رفتن به مطلب

هولدن کالفیلد

عضو جدید
  • تعداد ارسال ها

    3,255
  • تاریخ عضویت

  • آخرین بازدید

  • روز های برد

    4

آخرین بار برد هولدن کالفیلد در 21 اردیبهشت 1391

هولدن کالفیلد یکی از رکورد داران بیشترین تعداد پسند مطالب است !

اعتبار در سایت

19,944 Excellent

درباره هولدن کالفیلد

  • درجه
    <b><font color="#0066FF" face="Tahoma">کاربر فعال </b></font>
  • تاریخ تولد تعیین نشده

اطلاعات شخصی

  • جنسیت
    مذکر

اطلاعات شغلی و تحصیلی

  • رشته تحصیلی
    مهندسی برق
  • گرایش
    قدرت
  • مقطع تحصیلی
    لیسانس
  1. پرنده مرد امروز. چند روز پیش دیدم افتاده کنار خیابون. بال هاش سوخته بود. یکی از پاهاش هم زخمی بود. کبوتر یاکریم بود. هیچ حیوانی برای طبعیت خطرناک تر از انسان نیست. فکر میکنم چون انسان به صورت طبعی طبیعت رو نابود نمیکنه. به هر حال حتی اگه این کبوتر زنده می ماند و پرواز هم میکرد چیزی از واحشتناک بودن اتفاقی که براش افتاده بود کم نمیکرد. کنار اگزوز بویلر نیروگاه افتاده بود.
  2. هولدن کالفیلد

