همه چیز در مورد امپراتور کوروش بزرگ
تبلیغات
آفرینش

تهران سازان

جملات کاربران:
برخی از محصولات فروشگاه نواندیشان بهترین مدیر، مسئول و کاربر انجمن در مردادماه
همه چیز در مورد امپراتور کوروش بزرگطرح توجیهی کویرنوردی یزد همه چیز در مورد امپراتور کوروش بزرگنقشه کد کامل تهران به صورت قطعه بندی شده همه چیز در مورد امپراتور کوروش بزرگمجموعه کامل آموزش Solidworks همه چیز در مورد امپراتور کوروش بزرگ همه چیز در مورد امپراتور کوروش بزرگ
همه چیز در مورد امپراتور کوروش بزرگنقشه gis منطقه 1 تهران همه چیز در مورد امپراتور کوروش بزرگنقشه کد نقشه gis منطقه 15 تهران همه چیز در مورد امپراتور کوروش بزرگنقشه gis منطقه 17 تهران
همه چیز در مورد امپراتور کوروش بزرگنقشه gis منطقه 2 تهران همه چیز در مورد امپراتور کوروش بزرگنقشه GIS کل تهران همه چیز در مورد امپراتور کوروش بزرگنقشه gis منطقه 6 تهران
همه چیز در مورد امپراتور کوروش بزرگنقشه gis منطقه 3 تهران همه چیز در مورد امپراتور کوروش بزرگنقشه gis منطقه 11 تهران همه چیز در مورد امپراتور کوروش بزرگنقشه gis منطقه 12 تهران sam arch آرتاش

جديد ترين اطلاعیه های انجمن نواندیشان و اخبار همایش ها و مطالب علمی را از این پس در کانال تلگرام نواندیشان دنبال کنيد

درخواست و دانلود مقالات علمي رايگان | فهرست آموزش های گروه انقلاب آموزشی | مسابقات تالارها | ترجمه مقالات تخصصی با قیمت دانشجویی
صفحه 4 از 5 نخستنخست 12345 آخرینآخرین
نمایش نتایج: از شماره 31 تا 40 , از مجموع 49

موضوع: همه چیز در مورد امپراتور کوروش بزرگ

  1. #31
    کاربر فعال

    تاریخ عضویت
    28-08-2009
    نوشته ها
    3,957
    سایر رشته ها
    سپاس
    1
    162 سپاس در 139 پست
    امتياز:13034Array

    پیش فرض

    كوروش كبير كه بود؟

    كوروش توانست با اتحاد طوايف پارس، ماد، مكران و پارت (خراسان) وحدت آريايي را پديد آورد. اين وحدت به او اين قدرت را بخشيد كه به فكر تسخير سارد افتد و براي انجام اين منظور قبل از آنكه اتحاد ميان سارد و بابل پيش آيد، به نواحي غربي تاخت و تا بابل خواست از خواب شهوت‌آلود خود برخيزد، سارد را در هم كوبيد و كرزوس را از تخت جبروت خود پايين كشيد.
    پس از آن نوبت بابل بود. بابل خطه بزرگي براي ايران محسوب مي‌شد، علاوه بر اين يك انگيزه ديگر نيز كوروش را به فتح بابل بر مي‌انگيخت و آن صيت ظلم و جوري بود كه نام بخت نصر در گوش‌ها افكنده بود. پادشاهي كه قلاب زنجير را به زبان يكي از مخالفان خود كوبيد و او را چون سگ به پايه تخت خود بست! حاكمي كه با خنجر طلا و مرصع خود، چشمان پادشاه فلسطين را از كاسه بيرون كشيد، معابد سليمان را آتش زد و دستور بريدن زبان و چشم مردم فلسطين را داد!
    در اين شرايط بعضي از بزرگان بابل كه متوجه روي كارآمدن كوروش شدند و از طرفي ديدند كه شرق و سلاطين شرقي هم به كوروش عنايت خاص دارند، با وي مكاتبه كردند تا بالاخره كوروش وارد بابل شد و با همكاري همين افراد بابل را فتح كرد.
    پس از اين فتح است كه كوروش اعلاميه معروف خود را كه اولين اعلاميه حقوق بشر است، منتشر مي‌كند و به موجب اين اعلاميه چهل هزار نفر از قيد اسارت بابلي‌ها آزاد شدند.
    متن بابلي اين فرمان كه بيست‌وپنج قرن پيش صادر شده، در سال 1879ميلادي در حفاري‌هاي بابل كشف شد و اكنون در موزه بريتانيا (لندن) قرار دارد. اين فرمان از نظر اهميت موضوع و تفويض حقوق اجتماعي و آزادي به ملل تابعه در آن عصر چنان حائز اهميت است كه در محافل حقوق‌دانان جهان به عنوان اولين منشور آزادي تلقي شده است و فرمان مزبور كه به سطح استوانه‌اي از گل رس در چهل و پنج سطر حك شده، معروف به «اعلاميه كوروش» و آن استوانه نيز به «استوانه كوروش» مشهور شده است.
    تاج‌گذاري كوروش
    كوروش در بابل تاج‌گذاري كرده و تفصيل آن را گزنفون نوشته است. اين تاريخ بر طبق سالنامه‌هاي بابلي «در روز سوم ماه مرهسوان» ضبط كرده‌اند كه از آن تاريخ درست 2505 سال مي‌گذرد.
    گزنفون، طي داستاني كه به نام «سيرو پديا» نوشته و تحت عنوان «كوروش‌نامه» ترجمه شده است، خاطره‌اي از اين تاج‌گذاري را آورده در آن آمده است، كه چگونه سربازان، درباريان و مردم شهر براي اين مراسم حاضر شده و سپس، تاجي از جواهر را بر سر مي‌گذارد و پس از آن باقبايي ارغواني كه حاشيه‌اي سفيد دارد، چنان باشكوه مي‌شود كه تماشاچيان بي‌درنگ در برابرش تعظيم مي‌كنند.

    [میهمان عزیز شما قادر به مشاهده لینک نمی باشید. جهت مشاهده لینک در تالار گفتگو ثبت نام کنید. ]


    مرگ كوروش
    مرگ كوروش، سردار بزرگ ايران نيز مانند تولدش مرموز و شگفت‌انگيز و در پرده‌اي از اسرار پوشيده است.
    مورخان يوناني داستان كودكي و پرورش كوروش را به صورت افسانه‌اي نوشته‌اند كه از همه مفصل‌تر روايت هرودت است كه مي‌گويد: آستياگ، پادشگاه ماد شبي خواب ديد كه از شكم دخترش ماندانا، درخت تاكي برآمد و آسيا را فراگرفت، معبرين گفتند: از دخترت فرزندي به دنيا خواهد آمد كه سلطنت را از تو خواهد ستاند و او تصميم گرفت طفل نوزاد دخترش را بكشد. وزير، طفل را به دست چوپاني به نام مهرداد سپرد تا به قتل برساند. مهرداد، زني داشت به نام «سپاكو» كه در همان روزها طفلي مرده به دنيا آورده بود.
    او جريان سپردن طفل و امر به قتل او را به زن خود گفت و اظهار داشت كه از پدر و مادر طفل چيزي نمي‌داند، ولي از اشياي زرين و لباس‌هاي فاخر بچه به نظر مي‌آيد از خاندان شاه باشد.
    «سپاكو» با مشاهده طفل، دل به او مي‌بندد و مانع كشتنش مي‌شود و او را بزرگ مي‌كند.
    بعدها كه آستياگ از ماجرا مطلع شد، هم وزيرش را سخت تنبيه كرد و هم كوروش را به نزد پدر و مادرش در فارس فرستاد، ولي كوروش در آنجا حكومت يافت و بالاخره بر آستياگ پيروز شد.
    مرگ كوروش نيز داستان پيچيده‌اي دارد و بعضا هنوز در پرده‌اي از ابهام است.
    طبق روايت يونانيان كوروش كه در مغرب، كارها را رو به راه كرده بود، براي يكسره كردن كار مشرق و جلوگيري از هجوم قبايل ماساگت و سكاها به مشرق تاخت. در اين وقت بر اين طوايف مهاجم، زني حكومت مي‌كرد كه «تومي ريس» نام داشت. كوروش تا رود سيحون (آراكس) راند و از آن رود نيز گذشت و به پيغام ملكه كه گفته بود «شاه ماد، رها كن كارهايي كه مي‌كني، چه مي‌داني نتيجه آن چه خواهد شد» اعتنايي نكرد. اما در اين جنگ سپاهيان ايران شكست يافتند و ظاهرا در همين وقت خبر توطئه‌اي در غياب كوروش از پايتخت (پارس) نيز به گوش او رسيد و وضع را مشوش‌تر كرد و پسر ملكه ما ساگت‌ها نيز كه در اسارت كوروش بود، خودكشي كرد و بالاخره خشم و توحش طوايف مهاجم شديدتر شد و در جنگ بعد، هنگام گير و دار جنگ، به قول كتزياس، كوروش از اسب به زير افتاد و يكي از جنگي‌‌هاي هندي زوبيني به طرف او انداخت كه به ران او برخورد كرد.
    پس از اين ماجرا، كوروش را به اردوگاه بردند، او وصايايش را كرد و پس از 3 روز درگذشت.
    روايت شده است كه «تومي ريس» امر كرد مشكي از خون انسان پر كردند و سپس جسد كوروش را يافته، سر او را در مشك خون فرو كرد و خطاب به آن گفت: اي پادشاه، با اين كه من زنده‌ام و سلاح به دست بر تو پيروز شده‌ام اما تو كه با خدعه و نيرنگ بر فرزند من دست يافتي، در حقيقت مرا نابود كردي، اكنون ترا از خون خواري سير مي‌كنم.»


    [میهمان عزیز شما قادر به مشاهده لینک نمی باشید. جهت مشاهده لینک در تالار گفتگو ثبت نام کنید. ]

    پاسارگاد، آرامگاه كوروش
    بر اثر حمله كمبوجيه به مصر و قتل او در راه مصر، اوضاع پايتخت پريشان شد تا اينكه داريوش روي كار آمد و سال‌ها با شورش‌هاي داخلي جنگيد و همه شهرهاي مهم يعني بابل، همدان، پارس، ولايات شمالي و غربي و مصر را آرام كرد و پس از بيست سال جنازه كوروش را از پارت به پرسپوليس (تخت جمشيد) منتقل كرد.
    اين انتقال طي مراسم باشكوهي و طي چند روز برگزار شد و روي مقبره كوروش به زبان يوناني چنين نوشتند: اينجا است آرامگاه من، كوروش، شاهنشاه ... .

    منبع : IranianUK.com
    داستایوفسکی: تغییر کردن خیلی سخته،شبیه یکی دیگه بودن آسونه،ولی یکی دیگه بودن سخته......
    لئوناردو داوینچی
    : مکانیک بهشت ریاضیات است.زیرا در اینجاست که ما به زیباییهای ریاضیات پی می بریم.
    علی دایی:
    من همیشه رو بازی میکنم و هیچوقت زیر و رو نکشیدم .......
    [میهمان عزیز شما قادر به مشاهده لینک نمی باشید. جهت مشاهده لینک در تالار گفتگو ثبت نام کنید. ]
    [میهمان عزیز شما قادر به مشاهده لینک نمی باشید. جهت مشاهده لینک در تالار گفتگو ثبت نام کنید. ]





  2. # ADS
    Circuit advertisement
    تاریخ عضویت
    Always
    نوشته ها
    Many
    آفرینش گستر
     

  3. #32
    کاربر فعال

    تاریخ عضویت
    28-08-2009
    نوشته ها
    3,957
    سایر رشته ها
    سپاس
    1
    162 سپاس در 139 پست
    امتياز:13034Array

    پیش فرض

    خداوند درباره کوروش کبير ميگويد


    که او شبان من است و هر چه او بکند آن است که من خواسته ام. منم که او را از جانب مشرق برانگيختم تا عدالت را روي زمين برقرار کند. من امتها را تسليم وي ميکنم و او را بر پادشاهان سروري ميبخشم و پادشاهان را مثل غبار به شمشير وي و مانند کاهي که پراکنده شود، به او تسليم ميکنم .

    من کوروش را به عدالت برانگيختم و تمامي راهها را در پيش رويش استوار خواهم ساخت. منم که شاهين خود را(کوروش)، از جانب مشرق فرا خواندم و دوران عدالت را نزديک آوردم.

    خداوند، کوروش را برگزيد و فرماندار جهانش کرده است . بازوي او را بر کلدانيها، فرو خواهد آورد و راه او را هموار خواهد ساخت.

    در سال اول سلطنت کوروش پارسي، کلام خداوند کامل شد. خداوند روح کوروش پادشاه پارس را برانگيخت تا در تمامي سرزمينهاي خود فرماني صادر کند که خداي آسمانها، تمام ممالک زمين را بر من داده است، خانه براي او در اورشليم بنا کنم .

    [میهمان عزیز شما قادر به مشاهده لینک نمی باشید. جهت مشاهده لینک در تالار گفتگو ثبت نام کنید. ]


    كورش كبير

    کورش کبير اولين پادشاه هخامنشي ، افزون بر ايرانيان ، به دليلصدور نخستين اعلاميه حقوق بشر نزد همه جهانيان و دانشمندان (ويل دورانت، ويکتورهوگو،کنت گوبينو، هگل، شاتوبراين ، پاپ کلمنتوس ۵ ، بوسويه، ناپلئون، دانيل روپس،گيرشمن و...)محترم است .در دوران باستان نيز بسياري از انديشمندان (مانند افلاطون،فيثاغورث، هرودت، گزنفون، ديودور سيسيلي و...) او را ستوده اند.
    كوروش بزرگ بنا به پژوهشهاي 100 ساله اخير دانشمندان مسلمان همان ذوالقرنين (که برخي او را بدليل سخن گفتن خداوند با وي «و قلنا يا ذا القرنين» پيامبر الهي مي دانند) است كه در سوره كهف قرآن (آيات83 تا 99) از او ياد شده است. ازجمله معروفترين اين محققان مي توان به افراد زير اشاره کرد:
    مولانا ابوالكلام آزاد مفسر بزرگ قرآن و وزير فرهنگ هند در زمان گاندي در تفسير البيان ( ترجمه تفسير سوره کهف از باستاني پاريزي)ــ علامه طباطبايي در تفسير الميزان ــآيت‌الله العظمي ناصر مكارم شيرازي و 10 نفر از مفسران بزرگ قرآن در تفسيرنمونه(مانندقرائتي، امامي، آشتياني،حسني، شجاعي، عبدالهي و محمدي)ــ تابنده گنابادي در کتاب سه داستان عرفاني از قرآن ــ آيت الله مير محمد کريم علوي در تفسيرکشف الحقايق (با ترجمه عبدالمجيد صادق نوبري)ــ حجه الاسلام سيد نورالدين ابطحي درکتاب ايرانيان در قرآن و روايات _ دکتر علي شريعتي در کتاب بازشناسي هويت ايراني اسلامي ــ سيد صدر بلاغي در قصص قرآن _ جلال رفيع در کتاب بهشت شداد _ دکتر فاروق صفي زاده در کتاب از کورش هخامنشي تا محمد خاتمي ــ منوچهر خدايار در کتاب کورش در اديان آسياي غربي ــآيت الله سيد محمد فقيه استاد اخلاق و عضو مجلس خبرگان دوم _ استاد محيط طباطبايي _ حجه الاسلام شهيد هاشمي نژاد _ سر احمد خان بنيانگذاردانشگاه اسلامي عليگر هند.
    قاسم آذيني فر در کتاب کورش پيام آور بزرگ صفحه 89 مي گويد: خواجه عبداله انصاري در تفسير ادبي عرفاني خود در سوره کهف پس از آيه «انا مکناه له في الارض=ما او رادر زمين نيروي بسيار داديم» اين دو را يک نفر مي شمارد.
    دکتر فريدون بدره اي درکتاب کورش در قرآن و عهد عتيق پس از يکي دانستن کورش و ذوالقرنين ازشيخ محمد باقرکمر ه اي شارح اصول کافي کليني (از کتب چهارگانه شيعه) روايت مي کند که: اميرالمومنين علي(ع) خود را مانند ذوالقرنين دانسته و به اين همانندي افتخار کردده است.

    كوروش نزد يهوديان ،زرتشتيان ، مسيحيان ومسلماناناز جنبه آسماني و تقدس برخوردار است . در كتاب تورات ( اشعيا ـ دانيال نبي ـ حزقيال ــ ارمياي نبي ) از او به عنوان حضرتمسيح، بت شکن، فرستاده پروردگار، چوپان خدا،دست خدا،شکست دهنده فرعونيان، شاهين خدا، نجات بخش و دانشمند خدا نام برده شده است .

    درصحف عزراي پيامبر (حضرت عزير) آمده است : کورش فرمود خداوند به من دستور داده است تا خانه اي براي او در بيت المقدس بسازم.
    ابوريحان بيروني (قرن 4 هجري) و غياث الدين خواند مير (قرن 6 هجري در کتاب حبيب السير، جلد يک، صفحه 136) از او بعنوان باني بيت المقدس ومسجد الاقصي (يا همان قبله نخست مسلمانان) نام مي برند.
    در تفسير قرآن ابوالفتح رازي آمده است: که خداي تعالي بر زبان بعضي پيغمبران امر کرد پادشاهي از پادشاهان پارس را نام او کورش و او مردي بود مومن.

