رفتن به مطلب

hasti1988

مدیر بازنشسته
  • تعداد ارسال ها

    2,878
  • تاریخ عضویت

  • آخرین بازدید

  • روز های برد

    2

آخرین بار برد hasti1988 در 5 دی 1397

hasti1988 یکی از رکورد داران بیشترین تعداد پسند مطالب است !

اعتبار در سایت

22,041 Excellent

1 دنبال کننده

درباره hasti1988

  • درجه
    <img src="images/users/114.gif">
  • تاریخ تولد 13 فروردین 1367

اطلاعات شخصی

  • جنسیت
    مونث
  • محل سکونت
    آذربایجان شرقی

اطلاعات شغلی و تحصیلی

  • رشته تحصیلی
    مهندسی صنایع
  • مقطع تحصیلی
    لیسانس

آخرین بازدید کنندگان نمایه

13,625 بازدید کننده نمایه
  1. hasti1988

    عطر سازی در خانه

    موادشو پیدا کنم درست میکنم ببینم چی از آب درمیاد ...
  2. چرا ما آدمها ،گاهی اوقات، تعهدمون در قبال بعضی چیزها ،بعضی آدمها و حتی خودمون بشدت ناامید کننده س ...؟ چرا این جرئت و جسارت رو به خودمون میدیم که این قضیه شکل روتین بگیره ...؟ من نوعی وقتی در برابر خودم ،خواسته های خودم و خیلی چیزهایی که مربوط به خودمه از استانداردهایی که باید رعایت کنم ،کوتاه بیام یعنی تعهدم به خودم رو زیر پا گذاشتم،حالا مقایسه میکنم .... آیا این همون چیزیه که وقتی پا تو مسیر گذاشتی بهش متعهد شدی ...؟ و اگر جوابمون به این سوال منفی بود ،بیایید بهش فکر کنیم ..........
  3. گاهی زندگی چقدر زود ، سرد و بی رحم میشه ... البته که ذات زندگی همینه ،خوشی و غم توامان .... امروز صبح با یه انرژی فوق العاده روزم رو شروع کردم در حالیکه پایان زندگی یک جوان دیگه بود...! تازه 2 سال از شروع زندگی جدیدش میگذشت ... هر آدمی تو هر سن و سالی که باشه امیدها و آرزوهایی داره ،اما یک جوان آرزوها و امیال بیشتری داره ... و برای همسرش ،مرگ تدریجی یک رویا .....و مادرش .... و پدرش ....صبر خدایا صبر و آرامش آرزومندم... نمیدونم اصلا چی مینویسم فقط حس کردم باید بنویسم و بابت همین اومدم اینجا ،پناهگاه همیشگی من.... نمیشه چیزی گفت ،قطعا تقدیرش تا همینجا نوشته شده بود ،خدایی که حواسش به همه چیز هست .... و همینجاس که آدم یه تلنگر به خودش باید بزنه ،کجایی ،چیکار کردی و اگر همین حالا که داری این نوشته رو مینویسی قبل از ارسال زندگیت پایان بپذیره ،چی داری؟! سخت نگیریم ،دل نشکونیم ،مهربونتر باشیم ،بیشتر ببخشیم و زندگی کنیم ،تا جایی که باید زندگی کنیم ... و.....
  4. hasti1988

    مشاوره درباره اسم فروشگاه

    الکترود -کاتد ...
  5. hasti1988

    آموزش و مرور گروهی زبان فرانسه....

