رفتن به مطلب

Saze SHekasteh

کاربر انجمن
  • تعداد ارسال ها

    636
  • تاریخ عضویت

  • آخرین بازدید

  • روز های برد

    3

تمامی مطالب نوشته شده توسط Saze SHekasteh

  1. تاثير سطوح مختلف دانه خلر خام و حرارت داده شده بر بازده رشد و برخي از متابوليت هاي خون جوجه هاي گوشتي اثرات سطوح مختلف دانه خلر خام و حرارت داده شده در جيره جوجه هاي گوشتي، بر عملكرد رشد و متابوليت هاي خون آنها بررسي شد. براي اين منظور از 210 قطعه جوجه گوشتي 14 روزه سويه تجاري راس در قالب يك طرح بلوك كامل تصادفي با 7 تيمار، 3 تكرار و 10 جوجه در هر تكرار استفاده شد. تيمارهاي آزمايشي شامل جيره شاهد (بدون خلر) و جيره هاي حاوي سطوح 10، 20 و 30 درصد دانه خلر خام يا حرارت داده شده بودند. مصرف غذا، افزايش وزن، ضريب تبديل غذايي، شاخص توليد اروپايي، فسفات لاشه، غلظت پروتئين كل، تري گليسريد و كلسترول در پلاسماي خون جوجه ها مورد ارزيابي قرار گرفت. نتايج به دست آمده نشان داد كه سطوح 20 و 30 درصد خلر خام موجب افزايش معني دار (05/0P
  2. آنتي اكسيدان آنتي اكسيدان ها بعنوان افزودني سبب جلوگيري از اكسيداسيون و فساد چربي در جيره غدايي طيور مي گردد. منابع چربي و روغن با توجه به مزاياي آن (افزايش بالاي انرژي جيره ، بهبود بافت ، خوش خوراكي و...) در تغذيه طيور مورد توجه قرا گرفته است.همچنين اجزايي غذايي با چربي بالا مانند پروتئين هاي حيواني نيز در جيره مورد استفاده قرار مي گيرند.فساد و اكسيد اسيون چربي هاي سبب كاهش كيفيت انرژي ، كاهش دسترسي به اسيد آمينه موجود در خوراك و از بين رفتن ويتامين هاي محلول در چربي مانند A‌ ، D و E‌ مي شوند.همچنين سبب بيماري هاي تغديه اي در جوجه مانند آنسفالومالاسي ، خيز زير جلدي و دیستروفی (تحليل) عضلانی مي گردد.
  3. تاثير پروبيوتيك بر عملكرد و تركيبات لاشه جوجه هاي گوشتي تحت شرايط نرمال و تنش گرمائي آزمايشي به منظور بررسي اثرات پروبيوتيك (آسپرژيلوس اريزا، ساكارومايسس سرويزا و پريمالاك) در شرايط نرمال و تنش گرمايي بر عملكرد جوجه هاي گوشتي صورت گرفت. تعداد 768 قطعه جوجه گوشتي از سويه راس 308 در 48 واحد آزمايشي (4 تيمار با 6 تكرار و 16 قطعه در هر تكرار) در قالب طرح بلوكهاي كاملاً تصادفي با قرار گرفتن در دو بلوك تحت تنش گرما و شرايط نرمال استفاده شد. جيره هاي غذايي مورد استفاده در آزمايش، بر اساس احتياجات غذايي جوجه هاي گوشتي (سويه راس 308) در سن 21- 1 و 42- 22 روزگي و با مقادير معين مواد افزودني تهيه گرديد. صفاتي كه اندازه گيري گرديد شامل افزايش وزن بدن، خوراك مصرفي، ضريب تبديل غذايي و تركيبات لاشه پرنده گان بود و جوجه ها به صورت آزاد به آب و جيره دسترسي داشتند. جوجه از هر تيمار به طور تصادفي جهت كشتار انتخاب گرديد. مواد افزودني پروبيوتيك سبب بهبود عملكرد جوجه هاي گوشتي نگرديد ولي وزن لاشه و راندمان لاشه را به طور معني داري كاهش داد (05/0
  4. بررسی مقايسه ای پريمالاك و سالينومايسين در تحريك مصرف اكسيژن كلي بدن و بخش روده اي و نيز توليد سيتوكين در مخاط روده اي مطالعه حاضر مصرف اكسيژن كل بدن، مصرف اكسيژن روده اي و وضعيت التهاب روده اي در خلال توليد سيتوكين روده اي در نيمچه هاي گوشتي كه پروبيوتيك پريمالاك مصرف كرده بودند را مشخص كرد. به طور تصادفي تعداد 120 نيمچه گوشتي يك روزه، يكي از سه جيره آزمايشي را كه شامل جيره استارتر استاندارد (كنترل)، جيره كنترل + سالينومايسين (SAL) وجيره كنترل + پريمالاك (DFM) را دريافت كردند. نمونه هايي از ايلئوم و سكوم در روزهاي 19، 20 و21 بعد از اندازه گيري مصرف كلي اكسيژن بدن با استفاده از روش كالري متري مستقيم جمع آوري شد. مصرف اكسيژن بافت ايلئوم با استفاده روش آزمايشگاهي (in vitro) پايش اكسيژن (O2 monitor) اندازه گيري شد. آناليز وضعيت ايمني روده اي جوجه هاي گوشتي با استفاده از روش اختلافات نسبي (Relative differences) در mRNA سيتوكين هاي ضد التهابي و پيش التهابي اندازه گيري شد. اينترلوكين (IL) يك بتا،IL-6 وIL-10 با استفاده از روش رونويسي PCR معكوس اندازه گيري شد. گروه دريافت كننده پريمالاک در مقايسه با دو گروه ديگر 6 تا 16 درصد كاهش در مصرف انرژي كلي بدن و تا %47 كاهش در مصرف انرژي ايلئومي (05.0P