    مسعودي درکتاب مروج الذهب،صفحه606 مي نويسد :
    اين خبر در انجيل هست كه كورش پادشاه، ستاره را كه هنگام مولود عيساي مسيح طالع شده بود ، ديده بود... وما تفصيل اين قصه را با آنچه مجوس ونصاري در باره ي آن گفته اند...در كتاب«اخبارالزمان» آورده ايم.
    آرامگاه باشكوه كوروش بزرگ درپاسارگاد طرحي گيرا ، باوقار ، متوازن ، مقدس و اهورايي دارد. ساختمان اين گونه آرامگاه ، پيش و پس از آن ( به جز يك مورد و در اندازه‌اي كوچكتر كه آن هم از نياكان يا نوادگان كوروش است ) ديده نشده است .
    پس از اسلام در دوران پادشاهي اتابكان فارس (در قرن 5 و 6 هجري خورشيدي ) به دليل جنبه تقدس آرامگاه ، مسجدي در اطراف آرامگاه ساخته ، درون آرامگاه هم محرابي از سنگ تراشيده و پيرامون آن آياتي از قرآن به خط ثلث نگاشته‌اند. (دکتر رضامرادي غياث آبادي در کتاب نقش رستم و پاسارگاد).
    قبله نمايي نيز در سنگ در کنار مهراب تراشيده اند . در زمان گذشته نوشته اي در آرامگاه به خط ميخي بوده كه متن آن ، چنين است :
    « اي رهگذر، من كوروش هستم كه پادشاهي جهان را به پارسيان دادم ، به مشتي خاك كه پيكرم را دربرگرفته رشك مبر .»
    پس از اسلام ( حداقل هزار سال) ، به دليل ندانستن صاحب آرامگاه ، آن را به نامهاي مسجد مادر سليمان(ع) ، مشهد مادر سليمان ، گور مادر سليمان ، گور سليمان(ع) ،مشهد ام النبي ، مقبره سليمان(ع) و مشهد مرغاب ناميده اند . همچنين بر روي تپه مشرف به آرامگاه باقيمانده يك دژوجود دارد كه به نام تخت سليمان معروف است.
    حاج ميراز حسن فسائي (در کتاب فارسنامه ناصري صفحه 301) مي نويسد : « مشهد محل شهادت و قبر انبياء و اولياء و بزرگان دين را گويند و چون اين بلوك را مشهد ام النبي گفتند و چون عجم حضرت سليمان (ع) و جمشيد را يك نفر و پيامبر دانسته اند آنرا مشهد مادر سليمان نيز گفته اند.
    که در هر صورت (چه سليمان نبي، چه مادر او، چه جمشيد و چه کورش) نشان دهنده الهي و سپند بودن صاحب آرامگاه است.
    در دشت مرغاب در پاسارگاد ، نقش برجسته‌اي از كوروش كبير باقيمانده است كه همچون فرشتگان ، با بالهايي آسماني تراشيده شده است . نكته جالب است كه ايرانيان از زمان باستان تا‌كنون اين پيكره را مقدس مي‌دانند و با اينكه پيكره‌ هاي ديگر در سراسر ايران در اثر ناداني آسيب ديده استهيچ ‌كس جرأت نداشته به اين پيكره اهورايي آسيب برساند. هنوز هم تصور مقدس بودن اين پيكره در ميان مردم بومي باقي است . (دکتربهرام فره وشي در کتاب ايرانويچ) مردم محلي دستان او را رو به قبله و در حالت نيايشمي دانند.
    تا چند دهه پيش ، مراسم روز تاسوعا و عاشوراي حسيني اهالي دشت مرغاب در دورا دور آرامگاه پاسارگاد انجام مي‌شد و مردم منطقه نذرهاي خود را تقديم آرامگاه مي‌كردند و آن را همانند امامزاده‌ها با پارچه‌هاي رنگي و قفل مي‌پوشاندند. ( دكترباستاني پاريزي در كتاب كوروش ذوالقرنين)
    آب رودخانه پلوار نيز هميشه آبي مقدس و شفابخش به شمار مي آمد. (دکترعليرضا شاپور شهبازي در کتاب پاسارگاد)
    دکتر جمشيد صداقت کيش در ويژه نامه فصلنامه فارس شناخت در نوشتار مسجدهاي فارس در صفحه 88 مي نويسد : در روايتهاي اسلامي هم از مقدس و آسماني بودن اين جايگاه سخن بسيار رفته است از جمله در كتابهاي زير :
    1 ـ مسالك و ممالك ( اصطخري بهسال 320 هجري ) صفحه‌هاي 109 و 141
    2 ـ حدود العالم من المشرق الي المغرب ( نوشته شده به سال 372 هـ ) صفحه 131
    3 ـ اشكال العالم ( ابوالقاسم جيهاني به سال 367 هـ ) صفحه‌هاي 113 و 123
    4 ـ نزهت ‌القلوب ( حمداله مستوفي به سال 740 هـ ) صفحه 178
    در كتاب شيراز نامه نوشته زركوب شيرازي ( سال 740 هـ ) درصفحه 144 آمده است:
    « نقل است كه : شيخ محمد‌بن يزيد عروس ( هم زمان با مأمون 218 ـ 198 هـ . ق ) نقل فرمود كه در عهد او جمعي از زهاد و عرفا بيت ‌المقدس به شيراز آمدند و طلب متصوفه و ائمه شيراز مي‌كردند . ايشان را به من حواله كردند . سؤال كردم كه سبب آمدن شما به اين طرف چه بود و باعث اين نهضت چيست ؟ گفتند كه : مادر بعضي از اخبار خوانده‌ايم كه در شيراز به طرف حوامه شهر مسجدي هست كه آن را مسجد سليمان (يا همان آرامگاه كوروش ) مي‌گويند و در بعضي كوهستان كه در برابر مسجد است، چشمه ‌اي هست و آن به چشمه مرغان (يا همان دشت مرغاب ) مشهور است . سليمان نبي آن مسجد بنا كرده و آن چشمه از آثار قدم او پديد آمده . هر كس كه در آن آب وضو سازد ودر آن مسجد دوگانه‌اي بگذارد ، حق سبحانه و تعالي حاجات دين و دنيايي او برآورده گرداند. ما به اين بيت متوجه گشتيم تا زيارت مسجد دريابيم .»
    در پايان بد نيست نگاهي داشته باشيم به گفتار استاد ابراهيم پورداود ( کتاب ذوالقرنين و کورش از محمد کاظم توانگر زمين): هر ايراني همانگونه که مکلف است درصورت استطاعت در مدت عمر خود يک بار به حج مشرف شود شايسته است که يک بار هم بهزيارت کورش که پايگاه مليت ايراني است خود را برساند. نه فقط بخاطر ايراني بودن بلکه به جهت زيارت فردي که قرآن بيشترين تعريف (17 آيه) در مورد يک زمامدار را از او کرده است
    داستایوفسکی: تغییر کردن خیلی سخته،شبیه یکی دیگه بودن آسونه،ولی یکی دیگه بودن سخته......
    لئوناردو داوینچی
    : مکانیک بهشت ریاضیات است.زیرا در اینجاست که ما به زیباییهای ریاضیات پی می بریم.
    علی دایی:
    من همیشه رو بازی میکنم و هیچوقت زیر و رو نکشیدم .......
    [میهمان عزیز شما قادر به مشاهده لینک نمی باشید. جهت مشاهده لینک در تالار گفتگو ثبت نام کنید. ]
    [میهمان عزیز شما قادر به مشاهده لینک نمی باشید. جهت مشاهده لینک در تالار گفتگو ثبت نام کنید. ]





  4. #33
    کاربر فعال

    تاریخ عضویت
    28-08-2009
    نوشته ها
    3,957
    سایر رشته ها
    سپاس
    1
    162 سپاس در 139 پست
    امتياز:13034Array

    معناي پاسارگاد چيست؟

    معناي پاسارگاد چيست؟
    در138 کیلومتری شهر شیراز ، در جاده آسفالت شیراز به آباده ، کمی دورتر از جاده امروزی ( حدود 3 کیلومتر) به بقایای شهری می رسیم که روزگاری پایتخت بزرگترین و بی نظیرترین پادشاهی جهان بوده است. این پایتخت در دشتی به نام مرغاب واقع است که مساحت تقریبی این دشت تقریباً 15×20 کیلومتر است. رودی به نام پلور که البته در عهد باستان به آن مِدوس می گفتند در آن جریان دارد و در کل این دشت 1200 متر از سطح دریاهای آزاد ارتفاع دارد.

    پیش از ساخته شدن پاسارگاد در دشت مرغاب ، این منطقه از تمدنی کهن برخوردار بوده است که روستاهایی مانند : تل نخودی ، تل سه آسیاب ، دوتولان ، تل خاری در هزاره های سوم و چهارم در آنجا ایجاد گردیده و در دوره خود دارای رونق و شکوهی بی نظیر بودند.

    هنگامیکه بازمانده های این پایتخت کهن ایران را مشاهده می کنید ناخودآگاه از خود می پرسید چرا در اینجا این پایتخت بنا شده است؟ انگیزه از برپایی آن چه بوده است؟
    بر اساس نوشته های تاریخ نگاران قدیم کوروش بزرگ ، آستیاگ ( آستیاژ ، آستیاگس) پادشاه ماد را در این دشت شکست داده و این کار مبنای ایجاد بزرگترین و قدرتمند ترین پادشاهی ایران می باشد. از این رو کوروش بزرگ فرمان بنای پایتختی را در این دشت داد. هرچند با ایجاد تخت جمشید ( توسط سایر پادشاهان هخامنشی ) برجستگی پاسارگاد کمتر گردید اما ارزشمند بودن آن هیچ گاه کمرنگ نگردید بطوریکه پس از بنای تخت جمشید هنوز پادشاهانی بودند که برای تاجگذاری پاسارگاد را برمی گزیدند. کوروش پاسارگاد را در550 تا 559 قبل از میلاد بنا کرد و البته در سال 336 قبل از میلاد این شهر به همراه گنجینه پربهای آن به دست اسکندر مقدونی افتاد..

    معنای پاسارگاد چیست؟

    در مورد این واژه هنوز نظری قطعی داده نشده است اما هرودوت در کتاب خود ادعا می کند که پاسارگادی مهمترین قوم پارسیان بوده اند و ریشه هخامنشیان از آنهاست. پاسارگاد در برخی از نوشتارهای قدیمی پارسه گَدَ نیز گفته شده است. اما در کل معناهایی که برای آن مطرح شده است شامل: زیستگاه پارسیان ، تختگاه پارسه ، محل استقرار پارسیان و دژ پارسیان می باشد. در این دشت که در سینه خود هویت ایرانیان را نگه داشته و مانند بغضی در گلو هر لحظه منتظر حکایت تاریخ آن دوره است ، نشانه های زیادی از تمدن ایرانیان وجود دارد که البته مربوط به دوره های گوناگونی است.

    این دوره ها را در کل می توان به سه دوره متمایز تقسیم نمود:

    1- آثار پیش ار تاریخ و قبل از هخامنشیان: در ایوان سنگی مسقفی ( البته امروز اثری از سقف در آن نیست ) در شما آرامگاه کوروش به نام تُل تخت ( تخت سلیمان) تکه سفالهای نقش داری و قسمتی از یک مجسمه مربوط به دوران عیلامی کشف شده است.

    2- دوره هخامنشی: شاید بدون هیچگونه شک و تردید بایستی گفت که با شکوه ترین آثاری که در حال حاضر در دشت پاسارگاد ایران می باشد ، مربوط به این دوره می باشد. آثاری مانند: کاخ پذیرایی کوروش بزرگ - کاخ شرقی با نقش برجسته انسان بالدار - کاخ اختصاصی کوروش بزرگ - تَل تخت - اولین چهارباغ ایرانی - آب نماهای کاخ شاهی - ویرانه برج سنگی - بنای معروف به زندان - دژ پاسارگاد - آتشکده پاسارگاد - حوضچه های سنگی و در نهایت آرامگاه کوروش بزرگ.

    3- آثار بعد از اسلام: مسجد اتابکان که توسط اتابک زنگی در رمضان سال 621 ه . ق ساخته شده است.. کتیبه و محراب و قبله نمایی که بر روی قبر کوروش کنده شده مربوط به این دوران است. علاوه بر این اتابک زنگی در صد متری شمال آرامگاه کوروش بنایی اسلامی بنا کرده که البته امروز هیچ اثری از آن نیست و ویرانه ای بیش از آن نمانده است و از روی آن می توان به عظمت معماری دوران کوروش بزرگ پی برد که بنای آن هنوز پا برجاست اما سایر آثار بعد از آن یا کاملاً مفقود شده اند و یا بکلی ویران گردیده اند. در سال 1328 خورشیدی ، قطعه سنگی از یک کتیبه که روی آن جمله ( السلطان المطاع ابوالفارس) به خط ثلث زیبا حکاکی شده است از زیر خاک یافت شد و از آنجا که لقب ابوفارس مربوط به شاه شجاع مظفری (759 تا 776 ه. ق) بوده و چند سکه از او نیز در همان محل یافت گردیده می توان گمان برد که این پادشاه نیز در این منطقه بناهایی را ایجاد کرده بوده است که امروز از آنها هیچ برجای نمانده است.

    آرامگاه کوروش بزرگ به همراه ستونها و درگاه مسجد اتابکان ( آثار دوره اسلامی )

    قبله نما در گوشه غربی آرامگاه کوروش بزرگ( واژه قبله در گوشه سمت چپ دیده می شود.)

    نقش برجسته انسان بالدار - اعتقاد بر این است که این تصویر ، ذوالقرنین یا همان کوروش بزرگ است.

    آرامگاه کوروش بزرگ در سال 1840 میلادی کار دو هنرمند فرانسوی فلاندن و کست.

    کمی که می گذرد و شما پس از مشاهده تمدن نیاکانتان به خودتان باز می گردید و می خواهید جای آنها بیاندیشید و کشف نمایید که آنها چگونه این بناها را ایجاد کرده اند. قبل از هر چیز توجه تان به مقبره باشکوه کوروش بزرگ جلب می شود. مدل سازه این مقبره با تمامی مقبره های سرزمین ما فرق دارد و به آن یگانگی خاصی می دهد. هرچند شاید برای ما فرق کند اما جالب آنکه مقبره ای دیگر شبیه به آن در سرزمین ما موجود است که بعد از آن ساخته شده است و شاید بد نباشد در اینجا به آن نیز اشاره ای کنیم که مانند بسیاری از اثرهای با شکوه سرزمین در حال نابودی است و آن مقبره ای در کازرون( سر مشهد) می باشد که به گور دختر ( آرامگاه منسوب به چیش پش - دوره هخامنشی ) مشهور است.آرامگاه کوروش بزرگ در طول این قرن ها با اُبهت ایستاده است ولی باستان شناسان هنوز نتوانسته اند بطور یقین بگویند که این بنا توسط کدام قوم سرزمین کوروش بنا شده است و هر کدام گمانه هایی زده اند. برخی آنرا طرحی از آن مردمان میانرودان بخصوص شبیه زیگورات می دانند. برخی دیگر آنرا طرحی مشترک و آمیخته از میان رودان و سایر اقوام می دانند. گروهی آنرا از آن قومهای لودیه و ایونیه خطاب کرده اند و برخی باستان شناسان می گویند این بنا از بناهای سنتی خود ایرانیان است و نظریه دهندگان آخر ادعا کرده اند سازه یونانی و یا ساخته شده اقوام آناتولی غربی است. اگر کمی به شواهد و آثار بر جای مانده بر روی بنا دقت نماییم می توانیم تا حدودی تشخیص دهیم که بنای فوق ساخته و پرداخته کدام یک از مردمان سرزمین کوروش بزرگ است. از آنجا که معماران ، ایونیه و لیدیه ای در ساخت بنا از ابزاری خاص استفاده کرده اند و در مقبره کوروش نیز این آثار یافت گردیده می توان حدس زد که این بنا توسط ایشان و به دستور کوروش بزرگ در زمان زنده بودن خود او ساخته اند :

    1- به کار گیری سنگهای تراش خورده که با اتصال های دم گیری شده اند.
    2- اندازه داخلی اتاق با اندازه های ایونی مطابقت دارد.
    3- نحوه برجستگی ها و فرورفتگی ها در حاشیه درگاه و سقف شیب دارد.
    4- استفاده از بست های آهنی و سربی ، دُم چلچله ای.
    5- اندازه های خارجی کل سازه. البته بیان گردیده که غیر از مهندسان و معماران ، مُغ ها نیز در ساخت آن مؤثر بوده اند و آنها توصیه کرده اند مقبره رو به شرق ساخته شود.

