رفتن به مطلب

Nicoltntpcd

عضو جدید
  • تعداد ارسال ها

    634
  • تاریخ عضویت

  • آخرین بازدید

اعتبار در سایت

532 Excellent

درباره Nicoltntpcd

  • درجه
    <b><font color="#0000CC" face="Tahoma">کاربر انجمن</b></font>
  • تاریخ تولد 23 آذر 1373

اطلاعات شخصی

  • نام واقعی
    نازگل
  • تخصص ها
    yahoo: azarbayjan.girl18
  • علاقه مندی ها
    چیپس و پفک و شکلات و پیتزا و اهنگ و بازی کامپیوتری و دار

اطلاعات شغلی و تحصیلی

  • رشته تحصیلی
    سایر رشته ها
  • مقطع تحصیلی
    دیپلم
  1. چهلستون شاید کامل ترین بنایی باشد كه اعلاترین نمونه آینه‌كاری، نقاشی های بزرگ دیواری و ستون های چوبی با سرستونهای مقرنس را یک جا کنار هم جمع می کند تا اوج هنر معماری ایرانی را مقابل چشمانتان بیاورد. بنایی با دیوارهایی آینه ای و شیشه‌های هفت رنگی که روی در و پنجره‌های منبت و خاتم آن نشسته اند و کاخی شبیه قصه ها ساخته اند. باغ چهلستون مساحتی بیش از 67000 متر مربع دارد که كاخ چهلستون به عنوان یک فضای درباری و محلی برای پذیرایی رسمی از میهمانان خارجی در یك ‌سوم بالایی آن جای گرفته است. کاخی که یکی از کاخ‌های مهم سه‌گانه باقی‌مانده از عصر صفوی است و اگرچه در مقایسه با کاخ‌های پادشاهان پیشین عظمت کمتری دارد، اما به خاطر تزئینات بی‌نظیرش همیشه مورد توجه پادشاهان قرار داشته است. سال ها پیش، وقتی کتیبه ای در کاخ از زیر گچ بیرون آمد، روی آن به حروف ابجد اشعاری نوشته شده بود که این بنا را با عنوان «مبارک‌ترین بناهای دنیا» خطاب قرار می داد. بنایی که ساخت آن در سال 1057 هجری به پایان رسید تا کاخ چهلستون با تالار سلطنتی، ایوان و چندین اتاق مرتبط با هم از بی نظیرترین آثار صفویان باشد. ایوان اصلی این کاخ با ستون های متعددش سرشناس ترین ویژگی بناست که نام آن را سر زبان ها می اندازد. هر کدام از این ستون ها از یك تنه درخت چنار ساخته شده که در گذشته آینه کاری و شیشه کاری شده بود و این روزها روی آن را لایه نازكی از تخته رنگ شده پوشانده است. این ایوان، رو به استخری قرار دارد که درگذشته با چهار شیر خشمگین در چهار گوشه آن تزئین شده بود. این استخر، همان استخر معروفی است که ستون های کاخ را در خود منعکس می کند و از 20ستون «چهلستون» می آفریند. بد نیست بدانید که چهار پایه ستونی كه به شکل مجسمه‌ شیر و انسان در چهار گوشه استخر قرار دارند و البته دو تخته سنگ حجاری شده به شكل چهار شیر كه در دو باغچه ورودی عمارت نصب شده اند، متعلق به این كاخ نیستند و در حقیقت تنها آثار برجای مانده از قصرهای صفوی «سرپوشیده» و «آینه‌خانه» به شمار می روند. اگر گذارتان به کاخ چهلستون بیفتد، می توانید نقاشی هایی را بر دیوارها و سقف این بنا ببینید که هنر دوران صفویه را برای شما به تصویر می کشند. دیوارهای تالار پذیرایی این کاخ تابلوهای رنگ روغنی دارد که زندگی مردم در قرن هفدهم بر آنها ترسیم شده است. همچنین یكی از این تابلوها شاه عباس را هنگام پذیرایی از خان ازبك نشان می دهد. علاوه بر این، مناظری از تفریحات ییلاقی و روستایی را می توانید در تابلوهای پایین مهمانخانه ببینید.
  2. آتشکده نیاسر این آتشکده توسط شاهنشاه اردشیر بابکان ساخت شده است. طول و عرض آن 14 متر در 14 متر می باشد. این بنا پس از یورش تازیان ( اعراب ) ویران شد ولی سپس توسط مردم بازسازی گشته است و امروز تقریبا سالم می باشد. نیاسر در 35 کیلومتری شمال غربی شهر کاشان قرار دارد و در منطقه ای کوهستانی در ارتفاعات کرکس می باشد. چشمه ای باستانی به نام چشمه اسکندر نیز در آنجا قرار دارد. در نیاسر غاری که متعلق به دوره پارتیان بوده است نیز وجود دارد. به احتمال زیاد این غار معبد میترایی بوده است که امروزه از مکانهای دیدنی این شهر می باشد یك استثنای مهم در مورد حالت ویرانی این چهار طاقهای كوچك آتشکده بسیار قدیمی ساسانی در نیسار، احتمالا از سده دوم است كه عاقلانه حفظ شده است. اندازه های متناسب اجزای ان افسون كننده است ولی خیلی مهمتر از آن نشانه های یك راه حل قدیمی برای انتقال از اطاق چهار گوش به گنبد گرد است. از بیرون از سه عنصر مشخص تشكیل شده:.... یك پی بزرگ چهار گوش با چهار پایه و طاقنمای ورودی متقارن، یك چارگوش متحدالمركز كوچكتر بر بالای این پی و گنبدی بر روی این چارگوش واسطه در داخل، در هر گوشه چارگوش كوچكتر یك طاق مخروطی كوچك، یعنی گوشواره، گنبد را به پایه ها متصل می كند. در واقع این گوشواره ها داخل چهارگوش كوچك را در قاعده به یك هشت گوش (البته با اضلاع نامساوی) و در راس به یك شلجمی تبدیل می كنند. اقسام سنگچینی از لاشه سنگهای بزرگ ناتراش تا قطعه سنگهای تراشیده چهار گوش بالایی طاقنمای درها بر حالت صمیمیت و سادگی بنا می افزاید. آتشکده قصرشیرین بقایای آتشکده ساسانی دیگری در قصرشیرین از اواخر آن دوره و آتشکده های دیگری از قرون جلوتر، از قبیل آتشکده های تنگ چاك چاك، كوه خواجه (پارتی)، كازرون، فیروز آباد، همگی شواهدی است بر پایداری و توسعه این شكل معماری. در همه اینها، گچبری تزئینی اصلی و اشكال قالبی بیشتر از میان رفته و اندود ضخیمی كه زمانی دیوارهای سنگی ناهموار را می پوشاند فرو ریخته و دیوارهای لخت نمودار شده كه هرچند بد ریخت و دلتنگ كننده است اغلب از لحاظ سادگی و قدرت شكل و حجم برشكوه بنا می افزاید. چهار تاقی بازه هور( رباط سفید ) یكی از كهن ترین نمونه های آتشکده گنبد داری است كه احتمالا متعلق به زمان پارتیان است زمینه بنای سنگی موسوم به بازه هور به فاصله هفتاد كیلومتری از جنوب شهر مشهد در ضلع شرقی روستایی به نام رباط سفید در ابتدای تنگهای بازه هور واقع است. از نظر لغوی بازه در فارسی دری به قسمتی از دیواره كوه گفته میشود كه خورشید از میانه باز آن بطرز باشكوه و زیبایی طلوع نماید و شاید نام بازه هور از همینجا باشد. به لحاظ ویژگیهای معماری این بنا نمایگر بخشی از اجزا و عناصر ساسانی است كه آندره گدار آن را قرن سوم میلادی نسبت داده است. همچنین عدهای براین باورند بنای سنگی بازه هور آتشکدهای از دوره ساسانی است. بطور كلی معماری این بنا چهار طاقی است كه از چهار طرف باز بوده و عناصری گنبدی بر فراز آن قرار گرفته است فضای ورودی نیز دارای سه درگاهی بلند و عریض است كه احتمالاً در حكم تالار ورودی به فضاهای معماری طرفین شمار میآید. اما ورودی اصلی بنا از ضلع غربی ایجاد شده كه درگاهی های همسان در اطراف، حاكی از الحاقات پیرامون آن است. در سطح فوقانی پلان مربع بنا چوبهایی بركنج آن نصب گردیده كه احتمالا گامهای اولیه برای ایجاد گوشوار جهت ایجاد گنبد در بناها بوده است. این بنا در واقع هسته مركزی یك مجموعه معماری است به فاصله نزدیكی از این بنا. ویرانههایی در قلعه تاریخی به نام دختر و پسر برفراز بلندی مشاهده میشود. دو پژوهشگر معروف ( هرتسفلد در کتاب ابنیه و آثار تاریخی ایران و آندره