  5. اثر سلنيت سديم و پودر زردچوبه بر پارامترهاي تابع غيرخطي گومپرتز در جوجه هاي گوشتي پرورش يافته تحت تنش گرمايي در يك آزمايش، اثر منابع آنتي اكسيداني معدني (سلنيت سديم) و آلي (زردچوبه) بر پارامتر هاي رشد جوجه هاي گوشتي سويه ی تجاري راس با استفاده از معادله ی رشد گومپرتز در شرايط تنش گرمايي بررسي شد. براي اين منظور تعداد 180 قطعه جوجه ي يكروزه در دو جنس نر و ماده در قالب طرح بلوك كامل تصادفي با روش فاكتوريل 3 × 2 (6 تيمار و 3 تكرار) مورد استفاده قرار گرفتند. جيره هاي آزمايشي شامل (1) جيره ي كنترل؛ (2) جيره ي كنترل+ 5 گرم در كيلوگرم زردچوبه؛ (3) جيره ي كنترل+ 10 گرم در كيلوگرم زردچوبه؛ (4) جيره ي كنترل + 3/0 ميلي گرم در كيلوگرم سلنيت سديم؛ (5) جيره ي كنترل + 3/0 ميلي گرم در كيلوگرم سلنيت سديم+ 5 گرم در كيلوگرم زردچوبه و (6) جيره ي كنترل + 3/0 ميلي گرم در كيلوگرم سلنيت سديم+ 10 گرم در كيلوگرم زردچوبه بود. تنش گرمايي (35 درجه ي سانتي گراد) در طول هفته هاي 5 و 6 اعمال شد. نتايج نشان داد كه مقدار 10 گرم در كيلوگرم زردچوبه موجب افزايش زمان تغيير منحني سرعت رشد، وزن پاياني و وزن بدن در زمان تغيير منحني رشد شد، اما بين سطوح 5 و 10 گرم در كيلوگرم زردچوبه تفاوت معني داري ديده نشد. نتايج حاصل از اثر متقابل بين جنس و سلنيوم بر وزن پاياني نشان داد كه استفاده از سلنيوم موجب تفاوت معني دار (05/0p
  6. اثرات استفاده از جيره هاي غذايي حاوي سطوح پائين كلسيم و فسفر قابل دسترس برعملكرد جوجه هاي گوشتي نر در اين پژوهش اثرات سطوح متفاوت كلسيم و فسفر قابل استفاده جيره بر عملكرد رشد، درصد خاكستر استخوان درشت ني، ابقاء كلسيم و فسفر، و برخي از فاكتورهاي خوني در جوجه هاي گوشتي نر بررسي شد. 540 قطعه جوجه خروس گوشتي يكروزه از سويه آربور ايكرز پلاس در قالب طرح كاملاً تصادفي به صورت فاكتوريل 3×3 با 9 تيمار و 4 تكرار و 15 قطعه جوجه در هر واحد آزمايشي مورد استفاده قرار گرفت. جوجه ها با سه سطح كلسيم جيره (به ميزان توصيه شده توسط انجمن ملي تحقيقات در سال 1994، 80 درصد ميزان توصيه شده و 60 درصد ميزان توصيه شده) و سه سطح فسفر قابل استفاده جيره (به ميزان توصيه شده توسط انجمن ملي تحقيقات در سال 1994، 80 درصد ميزان توصيه شده و 60 درصد ميزان توصيه شده) از 7 تا 45 روزگي تغذيه شدند. درصد خاكستر استخوان درشت ني و فاكتورهاي خوني در سن 28 روزگي، افزايش وزن، خوراك مصرفي و ضريب تبديل غذايي در سن 42 روزگي و قابليت هضم مواد مغذي در سن 45 روزگي مورد اندازه گيري قرار گرفت. جيره هاي مورد آزمايش از نظر مقدار انرژي، پروتئين خام و ساير مواد مغذي به جز كلسيم و فسفر قابل دسترس، يكسان بودند. نتايج نشان داد كه كاهش سطح كلسيم جيره سبب بهبود افزايش وزن، افزايش مصرف خوراك، كاهش سطح كلسيم سرم، افزايش سطح فسفر سرم، افزايش فعاليت آلكالين فسفاتاز و افزايش قابليت هضم ظاهري كلسيم گرديد (05/0P
  7. اثرات آنزيم فيتاز (ناتافوس) و مخمر ساكارومايسس سرويسيه (بايوساف) بر عملكرد، كلسيم و فسفر خون جوجه‎هاي گوشتي به منظور بررسي امكان استفاده از آنزيم فيتاز و مخمر ساكارومايسس سرويسيه در جيره غذايي بر پايه ذرت-كنجاله سويا با فسفر قابل دسترس متفاوت در جوجه‎هاي گوشتي آربور ايكرز، آزمايشي با 264 قطعه جوجه يك روزه با ميانگين وزن 6/44 گرم و با استفاده از يك طرح كاملاً تصادفي با 6 تيمار و 4 تكرار و در هر تكرار 11 قطعه جوجه يك روزه براي دوره هاي آغازين، رشد و كل دوره انجام شد. جيره‎هاي آزمايشي در دوره هاي مختلف پرورش به گونه اي تهيه شدندكه از نظر انرژي و پروتئين يكسان ولي از نظر مقدار فسفر قابل دسترس متفاوت بودند بطوريكه جيره برپايه ذرت و سويا داراي مقدار فسفر توصيه شده NRC (شاهد) و جيره‎هاي ديگر حاوي 50 درصد فسفر قابل دسترس كمتر از توصيه شده بودند و ساير مواد مغذي جيره براساس انرژي متعادل شد. تيمار هاي آزمايشي شامل 1T) جيره شاهد، 2T) جيره شاهد + 500 واحد فيتاز + 1/0 درصد مخمر، 3T) جيره شاهد حاوي 50 درصد فسفر قابل دسترس توصيه NRC، 4T) جيره شاهد حاوي 50 درصد فسفر قابل دسترس توصيه NRC + 1/0 درصد مخمر، 5T) جيره شاهد حاوي 50 درصد فسفر قابل دسترس توصيه NRC + 500 واحد فيتاز و 6T) جيره شاهد حاوي 50 درصد فسفر قابل دسترس توصيه NRC + 500 واحد فيتاز + 1/0 درصد مخمر بود. موارد اندازه گيري شامل عملكرد (مصرف خوراك روزانه، افزايش وزن روزانه، ضريب تبديل خوراك)، كلسيم و فسفر خون بوده است. نتايج نشان داده است كه تنها كاهش 50 درصدي فسفر قابل دسترس در جيره شاهد بدون آنزيم (3T) موجب كاهش معني‎دار در مصرف خوراك روزانه و افزايش وزن روزانه نسبت به جيره شاهد همراه و بدون آنزيم و مخمر شده است (05/0>P). بهترين ضريب تبديل (93/1) در تيمار شاهد (1T) بدست آمد و استفاده از آنزيم فيتاز و مخمر در جيره شاهد (2T) و شاهد حاوي 50 درصد فسفر (3T) موجب بهبود ضريب تبديل نشد. غلظت كلسيم خون در كليه تيمارها مشابه بوده ولي غلظت فسفر خون در 21 و 42 روزگي در تيمارهاي حاوي 50 درصد فسفر قابل دسترس (3T، 4T، 5T و 6T) به طور معني داري نسبت به تيمار شاهد حاوي فيتاز و مخمر (2T)، كاهش يافت (05/0p
