رفتن به مطلب

جستجو در تالارهای گفتگو

در حال نمایش نتایج برای برچسب های 'بازاریابی'.



تنظیمات بیشتر جستجو

  • جستجو بر اساس برچسب

    برچسب ها را با , از یکدیگر جدا نمایید.
  • جستجو بر اساس نویسنده

نوع محتوا


تالارهای گفتگو

  • انجمن نواندیشان
  • فنی و مهندسی
  • علوم پزشکی
  • علوم پایه
  • ادبیات و علوم انسانی
  • فرهنگ و هنر
  • مراکز علمی
  • مطالب عمومی
  • مکانیک در صنعت مکانیک در صنعت Topics
  • شهرسازان انجمن نواندیشان شهرسازان انجمن نواندیشان Topics
  • هنرمندان انجمن هنرمندان انجمن Topics
  • گالری عکس مشترک گالری عکس مشترک Topics
  • گروه بزرگ مهندسي عمرآن گروه بزرگ مهندسي عمرآن Topics
  • گروه معماری گروه معماری Topics
  • عاشقان مولای متقیان علی (ع) عاشقان مولای متقیان علی (ع) Topics
  • طراحان فضای سبز طراحان فضای سبز Topics
  • بروبچ با صفای مشهدی بروبچ با صفای مشهدی Topics
  • سفيران زندگي سفيران زندگي Topics
  • گروه طرفدارن ا.ث.میلان وبارسلونا گروه طرفدارن ا.ث.میلان وبارسلونا Topics
  • طرفداران شياطين سرخ طرفداران شياطين سرخ Topics
  • مهندسی صنایع( برترین رشته ی مهندسی) مهندسی صنایع( برترین رشته ی مهندسی) Topics
  • گروه طراحی unigraphics گروه طراحی unigraphics Topics
  • دوستداران معلم شهید دکتر شریعتی دوستداران معلم شهید دکتر شریعتی Topics
  • قرمزته قرمزته Topics
  • مبارزه با اسپم مبارزه با اسپم Topics
  • حسین پناهی حسین پناهی Topics
  • سهراب سپهری سهراب سپهری Topics
  • 3D MAX 3D MAX Topics
  • سیب سرخ حیات سیب سرخ حیات Topics
  • marine trainers marine trainers Topics
  • دوستداران بنان دوستداران بنان Topics
  • ارادتمندان جليل شهناز و حسين عليزاده ارادتمندان جليل شهناز و حسين عليزاده Topics
  • مکانیک ایرانی مکانیک ایرانی Topics
  • خودرو خودرو Topics
  • MAHAK MAHAK Topics
  • اصفهان نصف جهان اصفهان نصف جهان Topics
  • ارومیه ارومیه Topics
  • گیلان شهر گیلان شهر Topics
  • گروه بچه های قمی با دلهای بیکران گروه بچه های قمی با دلهای بیکران Topics
  • اهل دلان اهل دلان Topics
  • persian gulf persian gulf Topics
  • گروه بچه های کرد زبان انجمن نواندیشان گروه بچه های کرد زبان انجمن نواندیشان Topics
  • شیرازی های نواندیش شیرازی های نواندیش Topics
  • Green Health Green Health Topics
  • تغییر رشته تغییر رشته Topics
  • *مشهد* *مشهد* Topics
  • دوستداران داريوش اقبالي دوستداران داريوش اقبالي Topics
  • بچه هاي با حال بچه هاي با حال Topics
  • گروه طرفداران پرسپولیس گروه طرفداران پرسپولیس Topics
  • دوستداران هامون سینمای ایران دوستداران هامون سینمای ایران Topics
  • طرفداران "آقایان خاص" طرفداران "آقایان خاص" Topics
  • طرفداران"مخربین خاص" طرفداران"مخربین خاص" Topics
  • آبی های با کلاس آبی های با کلاس Topics
  • الشتریا الشتریا Topics
  • نانوالکترونیک نانوالکترونیک Topics
  • برنامه نویسان ایرانی برنامه نویسان ایرانی Topics
  • SETAREH SETAREH Topics
  • نامت بلند ایـــران نامت بلند ایـــران Topics
  • جغرافیا جغرافیا Topics
  • دوباره می سازمت ...! دوباره می سازمت ...! Topics
  • مغزهای متفکر مغزهای متفکر Topics
  • دانشجو بیا دانشجو بیا Topics
  • مهندسین مواد و متالورژی مهندسین مواد و متالورژی Topics
  • معماران جوان معماران جوان Topics
  • دالتون ها دالتون ها Topics
  • دکتران جوان دکتران جوان Topics
  • ASSASSIN'S CREED HQ ASSASSIN'S CREED HQ Topics
  • همیار تاسیسات حرارتی برودتی همیار تاسیسات حرارتی برودتی Topics
  • مهندسهای کامپیوتر نو اندیش مهندسهای کامپیوتر نو اندیش Topics
  • شیرازیا شیرازیا Topics
  • روانشناسی روانشناسی Topics
  • مهندسی مکانیک خودرو مهندسی مکانیک خودرو Topics
  • حقوق حقوق Topics
  • diva diva Topics
  • diva(مهندسین برق) diva(مهندسین برق) Topics
  • تاسیسات مکانیکی تاسیسات مکانیکی Topics
  • سیمرغ دل سیمرغ دل Topics
  • قالبسازان قالبسازان Topics
  • GIS GIS Topics
  • گروه مهندسین شیمی گروه مهندسین شیمی Topics
  • فقط خودم فقط خودم Topics
  • همکار همکار Topics
  • بچهای باهوش بچهای باهوش Topics
  • گروه ادبی انجمن گروه ادبی انجمن Topics
  • گروه مهندسین کشاورزی گروه مهندسین کشاورزی Topics
  • آبروی ایران آبروی ایران Topics
  • مکانیک مکانیک Topics
  • پریهای انجمن پریهای انجمن Topics
  • پرسپولیسی ها پرسپولیسی ها Topics
  • هواداران رئال مادرید هواداران رئال مادرید Topics
  • مازندرانی ها مازندرانی ها Topics
  • اتاق جنگ نواندیشان اتاق جنگ نواندیشان Topics
  • معماری معماری Topics
  • ژنتیکی هااااا ژنتیکی هااااا Topics
  • دوستداران بندر لیورپول ( آنفیلد ) دوستداران بندر لیورپول ( آنفیلد ) Topics
  • group-power group-power Topics
  • خدمات کامپپوتری های نو اندیشان خدمات کامپپوتری های نو اندیشان Topics
  • دفاع دفاع Topics
  • عمران نیاز دنیا عمران نیاز دنیا Topics
  • هواداران استقلال هواداران استقلال Topics
  • مهندسین عمران - آب مهندسین عمران - آب Topics
  • حرف دل حرف دل Topics
  • نو انديش نو انديش Topics
  • بچه های فیزیک ایران بچه های فیزیک ایران Topics
  • تبریزیها وقزوینی ها تبریزیها وقزوینی ها Topics
  • تبریزیها تبریزیها Topics
  • اکو سیستم و طبیعت اکو سیستم و طبیعت Topics
  • >>سبزوار<< >>سبزوار<< Topics
  • دکوراسیون با وسایل قدیمی دکوراسیون با وسایل قدیمی Topics
  • یکم خنده یکم خنده Topics
  • راستی راستی Topics
  • مهندسین کامپیوتر مهندسین کامپیوتر Topics
  • کسب و کار های نو پا کسب و کار های نو پا Topics
  • جمله های قشنگ جمله های قشنگ Topics
  • مدیریت IT مدیریت IT Topics
  • گروه مهندسان صنایع گروه مهندسان صنایع Topics
  • سخنان پندآموز سخنان پندآموز Topics
  • مغان سبز مغان سبز Topics
  • گروه آموزش مهارت های فنی و ذهنی گروه آموزش مهارت های فنی و ذهنی Topics
  • گیاهان دارویی گیاهان دارویی صنایع غذایی شیمی پزشکی داروسازی

جستجو در ...

نمایش نتایجی که شامل ...


تاریخ ایجاد

  • شروع

    پایان


آخرین بروزرسانی

  • شروع

    پایان


فیلتر بر اساس تعداد ...