گدار در کتاب آثار ایران ) این بنا را از نزدیک دیده اند و آن را از آثار دوره ساسانی میدانند. بنای بازه هور دارای یک گنبد و سه ورودی و در گذشته از سمت مشرق به بنای دیگری اتصال داشته و در دو سوی شمالی و جنوبی آن نیز الحاقیاتی مانند راهرو و ایوان وجود داشته است. در مجموع این بنا را میتوان هسته مرکزی یک مجموعه معماری کهن دانست. این بنای قدیمی و ارزشمند به فاصله حدود 80 کیلومتری مشهد و در سمت شرق روستای رباط سفید واقع شده است. آتشکده آذرگشنسب یا آذرجشنس یکی از مشهورترین و بزرگ ترین آتشکده های فلات ایران که در آذربایجان غربی در 49 کیلومتری شمال شرق شهر تکاب کنونی قرار دارد امروزه به آن تخت سلیمان می گویند. در دوره شاهنشاهی اشکانیان مهم ترین پادشاه آذربایجان آریوبرزن و پسرش ارت وزد بوده است. بیشتر پادشاهان ایران پس از نشستن بر اریکه شاهنشاهی به نیاشگاه آذرگسشب آذربایجان می رفتند و به درگاه خداوند نیایش و سپاس و درود می فرستاده اند و سپس هدایایی تقدیم می کردند. آتشکده شیر نیز همان آذرگشسب است که خرابه های آن نزدیک تخت سلیمان است. ساخت این بنا به بیش از 3000 سال باز میگردد و در کتاب هفتم دینکرد در بند 39 سازنده آن را کیخسرو پسر سیاوخش شناخته شده است که فر ایزدی به او رسیده بود. آذرگشسب در کنار دریاچه چیچست قرار دارد و در گذشته کاخهای بسیار باشکوه و سترگ در اطراف آن بنا بوده است. این دریاچه به صورت خودجوش هر ثانیه 44 لیتر آب از خود بیرون می دهد. آتشکده ساسانی وسیع ترین تاسیسات ساسانی است كه تاكنون شناسایی و از زیر خاک بیرون آورده شده است. یك آتشکده دارای تعداد زیادی اتاق است. در مركز بنای آتشکده معمولا یك اتاق مربع به شكل یك چهار طاقی با محراب آتش ساخته می شود. دومین اتاق مهم «یزشن گاه» است كه در آن آتش را وقتی برای نیایش در معرض دید نیست، شعله ور حفظ می كردند. آتشکده بیشابور چسبیده به قصر بزرگ بیشابور، بقایای آتشکده ای از همان زمان دیده می شود كه هر چند نقشه چهار گوش آن دارای سنت ایرانی است، از فنون ساختمانی روم بهره برداری كرده است. عناصر تزئینی آن از قبیل سرهای گاو نر پشت در پشت به روشنی از شوش یا تخت جمشید اقتباس شده است. در بیشاپور تنها بناهای دولتی در بخش شمالی شهر از زیرخاك بیرون آورده شده اند. این بناها را كاخی با معبد مجاور آن تلقی كرده اند اما به احتمال زیاد همه مجموعه یك آتشکده بزرگ با یك حیاط ورودی مستطیل شكل در ضلع جنوب شرقی بوده است. این حیاط به ایوانی كه هوز حفاری نشده منتهی می شود و در پشت آن تالار بزرگ چلیپایی شكل قرار داشته كه زمانی بر بخش مركزی آن بزرگترین گنبد ساسانی (به قطر 22 متر) زده شده بوده است. این بنا احتمالا مكانی مقدس بوده است. آتشکده اردشیركوره طرح و نقشه اردشیر كوره با شكل کاملا مدور و دو كیلومتر قطری كه دارد به قسمتهای بیست گانه ای متشكل از خیابان های متحدالمركز تقسیم می گردد و بارها مورد شرح و بسط قرار گرفته است. با توجه به اینكه هیچگونه كاوش باستان شناسی در این محل صورت نگرفته، فقط تیر بال ( tribal و بلوكهای عظیم سنگی، تخت نشین ( takht-i nishin كه احتمالا یك آتشگاه بوده، به عنوان آثار مربوط به دوران ساسانیان شناخته شده است. خانه های مسكونی دوره ساسانی و سایر بناها و ابنیه دیگر به وسیله آثار سكونتی دوره های بعدی پوشیده شده و از جمله چندین امامزاده در قسمتهای شاخص تر مجموعه بناهای دوره ساسانی بنا گردیده و كاملا شاخص مجموعه شده است. محوطه مقدس در شمال غربی تل تخت دو سكو به بلندی بیش از 2 متر و فاصله 8 متر و یك مصطبه به چشم می خورد كه در مجموع محوطه مقدس را تشكیل می دهند. سكوی شمالی مكعبی ساده و سكوی جنوبی مكعبی با 8 پله است. امستد معتقد بود كه این دو سكو مذبح های دوگانه اهورامزدا و آناهیتا بوده اند. ترومپلمان بر این عقیده بود كه این سكوها زمانی با تزئینات دندان موشی آراسته شده بودند و احتمالا سكوی جنوبی برای پیشكش موادی چون هومه به آناهیتا و سكوی شمالی برای پیشكش گوشت به میترا به كار می رفته است. استروناخ معتقد است كه كوروش بزرگ نیزهمچون شاهان متاخر هخامنشی به نحوی كه در نقش برجسته گوردخمه های آنان به چشم می خورد از سكوی جنوبی بالا می رفت تا آتشی را كه در آتشدانی بر روی سكوی جنوبی روشن بود نیایش كند. وی برای اثبات ادعای خود به قطعات سه آتشدان كه در حوالی پاسارگاد به دست آمده اند اشاره می كند. در حدود 120 متری غرب این دو سكو مصطبه ای قرار دارد كه بر روی صخره طبیعی ساخته شده است. این مصطبه در اصل از پنج سكوی خشتی تشكیل شده بود كه بر روی یكدیگر ساخته شده اند و ابعاد آنها از75*50 متر تا 20*15 متر متغیر است. احتمالا این مصطبه از سكوهای پیش گفته جدیدتر است اما نمی دانیم كه آیا ان زیربنای یك نیایشگاه یا سازه دیگری بوده است. استروناخ درباره كاربری این مصطبه می گوید: ممكن است این مصطبه در دوره هخامنشی یا پس از آن برای كسانی ساخته شده است كه اجازه داشتند از دور شاهد مراسمی باشند كه بر روی دو سكوی سنگی برگزار می شد و یا احتمالا این مصطبه پشته بلندی برای اجرای مراسم قربانی بوده است. حتی این احتمال وجود دارد كه این مصطبه در دوره اردشیر دوم یا پس از آن كه در عقاید مذهبی هخامنشیان تغییراتی رخ داد ساخته شده باشد. آتشکده ری ری اقامتگاه شاهان اشكانی در فصل بهار بوده است. آثار بیشماری از این دوران در پهنه شهر ری دیده می شود. در كاوشهای انجام شده نیایشگاهی ساخته شده از خشت خام بر بلندای تپه چشمه علی از دل خاك در آمد كه بر اساس سكه های مسین بدست آمده این معبد متعلق به سده اول قبل از میلاد تا اول میلادی بوده است. در ری زمان اشكانیان نیایشگاه هایی برای خدایان سه گانه، اهورامزدا، مهر و ناهید برپا بوده زیرا كه در این دوران این سه ایزد مورد توجه بوده اند. شاید یكی از نیایشگاه های الهه آناهیتا را با توجه به شرایط آن و وجود سفره آب و نام مونث بر این نیایشگاه بتوان بقعه بی بی شهربانو دانست. آتشکده طوسان (بهشهر) در بهشهر از دوره ساسانی همچنین بقایای آتشکده ای در ناحیه كوسان (طوسان) در 4 كیلومتری غرب بهشهر قابل رویت است. ابن اسفندیار از این محل نام می برد و طبق گفته او مورد بازدید فیروزشاه و احتمالا فیروز ساسانی قرار گرفته است. ظهیرالدین از آن به صورت كوسان یاد می كند و می گوید: پسر قباد آتشکده ای در آنجا بساخت. همچنین طبق نوشته ابن اسفندیار، در این محل پادگان نظامی توسط اعراب ایجاد گردید. به هرحال كشف آثار باستانی و همچنین مجموعه ای از سكه های عهد ساسانی در این محل همگی حاكی از اهمیت محل در عهد ساسانی است. آتشکده کاریان نام دیگر آن آتشکده آذرفرنبغ یا آذر خورداد است که در معنی می شود آتش فره ایزدی. مکان آن در شهر فیروزآباد یا اردشیر خره یا اردشیر خوره در صد و بیست کیلومتری جنوب شیراز است و کاخ بزرگ آن که توسط شاهنشاه اردشیر بابکان ساخته شده بود هم اکنون فرو ریخته است. اردشیر به همین جهت نام شهر را ارتخشر خوره ( ارت خشتر ) نامید. در معنی کل می شود شهر شکوه و جلال اردشیر. خوره به معنی فر و شکوه و جلال است. شهر گور یا فیروز آباد نیز بعدها نام گرفت. این مکان از زیارتگاههای بزرگ مردمان فلات ایران بوده است. فخرالدین اسعد گرگانی در داستان ویس و رامین که به دوره شاهنشاهی اشکانیان مربوط است نوشته است: به خاصه زین دل بدبخت رامین .......... که آتشگاه خرداد است و برزین آتشکده آذر برزین مهر آتشکده آذربرزین مهر یکی از سه آتشکده مقدس ایران است.