خاطرات دانشجویی
تبلیغات
آفرینش

تهران سازان

جملات کاربران:
برخی از محصولات فروشگاه نواندیشان بهترین مدیر، مسئول و کاربر انجمن در مردادماه
خاطرات دانشجوییطرح توجیهی کویرنوردی یزد خاطرات دانشجویینقشه کد کامل تهران به صورت قطعه بندی شده خاطرات دانشجوییمجموعه کامل آموزش Solidworks خاطرات دانشجویی خاطرات دانشجویی
خاطرات دانشجویینقشه gis منطقه 1 تهران خاطرات دانشجویینقشه کد نقشه gis منطقه 15 تهران خاطرات دانشجویینقشه gis منطقه 17 تهران
خاطرات دانشجویینقشه gis منطقه 2 تهران خاطرات دانشجویینقشه GIS کل تهران خاطرات دانشجویینقشه gis منطقه 6 تهران
خاطرات دانشجویینقشه gis منطقه 3 تهران خاطرات دانشجویینقشه gis منطقه 11 تهران خاطرات دانشجویینقشه gis منطقه 12 تهران sam arch آرتاش

جديد ترين اطلاعیه های انجمن نواندیشان و اخبار همایش ها و مطالب علمی را از این پس در کانال تلگرام نواندیشان دنبال کنيد

درخواست و دانلود مقالات علمي رايگان | فهرست آموزش های گروه انقلاب آموزشی | مسابقات تالارها | ترجمه مقالات تخصصی با قیمت دانشجویی
صفحه 21 از 31 نخستنخست ... 11171819202122232425 ... آخرینآخرین
نمایش نتایج: از شماره 201 تا 210 , از مجموع 302

موضوع: خاطرات دانشجویی

  1. #201
    خاطرات دانشجویی

    تاریخ عضویت
    31-05-2010
    نوشته ها
    3,017
    سایر رشته ها
    امتياز طلايي
    129
    سپاس
    2,352
    1,144 سپاس در 466 پست
    امتياز:34799Array


    پیش فرض

    ما هم یکی از استادامون هست ، طفلکی ترم 1 و 2 داشت با ما .
    اون موقع هم که پسرای کلاس ما تازه از دبیرستان پرت شده بودن به سمت دانشگاه ، همه کلا اوت بودن ( البته هنوزم هستن )
    .
    این بنده خدا می خواست بگه پارسال یا پیارسال ، رو زبونش نمی چرخید می گفت : پالسال پی پیلالسال !!!!
    بچه ها هم کلا ، هی ازش راجع به سوابق ش می پرسیدن !!! این بیچاره هم مبجور بود استفاده کنه از این دو تا کلمه


    Don't Give Up... HOPE Changes Every Thing


  2. # ADS
    Circuit advertisement
    تاریخ عضویت
    Always
    نوشته ها
    Many
    آفرینش گستر
     

  3. #202
    کاربر فعال

    تاریخ عضویت
    09-07-2011
    نوشته ها
    1,828
    سایر رشته ها
    سپاس
    83
    559 سپاس در 196 پست
    امتياز:12444Array

    پیش فرض

    ما یه استاد داشتیم، لر بودش، خیلی دوسش داشتیم. خیلی لهجه ام داشت. آخر همه فعلاش تون میاورد. مثلا میخواست بگه "بکنید"، میگفت: بکنیتون. ما هم غش غش میخندیدم.

