رفتن به مطلب
Mohammad Aref

معیارهای عام زیبایی شناسی شهری

پست های پیشنهاد شده

به طور کلی می توان نیازهای روانی انسان – محیطی مردم را به سه مقوله اصلی یعنی ادراک فضایی ،احساس تعلق واحساس زیبایی تقسیم کرد:

  1. ادراک فضایی: شناخت محیط و احساس هویت فضایی
  2. احساس تعلق: ایجاد دلبستگی و خاطره نسبت به محیط
  3. احساس زیبایی: احساس لذت ذوقی و هماهنگی عاطفی با محیط

 

این سه پدیده ارتباطی اندام وار با یکدیگر دارند که باهم موجب ایجاد رضایت، آسایش، ایمنی و لذت برای انسان می شوند. در واقع بدون احساس تعلق نمی توان به احساس زیبایی و لذت زیباشناختی دست یافت. هر گونه اختلال و ناکامی در این فرآیند به احساس زشتی، رنج و تنش منجر می شود. به طور کلی منظور از ” کیفیت محیط ” مجموعه شرایط و عواملی است که بتواند هر چه بیشتر به نیازهای مادی و روانی انسان پاسخ گوید و باعث آسایش و رضایت وی شود. عوامل موثر در کیفیت محیط شهری بسیار متنوع و متعدد است که می توان آنها را به سه گروه اصلی کیفیت های فضایی تقسیم کرد:

  1. کیفیات کارکردی : دسترسی به تامین نیازهای زیستی، سلامتی، ایمنی، آسایش، جهت یابی و…
  2. کیفیات اجتماعی : احساس تعلق، تعامل جمعی، سرزندگی، مشارکت و…
  3. کیفیات زیباشناختی : نظم فضایی، تنوع، انگیزش، زیبایی منظر، خوانایی، تداعی و…

 

عوامل پدیدآورنده زیبایی محیط را می توان در موارد زیر خلاصه نمود:

 

الف -تنوع و پیچیدگی(diversity)

وجود تنوع و پیچیدگی و تضاد در محیط، مثل هر اثر هنری، باعث تحریک حواس، کنجکاوی و تخیل می گردد و بنابراین به احساس اشتیاق و لذت کشف منجر می شود.

 

ب- ترکیب بندی (composition)

ترکیب بندی چه در طبیعت و چه در آثار هنری از عوامل اصلی پیدایش کیفیت زیبایی و شکل زیبا است. چراکه از طریق ترکیب ویژه عناصر و اجزای پراکنده و بی معنا، واقعیت جدیدی آفریده می شود که برای حواس انسان قابل درک و معنادار می شود. بدیهی است که ترکیب بندی خود دارای معیارها و موازین مختلف مثل تناسب، هماهنگی، تعادل، مقیاس و… است که هدف اصلی آن نظم بخشی به جهان بیرونی و تجلی آن در روان انسان است.

 

در عرصه معماری و طراحی شهری، ترکیب بندی در مقیاس وسیع، به عنوان نحوه انتظام مجموعه عناصر کالبدی، انسانی، اجتماعی، فضایی، نمادین و … مطرح است. این همان فرآیندی است که به انسجام و کلیت شهر می انجامد و امکان خوانایی و تصورپذیری کل شهر را پدید می آورد. در واقع از طریق ترکیب بندی است که دو اصل تنوع و وحدت با هم متحد می شوند.

 

ج- ابهام ( ambiguity)

ابهام یا رازآمیزی یکی از ویژگی های ادراک انسانی است، که تا حد معین، چه در عرصه طبیعت و چه اثر هنری موجب تحریک حواس، کنجکای و انگیزش عواطف می شود. در عرصه معماری و طراحی شهری، پدیده ابهام در متن خوانایی کل شهر تا آنجا که مخل شناخت عمومی محیط نباشد، به جاذبه فضایی کمک می کند به همین دلیل فضاها و حجم های کاملاً روشن، صریح، قابل رویت، از نظر زیباشناسی چندان مطلوب نیست و بر عکس فضاهای تودرتو، پر سایه و قابل کشف، بیشتر بر ذهن و عاطفه ناظر تأثیر می گذارد.

 

د- انگیزش تداعی و خاطره (association)

یکی از قوانین و نیروهای مهم روان شناختی است که از طریق یادآوری و احیای خاطره ها میان انبوه تصاویر ذهنی وادراکات حسی رابطه برقرار می کند و باعث تحرک و خلاقیت در دنیای ذهنی آدمی می شود.

 

ه- معنا (meaning)

بدون رسیدن به حس معنا در محیط و فضا، انسان احساس ناشناختگی، غریبگی و بی معنایی می کند و بنابراین نمی تواند به احساس لذت، اشتیاق و آرامش دست یابد.

 

در نهایت می توان گفت که عنصر زیبایی یکی از لوازم کیفیت محیط است و به تنهایی نمی تواند محیط را برای انسان مطلوب و دوست داشتنی سازد. از سویی دیگر زیبایی صرفاً منحصر به عناصر و ادراک بصری نیست بلکه با خاطرات جمعی، نظام رفتاری، فرهنگ عمومی، انگیزش و هیجان و… نیز مرتبط است. زیبایی در مفهوم وسیع و عمیق خود با تمام حواس و با تمام خاطرات و تجارب ذهنی سر و کار دارد. به همین دلیل کیفیات زیبا شناختی جدا از کیفیات اجتماعی و کارکردی نیست، بلکه میان آنها نوعی روابط متقابل و جدایی ناپذیر بر قرار است. از این رو دانش ما از زیبایی وقتی می تواند به اهداف نهایی و عالی خود برسد که بتواند به اعتلای کیفیت محیط، در کلیت خود یاری رساند.

 

منبع: پژوهشکده شهرسازی و معماری سپیدار

به اشتراک گذاری این ارسال


لینک به ارسال
به اشتراک گذاری در سایت های دیگر

برای ارسال دیدگاه یک حساب کاربری ایجاد کنید یا وارد حساب خود شوید

برای اینکه بتوانید دیدگاهی ارسال کنید نیاز دارید که کاربر سایت شوید

ایجاد یک حساب کاربری

برای حساب کاربری جدید در سایت ما ثبت نام کنید. عضویت خیلی ساده است !

ثبت نام یک حساب کاربری جدید

ورود به حساب کاربری

دارای حساب کاربری هستید؟ از اینجا وارد شوید

ورود به حساب کاربری

×