( آذرگشسب ، آذر برزین ، کاریان ) که در شهر نیشابور یا ابرشهر خراسان قرار دارد. در پهلوی به نام آتور بورگین میتر خوانده می شود به معنی آتش مهر بالنده است. تاریخ ساخت آن بسیار کهن است به طوریکه به زمان اشو زرتشت باز میگردد و در بند 8 از فصل 17 بندهش آمده است: آذربرزین مهر تا زمان گشتاسب در گردش بوده و پناه جهان تا اینکه اشو زرتشت اسپنتمان دین آورد و گشتاسب شاه دینش را پذیرفت آنگاه گشتاسب آتش مقدس را در کوه ریومند در آذر برزین مهر قرار داد آتشکده بردسوره به گفته مسعودی در کتاب نامدار مروج الذهب این آتشکده توسط فریدون شاه بنا شد که آتش آن را از طوس خراسان آورده بود و در بخارای ایران قرار داد. آتشکده آذرشب آتشکده ای است که گشتاسب شاه در بلخ بنا کرد و به گفته مورخین گنجهای خود را در آن قرار داد. بلخ در تاریخ جزوی از خراسان بزرگ بوده است که متاسفانه در دوره ننگین قاجار به روسها فروخته شد. آتشکده آذرنوش آتشکده ای است در بلخ که این نیز همچون آذرشب در خراسان بزرگ ایران بوده است. بلخ نیز همچون مرو شهری از شهرهای ایران بوده است که در دوره ننگین قاجارهای وطن فروش در قراردادهای ننگین ترکمانچای و گلستان به روس داده شد. فردوسی بزرگ آن را نوش آذر نامیده است و می فرماید: شهنشاه لهراسب در شهر بلخ .......... بکشتند و شد روز ما تار و تلخ و از آنجا به نوش آذر اندر شدند .......... رد و هیربد را همه سر زدند اندازه عکس تغییر یافته است.برای مشاهده عکس در اندازه واقعی روی این کادر کلیلک کنید. آتشکده باکو آتشکده ای بزرگ بوده است در ایران شمالی ( باکو ) که در نزدیکی چاه نفت قرار داشته است. محل آن در روستای سوراخانی در 15 کیلومتری باکو می باشد. تاریخ ساخت آن به سال 400 پیش از میلاد توسط ایرانیان می باشد. بدلیل مواد نفتی موجود این منطقه این آتشکده همیشه در نزد ایرانیان روشن و برافروخته بوده است. باکو از باگوان زبان پهلوی ایران گرفته شده است و شهری ایرانی است که در دوره ننگین قاجار به روس فروخته شد. این مکان مقدس پس از یورش تازیان ( اعراب ) ویران شد ولی سالها بعد از آن دوباره مرمت و بازسازی شد ولی آتش آن خاموش بود تا سال 1975 که آتش آن دوباره روشن گشت و به مکانی توریستی تبدیل شد. آتشکده سیروان این آتشکده پیش از به پادشاهی رسیدن انوشیروان دادگر محل بت ها بود و پس از وی بت ها ویران شدند و آتش مقدس را در آنجا قرار دادند. محل آن سیروان و ری بوده است. به گفته مسعودی تاریخ نگار نامدار این آتشکده در پیش از ظهور زرتشت ساخته شده است. آتشکده اردشیر در استخر استان فارس می باشد که نام دیگرش آتشکده آناهیتا یا ناهید می باشد. چون اردشیر بابکان بنیانگذار سلسله ساسانی از خانواده موبدان بزرگ بوده است به همین دلیل این آتشکده را به شادمانی برقراری سلسله جدیدش در ایران ساخت. در تاریخ بلعمی و طبری آمده است که چون یزدگرد سوم نوه خسروپرویز بوده است پس بزرگان ایران او را به مقام پادشاهی رسانند و در آتشکده اردشیر استخر تاج شاهنشاهی را بر سر وی گذاشتند و سپس او را به پایتخت ایران در بغداد تیسپون فرستادند. آتشکده آناهیتا یا معبد آناهیتا آناهید یکی از چهار عنصر مقدس آب و آتش و هوا و خاک است. در معنی می توان گفت که پاک و باعفت و باتقوی است که ارمنیان درست آن را تلفظ میکنند. این زیارتگاه پس از آذرگشسب از بزرگ ترین مکانهای باستانی و مقدس ایران بوده است که از دوره شاهنشاهی اشکانی ( پارتیان ) باقی مانده است. در شهر کنگاور در مسیر کرمانشاهان قرار دارد. ستون ها و پلکان این معبد هنوز پس از بیش از 2000 سال باقی و مستحکم است. این مکان در شهر کردنشین ایران بوده است و در نزد کردان آریایی دارای احترام خاصی می باشد. کردستان ایران و منطقه اورامان آن یکی از مشهورترین مناطق اصیل ایران است که هنوز بسیاری زرتشتی دارد و به زبان پهلوی سخن می گویند. ریشه زبان کردی امروزی نیز پهلوی باستانی ایران است. پیر شهریار یا پیر شالیار از افراد مشهور هورامان کردستان است که وی موبدی زرتشتی بود و چند کتاب از وی برجای مانده است. ابن فقیه در کتاب مشهور البلدان نوشته است: هیچ ستونی شگفت انگیز تر از ستونهای معبد آناهیتا کنگاور نیست گلابی یا اقلان قیز در پائین قلعه گور، كنار بركه چشمه ویرانه یك چهارطاق كه گلابی یا اقلان قیز نامیده می شود، قرار گرفته است. سقف گنبدی شكل آجری آن با توجه به تصاویر قدیمی هنوز در سده گذشته سالم بوده است. تصور می رود كه بنای مربع شكل با الحاقاتش یك آتشکده ساسانی بوده باشد. در پای كوهی كه قلعه روی آن است در محوطه یك گورستان اسلامی، ویرانه بناهای گنبد دار كوچكتر ولی مشابهی قرار دارد كه به مقبره های دوره اسلامی مربوط می شوند.
  3. آرامگاه جاماسب حکیم این اثر باستانی با ارزش در حدود ۸۵ کیلومتری جنوب شرقی شیراز که در مسیر جاده شیراز جهرم در سمت راست جاده و نرسیده به شهر خفر قرار گرفته است که پس از ورود به جاده فرعی به روستای کراده منتهی میشود و پس از آن در شرق کراده روستای گاره واقع شده که آرامگاه جاماسب حکیم در بیرون این روستا قرار دارد . فاصله روستای کراده تا روستای گاره دو کیلومتر است که از میان کوچه باغهای سرسبز راهی باریک و خاکی ناهموار را به طرف آرامگاه طی میکند . نام اصلی این روستا گاره یا کاره میباشد که اهالی منطقه بهآن جومه بزرگی می گویند که مخفف جاماسب بزرگ است . اهالی منطقه جاماسب را به کسر «س» تلفظ میکنند . پیرمردان و پیرزنان این منطقه جاماسب را خانباز هم میخوانند و درباره جاماسب یا خانبازخان داستانها و اشعار بسیاری در منطقه استان فارس گفته شده است . از جمله میگویند که خداوند به جاماسب گفت : که در روزی معین عمرت به پایان میرسد و جاماسب در روز موعود به این منطقه وارد شده و در همان جا جانبه جان آفرین تسلیم کرد و اهالی گاره برایش مقبرهای ساختند . حال باید تحقیق شود که آیا این آرامگاه جاماسب همان داماد زرتشت است ؟ یا اینکه جاماسب دیگری است ؟ این بنای باستانی در بیرون و در جنوب شرقی روستای گاره بر فراز تپه ای قرار گرفته است که مشرف بر شهر خفر و باغها و روستاهای اطراف است . ساختمان آرامگاه به صورت مکعب شکل است که برروی تپه ای کوتاه احداث گردیده و از سنگهای تراش خورده بدون ملات ساخته شدهاست . آرامگاه تشابه فراوانی با کعبه زرتشت در نقش رستم دارد . به علت تراش خوردن سنگهای آرامگاه میتوان آنرا به دوران هخامنشی و دورانی که شهر خفر دارای اهمیت بوده نسبت داد . ضلع شمالی که خوشبختانه سالمترین بخش این ساختمان میباشد کوتاهتر از دیگر دیواره های آرامگاه است و برروی یک صخره بناشده است و علت سالم ماندنش نیز دسترسی نداشتن به این دیوارهاست . در ارتفاع ۴ متری این دیواره یک ردیف سنگ کاری برجسته نمایان است . ضلع جنوبی که در دوران گذشته بلندترین دیواره آن بوده و بر اثر هجوم سودجویان آثار عتیقه قسمت اعظم دیوار ویران شده است . ضلع شرقی که این دیواره هم براثر غارتگری سودجویان از دو موضع حفاری غیر مجاز شده و آسیب جبران ناپذیری را بر پیکره این اثر وارد کرده اند . ضلع غربی که بلندترین دیواره این بنا را تشکیل میدهد ، نسبتا سالم مانده و تنها ردیف سنگکاری بالای آن خراب شده . گویا در دوران گذشته سازمان میراث فرهنگی داربست فلزی را در کنار این دیوار برپا کرده که بدون تعمیر و مرمت آن ، سالهاست که رها شده است . در میانه و گرداگرد آرامگاه درهر یک متر یک سوراخ مربع شکل تعبیه شده که احتمالا برای این ساخته شده است که اگر باران وارد بنا شد بتواند به راحتی از این سوراخ ها خارج شود . در محفظه داخلی آرامگاه از کف تا سقف از سنگ و ساروج فشرده پرشده که بسیار سخت و محکم میباشد . روی سقف آن یک سنگ ۸ ضلعی موجود بوده که به وسیله سنگ های تراش خورده به صورت یک مقبره درآمده بوده است که متاسفانه بر اثر چپاول سودجویان تنها ۳ الی ۴ ضلع آن باقی مانده است . چپاولگران در زیر همین سنگ مقبره از ۲ طرف بالا و پایین بهصورت تونلی حفر کرده اند و از ظواهر امر پیدا است که سودجویان چیزی پیدا نکردهاند . زیرا درون چهاردیواری آرامگاه تماما از سنگ و ساروج پرشده است . طول و عرض هر دیوار از هر طرف ۵ متر و ۸۰ سانتیمتر است که به صورت مربع و بسیار استادانه و با اصول معماری ساخته شدهاست . ارتفاع این آرامگاه مربع شکل در هرطرف ضلع متفاوت است . به دلیل اینکه بر روی تپه که دارای شیب و سنگهای صخرهای است ایجاد شده است ارتفاع تغییر میکند . اما در ضلع غربی ارتفاع آن نزدیک به ۷ متر میرسد که احتمالا ارتفاع این آرامگاه بیشتر از این بوده است که به تدریج ویران شده است . ابعاد سنگهای تراش خورده آرامگاه با یکدیگر تفاوت دارند . احتمالا بر بالای مقبره ۸ ضلعی اتاقی بوده است که به صورت ۴ اتاقی بازساخته شده بود که شاید برروی همین مقبره آتشدانی برپا بوده است و از فواصل دور دیده میشده . برخی میگویند که این ساختمان آتشکده ای بوده که در جشنها و مراسم ویژه از آن استفاده میشده است . در حقیقت این آرامگاه در بین دیگر آثار باستانی ایران مظلوم واقع شده است و حتی نامی از آن برده نمیشود و تنها در کتاب اقلیم پارس نوشته آقای مصطفوی چند سطر جزئی درباره اش نوشته شده و دیگرکتابها تنها به نام قبر جاماسب اکتفا کرده اند . در پایین و گرداگرد تپه قبرهای دوران پس از اسلام به چشم میخورد . سنگ قبرهایی که تاریخ هجری قمری آن در حدود ۳۰۰ تا ۵۰۰ پیش میباشد و بر روی اکثر سنگ قبرها درخت سرو حک شده است و میتوان حدس زد که پس از ورود اسلام اهالی روستای گاره مرده های خودرا در پایین آرامگاه جاماسب حکیم دفن میکرده اند اما پس از سالهای ۱۱۵۰ هجری قمری قبرستان این روستا به جای دیگری انتقال داده شده است . برای مثال برروی سنگ قبری تاریخ ۱۱۱۶ حک شده است . روی برخی سنگ قبرها اشکال و خطوط عربی و کوفی و اشعار فارسی از شاعران نامی و گمنام به چشم میخورد که متاسفانه این قبرها هم از دستبرد دزدان آثار باستانی در امان نبوده اند . چندین سنگ نوشته بزرگ به صورت کتیبه به انواع خطوط کوفی ، عربی در پایین آرامگاه به صورت نامنظم برروی هم انباشته شده . در پایین تپه جوی آب پاک و زلالی جاری است که باغها و روستای گاره را مشروب میسازد . این آب از کاریز «قنات» گاره سرچشمه میگیرد .
  4. غار کتله خور در پنج کیلومتری بخش گرماب از توابع شهرستان خدابنده واقع شده و بر اساس اظهار نظرهای مختلف این غار از لحاظ وسعت دومین غار جهان و از لحاظ زیبایی اولین غار جهان شناخته می‌شود و گنجینه ای ناشناخته در صنعت گردشگری ایران است. کتله خور بر اساس بررسی‌های انجام گرفته معانی مختلفی مثل تپه خورشید، روستای بدون خورشید و غیره دارد که مناسب‌ترین معنی بدست آمده یک کاربرد ترکی بوده که کتله به معنی پستی و بلندی و ناهمواری‌های داخل غار و خور به معنی راحتی و آسانی است که به صورت کلی به معنی پستی و بلندی‌های راحت و دنج است. راه دسترسی مناسب، امکانات رفاهی و جاذبه‌های دیدنی منطقه از جمله ویژگی‌هایی است که مطمئنا می‌تواند اوقات خوشی را برای مسافرین نوروزی ایجاد نماید. غار کتله خور در دل کوه‌های آهکی جنوب استان در پنج کیلومتری بخش گرماب از توابع شهرستان خدابنده واقع شده است. فاصله این غار با مرکز شهرستان 85 کیلومتر است. گرماب از طرف شرق با استان همدان و از جانب غرب با استان کردستان هم مرز است. این منطقه به بخش افشار یا قشلاقات معروف است و ساکنان آن از ایل معروف به شاهسون‌های افشاری تشکیل یافته‌اند. غار به طول تقریبی 10 کیلومتر در بهار سال 1331 هجری شمسی توسط یک هیئت کوهنوردی و با همکاری مرحوم سید اسدالله جمالی شناسایی و کشف شد. طبق نظریه‌های علمی ‌و نقشه‌های زمین شناسی غار کتله خور در دل کوه ساقیزلو در آهک‌های الیگومیوسن مربوط به دوران سوم زمین شناسی بوجود آمده و تقریبا حدود 30 میلیون سال می‌تواند قدمت داشته باشد. سال پیدایش این غار برای اولین بار توسط انسان معلوم نیست ولی مردمان این منطقه از سال پیدایش در این غار رفت و آمد داشته اند. گفته‌های افراد مسن منطقه حاکی از آن است که پدران آنان نیز در این غار رفت و آمد داشته و داستان‌های مختلفی در این باره تعریف می‌کرده اند. دهانه ورودی غار کتله خور به صورت طاق مثلثی شکل به قطر 70 سانتیمتر تنها راه دسترسی به داخل غار بوده و هست. از عمق 150 متری تا عمق 700 متری به نسبت زیادی در غار گشایش حاصل شده و شعب متعددی بوجود آمده است. در مکان‌هایی که از ریزش مصون مانده استالاگیت‌ها و استالاگمیت‌ها خودنمایی می‌کنند. استالاگیت‌ها و استالاگمیت‌ها با ارتفاع 30 تا 40 متر از کف و سقف غار قرار گرفته‌اند که با شنیدن صدای موزون قطرات آب، آهنگهای دلپذیر و مناظر بدیعی، چشم و گوش گردشگر را به خود جلب می‌کند. پس از عبور از این قسمت، منطقه وسیع و مسطحی ظاهر می‌شود که به شبستان مساجد شبیه است. در این بخش، در ضلع شرقی آن، استخر آبی به ابعاد 20×35 متر قرار گرفته است. برای دسترسی به این غار باید از آبادی‌های کرسف و زرین رود گذشته و با پشت سر گذاشتن گرماب، در قسمت شمال این منطقه به دهانه غار رسید. دهانه این غار در ارتفاع 11 متر از سطح مسیر که مشرف بر آن است، قرار گرفته و در وضعیت ضلع قطری معادل1.40 متر ارتفاع دارد. ابتدای غار تا عمق 150 متری، شبیه