رفتن به مطلب

پست های پیشنهاد شده

دادگرا تو را فلک جرعه کش پیاله باد

 

دشمن دل سیاه تو غرقه به خون چو لاله باد:icon_pf (44):

به اشتراک گذاری این ارسال


لینک به ارسال
به اشتراک گذاری در سایت های دیگر

در جمال تو چنان صورت چين حيران شد

كه حديثش همه جا بر در و ديوار بماند

به اشتراک گذاری این ارسال


لینک به ارسال
به اشتراک گذاری در سایت های دیگر

دل و دینم شد و دلبر به ملامت برخاست

 

گفت با ما منشین کز تو سلامت برخاست

به اشتراک گذاری این ارسال


لینک به ارسال
به اشتراک گذاری در سایت های دیگر

تو را ناديدن ما غم نباشد

كه در كويت به از ما كم نباشد

به اشتراک گذاری این ارسال


لینک به ارسال
به اشتراک گذاری در سایت های دیگر

دریغا عیش شبگیری که در خواب سحر بگذشت

ندانی قدر وقت ای دل مگر وقتی که درمانی

به اشتراک گذاری این ارسال


لینک به ارسال
به اشتراک گذاری در سایت های دیگر

یوسفت نام نهادند و به گرگت دادند

مرگ گرگ تو شد ای یوسف کنعانی من

به اشتراک گذاری این ارسال


لینک به ارسال
به اشتراک گذاری در سایت های دیگر

دیده دریا کنم و صبر به صحرا فکنم

و اندر این کار دل خویش به دریا فکنم

به اشتراک گذاری این ارسال


لینک به ارسال
به اشتراک گذاری در سایت های دیگر

ما ز یاران چشم یاری داشتیم

خود غلط بود آنچه میپنداشتیم

به اشتراک گذاری این ارسال


لینک به ارسال
به اشتراک گذاری در سایت های دیگر

مسلمانان مرا وقتی دلی بود

که با وی گفتمی گر مشکلی بود

به اشتراک گذاری این ارسال


لینک به ارسال
به اشتراک گذاری در سایت های دیگر

دلت شاد و لبت خندان بماند

برایت عمرجاویدان بماند

به اشتراک گذاری این ارسال


لینک به ارسال
به اشتراک گذاری در سایت های دیگر

ما ره به کوی عافیت دانیم و منزلگاه انس

ای در تکاپوی طلب گم کرده ره با ما بیا

به اشتراک گذاری این ارسال


لینک به ارسال
به اشتراک گذاری در سایت های دیگر

در حیرتم از این مردم پست

این قوم زنده کش و مرده پرست

زنده تا زنده است کشتنش به جفا

وقتی که مرد بردنش بر سر و دست

به اشتراک گذاری این ارسال


لینک به ارسال
به اشتراک گذاری در سایت های دیگر

تو از دردي كه افتادست بر جانم چه مي داني؟

 

دلم تنها تو را دارد ولي با او نمي ماني

 

تمام سعي تو كتمان عشقت بود در حالي

 

كه از چشمان مستت خوانده بودم راز پنهاني

به اشتراک گذاری این ارسال


لینک به ارسال
به اشتراک گذاری در سایت های دیگر

یعنی که نمودند در آیینه‌ی صبح

کز عمر شبی گذشت و تو بی خبری!

به اشتراک گذاری این ارسال


لینک به ارسال
به اشتراک گذاری در سایت های دیگر

یار اگر ننشست با ما نیست جای اعتراض

پادشاهی کامران بود از گدایی عار داشت

گفتمش در عین وصل این ناله و فریاد چیست

گفت ما را جلوه معشوق در این کار داشت

به اشتراک گذاری این ارسال


لینک به ارسال
به اشتراک گذاری در سایت های دیگر

تمام آيه قران همين است

فقط حيدر اميرالمومنين است

به اشتراک گذاری این ارسال


لینک به ارسال
به اشتراک گذاری در سایت های دیگر

Join the conversation

You can post now and register later. If you have an account, sign in now to post with your account.

مهمان
ارسال پاسخ به این موضوع ...

×   شما در حال چسباندن محتوایی با قالب بندی هستید.   حذف قالب بندی

  تنها استفاده از ۷۵ اموجی مجاز می باشد.

×   لینک شما به صورت اتوماتیک جای گذاری شد.   نمایش به عنوان یک لینک به جای

×   محتوای قبلی شما بازگردانی شد.   پاک کردن محتوای ویرایشگر

×   شما مستقیما نمی توانید تصویر خود را قرار دهید. یا آن را اینجا بارگذاری کنید یا از یک URL قرار دهید.


×
×
  • جدید...