    در مورد تاریخ ساخت قبر نیز گمانه ها مختلف است اما می توان تخمین زد که مقبره در 530 یا 540 پیش از میلاد بنا گردیده است. تصویر دم چلچله ای از آرامگاه کوروش بزرگ که می تواند گواه و تأییدی باشد بر معماران لیدی و ایونیه آرامگاه کوروش بزرگ. جنس فلزات از سرب و آهن می باشد. اما برخی از این دم چلچله های آرامگاه به سرقت رفته است اما جای خالی آنها هنوز باقی است.
    داستایوفسکی: تغییر کردن خیلی سخته،شبیه یکی دیگه بودن آسونه،ولی یکی دیگه بودن سخته......
    لئوناردو داوینچی
    : مکانیک بهشت ریاضیات است.زیرا در اینجاست که ما به زیباییهای ریاضیات پی می بریم.
    علی دایی:
    من همیشه رو بازی میکنم و هیچوقت زیر و رو نکشیدم .......
    [میهمان عزیز شما قادر به مشاهده لینک نمی باشید. جهت مشاهده لینک در تالار گفتگو ثبت نام کنید. ]
    [میهمان عزیز شما قادر به مشاهده لینک نمی باشید. جهت مشاهده لینک در تالار گفتگو ثبت نام کنید. ]





  5. #34
    کاربر فعال

    تاریخ عضویت
    28-08-2009
    نوشته ها
    3,957
    سایر رشته ها
    سپاس
    1
    162 سپاس در 139 پست
    امتياز:13034Array

    تصويري بي همتا از آرامگاه کورش بزرگ و آسمان شب !

    داستایوفسکی: تغییر کردن خیلی سخته،شبیه یکی دیگه بودن آسونه،ولی یکی دیگه بودن سخته......
    لئوناردو داوینچی
    : مکانیک بهشت ریاضیات است.زیرا در اینجاست که ما به زیباییهای ریاضیات پی می بریم.
    علی دایی:
    من همیشه رو بازی میکنم و هیچوقت زیر و رو نکشیدم .......
    [میهمان عزیز شما قادر به مشاهده لینک نمی باشید. جهت مشاهده لینک در تالار گفتگو ثبت نام کنید. ]
    [میهمان عزیز شما قادر به مشاهده لینک نمی باشید. جهت مشاهده لینک در تالار گفتگو ثبت نام کنید. ]





  6. #35
    کاربر فعال

    تاریخ عضویت
    24-10-2009
    نوشته ها
    3,091
    مهندسی معماری
    سپاس
    0
    169 سپاس در 91 پست
    امتياز:9298Array

    پیش فرض نیایش کوروش با خدا(خیلی جالبه حتما تا آخر بخونید)

    روزی کوروش در حال نیایش با خدا گفت: «خدایا به عنوان کسی که عمری پربار داشته و جز خدمت به بشر هیچ نکرده از تو خواهشی دارم.آیا میتوانم آن را مطرح کنم؟» خدا گفت: «البته»
    - از تو میخواهم یک روز، فقط یک روز به من فرصتی دهی تا ایران امروز را بررسی کنم. سوگند میخورم که پس از آن هرگز تمنایی از تو نداشته باشم.
    - چرا چنین چیزی را میخواهی؟ به جز این هرچه بخواهی برآورده میکنم، اما این را نخواه !
    - خواهش میکنم! آرزو دارم در سرزمین پهناورم گردش کنم و از نتیجه ی سالها نیکی و عدالت گستری لذت ببرم. اگر چنین کنی بسیار سپاسگزار خواهم بود و اگر نه، باز هم تو را سپاس فراوان می گویم.
    خداوند یکی از فرشتگان خود را برای همراهی با کوروش به زمین فرستاد و کوروش را با کالبدی، از پاسارگاد بیرون کشید.فرشته در کنار کوروش قرار گرفت.کوروش گفت: «عجب! اینجا چقدر مرطوب است!»و فرشته تاسف خورد...
    - میتوانی مرا بین مردم ببری؟ میخواهم بدانم نوادگان عزیزم چقدر به یاد من هستند.و فرشته چنین کرد...
    کوروش برای اینکار ذوق و شوق بسیاری داشت اما به زودی ناامیدی جای این شوق را گرفت. به جز عده ی اندکی،کسی به یاد او نبود . کوروش بسیار غمگین شد اما گفت: « اشکالی ندارد. خوب آنها سرگرم کارهای روزمره ی خودشان هستند.»

    در راه میشنید که مردم چگونه یکدیگر را صدا میزنند: عبدالله، قاسم …
    -هرگز پیش از این چنین نام هایی نشنیده بودم !!!
    فرشته گفت: « این اسامی عربی هستند و پس از هجوم اعراب به ایران مرسوم شدند.
    - اعراب؟!!!
    - بله.تو آنها را نمیشناسی. آخر آن موقع که تو بر سرزمین متمدن و پهناور ایران حکومت میکردی، و حتی چندین قرن پس از آن، آنها از اقوام کاملا وحشی بودند.
    کوروش برافروخت: «یعنی میگویی وحشی ها به میهنم هجوم آورده و آن را تصرف کردند؟! پس پادشاهان چه میکردند؟!!! فرشته بسیار تاسف خورد...
    سکوت مرگباری بین آنها حاکم شده بود. بعد از مدتی کوروش گفت: «تو می دانی که من جز ایزد یکتا را نمی پرستیدم. مردم من اکنون پیرو آیینی الهی هستند؟
    -در ظاهر بله
    کوروش خوشحال شد: «خدای را سپاس! چه آیینی؟
    - اسلام
    -چگونه آیینی است؟
    -نیک است
    و کوروش بسیار شاد شد. اما بعد از چندین ساعت معنی «در ظاهر بله» را فهمید و فهمید که بت های زیادی بر قلبهای مردم حکومت می کند
    -نقشه فتوحات ایران را به من نشان می دهی؟ می خواهم بدانم میهنم چقدر وسیع شده.
    و فرشته چنین کرد
    -همین؟
    کوروش باورش نمی شد. با ناباوری به نقشه می نگریست...
    پس بقیه اش کجاست؟چرا این سرزمین از غرب و شرق و شمال و جنوب کوچک شده است؟ و فرشته بسیار زیاد تاسف خورد...
    -خیلی دلم گرفته است، هرگز انتظار چنین وضعی را نداشتم. میخواهم سفر کوتاهی به آنسوی مرزها داشته باشم و بگویم ایران من چه بوده شاید این سفر دردم را تسکین دهد
    و فرشته چنین کرد... تازه به مقصد رسیده بودند که با مردی هم کلام شدند. پس از چند دقیقه مرد از کوروش پرسید: «راستی شما از کجا می آیید؟» کوروش با لبخندی مغرورانه سرش را بالا گرفت و با افتخار گفت:
    ایران

    لبخند مرد ناگهان محو شد و گفت : اوه خدای من، او یک تروریست متحجّر است.
    عکس العمل آن مرد ابدا آن چیزی نبود که کوروش انتظار داشت. قلب کوروش شکست.
    -مرا به آرامگاهم بازگردان
    فرشته بغض کرده بود: « اما هنوز خیلی چیزها را نشانت نداده ام، وضعیت اقتصادی، فساد، پایمال کردن حقوق بانوان، زندان های سیاسیو...
    کوروش رو به آسمان کرد و گفت: «خداوندا ! مرا ببخش که بیهوده بر خواسته ام پافشاری کردم، کاش همچنان در خواب و بی خبری به سر می بردم
    و فرشته گریست...
    [میهمان عزیز شما قادر به مشاهده لینک نمی باشید. جهت مشاهده لینک در تالار گفتگو ثبت نام کنید. ]
    مکانی تخصصی برای همه‌ی علاقه مندان به هنر و معماری

  7. #36
    کاربر فعال

    تاریخ عضویت
    28-08-2009
    نوشته ها
    3,957
    سایر رشته ها
    سپاس
    1
    162 سپاس در 139 پست
    امتياز:13034Array

    پیش فرض



    نقشه ایران در عهد پادشاه کوروش



    مراسم نصب تندیس پادشاه کوروش


    عظمت پادشاه کوروش


    درفش ایران در عهد پادشاه کوروش



    تصویر پادشاه کوروش در لحظه ورود به بابل


    بخشی از وصیتنامه پادشاه کوروش
    داستایوفسکی: تغییر کردن خیلی سخته،شبیه یکی دیگه بودن آسونه،ولی یکی دیگه بودن سخته......
    لئوناردو داوینچی
    : مکانیک بهشت ریاضیات است.زیرا در اینجاست که ما به زیباییهای ریاضیات پی می بریم.
    علی دایی:
    من همیشه رو بازی میکنم و هیچوقت زیر و رو نکشیدم .......
    [میهمان عزیز شما قادر به مشاهده لینک نمی باشید. جهت مشاهده لینک در تالار گفتگو ثبت نام کنید. ]
    [میهمان عزیز شما قادر به مشاهده لینک نمی باشید. جهت مشاهده لینک در تالار گفتگو ثبت نام کنید. ]





  8. #37
    کاربر فعال

    تاریخ عضویت
    28-08-2009
    نوشته ها
    3,957
    سایر رشته ها
    سپاس
    1
    162 سپاس در 139 پست
    امتياز:13034Array

    پیش فرض

    [میهمان عزیز شما قادر به مشاهده لینک نمی باشید. جهت مشاهده لینک در تالار گفتگو ثبت نام کنید. ]



    [میهمان عزیز شما قادر به مشاهده لینک نمی باشید. جهت مشاهده لینک در تالار گفتگو ثبت نام کنید. ]



    اعلام خبر کشف تکه‌هایی جدید از متنی منسوب به کوروش هخامنشی، باعث شد تا بار دیگر ارسال استوانه کوروش از موزه بریتانیا به ایران به تعویق بیفتد.
    رییس سازمان میراث فرهنگی ایران که قبلا موزه بریتانیا را به قطع روابط تهدید کرده بود، در بیست و پنجم دی ماه اعلام کرد این موزه به دلیل کشف قطعات جدید از لوحی مربوط به کوروش فعلا امانت دادن استوانه کوروش را به زمان دیگری موکول کرده است. حمید بقایی همچنین اعلام کرد به گفته رییس موزه بریتانیا، این موزه قصد دارد کارگاهی با شرکت کارشناسان ایرانی در لندن برگزار کند.
    با این حال از آنجا که اطلاعات بیشتری در مورد چگونگی پیدا شدن این قطعات جدید، زمان پیدا شدن‌شان و ارتباط آنها با استوانه کوروش اعلام نشده بود، ابهام‌هایی در خصوص آن‌ها وجود داشت.

    کارشناسان موزه گفته‌اند یکی از قطعات حاوی بخش از میان رفته استوانه کوروش است

    اکنون پایگاه اینترنتی «روزنامه هنر» که در لندن منتشر می‌شود، اطلاعات جدیدتری در مورد این کشفیات ارائه کرده است. این نشریه به نقل از برخی کارشناسان برجسته موزه بریتانیا اعلام کرده است قطعات جدید در حقیقت دو کتیبه گلی کوچک هستند که به تازگی و به طور جداگانه کشف شده اند.
    اولین قطعه در آخرین روز سال گذشته میلادی در داخل خود موزه بریتانیا شناسایی شد. این به آن مفهوم است که این قطعه پیش از این در میان انبوه آثار این موزه وجود داشته ولی کسی موفق به تشخیص هویت واقعی آن نشده بوده است.
    به گزارش «روزنامه هنر»، روز سی و یکم دسامبر سال 2009، ویلفرد لمبرت، استاد بازنشسته دانشگاه بیرمنگام توانست این قطعه را در میان بیش از یکصد و سی هزار لوح موجود در موزه بریتانیا شناسایی کند. این لوح گرچه پیش از این توسط سایر محققان نیز دیده شده بود، اما تا آن زمان کسی نتوانسته بود ارتباطی میان متن این لوح و استوانه کوروش پیدا کند.
    آقای لمبرت که باستان‌شناس و مورخ است اکنون در زمینه فهرست کردن مهرهای استوانه‌ای غرب آسیا (شامل تمدن‌های میانرودانی) موجود در موزه بریتانیا با این نهاد همکاری می‌کند.

    قطعات جدید در میان بیش از صد و سی هزار لوح در موزه بریتانیا شناسایی شده‌اند

    قطعه دوم که در اصل متعلق به همان اول لوح است، کمی بعد توسط یکی از متصدیان موزه بریتانیا به نام ایروینگ فینکل پیدا شد. آقای فینکل متخصص فرهنگ و زبان‌های میانرودان باستان است و در موزه بریتانیا متصدی بخش الواح و کتیبه‌های میخی مربوط به میانرودان است.
    هر دو این قطعات تازه که کوچکتر از قوطی کبریت هستند در جریان کاوش‌های باستان‌شناسی موزه بریتانیا در سال 1879 در منطقه Dailem در جنوب بابل باستان پیدا شدند. این منطقه که در زمان کاوش‌های موزه بریتانیا متعلق به امپراتوری عثمانی بود اکنون در عراق قرار دارد. دو سال پس از کشف این قطعات، آنها به مجموعه موزه بریتانیا ارسال شدند.
    بنابر گزارش «روزنامه هنر» یکی از این قطعات پیدا شده به خواندن بخشی از استوانه کوروش کمک می‌کند که تا پیش از این به درستی خوانده نشده بود. اما قطعه دوم، حاوی بخش از میان رفته استوانه کوروش است. این بخش از استوانه پیش از اکتشاف آن شکسته و نشانی از آن به دست نیامده است.
    این دو قطعه کشف شده، بر خلاف متن اصلی فرمان کوروش، به شکل استوانه نیستند و روی لوحه‌های مسطح نوشته شده اند. جان کورتیس، مسئول بخش خاورمیانه موزه بریتانیا و متخصص تاریخ ایران و عراق، این دو قطعه جدید را فوق العاده مهم توصیف کرده است.
    استوانه کوروش در سال 539 پیش از میلاد مسیح در شالوده‌ی ساختمانی در بابل دفن شد. با کشف قطعات جدید به نظر می‌رسد که متن فرمان کوروش روی لوحه‌های دیگری نیز احتمالا به قصد انتشار در نقاط مختلف امپراتوری نوشته شده باشد.

    ایرونیگ فینکل، متخصص زبان و فرهنگ‌های میانرودان، یکی از قعطات را در موزه شناسایی کرد

    کشف این قطعات ممکن است بتواند به فرضیه‌ای کمک کند که مطابق آن استوانه کوروش اعلامیه‌ای برای انتشار در سراسر یا حداقل بخش مهمی از امپراتوری هخامنشیان بوده است.
    به نوشته «روزنامه هنر» این قطعات می‌توانند منجر به تقویت این فرضیه شوند که کتاب عزرا، یکی از بخش‌های عهد عتیق، متن کوروش را مبنای شرح رویدادهای خود قرار داده است.
    با این حال هنوز متن این کتیبه‌ها به طور دقیق منتشر نشده و مشخص نیست بخش‌های ناخوانده و از میان رفته فرمان کوروش، که به گفته مسئولان موزه بریتانیا در این قطعات موجود هستند، حاوی چه نکات تاریخی است.
    استوانه کوروش که یکی از ارزشمندترین اشیاء موزه بریتانیا تلقی می‌شود، قرار بود روز بیش و ششم دی‌ماه برابر با شانزدهم ژانویه به ایران امانت داده شود. اما کشف قطعات جدید روند ارسال آن را با تاخیر مواجه کرده است.
    با این‌حال موزه بریتانیا اعلام کرده همچنان متعهد به امانت دادن این شیء باستانی همراه با قطعات جدید به ایران است. همچنین احتمال دارد کارگاهی با حضور متخصصان ایرانی برای بحث در مورد کشفیات جدید در ماه ژوئن (ماه‌های خرداد و تیر) برگزار شود و پس از آن استوانه به ایران برود.
    پیدا شدن دو قطعه از لوحی که فرمان کوروش را بر خود دارد، این امید را به وجود آورده که همچنان قطعات بیشتری در آینده پیدا شوند.
    محتمل‌ترین مکان برای یافتن قطعاتی دیگر، همان موزه بریتانیاست گرچه احتمال دارد در موزه‌های ترکیه، عراق، اروپا و آمریکا نیز نشانی از آنها پیدا شود.
    البته ما میترسیم منشور بیاد ایران و این متعصبین نابودش کنن ! همون کاری که بیش از 30 ساله دارن با تاریخ و اثار باستانی ما میکنند...
    متن کامل همراه با ترجمه منشور کوروش کبیر در ادامه مطلب
    داستایوفسکی: تغییر کردن خیلی سخته،شبیه یکی دیگه بودن آسونه،ولی یکی دیگه بودن سخته......
    لئوناردو داوینچی
    : مکانیک بهشت ریاضیات است.زیرا در اینجاست که ما به زیباییهای ریاضیات پی می بریم.
    علی دایی:
    من همیشه رو بازی میکنم و هیچوقت زیر و رو نکشیدم .......
    [میهمان عزیز شما قادر به مشاهده لینک نمی باشید. جهت مشاهده لینک در تالار گفتگو ثبت نام کنید. ]
    [میهمان عزیز شما قادر به مشاهده لینک نمی باشید. جهت مشاهده لینک در تالار گفتگو ثبت نام کنید. ]





