خاطرات دانشجویی
تبلیغات
آفرینش

تهران سازان

جملات کاربران:
برخی از محصولات فروشگاه نواندیشان بهترین مدیر، مسئول و کاربر انجمن در مردادماه
خاطرات دانشجوییطرح توجیهی کویرنوردی یزد خاطرات دانشجویینقشه کد کامل تهران به صورت قطعه بندی شده خاطرات دانشجوییمجموعه کامل آموزش Solidworks خاطرات دانشجویی خاطرات دانشجویی
خاطرات دانشجویینقشه gis منطقه 1 تهران خاطرات دانشجویینقشه کد نقشه gis منطقه 15 تهران خاطرات دانشجویینقشه gis منطقه 17 تهران
خاطرات دانشجویینقشه gis منطقه 2 تهران خاطرات دانشجویینقشه GIS کل تهران خاطرات دانشجویینقشه gis منطقه 6 تهران
خاطرات دانشجویینقشه gis منطقه 3 تهران خاطرات دانشجویینقشه gis منطقه 11 تهران خاطرات دانشجویینقشه gis منطقه 12 تهران sam arch آرتاش

جديد ترين اطلاعیه های انجمن نواندیشان و اخبار همایش ها و مطالب علمی را از این پس در کانال تلگرام نواندیشان دنبال کنيد

درخواست و دانلود مقالات علمي رايگان | فهرست آموزش های گروه انقلاب آموزشی | مسابقات تالارها | ترجمه مقالات تخصصی با قیمت دانشجویی
صفحه 6 از 31 نخستنخست ... 23456789101626 ... آخرینآخرین
نمایش نتایج: از شماره 51 تا 60 , از مجموع 302

موضوع: خاطرات دانشجویی

  1. #51
    کاربر انجمن

    تاریخ عضویت
    26-01-2010
    نوشته ها
    191
    مهندسی کامپیوتر
    سپاس
    0
    1 سپاس در 1 پست
    1 سپاس در 1 پست
    امتياز:1099Array

    پیش فرض

    با اینکه خیلی با اون دوران حال نمیکنم...
    ولی خاطرات خیلی خیلی خیلی زیادی دارم...
    هر بار یادشون میافتم میزنم زیر خنده...
    حالا اگه حال داشتم میام براتون میگم!:دی(ولی خوندنش حال و حوصله داره!چون با یکی دو خط و صفحه نمیشه جمعش کرد!:دی)
    جامعه گوسفندی لايق حکومت گرگان است ...!
    ( برتراند راسل)

  2. # ADS
    Circuit advertisement
    تاریخ عضویت
    Always
    نوشته ها
    Many
    آفرینش گستر
     

  3. #52
    خاطرات دانشجویی

    تاریخ عضویت
    13-05-2010
    نوشته ها
    1,718
    سایر رشته ها
    داروسازی
    سپاس
    0
    38 سپاس در 27 پست
    امتياز:5041Array

    پیش فرض

    نقل قول نوشته اصلی توسط !... نمایش پست ها
    با اینکه خیلی با اون دوران حال نمیکنم...
    ولی خاطرات خیلی خیلی خیلی زیادی دارم...
    هر بار یادشون میافتم میزنم زیر خنده...
    حالا اگه حال داشتم میام براتون میگم!:دی(ولی خوندنش حال و حوصله داره!چون با یکی دو خط و صفحه نمیشه جمعش کرد!:دی)
    خوندنش حال و حوصله میخواد...
    کاش پرده می دانست تا پنجره باز است فرصت رقصیدن هست

    کاش می دانست این باد همه ی فرصت اوست. . . .


    [میهمان عزیز شما قادر به مشاهده لینک نمی باشید. جهت مشاهده لینک در تالار گفتگو ثبت نام کنید. ]

    [میهمان عزیز شما قادر به مشاهده لینک نمی باشید. جهت مشاهده لینک در تالار گفتگو ثبت نام کنید. ]

  4. #53
    کاربر انجمن

    تاریخ عضویت
    26-01-2010
    نوشته ها
    191
    مهندسی کامپیوتر
    سپاس
    0
    1 سپاس در 1 پست
    1 سپاس در 1 پست
    امتياز:1099Array

    پیش فرض

    نقل قول نوشته اصلی توسط yasi * m نمایش پست ها
    خوندنش حال و حوصله میخواد...
    حال و حوصله می خواد!!!!
    جامعه گوسفندی لايق حکومت گرگان است ...!
    ( برتراند راسل)

  5. #54
    خاطرات دانشجویی

    تاریخ عضویت
    01-09-2009
    نوشته ها
    510
    مهندسی شهرسازی
    امتياز طلايي
    4
    سپاس
    4
    128 سپاس در 45 پست
    امتياز:3681Array

    پیش فرض

    خوشم مياد تاپيك زيرخاكي آپ ميكنم!!!

