رفتن به مطلب

پست های پیشنهاد شده

در زندگی زناشویی خیانت به همسر به دلایل زیادی بستگی دارد.نمیتوان گفت صرفا به یک دلیل همسر من خیانت کرد.خیلی عوامل دست به دست هم میدهند که همسرتان تصمیم به خیانت و بودن با شخص دیگری میگیرد.البته هیچ دلیلی نمیتواند چنین رفتار زشتی را توجیح کند.

 

یکی از ریشه های اصلی خیانت رشد جنسی است.زوجینی که در سن های پایین ازدواج میکنند،با گذشت مدتی متوجه میشوند که همسرشان نمیتواند نمی تواند آن ها را برطرف کند و میل جنسیشان مدام به آن ها فشار می آورد و طبیعتا تمرکز خود را روی زندگی و همسرشان از دست میدهند.

 

از دیگر عوامل مهم در خیانت میتوان به رشد ناصحیح شخصیتی افراد اشاره کرد که ریشه این مشکل را باید در خانواده جستجو کرد.

 

البته باید توجه داشت با وجود همه ی مشکلات،افراد باید ابتدا تلکلیف خود را از رابطه با همسرشان مشخص کنند و در صورت تصمیم به جدایی و پس از آن اقدام به شروع رابطه ای جدید کنند.در غیر این صورت اگر فردی غیر از این عمل کند شاید بتوان کفت فردی هوس خواه است.

 

بعد از بوجود آمدن مشکلات در زندگیتان سریع به فکر جدایی و فرار از مشکلات نباشید.شما باید این شهامت را داشته باشید که با مشکلات روبرو شوید و هر مشکل را با راه حل مناسبش حل کنید.سعی برای حل مشکلاتتان باعث میشود حداقل شما متوجه شوید که آیا واقعا در انتخاب همسرتان اشتباه کردید؟یا نه.با یک مشکل کوچک از زیر بار مشکلات شانه خالی کرده اید و بعد از جدایی پشیمان میشوید.

 

زنان معمولا بیشتر از مردان شرایط سخت را تحمل میکنند.زیرا آن ها ترس بیشتری از بازگشت مجدد به خانه و به عبارتی از دست رفتن آبروی خانواده دارند.به همین دلیل ممکن خیلی چیز ها را تحمل کنند و این تحمل احتمال خیانت را از هر دو طرف بیشتر میکند.

 

شاید به جرات میتوان گفت خیلی از جوان ها با افکار رفع نیاز های جنسیشان رو به ازدواج می آورند که متاسفانه چنین ازدواج ها معمولا به جدایی ختم میشود.باید معیار های اخلاقی،اقتصادی و فرهنگی حتما قبل از ازدواج در نظر گرفته شود.

به اشتراک گذاری این ارسال


لینک به ارسال
به اشتراک گذاری در سایت های دیگر

?کسانی که فکر خیانت در سر دارند این مقاله را حتماً بخوانند:

 خیانت روابط را نابود کرده و آرزوها را نقش بر آب می‌کند. اگر به فکر خیانت کردن به همسرتان هستید، قبل از اینکه وارد عمل شوید، این ۱۴ نکته را بخوانید.

 

 

۱. به یک دروغگو تبدیل می‌شوید. به دوش کشیدن لقب «خیانتکار» به اندازه کافی سنگین است اما اگر خیانت کنید، برچسب دروغگویی هم به شما می‌زنند. خیانت بدون فریب دادن اتفاق نمی‌افتد و دروغ‌های مصلحتی که در ابتدای کار می‌گویید به دروغ‌هایی بسیار بزرگتر تبدیل خواهند شد. «امشب تا دیروقت سر کار می‌مانم»‌ها شاید تا حدی درست باشد اما لازم است تعریف جدیدی از «کار» ارائه کنید. خیانت و دروغ دست در دست هم پیش می‌روند.

 

 

 

۲. مچتان گرفته می‌شود. شاید این اتفاق امروز نیفتد. شاید فردا هم نیفتد اما بالاخره ماه پشت ابر نمی‌ماند. اگر خوش‌شانس باشید، داستان خیانتتان وارد اخبار و روزنامه‌ها نشود اما همین که دوستانتان بفهمند کافی است. همان‌ها خبر خیانتتان را دهان به دهان پخش می‌کنند. انگار که یک بیلبوردی از خیانتتان در خانه‌تان زده باشند

 

۳. همه را از خودتان ناامید می‌کنید. همه. همسرتان، دوستانتان، همکارانتان، خانواده‌تان، بچه‌هایتان، خودتان و خدایتان. زمان زیادی می‌برد تا ناامیدی که ایجاد کرده‌اید کمرنگ شود.

 

۴. به یک الگوی بد تبدیل می‌شوید. هر فردی یا یک الگوی خوب است یا یک الگوی بد. خیانت کردن نه تنها یک الگوی بد است بلکه ابرهای تردیدی به همراه خود می‌آورد که قسمت‌های دیگر زندگی‌تان را هم تحت‌الشعاع قرار می‌دهد. اگر در یک جای زندگیتان خیانت کرده باشید، آیا در جای دیگر هم اینکار را می‌کنید؟ خیانت به همه نشان می‌دهد که شما راه ساده را انتخاب می‌کنید. به بقیه می‌فهماند که ارزش‌های خانوادگی‌تان را به راحتی زیر پا می‌گذارید. برای همه مشخص می‌کند که نمی‌خواسته‌اید کار سخت را انجام داده و برای مشکلی که دارید کمک بگیرید. هیچکس یک خیانتکار را تحسین نمی‌کند. حتی اگر یک عمر درست رفتار کرده باشید، این کار بدتان همه آن را از بین می‌برد.

 

۵. اعتبار اخلاقی‌تان را از دست می‌دهید. خیلی سخت خواهد شد که به بچه‌هایتان (و بقیه) بگویید چه کاری درست است وقتی می‌دانند که خودتان کار درست را انجام نداده‌اید. نه تنها احترام دیگران را از دست خواهید داد، احترامی هم پیش خودتان برایتان نمی‌ماند. هر قضاوت اخلاقی که در آینده بکنید، با خیانتی که در گذشته کرده‌اید مقایسه خواهد شد. البته به این معنی نیست که نمی‌توانید در آینده حرف درست بزنید، مسئله اینجاست که کسی به حرفتان گوش نخواهد داد.

 

۶. همسرتان دچار مشکل اعتماد خواهد شد. برای همیشه. شما به تنهایی اعتمادبه‌نفس آن فردی که به او قول داده بودید همیشه دوستش بدارید را نابود می‌کنید. هر رابطه دیگری که بعد از شما داشته باشند، برای ایجاد اعتماد دچار مشکل خواهند بود. اگر این کافی نیست، باید بگوییم که دنیای بچه‌هایتان را هم نابود می‌کنید و باعث می‌شوید که ثبات هر رابطه معناداری برایشان زیر سوال برود.

 

۷. استاندارد زندگی را از دست می‌دهید. کارتان هر چه که باشد، ممکن است آن را از دست بدهید. خیلی‌ها خانه‌شان را از دست می‌دهند. خیلی‌ها با هزینه‌های سنگین دادگاه و مهریه و طلاق روبه‌رو می‌شوند. هر چکی که می‌نویسید، نادان بودنتان را به شما یادآوری می‌کند.

 

۸. مجبور خواهید شد سالها برای ساختن دوباره زندگی‌تان تلاش کنید. حتی اگر از نظر مالی وضعیتتان دچار مشکل نشود، اما خواهید دید که سالهای زیادی طول می‌کشد تا از نظر احساسی التیام پیدا کنید. ساختن دوباره دوستی‌ها سالها زمان خواهد برد. ساختن دوباره شخصیتتان و ساختن دوباره اعتماد هم همینطور. حتی سالها طول خواهد کشید که بتوانید خودتان را ببخشید.

 

۹. روابطتان را از دست خواهید داد. روابط زیادی را از دست خواهید داد. دوستانی که سالهاست با آنها هستید، ترکتان می‌کنند. دوستان صمیمی که بارها و بارها به آنها کمک کرده‌اید هم دیگر دور و برتان نخواهند بود که کمکتان کنند. اعضای خانواده‌تان هم که هر اتفاقی که می‌افتاد باز کنارتان بودند هم از شما فاصله می‌گیرند. آدم خیانت‌کار در آخر تنها می‌ماند.

 

۱۰. احتمال ابتلا به بیماری‌های مقاربتی در شما افزایش خواهد یافت. بیماری‌هایی که از طریق رابطه‌جنسی منتقل می‌شوند بین کسانی که از نظر جنسی بی‌قید هستند متداول‌تر است. اما همسر خودتان که این بیماری‌ها را ندارد درست است؟ اگر اینطور فکر کنید که همه بجز همسرتان مبتلا به یک بیماری مقاربتی است، آنوقت هیچوقت دست به خیانت نخواهید زد

 

۱۱. مرغ همسایه غاز نیست. این یک تفکر اشتباه است. چون مرغ همسایه هیچوقت مال ما نبوده است، فقط تصور ماست که ممکن است از مرغ ما بهتر باشد. اما اینطور نیست. درواقع، بااینکه از دور ممکن است به نظرتان غاز برسد اما به محض اینکه به خانه همسایه پیش مرغش بروید، یکدفعه اتفاق جالبی می‌افتد، مرغ همسایه که به

نظرتان غاز بود، شبیه به مرغ خانه خودتان می‌شود. این اتفاق خیلی زود بعد از اینکه مچتان گرفته می‌شود می‌افتد. آنوقت همه چیز در نظرتان تغییر می‌کند، حتی نسبت به مرغ خودتان که ترکش کرده‌اید. یکدفعه نسبت به آن احساس پیدا می‌کنید. اما آن مرغ دیگر شما را پیش خودش نمی‌خواهد. فرقش اینجاست.

