رفتن به مطلب

EN-EZEL

کاربر عادی
  • تعداد ارسال ها

    3,647
  • تاریخ عضویت

  • آخرین بازدید

  • روز های برد

    16

آخرین بار برد EN-EZEL در 10 بهمن 1389

EN-EZEL یکی از رکورد داران بیشترین تعداد پسند مطالب است !

اعتبار در سایت

13,037 Excellent

درباره EN-EZEL

  • درجه
    <b><font color="#0066FF" face="Tahoma">کاربر فعال </b></font>
  • تاریخ تولد 3 فروردین 1365

اطلاعات شخصی

  • نام واقعی
    ---------------
  • جنسیت
    مذکر
  • محل سکونت
    لرستان

اطلاعات شغلی و تحصیلی

  • رشته تحصیلی
    سایر رشته ها
  • مقطع تحصیلی
    فوق لیسانس

آخرین بازدید کنندگان نمایه

بلوک آخرین بازدید کننده ها غیر فعال شده است و به دیگر کاربران نشان داده نمیشود.

  1. EN-EZEL

    موسيقي سنتي ايران(نوازندگي سازهاي آرشه اي)

    “خیال قدیم” موسیقی بسیار سوزناک اثر حسام اینانلو است. این موسیقی از بخش دوم آلبوم “پشت پرچین سخن” انتخاب شده است. بخش اول با نوازندگی مجید درخشانی (تار) به همراه دو ساز تبلا و ساکسیفون و بخش دوم با نوازندگانی حسام اینالو (کمانچه) و همایون نصیری (سازهای کوبه ای) اجرا شده است. در موسیقی ای که من انتخاب کرده ام شما صداسازهای کمانچه و کمانچه آلتو با نوازندگی حسام اینالو را می شنوید و ساز کوبه ای جز در قسمت ابتدایی خلق صدایی ندارد. این اثر برای من بسیار سوزناک بوده و من از این دست موسیقی ها بسیار لذت می برم. امیدوارم برای شما نیز مورد قبول واقع شود.
  2. EN-EZEL

    موسيقي سنتي ايران(نوازندگي سازهاي آرشه اي)

    سعید فرج پوری از نوازندگان سرشناس کمانچه و آهنگسازان موسیقی سنتی ایران محسوب می شود. همچنین او یکی از اعضای گروه موفق دستان است و به همراه این گروه کنسرت های فراوانی را با خوانندگانی نظیر محمدرضا شجریان،شهرام ناظری و همایون شجریان و… برگزار کرده است. ایشان ضمن نوازندگی در آهنگسازی نیز موفق بوده اند و آثاری نظیر غوغای عشقبازان (محمدرضا شجریان) و دریای بی پایان (سالار عقیلی) و… را در کارنامه دارند. ایشان همچنین در موسیقی کردی نیز آثاری را با خوانندگان محلی خلق کرده اند. در زمینه نوازندگی کمانچه دو آلبوم از سعید فرج پوری در بازار موجود است به نام های “کمانچه نوازی” و “تکنوازی کمانچه” . آلبوم اول بیشتر حول اجرای موسیقی های کردی با کمانچه است و آلبوم دوم در زمینه موسیقی سنتی اجرا شده است. برای آشنا شدن با شیوه نوازندگی ایشان موسیقی ای از دو نوازی کمانچه و تنبک را از آلبوم دوم یعنی “تکنوازی کمانچه” انتخاب کرده ام. در این موسیقی که مقدمه ضربی نام در دستگاه ماهور نام دارد ، داریوش زرگری با ضرب تنبک سعید فرج پوری را همراهی میکند. امیدوارم از شنیدن آن لذت ببرید.
  3. EN-EZEL

    موسيقي سنتي ايران(نوازندگي سازهاي آرشه اي)

