رفتن به مطلب

راه سبز امید

عضو جدید
  • تعداد ارسال ها

    333
  • تاریخ عضویت

  • آخرین بازدید

اعتبار در سایت

1,331 Excellent

درباره راه سبز امید

  • درجه
    <b><font color="#0000CC" face="Tahoma">کاربر انجمن</b></font>
  • تاریخ تولد 9 بهمن 1364

اطلاعات شخصی

  • نام واقعی
    حسن آقاجانی یزدآبادی
  • تخصص ها
    خیلی احساساتی(بیشتر از خیلی)
  • علاقه مندی ها
    کلا هنر
    موسیقی-شعر-مطالعه

اطلاعات شغلی و تحصیلی

  • رشته تحصیلی
    مهندسی مکانیک
  • گرایش
    سیالات
  • مقطع تحصیلی
    لیسانس
  • شغل
    دانشجو(بیکار)
  1. راه سبز امید

    یاد قدیما بخیر !

    په نه په ضایع بود فقط من موندم چرا بچه ها بیخودی ازت تشکر میکنن
  2. میخواین جای عکس گذاشتن یه خورده باهم لاو بترکونین
  3. دو سه تا مشکل دارم آیا آدیاباتیک همون آیزنتروپیکه ؟اگه نیست میشه بگین پس آدیباتیک چیه؟ انبساط آزاد چیه این وسط؟ یه جایی خوندم اینم یه شاخص ترمودینامیکیه گفتم با توضیح میخوام ، دلیل داشتم واسه خواستم میخواستم تعریفارو به چالش بکشم بخصوص همدمارو با آدیابتیک ممنون میشم اگه توضیح واسه این دوتا ندادین حداقل واسم مثال بزنین
  4. بگو از استقلالو استقلالی جماعت بدم میاد
  5. منفورترین نداریم شاید یه سریشون یه کوچولو زود عصبانی میشن
  6. بازیکنای ایرانی زیاد دوس داشتنی نیستن ولی شاید فنی ترینه شون جباری باشه
  7. خیلی جالب بود من فقط اینو میدونم که الان آلمان اینکارو عملیاتی کرده دیگه کار از مسابقه گذشته و صرف نظر از اینکه وام های بلند مدت به کساییکه سقف خونه هاشون رو مجهز به سیستم خورشیدی میکنن میده ، شامل بخشودگی مالیاتی هم میشن تو ایران فعلا این کار عملیاتی نیست به دلایل خیلی خیلی زیاد
  8. تو باغمون با محمد و یه سری دیگه از بچه ها
  9. اگه جای شما بودم دیگه این تاپیکو آپ نمیکردم
  10. جوان 22 ساله اي به نام ميرزا ابوطالب يزدي، فرزند حاج حسين مهرعلي، در سال 1322 خورشیدی (دو سال از پادشاهی محمد رضا شاه می گذشت) با همسرش، به قصد زیارت مکه در ایام حج، از راه خرمشهر به كويت رفته و از آنجا خودش و زنش را با شتر به سرزمين حجاز و مكه ميرساند. در جريان طواف به علّت بيماري، به استفراغ مبتلا گرديد و قی کرد. براى احترام خانه كعبه بلافاصله احرامي ِ خود را (کفن سفیدی که در مراسم آنجا می پوشند) جلوي دهان گرفت و در نتيجه احراميش آلوده شد. امّا مانع از كثيف شدن خانه كعبه نگرديد و در اين موقع چند نفر از مسلمانان دو آتیشه شهادت دادند كه ابوطالب قصد كثيف كردن كعبه را داشته است و ابوطالب بيچاره بازداشت گرديد و سپس در دارالقضاي شرعي محاكمه و به گردن زدن محكوم شد. حکم او در روز دوازدهم ذي الحجّه تازی، توسط دژخیم آل سعود که توسط 50 نفر پاسبان ابوطالب را در حالي كه دستبند به دست هايش زده بودند، اجرا شد. ابوطالب یزدی را، از مركز پليس خارج و به جلوي بازار صفا و مروه آوردند و در ميان جمعيت مقابل سكوي مجازات قرار دادند. جلاد رسمي دولت سعودي، ابوطالب را چهار زانو روي زمين نشاند و بازوان او را بر محوري ثابت بست و سپس به دستش دستبند زد، جمعيت در ميداني كه نزديك دارالقضاي شرعي بود، جمع شده و منتظر اجراي حكم بودند. فرمان قتل به زبان عربي قرائت شد. سپس جلاد سر به گوش ابوطالب گذارده، آخرين دقايق زندگي را به عربي به او يادآور مي شود و ابوطالب كه تا آن لحظه نه مفهوم محاكمه را فهميده بود و نه از متن حكم كه به زبان عربي قرائت مي شد چيزي مي فهميد، ساكت و آرم نشسته، نگاه به جمعيت دوخته بود، كه ناگاه