خاطرات دانشجویی
تبلیغات
آفرینش

تهران سازان

جملات کاربران:
برخی از محصولات فروشگاه نواندیشان بهترین مدیر، مسئول و کاربر انجمن در مردادماه
خاطرات دانشجوییطرح توجیهی کویرنوردی یزد خاطرات دانشجویینقشه کد کامل تهران به صورت قطعه بندی شده خاطرات دانشجوییمجموعه کامل آموزش Solidworks خاطرات دانشجویی خاطرات دانشجویی
خاطرات دانشجویینقشه gis منطقه 1 تهران خاطرات دانشجویینقشه کد نقشه gis منطقه 15 تهران خاطرات دانشجویینقشه gis منطقه 17 تهران
خاطرات دانشجویینقشه gis منطقه 2 تهران خاطرات دانشجویینقشه GIS کل تهران خاطرات دانشجویینقشه gis منطقه 6 تهران
خاطرات دانشجویینقشه gis منطقه 3 تهران خاطرات دانشجویینقشه gis منطقه 11 تهران خاطرات دانشجویینقشه gis منطقه 12 تهران sam arch آرتاش

جديد ترين اطلاعیه های انجمن نواندیشان و اخبار همایش ها و مطالب علمی را از این پس در کانال تلگرام نواندیشان دنبال کنيد

درخواست و دانلود مقالات علمي رايگان | فهرست آموزش های گروه انقلاب آموزشی | مسابقات تالارها | ترجمه مقالات تخصصی با قیمت دانشجویی
صفحه 1 از 31 123451121 ... آخرینآخرین
نمایش نتایج: از شماره 1 تا 10 , از مجموع 302

موضوع: خاطرات دانشجویی

  1. #1
    خاطرات دانشجویی

    تاریخ عضویت
    27-08-2009
    نوشته ها
    33,053
    مهندسی شهرسازی
    برنامه ریزی شهری
    امتياز طلايي
    134
    سپاس
    18,761
    28,312 سپاس در 9,301 پست
    امتياز:117274Array


    خاطرات دانشجویی

    همه تو دوران دانشجویی خودشون خاطرات بد و خوب زیادی رو دارن. این تاپیک رو زدم تا مثل یه دفترچه خاطرات واسه دوران دانشجویی باشه و هرکی خاطره جالبی از این دوران داره بگه.
    [میهمان عزیز شما قادر به مشاهده لینک نمی باشید. جهت مشاهده لینک در تالار گفتگو ثبت نام کنید. ]/|\[میهمان عزیز شما قادر به مشاهده لینک نمی باشید. جهت مشاهده لینک در تالار گفتگو ثبت نام کنید. ]/|\ [میهمان عزیز شما قادر به مشاهده لینک نمی باشید. جهت مشاهده لینک در تالار گفتگو ثبت نام کنید. ] /|\ [میهمان عزیز شما قادر به مشاهده لینک نمی باشید. جهت مشاهده لینک در تالار گفتگو ثبت نام کنید. ]

    پسورد تمامی فایل هایی که پسوردشون ذکر نشده=www.noandishaan.com

    با قضاوت کردن از روی اطلاعات ناقص، مدیون وجدانمون نباشیم.


    ترس از شکست خودش باعث شکست میشه و نتیجه اون چیزی نیست جز گفتن ای کاش ...

    29 [میهمان عزیز شما قادر به مشاهده لینک نمی باشید. جهت مشاهده لینک در تالار گفتگو ثبت نام کنید. ])

  2. # ADS
    Circuit advertisement
    تاریخ عضویت
    Always
    سن
    2010
    نوشته ها
    Many
    آفرینش گستر
     

  3. #2
    کاربر فعال

    تاریخ عضویت
    30-08-2009
    نوشته ها
    2,691
    مهندسی مکانیک
    طراحی جامدات
    سپاس
    1
    112 سپاس در 69 پست
    امتياز:6451Array