  4. #203
    خاطرات دانشجویی

    تاریخ عضویت
    31-12-2009
    نوشته ها
    3,794
    مهندسی مواد و متالورژی
    متالورژی صنعتی
    سپاس
    7
    91 سپاس در 59 پست
    امتياز:19323Array


    پیش فرض

    ما یه استاد داشتیم بهمون نقشه کشی صنعتی تدریس میکرد بعد گوشاش خیلی سنگین بود بیچار تا روشو به تخته میکرد بچه ها هوار میکشیدن جیغ و داد میکردن اصلا نمیشنید وقتی با هاش حرف میزدی باید داد میزدی اگه ارم فحشش میدادی نمیشنید ولی من اصلا اهل اذیت نبودم ولی خیلیا اذیتش میکردن
    عجب خياط ماهريست دنيا دل هيچ كس را براي من تنگ ندوخت!
    [میهمان عزیز شما قادر به مشاهده لینک نمی باشید. جهت مشاهده لینک در تالار گفتگو ثبت نام کنید. ]

  5. #204
    خاطرات دانشجویی

    تاریخ عضویت
    31-05-2010
    نوشته ها
    3,017
    سایر رشته ها
    امتياز طلايي
    129
    سپاس
    2,352
    1,144 سپاس در 466 پست
    امتياز:34799Array


    پیش فرض

    استاد مبانی طراحیمون هم همیشه بجای گواش می گفت : گُهاش !!!!!!
    یادش بخیر ، بچه ها هر جلسه یکیو مامور می کردن بره از استاد بپرسه بهترین مارکای گواش چیان
    اونم بنده خدا هر جلسه همه رو از اول می گفت


    Don't Give Up... HOPE Changes Every Thing


  6. #205
    خاطرات دانشجویی

    تاریخ عضویت
    31-12-2009
    نوشته ها
    8,300
    سایر رشته ها
    کلاس دوم تازه اونم رد شدم!
    امتياز طلايي
    10
    سپاس
    808
    2,390 سپاس در 764 پست
    امتياز:40405Array


    پیش فرض

    شرمنده ها این تاپیک ادغام میشه اینجا
    [میهمان عزیز شما قادر به مشاهده لینک نمی باشید. جهت مشاهده لینک در تالار گفتگو ثبت نام کنید. ]
    ﺍﮔﺮ ﻋﻘﻞ ﺍﻣﺮﻭﺯﻡ ﺭﺍ ﺩﺍﺷﺘﻢ ﮐﺎﺭﻫﺎﯼ ﺩﯾﺮﻭﺯﻡ ﺭﺍ ﻧﻤﯽ ﮐﺮﺩﻡ . . . . . . . . . . . ﻭﻟﯽ ﺍﮔﺮ ﮐﺎﺭﻫﺎﯼ ﺩﯾﺮﻭﺯﻡ ﺭﺍ ﻧﻤﯽ ﮐﺮﺩﻡ ﻋﻘﻞ ﺍﻣﺮﻭﺯﻡ ﺭﺍ ﻧﺪﺍﺷﺘﻢ!!.

  7. #206
    عضو جدید

    تاریخ عضویت
    27-10-2010
    نوشته ها
    58
    مهندسی مکانیک
    ساخت و تولید
    سپاس
    1
    1 سپاس در 1 پست
    1 سپاس در 1 پست
    امتياز:248Array

    پیش فرض

    از قضا همین ترم اخیر یه استاد داشتیم همین سوتی کیوز رو داد ( دلتون نخواد کلی خندیدیم بعد کلاس ! )
    این استاد ما زیاد اهل خاطره تعریف کردنه و همیشه هم از این جمله استفاده میکنه : هیچ وقت یادم نمیاد !!!!!!!!!!!!!! ( منظورش : هیچ وقت یادم نمیره هستشا! )
    جالب اینجاس تا حالا یکبار هم این جمله رو اصلاح نکرده درستشو بگه دلمونو خوش کنیم پای صحبت استاد نشستیم
    No pain No gain

  8. #207
    کاربر فعال

    تاریخ عضویت
    05-06-2010
    نوشته ها
    1,155
    مهندسی مکانیک
    مهندسی برق و کنترل
    سپاس
    0
    20 سپاس در 15 پست
    امتياز:6226Array

    پیش فرض

    نقل قول نوشته اصلی توسط شقایق... نمایش پست ها
    شرمنده ها این تاپیک ادغام میشه اینجا
    [میهمان عزیز شما قادر به مشاهده لینک نمی باشید. جهت مشاهده لینک در تالار گفتگو ثبت نام کنید. ]
    تاپیکی که من زدم فقط در مورد سوتی های کلامی بودا

    به هر ترتیب ما تلاش کردیم یه تاپیک شاد بزنیم .. دیگه خودتون میدونید

    اما به هر ترتیب من به راهم ادامه میدم
    .
    .