  8. تعيين سطح مطلوب انرژي و پروتئين و اثر كاربرد چربي در جيره جوجه‌هاي گوشتي در شرايط استرس گرمايي بلندمدت به منظور ارزيابي مهمترين عوامل تغذيه‌اي مؤثر در جيره جوجه‌هاي گوشتي تحت شرايط استرس گرمايي دو آزمايش انجام شد. در هر آزمايش 200 جوجه نر و 200 جوجه ماده يكروزه در حرارت بالا و مداوم (32 C) بر روي بستر پرورش يافتند. هر دو آزمايش بصورت فاكتوريل (2×2×2) در قالب طرح بلوكهاي كامل تصادفي با 5 تكرار و 10 جوجه نر يا ماده در هر تكرار انجام گرفت . تيمارهاي آزمايشي در آزمايش اول شامل دو سطح انرژي (2900 و 3100 كيلوكالري در هر كيلوگرم)، دو سطح پروتئين (NRC و 10 درصد كمتر از NRC) و دو جنس (نر و ماده) و در آزمايش دوم شامل دو سطح چربي (با چربي افزودني و بدون چربي افزودني)، دو سطح پروتئين (NRC و 10 درصد كمتر از NRC) و دو جنس (نر و ماده) بودند. شاخصهاي مورد مطالعه مورد مطالعه در دو آزمايش عبارت بودند از وزن بدن و اضافه وزن روزانه مصرف خوراك روزانه و ضريب تبديل آن، مصرف پروتئين و انرژي در هر دوره و ضريب تبديل آنها به اضافه وزن، هزينه خوراك به ازاي هر كيلوگرم اضافه وزن، درصد لاشه، سينه و چربي حفره بطني در 49 و 56 روزگي و تلفات جوجه‌ها از 7 تا 56 روزگي. در آزمايش اول افزايش سطح انرژي جيره اثر معني‌داري بر اضافه وزن بدن نداشت ، و ضريب تبديل خوراك را بيشتر نمود. سطح انرژي بالا، مصرف انرژي و پروتئين را در جوجه‌هاي گوشتي بطور معني‌داري (p
  9. تاثير پروبيوتيك هاي تك سويه، دو سويه و چند گونه بر عملكرد، مرفولوژي روده و پارامتر ها ايمني شناسي و خون شناسي جوجه هاي گوشتي تاثير پروبيوتيك ها به عنوان ميكروارگانيسم هاي مفيد براي سلامتي حيوان ميزبان مي توانند عملكرد، دستگاه گوارش و سيستم ايمني را تحت تاثير قرار دهند. با توجه به تنوع محصولات پروبيوتيكي در دسترس، هدف از انجام تحقيق حاضر مقايسه تاثير پنج نوع پروبيوتيك بر عملكرد، مرفولوژي روده و برخي شاخص هاي ايمني و خون شناسي جوجه هاي گوشتي مي باشد. پروبيوتيك هاي مورد آزمايش به 480 قطعه جوجه خروس گوشتي براي مدت 49 روز تغذيه شدند. عملكرد به تفكيك دوره هاي آغازي، رشد، پاياني و كل دوره بررسي شد. نمونه هاي روده كوچك در سنين 21 ، 35 و 49 روزگن از نظر مرفولوژي مطالعه شدند. به عنوان پاسخ ايمني عيار پادتن عليه گلبول قرمز گوسفند و و اكسن نيو كاسل اندازه گيري شد. عملكرد در دوره هاي مختلف تحت تاثير نوع پروبيوتيك قرار گرفت. ويژگي هاي مرفولوژي پزهاي روده كوچك تحت تاثير نوع پروبيوتيك استفاده شده بود. فاكتورهاي خوني و ايمني تحت تاثير نوع پروبيوتيك مصرفي قرار نگرفت. توجه به نوع و تركيب ميكروارگانيسم هاي موجود در فراورده هاي پروبيوتيك با توجه به هدف استفاده كننده و كارايي فراورده ها ضروري مي باشد.
  10. بررسي اثر بي كربنات سديم، كلريد آمونيم و كلريد پتاسيم بر عملكرد جوجه هاي گوشتي تحت تنش حرارتي محدوده دمايي 18 تا 21 درجه سانتي گراد مناسب ترين دامنه حرارتي براي مرغ ها مي باشد و اگر دما از 24 درجه سانتي گراد عبور كند زندگي آنها تحت تاثير استرس گرمايي قرار مي گيرد . آزمايشي با 224 قطعه جوجه گوشتي سويه آرين از سن 7 تا 49 روزگي در قالب طرح كاملاً تصادفي با 7 تيمار و 4 تكرار (8 قطعه جوجه براي هر تكرار) براي مشخص نمودن اثر سه ماده شيميايي بي كربنات سديم، كلريد آمونيم و كلريد پتاسيم در دو سطح 1/0 و 3/0 درصد و تيمار شاهد اجرا گرديد. نتايج نشان داد كه اثر تيمارها بر وزن (01/0 P) و ضريب تبديل (05/0 P) معني دار بود، اما بر مصرف غذا اثر معني داري نداشت (05/0 )