به راسته بازارهای معمولی است، با این تفاوت که عناصر و اندامهای آن اندکی از بازار کوچکتر می‌باشد. کف این قسمت را لایه ضخیمی ‌از خاک و خاکستر پر کرده است. هم اکنون این غار به صورت سه طبقه خشک و طبقه چهارم به بعد مسیرهائی نیز به صورت آب بوده و زمین شناسان احتمال تشکیل چهار طبقه دیگر را تا سفره آب زیرزمینی داده اند که در سال 2003 میلادی حدود 30 کیلومتر از مسیرهای متعدد غار توسط زمین شناسان آلمانی و سوئیسی نقشه برداری شد و از سال 72 تاکنون تقریبا 5.2 کیلومتر آن به صورت رفت و برگشت آماده بازدید شده است. پدیده‌های داخل غار نظیر دهلیزها و گذرگاه‌ها و وجود ستون‌های عظیم و وجود استاگتیت‌ها (چکنده‌ها) و استلاگمیت‌ها (چکیده‌ها) به رنگهای مختلف و تعدادی قندیل‌های تو خالی و نیسانی که جز کمیاب‌ترین قندیل‌ها به شمار می‌رود، جلوه منحصر به فردی به این غار بخشیده است. به وجود آمدن قندیل‌ها به اشکال مختلف مثل شیر خوابیده، پنجه شیر، پای فیل، لباس عروس، قلع شمع، سگ شکاری، دست شیطان، نخل سوخته، مریم مقدس، دوجادوگر، سفره عقد و عروس و داماد و گفته‌های زمین شناسان فوق از لحاظ پیدا نشدن انتهای غار وجود مسیرهای دیگر این مهم را ثابت می‌کند. مجموعه تفریحی غار کتله خور دارای 12 سوئیت تک خوابه و دو خوابه می‌باشد که با داشتن امکاناتی نظیر حمام، سرویس بهداشتی فرنگی و ایرانی، وسایل پخت و پز، شومینه و ... محیط مناسبی را جهت اسکان شبانه گردشگران فراهم کرده است. چشم انداز مناسب این سوئیت‌ها، مجاورت در کنار غار، دسترسی به کوه جهت کوهنوردی و استفاده از محیط سد غار کتله خور از سایر مزایای این سوئیت‌ها است.
  5. کعبه زرتشت در نقش رستم، ساختمانی به یادگار مانده از دوره تاریخی هخامنشی است، با شکلی مکعب­گونه به ارتفاع 12 متر با کناره­هایی به طول 30/7 متر. درمورد آن­که این یادگار کهن به مانند دیگر سازه­های تاریخی ایران­زمین یک شاهکار هنری، معماری است تردیدی وجود ندارد، بلکه سخن پیرامون کاربری راستین آن است. چیزی که بیشتر پژوهشگران و شرق­شناسان درمورد آن نتوانسته­اند به یک سخن یكسان برسند و هنوز موضوع گنجایش آن را دارد که مورد پژوهش و کنکاش قرار بگیرد. چندسال پیش در شماره «10» فصل نامه پارسیان جستاری پیرامون کعبه زرتشت و گمانه­هایی پیرامون کاربری آن به چاپ رسیده بود. همین نوشتار محرکی شد تا این کهترین در فرای فرضیاتی که آن مکان را محل نگهداری آتش سپند و یا آتشکده قلمداد می­کند و یا گمانه­هایی که آن مکان را جایگاهی برای مومیایی کردن پیکر مرده شاه معرفی می­کند و یا حدسیاتی که آن را جای نگهداری کتاب اوستا و درف­شهای شاهی می­داند!! و... که البته هرکدام به شوندهای گوناگون مردود دانسته شده این­بار با دیدی مذهبی به کاربری این بنا بنگرم. همانگونه که آگاهید از دهه 1320خورشیدی به این سو بنا به نامهربانی­ها و نامردمی­های هازمان ایرانی و اجحاف­هایی که شد، میل به خاكسپاری درگذشتگان در خاک در میان زرتشتیان جای سپردن مردگان به سنگ(قرار دادن در برج خاموشان) که از نگاه نگارنده سنتی بسیار پسندیده­تر دربرابر به خاك سپردن است، را به کلی گرفت. با منسوخ شدن آن روش کفن و دفن ارزشمند، میرود که رفته رفته باورهایی که همراه با آن روش تدفین کهن وجود داشت نیز به دست فراموشی سپرده شود؟! بنابر سنت و شریعت دین زرتشتی، روان فرد درگذشته تا سه شبانه روز در پیرامون و بالای سر جسد خویش می­ماند و پس از شب سوم و در بامداد روز چهارم از پیکر خویش جدا شده در کنار پل چینود به داوری کردار و گفتار خویش فراخوانده می­شود تا تکلیف خویش را بداند که در زمره گناهکاران است یا رستگاران. در این مدت سه شب نخست پس از مرگ برای آنکه روان درگذشته از مرگ و تنهایی و تاریکی نهراسد، دست به کاری­هایی بدین شرح می­زدند که البته همانند آن را کم و بیش در میان همه­ی مذاهب و ادیان جهان می­توان دید... در پایین تپه­ها و یا بلندی­هایی که برفراز آن استودان ساخته شده بود، ساختمانی در دو اشكوب بنا می­شده که معمولا" با دخمه 200 متر کمتر یا بیشتر فاصله داشت و از آن برای انجام آیین­های دینی پس از مرگ اشخاص متوفی و همینطور مراسم آتش سوزها استفاده می­شده .آتش سوزها که معمولا دو نفر بودند وظیفه داشتند از روزی که مرده را به دخمه می­بردند و به­سنگ می­سپردند تا سه شب در اتاق ویژه­ای که به آن برج فانوس می­گفتند و دهلیزهای آن رو به دخمه و ویژه این کار بود از سر شب تا صبح آتش بسوزانند. بدین منظور سوراخی پنجره مانند و کوچکی روی دیوار دخمه ایجاد می کردند به طوری آن دهلیز دقیقا" در امتداد پنجره اتاق آتش سوزی پایین تپه و شعله­های سوزان آتش میان آن باشد و نور آتش تا صبح به درون دخمه بتابد و با روشن کردن آن فضا، ترس از مرگ و تنهایی و تاریکی را از روان مرده دور کند. در کنار این کار بازماندگان درگذشته برای او مراسم دروُن، سِدوش و شبگیر می­گرفتند و از درگاه پروردگار جهان برای وی درخواست آمرزش می کردند و برای آمرزش وی دعا و نیایش می خواندند. زمانی که با آگاهی از چنین رسومات ظریف و زیبایی پا به نقش رستم و پاسارگاد و حتا شوش بگذاریم به آسانی درمیابیم که هدف از ساختن این بنای 2 اشكوبه(کعبه زرتشت) که تنها یک اتاق در مرتبه دوم دارد چیست؟ اینجا مکان انجام مراسم آتش سوزی سه شب نخست مرگ و برای برگزاری مراسم پس از دفن اموات پادشاهان هخامنشی بوده است. محوطه باستانی پاسارگاد مانند همین بنا در پاسارگاد و در روبه­روی آرامگاه کورش بزرگ نیز قرار دارد که به احتمال قوی به شوند انجام همین مراسم بوده. گریشمن این سه بنای واقع در دشت پاسارگاد، نقش رستم و شوش(منسوب به اردشیر دوم) را صرفا" جای نگهداری آتش دانسته است در حالی که این 3 ساختمان بایستی مکان آتش سوزی سه شب نخست مرگ و برای مراسم بعد از دفن پیکر خاندان هخامنشی بوده باشد. محل قرارگیری دهلیزهای این سه بنا و مشرف بودن آنها به ورودی آرامگاه[دخمه] پادشاهان هخامنشی نیز خود مهر تاییدی است بر این سخن است. هنوز هم در مناطقی از استان چهارمحال بختیاری و لرستان، مردمان بر روی گور مرده تازه دفن شده خود شب­ها آتش روشن می­کنند و استنباط آنها از این کار همان چیزی است که زرتشتیان بدان باور داشتند والبته هنوز هم در آرامگاه زرتشتیان آپریگون(مجمر آتشدان) بزرگی در میان گورستان قرار دارد. باور نویسنده بر آن است که اگر كمی بیشتر با رسومات و اندیشه­های گذشتگان که همگی ریشه در شور دینی و عشق عمیق آنها به زندگی و هم­نوع داشته مهربان باشیم و در راه درک عمیق تر آن کوشش کنیم و به یک خودشناسی عمیق برسیم، دیگر دست نیاز ما برای شناختن خودمان در جلوی پژوهشگران غربی دراز نخواهد شد. ظاهر بنا این بنا دارای تنها یک مدخل بالاتر از سطح زمین و بازمانده پلکانی برای دسترسی به تنها ورودی آن است. تا سال ۱۳۱۶ شمسی، یک سوم پایینی بنا در زمین دفن شده بود. تنها در این سال و با آغاز کاوشهای