خاطرات دانشجویی
تبلیغات
آفرینش

تهران سازان

جملات کاربران:
برخی از محصولات فروشگاه نواندیشان بهترین مدیر، مسئول و کاربر انجمن در مردادماه
خاطرات دانشجوییطرح توجیهی کویرنوردی یزد خاطرات دانشجویینقشه کد کامل تهران به صورت قطعه بندی شده خاطرات دانشجوییمجموعه کامل آموزش Solidworks خاطرات دانشجویی خاطرات دانشجویی
خاطرات دانشجویینقشه gis منطقه 1 تهران خاطرات دانشجویینقشه کد نقشه gis منطقه 15 تهران خاطرات دانشجویینقشه gis منطقه 17 تهران
خاطرات دانشجویینقشه gis منطقه 2 تهران خاطرات دانشجویینقشه GIS کل تهران خاطرات دانشجویینقشه gis منطقه 6 تهران
خاطرات دانشجویینقشه gis منطقه 3 تهران خاطرات دانشجویینقشه gis منطقه 11 تهران خاطرات دانشجویینقشه gis منطقه 12 تهران sam arch آرتاش

جديد ترين اطلاعیه های انجمن نواندیشان و اخبار همایش ها و مطالب علمی را از این پس در کانال تلگرام نواندیشان دنبال کنيد

درخواست و دانلود مقالات علمي رايگان | فهرست آموزش های گروه انقلاب آموزشی | مسابقات تالارها | ترجمه مقالات تخصصی با قیمت دانشجویی
صفحه 23 از 31 نخستنخست ... 313192021222324252627 ... آخرینآخرین
نمایش نتایج: از شماره 221 تا 230 , از مجموع 302

موضوع: خاطرات دانشجویی

  1. #221
    خاطرات دانشجویی

    تاریخ عضویت
    24-05-2010
    نوشته ها
    6,170
    مهندسی نساجی
    تکنولوژی
    امتياز طلايي
    31
    سپاس
    4,641
    6,393 سپاس در 1,628 پست
    امتياز:25334Array


    پیش فرض

    نمایشگاه کاریکاتور سال 88....یادش بخیر....
    اینم وضع اتوبوسای یونی ماست...
    ببخشید کیفیت عکس کمه!!!


    [میهمان عزیز شما قادر به مشاهده لینک نمی باشید. جهت مشاهده لینک در تالار گفتگو ثبت نام کنید. ]
    و دیگر خاموشی است...

    52








  2. # ADS
    Circuit advertisement
    تاریخ عضویت
    Always
    نوشته ها
    Many
    آفرینش گستر
     

  3. #222
    خاطرات دانشجویی

    تاریخ عضویت
    27-08-2009
    نوشته ها
    33,041
    مهندسی شهرسازی
    برنامه ریزی شهری
    امتياز طلايي
    134
    سپاس
    18,740
    28,290 سپاس در 9,295 پست
    امتياز:117252Array


    پیش فرض

    اینو نمیدونستم کجا بگم. ولی خب سوژه جالبی بوده که دیدم حیفه گفته نشه
    البته نقل قول از یکی از دوستامه که تعریف کرده:

    کلاسمون ساعت 8 صبح بود و کلاسای ساعت 8 هم بدون تأخیر معمولاً نمیشه
    ما هم 10 دقیقه دیر رسیدیم سر کلاس، دیدیم استاده داره درس رو توضیح میده و پای تخته می نویسه. گفتیم حتماً کسی تو کلاسه و درسو شروع کرده

    رفتیم تو دیدیم هیشکی نیست
    معلوم نبود واسه کی داشته درس میداده


    قابل توجه که این سوژه برتر امسال استاد ماس
    [میهمان عزیز شما قادر به مشاهده لینک نمی باشید. جهت مشاهده لینک در تالار گفتگو ثبت نام کنید. ]/|\[میهمان عزیز شما قادر به مشاهده لینک نمی باشید. جهت مشاهده لینک در تالار گفتگو ثبت نام کنید. ]/|\ [میهمان عزیز شما قادر به مشاهده لینک نمی باشید. جهت مشاهده لینک در تالار گفتگو ثبت نام کنید. ] /|\ [میهمان عزیز شما قادر به مشاهده لینک نمی باشید. جهت مشاهده لینک در تالار گفتگو ثبت نام کنید. ]

    پسورد تمامی فایل هایی که پسوردشون ذکر نشده=www.noandishaan.com

    با قضاوت کردن از روی اطلاعات ناقص، مدیون وجدانمون نباشیم.