تاریخ عضویت

  • شروع

    پایان


گروه


نام واقعی


جنسیت


شماره موبایل


محل سکونت


تخصص ها


علاقه مندی ها


عنوان توضیحات پروفایل


توضیحات داخل پروفایل


رشته تحصیلی


گرایش


مقطع تحصیلی


دانشگاه محل تحصیل


شغل

33 نتیجه پیدا شد

  1. نویسنده : دکترسیدرضاآقاسیدحسینی تیم مشاوران مدیریت ایران : رنگ برند، قسمت جدایی‌ناپذیر برندسازی و برندینگ و بخش مرکزی شخصیت برند است و اگر در بلندمدت و بر اساس یک الگوی مشخص و پایدار به کار گرفته شود، عامل هویت‌دهنده برند خواهد بود. هنگامی‌که رنگ‌سازمانی با در نظر داشتن استانداردهای مدیریت برند منجمله تداعیات رنگ در ذهن مخاطب، انتخاب شود، حتما برای محصولات و خدمات مختلف باید رنگ‌های متفاوتی در نظر گرفت. رنگی که مورد انتظار مشتری و بازار ان سازمان باشد. رنگ به سازمان کمک می‌کند تا در میان رقبا شناخته شود. رنگ باید به مشخص‌ترین عامل شناسایی برند تبدیل گردد. به برندهایی نظیر: ایرانسل، ودافون،گوگل فکر نمایید. رنگ برند حتما باید در لوگو دیده شود، مثل رنگ آبی در توییتر ، رنگ قرمز در تارگت یا رنگ سبز فسفری در جای پنجه هیولا در نوشابه انرژی‌زای مانستر. شرکت‌هایی که دارای محصولات مصرفی بسته‌بندی‌شده ( مخصوصا محصولات تند مصرف FMCG) هستند، در خصوص رنگ برند و لوگوی خود بسیار حساس بوده و آن قلب استراتژی بسته‌بندی خود می‌دانند. رنگ بنفش شکلات Cadbury ، رنگ قرمز کوکاکولا، رنگ صورتی باربی، همه جز نوع شرکتها هستند. آیا رنگ می‌تواند بیانگر ارزش و قدرت برند باشد ؟ اگر برندهای فوق، نام و لوگوی خود را از روی بسته‌بندی برداشته و فقط ویژگی‌های برند خود در رنگ و بسته‌بندی محصولات استفاده نماید، آیا همچنان مخاطبان بین‌المللی، آن تشخیص می‌دهند ؟ برندسازی با امضای رنگ برند برند .The Tiffany & Co که با رنگ پانتون 1837 ثبت‌شده (شرکت رنگ پانتون)، متعلق به شرکت تولیدکننده جوهرات در نیویورک است. پانتون به احترام سال روز تاسیس تیفانی در چنین تاریخی، رنگ آبی فیروزه‌ای خیلی کمرنگ 1837 را از لیست کد رنگ‌های خود خارج نمود و آن را متعلق به شرکت تیفانی می‌داند. تقریبا در تمام دنیا این رنگ خاص را با نام رنگ آبی تیفانی Tiffany Blue می‌شناسند . این جواهری سازی، "امضای برند بر بسته‌بندی" را به‌صورت یک جعبه آبی‌رنگ تعریف نموده است. دور جعبه یک روبان سفیدرنگ پیچیده می‌شود ولی گره‌زده نمی‌شود، با کشیدن یک‌سوی پاپیون روی جعبه، ناگهان کل روبان باز می‌شود، که بخشی از مشخصه بسته‌بندی تیفانی میباشد. روبان بسته‌بندی همواره سفیدرنگ است و تنها در تعطیلات رنگ قرمز آن استفاده مینمایند. نام تجاری .The Tiffany & Co تنها با فونت Baskerville Old Face بر بسته‌بندی‌هایش شناخت می‌شود. برخی از صاحب‌نظران دنیای برند معتقدند، اکنون این بسته‌بندی با رنگ خاصش به‌اندازه‌ای شناخته‌شده که دیگر درج نام برند بر روی آن ضرورتی ندارد. اما من با اینان مخالف، زیرا که نوشتن نام برند بر محصول به خاطر تاکید دوباره بر وضعیت، کیفیت و مطلوبیت نام تجاری است. با گذشت سالیان، تیفانی به تجربه دریافته که برند و ارزشی که قصد انتقال به مشتری دارد توسط بسته‌بندی آبی رنگش انجام می‌شود، که بی‌شک مطلوب‌ترین بسته‌بندی در جهان را دارد. نکته جالب : تجربه داشتن یک محصول در این بسته‌بندی در پایان عملیات خرید اتفاق می‌افتد. زیرا که مشتری با تجربیات دیگران به فرایند تصمیم‌گیری خرید وارد می‌گردد و تنها زمانی که خرید انجام می‌پذیرد به تجربه مشابه دست پیدا می‌نماید. با توجه بااینکه شخصا در دنیای برندینگ مشغول بکار هستم، میدانم که چه‌کاری سخت است، موکول نمودن تجربه‌ای زیبا از خرید به پایان فرایند تصمیم‌گیری. این امر خطیر را رنگ و بسته‌بندی تیفانی به‌خوبی انجام می‌دهد. زیرا تجربه زیبای خرید تازه هنگامی آغاز می‌شود که فرد بسته‌بندی آبی را در دستان شما می‌بیند و به شوق یک جواهر باکیفیت، حتی پیش از باز کردنش، بسیار شاد و خوشحال می‌گردد. در میان هزاران انتخاب، رنگ و بسته‌بندی‌ تیفانی عامل اصلی فروش چشمگیر برند است. تاثیر رنگ چه اتفاقی میافتد، که مشتری برخی برندها را بر برخی دیگر، ترجیح می‌دهد؟ درواقع می‌توان گفت که برندهای معتبر، تصویری هیجان‌انگیز از خود در نظر مشتری ایجاد می‌نمایند. هیچ‌چیز به‌اندازه یک بسته‌بندی درست قادر به ایجاد هیجان دیداری در مشتری نیست. انتخاب بسته‌بندی صحیح، حتما عامل تحکیم برند و دعوت مشتری به تعامل با برند خواهد بود ساختار و شکل بسته‌بندی، رنگ، نحوه نگارش و فونت مطالب روی بسته‌بندی و تصاویر بکار گرفته‌شده، باید باهم همخوان و نماینده یک برند و تنها یک برند باشد و باید بتواند در چند لحظه توجه مشتری را جلب و رابطه عاطفی با وی ایجاد نماید. نتایج تحقیقات دکتر برونو از دانشگاه نیویورک نشان داده که مردم، 10% چیزی که می‌شوند را به یاد می‌آورند، 20% چیزی را که در موردش می‌خوانند، 80% چیزی را که می‌بینند. نتایج تحقیقی دیگر در حوزه بازاریابی نشان داده که 80% اطلاعات تصویری باقی مانده در ذهن افراد، مرتبط با رنگ میباشد. رنگ تاثیر فوری بر احساس مشتری می‌گذارد. برندها به دنبال رنگی هستند که بیانگر شخصیت برندشان باشد. انتخاب رنگ برند بر اساس سلیقه مدیرعامل یا مدیر بازاریابی سازمان نباید باشد بلکه باید ناشی از گزارش یک تحقیق بازار مناسب باشد. منبع : نقش رنگ در برندسازی و فروش (مطالعه موردی برند Tiffany ) تیم مشاوران مدیریت ایران : مطالب این سایت شامل حمایت از حق مؤلف و مترجم است و هرگونه کپی برداری بدون درج لینک منبع پیگرد قانونی دارد.
  2. بازاریابی دهان به دهان WOM Marketing بازاریابی دهان به دهان یکی از انواع بازاریابی است و به ان تبلیغات دهان به دهان نیز گفته میشود. برای مثال، در زمانی گوگل ، سرویس Gmail را در اختیار عموم قرارداد، ثبت‌نام ۵۰ هزار نفر اول در مدت ۱۰ دقیقه انجام شد. موفقیت گوگل یکی از موفقیت‌آمیزترین برنامه‌های بازاریابی دهان به دهان Word-of-Mouth Marketing بود. گوگل ابتدا سرویس ایمیل را در اختیار کارکنان خود قرارداد. گوگل از تمام کارکنان خود خواسته بود تا به دوستان و آشنایانشان، دعوت‌نامه عضویت در این سرویس را ارسال نمایند و این شانس داده‌شده بود تا آنان نیز به نوبه خود دعوت‌نامه‌هایی برای دوستان و آشنایانشان ارسال نمایند. در نهایت در سال ۲۰۰۴ این سرویس را به عموم مردم عرضه نمود. در کوتاه مدت، استفاده از جیمیل از شبکه دوستان و آشنایان شروع و به بخشی از یک اتفاق در یک شبکه بین‌المللی با چندین میلیون نفر عضو تبدیل شد. تمام افرادی که این دعوت‌نامه را دریافت نمودند ، بی‌شک جز کاربران یک سرویس‌دهنده ایمیل دیگر بودند و غالباً به یک آدرس ایمیل جدیدی نیازی نداشتند. با اتکاء بر کاربرانی که توانایی توصیه جی میل به دیگران را دارشتند، آگاهی از برند را افزایش داد. این روش، از روش‌های قدیمی معرفی یک برند ، بسیار مفیدتر و قوی‌تر عمل نمود، گوگل افرادی را به استفاده از محصول خود متقاعد نمود ، که هیچ نیازی بدان نداشتند. استراتژی بازاریابی دهان به دهان همان‌طور که از واژه بازاریابی دهان به دهان برمی‌آید، بازاریابی دهان به دهان هر عملی است که موجب شود که اطلاعات یک محصول یا سازمان توسط مشتریان از طریق گفتگوی کلامی یا سایر رسانه‌ها، با دیگران به اشتراک گذاشته شود. اینترنت به سازمان و اشخاص اجازه به اشتراک گذاشتن اطلاعات در خصوص محصولات و خدمات بدون حتی بیان یک کلمه مستقیم را می‌دهد. بهترین مثال‌ها برای بازاریابی دهان به دهان آنلاین : ارسال‌ها در شبکه‌های اجتماعی فیس_بوک ، توییتر، … لینک زدن به مطالب سایت‌های دیگر اشتراک گذاردن لینک از طریق ایمیل یا سایر پلتفرمها ارسال محتوا تصویری،صوتی در وب‌سایت بر اساس مطالعه موردی جیمیل، استفاده از بازاریابی دهان به دهان در دنیای واقعی و بر بستر وب ، به گسترش اطلاعات در خصوص یک سرویس جدید ایمیل کمک نمود. جازه ارسال دعوت‌نامه توسط رده دوم دعوت‌شدگان نیز به خودی خود به انتشار روزافزون اطلاعات بسیار کمک نمود برای مثال : فردی که اتاق به توریست‌ها اجاره می‌دهد، از مهمانان می‌خواهد که به دوستانشان این محل را معرفی و یا در اینترنت برای آن کامنتهایی در خصوص این محل بگذارند. ممکن است که درازای این معرفی ، مدیر نیز برای معرفی کنندگان یک پاداش نقدی یا غیر نقدی در نظر گیرد. استراتژی بازاریابی دهان به دهان در بین پزشکان عمومی برای معرفی پزشکان متخصص بسیار مرسوم است. این عمل در بین دندان‌پزشکان برای معرفی یک مراکز رادیولوژی ، معرفی یک دارو با برندی خاص توسط پزشکان عمومی به جای نام عمومی ( که البته غیرقانونی است ) رایج است که به آن بازاریابی مراجعه Referral Marketing نیز گفته می‌شود . در این نوع بازاریابی سعی برای جذب مشتری از طریق مشتریان / افراد صاحب نظر دیگر است. کمپین‌های تبلیغاتی سیاسی ، کاملا بر پایه انتقال پیام به روش دهان به دهان برنامه‌ریزی می‌شود. برای ترغیب افراد به رای دان به یک کاندیدای مشخص یا یک مسئله معین، آنان افراد را تشویق می‌نمایند که با دیگران صحبت نموده تا تصمیمی مشابه خودشان بگیرند. نتیجه تحقیقات نشان داده است که در افراد در زمان انتقال پیام به روش دهان به دهان ، ۶۸% مطالبشان مثبت و ۸% منفی است. استراتژی بازاریابی دهان به دهان بر یک اصل ساده استوار است، پس روند به‌کارگیری از آن نیز باید ساده باشد. سه گام برای خلق یک کمپین بازاریابی دهان به دهان : ۱- کمیپن بازاریابی دهان به دهان نیاز به یک پیام قابل انتقال دارد. شرکت باید به مشتریانش چیزی برای گفتن به دیگران، ارائه دهد. این به معنی وجود یک محصول یا خدمت با کیفیت و معرفی ویژگی‌های شایسته آن به مشتری است. برای مثال یک مغازه بستنی‌فروشی ، می‌تواند از مشتریانش بپرسد : کدام طعم از بستنی‌های ما را دوست دارید ؟ این موجب تمرکز مشتری بر محصولات و گفتگو پیرامون آن می‌گردد. ۲- کمیپن بازاریابی دهان به دهان نیاز به مکان انتقال پیام دارد. شرکت باید تصمیم گیرد که کجا این اتفاق رخ دهد. باید پرتراکم‌ترین محل‌های حضور مشتریان شناسایی و عناصر بازاریابی خود را برای برگزاری یک کمپین در آن محل آماده نماید. بستنی‌فروش عزیزمان می‌تواند همان سوال را در یک روزنامه محلی با تلویزیون محلی (که البته در ایران نداریم)، شبکه‌های اجتماعی از مردم بپرسد ؟ حالا مشتری دلیلی برای حرف زدن در مورد برند دارد. اما این کافی نیست. باید شرکت دلیلی به مشتری دهد که در خصوص محصولات نیز بحثی راه بیافتد. مثلا رای گیری برای بهترین طعم و کاهش قیمت آن طعم بخصوص. ۳- کمیپن بازاریابی دهان به دهان نیاز به زنده به بقا دارد. شرکت باید مطمئن شود که پیام این کمپین در حال حرکت است و افراد بیشتری پیام آن را می‌شنوند. فرض که بستنی‌فروش ما بعد از دریافت رای ، از بین افرادی که رای داده‌اند ، چند نفر را انتخاب و آنان در یک سیستم رای دهی قرار داده تا بیان بهترین جمله در خصوص بستنی، یک اشتراک رایگان بستنی به وی اعطا نماید. ( البته برخی شرکت‌ها پول پرداخت می‌نمایند تا افراد ناشناس در غالب مشتری، فرایند تبلیغات دهان به دهان راه بیاندازند). کمپین بازاریابی دهان به دهان به رفتار مشتریان متکی است، کمپین باید هوشمندانه طراحی‌شده باشد، تیم طراحی کمپین باید تمام ابعاد آن را بررسی نموده و هرگونه مشکل را شناسایی نمایند. در شرکت‌هایی مانند ردبول که تمام تمرکزش بر برگزاری کمپین است، سه فرد کلیدی تمام فرایند اجرای یک کمپین را زیر نظر یک متخصص برندینگ ، تحلیل می‌نمایند : محقق بازاریابی رابط واحد روابط عمومی متخصص تولید محتوا منیع : بازاریابی دهان به دهان Word of Mouth Marketing : WOM دکترسیدرضاآقاسیدحسینی
  3. نویسنده : سیدرضاآقاسیدحسینی چرا طراحی بازاریابی چریکی ؟ ایجاد و حفظ یک کسب‌وکار در شرایط کنونی جهان ، یک کار ساده نیست. باوجوداین تعداد کسب‌وکار در داخل و سطح بین‌الملل ، بسیاری از مدیران باهوش به دنبال راهکاری نوین برای تقویت جایگاه برند شرکت خود در عرصه رقابت هستند ، زیرا که می‌دانند که با کوچک‌ترین بی‌توجهی ، سهم بازار خود را از دست خواهند داد. شاید محصولات و خدمات شما بسیار عالی باشد، اما ممکن است ، تعداد افرادی کمی از وجود آن مطلع باشند . شاید به فکر تبلیغات باشید، اما بودجه کافی نیز نداشته باشید . شاید سوال شما این باشد : آیا می‌توان با بودجه ناچیز هم برای محصولات و خدمات خود بازاریابی نمود و برند خود را به مشتریان معرفی نمود ؟ – پاسخ قطعا مثبت است . بازاریابی چریکی ( بازاریابی پارتیزانی ) Guerrilla Marketing به عنوان یکی از انواع بازاریابی آمده است تا به این شرکت‌ها کمک نماید. اگر روش طراحی بازاریابی چریکی در شرکت‌های کوچک را بدانیم ، در این مسیر موفق خواهیم بود. ۳ گام اساسی برای طراحی بازاریابی چریکی را معرفی می‌نماییم : گام یک : بازاریابی چریکی به چه معناست ؟ عبارت بازاریابی چریکی ، اولین بار در سال ۱۹۸۴ توسط Jay Conrad Levinson و در کتاب تحت همین عنوان “بازاریابی پارتیزانی Guerrilla Marketing” بیان‌شده است. وی در این کتاب روش‌های غیر سنتی، کم‌هزینه بازاریابی را معرفی نموده است. گام دو : انواع بازاریابی چریکی مدنظر داشته باشید. اگر متوجه شدید که بازاریابی چریکی چیست ، حالا زمان آن است که انواع و اقسام آن را نیز بدانید. بازاریابی تجربی خیابانی : مثل فروشگاه پاپ آپ -شاپ ، رخ داد بازاریابی events ، توزیع بروشور و تراکت . فلش ماب : فلش ماب ( ازدحام ناگهانی ) یک راهکار بسیار مناسب و جذاب در جهان بازاریابی چریکی است ، زیرا مردم وادار به ایستادن و توجه می‌نماید. تجربه رایگان : بازاریابی چریکی خود را به عنوان پدیده‌ای ناگهانی و غیرمنتظره در حوزه تبلیغات معرفی می‌نماید. برای مثال تبلیغات کوتاه‌مدت بر روی اتوبوس‌هایی که در محدود جغرافیایی مدنظر حرکت نموده و به مشتریان مخاطب در آن محدود ، پیشنهاد یک نمونه رایگان از محصول را می‌دهد. گام سوم : توجه به سئو در بازاریابی چریکی اگر مطمئن هستید که بازاریابی چریکی را به درستی درک نموده‌اید، باید استراتژی‌هایی را انتخاب نمایید که با شخصیت کسب‌وکار شما هماهنگ باشد. در خصوص کمپین‌های تبلیغاتی که پیش‌تر رخ‌داده است کمی تحقیق نموده و میزان ریسک کمپین مدنظر را ارزیابی نمایید. مطمئن باشید ، تنها چیزی که شما نمی‌خواهید، تاثیر اشتباه بر مشتری مخاطب خویش است. برخی از کمپین‌های تبلیغاتی چیزی جز تخریب برند و سرافکندگی برای مدیران بازاریابی سازمان خود نبوده‌اند. حتما سعی نمایید که بهره‌گیری از یک متخصص در حوزه SEO در زمان بازاریابی چریکی ، در دنیای آنلاین نیز کمپین را با قدر حداکثری پیش ببرید. اگر در تصویر برند قوی از خود در دنیای واقعی ایجاد نمایید، حتما در دنیا آنلاین نیز به این شانس بزرگ دست پیدا خواهید نمود. منبع : بازاریابی چریکی – سه گام اساسی برای طراحی بازاریابی چریکی
  4. شارکتینگ Sharketing شارکتینگ Sharketing تشکیل‌شده است از شارک Shark ( کوسه ) + مارکتینگ Marketing ( بازاریابی ). بازاریابی تاکنون اصلاحات بسیاری به خود دیده است.اصطلاحاتی که گاه عجیب ولی کاربردی هستند. شارکتینگ یکی از این اصطلاحات است که در دیکشنری بازاریابی وجود ندارد. در کل به الگوبرداری از اخلاق و رفتار یک کوسه به عنوان یک حاکم آب‌های آزاد در جهت ایجاد یک استراتژی بازاریابی مرگ‌آور علیه رقبا و انجام برخی فعالیت در جهت حذف رقبا از بازار. همچنین استفاده از تداعیات برند کوسه برای تقویت یک برند دیگر ، عمل یا رفتاری دیگر است. راهی که کوسه‌ها در طول تاریخ طی کرده‌اند بسیار طولانی است. کوسه‌های اولیه در حدود ۱۰ میلیون سال پیش حشرات، دایناسورها و پستانداران ظاهرشده‌اند. آنان از ۵ دوره انقراض گسترده جانداران، جان سالم بدر برده و این بسیار عجیب است. این عمر طولانی از کوسه یک برند قدیمی ساخته است. اما همواره کوسه به‌ نوعی در اخبار حضور دارد، سالگرد ساخت فیلمی در خصوص کوسه، خبری در موردحمله به یک موج‌سوار، ساخت فیلم مستند جدید، … واقعا چرا برند کوسه یک برند سرحال و شاداب است و هیچ‌گاه کمرنگ نمی‌شود ؟ اگر بخواهم به بررسی استراتژی بازاریابی کوسه از دوره زمین‌شناسی پالئوزوئیک تاکنون بپردازیم، باید آن را Sharketing بنامیم. با بررسی برند کوسه با ۶ اصل شارکتینگ آشنا میشویم : ۱- به‌یادماندنی و خاص بودن شاید اگر ما نیز در حدود ۴۰۰ میلیون سال پیش روی زمین ظاهرشده بودیم، به این میزان به‌یادماندنی و خاص بودیم ، شاید هم این از باهوشی کوسه‌هاست . به‌هرحال چه چیزی از این خاص‌تر ؟ بسیار متمایز هستند، با دیدن آرواره‌هایش تا چند روز بدنتان دچار رعشه و ترس است. در س اول شارکتینگ : راهی را بیابید که برندتان در بلندمدت متمایز بماند و قادر به تحریک احساسات باشد. ۲- قواعد خویش را دیکته کردن متخصصین دریافته‌اند که کوسه‌ها قوانین خاص خود را دارند. غواصانی که با آنان به درستی بازی می‌کنند، همواره جانشان در امان است. اما چه قوانینی ؟ مثال : هرگز انگشتان خود را سریع در مقابل صورتشان حرکت ندهید. نشان ندهید که ترسیده‌اید. به حوزه شخصی وی وارد نشوید. هرگز نباید کوسه را تعقیب کرد. کوسه‌ها قطعا به دنبال تحکیم این قوانین از جایگاه سلطه گری خویش هستند تا نشان دهند که قواعد بازی را آنان تعیین می‌نمایند. درس دوم شارکتینگ : اگر در حال تعریف مرزهای بازار هدف و یا آغاز یک کمپین تبلیغاتی هستید، حتما قواعد و قوانین نحوه بازی با کسب‌وکارتان را به دیگران بیاموزید. ۳- متنوع بودن مطمئنا تنوع گونه‌ها و ابزارهای مختلف حفظ بقا، موجب حفظ این گونه در طی میلیون‌ها سال شده است. تنوع محصولات، پیام‌های و رویکرد بازاریابی می‌تواند به ارتباط هرچه بیشتر با مخاطبان و مشتریان منجر شود. کوسه‌ها در صدها شکل و سایز هستند، از ۱۵ سانتی تا ۱۸.۵ متر از رام تا خطرناک. درس سوم شارکتینگ : اگر می‌خواهید به‌یادماندنی باشید، نباید نگران پیچیده شدن و استفاده از ترکیبی از ویژگی‌های منحصربه‌فرد باشید. تنوع پیام و محصول حتما منجر به دستیابی به مشتریان جدید می‌گردد. ۴- همکاری مشترک برای تقویت دوجانبه در لیست بلندبالای چیزهای ترسناک ، که انسان‌ها درک درستی از آن‌ها ندارند، کوسه نیز وجود دارد : فضایی‌ها، زمین‌لرزه ، سیاست‌های مالی ، کوسه ، گردباد. فیلمی تحت عنوان (شارکنادو Sharknado : شارک + تورنادو ) ساخته‌شده است . سازنده فیلم دو عامل از لیست فوق را باهم ترکیب کرده تا این دو عمل به هم کمک نمایند و مفهومی بزرگ‌تر ، ترسناک‌تر و ناشناخته‌تری را ایجاد نماید. تورنادویی که قدرت توانایی فکر کردن نیز داشته باشد ! درس چهارم شارکتینگ : به دنبال شریکی تجاری باشید تا قدرت و شهرت شما را چندین برابر نماید. ۵- رقبا را تخریب نکنید در مقایسه با دولفین‌ها، که خیلی باهوش، دوست‌داشتنی و گاها ناجی کودکان و با اثر درمانی بر روح آدمی شناخته‌شده است، کوسه‌های شهرت بدی در برخورد با انسان‌ها داشته‌اند ، اما این دو در دو سوی طیف هستند ، هرچه رقبای کوسه بهتر شناخته شوند، جای او نیز پررنگ‌تر می‌گردد. درس پنجم شارکتینگ : به دنبال تخریب رقیب نباشید ، حتی به تقویت برخی خصوصیات آنان کمک نمایید تا خصوصیات برتر شما بهتر شناخته شود. ۶- باحال بودن مهم نیست که چه محصولی را در چه بازاری و به چه کسی می‌فروشید. باحال بودن ، جایگاه برند تقویت می‌نماید. توریست برای اینکه چند عکس با یک کوسه بگیرند و خود را شجاع نشان دهند، چند صد لاری پول پرداخت می‌نمایند و درون قفسی شناور در آب می‌روند و کلی می‌ترسند و وزن کم می‌نمایند و در پایان هم کوسه‌ها را موجوداتی باحال می‌نامند. درس ششم شارکتینگ : به هر صورت که می‌توانید ، سعی کنید باحال باشید . در بدترین شرایط ، باحال بودن موجب جلب مشتری می‌گردد. منبع : شارکتینگ : ۶ درس بازاریابی از کوسه نویسنده : دکترسیدرضاآقاسیدحسینی مطالب این سایت شامل حمایت از حق مؤلف و مترجم بوده و هرگونه کپی برداری بدون درج لینک منبع پیگرد قانونی دارد.