    پیش فرض

    گویا همه منتظرن تا یه نفر خاطره بگه تا بعد شروع کنن به نوشتن باشه اشکال نداره من اولیت خاطره رو میگم و سعی می کنم خلاصه بگم که خسته کننده نباشه.
    خاطرم +18 ساله :ws13: ترم اول دانشگاه بودیم که همون روزهای اول رفیق بی جنبه ما عاشق یه دختر شد :ws5: خلاصه شب و روز فکر دختره بود .چند تا از دوستام آمار دختره رو در اوردن و متوجه شدیم که دختر مناسبی نیست و تعداد دوست پسرهاش کمی زیاده غیر مستقیم بهش می گفتیم که طرف به دردت نمی خوره اما عشق چشماشو کور کرده بود (فیلم فریاد زیر ابو دیدید قضیه همون طوری بود).سرتونو درد نیارم یک روز بارانی قرار شد با دختر حرف بزنه چند تا از دوستان هم پشت سرش راه افتادن که تنها نباشه خلاصه در همان روز بارانی متوجه شد که طرف آره :ws6:
    تو همون بارون خیسو تلیس برگشتن خونه یکی از دوستام سریع گفت اهنگ ستار بذارین جو جو گریه و غمه خلاصه براش آهنگ گذاشتیم و رفیقمون رفت یه گوشه و گریه کرد .جاتون خالی خیلی بهش خندیدیم آخه یه نامه و یه نقاشی مضحکی کشیده بود که واقعا خنده دار بود نقاشیش دقیقا یادمه عکس یه چشم کشیده بود (خیلی ضایع بود) .از فردای اون روز دوستم اخلاقش عوض شد .با اون دختر هم به شدت لج افتاد:ws6:
    3 سپاس baranobarf,pary naz,VINA

  4. #3
    خاطرات دانشجویی

    تاریخ عضویت
    31-08-2009
    نوشته ها
    1,518
    مهندسی فضای سبز
    ....
    امتياز طلايي
    10
    سپاس
    53
    189 سپاس در 78 پست
    امتياز:11045Array

    پیش فرض

    این تاپیک رو خیلی دوست دارم شاید چون به تعداد موهای سرم از دوران دانشجوییم خاطره دارم
    جای دیگه که عضوم خاطره زیاد نوشتم از این دوران...
    ببینم چیا اونجا ننوشتم اینجا بنویسم که تکراری نشه
    فقط اینو بگم که دوران دانشجویی بهترین دورانه
    ویرایش توسط Anooshe : 11-09-2009 در ساعت 12:56
    1 سپاس VINA

  5. #4
    کاربر فعال

    تاریخ عضویت
    30-08-2009
    نوشته ها
    2,691
    مهندسی مکانیک
    طراحی جامدات
    سپاس
    1
    112 سپاس در 69 پست
    امتياز:6451Array

    پیش فرض

    نقل قول نوشته اصلی توسط landscape نمایش پست ها
    این تاپیک رو خیلی دوست دارم شاید چون به تعداد موهای سرم از دوران دانشجوییم خاطره دارم
    جای دیگه که عضوم خاطره زیاد نوشتم از این دوران...
    ببینم چیا اونجا ننوشتم اینجا بنویسم که تکراری نشه
    فقط اینو بگم که دوران دانشجویی بهترین دورانه
    من کلا از نوشتن خوشم میاد .سعی می کنم خاطرات اون دورانو بنویسم شاید از دوران دبیرستان هم بنویسم :ws11:
    خاطراتی هم که قبلا نوشتی بهتریناشو دوباره بگو ما هم بشنویم .اینجا با اونجا فرق می کنه :ws6:

  6. #5
    خاطرات دانشجویی

    تاریخ عضویت
    31-08-2009
    نوشته ها
    1,518
    مهندسی فضای سبز
    ....
    امتياز طلايي
    10
    سپاس
    53
    189 سپاس در 78 پست
    امتياز:11045Array

    پیش فرض

    این خاطره مربوط به اولین روزهاییه که وارد دانشگاه و خوابگاه شدم
    اون موقع واقعا دیدمون به همه چیز جالب بود
    ترم اول هیچ چیزی نمیتونست باعث بشه که ما خوشحال نباشیم
    من و 5 نفر از هم اتاقیام تو یک واحد زندگی میکردیم درست کنار سرپرستیه خوابگاه ولی خب این هیچ وقت باعث نشد شیطونی نکنیم یا از شیطنتمون کم کنیم
    شاید اولین سوتیی که دادیم و تا مدت ها بهش میخندیدیم این بود که الان میگم:

