رفتن به مطلب

پست های پیشنهاد شده

خب این سوالات اخیرا زیاد از خودم می پرسم و دربارش فکرمی کنم ویا از اطرافیان می پرسم . اصلا من برای چی بدنیا آمدم ؟ چه خا صیتی دارم ؟ چی بدنیا اضافه کردم ؟ یعنی چی که کار- غذا -خواب و دوباره همین .......هر روز یکی !

  • Like 2

به اشتراک گذاری این ارسال


لینک به ارسال
به اشتراک گذاری در سایت های دیگر

آمدنم بهر چ بود؟:ws38:

 

جواب رو پیدا کردید ب منم بگین:icon_pf (34):

 

میدونی حس میکنم ی سری سوالا رو نمیشه حتی تخمین زد!

 

انگار میشه دو دسته کرد. سوالایی ک حین پاسخ ب ی سری سوالا ب جواب اونا میرسی.

سوالایی ک اصلا نمیشه بهشون رسید. باید به نقطه بعد برسی باز دوباره برگردی ببینی میشه پاسخ داد یا نه. حل اکسپلسیت میخاد:banel_smiley_4:

فکر کنم این سوال جز همین دسته اخر باشه...

  • Like 2

به اشتراک گذاری این ارسال


لینک به ارسال
به اشتراک گذاری در سایت های دیگر
خب این سوالات اخیرا زیاد از خودم می پرسم و دربارش فکرمی کنم ویا از اطرافیان می پرسم . اصلا من برای چی بدنیا آمدم ؟ چه خا صیتی دارم ؟ چی بدنیا اضافه کردم ؟ یعنی چی که کار- غذا -خواب و دوباره همین .......هر روز یکی !

 

سوالات سختی از خودت میپرسی!

 

شما برای هیچ به دنیا اومدید. فقط همین و دقیقا همین. هیچ هدفی در به وجود آمدن شما نیست. ما یا تلاش جهان برای توضیح خودش هستیم و یا (به اعتقاد من) تنها یک اشتباه بی هدف هستیم. فقط یک عدم تعادل در یک سیستم آنالوگ.

 

مثل همه ی موجوداتی مثل خودتون و مثل من و بقیه شما هم همون فکرها و احساسات تکراری رو خواهید داشت و همون کارهای تکراری رو خواهید کرد و همون اشتباهات رو مرتکب خواهید شد و در نهایت هم به احتمال خیلی زیاد خواهید مرد چون هیچ چیزی توی زندگی انسان ها جدید نیست. و وقتی به گذشته نگاه کنی اگر واقعا با خودت رو راست باشی چیزی برای توضیح تمام این سالها "زندگی کردن" پیدا نمیکنی. نه اونقدری که بتونه تمام سختی ها و بار بودن رو توضیح بده.

 

در نهایت هر کسی به چیزی برای معنا دار کردن زندگی پناه میبره. شما هم اگر تا الان زنده هستی این کار رو انجام دادی. ما همه محکوم به زندگی کردنیم.

دوستی داشتم که خیلی هیچ گرا بود. خیلی شدید. چند وقت پیش دیدم داره جاوا اسکریپت میخونه!!

در نهایت یا توی بودن محو میشی یا توی نبودن.

 

شاید قضیه تلخ به نظر بیاد. ولی واقعا نیست.

  • Like 4

به اشتراک گذاری این ارسال


لینک به ارسال
به اشتراک گذاری در سایت های دیگر
سوالات سختی از خودت میپرسی!

 

شما برای هیچ به دنیا اومدید. فقط همین و دقیقا همین. هیچ هدفی در به وجود آمدن شما نیست. ما یا تلاش جهان برای توضیح خودش هستیم و یا (به اعتقاد من) تنها یک اشتباه بی هدف هستیم. فقط یک عدم تعادل در یک سیستم آنالوگ.

 

مثل همه ی موجوداتی مثل خودتون و مثل من و بقیه شما هم همون فکرها و احساسات تکراری رو خواهید داشت و همون کارهای تکراری رو خواهید کرد و همون اشتباهات رو مرتکب خواهید شد و در نهایت هم به احتمال خیلی زیاد خواهید مرد چون هیچ چیزی توی زندگی انسان ها جدید نیست. و وقتی به گذشته نگاه کنی اگر واقعا با خودت رو راست باشی چیزی برای توضیح تمام این سالها "زندگی کردن" پیدا نمیکنی. نه اونقدری که بتونه تمام سختی ها و بار بودن رو توضیح بده.