  11. استفاده از اسیدهای آلی برای کاهش عفونت سالمونلا سالمونلا یکی از عوامل بیماریزای مهم در انسان می باشد که می تواند با علائمی نظیر اسهال، استفراغ و تب خونمایی کند. باکتری سالمونلا در دستگاه گوارش انسان و حیوانات عفونت ایجاد می کند و از آنجا مسیر خود را برای نفوذ به سایر بافت ها پیدا می کند. گوشت و تخم مرغ آلوده معمول ترین منابع عفونت سالمونلا هستند. منابع آلودگی امروزه از یک طرف فشارها برای پاک نگه داشتن مزارع از عفونت سالمونلا افزایش یافته است و از طرف دیگر استفاده از آنتی بیوتیک ها (به دلیل جلوگیری از ایجاد مقاومت در سالمونلا) ممنوع شده است. این مقررات فشار زیادی را به مزرعه داران وارد می کند زیرا سبب می شود گوشت و تخم مرغ مزارع آلوده به صورت محدود وارد بازار شود و گاهی گله های مثبت بالاجبار راهی کشتارگاه شده یا معدوم شوند. انتقال از طریق دان یکی از عوامل خطرساز اما نه چندان جدی ورود سالمونلا به گله می باشد. این یافته به تازگی طی یک مطالعه گسترده در اسپانیا به اثبات رسیده است. در این مطالعه که برروی 44 مزرعه گوشتی و 51 مزرعه تخمگذار انجام گرفت تنها %5/1 نمونه های دان مزارع گوشتی و %8/3 نمونه های دان مزارع تخمگذار آلوده به سالمونلا بودند. اقدامات بهداشتی مهمترین عامل جلوگیری از شیوع سالمونلا در مزارع ماکیان می باشد. اگرچه خطر انتقال سالمونلا از طریق دان کم اهمیت می باشد اما برای کاهش خطرآن توجه زیادی به دان می شود. از جمله کارهایی که برای کاهش انتقال سالمونلا برروی دان انجام می گیرد عبارت است از کنترل نهاده های خریداری شده ، استفاده از دان پلت، حرارت دادن دان و استفاده از اسیدی کننده های دان. در مبحث مبارزه با سالمونلا اسیدهای آلی نقش موثری دارند. نخست آنکه زمانیکه اسیدهای آلی با دان مخلوط می گردند می توانند سالمونلاهای موجود در دان را از بین ببرند. خصوصا ً آنکه استفاده از اسیدهای آلی همراه با فرایند حرارت دادن نظیر پلت کردن می تواند بسیار موثر باشد. دوم آنکه اسیدهای آلی زمانیکه به دان افزوده می شوند می توانند سالمونلاها را در دستگاه گوارش مرغ از بین ببرند. سوم آنکه می توان برای از بین بردن سالمونلاهای موجود در دستگاه گوارش اسیدهای آلی را به آب آشامیدنی مرغ ها اضافه نمود. دستگاه گوارش جایگاه مهمی برای رشد و تکثیر سالمونلا در ماکیان می باشد. سالمونلا می تواند پس از تکثیر در دستگاه گوارش از طریق مدفوع منتشر شده و تمام مزرعه، تخم مرغ ها، لاشه ها و سایر تجهیزات مربوطه را آلوده نماید. بنابراین برای جلوگیری از انتشار بیشتر آلودگی، مبارزه با سالمونلا در دستگاه گوارش ماکیان از اهمیت زیادی برخوردار است. همانطور که پیش از این گفته شد بر اساس قوانین موجود استفاده از آنتی بیوتیک ها برای جلوگیری از رشد عوامل بیماریزا از جمله سالمونلا ممنوع شده است. به همین دلیل اسیدهای آلی می توانند جایگزین های مناسبی برای مهار سالمونلا در دستگاه گوارش باشند. یک مطالعه جدید نشان می دهد ترکیب اسیدهای آلی و روغن های ضروری تاثیر ضد باکتریایی بسیار قوی بر علیه سالمونلا دارند. اسیدهای آلی و روغن های ضروری هر کدام به تنهایی رشد سالمونلا را مهار می کردند اما زمانیکه با هم ترکیب می شدند اثر کشندگی بسیار قوی برروی سالمونلا داشتند. برای بررسی این عملکرد تحت شرایط مزرعه اخیرا ً یک آزمایش برروی جوجه های گوشتی که با سالمونلا پاراتیفی B (Salmonelle Paratyphi B) واریانت Java چالش شده بودند انجام گرفت. این سروتیپ سالمونلا پس از سروتیپ سالمونلا انتریتیدیس (S.enteritidis) شایع ترین سالمونلا جدا شده از گوشت ماکیان می باشد. یک آزمایش کاربردی هدف از این آزمایش بررسی میزان حفاظت جوجه های گوشتی در برابر عفونت سالمونلا با استفاده از افزودن اسیدهای آلی و یا ترکیب آنها با روغن های ضروری به دان بود. بدین منظور از 120 جوجه ماده یکروزه استفاده شد و آنها به سه تیمار تقسیم شدند : 1- گروه شاهد بدون استفاده از افزودنی ها 2- گروه تغذیه شده با %3 از مخلوط اسیدهای آلی در جیره 3- گروه تغذیه شده با ترکیب اسیدهای آلی و روغن های ضروری در روزهای 8 و 13 از کلوآک جوجه ها سوآب گرفته شد. نتایج نشان داد مخلوط اسیدهای آلی مشابه ترکیب اسیدهای آلی و روغن های ضروری به میزان قابل توجهی آلودگی سالمونلا را کاهش داد.هیچ تفاوت قابل توجهی میان این دو تیمار وجود نداشت. در مجموع باید گفت افزودن اسیدهای آلی به دان و آب آشامیدنی می تواند نقش مهمی در مهار رشد سالمونلا در مزارع ماکیان داشته باشد. اسیدهای آلی نه تنها سالمونلاهای موجود در دان را از بین می برند بلکه میزان عفونت سالمونلا را در دستگاه گوارش کاهش می دهند و در نتیجه سبب کاهش انتشار سالمونلا در مزرعه می شوند. بهبود بیشتر مخلوط های اسیدهای آلی نظیر ترکیب آنها با روغن های ضروری می تواند باعث افزایش تاثیر آنها و کاهش هزینه ها گردد. International Poultry Production(2009) V01 17(5):13-14