  9. #38
    کاربر فعال

    تاریخ عضویت
    28-08-2009
    نوشته ها
    3,957
    سایر رشته ها
    سپاس
    1
    162 سپاس در 139 پست
    امتياز:13034Array

    پیش فرض

    ایسكیلوس :

    " میان اقوام برادر صلح برقرار كرد ... آسمان با او سر كین نداشت چون فرزانه بود "

    تورات :

    " خداوند می گوید ... در باره كورش ... كه او شبان من است و تمامی مسرٌت مرا به اتمام خواهد رسانید "

    هرودتوس :

    " پایه و ارجش چنانست كه آنان ( پارسیان ) حتی فرزندان خود را در برابر وی ارزشی نمی نهند "

    افلاطون :

    " هنگام پادشاهی كورش ... كشور از هر لحاظ پیشرفت كرد و بزرگ شد زیرا افراد آزادی داشتند و در میان آنان محبت بود و نسبت بهم حس خویشاوندی می كردند "

    گزنفن :

    " چون او كسی شایسته فرمانروایی، از مادر زاییده نشده است "

    دیو دروس :

    "همه گفته اند كه كورش نه تنها در جنگ دلاور و بی باك بود، بلكه در رفتار با زیردستانش میانه رو و پاك اندیش و انسان دوست بود "

    گوبینو :

    " او هیچگاه نظیر خود را در این عالم نداشته است ... این یك مسیح بود ، مردی كه در باره اش تقدیر مقرر داشته بود باید برتراز دیگران باشد "

    فلویگل :

    " هنگامیكه اوضاع تاریك و اندوهبار جهان را در اندك روزگاری پیش از كورش بیاد می آوریم ، اهمیت بیكران آن شاه شكوهمند و بزرگ، بهتر نمایان می شود "

    جرج راولینسن :

    " می دانم كه وی یك زن بیشتر نگرفت و وی شاهدخت كاسان دانه ... چون درگذشت شوهر را به اندوهی گران فرو برد "

    ادوارد می یر:

    پارسیان سر بلندانه از وی بعنوان پدر یاد می كردند و یونانیان و دشمنان دیگر، به بزرگی او سركرنش فرود می آورند "

    سایكس :

    "ما نیز می توانیم بدان ببالیم كه نخستین مرد بزرگ آریایی كه سرگذشتش بر تاریخ روشن است، صفاتی چنان عالی و درخشان داشته است "

    دورانت :

    " كورش یكی از كسانی بود كه گویا برای فرمانروایی آفریده شده اند"

    گیرشمن :

    " نسیمی جدید بر سراسر جهان وزیدن گرفت، شهرها را از قربانی ها و قتل های بناحق نجات بخشید، حریق شهرهای غارت شده را خاموش نمود و اقوام را از اسارت و بردگی آزاد كرد "

    شاهپور شهبازی :

    " كورش قلب ها و فرهنگ ها را بهم نزدیك و خویشاوند ساخت، مردم ایران و یونان وهند و بین النهرین را با هم آشنا كرد "

    ابوالكلام آزاد :

    " كورش همان ذوالقرنین در قرآن كریم است "


    از تو درباره ذوالقرنین می پرسند بگو اكنون درباره او با شما سخن خواهم گفت
    و یسئلونك عن ذی القرنین قل ساتلو علیكم منه ذكراً
    او را در زمین پادشاهی دادیم و همه وسیب حكمروائی را برایش فراهم ساختیم
    انا مكنا له فی الارض و اتیناه من كل شی سببا
    بدینوسیله تا بدانجا راند كه محل غروب خورشید است و چنان می نمید كه خورشید در چشمه ی كه آب تیره رنگ دارد فرو می رود در آنجا قومی یافت
    فاتبع سببا حتی اذا بلغ مغرب الشمس وجدها تغرب فی عین حمئه و وجد عندها قوما
    با او گفتیم اكنون می توانی درباره انها به عذاب و ستم رفتار كنی و یا اینكه به رفتار نیكو گرائی
    قلنا یا ذی القرنین اما ان تعذب و اما ان تتخذ فیهم حسنی

    گفت كسی كه بیداد كرد زود خواهد بود كه عذاب بیند و پس از آنكه به سوی خدا رفت باز عذابی شدید دامنگیراوست

    قال اما من ظلم فسوف نعذبه ثم یرد الی ربه فیعذبه عذابا نكرا

    اما كسیكه یمان آورد و رفتار نیكو كرد سزی او نیك است و از طرف خدی نیز بر كار او گشیشی حاصل ید

    و اما من امن و عمل صالحا فله جزاء الحسنی و سنقول له من امرنا یسرا
    سپس راهی پیش پی او گذاشتیم و او تا بدانجا رفت كه خورشید طلوع می كند و قومی در آنجا یافت كه میان یشان و آفتاب حجابی و پوششی نبود
    ثم اتبع سببا حتی اذا بلغ مطلع الشمس وجدها تطلع علی قوم لم نجعل لهم من دونها سترا
    بدین طریق بدانچه لازم بود از او آگاه شدیم
    كذالك قد احطنا بما لدیه خبرا
    باز همچنان رفت تا رسید به جائیكه میان دو دیوار عظیم بود و در آنجا قومی یافت كه زبان نمی فهمیدند
    ثم اتبع سببا حتی اذا بلغ بین السدین وجد من دونهما قوما لا یكادون یفقهون قولا
    آن قوم گفتند یا ذئالقرنین یاجوج و ماجوج در این سرزمین دست بر فساد و خرابكاری زده اند. پول و مال لازم در اختیار تو می نهیم تا میان ما و ایشان سدی بنا كنی
    قالو یا ذی القرنین ان یاجوج و ماجوج مفسدون فی الارض فهل نجعل لك خرجا علی ان تجعل بیننا و بینهم سدا
    گفت خدای آنقدر به من توانائی داده كه از مال شما بی نیاز هستم فقط به نیروی بازو من را یاری كنید تا بین شما و آنها دیواری بپای كنیم
    قال ما مكنی فیه ربی خیر فاعینونی بقوه اجعل بینكم و بینهم ردما
    تخته های آهن بیاورید آنقدر كه بتوان با آندو كوه را به هم برآورد پس گفت آنقدر در آن دمیدند تا همچو اتش گردید و بعد به كمك آب آنرا به شكل مطلوب درآورده سد را ساختند
    اتونی زبرالحدید حتی اذا ساوا بین الصدقین قال انفخو حتی اذا جعله نارا قال اتونی افرغ علیه قطرا
    كه آن قوم - یاجوج و ماجوج - نمی توانستند از آن بگذرند یا در آن رخنه یجاد كنند
    فما سطاعو ان یظهروه و مااستطاعو له نقبا
    ذوالقرنین گفت این خواست و رحمت خدای بود و چون خواست خدای فرا رسد آنرا ویران خواهد ساخت خواست و وعده خدا حق است
    قال هذا رحمه من ربی فاذا جاء وعد ربی جعله دكاء و كان وعد ربی حق



    شرح مختصری بر اثبات ذوالقرنین بودن كوروش بزرگ هخامنشی جهت اطلاعات بیشتر و كاملتر به كتاب كوروش ذوالقرنین نوشته مولانا ابوالكلام آزاد و ترجمه دكتر باستانی مراجعه نمائید

    كوروش كبیر یكی از ابرمردان تاریخ ایران است كه هر ایرانی بید به وجود چنین شخصیت بزرگی افتخار كند و جهت افتخار به بزرگترین پادشاه یران زمین و حتی جهان داشتن حداقل اطلاعات بری هر یرانی لازم است.
    ی دوست یا می دانی كه كوروش كه بود از كجا آمد چگونه متولد شد دیگران در مورد او چه میگویند چه خدماتی برای ایران و جهان روزگار خود انجام داد.
    یا می دانید نام كوروش در كتابهی آسمانی آمده است و می دانید كه نام او به نیكی و افتخار در ین كتابها آمده.
    بزرگترین افتخار ما ایرانیان در مورد كوروش كبیر این است كه نام این پادشاه ایرانی در قران كریم بزرگترین كتاب آسمانی آمده است، كه هر چند نام كوروش به صراحت آورده نشده ولی نام ذوالقرنین در [میهمان عزیز شما قادر به مشاهده لینک نمی باشید. جهت مشاهده لینک در تالار گفتگو ثبت نام کنید. ] به هیچ كس به جز كوروش كبیر نمی تواند نسبت داده شود زیرا هیچ گاه از این پادشاه بزرگ در تاریخ به بدی حتی از طرف دشمنان نیز یاد نشده است و صفات بزرگ و خدمات عظیمی كه در [میهمان عزیز شما قادر به مشاهده لینک نمی باشید. جهت مشاهده لینک در تالار گفتگو ثبت نام کنید. ] برای ذوالقرنین ذكر شده فقط با اعمالی كه بری كوروش كبیر به جا مانده است برابری می كند.
    پس بیایید به این پادشاه ایرانی افتخار كنیم و برای اینكه بخواهیم افتخار كنیم بیایید بیشتر بدانیم.
    كسیكه درباره او از حضرت رسول اكرم ص پرسشهائی شده است كه نشانه این است كه وی لقب ذوالقرنین را داشته و قران كریم این لقب را به او نداده است.
    خداوند كشوری را در حیطه قدرت و كفیت او سپرده است و وسائل حكمرانی و سلطنت را بری او فراهم ساخته است .
    كارهای عمده او عبارت است از سه جنگ بزرگ اول در غرب تا آنجا كه به حد مغرب رسیده است . دوم جنگ در مشرق زمین تا آنجا كه جز صحرائی خشك و بدون آبادی ندیده است و ساكنین آن هم بدوی بوده اند و كار سوم ینكه به تنگه و دره ی صعب العبور رسیده كه از وری آن تنگه عده ی مرتباً به ین قوم حمله و آنها را غارت میكردند ساكنین ین قوم یاجوج و ماجوج نامیده شده اند كه بسیار وحشی و بدون فرهنگ و تربیت بوده اند .
    ذوالقرنین در برابر هجوم ین قوم سدی از آهن و پولاد و سنگ و آجر بنا كرده كه چنان عظیم بوده است كه از هجوم غارتگران به طور كامل جلوگیری مینوده است.
    ذوالقرنین پادشاهی عادل و رعیت نواز بوده و از خونریزی جلوگیری كرده و قوم مغلوب را آزار و قتل عام نمی كرده است هر چند خداوند اختیار عذاب قوم مغلوب را به او داده بود.
    به مال و اندوخته دنیا نیازی ندارد و حریص نبود و حتی از مغلوبین هم كه خواستند هزینه ساخت سد را بدهند قبول نكرد چرا كه خداوند او را از مال آنان بی نیاز كرده بود .
    با توجه به مطالب فوق از قران شریف از شخصیت ذوالقرنین بیان نموده است بید در تاریخ به دنبال شخصیتی بگردیم كه چنین قدرت و كمال را داشته باشد باید شخصی باشد كه اولا داری قدرت عظیمی باشد كه خداوند به او عطا نمده است دوماً داری اخلاق بسیار نیكو باشد كه هیچگونه حرص و طمعی نداشته باشد سوماً بید خداپرست باشد .
    با توجه به ینكه قصد اختصار در كار را داریم به دو شخصیت عمده به اختصار اشاره میكنیم .
    بعد از كوروش كبیر تنها شخصیت عمده كه حرف از ذوالقرنین بودن وی می باشد و حتی تعدادی از بزرگان یرانی هم ین اشتباه زشت را در حق یرانیان مرتكب شده اند اسكندر مقدونی می باشد.
    بید دید از خصوصیات بارزی كه جهت ذوالقرنین در قران ذكر شده است كدام به اسكندر و اعمال وی شباهت دارد .
    اسكندر شخصیتی خونریز داشته و جهت غارتگری و جمع مال و كشورگشائی به یران حمله نموده است اسكندر حتی با نزدیكانش هم مهربان نبوده چه با دشمنانش چراكه یكی از بهترین و نزدیكنرین سردارانش را كه جان وی را در جنگ با داریوش نجات داده بود در یك مجلس بزم و شراب خواری آنگاه كه مست كرده بود با ضربه شمشیر كشت پدرش وی را ترد كرده بود و به خاطر سو ظنی كه به مادر اسكندر پیدا كرده بود و وی را طلاق داده بود گفت كه اسكندر پسر او نمی باشد.
    یا اسكندر به سه[میهمان عزیز شما قادر به مشاهده لینک نمی باشید. جهت مشاهده لینک در تالار گفتگو ثبت نام کنید. ] كرده بود او به سمت یران حمله كرد و بدون بازگشت در راه كشته شد اسكندر حتی به هند هم نرسید و مورخان به اشتباه ین قدرت عظیم را به او داده اند او تقریبا به یك جهت لشگركشی كرد و در بین راه با راهزنانی كه دشمن یران نیز بودند همراه شد.
    و بعد از شكست داریوش به مناطقی از یران حمله برد كه هندیجان نیز جزئی از آن بوده و اینگونه برداشت شده است كه هند را نیز تصرف كرده و بعد به طرز مرموزی كشته شد و هیچ سدی هم نساخت هیچ قومی را یاری نكرد و هیچ یك از خصلتهای ذوالقرنین را هم نداشت مگر تا حدی قدرت نظامی را داشت.
    بعداز اسكندر حادثه خاصی بری تاریخ یونان پیش نیامد كه بخواهد سرگذشت تاریخ را بگونه ی محو نماید كه اگر اعمال ذوالقرنین را اسكندر انجام داده باشد بواسطه آن حادثه امر مشتبه گریدیده باشد ولی بعد از كوروش كبیر همین اسكندر تاریخ را مشتبه كرد.
    او بعد از شكست داریوش هر آنچه كه در ایران بود نابود كرد كتابهای پارسیان را یا نابود كرد یا به یونان فرستاد تا بعد از ترجمه با نام خود یونانیان ثبت گردد و هنرهای ایرانی را هم تا حدی به سرقت برد دانشمندان یرانی را به یونان فرستاد و یكی از بزرگترین سرقتهی او دزدیدن القاب با عظمتی همچون ذوالقرنین بری خود بوده است آنگاه كه دید مردم از این لقب داری ابهت و كرامت زیادی است آنرا برای خود انتخاب كرد ولی خدا راشكر كه اجل بیش از این او را مهلت نداد.
    اما آنچه كه از سرگذشت كوروش برای ما مانده تماما دلالت بر مشخصات ذكر شده در قران كریم برای ذوالقرنین دارد كوروش كبیر به تمام جهاتی كه در قران برای ذولقرنین آمده [میهمان عزیز شما قادر به مشاهده لینک نمی باشید. جهت مشاهده لینک در تالار گفتگو ثبت نام کنید. ]و هیچ گاه قصد قتل عام مردم و مغلوبین را نداشته است و داری خصلتهی نیكو بوده و حتی دشمنان یران آنروز یعنی یونانیان هم از او به نیك یاد میكنند نام كوروش در دیگر كتابهای آسمانی هم به عنوان مظهر قدرت و یاری دهنده مردم آمده است .
    مولانا ابواكلام آزاد در كتاب خود به صراحت ثابت نموده كه ذوالقرنین مذكور در قران كریم همان كوروش هخامنشی پارسی می باشد و ین كتاب و دلیل او مورد قبول بسیاری از بزرگان و دانشمندان واقع شده است حتی علامه آیت الله طباطبائی در شاهكار بزرگ خود تفسیر المیزان از دلیل ابواكلام استفاده نموده و آنرا از هر مورد دیگری به حقیقت نزدیكتر دانسته است.