جلاد با نوك شمشیر فشاري به پشت گردن ابوطالب وارد مي سازد. بر اثر آن خون جاري و ابوطالب از ترس سرش را جلو مي برد و در همين لحظه جلاد با يك ضربه شمشير بزرگي كه در دست داشت، بر گردن او فرود مي آورد. گردن به وضع فجيعي بريده شده ولي استخوان حلق مانع از قطع شدن سر مي شود. امّا بلافاصله شمشير براي بار دوّم به حركت درآمده سر از گردن جدا و روي پاي ابوطالب مي افتد و بنا به گفته همسرش، آخرين كلمه اي كه ابوطالب برزبان آورده، اين جمله بود: «آخر شما كار خودتان را كرديد». بلا فاصله دو اتومبيل در محلّ حاضر مي شود و يكي سرِ جدا شده و بدن را به پزشك قانوني منتقل مي نمايد و ديگري با ريختن شن در صدد از بين بردن آثار جنايت برمي آيد. شيخ علي اصغر يكي دیگر از حجّاج ايراني داوطلب به خاك سپردن ابوطالب گردن بریده مي شود. پليس سعودي به شيخ علي اصغر خبر مي دهد كه جنازه براي تحويل حاضر است. وقتي كه به پزشك قانوني مي روند، متوجّه مي شوند كه سرابوطالب را معكوس روي بدن گذارده و دوخته اند. به شيخ علي اصغر مي گويند که باید 65 ريال سعودي دستمزد بخيه زدن سر به بدن را پرداخت كند تا جسد تحويل واجازه حمل داده شود! شيخ علي اصغر عصباني شده، فرياد مي زند: پول را بايستي كسي بدهد كه فرمان قتل را داده است! خانواده ابوطالب که منتظر برگشتن حاجی از مکه بودند، وقتی بدن بی سر ابوطالب را بجای سجاده و تسبیح و عطر دریافت کردند؛ بر سر و روی خود می کوبیدند. دو خواهر ابوطالب، در فاصله کمی از یکدیگر جان باختند (گویا خودکشی کردند) پس از این فاجعه ضد بشری در سعودی، دولت ایران روابط دیپلماتیک خودش را با سعودی برای چهار سال قطع کرد. و دیگر هیچ کس حق نداشت به سعودی برود. اما، دوباره با فشار مقامات مذهبی، و مردم پهن مغز و متعصب ایران، محمد رضا شاه با فرستادن یک شمشیر طلایی به دربار سعودی، خواهان بازگشت مناسبات سعودی با ایران شد. هنگامی که خبر زدن گردن ابوطالب یزدی به رضا شاه در ژوهانسبورگ رسید، در حالی ایشان از تندرستی و سلامتی زیادی برخوردار نبود، با خشم گفت: من اگر آنجا بودم، خاک سعودی را توبره می کردم و این است سزای بی خردان ابلهی که فرسنگ ها می پیمایند و با سرمایه های خود را به جیب وهابیون بی مغز میریزند و آبروی خود و خانواده و میهن خود را، به تارج میدهند
  11. بابا این آریوبرزن گیر داده تخصصی بپرس خودش اومده دعوتم کرده حالا هم هی میگه چی بپرسم دیگه چیکار میشه کرد نظرت در مورد اصفهان چیه؟ نظرت در مورد شهر یزدآباد چیه؟ نظرت در مورد درچه پیاز چیه؟ نظرت در مورد خمینی شهر چیه؟ نظرت در مورد شهر آریوبرزن چیه؟(منظور از شهر در مصرع فوق محمد میباشد که واسه خودش یه شهره ، البته یه کشور ، اونم از نوع جهان انم ، ان میل میکنه به سمت بینهایت) نظرت در مورد اون سوغاتی که تنهایی تو نمایشگا گرفتی که فک کردی هیشکی نفمید چیه؟ نظرت در مورد اینکه من خیلی چیزا میدونم چیه؟ نظرت در مورد افشاگری چیه؟ یه خورده تخصصی بپرسم نظرت در مورد اصفهان چیه؟ نظرت در مورد شهر یزدآباد چیه؟ نظرت در ....
  12. راه سبز امید

    درک کاریکاتور

    اولا از هر وری رفتم خوردم بن بست لابد منظور از لک لک اینکه میتونی از روی بن بستا پرواز کنی ولی یه آدم قاتل این پایین نشسته این پایین که چی بشه من نظر هیشکدوم از شماهارو ندارم کی میگه منظور مرگ و زندگی و پیچو خماشه به نظر من منظورش این بوده که گر صبر کنی ز قوره حلوا سازی یا دیگه نهایتش اینه که اینقد بیشین تا زیر پات علف سبز شه بچه ها تورو خدا یکم مطالعه کنین تا دیگه از این نظرای بی ربط ندین
×
×
  • جدید...