    ترس از شکست خودش باعث شکست میشه و نتیجه اون چیزی نیست جز گفتن ای کاش ...

    29 [میهمان عزیز شما قادر به مشاهده لینک نمی باشید. جهت مشاهده لینک در تالار گفتگو ثبت نام کنید. ])

  4. #223
    خاطرات دانشجویی

    تاریخ عضویت
    29-06-2010
    نوشته ها
    7,223
    مهندسی کامپیوتر
    نرم افزار
    امتياز طلايي
    39
    سپاس
    87
    341 سپاس در 153 پست
    امتياز:25294Array


    پیش فرض

    یکی از دوستام ، دو ترم ه، وقتی می خواد صدام بزنه ، اشتباهی بجا اینکه بگه زهرا، میگه فرهاد!!

    پ.ن: فرهاد اسم شوهرشه ...
    حافظ هنوز اصرار دارد / خبر خوشی در راه است
    .
    مهم :[میهمان عزیز شما قادر به مشاهده لینک نمی باشید. جهت مشاهده لینک در تالار گفتگو ثبت نام کنید. ]| موضوع مهم: [میهمان عزیز شما قادر به مشاهده لینک نمی باشید. جهت مشاهده لینک در تالار گفتگو ثبت نام کنید. ] | موضوع مهم :[میهمان عزیز شما قادر به مشاهده لینک نمی باشید. جهت مشاهده لینک در تالار گفتگو ثبت نام کنید. ] | [میهمان عزیز شما قادر به مشاهده لینک نمی باشید. جهت مشاهده لینک در تالار گفتگو ثبت نام کنید. ]
    51 [میهمان عزیز شما قادر به مشاهده لینک نمی باشید. جهت مشاهده لینک در تالار گفتگو ثبت نام کنید. ])
    .
    .

  5. #224
    خاطرات دانشجویی

    تاریخ عضویت
    14-01-2010
    نوشته ها
    2,715
    مهندسی صنایع
    سپاس
    5
    21 سپاس در 19 پست
    امتياز:12779Array

    پیش فرض

    ترم دوم دانشگاه بودم

    امتحان میانترم ریاضی دو داشتم ، خوب خونده بودم
    وارد سالن امتحان شدیم من نشستم و پشت سرم هم لورنا نشست و صندلی جلویی من هم یه آق پسری نشست که از شانس زیبای من هیچی نخونده بود

    این از اون اولش که نشست پرسید خانوم خوب خوندین؟ به من برسونیداااااااااااا منم گفتم اگر خودت تونستی نگا کنی رو برگم بنویس اگر نه منتظر نباش من چیزی بهت برسونم من سر امتحان حرف نمیزنم

    حالا برگم رو میاوردم بالا لوری از پشت چک کنه هااااااا ولی اون پسره حتی زحمت نگا کردنم به خودش نمیداد فقط یه برگه چک نویس هی رد میکرد زیر برگه من میگفت بنویس برام این برگه هم هی میفتاد زمین اون هی برش میداشت دوباره روز از نو ...

    ریاضی دو هم هر مسئلش صد خطه من چجوری مینوشتم زورش میومد حتی برا خودش بنویسه

    هیچی دیگه دیدم این پسره اومده فقط براش بنویسن و نمرشو بگیره خلاص منم لج کردم امتحانم که تموم شد پاشدم از جلسه رفتم بیرون داشتم میرفتم دیدم پسره داره اینجوری نگا میکنه

    البته من دست به رسوندنم خوبه هاااا ولی این دیگه خیلی راحت طلب بود

    گذشت و رفت تا جلسه بعدی کلاسمون

    همش میگفتم کاشکی دیگه نبینمشاااااا ولی همین که داشتم وارد کلاس میشدم از کلاس اومد بیرون من پررو اون از من پرروتر اصلا انگار همو نمیشناختیم

    بی تفاوت از کنار هم گذشتیم

    همیشه توی ذهنمه این اتفاق ، خیلی با لوری خندیدیم
    بــرای باور ِ بــودن ؛ جــایی شایــد ، باشه شایــد ...
    .
    .
    .





