خاطرات دانشجویی
تبلیغات
آفرینش

تهران سازان

جملات کاربران:
برخی از محصولات فروشگاه نواندیشان بهترین مدیر، مسئول و کاربر انجمن در مردادماه
خاطرات دانشجوییطرح توجیهی کویرنوردی یزد خاطرات دانشجویینقشه کد کامل تهران به صورت قطعه بندی شده خاطرات دانشجوییمجموعه کامل آموزش Solidworks خاطرات دانشجویی خاطرات دانشجویی
خاطرات دانشجویینقشه gis منطقه 1 تهران خاطرات دانشجویینقشه کد نقشه gis منطقه 15 تهران خاطرات دانشجویینقشه gis منطقه 17 تهران
خاطرات دانشجویینقشه gis منطقه 2 تهران خاطرات دانشجویینقشه GIS کل تهران خاطرات دانشجویینقشه gis منطقه 6 تهران
خاطرات دانشجویینقشه gis منطقه 3 تهران خاطرات دانشجویینقشه gis منطقه 11 تهران خاطرات دانشجویینقشه gis منطقه 12 تهران sam arch آرتاش

جديد ترين اطلاعیه های انجمن نواندیشان و اخبار همایش ها و مطالب علمی را از این پس در کانال تلگرام نواندیشان دنبال کنيد

درخواست و دانلود مقالات علمي رايگان | فهرست آموزش های گروه انقلاب آموزشی | مسابقات تالارها | ترجمه مقالات تخصصی با قیمت دانشجویی
صفحه 25 از 31 نخستنخست ... 515212223242526272829 ... آخرینآخرین
نمایش نتایج: از شماره 241 تا 250 , از مجموع 302

موضوع: خاطرات دانشجویی

  1. #241
    خاطرات دانشجویی

    تاریخ عضویت
    20-05-2010
    نوشته ها
    10,552
    مهندسی عمران
    معماری
    امتياز طلايي
    12
    سپاس
    147
    2,319 سپاس در 851 پست
    امتياز:61524Array


    پیش فرض

    یه استاد الکترو نیک صنعتی داشتیم خیلی ریزه میزه بود ....قدش حدود 160 اینا بود. فامیلیش هم کیا کجوری بود.
    اینقدر ما به این گفته بودیم کیا کوچولو دیگه همه می شناختنش....
    رفتیم پیش مدیر گروه گفتمی استاد درس الکترونیک صنعتی نمی یاد؟ گفت اسمش؟ گفتم همون که کوتاهه قدش...حالا مگه یادم میومد اسمش.... بچه ها هم از بیرون در: مهناز بگو اون ریزه میزه هه....این کوچولوعه... اونی که خوش تیپه.... نمی دونم چرا هیچ کس فامیلیش یادش نمی یومد....
    مدیرگروهمون دقیقاً اینجوری بودا
    منم:
    تو اگر از رویاهایت ننوشتی ...من هم برای خودم می نویسم هم برای تو.... گاهی لازم است هر کس یک "تو" داشته باشد....

    [میهمان عزیز شما قادر به مشاهده لینک نمی باشید. جهت مشاهده لینک در تالار گفتگو ثبت نام کنید. ]


    خاطرم نیست تو از بارانی یا از نسل نسیم،هر چه هستی... گذرا نیست هوایـــــــــــت،بوِوووووویـــ ــــــــــــت...فقط آهسته بگو....با دلم می مانی؟

  2. # ADS
    Circuit advertisement
    تاریخ عضویت
    Always
    نوشته ها
    Many
    آفرینش گستر
     

  3. #242
    کاربر انجمن

    تاریخ عضویت
    09-10-2012
    نوشته ها
    470
    مهندسی شیمی
    مهندسی فرآیند
    سپاس
    0
    8 سپاس در 7 پست
    امتياز:1866Array

    پیش فرض

    ترم اول بودم به جای یکی از بچه های ترم بالایی رفتم سر کلاس تنظیم که براش حضور بزنم خلاصه که در نقش دوستمون فرو رفته بودیم عجیب...
    تازه می خواستم درس جواب بدم دوستم ممانعت کرد
    دوست ترم بالاییم جلسه بعد یکی دیگرو جای خودش فرستاد...
    اون موقع بود که به دلیل فعالیت زیاد من سر کلاس لو رفت