    شاید یكی از افتخارات ما ایرانیان داشتن پادشاهی است كه درقرآن از او به نیكی یاد شده است.
    بله پادشاه دادگر و مومن ایرانی كوروش كبیر كه از او در قرآن با نام ذوالقرنین و در تورات با نام عقاب شرق یاد شده است.
    خداوند در قرآن كریم در سوره مباركه كهف ضمن چند آیه نام شخصی از تاریخ قدیم آمده است كه وی به ذی القرنین ملقب است. بین مفسرین و مورخین در مورد اینكه این شخص كیست اختلاف وجود دارد. این بخش از تفسیر نمونه جلد دوازدهم ص 542-552 اتخاذ شده است.
    در این مورد سه گزینه مطرح می شود:



    از آنجا كه نظریه اول و دوم تقریبا هیچ مدرك قابل ملاحظه تاریخی ندارد و از آن گذشته نه اسكندر مقدونی دارای صفاتی است كه قرآن برای ذوالقرنین شمرده و نه هیچ یك از پادشاهان یمن…
    به همین دلیل گزینه سوم محتمل تر به نظر می رسد …

    آیات قرآن پیرامون ذوالقرنین:
    « و یسبلونك عن ذی القرنین قل سأتلوا علیكم منه ذكراً. انا مكنا له فی الارض و آتیناه من كل شیء سببا. فاتبع سببا حتی اذا بلغ مغرب الشمس وجدها تغرب فی عین حمثة و وجد عندها قوما. قلنا یا ذاالقرنین اما ان تعذب و اما ان تتخذ فیهم حسنا. قال اما من ظلم فسوف نعذبه ثم یردالی ربه فیعذبه عذابا نكراً و اما من آمن و عمل صالحاً فله جزاء الحسنی و سنقول له من امرنا یسراً ثم اتبع سببا حتی اذا بلغ مظلع الشمس وجده تطلع علی قوم لم نجعل لهم من دونها ستراً. كذلك و قد احطنا بما لدیه خبراً. ثم اتبع سببا. حتی اذا بلغ بین السدین وجد من دونهما قوماً لایكادون یفقهون قولاً. قالوا یا ذاالقرنین ان یأجوج و مأجوج مفسدون فی الارض فهل نجعل لك خرجا علی ان تجعل بیننا و بینهم سداً. قال ما مكنی فیه ربی خیر فاعینونی بقوة اجعل بینكم و بینهم ردما. آتونی زبر الحدید حتی اذا ساوی بین الصدفین ,. قال انفخوا حتی اذا جعله ناراً قال آتونی افرغ علیه قطرا. فما اسطاعوا ان یظهروه و ما استطاعوا له نقباً. قال هذا رحمة من ربی فاذا جاء وعد ربی جعله دكاء وكان وعد ربی حقاً »
    خصایص كوروش كبیر(ذوالقرنین) در قرآن خلاصه آنچه در آیات از خصایص ذوالقرنین آمده این است:









    نظریّة‌ علاّمة‌ شهرستانی‌ دربارة‌ ذوالقرنین‌
    و علاّ مه‌ سیّد هبة‌ الدّین‌ شهرستانی‌ در تأیید این‌ گفتار فرموده‌ است‌:
    ذوالقرنین‌ كه‌ در قرآن‌ مجید آمده‌ است‌ به‌ چندین‌ قرن‌ قبل‌ از إسكندر مقدونی‌ منتهی‌ می شود. و او یكی‌ از پادشاهان‌ صالح‌ از تبابعة‌ أذواء یمن‌ بوده‌، و عادت‌ طائفه‌ای‌ از آنان‌ این‌ بوده‌ است‌ كه‌ خود را به‌ لقب‌ «ذی‌» مُسمّی‌ كنند مثل‌ ذی‌ همدان‌، ذی‌ غمدان‌، ذی‌ المَنار، ذی‌ الاذعار، و ذی‌ یَزَن‌.
    و این‌ مرد، مسلمان‌ و موحّد و عادل‌ و حسن‌ السّیرة‌ بوده‌ و سفری‌ به‌ جانب‌ مغرب‌ نموده‌ و به‌ بحر أبیض‌ رسید و سفری‌ به‌ مشرق‌ نموده‌ و سپس‌ به‌ جانب‌ شمال‌ رفت‌ تا به‌ مدار سرطان‌ رسید. و شاید آنچه‌ در زبانها رائج‌ است‌ كه‌ داخل‌ در ظلمات‌ شد همین‌ باشد. و اهل‌ آن‌ بلاد از او تقاضای‌ سدّ كردند و او ساخت‌. پس‌ اگر این‌ سدّ، دیوار بزرگ‌ چین‌ باشد كه‌ بین‌ چین‌ و طائفة‌ مغول‌ كشیده‌ شده‌ است‌ پس‌ باید گفت‌ كه‌ ذوالقرنین‌ تعمیر و مرمّت‌ قسمتهائی‌ از آن‌ را نموده‌ است‌ كه‌ به‌ مرور ایّام‌ خراب‌ شده‌ و نیاز به‌ مرمّت‌ داشته‌، چون‌ اشكالی‌ نیست‌ در آن‌ كه‌ اصل‌ دیوار چین‌ را پادشاهان‌ چین‌ قبل‌ از این‌ تاریخ‌ بنا كرده‌اند، و اگر سدّ دیگری‌ باشد كه‌ اشكالی‌ در آن‌ نیست‌.
    و سیّد هبة‌ الدّین‌ برای‌ تأیید مطلب‌ خود شاهدی‌ آورده‌ است‌ و آن‌ اینكه‌: بودن‌ ذوالقرنین‌ پادشاه‌ صالحی‌ از عرب‌ كه‌ اعراب‌ از رسول‌ خدا صلّی‌ الله‌ علیه‌ وآله‌ وسلّم‌ دربارة‌ چنین‌ مرد عرب‌ سؤال‌ كنند، و قرآن‌ برای‌ تذكّر و اعتبار، آن‌ را ذكر كند، این‌ قابل‌ قبول‌تر است‌ و به‌ مذاق‌ عرب‌ و سؤال‌ آنها نزدیكتر است‌ تا سؤال‌ از ملوك‌ روم‌ و عجم‌ و چین‌ كه‌ از امّت‌های‌ دوری‌ هستند كه‌ با تاریخ‌ عرب‌ تماسّی‌ نداشته‌ و اعراب‌ میل‌ و هوای‌ شنیدن‌ اخبار و عبرت‌ گرفتن‌ از آثار آنان‌ را نداشته‌اند و لذا قرآن‌ كریم‌ متعرّض‌ ذكر اخبار جماعت‌های‌ دور و طوائفی‌ كه‌ با اعراب‌ سر و كاری‌ ندارند نشده‌ است‌. ـ انتهی‌ ملخّص‌ كلام‌ شهرستانی‌.
    لیكن‌ اشكالی‌ كه‌ بر این‌ نظریّه‌ هست‌ آنستكه‌ بهیچوجه‌ نمی‌توان‌ سدّ ذوالقرنین‌ را منطبق‌ بر دیوار چین‌ نمود چون‌ ذوالقرنین‌ چندین‌ قرن‌ قبل‌ از إسكندر بوده‌، و دیوار چین‌ را بعد از نیم‌ قرن‌ از زمان‌ اسكندر بنا نموده‌اند. و امّا از دیوار چین‌ گذشته‌، در ناحیة‌ شمال‌ غربی‌ چین‌ سدهای‌ دیگری‌ وجود دارد لیكن‌ آنها را از سنگ‌ ساخته‌اند و اثری‌ از آهن‌ و مس‌ در آنها نیست‌.
    و در تفسیر «جواهر» گفته‌ است‌ كه‌ با شواهد تاریخی‌ كه‌ از نقوش‌ خرابه‌های‌ یمن‌ در آثار باستانی‌ آنجا بدست‌ آمده‌ است‌ استفاده‌ میشود كه‌ در یمن‌ سه‌ دولت‌ حكومت‌ كرده‌ است‌:



    اوّل‌ ملوك‌ سَباوریدان‌ كه‌ از 115 سال‌ قبل‌ از میلاد تا 275 سال‌ بعد از میلاد بوده‌اند.
    دوّم‌ ملوك‌ سَباوریدان‌ و حَضْرَموت‌ و غیرها، و حكومت‌ آنها از 275 میلادی‌ تا 525 میلادی‌ بوده‌ است‌.
    و پس‌ از توضیحاتی‌ گفته‌ است‌:
    و از آنچه‌ ذكر شد استفاده‌ میشود كه‌ لقب‌ داشتن‌ به‌ ذی‌، مثل‌ ذی‌ القرنین‌ راجع‌ به‌ ملوك‌ یمن‌ بوده‌ و در غیر آنها مانند ملوك‌ روم‌ دیده‌ نشده‌ است‌؛ پس‌ ذوالقرنین‌ از ملوك‌ یمن‌ است‌؛ و در تاریخ‌، بعضی‌ از ملوك‌ یمن‌ را به‌ نام‌ ذی‌ القرنین‌ یاد كرده‌ ولی‌ آیا ذو القرنینی‌ كه‌ در قرآن‌ بیان‌ شده‌ است‌ همان‌ ذو القرنین‌ است‌ یا نه‌؟ جواب‌ میگوئیم‌: نه‌.
    چون‌ این‌ ذی‌ القرنین‌ را كه‌ در تاریخ‌ از او یاد می‌كنند، قریب‌ العهد به‌ زمان‌ رسول‌ الله‌ و قرآن‌ بوده‌ و نامی‌ از سدّ با چنین‌ خصوصیّاتی‌ و نیز نامی‌ از سفرهای‌ او در تاریخ‌ نیامده‌ است‌ مگر در أخباری‌ كه‌ قصّه‌ پردازان‌ ذكر كرده‌اند؛ و ابن‌ خَلدون‌ تمام‌ این‌ اخبار را تكذیب‌ كرده‌ و آنها را به‌ نشانه‌های‌ مبالغه‌ و گزاف‌گوئی‌ متّهم‌ ساخته‌ است‌ و با ادلّة‌ جغرافیائی‌ و تاریخی‌ آنها را نقض‌ نموده‌ است‌. ـ انتهی‌ ملخّص‌ آنچه‌ راكه‌ در «جواهر» آورده‌ است‌.

    نظریّة‌ سِر أحمد خان‌ هندی‌ دربارة‌ ذوالقرنین‌
    و اخیراً سِر أحمد خان‌ هندی‌ گفته‌ است‌ كه‌ ذوالقرنین‌، كورش‌ كه‌ یكی‌ از پادشاهان‌ هخامنشی‌ بوده‌ و تاریخش‌ از 560 سال‌ قبل‌ از میلاد تا 539 سال‌ قبل‌ از میلاد است‌ می باشد.
    و اوست‌ كه‌ تأسیس‌ امپراطوری‌ ایرانی‌ نموده‌ و بین‌ مملكت‌ فارس‌ و ماد را جمع‌ كرد؛ و بابِل‌ را به‌ تصرّف‌ در آورد. و یهود را اجازه‌ داد تا از بابل‌ به‌ اورشَلیم‌ بازگشت‌ كنند، و در بنای‌ هَیكَل‌ یهود مساعدت‌ كرد. و مصر و یونان‌ را تسخیر نمود؛ و تا مغرب‌ پیش‌ تاخت‌ و سپس‌ بسوی‌ مشرق‌ سیر نمود تا به‌ آخرین‌ نقاط‌ معموره‌ رسید.

    شواهدی‌ از أبوالكلام‌ آزاد دربارة‌ نظریّة‌ سِر أحمد خان‌ هندی‌
    و این‌ مدّعی‌ را محقّق‌ خبیرِ باحث‌ أبوالكلام‌ آزاد پذیرفته‌ و برای‌ تبیین‌ و توضیح‌ آن‌ نهایت‌ كوشش‌ را به‌ عمل‌ آورده‌ است
    اوّلاً اوصافی‌ كه‌ در قرآن‌ مجید دربارة‌ ذوالقرنین‌ بیان‌ فرموده‌ همه‌ بر این‌ ملك‌ عظیم‌ منطبق‌ است‌، از ایمان‌ به‌ خدا و به‌ توحید، و عدالت‌ در بین‌ رعیّت‌ و با رأفت‌ و رفق‌ و احسان‌ با آنان‌ رفتار كردن‌، و با اهل‌ ظلم‌ و ستم‌ به‌ مجازات‌ و سیاست‌ رفتار كردن‌. و خداوند سررشتة‌ همة‌ امور را بدو سپرده‌، و او جامع‌ بین‌ كمالات‌ دین‌ و عقل‌ و فضائل‌ اخلاق‌، و بین‌ عِدّه‌ و قوّه‌ و شوكت‌ و ثروت‌ و مطاوعة‌ مردم‌ و پذیرش‌ اسباب‌ و امور بوده‌ است‌.
    و او یكبار همانطور كه‌ قرآن‌ بیان‌ كرده‌ است‌ به‌ سمت‌ مغرب‌ حركت‌ كرد تا بر لیدیا و حوالای‌ آن‌ استیلا یافت‌. و برای‌ بار دوّم‌ به‌ سمت‌ مشرق‌ رفت‌ و تا به‌ مطلع‌ الشّمس‌ رسید و در آنجا گروهی‌ از مردم‌ وحشی‌ و بیابانی‌ را یافت‌ كه‌ در صحراها و بیابان‌ها زیست‌ میكردند، و پس‌ از آن‌ به‌ بنای‌ سدّ همّت‌ گماشت‌.
    و این‌ سدّ همانطور كه‌ شواهد گواه‌ است‌ سدّی‌ است‌ كه‌ در تنگة‌ دارْیال‌ بین‌ كوههای‌ قفقاز در نزدیك‌ شهر تَفلیس‌ بنا شده‌ است‌.
    امّا ایمانش‌ به‌ خدا و روز قیامت‌، در كتب‌ عهد عتیق‌ مثل‌ كتاب‌ عَِزْرا (إصحاح‌ 1 ) و كتاب‌ دانیال‌ (إصحاح‌ 6 ) و كتاب‌ أشعیاء (إصحاح‌ 44 و 45 ) آمده‌ است‌.
    و با قطع‌ نظر از وحی‌ الهی‌، یهود با همان‌ عصبیّت‌ مذهبی‌ كه‌ دارند، مرد مشرك‌ مجوسی‌ و یا وثنی‌ را نمی‌ستایند؛ و اگر كورش‌ چنین‌ مردی‌ بود، او را مسیح‌ خدا و مهدی‌ مؤیّد و راعی‌ پروردگار نمی‌گفتند.
    علاوه‌ بر اینها، نقش‌ها و نوشتجاتی‌ كه‌ از زمان‌ داریوش‌ به‌ خطّ میخی‌ كشف‌ شده‌ است‌ ـ و بین‌ كورش‌ و داریوش‌ به‌ قدر هشت‌ سال‌ فاصله‌ بوده‌ است‌ ـ دلالت‌ دارد بر آنكه‌ كورش‌ مشرك‌ نبوده‌ است‌؛ و معنی‌ ندارد كه‌ بگوئیم‌ در این‌ زمان‌ كوتاه‌ عقیده‌ دربارة‌ كورش‌ تغییر كرده‌ و بعداً او را بعنوان‌ مردی‌ مؤمن‌ و موحّد ستوده‌اند.
    و امّا فضائل‌ نفسانیّة‌ او: كافی‌ است‌ كه‌ به‌ أخبار و سیرة‌ او رجوع‌ شود كه‌ چگونه‌ با طاغیان‌ و جبابره‌ كه‌ بر او خروج‌ كرده‌ بودند یا او با آنها محاربه‌ نمود مانند پادشاهان‌ ماد و لیدیا و بابل‌ و مصر و طاغیان‌ بیابان‌ در اطراف‌ بَكْتریا كه‌ بلخ‌ است‌ جنگید؛ و چون‌ بر قومی‌ غلبه‌ می‌یافت‌ از مجرمین‌ آنها میگذشت‌ و عفو می‌نمود و كریم‌ آنانرا اكرام‌ میكرد و بر ضعیفشان‌ رحمت‌ می‌آورد و مفسد و خائن‌ را سیاست‌ می‌نمود.
    كتب‌ عهد قدیم‌ از او تجلیل‌ میكند، و طائفة‌ یهود او را با شدیدترین‌ درجات‌ احترام‌ محترم‌ میدارند؛ چون‌ آنها را از اسارت‌ بابل‌ كه‌ توسّط‌ بُخت‌ نَصّر (نبوكد نضر) انجام‌ گرفته‌ بود و معبدشان‌ را خراب‌ كرده‌ بود آزاد ساخت‌ و به‌ شهرهای‌ خودشان‌ عودت‌ داد، و اموال‌ بسیاری‌ برای‌ تجدید بنای‌ هَیكَل‌ به‌ آنها داد، و نفائس‌ غارت‌ شدة‌ هَیكل‌ را كه‌ در خزائن‌ شاهان‌ بابل‌ بود به‌ آنها ردّ كرد.
    و این‌ نیز شاهدی‌ است‌ بر آنكه‌ ذوالقرنین‌ همان‌ كورش‌ است‌. چون‌ سؤال‌ از ذوالقرنین‌ در قرآن‌ كریم‌ همانطور كه‌ در روایات‌ آمده‌ است‌ به‌ تلقین‌ یهود بوده‌ است‌؛ و قَرْن‌ در لغت‌ عبری‌ و عربی‌ به‌ یك‌ معنی‌ آمده‌ است‌.
    و مورّخین‌ یونان‌ قدیم‌ مثل‌ هِرُدوت‌ و غیره‌ با آنكه‌ دشمن‌ ایران‌ و پادشاهان‌ ایران‌ هستند او را به‌ مروّت‌ و فتوّت‌ و سماحت‌ و كرم‌ و صَفح‌ و قلّت‌ حرص‌ و رحمت‌ و رأفت‌ یاد كرده‌ و وی‌ را ثناء و تمجید نموده‌اند.
    و امّا نامیدن‌ كورش‌ را به‌ ذوالقرنین‌، گرچه‌ تواریخ‌ از این‌ معنی‌ خالی‌ است‌ لیكن‌ مجسّمة‌ سنگی‌ او كه‌ اخیراً در مشهد مُرغاب‌ در جنوب‌ ایران‌ بدست‌ آمد تمام‌ دریچه‌های‌ شكّ و تردید را بر انسان‌ مسدود می‌سازد كه‌ كورش‌ همان‌ ذوالقرنین‌ است‌.
    این‌ مجسّمه‌ بنا بر گفتار دی‌ لافوای‌ نمونة‌ بسیار پر ارزش‌ و گرانبهائی‌ از حجّاری‌ قدیم‌ است‌ كه‌ با بهترین‌ مجسّمه‌های‌ یونانی‌ برابری‌ میكند، و یگانه‌ نمونه‌ از هنر آسیائی‌ها است‌. این‌ مجسّمه‌ كه‌ در زمان‌ اردشیر ساخته‌ و نصب‌ شده‌ است‌ و چندین‌ بار علمای‌ بزرگ‌ آلمان‌ فقط‌ به‌ قصد تماشای‌ آن‌ به‌ ایران‌ آمده‌اند، در قرن‌ نوزدهم‌ میلادی‌ در مرغاب‌ كشف‌ شد.
    این‌ مجسّمه‌ به‌ قدر قامت‌ انسان‌ است‌ و كورش‌ را در وضعی‌ نشان‌ میدهد كه‌ دو بال‌ بزرگ‌ مانند دو بال‌ عقاب‌ از دو جانبش‌ گشوده‌ شده‌ است‌، و دو شاخ‌ به‌ صورت‌ شاخ‌های‌ قوچ‌ روی‌ سر دارد، و شاخ‌ها در دو طرف‌ سر نیست‌ بلكه‌ در وسط‌ سر و پشت‌ سر هم‌ قرار دارند؛ و با همان‌ لباسی‌ كه‌ شاهان‌ بابل‌ می‌پوشیدند.
    این‌ مجسّمه‌ بدون‌ تردید ثابت‌ میكند كه‌ تصوّر معنای‌ صاحب‌ دو شاخ‌ بودن‌ (ذوالقرنین‌) در نزد كورش‌ و در تفكّر وی‌ وجود داشته‌ است‌ و بدینجهت‌ در تصویر مجسّمه‌ بصورت‌ دو شاخ‌ حكّاكی‌ شده‌ است‌.
    دو شاخ‌ در وسط‌ سر روئیده‌ شده‌ و از رستنگاه‌ واحد، یكی‌ از شاخ‌ها به‌ طرف‌ جلو و دیگری‌ به‌ طرف‌ پشت‌ سر رفته‌ است‌.
    و این‌ تقریب‌ به‌ گفتار بعضی‌ از قدماء كه‌ می‌گفتند: ذوالقرنین‌ را بدین‌ لقب‌ نامیده‌اند چونكه‌ در سر او تاج‌ یا كلاه‌خودی‌ بوده‌ كه‌ دو شاخ‌ داشته‌ است‌، نزدیك‌ است‌.
    باری‌، معنای‌ دو شاخ‌ كه‌ در مجسّمة‌ كورش‌ است‌ و لقب‌ او به‌ ذوالقرنین‌، همان‌ تشكیل‌ دولت‌ واحده‌ از فارس‌ و ماد بوده‌ است‌ كه‌ تا آن‌ زمان‌ دو حكومت‌ مستقلّ بود و هر كدام‌ یك‌ حاكمی‌ داشت‌ ولی‌ كورش‌ بر هر دو غلبه‌ كرد و تشكیل‌ حكومت‌ واحدی‌ داد؛ و همین‌ معناست‌ كه‌ در رؤیای‌ دانیال‌ پیغمبر آمده‌ است‌:

    رؤیای‌ حضرت‌ دانیال‌ دربارة‌ ذوالقرنین‌
    در كتاب‌ دانیال‌ (إصحاح‌ هشتم‌ از ص‌ 1 تا ص‌ 9 ) آمده‌ است‌ كه‌:
    در سال‌ سوّم‌ از سلطنت‌ بیلْشاصَّر پادشاه‌، به‌ من‌ كه‌ دانیال‌ هستم‌ رؤیائی‌ نمایانده‌ شد، بعد از رؤیائی‌ كه‌ اوّلاً به‌ من‌ نمایانیده‌ شده‌ بود.
    من‌ در رؤیا دیدم‌ مثل‌ اینكه‌ گوئی‌ من‌ در قصر شوشان‌ كه‌ در كشور ایلام‌ است‌ میباشم‌، و در خواب‌ دیدم‌ كه‌ من‌ در كنار نهر اولای‌ هستم‌. پس‌ چشمان‌ خود را بلند كردم‌ كه‌ ناگهان‌ دیدم‌ قوچی‌ در برابر نهر ایستاده‌ و دو شاخ‌ دارد، و شاخ‌هایش‌ بلند بود لیكن‌ یكی‌ از دیگری‌ بلندتر بود، و آن‌ شاخ‌ بلندتر عقب‌تر بر آمده‌ بود.
    و دیدم‌ كه‌ آن‌ قوچ‌ به‌ جانب‌ مغرب‌ و شمال‌ و جنوب‌ شاخ‌ میزد و هیچ‌ حیوانی‌ در برابر او ایستادگی‌ نمی‌نمود و از دست‌ او راه‌ رهائی‌ نبود، لهذا آن‌ قوچ‌ طبق‌ میل‌ و ارادة‌ خود عمل‌ میكرد و بزرگ‌ میشد.
    و در این‌ حال‌ كه‌ من‌ در تأمّل‌ و تفكّر بودم‌ ناگهان‌ دیدم‌ یك‌ بُز نَری‌ از جانب‌ مغرب‌ آمد و بر روی‌ تمام‌ زمین‌ استیلا یافت‌ بطوریكه‌ زمین‌ را مسّ نمی‌نمود؛ و این‌ بز نر یك‌ شاخ‌ معتبری‌ در پیشانیش‌ و میان‌ دو چشمش‌ بود.
    و این‌ بز نر آمد بسوی‌ آن‌ قوچی‌ كه‌ دارای‌ شاخ‌ بود و من‌ آن‌ را در كنار نهر، ایستاده‌ دیده‌ بودم‌؛ و با شدّت‌ قوّتی‌ كه‌ داشت‌ بسوی‌ او میدوید. و دیدم‌ كه‌ به‌ آن‌ قوچ‌ رسید و به‌ حال‌ غضب‌ بر او بر آمد و قوچ‌ را زد و دو شاخش‌ را شكست‌، و برای‌ آن‌ قوچ‌ هیچ‌ قدرتی‌ برای‌ مقاومت‌ در برابر او نماند؛ و لذا او را بر روی‌ زمین‌ انداخته‌ و پایمالش‌ كرد و برای‌ آن‌ قوچ‌ هیچ‌ گریزگاهی‌ از دست‌ آن‌ نبود؛ و بنابراین‌ آن‌ بز نر جدّاً بزرگ‌ شد.
    و سپس‌ دانیال‌ بعد از تمامیّت‌ این‌ رؤیا ذكر میكند كه‌ جبرائیل‌ به‌ او نمایانیده‌ شد و رؤیای‌ او را تعبیر نموده‌ به‌ تعبیری‌ كه‌ در آن‌، قوچ‌ صاحب‌ دو شاخ‌، منطبق‌ بر كورش‌ می شد و دو شاخش‌ دو كشور فارس‌ و ماد بود و آن‌ بز نر كه‌ صاحب‌ یك‌ شاخ‌ بود إسكندر مقدونی‌ بود.
    در رؤیای‌ دانیال‌ آمده‌ است‌ كه‌ قوچی‌ كه‌ به‌ نظر او آمده‌، دو شاخ‌ داشته‌ ولی‌ نه‌ مانند شاخ‌ سائر قوچ‌ها، بلكه‌ یكی‌ از آن‌ دو شاخ‌ در پشت‌ دیگری‌ بوده‌ است‌ و این‌ معنی‌ بعینه‌ همان‌ است‌ كه‌ در صورت‌ مجسّمة‌ باستانی‌ كورش‌ مشاهده‌ میشود.
    و امّا آن‌ دو بالی‌ كه‌ مانند بال‌های‌ عقاب‌ در مجسّمة‌ كورش‌ است‌، آن‌ تصویر خواب‌ أشعیاء است‌ كه‌ كورش‌ را در رؤیا، عقاب‌ شرق‌ خوانده‌ است‌، و به‌ همین‌ مناسبت‌ مجسّمة‌ كورش‌ به‌ مرغ‌ شهرت‌ یافته‌؛ و رودی‌ كه‌ در زیر پای‌ كورش‌ در مجسّمه‌ تصویر شده‌ است‌ مرغاب‌ نامیده‌ میشود.
    یهود از بشارت‌ دانیال‌ چنین‌ دریافتند كه‌ پایان‌ اسارت‌ آنها در بابل‌ منوط‌ به‌ همان‌ پادشاه‌ صاحب‌ دو شاخ‌ است‌ كه‌ بر مملكت‌ فارس‌ و ماد استیلا خواهد یافت‌ كه‌ بر ملوك‌ بابل‌ چیره‌ میشود و بالنّتیجه‌ آنانرا از اسارت‌ بیرون‌ می‌آورد.
    چند سال‌ پس‌ از رؤیای‌ دانیال‌، كورش‌ كه‌ یهود او را خورس‌ و یونانیان‌ سائرس‌ می‌نامند ظهور نمود و بر دو مملكت‌ فارس‌ و ماد مسلّط‌ شد و حكومتی‌ عظیم‌ پیدا كرد. و همانطور كه‌ در رؤیای‌ دانیال‌ آمده‌ كه‌ به‌ مغرب‌ و شمال‌ و جنوب‌ شاخ‌ میزد، كورش‌ نیز فارس‌ و ماد را تسخیر كرد و در جنوب‌ كه‌ همان‌ بابل‌ بود پیشرفت‌ كرد و یهود را آزاد ساخت‌. و لذا وقتی‌ یهود كورش‌ را در بابل‌ بعد از تسخیر آن‌ ملاقات‌ كردند و رؤیای‌ دانیال‌ را برای‌ او بیان‌ كردند خوشحال‌ شد و بنا بر مساعدت‌ و مهربانی‌ با یهود گذارد و آنانرا به‌ اورشلیم‌ عودت‌ داد و معبدشان‌ را تعمیر نمود.
    باری‌، اینها همه‌ شواهد صدقی‌ است‌ بر اینكه‌ كورش‌ نیز خود را ذوالقرنین‌ میدانسته‌ (یعنی‌ صاحب‌ دو كشور فارس‌ و ماد، كه‌ در رؤیا به‌ صورت‌ دو شاخ‌ متّصل‌ به‌ هم‌ بر مغز سرش‌ روئیده‌ بود) و لذا در تاج‌ یا كلاه‌ خودش‌ این‌ دو شاخ‌ را كه‌ علامت‌ و نشانة‌ دو كشور است‌ می‌نهاده‌ و در مجسّمه‌اش‌ نیز منعكس‌ شده‌ است‌.
    و امّا سیر و مسافرتش‌ به‌ مغرب‌ برای‌ رفع‌ طغیان‌ لیدیا بوده‌ است‌. لیدیا علیرغم‌ قرابت‌ و پیمانی‌ كه‌ با كورش‌ داشت‌ بدون‌ هیچ‌ مجوّزی‌، از روی‌ ظلم‌ و عدوان‌ به‌ طرف‌ كورش‌ لشكركشی‌ نمود و سلاطین‌ اروپا را نیز علیه‌ او تحریك‌ كرد. كورش‌ با او جنگ‌ نموده‌ و او را فراری‌ داد و سپس‌ او را تعقیب‌ نمود و پایتختش‌ را محاصره‌ نمود و پس‌ از محاصره‌ فتح‌ كرد و لیدیا را اسیر نموده‌ و پس‌ از اسارت‌ او را عفو كرد و سائر همیارانش‌ را نیز عفو كرد و اكرام‌ نمود و به‌ آنها نیكوئی‌ نمود، با آنكه‌ میتوانست‌ آنها را سیاست‌ نموده‌ و نابود كند؛ و این‌ قصّه‌ منطبقٌ علیه‌ این‌ آیه‌ است‌:
    حَتَّی‌'´ إِذَا بَلَغَ مَغْرِبَ الشَّمْسِ وَجَدَهَا تَغْرُبُ فِی‌ عَیْنٍ حَمِئَةٍ (و شاید مراد ساحل‌ غربی‌ از آسیای‌ صغیر باشد) وَ وَجَدَ عِندَهَا قَوْمًا قُلْنَا یَـ'ذَاالْقَرْنَیْنِ إِمَّآ أَن‌ تُعَذِّبَ وَ إِمَّآ أَن‌ تَتَّخِذَ فِیهِمْ حُسْنًا.
    ما در اینجا به‌ ذوالقرنین‌ گفتیم‌: نسبت‌ بدین‌ جماعت‌ كه‌ ستم‌ كرده‌ و فعلاً در دست‌ تو گرفتارند، اختیار داری‌ آنانرا به‌ پاداش‌ خود عذاب‌ كنی‌، یا از آنها درگذری‌ و طریقة‌ نیكوئی‌ دربارة‌ آنان‌ اتّخاذ كنی‌!
    ذوالقرنین‌ گفت‌: آن‌ كسانی‌ كه‌ از این‌ به‌ بعد ستم‌ كنند، آنها را مجازات‌ نموده‌ و عذاب‌ می‌كنیم‌؛ و امّا كسانی‌ كه‌ ایمان‌ بیاورند و عمل‌ صالح‌ انجام‌ دهند گذشته‌ از جزای‌ اخروی‌ آنان‌، ما به‌ طریق‌ نیكو با آنان‌ رفتار خواهیم‌ نمود.
    و پس‌ از سفر مغرب‌، به‌ سمت‌ صحرای‌ بزرگ‌ در مشرق‌ در حوالای‌ بكتریا برای‌ خوابانیدن‌ غائلة‌ قبائل‌ بدوی‌ و بیابانی‌ كه‌ پیوسته‌ هجوم‌ نموده‌ و فساد میكردند حركت‌ كرد:
    حَتَّی‌'´ إِذَا بَلَغَ مَطْلِعَ الشَّمْسِ وَجَدَهَا تَطْلُعُ عَلَی‌' قَوْمٍ لَمْ نَجْعَل‌ لَهُم‌ مِن‌ دُونِهَا سِتْرًا.
    2- جمعی از مورخین معتقدند ذوالقرنین یكی از پادشاهان یمن بوده … 3- نظریه ای كه ضمنا جدید ترین آن محسوب می شود همان است كه دانشمند معروف اسلامی ((ابو الكلام آزاد ))كه روزی وزیر فرهنگ هند بود ،در كتاب محققانه ای كه در این زمینه نگاشته است آمده طبق این نظریه ذوالقرنین همان كوروش كبیر پادشاه هخامنشی است. 1-مردی را كه از پیغمبر پرسیدند ذوالقرنین نام داشته یعنی این نام یا لقب را قرآن از خود وضع نكرده بلكه آنان كه در باره ی وی پرسیدند این نام را بر او اطلاق كردند و از این روی فرموده است « ویسبلونك عن ذی القرنین » 2-خدای او را ملك بخشیده و اسباب فرمانروایی و غلبه برای او مهیا كرده است. 3-اعمال بزرگی را كه وی در جنگهای عظیم خویش انجام داده این سه امر است ؛ اول غربی - از بلاد خود به سوی مغرب متوجه گردید و تا جایگاهی كه نزد او حد مغروب به شمار می رفت رسیده و در آنجا خورشید را بدانسان یافته كه گویی در چشمه ای فرو می رود. دوم شرقی - و همچنان پیش رفته است تا به سرزمینی رسیده كه آبادان نبوده و در آن قبایل بدوی سكونت داشته اند. سوم , به جایگاهی رسیده است كه در آن تنگنای كوهی بوده است و از پشت كوه گروهی موسوم به یاجوج و ماجوج ساكن بوده اند كه بر اهالی این سرزمین از هر سو می تاختند و به غارت می پرداختند و آنان مردمی وحشی و محروم از مدنیت و خرد بوده اند. 4-پادشاه در تگنای كوه برای حفظ مردم از دستبرد و غارت یاجوج و ماجوج سدی بنیان نهاد. 5- این سد تنها از سنگ و آجر ساخته نشد بلكه در آن آهن و مس نیز به كار رفت از این روی سدی بلند برآمد بدانسان كه غارتگران از دستبرد بدان عاجز آمدند. 6- این پادشاه به خدای و به آخرت ایمان داشت. 7- پادشاهی دادگر بود و نسبت به رعیت عطوفت داشت , و هنگام كشورگشایی و غلبه قتل و كینه ورزی را اجزات نمی داد از این رو زمانی كه بر قومی در غرب چیره شد پنداشتند كه او هم مانند دیگر كشورگشایان خونریزی آغاز خواهد كرد ولی او بدین كار دست نبرد بلكه به آنان گفت: هیچ گونه بیمی پاكان شما در دل راه ندهند و هر یك از شما كه عملی نیكو كند پاداش آنرا خواهد دید. با آنكه آن قوم بی یاور و دادرسی در چنگال قدرت او بودند با ایشان شفقت كرد وبه دادگری و نیكوكاری دل آنان را بدست آورد. 8- به مال آزمند نبود زیرا هنگامی كه برای پی افكندن سد , مردم خواستند به گردآوری مال پردازند از قبول آن امتناع كرد و گفت آنچه را خدای به من ارزانی داشته مرا از اموال شما بی نیاز می كند لیكن مرا به قوت بازو یاری دهید تا برای شما سدی آهنین بسازم. 1 ـ دولت‌ مُعین‌ و پایتختش‌ قَرْناء بوده‌ است‌، و زمان‌ حكومتشان‌ از 14 قرن‌ قبل‌ از میلاد تا 7 قرن‌ و یا 8 قرن‌ قبل‌ از میلاد مسیح‌ بوده‌ است‌. 2 ـ دولت‌ سَبا و ایشان‌ از قَحطانیّین‌ هستند و ابتداء دولتشان‌ از 850 قبل‌ از میلاد تا 115 سال‌ قبل‌ از میلاد بوده‌ است‌. 3 ـ دولت‌ حِمیَریّین‌ و آنها دو دسته‌ هستند: 1- بعضی معتقدند او كسی جز اسكندر مقدونی نیست لذا بعضی او را اسكندر ذو القرنین می خوانند …


    برای « ذوالقرنین » معانی گوناگونی ذكر شده است. برخی ذوالقرنین را به معنای ـ دو قرن ـ گرفته اند. به این معنی كه مردم را در حدود دو قرن یا دو نسل دعوت به حق نمود.