  12. بررسي اثر سطوح مختلف سبوس برنج و آنزيم بر عملكرد جوجه هاي گوشتي در اين آزمايش اثرات سطوح مختلف سبوس برنج (صفر، 6، 12و 18 درصد) و يك آنزيم چندگانه (صفر و 1/0 درصد) بر عملكرد جوجه‌هاي گوشتي مورد بررسي قرار گرفت. 384 قطعه جوجه خروس يكروزه گوشتي سويه راس به 8 تيمار آزمايش اختصاص داده شدند و هر تيمار شامل 4 تكرار بود و در هر تكرار 12 قطعه جوجه خروس گوشتي قرار داده شد. اين آزمايش در قالب طرح پايه كاملاً تصادفي به روش آزمايش فاكتوريل (2×4) اجرا گرديد. نتايج آزمايش نشان داد كه با افزايش سطح سبوس برنج در جيره، وزن بدن و افزايش وزن در تيمارها به طور معني‌داري كاهش و ضريب تبديل افزايش يافت. همچنين مصرف خوراك و فراسنجه‌هاي خوني در تيمارهاي مختلف معني‌دار نشد. وزن سنگدان (05/0P
  13. تاثير مدت تغذيه جيره آغازين - پاياني (رشد) و سطح ليزين جيره بر عملكرد توليدي جوجه هاي گوشتي اين تحقيق به منظور تعيين اثر سطوح مختلف اسيد آمينه ليزين و زمان تغذيه جيره آغازين و پاياني بر عملكرد جوجه هاي گوشتي در يك آزمايش فاكتوريل 2*2*2 در قالب كاملا تصادفي انجام شد. فاكتور اول ، مدت تغذيه جيره آغازين، فاكتور دوم ، مدت تغذيه جيره پاياني و فاكتور سوم ، سطح ليزين جيره بود. به هر يك از تيمارهاي آزمايش چهار گروه 16 قطعه اي اختصاص يافت. براي اين منظور تعداد 512 قطعه جوجه خروس گوشتي سويه راس 308 ، براي 49 روز بر روي بستر پرورش يافت و عملكرد توليدي آنها در دوره 0 تا 42 و 0 تا 49 روزگي مورد بررسي قرار گرفت . در دوره 0 تا 42 روزگي زمان تغذيه جيره آغازين بر افزايش وزن ، پروتئين مصرفي و بازده پروتئين مصرفي اثر معني داري نداشت ولي باعث افزايش مصرف خوراك، ضريب تبديل خوراك ، انرژي مصرفي و بازده انرژي شد. زمان تغذيه جيره پاياني بر عملكرد جوجه ها اثر معني داري نداشت. افزايش سطح ليزين باعث افزايش وزن زنده و كاهش هزينه هر كيلوگرم گوشت توليدي گرديد. ولي بر ديگر فراسنجه هاي آزمايش اثر معني داري نداشت. همچنين كاهش زمان تغذيه جيره آغازين به 14 روز اثر معني داري بر فراسنجه هاي آزمايش در دوره تا 49 روزگينداشت. ولي شروع زود هنگام تغذيه جيره پاياني در 35 روزگي باعث بهبود پروتئين مصرفي و راندمان پروتئين و هزينه خوراك مصرفي شد. افزودن سطح اسيد آمينه ليزين جيره به مقدار 115 درصد ، توصيه انجمن ملي تحقيقات، باعث افزايش وزن جوجه ها در دوره 0 تا 49 روزگي شد ولي بر ديگر فراسنجه ها تاثير معني داري نداشت. افزودن ليزين به مقدار 115 درصد توصيه شده سبب بهبود وزن لاشه شد، در صورتي كه بر ساير تركيبات لاشه تاثير معني داري نداشت.
  14. مطالعه ارزش تغذيه‏اي خرماي كامل ضايعاتي با و بدون آنزيم بر عملكرد جوجه‏هاي گوشتي اين آزمايش به منظور بررسي تأثير خرماي كامل غير قابل استفاده در خوراك انسان و استفاده از آنزيم بر عملكرد جوجه‏هاي گوشتي طراحي گرديد. تركيب شيميايي و انرژي قابل سوخت و ساز ظاهري (AME) و تصحيح شده بر اساس ابقاي صفر نيتروژن (AMEn) خرما تعيين شد و سپس با استفاده از 240 قطعه جوجه خروس گوشتي نژاد راس و در قالب يك طرح فاكتوريل 3×2 اثرات سطوح مختلف خرما (صفر، 10 و 20 درصد) و آنزيم (با و بدون آنزيم) بر عملكرد مورد مطالعه قرار گرفت. خرماي مورد آزمايش از انرژي قابل سوخت و ساز و پروتئين خام كمي برخوردار بود (به ترتيب 2729 كيلوكالري در كيلوگرم و 4/3 درصد). جوجه‏هايي كه با سطوح 10 و 20 درصد خرما تغذيه شدند، به استثناي 3 هفته اول پرورش، از رشد كمتري نسبت به تيمار شاهد برخوردار بودند (01/0P
  15. ارزيابي تغذيه‌اي پلت‌چسبان پروتئيني و تعيين بهترين سطح جايگزيني پودر‌ماهي با آن در جيرة جوجه‌هاي گوشتي به منظور تعيين اثر سطوح مختلف جايگزيني پلت‌چسبان پروتئيني آمت به جاي پودر‌ماهي بر عملکرد و قابليت‌هضم مواد مغذي، آزمايشي با 400 قطعه جوجه گوشتي يکروزه از سويه راس و با 5 نوع جيره غذايي در4 تکرار در قالب يک طرح کاملاً تصادفي اجرا گرديد. در اين جيره‌ها پنج سطح آمت شامل صفر (گروه شاهد)، 5/1، 3، 5/4 و 6 درصد جايگزين 6 درصد پودر‌ماهي در جيره شاهد گرديد. ميزان اضافه وزن و مصرف خوراک در پايان هر دوره آزمايش اندازه‌گيري و ضريب تبديل غذايي محاسبه شد. قابليت‌هضم مواد مغذي و انرژي قابل‌هضم جيره‌ها نيز از روش نمونه‌گيري ايلئوم انجام شد. نتايج نشان داد، در دوره آغازين تيمار 6 درصد آمت مصرف خوراك را كاهش داد(001/0 P