 

۱۲. دوست دارید رفتار مشابهی با شما شود؟ دزدها دوست دارند جیب دیگران را بزنند اما از اینکه کسی جیبشان را بزند خوششان نمی‌آید. اگر همه ما با این قانونی طلایی زندگی می‌کردیم: با دیگران همانطوری رفتار کن که دوست داری با تو رفتار شود، آنوقت بیشتر مشکلات زندگی یک‌شبه حل می‌شد. به این کار از این دیدگاه نگاه کنید که برای خودتان اتفاق افتاده باشد. مشکل اینجاست که این چیزها نیازمند فکر کردن است و فکر کردن آخرین چیزی است که یک خیانتکار به سراغش می‌رود.

 

۱۳. بعدها از این تصمیمتان پشیمان خواهید شد. در همان لحظه، خیانت ممکن است به نظرتان منطقی بیاید. حس خوبی دارد و حتی به نظرتان کار درستی می‌آید. اما یادتان باشد احساسات گول می‌زنند. خیلی زود بعد از آن چشم‌هایتان باز شده و از اینکه سیب ممنوع را خورده‌اید پشیمان می‌شوید. به اندازه کافی پشیمانی در زندگی‌مان نداریم؟ چرا یک پشیمانی دیگر به آنها اضافه کنیم، آنهم یکی که همه چیزهایی که با تلاش برای خودتان ساخته‌اید را نابود می‌کند. شاید خانه‌تان عالی و ایدآل نباشد اما بهتر از زندگی کردن در چادر است.

 

۱۴. چیزی که از دست می‌دهید بیشتر از چیزی است که به دست می‌آورید. هیچکس در بستر مرگ نگفته است کاش خیانت می‌کردم. هیچکس دفتر وکیلش را با لبخند روی لب بخاطر تجربه‌ای که داشته است ترک نکرده است. هیچکس از اینکه بخاطر خیانتش دوستانش را از دست می‌دهد خوشحال نشده است. چیزهایی که از دست می‌دهید، نابودتان می‌کند. دردش غیرقابل‌تحمل است. حتی امپراطوری‌ها هم ممکن است بخاطر چند لحظه خوشی و لذت موقتی نابود شوند. واقعاً ارزشش را ندارد.

به اشتراک گذاری این ارسال


لینک به ارسال
به اشتراک گذاری در سایت های دیگر

خیـانت دیجیتـالـی در شبکـه هـای اجتمـاعـی

خیانت دیجیتالی یعنی چه؟

خیانت دیجیتال زمانی اتفاق می‌افتد که افراد از رسانه‌های اجتماعی و سایر وسایل ارتباطی الکترونیکی برای خارج شدن از مرزهای ازدواجشان استفاده می‌کنند. این می‌تواند شامل چت کردن نوشتاری یا تصویری باشد و یا زمانیکه از طریق ایمیل با کسی غیر از همسرتان ارتباط می‌گیرید. بخاطر جدایی و دوری جسمی، زوج‌ها ممکن است این را خیانت واقعی تلقی نکنند اما این باعث نمی‌شود که این نوع ارتباطات کمتر از ارتباط رودررو خطرساز شود.

یک مشاور خانواده در این رابطه می‌گوید، «وقتی این ارتباط تلفنی، با ایمیل یا آنلاین باشد، افراد فوراً علائم هشدار خیانت احساسی را مشاهده نخواهند کرد.»

یک متخصص مشاوره ازدواج و خانواده اضافه می‌کند که افراد معمولاً از جنبه مجازی شبکه‌های اجتماعی و ارتباط دیجیتال بعنوان توجیهی برای شروع این ارتباطات استفاده می‌کنند. همین می‌تواند دلیلی برای احتیاط باشد زیرا این دوری فیزیکی و ارتباط فوری باعث می‌شود افراد از زندگی روزمره خود جدا شده و درگیر افراد دیگر شوند.

او می‌گوید، «این صفحه نمایش مثل یک مرز به نظر می‌رسد که باعث می‌شود افراد تصور کنند که کار اشتباهی انجام نداده‌اند زیرا آن فرد نزدیک آنها نیست.»

وی هشدار می‌دهد که چطور ارتباطات قبلی می‌توانند به طور آنلاین خیلی زود زنده شوند. او می‌گوید، «با دسترسی به پروفایل، اطلاعات و تصاویر یکی از عشق‌های قدیمی و راه‌های ارتباط با او، یک برگشت کوتاه ذهن به گذشته ممکن است برای همیشه ذهنتان را آنجا نگه دارد، خاطرات را برایتان زنده کرده و پیوند احساسی قدیم را دوباره بسازد.»

 

از کجا بفهمید در معرض خیانت دیجیتال هستید؟

از خودتان بپرسید آیا با همسرتان احساس نزدیکی می‌کنید. اگر اینطور نیست، از خودتان بپرسید آیا خودتان را از نظر احساسی در دسترس او قرار داده‌اید؟ وقتی شبکه های اجتماعی برایتان بیشتر از ازدواجتان حکم سیستم پشتیبانی را پیدا می‌کند، شما و ازدواجتان در معرض خطر هستید.

وقتی به دنبال تبادلات دیجیتال با دیگران هستید، احتیاط کنید. نباید همیشه درگیر این باشید که برای پیام‌های جدید وضعیت آنلاین خودتان را چک کنید. این عادت‌ها–و همچنین تعریف کردن خاطرات، رویاها و ترس‌هایتان با کسی جز همسرتان–صمیمیت بیشتری بین شما و آن فرد ایحاد می‌کند و فاصله احساسی بین شما و همسرتان را بیشتر خواهد کرد.

متخصصین توصیه می‌کنند برای جلوگیری از این دست مشکلات، این ۵ سوال را از در کنار همسرتان جواب دهید تا مرزهای ارتباطات دیجیتال خود را تعیین کنید:

۱. آیا همه آدمها را نباید قبول کنید؟ تصمیم بگیرید که عشق‌های قدیمی، دوستان، برخی همکاران، کارفرماها یا کارمندان، مشتریان یا کسانیکه شخصاً نمی‌‌شناسید، باید جزء دوستان شما در شبکه‌های اجتماعی باشند یا خیر.

۲. آیا محدودیت زمانی وجود دارد؟ سعی کنید زمانی از روز را (مثل صبح زود یا آخر شب) مشخص کنید که طی آن به هیچ وجه آنلاین نشوید.

۳. آیا باید حریم خصوصی وجود داشته باشد؟ از همسرتان سوال کنید که اشکالی ندارد پیام خصوصی به دوستان آنلاینتان بفرستید یا برخی پیام‌ها را فقط باید از طریق پیام‌های عمومی ارسال کنید.

۴. آیا محدودیت موضوعی وجود دارد؟ از خودتان بپرسید اگر همسرتان برخی موضوعات بسیار خصوصی یا عکس‌های خصوصی را به دوستان آنلاین خود نشان دهد چه احساسی پیدا می‌کنید؟

۵. آیا محدودیت مکانی وجود دارد؟ در این مورد صحبت کنید که آیا برخی محیط‌ها برای آنلاین شدن شما نامناسب است یا خیر مثل جمع‌های خانوادگی، قرارهای شبانه، در اتومبیل یا دستشویی.

 

های قدیمی، دوستان، برخی همکاران، کارفرماها یا کارمندان، مشتریان یا کسانیکه شخصاً نمی‌‌شناسید، باید جزء دوستان شما در شبکه‌های اجتماعی باشند یا خیر.

۲. آیا محدودیت زمانی وجود دارد؟ سعی کنید زمانی از روز را (مثل صبح زود یا آخر شب) مشخص کنید که طی آن به هیچ وجه آنلاین نشوید.

۳. آیا باید حریم خصوصی وجود داشته باشد؟ از همسرتان سوال کنید که اشکالی ندارد پیام خصوصی به دوستان آنلاینتان بفرستید یا برخی پیام‌ها را فقط باید از طریق پیام‌های عمومی ارسال کنید.

۴. آیا محدودیت موضوعی وجود دارد؟ از خودتان بپرسید اگر همسرتان برخی موضوعات بسیار خصوصی یا عکس‌های خصوصی را به دوستان آنلاین خود نشان دهد چه احساسی پیدا می‌کنید؟

۵. آیا محدودیت مکانی وجود دارد؟ در این مورد صحبت کنید که آیا برخی محیط‌ها برای آنلاین شدن شما نامناسب است یا خیر مثل جمع‌های خانوادگی، قرارهای شبانه، در اتومبیل یا دستشویی.

به اشتراک گذاری این ارسال


لینک به ارسال
به اشتراک گذاری در سایت های دیگر
ارسال شده در (ویرایش شده)

عشق ورزی های بوالهوسانه زنان و مردان متاهل داستانی است که قلب هر فردی را جریحه دار می کند و هر عقل سلیمی را به تفکر وا می دارد!

عشق ورزی مردان بعد از تاهل ، داستان تازه ای نیست از دور زمانها بوده و هم اکنون نیز ادامه دارد!!

اما آنچه باعث تبلور دو شاخ بر سر می شود عشق ورزی زنان متاهل است ، زنانی که همسر و فرزند دارند و اما به دنبال دوستی و برقراری رابطه محبت آمیز و صمیمانه با مردان متاهل و یا پسران مجرد هستند!!

متاسفانه این حقیقت تلخی است که در سالهای اخیر متوجه برخی از افراد جامعه شده و ترس شدیدی را بر دل روانشناسان و جامعه شناسان نشانده است که با ادامه این روند و ریخته شدن قبح این رفتار در زنان ، عاقبت خانواده ها به کجا پیش خواهد رفت؟!

