رفتن به مطلب

Mahnaz.D

کاربر انجمن
  • تعداد ارسال ها

    9,166
  • تاریخ عضویت

  • آخرین بازدید

  • روز های برد

    42

تمامی مطالب نوشته شده توسط Mahnaz.D

  1. حس اینکه از تو این تعطیلات هم چیزی در نمیاد. من دارم زور خودمو می زنم کارایی که دوست داشتم رو انجام بدم. یه سایت هست به اسم creative live یه ماه اشتراک گرفتم گٌر و گر دارم کلاساش رو دانلود می کنم. این روزها یا سایت می ترکه یا من
  2. Mahnaz.D

    یک دهه با نواندیشان

    کی یک دهه شد؟ چقدر زود گذشت دوستای خیلی خوبی پیدا کردم اینحا که هنوز هم با هم در ارتباطیم. به امید روزهای خوب....
  3. شاید آخرین باری که به اینجا سر زدم سه سال پیش بود. چقدر خاطره ساختیم و با هم دوست شدیم. قدر این دوستی ها رو بدونیم
  4. Mahnaz.D

    به جهنم!!!!!!!!!!

    به جهنم که چهل هزار دلار ما رو خوردن و رفتن برای بچه شون ماشین بی ام و خریدن.
  5. چقدر سخته وقتی می بینم یکی از اطرافیان فوت کرده. ترس و واهمه از اینکه یکی از نزدیکانم رو از دست بدم کلافه م می کنه. اون سانحه ی هواپیمای تهران یاسوج.... وای به حال دل خانواده هاشون
  6. ده بار زیر غذا رو روشن خاموش کردم... بیا دیگه چشم انتظارم...
  7. من سعی می کنم هفته ای یه بار رو بیام حتمن. درام برای خیلیییی از بچه های قدیمی تنگ شده. همه ی روزگارمون یه زمانی نو اندیشان بود.
  8. هنوز این تاپیک یه جای امن و خوبه برای نوشتن روزمرگی ها و فکر و خیالاتمون. :5c6ipag2mnshmsf5ju3
  9. Mahnaz.D

    همین الان داری به چه اهنگی گوش می کنی؟

    ز من میگریزی سپنتا مجتهد زاده
  10. وقتی یکی زنگ میزنه بهتون برای مشاوره در مورد یه چیزی. به جایی که پیگیر بشید که اون کار جه جوری پیش رفت، بی خیالش بشید. بعدشم به خودتون می تونید فحش بدید که چرا اینقدر براش وقت گذاشتید
  11. - سلام. خوبی؟ حالی از ما نمی پرسی +سلام‌مهناز. عکساتو می بینم تو اینستا، نشون میده خوبه همه چی... دیگه زنگ نمی زنم. _زهر مار
  12. -ریشتو کی می خوای بزنی؟ + یکشنبه - موهاتو کی کوتاه می کنی؟ ++ اونم یکشنبه - همین یه شنبه یا یکی از یه شنبه های ده سال آینده؟ + ها؟ من دیرم شده باید برم.... کدوم ماشینو برمیداری؟ آبیه دیگه؟ یادت نره بزنی به برق شارژ بشه... بعد از ظهر اومیدم خونه تا در و باز کردم :w58::w58::w58::w58::w58::icon_pf (34)::icon_pf (34)::icon_pf (34)::icon_pf (34)::icon_pf (34)::icon_pf (34)::icon_pf (34)::icon_pf (34): - طرف موهاتو با چی زده؟ چرا کچل شدی؟ +++ خودت گفتی کوتاه کن خب
  13. گشنمه اما توان بلند شدن ندارم برم شام گرم کنم. از صبح دو تا قهوه خوردم و یه هلو الان من دارم افسرده میشم ینی؟ یا به جامعه ی گستردگان پیوستم؟
  14. وقتی میگم قضیه‌ش طولانیه معمولا معنیش اینه که نمی‌خوام بهت بگم .
  15. امروز رفتم سر کار جدید. وای که چه خوب بود. ریلکس کارمو انجام دادم واز شرکت اومدم بیرون‌. با اینکه روز اول بود ولی خیلی خوب بود. آدمای مهربون و بی استرس. یه منشی تپل مکزیکی باحال. وقتی باهام رست داد و خودشو معرفی کرد حس کردم چه مهربونه و اولین کسی بود که اسممو واقعاً درست گفت . امروز آرایش چشم نکروم. یعنی یادم رفت یه جورایی. ولی عصر فهمیدم چقدر خوبه چون هر چقدر دلم بخواد میتونم تو چشمم دست بمالم!
  16. خیلی حال میده با دوستت بری یه جایی که همه دارن حرص می خورن ولی ما بشینیم به درو و دیوار بخندیم یعنی ما چیزی رو نبود که امرو ز سوژه نکنیم... از لیوان قهوه گرفته تا تابلوی روی دیوار
  17. بدترین چیز اینه که تو روزای گرم تابستون سرما بخورید! بعد یکی بشینه کنارتون با عشق بستنی بخوره
  18. این خراب شده هم یه خراب شده ایه عین بقیه ی جاها! پارتی حرف اولو میزنه!
  19. امروز دیدم یکی از بچه های اینجا منو اد کرده تو اینستا گرام که خیلیییییییییی دلم براش تنگ شده بود.
  20. دعا کنید بتونیم اخر شهریور بیایم ایران نمیشه سال اول مامان مهری باشه و بابا داریوش تنها باشه ۵ تا بچه هاش به فکر پدر طفلیشون که نیستن، فقط فکر می کنن مامان مهری مامان اونا بوده، نه زن اون بنده خدا....:icon_razz: الکی الکی یه سال داره میشه
  21. امروز رفتم شهردای یه نقشه رو بدم بهشونو 45 دقیقه نشستم تا نوبتم شد. یه نقر فقط جلوم بود... فسسسسسسسسسسسسس فسسسسسسسسسس
  22. گفتم این جان مرا گرد جهان چند کشے . . . گفت هر جا که کشم زود بیا هیچ مگو ! #مولانا
  23. یه استاد داریم اسمش "هاویر" هست.ما بهش میگیم خاویار اسم رییس دپارتمان هم "دین" هست. بهش می گیم مذهب امروز این دو تا با هم جلسه داشتن. یهو من گفتم مرجان مرجان. خاویار ومذهب با هم جلسه دارن. :ws28: یهو دوتاییمون ترکیدیم.
×
×
  • جدید...