خاطرات دانشجویی
تبلیغات
آفرینش

تهران سازان

جملات کاربران:
برخی از محصولات فروشگاه نواندیشان بهترین مدیر، مسئول و کاربر انجمن در مردادماه
خاطرات دانشجوییطرح توجیهی کویرنوردی یزد خاطرات دانشجویینقشه کد کامل تهران به صورت قطعه بندی شده خاطرات دانشجوییمجموعه کامل آموزش Solidworks خاطرات دانشجویی خاطرات دانشجویی
خاطرات دانشجویینقشه gis منطقه 1 تهران خاطرات دانشجویینقشه کد نقشه gis منطقه 15 تهران خاطرات دانشجویینقشه gis منطقه 17 تهران
خاطرات دانشجویینقشه gis منطقه 2 تهران خاطرات دانشجویینقشه GIS کل تهران خاطرات دانشجویینقشه gis منطقه 6 تهران
خاطرات دانشجویینقشه gis منطقه 3 تهران خاطرات دانشجویینقشه gis منطقه 11 تهران خاطرات دانشجویینقشه gis منطقه 12 تهران sam arch آرتاش

جديد ترين اطلاعیه های انجمن نواندیشان و اخبار همایش ها و مطالب علمی را از این پس در کانال تلگرام نواندیشان دنبال کنيد

درخواست و دانلود مقالات علمي رايگان | فهرست آموزش های گروه انقلاب آموزشی | مسابقات تالارها | ترجمه مقالات تخصصی با قیمت دانشجویی
صفحه 9 از 31 نخستنخست ... 56789101112131929 ... آخرینآخرین
نمایش نتایج: از شماره 81 تا 90 , از مجموع 302

موضوع: خاطرات دانشجویی

  1. #81
    کاربر انجمن

    تاریخ عضویت
    04-12-2010
    نوشته ها
    235
    مهندسی کامپیوتر
    نرم افزار
    سپاس
    0
    2 سپاس در 1 پست
    2 سپاس در 1 پست
    امتياز:562Array

    پیش فرض

    یه استاد داشتیم که باهاش ریاضیات مهندسی برداشته بودم
    ولی ازش خوشم نمیومد
    نامرد وقتی میومد کلاس انگار پسرا آدم نیستند
    فقط به دخترا درس میداد

    من هم چن جلسه رفتم کلاس و دیگه نمیرفتم
    عوضش زحمت حاضری رو انداخته بودم گردن دستان
    هر جلسه یکی عوض من حاضر میگفت

    این از این کلاس ................



    با این ارازل تو کلاس رآکتور هم باهم بودیم .
    استاد رآکتور هم که کنه
    میگفت هر کی غیبت غیرموجه داشته باشه . . . . .
    حسابش با کرام الکاتبینه

    حالا از شانس چرت ما یه بازی لیگ افتاده وسط هفته و ملت حاضر شدند برن استادیوم
    من هم چون نماینده کلاس بودم و با استاد رودروایسی داشتم قید استادیوم رو زده بودم

    یهو یادم اومد که بابا امروز ؤاکتور داریم و با استاد فلانی
    به ارازل گفتم اساد رو چیکار میکنین پس؟

    گفتند تو عوض ما حاضری میزنی
    همانطور که ما عوضت تو ریاضی حاضری میزنیم

    دیدم چاره نیست گفتم چشم

    استاد هم دید محیطیش کم بود و زیاد نمیتونست ردیفها رو ببینه
    (میگفتند تو جوونی عاشق یه دختر شده و دختره بهش نارو میزنه و این هم رگش رو میزنه و به این روز میفته ! مجرد مونده بود نامرد )
    آقا این استاد اومد کلاس و شروع کرد به حضور غیاب
    دو نفر رو رد کرده بودم که رسید به سومین ارازل
    دیدم ای بابا
    بقیه ارازل همه شون تو لیست پشت سر همه اسامیشون
    آقا استاد هی اسم یکی از ارازل رو میخوند و من هم هر دفه با یه صدایی حاضر میگفتم
    ملت هم که دیگه پخش زمین