  5. نویسنده : دکترسیدرضاآقاسیدحسینی بازاریابی مفهوم Context Marketing از زمانی که برای اولین بار در زبان فارسی بازاریابی مفهوم ( بازاریابی مفهومی Contextual Marketing ) را معرفی نمودیم ( در آن زمان تنها 5 سایت به زبان انگلیسی در این مورد توضیحاتی ارائه نموده بودند ) هر زمان که این مفهوم را دوباره در گوگل سرچ نمودم ، گرایش روزافزون به آن پدیدار می‌گردد. بازاریابی مفهوم یکی از انواع بازاریابی ، نسل بعدی بازاریابی محتوا Content Marketing یا بازاریابی ربایشی Inbound Marketing است. امید است که سایر شرکت‌های مشاوره مدیریت نیز بعد از مطالعه این مطالب، به‌صورت عملی قادر به ارائه مشاوره در حوزه بازاریابی مفهوم ، به کارفرمایان خویش باشند. از زمانی که بل گیتس در 1996 گفت : محتوا پادشاه است Content is King مدت زیادی گذشته است و اکنون به عمق آن پی برده‌ایم. امروزه تکنولوژی‌های قابل‌حمل و پوشیدنی برای تطبیق سخت‌افزار و نرم‌افزار خود با تقاضای مشتری به دنبال جمع‌آوری اطلاعات کاربران خویش هستند. دیگر نیاز نیست که شرکت‌ها با ارائه پرسشنامه به مخاطبین ، نظرات آن‌ها را جمع‌آوری و تحلیل نمایند. داده‌های موردنظر صاحبان کالا و خدمات، از طریق ارتباط بین دستگاه‌ها با صاحبانشان بلافاصله جمع‌آوری‌شده و تحلیل‌شده و آماده ارائه نظر مدیریت سازمان می‌گردد. با تغییر الگوریتم‌های ارزش‌گذاری و رتبه‌بندی سایت‌ها توسط گوگل بر اساس محتوا، گرایش به بازاریابی محتوا در سال 2011 افزایش یافت اما هم‌زمان بازاریابی شبکه اجتماعی نیز رونق فراوانی داشت، این باعث شد که محتوای تولیدشده علاوه بر درون وب‌سایت‌ها در شبکه‌های اجتماعی منتشر شوند اما این تولید و انتشار محتوا حاوی سه روند بود : دریافت انبوهی از محتوا توسط کاربر دریافت محتوای غیر مرتبط با نیاز کاربر دریافت محتوا در زمان نادرست برای اصلاح و مدیریت محتوای تولیدشده است که بازاریابی مفهوم ایجادشده است . تعریف بازاریابی مفهوم هنر و علم ارائه محتوای مناسب به مشتری مناسب و در زمان مناسب است. رابطه بین بازاریابی مفهوم و تکنولوژی هوشمند بازاریابی مفهوم چیزی بیش از تولید محتواست . بازاریابی مفهومی به دنبال تولید محتوای ارزشمند آموزشی و مفیدی برای بازاری است که اطلاعات مناسبی از مخاطبانش در دست است. ارتباط بین تکنولوژی هوشمند و بازاریابی مفهوم بسیار حیاتی است، زیرا همان‌طور که پیش‌تر اشاره شد، تکنولوژی‌های تعاملی ( تعامل بین تکنولوژی ، محیط اطراف و انسان ) با جمع‌آوری داده‌ها، قادر به ارائه گزارش و دسته‌بندی نیازهای انسان‌ها بوده و بر اساس همین اطلاعات، محتوای تولیدشده نیز پیش‌تر دسته‌بندی و با هدف‌گذاری خاصی، منتشر می‌گردد. رابط مفهوم و محتوا Context Vs. Content رابط مفهوم و محتوا مانند همانند اصطلاحی است که معلمین زبان انگلیسی می‌آورند : یادگیری یک کلمه انگلیسی در جمله بسیار راحت‌تر است. به این معنا که یک با قرار دادن یک پیام در یک مفهوم ، مشتری قادر به درک درست و صحیح‌تری از نقش محصولات و خدمات در زندگی خویش خواهد داشت. هنگامی‌که حجم پیام‌های تولیدشده بی‌هدف بالا می‌رود ، توانایی مواجه مشتریان کم شده و اصلاحا مشتری نسبت به پیام بی‌تفاوت می‌گردد ، در نتیجه پیام دیده نمی‌شود. نادیده گرفتن محتوا نتیجه یک تحقیق در بازار ایران نشان می‌دهد که به ‌صورت متوسط ، روزانه 1100 محتوا منتشر می‌شود ( لزوما محتوای تولیدی دسته اول نیستند) و در آمریکا در حدود 5000 مطلب .یک تحقیق در آمریکا نیز نشان می‌دهد که در سال 1970، مشتریان روزانه با 500 محتوای تولیدشده روبرو بودند. حال با این هیاهوی بزرگ تولید محتوا ، فرد یا سازمانی موفق خواهد بود که بازاریابی خود را هوشمندانه به پیش ببرد. بازاریان یا مشاوران بازاریابی که به این امر توجه ننمایند ، حتما به باید منتظر عواقب آن باشند. مشتریانی که مورد آماج پیام‌های برندها قرارگرفته‌اند، به صورت روزافزونی در حال لغو اشتراک و قطع ارتباط با تولیدکننده محتوا هستند. در خصوص کیفیت محتوا ( تناسب مطلب با مخاطب ) یک تحقیق در بازار ایران انجام داده‌ایم که نشان می‌دهد برخی سایت‌ها که به صورت روزانه مطلبی را منتشر می‌نمایند ، قراردادی با شرکت‌های تولید محتوا بسته‌اند و این شرکت‌ها، تعدادی مترجم را استخدام و به تولید انبوه مطلب می‌پردازند. با خواند مطلب، کاملا مشخص می‌گردد که ترجمه‌ای بسیار سطحی ، گاها با اشتباه و تنها برای رفع تکلیف بوده است و به ‌هیچ ‌عنوان بعد از ترجمه توسط فرد دیگری ویرایش علمی نشده است. مخاطب متخصص نیز در مواجه به این مطالب کاملا به میزان آماتور بودن سایت و نویسنده پی برده و ترجیح به قطع ارتباط با تولیدکننده محتوا می‌نماید. قطع ارتباط به صورت بستن حساب کاربری ، حذف ایمیل از لیست دریافت‌کنندگان خبرنامه ، قطع ارتباط دوستی یا علاقه‌مندی خواهد بود. یک تحقیق در انگلیس نشان می‌دهد : 70% مشتریان در شبکه‌های اجتماعی ، رابطه خود را صفحه برندها ، قطع نمودند. 70% مشتریان به علت دریافت تعداد زیادی پیام ، ایمیل خود را از لیست دریافت‌کنندگان خبرنامه حذف نموده‌اند. 60% از مشتریان ، عدم تمایل به دریافت ایمیل را ابراز داشته‌اند 60% از مشتریان ، اپ ها / گروههای درون اپ ها را به علت تعدد اخطار دریافت پیام جدید ، پاک نموده / ترک نموده‌اند. چطور بازاریابی مفهوم به بازاریابی محتوا کمک می‌کند ؟ سوال اساسی اینجاست که چگونه باید از قدرت مفهوم در تقویت بازاریابی محتوا استفاده شود ؟ باز به تعریف بازاریابی مفهوم برگردیم : هنر و علم تولید محتوای مناسب برای مشتری مناسب ، در زمان مناسب است. تولید محتوای مناسب : همه چیز با تولید محتوای مناسب ، صحیح ، درخور شروع می‌گردد . اگر تولیدکننده محتوا هستند، حتما به این فکر می‌کنید که چگونه عمیقا می‌تواند به درستی یک محتوا پی برد ، محتوایی که بتواند با خریداران صحبت نماید، محتوایی که بر اساس علایق و احساسات خریداران باشد. مشتری بالقوه مناسب : در بازاریابی محتوا هدف ایجاد ارتباط و سوق مشتری راغب در مسیر قیف فروش تا تبدیل به مشتری بالفعل است. البته اگر شناخت درستی از نیازها، سبک زندگی و علایق مشتریان در اختیار باشد، در بازاریابی مفهوم ، هدف فقط ایجاد ارتباط با مشتری نیست، بلکه نیاز به شناخت عمیق مشتری، نزدیک شدن و اثرگذاری بر آن‌هاست. شاید Nike Plus بهترین مثال باشد. شرکت نایک با تمرکز بر مشتریانی که دغدغه سلامتی و تناسب‌اندام دارند، برای همین به دنبال وارد نمودن ابزارکها ( گجت) دیجیتالی مانند FuelBand . برای تکمیل محصولات خویش بود. این ابزارکها با به اشتراک گذاردن اطلاعات مشتری و ایجاد یک ارتباط تعاملی بین کفش و مشتری ، اطلاعات مناسبی را جمع‌آوری نمایند . نایک در طی فقط چند سال در حدود 18 میلیون عضو را جلب نموده و 15 هزار نفر نیز روزانه به آن‌ها افزوده می‌شود. همچنین برند نایک با اپل نیز برند گذاری مشترک ( استراتژی ترکیب برند Brand Mash up ) را در همین مسیر انجام داده است. زمان مناسب : با بازاریابی محتوا ، تعیین زمان دقیق انتقال اطلاعات به مصرف‌کننده ، بسیار سخت و دشوار است.اما در بازاریابی مفهوم ، ارسال اطلاعات در زمان مورد تقاضای مشتری و یا زمان پیش‌بینی‌شده از اطلاعات گردآوری‌شده قبلی صورت می‌پذیرد. 6 گرایش بازاریابی مفهوم : بازاریابی مفهوم نیاز به تغییر در ذهنیت شیوه بازاریابی دارد. به جای برگزاری کمپین ، تعامل داشته باشید. به جای هدف‌گیری ، به مخاطب نزدیک شود. به جای بخش‌بندی مشتریان، مشتریان را بشناسید. به جای تعریف جدول زمان‌بندی کانال ارتباطی ، به دنبال تعیین زمان مشتری باشید. محتوای ارزشمند و سودمند را به اشتراک‌گذارید. به جای ترجمه به دنبال تبادل ارزش باشید. منبع : بازاریابی مفهوم ، نسل بعدی بازاریابی محتوا است مطالب این سایت شامل حمایت از حق مؤلف و مترجم بوده و هرگونه کپی برداری بدون درج لینک منبع پیگرد قانونی دارد.
  6. تیم مشاوران مدیریت ایران : "سال آینده در چنین روزی، چه چیزی در سازمانتان تغییر نموده است؟" هنگامی که خدمات Custom Publishing ( بازاریابی محتوا Content Marketing ) به برندهای بزرگ بازار B2B ارائه مینماییم، همیشه قبل از امضای قرارداد سوال بالا را از خریدار می‌پرسیم. چراکه پاسخ این سوال مهمترین مسئله در توافق نهایی خواهد بود. پاسخ مشتری همه چیز را در مورد تمایل آنها در چگونگی اندازه گیری پروژه محتوایی که ما قرار است برایشان ایجاد نماییم، آشکار می ساخت. این دقیقا همان سوالی است که من از شما میخواهم که در هنگام اندیشیدن به ارزیابی بازاریابی محتوا از خود بپرسید. فارغ از اینکه پاسخ شما به این سوال چه باشد، یعنی قبل از آغاز این مسیر این نکته را در ذهن داشته باشید: "هیچ جادویی در کار نیست و هیچ دور برگردانی وجود ندارد" به یاد داشته باشید که این یک فرایند بازاریابیاست و زمانبر میباشد. اندازه گیری اثربخشی تبلیغات سنتی بسیار دشوار است. در مقابل بازاریابی محتوا قابل اندازه گیری بوده اما برای دسترسی به داده های واقعی به زمان نیاز است. "میبایست یک برنامه برای حداقل 6 ماه را آغاز کنید، در غیر اینصورت بهتر است کاری انجام ندهید. شما برای جمع آوری داده به زمان نیاز دارید." صبر، کلید موفقیت در بازاریابی محتوا است. جودی نوتا معاون بازاریابی و ارتباطات شرکت Coyote Logistics این مسئله را به سادگی مطرح میکند: اگر به دنبال کسب نتیجه از بازاریابی محتوا در زمانی کمتر از 6 ماه هستید، تنها کاری که باید بکنید این است که بر روی روش‌های سنتی تبلیغات سرمایه‌گذاری نمایید. به خاطر داشته باشید به محض اینکه استراتژی بازاریابی محتوا خود راشروع نمایید، هیچ گاه باز نخواهید ایستاد. تولید محتوا قولی است که به خریداران محصول خود می‌دهید ، پس را نشکنید. صبر، کلید موفقیت در بازاریابی محتوا است. جودی نوتا معاون بازاریابی و ارتباطات شرکت Coyote Logistics این مسئله را به سادگی مطرح میکند: اگر به دنبال کسب نتیجه از بازاریابی محتوا در زمانی کمتر از 6 ماه هستید، تنها کاری که باید بکنید این است که بر روی روش‌های سنتی تبلیغات سرمایه‌گذاری نمایید. به خاطر داشته باشید به محض اینکه استراتژی بازاریابی محتوا خود راشروع نمایید، هیچ گاه باز نخواهید ایستاد. تولید محتوا قولی است که به خریداران محصول خود می‌دهید ، پس را نشکنید. مدیران ارشد از بازاریابی محتوا چه میخواهند بدانند؟ هیچ گاه گزارشی تحلیلی را به مدیران ارشد خود ارائه ندهید. آنها به جزئیات اهمیت نداده و سوالاتی از شما خواهند پرسید که زمانتان را به راحتی هدر میدهد. هر گاه حرف بازاریابی محتوا و بازدهی سرمایه به میان می آید، مدیران ارشد فقط به سه نکته توجه میکنند. آیا این محتوا به تغییرات در فروش کمک میکند؟ آیا این محتوا به کاهش هزینه ها منجر میگردد؟ آیا این محتوا مشتریان ما را خوشحال تر میکند و در نتیجه سبب حفظ آنها میگردد؟ اگر گزارش شما برای مدیر ارشد، حاوی پاسخی برای این سوالات نیست، چه لزومی برای ارائه آن وجود دارد؟ بازاریابی محتوا به طور کلی در مورد پرورش محتوایی است که سبب حفظ یا تغییر یک رفتار میگردد. تمرکز خود باید بر روی این مسئله قرار گیرد. بازده هدف ROO افزایش فروش و حفظ آن تنها تعدادی از روش های کلیدی اندازه گیری بازده هدف ( ROO : Return On Objective ) هستند. (در این مقاله بجای واژه بازده سرمایه گذاری ROI Return On Investment از عبارت بازده هدف استفاده می‌نماییم، چراکه این امر سبب میگردد تا بازاریابان محتوا بر روی هدف واقعی تمرکز نمایند). گاهی اوقات بازده هدف با یک معیار قابل اندازه گیری است در حالیکه گاهی 4 یا 5 معیار مورد نیاز است تا تاثیر آن بر اهداف کسب و کار شرکت آشکار شود. اندازه گیری بازده هدف در اشکال و اندازه های مختلف وجود دارد و گاهی اوقات در بر گیرنده موارد مختلفی برای پاسخ به سوال شماست. مهترین جنبه که باید به خاطر سپرد این است که شما تنها به دلیل اندازه گیری، بازده هدف را مورد سنجش قرار نمیدهید. برای تصمیم دقیق در مورد این مسئله که هدف یک پروژه چه باید باشد، ابزار و تاکتیک های زیر مورد استفاده قرار میگیرند. اگر این را بخاطر بسپارید میتوانید به بازده هدف خود دست یابید. چند روش اندازه گیری اثر بازاریابی محتوا بر کسب‌وکار : ردیابی میزان رشد فروش به کسانی که این محتوا را دریافت میکنند در مقایسه با مشتریانی که در این برنامه قرار ندارند. ردیابی تبدیل محصولات محتوایی آنلاین یا مشترکان ایمیل به مشتریان و اندازه گیری فروش های جدید یا افزایش فروش های گذشته در این گروه. همانگونه که به دنبال کسب دانش در مورد روند و نیازهای اطلاعاتی مشتری هستیم، میبایست مطالعه‌ای نیز در مورد تعداد خوانندگان آنلاین داشته باشیم تا تاثیر پروژه بازاریابی محتوا را بررسی کنیم (به عنوان مثال: آیا خوانندگان رفتار مورد نظر ما را انجام میدهند؟). اندازه گیری زمانی که برای جستجوی آنلاین صرف شده است یا استفاده از تحلیل های آماری مربوط به خبرنامه الکترونیک و محصولات درگاه اینترنتی. انجام مطالعاتی پیش از آغاز پروژه و پس از آغاز آن برای اندازه گیری تاثیر کلی برنامه. هرم بازاریابی محتوا من و یکی از همکاران مدتی را بر روی هرم بازاریابی محتوا به منظور رسیدن به ابزاری برای سنجش اثر بازاریابی محتوا صرف نموده‌ایم (البته با بهره گیری از اطلاعات بسیار ارزشمند کتاب Managing Content Marketing ). بطور خلاصه هرم ما شامل سه بخش مجزاست. شاخص‌های اولیه محتوا : شاخصه‌های اولیه سنجه هایی هستند که مدیر ارشد میخواهد از آنها آگاهی داشته باشد (به عنوان مثال فروش، میزان کاهش هزینه ها، نرخ های حفظ مشتری). شاخص‌های ثانویه محتوا: شاخصه‌های ثانویه سنجه هایی هستند که راه را برای شاخص های اولیه هموار میکنند (به عنوان مثال کیفیت مشتریان بالقوه، کمیت مشتریان بالقوه، چرخه های کوتاه تر فروش). شاخص‌های خریدار : این شاخصه‌ها، سنجه‌هایی هستند که تولیدکنندگان محتوا بوسیله آن شاخصه‌های ثانویه را تحت تاثیر قرار می دهند (به عنوان مثال ترافیک سایت، تعداد لایک ها، تعداد صفحات مشاهده شده، میزان جستجو). بسیار ساده تر خواهد بود اگر برای هرکدام از اهدافی که میخواهید به آن برسید یک هرم تحلیلی ترسیم کنید. هر چیزی که میخواهید اندازه بگیرید برای آغاز نیاز به یک هدف دارد از جمله: ایجاد آگاهی از برند یا تقویت برند تبدیل مشتریان بالقوه به خریدار و رشد آنها افزایش روند تبدیل مشتری بالقوه به خریدار ترغیب مشتری به پیش فروشی و فروش ضمنی برای محتوای خود مخاطب پیدا کنیم پس بهتر است بگوییم که در حال گرفتن تصمیمی هستید که مشتریان بالقوه بیشتری برای شرکت خود بیابید. هرم سازمان، ممکن است به شکل زیر باشد. قدم اول: هرم خود را بخش بندی کنید هرم خود را به 3 بخش مجزا تقسیم کنید. پایین ترین و پهن ترین بخش قسمتی است که شاخصه‌های مربوط به خریداران در آن قرار دارد. اینها شاخص های مخاطب محورهستند که به معنی اندازه گیری فعالیت ها است. به طور مرتب این شاخص ها را تقسیم ، قطعه قطعه، اضافه و یا تغییر می دهید. شاخص‌های ثانویه باید در طبقه دوم هرم قرار گیرند. اینها شاخص هایی هستند که علاوه بر فرایندهای خاص به اعضای تیم نیز مربوطند. این فرایندها کمک می‌کند به اهداف خود برسید. اینها همان چیزهایی هستند که ما اهداف کوتاه مدت می نامیم. در بالای هرم شاخصه‌های اولیه یا شاخص‌های کلیدی عملکرد (KPIs) قرار دارند. این شاخص ها بسیار اندک بوده و همان جعبه ابزاری است که به مدیرخود ارائه می دهید. این شاخص ها به سختی تغییر می کنند و اگر هم تغییر کنند به واسطه اطلاعاتی است که توسط طبقات پایین تر هرم فراهم شده است. اهداف تمام آن چیزی هستند که شما باید گزارش کنید ونه بیشتر. منبع : بازاریابی محتوا : هرم اندازه‌گیری تاثیر استراتژی بازاریابی محتوا بر کسب‌و‌کار مطالب سایت شامل حمایت از حق مؤلف و مترجم بوده و هرگونه کپی برداری بدون درج لینک منبع پیگرد قانونی دارد.
  7. نوشته شده توسط دکترسیدرضاآقاسیدحسینی تیم مشاوران مدیریت ایران : وب برندینگ Web-Branding ( که آن آنلاین برندینگ Online Branding یا اینترنت برندینگ Internet Branding نیز می‌خوانند) یکی از بخش‌ها و تکنیک‌های مدیریت برند و برندینگ است که با به‌ کارگیری دنیای وب به عنوان یک رسانا به دنبال ایجاد جایگاهی برای یک نام تجاری (برند Brand) در بازار است. تفاوت وب برندینگ با سئو SEO چیست ؟ - وب برندینگ مفهومی جامع برای گسترش یک برند در دنیای وب بر اساس استفاده از کلیه ابزارهای موجود و یا خلق ابزار جدید برای انتشار پیام برند است. - سئو (بهینه نمودن وب‌سایت برای موتور جستجو Search Engine Optimization) به عنوانی یکی از ابزار وب برندینگ به دنبال بهینه نمودن وب‌سایت برای بالا بردن جایگاه سایت در یک یا نهایتا دو موتور جستجوی اینترنتی در زبان خواص است ( بهینه نمودن بر اساس یک زبان محاوره مثلا انگلیسی و یا نهایتا انگلیسی/فارسی صورت می‌گیرید). در سئو هدف اصلی رتبه‌بندی Website Ranking است اما در وب برندینگ هدف انتشار حداکثر پیام برند است. برخی از برنامه نویسان تحت وب که به دنیای سئو تسلط کافی دارند (سئوکار خواند می‌شوند) قادرند که بدون درج تولید محتوای همیشه‌سبز و تنها با کپی مطالب سایت‌های دیگر و خرید لینک متعدد از سایت دیگر ، وب‌سایت را تا سایت شماره یک در گوگل بالا بیاورند. اما سوال اساسی اینجاست : آیا برای برند شما کاری صورت پذیرفته است؟ آیا با رتبه اول قرار گرفتن در گوگل (بر اساس 2 یا 3 کلمه) برند شما جاودان شد ؟ آیا همه‌چیز به وب‌سایت گوگل ختم می‌شود ؟ این به دین معنا نیست که سئو نباید مدنظر باشد بلکه به این معناست که سئو راه رستگاری برندتان نخواهد بود بلکه تنها یکی از ابزارهای در دست مدیر برند برای عملیات وب برندینگ است. بنابراین وب برندینگ عبارت است از یک استراتژی که صاحبان کسب‌وکار در جهت تعریف جایگاه خود در بازار استفاده می‌نمایند. حتی کسب‌وکارهای بزرگ و شناخته‌شده نیز در این حوزه سرمایه‌گذاری فراوانی انجام می‌دهند تا برند خود را با شهرتی مناسب همراه سازند( تفاوت شهرت و برند)، زیرا فعالیت‌های وب برندینگ تاثیری بسیار عمیقی بر گسترش مرزهای شناخت از برند خواهد داشت. با توجه به رشد روز افزون جوامع، برندها نقش بسیار مهمی در زندگی مصرف‌کنندگان، ایفا می‌نمایند. بنابراین دنیای وب به عنوان ابزاری برای ارسال پیام به مخاطبان کنونی و آتی برند تلقی می‌شود. پس وب برندینگ به عنوان ابزاری برای حمایت از برنامه‌های بازاریابی سازمان بکار گرفته می‌شود. توجه نمایید که در استفاده از وب برندینگ دقیقا همان اهدافی مدنظر است که در سایر روش‌های برندینگ موردتوجه قرار می‌گیرد. شاید مهم‌ترین این اهداف، افزایش میزان تقاضا برای محصول یا خدمات سازمان است. اگر دقت نموده باشد وب برندینگ را یک استراتژی معرفی نمودیم. به این معنا که یک برنامه بلندمدت و دارای برنامه عملیاتی Action Plan خواهد بود. وب برندینگ دارای 2 بعد اساسی است : 1- بعد مدیریت : برای وب برندینگ نیاز به تفکر مدیریتی برای ترسیم جایگاه برند در بازه بلندمدت وجود دارد. این همان چیزی است که مدیریت بازاریابی یا مدیریت برند سازمان بدان تسلط دارد. زیرا از برنامه‌های بازاریابی سازمان مطلع هستند و یا حداقل با مفاهیم بازاریابی آشنا هستند. 2- بعد مهندسی : برای و ب برندینگ نیاز به توانایی‌های اجرایی مانند برنامه‌نویسی، طراحی دوبعدی و سه‌بعدی، تولید ویدیو ... وجود دارد تا بتوان دنیای وب را همان‌طور که پیش‌تر گفته شد به عنوان رسانایی برای انتقال پیام به کار گرفت. نکته : اگر در واحد بازاریابی سازمان بعد مدیریتی وب برندینگ وجود داشته باشد ولی بعد مهندسی آن نباشد، با همکاری با یک شرکت (طراحی وب‌سایت) می‌تواند این خلع را پر نماید، اما اگر بعد مدیریتی آن درون واحد بازاریابی وجود نداشته و سازمان تصمیم گرفته باشد تا هر دوی این ابعاد را به یک شرکت (طراحی وب‌سایت) واگذار نماید، چندین تجربه ناموفق شرکت‌های ایرانی و خارجی نشان داده است که این مسیر کاملا به بیراه رفته و عملیات از وب برندینگ به سئو سایت ختم شده و تمام نتایج حاصل‌شده از سرمایه‌گذاری انجام‌شده نیز در مدتی کمتر از 6 ماه از بین خواهند رفت. اگر یک مدیر برند دارای تحصیلات و سابقه اجرایی در خصوص مهندسی نرم‌افزار و مدیریت بازاریابی باشد و بتواند هردوی این موارد را شخصا و با کیفیت بالا در سازمان اجر نماید، کلید طلایی موفقیت آن سازمان در حوزه برندینگ تحت وب است. اهمیت وب برندینگ : هر مدیری در مورد فواید آگاهی از برند و اینکه چگونه برند می‌تواند بر سود حاصله سازمانش تاثیر گذارد، مطلع است. هدف برند تمایز محصولات و خدمات یک شرکت از سایر رقباست که دقیقا همان محصول یا خدمت را ارائه می‌نمایند. برندسازی مناسب موجب ایجاد وجه تمایز محصولات شده و نهایتا سبب می‌گردد تا شرکتی را با محصولاتش بشناسند. در این حالت جایگاه محصول Product Positioning تمایز محصول Product Differentiation به یکدیگر گره خواهند خورد. این دو را باید در استراتژی و ب برندینگ مد نظر قرار داد تا بخشی از بازار را به تملک خود در آورده و به مشتری وفادار به برند دست‌یابید. وفاداری مشتری به برند از طریق بازاریابی ارتباطی به راحتی قابل تحصیل است. آیا سرمایه‌گذاری بر وب برندینگ ارزشش دارد ؟ چندین شرکت و برند را حداقل شخصا به یاد میاورم که تلاش‌هایشان در خصوص ایجاد یک برند به شکست انجامیده است. زیرا این برندهای دارای نقطه تمایز خاصی نبوده و یا نتوانسته بودند آن را در قالب پیام منتقل نمایند. استراتژی برندینگ اینترنتی: حتما همراه با معرفی ارزش‌های سازمان به مخاطب است. در کل اگر فرد یا تیم مجری، دانش و ابزار لازم را در اختیار داشته باشند، این استراتژی برای سازمان ارزش‌آفرین بوده و سرمایه‌گذاری مناسبی است. هرگز مستقیما وارد اجرای یک کمپین وب برندینگ نشوید بلکه پیش از آن، فرایند اماده‌سازی زیر را از طریق یک مشاور بازاریابی حرفه‌ای از خارج از سازمان که ذی‌نفع نباشد ( به محصول و خدمات از زاویه‌ای دیگر نگاه کرده و نقاط تاریک و مشکل‌آفرین آن را با نگاهی نقادانه بنگرد و گزارش نماید) طی نمایید : 1- بررسی محصول یا خدمات 2- بررسی فرایندهای ارائه کالا و خدمات 3- بررسی زیرساخت‌های موجود برای وب برندینگ 4- برنامه‌ریزی روش‌های تولید پیام 5- برنامه‌ریزی روش‌های همکاری و رقابت 6- تعیین جایگاه افراد در اجرا و پیگیری امور 7- تعیین جدول زمان‌بندی انجام امور 8- تعیین روش خدمت به مشتری 9- تعیین روش ارائه گزارش از نتایج حاصله در صورت وجود برنامه و رویه ارزیابی است که می‌توان یک استراتژی برندسازی تحت وب قوی و موثر داشته باشید. آیا وب برندینگ برای کسب‌وکارهای کوچک نیز مفید است؟ صرف‌نظر از تاثیر بزرگی که صنعت آنلاین بر زندگی مردم امروز گذاشته است، این تنها پروژه عظیم فراملیتی است که هر روز توسط افراد در حال رشد و توسعه است. این مشارکت همه‌جانبه، اینترنت را تبدیل به راهی مطمئن برای گسترش فعالیت‌های بازاریابی نموده است. زمین ‌بازی اینترنت به یک میزان در اختیار شرکت‌های بزرگ و کوچک قرارگرفته است تا برند خود ترویج دهند. بنابراین بر بستر وب می‌توان در کوتاه‌ترین زمان یک محصول یا خدمت را معرفی نمود، درحالی‌که در دنیا واقعی تدارکات معرفی سریع یک کالای جدید شاید ماه‌ها زمان برده و نیاز به سرمایه‌گذاری عظیمی داشته باشد. برای یک شرکت کوچک زمانی تولید یک محصول اقتصادی و سودآور است که به یک بازار بزرگ دسترسی داشته و با تمرکز بر کیفیت و خدمات مناسب بر مشتریان بالقوه آن بازار تاثیر نماید. پس شرکت‌های کوچک ارزش و تمایز ایجادشده در محصول یا خدمت خویش را در فرایند وب برندینگ مورد تاکید قرار می‌دهند. درنتیجه می‌توان گفت که وب برندینگ راهی برای رقابت در بازارهای بزرگ و با رقبای بزرگ است. اگر وب برندینگ به صورت اصولی انجام گردد سبب : 1- افزایش آگاهی از برند 2- تقویت ارزش خاص پیشنهادی برند 3- بیان داستان برند 4- شناخت مشتری و ایجاد فهرست مشتریان 5- برقراری مکالمه با مشتریان بالقوه یا بالفعل منبع : وب برندینگ Web Branding چیست ؟ تیم مشاوران مدیریت ایران : مطالب این سایت شامل حمایت از حق مؤلف و مترجم است و هرگونه کپی برداری بدون ذکر منبع پیگرد قانونی دارد.