    چند روز بعد از شروعه زندگیه دانشجویی سرپرست خوابگاه اومد سراغ ما و بخاطر سر و صدامون بهمون تذکر داد و گفت که فراموش نکنین که ساعت 11شب خاموشیه.
    ما هممون تعجب کردیم که خاموشی........ ولی خب سوالی نپرسیدیم
    اون روز صبح داشتیم فکر میکردیم چطور ممکنه چنین چیزی چون کمه کم ما تا ساعت 3صبح بیدار بودیم
    آخه نه که ما زیادی بی تجربه و مثبت بودیم فکر می کردیم منظورش اینه که ساعت 11 به بعد باید چراغ رو خاموش کنیم و بخوابیم...(به خصوص این چراغ خاموووش شدیدا فکرمون رو مشغول کرده بود)
    اون شب ساعت نزدیک 11 که شد من رفتم و چایی گذاشتم
    از اونجا که خیلی حرف گوش کن بودیم چراغرو خاموش کردیم بعد هم تو تاریکیه مطلق نشستیم به چایی خوردن و خندیدن و حرف زدن و شلوغ کردن..... و به خیال خودمون چقدر هم داشتیم خلاف می کردیم و قانون رو نقض کرده بودیم
    بعدا که دوزاریمون افتاد واقعا قیافه تک تکمون دیدنی بود
    که اینجوری رفته بودیم سر کار...
    تازه فرداشم باز سرپرست اومد و بخاطر سر و صدا بهمون اخطار داد(کاری که تو تمام مدتی که خوابگاه بودم هر شب انجام میداد)
    :dفکر کنم واسش عادت شده بود
    ویرایش توسط Anooshe : 11-09-2009 در ساعت 19:13
    من آن گلبرگ مغرورم که میمیرم ز بی آبی ولی با خفت خواری پی شبنم نمی گردم


    [میهمان عزیز شما قادر به مشاهده لینک نمی باشید. جهت مشاهده لینک در تالار گفتگو ثبت نام کنید. ]


    [میهمان عزیز شما قادر به مشاهده لینک نمی باشید. جهت مشاهده لینک در تالار گفتگو ثبت نام کنید. ]


    2 سپاس setare.blue,VINA

  7. #6
    خاطرات دانشجویی

    تاریخ عضویت
    31-08-2009
    نوشته ها
    1,518
    مهندسی فضای سبز
    ....
    امتياز طلايي
    10
    سپاس
    53
    189 سپاس در 78 پست
    امتياز:11045Array

    پیش فرض

    ترم 3 که بودیم یکی از کلاس ها بود که واقعا قابلیت پیچش نداشت و استادش خیلی سخت گیر بود این بود که من و دوستام همیشه سر کلاس میرفتیم تا غیبتامون رو واسه آخر نگهداریم
    یک روز من واقعا حالم خوب نبود با اینکه اومدم دانشگاه اما نرفتم سر کلاس
    کلاسمون ساعت 3شروع میشد
    بیرون کلاس رو صندلی نشستم و ...
    چند دقیقه که گذشت یکی از پسرامون اومد از دور دید من بیرون نشستم مثل اینکه با خودش فکر کرده بود حتما کلاس تشکیل نشده(بعدا خودش گفت) و رفت.. چند دقیقه بعدش یکی دیگه و این حالت زیاد پیش اومد
    کم کم خودم شک کرده بودم که شاید اشتباه دیدم که استاد رفته سر کلاس آخه بیشتر از نصف کلاس رو دیدم که با دیدنه من رفتن از دانشگاه بیرون(حتی نمیومدن سوال بپرسن فقط با خوشحالی برمیگشتن)
    واقعا خندم گرفته بود
    رفتم یواشکی توی کلاس رو از شیشه ی پشت در نگاه کردم و دیدم فقط 6،7نفر توی کلاس نشستن و استادمون وحشتناک عصبانی بود
    کلی از این موقعیت خندم گرفته بود
    این نشون میده دانشجو جماعت در هر شرایطی منتظر پیچشه کلاسشه
    فرداش با بچه ها خیلی سر این موضوع خندیدم تقریبا همه رفته بودن سر کار....
    من آن گلبرگ مغرورم که میمیرم ز بی آبی ولی با خفت خواری پی شبنم نمی گردم


    [میهمان عزیز شما قادر به مشاهده لینک نمی باشید. جهت مشاهده لینک در تالار گفتگو ثبت نام کنید. ]


    [میهمان عزیز شما قادر به مشاهده لینک نمی باشید. جهت مشاهده لینک در تالار گفتگو ثبت نام کنید. ]


