رفتن به مطلب

پست های پیشنهاد شده

8rkl87g2pc30gxtysm.jpg

 

خاکستردانِ وجود من است این پیاله...همه گمان می کنند خانه ی توست...

هر بار که خَم می کنم در این پیاله تو را...

قامتم خمیده تر می شود...

به اشتراک گذاری این ارسال


لینک به ارسال
به اشتراک گذاری در سایت های دیگر

g8jsb8xf09chpgtyypx.jpg

 

نیمه ی خوشبـینی وجودم آنقدر لبریز ست...

که جامهِ تنم...

اسیرِ گیره ها بر بند َرخت هم، لبخند به لب دارد...:)

“نسرین”

به اشتراک گذاری این ارسال


لینک به ارسال
به اشتراک گذاری در سایت های دیگر

p4muspxhn64n79pmefpo.jpg

گره خورده بند دوستی شان به حُکمِ جدا نشدن...

این دو آونگِ سُرخِ تنیده بهم...

بهترین صدا را از برخوردِ قلب هایشان با هم شنیده اند...

“نسرین”

به اشتراک گذاری این ارسال


لینک به ارسال
به اشتراک گذاری در سایت های دیگر

0884ha53qmogzamnvkup.jpg

vugcf443fnabyywtvu2p.jpg

 

در خزانِ برگ ها در وقتِ اضافه...

گنجِ محبتِ انار را دانه به دانه ، در کنار هم به شب نشینی نشستن..

حُکمِ دلَ ست ، که تمام غم ها رو می ُبرد...در چله زمستان...

“نسرین”

.

به اشتراک گذاری این ارسال


لینک به ارسال
به اشتراک گذاری در سایت های دیگر

sfk2ze8r814zf11mtaky.jpg

 

ایستاده ایم به قامتِ “انار درختی” چند قدم مانده به چله نشینیِ یلدا...

ترش و شیرینیِ این انار... حکایت هندوانه یِ در بسته است!

چه ترش...چه شیرین...در نهایت مَلَس می شود طعم لحظه هامان به یُمن“باهم”بودن...

به اشتراک گذاری این ارسال


لینک به ارسال
به اشتراک گذاری در سایت های دیگر

80zscf42oeowj5ybd2hl.jpg

در جایی میان آسمان و دریا...رها تر از ابر ... بی سرزمین تر از باد..

پاک تر از آب...من کودکانِ وجودم را خندان دیدم..:)

“فریماه”

به اشتراک گذاری این ارسال


لینک به ارسال
به اشتراک گذاری در سایت های دیگر

7eh36opbml395v5hh24p.jpg

 

لابه لای شمارش خط به خط گذر اسارت بر حصار این تن...

تنها این پرنده آزادمنشِ ذهن من است که در بند نمانده..

“فریماه”

به اشتراک گذاری این ارسال


لینک به ارسال
به اشتراک گذاری در سایت های دیگر

xd7gditw2e23cp00l1x.jpg

 

آخر سالِ مسیح، در قر بانگاه سالی که گذشت.برای درختان کریسمس می گیرند در سالِ نو...

صندلی مهمان ها در این جشن، یک پایش می لنگد!!!

نمی دانم در این هوایِ ابری که از دونفره بودن گذشته...

آنچه می بـینم از رقصِ نور فانوس ها بر درخت... سراب است؟!

“فریماه”

cljma75kgb9mb94l286u.jpg

 

آسمان گرگ و میشَ ست و میان علفزار ..زمان به انتظار دو نفره بودن آن قدر گذشت...

که پایِ درخت من و همزادم...مرداب شد!

از پسِ این مُرداب بود که پایِ صندلی هایِ انتظارمان لنگید و فرو رفت در فراموشی...

شاید..شاید..نور فانوسِ خاطراتِ خوبِ گذشته.. دست دراز کند به نجات صندلی ها...