اما به راستی علت این خیانت زنانه چیست؟

به چه دلیل یک زن شوهر دار، با مردان دیگر ارتباط عاطفی و یا جنسی برقرار می کند؟

در این یادداشت به برخی از دلایل این معضل اشاره شده است

 

وقتی ترک عادت موجب مرض می شود

تربیت غلط و پرورش در یک خانواده بی بند وبار و خیلی آزاد، گذشته نه چندان پاک و مطهر گاهی چنان با گوشت و خون یک زن عجین می شود که تعهد بعد از تاهل هم چندان مورد نظر و توجه قرار نمی گیرد. زنی که روابط صمیمانه زیادی را تجربه کرده است و دوستی های مکرری را در تجرد خود داشته است، بی گمان برایش بسیار سخت خواهد بود که بتواند زیر بار تعهد تاهل برود و خود را کنترل کند و به مرد زندگی خود قانع بوده و درهمان چارچوب به روابط خود ادامه دهد.

وقتی زنی تنوع طلب است

ازدواج های مکرر، بی مسئولیتی و عدم تعهد، نقش پذیری جنسی غلط، الگوهای نامناسب، کمبودهایی با رنگ و بویی اغراق آمیز، چشم چرانی و حسادت های زنانه ، گاها یک زن را همانند یک مرد تنوع طلب و حریص می کند و موجب خیانت از نوع زنانه می شود.

 

وقتی تنهایی بر زنی غلبه کند

برخی از زنان، بعد از تاهل تنهاتر از مجردی شان زندگی می کنند، آنچنان که گویی ازدواج نکرده اند و شریکی ندارند. زنان تنهایی که برای پر کردن وقت و تحمل تنهایی خود مجبور به ارتباط با دیگران و جنس مخالف می شوند. مردان کار و پر مشغله، مردان درون گرا و منزوی، مردان قهر قرو و کودک مآب ، مردان خودخواه و متعصب، مردان بی تعهد و بی مسئولیت، گاهی چنان سرنوشت تنها و بی کسی را برای همسرشان رقم می زنند که راه مفری جز خیانت را بر زن نمی گذارند.

 

وقتی پای جبران گذشته در میان است

زنانی که دوران مجردی محدودی داشته اند و یا گذشته خوبی نداشته اند و یا درد التیام نیافته ای از گذشته بر دل داشته اند، وقتی در شرایط آزادی قرار می گیرند،ممکن است در صدد جبران گذشته برآیند و به گونه ای ناخودآگاه قدم در راه خیانت بگذارند.

 

علاج خیانت زناشویی چیست؟!

روان شناسان معتقدند بهتر راه حل پیشگیری و یا جلوگیری از پیشرفت معضل خیانت زناشویی جستجوی علت ها در سطح فردی،خانوادگی و اجتماعی است. اختلالات شخصیتی نه تنها می تواند فرد را نابهنجار و ضد اجتماعی کند بلکه موجب درگیری فرد در روابط چند گانه می شود و عدم وفاداری نیز نمود بسیار می یابد، شکست های عاطفی و مشکلات خانوادگی که گاها ریشه در کودکی دارد نیز می تواند مسبب رفتار کنونی فرد باشد. هزاران علت خانوادگی و فردی دیگری نیز وجود دارند که می توان با مراجعه به یک روان شناس و شناخت آنها، مشکل را رفع نمود و در جهت اصلاح گام برداشت.

 

از سوی دیگر، عوامل اجتماعی متعددی نیز در این امر دخالت دارند که مسئولین بایستی نسبت به آنها بی تفاوت نباشند و تا دیر نشده کمر همت ببنند. برای جلوگیری از آسیب زنان و حفظ حریم خانواده، می توان با آموزش های متعدد رسانه ای، درجهت آگاهی وشناخت افراد حرکت کرد و خانواده ها را با آسیب هایی که به موجب خیانت بر فرد و خانواده وارد می شود، مطلع ساخت.

ویرایش شده در توسط آذر شفق

به اشتراک گذاری این ارسال


لینک به ارسال
به اشتراک گذاری در سایت های دیگر
ارسال شده در (ویرایش شده)

از همه عزیزان حاضر درخواست دارم با توجه به مطالب بالا دیدگاه خودشون در رابطه با خیانت دیجیتالی بیان کنن تا در پایان نامه استفاده کنم ممنونم

@amirmajd44

@ BISEl  @ mortazpoor   @ hamsafarbar   @ Rostam18   @ Mohammad Aref  @ سین.دخت   @ leo.unique @ JU JU  @ نفحات  @  adamak-h @ Tamana73  @ setare.blue

ویرایش شده در توسط آذر شفق

به اشتراک گذاری این ارسال


لینک به ارسال
به اشتراک گذاری در سایت های دیگر

خیانت همه جای دنیا در همه حیطه ای هست سیاسی اقتصادی خانوادگی عاطفی عشقی کاری و ... نظر شخصیم رو اینجوری مینویسم که;

در در 15 دی 1398 در 11:16، آذر شفق گفته است :

علاج خیانت زناشویی چیست؟!

روان شناسان معتقدند بهتر راه حل پیشگیری و یا جلوگیری از پیشرفت معضل خیانت زناشویی جستجوی علت ها در سطح فردی،خانوادگی و اجتماعی است. اختلالات شخصیتی نه تنها می تواند فرد را نابهنجار و ضد اجتماعی کند بلکه موجب درگیری فرد در روابط چند گانه می شود و عدم وفاداری نیز نمود بسیار می یابد، شکست های عاطفی و مشکلات خانوادگی که گاها ریشه در کودکی دارد نیز می تواند مسبب رفتار کنونی فرد باشد. هزاران علت خانوادگی و فردی دیگری نیز وجود دارند که می توان با مراجعه به یک روان شناس و شناخت آنها، مشکل را رفع نمود و در جهت اصلاح گام برداشت.

 

از سوی دیگر، عوامل اجتماعی متعددی نیز در این امر دخالت دارند که مسئولین بایستی نسبت به آنها بی تفاوت نباشند و تا دیر نشده کمر همت ببنند. برای جلوگیری از آسیب زنان و حفظ حریم خانواده، می توان با آموزش های متعدد رسانه ای، درجهت آگاهی وشناخت افراد حرکت کرد و خانواده ها را با آسیب هایی که به موجب خیانت بر فرد و خانواده وارد می شود، مطلع ساخت.

اگر کسی فکر میکنه که میتونه دفتر این داستان رو ببنده یا حتی کنترلش کنه که باید بگم فانتزی تئوری زیبایی هست اما در عمل هیــچ...

این مسئله بر میگرده به وجدان , مجازی و واقعی ام نداره (این داستانایی که بهش میگن مجازی همین اپ ها و فروم ها و سایت ها و ...) این داستانا فقط مسئله خیانت رو ساده و بی هزینه کردن وگرنه خیانت بوده و هست و خواهد بود. فقط قبل تر ها به علت نبودن همین داستانای مجازی طرف ناچار به صرف هزینه و جسارت و جرات و چی و چی میشــده به همین دلیل درصد کمی از افرادم دنبال این غلطای اضافی میرفتن الان که همه چی سهل الوصول هست و مجانی (گوشت مجانی و گربه همیشه گرسنه کنار هم نزدیک تر از نزدیک و ...) چه انتظاری میشه داشت ؟

حالا این قضایا ریشه در چی داره؟راجب خودمون (یعنی ما ایرونیا) نظرم رو میگم نمیدونم جاهای دیگه فرهنگای دیگه چجوری ان(یا بدتر یا بهتر) به هر صورت اصل ماجرا یعنی خیانت در همه جای دنیا به یک چیز ربط مستقیم داره وجدان که متاسفانه دیگه درصد خیلی کمی از آدما دارنش .این بی وجدانی دلیلش چیه؟دلیلش مرگ عقایدی هست که باهاش بزرگ شدن , نابودی باورایی هست که باهاش آینده سازی کرده بودن ...طرف هی بزرگ میشه هی وارد جامعه های بزرگتر میشه ..میبینه,  میشنوه, ضربه میخوره و تمام.

داره میبینه دیگه ..میگه چرا هر چی میدوام نمیرسم ؟؟؟از اونور ی طرف رو میبینه که رو هیچ قانون و انسانیتی پیش نمیره فقط داره همه رو له میکنه به خواسته هاش برسه ...میبینه طرف با این همه بیخیالی چقدر محبوبه چقدر موفق چقدر خوشحال (اینارو میبینه ها نه اینکه واقعا همین هستا چون همون طرف ارزشمندترینش رو از دست داده که شده این ,روحش..روح و احساسش رو به حراج گذاشته این شــده)و ...میگه منِ احمقِ ساده چرا دارم رو خط سبزی که تعریف شده تو ذهنم پیش میرم؟ چرا دارم انسانی و وجدانی میرم جلو ..بابا بیخیال!! اینجا همون جایی هست که باوراش میمیرن میاد چیکار میکنه؟ میزنه جاده بیخالی, بد میشه, بدی میکنه, بی قانونی میکنه, خیانت میکنه ... و ممم خیلی خوشمزه اس (بله انسان بودن ساده نیست ) و چرا که نه..این داستان ادامه داره فرد به فرد منتقل میشه و یکــ مرض همه گیر

ی جریان دیگه این وسط اتفاق میفته تو همین آدم بد شدن اون چیه؟تناقضی هست بین خود فرد و اونچه که داره سعی میکنه بشه  برای اینکه بتونه زندگی کنه

این تناقض چیکار میکنه؟باعث ی جنگ تن به تن میشه , ی جنگ بین فرد با خودش...حالا چی هدفه؟روح شخص...روح تاریک و خسته میشه انقدر خسته که از همه احساس های انسانی میبُره تا اینکــه بمیره

روحــش مـُـرد حالا چیکار میکنه؟یا خودآزاری میکنه یا دیگر آزاری ...خودآزاریش اینه که همه بلایی سر خودش میاره خودش رو به گند میکشه انگار که میخواد خودش رو تنبیه کنه

دیگرآزاریش رو چجوری نشون میده؟سواستفاده!روحی که زنده اس رو میکشونه با خودش تو چاه لجن همه بلایی سر همه میاره تا بتونه زنده بمونه به عبارتی برای خالی شدن خودش بقیه رولبریز میکنه