    آقا ديدم بحث بحث داغ خاطرات دوران دانشجوييه گفتم منم يكي بگم كمي بخنديم!!!
    اين قضيه مال ترم 3 (پاييز پارسال) ميشه!!ما يه رفيق داريم از اون اصفهاني درجه يكا!باباشم تو ميدون ميوه يه مغازه داره!اين مامان و باباي رفيق ما اسمش واسه حج واجب دراومده بود و وسطاي ترم بود كه رفت مكه!!از اون روز كه باباي رفيق ما رفت مكه اونم ديگه طرفا دانشگاه آفتابي نميشد!!به قول خودش : من ميرم ميدون شومام برين جزوا را بينيويسين كه آخر ترم به .... نريم!!ما هم بعد دانشگاه ميرفتيم خونشون تا صبح مشغول ورق و قليون!!!يه روز بعد عمري يكي از استادا اومد گفت كه هفته آينده ميخوام ميان ترم بگيرم!اين رو كه به رفيقمون گفتيم حالش گرفته شد!!!روز قبل امتحان بود كه گفت بياين خونمون يخده چيز بم ياد بدين!!!ما هم رفتيم!!چشدون روز بد نبينه قليون موز رو كه كشيديم هي بمون ميگفت : خره بياين يه كاري بوكونيم اين امتحاني فردا كله شد!!خره من حالشا ندارم آخه چيزم حاليم ني!!!امتحان فردام امتحان Cad بود!خلاصه اين قليون موزه رو مخ ما هم تاثير گذاشتا قرار شد فردا يا سيستما رو نابود كنيم يا كداشو پاك كنيم!!فرداش قبل همه رفتيم دانشگاه و من يكي ديگه از بچه ها شروع كرديم يكي يكي كد سيستما رو نابوود كردن(تو درايو c فايلاش رو پاك ميكرديم!!)15 تا سيستم بود كه 10تاش به فنا رفتن!!!كل بچه ها هم 33 تا بودن!!ديگه ما هم شاد كه يه كار مثبت واسه رفيقمون انجام داديم و عروسي گرفته بوديم!!موقعي كه استاد اومد و وضع رو همچين ديد به مسئول سايت گفت درستش كن اونم بلد نبود!!كه يهو يكي از اين ترم بالايي ها نميدونم از كجا پيداش شد و سي دي كد رو گرفت در عرض يه رب همه سيستما رو درست كرد!
    حالا هميشه هر وقت ميخواستيم ويندوز سيستما رو بالا بياريم يه ربع طول ميكشيد!!اين دفعه همشون سرعتي شده بودن!!!خلاصه خبر رو كه به رفيقمون داديم(خودش رفته بود ميدون قرار بود موقع امتحان يه زنگ بزنه خبر بگيره!!)نزديك بود سكته بزنه!!!ديگه به يه بدبختي خودش رو رسوند و يه ذره يادش داديم و سر امتحان يه مقدار كمكش كرديم تا پاسي رو گرفت!!!
    [میهمان عزیز شما قادر به مشاهده لینک نمی باشید. جهت مشاهده لینک در تالار گفتگو ثبت نام کنید. ]

    [میهمان عزیز شما قادر به مشاهده لینک نمی باشید. جهت مشاهده لینک در تالار گفتگو ثبت نام کنید. ]

    [میهمان عزیز شما قادر به مشاهده لینک نمی باشید. جهت مشاهده لینک در تالار گفتگو ثبت نام کنید. ]
    1 سپاس setare.blue

  6. #55
    خاطرات دانشجویی

    تاریخ عضویت
    20-05-2010
    نوشته ها
    10,552
    مهندسی عمران
    معماری
    امتياز طلايي
    12
    سپاس
    147
    2,322 سپاس در 851 پست
    امتياز:61527Array