  16. عملكرد جوجه‌هاي گوشتي طي و بعد از اعمال محدوديت غذايي در سنين اوليه در اين تحقيق اثرات رقيق‌سازي انرژي و پروتئين جيره آغازين در سن 6 تا 12 روزگي بر عملكرد جوجه‌هاي گوشتي سويه تجارتي راس (Ross) مورد مطالعه قرار گرفت . اين آزمايش قالب طرح كاملا تصادفي با 6 گروه آزمايشي در 4 تكرار انجام شد. هر تكرار به عنوان يك واحد آزمايشي حاوي 30 قطعه جوجه گوشتي به صورت مخلوطي از دو جنس ، نر و ماده، بود. از پوسته برنج براي رقيق‌سازي انرژي و پروتئين جيره آغازين به ميزان 0 (شاهد)، 10، 15، 20، 25 و 30 درصد در دوره محدوديت (12-6 روزگي) استفاده شد. انرژي و پروتئين جيره‌هاي آزمايشي به ترتيب 3089، 2780، 2626، 2472، 2317 و 2163 كيلوكالري انرژي قابل متابوليسم در هر كيلوگرم جيره و 16/1, 17/16, 18/23, 19/29, 21/45 و 15/02 درصد پروتئين خام بود. در بقيه روزهاي پرورش تا 21 روزگي از جيره آغازين و از 22 تا 42 روزگي از جيره رشد مرسوم (بدون پوسته برنج) استفاده شد. در كل دوره جوجه‌ها به صورت آزاد به خوراك دسترسي داشتند. همچنين جيره‌ها به صورت آردي تهيه شده بود. رقيق‌سازي جيره سبب افزايش مصرف خوراك طي دوره محدوديت گرديد، اما مصرف انرژي و پروتئين كاهش پيدا كرد به همين خاطر افزايش وزن بدن طي محدوديت نيز كاهش يافت . به دليل رشد جبراني در هفته‌هاي بعد از محدوديت از لحاظ آماري تفاوت معني‌داري بين وزن بدن جوجه‌ها در گروه‌هاي تحت محدوديت و گروه شاهد در 42 روزگي مشاهده نشد (P>0.05) مصرف خوراك در دوره بعد از محدوديت در گروههاي تحت محدوديت اندكي كمتر كمتر از گروه شاهد بود. به همين دليل بازده غذايي در گروههاي تحت محدوديت به طور جزيي در دوره تغذيه مجدد (دسترسي آزادانه به غذا) بهبود يافت ، اما اختلاف معني‌داري با گروه شاهد نداشته است (P>0.05) رقيق‌سازي جيره در سنين ابتدايي تغيير معني‌داري در درصد كبد، درصد لاشه و درصد امعاء و احشاء در سن كشتار ايجاد نكرد. همچنين كاهش معني‌داري در درصد چربي محوطه شكمي مشاهده نشد. به طور كلي چون برنامه‌هاي محدوديت غذايي باعث كاهش تلفات ناشي از عوارض متابوليكي، بهبود بازده غذايي، كاهش هزينه‌دان و كاهش چربي محوطه شكمي (بدون كاهش وزن در سن كشتار) مي‌شوند، مزيت دارند. در اين آزمايش 20 و 25 درصد رقيق‌سازي جيره در هفته دوم به خاطر كاهش هزينه‌دان و اندكي افزايش در وزن نهايي سبب بهبود بازده توليد شده است .
  17. استفاده از ضايعات ميگو بجاي پودر ماهي در جيره جوجه‌هاي گوشتي هدف از اين آزمايش شناسايي تركيبات شيميايي ضايعات ميگو و بررسي امكان استفاده از اين ضايعات بجاي پودر ماهي در جيره غذايي جوجه‌هاي گوشتي بوده است . تجزيه شيميائي اين مواد نشان داد كه پودر ضايعات ميگوي الك نشده به ترتيب حاوي 45، 9/26، 1/28، 13، 36 و 3/1 درصد و پودر ضايعات ميگوي الك شده به ترتيب حاوي 47، 7/5، 1/38، 11، 31 و 3/4 درصد پروتئين خام، كلسيم، كيتين، خاكستر و چربي بوده‌اند. براي مشخص كردن مناسب‌ترين سطح جايگزيني پودر ضايعات ميگو بجاي پودر ماهي و بررسي اثر بيولوژيكي اين پودر بر رشد جوجه‌هاي گوشتي و ارزيابي فاكتورهاي اقتصادي توليد يك كيلوگرم وزن زنده آنها، طي يك آزمايش تغذيه‌اي در قالب يك طرح كاملا تصادفي با 336 جوجه گوشتي (نژاد لهمن) از هفته دوم سن تا 49 روزگي تحت 7 تيمار و سه تكرار 33، 66 و 100 درصد پودر ضايعات ميگوي الك شده و الك نشده جايگزين معادل پروتئيني پودر ماهي محتوي جيره شاهد گرديد. در پايان آزمايش نتايج نشان داد كه ميانگين وزن زنده در گروه 100 درصد جايگزين پودر ميگوي الك نشده با گروه شاهد اختلاف معني‌دار (P
  18. مقايسه اثر پروبيوتيك و آنتي بيوتيك بر عملكرد و سيستم ايمني جوجه هاي گوشتي به منظور مقايسه اثر پروبيوتيك وآنتي بيوتيك به جيره غذايي بر عملكرد و سيستم ايمني جوجه هاي گوشتي تعداد 400 قطعه جوجه گوشتي يك روزه نر از سويه تجاري راس به طور تصادفي به 4 گروه تقسيم گرديدند به طوري كه هرگروه شامل 4 تكرار 25 قطعه اي بود . جوجه هاي يك گروه به عنوان گروه شاهد با جيره غذايي فاقد هرگونه آنتي بيوتيك و داروي ضدكوكسيديوزي تغذيه شدند. نتايج حاصل از تحقيق نشان دادند كه در دوره آغازين رشد وكل دوره افزودن آنتي بيوتيك ويرجينيامايسين به جيره غذايي درمقايسه با گروه شاهد و گروه مصرف كننده 05/0 درصد پروبيوتيك موجب افزايش وزن بدن گرديد .