باستانشناسی بود که مشخص گردید که بنا در سه سمت خود (بجز ورودی) دارای سکو است. همچنین در درگاه ورودی جای چرخش پاشنه دری سنگین و کلفت، نشان از دربسته بودن بنا میدهد. این ساختمان تماماً از سنگ آهکی سفید و سیاه ساخته شدهاست. در دیوار داخل این ساختمان واژه «کعبه» حکاکی شدهاست. در کتابهای زرتشتی آمدهاست که زرتشت در این محل، نیایش میکردهاست. اعراب، واژه کعبه را از پارسی پهلوی گرفتند. کاربرد بنا درباره کاربرد این بنا، نظرات گوناگونی ابراز شدهاست. متاسفانه دانشمندان تاکنون کاربرد بی شک و تردید آن را کشف نکردهاند. بخشی از کاربردهایی که به این بنا منسوب شدهاست، چنین اند: آرامگاه همیشگی داریوش که بعدها انصراف پیدا کردهاست. آرامگاه موقت (فقط تا پوسیده شدن اجساد) جایگاه آتش مقدس (آتشگاه) جایگاه نگهداری اوستا و کتب دینی جایگاه پرچمهای شاهی در محاسبه روز نوروز در کتب زرتشتی نوشته شدهاست که زرتشت در این رصدخانه ، محل شروع نوروز را محاسبه کرد. نوروز در روز اول فروردین از محلی شروع میشود که اولین اشعه آفتاب در آنجا بتابد. بر اساس برآورد گاهنامه زرتشت، هر ۷۰۰ سال یکبار نوروز از ایران شروع میشود. آخرینباری که نوروز از ایران شروع شد، ۳۰۰ سال پیش بود. در سال ۱۳۸۷، نوروز از پاریس و بروکسل و در سال ۱۳۸۸ ار تورنتو و نیویورک شروع شد. از زمان حمله اعراب به ایران تا به امروز، یعنی قرن بیست و یکم میلادی، کاربرد و تعریف این بنا کشف نشده بود. پژوهشگر ایرانی «رضا مرادی غیاث آبادی» که تحقیقات فراوانی در زمینه ایران باستان داشتهاست، نتیجه کشف خود را در کتابی به نام «نظام گاهشماری در چارطاقیهای ایران» توسط انتشارات «نوید شیراز» به چاپ رسانده و راز این بنا را منتشر کردهاست. تا امروز حدس میزدند کاربرد این بنا، محل نگهداری کتاب اوستا و اسناد حکومتی یا محل گنجینه دربار و یا آتشکده معبد بودهاست. اما غیاث آبادی با تحقیقات خود ثابت کرد این بنا با مقایسه با تمامی بناهای گاهشماری (تقویم) آفتابی در سرتاسر جهان، پیشرفته ترین، دقیقترین، و بهترین بنای گاهشماری آفتابی جهان است. این در حالی است که تا قبل از این بنا هم «چارطاقیها» در نقاط مختلف ایران احداث شده بودند و همین وظیفه را با شیوهای بسیار ساده اما دقیق و حرفه ای بر عهده داشتند. تمامی بناهای گاهشماری آفتابی در جهان فقط میتوانند روزهای خاصی از سال (مانند روزهای سرفصل) را مشخص کنند و حتی با سال خورشیدی هم تنظیم نیستند. اما این بنا با دقت و علمی که در ساخت آن اجرا شده، قادر است بسیاری از جزئیات روزهای مختلف سال و ماهها را مشخص کند. زرتشتیان با استفاده از این بنا میتوانستند بسیاری از مناسبتها و جشنهای سال را روز به روز دنبال کنند و از زمان دقیق آنها آگاه شوند. بسیاری از بناهای چارطاقی در سطح کشور (به تصور آتشکده) یا به طور کامل تخریب شده و یا تغییر کاربری داده شدهاست. ولی خوشبختانه تعدادی هم مانند چارطاقی «نیاسر» و چارطاقی «تفرش»، سالم مانده و برای ما و نسلهای بعدی باقی مانده اند. اهمیت بنا کاربرد بنا در دوره هخامنشی هرچه بودهباشد، به نظر میرسد که بنا در دوران ساسانی و بخصوص اردشیر به اوج اهمیت رسیدهاست. در این دوران سه سنگنوشته مستقل بر روی سکوهای بنا ایجاد شدهاست که اطلاعات گسترده ای در خصوص ساسانیان ارائه میکند. یکی از مهمترین این سنگنوشتهها، درباره کرتیر است.
  6. مشهد کاوه، جايي است که همه اهالي آن، از پير و جوان، زن و مرد كاوه آهنگر را به خوبي مي‌شناسند. روستايي در حاشيه زاينده‌رود که بيشترين شهرتش را مديون آرامگاهي است که در ميانه آن قرار گرفته و در درون ساختمان آن چهار مزار وجود دارد؛ مزارهايي که به اعتقاد روستاييان منطقه، به کاوه آهنگر و خانواده او تعلق دارد. آرامگاه يک حفاظ چوبي دارد با سه سنگ. سنگ مزار مياني که از همه بزرگ‌تر است مربوط به قباد پسر کاوه است که در شاهنامه از او به عنوان «کارن کاوگان» ياد شده، سنگ سمت راست که کوچک‌تر است مربوط به دختر کاوه آهنگر است. مزار کاوه آهنگر نيز در خارج اين ضريح قرار دارد. آرامگاهي که نام آن، به روستاي محل قرارگيري اش داده شد تا مردم اين روستا را به نام «مشهد كاوه» بشناسند. متن هاي تاريخي را که بگرديد، نام مشهد کاوه را به دو صورت کواديه و کواليه مي بينيد. کواديه (کوا + ديه) به معني سرزمين کاوه است. اما خيلي ها اين واژه را به کلمه شواليه در زبان فرانسه و cavalery در زبان انگليسي نسبت مي دهند و دليل آن را شهامت و جنگجويي کاوه مي دانند. متن هاي تاريخي را که بگرديد، نام مشهد کاوه را به دو صورت کواديه و کواليه مي بينيد. کواديه (کوا + ديه) به معني سرزمين کاوه است. اما خيلي ها اين واژه را به کلمه شواليه در زبان فرانسه و cavalery در زبان انگليسي نسبت مي دهند و دليل آن را شهامت و جنگجويي کاوه مي دانند روستاي ساحلي مشهد کاوه را بايد در دوازده کيلومتري شهر چادگان در استان اصفهان ببينيد. جايي در چند کيلومتري سرچشمه زاينده رود که اخيرا باستان شناسان جسد نوزادي متعلق به عصر آهن يعني حدود سه هزار سال پيش را در تپه اي بنام آشنا در اين روستا کشف کرده اند. اين آثار که نشان مي‌دهد تمدن زاينده رود با تمدن سيلک و همچنين تمدن مرودشت پيوند داشته است، مهر تاييدي بر اين ادعاي باستان شناسان است که تمدن‌هاي حاشيه زاينده‌رود را از کهن‌ترين تمدن‌هاي به وجود آمده در سرزمين ايران مي دانند. تا پيش از ساخته شدن سد و به دنبال آن درياچه زاينده‌رود، تپه آشنا در حد مياني دلتاي رود «آراگون» از سرشاخه‌هاي زاينده‌رود و رودخانه کوچک «آشنا» قرار داشته است. اينک اين تپه جزيره‌اي در ميان درياچه زاينده‌رود است. اگر گذارتان به مشهد کاوه بيفتد، مي توانيد در اطراف اين روستا دو برج بزرگ را ببينيد که يکي سالم‌تر مانده و نشان از اهميت اين منطقه در دوران‌هاي پيش دارد. علاوه بر اين، بازمانده ساختار يک دژ، در نزديکي آبادي جمالو به نام «مزدکيان» وجود دارد که مردم، اين محل را زادگاه مزدک، بنيان‌گذار آيين مزدکي مي‌دانند. روستاي ساحلي مشهد کاوه را بايد در دوازده کيلومتري شهر چادگان در استان اصفهان ببينيد. جايي در چند کيلومتري سرچشمه زاينده رود که اخيرا باستان شناسان جسد نوزادي متعلق به عصر آهن يعني حدود سه هزار سال پيش را در تپه اي بنام آشنا در اين روستا کشف کرده اند بهترين زمان سفر به مشهد کاوه، ارديبهشت ماه است که سراسر اين منطقه با گل‌هاي رنگارنگ پوشيده شده است. مشهد کاوه، علاوه بر تمام جاذبه هاي تاريخي اش، فرصت خوبي براي تفريح و ماهيگيري در کنار روستائيان منطقه به شما خواهد داد! از آنجا که اين روستا در مرز استان اصفهان با استان چهار محال بختياري قرار دارد علي رغم ترک زبان بودن مردم، آداب و رسوم مردم منطقه بسيار نزديک به آداب و رسوم ايل بختياري است. طبيعت بکر و زيباي اين روستا هر سال ايرانگردان بسياري را به اين خطه مي کشاند.
  7. Nicoltntpcd