  4. #243
    کاربر فعال

    تاریخ عضویت
    22-11-2010
    نوشته ها
    1,505
    سایر رشته ها
    دریا
    سپاس
    0
    7 سپاس در 4 پست
    امتياز:9273Array

    پیش فرض

    (امیدوارم از دانشجوهای خودم کسی عضو انجمن نباشه !!!)
    یادش بخیر با بچه ها قرار گذاشته بودیم که اگه استادا دیر کردند فقط 5 دقیقه تو کلاس منتظر بمونیم !!
    اون اواخر دیگه پر رویی رو تمام کرده بودیم و روی تخته می نوشتیم: استاد ما اومدیم شما تشریف نداشتید !!
    یه روز 5 دقیقه شد استاد نیومد. اومدیم بریم که یکی از بچه ها گفت استاد داره میاد. سریع بی صدا رفتیم توی یک کلاس دیگه , چراغ رو خاموش کردیم و کاملا بی صدا نشستیم.
    بنده خدا رفت توی کلاس دید کسی نیست برگشت رفت..
    سالها بعدش یه روز که رفته بودم خونشون , جلو خانمش داستان رو تعریف کردم...
    همه از خنده روده بر شده بودیم
    درد من حصار برکه نیست
    زیستن با ماهیانی است
    که فکر دریا به ذهنشان خطور نکرده است !!


  5. #244
    کاربر فعال

    تاریخ عضویت
    22-11-2010
    نوشته ها
    1,505
    سایر رشته ها
    دریا
    سپاس
    0
    7 سپاس در 4 پست
    امتياز:9273Array

    پیش فرض

    بورسیه بودیم و خوابگاه و ... همه توی دانشکده بود.
    شبها ساعت 1-2 دزدکی از دیوار بالا میرفتیم و میپریدیم توی استخر ...
    یه شب که لو رفته بودیم ,مسئول استخر از راه رسید و هر کدوم از یه طرف در رفتیم !!
    یکی از بچه ها توی فرار لباسهاش رو جا گذاشت و همونجور لخت در رفت.
    فرداش مسئول استخر لباسها رو آورده بود جلوی خوابگاه و دنبال صاحبش میگشت.
    بیچاره از ترس لو نداد و یه دست لباسش پرید !!
    درد من حصار برکه نیست
    زیستن با ماهیانی است
    که فکر دریا به ذهنشان خطور نکرده است !!


  6. #245
    کاربر فعال

    تاریخ عضویت
    01-08-2012
    نوشته ها
    2,693
    مهندسی فضای سبز
    برنامه ریزی شهری
    سپاس
    129
    406 سپاس در 134 پست
    امتياز:17127Array

    پیش فرض

    نقل قول نوشته اصلی توسط captain نمایش پست ها
    (امیدوارم از دانشجوهای خودم کسی عضو انجمن نباشه !!!)
    یادش بخیر با بچه ها قرار گذاشته بودیم که اگه استادا دیر کردند فقط 5 دقیقه تو کلاس منتظر بمونیم !!
    اون اواخر دیگه پر رویی رو تمام کرده بودیم و روی تخته می نوشتیم: استاد ما اومدیم شما تشریف نداشتید !!
    یه روز 5 دقیقه شد استاد نیومد. اومدیم بریم که یکی از بچه ها گفت استاد داره میاد. سریع بی صدا رفتیم توی یک کلاس دیگه , چراغ رو خاموش کردیم و کاملا بی صدا نشستیم.
    بنده خدا رفت توی کلاس دید کسی نیست برگشت رفت..
    سالها بعدش یه روز که رفته بودم خونشون , جلو خانمش داستان رو تعریف کردم...
    همه از خنده روده بر شده بودیم
    استاد خجالت نمیکشین واقعا؟؟؟

    سلام اگر با لبخند همراه باشد
    حکم شاخه گلی، پر از احساس را دارد
    روزگارتون پر از احساس …

    (✿◠‿◠)


    آسمـون دلتـون امروز چه رنگه ؟

    سبـز ، آبـی یا صـورتی ؟


  7. #246
    کاربر فعال

    تاریخ عضویت
    22-11-2010
    نوشته ها
    1,505
    سایر رشته ها
    دریا
    سپاس
    0
    7 سپاس در 4 پست
    امتياز:9273Array