  6. #225
    کاربر فعال

    تاریخ عضویت
    16-08-2010
    نوشته ها
    1,539
    مهندسی صنایع
    فعلا گرایش نداریم
    سپاس
    0
    18 سپاس در 15 پست
    امتياز:10300Array

    پیش فرض

    در جهت کامل کردن صوبت های یوحی جون یاد آوری کنم من اون ترم میانترم ریاضی 2 گرفتم از6

    There's no comfort in the truth

    Pain is all you'll find


  7. #226
    کاربر فعال

    تاریخ عضویت
    23-04-2012
    نوشته ها
    1,092
    سایر رشته ها
    سپاس
    22
    56 سپاس در 46 پست
    امتياز:9489Array

    پیش فرض

    آخرین خاطره ای که یادم میاد اینه که با دوستم سوار آسانسور شدیم بجای اینکه طبقه مورد نظر وایسته طبقه ای وایستاد که اتاق اساتید بود ما هم مشغول حرف زدن بودیم و اصلا متوجه نشدیم و پیاده شدیم. دقیقا استادمون رو دیدیم که داشت میومد سمت ما .هنوز نفهمیده بودیم چی شده فکر کردیم استاد رفته سر کلاس ولی چون کسی نبوده داره بر میگرده .هاج و واج داشتیم به استاد نگاه می کردیم که استاد گفت شما نمیرید سر کلاس ما تازه دوزاریمون افتاد که بله چی شده استاد هم خنده اش گرفته بود از سوتی ما.

  8. #227
    عضو جدید

    تاریخ عضویت
    31-10-2011
    نوشته ها
    84
    مهندسی عمران
    عمران - سازه
    سپاس
    23
    6 سپاس در 5 پست
    امتياز:419Array

    پیش فرض

    یادش به خیر خیلی سر اساتید گرام رو گول می مالیدیم:

    یادمه محاسبات عددی با یه استاد شوت داشتیم، استاده سالهای اول تدریسش بود و هنوز قشر هفت خط دانشجو رو که برای نمره دست به هر اقدام ناهنجار می زنن؛ نشناخته بود. استاده تمرین می داد و ازمون می خواست تمرینا (برنامه هایی که نوشته بودیم) رو ببریم اتاقش و اونجا غلطاش رو بگیریم. مسلما هیچکدام از برنامه ها غلط نداشت به همین خاطر به ذهن مبارک استاد فکری خطیر خطور کرده بود : اصلاح غلط هایی که خود استاد وارد برنامه می کرد.

    همه کپ کرده بودن که بابا این یارو دیگه چی می گه برامون شاخ شده. منو یکی از دوستام رفتیم تو اتاقش با این پیش زمینه که هیچکی تا الان نتونسته غلطهای برنامه رو اصلاح کنه . . . اول من رفتم پشت سیستمش نشستم و برنامه ام رو باز کرد و گفت: آقا جواد اون ور رو نگاه کن . . . چند بار صدای کیبورد و . . . استاد : یا علی . . .
    خدایا چیکارکنم . . . تو همین فکرا بودم ک انگار بهم الهام شد . . . : ببین Ctrl+Z کار می کنه، ببین Ctrl+Z کار می کنه . . . Ctrl+Z رو زدم و دیدم به به تمامی دستکاری ها استاد به روز اول برگشت. موفق شده بودم اما برای تابلو نشدن ماجرای ، یکمی با کیبوردش ور رفتم و چند بار آهی جانسوز از ته دل سر دادم و بعد از چند دقیقه به استاد گفتم: تمام شد. استاده و دوستم هاج و واج مونده بودن که من چطور ظرف چند دقیقه اشکالاش رو گرفتم، بعد از ران شدن برنامه توسط استاد، سیل تعریف و تمجیدها از بنده سرازیر شد. منهم خوب می دونستم در این لحظه باید چیکار کرد؛ من: خواهش میکنم استاد تماما زحمات شماست . . . واقعا شما نبودین ما نحوه استفاده صحیح و اصولی از رایانه رو یاد نمی گرفتیم . . . از این بابت از شما کمال تشکر رو دارم.. دوستم که شک کرده بود موقع خارج شدنم از پشت میز استاد بهم گفت:یالا بگو چیکار کردی و گرنه میگم که تو حتی بلد نیستی کامپیوتر رو هم روشن کنی چه برسه به برنامه نویسی . دیدم اوضاع خیطه ازش قول گرفتم به کسی نگه، کلاس آی کیو و دانشمند ما هم تا روز آخر به این مسئله پی نبردن (فکر کنم همگی همون روز دفاع از برنامه ها، رنگ نرم افزار رو می دیدیم) از اون روز شدم خدای برنامه نویسی کلاس (در حالیکه چیزی بارم نبود) چندبار حل تمرین هم گذاشتم

