رفتن به مطلب

Astraea

کاربر انجمن
  • تعداد ارسال ها

    5,279
  • تاریخ عضویت

  • آخرین بازدید

  • روز های برد

    13

آخرین بار برد Astraea در 29 فروردین 1394

Astraea یکی از رکورد داران بیشترین تعداد پسند مطالب است !

اعتبار در سایت

25,350 Excellent

درباره Astraea

  • درجه
    <img src="images/users/002.gif">
  • تاریخ تولد تعیین نشده

اطلاعات شخصی

  • جنسیت
    مونث
  • محل سکونت
    اصفهان
  • علاقه مندی ها
    خودم و اون !
    مادرم پدرم برادرم
    خواهرم
    پسرهاش آرمان و
    ا
  • عنوان توضیحات پروفایل
    من اومدم تو نبودی منم رفتم
  • توضیحات داخل پروفایل
    من یه بچه شیطون توی کوچه ها بودم
    عشق تو بزرگم کرد....

اطلاعات شغلی و تحصیلی

  • رشته تحصیلی
    مهندسی نساجی
  • گرایش
    تکنولوژی
  • مقطع تحصیلی
    فوق لیسانس
  • دانشگاه محل تحصیل
    پشت کوه سید ممد نزدیک سده

آخرین بازدید کنندگان نمایه

بلوک آخرین بازدید کننده ها غیر فعال شده است و به دیگر کاربران نشان داده نمیشود.

  1. Astraea

    نـام آخرین کتابی که خواندی

    من اکثر کتابای سارتر رو خونده ام و یکی از نویسندگان مورد علاقمه...بخصوص نمایشنامه هاش...ولی منم تهوع رو فقط چند صفحه اولشو خوندم و گذاشتم کنار...این کتاب حس خاص خودشو میخواد...
  2. منم از اینا میخوام منم اینجا بودم
  3. منم اونجا بودم.... اما نیومدم عکس بدید:4chsmu1:
  4. فقط اومدم ج بدم و برم. انحراف رو اون برادری ایجاد کرد که توی یه عکس به یک موضوع کامل بیربط اشاره کرد.میتونی دقیق پست ها رو بخونی.برات آشنا و غیر آشنا یا مخالف و موافق فضای کلی انجمن فقط ملاک نباشه. به قولی و البته به نظر من حضرت محمد و امام علی هم نتونستن همه رو از خودشون راضی نگه دارن و عدالت برقرار کنن.ماها که دیگه جای خود داریم. گیرم هم که ایشون حرفی بزنن و من یا هرکس دیگه ای هم نظرشو بگه.تنها جوابی که برا این تاپیک مسخره(مسخره بودنش برمیگرده به محتوا به استارتر برنخوره) فقط خنده بود...این حرفهای 100من یه غاز هیچ تحلیلی نداره که کسی بخواد روش حرف بزنه.اصلا بیان این خزعبلات و استارت این تاپیکارو جلوشو بگیر.خودت که میدونی چه تبعات و چه حرفایی میاره.من که لال و احمق نیستم که مه و مات فقط بخونم و تنکس بزنم یا نزنم توی دلم بد و بیراه بدم رد بشم و هیچی نگم. میدونی محمد عزیز دیکتاتوری انواع و اقسام داره.به تعدادهمه ما آدما.نتاتیاهو ملعون(محض اطلاع نخست وزیر اسرائیل) یه بار یه حرفی زد درمورد تفاوت صریح 2تا دیکتاتور(.....) که گفتم نه بابا این بشر هم یه چیزی سرش میشه.حالا اون جمله رو نمیگم. نترسید. اما یه نوع دیکتاتوری خیلی(....)اونیکه با لبخندِ دیکتاتور همراه. من میتونم همین دیکتاتور باشم که چون باهات چاق سلامتی دارم و بگم قدیمیم پس بیام به ناحق و در کمال پرویی بگم چرا پستمو پاک کنی بیا طرفداری منو بکن یا ببخشید میتونی شما باشی که با سعه صدربخوایی این مسائل رو حل کنی به بهای تار و مار کردن امثال من.البته من دربرابر یه سری دوستانی که بمب اطلاعات و بحث بودن خیلی کوچکم.اما اونا هم اینجوری باهاشون رفتار شد. پ ن:من نه وکیل مدافع اسرائیل خونخوارم نه مشایی نه هیچ کس دیگه..به درک...اونا همو پاره و له کنن برادران هم رگ غیرتشون باد کنه ومنفجر بشه و باهاش مقابله کنن.....من برم توی این مملکت کلاه خودمو بچسبم. پ ن:یارو میگفت طرف جرات نداره بقیه پولشو از راننده تاکسی بگیره میاد توی نت میشه مفسر اجتماعی. پ ن:این پست پر از خشم و انتقاد و پر از تندروی و بی ادبانه و دور از منش بافرهنگ ایرانی هیچ ارزشی نداره و میتونی بعد خوندنش یا ویرایشش کنی یا پاک ....
  5. تاپیک خبری:غرب در پی دستگیری امام زمان است کجاست؟چرامخفیش کردین؟ میشه یکبار شما ارشدها رک و صریح بگید ما باید چی بگم وچیکار کنیم؟
  6. Astraea