 

در نهایت هر کسی به چیزی برای معنا دار کردن زندگی پناه میبره. شما هم اگر تا الان زنده هستی این کار رو انجام دادی. ما همه محکوم به زندگی کردنیم.

دوستی داشتم که خیلی هیچ گرا بود. خیلی شدید. چند وقت پیش دیدم داره جاوا اسکریپت میخونه!!

در نهایت یا توی بودن محو میشی یا توی نبودن.

 

شاید قضیه تلخ به نظر بیاد. ولی واقعا نیست.

به به پيشوا

خودتي يا هك شدي :ws3:

 

نگو كه هيچ گراها به سمت جاوااسكريپت ميرن :ws28:

  • Like 3

به اشتراک گذاری این ارسال


لینک به ارسال
به اشتراک گذاری در سایت های دیگر
به به پيشوا

خودتي يا هك شدي :ws3:

 

نگو كه هيچ گراها به سمت جاوااسكريپت ميرن :ws28:

 

سلام سارا. :ws3:

 

نه خودمم. :w16:

 

یهویی دلم تنگ شد. :ws38:

 

منم باورم نمیشد... ولی میخونن... :دی

  • Like 2

به اشتراک گذاری این ارسال


لینک به ارسال
به اشتراک گذاری در سایت های دیگر
سلام سارا. :ws3:

 

نه خودمم. :w16:

 

یهویی دلم تنگ شد. :ws38:

 

منم باورم نمیشد... ولی میخونن... :دی

 

ديدن دوستان قديمي باعث شاديه

هنوز فرار مغزها نشدي تو :w000:

  • Like 2

به اشتراک گذاری این ارسال


لینک به ارسال
به اشتراک گذاری در سایت های دیگر
ديدن دوستان قديمي باعث شاديه

هنوز فرار مغزها نشدي تو :w000:

 

 

بسیار بسیار. :hapydancsmil:

 

 

من هیچوقت "مغزها" نبودم! :ws3:

  • Like 2

به اشتراک گذاری این ارسال


لینک به ارسال
به اشتراک گذاری در سایت های دیگر
بسیار بسیار. :hapydancsmil:

 

 

من هیچوقت "مغزها" نبودم! :ws3:

حيف

حيف

مخي بودي براي خودت

اخه چرا

ريختن توي اين مملكت ؟!

  • Like 1

به اشتراک گذاری این ارسال


لینک به ارسال
به اشتراک گذاری در سایت های دیگر
حيف

حيف

مخي بودي براي خودت

اخه چرا

ريختن توي اين مملكت ؟!

 

ای بابا ای بابا... :ws3:

 

والا من در مورد این مملکت فقط تو کتابا میخونم... از خودش خبری ندارم... به قول Orion در حال رد شدنم... :hanghead:

  • Like 2

به اشتراک گذاری این ارسال


لینک به ارسال
به اشتراک گذاری در سایت های دیگر
ای بابا ای بابا... :ws3:

 

والا من در مورد این مملکت فقط تو کتابا میخونم... از خودش خبری ندارم... به قول Orion در حال رد شدنم... :hanghead:

بترس از روزي كه توهم جاوااسكريپت كار بشي

بگرد پيشوا

بگرد

:ws3:

  • Like 1

به اشتراک گذاری این ارسال


لینک به ارسال
به اشتراک گذاری در سایت های دیگر
سوالات سختی از خودت میپرسی!

 

شما برای هیچ به دنیا اومدید. فقط همین و دقیقا همین. هیچ هدفی در به وجود آمدن شما نیست. ما یا تلاش جهان برای توضیح خودش هستیم و یا (به اعتقاد من) تنها یک اشتباه بی هدف هستیم. فقط یک عدم تعادل در یک سیستم آنالوگ.

 

مثل همه ی موجوداتی مثل خودتون و مثل من و بقیه شما هم همون فکرها و احساسات تکراری رو خواهید داشت و همون کارهای تکراری رو خواهید کرد و همون اشتباهات رو مرتکب خواهید شد و در نهایت هم به احتمال خیلی زیاد خواهید مرد چون هیچ چیزی توی زندگی انسان ها جدید نیست. و وقتی به گذشته نگاه کنی اگر واقعا با خودت رو راست باشی چیزی برای توضیح تمام این سالها "زندگی کردن" پیدا نمیکنی. نه اونقدری که بتونه تمام سختی ها و بار بودن رو توضیح بده.

