، پدرش استاد یک دانشگاهی بود و دیوونه پرورش میداد لنگه خودش دیگه از اونا ، مادرشم دبیر یک مدرسه بود از باباش بدتر ، و اون سالهای 77 -78 از نظر اون همسایه من یک بچه خلاف کار و گانگستر بودم و دلیلشم از اینجا شروع شد که تو حیاط خونه ما چند تا صندلی بود و یک آلاچیق و یک باغچه که چند مدل درخت میوه داشت و همسایه ها میومدن گاهی میشستن و میوه ای به بدن میزدن و تهشم به این ختم میشد که آویزون پدرم بودن یک چکی بگیرن یا یک کاری رو انجام بده براشون .. یکبار من با سرنگ و دو تا آمپول که اسم نمیبرم رفتم پیش بابام که اونجا پیش اینا نشسته بود گفتم اینو برام بزن :=)))) یکی اینور یکی اونور ، همسایه پراش درجا ریخت از پدرم پرسید آخی مریض شده ؟ از آمپول نمیترسی ؟ و باز دو بیت شرو ور گفت در وصف آمپول ! تهشم وصل کرد به یکی از شاعرا ، بابام هم گفت نه مریض نشده از من سالم تره هورمونه میزنه بازو کلفت کنه :=))) بیاد کارخونه هر روز یک دردسر درست کنه و یجا رو آتیش بزنه ، شره این بچه و یک نگاه به برادرم کرد یک کله تکون دادو گفت برو تو اتاق الان میام میزنم ، برادر بزرگم گاد فادر بود و اون قبل از من ورزش میکرد و منم از اون خط میگرفتم برای همون بهش نگاه کرد اما برشش از پدرم بیشتر بود ، رفتیم تو اتاق زد و بعد چارچنگولی با درد تزریق اومدم تو حیاط رفتم تو ماشین برادرم درب رو بستم یک نوار گذاشتم آدمم حسابشون نکردم ، شیرینی تو دهن همسایه خشک شده بود ..... این طرفو امروز دوباره دیدم و دهنمو سرویس کرد از بس شعر گفت برام ولی باز جای شکرش خالی بود دیابت داره دیگه آبنبات نداد دستمون ، نمیدونم ولی فکر کنم اینقدر با آبنبات کلنجار رفت آخر دیابت گرفت ، ایشون امروز داشت مخ منو سنباده میزدو نصیحت میکرد که یک زندگی عادی بکن چرا پارسال فلان کردی و کم مونده بود مارو یک آدم فاسد بکنه ....این مونده بود فقط بیاد بگه چیکار کن چیکار نکن ، یک آلترناتیو برای آبنبات پیدا کن شعرتو بگو بابا دایورت کردی رو ما ... نمیدونم همه رو برق میگیره منو جرقه پتو سنی هم ازشون گذشته نمیشه چیزی بهشون گفت ...
  5. D.yates

    همین الان داری به چه اهنگی گوش می کنی؟

    [Hidden Content] The Alan Parsons Project - Mammagamma وقتی تو آرامش هستم و در فکر عمیق فرو میرم تمام موزیکهای این آهنگ ساز بزرگ رو پلی میکنم یکی از بهترین اثرهایی که فکر کنم بیشتر از 20 ساله دارم گوش میکنم اینه زبان موسیقیش ذهن آدمو باز میکنه از معدود موزیکهای آرومیه که گوش میدم چون من تقریبا موزیک های تند و قوی با بیس زیاد رو گوش میکنم ،
  6. کلا از بچه نفرت دارم ، خود ازدواج مهلک ترین اتفاقیه که میتونه برای من بیوفته که فکر کردن بهش هم از صد تا کابوس بدتره حالا بچه که یک ابر کابوسه برام ....
  7. خداروشکر ارادتمند
  8. من این حالتو تجربه کردم که سی پی یو خونده نمیشد ، ساده ترین راه اینه که باطری مادربرد رو در بیارید و تایم بگیرید دودقیقه بعد دو مرتبه باطری رو جا بندازید و پاور رو بزنید ، اکثر مواقع این جواب میده و اگر اوکی شد برید تو ستاپ تنظیمات ساعت و تاریخ دستگاه رو تنظیم کنید
  9. D.yates

    یک دهه با نواندیشان

    و البته ده سال بتونی یک عکس آواتار بذاری هم خدایی رکورده من که ده سال نبودم اما تو این سه چهار سال عکس آواتار مقام عظما همین بوده و یکی هم که از اول بوده تایید کرده که از روز اول همین بود ?یک خاور گل با گلدون !! پرت کنید گلبارون کنید .....
  10. D.yates

    ازلذتهای کوچک زندگیت بگو........