    سعدی درمانی

    قصه به هر که می‌برم فایده‌ای نمی‌دهد. مشکل درد عشق را حل نکند مهندسی
  3. هرچی پراکندگیِ داده کمتر باشه میانگین ملموس تره. ریاضیش میشه هر چی واریانس یا انحراف معیار به صفر نزدیک تر باشه قابلیت توصیف کنندگی میانگین بیشتر و بهتره. خوشگل بودن فاکتور های زیادی داره که یا قبل اندازه گیری نیستند یا بازه تغییرات وسیعی دارند وسعت دامنه تغییرات اگر با کم بودن تعداد نمونه همراه باشه باعث پراکندگی داده در این مثال خاص میشه پس میانگین یک توصیف گر اماری خوب نیست اینجا. ولی فرض کن قد یک نفر 190 باشه به راحتی با ده نمونه اماری میتونه تشخیص بده از میانگین بالاتره. شخصا از میانگین خوشم نمیاد چون میزان هم رنگ جماعت بودن رو نشون میده به داده های پرت خیلی اهمیت نمیده یه جورای دیکتاتوره :) بی ربطه ولی از ادمایی که واریانس نگاه شون به زندگی بالاست خوشم میاد چون دنیا رو متفاوت تر میبنند.
  4. معمولا از شرکت ره اوران فنون استاد میگرند ولی تا جایی که شنیدم شرکت ره اوران فنون برای همه دوره ها استاد نداره در نتیجه میره از دانشگاه ها یا دانشجویانی که توانایی تدریس دارند یا از کارمندهای شرکت ها و سازمان هایی که تجربه و تخصصش رو دارند دعوت میکنه. حتی پارسال یکی از استادام رو به شرکت خودمون معرفی کردم و شرکت ما هم اون د رو به ره اوران معرفی کرد تا نهایتا دو دوره اموزشی برگذار کرد همین اطلاعاتی رو که اینجا قرار میدی رو بزار توی وبلاگت حتی اگه برای فروش نباشه بهتر میتونی وقت و انرژیت رو مدیریت کنی طرح و برنامه ریزی داشته باشی به طور منظم تر و اصولی جلو بری و اعتبار کسب کنی. نهایتا تجربیاتی به دست میاری که خیلی گرانبهاس بحث مالکیت چه در مورد ساختمان چه فضای مجازی در کسب و کار. خیلی مهم هست.
  5. یه سایت یا وبلاگ ایجاد کن اطلاعاتت رو ا ونجا منتشر کن. کاری که سایت های تخت سفید, فرا درس... میکنند. با این کار کسانی که شهرستانند یامشکل شرکت در کلاس دارندحالا به هر دلیلی می تونند از مطالبی که گذاشتید استفاده کنند. درسته اینجوری فرصت رفع اشکال دانشجو نیست ولی خودم به شخصه خیلی ترجیح میدم این روش رو چون واقعا هزینه هام کمتر میشه. با خود سایت فرا درس مکاتبه کن استقبال میکنند. با شرکت ها و موسسه هایی که در این زمینه نیاز به اموزش دارند مکاتبه کن. مثلا شرکت ما هر ما بیش از سی کلاس اموزشی مختلف برگذار میکنه.ولی قبلش نظر سنجی میکنه تا براساس نیاز پرسنل باشه. اگه دراز مدت فکر میکنی و انرژی و اشتیاقش رو داری مطالب خاص و کاربردی جمع اوری کن چیزایی که کمتر بهش توجه شده برای چاپ کتاب...
  6. یه دوست داشتم صداش خیلی قشنگ بود به قول شهاب حسینی بیشتر وقتها به صداش گوش میدادم تا به حرفاش. یه روز اتفاقی ایده تحلیل صداش با نرم افزار متلب به فکرم رسید اینکه از لحاظ ریاضی صداش چه ویژگی های داره که صدهای دیگه نداره... و همین اتفاق باعث شد وارد دنیای پردازش سیگنال بشم. الان یه برنامه نوشتم برای پایش وضعیت صوتی تجهزات مکانیکی که از طرف شرکت پذیرفته شده و قراره یه مدت ازمایشی کار کنه.
  7. ساعت 18:55 دقیقه امروز همین که سرویس شرکت خواست حرکت کنه یکی از همکارا که جلو نشسته بود با لحن تندی به راننده گفت اقا نگه داره یه نفر هنوز نیومده راننده گفت به من زمان حرکت دادن نمیتونم وایسم اومد که حرکت کنه یهو همون همکار به اضافه یکی دو نفر دیگه که ردیف اول بودند به شدت صداشون رو بالا بردن و داد زدن نگه دار اقا نگه دار. راننده حرکت کرد یهوه چند نفری داد زدن پیاده میشیم نگه دار حتی سرپرست شیفت هم که دو سه هفته است این پست رو گرفته شروع کرد با راننده یکی به دو کردن . راننده میگفت من نوکر شما نیستم. شما تحصیل کرده اید باید اینجوری حرف بزنید ؟ از اون طرف نفر اولی که دقیقا پشت سر راننده بود. با دست زد به صندلیش و گفت نه من سیکل دارم با ادمی مثل تو باید اینجوری حرف زد خلاصه از بین 14 نفری که سوار بودیم فقط سه چهار نفر ساکت بودن هرکی به نوعی ابراز وجود میکرد یکی از ردیف اول یکی از ته اتوبوس ولی راننده هم کوتاه نیومد اونم حرفشو میزد...به هر حال مسیر حرکت کاملا با درگیری لفظی طی شد. یکی دو بار راننده با افزایش اعتراضات میخواست نگه داره پیاده بشیم ولی مردد بود و منصرف شد تا اینکه رسیدیم نهایتا با ناراحتی و تهدید راننده که امشب نامه اخراجت رو به نقلیه می زنیم پیاده شدیم. وارد ساختمون نیروگاه که شدیم دیدیم اون همکار مون زودتر از ما پیاده اومده. اینجا نیروگاه برق یکی از بزرگ ترین پتروشیمی های ایران هست و اغلب پرسنلش مهندس و تحصیلات بالای لیسانس دارند از شهر های مختلف کشور اومدن اینجا یک جامعه اماری خیلی کوچیک از فرهنگ های مختلف ایرانه لر ترک فارس جنوبی اصفهانی...ولی متاسفانه داریم نزول میکنیم خشونت که زاییده ترس و خفقان هست در رفتار و گفتارمون خیلی نمود کرده. و این ازار دهنده است.