 

در نهایت هر کسی به چیزی برای معنا دار کردن زندگی پناه میبره. شما هم اگر تا الان زنده هستی این کار رو انجام دادی. ما همه محکوم به زندگی کردنیم.

دوستی داشتم که خیلی هیچ گرا بود. خیلی شدید. چند وقت پیش دیدم داره جاوا اسکریپت میخونه!!

در نهایت یا توی بودن محو میشی یا توی نبودن.

 

شاید قضیه تلخ به نظر بیاد. ولی واقعا نیست.

 

من خیلی تعریفتون رو شنیدم.

همممم. باید بگم مخالف نیستم.

 

اینکه ما تو ی سری حلقه گیر کردیم دلایل زیستی خودش رو داره. بحثی هم توش نیست.

اینکه خلقت ساخته "نقص" هست هم شکی نیست.

 

ب هر صورت، خیلی دوست دارم بدونم این همه جواب"مطلق" از کجا میاد؟ :ws38:

البته بعیده بشه مطرحش کرد. شاید پیش نیازهایی بخاد. سرنخ بهم بدی کافیه:icon_gol:

  • Like 3

به اشتراک گذاری این ارسال


لینک به ارسال
به اشتراک گذاری در سایت های دیگر
بترس از روزي كه توهم جاوااسكريپت كار بشي

بگرد پيشوا

بگرد

:ws3:

همین که تا حالا نمردم یعنی خیلی کارا کردم... کلا خیلی کارا...

جاوا که چیزی نیست!

جاوا با من نمیسازه. قبلا سعی کردم. :ws3:

 

من باید با داده های خام بهم ریخته کار کنم. :ws38:

 

 

دارم میگردم. :w16:

  • Like 2

به اشتراک گذاری این ارسال


لینک به ارسال
به اشتراک گذاری در سایت های دیگر
من خیلی تعریفتون رو شنیدم.

همممم. باید بگم مخالف نیستم.

 

اینکه ما تو ی سری حلقه گیر کردیم دلایل زیستی خودش رو داره. بحثی هم توش نیست.

اینکه خلقت ساخته "نقص" هست هم شکی نیست.

 

ب هر صورت، خیلی دوست دارم بدونم این همه جواب"مطلق" از کجا میاد؟ :ws38:

البته بعیده بشه مطرحش کرد. شاید پیش نیازهایی بخاد. سرنخ بهم بدی کافیه:icon_gol:

 

خیلی لطف دارید.

 

من سعی کردم وارد بحث فرگشتی یا به طور کل امپریکال مسئله نشم. ولی در مورد اون هم میتونیم خیلی صحبت کنیم. و بسیار هم خوب هست.

 

مطلق گویی بنده رو ببخشید. دلیلش این هست که بنده مطمئن بودم شما دوستان به خوبی آگاه هستید که اینها مطلق نیستند. حتی اگر بیان من هم مطلق باشه مسلما هیچ دفاعی در عمل برای مطلق بودن چنین نظراتی وجود نداره. این صرفا نگاه من به مسئله بود. چیزی که من میبینم این رو نشون میده. این تصویری هست که من از جهان دارم. اینکه این تصویر تا چه حدی با واقعیت جهان همخوانی داره رو فقط نتیجه ی کارها مشخص میکنه. و حتی این هم در جهانی که به سمت بی نظمی میره نمیتونه مطلق باشه.

 

همونطور که خودتون هم گفتید این مسائل رو نمیشه به راحتی مطرح کرد. باید بحث بشه و قدم به قدم پیش بریم. :icon_gol:

  • Like 3

به اشتراک گذاری این ارسال


لینک به ارسال
به اشتراک گذاری در سایت های دیگر
همین که تا حالا نمردم یعنی خیلی کارا کردم... کلا خیلی کارا...

جاوا که چیزی نیست!

جاوا با من نمیسازه. قبلا سعی کردم. :ws3:

 

من باید با داده های خام بهم ریخته کار کنم. :ws38:

 

 

دارم میگردم. :w16:

بابا جاوااسكريپت هم ادم شده اومده سمت object oriented ها ديگه نوع داده ها رو بشدت كنترل ميكنه

هنوزهم جزو پولسازترين شغلها تو دنياست

برو سمت angular و نميدونم node.js مشتري پاش خيلي خوابيده تو همين ايران خودمون

 

پ.ن : من هركاري ميكنم اين دنياي UI كارا رو نميتونم درك كنم خودمو محدود كردم رو سرويس هاي rest ي و backendي

:4564:

به اشتراک گذاری این ارسال


لینک به ارسال
به اشتراک گذاری در سایت های دیگر
سوالات سختی از خودت میپرسی!

