خاطرات دانشجویی
تبلیغات
آفرینش

تهران سازان

جملات کاربران:
برخی از محصولات فروشگاه نواندیشان بهترین مدیر، مسئول و کاربر انجمن در مردادماه
خاطرات دانشجوییطرح توجیهی کویرنوردی یزد خاطرات دانشجویینقشه کد کامل تهران به صورت قطعه بندی شده خاطرات دانشجوییمجموعه کامل آموزش Solidworks خاطرات دانشجویی خاطرات دانشجویی
خاطرات دانشجویینقشه gis منطقه 1 تهران خاطرات دانشجویینقشه کد نقشه gis منطقه 15 تهران خاطرات دانشجویینقشه gis منطقه 17 تهران
خاطرات دانشجویینقشه gis منطقه 2 تهران خاطرات دانشجویینقشه GIS کل تهران خاطرات دانشجویینقشه gis منطقه 6 تهران
خاطرات دانشجویینقشه gis منطقه 3 تهران خاطرات دانشجویینقشه gis منطقه 11 تهران خاطرات دانشجویینقشه gis منطقه 12 تهران sam arch آرتاش

جديد ترين اطلاعیه های انجمن نواندیشان و اخبار همایش ها و مطالب علمی را از این پس در کانال تلگرام نواندیشان دنبال کنيد

درخواست و دانلود مقالات علمي رايگان | فهرست آموزش های گروه انقلاب آموزشی | مسابقات تالارها | ترجمه مقالات تخصصی با قیمت دانشجویی
صفحه 19 از 31 نخستنخست ... 915161718192021222329 ... آخرینآخرین
نمایش نتایج: از شماره 181 تا 190 , از مجموع 302

موضوع: خاطرات دانشجویی

  1. #181
    کاربر فعال

    تاریخ عضویت
    01-01-2010
    نوشته ها
    4,695
    سایر رشته ها
    مرمت بناهای تاریخی
    سپاس
    0
    49 سپاس در 39 پست
    امتياز:19619Array


    پیش فرض

    توی دانشگاه مون دو تا دانشکده در کنار هم هستند و شبیه هم اند! به اسم های مدنی و بهشتی!
    و ما توی ساختمون مدنی کلاس داریم و این ساختمون سرویس بهداشتی نداره و دفتر مدیر داخلی توی طبقه بالاست!
    ولی توی ساختمان بهشتی دفتر مدیر داخلی طبقه هم کفِ! و سرویس بهداشتی داره به چه بزرگی!

    و یه روز منو افسانه بین کلاس رفتیم بیرون از کارامون پرینت بگیریم و وسایلامون در کلاس موند و برگشتیم در کلاسُ بازیدیدیم دیدیم کسی نیست و تعجبیدیم! و گفتیم یعنی استاد تعطیلیده؟ اینم این استاد؟!
    ولی کلی خوشحال شدیم و من به افسان گفتم طفلی راضیه! با اون حالش همه وسایلای مارو برد!
    افسان گفت راستی غذامونُ که جا نزاشته باشه؟
    و دوباره برگشتیم دیدیم غذا رو هم برده!
    و کلی تو دلمون رقص بندری ایجادیده بود!
    افسان گفت بیا از مدیر داخلی بپرسیم واقعا استاد رفته؟
    و من رفتم داخل: همه استادا ساکت نشسته بودن و به من نگاه میکردن
    و من به آقاهه گفتم! ببخشید استاد تاج بخشیان کلاسُ تعطیلیدن؟
    گفتن نمیدونم! ش کلاستون؟
    گفتم 915
    گفت خب این که مدنیه!
    منم گفتم: اینُ که میدونم! کلاس هم تهِ راهروه! ولی استاد نیستش!
    گفت : خب باید بری مدنی دیگه!
    گفتم: مگه اینجا مدنی نیس؟
    گفت نه اینجا بهشتیه!
    من: پـــــِـــــــــــــــخ ( اولش گفتم پخ و بعد یهویی زدم زیر خنده!)
    و یه زلزله 8 ریشتریم تو بدنم ایجاد شد از شدتِ خنده! و همه استاداو و آقاهه اینجوریدن!
    و منم بدون هیچ حرفی رفتم بیرون! و کلی با افسان خندیدیم! و بعدش مثِ دخترای خوب سوت زنون از بهشتی بیرونیدیم و رفتیم مدنی!