    پیش فرض

    به بار رفتیم انتخاب واحد کنیم... یکی از واحدای مهم ارائه نشده بود. 2 نفر از کل کلاس نماینده شدیم بریم پیش معاون آموزشی. من بودم و یکی از پسرای کلاس. منم اون روز یه جزوه ی انگلیسی دستم بود.
    اول من رفتم در اتاق معاون آموزشی و گفتم: چند لحظه وقت دارید مزاحمتون بشم؟ یه نگاهی انداخت و گفت: خواهش می کنم...بفرمایید استاد!!!!!!!!!!! خودم کف کرده بودم این داره چی می گه؟! من؟! استاد؟!
    خلاصه گفتم ببینید این درس باید ارائه می شده این ترم نشده. گفت خودتون درس می دید ؟! گفتم من که نه، اساتید دیگه !
    ییهو دوستم برگشت سرشو کرد تو اتاق کفت: بابا مهناز بجمب دیگه استاد گلشن می ره ها... بیا ببینیم تکلیف این درسه که ترم پیش با هم گرفته بودیم چی می شه!
    آقاهه رو می گی اینجوری کرد: خانووووووووووووووووم مگه من مسخره ی شمام..... بفرمایید بیرون! آی ضایع شدم ... آی ضایع شدم....
    رفتم بیرون گفتم آرزو حیف که نذاشتی وگرنه یه چایی هم می داد بهم!
    اون پسره تا دید من ضایع شدم نرفت پیش آقاهه!
    ویرایش توسط Mahnaz.D : 02-09-2010 در ساعت 08:36
    تو اگر از رویاهایت ننوشتی ...من هم برای خودم می نویسم هم برای تو.... گاهی لازم است هر کس یک "تو" داشته باشد....

    [میهمان عزیز شما قادر به مشاهده لینک نمی باشید. جهت مشاهده لینک در تالار گفتگو ثبت نام کنید. ]


    خاطرم نیست تو از بارانی یا از نسل نسیم،هر چه هستی... گذرا نیست هوایـــــــــــت،بوِوووووویـــ ــــــــــــت...فقط آهسته بگو....با دلم می مانی؟

  7. #56
    خاطرات دانشجویی

    تاریخ عضویت
    20-05-2010
    نوشته ها
    10,552
    مهندسی عمران
    معماری
    امتياز طلايي
    12
    سپاس
    147
    2,322 سپاس در 851 پست
    امتياز:61527Array


    پیش فرض

    یه بار سرویس دخترا پر بود ....فقط منو مونا دوستم مونده بودیم.... راننده سرویسمونم گفت برید تو سرویس پسرا!!!
    ما هم دیدیم چاره ای نداریم رفتیم.
    وستای راه فهمیدم مقنعوم بر عکس سرم کردم پسرام که آخر سوتی گرفتنن در این موارد.
    به سرعت مقنعمو پشت رو رو کردم... بعد گفتم مونا...مقنعمو پشت و رو کردم تابلو نشد که؟
    با ضدای بلند گفت: شوخی نکن... مقنعتو برعکس سرت کرده بودی!!!!!!!!!!!!!!!!!
    همه ی سرویس فهمیدن! و در حال انفجار بودن!
    تو اگر از رویاهایت ننوشتی ...من هم برای خودم می نویسم هم برای تو.... گاهی لازم است هر کس یک "تو" داشته باشد....

    [میهمان عزیز شما قادر به مشاهده لینک نمی باشید. جهت مشاهده لینک در تالار گفتگو ثبت نام کنید. ]


    خاطرم نیست تو از بارانی یا از نسل نسیم،هر چه هستی... گذرا نیست هوایـــــــــــت،بوِوووووویـــ ــــــــــــت...فقط آهسته بگو....با دلم می مانی؟

  8. #57
    خاطرات دانشجویی

    تاریخ عضویت
    20-05-2010
    نوشته ها
    10,552
    مهندسی عمران
    معماری
    امتياز طلايي
    12
    سپاس
    147
    2,322 سپاس در 851 پست
    امتياز:61527Array


    پیش فرض

    دو روز بعد نامزدیم کلاس داشتم. اونم چی؟ میکرو کنترلر...
    اد اون روز استادمون گفت : خب امروز درس می پرسم!!!!!!!!!
    چون منم خیلی خوش شانسم اسممو صدا زد.
    منم گفتم راهی نیست و رفتم. سئوال پرسید. یه چیزایی از خودم سر هم کردمو گفتم....
    گفت: خانوم دمهری همه ی دانشجوهایی که متاهل می شن درس نمی خونن؟ گفتم: کی ؟من استاد؟ متاهل؟ نههههه استاااااااد شایعست!
    گفت: آهان از حلقتون کاملا واضحه که شایعست!
    تو اگر از رویاهایت ننوشتی ...من هم برای خودم می نویسم هم برای تو.... گاهی لازم است هر کس یک "تو" داشته باشد....