    تدريس كمانچه شیوه آموزش کمانچه چند وقتی است که تغییر کرده و از حالت قدیمی آن عبور کرده و بسیاری از نوازندگان امروزی با این شیوه نوازندگی میکنند . این تغییرات هم در نحوه گرفتن ساز و هم در نحوه نوازندگی ساز است. یکی از تاثیرگذارترین افرادی که تحول عظیمی در آموزش کمانچه ایجاد کرده است ، اردشیر کامکار می باشد که با کوشش فراوان و ممارست در آموزش ، شاگردان موفق بسیاری تربیت کرده که امروزه از آهنگسازان و نوازندگان خوب در عرصه موسیقی می باشند. خوشبختانه هنوز خود اردشیر کامکار آموزش کمانچه دارند و در تمامی سطوح این کار را انجام می دهند ولی توصیه می شود که دوستداران مکتب ایشان در سطوح بالاتر به کلاس ایشان رفته و در مراحل مقدماتی و چند کتاب اول با شاگردان ایشان کلاس انتخاب کنند. کتاب های آموزش کمانچه ، کتاب های ویولن هنرستان نوشته روح الله خالقی است که اکثر اساتید با این کتاب آموزش را شروع می کنند. البته کتاب های دیگری هم هستند ولی کتاب هنرستان رایج و اکثرا آموزش داده می شود. از شاگردان خوب اردشیر کامکار که روش و شیوه ایشان را دنبال می کنند "شروین مهاجر" و "احسان ذبیحی فر" می باشند. کسانی که قصد دارند از سطوح ابتدایی شروع به یادگیری اصولی و حرفه ای ساز کمانچه کنند ، توصیه می شود به آنها مراجعه کنند. حسام اینانلو ، از نوازندگان و آهنگسازان خوب کمانچه است که خود در بخش آموزش دارای سبک و اصولی خاص می باشد. ایشان هم از شاگردان اردشیر کامکار و سامرحبیبی بوده و اصول ردیف و بداهه نوازی را نزد استاد مرحوم محمدرضا لطفی آموزش دیده است و در این چند ساله با انتشار آلبوم های خوب و آهنگسازی های موفق و همکاری با اساتید مجرب ، در راه آموزش هم اقدامات مهمی انجام داده است. ایشان هم در تمامی سطوح آموزش کمانچه دارند و چندین سال است که به صورت پایه ای و بر اساس شیوه و متدی حرفه ای ، اقدام به آموزش ساز کمانچه برای سنین کودکان و نوجوانان کرده است ، به خانواده هایی که قصد دارند فرزندان خود را از سنین کودکی به ساز کمانچه ترغیب کنند توصیه می شود که به این کلاس مراجعه کنند و همچنین کلاس های تخصصی ایشان در زمینه بداهه نوازی یکی دیگر از اقدامات مهم ایشان در زمینه آموزش می باشد. یکی دیگر از اساتیدی که تمامی زندگی خود را صرف کمانچه کرده است ، سامر حبیبی می باشد. سامر خود دغدغه زیادی در آموزش و حتی ساخت کمانچه دارد و امروزه یکی از اصولی ترین و حتی می توان گفت که بهترین سازنده ساز کمانچه است. ایشان با شناخت عمیق اجزا ساز کمانچه و دغدغه ای که در این ساز دارند ، در آموزش هم به همین منوال هستند و شاگردان ایشان هم از آموزشی اصولی و حرفه ای بهره می برند. متاسفانه ایشان به دلیل سازسازی و کنسرت های متعدد در خارج از کشور ، پذیرای شاگردان زیادی نخواهد بود ولی توصیه می شود که حتما دوره ای خدمت ایشان برسید و یا حداقل از سازهای ایشان دیدن کنید. اساتید دیگری هم در ساز کمانچه حضور دارند که دارای شهرت زیادی هستند ولی از نظر اصول آموزش طبق بررسی های انجام شده توصیه می شود که به اساتید زیر مراجعه شود. جهت مشاهده اطلاعات بیشتر و تخصصی بر روی استاد مورد نظر کلیک کنید. اردشیر کامکار حسام اینانلو سامر حبیبی شروین مهاجر احسان ذبیحی فر
  4. EN-EZEL

    موسيقي سنتي ايران(نوازندگي سازهاي آرشه اي)

    کیهان کلهر یکی از سرشناس ترین موسیقیدانان ایرانی در خارج و داخل از کشور به شمار می رود. عمده شهرت کیهان کلهر در ایران برای همکاری با استاد شجریان در کنسرت ها و آلبوم شب سکوت کویر و شهرت جهانی او برای همکاری با گروه هایی نظیر بروکلین رایدر و جاده ابریشم و… است. صدای کمانچه کلهر بسیار زیباست ولی به نظر من ایشان این صدا را از دوست دارانش دریغ میکنند! از استاد تکنوازی های کمانچه بسیار کم انجام داده اند و اصلاً آلبومی ویژه تکنوازی کمانچه ندارند. شاید بهترین آلبومی که بتوانید تکنوازی ایشان را بشنوید ، آلبوم های شجریان و یا آلبوم تنها نخواهم ماند باشند که آنها نیز ویژه تکنوازی نیستند. (در آلبوم تنها نخواهم ماند شاه کمان نواخته اند) برای پیدا کردن تکنوازی ای زیبا از کمانچه ، جستجو زیادی انجام دادم که در نهایت تصمیم گرفتم، تکنوازی ای که استاد کلهر در رادیو npr انجام داده اند را برای دوستداران صدای کمانچه و کیهان کلهر و شاید ساز سوخته منتشر کنم. این تکنوازی زیبا با کیفیت عالی را تقدیم میکنم به شما ! منتظر نظراتتان هستم!
  5. EN-EZEL

    موسيقي سنتي ايران(نوازندگي سازهاي آرشه اي)

    در خدمت شما هستم با معرفی علی اکبر شکارچی و هدیه کردن تکنوازی زیبایی در مایه افشاری از این استاد. علی اکبر شکارچی از هم نسل های محمدرضا لطفی که اتفاقاً در گروه عارف با آن مرحوم همکاری های فراوانی داشتند. علی اکبر شکارچی متولد ۱۳۲۸ در لرستان در کنسرت ها و آلبوم های زیادی به همراه گروه عارف شرکت داشته است ولی تعداد آلبوم هایی که خودش آهنگسازی آنها را برعهده داشته باشد کمتر است. یکی از این آلبوم ها “عاشقانه” نام دارد که شامل تکنوازی کمانچه و دونوازی تنبک و کمانچه است. من از این آلبوم موسیقی ای در مایه افشاری به نام “درآمد آواز افشاری” برایتان انتخاب کرده ام که میتوانید تکنوازی کمانچه ایشان را بنشوید. مسلماً لذت خواهید برد.
  6. EN-EZEL

    موسيقي سنتي ايران(نوازندگي سازهاي آرشه اي)