  9. #228
    عضو جدید

    تاریخ عضویت
    31-10-2011
    نوشته ها
    84
    مهندسی عمران
    عمران - سازه
    سپاس
    23
    6 سپاس در 5 پست
    امتياز:419Array

    پیش فرض

    بحث آسانسور شد یه خاطره ای هم در مورد آسانسور بگم:

    رفته بودیم سازمان مرکزی، از طبقه آخر میخواستیم بیایم پایین که دیدیم یکی داره داد می زنه آســـــــــانــــــــــسو ر رو نگــــــــــه دار . . . آسانســــــور رو نگه دار جون مادرت. دیدم داره قسم میده اسانسور رو گیردادم طرف برسه (به قول ترول ها اون لحظه حس دهقان فداکار رو داشتم)، طرف اومد . . . یکی از اساتید کلفت و بداخلاقمون که با من هم لج بود . . . : این آسانسور چیه همه با اسانسور میان و میرن یکمی هم راه برین کمرتون خشک شده از بس تکونش ندادین. : چشم استاد همین یه بار رو بذارین از اسانسور استفاده کنیم، حالا تشریف بیارین داخل . . . : نه من اصلا از این چیزا استفاده نمی کنم من ورزشکارم . . . : بله بر منکرش لعنت... دکمه اسانسور رو زدیم و طبق معمول اسانسورهای دانشگاه ما، دکمه زدن از شماست اما طبقه ای که میره دست اسانسور محترم (هنوز کسی اصول کارش رو نمی دونه)؛ تو طبقه پایینتر ایستاد در باز شد و . . . استاد با چهره ای نگران و مضطرب در حال فشار دادن دکمه اسانسور روبرویی بود و همش این جمله رو تکرار می کرد: دِ زود باش لامصب . . . الان میرسن پایین . . . زود باش مگه نون نخوردی.

    اون لحظه علیرغم میل باطنیم، هیچ حرفی نزدم و استاد رو با اسانسور تنها گذاشتم . . . امیدوارم از این کارم پشیمان نشم

  10. #229
    خاطرات دانشجویی

    تاریخ عضویت
    31-08-2009
    نوشته ها
    1,518
    مهندسی فضای سبز
    ....
    امتياز طلايي
    10
    سپاس
    53
    189 سپاس در 78 پست
    امتياز:11045Array

    پیش فرض

    یادش بخیر دیگه(این جمله بار معناییش خیلی ی ی ی زیاده)
    اینم یه نقاشی که از بچه های کلاسمون تو دوره کارشناسی، سال88 کشیدم..یادش بخیر همه باهم میشستیم بچه ها شروع میکردن حدس زدن، حتی استادامون
    یادمه شبی که زد به سرم اینو بکشم فرداش امتحان میان ترم داشتیم!!! درس خوندنم نمیومد که! واسه همین نشستم تا نصفه شب به کشیدنِ این... فرداشم با بچه ها امتحانو کنسل کردیم!

    تو همین یه نقاشی خاطره 3سال دانشگاه،تکه کلاما ، پاتوقمون و عادتای خاص بعضی بچه ها که سوژه بود واسه همه آوردم...

    اون کسی هم که پایین سمتِ راستِ یکی از استادامون بود که باهاش کلی خاطره های خوب داشتیم و اون آخرا هرچی تو دوره دانشگاه نمره منفی نگرفتیم بهمون نمره منفی داد بخاطر شیطنتاااا...وقتی اینو نشونش داده بودیم فقط میخندید بنده خدا نمیدونست چی باید به ماها بگه!


    من آن گلبرگ مغرورم که میمیرم ز بی آبی ولی با خفت خواری پی شبنم نمی گردم


    [میهمان عزیز شما قادر به مشاهده لینک نمی باشید. جهت مشاهده لینک در تالار گفتگو ثبت نام کنید. ]


    [میهمان عزیز شما قادر به مشاهده لینک نمی باشید. جهت مشاهده لینک در تالار گفتگو ثبت نام کنید. ]



  11. #230
    خاطرات دانشجویی

    تاریخ عضویت
    09-03-2012
    نوشته ها
    5,755
    زیست شناسی
    سلولی ملکولی
    امتياز طلايي
    1
    سپاس
    747
    473 سپاس در 139 پست
    امتياز:30234Array


    پیش فرض



    ترم پیش استاد ریاضی 2 یه جوری بود کلا.....تنبل بود و هپلی.....واسه همین همه بی میل میرفتن سر کلاسش حالا تصور کنین من چه وضعی داشتم