    پیش فرض

    شیطنت های میز و صندلی کلاسه دیگه. هر کسی توی هر سن و موقعیتی پشتش بشینه همینه !!
    ---
    در روز فقط دو تا نیم ساعت آب داشتیم. نیم ساعت صبح نیم ساعت غروب.
    همه جلو در حمام خوابگاه صف می کشیدیم و به محض وصل آب , 6-5 نفری میپریدیم توی حمام...
    این دیگه برامون روتین و عادی شده بود.
    توی جشن فارغ التحصیلی هر سال هم , یه پای ثابت تئاتر و نمایشها , موضوع آب و حمام "عمومی" بود.
    توی سربازی هم ترک عادت نکردیم و چند نفره حموم میرفتیم !! همه ی سربازا و فرمانده ها کف کرده بودن که:
    اینا دیگه کین؟
    درد من حصار برکه نیست
    زیستن با ماهیانی است
    که فکر دریا به ذهنشان خطور نکرده است !!


  8. #247
    کاربر انجمن

    تاریخ عضویت
    09-10-2012
    نوشته ها
    470
    مهندسی شیمی
    مهندسی فرآیند
    سپاس
    0
    8 سپاس در 7 پست
    امتياز:1866Array

    پیش فرض

    یه بار به جای یکی از بچه هارفتم امتحان میان ترم بدم ولی خودشم سر جلسه امد.
    استادشون امد سر کلاس شروع کرد به گیر دادن بعد از بعضی بچه ها کارت شناسایی گرفت منم که خوشحال ردیف اول جلوی استاد
    همه کسایی که از ماجرا خبر داشتنم در حال سکته
    امتحان که شروع شد توی یه لیست اسمامونو مینوشتیمو امضا میکردیم منم نامردی نکردم اسم دوستمو نوشتم دوستمم وبعد از من بود اون اسم الکی نوشت.
    بعد که لیست تموم شد استاد به لیست نگاه کرد دید دوستم اضافست بردش بیرون دوستمم اندش بود گفته بود من مهمان سر کلاس شما میومدم الانم گفتم شاید اشکال نداشته باشه امتحان بدم استادم تایید کرده بود که قیافتون اشناست.
    تازه بعد از میان ترم هم دوستم همچنان رفت سر کلاس و استاد هرگز نفهمید.
    نکته خیلی جالب: کلاسشون جمعه ها 8صبح تا 11.30بود.
    اخه استاد عزیز کی توی این تایم پر ارزش میاد سر کلاس مهمان؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟!!!!!!

  9. #248
    کاربر فعال

    تاریخ عضویت
    22-11-2010
    نوشته ها
    1,505
    سایر رشته ها
    دریا
    سپاس
    0
    7 سپاس در 4 پست
    امتياز:9273Array

    پیش فرض

    یه حاج آقا داشتیم دروس اسلامی را درس می داد.
    توی یه کلاس 65 نفره , 10 نفر نشسته بودیم ولی هر وقت حضور غیاب میکرد "همه" حاضر بودن !!
    هر کدوم قرار میذاشتیم جای چند نفر حاضری بزنیم. هر اسمی رو که میخوند یه چیزی میگفتیم:
    حسینی : بله حاج آقا
    حمیدی: اینجام حاج آقا
    اکبری: بفرمایید در خدمتم حاج آقا
    امیدی: حاضر
    ...
    بنده خدا اول کلاس حضور غیاب میکرد , همه نشسته بودن , بعد تا میرفت پای تخته یه چیزی بنویسه یکی یکی از کلاس فرار میکردن
    اگه آخر ساعت هم حضور غیاب میکرد می دیدی آخرای کلاس یکی یکی به نفرات اضافه میشه و کلاس پر شده...
    یادش بخیر آخر ترم هم 20 تا سئوال با جواب می داد از 10 تاش امتحان می گرفت
    درد من حصار برکه نیست
    زیستن با ماهیانی است
    که فکر دریا به ذهنشان خطور نکرده است !!