    آقا من گرم حاضر حاضر گفتن بودم که نگو استاد رسیده به اسم یه دختر
    استاد : خانوم مهسا فلانی
    من : حاضر استاد


    آقا کلاس منفجر شد
    ملت ازبس اشکاشون رو با دستمال کاغذی پاک کرده بودند سطل زباله به اون گندگی تا نیمه ر شده بود از دستمال
    2 سپاس setare.blue,VINA

  2. # ADS
    Circuit advertisement
    تاریخ عضویت
    Always
    نوشته ها
    Many
    آفرینش گستر
     

  3. #82
    کاربر فعال

    تاریخ عضویت
    09-06-2010
    نوشته ها
    3,244
    مهندسی It
    سپاس
    269
    561 سپاس در 170 پست
    امتياز:15044Array

    پیش فرض

    روز دوشنبه بود من ساعت8تا10کارگاه ساعت10تا1زبان داشتیم منم صبح چون سرم درد میکرد سر کارگاه نرفتم خلاصه اینکه صبح تلویزین روشن بود منم داشتم اماده میشدم برم یونی.دیدم تلویزیون ولادت امام هادی رو تبریک گفت من رفتم سر کلاس یکی از بچه ها شیرینی اورده بود استاد پرسید به چه مناسبته منم با یه غرور خاصی که من میدونم گفتم ولادت امام هادی نقیهبچه های کلاس اول اینجوری شدنبعدم اینجور شدنمنم اولاینجوری شدمبعدش
    همیشه نمی شود زد به بی خیالی و گفت ...
    تنها امده ام ....تنها میروم
    یک وقتهایی
    حتی برای ساعت یا دقیقه ای
    کم می آوری
    دل وا مانده ات یک نفر را میخواهد .
    1 سپاس VINA

  4. #83
    کاربر فعال

    تاریخ عضویت
    19-03-2010
    نوشته ها
    1,697
    مهندسی مکانیک
    Solid Design & Machinery
    سپاس
    0
    36 سپاس در 33 پست
    امتياز:4421Array

    پیش فرض


    Adının üstüne
    Anılar koyma.
    Sen mezar değilsin.


    Anılar
    Adının ardından gelsin.
    Sen duvar değilsin.


    در این زمانه جهان سومی معنی واژه بردگی همان آزادگی هست
    یکی از بیشماران سبز


  5. #84
    کاربر فعال

    تاریخ عضویت
    05-07-2010
    نوشته ها
    2,465
    مهندسی معماری
    سپاس
    0
    75 سپاس در 62 پست
    امتياز:13373Array

    پیش فرض

    نقل قول نوشته اصلی توسط baybak نمایش پست ها
    چه جالب ...
    مرسی ا ز اینکه خاطرتو در اختیار جمع قرار دادی...
    یادم باشد ؛

    حرفی نزنم
    ........که به کسی بر بخورد ...
    نگاهی نکنم
    .......که دل کسی بلرزد ...
    راهی نروم
    ........که بی راه باشد ....
    خطی ننویسم
    ......که ازار دهد کسی را ...!


    تنها ؛
    تنها ؛ دل ِ ما ، دل نیست ...!






  6. #85
    کاربر فعال

    تاریخ عضویت
    19-03-2010
    نوشته ها
    1,697
    مهندسی مکانیک
    Solid Design & Machinery
    سپاس
    0
    36 سپاس در 33 پست
    امتياز:4421Array

    پیش فرض

    نقل قول نوشته اصلی توسط hilda نمایش پست ها
    چه جالب ...
    مرسی ا ز اینکه خاطرتو در اختیار جمع قرار دادی...
    من خاطره خوبی ندارم....یا با استاد دعوا کردم منو انداخته..یا همیشه دفتر رییس دانشگاه بودم یا کمیته انظباطی..
    من کلا با استادای اخلاق و معارف کلا مشکل داشتم و همشون رو باره سوم پاس کردم...