    [میهمان عزیز شما قادر به مشاهده لینک نمی باشید. جهت مشاهده لینک در تالار گفتگو ثبت نام کنید. ]


    خاطرم نیست تو از بارانی یا از نسل نسیم،هر چه هستی... گذرا نیست هوایـــــــــــت،بوِوووووویـــ ــــــــــــت...فقط آهسته بگو....با دلم می مانی؟

  9. #58
    خاطرات دانشجویی

    تاریخ عضویت
    20-05-2010
    نوشته ها
    10,552
    مهندسی عمران
    معماری
    امتياز طلايي
    12
    سپاس
    147
    2,322 سپاس در 851 پست
    امتياز:61527Array


    پیش فرض

    من خیلی خاطره گفتم . بقیش بمونه برای بعد
    تو اگر از رویاهایت ننوشتی ...من هم برای خودم می نویسم هم برای تو.... گاهی لازم است هر کس یک "تو" داشته باشد....

    [میهمان عزیز شما قادر به مشاهده لینک نمی باشید. جهت مشاهده لینک در تالار گفتگو ثبت نام کنید. ]


    خاطرم نیست تو از بارانی یا از نسل نسیم،هر چه هستی... گذرا نیست هوایـــــــــــت،بوِوووووویـــ ــــــــــــت...فقط آهسته بگو....با دلم می مانی؟

  10. #59
    کاربر انجمن

    تاریخ عضویت
    12-07-2010
    نوشته ها
    111
    مدیریت
    مالی
    سپاس
    0
    2 سپاس در 2 پست
    امتياز:206Array

    پیش فرض

    چقد باحال..

    والا ؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟ انقد بچه مثبتم....میبینم کار بدی انجام ندادم.....
    در سر عقل باید

    چشمات میگفت لا ابروت میگفت نعم

    من ...خودم بودم!!! تو آمدی و خودم را با خودت بردی....و من دیگر حتی خودمم را هم ندارم...
    و تنها تر از همیشه شدم.


  11. #60
    خاطرات دانشجویی

    تاریخ عضویت
    20-05-2010
    نوشته ها
    10,552
    مهندسی عمران
    معماری
    امتياز طلايي
    12
    سپاس
    147
    2,322 سپاس در 851 پست
    امتياز:61527Array


    پیش فرض

    نقل قول نوشته اصلی توسط mahan2 نمایش پست ها
    چقد باحال..

    والا ؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟ انقد بچه مثبتم....میبینم کار بدی انجام ندادم.....
    خاطره کار بده؟
    تو اگر از رویاهایت ننوشتی ...من هم برای خودم می نویسم هم برای تو.... گاهی لازم است هر کس یک "تو" داشته باشد....

    [میهمان عزیز شما قادر به مشاهده لینک نمی باشید. جهت مشاهده لینک در تالار گفتگو ثبت نام کنید. ]


    خاطرم نیست تو از بارانی یا از نسل نسیم،هر چه هستی... گذرا نیست هوایـــــــــــت،بوِوووووویـــ ــــــــــــت...فقط آهسته بگو....با دلم می مانی؟

صفحه 6 از 31 نخستنخست ... 23456789101626 ... آخرینآخرین

اطلاعات موضوع

کاربرانی که در حال مشاهده این موضوع هستند

در حال حاضر 1 کاربر در حال مشاهده این موضوع است. (0 کاربران و 1 مهمان ها)

موضوعات مشابه

  1. آموزش: قوانین مربوط به روابط عاشقانه و زناشویی
    توسط peyman sadeghian در انجمن ازدواج و مسائل زناشویی
    پاسخ ها: 0
    آخرين نوشته: 20-09-2011, 01:39
  2. پاسخ ها: 0
    آخرين نوشته: 17-09-2011, 10:27
  3. آموزش: آشنایی با گیاهان دارویی (تعریف کلی از گیاهان دارویی)
    توسط morvaridtalaee در انجمن گیاهان دارویی
    پاسخ ها: 3
    آخرين نوشته: 20-06-2011, 01:54
  4. نوشتن جادویی
    توسط هـــاله در انجمن مسابقات، سرگرمی ها و مباحث متفرقه
    پاسخ ها: 1
    آخرين نوشته: 02-02-2011, 19:52

کلمات کلیدی این موضوع

Bookmarks

مجوز های ارسال و ویرایش

  • شما نمیتوانید موضوع جدیدی ارسال کنید
  • شما امکان ارسال پاسخ را ندارید
  • شما نمیتوانید فایل پیوست کنید.
  • شما نمیتوانید پست های خود را ویرایش کنید
  •