    استاد بي بديل كمانچه ايران - مرحوم استاد علي اصغر بهاري این را دیگر همه می دانیم كه استاد علی اصغر بهاری حلقه اتصالی است میان كمانچه نوازان عهد قاجار و نسل امروز. او نوع نگاه مردم به كمانچه را آنگونه كه خود متعهدانه به این ساز می نگریست، تغییر داد. پیرنیاكان درباره استاد بهاری می گوید: او یكی از باتقواترین استادان موسیقی ماست. متن زیر بخش هایی از سخنان استادانی است كه در روز بزرگداشت وی ایراد كرده اند. ● پیرنیاكان و استاد بهاری یك روز به اتفاق حسین علیزاده و مجید درخشانی برای دیدن استاد شهنازی به منزلش در آبسرد دماوند رفتیم. وقتی رسیدیم ایشان گفتند از آقای بهاری خبری دارید، گفتیم نه. گفت خوب است به اتفاق به منزلش برویم. استاد شهنازی نشانی را بلد بودند و پیش افتادند. وقتی در زدیم جوانی در را باز كرد. استاد شهنازی به او گفت به آقای بهاری بگویید فلانی آمده است. چند دقیقه پس از رفتن آن جوان، دیدیم كه استاد بهاری نفس زنان خود را به دم در رساند و استاد شهنازی را در آغوش گرفت. او جوری به استقبال آمد كه گویی یك مقام بلند پایه مملكتی در منزلش را زده بود. وقتی در اتاق دور هم نشستیم، آقای علیزاده به استاد بهاری گفتند می خواهم مصاحبه ای بكنم و بعد صحبت ها شروع شد. ایشان در لابه لای حرف هایشان گفتند: من از آقای شهنازی خیلی استفاده كردم و در واقع شاگرد ایشان بودم. استاد شهنازی تعارف كردند و گفتند: نه آقا، ما با هم همكار بودیم. اما استاد بهاری گفت: نه آقای شهنازی بگذار این جوان ها بدانند كه من یك دوره ردیف را پیش شما كار كردم. ● علی اكبر شكارچی: بهاری خونگرم و بی ادعا بود «علی اكبر شكارچی» چهره نام آشنای كمانچه نوازی معاصر معتقد است «تجلیل از بهاری، تجلیل از موسیقی ایران است و امروز كه این برنامه به یادبود استاد برگزار می شود، نشانه قدرشناسی ملت ایران است». شكارچی همچنین یادی از كمانچه نوازان فقید چند سال اخیر همچون كامران داروغه و محمد طغانیان (نوازنده محلی) كرد و سپس در سیری گذرا بر زندگی استاد بهاری، ادامه داد: «بهاری، استادی مهربان بود كه موسیقی را از دایی ها و از پدربزرگش آموخت. بهاری همه شاگردان خود را بسیار دوست می داشت و هرگز نمی شد كه از زبان او برتری كسی را با فرد دیگری شنید». شكارچی، استاد بهاری را تنها حلقه اتصال نسل كمانچه نوازان عهد قاجار با نسل امروز عنوان كرد و افزود: «رشد و پیشرفت كمانچه نوازی نسل بعد از دهه ۵۰ متأثر از سه شیوه نوازندگی است؛ اول نوازندگی محلی كه در اقصی نقاط ایران با گویش ها و لحن های مختلف جریان دارد، دوم نوازندگی با لحن آذری كه هابیل علی اف نماینده شاخص آن هستند و سوم نوازندگی دستگاهی كه استاد بهاری به عنوان تنها منبع زنده در عصر حاضر آن را نمایندگی كردند و اینك به همت استاد بهاری است كه در حوزه موسیقی شهری، نوازندگان شاخصی این ساز را زنده نگه داشته اند». ● كیهان كلهر: استاد بهاری موجب شد من از صدای كمانچه خوشم بیاید «وقتی پنج ساله بودم استاد را در تلویزیون در حال نواختن كمانچه می دیدم، اما هرگز فرصت نشد تا از او درس بگیرم ولی باید بگویم كه او موجب شد من از صدای كمانچه خوشم بیاید. نسل ما در هر حال مدیون این مرد بزرگ است، چه آنها كه شاگردش بودند و چه آنها كه مانند من چنین توفیقی را پیدا نكردند». ● بهاری از زبان خودش: «سال ۱۲۸۴ شمسی در تهران به دنیا آمدم. پدرم نایب محمدتقی خان كه صاحب مختصر ملك و زمینی در شمیران بود تربیت مرا تا سن ۱۳ سالگی برعهده داشت. زمانه و ایام، اما با پدرم سرسازگاری نشان نداد و به یكباره مالباخته و ورشكسته گردید. مادرم گوهر خانم فرزند میرزاعلی خان، نوازنده چیره دست كمانچه ناگزیر همراه خانواده به خانه پدری پناه برد. از این زمان به بعد زیرسایه پرهنر پدربزرگم با عالم موسیقی انس و الفت گرفتم. آنجا بود كه برای نخستین بار مونس صدای گوش و دلنواز كمانچه میرزاعلی خان شدم. نه فقط او كه صدای ساز دایی بزرگم رضاخان كه ماهرانه كمانچه می نواخت و نیز نواختن ماهرانه به وسیله دایی دیگرم اكبرخان، مرا با این ساز رابطه و عشقی جانانه بخشید. خدا بیامرزد مادرم را وقتی به شور و عشق من نسبت به موسیقی مخصوصاً كمانچه آشنا شد، از پدربزرگم میرزاعلی خان خواست به من كمانچه نوازی را تعلیم دهد. او مدت دوسال با حوصله و صبر تمام زیر و بم های ساز كمانچه را به من آموخت تا آن كه سرانجام ادامه تعلیم مرا به دایی ها سپرد. مدت چهارسال نیز در خدمت دایی ها به تكمیل معلومات و تمرین ساز كمانچه پرداختم. در سن ۱۶ سالگی همكاری خود را با اركستر كوچكی كه بیشتر برای اجرای موسیقی مناطق نفت خیز جنوب می رفت، آغاز كردم، درست همان ایامی كه مصادف شد با بیماری و مرگ پدرم و اداره امور زندگی از سوی من كه پسر بزرگ خانواده بودم. چند سال بعد با رواج ویلن به جای كمانچه و پیانو به جای سنتور من نیز مدتی كمانچه را زمین