    Adının üstüne
    Anılar koyma.
    Sen mezar değilsin.


    Anılar
    Adının ardından gelsin.
    Sen duvar değilsin.


    در این زمانه جهان سومی معنی واژه بردگی همان آزادگی هست
    یکی از بیشماران سبز


  7. #86
    کاربر فعال

    تاریخ عضویت
    05-07-2010
    نوشته ها
    2,465
    مهندسی معماری
    سپاس
    0
    75 سپاس در 62 پست
    امتياز:13373Array

    پیش فرض

    نقل قول نوشته اصلی توسط baybak نمایش پست ها
    من خاطره خوبی ندارم....یا با استاد دعوا کردم منو انداخته..یا همیشه دفتر رییس دانشگاه بودم یا کمیته انظباطی..
    من کلا با استادای اخلاق و معارف کلا مشکل داشتم و همشون رو باره سوم پاس کردم...
    اخی....
    شمام که حساس....
    یادم باشد ؛

    حرفی نزنم
    ........که به کسی بر بخورد ...
    نگاهی نکنم
    .......که دل کسی بلرزد ...
    راهی نروم
    ........که بی راه باشد ....
    خطی ننویسم
    ......که ازار دهد کسی را ...!


    تنها ؛
    تنها ؛ دل ِ ما ، دل نیست ...!






  8. #87
    کاربر فعال

    تاریخ عضویت
    19-03-2010
    نوشته ها
    1,697
    مهندسی مکانیک
    Solid Design & Machinery
    سپاس
    0
    36 سپاس در 33 پست
    امتياز:4421Array

    پیش فرض

    نقل قول نوشته اصلی توسط hilda نمایش پست ها
    اخی....
    شمام که حساس....
    یه بار از استاد اخلاق پرسیدم چرا اسلام تو عربستان ظهور کرد بس چرا ایران نیومد...گفت اسمت چیه //گفتم بابک ...گفت آخر ترم میدونی چرا؟؟؟
    آخر ترم کل دا4 کلاسی که با اون اخلاق داشتند همه شدند بالای 15 من هم شدم 9 تمام...فقط من مونده بودم....
    یه بار هم قبل انتخابات ریاست جمهوری من مچبند سبز با پیراهن سبز پوشیده بودم حراست گفت دفعه بعد لباستو عوض کن من هم اینکارو نکردم ...منو از دفتر انظباطی خواستن من باز عوضش نکردم...کلی هم با هم کل کل کردیم کم مونده بود درگیر شیم....فرداش رفتم دانشگاه درست جلوی در نگهبانی نوشته بود تو یه مقوای بزرگ دانشجویان محترم مخصوصا آقای بابک...از مچ بند با هر رنگی به هیچ عنوان استفاده نکنید خلافه قوانین دانشگاهه؟؟؟؟؟؟؟؟

    Adının üstüne
    Anılar koyma.
    Sen mezar değilsin.


    Anılar
    Adının ardından gelsin.
    Sen duvar değilsin.


    در این زمانه جهان سومی معنی واژه بردگی همان آزادگی هست
    یکی از بیشماران سبز


  9. #88
    کاربر فعال

    تاریخ عضویت
    21-09-2010
    نوشته ها
    2,630
    مهندسی معماری
    سپاس
    0
    88 سپاس در 68 پست
    امتياز:14523Array

    پیش فرض

    یه استاد داشتیم بی نهایت با دخترا راحت بود و البته پررو
    سطح اطلاعاتش خیلی بالا نبود اما اعتماد به نفس فوق العاده ای داشت
    ولی خیلی حواسش جمع بود نمی شد کلاساش رو دور زد