    .


    .امام حسین(ع)


    هر كس اين پنج چيز را نداشته باشد از زندگی بهره ای نمی برد: عقل-دين-ادب-شرم -خوش خلقی

    ------------------------------------------------------------------------------------------------------



  9. #208
    خاطرات دانشجویی

    تاریخ عضویت
    04-01-2011
    نوشته ها
    161
    مهندسی مکانیک
    ساخت و تولید
    امتياز طلايي
    12
    سپاس
    3
    27 سپاس در 8 پست
    امتياز:521Array

    پیش فرض

    سلام به همه دوستان خیلی خوشجالم که این تاپیک رو زدید
    بهترین خاطره من از دانشگاه ، این است :
    من شماره دختری رو که اصلا نمی شناختم ، برای گرفتن چزوه ازش گرفتم .... بعد هم جزوه رو گرفیتم و ما رو به خیر و اون رو به سلامت
    ورودی 5 سال جلو تر از من بود ... یعنی من 5 سال بعد از اون وارد دانشگاه شدم
    بعد از امتحان اون درسی که با هم داشتیم دیدم نیومده سر جلسه بهش اس ام اس دادم چه طور بود امتحان ؟ ولی جوابی نیومد.....
    بعد از 2 روز اول صبح موبایلم زنگ خورد ، دیدم یک شماره است که اسمش هم معلوم نیست ، یعنی به اسم چزوه درس ----- سیو کرده بودم ........بعد از صحبت کردن متوجه شدم که همون دختر است
    بهم گفت مادرم مریض شده و بی چاره شدم ..... من ترم آخرم هست .... خیلی شیک و با کلاس به من فهموند که برو جای من امتحان بده
    من اصلا خبر نداشتم که امتحان اون ها یک روز دیگه برگزار می شه و گفتم مگه می شه !!! الان دیگه تموم شده ..... که برام گفت
    من با این که می دونستم دروع می گه .. ولی چون بزرگتر بود رو زده بود، روم نشد بگم نه !!!!!!!!!!
    حالا کاری نداشته باشید که به چه ترفندی لو نرفیتم و خودم رو جای یک دختر جا زدم ...... و جفتمون اون درس رو پاس شدیم و اون هم دیگه نیومد دانشگاه ... بعد از یک مدتی هم تو فیس بوک پیداش کردم ......
    این بهترین خاطره من توی دانشگاه بود که فکر می کنم جالب باشه ................ هنوز که هنوزه تو دانشگاه پرچم من بالاست و هیچ کس رو دست من نزده

  10. #209
    کاربر ممتاز

    تاریخ عضویت
    07-02-2011
    نوشته ها
    5,875
    مهندسی عمران
    امتياز طلايي
    5
    سپاس
    0
    132 سپاس در 79 پست
    امتياز:31721Array