گذاشته به نواختن ویلن مشغول شدم. درك محضر استاد دلسوخته رضا محجوبی، سهمی همیشه ماندنی دربالا بردن سطح آگاهی من نسبت به موسیقی ایرانی به حساب می آید و جالب تر آن كه او پس از اتمام دوره تعلیم من، آنچنان از حاصل كار دل خشنود بود و راضی كه تمامی شهریه ای را كه پرداخته بودم یكجا به من باز گرداند؛ پیشكش صله جانانه ای كه هرگز از خاطرم نمی رود. ۲۷ ساله بودم كه به مشهد مقدس رفتم و با امكاناتی محدود كلاس تعلیم موسیقی را در آن شهر دایر كردم. دو سال بعد به تهران برگشتم، ایامی بعد با گشایش رادیو مرا نیز به همكاری فراخواندند. حوالی سال ۱۳۳۲ بود كه بعداز سالها دوری از كمانچه با عشق و ارادت تمام دوباره این ساز را دست گرفتم، یعنی روزگاری كه این ساز داشت فراموش می شد و اغلب به دیده تحقیر به آن نگاه می كردند و بی پرده و آشكار كمانچه را سازی خاص نوازنده های دوره گرد قلمداد می نمودند. من تمام سعی و تلاش خودم را وقف احیای این ساز كردم و در رادیو به اجرای برنامه با كمانچه پرداختم. سازی مهجور كه بعد ازیك دوران طولانی تحقیر و گمنامی با مدد از عشق من به كمانچه، از طریق رادیو به گوش همگان رسید. خدا را سپاس می گویم كه به سهم و بضاعت ذوق هنری خویش توانستم آبرو و اعتباری دوباره به این ساز ببخشم و بی آنكه قصد خود خواهی در میان باشد كمانچه را از مرگ و فراموشی نجات دادم. كمانچه كه زنده شد دانشگاه تهران بعداز چند سالی مرا برای تعلیم هنرجویان طالب یادگیری این ساز دعوت كرد، در راه به ثمررساندن وظیفه و تعهد خود نسبت به تعلیم كمانچه از نثار هیچ ذوق و تلاشی كوتاهی نكردم، حاصل سال های تعلیم من تربیت هنرجویانی بود صاحب ذوق كه هركدام به سهم استعداد خویش در زمینه این ساز خوش درخشیدند و چه بسیار كه صاحب نام و شیوه و شگردی نیز گردیدند. در سالیان زندگی هنری ام، خاطرات بسیاری از همكاری با یاران هنرمندم همانند زنده یادان صبا، عبایی، علی اكبر خان شهنازی، دوامی، اقبال و محمودی خوانساری در خاطر و خیالم مانده است كه نقل آنها در این مختصر نمی گنجد. سال ۱۳۴۶ با دعوتی كه رادیو فرانسه برای اجرای تكنوازی با كمانچه از من به عمل آورد با این ساز غریب و تنها در سالن «دولاویل» كه بیش از سه هزار نفر جمعیت مشتاق در آن گردهم آمده بودند به اجرای برنامه پرداختم كه شور و غوغای بسیاری را برانگیخت... بعداز آن با اجرای برنامه در كشورهایی چون آلمان، انگلستان، ایتالیا و هلند ارزش و اعتبار كمانچه را به سهم خویش نزد جهانیان آشكار ساختم. همكاری جدی من با تلویزیون زمانی آغاز شد كه برنامه هایی را به تكنوازی با كمانچه اختصاص دادند و بعد از آن به عضویت مركز حفظ و اشاعه موسیقی، رادیو و تلویزیون و نیز مكتب صبا درآمدم. درمجموع از حاصل سالیان طولانی خدمت و ادای دین و تعهدم به موسیقی پرحرمت و با اعتبار و سنتی سرزمینم در پیشگاه خدا و بندگان خدا به سهم ناچیز خودم احساس سرفرازی می كنم، چرا كه همه گاه حرمت موسیقی ایران را پاس داشته و عمری به آن به چشم عبادت نگریستم». ● شخصیت هنری استاد آنچه از زندگی و رفتار هنری ایشان و از دوستان و شاگردان و نزدیكان آن بزرگوار شنیده می شود، به معنی واقعی كلمه گواهی است بر زندگی درویشانه استاد بهاری چه از نظر معنوی و چه از نظر مادی. یكی از شاگردان ایشان در این باره می نویسد: «به یاد دارم در حضور ایشان در مركز حفظ و اشاعه موسیقی ایران در مورد نحوه تقسیم درآمد گروه « استادان موسیقی ایران» به سرپرستی فرامرز پایور می گفتند: «قرار براین شد كه درآمد به نسبت سابقه و نوع ساز تقسیم شود ولی من با این كار مخالفت كرده و نظر براین شد كه درآمد به صورت مساوی تقسیم شود»، در موردی دیگر استاد بهاری در راهنمایی اینجانب درباره طی طریق در عالم هنر فرمودند: پسرم كمانچه سازی است بی نظیر مانند اسبی است وحشی، اگر توانستی این اسب را رام كنی همراه و دمساز تو خواهد شد وگرنه برزمینت خواهد انداخت. این ساز اگر در دست نوازنده رام شد آنچنان توان و قدرت و ظرافت دارد كه می شود با آن گفت وگو كرد و شاید به خاطر همین توانایی است كه در بعضی موارد آوازخوان ها از همراهی با آن طفره می روند و در مورد دارایی و مال و ثروت فرمودند: پول و ثروت بیش از اندازه چه از راه درست و چه از راه غلط انسان را فاسد می كند پس هرگز به دنبال آن مباش. ● ریتم در آثار استاد بهاری از نگاهی كلی به مبحث ریتم در شرق می توان گفت، انسان شرقی نگاهی بسیار عمیق و عارفانه به لحظه ای كه زندگی در آن جریان دارد داشته است و بدین سبب ناخودآگاه به دنبال روشی رفته است كه بتواند از لحظه و زمانی كه خود در آن جاری و ساری است نهایت لذت و بهره را ببرد. اما درمورد استاد بهاری به تحقیق می توان گفت او یكی از نوادر نوازندگان معاصر است كه در كارهایش چه در بخش های آوازی و چه در بخش های ضربی نمودهای بسیار زیبا و مثال زدنی اجرا شده است.
  7. EN-EZEL