    سر کلاس خیلی با این بحث می کردم به همین خاطر خیلی از من بدش می اومد
    به خصوص که نقطه ضعفش رو می دونستم و سریع ازش استفاده می کردم
    (نقطه ضعفش یکی از استادامون بود که فوق العاده به کارش و کلاس مسلط بود و در هر زمینه ای هم اطلاعات داشت )

    یه روز بحث بالا گرفت تا جایی که از استاد دیگه امون نقل قول کردم و این باعث شد دوباره حس کنه که کمبود اطلاعاتش به رخش کشیده شده
    در نهایت به من گفت تحمل شما برای من غیر قابل تحمله خانم
    من هم خیلی خونسرد و راحت گفتم و هم چنین تحمل شما برای من
    بعد هم وسایلم رو جمع کردم و آماد ه شدم که از کلاس بیام بیرون
    اما قبل از خروجم برگشتم به سمتش و گفتم در ضمن به نظرم بهتره شما خودتون رو به یه روانپزشک نشون بدین
    این حسادت آخرش کار دستتون می ده
    بعد هم از کلاس اومدم بیرون
    بعد از خروجم چنان با عصبانیت در رو پشت سرم بست که حس کردم الان شیشه پنجره بالای سرم می ریزه توی سرم

    البته بعدش کار مون خیــلی بالا گرفت اما حداقلش این بود که دل من خنک شد

    من با هيچكــــس بر سر آيين و باوری كه دارد نمی جنگم .
    چرا كه خـــدای هر كس همانيست كه خـــرد او می گويد.

    کوروش کبیر




    1 سپاس VINA

  10. #89
    خاطرات دانشجویی

    تاریخ عضویت
    23-11-2010
    نوشته ها
    3,066
    زیست شناسی
    میکروبیولوژی
    سپاس
    201
    588 سپاس در 141 پست
    امتياز:10429Array

    پیش فرض

    دیروز سر کلاس شیمی آلی نشسته بودیم ساعت 5.5 بود همه خسته استادم داشت شیمی فضایی درس میداد شروع کرد به شماره گذاری یه ترکیب:1و1و1 -2و2و2 به سه که رسید پسرا آخر کلاس باهاش شمردن 3و3و3 دیدیم پسرا دارن میخندن برگشتیم دیدیم یکی پا شده کولش رو سرشه یه پایی وایساده (استاد اونموقه پشتش به کلاس و رو به تخته بود نمیدید)نشست حالا داریم از خنده میترکیم استاد شمارشش تموم شده بچه ها همگی دارن میگن 4و4و4 - 5و5و5 - 6و6و6 یهو همه کلاس با هم گفتن مسابقه ی محله استادم خندش گرفته بودالبته اصل سوژرو ندید
    برخیز که غیر از تو مرا دادرسی نیست،
    گویی
    همه خوابند کسی را به کسی نیست،
    آزادی و پرواز از آن خاک به این خاک،
    جز رنج سفر از
    قفسی تا قفسی نیست
    این قافله از قافله سالار
    خراب است
    اینجا خبر از
    پیشرو و بازپسی نیست
    تاآینه رفتم که بگیرم خبر از خویش
    دیدم که در آن آینه هم جز تو کسی نیست
    من در پی خویشم به تو بر میخورم اما
    آن سان شده ام گم که به من دسترسی نیست
    آن کهنه درختم که تنم
    زخمی برف است
    حیثیت این باغ منم خار و خسی نیست
    امروز که محتاج توام جای تو خالیست
    فردا که می آیی سراغم
    نفسی نیست
    در عشق خوشا من که این بودن ناب است
    وقتی همه ی بودن ما جز
    هوسی نیست


    (هوشنگ ابتهاج)

    [میهمان عزیز شما قادر به مشاهده لینک نمی باشید. جهت مشاهده لینک در تالار گفتگو ثبت نام کنید. ]

    1 سپاس setare.blue

  11. #90
    کاربر فعال

    تاریخ عضویت
    19-03-2010
    نوشته ها
    1,697
    مهندسی مکانیک
    Solid Design & Machinery
    سپاس
    0
    36 سپاس در 33 پست
    امتياز:4421Array