  2. # ADS
    Circuit advertisement
    تاریخ عضویت
    Always
    نوشته ها
    Many
    آفرینش گستر
     

  3. #182
    خاطرات دانشجویی

    تاریخ عضویت
    20-05-2010
    نوشته ها
    10,552
    مهندسی عمران
    معماری
    امتياز طلايي
    12
    سپاس
    147
    2,322 سپاس در 851 پست
    امتياز:61527Array


    پیش فرض

    امروز استاد نمره های میان ترم طرح رو داد...یکی ار بچه ها دیدیم با نیش باز اومد جلوی کلاس گفت استاد پلان 50 نمره داشت دیگه؟
    گفت نه 100
    گفت وااااااااااااااا ...مگه می شه؟
    گفت مگه چند دادم بهت؟
    گفت 53....
    کلاس رفت رو هوا
    منم گفتم نمره ی اضافی هم استاد داده بهت...چون کارت عالی بوده
    بنده خدا وا رفت...گفت یعنی دوباره بکشم؟
    بچه ها گفتن نه که 3 نمره هم اضافی گرفنتی...نه نمی خواد....
    حالا ما خنده استاد خنده این بنده خدا این شکلی =>
    تو اگر از رویاهایت ننوشتی ...من هم برای خودم می نویسم هم برای تو.... گاهی لازم است هر کس یک "تو" داشته باشد....

    [میهمان عزیز شما قادر به مشاهده لینک نمی باشید. جهت مشاهده لینک در تالار گفتگو ثبت نام کنید. ]


    خاطرم نیست تو از بارانی یا از نسل نسیم،هر چه هستی... گذرا نیست هوایـــــــــــت،بوِوووووویـــ ــــــــــــت...فقط آهسته بگو....با دلم می مانی؟

  4. #183
    کاربر انجمن

    تاریخ عضویت
    27-07-2010
    نوشته ها
    511
    مهندسی شیمی
    سپاس
    0
    0 سپاس در 0 پست
    امتياز:1035Array

    پیش فرض

    هفته پیش با استاد صحبت کردم که کلاس تشکیل میشه یا نه گفت حتما تشکیل میدم حتی اگه تعطیل کنن تو هم غیبت هات زیاده حذفت میکنم اگه نیای .... 800 کیلومتر انداختم واسه همون تک کاس رفتم استاد نیومد بوووووووووووووووووووووووو وووووووووووووووووق
    نمیدونم شاید این خاک نفرین شده .....تو بگو چرا زندگی واسه ما مرده ....تو بگو چرا قسم هات همه رنگ بغض ...این جواب آدم بودن و مزده......زندگی تو زمینی که قسم اش دروغه ...دعا نکن داداشی خدا سرش شلوغه

  5. #184
    خاطرات دانشجویی

    تاریخ عضویت
    20-05-2010
    نوشته ها
    10,552
    مهندسی عمران
    معماری
    امتياز طلايي
    12
    سپاس
    147
    2,322 سپاس در 851 پست
    امتياز:61527Array


    پیش فرض

    استاد داشت سئوالای پارسال رو دوره می کرد برای امتحان...
    آحرش گفت : خب اینم از نمونه سئوالا....
    هفته ی دیگیه امتحان شبیه همیناست....
    یکی از بچه ها گفت...عع استاد...اینا مال پارسال بود؟ من فکر کردم مال امساله( هفته ی دیگه)
    اول همه اینجوری شدیم

    بعد کلاس ترکید
    ویرایش توسط Mahnaz.D : 10-12-2011 در ساعت 06:27
    تو اگر از رویاهایت ننوشتی ...من هم برای خودم می نویسم هم برای تو.... گاهی لازم است هر کس یک "تو" داشته باشد....

