رفتن به مطلب
Mohammad Aref

نگاهی به مفهوم و تعریف معماری

پست های پیشنهاد شده

شوپنهاور معتقد است که معماری یک نوع مسامحه میان زیبایی و سودبخشی است. .معماری با ایجادفضاهای گوناگون تاثیرات عاطفی و روحی به ببیننده منتقل می کند. بنابراین فضای معماری بی شناخت پدیده ادراک که کنشی فردی–روانشناختی است ممکن نمی شود. چنان که آفرینش معماری هم معطوف به آگاهی از خصوصیات شخصی و فرهنگ شخصی افراد است. شناخت جامعه و گروه های مختلف اجتماعی به لحاظ سن، فرهنگ و مجموعه ارتباطات و تظاهراتی که فرد با جامعه و در جامعه برقرار می کند نیز در فرآیند شکل گیری و همچنین بهره وری از فضای معماری نقش بازی می کند. زیرا اساساً معماری و شهرسازی رشته ای میان دانشی است (اکنون معماری و شهرسازی به صورت دو رشته مجزای دانشگاهی درآمده اند) و ریشه در علوم و دانش های دیگر دارد و محصولات آن نیز حوزه های متنوعی را در بر می گیرد.

 

«گالوانودل لاولیه» معتقداست که «معماری ایده ها وارزش ها رابه وسیله سیستمی ازعلائم بصری و عناصر سه بعدی بیان می دارد». در این تعریف می توان به وجود فعال پنج عنصر توجه کرد که شناخت رابطه متقابلشان به دریافت روحیه اصلی و اساسی آن یعنی پویایی و دینامیک بودن راه می یابد. این عناصر به ترتیبی که در تعریف آمده اند عبارتند از:

 

الف) ایده ها: فکر با نظریه هایی که از راه کاربرد ابزار کالبدی فضا در معماری اعمال می شوند.

 

ب) ارزش ها: پس از گذار از فرهنگ و اندیشه های فعال و تعیین رحجان های الزامی، «رحجان مرکب» از سوی سازندگان یا سازنده بنا به شمار می آید و در فضای تناور شده منظور می شوند.

 

پ) سیستم: به عامل ها، روابط و متغیرهایی که در جهان اندازه ها و پیوندها و چند و چون ها وجود دارد یا بر اساس رده بندی اندیشیده شده قرار گرفته اند و هدف مشخصی را دنبال می کنند گفته می شود.

 

ت) علائم بصری: که ابزار کالبدی زندگی حقیقی اند و در داخل و خارج فضای معماری یافت می شوند و با کمک هندسه و فضای هندسی قابل ادراک می شوند. این عناصر سرفصل های اصلی کار تدوین فضا به حساب می آیند.

 

ث) بیان: با توجه به این که هر ترکیب و ابزار کالبدی یا علائم بصری دارای هارمونی و آهنگ خاص خویش است، ارائه گویا و روشن یکی از اصول مهم معماری به شمار می رود که بیان معمارانه خوانده می شود.

 

سردنیس لاسدن می گوید: «فضا بغرنج ترین جنبه معماری، لیکن عصاره آن است. فضا سرمنزلی است که معماری باید به سوی آن حرکت کند.» در یک کلام می توان گفت معماری نقطه تلاقی انسان و فضای پیرامون است. انسان در فضای معماری زندگی می کند به فضا فکر می کند و فضا را خلق می کند. این رابطه پیچیده تر از فضای هنرهای دیگر است. فضا در معماری هدفی نهایی به شمار می رود و به قول «گیدئون» : «فضا بحث اصلی و مرکزی معماری است».

 

معماری، به مثابه یک فرآورده هنری، دارای بار عاطفی است. کار این ویژگی بنیادی آن است که دوجهان متفاوت را به یکدیگر ربط دهد: جهان درونی فرد یا مجموعه ای از خاطره های احساسی، عاطفی و شخصی؛ و جهان برون از خاطره های احساسی، عاطفی. معماری همانند شعر و موسیقی پر رمز و راز است. باید خاطرنشان کرد که معماری غرب به منطق متکی است و گرایش به اومانیسم مجرد دارد، اما معماری ایران دارای گرایش های اشراقی است و در گستره عرفان فهم و تولید می شود.

 

منبع: پژوهشکده شهرسازی و معماری سپیدار

  • Like 1

به اشتراک گذاری این ارسال


لینک به ارسال
به اشتراک گذاری در سایت های دیگر

برای ارسال دیدگاه یک حساب کاربری ایجاد کنید یا وارد حساب خود شوید

برای اینکه بتوانید دیدگاهی ارسال کنید نیاز دارید که کاربر سایت شوید

ایجاد یک حساب کاربری

برای حساب کاربری جدید در سایت ما ثبت نام کنید. عضویت خیلی ساده است !

ثبت نام یک حساب کاربری جدید

ورود به حساب کاربری

دارای حساب کاربری هستید؟ از اینجا وارد شوید

ورود به حساب کاربری

×