  10. #249
    کاربر فعال

    تاریخ عضویت
    22-11-2010
    نوشته ها
    1,505
    سایر رشته ها
    دریا
    سپاس
    0
    7 سپاس در 4 پست
    امتياز:9273Array

    پیش فرض

    هزینه کنسل کردن بلیط هواپیما 100 تومن بیشتر نبود..
    چون هر روز فقط یه پرواز به تهران بود و احتمال کنسل شدن پرواز به خاطر شرایط جوی زیاد بود , میرفتیم برای 5-4 روز متوالی بلیط میگرفتیم. هر روزی پرواز انجام می شد بقیه رو کنسل میکردیم.
    بازار جعل کارت شناسایی و چسبوندن عکس یه نفر دیگه روی کارت دانشجویی برای استفاده از بلیط بقیه بچه ها هم داغ داغ بود..
    یادش بخیر
    درد من حصار برکه نیست
    زیستن با ماهیانی است
    که فکر دریا به ذهنشان خطور نکرده است !!


  11. #250
    کاربر فعال

    تاریخ عضویت
    22-11-2010
    نوشته ها
    1,505
    سایر رشته ها
    دریا
    سپاس
    0
    7 سپاس در 4 پست
    امتياز:9273Array

    پیش فرض

    فرودگاه شهر دستگاه اسکن نداشت. 8-7 تا میز گذاشته بودن پشت هر کدومش هم یه سرباز بود.
    تمام وسایلت رو می تکوند روی میز و دونه دونه با دست می گشت. جیبها رو می تکوند و بعدش هم با پشت دست همه رو می ریخت پایین می گفت سریع برو جمع کن و داد میزد: نفر بعد...
    مصیبتی بود دوباره جا دادن اون همه وسیله که بعد از یه ترم دوری از خونه به زور توی ساک جا داده بودی..
    چون با دست همه چیز رو می گشتند , سرعت پایین بود و همه مسافرا توی صف می موندن تا نوبتشون بشه.
    برای آخر ترم معمولا" نصف پرواز دانشجوها بودن. هممون نفری چند تا ساک وچمدون و کارتون سوغاتی و ... داشتیم و توی صف یکی یکی می بردیم جلو و به بقیه هم کمک می کردیم..
    ** قاچاقچی های مواد مخدر میومدن از این فرصت سوء استفاده می کردن و چند تا بسته مواد رو توی یه نایلکس میذاشتن قاطی وسایل.
    ما هم که خبر نداشتیم توش چیه و فکر میکردیم وسایل دوستامونه توی صف جابجاش می کردیم
    جلو در که میرسیدیم از هم می پرسیدیم بچه ها این مال کیه؟.. تازه معلوم میشد که قضیه چیه !!
    اگه کسی گیر می افتاد که سرش بالای دار بود و اگه هم از بازرسی رد میشد , یارو اونطرف به یه روشی دوباره موادش رو می گرفت.
    دو بار برای خود من اتفاق افتاد.
    خیلی خیلی شانس آوردم..
    درد من حصار برکه نیست
    زیستن با ماهیانی است
    که فکر دریا به ذهنشان خطور نکرده است !!


اطلاعات موضوع

کاربرانی که در حال مشاهده این موضوع هستند

در حال حاضر 1 کاربر در حال مشاهده این موضوع است. (0 کاربران و 1 مهمان ها)

موضوعات مشابه

  1. آموزش: قوانین مربوط به روابط عاشقانه و زناشویی
    توسط peyman sadeghian در انجمن ازدواج و مسائل زناشویی
    پاسخ ها: 0
    آخرين نوشته: 20-09-2011, 01:39
  2. پاسخ ها: 0
    آخرين نوشته: 17-09-2011, 10:27
  3. آموزش: آشنایی با گیاهان دارویی (تعریف کلی از گیاهان دارویی)
    توسط morvaridtalaee در انجمن گیاهان دارویی
    پاسخ ها: 3
    آخرين نوشته: 20-06-2011, 01:54
  4. نوشتن جادویی
    توسط هـــاله در انجمن مسابقات، سرگرمی ها و مباحث متفرقه
    پاسخ ها: 1
    آخرين نوشته: 02-02-2011, 19:52

کلمات کلیدی این موضوع

Bookmarks

مجوز های ارسال و ویرایش

  • شما نمیتوانید موضوع جدیدی ارسال کنید
  • شما امکان ارسال پاسخ را ندارید
  • شما نمیتوانید فایل پیوست کنید.
  • شما نمیتوانید پست های خود را ویرایش کنید
  •