    [میهمان عزیز شما قادر به مشاهده لینک نمی باشید. جهت مشاهده لینک در تالار گفتگو ثبت نام کنید. ]


    خاطرم نیست تو از بارانی یا از نسل نسیم،هر چه هستی... گذرا نیست هوایـــــــــــت،بوِوووووویـــ ــــــــــــت...فقط آهسته بگو....با دلم می مانی؟

  6. #185
    کاربر فعال

    تاریخ عضویت
    01-01-2010
    نوشته ها
    4,695
    سایر رشته ها
    مرمت بناهای تاریخی
    سپاس
    0
    49 سپاس در 39 پست
    امتياز:19619Array


    پیش فرض

    امروز استادمون داشته در مورد ترسیم شاقولی می صحبتید (شاقولی: چیزی که بر سطح زمین عمود باشد)
    همون لحظه تخته شاسیم افتاد و خم شدم که بردارم سرم خورد به میزِ کناری!!!
    استادم گفت شاقولی نبودن همون مثِ خانم خ (من) ست که کج وایستاده و صاف نبوده!




  7. #186
    کاربر فعال

    تاریخ عضویت
    01-01-2010
    نوشته ها
    4,695
    سایر رشته ها
    مرمت بناهای تاریخی
    سپاس
    0
    49 سپاس در 39 پست
    امتياز:19619Array


    پیش فرض

    تکیه کلام من تازگیا اوکی شده و به هرچیزی میگم اوکی!!!
    امروز کارامو داشتم به استاد نشون میدادم و استادم همش ایراد میگرفت و من آخرش حوصلم سر رفت و گفتم :اوکــــــی!!! نه یعنی شما درست میفرمایید!!!
    بعد وقتی استاد حسابی ایرادارمو گرفت و کارم تمومید و خواستم برم سرجام بشینم گفتم خدانگهدارتون استاد
    استاد:
    من: نـــــه! من هنوز هستم!




  8. #187
    خاطرات دانشجویی

    تاریخ عضویت
    31-08-2009
    نوشته ها
    1,518
    مهندسی فضای سبز
    ....
    امتياز طلايي
    10
    سپاس
    53
    189 سپاس در 78 پست
    امتياز:11045Array

    پیش فرض

    امروز واسه کلاس GIS رفتیم پشت سیستما نشستیم دیدیم همه سیما قاطی پاتی شده...

    من رفته بودم زیر میزم که سیماشو وصل کنم استادمونم زیر میز دوستم بود..
    خلاصه من به یه سیم رسیدم برداشتمش ببینم به چکارم میاد!!!!
    شروع کردم به کشیدن حالا نگو استادمونم از یه سر دیگش اونطرف همون سیم دستش بوده(پشتمونم بهم بود همو نمیدیدیم...)
    حالا من بکش اون بکش(جفتمون فکر میکردیم سیم به جایی گیر کرده)... بعد استادمون فکر کنم عصبی شده بود که سیم گیر کرده همچین سیمو کشید من یه متر از ترس پریدم بالا...
    کلا 1ساعت همه بعدش داشتیم میخندیدیم تو کلاس
    من آن گلبرگ مغرورم که میمیرم ز بی آبی ولی با خفت خواری پی شبنم نمی گردم


    [میهمان عزیز شما قادر به مشاهده لینک نمی باشید. جهت مشاهده لینک در تالار گفتگو ثبت نام کنید. ]


    [میهمان عزیز شما قادر به مشاهده لینک نمی باشید. جهت مشاهده لینک در تالار گفتگو ثبت نام کنید. ]



  9. #188
    کاربر فعال

    تاریخ عضویت
    05-07-2010
    نوشته ها
    2,465
    مهندسی معماری
    سپاس
    0
    75 سپاس در 62 پست
    امتياز:13373Array