    مخصوصا که استادمون ترم پیش حذفم کرده بود

    امتحان میان ترم داشتیم....از اونجایی که من علاقه ای به خود استاد و درس نسبتا شیرینش نداشتم اصلا نخوندم و الکی رفتم سر کلاس.....از قضا یکی از

    رفیقام که عمرا در طول عمرش درس نمیخونه اون روز معلوم نیست چی تو سرش خورده بود که درس خونده بود

    نشست کنار من.....من پیش خودم گفتم یه کاری میکنم که دیگه درس نخونه

    استاد سؤالارو نوشت......و بعد نشست و گفت جواب بدین

    منم همین که استاد روشو کرد اونور برگمو دادم به رفیقم گفتم هرچی واسه خودت نوشتی واسه منم بنویس

    رفیق بد بخت منم گفت باشه

    شروع کرد به نوشتن....هرچی واسه خودش نوشت واسه منم نوشت....در همین حین به بقیه بچه هام میرسوند......خلاصه با هزار بدبختی برگمو رسوند به دستم

    رفتم برگمو تحویل استاد دادم و گفتم خسته نباشین....گفت سلامت باشین

    بعد از منم دوستم برگشو داد.....استادمون بهش گفت خسته نباشی خانوووووووووووم.....بعدشم یه صفر کله گنده با ماژیک براش گذاشت.....

    بعدش بهش گفت چرا تقلب میکردی؟!!!!!!!!!

    رفیق منو میگی.....

    من.......

    استاد.......

    خلاصه توی اون امتحان من بدون هیچ زحمتی شدم 3 از 4 نمره....رفیق منم با کلی زحمت شد صفففففففرررررررررررر


    نتیجه اخلاقی:

    دوستای گلم همیشه تلاش و زحمت نتیجه نمیده........باید گاهی تنبلی کرد...........

    صدای خنده خدا را می شنــوی؟
    دعـايــت
    را شـنـيـده و دارد بــه آنچـه مـحـآل می پنـدار
    ی میخندد !!!
    **

    ای انســان

    قدر خــود را بدان،
    به حدی گـرانی، که فقط خـدا توان خریدنـت را دارد ،
    پس خـود را به قیمت حسرتی تلـخ ، به تاراج مـده !
    **

    به خـدا گفت :
    خــداوندا عزیزترین
    بندگانــت چه کسـانی هستند ؟
    خـداوند فرمــود :
    آنـان کـه
    میتــوانند تلافـی کنند … اما به خاطـر مـن ، میبخشــند !


    روی پـرده ی کعبـه ؛
    ایـن آیـه حکـ شده استـ :
    نَبِّئْ عِبَادِي أَنِّي أَنَا الْغَفُــورُ الرَّحِـــيمُ
    و مـن...
    هنـوز و تـا همیشـه
    بـه همیـن یکـ آیـه دلـخـوشـم :
    "بـه بنـدگـانـم خبـر ده کـه مـن آمـرزنـده و مهـربـانـم"(حجر/49)

    [میهمان عزیز شما قادر به مشاهده لینک نمی باشید. جهت مشاهده لینک در تالار گفتگو ثبت نام کنید. ]

اطلاعات موضوع

کاربرانی که در حال مشاهده این موضوع هستند

در حال حاضر 1 کاربر در حال مشاهده این موضوع است. (0 کاربران و 1 مهمان ها)

موضوعات مشابه

  1. آموزش: قوانین مربوط به روابط عاشقانه و زناشویی
    توسط peyman sadeghian در انجمن ازدواج و مسائل زناشویی
    پاسخ ها: 0
    آخرين نوشته: 20-09-2011, 01:39
  2. پاسخ ها: 0
    آخرين نوشته: 17-09-2011, 10:27
  3. آموزش: آشنایی با گیاهان دارویی (تعریف کلی از گیاهان دارویی)
    توسط morvaridtalaee در انجمن گیاهان دارویی
    پاسخ ها: 3
    آخرين نوشته: 20-06-2011, 01:54
  4. نوشتن جادویی
    توسط هـــاله در انجمن مسابقات، سرگرمی ها و مباحث متفرقه
    پاسخ ها: 1
    آخرين نوشته: 02-02-2011, 19:52

کلمات کلیدی این موضوع

Bookmarks

مجوز های ارسال و ویرایش

  • شما نمیتوانید موضوع جدیدی ارسال کنید
  • شما امکان ارسال پاسخ را ندارید
  • شما نمیتوانید فایل پیوست کنید.
  • شما نمیتوانید پست های خود را ویرایش کنید
  •