بزرگترین درد ماها خودگول زنی هستــــ ماها جسارت رویارویی با حقیقت خودمون رو نداریم ازش فرار میکنیم ... نه بخاطر اینکه حقیقت ماها بد باشه, نه..بخاطر اینکه اکثریت ماها یاد نگرفتیم حقیقت خودمون رو با صدای بلند بگیم ... ترس از حقیقت رو از بچگی درون اکثریت ماها تعریف کردن با خیلی از داستانای غیر منطقی ساختگی و غیرساختگی و مذهبی یا غیرمذهبی  و ... مسائلی که حتی خودشونم باورش نداشتن

اینه که انقدر آدمای موذی, دروغگو و ترسو ای هستیم

اینجا روح های خسته و بیماری هستند که زیر نقاب های رنگی پنهانند

ترسی از شکسته شدن ندارند چون دیگر چیزی برای شکسته شدن نمانده

ترسی از شکستن هم ندارند چون دیگر وجدانی روشن نیست

وجدان خاموش خیــانت میکند

به سادگی یک لبخند

این قضیه خیانتم حالا حالا ها در کثیف ترین حد خود خواهد ماند

مشاوران عزیز هــم فقط با یک سری حرف های امید دهنده حال روح های بیمار را میتوانند به صورت موقت و ظاهری بهتر کنند

وگرنه روحــی که مــُرد را هیچ مرهمی نباشد

 

پ ن : من نظـــر شخصی خودم رو گفتم ممکنه درستـــ نباشه اشتباهم نباشه کامل هم که البته نیست چون هر موضوعی خودش هزاران ریشه داره

اگر انسانیم و وجدانی روشن داریم که خوشا به حالمان اگر نیستیم هم سعی کنیم بشــویم و وجدانمان را روشن کنیم و نگه داریم.

 

 

 

به اشتراک گذاری این ارسال


لینک به ارسال
به اشتراک گذاری در سایت های دیگر
در در 20 دی 1398 در 17:50، BISEl گفته است :

خیانت همه جای دنیا در همه حیطه ای هست سیاسی اقتصادی خانوادگی عاطفی عشقی کاری و ... نظر شخصیم رو اینجوری مینویسم که;

اگر کسی فکر میکنه که میتونه دفتر این داستان رو ببنده یا حتی کنترلش کنه که باید بگم فانتزی تئوری زیبایی هست اما در عمل هیــچ...

این مسئله بر میگرده به وجدان , مجازی و واقعی ام نداره (این داستانایی که بهش میگن مجازی همین اپ ها و فروم ها و سایت ها و ...) این داستانا فقط مسئله خیانت رو ساده و بی هزینه کردن وگرنه خیانت بوده و هست و خواهد بود. فقط قبل تر ها به علت نبودن همین داستانای مجازی طرف ناچار به صرف هزینه و جسارت و جرات و چی و چی میشــده به همین دلیل درصد کمی از افرادم دنبال این غلطای اضافی میرفتن الان که همه چی سهل الوصول هست و مجانی (گوشت مجانی و گربه همیشه گرسنه کنار هم نزدیک تر از نزدیک و ...) چه انتظاری میشه داشت ؟

حالا این قضایا ریشه در چی داره؟راجب خودمون (یعنی ما ایرونیا) نظرم رو میگم نمیدونم جاهای دیگه فرهنگای دیگه چجوری ان(یا بدتر یا بهتر) به هر صورت اصل ماجرا یعنی خیانت در همه جای دنیا به یک چیز ربط مستقیم داره وجدان که متاسفانه دیگه درصد خیلی کمی از آدما دارنش .این بی وجدانی دلیلش چیه؟دلیلش مرگ عقایدی هست که باهاش بزرگ شدن , نابودی باورایی هست که باهاش آینده سازی کرده بودن ...طرف هی بزرگ میشه هی وارد جامعه های بزرگتر میشه ..میبینه,  میشنوه, ضربه میخوره و تمام.

داره میبینه دیگه ..میگه چرا هر چی میدوام نمیرسم ؟؟؟از اونور ی طرف رو میبینه که رو هیچ قانون و انسانیتی پیش نمیره فقط داره همه رو له میکنه به خواسته هاش برسه ...میبینه طرف با این همه بیخیالی چقدر محبوبه چقدر موفق چقدر خوشحال (اینارو میبینه ها نه اینکه واقعا همین هستا چون همون طرف ارزشمندترینش رو از دست داده که شده این ,روحش..روح و احساسش رو به حراج گذاشته این شــده)و ...میگه منِ احمقِ ساده چرا دارم رو خط سبزی که تعریف شده تو ذهنم پیش میرم؟ چرا دارم انسانی و وجدانی میرم جلو ..بابا بیخیال!! اینجا همون جایی هست که باوراش میمیرن میاد چیکار میکنه؟ میزنه جاده بیخالی, بد میشه, بدی میکنه, بی قانونی میکنه, خیانت میکنه ... و ممم خیلی خوشمزه اس (بله انسان بودن ساده نیست ) و چرا که نه..این داستان ادامه داره فرد به فرد منتقل میشه و یکــ مرض همه گیر

ی جریان دیگه این وسط اتفاق میفته تو همین آدم بد شدن اون چیه؟تناقضی هست بین خود فرد و اونچه که داره سعی میکنه بشه  برای اینکه بتونه زندگی کنه

این تناقض چیکار میکنه؟باعث ی جنگ تن به تن میشه , ی جنگ بین فرد با خودش...حالا چی هدفه؟روح شخص...روح تاریک و خسته میشه انقدر خسته که از همه احساس های انسانی میبُره تا اینکــه بمیره

روحــش مـُـرد حالا چیکار میکنه؟یا خودآزاری میکنه یا دیگر آزاری ...خودآزاریش اینه که همه بلایی سر خودش میاره خودش رو به گند میکشه انگار که میخواد خودش رو تنبیه کنه

دیگرآزاریش رو چجوری نشون میده؟سواستفاده!روحی که زنده اس رو میکشونه با خودش تو چاه لجن همه بلایی سر همه میاره تا بتونه زنده بمونه به عبارتی برای خالی شدن خودش بقیه رولبریز میکنه

بزرگترین درد ماها خودگول زنی هستــــ ماها جسارت رویارویی با حقیقت خودمون رو نداریم ازش فرار میکنیم ... نه بخاطر اینکه حقیقت ماها بد باشه, نه..بخاطر اینکه اکثریت ماها یاد نگرفتیم حقیقت خودمون رو با صدای بلند بگیم ... ترس از حقیقت رو از بچگی درون اکثریت ماها تعریف کردن با خیلی از داستانای غیر منطقی ساختگی و غیرساختگی و مذهبی یا غیرمذهبی  و ... مسائلی که حتی خودشونم باورش نداشتن

اینه که انقدر آدمای موذی, دروغگو و ترسو ای هستیم

اینجا روح های خسته و بیماری هستند که زیر نقاب های رنگی پنهانند

ترسی از شکسته شدن ندارند چون دیگر چیزی برای شکسته شدن نمانده

ترسی از شکستن هم ندارند چون دیگر وجدانی روشن نیست

وجدان خاموش خیــانت میکند

به سادگی یک لبخند

این قضیه خیانتم حالا حالا ها در کثیف ترین حد خود خواهد ماند

مشاوران عزیز هــم فقط با یک سری حرف های امید دهنده حال روح های بیمار را میتوانند به صورت موقت و ظاهری بهتر کنند

وگرنه روحــی که مــُرد را هیچ مرهمی نباشد

 

پ ن : من نظـــر شخصی خودم رو گفتم ممکنه درستـــ نباشه اشتباهم نباشه کامل هم که البته نیست چون هر موضوعی خودش هزاران ریشه داره

اگر انسانیم و وجدانی روشن داریم که خوشا به حالمان اگر نیستیم هم سعی کنیم بشــویم و وجدانمان را روشن کنیم و نگه داریم.

 

 

 

سپاس?

به اشتراک گذاری این ارسال


لینک به ارسال
به اشتراک گذاری در سایت های دیگر

شیطنت در دنیای مجازی یا میکرو خیانت


تصور این که همسرتان به فرد دیگری در دنیای مجازی یا واقعی بیشتر از حد معمول توجه می‌کند، چه احساسی را در شما بیدار می‌کند؟ شاید این رفتارها را به تنهایی خیانت ندانید، اما مسلماً از دیدن چنین رفتارهایی خوشحال نیز نخواهید شد. از چنین رفتارهایی با اصطلاح “شیطنت در دنیای مجازی” یا “میکرو خیانت” یاد می‌شود، چون در این حالت همسر خاطی اگر آب ببیند شناگر ماهری است و اگر فرصت پیدا کند، خیانت خواهد کرد.

عصر رسانه‌های اجتماعی و گسترش ارتباطات در شبکه‌های مجازی مانند فیس بوک، تلگرام و اینستاگرام، تعامل با یکدیگر را بسیار آسان‌تر از گذشته کرده است. رفتارهای زیر مصادیقی از شیطنت در دنیای مجازی به شمار می‌آید:

  • کنترل کردن مداوم و وسواسی پست‌های فرد دیگری به جز همسر در رسانه‌های اجتماعی
  • درد و دل کردن یا اعتماد کردن به فرد دیگری به جز همسر پس از یک روز سخت و ناخوشایند
  • همسر خیانتکار نام عشق نامشروعش را با نامی جعلی ذخیره می‌کند تا همسرش متوجه خیانت او نشود.
  • استفاده مداوم از شکلک‌های عاشقانه در چت کردن با فرد دیگری به جز همسر یا نامزد

جالب است بدانید طبق آمار اکثر مردان و زنانی که به همسرشان در فضای مجازی خیانت می‌کنند همچنان عاشق همسرشان هستند. درواقع بیشتر افراد متاهل از چنین رفتارهایی قصد خیانت به همسرشان ندارند و صرفا به علت یکنواختی که در زندگی و رابطه‌شان ایجاد شده و تنوع و هیجانی که در روابط مجازی وجود دارد درگیر چنین ارتباط‌هایی می‌شوند اما اگر دقیق‌تر درباره این موضوع فکر کنیم، چه این روابط، دلبری‌های بازیگوشانه باشد، چه علامت علاقه‌مند شدن به فردی نامحرم، در هر حال خیانت مجازی موضوعی پیچیده است که از عامل‌های مختلفی نشأت می‌گیرد.