    برخی نیز گفته اند: ذوالقرنین، یعنی كسی كه بر شرق و غرب دنیای شناخته شده آن روز حکومت داشته است.

    درآرامگاه کوروش بزرگ پیکر تقدیس از روح و « فروهر» کوروش را نیز به شکل فرشته ای ساخته بودند،که ذوالقرنین بوده و همانست که می نویسند بر بالای آن کتیبه ای داشته که نام کوروش بر آن نوشته بوده بالای آرامگاهش مجسمه بالدار هنوز هست و ابولکام آزاد براساس همین مجسمه آنرا ذوالقرنین خوانده است و کوروش را همان ذوالقرنین یاد شده در قرآن دانسته است.در تورات هم به کوروش لقب عقاب شرق داده اند.

    ذوالقرنین اولین كسی است كه سد ساخته است و از آهن به نحو انبوه استفاده كرده است وسدی كه او ساخته بود از آهن خالص بوده است.

    در روایات آمده است كه گروهی از مردم نزد ذوالقرنین آمدند و از طایفه ای شریر و خونریز كه به « یأجوج و مأجوج ( همان قوم مغول)» معروف است، به شكایت پرداختند و گفتند كه از آزار و اذیتهای این قوم به ستوده آمده اند. چه بهتر كه چاره ای برای در امان ماندن از دست آنها اندیشیده شود. ذوالقرنین به درخواست آنها جواب مثبت داد و برای آنها سدی از آهن ساخت تا از آزار و دست درازی آن قوم در امان باشند.

    گفته شده است كه این سد در مكانی كه از دو طرف با كوههای سر به فلك كشیده محصور بود، ساخته شده است.اكنون سدی با همان مشخصات در گرجستان امروزی پیدا شده است و در تنگه داریال واقع است.

    برخی با غرض یا به اشتباه اسکندر گجستیک (ملعون) را ذوالقرنین می دانند لیكن‌ این‌ معنی‌ با کلام قرآن‌ سازش‌ ندارد. چون‌ نخست قرآن‌ می گوید ذوالقرنین‌ مؤمن‌ به‌ خدا و روز قیامت‌ بوده‌ است‌ و دین‌ او دین‌ توحید بوده‌ است‌؛ ولی‌ ما میدانیم‌ كه‌ إسكندر مشرك‌ بوده‌ و در تاریخ‌ آمده‌ است‌ كه‌ ذبیحه خود را برای‌ ستاره مشتری‌ ذبح‌ نموده‌ است‌.

    و دوم قرآن‌ ذوالقرنین‌ را مرد صالح‌ از عباد خدا و صاحب‌ عدل‌ و رفق‌ می‌شمارد؛ و تاریخ‌ برای‌ إسكندر خلاف‌ آنرا بیان‌ میكند.

    سوم اینکه در هیچیك‌ از تاریخها‌ نیامده‌ است‌ كه‌ إسكندر مقدونی‌ سدّ یأجوج‌ و مأجوج‌ را بنا كرده‌ باشد. به هر حال از ذوالقرنین در قرآن به عنوان شخصیتی دادگستر و بشردوست یاد شده است.ودر تمام نوشته هایی که از زمان باستان چه در کتابهای دینی چه کتابهای غیر دینی آمده کوروش را فردی دادگستر و بشر دوست و کسی که اولین بیانیه حقوق بشر را اجرا کرده است و کتیبه اش هنوز موجود می باشد ، ذکر شده است.

    دوتا از فروع دین ما تولی و تبری است که یعنی دوست داشتن دوستان خدا و دشمن داشتن دشمنان خدا است چون کوروش بزرگ دوست خدا فردی بود که احکام خدا را در زمین جاری می کرد و در واقع نماینده خدا در زمین بود باید مورد احترام همگی ما باشد و مقامش را گرامی داریم و نگذاریم آرامگاهش از بین برود و یا به او بی توجهی و توهین شود .
    ترجمه آیه های قرآنی:
    و از تو از ذو القرنین می پرسند . بگو : براى شما از او خبرى خواهم خواند ( 83 ) .
    ما به او در زمین تمكین و قدرت دادیم و از هر چیز وسیله‏اى عطا كردیم ( 84 ) .
    پس راهى را تعقیب كرد ( 85 ) .
    چون به غروبگاه آفتاب رسید آن را دید كه در چشمه‏اى گل‏آلود فرو مى‏رود و نزدیك چشمه گروهى را یافت گفتیم اى ذو القرنین یا عذاب مى‏كنى یا میان آن طریقه‏اى نیكو پیش مى‏گیرى (86).
    گفت : هر كه ستم كند زود باشد كه عذابش كنیم و پس از آن سوى پروردگارش برند و سخت عذابش كند( 87) .
    و هر كه ایمان آورد و كار شایسته كند پاداش نیك دارد و او را فرمان خویش كارى آسان گوییم (88 ) .
    تا به طلوع‏گاه خورشید رسید و آن را دید كه بر قومى طلوع مى‏كند كه ایشان را در مقابل آفتاب پوششى نداده‏ایم ( 90 ) .
    چنین بود و ما از آن چیزها كه نزد وى بود به طور كامل خبر داشتیم ( 91 ) .
    آنگاه راهى را دنبال كرد ( 92 ) .
    تا وقتى میان دو كوه رسید مقابل آن قومى را یافت كه سخن نمى‏فهمیدند ( 93 ) .
    گفتند : اى ذوالقرنین یاجوج و ماجوج در این سرزمین تباهكارند آیا براى تو خراجى مقرر داریم كه میان ما و آنها سدى بنا كنى ( 94 ) .
    گفت : آن چیزها كه پروردگارم مرا تمكن و قدرتی آن را داده از خراج شما بهتر است اما مرا به نیرو كمك دهید تا میان شما و آنها حائلى كنم ( 95 ) .
    قطعات آهن پیش من آرید تا چون میان دو دیواره پر شد گفت : بدمید تا آن را بگداخت گفت : روى گداخته نزد من آرید تا بر آن بریزم ( 96).
    پس نتوانستند بر آن بالا روند ، و نتوانستند آن را نقب زنند ( 97 ) .
    گفت : این رحمتى از جانب پروردگار من است و چون وعده پروردگارم بیاید آن را هموار سازد و به پیمان خود عمل کند و آن سد را متلاشی و پاره پاره گرداند.
    مفسرین درباره اینكه ذو القرنین كدام شخصیت تاریخى است و سدش در كجاست اختلاف نظر دارند.علامه طباطبایى در این باره هفت نظریه را به طور كامل نقل كرده و بعد آن ها را نقد نموده است.در اینجا نظریه مهم تر را به اختصار بیان مى كنیم: كوروش هخامنشى جدیدترین نظریه درباره ذو القرنین است.كوروش هخامنشى پادشاه ایران باستان بوده و سد او سد داریال واقع در مناطق كوهستانى قفقاز و بین شهرهاى تفلیس و ولادى كیوكز مى باشد. نظریه چهارم نیز تا حدودى مورد تایید تاریخ و شواهد موجود مى باشد.این نظریه سراحمدخان هندى است و دانشمند معروف مسلمان مولانا ابو الكلام آزاد كه روزى وزیر فرهنگ كشور هند بوده آن را در كتاب محققانه اى كه در همین زمینه نگاشته است به طور مفصل بیان كرده است. (۳۱) مولانا ابو الكلام این نظریه را از چند جهت بررسى و اثبات كرده است كه ما در اینجا بخش اصلى آن را به طور خلاصه مى آوریم:

    - شخصیت ذو القرنین طبق نظریه قرآن ذو القرنین مردمى مؤمن به خدا و معاد بوده است كوروش نیز طبق نظر تاریخ و كتب عهد عتیق چنین بوده است. ذو القرنین پادشاهى عادل و رعیت پرور و داراى بخشش بوده; كوروش هم طبق تاریخ كتب عهد عتیق و نظر مورخین قدیم مانند هردوت و دیگران پادشاهى با مروت فتوت سخاوت و كرم بوده است; چنان كه از تاریخ زندگى او و برخوردش با یاغیان كه با او مى جنگیدند یا او با آنها جنگیده است معلوم مى شود. ذو القرنین از طرف خداوند داراى توانایى ها و امكانات فراوانى مانند عقل تدبیر فضایل اخلاقى ثروت و شوكت ظاهرى بوده و كوروش نیز همه این ها را داشته است.
    - مسافرت هاى ذو القرنین همان طور كه قرآن درباره ذو القرنین فرموده كوروش نیز سفرهایى به مغرب و مشرق داشته است و جریان سفر به مغرب او چنین است كه پادشاه سرزمین لیدیا بدون هیچ مجوز و عذرى به طرف كوروش لشكركشى كرد. كوروش نیز به طرف ایشان حركت كرده و با آنان جنگید. پایتخت لیدیا را فتح كرد و بر آنان پیروز شد و بعد آنان را عفو نمود. همچنین او سفرى به مشرق داشته و تا بكریا (بلخ) پیش رفته است تا به غائله قبایل وحشى و صحرانشین آنجا پایان دهد.
    - سدسازى ذو القرنین همان طور كه ذو القرنین سدى آهنین براى جلوگیرى از حملات اقوام یاجوج و ماجوج(مغول) بنا كرد كوروش نیز طبق نظر مورخین سفرى به طرف شمال ایران براى خاموش كردن فتنه اى در آن نواحى انجام داده است و گویا در همین سفر سد موجود در تنگه داریال را به درخواست اهالى آن مرز و بوم ساخته است . این سد تنها سدى است كه در ساخت آن از آهن استفاده شده است و هم اكنون هم موجود است. به زبان محلى آن را دمیر قاپو یعنى دروازه آهنى مى نامند. تنگه داریال واقع در سلسله جبال قفقاز است كه از دریاى خزر شروع شده و تا دریاى سیاه ادامه دارد. این سلسله کوه ها به ضمیمه دریاى خزر و دریاى سیاه مانعى طبیعى به طول هزارها كیلومتر بین شمال و جنوب آسیا بوده است و تنها راه بین شمال و جنوب همان تنگه داریال بوده كه با سد دمیرقاپو بسته شده است.


    کورش کبیر اولین پادشاه هخامنشی، افزون بر ایرانیان ، به دلیل صدور نخستین اعلامیه حقوق بشر نزد همه جهانیان و دانشمندان محترم است .در دوران باستان نیز بسیاری از اندیشمندان (مانند افلاطون، فیثاغورث، هرودت، گزنفون، دیودور سیسیلی و...) او را ستوده اند. كوروش بزرگ بنا به پژوهشهای 100 ساله اخیر دانشمندان مسلمان همان ذوالقرنین است كه در سوره كهف قرآن (آیات83 تا 99) از او یاد شده است. كوروش نزد یهودیان ،زرتشتیان ، مسیحیان و مسلمانان از جنبه آسمانی و تقدس برخوردار است. در كتاب تورات از او به عنوان حضرت مسیح ، فرستاده پروردگار، شکست دهنده فرعونیان، شاهین خدا، نجات بخش و دانشمند خدا نام برده شده است.


    درصحف عزرای پیامبر آمده است: کورش فرمود خداوند به من دستور داده است تا خانه ای برای او در بیت المقدس بسازم.ابوریحان بیرونی (قرن 4 هجری) و غیاث الدین خواند میر (قرن 6 هجری در کتاب حبیب السیر، جلد یک، صفحه 136) از او بعنوان بانی بیت المقدس و مسجد الاقصی (یا همان قبله نخست مسلمانان) نام می برند. در تفسیر قرآن ابوالفتح رازی آمده است: که خدای تعالی بر زبان بعضی پیغمبران امر کرد پادشاهی از پادشاهان پارس را نام او کورش و او مردی بود مومن. مسعودی در کتاب مروج الذهب،صفحه606 می نویسد: این خبر در انجیل هست كه كورش پادشاه، ستاره را كه هنگام مولود عیسای مسیح طالع شده بود،دیده بود... و ما تفصیل این ماجرا را با آنچه مجوس ونصاری در باره آن گفته اند...در كتاب«اخبارالزمان» آورده ایم.


    آرامگاه باشكوه كوروش بزرگ در پاسارگاد طرحی گیرا ، باوقار ، متوازن ، مقدس و اهورایی دارد. ساختمان این گونه آرامگاه ، پیش و پس از آن دیده نشده است. پس از اسلام در دوران پادشاهی اتابكان فارس (در قرن 5 و 6 هجری خورشیدی ) به دلیل جنبه تقدس آرامگاه ، مسجدی در اطراف آرامگاه ساخته ، درون آرامگاه هم محرابی از سنگ تراشیده و پیرامون آن آیاتی از قرآن به خط ثلث نگاشته‌اند.(دکتر رضامرادی غیاث آبادی در کتاب نقش رستم وپاسارگاد). قبله نمایی نیز در سنگ در کنار مهراب تراشیده اند.در زمان گذشته نوشته ای در آرامگاه به خط میخی بوده كه متن آن ، چنین است :
    « ای رهگذر ، من كوروش هستم كه پادشاهی جهان را به پارسیان دادم ، به مشتی خاك كه پیكرم را در برگرفته رشك مبر »

    در دشت مرغاب در پاسارگاد ، نقش برجسته‌ای از كوروش بزرگ باقیمانده است
    كـه همچون فرشتگان ، بــا بـالهایی آسمانی تراشیده شده است. نكتـه جـالب
    است كه ایـرانیان از زمان باستان تا‌كنون ایـن پیكره را مقدس می‌دانند و بـا اینكه
    پیكره‌های دیگر در سراسر ایـران در اثر نـادانی آسیب دیـده است هیچ‌كس جرأت
    نداشته بـه ایـن پیكره اهـورایی آسیب برساند! هنـــوز هم تصور مقدس بودن ایـن
    پیكره در میـان مردم بـومی بـاقی است (دکتر بهرام فره وشی در کتاب ایرانویچ).
    مردم محلی دستــان او را رو به قبـله و در حـالت نیایش می دانند و مردم منطقه
    نـذرهای خود را تقدیم آرامـگاه می‌كردند( دكتر باستانی پـاریزی در كتـاب كـوروش
    ذوالقرنین ). آب رودخانه پلوار نیز همیشه آبی مقدس و شفابخش به شمار مـی
    آمد.(دکتر شاپور شهبازی در کتاب پاسارگاد).دکتر جمشید صداقت کیش در ویژه
    نـــامه فصل نــامه فــارس شنـاخت در نوشتــار مسجدهای فــارس در صفحه 88
    می نویسد: در روایت های اسلامی هـم از مـقدس و آسمانی بـودن ایـن جـایگاه
    سخن بسیار رفته است از جمله در كتابهای زیر:
    1 ـ مسالك و ممالك ( اصطخری به سال 320 هجری ) صفحه‌های 109 و 141
    2 ـ حدود العالم من المشرق الی المغرب ( نوشته شده به سال 372 هـ ) صفحه 131
    3 ـ اشكال العالم ( ابوالقاسم جیهانی به سال 367 هـ ) صفحه‌های 113 و 123
    4 ـ نزهت‌القلوب ( حمداله مستوفی به سال 740 هـ ) صفحه 178

    پسر كوا از امیرالمومنین علی ع پرسید كه ذوالقرنین پادشاه بود یا پیغمبر

    فرمودند : بنده صالح بود و خدیرا دوست داشت و خدی او را دوست داشت

    تفسیر روح الجنان صفحه 445

    عمار سابطی روایت كرده كه گفت خدمت حضرت صادق ع عرض كردم مقام و منزلت ائمه ما چیست

    فرمودند مانند مقام و مرتبه ذوالقرنین و یوشع و آصف مصاحب سلیمان - كه دلالت بر علو مقام ذوالقرنین دارد.