    موسيقي سنتي ايران(نوازندگي سازهاي آرشه اي)

    بهترين منبع جهت يادگيري دستگاه ها وتحرير ها و رديف نوازي
  8. EN-EZEL

    موسيقي سنتي ايران(نوازندگي سازهاي آرشه اي)

    ساز کمانچه در منطقه لرستان دارای سابقه تاریخی است اصولا در لرستان تمام مردمی که به موسیقی علاقمند هستند حتما دارای کمانچه ای در خانه هستند و در آن منطقه کمانچه سازهای فراوانی وجود دارند که نوع کمانچه آنها به صورت بلندگو بوده و دهنه آن پوست و قسمت روبروی کاسه طنین پشت باز است و صدای آن خیلی با قدرت از آن خارج می گردد . کمانچه در لرستان دارای سه سیم بوده که سیم سوم به صورت مضائف به هم می پیچیدند و در قدیم از سیم های برق استفاده می شد . اينگونه تعريف شده که کمانچه از سازهاي زهي قديم ايران و در واقع نوع تکامل يافته شادروان خالقي در کتاب سرگذشت موسيقي ايران، کمانچه را تکامل يافته رباب مي‌نامد. ساز اخير رباب که اول دو سيم داشته و بعدها يک سيم ديگر به آن اضافه شده است و با کمانه به صدا در مي‌آمده و همان است که ما امروز کمانچه مي‌گوييم و به همين جا اضافه مي‌کند از دوره صفويه به بعد کمانچه يکي از ارکان موسيقي ايران به شمار آمده است. اين کمانچه‌ها صدايي پر قدرت و شفاف دارند و چون کاسه سبک دارند، اجراي قطعاتي که نياز به چرخيدن سريع کمانچه دارد بر روي اين کمانچه ها آسانتر است و اين امتيازي است براي اين نوع کمانچه . همچنین در گذشته لرستان ، هنرمندان با استعدادی همچون اختیار بنیادی ، شاه حسن ، همت علی سالم ، حسین سالم ، پیرولی کریمی ، علی کریمی ، علیرضا حسینخانی ، علی خان شفاهی ، رحمان نوازنده ، استوار کاکاوند ، استوار رسولی ، ماشاالله سبزواری ، سبزعلی درویشیان ، غلام جمشیدی ، نریمانی ، قورچ علی راچ ، صید محمد خان شهبازی و ... در پیشرفت این ساز نقش مهمی داشتند .
  9. EN-EZEL

    موسيقي سنتي ايران(نوازندگي سازهاي آرشه اي)