“فریماه”

به اشتراک گذاری این ارسال


لینک به ارسال
به اشتراک گذاری در سایت های دیگر

ddrlruzznfd4oa6n9wwz.jpg

 

پایِ رفتنم می لنگد، ریسمانِ ترس بر پیکرم پیچیده!

هر بار که اراده تغییر دارم................... قصه همین است!

“ناصر”

به اشتراک گذاری این ارسال


لینک به ارسال
به اشتراک گذاری در سایت های دیگر
h6uwbuk756cxy7am7tnn.jpg

 

آینه ی قدی، ماسیده بر دیوار

انعکاس صحنه ی

شطرنج ذهنِ من است

که آدمکِ کلاه شاپو به سر

آن را بفرما می زند

به هرکه اهلِ بازی ذهن است!

“کتابخانه نواندیشان”

به اشتراک گذاری این ارسال


لینک به ارسال
به اشتراک گذاری در سایت های دیگر

n3d7glqbkv4c0gr8r982.jpg

 

وارونگیِ هوایِ

ذهن من سینه سوز نیست!

کلیشه ی تاب باز ی مردی تنهاست!

که حتی در آسمان هم

خلافِ جهتِ زمینیان نمی ایستد!

“ناصر”

به اشتراک گذاری این ارسال


لینک به ارسال
به اشتراک گذاری در سایت های دیگر

owctly16wi9fwreykzk2.jpg

اینست حکایت

یک خطی کتابخانه ی ما:

ورق ورق به پرواز در می آید

اندیشه ی نو

از میان جلد به جلد

هم خوانی هایمان

بر میز این کتابخانه!

“کتابخانه نواندیشان”

به اشتراک گذاری این ارسال


لینک به ارسال
به اشتراک گذاری در سایت های دیگر
8jbvqi0sw0j2ryfjkbp2.jpg

 

فقط طرحِ کلیدِ آزادی می کشم!

بر قفلِ خود خواسته

توانایی رفتنم به اوج!

“کتابخانه نواندیشان”

به اشتراک گذاری این ارسال


لینک به ارسال
به اشتراک گذاری در سایت های دیگر

2ubatzfefxux1lh67279.jpg

 

قصه ی من داستان آلیس ست...

درون سرزمین عجایب ذهنم!

باید کلاه دوز را پیدا کنم!

شاید! شعبده کند و ملکه سرخ درونم را شکست دهم!

“فریماه”

به اشتراک گذاری این ارسال


لینک به ارسال
به اشتراک گذاری در سایت های دیگر
2jummqb7am8s4lemnt.jpg

 

دنیا وارونه است!

انگشت نمای خلق ست؛ آنکه در سر

اندیشه بزرگـتر دارد!

“کتابخانه نواندیشان”

.

به اشتراک گذاری این ارسال


لینک به ارسال
به اشتراک گذاری در سایت های دیگر

zbqgchd8pmnzoh90w9p7.jpg

 

پهنای مسیر گذر از تاریکی به روشنایی...

به عرض شانه ی دو نفر است..

نَه یکی پس..نَه یکی پیش...

لطف این مسیر:

شانه به شانه بودن با هم است...

“فریماه”

به اشتراک گذاری این ارسال


لینک به ارسال
به اشتراک گذاری در سایت های دیگر

Join the conversation

You can post now and register later. If you have an account, sign in now to post with your account.

مهمان
ارسال پاسخ به این موضوع ...

×   شما در حال چسباندن محتوایی با قالب بندی هستید.   حذف قالب بندی

  تنها استفاده از ۷۵ اموجی مجاز می باشد.

×   لینک شما به صورت اتوماتیک جای گذاری شد.   نمایش به عنوان یک لینک به جای

×   محتوای قبلی شما بازگردانی شد.   پاک کردن محتوای ویرایشگر

×   شما مستقیما نمی توانید تصویر خود را قرار دهید. یا آن را اینجا بارگذاری کنید یا از یک URL قرار دهید.


×
×
  • جدید...