 

شما برای هیچ به دنیا اومدید. فقط همین و دقیقا همین. هیچ هدفی در به وجود آمدن شما نیست. ما یا تلاش جهان برای توضیح خودش هستیم و یا (به اعتقاد من) تنها یک اشتباه بی هدف هستیم. فقط یک عدم تعادل در یک سیستم آنالوگ.

 

مثل همه ی موجوداتی مثل خودتون و مثل من و بقیه شما هم همون فکرها و احساسات تکراری رو خواهید داشت و همون کارهای تکراری رو خواهید کرد و همون اشتباهات رو مرتکب خواهید شد و در نهایت هم به احتمال خیلی زیاد خواهید مرد چون هیچ چیزی توی زندگی انسان ها جدید نیست. و وقتی به گذشته نگاه کنی اگر واقعا با خودت رو راست باشی چیزی برای توضیح تمام این سالها "زندگی کردن" پیدا نمیکنی. نه اونقدری که بتونه تمام سختی ها و بار بودن رو توضیح بده.

 

در نهایت هر کسی به چیزی برای معنا دار کردن زندگی پناه میبره. شما هم اگر تا الان زنده هستی این کار رو انجام دادی. ما همه محکوم به زندگی کردنیم.

دوستی داشتم که خیلی هیچ گرا بود. خیلی شدید. چند وقت پیش دیدم داره جاوا اسکریپت میخونه!!

در نهایت یا توی بودن محو میشی یا توی نبودن.

 

شاید قضیه تلخ به نظر بیاد. ولی واقعا نیست.

 

آدمی که انقدر قاطعانه داره پاسخ میده به نظر نمیاد یک باگ خلقتی باشه :ws28: داداچ داری اشتباه میزنی

ما اشتباه

باکتری هم اشتباه ؟؟

کیهان هم اشتباهی ؟؟؟

 

 

نمیدونم شاید درست باشه !

 

اما من میگم شعور بشری خیلی کمتر از اونه که بخواد فعلا به طور راسخ به این سوال پاسخ بده ....

 

بهترین دلیل برای اینکه به زندگی ادامه بدیم اینه که به این پرسش ها پاسخ بدیم ! پاسخ دادنش هم کار یک نفر نیست !

گونه بشر باید تلاش کنه !

  • Like 4

به اشتراک گذاری این ارسال


لینک به ارسال
به اشتراک گذاری در سایت های دیگر

تکمیلی!!!!

 

شاید لازم باشه ! از سایرین در حیات هم کمک بگیریم تا به پاسخ برسیم !

 

همونطور که داریم کمک میگیریم آرام آرام ... حتی از موجودات غیر زنده هم بهره کشی میکنیم!

 

 

منظورم اینه که عمر ماها قد نمیده که به پاسخ کامل رو پیدا کنیم ! اما میتونیم یک گوشه از مسئله رو حل کنیم !

 

ما که اصلا نمیدونیم چطور شروع شدیم ! چطور حالا میخوایم بگیم اشتباهی بود یا نبود ؟

  • Like 3

به اشتراک گذاری این ارسال


لینک به ارسال
به اشتراک گذاری در سایت های دیگر
بابا جاوااسكريپت هم ادم شده اومده سمت object oriented ها ديگه نوع داده ها رو بشدت كنترل ميكنه

هنوزهم جزو پولسازترين شغلها تو دنياست

برو سمت angular و نميدونم node.js مشتري پاش خيلي خوابيده تو همين ايران خودمون

 

پ.ن : من هركاري ميكنم اين دنياي UI كارا رو نميتونم درك كنم خودمو محدود كردم رو سرويس هاي rest ي و backendي

:4564:

 

جاوا هم باید پیشرفت کنه بلاخره دیگه... :دی

میدونم تو ایران اونا خیلی کاربرد داره... ولی من بیشتر دارم میرم سمت یه چیزی که بعدا خودم بتونم یه استفاده شخصی هم ازش بکنم حالا به غیر از کاربرد شغلی...

 

من الان دارم Data Science میخونم... فعلا فقط دارم با کتابخونه های Python کار میکنم و data conditioning و data pulling و data visualization و Naive Bayes و احتمالات عمومی و machine learning... البته میگم ها... الان تازه چند ماهیه شروع کردم... تا الان فقط داشتم در مورد کاربردش و بازارش و پیشرفتش و تاریخچش مطالعه میکردم...

