رفتن به مطلب

پست های پیشنهاد شده

تو

یک عذرخواهی به بالش من بدهکاری!

بس که هر شب

چنگ میزنم نبودنت را...

 

بهناز باغساز

به اشتراک گذاری این ارسال


لینک به ارسال
به اشتراک گذاری در سایت های دیگر

منت نگذار بر سَرِ واژه هایِ من...

 

تا عُمر دارم بر این قَسَم می مانم...

 

لعنتش نمی کنم...فارغ از آن که لیاقتش باشد یا نه...

 

من دل خوشم...به اندک خاطرات خوبمان...

 

همین مرا بَس...

 

نمی خواهم به جُرمِ نبودنش...خودم را عمری، لعنت فِرست کنم!:icon_redface:

به اشتراک گذاری این ارسال


لینک به ارسال
به اشتراک گذاری در سایت های دیگر

ميکوشـــم غصه هايــم را غـــرق کنـم

 

ولي لعنتي ها ياد گرفته اند

 

شنــــا ميکنــند...

 

/

به اشتراک گذاری این ارسال


لینک به ارسال
به اشتراک گذاری در سایت های دیگر

خامِ خاطرات گذشته شدم...

 

وقتی که تو لعنت می کردی حسودان به عشقمان را...

 

و حال...من بی تو باید به فرجام حسادت ها بشینم..

به اشتراک گذاری این ارسال


لینک به ارسال
به اشتراک گذاری در سایت های دیگر

خوف دارم از لعنت روزگار..با اینکه به پشیزی نمی ارزد او...

 

اما لعنتش.. نفرین لحظه ها می شود..وقتی رو دورِ بد بیاری بیافتاد...

به اشتراک گذاری این ارسال


لینک به ارسال
به اشتراک گذاری در سایت های دیگر

غمی هست

در حکایتِ آن لیوان

که رَد رُژی بر دهانه‌اش دارد

که به آن اشاره می‌کنند و

به چِندِش پسَش می‌دهند به پیشخدمت

 

مثل حکایتِ آن دخترِ لب‌شِکری

که کسی نمی‌خواهد

لب‌هایش را ببوسد

 

راجرمگاف

برگردان: محمدرضا فرزاد

به اشتراک گذاری این ارسال


لینک به ارسال
به اشتراک گذاری در سایت های دیگر

از بخت یاری ماست شاید،

که آنچه که می خواهیم

یا به دست نمی آید

یا از دست می گریزد.

به اشتراک گذاری این ارسال


لینک به ارسال
به اشتراک گذاری در سایت های دیگر

این شعر های لعنتی همگی بروند به جهنم

که هیچ کدامشان تو را به من برنمیگرداند

همه این شعرها بروند به جهنم

به اشتراک گذاری این ارسال


لینک به ارسال
به اشتراک گذاری در سایت های دیگر

تو در غرب خوابیده ای

من در شرق بیدار

فاصله مان را فقط مدارها می فهمند

اما این توپ سرگردان

آنقدرها که می گویند بزرگ نیست

کافی ست،

نقشه را از وسط تا کنیم

تا به هم برسیم !

به اشتراک گذاری این ارسال


لینک به ارسال
به اشتراک گذاری در سایت های دیگر

بهار بی‌تو

بهار نیست

 

بهار بی تو

سرآغاز ناچاری ـست ...

به اشتراک گذاری این ارسال


لینک به ارسال
به اشتراک گذاری در سایت های دیگر

مازادِ دل...شیر در کیسه نیست تا سَر شیر شود!

 

مازادِ دل..عشق است...که سَر گیر می شود!

 

سرگیری، عالم سیاهِ لعنت هاست...لعنت به انکه تا دیروز کنارت بود...:icon_redface:

به اشتراک گذاری این ارسال


لینک به ارسال
به اشتراک گذاری در سایت های دیگر

بخت بد، تاس لعنتی، جُفت یک آمد...

 

من جُفت شیش می خواستم برای رَهایی از این چاه خود خواسته!:icon_redface:

به اشتراک گذاری این ارسال


لینک به ارسال
به اشتراک گذاری در سایت های دیگر

دل بسته ام به پاییز

 

 

شاید...

 

 

دوباره

 

 

سر ِ مهر بیایی ...!

به اشتراک گذاری این ارسال


لینک به ارسال
به اشتراک گذاری در سایت های دیگر

دوباره پاییز...

 

سوز به تنِ من...رها شدن موی برای تو...

 

دوباره پاییز...

 

لُخت شدن درخت خاطرات برای من...

 

خش خش برگ هاش زیر پای تو...

 

دوباره پاییز...

 

فصل خاطرات لعنتی!

%D9%BE%D8%A7%DB%8C%DB%8C%D8%B2..gif

به اشتراک گذاری این ارسال


لینک به ارسال
به اشتراک گذاری در سایت های دیگر

Join the conversation

You can post now and register later. If you have an account, sign in now to post with your account.

مهمان
ارسال پاسخ به این موضوع ...

×   شما در حال چسباندن محتوایی با قالب بندی هستید.   حذف قالب بندی

  تنها استفاده از ۷۵ اموجی مجاز می باشد.

×   لینک شما به صورت اتوماتیک جای گذاری شد.   نمایش به عنوان یک لینک به جای

×   محتوای قبلی شما بازگردانی شد.   پاک کردن محتوای ویرایشگر

×   شما مستقیما نمی توانید تصویر خود را قرار دهید. یا آن را اینجا بارگذاری کنید یا از یک URL قرار دهید.


×
×
  • جدید...