    کشور کانادا

    کانادا ( Canada ) کشوری است واقع در آمریکای شمالی ، شمال کشور آمریکا ، غرب گرینلند و شرق آلاسکا ، در کنار اقیانوس آرام ( در غرب ) و اقیانوس اطلس ( در شرق ) ، دریای لابرادور ( در شمال شرق ) و اقیانوس منجمد شمالی ( در شمال غرب ) . پایتخت کانادا شهر اتاوا ( Ottawa ) با 1 میلیون و 143 هزار نفر جمعیت می باشد . مساحت کانادا ، 9 میلیون و 984 هزار و 670 کیلومتر مربع و جمعیت آن 33 میلیون و 390 هزار نفر می باشد . از مهمترین شهرهای کانادا می توان به تورنتو 5 میلیون و 203 هزار نفر ، مونترئال 3 میلیون و 607 هزار نفر ، ونکوور 2 میلیون و 170 هزار نفر ، کالگاری 1 میلیون و 037 هزار نفر و ادمونتون 1 میلیون و 101 هزار نفر اشاره کرد . اولین ساکنان کانادا ، بومیان محلی بودند که در ابتدا اینویت ( اسکیمو ) خوانده می شدند . گمان می رود کاشف اهل اسکاندیناوی " لیف اریکسون " در 1000 میلادی قسمت هایی از شرق و جنوب شرق کانادا ( لابرادور و نوا اسکوشا ) را کشف کرده باشد ، ولی در حقیقت ورود اولین سفید پوستان به این منطقه به سال 1497 میلادی " جان کابوت " ایتالیایی که به خدمت هنری هفتم ( پادشاه بریتانیا ) در آمده بوده بر می گردد ، او توانست قسمت های شرقی کانادا را کشف کند . در سال 1534 با ورود اولین فرانسوی به نام " ژاک کارتیه " کانادا نصیب فرانسه شد ، مهاجر نشینان فرانسوی که در سال 1604 وارد نوا اسکوشا ( بندر رویال ) شدند ، کانادا را ( New France ) یا " فرانسه ی جدید " نام نهاده بودند . در سال 1608 کبک کشف شد . در این زمان هر دو استعمار فرانسه و بریتانیا ادعای مالکیت کانادا را داشتند ، بدین ترتیب جنگی درگیری ها بین فرانسه و بریتانیا شدت گرفت ، در سال 1713 ، نیوفوندلند ، خلیج هودسون و نوا اسکوشا ار دست بریتانیا خارج شد ، طی جنگ هفت ساله ی بریتانیا و فرانسه بین سالهای 1756 تا 1763 فرانسه شکست خورد و کانادا به بریتانیا رسید ، پیروزی مشهور ژنرال جیمز وولف بریتانیایی بر ژنرال مونت کالم فرانسوی در منطقه ی کبک در 13 سپتامبر 1759 از مهمترین وقایع جنگ است . بر اساس پیمان پاریس که در سال 1763 منعقد شد کنترل کامل کانادا به عهده ی بریتانیا گذاشته شد . در آن زمان به علت اینکه تمام جمیعت کانادا ، فرانسوی تبار بودند ، بریتانیا تصمیم به مهاجرت دادن عده ی زیادی از اتباع خود به کانادا گرفت . در سال 1849 حق کانادا برای خودمختاری از سوی بریتانیا به رسمیت شناخته شد . در 1 جولای 1867 کانادا دارای استقلال و خودمختاری شد . در سال 1869 کانادا ، نیمه ی غربی را از شرکت خلیج هودسون (Hudson's Bay Company ) خرید و ایالت های مانیتوبا ( 1870 ) ، آلبرتا ( 1905 ) و ساسکاچوآن ( 1905 ) ضمیمه ی قلمرو کانادا شدند ، در سال 1871 بریتیش کلمبیا و متعاقب آن در سال 1873 جزایر پرنس ادوارد به کانادا الصاق گردید . بین سالهای 1866 تا 1896 حزب محافظه کار به رهبری جان مک دونالد بر کانادا حکومت می کرد . در سال 1896 حزب لیبرال به رهبری ویلفرید لاوریه که یک کانادایی فرانسوی برجسته بود تا سال 1911 اداره می شد . نیوفوندلند دهمین ایالت کانادا در 31 مارچ 1949 به قلمرو کانادا اضافه شد . پس از آن سه ایالت مجاور قطب شمال و یخ زده ی یوکُن ، شمال غربی و نوناووت به کانادا الصاق گشتند . در سال 1931 ، نروژ مالکیت کانادا را بر جزایر اسوردراپ ( Sverdrup Islands ) در قطب شمال به رسمیت شناخت . دوباره حزب لیبرال به رهبری ویلیام لیون مکنزی کینگ بین سالهای 1921 تا 1957 حکومت را در دست گرفت . پس از مدتی حکومت محافظه کاران ، در سال 1963 لیبرال ها بار دیگر به رهبری لستر پیرسون به حکومت بازگشتند . در سال 1970 و با گسترش فزاینده ی خشونت در کبک توسط جدایی طلبان فرانسوی تبار دولت برای خاموش کردن این اعتراضات راه چاره ای اندیشید ، چندی بعد پارلمان کانادا اقدام به دو زبانه کردن ایالت کبک و اجازه دادن به گسترش زبان و فرهنگ فرانسوی در این منطقه کرد و این تصمیم تا حدودی موثر واقع شد . در جولای 2005 کانادا ازدواج مردان همجنسگرا را قانونی اعلام کرد ( بیشتر ازدواج همجنسگرایان در بلژیک ، هلند و اسپانیا قانونی شده بود ) . طی سالهای اخیر کانادا 2 هزار سرباز را برای کمک به آمریکا در مبارزه با ترورسیم در قالب نیروهای چند ملیتی ( آیساف ) به افغانستان گسیل داشته است ولی کانادا با هم پیمانی با آمریکا برای جنگ در عراق سرباز زد . در انتخابات مجلس که در ژانویه ی 2006 برگزار شد 36 % کرسی های پارلمان نصیب محافظه کاران شد که این واقعه به دوازده سال تسلط لیبرال ها بر کرسی های پارلمان خاتمه داد . در ژوئن 2006 پلیس کانادا 17 تروریست مسلمان را به ظن احتمال حملات ترویستی در تورنتو بازداشت کرد . در 6 فوریه ی 2006 میلادی ، استفن هارپر که یک محافظه کار می باشد به نخست وزیری کانادا رسید . در 27 سپتامبر 2005 نیز میکائل ژان فرماندار کانادا شد . نژاد 28 % کانادایی ها ، بریتانیایی ، 23 % فرانسوی ، 15 % سایر اروپاییان ، 2 % آمریندین ، 6 % آسیایی ، آفریقایی و عرب و 26 % نیز دورگه ها و بومیان محلی هستند ، همچنین دین 42 % کانادایی ها ، کاتولیک ، 23 % پروتستان ، 4 % سایر فرقه های مسیحیت و 1 % مسلمان هستند . انگلیسی و فرانسوی هردو زبان رسمی مردم کانادا هستند . واحد پول کانادا ، دلار کانادا با واحد جزء ( سنت ) نام دارد . از نقطه نظر اختلاف زمانی ، کانادا به شش قسمت تقسیم می شود به طوری که شرق تا غرب کانادا 5 ساعت با یکدیگر اختلاف زمانی دارند . تولید ناخالص داخلی کانادا بسیار عظیم و 1 تلریارد و 274 میلیارد دلار می باشد . کانادا روزانه 3 میلیون بشکه نفت تولید می کند ، علاوه بر اینکه ذخایر گاز عمده ای نیز در شمال این کشور وجود دارند . از مهمترین صادرات کانادا می توان به هواپیما ، تجهیزات ارتباطی ، مواد شیمیایی ، پلاستیک ، کود ، چوب ، نفت خام ، گاز طبیعی ، برق و آلومینیوم اشاره کرد . · آیا می دانستید کانادا بعد از روسیه ، دومین کشور بزرگ دنیاست ؟ · آیا می دانستید مرز آمریکا و کانادا با طول 8893 کیلومتر طولانی ترین مرز مشترک دنیاست ؟ · آیا می دانستید دریاچه های پنجگانه ( ایری ، هورن ، سوپریور ، میشیگان و اونتاریو ) مرز آبی بین آمریکا و کانادا هستند ؟ · آیا می دانستید آبشار زیبای نیاگارا در نقطه ی مرزی کانادا ( شهر سنت کاترینز ، اونتاریو ) با آمریکا ( شهر بوفالو ، نیویورک ) واقع شده و سالانه پذیرای میلیون ها گردشگر می باشد ؟ · آیا می دانستید کشور کانادا به علت داشتن دریاچه های فراوان به " کشور هزار دریاچه " معروف است ؟ کانادا دارای 10 ایالت و 3 ناحیه ی خودمختار ( * ) می باشد : 1 - آلبرتا : ادمونتون 2 - بریتیش کلمبیا : ویکتوریا 3 - مانیتوبا : وینیپگ 4 - نیو برانشویک : فردریکتون 5 - نیوفوندلند و لابرادور : سنت جونز
  8. Nicoltntpcd

    کشور گابون

    جمهوری گابون ( Gabon Republic of) کشوری است واقع در غرب آفریقا ، در کنار خلیج گینه ، بین جمهوری کنگو و گینه ی استوایی ، پایتخت این کشور شهر لیبرویل ( Libreville ) با 420 هزار نفر جمعیت می باشد . مساحت گابون 267.667 کیلومتر مربع و جمعیت آن 1 میلیون و 384 هزار نفر است . از مهمترین شهرهای گابون ، پورژانتی 88 هزار نفر ، فرانس ویل 30 هزار نفر ، اویم 23 هزار نفر و موآندا 21 هزار نفر را می توان نام برد . گابون از سال 1886 از مستعمرات استوایی فرانسه در آفریقا بوده است ، این کشور در روز 17 آگوست 1960 از فرانسه مستقل شد . آلبرت برنارد بونگو معروف به ( حاج عمر بونگو ) از سال 1967 تا کنون رئیس جمهور گابون بوده است . حزب دموکراتیک گابون تنها حزب سیاسی گابون طی سالهای 1969 تا 1990 بوده است ، از آن پس به بعد احزاب سیاسی به رسمیت شناخته شدند ، از سال 2006 نیز ژان ایگه اندونگ نخست وزیر گابون شد . 28 % نژاد گابون را قبایل فانگ ، 10 % را پونو % 9 % را نزبی و 6 % را فرانسوی و بقیه را سایر قبایل بومی تکشیل می دهند ، همچنین دین 90 % گابونی ها مسیحی و 3 % مسلمان است . زبان رسمی مردم گابون فرانسوی می باشد ، زبانهای بومی و قبیله ای نیز در این کشور رایج است . واحد پول گابون فرانک سی اف آ با واحد جز ( سانتیم ) نام دارد . از جمله صادرات گابون ، نفت ، منگنز ، الوار و اورانیم را می توان نام برد . گابون از اعضای اوپک و اتحادیه ی آفریقاست . کشور گابون دارای 9 استان می باشد : 1 - استوایر ( Estuaire ) 2 - اوگووئه ی علیا ( Haute-Ogooue ) 3 - موین اوگووئه ( Moyen-Ogooue ) 4 - انگونیه ( Ngounie ) 5 - نیانگا ( Nyanga ) 6 - اوگووئه ایویندو ( Ogooue-Ivindo ) 7 - اوگووئه لولو ( Ogooue-Lolo ) 8 - اوگووئه ماریتیم ( Ogooue-Maritime ) 9 - وولو انتم ( Woleu-Ntem )
  9. Nicoltntpcd

    کشور بنین

    جمهوری بنین ( Benin Republic of) کشوری است واقع در غرب آفریقا و ناحیه ای موسوم به ( West Coast ) یا ساحل غربی . پایتخت بنین شهر پورتونوو ( Porto-Novo ) با 234 هزار نفر جمعیت می باشد . مساحت بنین 112.622 کیلومتر مربع و جمعیت این کشور 7 میلیون و 650 هزار نفر است . مهم ترین شهرهای بنین نیز کوتونو 818 هزار نفر ، پاراکو 227 هزار نفر ، جوگو 206 هزار نفر و آبومی 126 هزار نفر می باشد . بنین از کشورهای مستعمره ی فرانسه در غرب آفریقا بوده است ، این کشور در 1 آگوست 1960 از فرانسه زیر نام داهومی ( ( Dahomeyاعلام استقلال کرد . متیو کریکو در سال 1972 قدرت را در دست گرفت ، و در سال 1975 نظام تک حزبی به نام حزب انقلاب مردمی بنین در این کشور برقرار شد ، در سال 1990 فعالیت احزاب سیاسی در این کشور قانونی اعلام شد و در سال 1991 نیکفور سوگلو به عنوان رئیس جمهور انتخاب و به عنوان ائتلاف سه حزبی در مسند قدرت قرار گرفت . او در سال 1993 به حزب رنسانس بنین ( Benin Renaissance Party ) پیوست . در انتخابات سال 2006 میلادی یایی بونی به عنوان رئیس جمهور بنین انتخاب شد . 40 % نژاد مردم بنین را قبایل فون ، 12 % را یوروبا ، 11 % را آجارا و 8 % را باریبا تشکیل می دهند ، همچنین 35 % بنینی ها مسیحی ، 35 % عقاید سنتی و بومی و 20 % نیز مسلمان هستند . زبان رسمی مردم بنین ، فرانسوی است که در کنار آن بیش از 60 زبان و لهجه ی محلی نیز وجود دارد . واحد پول بنین ، فرانک سی اف آ با واحد جزء ( سانتیم ) می باشد . صادرات بنین را نفت ، پنبه ، روغن نخل ، دانه های روغنی و کاکائو تشکیل می دهند . بنین یکی از اعضای اتحادیه ی آفریقاست . کشور بنین دارای 6 ایالت می باشد : 1 - آتاکورا ( Atakora ) 2 - آتلانتیک ( Atlantique ) 3 - بورگو ( Borgou ) 4 - مونو ( Mono ) 5 - اومه ( Oueme ) 6 - زو ( Zou )
  10. Nicoltntpcd