  8. تیم مشاوران مدیریت ایران : سیستم بازاریابی مقصد مبتنی بر وب Web-Based Destination Marketing Systems به طور گسترده به منظور کانال توزیع بازاریابی توسط سازمانهای بازاریابی مقصد (DMOs) در سطوح مختلف (نظیر ملی، ناحیه، شهر و دیگر ماهیتهای جغرافیایی) به منظور ترفیع و مدیریت مقاصد گردشگری مورد استفاده قرار گرفته است. با این وجود در بازار رقابتی امروز و در جامعه تکنولوژی‌محور تنها داشتن حضور وبی، وضوح و قابلیت دسترسی به مقاصد و تعهد موفقیت تلاشهای بازاریابی سازمان بازاریابی مقصد را فراهم نمی آورد. موفقیت بازاریابی مبتنی بر وب نیازمند رویکرد سیستماتیکی و واضح در جهت درک فاکتورهای کلیدی پشتیبان مدیریت و اجرای سیستم بازاریابی مقصد دیدگاه فنی و تجاری است. در حقیقت، برخی فاکتورها ممکن است به موفقیت سیستم بازاریابی مقصد کمک نماید ولی پیچیدگی بازاریابی مقصد و ترفیع آن، مشکلات بیشتری را در جهت شناسایی فاکتورهای کلیدی به منظور مدیریت و اجرای چنین سیستمهایی فراهم می آورد. در سالهای اخیر تلاشهای فراوانی در جهت ایجاد سیستمهای اطلاعاتی جامع برای بازار مقصد شده است که یا برخی از این تلاشها با شکست مواجه شده اند و یا تنها در مدت زمان کوتاهی توانسته اند به اهداف مورد نظر دست یابند. اگرچه تلاشهای تحقیقاتی در جهت بررسی جنبه های سیستمهای آنلاین مورد استفاده سازمان بازاریابی مقصد انجام شده است ولی اکثر تحقیقات در این حوزه، نیاز به مطالعاتی دارند که به طور سیستماتیکی فاکتورهای حیاتی مدیریت و اجرای سیستمهای بازاریابی تحت وب (بازاریابی آنلاین) را مشخص نمایند. هدف این مقاله نیز ارزیابی چنین فاکتورهایی برای سیستمهای بازاریابی تحت وب در سطح کشور، شهر و سطوح نواحی سازمان بازاریابی مقصد است. سیستم بازاریابی مقصد مبتنی بر وب به طور گسترده به منظور کانال توزیع بازاریابی توسط سازمانهای بازاریابی مقصد (DMOs) در سطوح مختلف (نظیر ملی، ناحیه، شهر و دیگر ماهیتهای جغرافیایی) به منظور ترفیع و مدیریت مقاصد گردشگری مورد استفاده قرار گرفته است. که این سیستم، سیستمی است که از تکنولوژی های ارتباطاتی و کامپیوتری مخصوصا اینترنت و شبکه جهانی وب به منظور اجرای عملیات سازمانهای بازاریابی مقصد در جهت اهداف اولیه نظیر ترفیع تجارت گردشگری درون ناحیه تعریف شده جغرافیایی و مهمتر از آن نیز فراهم آوردن اطلاعات و گزینه های جامع از محصولات گردشگری به بازدید کنندگان بالقوه استفاده می نماید. برخی مزایای سیستم فوق برای ذینفعان آن در شکل زیر آمده است. مزاياي بازاريابي مقصد وانگ و فسن مایر بحث می نمایند که موفقیت استراتژیهای بازاریابی تحت وب مستلزم یکپارچگی و هماهنگی سه جنبه مکمل تلاشهای بازاریابی اینترنتی نظیر: ویژگیهای وب سایت استراتژیهای ترفیع مبتنی بر وب برنامه های مدیریت ارتباط با مشتری (CRM) علاوه بر این سازمان و محیطهای تکنولوژیکی مطلوب و رویکرد مدیریتی نوآور همچنین پیش نیازهای موفقیت بازاریابی مبتنی بر وب هستند. ریتا فاکتورهای حیاتی موفقیت بازاریابی مقصد مبتنی بر وب را از دو دیدگاه فنی و مدیریتی بررسی نمود. او بحث نمود که از دیدگاه مدیریتی، یک سیستم بازاریابی مقصد بایستی به سازمان بازاریابی مقصد در جهت اجرای سه وظیفه اصلی کمک نماید، که سه وظیفه عبارتند از: تدارک اطلاعات، فعالیتهای ترفیع و بازاریابی و تحقیقات بازار. از دیدگاه فنی نیز توسعه وب سایت برای سازمان بازاریابی مقصد شامل سه عملکرد اصلی است: طراحی وب، ترفیع وب سایت و ارزیابی عملکرد وب سایت. این درست است که به منظور توسعه یک وب سایت موفق برای پشتیبانی فعالیتهای بازاریابی، سازمانهای بازاریابی مقصد بایستی بر چند ناحیه کلیدی متمرکز شوند و همچنین اطمینان حاصل نمایند که نه تنها به طور منفرد کار می نمایند بلکه به طور هماهنگ نیز کار نمایند. 1- وب سایت بایستی در طریقی توسعه داده شود که شامل ویژگیهای کلیدی در جهت ارضای نیازها و علایق بازار هدف اصلی باشد. 2- در هنگامی که وب سایت ایجاد می شود، برنامه های ترفیعی مناسب که بازدیدکنندگان سایت را مورد هدف قرار می دهد بایستی در نظر گرفته شود که براساس این برنامه ها میتوانند مقدار قابل توجه ای از ملاقات کنندگان را جذب نمایند. 3- ارزیابی عملکرد وب سایت بایستی انجام شود. که براساس آن برای سازمان بازاریابی مقصد مشخص شود که وب سایت تا چه اندازه ای کار می کند. 4- در ارتباط با اثر اقتصادی، سازمان بازاریابی مقصد نیازمند ارزیابی وب سایت نظیر کاهش هزینه از طریق صرفه جویی موارد چاپی و استفاده از مراکز تلفنی است. و در آخر نیز، عملیات موفقیت آمیز نواحی که در بالا اشاره شد مستلزم محیط های تکنولوژی سازمانی مطلوب نظیر بودجه تکنولوژی و متخصصان تکنولوژیکی هستند. بر اساس چنین بحثهایی که ارائه شد، در این مطالعه ارائه می شود که توسعه موفقیت آمیز سیستم بازاریابی مقصد مستلزم فاکتورهای کلیدی زیر است: • طراحی عملکرد وب سایت • ترفیع وب سایت • ارزیابی عملکرد وب سایت • ارزیابی اثر بازاریابی • محیط تکنولوژیکی سازمان طراحی کارکرد وب سایت: یک مرور ادبیات مرتبط با موضوع آشکار می سازد که واژه های متفاوتی برای تشریح هدف/ کارکرد کلیدی سیستمهای بازاریابی مقصد استفاده شده است. نظیر ارتباطات، اطلاعات، بازاریابی، مبادلات و مدیریت ارتباط با مشتری. این اظهار نظرات تقریبا توسط ریتچی و ریتچی حمایت شده است که بحث می نمایند که توسعه سیستمهای بازاریابی مقصد نه تنها در برگیرنده جنبه های اطلاعاتی محصولات مقصد است بلکه همچنین شامل اجزای ارتباطاتی و بازاریابی نیز می شود. به طور مشابه eMICA (مدل بسط داده شده انتخاب تجارت اینترنتی) که توسط بورگس و کوپر ارائه شده است شامل سه مرحله است که سه سطح فرآیند تجاری را در بر می گیرد: ترفیع تحت بر وب (Web Based Promotion)، تدارک اطلاعات و خدمات و پردازش مبادلات براساس وظایف چند جانبه CVB ها، او بحث می نماید که موفقیت سیستم بازاریابی مقصد وابسته به بکارگیری یکپارچه اجزای چهارگانه به عنوان کارکرد اصلی هستند نظیر : • عرضه و تدارک به موقع و صحیح اطلاعات مقصد • ارتباطات موثر و مستمر با مشتریان • توسعه مبادلات الکترونیکی معتبر و بدون مرز مشخص • ایجاد مکانیزمهای ارتباطاتی بادوام و مناسب از آنجاییکه سیستمهای بازاریابی مقصد آنلاین فضاهای مجازی برای CVB ها به منظور هدایت فعالیتهای متنوع بازاریابی هستند، 4 کارکرد سیستم بازاریابی مقصد که در بالا به آن اشاره شد به عنوان مدل ICTR نامگذاری شده است که شامل: • فضای اطلاعات مجازی (VIS) یا سطح اطلاعات • فضای ارتباطات مجازی (VCS) یا سطح ارتباطات • فضای مبادلات مجازی (VTS) یا سطح مبادلات • فضای رابطه ای مجازی VRS)) یا سطح رابطه‌ای همچنین بحث شده است که ارتباطات میان چهار وظیفه پویا هستند نه ایستا و هر جز، سطح سلسله مراتبیِ پیچیدگی و تعامل تکنولوژی را نشان می دهند که این موضوع بر این مساله دلالت می نماید که برای اجرای اثربخش سطوح بالاتر کارکرد، مجبور به توسعه موفق سطوح پایین تر کارکرد هستیم. الف- فضای اطلاعات مجازی (VIS) یا سطح اطلاعات: اکثر مردم که وب سایتهای CVBها را بازدید می نمایند در جستجوی اطلاعات هستند اما نیاز اطلاعاتی آنها به طور قابل ملاحظه از فردی به فرد دیگر متنوع و متفاوت می باشد.استفاده کنندگان اینترنتی به دو دسته تقسیم بندی می شوند: موج سواران و خریداران . یعنی کسانی که از اینترنت برای سرگرمی استفاه می نمایند و کسانی که برای هدف مشخص شده از اینترنت استفاده می کنند . موج سواران از اطلاعات عمومی در ارتباط با مقصد لذت می برند،خریداران نیاز به اطلاعات جزیی تر شده در مورد هتل ها، رستوران ها،جاذبه ها، حمل و نقل ، اجاره بهای ماشین، وآژانسهای مسافرتی دارند. تنوع اطلاعات مقصد گردشگری و بینش و بصیرت رو به افزایش مشتریان بدین معنی است که تدارک اطلاعات با کیفیت و کارا یک فاکتور تفکیک سازی برای مقاصد شده است. بیشتر مشتریان نیازمند اطلاعات تخصصی و عمیق برای تسهیل تصمیم گیریشان هستند. برای ارضای نیازهای آنان، سطوح مناسب اطلاعات بایستی برای مشتریان به منظور تشویق و ایجاد علایق خرید بایستی قابل دستیابی باشد. همچنین، این حقیقت اثبات شده است که CVB ها بر مبنای یافته های ناب تدارک اطلاعات و توانایی انجام صحیح در زمان به موقع بنا شده اند. بولین بحث می نماید که محتوای وب برای سایتهای بازاریابی مقصد دارای اهمیت رو به افزایش می باشد. حتی زمانیکه تصویری توسط سایت ارائه می شود و توسط استفاده کننده به طور مستقیم درک می شود آن به طور مستقیم بر تصویر کلی مقصد اثر می گذارد. منطبق بر تعریف بوهالیس و دامبی ، با وجودیکه استفاده تکنولوژی در بازاریابی مقصد تمایل به سفر را نشان نمی دهد اما انتظارات توریست تغییر می نماید به طوریکه اینترنت نیاز به اطلاعات دقیق تر، بهتر و جدیدتر را تقویت می نماید. اطلاعات مقصد جامع، فراگیر، متعامل و با بهبود کیفیت که براساس ارتباطات به موقع، خدمات معتبر و تجربه مبتنی بر وب مثبت فراهم می شوند ،برای رضایت مشتری مهم هستند و اهمیت نهایی آن در حفظ مشتریان آنلاین می باشد. اطلاعات وسیله امرار معاش سیستم بازاریابی مقصد هستند و درک این مساله که مشتریان چه نیازهای اطلاعاتی دارند برای بازاریابی مقصد حیاتی است. ب- فضای ارتباطات مجازی (VCS) یا سطح ارتباطات : مارتین بحث می نماید که تدارک اطلاعات به تنهایی موفقیت و اثربخشی سیستم بازاریابی مقصد را به بار نمی آورد بلکه مکانیزمهای ارتباطاتی صحیح بایستی میان عرضه کنندگان و مشتریان به منظور ارائه اجزای متفاوت محصولات و خدمات به کار گرفته شوند.هنگامی که عملیات اطلاعاتی سیستم بازاریابی مقصد به نحو کافی اجرا شد،مقصد می تواند به سطح سلسله مراتب بعدی یعنی ارتباطات حرکت نماید که در این سطح تلاشهای بازاریابی هدفمند می شوند.ارتباطات یک فعالیت انسانی است که افراد را به یکدیگر پیوند می دهد و روابط را ایجاد می نماید. که این مرحله در قلب فعالیتهای معنابخشی قرار دارد که نه تنها بازاریابی بلکه گستره وسیعی از فعالیتهای روانشناسی، اقتصادی ، و سیاسی را شامل می شود. که به عنوان روشی برای توسعه،سازماندهی و توزیع اطلاعات مورد استفاده قرار می گیرد. برای مقاصد، فاز تعاملی به ایجاد شرکا کمک می نماید و بعد از مرحله سنجیدن مقدماتی در سطح اطلاعات می آید و به سمت مرحله تلاش کردن می رود. از آنجائیکه مقاصد ترکیبی از خدمات و محصولات گردشگری هستند که یک تجربه یکپارچه به مشتریان ارائه می نماید، حضور آنها بر وب بایستی یک تجربه دلنشین (جذاب) برای استفاده کنندگان یعنی کسانی که نیازمند سکوهای ارتباطی جدید هستند، باشد. به عبارت دیگر، انتقال ویژگیهای مقصد بر اینترنت با استفاده از تلاشهای بازاریابی سنتی با پایین ترین محتوای پویا و تعاملی امکان پذیر نیست. برای سرمایه بخش سازی و حداکثر کردن مزایای ارتباطات اینترنتی، ابزارهای ارتباطاتی متنوع با شکلهای متفاوت (نظیر همزمان و غیر همزمان) در دسترس هستند. این ابزارهای ارتباطاتی می توانند شامل، ایمیل، فراوانی پاسخها مورد درخواست (FAQ)، ابزارهای تعاملی، محل های تبادل نظر و عملیات تحقیق باشند. این سطح جایی است که ارتباطات از طریق کانالهای متفاوت هدایت می شود و عنصر اعتماد میان سازمان بازاریابی مقصد، ذینفعان و مشتریان فردی منتقل می شود. ج- فضای مبادلات مجازی (VTS) یا سطح مبادلات : عملیات مبادله به عنوان مرحله موفقیت آمیز در جهت ارتباطات ناب ثابت شده است. یک تعهد مبادله مالی انعکاسی از اعتماد، ارتباط با اارزش مالی در جهان تجارت است. این درگیری میان مقصد و مشتری براساس اعتماد ایجاد شده از طریق مبادله با کیفیت اطلاعات و ارتباطات به موقع است. عملیات موفق آمیز در این مرحله علاوه بر سیستم قابل هدایت آنلاین مستلزم امنیت برای رخ دادن معامله است. مکان بازار الکترونیکی تنها محدود به ادغام نرم افزار و سخت افزاری که به سیستم اجازه می دهند که معاملات مشتریان را اجرا نمایند، نمی شود. در این نقش جدید، سیستم بازاریابی مقصد نه تنها یک ابزار بازاریابی جمعی است بلکه یک ایستگاه مرکز خرید برای ملاقات کنندگان است. با این عملیات مبادله ای جدید، یک CVB به طور مثال می تواند به برنامه ریز ملاقات با دسترسی هتل یاری رساند، مشخصات ملاقات (اجلاس) را به هتلها توزیع نماید، پیشنهادات صورتحساب را درخواست نماید، بازدید سایت شخصی شده را هدایت کند، ایجاد برنامه ها و فراهم آوردن حمل و نقل و دیگر نیازهای پشتیبانی از مبادلات مالی می تواند از طریق سیستم بازاریابی مقصد هدایت شود، بنابراین نیاز به تماسهای چند سطحی میان عرضه کنندگان و خریداران کاهش می یابد. در این فرآیند یکپارچگی سیستمی بدون مرز میان پرداخت/رزو آنلاین و مکانیزمهای مبادلاتی ایمن ،کلید موفقیت بلند مدت تجارت آنلاین هستند. د- فضای رابطه ای مجازی VRS یا سطح رابطه ای در قلب سیستم بازاریابی مقصد قابلیت ایجاد رابطه وجود دارد. این سطح جایی است که روابط در شکوفایی کامل هستند جایی که ارتباطات و تعهدات باز کیفیت ضروری «پیوند ازدواج» را فراهم می آورند. ساخت روابط شامل مبادله پویای ارتباطات با مشتریان در هر سطح است. بوهالیس توضیح می دهد که ساخت روابط بیشتر براساس تمرکز بر تکنولوژی ارتباطات و اطلاعات مورد استفاده در صنعت گردشگری است. او اشاره می کند که تکنولوژی فرصتهایی را برای بازاریابی فرد به فرد فراهم می آورد که مدیر روابط مشتری از طریق آن می تواند روابط را ایجاد، حفظ، پیشرفت و تجاری سازی نماید. از طریق استفاده تکنولوژیهای جدید، CVB بایستی قادر به درک و فهم نیازهای مشتریان باشند و آنها را به طور فردی با پیام درست در مناسبترین زمان مورد هدف قرار دهند. گرتزال بحث می نماید که وب سایتهای مقصد بایستی در هر هزینه ای برای جذب مسافرین از طریق برانگیختن توجه آنها و مشارکت به منظور حفظ و اطمینان دادن به ملاقاتهای رو به افزایششان، تلاش نمایند. وب سایت بایستی در مورد ترجیحات مشتری یاد گیرد که براساس آن، آنها می توانند تعاملات سفارشی شده فراهم آورند. در نتیجه این قابلیتها، عرضه کنندگان سفر با پیش بینی نیازهای ملاقات کنندگان تجهیز می شوند و آنها را به طور فردی به منظور ارائه محصولات سفارشی شده مورد هدف قرار می دهد. ترفیع وب سایت: به منظور ایجاد ترافیک برای وب سایت، یک سیستم بازاریابی مقصد بایستی سایت را هم به طور آنلاین و هم به طور آفلاین ترفیع نماید. یک وب سایت سازمان بازاریابی مقصد بایستی به عنوان پرتال مقصد یا دروازه ای برای ناحیه دیده شود. بنابراین استراتژی ترفیع وب سایت یک عامل تعیین کننده برای این مساله است که تلاش بازاریابی مبتنی بر وب موفق است. نظیر هر تلاش تجاری، یک وب سایت بایستی مشتریان را از طریق عرضه یک برنامه ترفیعی خوب که تماشاچیان سایت رامورد هدف قرار دهد را جذب نمایند. ونگ و فسن مایر بحث می نماید که برنامه ترفیع سایت بایستی به عنوان مجموعه ای از فعالیتهای مشخص باشد که اکثر بازدیدکنندگان مورد هدف را که در وب سایت وجود دارند را آگاه سازد. نوعا، برنامه بایستی شامل فعالیتهای ترفیعی آنلاین و آفلاین هم برای مشتریان موجود و هم برای مشتریان جدید بالقوه باشد. براساس تعریف هنسون و سونی چند استراتژی ترفیعی مقدماتی که در بر گیرنده این اهداف باشد براساس ونگ و فسن مایر مشخص شده است: 1. وجود ورودی تزیینی 2. لینکهای تجاری 3. لینکهای پرداختی 4. مکانی برای گزارش رسانه سنتی. تکنیکهای آنلاین شامل: • فراهم آوردن صفحات به هم مرتبط گستره صنعت و لینکهای دو جانبه مذاکره ای با دیگر سازمانهای گردشگری و مهمان نواز . • خرید تبلیغات بَنِر بر سایتهای مناسب، پیوستن به برنامه مبادله بنر، خرید تبلیغات متنی در بولتن خبری ایمیل ایجاد شده، کرایه لیستهای ایمیل هدفمند شامل افرادی که موافق دریافت پیامهای ایمیل تجاری هستند. • ترفیع سایت در فهرستهای پستی (فهرست کسانی که اطلاعات لازم به طور منظم از طریق پست برای آنان فرستاده می شود) و گروههای خبری متشکل از افرادی با علایق تخصصی شده. • ارسال یک ایمیل بولتن خبری به بازدید کنندگان که خبرهای صنعت را حمل می نمایند. تکنیکهای ترفیع آفلاین شامل: • ارائه آدرسهای وب و ایمیل بر همه ادبیات منتشر شده سازمان بازاریابی مقصد، کارتها و نوشت افزارها. • ترفیع وب سایت با استفاده از رسانه های سنتی. • عرضه نشریات ادواری چاپی بر رخدادهای گردشگری. ارزیابی عملکرد وب سایت: اگرچه اینترنت ارزیابی آسانتر اثر تبلیغات را ایجاد می نماید اما نمی تواند تعریف نماید که موفقیت چیست. نتیجه نقش ارتباطات بازاریابی افزایش فروش است اما فروش به تنهایی هر فعالیتی را ارزیابی نمی نماید؛ مخصوصا برای CVB که برای سازمان بازاریابی ماهیتی است که همه اجزای تشکیل دهنده مقصد را نشان می دهد. به طور مشخص، فعالیت بازاریابی تحت وب CVB تنها فروش مستقیم ایجاد نمی کند بلکه فعالیت بازاریابی CVB بایستی اثر بیشتری بر تصویر مقصد، آگاهی، دانش، نگرش، توجه و رفتار مصرف کننده داشته باشد. همه یا برخی از این موارد می تواند توسط استفاده خلاق ارتباطات مبتنی بر وب ارزیابی شود. با در نظر گرفتن اجزای اشاره شده بالا برای اهداف بازاریابی CVB، یک ارزیابی از اثربخشی بازاریابی مبتنی بر وب آنها بایستی با یک تجزیه و تحلیل اطلاعات ترافیک مشتریان آنلاین شروع شود. تبلیغ کنندگان انلاین به طور دائم در جستجوی طریقی برای مورد هدف قرار دادن بهتر افرادی هستند که وب سایتها را بازدید می نمایند. تجزیه و تحلیل ترافیک موجود برای وب سایت یکی از بهترین روشها برای بهبود بازاریابی وب سایت سازمان بازاریابی مقصد می باشد. ارزیابی عملکرد وب سایت به بازاریابان مقصد اجازه می دهد که در یابند که چه صفحات وب دارای بیشترین جمعیت هستند و کدام ها کمتر استفاده شده اند، چه کسی از وب سایت بازدید می کند، کدام موتور جستجوی وب مفیدتر است، کدام تبلیغات بَنِر ی بیشترین بازدید کنندگان را می آورد و کجای صفحات وب خطاها یا لینکهای بد ممکن است وجود داشته باشند، براساس این موارد می توان بازاریابی مبتنی بر وب و استراتژی ترفیع را به دقت تنظیم نمود. خوشبختانه، تکنولوژی های موجود به بازاریابان مقاصد برای این وظایف کمک می نماید. برخی وب سایتهای گردشگری امروزه از نرم افزار تجزیه و تحلیل ترافیک وب برای کسب اطلاعات بازاریابی ارزشمند از بازدید کنندگان و تجارت browsing بازدید کنندگان از طریق سایتشان استفاده می نمایند. این سایتها به طور مستمر اطلاعات در مورد بازارها، نیازها، خواسته ها، ترجیحات و علایق آنها جمع آوری می نمایند که براساس این اطلاعات آنها می توانند تصمیم بگیرند که چه شکلی از تبلیغات برای بازار هدفشان بهترین است و چه ویژگیهای بازاری را مشتریان جستجو می نمایند. چنین نرم افزارهای تجزیه و تحلیل ترافیک مبتنی بر وب به سازمانهای گردشگری در درک ترافیک وب سایتشان کمک می سازد و آنها را قادر می سازد که تغییرات ضروری که برای افزایش ترافیک وب سایت حیاتی هستند را ایجاد نمایند. همچنین آنها را به تمرکز بر نتایج ترفیعات بازاریابی آنلاین شان، استاندارد سازی ابزارهای آماری برای ارزیابی دسترسی، نرخ پاسخ، درآمد و نسبت تبدیل که همه آنها به حاشیه سود برده می شود، قادر می سازد. ارزیابی اثر بازاریابی مبتنی بر وب: منطبق بر تعریف موگایر ، انواع متعددی از ارزیابی های کلیدی وجود دارد که بایستی به منظور ارزیابی اثر بازاریابی مبتنی بر وب پیگیری شوند. برخی از این عناصر کلیدی در ارتباط با ارزش تجاری تولید شده هستند که براساس استفاده از چنین تکنولوژی هزینه کاهش می یابد، فرآیندها سازده سازی می شوند، خدمات به مشتری بهبود می یابند و درآمدهای جدید ایجاد می شوند. سازمانهای بازاریابی مقصد در سطوح متفاوت به طور فرآیندی تجارت الکترونیک و اینترنت را انتخاب می نمایند زیرا که آنها می خواهند هزینه ها را کم، زمان پردازش را کوتاه و جریان اطلاعاتی را بهبود بخشند. به خاطر طبیعت به شدت اطلاعاتی فعالیتهای تجاری روزانه سازمانهای بازاریابی مقصد، استفاده از اینترنت، مخصوصا شبکه جهانی وب می تواند هزینه ها را به روشهای گوناگون برای سازمانهای بازاریابی مقصد ذخیره نماید. اولا، استفاده بالقوه وسیع از اینترنت هزینه ها را از طریق توزیع مقادیر زیادی از اطلاعات که به طور الکترونیکی امکان پذیر است، کاهش می دهد. به طور مثال، یک سازمان بازاریابی مقصد می تواند وب سایتش را به اطلاعات در مورد مقصد نظیر شرح محصول، قیمت گذاری، تقویم رخدادها و ... فراهم آورد. که در نتیجه، نیاز به توزیع اطلاعات به طور چاپ شده نظیر بروشورها، یا نیازهای پاسخگویی به تلفن نیست. ثانیا،از آنجا که قبلا از خطوط ارتباطاتی چاپی ،رادیو و یا رسانه تلویزیون برای ارسال پیامها استفاده می نمودند. در عصر اینترنت، سازمانهای بازاریابی مقصد تشخیص دادند که اینترنت می تواند به عنوان رسانه ارتباطاتی با هدف چند گانه به منظور تعامل با تنوع گسترده ذینفعان باشد. ثالثا، بیشتر هزینه های بازاریابی مقصد در ارتباط با کارمندانی است که تحت مدل سنتی عملکرد دستی سازمان بازاریابی مقصد را دارند. استفاده تکنولوژی نه تنها کارایی را بهبود می بخشد بلکه اثر بخشی فعالیتهای بازاریابی را نیز افزایش می دهد. رابعا، تکنولوژی دارای توان بالقوه کاهش هزینه های توزیع فروش مواد است. وب روشی در جهت توزیع مقادیر فراوانی از اطلاعات به طور ارزان . به روز رسانی اطلاعات به روش ساده تر می باشد. یک سازمان بازاریابی مقصد می تواند پول زیادی را در ادبیات چاپ شده بوسیله عرضه دادن این مواد بر اینترنت و ترغیب گردشگران به جستجوی اطلاعات بر وب سایتش ذخیره می سازد. محیط تکنولوژی سازمان: با اهمیت رو به رشد تکنولوژی اطلاعات در عملیات سازمانی و در ناحیه سازمانهای بازاریابی مقصد، این سازمانها مجبور به انطباق خود با تغییرات تکنولوژیکی برای پیشرفت هستند. به طور بهره ور، عصر اطلاعات مستلزم ترکیب صحیح ساختار و فرهنگ سازمان، تفکر خلاق، انعطاف پذیری و توانایی برای تغییر و انطباق سریع است. در سطح سازمانی، فاکتورهایی که انتخاب و بکارگیری کاربردهای تکنولوژی اطلاعات را تشویق یا تقبیه می نماید، زیاد است که این فاکتورها نیز مورد توجه محققان زیادی فرار گرفته است . مطالعه ونگ و فسن مایر در سال 2006 مشخص نمود که موفقیت استراتژی بازاریابی مبتنی بر وب مستلزم رویکردهای نوین سازمانی و محیط تکنولوژی سازمانی مطلوب است. به همین دلیل اجرای موفقیت آمیز استراتژی بازاریابی مبتنی بر وب نه تنها یک موضوع فنی است بلکه موضوع مدیریتی نیز است. آنها نتیجه گیری نمودند که ایجاد فرهنگ پشتیبان تکنولوژی سازمانی حیاتی است زیرا که این مساله مقاومت در مقابل تکنولوژی و اجرای نوآور را کاهش می دهد. استفاده شرکت از تکنولوژیهای مشخص و مطمئن به عنوان تلاشی برای دستیابی به مزیت رقابتی تشویق شده است. همچنین به منظور حفظ مزیت رقابتی از طریق تکنولوژی، همه شرکتها نیاز به ایجاد تکنولوژی به طور مساوی ندارند وجو تکنولوژی سازمانی بایستی نسبتا متفاوت باشد، زیرا که همه شرکتها با یافته های تکنولوژیکی مساوی و یا منابع و تخصصهای همسان شروع به فعالیت ننموده اند . جو تکنولوژی سازمانی به محیطهای سازمانی در جهت اجرای پروژه های مرتبط با تکنولوژی نظیر متخصصین تکنولوژیکی، مدیریت پیشتیبانی از پروژه های مرتبط با تکنولوژی، دسترسی به برنامه های آموزشی و دسترسی مالی برای نوآوریهای تکنولوژیکی برمی گردد. در زمینه CVB، درجه تخصص تکنولوژی ممکن است بوسیله تجربه گذشته با تکنولوژی اطلاعات و درصد آشنایی پرسنل با تکنولوژی منعکس شود. درجه های بالاتر از مهارت و دانش تکنولوژی اطلاعات، نیروی کار به طور کامل تغییرات تکنولوژیکی را می پذیرند و انطباق و یکپارچگی تکنولوژی به کار آنها آسانتر است و بنابراین مقاومت آنها در مقابل تکنولوژی کاهش می یابد. با داشتن پیچیدگی کمتر و لایه های کمتر ساختارهای سازمانی CVB ها، مدیران عالی در اکثر موارد نقش مهمی را در جهت فرآیند تصمیم گیری ایفا می نمایند. زیراکه برای یک CVB ، مدیر یا رهبر نه تنها سازمان را اداره می نماید بلکه جهتهای اعتقادی، چشم انداز و رویه های عملیاتی روزانه را نیز فراهم می آورد. بنابراین حمایت مدیریت و درگیری آن فاکتور حیاتی در جهت انتخاب و بکارگیری فرآیند تکنولوژیکی برای CVB ها می باشد. ویژگی مهم دیگر CVB ها این است که آنها معمولا در منابع شان مخصوصا منابع مالی اختصاص یافته به پروژه های تکنولوژیکی مشکل دارند و این به خاطر اندازه کوچک و ساختارشان است. که این مساله اثر زیادی بر انتخاب و بکارگیری تکنولوژی دارد. به طور مثال، بودجه های تکنولوژیکی اثر مثبتی بر رفتار انتخاب تکنولوژی دارد، و این اثر برای CVB ها بیشتر است. کاربرد: یافته های طراحی عملیات وب سایت CVB ها نشان می دهد که این سازمانهای بازاریابی مقصد هنوز در مرحله ابتدایی استفاده تکنولوژی هستند. ارزیابی میزان استفاده نشان می دهد که پر استفاده ترین کارکرد متمرکز بر سطح اطلاعاتی و بعد از آن در سطح ارتباطاتی است.