نمیدونم تو ایران الان چقدر کاربرد داره توی بازار آزاد... ولی میدونم توی دولت الان دارن یه جاهایی ازش واسه یه کارایی استفاده میکنن...

این فعلا تنهای چیزیه که خیلی جذبم کرده... تا ببینیم بعدا چی میشه :دی

 

منم با UI کار نمیکنم... UI رو ولش... :دی

  • Like 1

به اشتراک گذاری این ارسال


لینک به ارسال
به اشتراک گذاری در سایت های دیگر
آدمی که انقدر قاطعانه داره پاسخ میده به نظر نمیاد یک باگ خلقتی باشه :ws28: داداچ داری اشتباه میزنی

ما اشتباه

باکتری هم اشتباه ؟؟

کیهان هم اشتباهی ؟؟؟

 

 

نمیدونم شاید درست باشه !

 

اما من میگم شعور بشری خیلی کمتر از اونه که بخواد فعلا به طور راسخ به این سوال پاسخ بده ....

 

بهترین دلیل برای اینکه به زندگی ادامه بدیم اینه که به این پرسش ها پاسخ بدیم ! پاسخ دادنش هم کار یک نفر نیست !

گونه بشر باید تلاش کنه !

 

زیاد درگیر قاطعانه بودن و نبودنش نباشید... مهم نیست واقعا... اعتقادات عموما اینطوری هستند... کسی اعتقاد نسبی نداره... اعتقاد همیشه مثبت هست و قاطع بودن و نبودنش خصوصیتی هست که ما بهش میدیم... و همونطور که گفتم در نهایت کاملا بی اهمیت هست که قاطعانه بیان بشه یا کاملا نسبی بیان بشه یا اینطوری یا اونطوری...

 

البته بنده میدونم این مطلب کیهان و باکتری رو به عنوان یک بحث مطرح نکردید... ولی خوب اینجا یک چیزی لازم هست توضیح داده بشه...

در مورد کیهان نمیشه کلمه ی اشتباه رو به کار برد برای اینکه سیستم بزرگتری وجود نداره... حداقل به شکل یک مکانیزم تاثیر گذار تا الان شواهدی برای وجود نداره... یعنی چیزی وجود نداره که بخواد اشتباه رو مرتکب بشه...

در مورد باکتری ها و موجودات دیگه هم خیر... اشتباه معنایی نداره...

بنده فکر کنم منظورم رو روشن بیان نکردم... منظورم من از اشتباه در حقیقت رسیدن انسان به این حد از هوشیاری بود که بتونه سوالاتی اینچنین رو از خودش بپرسه... به طور کلی اگر نگاه کنیم تمامی مشکلات بشری از هوشیاری بیش از حد اون سرچشمه میگیره... موجودات دیگه هیچوقت چنین مشکلاتی رو ندارند... یک گروه سگ یا گرگ ده قرن پیش دقیقا همون روتینی رو طی میکردند که الان طی میکنند... ولی انسان ها هر روز در تمامی جنبه های زندگی با رنج ها و درد های متفاوتی رو به رو هستند که همگی از زیاد بودن هوشیاری اون سرچشمه میگیره... به دنیای بشری که نگاه بکنید انسان دانسته یا نادانسته همیشه به دنبال کم کردن این هوشیاری بوده... مواد مخدر، مشروب، دارایی های مادی، ازدواج، بچه دار شدن، همه ی قدم هایی که بشر در زندگی برمیداره یا برای کم کردن این هوشیاری هست یا برای پر کردن اون حفره ی خالی در وجود بشر که همیشه به دنبال پیدا کردن پاسخی برای تمامی سوالات بی پاسخ انسان بوده... در تمامی جوامع بشری هم، بزرگان اون جوامع کم و بیش برای هم نوعان خودشون این مسائل رو به بهترین شکلی که توانایی اونها اجازه میداده بیان کردند... و همچنین تمامی ادیان هم در عمق، برای پاسخ به چنین سوالاتی به وجود آمدند...

در ادبیات ایران اینگونه اشعار و نوشته ها بسیار یافت میشه... همچنین در ادبیات کشورهای دیگر هم چنین مطالبی، البته نه با آن ارزش زیبایی شناختی که در ادبیات ایران هست... ولی با زیبایی قابل تقدیری مطرح شده...

 

این تکه ای است از کتاب The conspiracy against the human race

 

"I think human consciousness was a misstep in evolution. We became too self-aware. Nature created an aspect of nature separate from itself. We are creatures that should not exist by natural law. We are things that labour under the illusion of having a 'self'. I think the honourable thing for our species to do is to deny our programming, stop reproducing, to walk hand in hand into extinction. one last night, brothers and sisters opting out of a raw deal."

