رفتن به مطلب

پست های پیشنهاد شده

از پشت پنجره طبقه دهم آپارتمان لوكس و مجهز به تمام وسایل مدرن، غوغای ماشین و عبور مردم را تماشا می كند. حسی آمیخته از دلتنگی و بیقراری می آزاردش.

از پشت پنجره به سرسرای مجلل و گرانقیمت برمی گردد. بی حوصله روی مبلی می نشیند و...

در پاركینگ اتومبیلش را روشن می كند و به خیابان می رود. سر از كوچه باغ های باقی مانده شمالی شهر در می آورد؛ كوچه ها برخی هنوز خانه های بزرگ و پردارو درخت دارند. اما در بعضی كوچه ها آپارتمان های بلند طبقه بر بناهای كوتاه اطراف سایه زده اند. برخی خانه ها درحال تخریب هستند... سكوت غریبی وجودش را تسخیر می كند. پنداری دنبال همزبانی می گردد... از محله های قدیمی شمال شهر بیرون می آید... راهش را به سمت جنوب شهر تغییر می دهد. حوالی سرچشمه ماشینش را پارك می كند. كوچه بغل شیرینی فروشی را می گیرد و آرام پیش می رود. با هر گام بخشی از خاطرات دوران كودكی خود را به یاد می آورد. خانه ها بیشتر با همان حیاط و حوض و درخت هستند. كوچه به كوچه معماری های بومی را می كاود...

 

هنوز و همچنان هر یك از ما با هر نوع تفكر، سلیقه و دانش كلاسیك در گذرگاه های شهری وقتی نگاهمان به ساختمان های با معماری سنتی- بومی می افتد لحظاتی مات و مبهوت شیوه معماری گذشته در رعایت كاربردها و ملاحظات انسانی در بافت، ساخت و دوراندیشی های متناسب شرایط اقلیمی محیطی می شود. همه حس و حواسمان به كاربری های مهندسی بومی- فرهنگی این بناها گره می خورد؛ خانه ها، عمارات اداری، بازار و بازارچه و تیمچه ها بعضا با سقف های قوسی آجری و گچبری های دست ساخت و... هنوز هریك از شهروندان در تهران و بسیاری از دیگر شهرها در گستره كشورمان از تماشای معماری های سنتی غرق در غرور هنر، ظرافت اندیشه و باورهای آداب و سنن تنیده در اخلاق و اصالت های ملی- دینی می شود. برخی از این معماری ها را به بچه های خردسال و نوجوان خود نشان می دهند و می گویند این بناهای قدیمی سرمایه های پرشكوه معماری ما هستند، نسل ها در این خانه پر دارودرخت و حوض دار و فضاهای روح پرور و مستقل زندگی كرده اند... و حالا ما... ما گرفتار اتاقك های آپارتمانی بدون روح و فضای مناسب شده ایم... در حسرت یك باغچه سه در دومتری در مساحت آپارتمان شصت، هفتاد متری و حتی بالای صدمتری هستیم...

1112514725512156442067456228132182237233199.jpg

به اشتراک گذاری این ارسال


لینک به ارسال
به اشتراک گذاری در سایت های دیگر

1112514725512156442067456228132182237233199.jpg

ساخت وساز بناها به ویژه اماكن مسكونی به هر نوع سبك دركل نوعی هنر و دانش و پدیده فكری كه درعین حال «فن مادی» است، محسوب می شوند اما مهم دیگر این است كه الزامات مناسبات حیاتی در آن بناهای مسكونی چه اندازه آسایش و نیازهای روحی و فكری انسان را تامین می كرده و می كنند. احساس به این نیاز بعد «معنوی» كار را نشان می دهد این احساس از بدو یك جانشینی انسان در گستره كره خاكی همواره مشهود بوده است. انسان ها در قدمت تاریخی خود در جهت تامین سرپناه، نوعی اندیشه معماری به كار می گرفته اند: از غارها به درآمده به بیابان و دشت روی آورده، نوعی سرپناه با خاك و آب و سنگ ساخته و به مرور با چوپ و گل خانه ای فراهم كرده و همینطور از رهگذر تجارب و نیازها و در گذرگاه تاریخ به آلونك سازی و خانه های خشت گلی محیط زیستی خود را متحول كرده اند. در سیر این تغییرات سعی كرده اند امنیت و آسایش كافی- نسبی- و مناسبتر برای اطراق و ادامه زندگی داشته باشند. آنان هم سلامت روح و جسم خود را به عنوان یك اصل حیاتی مدنظر داشته اند.