  19. بررسي اثرات آنزيم زايلاناز بر هيستومورفومتري روده باريك جوجه هاي گوشتي در طيور افزودن آنزيم ها با منشاء خارجي همانند آنزيم زايلاناز باعث بهبود بازدهي مي گردد. پژوهش حاضر به منظور بررسي اثرات استفاده از آنزيم زايلاناز بر روي هيستومورفومتري روده باريك طيور گوشتي انجام گرفت. در اين مطالعه آنزيم زايلاناز در دو سطح 0 و 07/0درصد در جيره» بر پايه گندم در 4 گروه (هر گروه شامل دو تكرار و در هر تكرار 15 قطعه) مورد استفاده قرار گرفت. پس از كشتار در پايان دوره پرورش (42 روزگي)، تعداد 10 قطعه از گروه شاهد و 10 قطعه از گروه تيمار براي نمونه برداري به منظور مطالعه ساختار دوازدهه، تهي روده و ايلئوم انتخاب شدند. سپس با استفاده از ميكروسكوپ نوري، تغييرات هيستومورفومتري روده باريك طيور گوشتي شامل ارتفاع كرك ها، تعداد سلولهاي جامي شكل، ضخامت اپيتليوم و عمق كريپت ها مورد ارزيابي قرار گرفت. مقايسه گروه شاهد با گروه تيمار، نشان داد كه در بخش هاي مختلف روده باريك گروه تيمار ارتفاع كرك ها و عمق كريپت ها افزايش يافته (05/0p
  20. بررسي اثرات سطوح مواد مغذي پيشنهادي بر عملكرد و صفات لاشه جوجه هاي گوشتي سويه راس اين آزمايش جهت ارزيابي اثر سطوح مختلف مواد مغذي بر عملكرد و صفات لاشه جوجه هاي گوشتي از سن 1 تا 49 روزگي انجام شد. بدين منظور از 384 قطعه جوجه ي گوشتي سويه ي راس - 308 در قالب طرح كاملاً تصادفي با شش تيمار و چهار تكرار (16 قطعه) استفاده شد. جيره هاي آزمايشي عبارت بودند از:1- توصيه ي انجمن تحقيقات ملي آمريكا NRC (1994)، 2- 110% توصيه ي NRC (1994)، 3- توصيه ي كاتالوگ سويه ي راس،4- 90% توصيه ي كاتالوگ سويه ي راس، 5- ميانگين سطوح مواد مغذي توصيهNRC و كاتالوگ سويه ي راس با دوره هاي پرورشي توصيه شده NRC (1994)، 6-ميانگين سطوح مواد مغذي NRC (1994) و كاتالوگ سويه ي راس با دوره هاي پرورشي توصيه شده كاتالوگ راس. همه ي جيره ها داراي انرژي قابل متابوليسم يكسان ولي سطوح مواد مغذي متفاوت بودند. نتايج حاصله نشان داد كه در همه ي دوره هاي پرورشي، افزايش وزن روزانه و خوراك مصرفي در جوجه هاي تغذيه شده با سطوح مواد مغذي توصيه شده توسط NRC (1994) به طور معني داري بيشتر از ساير سطوح مواد مغذي بود (05/0P
  21. تاثير پودر ضايعات كشتارگاهي طيور بر عملكرد، كيفيت تخم مرغ و متابوليت هاي خوني مرغ هايِ تخم گذار تجارتي در اواسط دوره تخم گذاري اين تحقيق به منظور بررسي تاثير سطوح مختلف پودر ضايعات كشتارگاهي طيور بر عملكرد مرغ هايِ تخم گذار تجارتي انجام شد. تعداد 160 قطعه مرغ تخم گذار سويه هايلاين در سن 42 هفتگي انتخاب شد و در قفس هاي تخم گذار 4 تايي قرار گرفت. جيره هاي آزمايشي شامل جيره غذايي شاهد (فاقد پودر ضايعات كشتارگاهي طيور) و جيره هاي غذايي داراي 2 ،4، 6 و 8 درصد پودر ضايعات كشتارگاهي طيور بود. اين آزمايش در قالب طرح كاملاً تصادفي با 5 تيمار و 4 تكرار به مدت 10 هفته اجرا شد. با افزايش سطح پودر ضايعات كشتارگاهي طيور در جيره هاي غذايي وزن تخم مرغ، درصد توليد تخم مرغ، گرم تخم مرغ توليدي و ميزان مصرف خوراك به طور معني داري كاهش يافت (05/0P
  22. تعيين نياز متيونين و اسيدهاي آمينه ي گوگرد دار در مرحله اوج توليد مرغ هاي مادر گوشتي آرين به منظور تعيين نياز متيونين در مرغ هاي مادر گوشتي آرين آزمايشي با استفاده از196 قطعه مرغ مادرگوشتي و 24 قطعه خروس در قالب طرح كاملاً تصادفي با 6 سطح متيونين (2/0، 25/0، 3/0، 35/0 ، 4/0 و 45/0 درصد)، 4 تكرار و 8 قطعه مرغ در هر تكرار در دوره ي اوج توليد(35-28 هفته) به مدت 11 هفته انجام شد. براي يكنواخت سازي وزن مرغ ها، تعداد بيشتري نيمچه تهيه شده و بر اساس وزن يكسان (15±2932 گرم) بين تيمارهاي آزمايشي توزيع شد. پروفيل اسيدهاي آمينه و ميزان پروتئين مواد خوراكي تعيين و جيره نويسي با استفاده از نتايج آناليز شيميايي صورت گرفت. جيره ها به شكل پلت تهيه شد. نتايج نشان داد كه سطوح مختلف متيونين تاثيري متوسط وزن تخم مرغ، درصد تخم مرغ دوزرده، تخم مرغ ريز و تخم مرغ هاي قابل جوجه كشي ندارد(05/0> P). درصد توليد، وزن توده تخم مرغ توليدي(گرم/مرغ/روز) و ضريب تبديل با تغييرات سطح متيونين مصرفي تفاوت معني دار نشان دادند(05/0> P). با استفاده از روش خط شكسته، ميزان متيونين مورد نياز براي گرم تخم مرغ توليدي به ازاي هر مرغ در روز، ضريب تبديل خوراك و تعداد تخم مرغ قابل قابل جوجه كشي به ترتيب424،429 و476 ميلي گرم در روز تعيين شد. هم چنين بر اساس اين نتايج، نياز اسيدهاي آمينه ي گوگرد دار براي گرم تخم مرغ توليدي به ازاي هر مرغ در روز، ضريب تبديل خوراك و تعداد تخم مرغ قابل جوجه كشي به ترتيب 843 ، 848 و894 ميلي گرم در روز تعيين شد. با توجه به نتايج اين تحقيق، ميزان نياز متيونين به درصد در جيره براي گرم تخم مرغ توليدي به ازاي هر مرغ در روز، ضريب تبديل خوراك و تعداد تخم مرغ قابل قابل جوجه كشي به ترتيب 26/0، 266/0 و 296/0 درصد خواهد بود.