    2 سپاس setare.blue,VINA

  8. #7
    کاربر فعال

    تاریخ عضویت
    30-08-2009
    نوشته ها
    2,691
    مهندسی مکانیک
    طراحی جامدات
    سپاس
    1
    112 سپاس در 69 پست
    امتياز:6451Array

    پیش فرض

    سلام.دوباره.یادش به خیر امتحان طراحی اجزا داشتیم .با دوستم 5 روز تمام درس خوندیم.می دونستیم امتحان کتاب باز هستش برای همین کلی مطلب تو کتابهامون نوشته بودیم و اماده برای امتحان.روز امتحان رسید قبلش استاد خبر داد که فقط یه سوال طرح کرده :ws1: اینو که گفت خواستیم از همون مسیری که امدیم برگردیم خلاصه بعد از کلی بگو و مگو با دوستان نتیجه گرفتیک که بریم سر جلسه .امتحان تو سالن برگزار میشد و دانشجوهای رشته های دیگه هم بودن برو بچه ما به کلی کتاب اومدن حتی حلول هم اورده بودن ملت تعجب می کردن که اینا می خوان چه کار کنن.خلاصه امتحان شروع شد و نزدیک به 4 ساعت وقت به ما دادن برای جواب دادن به یک سوال شاید هم بیشتر
    همه گیج شده بودیم و کتابها هم به دردمون نمی خورد دانشجوهای دیگه امتحانشون تمام میشد و گروهای جدید برای امتحان دادن می اومدن اما ما همچنان نشسته بودیم انواع طراحی ها تو سوالش بود .چرخدنده و تسمه و شفت و مهره و پیچ و ............. ملت بهمون می خندیدن :ws1: امتحان تمام شد جواب بعضی ها 10 صفحه شده بود بعضی ها بیشتر اما در کل همه میدونستن که امتحانو خراب کردن .بگذریم که استاد رحم کرد و به غیر از چند تا نمره 3 و 4 باقی رو قبول کرد .حتما می خواین بدونید من چند گرفتم اره ؟؟؟؟؟ :ws13:
    1 سپاس setare.blue

  9. #8
    خاطرات دانشجویی

    تاریخ عضویت
    27-08-2009
    نوشته ها
    2,413
    سایر رشته ها
    امتياز طلايي
    16
    سپاس
    6
    281 سپاس در 144 پست
    امتياز:8641Array

    يه خاطره تصويري دارم شما كلي بخنديد ها.ما ( من و محمد ) يه دوست داريم به اسم ك. ص . اين آقا ك.ص 2 سال با ما هم اتاق بود.
    از خصوصياتش بگم.
    وراج بود. مدام در حال فك زدن بود. بد مي رفت رو مخ آدم. اگه ميخواست يه چيزس ازت بگيره اين قدر عاصيت مي كرد تا دو دستي تقديمش كني كه از شرش خلاص شي. هميشه اخرهاي شب كه ميشد يه تكه كاغد داشت به اندازه كف دست كه از كمد درش مياورد و شروع مي كرد به نوشتن. 1294 ريال بدهكار ابوذر. 1099 ريال از محمد ميخوام( يادم باشه حتماً از محمد بگيرم). جزوه رو برا كپي از خانم ... بگيرم ( ميگفت خانوما خوب كپي برداري مي كنن ) و ...
    هر چه بگم كم گفتم.

    ما سال 3 بوديم ، يه روز تصميم گرفت كه ديگه با برنامه ريزي كاراشو انجام بده. استاد برنامه نوشتن بود. اين يكي از برنامه هاش بود. با دقت بخونيد ادامه داره






    خلاصه شب شد ك. ص نيومد. ساعت 3 اومد گرفت خوابيد. فردا برا نماز پا نشد تا ما ( من ، محمد و جواد هم اتاقيمون )بيدار شديم.ساعت 9 از خواب بيدار شد. تصميم گرفتيم مسخره كنيم. اخه برنامش 24 ساعت هم عملي نشد.
    شروع كرديم براش برنامه نوشتن . اين برنامه رو بخونيد.
    ( لطفا كامپيوترتون رو به آفتاب نباشه )




    اين برنامه رو ما نوشتيم براش. (بچه هايي كه تو پارك گفتگو بودن اين دست خط براشون آشناس ( محمد ديگه) گفتم رو به آفتاب نباشه چون شروع به رقص ميكنه بعد نمي تونيد بخونيد )

    حالا ميدونيد چرا نوشتيم 31 منهاي 14 مساوي با 14؟
    برگرديد عكس بالا نوشته كه برنامه از تاريخ 13 ارديبهشت تا 31 ارديبهشت. بعد پايين نوشته 15 روز

    اشعار اخر هر برنامه رو بخونيدو مقايسه كنيد.