    كمانچه لري(پشت باز) کاسه صوتی این ساز از چوب توت است که با برش‌هایی از عاج تزیین شده است.معمولاً از زیر شیطانک کمانچه تا زیر دهانه کاسه در کمانچه‌های پشت بسته 28/5 و در کمانچه‌های پشت باز 31 سانتی متر است که این اندازه‌ها در کمانچه‌های نقاط مختلف کشور نسبی هستند ترکیب صدایی کمانچه آن را از نوع سازهای زیر صدا قرار داده البته در کمانچه‌های آلتو یا باس صدا نسبتاً یک اکتاو بم تر است در قدیم کمانچه را سه تار پارسی می گفتند کمانچه را معمولاً با دو کوک چپ و راست کوک می‌کنند چپ کوک معمولاً برای همراهی با خوانندگان زیر صدا (عمدتاً خانمها) و راست کوک معمولاً برای همراهی و جواب آواز بم صداها (عمدتاً آقایان) البته تمامی مطالب گفته شده نسبی هستند مثلاً در بعضی نقاط ایران ممکن است طول دسته کمانچه به 35 سانت هم برسد .این ساز علاوه بر شکم-دسته و سر-در انتهای تحتانی ساز پایه ای نیز دارد که روی زمین یا زانوی نوازنده قرار می گیرد.شکم ساز کروی و مجوف است که مقطع نسبتا کوچکی از آن در جلو به دهانه ای اختصاص یافته و روی دهانه پوست کشیده شده این پوست معمولاً پوست دل گاو، پوست ماهی، پوست آهو و غیره می‌تواند باشد و بر روی پوست-خرکی-تقریبا شبیه به خرک تار و نه کاملا عمود بر سیم ها قرار گرفته است. دسته ی ساز-در واقع لوله ای تو پر-و به طور نامحسوس به شکل مخروط وارونه خراطی شده است.انتهای بالائی این لوله مجوف شده و در طرف جلو شکاف دارد که نقش جعبه ی گوشی ها را می یابد-دسته فاقد دستان است. دسته کمانچه بر خلاف کاسه تقریباً در یک شکل ساخته می‌شود. جنس دسته از چوب گردو و قطر آن در شیطانک 37 میلی متر و در محل اتصال به کاسه 31 میلی متر است. طول دسته کمانچه 31 سانتی متر است.سر ساز متشکل از جعبه ی گوشی ها که در دو طرف آن هر یک دو گوشی کار گذارده شده و یک ((قبه))که در بالای جعبه قرار گرفته است.سر در واقع ادامه ی خراطی شده ی دسته است.طول ساز از ته پایه سر قبه حدود 80 سانتی متر است.قسمت اصلی کمانچه کاسه آن است که به صورتهای مختلف ساخته می‌شود. کاسه کمانچه هنوز از نظر جنس چوب، اندازه‌ها و شکل یکسان و تثبیت شده نیست. از نظر شکل، کاسه‌ها را به صورت کروی یا مخروط ناقص درست می‌کنند. کاسه‌هایی که به شکل مخروط ناقص هستند اکثرا پشت باز ساخته می‌شوند. استفاده از این کمانچه‌ها در قسمت‌های مرکزی ایران به خصوص در لرستان متداول است. این کمانچه‌ها صدایی پر قدرت و شفاف دارند و چون کاسهٔ سبک دارند، اجرای قطعاتی که نیاز به چرخیدن سریع کمانچه دارد بر روی این کمانچه‌ها آسانتر است و این امتیازی است برای این نوع کمانچه. این کمانچه‌ها اغلب سه سیم دارند ولی این روزها به تدریج دارای چهار سیم می‌شوند. کمانچه‌های پشت باز معمولاً از چوب توت و به صورت یک تکه ساخته می‌شوند. کاسه‌های کروی به دو صورت یک تکه و ترکه‌ای هستند، در کمانچه‌های ترکه‌ای کاسه از به هم چسبیدن ترکه‌هایی که در روی قالب خم شده‌اند ساخته می‌شود. ضخامت این کاسه‌ها کم است و به همین دلیل کاسه سبک است و چرخیدن کمانچه به سهولت صورت می‌گیرد. کاسه‌های یک تکه از چوبهای مختلف ،معمولاً از گردو خراطی می‌شود. وزن کاسه از کاسه‌های ترکه‌ای بیشتر و چرخش کمانچه تا حدی مشکل است.صدای این نوع کمانچه‌ها زیاد مطلوب نیست، کمانچه‌هایی ساخته می‌شود که تقریبا کروی است و از چوب توت به صورت دو تکه ساخته می‌شود، این کمانچه‌ها چون دست باز هستند در تنظیم شکل و ضخامت و اندازه‌های دهانه کمانچه دقت بیشتری دارند و خوش صدا هستند.قطر بیرونی کاسه کمانچه موسیقی سنتی معمولاً 20 سانتی متر است، در حالی که در مناطق مختلف ایران اندازه کاسه کمانچه متفاوت است، ترکمنها کمانچه با کاسه‌های بسیار کوچک می سازند. در نقاط دیگر دنیا نیز که سازهایی شبیه به کمانچه ما دارند کاسه‌ها کوچک و غالبا از پوست نارگیل ساخته می‌شود.کمانچه ی امروزی دارای چهار سیم است(می گویند که کمانچه در قدیم فقط سه سیم داشته-احتمالا از زمان ورود ویولن به ایران-به تقلید از این ساز-سیمی بر کمانچه افزوده اند.)و کوک(یا نسبت فاصله ی سیم ها به یکدیگر)در دستگاه های مختلف موسیقی ایران تفاوت می کند.معمول ترین کوک این است که سیم های اول و دوم نسبت به هم فاصله ی ((چهارم یا پنجم)) داشته-سیم سوم یک اکتاو بم تر از سیم اول- و سیم چهارم یک اکتاو بم تر از سیم دوم باشد. طرز نواختن_نوازنده ی ساز در حالت نشسته پایه ی کمانچه را روی زمین یا زانو قرار می دهد- در صورتی که پایه ی ساز نوک تیز باشد-آن را روی زمین می گذارند-در این صورت نوازنده روی زمین می نشیند.در هر حالت- ساز در موقع اجرا کمی حول محور خود می چرخد و همین عمل تماس آرشه را با سیم ها آسان تر می سازد.نوازنده ساز را به طور قائم به دست چپ می گیرد و انگشتان همان دست را روی سیم ها در طول دسته می لغزاند و آرشه را به دست راست گرفته به سیم ها تماس می دهد. آرشه کمانچه، که اسم اولیه اش کمانه بوده است، تشکیل شده است از یک چوب که از یک طرف انحنا دارد با بلندی 60 سانتی متر و موی دم اسب. موی آرشه کمانچه بر خلاف سازهای زهی غربی بر روی چوب محکم کشیده نمی‌شود، بلکه نوازنده است که به هنگان نوازندگی به تناسب احساس فشار را بر روی سیم تغییر می دهد. چگونگی صدای کمانچه به عواملی بستگی دارد که بعضی از آنها از این قرارند:جنس چوب، ضخامت در نقاط مختلف کاسه، شکل کاسه، اندازه‌های کاسه، چگونگی سطح کاسه از نظر تراش، نوع و ضخامت پوست، جنس و شکل و اندازه و محل قرار گرفتن خرک، چگونگی شیطانک، جنس سیم، زاویه اتصال دسته به کاسه.برای ساختن کمانچه‌ای با صدای دلخواه ضمن در نظر داشتن عواملی که گفته شد سالها تجربه لازم است. این ساز نقش تکنوز و همنواز-هر دو را به خوبی می تواند اجرا کند.کمانچه- سازی ملی(و شهری) است.نوازندگان مطرح حال حاضر اين ساز عبارت‌اند از اردشیر کامکار، داود گنجه‌ای، کيهان کلهر، سعيد فرج پوري، علی اکبر شکارچی، فرج علیپور، هادی منتظری و سینا جهان آبادیکمانچه با صدای تو دماغی مربوط به سبک قدیم این ساز و در واقع شیوهٔ کمانچه نوازی استاد اصغر بهاری است. اما امروز غیر از این سبک شیوهٔ کمانچه نوازی نوین هم وجود دارد که کیهان کلهر آن را بارورتر کرده.
  10. EN-EZEL

    موسيقي سنتي ايران(نوازندگي سازهاي آرشه اي)