    کشور گینه ی بیسائو

    جمهوری گینه ی بیسائو ( Guinea-Bissau Republic of) کشوری است واقع در غرب آفریقا ، کنار اقیانوس اطلس شمالی ، بین سنگال و گینه ، پایتخت این کشر شهر بیسائو ( Bissau ) با 336 هزار نفر جمعیت می باشد . مساحت گینه ی بیسائو 36.125 کیلومتر مربع و جمعیت آن 1 میلیون و 413 هزار نفر است . از مهمترین شهرهای گینه ی بیسائو می توان ، بافاتا 15 هزار نفر ، کاچئو 14 هزار نفر و گابو 10 هزار نفر را نام برد . این کشور از قرن 15 میلادی از مستعمرات پرتغال به شمار می رفت که به عنوان گینه ی پرتغال نیز از این کشور یاد می شد . گینه ی بیسائو در روز 10 سپتامبر 1974 از پرتغال اعلام استقلال کرد . سرتیپ ژنرال ژوائو برناردو ویئرا طی کودتایی در سال 1980 رئیس جمهور گینه ی بیسائو شد که کماکان نیز بر این کشور حکومت می کند ، او از اعضای حزب آفریقا برای استقلال گینه و کیپ ورد به شمار می رود . در سال 1991 پست نخست وزیری مجددا برقرار شد و کارلوس کوریا به عنوان نخست وزیر برگزیده شد . در سال 2005 میلادی نیز آریستیدس گومش نخست وزیر گینه ی بیسائو شد . 30 % نژاد این کشور را قبایل بالانته ، 20 % را فولانی ، 14 % را ماندیاکو ، 13 % را مالینکه و 7 % را پپل تشکیل می دهند ، همچنین دین 45 % از مردم گینه ی بیسائو ، عقاید سنتی ، 40 % مسلمان و 13 % نیز مسیحی هستند . زبان رسمی گینه ی بیسائو ، پرتغالی است . واحد پول گینه ی بیسائو ، فرانک سی اف آ با واحد جزء ( سانتیم ) نام دارد . صادرات گینه ی بیسائو را ، درخت بلارد یا قرص کمر ، ماهی و بادام زمینی تشکیل می دهد . گینه ی بیسادو از اعضای اتحادیه ی آفریقاست . کشور گینه ی بیسائو مشتمل بر 9 ایالت می باشد : 1 - بافاتا ( Bafata ) 2 - بیومبو ( Biombo ) 3 - بیسائو ( Bissau ) 4 - بولاما ( Bolama ) 5 - کاچئو ( Cacheu ) 6 - گابو ( Gabu ) 7 - اویو ( Oio ) 8 - کوئینارا ( Quinara ) 9 - تومبالی ( Tombali ) __________________
  11. Nicoltntpcd

    ایتالیا

  12. Nicoltntpcd

    ایتالیا

    پایتخت - مختصات جغرافیایی رم 41°54′ N 12°29′ E بزرگ‌ترین شهر رم زبان رسمی زبان ایتالیایی نوع حکومت • رئیس جمهور• نخست‌وزیر جمهوری جیورجیو ناپولیتانو سیلویو برلوسکونی وحدت ایتالیا ۱۷ مارس ۱۸۶۱ مساحت - کل - آب‌ها (٪) ‪۳۰۱٬۲۳۰ km² ‫(۷۱ام) ۲٫۴ جمعیت - برآورد ۲۰۰۰ - تراکم جمعیت ‪۵۸٬۴۶۲٬۳۷۵ ‫(۲۲ام) ‪۱۹۲٫۸/km² ‫(۴۰ام) تولید ناخالص داخلی (برابری قدرت خرید) - کل - سرانه براورد ۲۰۰۵ ۱٫۶۴۵ بیلیون دلار (۸ام) ۲۸٬۳۰۰ دلار (۲۰ام) شاخص توسعه انسانی (۲۰۰۳) ۰٫۹۳۴ (۱۸ام) – بالا واحد پول یورو (€)۱ (‏EUR) منطقه زمانی - در تابستان (DST) CET (UTC+1) CEST (UTC+2) کد بین‌المللی خودرو I دامنه اینترنتی .it پیش‌شماره تلفن +39
  13. Nicoltntpcd

    ایتالیا

    فهرست مندرجات ۱ تاریخ ۱.۱ جنگ اول جهانی ۱.۲ ایتالیا میان دو جنگ [*]۲ جغرافیا [*]۳ گروه‌های قومی و نژادی [*]۴ زبان‌ها [*]۵ مذاهب [*]۶ اقتصاد [*]۷ گردشگری
  14. Nicoltntpcd

    ایتالیا

    ایتالیا کشوری در جنوب اروپا است. این کشور از شبه‌جزیره ایتالیا و دو جزیره سیسیل و ساردنیا در دریای مدیترانه تشکیل شده‌است. امروزه ایتالیا کشوری توسعه یافته است و جزو هشت کشور صنعتی محسوب میشود.
  15. Nicoltntpcd

    سفر به ژاپن ... سرزمین آفتاب

    گذری بر شعر ژاپن "میجیكاــ اوتا" كه در اصطلاح زینوــ ژاپنی تانكا هم گفته می‌شود یكی از فرمهای قالب كلاسیك و بسیار قدیمی ‌ژاپن است. شعر تانكا فرم ثابتی دارد كه تشكیل شده از پنج خط كه به ترتیب دارای ۵ ۷ ۵ ۷ ۷ هجا می‌باشند. این پنج خط دارای دو قسمت است و دومین قسمت یا جواب قسمت اول است یا به قسمت اول برمی‌گردد. سه خط اول معمولا تصویری طبیعی و واقعی است و دو خط دیگر به احساسات اشاره دارد. تانكا شعر بسیار ظریف عاشقانه و آهنگینی است كه در آن احساساتی والا مانند عشق تنهایی و مرگ به صورت كاملا ظریفی بیان می‌شود. اغلب این گونه اشعار دارای سبك بسیار بالا و فاخر ادبی هستند. در هایكو كه آن را می‌توان نهایت ایجاز شاعرانه محسوب كرد نوع نگاه شاعر به طبیعت و زاویهء دیدش كلید دست یابی به تجربهء حسی شاعر را كه مستور مانده است در اختیار خواننده قرار می‌دهد اما طبیعت در شعر تانكا عامل تداعی است تداعی تجربه ای كه خواننده نیز در آن سهیم می‌شود جدا از تفاوت طولی این دو فرم شاید بتوان ‌هایكو و تانكا را به رباعی و دوبیتی تشبیه كرد كه ویژگی بارز اولی ایجاز است و دومی ‌حس آمیزی و بیان عاطفی. از تانكانویسان معروف ژاپن می‌توان به اونو نو كوماچی" تویوتاما تسونو" ایزومی‌شی كی بو "ماتسوباشو" ایشی كاوا" و "تاكوبوكو " كه او را به عنوان رمبوی ژاپن می‌شناسند اشاره كرد. در این قسمت به معرفی تویوتاما تسونو وگ زیده اشعار او می‌پردازیم. میتویوتاما تسونو در‌ هاکایدو متولد شد.‌ هاکایدو، شمالی ترین جزیره از چهار جزیره بزرگی است که ژاپن را تشکیل می‌دهند. پدرش قایقران بود. از آنجا که تویوتاما دریا را خیلی دوست داشت اجازه داشت هر از گاهی به همراه پدر به سفرهای کوتاه دریایی برود. تویوتاما خیلی زود با یک آرشیتکتور ازدواج کرد. و به همراهش به توکیو و سپس به پاریس رفت. در ‌هایکو‌های او افکار، احساسات و تصاویر ژاپنی و اروپایی ترکیب می‌شوند و به همین دلیل ویژگی تقریبا یگانه ای دارند. تویوتاما در پاریس به علت بیماری سل و نبود امکانات درمانی در سن ۳۲ سالگی چشم از جهان فرو بست خواب دیدم بیدار شده ام و موی شانه می‌کنم حال بیدارم و بر موی شانه می‌زنم یا شاید رویاست این هم؟ ......................................... تنها کسی که چراغ را فرو می‌کُشد بر چارچوب چنجره درمی‌یابد عمق شب پر ستاره را. ................................... بر توفان اعتنا نمی‌کند درخت قان وقتی بر گردش می‌پیچد، اما غریب ترین عطرش را می‌بخشد به نوازش لطیف باران. ................................... چنانم اندوهگین می‌کند، که پرنده می‌ترسد میان بیشه زار اگر، نزدیک تر شوم. ................................................. دیگران آنچه را می‌گویی، می‌شنوند و من آنچه را نمی‌گویی. .................................. کمال از آن درختی است که تنها ایستاده. ................................................. پیش تر آستین مقابل چشمان می‌گرفتم تا لبخندی را پنهان کنم. حالا، پنهان می‌کنم اشک‌ها را. گردآوری: گروه فرهنگ و هنر سیمرغ
×
×
  • جدید...