وقتی شیطنت مجازی تبدیل به خیانت می‌شود


دو فردی که درگیر یک رابطه اینترنتی می‌شوند، به سرعت و به راحتی اختیار از کف می‌دهند. برخی حتی به سکس مجازی معتاد می‌شوند و به این ترتیب موقعیت بغرنج قبلی پیچیده‌تر و دشوارتر می‌شود. فردی که به سایبرسکس اعتیاد دارد، هر روز زمان بیشتری را مقابل صفحه نمایشگر هدر می‌دهد و به این ترتیب کمتر برای خانواده و همسرش وقت می‌گذارد.

یکی دیگر از خطرات خیانت مجازی این است که دو طرف رابطه تصمیم می‌گیرند که با هم ملاقات کنند. خیانت مجازی به لطف این ملاقات حضوری تبدیل به خیانت جنسی می‌شود.

به خاطر داشته باشید که خیانت اینترنتی، نیز مانند خیانت واقعی غالباً نشانه‌ی وجود مشکل در رابطه زناشویی است، بنابراین به پایان رساندن رابطه مجازی برای نجات زندگی مشترک یا جلوگیری از بروز خیانت مجدد کافی نیست. بنابراین به جای آن که برای یافتن شادی و رضایت یا هر نوع حسی که از فقدان آن در رابطه مشترکتان رنج می‌برید، به اینترنت و چت کردن در تلگرام یا اینستاگرام پناه ببرید، با همسر یا نامزدتان صحبت کنید. اگر خیانت مجازی برایتان تبدیل به یک رفتار جبری ـ وسواسی جنسی شده است و نمی‌توانید آن را متوقف کنید، از مشاور ازدواج کمک بگیرید تا آسیبی غیرقابل جبران به عزیزانتان وارد نکنید و خودتان را از تحمل احساس شرم و گناه نجات دهید.

به اشتراک گذاری این ارسال


لینک به ارسال
به اشتراک گذاری در سایت های دیگر

آیا می‌دانستید خیانت به همسر فقط فیزیکی نیست و راه‌های زیادی دارد؟

 آیا می‌دانستید خیانت کردن به همسر فقط فیزیکی نیست و چند نوع دیگر وجود دارد که متخصصان آن را نیز نوعی از خیانت می‌دانند؟ برای مثال تفریح با همسرتان را به شام خوردن بیرون از خانه خلاصه می‌کنید یا این که با کسی بیرون ملاقاتی ندارید، اما با خیلی‌ها در طول روز چت می‌کنید. توضیح این خیانت‌های داخلی کار آسانی نیستند اما کریستین سالاکی روانشناس متخصص روابط زناشویی سعی در توضیح آن دارد.

گاهی برایتان صحبت کردن با دیگران راحت‌تر از صحبت کردن با همسرتان است و این اصلا خوب نیست. هرگز سعی نکنید درباره مسائلی که مربوط به زندگی‌تان است و باید با همسرتان درباره‌اش صحبت کنید، با افراد دیگری صحبت کند، مانند مسائل مالی، تربیت فرزندان و …. به جای انتخاب مخاطبی که حرفتان را گوش کند و نقشی در زندگی نداشته باشد بهتر است همسرتان را انتخاب کنید که مطمئنا توصیه‌هایی هم برای زندگی‌تان دارد.

گاهی شما میل جنسی به فردی دیگر دارید که شاید هیچ وقت هم به رابطه منتهی نشود یا حتی قصدتان این نباشد که به رابطه منتهی شود اما همین موضوع هم اصلا خوب نیست و تداوم آن باعث بی‌تفاوتی نسبت به همسر خودتان خواهد شد.

گاهی به خاطر حضور مداوم همسرتان در زندگی‌تان فراموش می‌کنید که او چقدر برای شما با اهمیت و عزیز است. در نتیجه رفتاری که با عزیزان و کسانی که برایتان مهم هستند را با همسر خودتان ندارید و شاید وقتی او در کنارتان باشد به خوبی نتوانید اهمیت حضورش در زندگی‌تان را برایش توضیح دهید.

گاهی سعی می‌کنید درباره این که چقدر برای یک دوست زمان گذاشتید یا چه صحبت‌هایی با او کردید و… توضیحی برای همسرتان ندهید و آن را مانند یک راز برای خودتان حفظ کنید. تصور کنید همسرتان ناگهان وارد اتاق شود و متوجه شود که شما در حال پیام فرستادن برای یک دوست هستید. یا این که ببیند شما ناگهان گوشی خود را زمین می‌گذارید.

گاهی افراد دیگر را با همسر خودتان مقایسه می‌کنید. این کار اعتیادآور است و اگر آن را انجام دهید و مانعش نشوید آنقدر این کار را می‌‎کنید تا از همسر خودتان خسته شوید و حتی این مقایسه را به صورت علنی انجام داده و حتی به خودش هم بگویید. فراموش نکنید هیچ کس برای شما به اندازه همسرتان ارزش ندارد.

گاهی به طور مداوم به افراد دیگر فکر می‌کنید. شاید آن فرد جدید دست یافتنی هم نباشد یا حتی شما تصمیم رسیدن به او را هم نداشته باشید، اما با این کار مطمئنا از همسر خودتان دور می‌‎شوید و کم‌کم او را از یاد خواهید برد. بهترین راه فکر کردن به افراد دیگر فقط بررسی موفقیت‌هایشان و الگو قرار دادن آن‌ها است.

به اشتراک گذاری این ارسال


لینک به ارسال
به اشتراک گذاری در سایت های دیگر
در 3 ساعت قبل، آذر شفق گفته است :

هرگز سعی نکنید درباره مسائلی که مربوط به زندگی‌تان است و باید با همسرتان درباره‌اش صحبت کنید، با افراد دیگری صحبت کند، مانند مسائل مالی، تربیت فرزندان و …. به جای انتخاب مخاطبی که حرفتان را گوش کند و نقشی در زندگی نداشته باشد بهتر است همسرتان را انتخاب کنید که مطمئنا توصیه‌هایی هم برای زندگی‌تان دارد.

بله ، این حرف درسته ......آدمها بر اساس خلق و ذهنیتی که دارن معمولا چیزی جز یک مشت مزخرف تحویل آدم نمیدن .....این مدل افراد که نفر سوم یا چندم هستند معمولا اوضاع رو از حقیقت چیزی که هست به یک چیز دیگه میبرن .....شما به خطا با فرد سومی در مورد یک مشکل صحبت میکنید و اون فرد جهت میده و حتی راهکارهایی که خودش از عمد یا غیر عمد که فقط ذهن خودشه رو تحویلت میده ....آدم تاثیر پذیر هم باشی دیگه هیچی اما این نفر سوم یا چندم فقط دوستان ، اطرافیان ، همکاران و.......نیستند ، مشاوران خانواده هم شامل این داستان میشن فقط فرقشون با بقیه افراد معمولی اینه که با پوشش تخصصی کار میکنن ، نه اینکه هدف بدی داشته باشن نه ، این خلق هر آدمیه که اول بر اساس اون نظر میده ، البته متاسفانه ،برای همین هم زیاد میشنویم که مشاور یا نفر سوم ها معمولا میگن من اگر جای تو باشم !!!! یا آخه چرا با اینکه دیدی انجام دادی ؟ و جملات اینشکلی ... معمولا مشاورها اولین بار میگن کار ما قضاوت کردن نیست اما زمانی که کارشون رو شروع میکنن و خصوصا زمانی که میخوان زوج تک به تک بیان برای ادامه مشاوره و یا ریشه یابی اوناجا شروع خراب کردنه ، اینجا دیگه مشاور با سوالاتی که بار و جهت دهی های مختلف داره بر اساس خلق و خصوصیات اخلاقی خودشون همه چیز رو جلو میبرن .......مشاوری که خصوصیات اخلاقی مشخصی داره (بالاخره آدمه اونم دیگه) مثل همه آدمها اولویت کارش بر مبنای همون خلق خودش میشه و بعد بر خلاف چیزی که میگه قضاوت نمیکنه کاملا با قضاوت قضیه رو جمع میکنه و آدمی هم که مراجعه کرده تایید شدن رو دوست داره ، واقعا تو مرحله اول مهم نیست راهکار مشاور چیه و چیزی که برای یکی از زوجین یا هر دو مهمه اینه که تایید بشن ، حالا یک زوج تایید میشه اونیکی یقه میشه و میره تو ندامت یا کولی بازی و یا اصلا خیلی زیبا یک نفر سومی پیدا میکنن  چمیدونم فکی فامیلی دوستی همسایه ای همکاری و اونو قربانی میکنن میشه محکوم و نتیجه گیری به عمل میاد و هر دو با هم تایید میشن ذوق میکنن و تا مدتی مستن که چقده ما خوبیم و فلانی فلان فلان شده اومد و............آدمهای عجیبی داریم واقعا  ، مردم عاشق تاییدن تا واقعیت.......نفرات عادی مثل دوست و آشنا هم که ممکنه برای چیزهای مسخره مثل حسادت ، تفکر خودشون و....... پدر دو نفرو در بیارن ...

اما مشاور این کارو غیر عمد(زیاد این غیر عمد رو جدی نگیرید چون رک بگم بر میخوره به مشاورا و شما بخونید شغل )  با یک پوشش خب من مشاور خانواده هستم میکنن و کمو بیش هم هیچ فرقی با درو همسایه ندارن همون حس رو دارن فقط ظاهر ماجرا قشنگ تر و به ظاهر تخصصی تره ....