    پیش فرض

    هفته پیش تولد دوستم بود
    تصمیم گرفتیم براش تو دانشگاه تولد بگیریم
    من و یه دوست دیگم رفتیم که کیک سفارش بدیم و شگفت انگیزش کنیم
    اونجا هر چی فکر کردیم که چه متنی بنویسیم رو کیکش چیزی به ذهنمون نرسید
    یهو یه جرقه ای تو ذهنم خورد و رو کاغذ نوشتم :
    الهام جان ترشیدی ها .........
    بعد دوباره نوشتم : دختر که رسید به بیست به حالش باید گریست


    پسری که سفارش گرفت تا نوشته رو دید زد زیر خنده ... گفت حالا گریه نکنه روز تولدش
    گفتیم که نه خیالت راحت بنویس

    اونم سفارش و گرفت و ما اومدیم

    روز تولد دوستم بود و من بدجوری مریض بودم این شد که یه دوست دیگم رفت کیک و بگیره
    اون پسری که سفارش گرفت نبوده و یه اقای دیگه جاش بوده

    شماره سفارش و میگیره و میاد
    بعد کیک و که میبینه خشک میشه
    میگه این و خودتون گفتید ؟ دوستم میگه بله

    بعد میگه بذارید تو جعبه
    اقائه میگه جعبه نداریم این اندازه

    هیچی با اون نوشته ها مجبور میشه بگیره دستش و بیاد
    حالا تو خیابون بماند قیافه مردم
    قیافه اون فروشنده هم بماند

    میرسه دانشگاه دم در انتظامات گیرمیده
    بعد میبینن کیکه میگن برا ما هم بیار
    یهو چشمشون میفته به نوشته همه شکه میشن

    هیچی دیگه بالاخره اومد بالا و رسید پیش من ... اما قشنگ اشک تو چشاش جمع شده بود
    تا رسید به من گفت بمیری الهی با این ایده های مزخرف همیشگیت

    بعد اونی که تولدش بود تا کیک و دید
    هیچی دیگه تو فیلم خیلی جالب افتاد کیک ... مخصوصا بغض این دو تا دوستم و خنده های من
    رو یه کاغذ هم نوشتم سرکه واسه ترشی نیازداریم .... اونم تو فیلم هست
    تقریبا 30 نفر شدیم تو تولد .... تازه کیکم جای کادو باش حساب کردیم

    در کل خیلی خوش گذشت و خیلی حالش گرفته شد .. خوب بود
    یادم باشد ؛

    حرفی نزنم
    ........که به کسی بر بخورد ...
    نگاهی نکنم
    .......که دل کسی بلرزد ...
    راهی نروم
    ........که بی راه باشد ....
    خطی ننویسم
    ......که ازار دهد کسی را ...!


    تنها ؛
    تنها ؛ دل ِ ما ، دل نیست ...!






  10. #189
    کاربر ممتاز

    تاریخ عضویت
    07-02-2011
    نوشته ها
    5,875
    مهندسی عمران
    امتياز طلايي
    5
    سپاس
    0
    132 سپاس در 79 پست
    امتياز:31721Array


    پیش فرض

    شهریه ثابتو ریختم 350 تومن متغیرم مونده تا وقتی شهریه رو نریختم تنها حقی که تو دانشگاه دارم اینه که میتونم از دستشوییاش استفاده کنم
    امروز رفتم پیش آموزش میگم اشتغال به تحصیل میخوام، شماره دانشجویی رو زده میگه حسابت بستس شهریتو بریز؛ گفتم ساعت 11 من تو شهر غریب پول از کجا بیارم شهریه تورو بدم؟ میگه برو به امور مالی بگو، رفتم زنه نشسته اونجا میگم من امروز حتما اشتغال به تحصیل لازم دارم فردا به دردم نمیخوره لطفا حسابم رو 10 مین باز کنین یه پرینت بدن بهم چند روز بعد شهریه رو میریزم برای گرفتن برگه ورود به جلسه؛ میگه ها؟ میگم میشه 10 مین حساب منو باز کنی؟ میگه چقدر؟ میگم 10 مین، میگه مین چیه؟ تازه 2زاریم افتاد! گفتم 10 دقیقه، گفت نه نمیشه؛ گفتم بابا لازم دارم، گفت بدهیتو پرداخت کن بعد؟ گفتم آخه چه ربطی به اشتغال به تحصیل داره؟ میگه به همه چی ربط داره، منم گفتم دستشویی که میتونم برم بدونه شهریه دادن؟ گفت آره، گفتم پس بای با این قانوناتون، گفت چی؟ گفتم خداوند حافظ و نگه دارتان
    از ننـگ چـه گـویی که مـرا نام ز ننگ اسـت
    وز نـام چـه پـرسی که مـرا ننگ ز نام اسـت
    مِـی خـواره و سـرگـشته و رنـدیم و نظربـاز
    وان کس که چو ما نیست در این شهر کدام است