 

تصور نکنید که این تنها نمونه از این گونه تفکرات است... تقریبا تمامی تفکرات بشری به شکلی برای توضیح چنین مسائلی هستند... و همگی یا با این بنیان که وجود انسان و هوشیاری اون مشکل ساز هست شروع شده اند و در پی پیدا کردن پاسخ هستند، یا در جست و جوی چیزی در نهایت به این نقطه رسیده اند... بنده میتونم چندین و چند کتاب در این باره به شما معرفی کنم...

گذشته از ادبیات و فلسفه علم هم دقیقا به همین سمت رفته...

 

در مورد کم بودن شعور بشری هم خوشبختانه یا بدبختانه فعلا تنها شعوری که وجود داره و ما به اون دسترسی داریم همین هست...

بنده خدایی میگفت یکی از اشتباهاتی که فیلسوفان تازه کار مرتکب می شوند این هست که سعی میکنند برای همه ی سوالات جوابی پیدا کنند!

به نظر من هم بهترین دلیل برای زنده بودن درک زندگی هست. به نظرم شیرین ترین و زیباترین دلیل برای بودن این میتونه باشه... پاسخ به سوالات شاید به این اندازه ارزشی نداشته باشند... گرچه فکر کردن به اونها و به دنبالشون رفتن مسئله ای کاملا جدا هست و به قول شوپنهاور کسی که در زندگی با چنین سوالاتی رو به رو نمیشه از نظر عقلی دچاز عقب ماندگی هست...

 

فرد در رد کردن مسائل بهتره سعی کنه اشتباه argument from ignorance را مرتکب نشه.

  • Like 3

به اشتراک گذاری این ارسال


لینک به ارسال
به اشتراک گذاری در سایت های دیگر

پست اخر رو فرصت نکردم بخونم فعلا. :icon_gol: حیفم اومد، عجله ای بخونمش.

 

 

 

اما مایلم بریم این سمت که دو گروه داریم. یک گروه میگن بی هدف، یک گروه میگن با هدف.

 

در این بین، به نظر من هر دو راست میگن؛ ولی هیچ کدوم جواب این سوال رو نمیدم!

ما چرا اومدیم؟

 

ب نظرتون بهتر نیست یک دیالیکتیک خوب راه بندازیم؟ البته من تلمذ میکنم. این جمله بیشتر خواهشی از شماست.

 

جواب به این سوال که :

اصلا آیا لازم هست، "بودن من" هدف داشته باشه؟ :ws38:

  • Like 2

به اشتراک گذاری این ارسال


لینک به ارسال
به اشتراک گذاری در سایت های دیگر
پست اخر رو فرصت نکردم بخونم فعلا. :icon_gol: حیفم اومد، عجله ای بخونمش.

 

 

 

اما مایلم بریم این سمت که دو گروه داریم. یک گروه میگن بی هدف، یک گروه میگن با هدف.

 

در این بین، به نظر من هر دو راست میگن؛ ولی هیچ کدوم جواب این سوال رو نمیدم!

ما چرا اومدیم؟

 

ب نظرتون بهتر نیست یک دیالیکتیک خوب راه بندازیم؟ البته من تلمذ میکنم. این جمله بیشتر خواهشی از شماست.

 

جواب به این سوال که :

اصلا آیا لازم هست، "بودن من" هدف داشته باشه؟ :ws38:

 

ممنون... خیلی لطف داری... :icon_gol:

 

قبول... فقط منظور از با هدف یعنی با هدف مطلق هست (یعنی مثلا توی ادیان)؟

 

بسیار عالی... من موافقم... خیلی هم خوشحال میشم اتفاقا...

  • Like 3

به اشتراک گذاری این ارسال


لینک به ارسال
به اشتراک گذاری در سایت های دیگر

برای ارسال دیدگاه یک حساب کاربری ایجاد کنید یا وارد حساب خود شوید

برای اینکه بتوانید دیدگاهی ارسال کنید نیاز دارید که کاربر سایت شوید

ایجاد یک حساب کاربری

برای حساب کاربری جدید در سایت ما ثبت نام کنید. عضویت خیلی ساده است !

ثبت نام یک حساب کاربری جدید

ورود به حساب کاربری

دارای حساب کاربری هستید؟ از اینجا وارد شوید

ورود به حساب کاربری

×