با مشاوران زیادی سرو کله زدم و با کمک یک پزشکی که همسن پدر بزرگ منه و بحث کاریش و رنک کاریش چیز دیگه ایه و واقعا شوخی خیلی زشتیه با یک مشاور ، روانشناس و......مقایسش کنم تصمیم گرفتم و 23 مشاور خانواده رو از مجموعه اخراج کردم .......و افراد زیادی هم از دست این دوستان مشاور نجات دادیم و واقعیت این بود که اصلا اتفاقی رخ نداده بود اما این دوستان مشاوره اینقدر بولد میکنن و القا میکنن آدم عادی هم مخش میپیچه به هم .....شک چیز بدی نیست و داشتن شک در حد مناسبش مفیده اما اینکه منه مشاور شک مراجعه کننده خودم رو با چند تست و سوال جوابهایی با ظاهر دوستانه و خودمونی اما شبیه به بازجویی به همراه جهت دادن های ذهنی که مراجعه کننده من ذهنش تو یک چارچوب خاص قرنطینه بشه باعث ایجاد شک بیشتر در یکی از زوجین میشه و در نهایت اونیکی هم واقعا ذهنش درگیر میشه و باورش میشه داره خطا میکنه در صورتی که ریشه داستان چیز دیگه ای بوده ....حالا این وسط یا طرف خطا کار یا باید احساس ندامت کنه که این احساس رو بی دلیل کرده چون واقعا اتفاقی رخ نداه که  یکی از عوارض های این کار اینه که همیشه گوشه ذهن همسرش یک چیزی به اسم شک بزرگتر باقی میمونه ، هر چقدر هم بگه حل شد اما اگر در آینده اتفاقی هم رخ بده که زیاد هم مربوط به شما نباشه نزدیک ترین چیز آرشیو زندگیه و پرونده های قبلی ....درست مثل یکی که مامور میگیره و اولین کاری که میکنه اینه که سابقه این طرف رو بررسی میکنه و اگر چیزی نباشه همسرش تبرئه میشه اما اون حس اولیه شکسته شد و این زندگی تا آخرش یک گوشه اش عاملی وجود داره به اسم تردید یا شک و همسرش تا آخر عمرش یک سابقه دار محسوب میشه  ..... (یاد زمان مدرسه خودم میوفتم که تو کوچه ترقه مینداختن مدیره میومد یقه منو میگرفت میگفت من شک ندارم اینو پیگیری کنیم تهش یجوری به تو میخوره و توش دست داری ) ....و اگرم کولی بازی در بیاره که بازم برای هیچ دعوا و جدا میشن ...

من موافق اینم که اگر یکی واقعا زد به سرش و ازدواج کرد یادش باشه که یک چیزی در دهان وجود داره به اسم زبان ، حتی اگر با همسرت هم به هر دلیلی نمیسازید (حالا یا تو مشکل داری یا اون فرقی نمیکنه ) به جای وصله پینه رابطه ، ترمیم الکی ، کل کل ، سرکار گذاشتم و بافتن داستانهای خنده دار یا دعوا و ...........راحت بگید تمام برید دنبال کارتون ....البته این برای مشکلات بزرگه اما مشکلات کوچک واقعا نیازی به این کارای امنیتی نیست ...اول اینکه من باید مغزم مورد بررسی قرار بگیره تا ببینم برای خودم توهم زدم یا واقعا بحث خیانته ، فرستادن دو تا جوک و یا شعر برای یک غریبه دلیل بر خیانت نیست چون آدمها هر کدوم به یک چیزی علاقه دارن ، ممکنه همسر من علاقه به نقاشی یا شعر یا کارای این تیپی داشته باشه خب با منه نخراشیده که مدام فکرم تو صنعته حرفم بزنه و اگرم من وقت بذارم واقعا چی میتونم بهش بگم ؟ چی بلدم بهش بگم ؟  نه از این چیزا سر در میارم و نه ..........حرفم بشینم براش بزنم حس میکنم دارم گولش میزنم و البته خودشم میدونه و اگر تو اینترنت و یا هر جا در مورد علاقه خودش با چار نفر حرف بزنه خیانت نکرده که ....اون اگر با من یکی باشه دنیا هم بهش گیر بدن یا از اون شرایط خودش میاد بیرون یا به هر حال توجهی نمیکنه حتی اگر اونها دقیقا و به شدت مواردی رو مطرح کنن که همسر من عاشقشه ، ذهن سلامت ابزار قوی و مهمیه و اگرم کسی بهش گیری نده خب بذار تبادل افکار کنه چه اشکالی داره ؟ اون مثلا از نقاشی خوشش میاد خب چه اشکالی داره اصلا نصف شب بشینه تو یک گروهی بحث های مربوط به نقاشی بکنن یا بره سالن هایی که این آثار وجود داره و گفتگو کنه ؟ عقل سالم رو اول من باید داشته باشم که هر چیزی رو با ذهنیت بد نبینم چون در اصل این منم که بیمارم نه اون و اونجاست که از خدامه یک نفر سومی هم بیاد مهر تایید بزنه و زندگیم رو به گند بکشم  ........اگر هم ذاتش اهل زیر آبی رفتن باشه نه من بیست نفرم هر روز در گوشش بخونیم و تحت نظر داشته باشیمش باز کار زیر آبی خودشو میکنه ....آدمی که درون سلامت و افکار سلامتی داشته باشه مقایسه براش خنده داره ، همه آدما یکسری توانایی دارن و یکسری چیزا رو ندارن ......

بحث طولانیه و منم یک نظر دادم برم و اینکه این نظراتم رو بر اساس تجربه و دوره هایی که ناخواسته گذروندم  دادم  گفتم و شعار نمیدم  ....تجربه رابطه زیاد دارم و واقعا هم برام مهم نیست کی چی فکر میکنه مهم حس خودمه قضاوت دیگران دوزار واسم ارزش نداره   ......اما اینکه من مدام در گوش یکی تکرار کنم خیانت ، پیشگیری از خیانت ، بپا سر نخوری و.........بدتر طرف کنجکاو میشه یا پیش زمینه اینو داره میره ببینه چیه هی بهش میگن ! حتما یک دنیایی هست که این همه در موردش میگن و میره توشو سر میخوره .....این اتفاق فقط هم به زنو زندگی و این قصه ها ربط نداره تو رابطه پدر و فرزند یا دو تا دوست و........هم اتفاق میوفته ......خوبه یک دید کلی داده بشه اما تکرار زیادش و اینکه آموزش مچو مچ گیری و...........هر وقت میام تو این تاپیکها حس میکنم خیلی جهت دارن موضوعات و غیر مستقیم آدم رو به سمت خاصی هدایت میکنن ...نمیدونم این زاویه دید منه و حسمو گفتم .........اون انرژی و تمرکزی که میخوام بذارم یقه اینو اونو بگیرمو بیوفتم دنبال درمان میذارم روی کارو زندگیم و مجرد میمونم و یا اگرم زن گرفتم با تکنیکهای زیادی میشه تا حدی فهمید طرف من چطور آدمیه و ذاتش چطوریه ....اگر زیرو کشه خب کلا با این فرد ازدواج نمیکنم و اگرم نه اوکی باشه من اینو با غریبه هم بفرستم اینور اونور یا ببینم با مرد یا زنی داره میخنده میدونم داستانی نیست ....عذر میخوام اینو میگم کلمه ای به ذهنم نرسید خب آدم که نمیشه یبس باشه ، حالا چون با دو نفر ده نفر تو محیط کار یا هر چی خندید داره خیانت میکنه........این که نمیشه ، داشتن پرستیژ و شخصیت خیلی فاکتور مهمیه اما یبوست فکری هم چیز بدیه  ....اون بخواد خیانتشو بکنه من اینو تو بند فلان هم زندانیش کنم با تله پاتی هم شده کارشو میکنه و این آدم به هیچ عنوان درست هم نمیشه ذاتشه ....من یک سایکوپت رو نمیتونم درمان کنم این همینه ......اما همسر من (خدا اون روزو نیاره هی میگم همسر یهو همسر دار بشیم ) اگر ذهنش سلامت و باطنش سلامت باشه شبکه خبر به جای اخبار پورن هم پخش کنه و اعلام کنن از امروز آزاده و......... هیچی نمیشه و معمولا این افکار رو پس میزنه ....و اونی هم کلا اهل زیر آبیه هر کاریش کنی زیر آبی میره ، یک خانم یا یک آقای دودره باز سراغ یک آدم با ذات درست هم برن هر کاریش کنن موفق نمیشن اینو تحت تاثیر قرار بدن و اونایی هم که میبینید میگن ما خوب بودیم اینا اومدن ما گند زدیم استعداد ذاتی این داستانو داشتن ، یعنی آب نبوده وگرنه شنا میکنن کف میکنه آدم ...ما آدمهای ریز آبی رو عادی داریم که وقیح هستند و سلیس و رک کار میکنن و آدمهایی هم داریم اهل زیر آبی ولی خجالتی هستد و تا مقدمه و شرایطی براشون آماده نشه بروز نمیدن اما همه چیز در ذهنشونه و اونجا کارشونو میکنن ، این دسته همون افرادی هستند که میگن ما همه زندگیمون خوب بود صدای جیک جیکو غور غور یاکریم تو زندگیمون بود فلانی و فلانی ها یا دنیای مجازی یا هر چی اومد خرابش کرد ، اینا منتظر یک محرکن ، ذاته همونه فقط خجالتی هستند ....وگرنه اونی که به خودش تعهد داشته باشه چه مجرد باشه چه متاهل صبح تا شب هم همه 80 میلیون آدم زیر گوشش بگیم خیانت تاثیری نداره

مانا باشید

به اشتراک گذاری این ارسال


لینک به ارسال
به اشتراک گذاری در سایت های دیگر
در در 17 بهمن 1398 در 00:32، D.yates گفته است :