کارکرد های سطوح مبادلاتی و رابطه ای به طورگسترده مورد استفاده قرار نگرفته اند. در واقع توانمندی سازمان بازاریابی مقصد به منظور مزیت بردن از طبیعت تعاملی تکنولوژی اینترنتی برای مدیریت عملیات پیشرفته و فرایند های تجاری مورد استفاده قرار نگرفته است. این مساله آشکار می سازد که اکثر CVB ها به طور ساده از وب به عنوان بروشور آنلاین به منظور توزیع اطلاعات ابتدایی و نه به منظور فراهم آوردن عملیات تجاری در سطح عالی استفاده می نمایند. آشکار شد که هم استراتژی های اینترنتی نظیر موتورهای جستجو و ایمیل و هم استراتژیهای سنتی نظیر مواد چاپی، و تبلیغات رادیویی و تلویزیونی دارای اهمیت یکسان در جهت ترفیع وب سایت هستند این مساله بر این دلالت می نماید که CVB ها بایستی ترکیب مناسبی از کانالهای ترفیعی که برای آنها کار می کند استفاده نمایند. این ترکیب استراتژیکی استراتژی و تاکتیکها میان کانالهای چند گانه شاخصی از ارتباطات بازاریابی یکپارچه بدون توجه به محصول یا خدمت می باشد. در ارزیابی عملکرد وب سایت، مرحله ابتدایی مهم ، ارزیابی موقعیت سازمانهای بازاریابی مقصد در ارتباط با تجارت با مشتریانشان است. نتایج نشان می دهد که سازمانهای بازاریابی مقصد از ارزیابی های چند گانه برای ارزیابی عملکرد وب سایتهایشان استفاده می نمایند. این ارزیابی ها به طبقات تعداد محور، کلیک محور، پایگاه داده ای محور و تجزیه و تحلیل های هزینه _ فایده نظیر ROI، تقسیم بندی می شوند. نتایج بدست آمده به این نتیجه می رسند که سازمانهای بازاریابی مقصد گرایش به استفاده از ارزیابی هایی دارند که برای استفاده آسان هستند و به اثر بخشی آنها توجهی نمی شود. زیرا که پر استفاده ترین ارزیابها، ارزیابیهای مبتنی بر تعداد هستند. در حالیکه ROI یک ارزیابی نسبتا مهم می باشد ولی نرخ استفاده آن به دلیل پیچیدگی کاربردش در جهان تجارت کمتر است زیرا که چند متغیره می باشد. توجه آتی سازمانهای بازاریابی مقصد بایستی جذب ارزیابیهای اثربخش تر باشد تا شمارش ارقام. این مطالعه همچنین نشان داد که به طور اقتصادی، وب سایتهای CVB دارای اثر بر هزینه های چاپی و حجم تلفن ها هستند. اگرچه نزدیک به نیمی از CVB ها ادعا نمودند که هزینه های چاپی آنها مشابه قبل است ولی تعداد بیشتر آنها گزارش دادند که هزینه های چاپی کاهش یافته اند که این نشان می دهد که وب سایتهای آنها به طور واقعی با نیازهای اطلاعاتی بازدید کنندگان سازگار است. با این وجود، نتایج ناشی از اثر حجم تلفن ها نیز نیازمند تفسیر دقیق است. تعداد CVB هایی که گزارش دادند که حجم تلفنها کاهش یافته تقریبا برابر تعداد CVB هایی است که گزارش دادند که حجم تلفنها افزایش یافته است. بنابراین، ما در اینجا نمی توانیم قضاوت نماییم که به طور اقتصادی براساس این نتایج اثر خوب یا بدی داشته است. ممکن است که وب سایت علایق و سوالات و درخواستهای بیشتری برای مقصد ایجاد نماید که این سوالات برای اینکه قابل فهم شوند نیاز به تماسهای تلفنی باشد. توسعه یک سیستم بازاریابی موفق مستلزم رویکردهای سازمانی نوآور و جو تکنولوژیکی سازمانی پشتیبان می باشد. نظیر بیشتر شرکتهای کوچک و متوسط DMO ها معمولا از نظر قابلیتهای تکنولوژیکی و دسترسی مالی محدود می شوند که به این دلیل نیازمند ابتکار تکنولوژیکی هستند. نگاهی به جو تکنولوژیکی CVB ها برخی موقعیتها را به ما نشان می دهد. اگر چه تیم مدیریت حمایت نسبتا بالایی از انتخاب تکنولوژی اطلاعات (IT) را نشان می دهد ولی آنها در درگیری مستقیم عملیات تکنولوژی اطلاعات و دانش اینترنتی به طور متوسط عمل می نمایند. به عنوان تصمیم گیرندگان اصلی استراتژیهای بازاریابی مبتنی بر وب برای مقصد، سطح متوسط حمایت، درگیری و دانش تکنولوژی وب ممکن است مانعی برای اجرای اثربخش بازاریابی تحت بر وب باشد. علاوه بر این، کارکنان، کسانی که در خطوط اولیه فعالیتهای روزانه بازاریابی مبتنی بر وب را اجرا می نمایند نیز سطح متوسط دانش و مهارت اینترنتی را دارا هستند. همچنین این کارکنان نمی توانند تخصص IT شان را در سازمانشان بهبود دهند زیرا که DMO ها به ندرت برنامه های آموزشی برای کارکنان فراهم می آورند. DMO ها نیازمند کار در جهت تغییر جو سازمانی موجود در سطح متفاوت به منظور اجرای موفق سیستمهای بازاریابی مقصد هستند. اگرچه مطالعه نتایج راهنماییها و بینشهایی در کمک به فرموله کردن استراتژی اثربخش برای CVB ها در جهت اجرا و مدیریت سیستمهای بازاریابی مقصد فراهم می آورد، ولی با این وجود آنها با چالشهای زیادی در اجرا مواجه هستند. این چالشها ممکن است ناشی از منابع گوناگون باشد. - اولین آنها ممکن است مربوط به ماهیت وظایف ادارات نظیر پیچیدگی روابط میان اداره، و اجزای تشکیل دهنده آن باشد. سازمانهای بازاریابی مقاصد درون محیط تکنولوژیکی در حال تغییر و پویا فعالیت می نمایند و به عنوان دلال و رابط اطلاعاتی میان صنعت گردشگری و بازدید کنندگان عمل می نمایند. - چالش دوم، که آنها با آن مواجه هستند در ارتباط با دسترسی منابع است.به طور مثال در ارتباط با CVB ها که معمولا سازمانهای کوچک، خصوصی و غیرانتفاعی هستند، اکثریت آنها سازمانهای مستقل هستند اگرچه برخی هنوز به عنوان دپارتمانها با ساختار دولتی با بخشهای اتاق های بازرگانی باقی مانده اند. از لحاظ تئوریکی، ادارات می توانند سرمایه شان را از طریق منابع عمومی، مالیات اتاق هتل، و دیگر منابع درآمدی نظیر حق عضویت، کمک مالی و درآمدهای تبلیغاتی و انتشار برنامه ها، اما همه ادارات سرمایه عمومی کافی برای تلاشهای بازاریابی اینترنتی یا داشتن توانایی تولید درآمدهایشان را ندارند. - چالش سوم ممکن است از ناحیه افرادی که توسط سازمانهای بازاریابی مقاصد هدایت می شوند باشد. در زیر چتر DMO ها، CVB ها بایستی با عناصر تشکیل دهنده به منظور حفظ اثر بازاریابی مطلوب هماهنگی داشته باشد. برای موفق بودن، CVB ها نیازمند جستجو و کسب پرسنل با کیفیت یعنی کسانی که نه تنها تکنولوژی را درک نمایند بلکه بایستی مهارتهای رهبری مورد نیاز برای گردآوری منابع متفاوت با هم را داشته باشند، هستند. منبع : بررسی عناصر کلیدی موفقیت بازاریابی مقصد تحت وب تیم مشاوران مدیریت ایران : مطالب این سایت شامل حمایت از حق مؤلف و مترجم است و هرگونه کپی برداری بدون ذکر منبع پیگرد قانونی دارد.
  9. نوشته شده توسط دکترسیدرضاآقاسیدحسینی تیم مشاوران مدیریت ایران: فلش ماب Flash Mob (ترجمه فارسی: ازدحام ناگهانی) فعالیتی که در آن گروهی از افراد(Mobbers) به‌صورت ناگهانی با هماهنگی قبلی از طریق ایمیل یا شبکه‌های اجتماعی در یک مکان عمومی و پرتردد دست به اقدامی مشابه و غیرمعمول بزنند. هدف اصلی فلش ماب : این نوع فعالیت‌ها در جهت ایجاد سرگرمی، طنز، هنر و یا پررنگ نمودن مضامین اجتماعی است و افراد شرکت‌کننده بعد از پایان آن فوراً متفرق می‌شوند. هدف "فلش ماب" غیرسیاسی است و در اکثر موارد صرفاً باهدف سرگرمی صورت می‌گیرد( البته باید با احترام به قوانین و رعایت اصول فرهنگی آن جامعه صورت پذیرد). فلش ماب بیشتر از آنکه توانسته باشد در حوزه بازاریابی خود را معرفی نماید، در حوزه هنر و ایجاد تجربه اجتماعی موفق بوده است. فلش ماب در حوزه تجاری زیرمجموعه بازاریابی چریکی محسوب می‌گردد، پس ابزاری مناسب برای شرکت‌های کوچک با بودجه بازاریابی ناچیز است. بازاریابی از طریق فلش ماب را Flash Mob Marketing مینامند. اما امروزه توسط شرکت‌های بزرگی نظیر Apple, Redull, Cocacola,T-Mobile در سراسر دنیا سازمان‌دهی شده و به‌صورت یک واقعه Event برگزار می‌شود. شرکت‌های بزرگ برای برپایی فلش ماب خود معمولاً مراکز خرید، سالن‌های انتظار قطار، میدان اصلی شهر، خیابان‌های پرتردد و کم‌عرض را انتخاب می‌نماید. البته کار به همین‌جا نیز ختم نمی‌شود. در بسیاری از سایت‌ها، کل این ماجرا را در چند پارگراف توضیح داده‌اند که البته برای یک شرکت کوچک یا یک تیم دانشجویی این مطلب صدق می‌نماید، اما در خصوص برندهای بزرگ، باید از تجربه شخصی خود بگویم که این‌گونه عمل نمی‌شود. زیرا مقدمات برگزاری آن در کشورهای مختلف از 2 هفته تا 2 ماه زمان می‌برد. که شامل : ارائه طرح دریافت بودجه اجرایی طرح هماهنگی‌های قانونی با محل برگزاری (شهرداری،...) دریافت مجوز فیلم‌برداری (بک‌گراند پریمیشن) در صورت نیاز جمع‌آوری تیم و ایجاد هماهنگی فیلم‌برداری، صدابرداری حرفه‌ای (حداقل با 6 دوربین) و برخی موارد دیگر که همگی حاکی از این است که یک فلش ماب حرفه‌ای اما در ظاهر ساده که ممکن است در 3 تا 6 دقیقه نیز به اتمام برسد، نیاز به اقدامات فراوانی دارد. اما برخی فلش ماب های اجتماعی و نه تجاری، به‌صورت یک‌رویه برای یک مدت‌زمان طولانی‌تر اتفاق بکار گرفته می‌شود. مثلاً طرفداران محیط‌زیست، از این پدیده برای گسترش آگاهی مردم نسبت به استفاده بی‌رویه از پلاستیک بهره بردند، مانند گروهی در فرانسه که باهم قرار گذاشته بودند تا همگی به احترام کسی که زباله‌ای از زمین برداشته و به سطل آشغال می‌اندازد، بلند شده و او را تشویق نمایند. در ایران، یک نمونه فلش ماب به کمک شبکه اجتماعی و در حمایت از کودکان کار صورت پذیرفت، که در آن افراد (با حضور چند تن از بازیگران سرشناس سینما) با پاک کردن شیشه اتومبیل‌ها توانستند آگاهی را نسبت به این معضل اجتماعی بالا ببرند. مثلاً تعدادی از افرادی در حمایت از حقوق پرندگان در پارک مرکزی نیویورک جمع شدند و برای 20 ثانیه صدای پرندگان را تقلید نمودند. روش برنامه‌ریزی و اجرای فلش ماب Flash Mob 1- هدف‌گذاری : هدف از برگزاری انجام آن را تعیین نمایید. هدف فلش ماب هرگز سیاسی نیست و نباید به‌منظور ایجاد مزاحمت یا تخریب و عبور از خط قرمزهای قانونی و فرهنگی یک جامعه باشد. 2- روش اجرا را تعیین نمایید. چه نوع فعالیتی صورت پذیرد تا موجب جلب نظر دیگران گردد. ( حرکات آکروباتیک، موسیقی، ...) چه کسانی در اجرای آن موفق هستند. با چه افرادی باید همکاری نمود. چگونه باید افراد شایسته به حضور به این فعالیت را دعوت نمود. چگونه آن افراد را باهم هماهنگ نمود. 3- فلش ماب های مشابه ای که توسط سایرین انجام‌شده است را ارزیابی نمایید. 4- فلش ماب خود را سازمان‌دهی نمایید. برنامه فلش ماب را به اقوام، دوستان و همکاران از طریق کانال‌های در دسترس، اطلاع داده و از آن‌ها بخواهید در این مسیر شمارا یاری نمایند. یک مکان مشخص را بررسی و تعیین نمایید. حتماً در خصوص مکان مدنظر و محدودیت‌های پیرامونی آن، اطلاعات کافی را از مقامات مسئول و قانونی کسب نمایید. حتماً چک کنید که برنامه شما با برنامه یک گروه دیگر تداخل زمانی و مکانی نداشته باشد.( وب‌سایتی‌هایی برای کسب اطلاعات در این مورد وجود دارد که البته شامل ایران نیست). معمولاً افراد ناظر بعد از خروج از شوک اولیه مواجه با فلش ماب، به تعصی از افراد اجراکننده؛ با آنان همراه می‌شوند. پس افراد تیم باید از مشارکت سایرین استقبال نموده و یا آنان را به مشارکت غیراجباری و همزمان دعوت نمایند. 5- اگر نیاز به مشورت با یک فرد حرفه‌ای بود، حتماً از نظرات آن بهره گیرید. 6- برنامه خود را کاملاً شفاف به اعضای تیم در میان بگذارید. موفقیت فلش ماب در هماهنگی مناسب اعضای تیم است. دقیقاً مشخص نمایید :چه کسی، چه‌کاری را چه موقع، انجام دهد. 7- در خصوص نحوه پوشش افراد برنامه‌ریزی داشته باشید. 8- از فلش ماب خود فیلم‌برداری خوبی انجام دهید ( تهیه یک فیلم مستند و باکیفیت، نتیجه سرمایه‌گذاری شماست). 9- اجرای فلش ماب. 10- پس از اتمام سریع بروید. انگار که اصلاً اتفاقی نیفتاده است. (زیرا معمولاً تیم‌ها بعد از اجرا بدون برنامه هستند و تصویر ذهنی مخاطب را با برخوردهای نامناسب با دیگران، خراب می‌نمایند) 11- فیلم‌های خود را منتشر نمایید. 4 نمونه از فلش ماب های حرفه‌ای Professional Flash Mob: برگزاری یک فلش ماب در Apple Store. . جنگ متکا در سانفرانسیسکو. . - یکی از شرکت‌های بسیار معتبر که تاکنون بیش از 100فلش ماب برگزار نموده، One Degree Events است که مشاور چندین شرکت بزرگ بین‌المللی در سراسر جهان است. - اگر در ایران حضور دارید، اگر قصد برگزاری هر نوع فلش ماب را برای شرکت خود دارید. پیش از هر کاری ابتدا الزامات قانونی آن را از نیروی انتظامی استعلام بگیرید. منبع : فلش ماب Flash Mob چیست؟ تیم مشاوران مدیریت ایران : مطالب این سایت شامل حمایت از حق مؤلف و مترجم است و هرگونه کپی برداری بدون درج لینک منبع پیگرد قانونی دارد.
  10. نوآوری و تاثیر آن در انتخاب و وفاداری بر برند امروزه رقابت میان شرکتها برای جلب مشتریان به صورت دائمی بسیار شدید بوده و بدست آوردن خرید دائمی یا چندین ساله ی یک مشتری برای یک شرکت مستلزم هزینه های ترویجی فروش فراوانی است به طوریکه امروزه شرکتها برای وابسته کردن مشتریان در هنگام خرید مستقیم ناچار به تخفیفات فراوانی بوده، و برای آگاهی مشتریان از وجود محصولات خود در فضای پر از تبلیغات امروزی ناچار به صرف هزینه های فراون هستند... حمید عبدالعظیمی چکیده: امروزه رقابت میان شرکتها برای جلب مشتریان به صورت دائمی بسیار شدید بوده و بدست آوردن خرید دائمی یا چندین ساله ی یک مشتری برای یک شرکت مستلزم هزینه های ترویجی فروش فراوانی است به طوریکه امروزه شرکتها برای وابسته کردن مشتریان در هنگام خرید مستقیم ناچار به تخفیفات فراوانی بوده، و برای آگاهی مشتریان از وجود محصولات خود در فضای پر از تبلیغات امروزی ناچار به صرف هزینه های فراون هستند مانند تبلیغات درتلویزیون ،مجلات ،فضای وب، تابلوهای نمایشی در مراکز پر ازدحام و .... و هزینه های فراوان مصاحبه با رسانه ها را متقبل می شوند، برای انگیزه دادن به فروشندگان محصولات خود ناچار به دادن انواع تخفیقات (نقدی ، تعدادی و ...) هستند وبرای افزایش خرید مشتریان ناچار به صرف هزینه هایی جهت تفریحات و خدمات بیشتر برای مشتریان خود می باشند. در این تحقیق سعی شده ارتباط نوآوری و تاثیر آن در انتخاب و وفاداری بر برند بیشتر بررسی شود. مقدمه: در بازاریابی پیچیده و رقابتی فعلی، کسب شهرت و اعتبار بسیار دشوار و از دست دادن آن بسیار آسان است. شرکتهای درون‌گرا، نسبت به تحولات سریع بازار، رقبا، نظام توزیع، رسانه‌های جمعی و فناوریهای جدید، علائق و سلیقه‌های مشتریان و انتظارات آنها از محصولات شرکت بینش و آگاهی لازم را بدست نمی‌آورند و از تحولات موجود در جهت رسیدن به اهداف خود استفاده نمی‌کنند. از طرف دیگر شرکتهای برون‌گرا، شرکتهایی هستند که در پی تأمین رضایت مشتریان هستند. رسالت واقعی واحدهای بازاریابی آنها درک نیازها و خواسته‌های مشتریان و ارائه راهکارهایی برای تولید محصولاتی متناسب با آن نیازها و خواسته‌هاست. شرکتهای برون‌گرا شرکتهایی هستند که صرفاً به دنبال فروش نیستند، بلکه به دنبال رضایت بلندمدت مشتریان از طریق ارائه محصولاتی با کیفیت برتر همراه با نیل به اهداف بلندمدت و حیات مستمر خودشان هستند . بازاریابی یک وظیفه مدیریتی است. بازاریابی بر رسیدن به اهداف مشتریان در کنار رسیدن به اهداف سازمان تأکید دارد. بازاریابی با درک نیازهای مشتریان، توسعه محصولات و خدمات برای رفع این نیازها، قیمت گذاری کارای محصولات و خدمات، اطلاع‌رسانی به مشتریان در مورد قابلیت دسترسی به این محصولات و خدمات، ‌تحویل کارا و اطمینان از رضایت‌مندی در طول و بعد از فرآیند مبادله همراه است. بنابراین بازاریابی باید یک جزء ضروری در شرکتها باشد. اما بسیاری از شرکتها تفسیر بدی از بازاریابی دارند. بعضی‌ها بازاریابی را تقلب، اسراف‌‌گر، مزاحم و غیر حرفه‌ای می‌دانند. بعضی‌ها نیز آن را معادل با تبلیغات و فروش می‌دانند. اما در سالهای اخیر بازاریابی از تصویر قدیمی‌اش جدا شده و امروزه به‌طور فزاینده‌ای به‌ یکی از مهم‌ترین وظایف در کسب اهداف سودآوری سازمانها تبدیل شده است. به‌طور سنتی، تولید و فروش دو وظیفه مهم هر کسب‌وکاری هستند. گرایش بعدی این بود که کارآفرینان معتقد شدند کیفیت محصولات یا خدمات تنها عاملی است که فروش آنها را تعیین می‌کند. اما این نیز چندان طول نکشید. چرا که در بازار رقابتی امروزی درست نیست. تولید، ‌فروش و بازاریابی باید در کنار هم کار کنند تا منجر به بهترین نتایج شوند. بازاریابی، ‌فرآیند پاسخ‌گو برای شناسایی‌، پیش‌بینی و برآورده ساختن سودآور نیازهای مشتریان است. با این شیوه سازمان قادر خواهد بود محصولات یا خدمات خود را مطابق با نیازهای مشتریان قرار دهد و نه اینکه چیزی را تولید کند و انتظار رسیدن مشتریان را داشته باشد . محصول (کالا و خدمت) باید مطابق با مزایای مورد انتظار مشتری باشد. قیمت باید متناسب با تواناییهای خریدار باشد. این محصول باید در دسترس مشتری قرار گیرد تا در خرید آن دچار مشکل نشود و در نهایت ترفیعات لازم نیز انجام گیرد تا مصرف‌کنندگان بالقوه از وجود چنین محصولی باخبرشوند. برای بررسی بیشتر تاثیر نوآوری بر وفاداری برند به تشریح هر دو مبحث می پردازیم نوآوری: نوآوری را به صورت كارها و ایده های نو و راههای جدید رفتاركردن و تعامل با پدیده ها تعریف می كنند. چیزی كه برای فرد یا گروهی نو به نظر می رسد ممكن است برای فرد یا گروه دیگر قدیمی و كهنه باشد. نوآوری در ایده ها و شیوه های كسب و كار نیز وجود دارد.نوآوری متضمن روشهای جدید تفكر و رفتار است. بازاریابان از طریق معرفی كالاها و خدمات جدید به دنبال افزایش فروش و سهم بازار هستند. اما 90% محصولات جدید در بازار شكست می خورند. و نوآوری اساساً برای سازمان ها گران تمام می شود. و برای مشتریان هم گیج كننده و مخرب است. لذا پیداكردن راههایی برای مدیریت نوآوری از موضوعات حیاتی است كه همه سازمانها باید به آن بپردازند. انواع نوآوری الف- نوآوری مستمر : نوآوری هایی هستند كه كمترین تغییرات را در رفتار مصرف كننده ایجاد می كنند. در این حالت،‌ نوآوری های تكنولوژیكی،‌ تكنولوژی قدیمی را احیاء‌ می كنند. موج ها ، مدها و روندها مثال هایی از نوآوری مستمر هستند. مد، تركیب خاصی از ویژگی های دلخواه است. موج ،مدهای كوتاه مدتی است كه توسط تعداد كمی از مردم و در خرده فرهنگ ها رواج می یابد.موج ها به سرعت انتشار می یابند و به سرعت نیز از بین می روند. روندها یا سبك ها: پایدارترین نوآوری ها هستند و ممكن است نمایانگر یك عصر یا دوره باشند. به عنوان مثال: عصر ویكتوریایی (سنتی) كه از اواسط قرن نوزدهم در بریتانیای كبیر نشأت گرفت روندهای خاصی را در معماری، لباس و طراحی داخلی ایجاد كرد. بازاریابان باید دقت كنند كه سرمایه‌گذاری‌هایشان را بیشتر روی روندها انجام دهند تا موج ها. ب- نوآوری مستمر پویا : این نوع نوآوری بیانگر تغییرات عمده در رفتارهایی است كه برای فرد مهم نیستند. همچنین بیانگر تغییرات جزئی در رفتارهایی است كه برای مصرف كننده خیلی مهم هستند.به عنوان مثال تلفن های همراه دارای امكان اتصال به اینترنت، جراحی های لیزر. ج- نوآوری گسسته: شامل تغییرات عمده در رفتارهایی كه برای فرد یا گروه مهم هستند. سرمایه داری بازآزاد در اقتصادهای درحال گذار یك نوآوری گسسته محسوب می شود. ثمرة انقلاب سبز در كشورهای درحال توسعه آسیایی، كودهای شیمیایی و حشره كش های جدید و فنون نوین كشاورزی بود.. مایكروویو مثال بسیار خوبی در مورد نوآوری های گسسته است. مایكروویو در دهه 1960 دردسترس مصرف كنندگان قرارگرفت اما تا سال 1980 تنها 15 درصد از خانه داران در آمریكای شمالی آن را خریداری كرده بودند. ازدهة 1980 به بعد كه زنان وارد نیروی كار شدند و محدودیت های زمانی برایشان به وجود آمد 80% خانم های خانه دار آن را خریداری كردند( Davies Antony,2005) و اثرات فرهنگی عظیمی را به دنبال داشت: اولاً: حساسیت آمریكایی ها نسبت به زمان،‌ تغییر كرد. وقتی را كه حاضر بودند صرف غذا پختن كنند از یك ساعت به 10 دقیقه كاهش پیدا كرد. ثانیاً: تقسیم كار در خانه متحول شد. خصوصیات نوآوری اثرگذار بر پذیرش: رمز موفقیت بازاریابان در ارائه نوآوری ها این است كه: «منافع مرتبط با استفاده از محصول جدید و رفتار جدید را بهینه و ریسك ها و مضرات آنها را حداقل كنند». - خصوصیات محصول:‌ طبق تحقیقات، این عامل بیشتر از خصوصیات فردی مصرف كننده در پیش بینی پذیرش مؤثر است. - مزیت پیشروبودن : مانند جیب و لندروور كه به عنوان اتومبیل های اسپرت جا افتاده اند. پیشروها معمولاً سهم بازار و بازده سرمایه گذاری بالایی دارند و رهبر بازار هستند. - مزیت مرتبط بودن : اینكه محصول چه مزایای واضحی برای بازار هدف دارد. درواقع بیانگر مزایای كاركردی محصولات است. نكته مهم دیگر در مزیت مرتبط بودن نمادگرایی است. سازگاری : میزان سازگاری نوآوری با نیازها، انگیزه ها، ارزشها، باورها و رفتارهای فعلی فرد. ناسازگاری ممكن است در سازمان اتفاق بیفتد به عنوان مثال اقداماتی جهت بهبود كیفیت یا رضایت مشتری كه نیازمند كارتیمی بین بخشی است با ساختار سلسله مراتبی و ازبالا به پایین ناسازگاری پیدا می كند. - قابلیت آزمایش: برای موفقیت در انتشار نوآوری ها باید فرصت آزمایش كردن را به مصرف كننده بدهیم. بدون اینكه برای او از نظر منابع مهمی اعم از: مالی، موقعیتی، زمانی و اطلاعاتی ریسكی داشته باشد. یا شرایطی را فراهم كنیم كه ریسك او كاهش یابد. مثلاً دولت ژاپن برای خریداران اتومبیل های برقی معافیت مالیاتی قرارداد.