 

تحول و نوآوری همانند تاریخ، یك نیاز در ذات زندگانی است. انسان پوینده و تنوع طلب است. بنابراین، نوكردن محیط زیست، همسو با شرایط تاریخی است اما در این دگرگونی ها، توجه ماندگاری هویت ها و آداب انسانی را باید جدی تر گرفت. همچنان كه انسان ها حتی در عصر ارتباطات و تكنولوژی به هویت های بومی- ملی اصیل خود همواره پایبندند مسلماً یكی از راه های پایداری اصالت هر جامعه در حفظ نشانه های فرهنگی چه در پوشش ها، گفتار و رفتار آن ها و چه در سبك و سیاق معماری اماكن مسكونی و اداری است.

در مقابل، كم اعتنایی به هر بخش از آثار شناسنامه ای ملی در هر جامعه و تداوم آن در معماری خانه ها سبب می شود تا نگاه وارداتی بر نشانه های فرهنگی سایه افكند.

می توان به اطمینان گفت الگوبرداری غیربومی و اجرا در ساخت و سازهای مسكونی حس همگرایی، جمع آرایی و اتفاق، فرهنگ سنتی نیكو و حتی مكالمات را خدشه دار می كند چه رسد برای آسایش زندگانی در معماری های تقلیدی كه نیازهای رشد روحی- فكری در تجلیات مدرن، رسوب می شوند.

به اشتراک گذاری این ارسال


لینک به ارسال
به اشتراک گذاری در سایت های دیگر

1296423920543329823123199177322122297068.jpg

لطافت زندگی فدای مدرنیزه می شود!

 

«بی مهری و كم توجهی به فرهنگ ملی- اسلامی در بیشتر امور زندگی مان» نتیجه اش نفوذ رفتار و گفتار نامأنوس در جامعه شده است. رد این نفوذ را از نوع غذا و رفتار آدم ها بگیرید تا محل مسكونی كه انسان در آن همچون پرنده ای است در یك محیط بسته و ناخواسته.»

این نگاه و تعبیر یك خیاط كه به قول خودش روزگاری در خیابان لاله زار جزو بهترین خیاط ها بوده است. «سعدی» خیاط ،حالا در حاشیه ای از شهر كم و بیش مشغول كار است. گاهی هم شعر می نویسد. وی می گوید: «سالها در خانه پدری حوالی امیریه زندگی می كردیم، خانه با حیاط، حوض و باغچه و درخت مثل خانه های دیگر همان محله، اتاقها پنج دری، سقف ها برخی تیرچوب و گچبری دست ساز بودند. شهر مثل الان شلوغ نبود. تابستان ها حتی با یك پنكه رومیزی فضای اتاق معتدل می شد. زمستان برخی كرسی می گذاشتند و بعضی بخاری نفت سوز. زندگی طعم و جریان خوبی داشت. اما الان كجا هستیم؟!... یك آپارتمان با دو سه تا اتاق ده پانزده متری سقف ها كوتاه، نورگیرها كم، فضاهای دلگیركننده... دهها پله را هر روز و شب باید پایین و بالا رفت. از بالای آپارتمان چهار سمت محیط خود را نگاه می كنیم همه آپارتمان و دیوارهای بلند حصاركشی كرده اند. چشم انداز نداریم. نفسی تازه می كند و می گوید: «بوی گل و سبزه به مشام نمی رسد اما سروصدا و دود و آلودگی ماشین، در اطراف ساختمانها زوزه می كشند آسایش، روابط مردمی و راحتی فكر همه فدای ساختمانهای بلندمرتبه، شلوغی جمعیت و سروصدای ماشین ها شده است.» به باور وی در این تراكم ساخت و سازها، خانه های سنتی الان هم دلپذیرند. با روح و نورند. از بی توجهی ها انتقاد می كند و می گوید: «عده ای با فرهنگ غیرایرانی و عده ای با پول های كلان به دست آورده، شكل و نمای زندگی را عوض كرده اند. ادعا می كنند زندگی مدرن، بنای مدرن و این كه دنیا عوض شده است. این تحفه ها روح زندگیمان را گرفته اند.» سعدی بر این باور است كه فرهنگ های اصیل در هر جامعه ای كه لطمه دیده، از همین فرهنگ های وارداتی بوده است. دلتنگی ها برای همان كوچه و بازارچه های تو درتو و خانه های مستقل و همزبانیهای محله ای ها است، می گوید: «امتحان كنید ده ها نفر در یك آپارتمان هستند، كمتر كسی همسایه خود را می شناسد و رفت و آمد می كند. این نتیجه دیگر بیگانه زدگی ها است.»