    پیش فرض

    نقل قول نوشته اصلی توسط shayan1989 نمایش پست ها
    سلام به همه دوستان خیلی خوشجالم که این تاپیک رو زدید
    بهترین خاطره من از دانشگاه ، این است :
    من شماره دختری رو که اصلا نمی شناختم ، برای گرفتن چزوه ازش گرفتم .... بعد هم جزوه رو گرفیتم و ما رو به خیر و اون رو به سلامت
    ورودی 5 سال جلو تر از من بود ... یعنی من 5 سال بعد از اون وارد دانشگاه شدم
    بعد از امتحان اون درسی که با هم داشتیم دیدم نیومده سر جلسه بهش اس ام اس دادم چه طور بود امتحان ؟ ولی جوابی نیومد.....
    بعد از 2 روز اول صبح موبایلم زنگ خورد ، دیدم یک شماره است که اسمش هم معلوم نیست ، یعنی به اسم چزوه درس ----- سیو کرده بودم ........بعد از صحبت کردن متوجه شدم که همون دختر است
    بهم گفت مادرم مریض شده و بی چاره شدم ..... من ترم آخرم هست .... خیلی شیک و با کلاس به من فهموند که برو جای من امتحان بده
    من اصلا خبر نداشتم که امتحان اون ها یک روز دیگه برگزار می شه و گفتم مگه می شه !!! الان دیگه تموم شده ..... که برام گفت
    من با این که می دونستم دروع می گه .. ولی چون بزرگتر بود رو زده بود، روم نشد بگم نه !!!!!!!!!!
    حالا کاری نداشته باشید که به چه ترفندی لو نرفیتم و خودم رو جای یک دختر جا زدم ...... و جفتمون اون درس رو پاس شدیم و اون هم دیگه نیومد دانشگاه ... بعد از یک مدتی هم تو فیس بوک پیداش کردم ......
    این بهترین خاطره من توی دانشگاه بود که فکر می کنم جالب باشه ................ هنوز که هنوزه تو دانشگاه پرچم من بالاست و هیچ کس رو دست من نزده
    shayan1989 مگه پسر نیست؟ خودتو چطوری دختر جا زدی؟ من تو پسر جای پسرش موندم میترسم جای خودم آدم بفرستم
    از ننـگ چـه گـویی که مـرا نام ز ننگ اسـت
    وز نـام چـه پـرسی که مـرا ننگ ز نام اسـت
    مِـی خـواره و سـرگـشته و رنـدیم و نظربـاز
    وان کس که چو ما نیست در این شهر کدام است

    Gorxan olup!

  11. #210
    خاطرات دانشجویی

    تاریخ عضویت
    04-01-2011
    نوشته ها
    161
    مهندسی مکانیک
    ساخت و تولید
    امتياز طلايي
    12
    سپاس
    3
    27 سپاس در 8 پست
    امتياز:521Array

    پیش فرض

    درسته دوست عزیز من پسر هستم .
    این که چه طوری این کار رو کردم دیگه جزیی از اسراره ..... کلی ادم تو دانشگاه در پی کشف این موضوع هستند

صفحه 21 از 31 نخستنخست ... 11171819202122232425 ... آخرینآخرین

اطلاعات موضوع

کاربرانی که در حال مشاهده این موضوع هستند

در حال حاضر 1 کاربر در حال مشاهده این موضوع است. (0 کاربران و 1 مهمان ها)

موضوعات مشابه

  1. آموزش: قوانین مربوط به روابط عاشقانه و زناشویی
    توسط peyman sadeghian در انجمن ازدواج و مسائل زناشویی
    پاسخ ها: 0
    آخرين نوشته: 20-09-2011, 01:39
  2. پاسخ ها: 0
    آخرين نوشته: 17-09-2011, 10:27
  3. آموزش: آشنایی با گیاهان دارویی (تعریف کلی از گیاهان دارویی)
    توسط morvaridtalaee در انجمن گیاهان دارویی
    پاسخ ها: 3
    آخرين نوشته: 20-06-2011, 01:54
  4. نوشتن جادویی
    توسط هـــاله در انجمن مسابقات، سرگرمی ها و مباحث متفرقه
    پاسخ ها: 1
    آخرين نوشته: 02-02-2011, 19:52

کلمات کلیدی این موضوع

Bookmarks

مجوز های ارسال و ویرایش

  • شما نمیتوانید موضوع جدیدی ارسال کنید
  • شما امکان ارسال پاسخ را ندارید
  • شما نمیتوانید فایل پیوست کنید.
  • شما نمیتوانید پست های خود را ویرایش کنید
  •