    اینگونه تعریف شده که کمانچه از سازهای زهی قدیم ایران و در واقع نوع تکامل یافته رباب، کاسه گرد و پایه آهنی دارد و مانند تار و ویولن سیمهای آن را با گوشی محکم و کوک می کنند. کمانی که با آن کمانچه را می نوازند کمانه نام دارد و همان است که در ویولن کلمه فرانسوی آرشه به معنی کمان کوچک جای آن را گرفته است. شادروان خالقی در کتاب سرگذشت موسیقی ایران، کمانچه را تکامل یافته رباب می نامد. ساز اخیر رباب که اول دو سیم داشته و بعدها یک سیم دیگر به آن اضافه شده است و با کمانه به صدا در می آمده و همان است که ما امروز کمانچه می گوییم و به همین جا اضافه می کند از دوره صفویه به بعد کمانچه یکی از ارکان موسیقی ایران به شمار آمده است. قسمت اصلی کمانچه کاسه آن است که به صورت های مختلف ساخته می شود. کاسه کمانچه هنوز از نظر جنس چوب، اندازه ها و شکل یکسان و تثبیت شده نیست. از نظر شکل، کاسه ها را به صورت کروی یا مخروط ناقص درست می کنند. کاسه هایی که به شکل مخروط ناقص هستند اکثرا پشت باز ساخته می شوند. استفاده از این کمانچه ها در قسمت های مرکزی ایران به خصوص در لرستان متداول است. این کمانچه ها صدایی پر قدرت و شفاف دارند و چون کاسه سبک دارند، اجرای قطعاتی که نیاز به چرخیدن سریع کمانچه دارد بر روی این کمانچه ها آسانتر است و این امتیازی است برای این نوع کمانچه. این کمانچه ها اغلب سه سیم دارند، ولی این روزها به تدریج دارای چهار سیم می شوند. کمانچه های پشت باز معمولا از چوب توت و به صورت یک تکه ساخته می شوند. کاسه های کروی به دو صورت یک تکه و ترکه ای هستند، در کمانچه های ترکه ای کاسه از به هم چسبیدن ترکه هایی که در روی قالب خم شده اند ساخته می شود. ضخامت این کاسه ها کم است و به همین دلیل کاسه سبک است و چرخیدن کمانچه به سهولت صورت می گیرد. کاسه های یک تکه از چوبهای مختلف ،معمولا از گردو خراطی می شود. وزن کاسه از کاسه های ترکه ای بیشتر و چرخش کمانچه تا حدی مشکل است. صدای این نوع کمانچه ها زیاد مطلوب نیست، کمانچه هایی ساخته می شود که تغریبا کروی است و از چوب توت به صورت دو تکه ساخته می شود، این کمانچه ها چون دست باز هستند در تنظیم شکل و ضخامت و اندازه های دهانه کمانچه دقت بیشتری دارند و خوش صدا هستند. قطر بیرونی کاسه کمانچه موسیقی سنتی معمولا ٢٠ سانتی متر است، در حالی که در مناطق مختلف ایران اندازه کاسه کمانچه متفاوت است، ترکمن ها کمانچه با کاسه های بسیار کوچک می سازند. در نقاط دیگر دنیا نیز که سازهایی شبیه به کمانچه ما دارند کاسه ها کوچک و غالبا از پوست نارگیل ساخته می شود. دسته کمانچه بر خلاف کاسه تقریبا در یک شکل ساخته می شود. جنس دسته از چوب گردو ، و شکل آن مخروط ناقص و قطر آن در شیطانک ٣٧ میلی متر و در محل اتصال به کاسه ٣١ میلی متر است. طول دسته کمانچه ٣١ سانتی متر است. در گذشته کمانچه دارای سه سیم بوده است، گاهی دو سیم اول و دوم مضاعف انداخته می شد و احتمالا در تبعیت از ویولن به چهار سیم تبدیل شده است. بنابراین چهار سیم و در نتیجه چهار گوشی بر روی دسته کمانچه قرار می گیرد، و این سیمها پس از رد شدن از روی شیطانک و عبور از روی دسته و کاسه به سیم گیر وصل می شوند. بر روی دهانه کمانچه پوست کشیده می شود و این پوست معمولا پوست دل گاو، پوست ماهی، پوست آهو و غیره می تواند باشد. خرک بر روی پوست قرار می گیرد و سیم ها با فشار خرک را به پوست می چسبانند. کمانچه به وسیله یک پایه که در قسمت سیمگیر به کاسه وصل شده است، روی پای نوازنده قرار می گیرد. آرشه کمانچه، که اسم اولیه اش کمانه بوده است، تشکیل شده است از یک چوب که از یک طرف انحنا دارد با بلندی ٦٠ سانتی متر و موی دم اسب. موی آرشه کمانچه بر خلاف سازهای زهی غربی بر روی چوب محکم کشیده نمی شود، بلکه نوازنده است که به هنگان نوازندگی به تناسب احساس فسار را بر روی سیم تغییر می دهد. چگونگی صدای کمانچه به عواملی بستگی دارد که بعضی از آنها از این قرارند: جنس چوب، ضخامت در نقاط مختلف کاسه، شکل کاسه، اندازه های کاسه، چگونگی سطح کاسه از نظر تراش، نوع و ضخامت پوست، جنس و شکل و اندازه و محل قرار گرفتن خرک، چگونگی شیطانک، جنس سیم، زاویه اتصال دسته به کاسه. برای ساختن کمانچه ای با صدای دلخواه ضمن در نظر داشتن عواملی که گفته شد سالها تجربه لازم است.
  11. با سلام تاپيك فوق جهت آشنايي هنرجويان و هنر دوستان با سازهاي آرشه اي(سازهاي زهي) نظير كمانچه،كمانچه آلتو،ويولن و ويولن سل برقرار شده مطالب آموزشي و نت هاي مرتبط با اينگونه سازها را تا جايي كه در حد توان اين بنده حقير باشد در اين تاپيك قرار ميدهم اميدوارم مورد عنايت اهالي هنر قرار گيرد
  12. EN-EZEL