به اشتراک گذاری این ارسال


لینک به ارسال
به اشتراک گذاری در سایت های دیگر

وقتی چشمها از نگاه كردن خسته می شوند

 

سیری در تاریخ بناهای قدیمی و داده های پژوهشی درباره خانه سازی در كشور نشان می دهد كه معماری ایرانی در دنیا بسیار با ارج و گرامی به شمار می آید و همواره هنر و اندیشه خلاق معماران ایرانی ستایش شده است. اما متأسفانه اگر چه نزد همگان از جمله نخبگان شهرسازی و معماری ایرانی و خارجی جایگاه حمایتی دارد، اما عوامل جانبی از جمله شرایط اقتصادی، رشد جمعیت، توسعه شهری و... انباشت سرمایه های سرگردان از یك سو و نیاز مفرط به تأمین مسكن از دیگر سو طی دهه های گذشته تاكنون سبب شده كه فرهنگ بساز و بفروشی بر تاریخ چند صدساله معماری ایرانی حاكمیت گسترده ای یابد! در این راستا، بدون هیچ توجه به فرهنگ اصیل ملی در نقاط مختلف شهرهای كشور به ویژه در كلان شهر تهران تیشه های بدون تأمل و اندیشه معنوی بر بناهایی با ساختار های بومی- سنتی فرود آمدند و یكی پس از دیگری خانه هایی با سبك و ساخت پیشین كه نمونه هایی از شرایط كاملا مناسب زندگی بر وفق نیازهای انسانی و مأنوس و فراگیر روانی، فرهنگی، فكری، آسایش و امنیت زیستی بودند، تخریب شده و می شوند و جای آنها معماری مقلدانه مدرن به تركیب آپارتمان های چند واحدی طبقاتی، مجتمع ها و بلند مرتبه سازی ها رشد و نما كرده اند آنهم بدون هیچ قاعده و ضابطه در ارتفاع سازیها كه چشم را خسته می كنند.

 

15022517410115522814374230105522276063642.jpg

به اشتراک گذاری این ارسال


لینک به ارسال
به اشتراک گذاری در سایت های دیگر

15022517410115522814374230105522276063642.jpg

گذری به شیوه معماریهای بومی

 

شرایط اقلیمی و شناخت موقعیت آب و هوایی مناطق مختلف سرزمینمان- كه برخوردار از وضعیت معتدل مدیترانه ای و همچنین متاثر از فرایندهای جوی و طبیعی دریای خزر است- همواره مورد توجه و دقت نظر معماران سنتی و سازندگان بناهای شهری به ویژه خانه های مسكونی بوده كه در بطن دست ساخته های خود نیازهای متناسب با موقعیت جغرافیایی موجود را رعایت می كرده اند و نما، پوشش و مصالح و... به كار رفته با میزان بارندگی، رطوبت و نیز آب و هوای خشك و گرمای هر منطقه سازگاری داشته و در عین حال اصالت معماری غنی كشورمان را به چشم و دل هر بیننده ای می نشانده است.