    گاز گرفتن این سیاه گوشه وقتی اعصاب داره میشه باهاش بازی کرد
  11. امروز 5 شهریور 98 رفتم تو 33 سالگی و مثل برق گذشت ، 13 سال از سال زیبای 85 گذشت ،12 شب همه اومدن داشتن نوشیدنی میخورن و جشن بودو شلوغ میکردن تا الان اما من همش یاد سال 85 بودم ... کاش میشد دوباره زمانو برگردوند ....20 سالگی دوست داشتنی و روزهای شنبه و سه شنبه که خود مهرپور شخصا از پشت میزش بلند میشد میومدم بالای سرم و همه بچه های تهران شرق و گیو از حسادت منفجر میشدن ..... هنوزم این دو روز رو دوست دارم ... روزهای خوب تهران شرق گیو ... سعید مهرپور... کانگوروها ..... چقدر زود میگذره ..... 20 سالگی دوست داشتنی ..... و این عکس 4*6 اسکن شده پرسنلی و عکاسی بحرین به یادگاری از اون سال
  12. D.yates

    طریقه حل کردن کارباپول در اب

    دوست من ، کربومر 940 یا کاربوپل ، یا آکوپک یا بیوپل یا کربوژل و..........به سادگی در آب حل میشه اما وقتی حل بشه متورم و ژل نمیشه کربوپل یک سوپر جاذب آنیونی و کاتیونیه که همینجوری خیس بخوره تو آب و محلولهای آنیونی مثل الکلها به راحتی حل میشه و اگر قرار باشه فرآیند انحلال سریع باشه یک میکسر ده دقیقه ای این ترکیب رو حل میکنه و لیز میشه آب ولی برای اینکه متورم بشه باید پ هاش کارباپول خنثی بشه ..... کربوپول کمی پ هاش اسیدی داره و به همین دلیل هم میتونه در محیط های الکلی کار کنه هر شرکتی هم اینو با یک کیفیت میسازه اما من چند مثال رو میزنم اگر آکوپک داری برای هر 600 کیلو آب یک کیلو دویست گرم کارباپول داخل آب با یک میکسر مایعات غلیظ (تو صنایع رنگو رزین استفاده میشه این میکسر ها ) ده دقیقعه ای باز و حل میشه و بعد از حل شدن کامل آهسته آهسته پ هاش رو با تری اتانول آمین خنثی کن ، وقتی تری اتانول آمین رو میزنی به میکسر در حال چرخش یهو اون مایع لیز متورم و ژل میشه و وقتی ژل کامل تشکیل شد تری اتانول آمین رو قطع کن وگرنه زیادی بزنی پ هاش آلکالین میشه و ژل میبره مثل پنبه میشه .. برای بیوپلهای اسپانیایی 1 کیلو برای هر 600 کیلو آبه کربو ژل در واقع یک برند تقلبیه و همون آکوپک رو برچسبشو میکنن و یک برچسب جعلی میزنن من این پلیمر رو یازده سال پیش میساختم برای کاربردهای پزشکی ، هم 940 هم 980 ....برای فروش نمیساختم برای یکی از بزرگترین شرکتهای داروسازی ایران عزیزمون میساختم .... پودر سفید کرکی .... این ترکیب به شدت به یونهای فلزی و کلر حساسه ، نمک معمولی هم منهدمش میکنه تنها چیزی که نساختم خشتک بروسلی بوده همه چیو امتحان کردم ....خود برند لوبریزول و اسم اختصاصی کربوپول از همه آشفال تر بود و بهترین فرم و عملکردو بیوپول های اسپانیایی داشتن که نمیدونم اینا هنوزم هست یا نه ... آکوپک هم سنگین بود و کیفیت متوسطی داشت به هر حال تا زمانی که پ هاش ماجرا خنثی نشه به ژل سنگین و ویسکوزیته مناسب و البته شفاف نمیرسی .... کربوپول یک ویسکوزفایره ولی با کمک تری اتانول آمین ...تری اتانول آمین دو مدل داره و تری اتانول آمین 99 پتروشیمی شازند محصول با کیفیتیه و همون شازند تری اتانول درست یادم نیست 70 فکر کنم هم داشت که اون دوزار نمی ارزه .... تری اتانول یک روغن آلکالین و قلیاییه موید باشی
  13. عکس جالبیه اما به نظرت این عکس چقدر شبیه منه ؟ معمولا آدمها عکس های آواتارشون رو شبیه به روحیات خودشون میذارن منظورم از شبیه من چهرش نیستا منظورم زبون عکسه
×
×
  • جدید...