    Gorxan olup!

  11. #190
    کاربر انجمن

    تاریخ عضویت
    07-12-2011
    نوشته ها
    209
    مهندسی شیمی
    سپاس
    0
    2 سپاس در 2 پست
    امتياز:1581Array

    پیش فرض

    یادم میاد ترم 2 بودم ...
    روزهای اول تیر، آخر امتحانای پایان ترم بود...
    وسط ظهر ، هوا بدجور گرم ...منو دوستم که رفیق دوران دبیرستانمم بود داشتیم میرفتیم به سمت ساختمون سایت دانشگاه تا ببینیم نمره ها اومده یا نه...
    همینطور که میرفتیم، چشم خورد به کارگر بنده خدا خسته کوفته کارش تموم شده داشت میرفت تو اتاقش تو ساختمون ، یه فرغون هم داشت که بیرون گذاشت و رفت ...من تا این صحنه دیدم ، چشام برقی زد و شیطنتم گل کرد... هنوز شیطنت های دوران دبیرستان تو خونم مونده بود
    خلاصه این رفیقمو انداحتم تو فرغون یه دوری اونجا زدیم ...!!!!
    فکککککککککر کن !!! تو دانشگاه ما که کلی حراست و آدم و دانشجو ، موقع امتحانا و درگیری و تشتج هم اون موقع بالا بود ، ما این کارو بکنیم !!


    نميدانم!

    تو باور كردي يا نه
    كه امشب بي تو ميميرم

    كه درخود مرده ام

    اما!

    چه سخت است باورش بر تو چنين مرگ مرا ديدن

    كمي ديوانه گشتم من
    ...

    و شايد

    بيش از اين يكم!


اطلاعات موضوع

کاربرانی که در حال مشاهده این موضوع هستند

در حال حاضر 1 کاربر در حال مشاهده این موضوع است. (0 کاربران و 1 مهمان ها)

موضوعات مشابه

  1. آموزش: قوانین مربوط به روابط عاشقانه و زناشویی
    توسط peyman sadeghian در انجمن ازدواج و مسائل زناشویی
    پاسخ ها: 0
    آخرين نوشته: 20-09-2011, 01:39
  2. پاسخ ها: 0
    آخرين نوشته: 17-09-2011, 10:27
  3. آموزش: آشنایی با گیاهان دارویی (تعریف کلی از گیاهان دارویی)
    توسط morvaridtalaee در انجمن گیاهان دارویی
    پاسخ ها: 3
    آخرين نوشته: 20-06-2011, 01:54
  4. نوشتن جادویی
    توسط هـــاله در انجمن مسابقات، سرگرمی ها و مباحث متفرقه
    پاسخ ها: 1
    آخرين نوشته: 02-02-2011, 19:52

کلمات کلیدی این موضوع

Bookmarks

مجوز های ارسال و ویرایش

  • شما نمیتوانید موضوع جدیدی ارسال کنید
  • شما امکان ارسال پاسخ را ندارید
  • شما نمیتوانید فایل پیوست کنید.
  • شما نمیتوانید پست های خود را ویرایش کنید
  •