    استاد ابراهیم پورداود ( کتاب ذوالقرنین و کورش از محمد کاظم توانگر زمین): هر ایرانی همانگونه که مکلف است در صورت استطاعت در مدت عمر خود یک بار به حج مشرف شود شایسته است که یک بار هم به زیارت کورش که پایگاه ملیت ایرانی است خود را برساند. نه فقط بخاطر ایرانی بودن بلکه به جهت زیارت فردی که قرآن بیشترین تعریف (17 آیه) در مورد یک زمامدار را از او کرده است.
    با این همه نشانه ها آشکار است که کوروش بزرگ همان ذوالقرنین است و با این همه نشانه از مقدس بودن آرامگاه کوروش کبیر نزد تمامی ملت های جهان، جای بسی تاسف است که این بنای با ارزش در آینده نزدیک بخاطر رطوبت و یا آبگرفتگی ناشی از سد سبوند برای همیشه ازبین خواهد رفت......" از ماست که برماست
    داستایوفسکی: تغییر کردن خیلی سخته،شبیه یکی دیگه بودن آسونه،ولی یکی دیگه بودن سخته......
    لئوناردو داوینچی
    : مکانیک بهشت ریاضیات است.زیرا در اینجاست که ما به زیباییهای ریاضیات پی می بریم.
    علی دایی:
    من همیشه رو بازی میکنم و هیچوقت زیر و رو نکشیدم .......
    [میهمان عزیز شما قادر به مشاهده لینک نمی باشید. جهت مشاهده لینک در تالار گفتگو ثبت نام کنید. ]
    [میهمان عزیز شما قادر به مشاهده لینک نمی باشید. جهت مشاهده لینک در تالار گفتگو ثبت نام کنید. ]





  10. #39
    کاربر فعال

    تاریخ عضویت
    28-08-2009
    نوشته ها
    3,957
    سایر رشته ها
    سپاس
    1
    162 سپاس در 139 پست
    امتياز:13034Array

    پیش فرض

    [میهمان عزیز شما قادر به مشاهده لینک نمی باشید. جهت مشاهده لینک در تالار گفتگو ثبت نام کنید. ]




    [میهمان عزیز شما قادر به مشاهده لینک نمی باشید. جهت مشاهده لینک در تالار گفتگو ثبت نام کنید. ]


    شاید به جرأت بتوان گفت كه در بین سلسله آیین‌های نوروزی، «هفت‌سین» راز‌آلوده‌ترین و فلسفی‌ترین سنتی است كه در پس هر «سین»ش، رازها و معرفت‌ها نهفته است. ولی به نظر می‌رسد آن را نیز بی‌توجه به فلسفه وجودش، به مانند بسیاری از رسوم كهن، با اطمینان به اعمال و اقوال آبا و اجدادمان، و فقط با این توجیه كه حضور «هفت‌سین»، خوش یمن و نبودش بد شگون است، اجرایش می‌كنیم
    هفت عددی است معروف، كه از دیرباز مورد توجه اقوام مختلف جهان بوده، اغلب در امور ایزدی و نیك و گاه در امور اهریمنی و شر به كار می‌رفته است. وجود عواملی مانند تعداد سیاره‌های مكشوف جهان باستان و همچنین رنگ‌های اصلی، مؤید رجحان و جنبه ماوراء طبیعی این عدد گردیده است.
    آنچه که در این سفره قرار می‌گیرد، باید دارای پنج ویژگی زیر باشد:

    1. [میهمان عزیز شما قادر به مشاهده لینک نمی باشید. جهت مشاهده لینک در تالار گفتگو ثبت نام کنید. ] باشد؛
    2. با بند واژهٔ «[میهمان عزیز شما قادر به مشاهده لینک نمی باشید. جهت مشاهده لینک در تالار گفتگو ثبت نام کنید. ]» آغاز شود؛
    3. ریشهٔ [میهمان عزیز شما قادر به مشاهده لینک نمی باشید. جهت مشاهده لینک در تالار گفتگو ثبت نام کنید. ] داشته باشد؛
    4. خوردنی باشد؛
    5. [میهمان عزیز شما قادر به مشاهده لینک نمی باشید. جهت مشاهده لینک در تالار گفتگو ثبت نام کنید. ] نباشد.نام آنها از واژههای ترکیبی ( مانند سبزیپلو، سیر ترشی، سیب زمینی و مانند آنها) ساخته نشده باشد.؛

    با نگرش به آنچه که آمد،شگفتی بزرگیست که در بیست میلیون واژه های پارسی، نمیتوان هشتمی را برای هفت سین های نوروزی پیدا کرد که دارای این پنج ویژگی باشند.بنابراین هر آنچه که دارای این ویژگی‌ها نباشد - اگر چه با بندواژهٔ «س» هم آغاز شده باشد - نمی‌توان جزء هفت سین به حسابش آورد. در زبان پارسی، تنها هفت چیز هستند که این ویژگی‌ها را دارا هستند:

    1. [میهمان عزیز شما قادر به مشاهده لینک نمی باشید. جهت مشاهده لینک در تالار گفتگو ثبت نام کنید. ] : نماد اهورامزدا
    2. [میهمان عزیز شما قادر به مشاهده لینک نمی باشید. جهت مشاهده لینک در تالار گفتگو ثبت نام کنید. ]: نماد فرشته سپندار مذ، فرشته زن ،باروری و پرستاری است.(اسفند)
    3. [میهمان عزیز شما قادر به مشاهده لینک نمی باشید. جهت مشاهده لینک در تالار گفتگو ثبت نام کنید. ]:نماد فرشته اردیبهشت و نماد زندگی دوباره است.
    4. [میهمان عزیز شما قادر به مشاهده لینک نمی باشید. جهت مشاهده لینک در تالار گفتگو ثبت نام کنید. ] : نماد فرشته خرداد و نماد عشق است.
    5. [میهمان عزیز شما قادر به مشاهده لینک نمی باشید. جهت مشاهده لینک در تالار گفتگو ثبت نام کنید. ]: نماد فرشته امرداد و نماد صبر و شکیبایی و جاودانگی است.
    6. [میهمان عزیز شما قادر به مشاهده لینک نمی باشید. جهت مشاهده لینک در تالار گفتگو ثبت نام کنید. ] : نماد فرشته شهریور و نماد خواربار است.
    7. [میهمان عزیز شما قادر به مشاهده لینک نمی باشید. جهت مشاهده لینک در تالار گفتگو ثبت نام کنید. ]: نماد فرشته بهمن و نماد باران یا رنگ طلوع خورشید است.(بدانید که سماغ واژه پارسی است و نباید با بندواژه "ق" نوشته شود و سماک نام نژاده آن است.)

    کلمات مرکب مانند [میهمان عزیز شما قادر به مشاهده لینک نمی باشید. جهت مشاهده لینک در تالار گفتگو ثبت نام کنید. ] و [میهمان عزیز شما قادر به مشاهده لینک نمی باشید. جهت مشاهده لینک در تالار گفتگو ثبت نام کنید. ] و کلماتی که مربوط به غیر روییدنی خوراکی مانند سپند، سنبل و سکه و ... باشند در این محدود قرار نمی‌گیرند و جز سین های اصلی شمارش نمی‌شوند.بر این پایه: - سنبل (نه خوراکی است نه پارسی) تازی است - سکّه (نه خوراکی است نه پارسی) تازی است - سماور (نه خوراکی است نه پارسی) روسی است. همچنین سوزن و سیخ و سه پایه و مانند اینها. [میهمان عزیز شما قادر به مشاهده لینک نمی باشید. جهت مشاهده لینک در تالار گفتگو ثبت نام کنید. ]
    هرچند که در سفرهٔ هفت سین باید به هرحال هفت جزء که با آوای «سین» آغاز می‌شوند ([میهمان عزیز شما قادر به مشاهده لینک نمی باشید. جهت مشاهده لینک در تالار گفتگو ثبت نام کنید. ] از «[میهمان عزیز شما قادر به مشاهده لینک نمی باشید. جهت مشاهده لینک در تالار گفتگو ثبت نام کنید. ]») چیده شود، ولی برای زینت و چیدمان دلپذیرتر سفرهٔ هفت سین، تقریباً همهٔ خانواده‌های ایرانی اجزاء دیگری هم در سفره می‌چینند و در آرایش و رنگامیزی سفره شان نهایت خوش سلیقگی را اعمال می‌کنند.

    [میهمان عزیز شما قادر به مشاهده لینک نمی باشید. جهت مشاهده لینک در تالار گفتگو ثبت نام کنید. ] سین‌های باستانی
    (خوراکی - روییدنی)
    • [میهمان عزیز شما قادر به مشاهده لینک نمی باشید. جهت مشاهده لینک در تالار گفتگو ثبت نام کنید. ] - نماد نوزایی (تولد دوباره)
    • [میهمان عزیز شما قادر به مشاهده لینک نمی باشید. جهت مشاهده لینک در تالار گفتگو ثبت نام کنید. ] - نماد زیبایی و تندرستی
    • [میهمان عزیز شما قادر به مشاهده لینک نمی باشید. جهت مشاهده لینک در تالار گفتگو ثبت نام کنید. ] - نماد فراوانی(برکت)
    • [میهمان عزیز شما قادر به مشاهده لینک نمی باشید. جهت مشاهده لینک در تالار گفتگو ثبت نام کنید. ] - نماد پزشکی(درمان یا طب)
    • [میهمان عزیز شما قادر به مشاهده لینک نمی باشید. جهت مشاهده لینک در تالار گفتگو ثبت نام کنید. ] - نماد عشق
    • [میهمان عزیز شما قادر به مشاهده لینک نمی باشید. جهت مشاهده لینک در تالار گفتگو ثبت نام کنید. ] - نماد شکیبایی و عمر
    • [میهمان عزیز شما قادر به مشاهده لینک نمی باشید. جهت مشاهده لینک در تالار گفتگو ثبت نام کنید. ] - نماد(رنگِ) طلوع خورشید

    دیگر سین‌ها [میهمان عزیز شما قادر به مشاهده لینک نمی باشید. جهت مشاهده لینک در تالار گفتگو ثبت نام کنید. ][میهمان عزیز شما قادر به مشاهده لینک نمی باشید. جهت مشاهده لینک در تالار گفتگو ثبت نام کنید. ][میهمان عزیز شما قادر به مشاهده لینک نمی باشید. جهت مشاهده لینک در تالار گفتگو ثبت نام کنید. ][میهمان عزیز شما قادر به مشاهده لینک نمی باشید. جهت مشاهده لینک در تالار گفتگو ثبت نام کنید. ][میهمان عزیز شما قادر به مشاهده لینک نمی باشید. جهت مشاهده لینک در تالار گفتگو ثبت نام کنید. ][میهمان عزیز شما قادر به مشاهده لینک نمی باشید. جهت مشاهده لینک در تالار گفتگو ثبت نام کنید. ][میهمان عزیز شما قادر به مشاهده لینک نمی باشید. جهت مشاهده لینک در تالار گفتگو ثبت نام کنید. ] دیگر اقلام
    • [میهمان عزیز شما قادر به مشاهده لینک نمی باشید. جهت مشاهده لینک در تالار گفتگو ثبت نام کنید. ] - به نشانه تمدن و خردورزی: [میهمان عزیز شما قادر به مشاهده لینک نمی باشید. جهت مشاهده لینک در تالار گفتگو ثبت نام کنید. ] و [میهمان عزیز شما قادر به مشاهده لینک نمی باشید. جهت مشاهده لینک در تالار گفتگو ثبت نام کنید. ] و (برای مسلمانان معمولا [میهمان عزیز شما قادر به مشاهده لینک نمی باشید. جهت مشاهده لینک در تالار گفتگو ثبت نام کنید. ])
    • [میهمان عزیز شما قادر به مشاهده لینک نمی باشید. جهت مشاهده لینک در تالار گفتگو ثبت نام کنید. ]
    • [میهمان عزیز شما قادر به مشاهده لینک نمی باشید. جهت مشاهده لینک در تالار گفتگو ثبت نام کنید. ]
    • یک جفت [میهمان عزیز شما قادر به مشاهده لینک نمی باشید. جهت مشاهده لینک در تالار گفتگو ثبت نام کنید. ] ([میهمان عزیز شما قادر به مشاهده لینک نمی باشید. جهت مشاهده لینک در تالار گفتگو ثبت نام کنید. ] اصیل ایرانی)
    • [میهمان عزیز شما قادر به مشاهده لینک نمی باشید. جهت مشاهده لینک در تالار گفتگو ثبت نام کنید. ]
    • کاسه‌ای از آب که [میهمان عزیز شما قادر به مشاهده لینک نمی باشید. جهت مشاهده لینک در تالار گفتگو ثبت نام کنید. ] یا [میهمان عزیز شما قادر به مشاهده لینک نمی باشید. جهت مشاهده لینک در تالار گفتگو ثبت نام کنید. ] در آن غوطه‌ور است (به نشانه زمین در فضا)
    • یک شیرینی ایرانی (مانند [میهمان عزیز شما قادر به مشاهده لینک نمی باشید. جهت مشاهده لینک در تالار گفتگو ثبت نام کنید. ]، [میهمان عزیز شما قادر به مشاهده لینک نمی باشید. جهت مشاهده لینک در تالار گفتگو ثبت نام کنید. ]، ...)
    • همچنین:[میهمان عزیز شما قادر به مشاهده لینک نمی باشید. جهت مشاهده لینک در تالار گفتگو ثبت نام کنید. ][میهمان عزیز شما قادر به مشاهده لینک نمی باشید. جهت مشاهده لینک در تالار گفتگو ثبت نام کنید. ][میهمان عزیز شما قادر به مشاهده لینک نمی باشید. جهت مشاهده لینک در تالار گفتگو ثبت نام کنید. ][میهمان عزیز شما قادر به مشاهده لینک نمی باشید. جهت مشاهده لینک در تالار گفتگو ثبت نام کنید. ]

    تصاویر :هفت سین در کنار آرمگاه کوروش کبیر"2569شاهنشاهی و1389خورشیدی"

    [میهمان عزیز شما قادر به مشاهده لینک نمی باشید. جهت مشاهده لینک در تالار گفتگو ثبت نام کنید. ][میهمان عزیز شما قادر به مشاهده لینک نمی باشید. جهت مشاهده لینک در تالار گفتگو ثبت نام کنید. ] </h3>
    داستایوفسکی: تغییر کردن خیلی سخته،شبیه یکی دیگه بودن آسونه،ولی یکی دیگه بودن سخته......
    لئوناردو داوینچی
    : مکانیک بهشت ریاضیات است.زیرا در اینجاست که ما به زیباییهای ریاضیات پی می بریم.
    علی دایی:
    من همیشه رو بازی میکنم و هیچوقت زیر و رو نکشیدم .......
    [میهمان عزیز شما قادر به مشاهده لینک نمی باشید. جهت مشاهده لینک در تالار گفتگو ثبت نام کنید. ]
    [میهمان عزیز شما قادر به مشاهده لینک نمی باشید. جهت مشاهده لینک در تالار گفتگو ثبت نام کنید. ]





  11. #40
    کاربر فعال

    تاریخ عضویت
    28-08-2009
    نوشته ها
    3,957
    سایر رشته ها
    سپاس
    1
    162 سپاس در 139 پست
    امتياز:13034Array

    پیش فرض





    کوروش کبیر همراه با همسرش کاسندان که بسیار به او علاقه داشت و بعد از مرگش نیز همسر دیگری اختیار نکرد. الگوی خوبی می تواند باشد برای جوانان امروزی.
    داستایوفسکی: تغییر کردن خیلی سخته،شبیه یکی دیگه بودن آسونه،ولی یکی دیگه بودن سخته......
    لئوناردو داوینچی
    : مکانیک بهشت ریاضیات است.زیرا در اینجاست که ما به زیباییهای ریاضیات پی می بریم.
    علی دایی:
    من همیشه رو بازی میکنم و هیچوقت زیر و رو نکشیدم .......
    [میهمان عزیز شما قادر به مشاهده لینک نمی باشید. جهت مشاهده لینک در تالار گفتگو ثبت نام کنید. ]
    [میهمان عزیز شما قادر به مشاهده لینک نمی باشید. جهت مشاهده لینک در تالار گفتگو ثبت نام کنید. ]





صفحه 4 از 5 نخستنخست 12345 آخرینآخرین

اطلاعات موضوع

کاربرانی که در حال مشاهده این موضوع هستند

در حال حاضر 1 کاربر در حال مشاهده این موضوع است. (0 کاربران و 1 مهمان ها)

موضوعات مشابه

  1. همه چیز درباره کمپراتور ها
    توسط soheiiil در انجمن سیستم های اندازه گیری و نقشه کشی صنعتی
    پاسخ ها: 12
    آخرين نوشته: 29-04-2015, 10:58
  2. چندین لینک پر محتوا جهت یادگیری و درک آنالیز مودال
    توسط EN-EZEL در انجمن ارتعاشات مکانیکی
    پاسخ ها: 0
    آخرين نوشته: 25-10-2011, 12:53
  3. آیا پول می تواند همه چیز باشد؟
    توسط pari daryayi در انجمن گفتگوی آزاد
    پاسخ ها: 15
    آخرين نوشته: 22-02-2011, 20:09

کلمات کلیدی این موضوع

Bookmarks

مجوز های ارسال و ویرایش

  • شما نمیتوانید موضوع جدیدی ارسال کنید
  • شما امکان ارسال پاسخ را ندارید
  • شما نمیتوانید فایل پیوست کنید.
  • شما نمیتوانید پست های خود را ویرایش کنید
  •