  23. تاثير روي- متيونين، بتائين و محدوديت غذايي بر عملکرد، ايمني همورال و شاخص¬هاي سلامت روده در جوجه هاي گوشتي قبل و بعد از آلودگي به کوکسيديوز عملكرد سيستم ايمني طيور تحت تاثير سطوح برخي از مواد مغذي جيره قرار مي گيرد كه ممكن است مقدار مورد نياز آنها براي حداکثر ايمني بالاتر از ميزان لازم براي حداکثر رشد باشد. اين مواد مغذي شامل انرژي و پروتئين جيره، اسيدهاي آمينه گوگرددار،كولين و بتائين، اسيدهاي آمينه بازي، روغن ها، ويتامين ها به ويژه ويتامين هاي A وE و نيز برخي مواد معدني از جمله روي و منگنز مي باشد. در اين مطالعه اثر سه مورد از موارد مذکور شامل روي- متيونين در سه سطح صفر،40 و60 ميلي گرم در کيلوگرم بتائين در سه سطح صفر، 6/0 و 2/1 كيلوگرم در تن ومحدوديت غذايي (آزمايش فاكتوريل 3*3*2 در 3 تكرار) بر عملكرد، ايمني همورال و کاهش عوارض ناشي از كوكسيديوز از جمله كاهش ضايعات در روده و کاهش اسمولاريتي محتويات آن مورد بررسي قرار گرفت. براي اعمال محدوديت غذايي، نيمي از جوجه¬ها در سن 11 تا 18 روزگي به صورت يك روز در ميان و نيم ديگر به صورت آزاد تغذيه شدند. روز شانزدهم دو جوجه از هر قفس با SRBC تزريق شدند و تيتر آنتي بادي عليه آن در 21 روزگي تعيين شد. کل گله در 28 روزگي با مخلوطي از دو گونه آيمريا ماکزيما و آسرولينا آلوده شدند. اسمولاريتي محتويات روده ها و مقدار IgA سرم و بافت روده (به روش ELISA) در روزهاي 21 و 42 تعيين شد. روي- متيونين در بهبود صفات عملكردي موفق نبود ولي بتائين و محدوديت غذايي باعث كاهش ضريب تبديل شدند. سطح 2/1 کيلوگرم درتن بتائين افزايش وزن روزانه را نيز بهبود داد. سطح 40 ميلي گرم در کيلوگرم روي- متيونين (05/0> P ) و محدوديت غذايي (01/0> P ) تيتر آنتي بادي عليه SRBC را افزايش دادند. تغييرات اسمولاريتي محتويات ايلئوم و سکوم مشابه بود و با سطح بالاي بتائين و محدوديت غذايي كاهش يافت. سطح IgA در سرم خون جوجه ها بعد از آلودگي به کوکسيديوز افزايش يافت. علاوه بر اين مقدار آن در سرم و بافت روده با افزايش سطح روي- متيونين و بتائين در جيره و همچنين با اعمال محدوديت غذايي افزايش يافت (01/0> P ). در مشاهدات هيستولوژيکي بافت روده، تاثير محدوديت غذايي بر افزايش سطح جذب، کاهش تخريب سلول هاي راس پرزي و کاهش ارتشاح بافتي معني دار بود. روي- متيونين و بتائين نيز در افزايش لنفوسيت هاي داخل اپيتليومي و کاهش تخريب سلول هاي راس پرزي تاثير معني داري داشتند (05/0> P ).
  24. اثرات ارقام گندم و آنزيم زايلاناز بر عملكرد جوجه هاي گوشتي جهت بررسي اثرات استفاده از ارقام مختلف گندم، با و يا بدون افزودن فرآورده آنزيمي گريندازيم در جيره روي عملكرد جوجه هاي گوشتي، آزمايشي با استفاده از سه رقم گندم(آذر، زرين و سرداري) و دو سطح آنزيم(با و يا بدون افزودن فرآورده آنزيمي گريندازيم) در قالب طرح كاملا تصادفي و به روش فاكتوريل 2*3 با استفاده از 480 قطعه جوجه گوشتي سويه تجاري راس 308 (نر و ماده) در يك دوره 42 روزه، در 8 تيمار و 4 تكرار و 13 قطعه جوجه در هر تكرار انجام شد. در طول مدت انجام آزمايش و در سنين 7، 14، 21، 28، 35 و 42 روزگي، مقادير وزن زنده و خوراك مصرفي اندازه گيري و بر اساس آنها مقادير افزايش وزن روزانه و ضرايب تبديل خوراك محاسبه گرديد. نتايج آزمايش نشان داد كه بين ارقام گندم مورد مطالعه بهترين متوسط وزن بدن و افزايش وزن روزانه در گروه آذر و بالاترين خوراك مصرفي در دوره رشد و كل دوره در رقم آذر و متعاقب آن نيز بدترين ضريب تبديل خوراك در دوره رشد و كل دوره در گروه آذر و بهترين ضريب تبديل در گروه سرداري مشاهده شد. مكمل آنزيمي گريندازيم اضافه شده به جيره باعث كاهش معني دار (P
  25. تعيين تيپ و آناليز مولكولي ژن S1 ويروس برونشيت عفوني در جوجه هاي گوشتي استان اصفهان فاصله زماني تابستان 1385 تا تابستان 1386 از گله هاي جوجه گوشتي واجد سندرم تنفسي مشكوك به برونشيت عفوني در استان اصفهان با اخذ تاريخچه نمونه ناي اخذ شد . RNA ي ويروسي با كيت تخليص RNA استخراج شد و در واكنش RT-PCR يك مرحله اي با پرايمرهاي 2 uni 1 S و 2 XCE كه براي ويروسهاي برونشيت عفوني مشترك است، قطعه اي بطول 1200 جفت باز از ژن S 1 مورد تكثير قرار گرفت سپس محصول RT-PCR براي شناسايي و تفريق تيپهاي ماساچوست، 274 D و 4/91 به روش Nested PCR با پرايمرهاي اختصاصي تيپ، تكثير شد . درNested PCRسويه هاي رفرانس 274 D و 120 H ،4/91 با پرايمرهاي اختصاصي تيپ، بترتيب، قطعاتي به طول Nested PCR ،، پنج جدايه در RT-PCR جدايه شناسايي شده در 7 جفت باز توليد كردند . از 975 ، 295 و 217 قطعاتي به طول 295 جفت باز همانند سويه هاي رفرانس 120 H و 2 جدايه قطعا تي به طول 975 جفت باز همانند سويه رفرانس 4/91 توليد كردند . سپس قطعه 1650 جفت بازي از ژن 1 S سويه هاي مربوط به تيپ 4/91 و ماساچوست تعيين توالي شدند . نتايج تعيين توالي ضمن تائيد نتايج Nested PCR نشان داد سويه هاي متعلق به تيپ 4/91 شباهت بيشتري با سويه بيماريزاي 4/91 دارند و سويه متعلق به تيپ ماساچوست شباهت زيادي با سويه واكسنيH120 نشان مي دهد . علاوه براين، مقايسه توالي ژن S 1 سويه هاي 4/91 اصفهان با ساير سويه هاي رفرانس 4/91 نشان داد، سويه هاي اصفهان در برخي موقعيتهاي نوكلئوتيدي و اسيدآمينه اي منحصر بفرد مي باشند كه اهميت آنها بوضوح مشخص نيست . بهرحال، با تائيد حضور تيپ 4/91 در استان اصفهان و با توجه به اختلاف حدود 25 درصدي سويه هاي 4/91 اصفهان با سويه واكسني 120 H ، بنظر مي رسد براي كنترل برونشيت عفوني يك راهبرد واكسيناسيون مناسب لازم است
×
×
  • جدید...