17358731379410204192235224966014323955187.jpg

«محمدحسن ابریشمی» پژوهشگر و متخصص در مقولات تاریخ كشاورزی ایران و مولف كتاب پسته ایران كه در سال 73 به عنوان كتاب سال شناخته شده است، نقبی به موقعیت معماری سنتی- ایرانی می زند. وی با بیان این كه در بناهای مسكونی بخشی از نیازها و تجهیزات متناسب با وضعیت اقلیمی رعایت می شد می افزاید: «حتی ظروف غذاخوری مردمان از سفالی خاص متناسب با شرایط اقلیمی تهیه می شد. در خصوص مسكن به عنوان نمونه در كرانه های كویر كاشان، نطنز، كاشمر و شاهرود ساخت و ساز خانه ها همچنان به تناسب وضعیت اقلیمی این مناطق صورت می گرفت. یا در خواف و بیرجند ساختمان ها به شكل معماری گنبدی و به وسیله كاهگل پوشش می شده است، به دلیل آن كه خنكی فضای درون اتاق ها در تابستان تامین و نگهداری شود. وی با اشاره به رعایت اصول فنی در بناهای قدیمی می گوید:«توجه معماران و ساكنان به چرخش خورشید هم بوده بدین صورت آفتاب صبح و ظهر كه روی بام های گنبدی شكل می تابیده متناسب با حركت خورشید و مقدار تابش آن بوده است. لذا در طول تابستان و زمستان اعتدال نسبی گرماو سرما حاصل می شده است. از سوی دیگر، روی بام ها منفذی تعبیه شده بود كه در زمستان نیز از آن برای بهداشت و تهویه هوای ناشی از سوخت گرمازایی درون اتاقها استفاده می شده است چرا كه ساكنان خانه ها در فصل زمستان با استفاده از گودال مخصوص برافروختن آتش- گرمازایی در اتاق محیط شان را گرم می كردند. اما برای آن كه از دود و گاز و بخار آتش كه به حالت اخگر در می آورده اند، مصون بمانند، آن روزنه بالای بام (اتاق) به عنوان هواكش، كار تخلیه آلایندگی آتش درون چال داخل اتاق را انجام می داده است. روز كه می شد، سرپوش آن روزنه را می بستند. به مرور چاله آتش به كنار دیوار اتاق منتقل و برای خروج دود و دم آتش نیز دودكش در دیوار همجوار محل آتش نصب می كردند. از دیگر تدابیر و ویژگی های موردنظر در ساخت اماكن مسكونی و در خصوص فصل تابستان در نواحی كویر به ویژه سیستان، در محل درگاه اتاق (فضای باز مشرف به اتاق) ساكنان بوته خار می انباشتند و در بالای درگاه، مشك آب می آویختند آب به صورت قطره ای از مشك روی بوته خار می ریخت. در نتیجه وزش باد و نمدار شدن خارها فضای درون اتاق خنك می شد. این شیوه خنك كردن درون اتاق ها در دو هزار سال پیش، بعدها- با ماشینی شدن بسیاری از وسایل- در قالب و شكل كولر به تقلید از «خارخانه» نمایان شد. در واقع ایرانی ها ابداع كننده كولر بوده اند.

24922617254511861741031392547111214324257241.jpg

ابریشمی به تسهیلات و وسایل خنك كننده فضای خانه ها به شیوه ای دیگر، در دوران گذشته اشاره می كند و می گوید: «اما در نواحی دیگر مثل یزد و كاشان بادگیرهایی روی بام ها مرتبط با اتاق ها ساخته می شد. این بادگیرها ازچهار سمت باز بودند به طوری كه از هر چهار سو باد وارد اتاق ها می شد. همچنین در داخل خانه ها حوض سنگی كوچك وجود داشته كه هوای خشك را مرطوب و تلطیف می كرد و گلدان هایی بیشتر از نوع شمعدانی اطراف لبه حوض گذاشته می شد. اصولا حوض و گلدان و سبزه در اكثر خانه ها وجود داشت. بعضا هنوز در خانه های قدیمی نسل معماری بومی- ایرانی وجود دارند.»

 

منبع: تبیان

به اشتراک گذاری این ارسال


لینک به ارسال
به اشتراک گذاری در سایت های دیگر

Join the conversation

You can post now and register later. If you have an account, sign in now to post with your account.

مهمان
ارسال پاسخ به این موضوع ...

×   شما در حال چسباندن محتوایی با قالب بندی هستید.   حذف قالب بندی

  تنها استفاده از ۷۵ اموجی مجاز می باشد.

×   لینک شما به صورت اتوماتیک جای گذاری شد.   نمایش به عنوان یک لینک به جای

×   محتوای قبلی شما بازگردانی شد.   پاک کردن محتوای ویرایشگر

×   شما مستقیما نمی توانید تصویر خود را قرار دهید. یا آن را اینجا بارگذاری کنید یا از یک URL قرار دهید.


×
×
  • جدید...