    يادم رفت بگم ك.ص رياضيش عالي بود
    ویرایش توسط Mohammad Aref : 13-03-2011 در ساعت 13:19

    nobody is truly happy
    the pain is always there
    and no 1 really cares
    so u just have to hide ur tears
    and hope 1 day they wont b there

    2 سپاس baranobarf,setare.blue

  10. #9
    خاطرات دانشجویی

    تاریخ عضویت
    27-08-2009
    نوشته ها
    33,053
    مهندسی شهرسازی
    برنامه ریزی شهری
    امتياز طلايي
    134
    سپاس
    18,761
    28,312 سپاس در 9,301 پست
    امتياز:117274Array


    پیش فرض

    یادش بخیر ابوذر. حالا تو هم اینجا یا نمره ما رو لو بده یا دست خط ما رو
    [میهمان عزیز شما قادر به مشاهده لینک نمی باشید. جهت مشاهده لینک در تالار گفتگو ثبت نام کنید. ]/|\[میهمان عزیز شما قادر به مشاهده لینک نمی باشید. جهت مشاهده لینک در تالار گفتگو ثبت نام کنید. ]/|\ [میهمان عزیز شما قادر به مشاهده لینک نمی باشید. جهت مشاهده لینک در تالار گفتگو ثبت نام کنید. ] /|\ [میهمان عزیز شما قادر به مشاهده لینک نمی باشید. جهت مشاهده لینک در تالار گفتگو ثبت نام کنید. ]

    پسورد تمامی فایل هایی که پسوردشون ذکر نشده=www.noandishaan.com

    با قضاوت کردن از روی اطلاعات ناقص، مدیون وجدانمون نباشیم.


    ترس از شکست خودش باعث شکست میشه و نتیجه اون چیزی نیست جز گفتن ای کاش ...

    29 [میهمان عزیز شما قادر به مشاهده لینک نمی باشید. جهت مشاهده لینک در تالار گفتگو ثبت نام کنید. ])

  11. #10
    خاطرات دانشجویی

    تاریخ عضویت
    27-08-2009
    نوشته ها
    2,413
    سایر رشته ها
    امتياز طلايي
    16
    سپاس
    6
    281 سپاس در 144 پست
    امتياز:8641Array

    پیش فرض

    اره. عجب روزايي بود. محمد ميخوام 4 5 تا خاطره تصويري ديگه هم بذارم. حالا وايسا

    nobody is truly happy
    the pain is always there
    and no 1 really cares
    so u just have to hide ur tears
    and hope 1 day they wont b there


صفحه 1 از 31 123451121 ... آخرینآخرین

اطلاعات موضوع

کاربرانی که در حال مشاهده این موضوع هستند

در حال حاضر 1 کاربر در حال مشاهده این موضوع است. (0 کاربران و 1 مهمان ها)

موضوعات مشابه

  1. آموزش: قوانین مربوط به روابط عاشقانه و زناشویی
    توسط peyman sadeghian در انجمن ازدواج و مسائل زناشویی
    پاسخ ها: 0
    آخرين نوشته: 20-09-2011, 01:39
  2. پاسخ ها: 0
    آخرين نوشته: 17-09-2011, 10:27
  3. آموزش: آشنایی با گیاهان دارویی (تعریف کلی از گیاهان دارویی)
    توسط morvaridtalaee در انجمن گیاهان دارویی
    پاسخ ها: 3
    آخرين نوشته: 20-06-2011, 01:54
  4. نوشتن جادویی
    توسط هـــاله در انجمن مسابقات، سرگرمی ها و مباحث متفرقه
    پاسخ ها: 1
    آخرين نوشته: 02-02-2011, 19:52

کلمات کلیدی این موضوع

Bookmarks

مجوز های ارسال و ویرایش

  • شما نمیتوانید موضوع جدیدی ارسال کنید
  • شما امکان ارسال پاسخ را ندارید
  • شما نمیتوانید فایل پیوست کنید.
  • شما نمیتوانید پست های خود را ویرایش کنید
  •