    خنده سرای نواندیش

    :ws47::ws47:
  7. Astraea

    خنده سرای نواندیش

    اولیا شلخته ! دومیا پاتخته ! سومیا رئیسن ! چهارمیا پلیسن ! پنجمیا روفوزه یه وری میرن تو کوزه ! یادش بخیر یه پا اسکل بودیم
  8. Astraea

    خنده سرای نواندیش

    پسره استایلش مثل فرغونیه که ازطبقه ۱۲أم افتاده سربازیشو باعقل ناقصش معافیت گرفته ، اونوقت واسه بی شوهری جک میگه! خب کلنگ، موجود ناشناخته ی جنگل های ماداگاسکار، بیل بدون دسته … اگر قراره تو شوهر باشی که دختره وبا بگیره زندگیش قشنگتره! والاااا
  9. Astraea

    لبخند ژکوند نواندیشانی!!!!!

    شیخ جاست میره خونه Astraeaﺍﺻﻔﻬﺎنی ﻣﻬﻤﻮنی Astraea: ﮔﺰﺑﺨﻮﺭ شیخ جاست ﻣﻤﻨﻮﻥ ﯾﮑﯽ ﺧﻮﺭﺩﻡ Astraea دو ﺗﺎ ﺧﻮﺭﺩﯼ ﻭﻟﯽ ﺍﺷﮑﺎﻝ ﻧﺪﺍﺭﻩ ﺑﺎﺯﻡﺑﺨﻮﺭ
  10. Astraea

    لبخند ژکوند نواندیشانی!!!!!

    از خاطرات 100%واقعی Astraea حموم رفتن زمان ما: میرفتیم تو حموم یه شیرو باز میکردیم، دندونامون میریخت کف حموم از سرما! اون یکیو باز میکردیم، مث آب سماور در حال جوش بود! یه داد میزدیم از سوزش، مامانمون مى زد پس کله مون که اذیت نکن، آروم بگیر بعد با اون صابون زرد گنده ها که مثه چرکِ خشکیده بود، میفتاد به جونمون تا حدى که چشمامون از کاسه دربیاد! یعنى ما از نظر مامانمون کثافتى بودیم که میخوایم در مقابل نظافت مقاومت کنیم! بعد یه جورى چنگ میزد موهامونو که انگار داعش به شپشا حمله کرده بعدش با شامپوى پاوه کل هیکلمونو غربال گرى میکردن! بعد از همه اینا جان گُدازترینش کیسه کشیدن بود! دو لایه از پوستمونو بر میداشتن، فک میکردن چرکه! باز ادامه میدادن بعدِ حموم صدتا لباس تنمون میکردن، یه روسرى به کله مون، یه یقه اسکى هم روى همش بعد از شدت کوفتگى و خستگى بیهوش میشدیم، میگفتن: ببین چه راحت خوابیده :| :(
  11. Astraea

    لبخند ژکوند نواندیشانی!!!!!

    ﺍﺳﺘﺎﺩ ﺩﺍﺷﺖ ﻗﻄﻌﺎﺕ ﺩﺍﺧﻞ ﮐﯿﺲ ﺭﻭ ﻧﺸﻮﻥ ﻣﯽ ﺩﺍﺩ ساغر ﮔﻔﺖ:ﺍﺳﺘﺎﺩ ! ﻭﯾﻨﺪﻭﺯﺵ ﮐﺠﺎﺳﺖ ؟!:| ﺍﺳﺘﺎﺩ ﺍﯾﺴﺘﺎﺩﻩ ﻣﺮﺩ. . .
  12. Astraea

    خنده سرای نواندیش

    “حالا چی بپوشیمِ” دخترا با “حالا چی بخوریمِ” پسرا رقابت میکنه
×
×
  • جدید...