    پیش فرض

    نقل قول نوشته اصلی توسط سپیـده نمایش پست ها
    یه استاد داشتیم بی نهایت با دخترا راحت بود و البته پررو
    سطح اطلاعاتش خیلی بالا نبود اما اعتماد به نفس فوق العاده ای داشت
    ولی خیلی حواسش جمع بود نمی شد کلاساش رو دور زد

    سر کلاس خیلی با این بحث می کردم به همین خاطر خیلی از من بدش می اومد
    به خصوص که نقطه ضعفش رو می دونستم و سریع ازش استفاده می کردم
    (نقطه ضعفش یکی از استادامون بود که فوق العاده به کارش و کلاس مسلط بود و در هر زمینه ای هم اطلاعات داشت )

    یه روز بحث بالا گرفت تا جایی که از استاد دیگه امون نقل قول کردم و این باعث شد دوباره حس کنه که کمبود اطلاعاتش به رخش کشیده شده
    در نهایت به من گفت تحمل شما برای من غیر قابل تحمله خانم
    من هم خیلی خونسرد و راحت گفتم و هم چنین تحمل شما برای من
    بعد هم وسایلم رو جمع کردم و آماد ه شدم که از کلاس بیام بیرون
    اما قبل از خروجم برگشتم به سمتش و گفتم در ضمن به نظرم بهتره شما خودتون رو به یه روانپزشک نشون بدین
    این حسادت آخرش کار دستتون می ده
    بعد هم از کلاس اومدم بیرون
    بعد از خروجم چنان با عصبانیت در رو پشت سرم بست که حس کردم الان شیشه پنجره بالای سرم می ریزه توی سرم

    البته بعدش کار مون خیــلی بالا گرفت اما حداقلش این بود که دل من خنک شد :ghelyon:
    من به جاي استاد بودم نمي زاشتم بري ولي طول ترم هي تو كلاس حالتو مي گرفتم آخرش هم مي نداختمت . به استاداي ديگه هم مي گفتم حالتو بگيرن..

    Adının üstüne
    Anılar koyma.
    Sen mezar değilsin.


    Anılar
    Adının ardından gelsin.
    Sen duvar değilsin.


    در این زمانه جهان سومی معنی واژه بردگی همان آزادگی هست
    یکی از بیشماران سبز


صفحه 9 از 31 نخستنخست ... 56789101112131929 ... آخرینآخرین

اطلاعات موضوع

کاربرانی که در حال مشاهده این موضوع هستند

در حال حاضر 1 کاربر در حال مشاهده این موضوع است. (0 کاربران و 1 مهمان ها)

موضوعات مشابه

  1. آموزش: قوانین مربوط به روابط عاشقانه و زناشویی
    توسط peyman sadeghian در انجمن ازدواج و مسائل زناشویی
    پاسخ ها: 0
    آخرين نوشته: 20-09-2011, 01:39
  2. پاسخ ها: 0
    آخرين نوشته: 17-09-2011, 10:27
  3. آموزش: آشنایی با گیاهان دارویی (تعریف کلی از گیاهان دارویی)
    توسط morvaridtalaee در انجمن گیاهان دارویی
    پاسخ ها: 3
    آخرين نوشته: 20-06-2011, 01:54
  4. نوشتن جادویی
    توسط هـــاله در انجمن مسابقات، سرگرمی ها و مباحث متفرقه
    پاسخ ها: 1
    آخرين نوشته: 02-02-2011, 19:52

کلمات کلیدی این موضوع

Bookmarks

مجوز های ارسال و ویرایش

  • شما نمیتوانید موضوع جدیدی ارسال کنید
  • شما امکان ارسال پاسخ را ندارید
  • شما نمیتوانید فایل پیوست کنید.
  • شما نمیتوانید پست های خود را ویرایش کنید
  •