  11. بازاریابی و مشتری مداری در بازارهای صنعتی بازاریابی و مشتری مداری در بازار صنعتي هدف از خريد، تقويت خطوط توليد ولي در بازار مصرفي هدف، برآورده کردن نيازهاي شخصي مشتريان است. ب) تعيين عناصر رضايت: هر عنصر رضايت در فرايند و چرخه خريد، با آن مرحله (سيکل) خاصي از چرخه خريد هماهنگ و مرتبط مي‌شود که بر قضاوت و رضايت نهايي اثر شديد تر و زيادتري دارند. در واحد خريد در عين اهميت تمامي نقشها، آن دسته نقشهايي از مشتريان که بيشتر تحت تاثير يکي از اين عناصر رضايت قرار داشته باشند، مورد توجه قرار مي‌گيرند : الف) رضايت اطلاعاتي: رضايت ناشي از اطلاعاتي است که توسط عرضه کننده براي انتخاب محصول به خريدار ارائه مي‌شود و هميشه مربوط به واحد تبليغات و واحد فروش عرضه کننده است. اين اطلاعات مي‌تواند روي انتظارات قبل از خريد تاثير بگذارد و همين‌طور در ارزيابي عملکرد پس از خريد براي نقشهايي که اطلاعات، اولين بازده و نتايج کار آنها را تعيين مي‌کند، مهم باشد. نقشهايي که تحت تاثير اين عنصر رضايت قرار دارند عبارتند از : تصميم‌گيرندگان، دروازه‌بان‌ها و نفوذگذارها. ب) رضايت عملکردي (کلي): اين نوع رضايت، به عنوان يک متغير کليدي در رابطه، توسط ويلسون (1995) مطرح شد و مقياس و درجه‌اي است که مشخص مي‌کند در چارچوب تجاري بين طرفين، انتظارات عملکرد تجاري در ذهن يکي از شرکاي تبادل تجاري تا چه حد برآورده شده است. اين رضايت معني جامعي از عملکرد بعد از خريد، که عملکرد کلي سازمان عرضه کننده طبق آن منعکس مي‌شود، را ارائه مي‌دهد. نقشهايي که تحت تاثير اين عنصر رضايت قرار دارند، عبارتند از : تصميم‌گيرندگان و خريداران. ج ) رضايت از خصوصيات محصول: قضاوتي ذهني در مورد رضايت است که از نظارت بر عملکرد و ويژگيهاي محصولات و خدمات يک عرضه کننده به دست مي‌آيد. اين شاخص در تعريف و شناخت حوزه‌هاي مسئله ساز مرتبط با محصولات و خدمات بسيار اهميت دارد. کاربران در واحد تصميم گيري از اين عنصر رضايت زياد تاثير مي‌پذيرند. د) رضايت شخصي: منعکس کننده تعاريف سنتي و معمول از رضايت است که به قضاوتهاي روان شناسانه اعضاي نقاط تماس در سازمان مشتري مربوط مي‌شود و ناشي از مطلوبيت در محيط برقراري ارتباط با يک عرضه کننده است. تمامي نقشها تحت تاثير اين عنصر رضايت قرار دارند (Jeanne Rossomme ، 2003، 186).
  12. رابطه آميخته (آمیزه) بازاريابی و رفتار مصرف‌‌كننده بر اساس تعریف کاتلر (۲۰۰۰) برندها اساساً تعهد فروشنده در به انجام رساندن مجموعه خاصی از مزایا، ویژگی‌ها و خدمات به خریداران است که سمبل پیچیده‌ای است و معانی مختلفی را در برمی‌‌گیرد. به طور خلاصه، معانی خاصی که برند به مصرف کننده می‌دهد، باعث می‌گردد ادراکات و تجارب او از محصول تغییر کند. به این سبب است که بسته به هویت یا ویژگی‌هایی که به برند منتسب می‌شود، به صورت‌هایی مختلف از سوی افراد یا سازمان‌‌ها ارزیابی می‌شود. فایده کلی که مصرف کننده با استفاده و مصرف برندی خاص دریافت می‌کند، مزیت‌های کارکردی و نمادین است که در ادبیات تجربی و تئوریکی بر این دو نوع مطلوبیت، تاکید شده است. فورنیر (۱۹۹۸)،یک چارچوب ادراکی در حیطه روابط مصرف کننده و برند پیشنهاد کرده و بیان می کند که مصرف کنندگان، انواع مختلفی از روابط با برندها را بر طبق علایق و شرایط زندگی خود ایجاد می کنند. او با اقتباص از ادبیات روانشناسی و بازاریابی، نشان می دهد که نظریه ارتباط را می توان در زمینه رفتار مصرف کننده نیز بکار برد. او معتقد است که برندها می توانند شرکای فعالی برای رابطه باشند، زیرا آنها معمولاً توسط تبلیغ کنندگان و مصرف کنندگان انسان نمایی و جاندار پنداری شده اند. فورنیر همچنین توضیح می دهد که همچون روابط بین افراد، روابط میان مصرف کننده و برند نیز می توانند مفاهیمی برای مصرف کنندگان ایجاد کنند، زیرا این روابط در درون سطح تجربیات عادی ای قرار دارد که در برگیرنده اصلی ترین مفاهیم برای زندگی می باشند. به طور مثال، او پیشنهاد می کند که مصرف کنندگان می توانند از برندها برای بیان استقلال خود، ایجاد هویت شان و یا داشتن احساس خوب نسبت به خودشان استفاده کنند. فورنیر (۱۹۹۸) با استفاده از شباهت های رابطه میان اشخاص، پانزده شکل رابطه میان مصرف کننده و برند را تعریف می کند: ازدواجهایی که با خواستگاری انجام میشود، دوستی های تصادفی، ازدواجهای سهل، شراکت های متعهدانه، بهترین دوستی ها، دوستی های تقسیم شده، خویشاوندی ها، روابط مبتنی بر اجتناب، روابط کودکی، معاشقه ها، وابستگی ها، چالش ها ، خصومت ها، امور محرمانه و بردگی ها. او همچنین یک سازه کیفی شش وجهی برای رابطه برند پیشنهاد می کند که شامل عشق/ اشتیاق، ارتباط با خود، وابستگی متقابل، تعهد، صمیمیت و کیفیت شریک برند می باشد (Fournier, 1998, 366). نظریه رابطه مصرف کننده با برند به مفهوم اصلاح شده تری از شخصیت برند اشاره دارد، زیرا حاوی این مطلب است که شخصیت برند در طول زمان، بر طبق تغییرات دوجانبه ای که میان برند (از طریق اقدامات فروشندگان) و مصرف کننده روی می دهد، متحول می شود. همچنین فورنیر (۱۹۹۸)، پژوهشگران را ترغیب می کند تا این پدیده را بیشتر بررسی نمایند و همچنین پیشنهاد می کند که پذیرش یک دیدگاه رابطه مدار از رفتارهای مصرف کننده می تواند بینش های جدیدی را در چندین قلمرو بازاریابی شامل وفاداری به برند، دلبستگی مصرف کننده، اعتماد مصرف کننده و مدیریت برند عرضه کند. شخصیت برند و روابط میان مصرف کننده و برند بر اساس چارچوب های نظری در باب شخصیت برند که توسط آکر (۱۹۹۷) و روابط مصرف کننده و برند که توسط فورنیر (۱۹۹۸) ارائه شدند و نیز بر اساس این فرضیه ی رابینز(۲۰۰۰) که روابط تحت تأثیر شخصیت های شرکای درگیر قرار دارند؛ آکر، فورنیر و براسل، (۲۰۰۴) تأثیر دو بعد از شخصیت برند را بر تکامل تدریجی روابط مصرف کننده و برند مورد بررسی قرار می دهند. آنها نشان می دهند که روابط با برندهای صادق در خلال زمان تقویت می شود (مشابه دوستی های نزدیک)، زیرا ویژگیهای خانواده مداری، سلامت و رفاقت که مشخص کننده شخصیت های صادق و بی ریا می باشند، بطور مثبتی با استحکام و رشد رابطه در ارتباطند. برعکس، آنها نشان می دهند که روابط با برندهای محرک به طول نمی انجامد، زیرا ویژگیهای جوانی، شور و شوق و استقلال که مشخص کننده شخصیت های هیجان آور می باشند، از یک طرف جذاب و قابل توجه بوده، اما از طرف دیگر بطور منفی با استحکام رابطه در ارتباطند. نویسندگان همچنین اثبات می کنند که تخلف برای روابط با برندهای صادق زیان آور بوده، اما برای روابط با برندهای محرک، مثبت می باشد. یافته های آکر، فورنیر و براسل (۲۰۰۴) حاکی از آن است که ابعاد متمایز شخصیت برند، از آثار متفاوتی بر روابط مصرف کننده و برند برخوردارند. اثبات می شود که این آثار، هم مستقیم و هم غیر مستقیم اند: ابعاد شخصیتی (بطور مستقیم) رفتارهای به نمایش درآمده در روابط را، تحت تأثیر قرار داده و (بطور غیر مستقیم) منجر به استنباط خصوصیت شریک می شوند.
  13. تاثیر تبلیغات بر بازار فروش امروزه توليد و ارائه كالا به تنهايي كافي نيست زيرا فعاليتهاي در حال توسعه تغيير كرده است و در يك محيط رقابتي بايستي مشتريان را جذب نمود. تبليغ بخشي از بازاريابي موفقيت آميز به حساب مي آيد و شركتهاي موفق به ويژه در امر صادرات، به موازات ارتقاي كيفي محصولات خود به دنبال طراحي و به كارگيري سيستمهاي بازاريابي پويا و مؤثر مي باشند. تبليغ به شما كمك مي كند تا مشتريان كنوني را نسبت به خود وفادار ساخته يا بازارهاي جديدي را براي خود برگزينيد. يكي از جنبه هايي كه به كمك آنها ديدگاه مشتريان نسبت به شركت شما شكل مي گيرد شيوه هاي تبليغاتي شماست. براي انجام تبليغات، ابزارها و شيوه هاي مختلفي وجود دارد كه در مطالعه حاضر مورد بررسي قرار گرفته و مزايا، معايب و راهكارهاي اجرايي صحيح آنها ارائه گرديده است. رسانه هاي تبليغي نيز همچون ساير علوم به سرعت در حال تغيير و تحول هستند. در مرحله معرفي كالا، آگهي هاي تجاري (به ويژه رسانه هاي ارتباطي انبوه مانند اينترنت) و روابط عمومي براي ايجاد آگاهي و علاقمند كردن مشتري بسيار مناسب اند زيرا اينترنت شناسايي مشتريان را با جمع آوري و تجزيه و تحليل ويژگيهاي آنها آسان مي كند. در حال حاضر انتخاب هر كدام از راهبردها مي تواند موفقيت آميز باشد به شرط آنكه به صورت مؤثر به كار گرفته شود. در هر صورت نمونه مؤثر، تركيبي از راهبردها خواهد بود كه بهتر بتواند به نيازهاي بازار و مشتريان نزديك شده و پاسخگوي آنها باشد. جایگاه تبلیغات در بازاریابی كاتلر معتقد است بازاریابی فرایندی اجتماعی و مدیریتی است كه به وسیله آن افراد و گروهها از طریق تولید و مبادله كالا با یكدیگر، به امر تامین نیازها و خواسته های خود اقدام می كنند(كاتلر وآرمسترانگ،2001). در واقع بازاریابی به دنبال تامین و ارضای نیاز است كه شركت های موفق را از ناموفق متمایز می سازد. بنابراین بازاریاب ها باید همواره به دنبال آن باشند كه بررسی كنند كه به چه صورتی می توانند بهتر، بیشتر، سریعتر، دقیقتر و در نهایت با كیفیت متناسب، به مردم، كالا، توام با خدمت ارایه نمایند(محمدیان1382). امروزه مصرف كنندگان به گروههای مختلف تقسیم شده اند. در بازار سلیقه های متفاوتی وجود دارد و این سلایق دایماً دستخوش تغییر و تحول است. هزینه های زیادی صرف تبلیغات و ترویج می شود. برای دستیابی به جایگاه مناسب در بازار وكسبِ موفقیت، لازم است عوامل مختلفی دست به دست هم دهند. عواملی كه در بازاریابی دخیل می باشند در دهه 1960 توسط جروم مك كارتی آمیزه بازاریابی یا اجزای بازاریابی(Marketing Mix) نامگذاری شد. جروم مك كارتی آمیزه بازاریابی را مركب از چهار عامل عمده "كالا(Product)، قیمت(Price)، توزیع(Place)،ترفیعات(Promotion) و ترویج " پیشنهاد كردكه به طور سنتی این چهار عامل را تحت عنوانP4 عبارت است از هر نوع اقدامی كه شركت بتواند برای كالای خود و به منظور تحت تاثیر قرار دادن تقاضا، انجام دهد. اگرچه فعالیتهای گسترده و گوناگونی در شكل گرفتن آمیزه بازاریابی موثر است، رده بندی P4 از این جهت به وجود آمده تا بتوان كل جنگل را از فراز درختان آسانتر دید(محمدیان و آقاجان،1381). اجزای بازاریابی و تعیین جایگاه تبلیغات در آن هر چند كه در دیدگاههای مختلف Pهای دیگری همچون مردم (People)، بسته بندی (Packaging)، قدرت (Power)، برنامه ریزی (Programming)، و متقاعد سازی (Persuasion) و... به این آمیزه افزوده شدند و صاحبنظران عنوان كردند كه P های دیگری نیز وجود دارد كه در این سیستم (سیستم بازاریابی) اثرگذار است، ولی ساماندهی آن برای اولین بار تحولی در این شاخه از علم ایجاد نمود. با توجه به اینكه بحث پیرامون جایگاه تبلیغات در بازاریابی است، با در نظر گرفتن Pهای سنتی خدشه ای به موضوع وارد نمی شود، پس به بررسی جدول ارایه شده می پردازیم. در جدول فوق می بینیم كالا، قیمت، توزیع و ترویج فروش مجموعه عواملی هستند كه به تعبیر مك كارتی در بازاریابی نقش اساسی دارند و تولید كننده می تواند آنها را در كنترل خود داشته باشد. یعنی تولید كننده می تواند بر كالا (تنوع محصول، كیفیت، طراحی، ویژگی نام تجاری، ‌بسته بندی،‌ اندازه، خدمات، تضمین ها، مرجوعی ها)، قیمت كالا (فهرست قیمت های فروش، ‌تخفیف ها، كسورات،‌ زمان پرداخت، شرایط اعتبار)، توزیع (كانالهای توزیع، پوشش كالا، جوركردن كالا، محل عرضه كالا، حمل و نقل)، ترویج (تبلیغات، ‌روابط عمومی و عمومی سازی، فروشندگی شخصی، پیشبرد فروش، ‌بازاریابی مستقیم) اثر گذار باشد. در این جدول یكی از Pها ترویج است. ترویج كه به تعبیری به عنوان حلقه ارتباطی با مشتری است نقش بسیار مهمی در بازاریابی ایفا می‌كند. اگر نظام بازاریابی سازمان را به مثابه یك تیم فوتبال فرض كنیم، آمیزه ترویج و در راس آن تبلیغات، مهاجمان این تیم محسوب می شود (محمدیان،1382). پس برای موفقیت تبلیغات لازم است مجموعه عوامل موثر در بازاریابی (مهاجمان تیم) همكاری داشته باشند تا بتوانیم به نتیجه مطلوب كه همانا موفقیت در فروش است دست یابیم. ضعف هر یك از این عوامل، منجر به ایجاد خدشه در كل سیستم می شود. عوامل موثر در ترویج عبارتند از: 1. تبلیغات : هرگونه ارایه و عرضه ایده ها، كالاها یا خدمات كه یك واحد تبلیغاتی، فرد یا موسسه انجام دهد كه مستلزم پرداخت هزینه باشد (كاتلر،2002)(محمدیان،1379). 2. روابط عمومی: ایجاد مناسبات مطلوب با جوامع مختلفی است كه با شركت سروكار دارند از طریق كسب شهرت خوب، ایجاد تصویر ذهنی كلی مطلوب و برخورد مناسب، با برطرف كردن مسایل، شایعه ها، حرف وحدیث ها و وقایع نامطلوب (كاتلروآرمسترانگ،2001)(محمدیان،1382). 3. پیشبرد فروش: محرك های كوتاه مدت برای تشویق یا خرید محصول و خدمات (محمدیان،1382). 4. فروشندگی فردی: فرایند فروش به شكلی كه شامل ارایه حضوری و فرد به فرد یك كالا از یك فرستنده به یك خریدار است (بون و كرتز،2002)(محمدیان،1382). 5. بازاریابی مستقیم: استفاده از ارتباط مستقیم در جهت رسیدن به مصرف كننده و مخاطب، عمدتاً از طریق بهره گیری از شیوه های نوین ارتباطی (بون و كرتز، 2002). برای موفقیت در هر یك از عوامل ترویج لازم است سایر عوامل را نیز به كار بگیریم. ابزارهای گوناگونی در ترویج موثر هستند كه بكارگیری آنها در جای مناسب می تواند ما را به نتیجه مطلوب برساند. در كشور ما، در اذهان عمومِ مردم، بسیاری از ابزارهای پیشبرد فروش و روابط عمومی، فروشندگی شخصی و بازاریابی مستقیم، به عنوان تبلیغات جای گرفته است. باید توجه داشت كه جایگاه تبلیغ به عنوان یكی از عناصر مهم ترویج یا به زعم دكتر محمدیان به عنوان مهاجم تیم فوتبال بسیار ملموس تر از سایر عوامل است. تمايز بين اهداف تبليغات و بازاريابي زماني كه افزايش ميزان فروش، هدف نهايي تبليغات، بازاريابي كالاها و خدمات مصرفي شده، تمايز ميان اهداف تبليغات و بازاريابي در پرده ابهام قرارگرفته است. تبليغات (كه بخشي از بازاريابي است) بيشتر بر جنبه تاثير رواني، يعني »ترجيح دادن برند« تكيه دارد. علاوه بر آن، بازاريابي تمام بخشهاي ديگر فعاليت فروش، (ازجمله تبليغات) را پوشش مي دهد. هريك از اين دو فعاليت بخشي از روند حركت كالا (يا خدمات) از مكان توليد تا محل مصرف به شمار مي آيد. در سال 1931 مديرعامل كوكاكولا (وودروف WOODRUFF )صحنه را براي رشد عظيم كوكا آماده كرد و هدف بازاريابي خود را قراردادن »كوكاكولا دردسترس هركس كه خواهان آن است« اعلام كرد. اين نمونه يكي از مثالهاي كلاسيك براي تركيب عناصر رفتاري بازاريابي با تاثيرات رواني تبليغات است. اين سوال كه »هدف تبليغاتي شما چيست؟« هزاران بار به وسيله كساني كه تبليغات را مي آفرينند يا آن را تاييد مي كنند پرسيده شده و بازهم پرسيده خواهدشد. بسياري از شركتها جواب حاضر و آماده اي براي آن دارند. درصورتي كه با يك نگاه دقيق تر مي توان دريافت كه پاسخهاي آنان بيش از آنكه به اهداف مشخص تبليغاتي مربوط باشد، به اهداف بازاريابي ارتباط پيدا مي كند. پـــرواضح است كه تبليغات به تنهايي نمي تواند همه ابعاد فعاليت فروش (4P)را پوشش دهد. پس اولين قدم اين است كه مشخص كنيم يك شركت از تبليغات چه چيزي را انتظار دارد. محل قرارگرفتن تبليغات در جدول آميزه بازاريابي (جدول 1) جايگاه فيزيكي آن را نشان مي دهد. تبليغات زير مجموعه اي از (فروش انبوه) است كه خود زير (ارايه محصول) قرار مي گيـــرد. نكته مهم اينجاست كه تبليغات نمي تواند وظيفه اين چهار بخش را به تنهايي انجــام دهد اما درصورتي كه هدفمند باشد، مي تواند بر پيشرفت هر چهار عنصر اثرگذار باشد. يك هدف تبليغاتي، موردمشخصي از ارتباط با مخاطب تعيين شده، در يك دوره زماني معين است. اهداف را مكتوب كنيد: از افراد متعددي در يك شركت تبليغاتي بخواهيد كه اهداف تبليغات را براي مشتري خود بنويسند، همين را نيز از مديـــران محصــــول و فروش مشتري (آگهي دهنده) بخواهيد. تعجب نكنيد- عموماً همه به كوششهاي بازاريابي اشاره كرده اند، نه نقش منحصربه فرد تبليغات در بازاريابي- براي بسياري از مديران نوشتن اهداف تبليغات كار دشواري به نظر مي رسد و اگر شما اين مجموعه را گردآوري كنيد به نظرات گوناگوني برمي خوريد. مدير فروش به حتمال زيـــاد مي خواهد تبليغات وسيله اي براي فروش بيشتر كالاها در ماه آينده باشد، درحالي كه مدير بازاريابي مي خواهد تبليغات بر روي خلق امتياز براي نام تجاري تاكيد كند. مدير عامل شركت ممكن است تبليغات را نيرويي بداند كه نام سازمان و شهرت آن را بر سر زبانها بيندازد اين عقايد به همين ترتيب ازسوي افراد مختلف، به صورتهاي گوناگون ارائه مي شود.
  14. بازاریابی مستقیم یکی از اجزای پنجگانه ابزارهای ترویج است که به همراه تبلیغات، پیشبرد فروش، روابط عمومی و فروش شخصی، در برقراری ارتباط با مخاطبان هدف استفاده می ‌شود. شرکتها و سازمانهای بیشماری از کوچکترین خرده فروشها و سازمانهای مدنی و خیریه گرفته، تا بزرگترین کمپانی های بین المللی از امکانات بازاریابی مستقیم برای تبلیغ محصولات و خدمات شرکت استفاده می کنند. این متن ضمن ارائه تعریفی از بازاریابی مستقیم و روند رشد آن، ضرورت استفاده از این روش و شیوه‌ های آنرا بیان داشته، درپایان قوتها و ضعفهای آن را بازگو کرده است. نتایج بررسی، توجه به امر اصلاح نظام گزینش و جذب نیروی انسانی وآموزش افراد به منظور استفاده از این سبک، ترویج در سازمانهای امروزی را ضروری می‌نماید. با توجه به افزایش روزافزون رقابت تولیدکنندگان و نیز گسترش بازار مصرف محصولات و خدمات و پیشرفتهای علمی و فنی، فرصتی فراهم است تا کارشناسان امور تجارت و بازاریابی با استفاده از تسهیلات مخابراتی و امکانات ارتباطی از این وضعیت بهره جسته، با جلب رضایت مشتریان فعلی و بالقوه وضعیتی ایده آل برای سازمان فراهم کنند. از راههای مختلفی می توان رضایت مشتری را جلب کرد، از جمله: به وسیله کاهش هزینه های خرید مشتری ، صرفه جویی در وقت مشتری از راه خدمت رسانی سریعتر، عرضه محصول طبق خواست مشتری با قیمت مناسب و ... یکی از ابزارهای مهمی که می تواند در این راه کمک موثری باشد، استفاده از ابزارهای مخابراتی و اینترنتی است. توسعه فناوری اطلاعات و ارتباطات، تجارت الکترونیک، توسعه وب سایت هاو... مانند تمامی رشته ها، مدیریت و بازاریابی را هم تحت تاثیر قرار داده است که یکی از علایم آن گرایش بیشتر شرکت ها به سوی بازاریابی مستقیم است. مفهوم بازاریابی مستقیم بازاریابی، همانند آشپزی، هم علم است و هم هنر. هر تحلیلگر بازاریابی، همانند هر آشپز، سلیقه ویژه خود را دارد. کیفیت نهایی کار، به پسند وی بستگی دارد. هدف نهایی یک استراتژی بازاریابی نشان دادن جهت هایی به سازمان به منظور ثروت آفرینی بیشتر است. به منظور تحقق این هدف استراتژی، بازاریابی درست باید قابل فهم، مرتبـط و عملی باشد. بازاریابی مستقیم سردرگمی و ابهام و عدم اطمینان موجود در استراتژی بازاریابی انبوه، بازایابی تفکیکی و بازاریابی متمرکزرا برطرف می کند و به گونه ای مستقیم مشتری را نشانه گیری می کند. به گمان کاتلر (2007) بازاریابی مستقیم به عنوان به کارگیری کانالهای مستقیم ارتباط با مصرف کننده به منظور یافتن مشتری و تحویل محصول و خدمت به مشتری، بدون نیاز به استفاده از واسطه ها ی بازاریابی تعریف شده است. بازاریابی مستقیم به بازاریاب اجازه می دهد که پاسخهای مستقیم بیشتری را از مشتری دریافت کرده، بازار هدف را به گونه بهتری نشانه گیری کند و محصول را بدون قرار گرفتن در فرایـنـد عــریض و طویل و پرهزیـنـه کانالهای سنــتی به فـروش رساند بازاریابی مستقیم با برقراری ارتباط مستقیم و بی واسطه با مشتریان، سعی در جذب و حفظ مشتریان دارد. این روش برخلاف سایر اشکال ارتباطی،معمولاً نیازمند پاسخ فوری مشتری است و براین اساس، اثربخشی فعالیتهای بازاریابی مستقیم به صورت کمی قابل سنجش است. بازاریابی مستقیم، لزوماً شامل فعالیت‌های کوتاه مدت و پاسخ مدار نیست. عمده اقدامهای انجام گرفته در زمینه بازاریابی مستقــیم به صورت کمی قابل سنجش است. بازاریابی مستــقیم به دنبال توسعه روابط مستقیم مستمر با مشتریان است، چراکه اکثر بازاریابان براین باورند که هزینه جذب مشتریان جدید، پنج برابر حفظ مشتریان فعلی است. براین اساس فعالیت های بازاریابی مستقیم،به عنوان ابزاری برای رضایتمند نگه داشتن مشتریان و تشویق او به هزینه کردن خواهدبود. زمانی که مشتری جذب شد، فرصت فروش سایر محصولات بنگاه به او، به وجود می آید.
  15. [h=2]11 استراتژي و تاكتيك موفق بازاريابي[/h] هر يك‌ از اين فنون‌ يازده‌ گانه‌‌ي كارساز در بازاريابي مبتني‌ بر يك استراتژي‌ يا تاكتيك‌ اثبات‌ شده‌ي بازاريابي براي رسيدن به‌ فروش‌ بيشتر است. 1. مشتري‌ شما كالا‌ يا خدمت‌تان‌ را مي‌خرد تا پس‌ از خريد احساسي خوشايند داشته باشد. در اقتصاد خرد به‌ اين‌ احساس‌ خوشايند پس‌ از خريد «مطلوبيت يا utility» گفته‌ مي‌شود كه‌ البته‌ درجه‌ها‌ و سطوح‌ مختلفي برحسب‌ رضامندي‌ مشتري دارد. بنابراين‌ همواره‌ اين‌ مطلب‌ را هنگام‌ تهيه‌ تبليغات‌، صفحات‌ وب‌ يا استفاده‌ از ديگر ابزار فروش‌ در نظر داشته‌ باشيد. به‌ منظور افزايش ‌حس‌ رضايت‌مندي‌ و خشنودي‌ مشتري‌ هنگام‌ تجربه‌ي‌ خريد از محصولات شما،‌ بايد ازتصاوير و كلمات‌ زنده‌، پرشور و هيجان‌، داراي‌ نشاط‌ و سرزندگي‌ و همچنين ‌واضح‌ استفاده‌ كنيد. اين‌ امر باعث‌ تقويت‌ و فزوني‌ ميل‌ آنها به‌ خريد كالا يا خدمت ‌شما مي‌شود و آنها را تحريك‌ مي‌كند تا همين‌ حالا آن‌ محصول‌ يا خدمت‌ را خريداري‌ كنند. 2. همواره تبليغات‌، آگهي‌ها و روش‌هاي‌ جديد بازاريابي‌ را امتحان كنيد. حتي‌ روش‌هاي‌ قديمي‌ را نيز كه‌ هرگز مورد استفاده‌ قرار نداده‌ايد، تست‌ كنيد. بهترين‌ و مطمئن‌ترين‌ روش‌ اين‌ است‌ كه‌ 80% بودجه‌ي‌ تبليغات‌ را به‌ روش‌هاي‌ مطمئن‌ و اثبات‌ شده‌ و 20% بقيه‌ را به‌ روش‌هاي‌ جديد اختصاص‌ دهيد. بيشتر كسب‌ و كارها بدون‌ توجه‌ به‌ موقعيت‌ متغير بازار و رقابت‌ فشرده‌ از همين‌ فرمول‌ استفاده‌ مي‌كنند. 3. اندازه‌ تبليغات‌ را كاهش‌ دهيد تا بتوانيد با همان‌ بودجه‌ تبليغات ‌بيشتري‌ انجام‌ دهيد. اگر تبليغات‌ كوتاه‌ شما در مقايسه‌ با تبليغات‌ طولاني‌ و بلند پاسخ‌ مناسب‌تري‌ داد و درآمد‌ بيشتري‌ در مقايسه‌ با هزينه‌هاي‌ شما نصيب‌تان‌ كرد، تعجب‌ نكنيد. يكي‌ از موثرترين‌ و بهترين‌ تبليغاتي‌ كه‌ تا امروز استفاده‌ شده‌، فقط‌ 11كلمه بوده‌ است‌. 4. بهترين‌ و كوتاه‌ترين‌ تبليغ‌ يا آگهي‌ خود را بر روي‌ كارت‌ پستال‌ چاپ‌ كنيد وآن‌ را براي‌ تمام‌ مشتريان‌ احتمالي‌ در بازار هدف‌تان‌ پست‌ كنيد. مردم‌ زماني ‌يك‌ كارت‌ پستال‌ را مي‌خوانند كه‌ پيام‌ آن كوتاه‌ و مختصر باشد. يك‌ تبليغ‌، آگهي‌ يا پيام ‌كوتاه‌ بر روي‌ كارت‌ پستال‌ به‌ اين‌ صورت‌ مي‌تواند حجم‌ بالايي‌ از ترافيك‌ مشتريان‌ را به ‌سمت‌ وب‌ سايت‌ شما بكشاند و در نتيجه‌ با اين‌ هزينه‌ي‌ اندك‌ فروش‌ را به‌ نحو چشم‌گيري‌ افزايش‌ دهد. 5. كلمات‌، واژگان‌ و جمله‌هاي كوتاه‌، پرانرژي‌ و تحريك‌آميز، مشتريان‌ احتمالي‌ را نسبت‌ به‌ خواندن‌ تبليغات‌ بعدي‌ شما علاقه‌مند و پابرجا نگه‌ مي‌دارد. حتي‌ اگر مشتري‌ به‌ هر دليلي‌ در حال‌ حاضر از شما خريد نكند، اما آگهي‌ شما برايش جذاب‌ باشد، مطمئن‌ باشيد همچنان‌ منتظر آگهي‌هاي‌ جديد شما خواهد بود و در نهايتً اقدام‌ به‌ خريد مي‌كند. بنابراين‌ با دقت‌ و حوصله،‌ كلمات‌ و عبارات‌ خسته‌كننده‌ و بي‌رمق‌ و خالي‌ از احساس‌ را از تبليغات‌ خود حذف‌ كنيد و از كلمه‌ها‌ وعبارت‌هاي‌ روح‌ بخش‌، با بار انرژي‌ مثبت‌ و سرزنده‌ استفاده‌ كنيد. براي‌ نمونه به‌ جاي ‌استفاده‌ از عبارت‌ «محصول‌ ما سودمند است و گران‌ نيست‌»، از عبارت‌ «محصول‌ ما سريع‌ و آسان‌ است و شما 99 دلار كمتر مي‌پردازيد»، استفاده‌ كنيد.
  16. spow