    آقا ناصر با شماست فرنوش فکر کنم ،من که فعلا معافم فرنوش میدونی که....
  6. ممنون .پس بیراه نرفته بودم .رو اون حالت گذاشتم تو رنگ تصویر اشکال داشت واضح نبود .به حالت old گذاشتم درست شد .ممنون...
  7. سلام .ظاهرا وقتی حواسم نبوده دستم خورده به تنظیمات kmp player و نمیدونم چیش بهم ریخته که وقتی میخوام موزیک/ویدیویی رو پلی کنم رنگ و روی ویندوز میره .یعنی نوار تسک و یه ارور میده که براتون میذارمش الان...:icon_pf (34): خودم تو تنظیمات video renderer رو حالت دیفالت گذاشتم .کسی میدونه چیش ممکنه بهم ریخته باشه؟
  8. در برابر این حرفهای شما ،فقط میشه سکوت کرد و اینکه حق با شماست ،حرفاتون کاملا درسته... یه جایی به بعد دیگه انرژی ای برای تیمی کار کردن نمی مونه جایی که شاید در واقع از اول هم تیمی تشکیل نشده .... فقط یه مورد اینکه سیگار گزینه خیلی مناسبی برای دور شدن از اوضاع نیست ،یه توصیه صرفا دوستانه س ولی امیدوارم جدی بگیریدش .سلامتی از هر چیزی مهمتره تحت هر شرایطی ... و موفق باشید ...
  9. به نظر من شما باید ازشون توضیح بخواهید ،اینکار به نفع خود اونها هم هست تا بالاخره بتونن یه کار مفیدی انجام بدن .اینجور بی تفاوت بودن نسبت به ماجرا هیچ تاثیری نداره ،شاید برای کوتاه مدت موثر باشه ولی باعث هیچ چیزی نمیشه که اونها بخوان از غرورشون کوتاه بیان نه چیزی یاد بگیرن .من فکر میکنم بهتره شما ازشون بخواهید که همه مستنداتی رو که روی پروژه کار کردن تا به اون نتیجه برسه که باید تست کنن و کار نهایی شده رو بازبینی کنن و بفهمن اشکال کارشون از کجاست .اتفاقا باید غرورشون بشکنه تا بفهمن نمیتونن همچین اشتباهی رو مرتکب بشن ،اگر اتفاقات به مراتب بدتری می افتاد چی ؟ اگر اون ترکشه بجای آسیب سطحی ،یه آسیب جبران ناپذیر بجا میذاشت چی ؟ با اینکارتون شما به اونها لطف میکنید .باور کنید و من از شما میخوام به این موضوع فکر کنید.همین که متوجه بشن ایرادات کاریشون کجاها بوده ،چرا دچار این اشتباهات شدن یه کار بزرگه و یه تجربه بزرگ براشون میشه ...
  10. بقیه قسمتهای صحبتاتون فکر میکنم ب من ربطی نداره ولی این قسمت اگر در مورد تالار صنایع هست یه پاتوق کوچکی بود قبلنا پاتوق بچه صنايعي هاي گل ...
  11. واقعا متاسفم ،خیلی خیلی متاسفم . کمی احساس گناه میکنم چون شاید اگر تایید و حرفهای من نبود شما بهشون اعتماد کامل نمیکردین و میشد فاجعه رو یه جوری بهتر راست و ریسش کرد . ولی خب هیچ کدوم از کارهایی که میگین گروه مهندسی صنایع شما کردن به شخصه مورد تایید من هم نیست . درسته باید فرصت داد به آدمهایی که کار عملیاتی نکردن ولی خب وقتی که طرف از کاری که انجام داده خودشم مطمئن نیست ،یعنی فقط غروره که بهش اجازه میده همه چی رو نادیده بگیره. نمیدونم جملاتم شاید پس و پیش باشه ،تمرکزم رو این حرفهایی که گفتین بهم ریخته ،بابت همین شرمنده اگه خیلی منسجم نیست .حداقل میبایست قبل از اجرای نمونه یه بررسی میکردن ،یعنی چی اصلا درک نمیکنم بدون در نظر گرفتن شرایط و با اون همه تردید چطور تونستن رو کاری صحه بذارن ؟ نه ایمنی رو در نظر گرفتن نه هیچ چیز دیگه .نمیدونم شاید خواستن برای یکبار هم که شده خودشون رو اثبات کنن .اما به چ قیمتی !!!تازه تیمی که تازه تاسیس شده باید تیم بودنشون رو اثبات کنن ،وقتی اینها همدیگه رو تایید نمیکردن شاید بهتر بود یه رویه دیگه ای در قبالشون گرفته شه.معدل بیستی که فقط سرش تو درس بوده و همه توانش به حفظ کردن دروس موجوده خب ارزشی نداره .مثلا در مورد خودم درسته که 4 ترم اول که دروس عمومی و دروس کم اهمیت تر بود کل معدلم رو جابجا کرد و همینطور ترمای بعدی ولی از کارهاییکه بجای رفتن سر درس این کلاسها میکردم واقعا راضیم .تقریبا برای هر درس یه پروژه عملی کار میکردم تو کارخونه ها میرفتم .مطلب ترجمه میکردم .حتی یادگرفتن زبان فرانسه رو به نشستن تو کلاس اون درسها ترجیح میدادم و به نظرم این شد که من اگر یه جا درخواست کار میدادم تا مدت ها بعدش هم رزومه م فعال بود و دست به دست میچرخید و هنوز هم هست بعد 4-5 سال از آخرین درخواست کاری که دادم و بهم زنگ میزنن ،با اینکه معدلم جالب نیست .البته خب نه اینکه من بگم خیلی کارم خوبه ،نه مسلما خیلی کارهای بیشتری هم بود که میتونستم انجام بدم .مثلا غبطه میخورم که چرا اون موقع که بهم گفتن دفتر نمایندگی یه شرکت رو بهم بسپارن قبول نکردم فقط بخاطر اینکه کار آموزی داشتم .یا چرا زودتر و بیشتر نرفتم کار عملیاتی بکنم و کارهای دیگه ای که نکردم ،خلاصه که نمیگم من خیلی تاپم ،اصلا بحث من نیست این فقط یه مثال بود......من در این جایگاه که هیچ نقشی در پروژه شما ندارم واقعا ناراحتم و مسلما نمیتونم حس شما رو درک کنم .هرچند دعوت به خوشبینی شاید تو این اوضاع و با شرایط موجود مسخره بنظر بیاد و حتی هنوز خودمم فعلا نمیتونم باورش کنم ولی مطمئنم شما به عنوان فردی که تجارب عملیاتی زیادی دارین با انواعی از شکست ها تا به حال دست و پنجه نرم کردین ،شما بودین که ساختین ،از اول از نو ،با دست های خودتون با توان و تلاش خودتون ،عصاره وجود شما با تلاش عجین شده و من فکر میکنم این خستگی یه خستگی موقته .این چیزی که در حرفهای شما هست جنسش بریدن نیست .فقط خستگیه .فقط به یه تایم برای شارژ شدن نیاز دارین .واقعا دردناکه که دونه دونه متخصصین ناامید بشن و شما نباید ناامید بشین .یه استراحت موقت به خودتون بدین و برای کاری که ذره ذره وجودتون اون رو فریاد میزنه انرژیتون رو جمع کنید و شما مطمئنم اینبار هم با وجود همه لورل هاردی ها میتونید اینکارو به سرانجام برسونید ...
  12. hasti1988

    آموزش و مرور گروهی زبان فرانسه....

    یادش بخیر .تاپیک خوبی بود ،ذوق و شوق بچه ها ،همراهی آقا ناصر ،اینکه دور هم بیشتر یاد میگرفتیم و ..... بابت این حس خوب از همه دوستان و همراهان تاپیکمون متشکرم..........:icon_gol:
  13. درود بر شما .بله برای تحصیل در هر یک از مقاطع تحصیلی در دانشگاه ها اعم از دانشگاه تهران باید از طریق آزمون سراسری شرکت کنید .موفق باشید...
×
×
  • جدید...