بله ، این حرف درسته ......آدمها بر اساس خلق و ذهنیتی که دارن معمولا چیزی جز یک مشت مزخرف تحویل آدم نمیدن .....این مدل افراد که نفر سوم یا چندم هستند معمولا اوضاع رو از حقیقت چیزی که هست به یک چیز دیگه میبرن .....شما به خطا با فرد سومی در مورد یک مشکل صحبت میکنید و اون فرد جهت میده و حتی راهکارهایی که خودش از عمد یا غیر عمد که فقط ذهن خودشه رو تحویلت میده ....آدم تاثیر پذیر هم باشی دیگه هیچی اما این نفر سوم یا چندم فقط دوستان ، اطرافیان ، همکاران و.......نیستند ، مشاوران خانواده هم شامل این داستان میشن فقط فرقشون با بقیه افراد معمولی اینه که با پوشش تخصصی کار میکنن ، نه اینکه هدف بدی داشته باشن نه ، این خلق هر آدمیه که اول بر اساس اون نظر میده ، البته متاسفانه ،برای همین هم زیاد میشنویم که مشاور یا نفر سوم ها معمولا میگن من اگر جای تو باشم !!!! یا آخه چرا با اینکه دیدی انجام دادی ؟ و جملات اینشکلی ... معمولا مشاورها اولین بار میگن کار ما قضاوت کردن نیست اما زمانی که کارشون رو شروع میکنن و خصوصا زمانی که میخوان زوج تک به تک بیان برای ادامه مشاوره و یا ریشه یابی اوناجا شروع خراب کردنه ، اینجا دیگه مشاور با سوالاتی که بار و جهت دهی های مختلف داره بر اساس خلق و خصوصیات اخلاقی خودشون همه چیز رو جلو میبرن .......مشاوری که خصوصیات اخلاقی مشخصی داره (بالاخره آدمه اونم دیگه) مثل همه آدمها اولویت کارش بر مبنای همون خلق خودش میشه و بعد بر خلاف چیزی که میگه قضاوت نمیکنه کاملا با قضاوت قضیه رو جمع میکنه و آدمی هم که مراجعه کرده تایید شدن رو دوست داره ، واقعا تو مرحله اول مهم نیست راهکار مشاور چیه و چیزی که برای یکی از زوجین یا هر دو مهمه اینه که تایید بشن ، حالا یک زوج تایید میشه اونیکی یقه میشه و میره تو ندامت یا کولی بازی و یا اصلا خیلی زیبا یک نفر سومی پیدا میکنن  چمیدونم فکی فامیلی دوستی همسایه ای همکاری و اونو قربانی میکنن میشه محکوم و نتیجه گیری به عمل میاد و هر دو با هم تایید میشن ذوق میکنن و تا مدتی مستن که چقده ما خوبیم و فلانی فلان فلان شده اومد و............آدمهای عجیبی داریم واقعا  ، مردم عاشق تاییدن تا واقعیت.......نفرات عادی مثل دوست و آشنا هم که ممکنه برای چیزهای مسخره مثل حسادت ، تفکر خودشون و....... پدر دو نفرو در بیارن ...

اما مشاور این کارو غیر عمد(زیاد این غیر عمد رو جدی نگیرید چون رک بگم بر میخوره به مشاورا و شما بخونید شغل )  با یک پوشش خب من مشاور خانواده هستم میکنن و کمو بیش هم هیچ فرقی با درو همسایه ندارن همون حس رو دارن فقط ظاهر ماجرا قشنگ تر و به ظاهر تخصصی تره ....

با مشاوران زیادی سرو کله زدم و با کمک یک پزشکی که همسن پدر بزرگ منه و بحث کاریش و رنک کاریش چیز دیگه ایه و واقعا شوخی خیلی زشتیه با یک مشاور ، روانشناس و......مقایسش کنم تصمیم گرفتم و 23 مشاور خانواده رو از مجموعه اخراج کردم .......و افراد زیادی هم از دست این دوستان مشاور نجات دادیم و واقعیت این بود که اصلا اتفاقی رخ نداده بود اما این دوستان مشاوره اینقدر بولد میکنن و القا میکنن آدم عادی هم مخش میپیچه به هم .....شک چیز بدی نیست و داشتن شک در حد مناسبش مفیده اما اینکه منه مشاور شک مراجعه کننده خودم رو با چند تست و سوال جوابهایی با ظاهر دوستانه و خودمونی اما شبیه به بازجویی به همراه جهت دادن های ذهنی که مراجعه کننده من ذهنش تو یک چارچوب خاص قرنطینه بشه باعث ایجاد شک بیشتر در یکی از زوجین میشه و در نهایت اونیکی هم واقعا ذهنش درگیر میشه و باورش میشه داره خطا میکنه در صورتی که ریشه داستان چیز دیگه ای بوده ....حالا این وسط یا طرف خطا کار یا باید احساس ندامت کنه که این احساس رو بی دلیل کرده چون واقعا اتفاقی رخ نداه که  یکی از عوارض های این کار اینه که همیشه گوشه ذهن همسرش یک چیزی به اسم شک بزرگتر باقی میمونه ، هر چقدر هم بگه حل شد اما اگر در آینده اتفاقی هم رخ بده که زیاد هم مربوط به شما نباشه نزدیک ترین چیز آرشیو زندگیه و پرونده های قبلی ....درست مثل یکی که مامور میگیره و اولین کاری که میکنه اینه که سابقه این طرف رو بررسی میکنه و اگر چیزی نباشه همسرش تبرئه میشه اما اون حس اولیه شکسته شد و این زندگی تا آخرش یک گوشه اش عاملی وجود داره به اسم تردید یا شک و همسرش تا آخر عمرش یک سابقه دار محسوب میشه  ..... (یاد زمان مدرسه خودم میوفتم که تو کوچه ترقه مینداختن مدیره میومد یقه منو میگرفت میگفت من شک ندارم اینو پیگیری کنیم تهش یجوری به تو میخوره و توش دست داری ) ....و اگرم کولی بازی در بیاره که بازم برای هیچ دعوا و جدا میشن ...

من موافق اینم که اگر یکی واقعا زد به سرش و ازدواج کرد یادش باشه که یک چیزی در دهان وجود داره به اسم زبان ، حتی اگر با همسرت هم به هر دلیلی نمیسازید (حالا یا تو مشکل داری یا اون فرقی نمیکنه ) به جای وصله پینه رابطه ، ترمیم الکی ، کل کل ، سرکار گذاشتم و بافتن داستانهای خنده دار یا دعوا و ...........راحت بگید تمام برید دنبال کارتون ....البته این برای مشکلات بزرگه اما مشکلات کوچک واقعا نیازی به این کارای امنیتی نیست ...اول اینکه من باید مغزم مورد بررسی قرار بگیره تا ببینم برای خودم توهم زدم یا واقعا بحث خیانته ، فرستادن دو تا جوک و یا شعر برای یک غریبه دلیل بر خیانت نیست چون آدمها هر کدوم به یک چیزی علاقه دارن ، ممکنه همسر من علاقه به نقاشی یا شعر یا کارای این تیپی داشته باشه خب با منه نخراشیده که مدام فکرم تو صنعته حرفم بزنه و اگرم من وقت بذارم واقعا چی میتونم بهش بگم ؟ چی بلدم بهش بگم ؟  نه از این چیزا سر در میارم و نه ..........حرفم بشینم براش بزنم حس میکنم دارم گولش میزنم و البته خودشم میدونه و اگر تو اینترنت و یا هر جا در مورد علاقه خودش با چار نفر حرف بزنه خیانت نکرده که ....اون اگر با من یکی باشه دنیا هم بهش گیر بدن یا از اون شرایط خودش میاد بیرون یا به هر حال توجهی نمیکنه حتی اگر اونها دقیقا و به شدت مواردی رو مطرح کنن که همسر من عاشقشه ، ذهن سلامت ابزار قوی و مهمیه و اگرم کسی بهش گیری نده خب بذار تبادل افکار کنه چه اشکالی داره ؟ اون مثلا از نقاشی خوشش میاد خب چه اشکالی داره اصلا نصف شب بشینه تو یک گروهی بحث های مربوط به نقاشی بکنن یا بره سالن هایی که این آثار وجود داره و گفتگو کنه ؟ عقل سالم رو اول من باید داشته باشم که هر چیزی رو با ذهنیت بد نبینم چون در اصل این منم که بیمارم نه اون و اونجاست که از خدامه یک نفر سومی هم بیاد مهر تایید بزنه و زندگیم رو به گند بکشم  ........اگر هم ذاتش اهل زیر آبی رفتن باشه نه من بیست نفرم هر روز در گوشش بخونیم و تحت نظر داشته باشیمش باز کار زیر آبی خودشو میکنه ....آدمی که درون سلامت و افکار سلامتی داشته باشه مقایسه براش خنده داره ، همه آدما یکسری توانایی دارن و یکسری چیزا رو ندارن ......