    بازاریابی بین الملل

    دانلود مجموعه فایل های اموزشی بازاریابی بین الملل بازاریابی بین الملل: بازاریابی : فعالیت ارضاء نیاز بازاریابی بین المللی : فعالیتهای تجاری برای رساندن کالا و خدمات یک کشور به مشتریان در سایر کشورها به منظور کسب سود و یا تولید و فروش کالا و خدمات در بیش از یک کشور .(بازاریابی چندملیتی ) وجه تمایز بازاریابی ها در حوزه فعالیت می باشد و گرنه مراحل و اصول آنها جنبه استاندارد دارد . عوامل محیطی موثر بر بازاریابی بین الملل عوامل قابل کنترل عوامل غیر قابل کنترل داخلی عوامل غیر قابل کنترل خارجی international marketing 1.ppt
  17. spow

    بازاریابی رابطه مند

    بازاریابی رابطه مند پیچیدگی بازاریابی رابطه مند برای مشتریان خدمات تعدادی مفروضات اصلی در بازاریابی رابطه مند وجود دارند، شامل مطالباتی که یک رابطه باید با همه مشتریان در تمام موقعیت ها ایجاد کند. بررسی های این مقاله نشان می دهد که بازاریاب ها نباید به طور سر خود فنون بازاریابی رابطه مند را برای همه محصولات و همه مشتریان استفاده نمایند. این مقاله نتایج یک ارزیابی تجربی از ۲۸۷ مصرف کننده برای ۵ محصول خدماتی را گزارش می دهد که در آن از مصرف کنندگان خواسته شده که استحکام رابطه بین خودشان و عرضه کنندگان را تخمین بزنند. در این مقاله پیچیدگی مفهوم رابطه در بازاریابی به طور واضح نشان داده شده است و هنوز مجموعه قوانینی وجود دارد که مشخص نشده اند تا نشان بدهند چه موقع فنون بازاریابی رابطه مند بایستی یا نبایستی استفاده بشوند. این مقاله از لحاظ تجربی نشان می دهد که همه مشتریان نمی خواهند تا ارتباطاتی با همه عرضه کنندگان خدمات ایجاد نمایند. ● توسعه مفهومی و فرضیه ها نگهداری مشتریان از لحاظ اقتصادی برتری زیادی نسبت به جستجوی دائم مشتریان جدید دارد. به طور مشابه توسعه و نگهداری روابط بلند مدت با مشتریان برای عملکرد تجاری مهم است به طوریکه اغلب، موفقیت به وسیله توانایی شرکت در رشد و نگهداری وفاداری مشتریان تعیین می شود. بنابراین به بازاریابی رابطه مند به عنوان یک استراتژی که سبب موفقیت بالقوه می شود تأکید می گردد. مفهوم بازاریابی رابطه مند به عنوان یک رویکرد بلند مدت به بازاریابی توجه زیادی را به خود جلب کرده است. در این رویکرد روی ارزش دوره زندگی مشتری نسبت به ارزش تنها یک معامله تمرکز می شود. گرایش بازاریابی رابطه مند بر روی بدست آوردن یک سهم از مشتری است نه یک سهم از بازار. یک گرایش رابطه مند اشاره دارد به اینکه تمرکز در بازاریابی برای نگهداری مشتریان به وسیله حفظ و تقویت روابط برد – برد در هر زمانی است. این رویکرد به طور ضمنی بیان می کند که روابط با احتمال بیشتر در موقعیت هایی توسعه داده می شوند که مشتری به دفعات با ارائه دهندگان خدمات در ارتباط است، جائی که خدمات به طور پیوسته به یک دوره زمانی توسعه داده شده است و جایی که مشتری درک می کند رابطه مهم است. بر مبنای بحث بالا در جایی شرایط اطمینان ظاهر می شود که به شکل دهی روابط قوی با مشتریان منجر شود و آنجا که شرایط مخالف این است از توسعه روابط می کاهد. از این گذشته، یک تعداد مفروضات اصلی در بازاریابی رابطه مند وجود دارد که شامل موارد ذیل می باشد یک رابطه می تواند با همه مشتریان در تمام موقعیتهای خدماتی ایجاد بشود، پیشنهاد می شود که همه شرکت ها در توسعه روابط سهیم بشوند. استحکام رابطه افزایش می یابد، همچنانکه مدت رابطه افزایش می یابد. تکرار بیشتر تماس مصرف کنندگان با یک ارائه دهنده خدمات خاص فرصت بزرگی برای استحکام رابطه است. ویژگی های جمعیت شناختی مشتری در استحکام رابطه اثر دارد. استحکام رابطه بیشتر افزایش خواهد یافت اگر مشتری اهمیت بیشتری به یک چنین روابطی بدهد. هدف نخست این تحقیق بنابراین، بررسی ویژگی های طول و مدت رابطه، ویژگی های جمعیت شناختی مشتری شامل سن و جنسیت و اهمیت رابطه مشخص، به طوریکه به وسیله مشتری درک می شود و اثر آن بر روی استحکام رابطه بین مشتری و ارائه دهنده خدمت می باشد. ما به علاوه پیشنهاد کردیم که ماهیت این رابطه ممکن است یک خدمت خاص باشد و بدین گونه بین خدمات با درگیری بالا و پایین تفاوت وجود دارد. ● مدت رابطه درک تأثیر مدت رابطه بر استحکام رابطه به دو دلیل مهم است: اول) اینکه افزایش ارزش طول عمر مشتری اساس بازاریابی رابطه مند می باشد. دوم) استحکام رابطه احتمالاً بر نگهداری مشتری و وفاداری و در نهایت سوددهی بلند مدت اثر می گذارد. تحقیق نشان داده است که روابط قوی به ادراک ها کیفیت داده است و رضایت مشتری و وفاداری به شرکت خدماتی را افزایش داده است. عموماً پذیرفته شده است که روابط قوی در طول زمان توسعه داده می شوند و مدت رابطه تأثیر مثبتی بر استحکام رابطه دارد، به طوریکه همچنانکه رابطه بالغ می شود اطمینان و تعهد را افزایش می دهد. از این گذشته نیاز است که بین وفاداری مشتری واقعی و خرید کردن های عادی تمایز ایجاد شود. ما بنابراین بررسی کردیم که آیا می تواند فرض شود که طول زمانی که یک مشتری خدمتی را استفاده می کند ثابت می کند که رابطه ای وجود دارد؟ ما همچنین بررسی می کنیم که آیا می تواند فرض شود که یک رابطه در طول مدتی که خریدار و عرضه کننده کنش متقابل با هم دارند مستحکم می شود؟ شواهدی وجود دارد که مدت بر استحکام رابطه اثر دارد. بنابراین، ما تحقیق می کنیم که آیا استحکام رابطه با مدت رابطه افزایش می یابد؟ ▪ فرضیه (۱) استحکام رابطه، به طوریکه به وسیله مشتری، درک می شود با طول زمان که یک مشتری محصولات خدماتی را از یک ارائه دهنده می خرد افزایش خواهد یافت. ● تکرار مواجه شدن با خدمت مواجه شدن با خدمت هر زمانی که که مشتری با یک شرکت خدماتی اثر متقابل بر هم می گذارند اتفاق می افتد، ارتباط با مشتری توسعه داده می شود در این رویارویی ها، به طوریکه با هر رویارویی شرکت توانایی خود را در وفای به عهد آزمایش می کند. در این رویارویی ها مشتری مواجه با کیفیت شرکت است. و نهایتاً این رویارویی هاست که باعث ایجاد رضایت و رفتار آینده خرید می شود. در شرکت، این رویارویی ها نشاندهنده یک فرصت برای نشان دادن کیفیت، برای ایجاد تعهد و اطمینان میان شرکت و مشتری و افزایش وفاداری مشتری از طریق ایجاد ارتباط است. بدین گونه توسط خدمات چند گانه می توان روابط توسعه داده شده را نگهداری نمود و افزایش داد. تحقیق نشان داده است که افزایش تماس شخصی، روابط قوی را توسعه می دهد و اینکه تکرار روابط متقابل، باعث ایجاد اطمینان و تعهد می گردد. بنابراین ما اظهار می کنیم که تکرار مواجهه با خدمات بر روی تقویت رابطه میان ارائه دهندگان و مشتریان اثر می گذارد. ما مخصوصاً پیشنهاد می کنیم که زمانی که یک مشتری یک فرآورده خدمت را مصرف می کند به طور مکرر فرصت های بیشتری برای یک ارائه دهنده خدمات وجود دارد تا روابط را تقویت نماید. بدین گونه، ما بررسی می کنیم که آیا استحکام روابط زمانی که تکرار استفاده از محصول بیشتر است بیشتر می شود؟ ▪ فرضیه (۲) استحکام رابطه، به طوریکه به وسیله مشتری درک می شود، در موقعی که تکرار استفاده از محصول بیشتر است بیشتر می باشد. ● ویژگیهای جمعیت شناختی هنوز به طور شگفت انگیزی تحقیقات کمی برای تأثیر ویژگی های جمعیت شناختی بر روی استحکام رابطه انجام شده است. در صورتی که بعضی تحقیقات وجود دارند که در راستای تأثیر ویژگی های جمعیت شناختی برروی ساختار بازاریابی رابطه مند، از قبیل سرمایه گذاری رابطه مند، ارتباطات، اعتماد و رضایت می باشند. بدین گونه، برای آزمایش اینکه آیا جنسیت و سن بر روی استحکام رابطه میان مشتری و ارائه دهنده خدمت تأثیر دارد ما فرضیه زیر را ارائه دادیم: ▪ فرضیه(۳) استحکام رابطه همانطور که توسط مشتری درک می شود،متاثر از جنسیت وسن متفاوت مشتری است.
  18. spow

    بازاریابی تهاجمی

    بازاریابی تهاجمی در خاتمه قرن بیستم متخصصان دانش بازاریابی به یافته ای مهم دست یافتند که عبارت بود از این که بازاریابی موفق، حاصل فعالیت معمول و روزمره کارکنان واحدهای بازاریابی و بازاریاب های آن ها نیست بلکه پدیده ای است که آمیخته ای از طرز فکرها، اقدام ها، رقابت و فرآیند طرح ریزی بازار است. در سال 2000 دکتر Hugh Davidson استاد بازاریابی دانشگاه گران فیلد انگلستان و مشاور شرکت هایی نظیر فولکس واگن، خطوط هواپیمایی بریتانیا و شل، نظریه ای بدیع در مورد بازاریابی عرضه کرد که به «بازاریابی تهاجمی» معروف شد. در نگرش بازاریابی تهاجمی، واحد بازاریابی مسوول اجرای تمام نوآوری های عمده سازمانی است. دلیل این امر این است که بازاریابی، در حقیقت رویکردی سودجویانه به کسب و کار است، سودی که بقای بنگاه اقتصادی را تضمین می کند و همین امر واحد بازاریابی را راهبر تمام فعالیت های تولیدی می سازد. برای بهره گیری از نگرش بازاریابی تهاجمی، از یک سو باید فرآیندهای دست و پاگیر دیوان سالارانه را کنار گذارد و از سوی دیگر، این نکته را که تنها با هوشمندی و توانایی اقتصادی می توان یک بازاریابی خوب داشت، به فراموشی سپرد زیرا امروزه بازاریابی موفق، ایجاد فرصتی است که حاصل به کارگیری مناسب نگرش ها، سازماندهی و فنون بازاریابی است. به همین دلیل رویکرد بازاریابی تهاجمی فرمول ساده ای را ارایه می کند که عبارت است از اجرای طرح های راهبردی بازاریابی با راهبردهای برنده به وسیله کارکنانی سرسخت، تلاشگر و پرنشاط. ما قصد داریم تا در این مقاله، رویکرد بازاریابی تهاجمی را به عنوان یک رویکرد موثر در گسترش بازارهای داخلی و بین المللی به بنگاه های اقتصادی کشور معرفی کنیم. ● رویکرد بازاریابی تهاجمی یافتن تعریف شفاف و مورد توافق برای بازاریابی مشکل است. برخی آن را یک فن برای مدیریت قیمت ها می دانند. بعضی تصوری کاملا مالی از آن داشته و برخی آن را آمیزه ای از فنون می دانند. عده ای آن را یک واحد در یک بنگاه و برخی دیگر، آن را همان عمل فروش می دانند. مشاوران شرکت آکسفورد مدیریت موثر منافع مشتری را معادل مناسبی برای تعریف بازاریابی پیشنهاد کرده اند. واژه «مشتری» در این تعریف هم مشتریان بیرونی شرکت را شامل می شود که خریدار محصولات و خدمات بنگاه هستند و هم مشتریان داخلی بنگاه یعنی کارکنان سازمانی را که به نحوی مشتری همکاران خود هستند، دربرمی گیرد. واژه نفع مشتری به ترکیب مناسبی از کیفیت و قیمت اشاره دارد. واژه مدیریت نیز بر فرآیند کسب یا تولید نفع مشتری در کالا و خدمت دلالت دارد. اگرچه در تعریف پیشنهادی مشاوران آکسفورد به سودآوری فرآیند بازاریابی اشاره ای نشده است، اما وجود واژه مدیریت اثربخش به نحوی اهمیت تولید نفع مشتری را به طور کارآمد و سودآور می رساند. به هر شکل به نظر می رسد که دشواری یافتن تعریفی مناسب برای بازاریابی، به دلیل سردرگمی میان تعریف بازاریابی و فعالیت بازاریاب ها است. در اکثر شرکت های بازاریابی فقط نقش اجرایی بازاریابی ها تصور شده و کارکنان بخش های دیگر شرکت به دلیل عدم تماس مستقیم با مشتریان بیرونی، نقشی در بازاریابی برای خود قایل نمی شوند. بازاریابی تهاجمی سعی دارد این احساس را به گونه ای تغییر دهد که همه کارکنان شرکت خود را بازاریاب بدانند. در رویکرد بازاریابی تهاجمی بازاریابی مستلزم فعالیت یکایک کارکنان بنگاه اقتصادی برای تامین کارآمد منافع مشتری در محصولات و خدمات و کسب سود بالاتر از متوسط در صنعت است در تعریف یاد شده یکایک کارکنان بنگاه اقتصادی بازاریاب محسوب می شوند و کارکنان واحد بازاریابی وظیفه دارند همواره این موضوع را به همکاران خود در دیگر واحدهای بنگاه یادآوری کنند و خود نیز بر نقش بازاریابی بالقوه خویش تاکید ورزند. بر مبنای رویکرد بازاریابی تهاجمی کارکنان یک بنگاه اقتصادی تنها دو هدف را دنبال می کنند: اول؛ افزایش منافع مشتری که در محصولات و خدمات نهفته است و دوم؛ کسب سودهای بالاتر از متوسط در صنعت. در این فرآیند بازاریاب های تهاجمی، زمینه ساز تولید ناب هستند. ایده آل در نزد آنان تولید محصولاتی با کیفیت بالا و قیمت پایین است و این دو عنصر، بنیاد اصلی حق مشتری محسوب می شوند. در حقیقت زمانی بنگاه اقتصادی بهترین منفعت را از مشتری ببرد که مشتریان دریابند در آن جا ترکیبی از کیفیت، قیمت و خدمات به آنان عرضه می شود که بر قیمت، کیفیت و خدمات رقبای بنگاه بسیار می چربد. بی تردید کسب و حفظ وضعیتی که شرکت بتواند در آن از بهترین منافع بهره مند شود بسیار دشوار است. منافع مشتری پدیده ای واقعی است که بر معیارهای عینی مشتری استوار است. حفظ این منافع به بهبود مستمر عملکرد بنگاه اقتصادی نیاز دارد، زیرا حتی بهترین نوآوری ها در محصولات و خدمات در نهایت از سوی رقبا گرته برداری می شود و رقبایی با عملکرد بهتر میدان دار بازار خواهند شد. از سوی دیگر، افزایش تجربه مشتری در زمینه های مختلف باعث تعالی انتظارات او می شود و از این رو اگر بنگاه اقتصادی نتواند در محصولات و خدمات خود به صورت مستمر بهبود ایجاد کند، مشتری به سمت رقیب تمایل پیدا خواهد کرد. نباید فراموش کرد که رابطه تنگاتنگی میان برآورده ساختن انتظارهای متعالی مشتریان و سطوح سودآوری بنگاه اقتصادی وجود دارد، به عبارت دیگر، استمرار وفاداری مشتری به کالا یا خدمات، پاداشی است که او به خاطر حفظ منافع خود به بنگاه می دهد و خیلی ساده می توان تصور کرد شرکت هایی که میزان وفاداری مشتریان به آن ها بالا است، بیشترین منافع مالی را نیز کسب می کنند. توجه به این نکته بسیار حایز اهمیت است که مشتری شرکت، چه درونی باشد و چه بیرونی، تنها بر مبنای یک اصل، محصولات و خدمات شرکت را مورد ارزیابی و قضاوت قرار می دهد: آیا کالا و خدمات بنگاه اقتصادی منافع او را به نحو کارآمد تامین می کند یا خیر؟ جمله تامین کارآمد منافع مشتری معنای عمیقی در بازاریابی تهاجمی دارد: اول این که، این اصل به آن معنی است که بنگاه اقتصادی باید نقاط قوت خود را به بهترین وجه با فرصت های مناسب در بازار هماهنگ کند. دوم، بنگاه باید با هزینه پایین به عملیات بپردازد، با این هدف که هر یک ریال کاهش هزینه در نهایت منافع مشتری را به نحو عالی تضمین می کند. در واقع، بنگاه های اقتصادی باید خود را وکیل مشتریان در هزینه ها بدانند. مهمترین مزیت رقابتی شرکت های ژاپنی مانند تویوتا، کانن، و المپوس توانایی آنان در ایجاد و حفظ همین منافع برای مشتریان شان است. در تعریف بازاریابی تهاجمی عبارت برای کسب منافع و سود بالاتر از متوسط در صنعت به این معنی است که بنگاه های اقتصادی باید بتوانند در معیارهایی همچون سود ناشی از فروش (ROS)، بازگشت سود ناشی از سرمایه گذاری (ROCE) و ارزش افزوده اقتصادی (EVA)، بهتر از نرم افزارهای معمول صنایع کشور عمل کنند. دستیابی به منافع و سود بالاتر از متوسط پاداش شرکت هایی است که منافع عالی مشتریان را حفظ می کنند. بازاریابی تهاجمی اصولا بر مهندسی رشد درازمدت سود تاکید دارد. اگر شرکتی به طور مستمر برای تولید محصولات و خدمات جدید منطبق بر نیازهای مشتری سرمایه گذاری کند و از رهگذر آزمون دقیق، بدیل های خطرپذیری را کنترل کند و قیمت ها را معتدل نگه دارد، آنگاه می تواند امیدوار باشد که بتواند به طور مستمر منافع مشتری را بهبود بخشد و به رشد کوتاه مدت و درازمدت دست یابد. ● پنج عنصر اساسی در بازاریابی تهاجمی بازاریابی تهاجمی در یک بنگاه اقتصادی بر اساس اصول پنچ گانه P.O.I.S.E شکل می گیرد. این اصول در زیر مورد اشاره قرار گرفته است. ▪ سودآوری (Profitable) اصل سودآوری در بازاریابی تهاجمی به این مطلب اشاره دارد که هدف بازاریابی تنها بالابردن سهم شرکت از بازار یا حفظ منافع مشتری نیست، بلکه افزایش سودآوری نیز است. در حقیقت این اصل به دنبال ایجاد یک رابطه برد- برد میان مشتری و شرکت است. ایجاد تعادل میان سود مشتری و سود شرکت از مهارت های اساسی یک بازاریاب تهاجمی است. ▪ تهاجمی بودن (Offensive) اصل تهاجمی بودن بر این تاکید دارد که بنگاه اقتصادی باید بتواند در برابر تغییرات مشتری و بازار به سرعت واکنش نشان دهد و هرگز منتظر اقدام های رقبا باقی نماند. رقابت طلبی و پذیرش خظرپذیری منطقی و حساب شده و رهبری بازار در هر شرایط ممکن از مهمترین ریوس مورد تاکید در این اصل است. ▪ یکپارچگی (Intergrated) تولید محصول و خدماتی با کیفیت بالا و هزینه اندک مستلزم هماهنگی و انسجام در مهم عملیات، فرآیندها و کارکنان بنگاه است. تنها در این صورت است که شرکت می تواند در زمان مناسب کالا و خدماتی را به مشتریان خود ارایه دهد که نسبت به سایر رقبا کیفی تر، ارزان تر و برای مشتری خواستنی تر است. ▪ راهبردی بودن (Strategic) دیدگاه راهبردی در طراحی برنامه های بازاریابی و توسعه یکی دیگر از اصول اساسی در بازاریابی تهاجمی است. داشتن نگاه دوربرد، تجزیه و تحلیل اکتشافی محیط و توانایی پیش بینی تغییرات محیطی در مقیاسی وسیع منجر به تدوین راهبردهایی می شود که حاصل اجرای آن ها موفقیت در رهبری بازار است. ▪ اجرای اثربخش (Effectively Executed): مدیریت موثر، بهبود مستمر و هدایت طرح های راهبردی، پیاده سازی راهبردهای برنده و برنامه های عملیاتی شرکت از اصول مهم دیگری است که دسترسی به اهداف تعیین شده شرکت را ممکن می سازد.
  19. spow