  8. وقتی یک رابطه به هر دلیلی تموم شد دیگه نباید بهش فکر کرد. چون فکر کردن به اون مصداق بار خود ازاری هست. یه رابطه میتونه پایان پوچ تلخی داشته باشه با این جال بهتر از این هست که با فکر کردن به اون زندگیمون رو درگیر یک تلخی و پوچی بی پایان کنیم. مهم نیست که طرفمون نهایت نمک نشانسی و بی شعوری رو از خودش نشون داده باشه مهم اینه که ما با خودمون مهربون تز باشیم و قدرشناس لحظات بی بازگشت زندگیمون باشیم. و در اخر خاطره بعضی روابط رو باید دفن کرد تا بوی متعفنش به اینده سرایت نکنه.
  9. یه روز به طرز مزحکی همه چیو به هم زد و رفت. اینقد که نه تنها از او بلکه از خودم بیشتر دلگیر شدم. از اینکه وارد همچین رابطه ای شدم. بعضی روابط سرانجام پوچی دارند. مثل یه اشتباه تلخ می مونند یا یک تجربه که فقط اجمق بودن و حمافت خود آدم رو مدام جلو چشمش میاره.
  10. یک بیلچه کوچلو عقب ماشین برداشتم و ماسه های ساحل رو کنار زدم. نزدیک های غروب بود. چراغ های معابر و خیابان ساحلی ذاشتند کم کم روشن میشدند. خیلی طول نکشید. یک قبر کم عمق ساختم و توی آن دراز کشیدم ارام ماسه های خیس اطراف را روی بدنم ریختم و دل به صدای دامن گیر دریا سپردم. موج بود و دریا و اسمان و افتاب سوخته غروب... طبیعت خیلی طبیعی بود.
  11. اهمیت و تاثیر رنگ مایع دست شویی بر زندگی شخصیم چقدر می نونه باشه؟ این سوالی بود که امروز صبحی وقتی رفتم فروشگاه برای خرید مایع دست شویی به ذهنم خطور کرد. واقعا مردد بودم چه رنگی رو انتخاب کنم. قرمز یا نارنجی یا زرد... بالاخره فهمیدم. شما هم اگه یه روز این سوال غیر معمولی به ذهنتون خطور کرد پیشنهاد میکنم رنگ سبز رو انتحاب کنید چون به نظرم از هر فرصتی باید استفاده کرد برای وارد کردم سرسبزی و زیبایی به زندگی. زندگیتون سیز و خرم.
  12. دلم برای شما تنگ میشه. نمیدونم چرا؟ اصلا دلیلی نداره بدونم . تنگ میشه خب. اصلا انگار تنگ دلم نشته ای و بیرون نمیروی. به خدا جان خودت تنگ میشه.
  13. بعضی ادما چه استعداد عجیبی دارند در دوست داشتن. ادمایی که انگار افریده شدند که در قلب ها نفوذ کنند. یک وظیفه ابدی و همیشگی دارند و ان چیزی نیست جز عاشقانه زیستن. انسان هایی که خیلی وقت برای خوشبختی دیگران خودشون را فراموش میکنند یا به نوعی وقف می کنند. از خیلی از خواسته های شخصی شون میگذرند تا لبخندی بر لبی بنشونند تا دلی رو شاد کنند تا برق امید و دلگرمی رو در نگاهی ببیند. انسانهایی که روح بزرگ و سبک بالی دارند اونقدر که بر فراز اندیشه ها و افکار اطرافیانشون پرواز میکنند تا دنیای زیباتری را ببیند و برای ما به تصویر بکشند. تا بذر صلح و دوستی و محبت بپاشند. انسانهایی که زندگی رو فرصتی میدونند برای انجام یک کار گروهی و جمعی با هدفی مقدس. بله هستند این ادما همین ادمای به ظاهر ساده و معمولی ولی با قلبی بزرگ و اندیشه ای سبز که از دایره بسته روزمرگی ها پا فراتر گذشته اند برای ساختن دنیایی زیباتر.
  14. یه وقتایی دلت برای سکوت ش تنگ میشه. برای حرف نزدن هاش... برای شنیدن حرفهای نگفته اش خیلی وحشتناکه فرصت دوست داشتن را از کسی از هم دریغ کردن خیلی شکنجه است همو ندیدن همو نشنیدن... خیلی تلخه لبخندی رو از لبی پروندن. اخرین نگاه اخرین صدا اخرین روز اخرین خاطره... خیلی میتونه ازار دهنده باشه اگه عشق واقعی بین تون نباشه اخرینی که گذشته رو مثله یه دروغ کثیف و عذاب اور تداعی میکنه. شادی و عشق ماندگارترین عیدی هست که هر روز میتونیم به هم بدیم... شاد باشید
  15. هولدن کالفیلد

    سعدی درمانی

    پیام دادم بیا خوشم میدار چواب دادی که من خوشم بی تو
×
×
  • جدید...