بحث طولانیه و منم یک نظر دادم برم و اینکه این نظراتم رو بر اساس تجربه و دوره هایی که ناخواسته گذروندم  دادم  گفتم و شعار نمیدم  ....تجربه رابطه زیاد دارم و واقعا هم برام مهم نیست کی چی فکر میکنه مهم حس خودمه قضاوت دیگران دوزار واسم ارزش نداره   ......اما اینکه من مدام در گوش یکی تکرار کنم خیانت ، پیشگیری از خیانت ، بپا سر نخوری و.........بدتر طرف کنجکاو میشه یا پیش زمینه اینو داره میره ببینه چیه هی بهش میگن ! حتما یک دنیایی هست که این همه در موردش میگن و میره توشو سر میخوره .....این اتفاق فقط هم به زنو زندگی و این قصه ها ربط نداره تو رابطه پدر و فرزند یا دو تا دوست و........هم اتفاق میوفته ......خوبه یک دید کلی داده بشه اما تکرار زیادش و اینکه آموزش مچو مچ گیری و...........هر وقت میام تو این تاپیکها حس میکنم خیلی جهت دارن موضوعات و غیر مستقیم آدم رو به سمت خاصی هدایت میکنن ...نمیدونم این زاویه دید منه و حسمو گفتم .........اون انرژی و تمرکزی که میخوام بذارم یقه اینو اونو بگیرمو بیوفتم دنبال درمان میذارم روی کارو زندگیم و مجرد میمونم و یا اگرم زن گرفتم با تکنیکهای زیادی میشه تا حدی فهمید طرف من چطور آدمیه و ذاتش چطوریه ....اگر زیرو کشه خب کلا با این فرد ازدواج نمیکنم و اگرم نه اوکی باشه من اینو با غریبه هم بفرستم اینور اونور یا ببینم با مرد یا زنی داره میخنده میدونم داستانی نیست ....عذر میخوام اینو میگم کلمه ای به ذهنم نرسید خب آدم که نمیشه یبس باشه ، حالا چون با دو نفر ده نفر تو محیط کار یا هر چی خندید داره خیانت میکنه........این که نمیشه ، داشتن پرستیژ و شخصیت خیلی فاکتور مهمیه اما یبوست فکری هم چیز بدیه  ....اون بخواد خیانتشو بکنه من اینو تو بند فلان هم زندانیش کنم با تله پاتی هم شده کارشو میکنه و این آدم به هیچ عنوان درست هم نمیشه ذاتشه ....من یک سایکوپت رو نمیتونم درمان کنم این همینه ......اما همسر من (خدا اون روزو نیاره هی میگم همسر یهو همسر دار بشیم ) اگر ذهنش سلامت و باطنش سلامت باشه شبکه خبر به جای اخبار پورن هم پخش کنه و اعلام کنن از امروز آزاده و......... هیچی نمیشه و معمولا این افکار رو پس میزنه ....و اونی هم کلا اهل زیر آبیه هر کاریش کنی زیر آبی میره ، یک خانم یا یک آقای دودره باز سراغ یک آدم با ذات درست هم برن هر کاریش کنن موفق نمیشن اینو تحت تاثیر قرار بدن و اونایی هم که میبینید میگن ما خوب بودیم اینا اومدن ما گند زدیم استعداد ذاتی این داستانو داشتن ، یعنی آب نبوده وگرنه شنا میکنن کف میکنه آدم ...ما آدمهای ریز آبی رو عادی داریم که وقیح هستند و سلیس و رک کار میکنن و آدمهایی هم داریم اهل زیر آبی ولی خجالتی هستد و تا مقدمه و شرایطی براشون آماده نشه بروز نمیدن اما همه چیز در ذهنشونه و اونجا کارشونو میکنن ، این دسته همون افرادی هستند که میگن ما همه زندگیمون خوب بود صدای جیک جیکو غور غور یاکریم تو زندگیمون بود فلانی و فلانی ها یا دنیای مجازی یا هر چی اومد خرابش کرد ، اینا منتظر یک محرکن ، ذاته همونه فقط خجالتی هستند ....وگرنه اونی که به خودش تعهد داشته باشه چه مجرد باشه چه متاهل صبح تا شب هم همه 80 میلیون آدم زیر گوشش بگیم خیانت تاثیری نداره

مانا باشید

سپاس از شما?

به اشتراک گذاری این ارسال


لینک به ارسال
به اشتراک گذاری در سایت های دیگر

آیا وجود رابطه اینترنتی از قبیل ایمیل، چت و … می تواند در دادگاه به عنوان دلیل مُثبت اتهام خیانت زوجین می گردد یا خیر؟

با توجه به مطالب فوق الذکر درباره خیانت زوجین ، موضوعیت این سوال تنها برای زن مطرح خواهد بود تا برای طلاق و احراز عسر و حرج بدان متوسل شود چه آنکه مرد برای طلاق نیازی به اثبات موضوعی ندارد. ماده ۱۲۵۷ قانون مدنی اذعان دارد هر کس مدعی حقی باشد باید آن را اثبات کند و مدعی‌علیه هرگاه در مقام دفاع‌، مدعی امری شود که محتاج به دلیل باشد اثبات امر بر عهده او است‌. دلائل اثبات دعوی عبارتند از: اقرار، اسناد کتبی‌، شهادت، امارات‌ و 

محتوای مخفی

    برای مشاهده محتوای مخفی می بایست در انجمن ثبت نام کنید.
. راه های ثبوت امر کیفری نیز چنانچه در قانون مجازات اسلامی آمده عبارتند از اقرار، شهادت، قسامه و علم قاضی.

ایمیل، اس ام اس یا چت را میتوان از جهت شباهت با دلایلی همچون سند عادی سنجید. اما چون امکان دخالت در این اسناد از طریق هک و … بسیار است اطمینان از صحت و درستی  و نیز انتساب آن نسبت به سایر اسناد کتبی کاهش می یابد. ماده ۱۲۵۷ قانون مدنی اذعان دارد هر کس مدعی حقی باشد باید آن را اثبات کند و مدعی‌علیه هرگاه در مقام دفاع‌، مدعی امری شود که محتاج به دلیل باشد اثبات امر بر عهده او است‌. دلائل اثبات دعوی عبارتند از: اقرار، اسناد کتبی‌، شهادت، امارات‌ و قسم‌.

همچنین در استناد پذیری این وسایل ارتباطی با توجه با فصل سوم جرایم رایانه ای ماده ۵۰ درباره خیانت زوجین آن قانون می گوید: «چنانچه داده ای رایانه ای توسط طرف دعوا یا شخص ثالثی که از دعوا آگاهی نداشته، ایجاد یا پردازش یا ذخیره یا منتقل شده باشد‌ و سیستم‎ رایانه ای یا مخابراتی مربوط به نحوی درست عمل کند که به صحت و تمامیت، اعتبار و انکارناپذیری داده ها خدشه وارد نشده باشد، قابل استناد خواهند بود.» از این سو به منظور حفظ صحت و تمامیت، اعتبار و انکارناپذیری ادله الکترونیکی جمع ‌آوری شده، لازم است مطابق آیین‌نامه مربوط از آنها نگهداری و مراقبت به عمل آید. بنابراین باید گفت می توان از ایمیل، اس ام اس و چت با شرایطی که در فوق اشاره شد جهت اثبات ادعا استفاده نمود و بدانها استناد کرد.

روش های ارتباطی چون ایمیل، چت، اس ام اس تنها می توانند از امارات ایجاد علم برای قاضی نام برد که در کنار سایر شرایط موجب علم قاضی در مسئله گردد. همان طور که اشاره شد صرف وجود چنین رابطه ای به صرف رابطه اینترنتی جرم انگاری نشده و تنها در صورت بروز این رابطه در قالب های جرایم عمومی (مذکور در قانون مجازات) قابل پیگرد است.

 

ویرایش شده در توسط آذر شفق

به اشتراک گذاری این ارسال


لینک به ارسال
به اشتراک گذاری در سایت های دیگر

بر اساس نتایج تحقیقات یک پایگاه دوست‌یابی در اروپا، میزان خیانت زنان متأهل به همسران خود نسبت به سال‌های گذشته افزایش یافته است.

این پایگاه به تازگی با بررسی بیش از ۵ هزار نفر از زنان بالای ۱۸ سال کشورهای آلمان، فرانسه، انگلیس، ایتالیا و اسپانیا آماری از میزان خیانت زنان به مردان را منتشر کرد.

بر اساس نتایج این تحقیق، ۳۷ درصد زنان اروپایی در حالی که در زندگی مشترک به سر می‌برده‌اند، دست کم یک بار در زندگی با مردی غیر از شریک زندگی خود رابطه جنسی داشته‌اند.

به علاوه آمار خیانت زنان اروپایی به همسران خود طی ۵۰ سال گذشته روندی صعودی داشته است. به طوری که این رقم در سال ۱۹۷۰ برابر ۱۰ درصد، در سال ۲۰۰۱، ۲۴ درصد و در سال ۲۰۱۴ میزان خیانت زنان متأهل به ۳۲ درصد رسیده است.

بر اساس نتایج تحقیقات، اولین عامل در تمایل زنان به خیانت، جذابیت‌های ظاهری سپس عدم رضایت عاطفی از زندگی و سپس اختلاف طبقاتی است. بر اساس آمارها، حدود ۲۱ درصد زنان اروپایی به دلیل عدم رضایت عاطفی و جنسی از زندگی مشترک خود، دست به خیانت زده اند.

به علاوه زنان دارای تحصیلات عالیه ۱۶ درصد و زنان متعلق به طبقات بالای اجتماعی به میزان ۱۹ درصد اقدام به خیانت می‌کنند. این در حالی است که میزان خیانت میان زنان دارای تحصیلات پایین نصف این آمار است.

این آمارها در حالی است که در فرهنگ عامه اروپا، خیانت مردان به زنان چندان تعجب‌آور نیست اما انجام این عمل برای زنان به عنوان یک رسوایی بزرگ محسوب می‌شود.

به اشتراک گذاری این ارسال


لینک به ارسال
به اشتراک گذاری در سایت های دیگر

Join the conversation

You can post now and register later. If you have an account, sign in now to post with your account.

مهمان
ارسال پاسخ به این موضوع ...

×   شما در حال چسباندن محتوایی با قالب بندی هستید.   حذف قالب بندی

  تنها استفاده از ۷۵ اموجی مجاز می باشد.

×   لینک شما به صورت اتوماتیک جای گذاری شد.   نمایش به عنوان یک لینک به جای

×   محتوای قبلی شما بازگردانی شد.   پاک کردن محتوای ویرایشگر

×   شما مستقیما نمی توانید تصویر خود را قرار دهید. یا آن را اینجا بارگذاری کنید یا از یک URL قرار دهید.


×
×
  • جدید...