    ✣ گـاه نوشته های نواندیشانی ها ✣

    به شرف و انسانیت دوستان عزیزی که بعد از دیدن متن پیغام های خصوصی این حقیر در ملا عام فریاد اعتراض بر افراشتند درود میفرستم:icon_gol: ستارالعیوب بودن" اینان معنی این حرف را نمی فهمند". یعنی آنجا که خداوند حریم شخصی بنده را نگه میدارد و حرمت برآن قائل می شود اینان سعی در پرده درانیدن دارند..خداوند با دمیدن روح خود در انسان آنرا حریمی مقدس قرار داده است آنان که به کنکاش در درون انسانها می پردازندنقض ستارالعیوب بودن میکنندو این یکی از مشخصه ها ی مهم شیطان و کارگزاران اومی باشد.
  13. میگم دادا بزار برسی یه نفس تازه کنی تا شما سری به تالار بزنی و گرم فعالیت بشی جزوه هم میدیم خدمتتون
  14. EN-EZEL

    همه چیز در مورد علی دایی

    پنجشنبه چهارم خرداد 1391 دایی جانشین احتمالی قلعه نویی در تراکتورسازی در حالی که به نظر می‌رسد امیر قلعه‌نویی به زودی تراکتورسازی را ترک خواهد کرد تازه‌ترین خبرها حاکی از آن است که جانشین وی کسی نیست جز علی دایی. امیرقلعه‌نویی اگر چه با تراکتورسازی روند خوبی را پشت سر گذاشت و موفق شد این تیم را به عنوان نایب قهرمانی لیگ برتر برساند اما شایعات جدی که درباره پیوستنش به استقلال مطرح شده مسئولان رده بالای استان آذربایجان شرقی را برآن داشته است که در خصوص روشن شدن تکلیف جانشین امیر واکنش نشان دهند. مدیران بلند پایه باشگاه تراکتورسازی حالا قصد دارند علی دایی را به تبریز بیاورند. البته نه علی دایی و نه مدیران باشگاه تراکتورسازی این خبر را تایید یا تکذیب نکرده‌اند.دایی در حال حاضر در ایران به سر نمی‌برد اما به محض اینکه به ایران بیاید مذاکره تراکتورسازی با وی آغاز خواهد شد. شاید علی دایی هم بی علاقه نیست که با مردم تبریز پس از کشمکش‌هایی که طی سال‌های اخیر داشته است به نوعی آشتی کند. شاید جامی که حتی امیر قلعه‌نویی نتوانست برای پرشورترین هواداران فوتبال ایران بیاورد علی دایی در لیگ دوازدهم به ارمغان بیاورد. شاید!
  15. EN-EZEL

    همه چیز در مورد علی دایی

    جمعه پنجم خرداد 1391 دایی گزینه اول تراکتورسازی شد علی دایی که در فاصله یک هفته مانده به پایان لیگ یازدهم توانست راه آهن را در لیگ برتر نگه دارد، حالا با پیشنهادهای زیادی برای فصل بعد رو به رو شده است. به نوشته تماشا: علی دایی که در فاصله یک هفته مانده به پایان لیگ یازدهم توانست راه آهن را در لیگ برتر نگه دارد، حالا با پیشنهادهای زیادی برای فصل بعد رو به رو شده است. جدی ترین باشگاهی که قصد دارد هدایت تیم فصل آینده اش را به دایی بسپارد، تراکتورسازی است. آنها تلاش زیادی کردند تا قرارداد امیر قلعه نویی، سرمربی فصل گذشته خود را تمدید کردند اما هر روزکه می گذرد مذاکرات آنها بیشتر به بن بست می خورد. گفته می شود قلعه نویی دوست دارد فصل بعد را در استقلال سرمربیگری کند و به همین دلیل شرط هایی برای مدیران تراکتورسازی گذاشته که آنها نتوانند آن را برآورده کنند. ظاهرا مدیران تراکتورسازی که از تمدید قرارداد با قلعه نویی ناامید شده اند، حالا به دنبال علی دایی هستند تا شاید بتوانند او را برای فصل بعد روی نیمکت نشینان ببینند. محمد دایی، برادر علی دایی با تایید این خبر گفت: «یک صحبت هایی شده ولی به دلیل اینکه برادرم هم اکنون در سفر است، هنوز صحبتی نشده است. علی آقا چند روز دیگر به ایران برمی گردد و درمورد آینده اش تصمیم می گیرد.» اما این تنها تیمی نیست که می خواهد دایی را به خدمت بگیرد. گفته می شود دایی جزو 3 گزینه نهایی سرمربیگری تیم ملی سوریه است و ممکن است او هدایت این تیم را به عهده بگیرد. البته دایی معتقد است برادرش دوست دارد در ایران مربیگری کند: «چند هفته پیش فدراسیون فوتبال سوریه نماینده ای را به ایران فرستاد تا با علی مذاکره کند. البته این را باید بگویم که او دوست دارد در ایران مربیگری کند ولی هنوز آینده او مشخص نیست.» به جز تراکتورسازی و تیم ملی سوریه، یک تیم قطری هم از مشتریان جدی دایی است. مع مولا در لیگ های قطر و امارات از ستاره ها استفاده می شود تا بتوانند سکوهای استادیوم هایشان را پر کنند. محمد دایی این پیشنهاد را هم تایید می کند ولی ادعا می کند نام این تیم را نمی داند: «به جز تراکتورسازی و تیم ملی سوریه برادرم از لیگ قطر هم پیشنهاد دارد ولی من نام آن را نمیدانم تا چند روز دیگر تکلیف دایی برای فصل بعد مشخص می شود.
×