    بازاریابی و کارافرینی

    نحوه بازاریابی یک محصول جدید بازاریابی و کارافرینی نحوه بازاریابی یک محصول جدید از زمانی که جان دونفی، شرکت صنایع غذایی و آشامیدنی NY Bagels را در سال ۱۹۹۲ در ملبورن تاسیس کرد، باید سخت تلاش می کرد تا باگل، نان محلی نیویورک را در استرالیا به همه بشناساند، چون این نان بر خلاف آمریکا و کانادا در وعده های غذایی استرالیایی ها جایی نداشت. دونفی برای حل این موضوع، از اصل سادگی سیستم (KISS)۱ و بکارگیری خلاقیت استفاده کرد. ● چالش کسب وکار کسب وکار جان فقط به شناساندن نان های باگل متکی بود و او می دانست این موضوع چالش بزرگی ایجاد خواهد کرد. اگر او قصد داشت از این کار درآمد داشته باشد، مجبور بود اهمیت کار را به مردم ثابت کند. به منظور افزایش آگاهی در میان مصرف کنندگان استرالیایی، جان با زیرکی استراتژی های بازاریابی ساده و در عین حال موثر و موفق را به کار گرفت. ● استراتژی هدایت جان دریافت که برای شناساندن و عمومی کردن محصولاتش باید بر افرادی متمرکز شود که عموما باگل را نمی شناسند و آن را نمی خرند. او می خواست به آنها نشان دهد با نخریدن این محصول چه چیزی را از دست می دهند. برای انجام این کار، او تصمیم گرفت باگل را در منوی شرکت های تهیه غذا برای مجالس و مراسم ها قرار دهد. یعنی با این کار تلاش های خود را به سوی بنگاه هایی هدایت کرد که در کار تدارک غذا بودند و می توانستند نان های او را توزیع کنند. اگر مردم باگل را دوست داشته باشند، به طور اتوماتیک در مورد آن صحبت می کنند و این گفت وگوها به نفع کسب وکار جان خواهد بود. حتی اگر طرفداران او ندانند کدام برند این نان ها را تولید کرده، باز هم نتیجه مثبت خواهد بود، چون مهم ترین موضوع این بود که باگل شناخته شود. ● اختلاف محصول بعد از اینکه جان نان های خود را به شرکت های تهیه غذا معرفی کرد، زمان آن فرا رسیده بود که بازاریابی برند خود را برای کافه ها، رستوران ها و مراکز عمومی آغاز کند. هنگامی که او تحقیقات در بازار را انجام می داد، دریافت که بسیاری از مردم در مورد این محصول هیچ چیز نمی دانند و تصور غلطی از آن دارند. او برای اینکه مردم را علاقه مند کند، باید در مورد ویژگی های خاص این نان تبلیغ می کرد – این که باگل در اصل به صورت آب پز و نیز از مواد باکیفیت محلی و وارداتی تهیه می شود. جان این اطلاعات را در وب سایت خود منتشر کرد و محصولات جانبی بازاریابی را در کنار آن قرار داد و مردم را به امتحان کردن آن تشویق کرد. این کار به سرعت مردم را جذب کرد و میزان فروش شرکت رو به افزایش گذاشت. جان می دانست محصولاتش منحصر به فرد است و روشی را برای بازاریابی آن انتخاب کرد که منعکس کننده این ویژگی بود. ● گوش کردن و ارتباط برقرار کردن پس از آن، جان شروع به جمع آوری بازخوردهای مشتریان جدید کرد و دریافت که بسیاری از آنها نان هایی با اندازه کوچک تر را ترجیح می دهند. او می خواست به مشتری محصولی را ارائه دهد که دقیقا مطابق میلش باشد، بنابراین باگل را به نوعی پیش غذا تغییر داد که به طور خاص برای بازار موسسات تهیه غذا طراحی شده بود. از زمان آغاز تولید این نوع پیش غذاها، جان موفقیت بزرگی را شاهد بوده است. توصیه اکید او این است که «همیشه با مشتریان خود صحبت کنید، چه زمانی که چالشی در کسب وکار شما وجود داشته باشد یا نباشد.» مترجم: مریم رضایی منبع: CEO پاورقی ۱ اصل سادگی بیان می کند که اکثر سیستم ها چنانچه ساده و به دور از پیچیدگی بماند، عملکرد بهتری خواهند داشت.
  20. استراتژی بازاریابی و موقعیت رقابتی دانلود کتاب استراتژی بازاریابی و موقعیت رقابتی نوشته گراهام هولی - جان ساندرز ویرایش چهارمتبیین موقعیت در بازار وشناخت ابزارهای رقابت وماندگاری در بازارهایی که هرروزه دچار تحولات عمیقی میشوند وکسب استراتژی برتر در بازاریابی ابزارهای کارامد مدیران وبازاریابان میباشد. کتاب استراتژی بازاریابی و موقعیت رقابتی به سوالهای مدیران در این زمینه پاسخ میدهد. کتاب استراتژی بازاریابی و موقعیت رقابتی را ازلینک های زیر دریافت نمایید: Graham Hooley, John Saunders, Nigel F. Piercy, Brigitte Nicoulaud, "Marketing Strategy and Competitive Positioning (4th Edition)" English | 2008 | ISBN: 0273706977 | 636 pages | PDF | 50,7 MB Thoroughly updated with new examples and the latest research findings, this new edition also boasts updates case studies in each chapter, taken from recent editions of the Financial Times, that illustrate the practical implications of the issues raised. Download from uploaded Download from Sharefl Download from rapidshare
  21. ایجاد «دیالوگ موفق» برای بازاریاب های B2B شیوه های مختلف تبلیغاتی را باید شناسایی کرد و موفق ترین و خلاقانه ترین آنها را انتخاب کرد و بکار برد تا شاید بتوان با استفاده از آن شیوه ها توجه مخاطبین را به محصول یا خدماتی که ارائه می دهیم جلب کنیم. در حال حاضر باید از ابزارهایی که در اختیار داریم به طور کامل و جامع استفاده کنیم... ما بایستی به دنبال طرح و ارائه یک ترکیب مناسب و منحصربفرد باشیم. شیوه های قدیمی در بازاریابی (B2B یا B2C) دیگر شاید نتوانند توقعات ما را پاسخگو باشند. ما باید از ابزار های نوین ارتباطی و اطلاعاتی امروزه، بخوبی و تمام و کمال استفاده کنیم و هر روز «طرحی نو دراندازیم» شاید آن وقت بتوانیم جلب توجه کنیم. برای جلب توجه مخاطبین راه های و کلیشه های قدیمی دیگر کار نمیکنند و عجیب است که هنوز در همین مملکت خودمان می بینیم، کسی گوشش به این حرف ها بدهکار نیست. آنها که سوابقی درخشان در طراحی آگهی و دستی به نوشتن نامه های فروش (Sales Letters) دارند چندین صفحه از بروشورها را سیاه می کنند که : «قابل توجه اهالی محترم شرق یا غرب تهران ... بدینوسیله به اطلاع و استحضار می رساند که ...» شرکت ما فلان و بهمان کرده است و از ما بهتر نمی توانید پیدا کنید و غیره و غیره ... گاهی اوقات یادمان می رود که در عصر فن آوری های نوین، عصر «حرفه ای و سریع بودن» نامی است که شخصاً به این عصر کنونی داده ام و در مقاله ای به همین نام در سایت WEBFAQT.COM برای مطالعه در دسترس است. زندگی می کنیم. در سرتاسر جهان، هر روز دارند شیوه های جدید و جدیدتری برای جلب مخاطبین جدید و حفظ مشتریان قدیم ارائه می دهند و ما هنوز که هنوزه در رادیو و تلویزیون خودمان می شنویم که آگهی دهندگان رفته اند استراتژیست های تبلیغاتی ششصد سال پیش از میلاد مسیح را آورده اند که برایشان متن تبلیغاتی بنویسد که : «فلان نام تجارتی» همیشه با شما ... یا «بهمان نام تجارتی» همیشه ... همه جا ... این عادت را سالهاست که داریم مکرر می کنیم و تازه فکر می کنیم که چرا اقتصاد این مملکتمان تا این حد ضعیف و فقیر است، چرا بیکاری تا این حد گسترده ؟! برای جلب توجه مخاطبین بالقوه و بالفعل و حفظ آنها راههای مختلفی پیشنهاد می شود. آگهی های تبلیغاتی روی اتوبوس ها، تابلوهای بزرگ تبلیغاتی در بزرگراه ها، آگهی های رادیو تلویزیونی، آگهی های مطبوعاتی و نیازمندیها، بروشورها و این اخیراً سایت های اینترنتی و نامه های الکترونیکی. بگذریم از این که هنوز آدرس سایت های وب و آدرس های پست الکترونیکی زیر «سربرگ ها» و «بروشورها» و «کارت های ویزیت» جماعتی غلط و پر اشتباه چاپ می شود و در واقع نمی تواند آگهی دهنده را بدرستی معرفی کند و اطلاعات بیشتری در اختیار وی قرار دهد. بازاریاب های ایرانی B2B و B2C بر روی اینترنت می توانند درس های بسیاری از دنیای واقعی ما، دنیای که نه در فضای مجازی بلکه در فضای واقعی پیرامون ما در جریان است بگیرند. در عصر کنونی، وقتی برای دوباره کاری و اشتباه نداریم. برای جلب توجه مخاطبین بایستی به دنبال یک گفتگوی موفق و مستمر باشیم به دنبال یک یا چند ترکیب مناسب و منحصر بفرد که بتوانند در کنار هم ما را به هدفی که در سر داریم حرفه ای تر و سریعتر برسانند. شخصاً در هیچیک از سایت های ایرانی / هیچیک از تبلیغات تلویزیونی / تبلیغات گذری و نظری Transit Ads مثل تبلیغاتی که بر روی اتوبوس ها و حتی در ایستگاه های مترو دیده می شود فکر بکر نابی که خلاقانه و نو باشد ندیده ام. بازاریاب های ما باید از این موضوعات درس بگیرند، دوره، دوره گفتگوست، زمان، زمان حرفه ای بودن و سرعت. یک «دیالوگ موفق» نیازمند «شیوه ها و استراتژی های موفق برای دستیابی به موفقیت است. آنها که فکرشان در همان حد «همیشه ... همه جا ... در کنار شماست ... «فلان نام تجاری» است، بگذارید در همان حد باقی بمانند. بازاریاب های امروز گوی سبقت را روی از آنها خواهند ربود.
  22. spow

    اصول بازاریابی

    تعریف بازاریابی : بسیاری از مردم چنین می اندیشند که بازاریابی تنها به معنی فروش و تبلیغ است . اگر بدانیم که فروش و تبلیغ بخش نمایان بازاریابی است نباید شگفت زده شویم امروزه نباید بازاریابی را به مفهوم قدیمی که یعنی فروش محصول در نظر آورد . بلکه باید به مفهوم نوین آن یعنی برآوردن نیازهای مشتری توجه کرد . اگر بازاریاب بتواند نیازهای مشتری را درک کند محصولاتی را تولید می کند که دارای بالاترین ارزش باشند قیمت گذاری – ترویج و تبلیغ را به روشی کارساز انجام می دهد به طور حتم این محصولات به راحتی به فروش خواهند رسید . بنابراین فروش و تبلیغ تنها بخشی از آمیزه بازاریابی هستند. مقصود از آمیزه بازاریابی: مجموعه ای از وسایل و ابزار بازاریابی است که بر روی هم بر بازار اثر می گذارد . ما بازاریابی را نوعی فرایند اجتماعی و مدیریتی می دا نیم که بدان وسیله افراد و گروهها می توانند از طریق تولید ایجاد و مبادله محصولات و ارزش با دیگران نیازها و خواسته های خود را بر آورده سازند. ابعاد بازاریابی : به نظر فیلیپ کاتلر از برجسته ترین صاحبنظران در این رشته بازاریابی عبارت است از فعالتی انسانی در جهت ارضای نیازها و خواسته ها از طریق فرایند مبادله. این تعریف دارای ابعاد گوناگونی است که هر کدام را به طور جداگانه بررسی میکنیم. - نیازها - خواسته ها - تقاضاها -کالاها -مبادله - معامله - بازاریابی نیازها: مهمترین مفهوم اثرگذار بر بازاریابی که به صورت بنیادی همواره در تحلیهای مربوط به بازارمورد نظر است نیازهای انسانی می باشد .که به گونه زیر تعریف می شود: نیاز یا احتیاج انسانی عبارت است از حالتی احساسی که محرومیتی را در فرد پدید آورد که آن احساس وحالت کمبود موجب رنج فردگردد. انسان موجودی است دارای نیازهای فراوان . این نیازها اگر به گونه مجرد مورد توجه قرار گیرند ودر طبقه بندی خاص قرار نگیرند گاه بیشمارندوهرگز نمیتوان از آنها فهرستی تهیه کرد در گذشه افراد زیادی چون ژوزف گارینه فرانسوی و هرمان آلمانی سعی داشته اند بتوانند فهرستی از نیازهای انسان تهیه کنند اما بعد ها خود منصرف شده اند که کار بیهوده ای انجام داده اند نکته مسلم این است که تعداد این نیازها بسیار زیاد وخارج از شمار می باشد. گاه این نیازها از نظر تشخیص پیچیده و.شوار است. اگر بخواهیم نیازهای انسان را در طبقه بندی ساده و قابل استدراکی برای همه قرار دهیم آنها همان طبقه بندی مازلو است. این طبقه بندی از پنج طبقه یا لایه درست شده است که به گونه هرمی از پایین به بالا محدود تر می شود بر این طبقه بندی انتقادات زیادی هم وارد کرده اند انچه مسلم است این طبقه بندی در بیشتر جوامع امروزی نیازهای انسان را تحلیل کرده و با توجه به جوامع می توان گفت اهمیت هر یک ا ز طبقات متفاوت خواهند بود .نیازهای انسان در طبقه بندی مازلو بر اساس هرم زیر است: خود شکوفایی قدرت منزلت اجتماعی ایمنی حیاتی سلسله مراتب مازلو در مورد نیازهای فیزیولوژیکال یا حیاتی مانند غذا ، گرما ، لباس و نظایر آنها که بدون آنها حیات انسان به مخاطره می افتد یک انسان هر قدر هم ممسک باشد به هر صورت به حدی از آن احتیاج دارد .نیاز ایمنی که به صورت صیانت ذات و تداوم وضع موجود خود را نشان می دهد نیز همواره برای انسان مطرح بوده است. او میخواهد خود را از گزند حوادث و مخاطرات مصون نگه دارد و نیز می خواهد فردایش از امروزش بدتر نباشد. نیاز اجتماعی به تعلق و وابستگی به دیگران می انجامد. انسان موجودی است مدنی الطبع و همواره می خواهد با دیگران زندگی کند. او می خواهد دوست بدارد و دوست داشته باشد. از این رو با دیگران خود را پیوند می دهد و در گروه ها و اجتماعات وارد میشود او علاوه بر نیازها به نیازهای فردی دیگرچون پایگاه منزلت و نیز خود شکوفایی احتیاج دارد در واقع میخواهد خود را و توان خود را به محک بگذارد و بهعبارت دیگر هستی خود را به راستی در آورد این در جهت این مهم حرکت میکند که خود را بدانجا رساند که در وهم نیاید این بخش بزرگی از زندگی شخصیت انسانهارا تشکیل می دهند که برا ساس عوامل متعدد و در شرایط متفاوت پدید آمده اند. بدیهی است این نیازها برای هر انسانی متفاوت است . کمتر دو انسانی را می توان یافت که نیازهای یکسانی داشته باشند و برای ارضای آنها یگانه عمل کنند. هنگامی که نیازی از آدمی ارضاء نشود ناشادمان میشود .انسان ناشادمان سعی میکند که بر نیاز خود غلبه کرده یا آن را کاهش دهد یا آن را محو نماید .شک نیست برای ارضای نیازها امکانات نقش مؤثرتری دارد اگر امکانات محدود باشند نیاز با شدت بیشتری خود را نمایان میسازد .واگرامکانات در حد بالایی باشد می تواند نیاز را ارضاء نماید . انسانها درکشورهای پیشرفته صنعتی که در نسبت به کشورهای در حال توسعه یا جهان سوم از امکانات نسبی بالایی بر خوردارند سعی در افزایش امکانات خود کرده وبیشتر بر آنند تا نیازهای خود را ارضاء کنند. در مقابل در کشورهای فقیر مردم بیشر بر آنندکه نیازهای خود را محار کرده و آنها را تقلیل دهند یا همانطور که اشاره شد از بین ببرند آنها نیازهای خویش را با امکانات هماهنگ میکنند و چیزی می خواهند که در دسترس است.
  23. بازاریابی بازرگانی بازارشناسی با سوال وجواب 1) مهمترين راههاي متمايز شدن و ايجاد انحصار در بازار رقابتي چيست و چگونه متمايز مي شويم؟ 1. ويژه نگري: به اين مفهوم مي باشد كه در يك صنعت خاص، بخش كوچكي از بازار را انتخاب كرده و در آن بخش عميق مي شويم و تمركز خود را بر روي آن قسمت معطوف مي نماييم مثلا در صنعت پوشاك، بر روي پوشاك آقايان تمركز نماييم (مانند ماكسيم) 2. ساخت Brand (نام تجاري): برند مي تواند بصورت يك اسم، شكل و يا علامت باشد مثلا Happy face شركت مك دونالدز. برندينگ براي صنايعي كه تمايز در آنها پايين است (نوشابه) خيلي كاربرد دارد، مانند كوكاكولا كه در صنعت نوشابه انحصاري را ايجاد كرده است. البته ساخت Brand بسيار هزينه بر مي باشد. (همشهري) 3. كيفيت: در واقع با توليد محصولات كيفي مي توانيم در بازار انحصار ايجاد كنيم مانند شركت هاي بنز و Sony كه محصولاتشان از نظر كيفي بالا مي باشد. البته شركتهايي كه از نظر كيفيت در سطح بالايي قرار دارند، نمي توانند در مورد قيمت ادعايي داشته باشند زيرا امكان ندارد يك محصول كيفي ترين و ارزانترين باشد. (مجلات با کاغذ مرغوب)
  24. spow

    ماتریس BCG

    ماتریس BCG که توسط گروه مشاوران بوستون (Boston Consulting Group) در اوایل دهه ی 70 میلادی طراحی و معرفی شده است؛ امروز تبدیل به شناخته شده ترین روش برای ارزیابی سبد محصولات یک شرکت است. روشی که می تواند ضمن تعیین جایگاه یک محصول در چرخه ی عمر آن اقدامات لازم برای بهبود شرایط را تجویز نماید. این روش می تواند برای تعیین اولویتهایی که برای هر محصول می بایست در نظر داشت مورد استفاده قرار گیرد. ماتریس BCG دارای دو محور است، محور افقی سهم شرکت از بازار محصول را نشان می دهد و محور عمودی نمایانگر نرخ رشد بازار است. ایده ی اصلی این ماتریس، تعیین جایگاه یک محصول بر اساس دو عنصر مذکور یعنی سهم از بازار و سرعت رشد بازار است. بر اساس این دو عامل چهار فضا را در جدول BCG تعیین می کنیم که هر یک از این 4 موقعیت دارای نام هستند و برنامه های لازم برای محصولی که در هر یک از این موقعیت ها قرار دارد، مشخص شده است. ستاره (رشد سریع بازار و سهم بازار زیاد) ستاره ها میزان زیادی از نقدینگی را مصرف می کنند و معمولاً رهبر بازار هستند، و به همین دلیل معمولاً فروش خوبی را هم برای شرکت در پی دارند اما این بدان معنا نیست که جریان نقدینگی مثبت بسیار زیادی از این واحد به سوی شرکت در جریان است، شرکت باید سرمایه گذاری زیادی برای مقابله با رقبا انجام دهد. این واحدها در صورت موفقیت به گاوهای شیرده تبدیل شده و سودآور خواهند شد. بنابراین همان طور که در شکل مشخص است، بایستی با سرمایه گذاری بر روی ستاره ها سعی در حفظ سهم بازار داشت تا بتوان آنها را به گاوهای شیرده تبدیل نمود. گاوهای شیرده (رشد کند بازار و سهم بازار زیاد) از آنجا که رشد بازار کاهش یافته است، این واحدها و یا محصولات کمتر نیز به سرمایه گذاری هستند و از آنجا که سهم بازار بالایی از این بازارها متعلق به شرکت است، این واحدها پول زیادی را وارد شرکت می کنند. پول حاصل از این واحدها صرف واحدهایی می شود که در بخشهای دیگر قرار دارند. معمولاً گاوهای شیرده همان ستاره های دیروز هستند و شالوده ی شرکت هستند که نقدینگی را برای دیگر بخشها فراهم می آورند تا آنها هم روزی تبدیل به گاوهای شیرده شوند. سگ ها (رشد کند بازار و سهم بازار کم) این واحدها دارای سود کم یا ضررده هستند. مدیریت موسسه معمولاً مجبور است زمان زیادی را صرف این واحدها کند. شرکت باید بکوشد تا این واحدها را منحل کند یا تغییر دهد، مگر این که دلیل قانع کننده ای برای نگهداری آنها داشته باشد. وجود تعداد زیادی از واحدهای سگ در پورتفوی یک شرکت می تواند خطرناک باشد. علامت سوال (رشد سریع بازار و سهم بازار کم) واحدهای خودگردان این بخش اغلب واحدهای جوانی هستند که شرکت برای بالا بردن سهم بازار آنها نسبت به رقبا باید سرمایه گذاری زیادی انجام دهد و این کار هزینه می برد. معمولاً رسم بر آن است برای نشان دادن موقعیت یک کسب و کار (واحد استراتژیک کسب و کار ) در این جدول از دایره هایی استفاده کرد، دایره هایی که بزرگی آنها اندازه ی ریالی- دلاری آن کسب و کار را نمایش می دهد. محدودیت های روش BCG روش BCG در دوره ای خاص کاربرد بسیار زیادی داشت، اما به تدریج با ظهور برخی روشهای دیگر قدری از کاربرد وسیع آن کاسته شد. (هر چند به اعتقاد نگارنده، ابزار بسیار پرکاربردی برای کسب و کارهای کوچک و متوسط در ایران می تواند باشد) .برخی محدودیتهای این روش عبارتند از : رشد بازار تنها یکی از شاخصهای جذابیت صنعت است و سهم بازار هم تنها یکی از شاخصهای مزیت رقابتی است و در این ماتریس از بسیاری از شاخصهای دیگر که بر کسب و کار و جایگاه کسب و کار موثر هستند چشم پوشی شده است. در این مدل فرض شده است که واحدهای مختلف کاملاً مستقل از یکدیگر هستند، در حالی که در واقع یک واحد «سگ» می تواند به کسب و کارهای دیگر کمک کند تا به موفقیت بیشتری دست یابند. (نقش سینرژی را نادیده گرفته است) شاید مورد دیگری که در این ماتریس به آن پرداخته نشده است، کسب و کارهایی با بازارهای گوشه (niche market) باشند. کسب و کارهایی که شاید سهم بازار اندکی داشته باشند اما به دلیل تصاحب گوشه ی بازار وضعیت مالی مناسبی داشته باشند. و در اینجا جای گاو شیرده و سایر بخشها می تواند متفاوت باشد. با وجود تمام اینها، هنوز BCG Matrix (ماتریس گروه مشاوران بوستون) مهمترین روش برای مشاهده پورتفوی یک شرکت است که می تواند در یک نگاه مفاهیم زیادی را به مدیریت و تصمیم گیران انتقال دهد و ابزار تصمیم گیری موثری برای آنها باشد.
  25. موانع محيطی و ارائه الگوی مناسب جهت استفاده از تجارت الكترونيك در ايران چكيده پديده تجارت الكترونيك، از ضروريات تجارت در قرن 21 مي‌باشد. لذا براي استفاده از اين فن‌آوري نوين، لازم است عوامل محيطي مستقيم و غيرمستقيم بعنوان زيربنا در امر توسعه صادرات، مورد بررسي و مطالعه و بازنگري قرار گيرند. همچنين تجار و ساير دست‌اندركاران در امر تجارت بايد اين امر حياتي را شناخته و درك نمايند. براي رسيدن به اين منظور لازم است ابتدا عوامل و در واقع موانع محيطي شناخته و اولويت‌بندي شوند، سپس ضريب اهميت هر كدام رامعين كنيم و در نهايت الگويي جهت پياده‌سازي مناسب تجارت الكترونيك ارائه نمائيم. در اين مقاله نيز همين مراحل انجام شده است. با مطالعه اين عوامل در 73 كشور در حال توسعه و توسعه يافته، الگوي مناسبي جهت استفاده از تجارت الكترونيك در ايران داده شده و پيشنهاداتي مناسب با يافته‌هاي تحقيق ارائه گرديده است. این مقاله را با فرمت ورد از فایل پیوستی دریافت نمایید مقاله توسط جناب دکتر سید محمد اعرابی نگاشته شده ودرفصلنامه مدیریت نوین نیز به چاپ رسیده است پسورد : spow 1.mavane tabii va eraeye olgooye monaseb estefadeh az tejarate elektroniki dar iran.rar
×
×
  • جدید...